My folder vip
76 subscribers
202 photos
82 videos
622 files
499 links
آرشیو یادگیری هک/امنیت

اینجا فولدر شخصی من برای یادگیری و ثبت مطالب Linux، Networking و Cyber Security است.

🔐 LPIC | Network+ | CEH | SANS
🐧 Linux & System Administration
🌐 Networking & Troubleshooting
💻 Python & Security Tools
🧪 Labs | CTF | Prac
Download Telegram
قسمت بیست‌وهفتم — LDD و Chroot 🐧

————————
chroot چیست؟
chroot مخفف Change Root است؛ ریشه‌ی فایل‌سیستم یک Process را به یک پوشه تغییر می‌دهد.
یعنی کاربر داخل یک محیط محدود و جداشده از فایل‌سیستم اصلی قرار می‌گیرد.
⚠️

chroot
به‌تنهایی Sandbox امنیتی کامل نیست و برای ایزوله‌سازی قوی باید از Container یا روش‌های امنیتی دیگر استفاده کرد.


—————————

1️⃣ ساخت محیط
mkdir -p /home/test/dev

ساخت مسیر /home/test/dev.
—————————
2️⃣ ساخت Device Fileها
mknod -m 666 null c 1 3
mknod -m 666 tty c 5 0
mknod -m 666 zero c 1 5
mknod -m 666 random c 1 8

این‌ها Device Fileهای لازم برای بعضی برنامه‌ها هستند:

null → دور ریختن خروجی
tty → ارتباط با Terminal
zero → تولید داده صفر
random → تولید داده تصادفی

c یعنی Character Device.
—————————
3️⃣ تنظیم Permission
chown root:root /home/test
chmod 0755 /home/test
ls -ld /home/test

مالک را root و Permission را 755 می‌کند.
—————————
4️⃣ انتقال Bash
mkdir bin
which bash
cp -v /bin/bash /home/test/bin

which bash مسیر Bash را پیدا می‌کند.
—————————
5️⃣ ldd چیست؟
ldd /bin/bash

وابستگی‌های Dynamic برنامه را نشان می‌دهد.

مثلاً:
libc.so.6
libtinfo.so.6
ld-linux-x86-64.so.2

یعنی Bash برای اجرا به این Libraryها نیاز دارد.
—————————

6️⃣ کپی Libraryها
mkdir -p /home/test/lib64
cd /home/test/lib64

سپس Libraryهایی که ldd نشان داده را داخل محیط Chroot قرار می‌دهیم.
مثلاً:
cp /lib64/libtinfo.so.6 .
cp /lib/x86_64-linux-gnu/libc.so.6 .
cp /lib64/ld-linux-x86-64.so.2 .

نکته: مسیر Libraryها به توزیع و معماری سیستم بستگی دارد؛ همیشه اول خروجی ldd /bin/bash را بررسی کنید.
(.) در انتهای دستور یعنی پوشه فعلی.(منظور همان نقطه است)

—————————
7️⃣ ساخت User
useradd ali
passwd ali

—————————

8️⃣ ساخت فایل‌های User داخل Chroot
cd /home/test
mkdir etc

cp -v /etc/passwd /home/test/etc/
cp -v /etc/group /home/test/etc/

—————————

9️⃣ فعال کردن Chroot برای User
فایل SSH:
nano /etc/ssh/sshd_config

اضافه می‌کنیم:
Match User ali
ChrootDirectory /home/test

سپس:
systemctl restart sshd

حالا User ali هنگام SSH وارد /home/test می‌شود.
—————————

🔟 چرا ls کار نمی‌کند؟
چون داخل Chroot فقط فایل‌هایی را داریم که خودمان ساخته‌ایم.
پس:
mkdir -p /home/test/usr/bin
cp /usr/bin/ls /home/test/usr/bin/

اما فقط کپی کردن ls کافی نیست؛ ls هم مثل Bash وابستگی‌های خودش را دارد. باید Libraryهای موردنیاز آن را با ldd /usr/bin/ls پیدا و داخل Chroot قرار دهیم.


🧠 مفهوم کلی
سیستم اصلی
│
└── /home/test
│
├── bin/bash
├── usr/bin/ls
├── lib / lib64
├── etc/passwd
└── dev/

به این ساختار Chroot Environment می‌گوییم.
یعنی برای کاربر یک محیط محدود می‌سازیم و مشخص می‌کنیم چه فایل‌ها و برنامه‌هایی داخل آن در دسترس باشند.
👏2
قسمت بیست و هشتم — top and ps 🐧

————————
پردازش (Process) چیست؟
هر برنامه‌ای که در حال اجراست، یک Process ایجاد می‌کند.
هر Process یک شناسه دارد:
PID

یعنی Process ID؛ شماره‌ای که سیستم‌عامل برای شناسایی هر Process اختصاص می‌دهد.
———————————-

ps چیست؟
برای مشاهده Processهای در حال اجرا استفاده می‌شود.
ps

Processهای مربوط به Terminal فعلی را نشان می‌دهد.
برای مشاهده تقریباً تمام Processها:
ps aux

اطلاعات مهم:
USER → اجراکننده Process
PID → شناسه Process
%CPU → مصرف CPU
%MEM → مصرف RAM
STAT → وضعیت Process
COMMAND → دستور/برنامه

مثلاً پیدا کردن یک Process:
ps aux | grep ssh

———————————

top چیست؟
برای مانیتور لحظه‌ای Processها و منابع سیستم:
top

اطلاعاتی مثل:
CPU
RAM
Load Average
Processes
PID
%CPU
%MEM

را به‌صورت زنده نمایش می‌دهد.
برای خروج:
q

——————————————

htop
نسخه‌ی راحت‌تر و تعاملی‌تر top است:
htop

اگر نصب نبود:
dnf install htop

یا در Debian:
apt install htop

داخل htop معمولاً می‌توان Processها را راحت‌تر مشاهده، مرتب و مدیریت کرد.

—————————

خلاصه
Process → برنامه در حال اجرا
PID → شماره شناسایی Process

ps → نمایش Processها
ps aux → نمایش گسترده Processها
top → مانیتور لحظه‌ای Processها
htop → نسخه تعاملی‌تر top

چند دستور مهم برای تمرین:
ps aux
ps aux | grep ssh
top
htop


=======================

قسمت بیست و نهم — tmux 🐧
————————
tmux چیست؟
tmux یک Terminal Multiplexer است؛ یعنی می‌توانیم یک ترمینال را به چند بخش تقسیم کنیم و چند برنامه را هم‌زمان اجرا کنیم.
مهم‌ترین کاربردش روی SSH است؛ اگر اتصال SSH قطع شود، Session می‌تواند همچنان فعال بماند.

————————-
اجرای tmux
tmux

ساخت Session با نام:
tmux new -s test

دیدن Sessionها:
tmux ls

اتصال دوباره:
tmux attach -t test

خروج از Session بدون بستن آن:
Ctrl + B → D

بستن Session:
tmux kill-session -t test

———————

تقسیم صفحه
داخل tmux:
Ctrl + B → %

تقسیم عمودی
Ctrl + B → "

تقسیم افقی
جابجایی بین پنجره‌ها:
Ctrl + B → Arrow Keys

ساخت Window جدید:
Ctrl + B → C

رفتن به Window بعدی:
Ctrl + B → N

—————————-

screen چیست؟
screen هم مانند tmux یک Terminal Multiplexer است.
اجرای آن:
screen

ساخت Session:
screen -S test

دیدن Sessionها:
screen -ls

اتصال مجدد:
screen -r test

جدا شدن بدون بستن:
Ctrl + A → D

—————————————————
🧠 خلاصه فصل
tmux   → Terminal Multiplexer جدیدتر و قدرتمند
screen → Terminal Multiplexer قدیمی‌تر

tmux new -s test → ساخت Session
tmux ls → مشاهده Session
Ctrl+B D → جدا شدن
tmux attach → اتصال مجدد

نکته طلایی: برای کارهای طولانی روی سرور و مخصوصاً اتصال SSH، tmux یکی از ابزارهای خیلی کاربردی لینوکس است.

=====================
👏1
قسمت سی ام — Kill 🐧
جلسه اخر فصل دوم

————————
Job چیست؟
Job پردازشی است که از داخل Shell اجرا شده و Shell آن را مدیریت می‌کند.
مشاهده Jobها:
jobs

اجرای برنامه در Background:
command &

مثلاً:
sleep 100 &

برگرداندن Job به Foreground:
fg

فرستادن Job به Background:
bg

متوقف کردن موقت برنامه:
Ctrl + Z

——————————-


& چیست؟
وقتی & آخر دستور قرار می‌دهیم، برنامه در Background اجرا می‌شود و Terminal آزاد می‌ماند:
sleep 100 &

——————————

kill چیست؟
برای ارسال Signal به Process استفاده می‌شود.
kill PID

مثلاً:
kill 1234

اگر Process با Signal معمولی بسته نشد:
kill -9 1234

———————————

Signal چیست؟
Signal یک پیام کنترلی است که به Process ارسال می‌شود.

چند Signal مهم:

SIGHUP
1
قطع ارتباط/Reload در برخی برنامه‌ها

SIGINT
2
Interrupt؛ مشابه Ctrl+C

SIGQUIT
3
خروج همراه با Core Dump

SIGKILL
9
توقف اجباری

SIGTERM
15
درخواست خاتمه محترمانه

SIGSTOP
19
توقف اجباری Process

SIGCONT
18
ادامه Process متوقف‌شده

————————

دیدن همه Signalها:
kill -l

به‌طور معمول اول از:
kill PID

استفاده می‌کنیم که SIGTERM است؛ kill -9 آخرین راه است چون برنامه فرصت Cleanup ندارد.

