FONCÉ
سیاهچالهای تاریک دنیای من انقدر کثیف و خاکیه که اگر حتی از صد کیلومتریشم رد بشی، گرد و خاکیت میکنه. سرماش میسوزونه، اما گرما میبخشه؛ نه یه گرمای معمولیِ از قبل تعریفشده، نه. گرمایی که تا ژرفای وجودتو توی خودش حل کنه. هیچکس تا الان نتونسته به دل اون…
" تاریکیش یه تاریکی معمولی نیست که بعد مدتی چشم هات بهش عادت کنه "
FONCÉ
سیاهچالهای تاریک دنیای من انقدر کثیف و خاکیه که اگر حتی از صد کیلومتریشم رد بشی، گرد و خاکیت میکنه. سرماش میسوزونه، اما گرما میبخشه؛ نه یه گرمای معمولیِ از قبل تعریفشده، نه. گرمایی که تا ژرفای وجودتو توی خودش حل کنه. هیچکس تا الان نتونسته به دل اون…
" پس تو دیگه یه گمشده توی اون خیابون برفیو تاریکی "
FONCÉ
سیاهچالهای تاریک دنیای من انقدر کثیف و خاکیه که اگر حتی از صد کیلومتریشم رد بشی، گرد و خاکیت میکنه. سرماش میسوزونه، اما گرما میبخشه؛ نه یه گرمای معمولیِ از قبل تعریفشده، نه. گرمایی که تا ژرفای وجودتو توی خودش حل کنه. هیچکس تا الان نتونسته به دل اون…
" اما سکوت من سنگین تر از برف بود همیشه "
FONCÉ
سیاهچالهای تاریک دنیای من انقدر کثیف و خاکیه که اگر حتی از صد کیلومتریشم رد بشی، گرد و خاکیت میکنه. سرماش میسوزونه، اما گرما میبخشه؛ نه یه گرمای معمولیِ از قبل تعریفشده، نه. گرمایی که تا ژرفای وجودتو توی خودش حل کنه. هیچکس تا الان نتونسته به دل اون…
" وحالا بیشتر از هر زمان دیگه ای قراره تلخ باشم "
چیزی که بقیه از چنلتون میبینن در مقابل چیزی که پشتش پنهان شده.
بزرگترین تناقضتون، چیزی که هیچوقت به زبون نمیاریدو در آخر، حکم آینه.
این آینه قرار نیست چیزی رو بی دلیل نشون بده
فقط چیزی رو نشون میده که واقعیه و شاید نمیخواید ببینید