Forwarded from The Clamor Of Being (Arsam Parvas)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from . humint
ضدجنگترینِ ما، هموطنی بود که بند کفشش را سفت کرد و رفت تا در برابر رژیمی بایستد که بر ترور، تهدید جهان و ویرانی بنا شده است. همان کسی که شما امروز حتی یک بار نامش را نمیبرید، اما گلوله را به سر و سینهاش شلیک کردید.
شما ضدجنگ نیستید؛ شما از جنگ تغذیه میکنید. سکوتتان در برابر خشونت، و فریادتان فقط وقتی که منافعتان به خطر میافتد، نشان میدهد مسئلهتان جنگ نیست، مسئلهتان حفظ قدرت به هر قیمتی است.
جنگطلب واقعی کسی است که سرکوب را عادی میکند، تهدید را سیاست میداند، و مردم بیدفاع را هدف قرار میدهد.
شما ضدجنگ نیستید؛ شما از جنگ تغذیه میکنید. سکوتتان در برابر خشونت، و فریادتان فقط وقتی که منافعتان به خطر میافتد، نشان میدهد مسئلهتان جنگ نیست، مسئلهتان حفظ قدرت به هر قیمتی است.
جنگطلب واقعی کسی است که سرکوب را عادی میکند، تهدید را سیاست میداند، و مردم بیدفاع را هدف قرار میدهد.
Forwarded from پناهگاه دخترا ( فعلا شعبه ۲ ) (neg(od))
جمهوری اسلامی رو بگایی هم رجز میخونه که کیرتو گروگان گرفتیم
Forwarded from کتاب بیگانه
بزرگترین دشمن دولت، انتقاد فکری مستقل است.
#AnatomyOfTheState
#AnatomyOfTheState
Forwarded from کتاب بیگانه
حتی اگر 70 درصد از مردم تصمیم به قتل 30 درصد باقیمانده میگرفتند، این هنوز قتل بود و خودکشی داوطلبانه از سوی اقلیت کشتهشده محسوب نمیشد. هیچ استعاره ارگانیک، هیچ عبارت بیربط دیگری مبنی بر اینکه "همه ما بخشی از یکدیگر هستیم" نباید اجازه داده شود که این واقعیت اساسی را پنهان کند.
#AnatomyOfTheState
#AnatomyOfTheState
Forwarded from راچِستر
اخ کیرم دهنتون که حمایت کردنتون از فلسطین هم به خاطر یهودستیزیتون بود.
Forwarded from دوزخ امّا سرد
هروقت میبینم عمر عزیزم داره اینطور تلف میشه، در امید اینکه جای جهنم جدید به جهنم قدیمی برگردم، قلبم میشکنه. دلم برای عاقبت خودم میسوزه.
Forwarded from pussy omelette (آلبالو) (Mahak)
اخ لعنت به گشادی و افسردگی
ایکاش یکیشو نداشتم این مدت حداقلحثحثحصح
ایکاش یکیشو نداشتم این مدت حداقلحثحثحصح
Forwarded from pussy omelette (آلبالو) (Mahak)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from زوال عقل (Quirky)
دیگه نمیدونم چی مینویسم. فکر میکنم که دیگه هیچچیز، مطلقا هیچچیز، مهم نیست و نخواهد بود. مهم نیست که جنگه، مهم نیست نمیتونم به اینترنت وصل بشم، مهم نیست رهبر مرد، مهم نیست پنجرههای شکسته، مهم نیست صدای موشک و بمب و انفجار ساعت سه نصف شب، مهم نیست عید و سفره هفت سین، مهم نیست لباسهای نو، مهم نیست قهوه یخ کرد، مهم نیست جورابم سوراخه، مهم نیست صورتم رو نشستم، مهم نیست اتاق نامرتب، مهم نیست درِ مربا باز موند، مهم نیست دیروز یه مسلمون که انگار حاصل جفت گیری کفتار و خوک بود بهم فحش داد، مهم نیست گله کرکسهای تعصبی اسلامی سر هر خیابون، مهم نیست نهار چی خوردم، مهم نیست شام چی داریم، مهم نیست به قبر مادربزرگ سر نزدم، مهم نیست ایران درست نمیشه، مهم نیست ناراحتم، مهم نیست لاکم خشک شده، مهم نیست بابا چقدر سیگار میکشه، مهم نیست موهام مو خوره زده، مهم نیست ساعت چنده، مهم نیست به گلها آب ندادم، مهم نیست دمپایی دستشویی خیسه، دیگه حتی مهم نیست مامان دوستم نداره. فکر میکنم که ایران همهچیز رو از ما گرفت، عزیزانمون، رویاهامون، اعتقادات و باورهامون، امیدمون، خودمون. ایران ما رو از خودمون گرفت. متاسفم.
Forwarded from دوزخ امّا سرد
محدودیتهای جنگی احمقانه و استبدادی که اساساً هیچ ربطی به تأمین امنیت شهروندان نداره -همانطور که پیش از این نداشته- منو بسیار بیشتر در یک ماه اخیر آزرده تا احساس خطر از بمب و موشک.
میزان نفرتم از این اراذل و اوباش فرومایه وصفشدنی نیست.
میزان نفرتم از این اراذل و اوباش فرومایه وصفشدنی نیست.