—————————-

killall
بر اساس نام Process عمل می‌کند:
killall firefox

یعنی Processهای دارای این نام را هدف می‌گیرد.

————————

pkill
برای ارسال Signal بر اساس نام یا الگوی Process:
pkill firefox

مثلاً:
pkill -9 firefox

————————-

🧠 جمع
jobs       → مشاهده Jobها
& → اجرای Background
Ctrl + Z → توقف موقت
bg → ادامه در Background
fg → آوردن به Foreground

kill PID → ارسال Signal به PID
killall → بر اساس نام
pkill → بر اساس نام/Pattern

SIGTERM → خاتمه محترمانه
SIGKILL → خاتمه اجباری
SIGSTOP → توقف
SIGCONT → ادامه
👏1
خب خب فصل دو هم تمام شد

کم کم وارد فصل سه خواهیم شد
👏2❤1
🔹 MAC Spoofing چیست؟
MAC Address آدرس سخت‌افزاری کارت شبکه است؛ مثلاً:
00:1A:2B:3C:4D:5E
در MAC Spoofing، دستگاه کاری می‌کند که کارت شبکه با یک MAC Address دیگر خودش را معرفی کند.
مثلاً:
MAC واقعی:  AA:AA:AA:AA:AA:AA
MAC جعلی: BB:BB:BB:BB:BB:BB


کاربردهای رایج:
تست امنیت شبکه
دور زدن بعضی محدودیت‌های مبتنی بر MAC
تست احراز هویت شبکه
حفظ حریم خصوصی در بعضی شرایط
📌 MAC Spoofing → بیشتر مرتبط با Layer 2

——————-

🔹 ARP Spoofing چیست؟
ARP وظیفه دارد در شبکه محلی مشخص کند:
IP Address  →  MAC Address


مثلاً:
192.168.1.1 → AA:AA:AA:AA:AA:AA


در ARP Spoofing، مهاجم پیام‌های ARP جعلی به دستگاه‌ها می‌فرستد تا آن‌ها فکر کنند:
IP روتر → MAC مهاجم


در نتیجه ترافیک ممکن است به جای اینکه مستقیم به روتر برود، ابتدا به سیستم مهاجم برسد:
Client
↓
Attacker
↓
Router


این تکنیک می‌تواند برای ایجاد Man-in-the-Middle (MITM) در شبکه محلی استفاده شود.
📌 ARP Spoofing → سوءاستفاده از ARP در Layer 2

———————————

🧠 برای حفظ کردن
MAC Spoofing:
«من MAC دیگری دارم.»


ARP Spoofing:
«IP فلانی، MAC من است!» 😈


و یک نکته مهم: ARP Spoofing الزاماً به معنی MAC Spoofing نیست؛ مهاجم می‌تواند با MAC واقعی خودش، ARPهای جعلی ارسال کند.
👏1
فصل سوم — مقدمه 🐧 - intro
———————————
در فصل سوم با راه‌اندازی و مدیریت سخت‌افزار و دیسک در لینوکس آشنا می‌شویم.

بخش‌های فصل سوم:

1️⃣ مراحل راه‌اندازی Linux
BIOS / UEFI
Bootloader
Kernel
Init / systemd
اجرای سرویس‌ها

2️⃣ سخت‌افزار در Linux
شناسایی CPU
RAM
Disk
کارت شبکه
USB و سایر تجهیزات
ابزارهای شناسایی Hardware

3️⃣ مدیریت دیسک
Partition
LVM
RAID
Filesystem
Mount

4️⃣ ساختار دیسک
/dev
نام‌گذاری Diskها
sda, sdb
Partitionها مثل sda1
MBR و GPT
Mount Pointها
🎯 هدف فصل: یاد بگیریم لینوکس هنگام Boot چگونه بالا می‌آید و چطور Hardware و Storage سیستم را مدیریت می‌کند.

========================

فصل سوم — قسمت سی و یکم - مراحل بودت در لینوکس 🐧

———————-
مراحل Boot در Linux 🐧
🔥 مراحل Boot از روشن شدن تا اجرای Linux
ترتیب کلی:
Power On
↓
BIOS / UEFI
↓
Bootloader (GRUB)
↓
Linux Kernel
↓
initramfs
↓
systemd (PID 1)
↓
Services
↓
Login


————————-

1️⃣ BIOS / UEFI چیست؟
BIOS اولین Firmwareای است که بعد از روشن شدن سیستم اجرا می‌شود و Hardware را بررسی و Boot را شروع می‌کند.
UEFI نسل جدیدتر BIOS است و امکانات بیشتری دارد.
BIOS → قدیمی‌تر
UEFI → جدیدتر

EFI استاندارد/فناوری‌ای است که UEFI بر پایه آن توسعه پیدا کرده است.

———————

2️⃣ GRUB چیست؟
GRUB مخفف GRand Unified Bootloader است.
وظیفه اصلی آن:
انتخاب Kernel
↓
Load کردن Kernel
↓
شروع Boot Linux

در سیستم‌های Linux معمولاً با GRUB منوی انتخاب سیستم‌عامل یا Kernel را می‌بینیم.

————————————-

📁 دایرکتوری‌های مهم Hardware
/dev
محل Device Fileها:
ls /dev

مثلاً:
/dev/sda
/dev/sda1
/dev/null
/dev/tty


————————-
/proc
یک فایل‌سیستم مجازی است که اطلاعات مربوط به Processها و Kernel را در اختیارمان قرار می‌دهد.
مثلاً:
cat /proc/cpuinfo
cat /proc/meminfo


———————-

/sys
یک فایل‌سیستم مجازی برای نمایش اطلاعات Kernel و Hardware/Devices است.
ls /sys


——————————-

🔎 دستورات شناسایی Hardware
lsdev
نمایش Deviceهای سیستم و اطلاعات مرتبط با آن‌ها:
lsdev

ممکن است در بعضی توزیع‌ها نصب نباشد.

————————-

lsblk
نمایش Disk و Partitionها:
lsblk

مثلاً:
sda
├─sda1
└─sda2


—————————-

lspci
نمایش تجهیزات متصل به PCI/PCIe:
lspci

مثلاً:
Ethernet controller
VGA controller
Audio controller


———————-

lsusb
نمایش تجهیزات USB:
lsusb

——————-

📄 فایل‌های مهم /proc

/proc/meminfo
اطلاعات RAM و Memory:
cat /proc/meminfo

——

/proc/cpuinfo
اطلاعات CPU:
cat /proc/cpuinfo

——

/proc/interrupts
لیست Interruptهای سیستم:
cat /proc/interrupts

——

/proc/ioports
منابع I/O Portهای سیستم:
cat /proc/ioports

——--

/proc/mdstat
وضعیت RAID نرم‌افزاری Linux یعنی Software RAID (md):
cat /proc/mdstat

———-

🧠 اطلاعات RAM
lsmem
نمایش اطلاعات Memory و Memory Blockها:
lsmem


———-

نمایش وضعیت RAM:
free

خواناتر:
free -h

-h یعنی Human Readable.

———-

⚙️ اطلاعات CPU
lscpu

اطلاعاتی مثل:
CPU(s)
Architecture
Core(s)
Thread(s)
Model


————-

🛠 اطلاعات کامل Hardware
lshw
نمایش اطلاعات سخت‌افزار:
lshw

خلاصه‌تر:
lshw -short


———

🧠 جمع‌بندی سریع
/dev        → Deviceها
/proc → Process + اطلاعات Kernel
/sys → Hardware + Kernel

lsblk → Disk / Partition
lspci → PCI/PCIe
lsusb → USB
lsdev → Deviceها
lshw → Hardware
lscpu → CPU
lsmem → RAM
free -h → RAM مصرفی

/proc/cpuinfo → CPU
/proc/meminfo → Memory
/proc/interrupts → Interrupt
/proc/ioports → I/O Port
/proc/mdstat → Software RAID
👏1
فصل سوم — قسمت سی و سه 🐧 - ماژولها در لینوکس

—————————-

ماژول‌ها در Linux
Kernel Module قطعه‌ای از کد است که می‌توان آن را در زمان اجرا به Kernel اضافه یا از آن حذف کرد، بدون اینکه لازم باشد کل Kernel را دوباره Compile کنیم.

🔹 دو روش اضافه کردن قابلیت به Kernel
1. Compile کردن قابلیت داخل Kernel

2. استفاده از Kernel Module

روش Module معمولاً بهتر و انعطاف‌پذیرتر است، چون لازم نیست برای هر تغییر کل Kernel را دوباره Compile کنیم.

—————————-

lsmod
نمایش Moduleهای فعال Kernel:
lsmod


—————————-

modinfo
نمایش اطلاعات یک Module:
modinfo module_name

مثلاً:
modinfo loop

اطلاعاتی مثل نام، نسخه، توضیحات، نویسنده و وابستگی‌ها را نشان می‌دهد.

——————

modprobe
برای اضافه یا حذف Module استفاده می‌شود و Dependencyهای آن را هم مدیریت می‌کند.
اضافه کردن:
modprobe module_name

حذف:
modprobe -r module_name

مثلاً:
modprobe loop

———————

insmod
یک فایل Module مشخص را مستقیماً وارد Kernel می‌کند:
insmod module.ko

تفاوت مهم:
insmod   → فقط Module مشخص را Load می‌کند

modprobe → Module + Dependencyها را مدیریت می‌کند

به همین دلیل معمولاً modprobe انتخاب مناسب‌تری است.


