𝔭𝔱𝔬𝔩𝔢𝔪𝔞𝔢𝔞
13 subscribers
1.26K photos
303 videos
184 links
Hmmm

or I just talk about things that give
me a sense of being alive.

https://t.me/archiveofmyownig

t.me/RedChtBot?start=663025961

https://t.me/sweetmourninglambbot
Download Telegram
Forwarded from pussy omelette (آلبالو) (Mahak)
اخ لعنت به گشادی و افسردگی
ایکاش یکیشو نداشتم این مدت حداقلحثحثحصح
Forwarded from زوال عقل (Quirky)
دیگه نمی‌دونم چی می‌نویسم. فکر میکنم که دیگه هیچ‌چیز، مطلقا هیچ‌چیز، مهم نیست و نخواهد بود. مهم نیست که جنگه، مهم نیست نمیتونم به اینترنت وصل بشم، مهم نیست رهبر مرد، مهم نیست پنجره‌های شکسته، مهم نیست صدای موشک و بمب و انفجار ساعت سه نصف شب، مهم نیست عید و سفره هفت سین، مهم نیست لباس‌های نو، مهم نیست قهوه یخ کرد، مهم نیست جورابم سوراخه، مهم نیست صورتم رو نشستم، مهم نیست اتاق نامرتب، مهم نیست درِ مربا باز موند، مهم نیست دیروز یه مسلمون که انگار حاصل جفت گیری کفتار و خوک بود بهم فحش داد، مهم نیست گله کرکس‌های تعصبی اسلامی سر هر خیابون، مهم نیست نهار چی خوردم، مهم نیست شام چی داریم، مهم نیست به قبر مادربزرگ سر نزدم، مهم نیست ایران درست نمیشه، مهم نیست ناراحتم، مهم نیست لاکم خشک شده، مهم نیست بابا چقدر سیگار میکشه، مهم نیست موهام مو خوره زده، مهم نیست ساعت چنده، مهم نیست به گل‌ها آب ندادم، مهم نیست دمپایی دستشویی خیسه، دیگه حتی مهم نیست مامان دوستم نداره. فکر میکنم که ایران همه‌چیز رو از ما گرفت، عزیزانمون، رویاهامون، اعتقادات و باورهامون، امیدمون، خودمون. ایران ما رو از خودمون گرفت. متاسفم.
Forwarded from دوزخ امّا سرد
محدودیت‌های جنگی احمقانه و استبدادی که اساساً هیچ ربطی به تأمین امنیت شهروندان نداره -همان‌طور که پیش از این نداشته- منو بسیار بیش‌تر در یک ماه اخیر آزرده تا احساس خطر از بمب و موشک.
میزان نفرتم از این اراذل و اوباش فرومایه وصف‌شدنی نیست.
Forwarded from دوزخ امّا سرد
ساختار سرکوب ج.ا بر اساس «طرد» و «تحقیر» بنا شده است. ابتدا تا جای ممکن اخراج، زندانی و حذف کردن عناصر نامطلوب، سپس برخورد تحقیرآمیز با مقاومت‌کنندگان.
تبعیض بزرگ‌ترین ابزار تحقیر در این حکومت است. خودی‌ها همه‌چیز دارند، راه زندگی خودی‌ها سرپایینی‌ست، خودی‌ها از تمام مواهب بهره‌مندند، در جدیدترین نسخه‌اش، خودی‌ها می‌توانند با اینترنت آزاد مزخرف ببافند تا مردم خرفت و‌ احمق بی‌لیاقت را راجع به اتفاقات واقعی جهان بیرونی آگاه کنند. مقاومان باید ساعت‌ها از وقت و ده‌ها دلار از پول‌شان را صرفاً خرج «دسترسی کوتاه به اخبار حقیقی» کنند. هیچ تلاش برای تحقیری نمی‌تواند تا این میزان مشمئزکننده و چندش‌آور و بدوی باشد.
Forwarded from دوزخ امّا سرد
البته نباید فرض شود تمام حامیان اراذل و اوباش جیره و مواجب بگیرند، بسیاری بدون هیچ کمکی، درحالی که خودشان هم ضرر می‌کنند از حمایت از ارباب دست نمی‌کشند. راجع به این حکومت خاص، که بر اساس توهمات ایدئولوژیک مبتنی بر مذهب بنا شده، چنین احمقانی اصلاً در اقلیت‌‌شان نیستند.
هرچند، آنان نیز به اندازهٔ کسانی که «به خاطر ایران!» زیر بیرق دیکتاتوری رفتند خنده‌دار نمی‌نمایند. هیچ چیز مثل فرقهٔ «برای ایران!» مضحک نیست.
کدو اینطوریه که نمی‌پزه نمی‌پزه بعد دو دقیقه که روتو می‌کنی اون‌ور ذغال میشه
عکس زمین یک جور خوشگله انگار نه انگار در جنگ و بدبختی به سر می‌بریم
Forwarded from دوزخ امّا سرد
کل تلگرامم اخبار و تحلیل‌های احمقانه‌ست که دسترسی به همون‌ها برای بسیاری آرزوست. دلم برای ادمین‌های موردعلاقم و مطالب آشنایانم تنگ شده. از این‌که نمی‌تونم هر عکس و ویدیویی رو با خیال راحت باز کنم خسته‌ام.
Forwarded from ارجاعات
«از اوضاع حقیر خواسته باشید مانند سابق به‌طرز احمقانه‌ای می‌گذرد. فقط روزها می‌آیند و می‌روند. نه حقی داریم که از کسی بازخواست کنیم نه میهنی که به گذشته و آیندۀ آن علاقه‌مند باشیم. نه آینده‌ای که برای بهبودی آن بکوشیم و نه زال و زاتولی که در تأمین آیندۀ او تلاشی بکنیم و نه دماغی و دلی که به کاری سر خودمان را گرم کنیم. بدتر از Huis clos [دوزخ] سارتر. همه‌چیز بی‌طرفانه می‌گذرد. با جار و جنجال و سر و صدا. ما هم روزی چند چروکِ بیش‌تر، چند ناخوشیِ تازه، چند موی سفید برای فردای خودمان ذخیره می‌کنیم. از زندگی حیوانی و نباتی هم گذشته، به حالت سنگ افتاده‌ایم. این‌هم یک‌جورش است. گیتی است کِی پذیرد هم‌واری؟
از این‌جور مزخرفات زیاد می‌شود کاغذ را سیاه کرد اما هرچه فکر می‌کنم مطلبی ندارم که بنویسم. هوا گاهی ابر است گاهی آفتاب گاهی سرد و یا گرم است. بعضی‌ها به آدم خوبی می‌کنند بعضی‌ها بدی. مثل این‌که این‌ها هم کهنه شده است. شاید مقدمات جنون دارد شروع می‌شود.»