————————-

🧠 خلاصه
lsmod       → نمایش Moduleهای فعال

modinfo     → اطلاعات Module

modprobe    → اضافه/حذف Module + Dependency

insmod      → Load مستقیم فایل .ko

فایل Moduleها معمولاً در این مسیر قرار دارند:
/lib/modules/$(uname -r)/

برای دیدن Kernel فعلی:
uname -r

——————————

حالا اومدیمو نفهمیدم ماژول چیه باید چیکار کنیم

این قسمت به دردت میخوره


——————————

🧩 ماژول دقیقاً چیه؟
ماژول = یک قابلیت قابل اضافه شدن به Kernel لینوکس
مثلاً Kernel خودش باید بتواند با سخت‌افزارهای مختلف کار کند:
کارت شبکه

USB

هارد

Wi-Fi

Filesystem

Sound Card

...

لازم نیست همه این قابلیت‌ها همیشه داخل خود Kernel باشند. خیلی از آن‌ها به شکل Module قرار می‌گیرند.
مثلاً:
Kernel
│
├── قابلیت‌های اصلی
│
├── Module کارت شبکه
├── Module USB
├── Module Filesystem
└── Module Wi-Fi

🔥 یک مثال واقعی
فرض کن یک کارت شبکه داری و Linux برایش Driver دارد.
Driver می‌تواند به شکل Module باشد:
lsmod

مثلاً ممکن است چیزی مثل:
e1000e

ببینی.
یعنی این Module مربوط به Driver کارت شبکه در Kernel Load شده.

———————

lsmod دقیقاً چه اطلاعاتی می‌دهد؟
lsmod

مثلاً:
Module      Size      Used by

e1000e       ...         1

یعنی:
Module → اسم ماژول
Size → مقدار حافظه‌ای که اشغال کرده
Used by → چند بخش دیگر از Kernel از آن استفاده می‌کنند

———————

modinfo چی میگه؟
اگر بخواهی درباره یک Module اطلاعات بیشتری بگیری:
modinfo e1000e

اطلاعاتی مثل:
filename

description

author

license

version

depends

می‌دهد.
یعنی مثلاً:
این Module چه کاری انجام می‌دهد؟
فایلش کجاست؟
نسخه‌اش چیست؟
چه Dependencyهایی دارد؟


——————-

modprobe چی کار می‌کند؟
مثلاً:
modprobe e1000e

یعنی:
این قابلیت/Driver را به Kernel اضافه کن.

و:
modprobe -r e1000e

یعنی:
این Module را از Kernel خارج کن.


——————-

🧠 پس خیلی ساده حفظ کن:
Module = قابلیت/Driver قابل Load شدن در Kernel
lsmod      → چه Moduleهایی الان فعالند؟

modinfo    → این Module دقیقاً چیه؟

modprobe   → Module رو اضافه/حذف کن

insmod     → یک فایل Module رو مستقیم Load کن

مثلاً اگر Wi-Fi کار نمی‌کند، یکی از چیزهایی که در لینوکس بررسی می‌کنی این است که Driver/Module مربوط به Wi-Fi Load شده یا نه.
❤1👏1
فصل سوم — قسمت سی و چهارم 🐧 - هارد دیسک ها

———————
Hard Disk، Partition، LVM و RAID
این قسمت خیلی مهمه، چون از اینجا وارد مدیریت Storage در Linux می‌شیم.
———————————
1️⃣ هارد دیسک در Linux چطور دیده می‌شود؟
Linux تقریباً همه Storageها را به‌صورت Device در /dev می‌بیند.
مثلاً:
lsblk

ممکنه ببینی:
sda
├─sda1
└─sda2

sdb
└─sdb1

یعنی:
/dev/sda → دیسک اول
/dev/sdb → دیسک دوم
/dev/sda1 → پارتیشن اول دیسک اول

انواع Storage
در سیستم‌ها با موارد مختلفی روبه‌رو می‌شوی:
HDD
SSD
NVMe
USB Storage
Virtual Disk

مثلاً در VMware ممکن است هارد مجازی داشته باشی، ولی Linux باز هم آن را به‌عنوان یک Block Device می‌بیند.
——————
2️⃣ MBR و GPT چیست؟
قبل از Partition کردن دیسک، باید نوع Partition Table را مشخص کنیم.
دو مدل معروف:
MBR

GPT

———-

MBR

مدل قدیمی‌تر است.
محدودیت‌های مهم:
حدود 2TB برای دیسک
حداکثر 4 Primary Partition



GPT
مدل جدیدتر و استاندارد امروزی است.
مزیت‌ها:
پشتیبانی از دیسک‌های بزرگ‌تر
Partitionهای بسیار بیشتر
مناسب سیستم‌های UEFI
اطلاعات پارتیشن مقاوم‌تر در برابر خرابی

🧠 خیلی ساده:
MBR → قدیمی
GPT → جدید و پیشنهادی


——————
3️⃣ Partition چیست؟

فرض کن یک هارد 1TB داری.

می‌توانی آن را تقسیم کنی:

1TB Disk
│
├── 100GB → /
├── 200GB → /home
└── 700GB → Data

به این قسمت‌ها Partition می‌گوییم.
در Linux مثلاً:
/dev/sda
├── /dev/sda1
├── /dev/sda2
└── /dev/sda3

—————

4️⃣ LVM چیست؟ ⭐️
اینجا قضیه جذاب می‌شود.
LVM = Logical Volume Manager
LVM به ما اجازه می‌دهد Storage را انعطاف‌پذیرتر از Partition معمولی مدیریت کنیم.
فرض کن:
Disk = 500GB

و بعداً یک Disk دیگر:
Disk = 500GB

می‌توانیم با LVM آن‌ها را در یک ساختار Storage مدیریت کنیم.
ساختار اصلی LVM:
Physical Disk
↓
Physical Volume (PV)
↓
Volume Group (VG)
↓
Logical Volume (LV)
↓
Filesystem
↓
Mount Point

مثال واقعی:
/dev/sda1
↓
PV
↓
VG
↓
LV
↓
ext4/xfs
↓
/data


چرا LVM خوب است؟
مثلاً /data پر شده:
/data → 100GB

یک Disk جدید اضافه می‌کنی و می‌توانی فضای Logical Volume را افزایش بدهی، بدون اینکه الزاماً ساختار Storage را از صفر بسازی.
پس:
LVM برای مدیریت انعطاف‌پذیر فضای Storage است.

———————

5️⃣ RAID چیست؟
RAID = Redundant Array of Independent Disks
یعنی چند Disk را با هم ترکیب می‌کنیم تا به یکی از این اهداف برسیم:

Performance ↑
Redundancy ↑
Capacity


RAID با LVM فرق دارد.

LVM → مدیریت انعطاف‌پذیر Storage

RAID → ترکیب چند Disk برای Performance/Redundancy

———-

6️⃣ RAID 0
حداقل:
2 Disk

داده بین Diskها تقسیم می‌شود.
Disk 1 → A C E G

Disk 2 → B D F H

مزیت:
🚀 سرعت بالا
عیب:
❌ هیچ Redundancy ندارد.
اگر یک Disk خراب شود، کل Array از بین می‌رود.
RAID 0 = Speed


—————-

7️⃣ RAID 1
حداقل:
2 Disk

داده روی هر دو Disk کپی می‌شود.
Disk 1 → A B C D

Disk 2 → A B C D

اگر یکی خراب شود، دیگری اطلاعات را دارد.
مزیت:
🛡 Redundancy بالا
عیب:
نصف ظرفیت قابل استفاده است.
RAID 1 = Mirror

———————

8️⃣ RAID 2
امروزه تقریباً استفاده نمی‌شود و بیشتر تاریخی/آموزشی است.
از روش‌های خاص Error Correction استفاده می‌کرد.
RAID 2 → تقریباً منسوخ

—————

9️⃣ RAID 3
داده را Strip می‌کند و یک Disk را برای Parity اختصاص می‌دهد.
امروزه بسیار کم‌کاربرد و عمدتاً تاریخی است.
RAID 3 → Striping + Dedicated Parity

——————

🔟 RAID 4
مشابه RAID 3 است، اما Striping در سطح Block انجام می‌شود.
RAID 4 → Block Striping + Dedicated Parity

این هم امروزه تقریباً استفاده نمی‌شود.

—————-
RAID 5 ⭐️
حداقل:
3 Disk

داده + Parity بین Diskها پخش می‌شوند.
اگر یک Disk خراب شود، Array می‌تواند ادامه دهد.
RAID 5
Performance 👍
Capacity 👍
Redundancy 👍

اما:
❌ فقط خرابی یک Disk را تحمل می‌کند.

——————-

RAID 6
حداقل:
4 Disk

مانند RAID 5 است ولی دو Parity دارد.
بنابراین می‌تواند خرابی:
2 Disk

را تحمل کند.
RAID 6 = RAID 5 + Parity بیشتر

——————

RAID 10 ⭐️⭐️⭐️
ترکیب:
RAID 1 + RAID 0

یا:
Mirror + Stripe

حداقل:
4 Disk

مثلاً:
       RAID 10
/ \
Mirror Mirror
/ \ / \
D1 D2 D3 D4



مزیت:
🚀 سرعت خوب
🛡 Redundancy خوب
عیب:
ظرفیت قابل استفاده تقریباً:
50%


——————-

🎯 چیزی که برای LPIC خیلی مهمه:

Partition
↓
LVM:
PV → VG → LV → Filesystem

RAID:
0 → Speed
1 → Mirror
5 → Parity + 1 Disk failure
6 → Parity + 2 Disk failure
10 → Mirror + Stripe


و یک نکته خیلی مهم:
RAID جای Backup نیست.
RAID برای Availability و تحمل خرابی Disk است؛ Backup برای برگرداندن اطلاعات حذف‌شده یا خراب‌شده است.
👏1
فصل سوم — قسمت سی‌وپنجم- fdisk 🐧
—————-

یسک با fdisk
در Linux برای استفاده از یک دیسک معمولاً ۳ مرحله داریم:

1️⃣ Partition → تقسیم‌بندی دیسک
2️⃣ Format → ساخت Filesystem
3️⃣ Mount → قابل استفاده کردن دیسک


مثلا
/dev/sda
↓
Partition
↓
/dev/sda1
↓
mkfs.ext4
↓
mount
↓
/mnt


——————

1️⃣ اضافه کردن هارد در VMware

در VMware از:
VM Settings → Hard Disk → Add→ SATA
مثلاً سه دیسک اضافه می‌کنیم:
/dev/sda → 10GB
/dev/sdb → 10GB
/dev/sdd → 10GB
بعد در Linux بررسی می‌کنیم:
lsblk

lsblk لیست Block Deviceها مثل Disk و Partition را نشان می‌دهد.
—————
2️⃣ فرمت کردن یک دیسک
مثلاً /dev/sdb را مستقیماً با ext4 فرمت می‌کنیم:
mkfs.ext4 /dev/sdb

⚠️ دقت کن: این کار اطلاعات روی /dev/sdb را از بین می‌برد.
بعد برای استفاده از آن:
mount /dev/sdb /mnt

بررسی:
lsblk

می‌بینیم:
sdb   10G   disk   /mnt

یعنی دیسک روی /mnt Mount شده.
——————

df -h
برای دیدن فضای Filesystemهای Mount شده:
df -h

مثلاً:
Filesystem      Size  Used Avail Use% Mounted on
/dev/sdc1 19G 4.5G 14G 26% /
/dev/sdb 9.8G 2.1M 9.3G 1% /mnt

یعنی می‌توانی ببینی:
Size → حجم
Used → استفاده‌شده
Avail → فضای آزاد
Use% → درصد استفاده
Mounted on → محل Mount
—————

3️⃣ شروع کار با fdisk
حالا می‌خواهیم /dev/sda را Partition کنیم:
fdisk /dev/sda

داخل fdisk چند دستور مهم داریم:
p → نمایش Partitionها
n → ساخت Partition
d → حذف Partition
t → تغییر Type
g → ساخت GPT
w → ذخیره تغییرات
q → خروج بدون ذخیره

🧠 فعلاً همین‌ها را حفظ کن.
——————

4️⃣ ساخت Partition معمولی
با دستور زیر :
fdisk /dev/sda

داخل fdisk:
Command (m for help): n

می‌پرسد:
p → Primary
e → Extended

من اینطوری ست کردم :
p
1

یعنی:
یک Primary Partition شماره 1 بساز.

برای:
First sector

Enter می‌زنیم تا مقدار پیش‌فرض انتخاب شود.
برای حجم:
+5G

یعنی:
یک Partition با حجم 5GB بساز.

در نهایت:
/dev/sda1   5G   Linux

————————

5️⃣ Extended Partition
دوباره:
n

و:
e

مثلاً:
/dev/sda1 → 5G Primary

/dev/sda2 → 5G Extended

چرا Extended؟
در ساختار قدیمی MBR، تعداد Primary Partitionها محدود بود.
Extended می‌توانست به‌عنوان Container برای Logical Partitionها استفاده شود.

——————-

6️⃣ ساخت Logical Partition
حالا دوباره:
n

چون فضای Primary/Extended را داریم، fdisk ممکن است پیشنهاد دهد:
Adding logical partition 5

مثلاً:
+2G

نتیجه:
/dev/sda1 → 5G Primary
/dev/sda2 → 5G Extended
/dev/sda5 → 2G Logical

پس ساختار ما میشود:
/dev/sda
├── sda1 → 5G
├── sda2 → Extended
└── sda5 → 2G Logical

—————

7️⃣ ذخیره Partitionها
تا اینجا تغییرات هنوز روی Disk نوشته نشده‌اند.
برای ذخیره:
w

برای خروج بدون ذخیره:
q

بعد:
lsblk

و Partitionها را می‌بینیم.
——————

8️⃣ Format کردن Partition
حالا مثلاً sda1 را می‌خواهیم XFS کنیم:
mkfs.xfs /dev/sda1

یعنی:
روی

/dev/sda1
یک Filesystem از نوع XFS بساز.

بعد:
mount /dev/sda1 /mnt

بررسی:
lsblk

می‌بینیم:
sda
├─sda1 5G part /mnt
├─sda2
└─sda5 2G part


——————
9️⃣ حذف Partition
اول اگر Partition Mount است:
umount /mnt

بعد:
fdisk /dev/sda

و برای دیدن وضعیت:
p

حذف:
d

بعد شماره Partition را انتخاب می‌کنیم.
مثلاً:
1

در نهایت:
w

برای ذخیره.
—————-

🔟 ساخت GPT با fdisk
حالا فرض کنیم /dev/sdd یک Disk جدید است:
fdisk /dev/sdd

داخل fdisk:
g

پیامی مثل:
Created a new GPT disklabel

می‌بینیم.
یعنی Partition Table دیسک به GPT تبدیل/ایجاد شده است.
بعد می‌توانیم:
n

بزنیم و Partition بسازیم.
تفاوت مهم
در GPT دیگر ساختار قدیمی:
Primary

Extended

Logical

مثل MBR مطرح نیست.

———————

1️⃣1️⃣ تغییر Type Partition
فرض کن Partition ساخته‌ایم:
/dev/sdd1

می‌خواهیم Type آن را Linux LVM کنیم.
داخل:
fdisk /dev/sdd

بزن:
t

برای دیدن Typeها:
L

یا مستقیماً می‌توانیم alias مناسب را وارد کنیم، مثلاً:
lvm

نتیجه:
/dev/sdd1   5G   Linux LVM

یعنی این Partition برای استفاده در LVM علامت‌گذاری شده است.
⚠️ این کار به‌تنهایی LVM نمی‌سازد؛ فقط Partition Type را مشخص می‌کند. در قسمت بعدی واقعاً LVM می‌سازیم.

————————

پاک کردن Signatureهای Disk با wipefs
اگر بخواهیم Signatureهای Filesystem/Partition Table را از یک Disk پاک کنیم:
wipefs -af /dev/sda

⚠️ بسیار خطرناک است.
روی Disk اشتباه اجرا کنی، ممکن است اطلاعات و ساختار قبلی آن را از دست بدهی.
مثلاً:
lsblk

بعد از پاک شدن ممکن است فقط خود Disk را ببینی:
sda   10G   disk


———————

🧠 جمع‌بندی قسمت ۳۵
مسیر کلی کار با Disk:

Disk
↓
fdisk
↓
Partition
↓
mkfs
↓
Filesystem
↓
mount
↓
استفاده از Disk

—————-

🎯 مثال واقعی
فرض کن یک سرور داری و یک هارد جدید 100GB اضافه کردی:
هارد جدید
↓
lsblk
↓
fdisk
↓
/dev/sdb1
↓
mkfs.xfs
↓
mount
↓
/data

حالا /data می‌تواند محل ذخیره Backup، فایل‌های سایت، لاگ‌ها یا Database باشد.
قسمت بعدی → LVM: PV → VG → LV → Filesystem → Mount 🔥
👏1
فصل سوم — قسمت سی‌وششم 🐧 - پیاده‌سازی LVM

——————-
در قسمت قبل گفتیم:
LVM یعنی مدیریت انعطاف‌پذیر فضای دیسک

ساختار LVM را این‌طوری حفظ کن:
Disk / Partition
↓
PV
↓
VG
↓
LV
↓
Filesystem
↓
Mount

مثلاً:
/dev/sda ──┐
├── PV → VG → LV → XFS → /data
/dev/sdb ──┘


————

1️⃣ دیدن Diskها
دو روش ساده:
lsblk

یا:
fdisk -l

lsblk ساختار Disk و Partition را مرتب‌تر نشان می‌دهد و fdisk -l جزئیات Partition Table را هم نمایش می‌دهد.

———————
2️⃣ ساخت Physical Volume — PV
فرض کنیم دو Disk داریم:
/dev/sda → 10GB
/dev/sdb → 10GB

برای وارد کردن آن‌ها به LVM:
برای وارد کردن آن‌ها به LVM:
pvcreate /dev/sda /dev/sdb

اگر pvcreate پیدا نشد:
apt update

apt install lvm2

حالا:
pvs

مثلاً:
PV         VG   Fmt  Attr  PSize   PFree
/dev/sda lvm2 --- 10.00g 10.00g
/dev/sdb lvm2 --- 10.00g 10.00g

یعنی دو Disk ما تبدیل به Physical Volume شده‌اند.
جزئیات بیشتر:
pvdisplay

🧠 مثال واقعی
مثل این است که دو هارد 10GB داری و به Linux می‌گویی:
این دو هارد قرار است وارد سیستم مدیریت LVM شوند.