نامهٔ ۷۲، ۵ آذر ۱۳۲۸، صفحهٔ ۱۸۷.

- همان (هدایت، ۱۳۷۹).
@erjahat
Forwarded from ارجاعات
ارجاعات
«از اوضاع حقیر خواسته باشید مانند سابق به‌طرز احمقانه‌ای می‌گذرد. فقط روزها می‌آیند و می‌روند. نه حقی داریم که از کسی بازخواست کنیم نه میهنی که به گذشته و آیندۀ آن علاقه‌مند باشیم. نه آینده‌ای که برای بهبودی آن بکوشیم و نه زال و زاتولی که در تأمین آیندۀ او…
«فقط امیدوارم بمب اتمی آن‌قدر ارزان بشود که توی کلهٔ من هم یکی از آن‌ها را بزنند. زیاد پرت‌وپلا نوشتم. گفتم که احمقانه است و جور دیگری هم نمی‌تواند باشد. یک خلأیی است مال دیگران. ما بی‌خود توی‌اش افتاده‌ایم و دست و پا می‌زنیم و می‌خواهیم ادای آن‌های دیگر را دربیاوریم. همین.»

نامهٔ ۷۵، ۱۱ تیر ۱۳۲۹، صفحهٔ ۱۹۲.

- همان (هدایت، ۱۳۷۹).
@erjahat
Forwarded from Gibson girl (Rosha)
نمی‌دونم چطوری توضیح بدم. رفتار جهانیان با ما عوض شده.
Forwarded from Gibson girl (Rosha)
ناگهان همه فکر می‌کنن ما سال‌هاست داریم دروغ می‌گیم و طرف بده ماجرا ما هستیم.
خیلیا رو نمیشه عکس گرفت و حتی توی عکس هم زیباییش کامل دیده نمیشه
کاش میتونستم نقاشی‌شون کنم