——————

3️⃣ ساخت Volume Group — VG
حالا PVها را داخل یک Volume Group قرار می‌دهیم.
مثلاً اسمش را malireza می‌گذاریم:
vgcreate malireza /dev/sda /dev/sdb

حالا:
vgs

مثلاً:
VG        #PV  #LV  VSize   VFree
malireza 2 0 19.99g 19.99g

یعنی:
/dev/sda ──┐
├── malireza → حدود 20GB
/dev/sdb ──┘

برای اطلاعات کامل‌تر:
vgdisplay malireza


————

4️⃣ ساخت Logical Volume — LV
حالا از Volume Group خودمان می‌توانیم فضا به شکل Logical Volume اختصاص دهیم.
مثلاً 3GB:
lvcreate -n mail -L 3G malireza

یعنی:
-n mail → اسم LV = mail
-L 3G → حجم = 3GB
malireza → Volume Group

حالا:
lvs

می‌بینیم:
LV    VG        LSize
mail malireza 3.00g

و:
lsblk

چیزی شبیه این:
sda
sdb
└─malireza-mail 3G lvm

—————-

5️⃣ حالا LV را قابل استفاده کنیم
در این مرحله هنوز Filesystem نداریم.
مثلاً XFS:
mkfs.xfs /dev/malireza/mail

یا با ext4:
mkfs.ext4 /dev/malireza/mail

بعد یک Mount Point بساز:
mkdir /mail

و Mount کن:
mount /dev/malireza/mail /mail

بررسی:
lsblk
df -h

حالا /mail فضای 3GB ماست.

——————-

6️⃣ افزایش حجم LV — lvextend ⭐️
اینجا یکی از مهم‌ترین مزیت‌های LVM را می‌بینیم.
فرض کن:
/mail = 3GB

ولی بعداً فهمیدی به 5GB نیاز داری.
اگر داخل VG فضای آزاد داشته باشیم:
lvextend -L +2G /dev/malireza/mail

یعنی:
2GB به LV اضافه کن.

بعد:
lvs

می‌بینی:
mail → 5G

اما یک نکته خیلی مهم:
بزرگ کردن LV الزاماً Filesystem را بزرگ نمی‌کند.
پس بسته به Filesystem باید آن را هم Grow کنیم.
برای XFS:
xfs_growfs /mail

برای ext4:
resize2fs /dev/malireza/mail

پس:
lvextend
↓
بزرگ شدن LV
↓
Grow کردن Filesystem
↓
فضای جدید قابل استفاده می‌شود

راه ساده‌تر
برای بعضی سناریوها می‌توانی از:
lvextend -r -L +2G /dev/malireza/mail

استفاده کنی.
-r تلاش می‌کند Filesystem را هم همزمان Resize کند.
———————-

7️⃣ حذف LVM
این قسمت خیلی مهم است:
همیشه از پایین به بالا حذف کن:
Filesystem
↓
LV
↓
VG
↓
PV

اگر LV ما این باشد:
/dev/malireza/mail

اول:
umount /mail

بعد LV:
lvremove /dev/malireza/mail

بعد VG:
vgremove malireza

بعد PV:
pvremove /dev/sda
pvremove /dev/sdb

🧠 چرا از پایین به بالا؟
چون نمی‌توانی VG را حذف کنی وقتی هنوز LV داخلش داری.
و نمی‌توانی PV را از LVM خارج کنی وقتی هنوز عضو VG است.
پس حفظ کن:
lvremove
↓
vgremove
↓
pvremove

——————

🧠 خلاصه طلایی LVM
/dev/sda ──┐
├── PV
/dev/sdb ──┘
↓
VG
↓
LV
↓
mkfs.xfs
↓
mount


——————

دستورات اصلی:
pvs             # وضعیت PV
pvdisplay # جزئیات PV
pvcreate # ساخت PV

vgs # وضعیت VG
vgdisplay # جزئیات VG
vgcreate # ساخت VG

lvs # وضعیت LV
lvcreate # ساخت LV
lvextend # افزایش LV
lvremove # حذف LV

pvremove # حذف PV
vgremove # حذف VG

————-

🎯 مثال واقعی
فرض کن روی یک سرور دو هارد 100GB داری و می‌خواهی برای Mail Server یک فضای 50GB بسازی:
2 × 100GB Disk
↓
PV
↓
VG = 200GB
↓
LV = 50GB
↓
XFS
↓
/mail

بعداً Mail Server بزرگ شد:
50GB → 100GB

و اگر در VG فضای آزاد داشته باشی، می‌توانی LV را بدون Partition‌بندی مجدد دیسک بزرگ کنی. 🔥
نکته: در محیط واقعی بهتر است به‌جای تبدیل کل /dev/sda و /dev/sdb به PV، معمولاً Partitionهای مشخصی مثل /dev/sda1 و /dev/sdb1 را برای LVM اختصاص بدهی؛ مخصوصاً روی سیستم‌هایی که دیسک ساختار دیگری هم دارد.
👏1
تکمیلی قسمت سی وشش

——————————-

حتماً. این قسمت LVM اولش یکم گیج‌کننده‌ست، ولی اگر ساختار رو بفهمی دیگه این دستورات خیلی ساده می‌شن.

فرض کن دو تا هارد داری:
/dev/sda
/dev/sdb


LVM این‌ها رو به چند لایه تبدیل می‌کنه:
هارد / پارتیشن
↓
PV
↓
VG
↓
LV
↓
Filesystem
↓
Mount


1. PV چیست؟ — Physical Volume
PV = Physical Volume
یعنی یک دیسک یا پارتیشن را به LVM معرفی می‌کنیم.
مثلاً:
pvcreate /dev/sda1

pvcreate /dev/sdb1

حالا:
/dev/sda1 ──→ PV

/dev/sdb1 ──→ PV

یعنی به LVM گفتیم:
این پارتیشن‌ها را به عنوان فضای قابل استفاده در LVM در نظر بگیر.

برای دیدنش:
pvs

یا:
pvdisplay

——————-

2. VG چیست؟ — Volume Group
VG = Volume Group
VG مثل یک مخزن بزرگ از فضا است که PVها را داخلش قرار می‌دهیم.
مثلاً:
vgcreate malireza /dev/sda1 /dev/sdb1

حالا داریم:
/dev/sda1 ──→ PV ──┐
├──→ VG: malireza
/dev/sdb1 ──→ PV ──┘

فرض کن:
sda1 = 10GB
sdb1 = 20GB

پس VG تقریباً:
malireza = 30GB

فضای قابل استفاده دارد.
برای دیدنش:
vgs

یا:
vgdisplay

——————-

3. LV چیست؟ — Logical Volume
LV = Logical Volume
حالا از داخل VG، هر مقدار فضایی که بخواهیم به عنوان یک Volume منطقی ایجاد می‌کنیم.
مثلاً:
lvcreate -L 10G -n mail malireza

یعنی:
از VG به نام

malireza
، یک LV ده گیگابایتی به نام

mail
بساز.

ساختار می‌شود:
/dev/sda1 ──→ PV ──┐
│
/dev/sdb1 ──→ PV ──┤
↓
VG: malireza
│
├── LV: mail (10GB)
├── LV: web (5GB)
└── LV: db (10GB)

برای دیدن LVها:
lvs

یا:
lvdisplay

————————-

حالا دستورات حذف را بفهمیم
تو داشتی:
lvremove /dev/malireza/mail

این یعنی:
LV به نام

mail
را از VG به نام

malireza
حذف کن.

چون:
/dev/malireza/mail
↑ ↑
VG LV

بعد:
vgremove /dev/malireza

یعنی:
خود VG به نام

malireza
را حذف کن.

اما معمولاً اول باید LVهای داخلش را حذف کنی.
بعد:
pvremove /dev/sda
pvremove /dev/sdb

یعنی:
این دیسک‌ها/پارتیشن‌ها را از حالت PV خارج کن.

ترتیب حذف را حفظ کن 🧠
ساختن:
PV
↓
VG
↓
LV

حذف کردن برعکس:
LV
↓
VG
↓
PV

یعنی:
lvremove ...
vgremove ...
pvremove ...


دقیقاً به همین دلیل دستورات تو این ترتیب را دارند.
👏1
نکته
توضیح LVM چون کمی گیج کنندست به دو صورت توضیح داده شده که همدیگه رو تکمیل میکنن
فصل سوم — قسمت سی و هفتم 🐧 - پیاده‌سازی RAID

——————

1. RAID چیست؟
RAID یعنی ترکیب چند دیسک برای رسیدن به یکی از این اهداف:
افزایش سرعت ⚡️
افزایش امنیت اطلاعات 🛡
یا ترکیبی از هر دو
مثلاً اگر دو هارد 10GB داشته باشیم، می‌توانیم با RAID 1 کاری کنیم که اطلاعات روی هر دو هارد یکسان ذخیره شود.
RAID جایگزین Backup نیست.


————————-
2. بررسی RAID در لینوکس
برای دیدن وضعیت RAIDهای فعلی:
cat /proc/mdstat

اگر RAID نداشته باشیم معمولاً چیزی شبیه این می‌بینیم:
Personalities :
unused devices: <none>

——————

برای RAID نرم‌افزاری لینوکس می‌توانیم ماژول مربوطه را بارگذاری کنیم:
modprobe raid1

بررسی:
lsmod | grep raid

نکته: modprobe raid1 خودش RAID نمی‌سازد؛ فقط قابلیت RAID1 را در کرنل فعال می‌کند.

———————

4. نصب mdadm
ابزار اصلی مدیریت Software RAID در لینوکس:
Debian / Ubuntu
apt update

apt install mdadm

AlmaLinux / RHEL
dnf install mdadm

—————-

5. ساخت RAID 1
فرض کنیم دو دیسک داریم:
/dev/sdb

/dev/sdc

ابتدا بررسی:
lsblk

حالا RAID1 می‌سازیم:
mdadm --create /dev/md0 --level=1 --raid-devices=2 /dev/sdb /dev/sdc

یعنی:

/dev/md0       ← دیوایس RAID
--level=1 ← RAID 1
--raid-devices=2
← دو دیسک


—————

6. بررسی وضعیت RAID
cat /proc/mdstat

یا:
mdadm --detail /dev/md0

مثلاً:
Raid Level : raid1
Raid Devices : 2
State : clean

یعنی RAID سالم است.

—————-
7. فرمت کردن RAID
RAID ساخته شده، اما هنوز فایل‌سیستم ندارد.
مثلاً:
mkfs.ext4 /dev/md0

یا:
mkfs.xfs /dev/md0

—————
8. Mount کردن RAID
ابتدا یک پوشه:
mkdir /mnt/raid

سپس:
mount /dev/md0 /mnt/raid

بررسی:
lsblk

یا:
df -h

حالا هر فایلی که داخل /mnt/raid قرار بدهیم، در ساختار RAID ذخیره می‌شود.
——————-

9. مثال واقعی RAID 1 🧠
دو هارد داریم:
sdb = 10GB
sdc = 10GB

RAID1 می‌سازیم:
        /dev/md0
RAID 1
/ \
/dev/sdb /dev/sdc
10GB 10GB

ظرفیت قابل استفاده تقریباً:
10GB

نه 20GB.
چون اطلاعات روی هر دو دیسک Mirror می‌شود.
اگر sdb خراب شود:
sdb ❌
sdc ✅

اطلاعات همچنان روی sdc وجود دارد.
—————

10. دیدن جزئیات RAID
mdadm --detail /dev/md0

برای دیدن همه RAIDهای سیستم:
mdadm --detail --scan

—————

11. اضافه کردن دیسک به RAID
فرض کنیم یک دیسک جدید داریم:
/dev/sdd

ابتدا:
mdadm --add /dev/md0 /dev/sdd

و وضعیت را بررسی می‌کنیم:
cat /proc/mdstat


——————-

12. شبیه‌سازی خرابی یک دیسک
برای اینکه به RAID بگوییم یک دیسک خراب شده:
mdadm --manage /dev/md0 --fail /dev/sdb

بررسی:
cat /proc/mdstat

حالا معمولاً می‌بینیم RAID در وضعیت degraded قرار گرفته.
——————
دیسک خراب
بعد از Fail کردن:
mdadm --manage /dev/md0 --remove /dev/sdb

حالا دیسک از RAID خارج شده.
اگر دیسک جدید جایگزین کرده باشیم:
mdadm --manage /dev/md0 --add /dev/sdd

و RAID شروع به Rebuild می‌کند.
برای مشاهده:
cat /proc/mdstat

—————

14. توقف RAID
اگر بخواهیم RAID را متوقف کنیم:
ابتدا Unmount:
umount /mnt/raid

بعد:
mdadm --stop /dev/md0

—————

15. حذف کامل RAID
بعد از Stop کردن:
mdadm --zero-superblock /dev/sdb
mdadm --zero-superblock /dev/sdc

این کار Metadata مربوط به RAID را از دیسک‌ها پاک می‌کند.
بعد می‌توانیم دوباره از دیسک‌ها برای پارتیشن‌بندی یا LVM استفاده کنیم.

—————

ترتیب کلی کار را این‌طوری حفظ کن:
دیسک‌ها
↓
mdadm
↓
RAID
↓
/dev/md0
↓
mkfs
↓
mount
↓
استفاده از فضای ذخیره‌سازی

نکته مهم: در RAID نرم‌افزاری لینوکس، mdadm ابزار اصلی مدیریت RAID است و /dev/md0 مثل یک دیسک مجازی در اختیار سیستم قرار می‌گیرد.
👏1
فصل سوم — قسمت سی و هشتم 🐧 - پیاده‌سازی df du -
جلسه آخر فصل سوم
————————-
1. Virtual Directory چیست؟
در لینوکس Virtual Directory یعنی دایرکتوری‌هایی که لزوماً یک دیسک فیزیکی جدا نیستند، اما سیستم‌عامل آن‌ها را در ساختار درختی فایل‌ها به شکل یک دایرکتوری در اختیار ما قرار می‌دهد.
ساختار کلی لینوکس را می‌توان با این دستور دید:
man hier

مثلاً:
/
├── bin
├── boot
├── dev
├── etc
├── home
├── lib
├── lib64
├── proc
├── sys
├── tmp
├── usr
└── var


نکته مهم:
همه این مسیرها لزوماً روی یک پارتیشن یا دیسک نیستند.
——————

2. تقسیم ساختار بین دو دیسک
مثلاً فرض کن:
Disk 1
/
├── home
├── etc
└── var

Disk 2
└── lib64

کاربر همچنان فقط این را می‌بیند:
/
└── lib64

ولی پشت صحنه /lib64 می‌تواند روی یک دیسک جدا باشد.
این همان قدرت Mount در لینوکس است.

——————-

3. mount --bind چیست؟
با --bind می‌توانیم یک دایرکتوری موجود را در یک مسیر دیگر هم در دسترس قرار دهیم.
مثلاً:
mkdir /alireza

حالا:
mount --bind /lib64 /alireza

حالا اگر بزنیم:
ls /alireza

محتوای /lib64 را می‌بینیم.
یعنی:
/lib64
│
└──────► /alireza

مهم: این دستور فایل‌ها را کپی نمی‌کند؛ فقط همان دایرکتوری را در یک مسیر دیگر قابل دسترسی می‌کند.

برای حذف این Bind Mount:
umount /alireza


—————-

4. df چیست؟
df مخفف Disk Free است.
به ما می‌گوید فایل‌سیستم‌ها چقدر فضا دارند و چقدر از آن استفاده شده است.
df

خواناتر:
df -h

مثلاً:
Filesystem      Size  Used Avail Use% Mounted on
/dev/sda1 20G 8G 12G 40% /
/dev/sdb1 50G 20G 30G 40% /home

یعنی:
/dev/sda1 → حجم 20GB
8GB → استفاده شده
12GB → آزاد
/ → محل Mount
🧠 حفظ کن:
df می‌پرسد: «این دیسک/فایل‌سیستم چقدر جا دارد؟»


———————

5. du چیست؟
du مخفف Disk Usage است.
برخلاف df، می‌آید بررسی می‌کند فایل‌ها و دایرکتوری‌ها چقدر فضا مصرف کرده‌اند.
مثلاً:
du /home

خواناتر:
du -h /home

برای جمع کل:
du -sh /home

مثلاً:
8.2G    /home

یعنی /home حدود 8.2GB فضا مصرف کرده.

—————
6. فرق df و du خیلی ساده 🧠
فرض کن یک انبار داری.
df
می‌پرسد:
کل انبار چقدر جا دارد و چقدرش پر شده؟

df -h

du
می‌پرسد:
چه چیزی داخل انبار این‌همه فضا گرفته؟

du -sh /home/*

پس:
df → وضعیت Filesystem
du → مصرف فایل‌ها و Directoryها


—————

چند دستور مهم du
حجم یک پوشه:
du -sh /var

حجم تک‌تک محتویات:
du -sh /var/*

مرتب‌سازی بر اساس حجم:
du -sh /var/* | sort -h

این یکی در عیب‌یابی خیلی کاربردی است؛ مثلاً وقتی سرور می‌گوید Disk Full، سریع می‌توانی بفهمی کدام پوشه بیشترین فضا را گرفته.

———————
👏1
خب سلام مجدد
فصل سه رو تموم کردیم
وارد فصل چهارم میشیم به امید خدا
👏2👍1
فصل چهارم - قسمت سی و نهم - مدیریت کردن فایل ها - intro
——————

بخش اول مدیریت فایل
بخش دوم فشرده سازی و ارشیو کردن و فایل و لینک
بخش سوم سطح دسترسی به فایل ها
بهش چهارم فرمان های جستجور در لینوکس



🧠 نقشه فصل چهار
فصل ۴
│
├── 1. مدیریت فایل و Directory
│ ├── cp
│ ├── mv
│ ├── rm
│ ├── mkdir
│ └── stat / file
│
├── 2. Archive / Compression / Link
│ ├── tar
│ ├── gzip
│ ├── bzip2
│ ├── xz
│ ├── zip
│ └── ln
│
├── 3. Permission
│ ├── chmod
│ ├── chown
│ ├── chgrp
│ └── umask
│
└── 4. Search
├── find
├── locate
├── which
├── whereis
└── grep

این فصل خیلی مهمه؛ مخصوصاً Permission + find + tar چون هم در کار واقعی لینوکس زیاد استفاده می‌شن و هم برای LPIC مهم‌اند
👏1
فصل چهارم — قسمت چهلم 🐧
مدیریت فایل‌ها — بخش اول
————

در این قسمت می‌خوایم یاد بگیریم چطور فایل و Directory بسازیم، ببینیم، کپی کنیم، جابه‌جا کنیم و حذف کنیم.

—————--

1. ساخت فایل با touch
ساده‌ترین روش ساخت یک فایل خالی:
touch alireza

حالا:
ls

فایل alireza را می‌بینی.
touch
اگر فایل وجود نداشته باشد آن را ایجاد می‌کند؛ اگر وجود داشته باشد معمولاً Timestamp آن را تغییر می‌دهد.

————

2. ساخت فایل با ویرایشگر
مثلاً با nano:
nano alireza2

داخلش متن بنویس و ذخیره کن.
پس فایل همزمان ساخته و ویرایش می‌شود.

———————

3. ساخت فایل با >
این هم روشی است که قبلاً یاد گرفتیم:
> alireza3

یک فایل خالی می‌سازد.
یا:
echo "Hello Linux" > alireza3

هم فایل را ایجاد می‌کند و هم داخلش متن می‌نویسد.

⚠️ اگر فایل از قبل وجود داشته باشد، > محتوای قبلی را پاک و جایگزین می‌کند.
برای اضافه کردن متن:
echo "New line" >> alireza3

—————-

4. ساخت فایل با cp و mv
مثلاً:
cp test.txt backup.txt

یک فایل جدید به نام backup.txt ایجاد می‌شود.
اما mv معمولاً فایل جدید ایجاد نمی‌کند؛ فایل را جابه‌جا یا Rename می‌کند:
mv passwd alireza88

یعنی اسم passwd به alireza88 تغییر می‌کند.

————-
5. pwd
نمایش مسیر فعلی:
pwd

مثلاً:
/home/alireza

یعنی الان در این Directory هستی.

——————

6. ls
نمایش محتویات Directory:
ls

نمایش فایل‌های مخفی:
ls -a

نمایش جزئیات:
ls -l

هر دو:
ls -la


———————-

Wildcard چیست؟ ⭐️
این قسمت خیلی مهمه.
* یعنی:
هر تعداد کاراکتر

مثلاً:
ls *.txt

یعنی:
همه فایل‌هایی که با

.txt
تمام می‌شوند.

مثلاً:
ali.txt
test.txt
password.txt


یک مثال دیگر:
ls c*

یعنی فایل‌هایی که با c شروع می‌شوند:
cat
config
cpuinfo

————-

8. ? چیست؟
? یعنی دقیقاً یک کاراکتر.
مثلاً:
ls b?t

می‌تواند پیدا کند:
bat
bet
bit
bot

ولی:
boot

را پیدا نمی‌کند، چون بین b و t سه کاراکتر داریم.

—————-

دو تا ?
ls b??d

یعنی:
b + دو کاراکتر + d

مثلاً:
bond
bird
bard


—————-

9. [ ] چیست؟
برای انتخاب یک کاراکتر از بین گزینه‌های مشخص:
ls b[eio]t

یعنی:
b + یکی از e/i/o + t

پس:
bet
bit
bot

را پیدا می‌کند.
اما:
bat

نه.

——————

10. ترکیب Wildcard با mv
مثلاً:
mv *.txt ../

یعنی:
تمام فایل‌های

.txt
را به Directory یک سطح بالاتر منتقل کن.

.. یعنی Directory والد.

——————

11. ساخت Directory با mkdir
mkdir test

یک Directory به نام test می‌سازد.

——————-

ساخت چند Directory تو در تو
mkdir -p 1/2/3

نتیجه:
1/

└── 2/

    └── 3/

-p باعث می‌شود Directoryهای والد هم در صورت نبودن ساخته شوند.

——————

12. حذف Directory
برای Directory خالی:
rmdir test

⚠️ rmdir فقط Directory خالی را حذف می‌کند.
اگر داخلش فایل داشته باشد، خطا می‌دهد.
برای حذف Directory همراه محتویات:
rm -r test

——————

13. کپی Directory با cp
برای کپی کردن Directory باید -r استفاده کنیم:
cp -R /etc/ssh /

یعنی Directory ssh و محتویاتش را به / کپی کن.
در نتیجه:
/etc/ssh

به اینجا کپی می‌شود:
/ssh

—————

14. حذف فایل‌ها با rm
یک فایل:
rm test.txt

چند فایل:
rm file1 file2 file3

با Wildcard:
rm *.txt


——————-
⚠️ دستور خطرناک
rm -rf *

یعنی:
تمام فایل‌ها و Directoryهای معمولی موجود در مسیر فعلی را به‌صورت بازگشتی و بدون سؤال حذف کن.

خیلی مراقب این دستور باش.
قبلش حتماً:
pwd

ls

را بزن تا مطمئن شوی در مسیر درست هستی.
و یادت باشد * معمولاً فایل‌های مخفی که با . شروع می‌شوند را شامل نمی‌شود.
—————-

🧠 جمع‌بندی قسمت ۴۰
ساخت:
touch file
nano file
> file
echo "text" > file
mkdir dir
mkdir -p 1/2/3

دیدن:
pwd
ls
ls -la

کپی و انتقال:
cp file backup
cp -r dir backup
mv file newname

حذف:
rm file
rmdir dir
rm -r dir

Wildcard:
* → هر تعداد کاراکتر
? → دقیقاً یک کاراکتر
[abc] → یکی از a یا b یا c
مثلاً:
ls *.txt
ls b?t
ls b??d
ls b[eio]t
این قسمت در واقع پایه‌ی مدیریت فایل در لینوکسه؛ قسمت بعدی می‌تونیم بریم سراغ file، stat و تفاوت دقیق فایل معمولی، Directory، Link و بقیه نوع فایل‌ها.
👏1
فصل چهارم — قسمت چهل‌ویکم 🐧
فشرده‌سازی فایل‌ها و ابزارهای آن
———————-

در لینوکس چند ابزار معروف برای کم کردن حجم فایل‌ها داریم:

gzip
bzip2
xz
zip

نکته: معمولاً xz بیشترین فشرده‌سازی را بین این‌ها انجام می‌دهد، ولی ممکن است کندتر باشد. پس «بهتر» بودن به سرعت و میزان فشرده‌سازی بستگی دارد.

————————

1️⃣ gzip
مثلاً:
cp syslog syslog1
gzip syslog1

حالا:
syslog1.gz

ساخته می‌شود و فایل اصلی syslog1 حذف می‌شود.
برای خارج کردن از حالت فشرده:
gunzip syslog1.gz

یا:
gzip -d syslog1.gz


——————-

2️⃣ bzip2
cp syslog syslog2
bzip2 syslog2

نتیجه:
syslog2.bz2

باز کردن:
bunzip2 syslog2.bz2

یا:
bzip2 -d syslog2.bz2


————————

3️⃣ xz
cp syslog syslog3
xz syslog3

نتیجه:
syslog3.xz

باز کردن:
unxz syslog3.xz

یا:
xz -d syslog3.xz


———————

4️⃣ zip
cp syslog syslog4
zip syslog4.zip syslog4

اینجا تفاوت مهمی داریم:
syslog4
syslog4.zip

فایل اصلی باقی می‌ماند.
برای خارج کردن:
unzip syslog4.zip

——————

👀 دیدن محتویات بدون خارج کردن از حالت فشرده
این خیلی کاربردیه:
gzip
zcat file.gz

مثلاً:
zcat syslog1.gz

bzip2
bzcat file.bz2

xz
xzcat file.xz

مثلاً:
xzcat syslog3.xz

یعنی لازم نیست اول فایل را از حالت فشرده خارج کنیم.
———————
⚡️ چند دستور کاربردی
فقط حجم فایل‌ها:
ls -lh

تعداد خطوط:
wc -l file

نمایش حجم خوانا:
ls -lh

—————-

🧠 خلاصه برای حفظ کردن
gzip  → .gz   → gunzip
bzip2 → .bz2 → bunzip2
xz → .xz → unxz
zip → .zip → unzip

و برای خواندن مستقیم:
.gz   → zcat
.bz2 → bzcat
.xz → xzcat

یک نکته مهم: این ابزارها عمدتاً برای فشرده‌سازی یک فایل هستند. برای اینکه چندین فایل و پوشه را یکجا بسته‌بندی کنیم، معمولاً در قسمت بعد می‌رسیم به tar؛ مثلاً tar.gz.
👏1
فصل چهارم — قسمت چهل‌ودوم و قسمت چهل‌وسوم 🐧
آرشیو کردن و Backup در لینوکس

———————

📦 آرشیو یعنی چی؟
فرض کن داخل یک پوشه 100 تا فایل داری. می‌خواهی همه را یکجا نگه داری یا منتقل کنی.
به‌جای اینکه 100 فایل را جداگانه جابه‌جا کنی، می‌توانی آن‌ها را داخل یک فایل قرار بدهی.
مثلاً:
project/
├── a.txt
├── b.txt
├── c.txt
└── image.png

تبدیل می‌شود به:
project.tar

⚠️ آرشیو با فشرده‌سازی فرق دارد.
tar → چند فایل را داخل یک فایل جمع می‌کند.
gzip / bzip2 / xz → حجم فایل را کم می‌کنند.
ترکیبشان → مثلاً tar.gz

——————————-

1️⃣ tar — مهم‌ترین ابزار
tar برای آرشیو کردن فایل‌ها و پوشه‌ها استفاده می‌شود.
ساخت آرشیو
مثلاً:
tar -cvf backup.tar /home/alireza

معنی گزینه‌ها:
-c → create      ساخت آرشیو
-v → verbose نمایش فایل‌ها
-f → file نام فایل آرشیو

حالا داریم:
backup.tar

دیدن محتویات
tar -tf backup.tar

-t یعنی لیست کردن محتویات.
خارج کردن آرشیو
tar -xvf backup.tar

-x یعنی Extract.


مهم‌ترین گزینه‌های tar
-c   Create       ساخت آرشیو
-x Extract خارج کردن
-t List نمایش محتویات
-v Verbose نمایش جزئیات
-f File مشخص کردن نام فایل
-z gzip استفاده از gzip
-j bzip2 استفاده از bzip2
-J xz استفاده از xz
-C Change dir مشخص کردن محل استخراج


4️⃣ استخراج در یک مسیر خاص
مثلاً:
mkdir /backup
tar -xvf backup.tar -C /backup

یعنی محتویات را داخل /backup استخراج کن.


————————-

🔥 tar + gzip
حالا می‌توانیم آرشیو را همزمان فشرده کنیم:
tar -czvf backup.tar.gz /home/alireza

-z یعنی استفاده از gzip.
باز کردن:
tar -xzvf backup.tar.gz


——————-

tar + bzip2
tar -cjvf backup.tar.bz2 /home/alireza

باز کردن:
tar -xjvf backup.tar.bz2


——————

tar + xz
tar -cJvf backup.tar.xz /home/alireza

باز کردن:
tar -xJvf backup.tar.xz

🧠 این سه تا را حفظ کن:
tar.gz   → z
tar.bz2 → j
tar.xz → J


————————-

2️⃣ cpio
cpio هم برای آرشیو کردن فایل‌ها استفاده می‌شود، ولی روش کارش کمی متفاوت است.
مثلاً:
find /home/alireza -type f | cpio -ov > backup.cpio

اینجا:
find
↓
فایل‌ها را پیدا می‌کند
↓
cpio
↓
آنها را داخل backup.cpio قرار می‌دهد

برای استخراج:
cpio -iv < backup.cpio

گزینه‌ها:
-o → ساخت آرشیو
-i → استخراج
-v → نمایش فایل‌ها


مثال واقعی
فرض کن:
/home/alireza/
├── a.txt
├── b.txt
└── c.txt

می‌زنیم:
find /home/alireza -type f | cpio -ov > backup.cpio

حالا یک فایل داریم:
backup.cpio

نکته: cpio را بیشتر در سیستم‌های قدیمی، بکاپ‌ها و بعضی ابزارهای سیستمی می‌بینی؛ برای کارهای معمول امروزی معمولاً tar کاربردی‌تر است.

—————————

3️⃣ dd — کپی سطح پایین
اینجا یک تفاوت خیلی مهم داریم.
tar با فایل‌ها و پوشه‌ها کار می‌کند.
ولی dd می‌تواند داده را بلوک‌به‌بلوک کپی کند.
مثلاً یک دیسک داریم:
/dev/sda

می‌توانیم از آن Image بگیریم:
dd if=/dev/sda of=/backup/sda.img

یعنی:
if = input file
of = output file

پس:
/dev/sda
↓
↓ dd
↓
sda.img

برگرداندن Image
dd if=/backup/sda.img of=/dev/sda


⚠️ این دستور خیلی خطرناک است؛ اگر of را اشتباه بزنی، ممکن است کل دیسک را overwrite کنی.
——————

💾 یک مثال کاربردی دیگر با dd
گرفتن Image از یک فلش:
dd if=/dev/sdb of=flash.img bs=4M status=progress

برگرداندن Image به فلش:
dd if=flash.img of=/dev/sdb bs=4M status=progress

bs=4M یعنی داده‌ها را در بلوک‌های ۴ مگابایتی منتقل کن.
status=progress هم میزان پیشرفت را نشان می‌دهد.
——————-

یک مثال خیلی ساده برای ذهن:
tar:
«این 500 تا فایل رو بذار داخل یک بسته.»

cpio:
«فایل‌هایی که

find
پیدا کرده رو بگیر و آرشیو کن.»

dd:
«هرچی روی این دیسک هست، دقیقاً بلوک‌به‌بلوک کپی کن.»

و یادت باشه:
tar → فایل و پوشه

cpio → فایل‌ها + ورودی از pipe

dd → دیسک، پارتیشن، Image و داده خام

برای دوره LPIC، tar از این سه تا مهم‌تر و کاربردی‌تره و حتماً باید گزینه‌های c / x / t / v / f / z / j / J رو مسلط بشی.
🔥1👏1
🔥 حالا snar چیست؟
اینجا می‌رسیم به قسمت مهم Incremental Backup.
فرض کن یک سرور داری:
/home/
├── ali.txt
├── test.txt
├── photo.jpg
└── video.mp4

امروز از همه Backup می‌گیری.
فردا فقط ali.txt تغییر کرده.
آیا منطقیه دوباره کل 100GB رو Backup کنیم؟
❌ نه.
اینجا Incremental Backup استفاده می‌کنیم.
————————-

snar. چیست؟
فایل .snar یک Snapshot File برای tar است.
tar داخل آن اطلاعاتی درباره وضعیت فایل‌ها نگه می‌دارد تا در Backup بعدی بفهمد:
«کدام فایل‌ها از دفعه قبل تغییر کرده‌اند؟»

مثلاً:
tar -cvf backup-full.tar --listed-incremental=backup.snar /home

اینجا:
backup-full.tar
↓
Backup

backup.snar
↓
اطلاعات وضعیت فایل‌ها



Backup دوم
فرض کن فردا فقط یک فایل تغییر کرده:
tar -cvf backup-inc.tar --listed-incremental=backup.snar /home

این بار tar با استفاده از backup.snar متوجه می‌شود چه چیزهایی نسبت به Backup قبلی تغییر کرده‌اند و فقط همان‌ها را وارد Backup می‌کند.


——————

🧠 مثال واقعی
روز اول:
100GB اطلاعات

Backup:
backup-full.tar

روز دوم:
فقط 2GB تغییر کرده

Backup:
backup-inc.tar

پس به جای اینکه دوباره 100GB ذخیره کنیم، فقط تغییرات را ذخیره می‌کنیم.

——————-

⚠️ یک نکته خیلی مهم
فایل .snar خودش Backup اطلاعات نیست.
یعنی:
backup.tar     ← اطلاعات Backup
backup.snar ← اطلاعات لازم برای تشخیص تغییرات

اگر .snar را گم کنی، tar وضعیت قبلی را نمی‌داند و مدیریت Incremental Backup به مشکل می‌خورد.

——————

🔥 Full و Incremental
در tar می‌توانیم سطح Backup را هم مشخص کنیم.
Full Backup
tar -cvf full.tar \
--listed-incremental=backup.snar \
/home



Incremental Backup
tar -cvf inc.tar \
--listed-incremental=backup.snar \
/home

در عمل tar با توجه به فایل snapshot تشخیص می‌دهد چه چیزهایی باید در آرشیو بعدی قرار بگیرند.
❤1👏1
فصل چهارم — قسمت چهل و چهارم 🐧
انواع لینک ها درلینوکس


————————-

🔗 Link در لینوکس
لینک در لینوکس یعنی یک راه دسترسی به یک فایل از طریق نام یا مسیر دیگر.
مثلاً یک فایل داریم:
touch alireza

حالا می‌توانیم یک لینک به آن بسازیم که اسم دیگری داشته باشد.
—————————-
1️⃣ inode چیست؟
هر فایل در لینوکس یک inode دارد.
inode اطلاعاتی مثل این‌ها را نگه می‌دارد:
مالک فایل
سطح دسترسی
اندازه فایل
زمان‌ها
محل بلوک‌های فایل روی دیسک
تعداد لینک‌ها
اما اسم فایل داخل inode ذخیره نمی‌شود.
می‌توانی inode را ببینی:
ls -i alireza

مثلاً:
123456 alireza

یعنی alireza به inode شماره 123456 اشاره می‌کند.

————————-

2️⃣ stat
برای دیدن اطلاعات کامل فایل:
stat alireza

مثلاً:
Access: 2026-08-18 18:00
Modify: 2026-08-18 17:30
Change: 2026-08-18 17:30
Birth: 2026-08-18 17:30


چهار زمان مهم:
Access — atime
آخرین باری که فایل خوانده/دسترسی شده.
Modify — mtime
آخرین باری که محتوای فایل تغییر کرده.
مثلاً:
echo hello >> alireza

Change — ctime
آخرین تغییر در Metadata فایل.
مثلاً:
chmod 600 alireza

محتوا تغییر نکرده، ولی Metadata تغییر کرده؛ پس ctime تغییر می‌کند.
Birth — btime
زمان ایجاد فایل؛ البته پشتیبانی و نمایش آن به فایل‌سیستم و سیستم‌عامل بستگی دارد.

———————

3️⃣ Hard Link
فرض کن:
echo "Hello" > alireza

حالا:
ln alireza ali

دو اسم داریم:
alireza

ali

  ↓

inode مشترک

  ↓

محتوای فایل

بررسی:
ls -li alireza ali

مثلاً:
12345 -rw-r--r-- 2 root root ... alireza
12345 -rw-r--r-- 2 root root ... ali

می‌بینی که inode هر دو یکی است.
یعنی ali یک کپی از فایل نیست؛ یک نام دیگر برای همان فایل است.

———————

4️⃣ Soft Link / Symbolic Link
حالا:
ln -s alireza ali

ساختار:
ali
↓
alireza
↓
inode
↓
datadata

این بار ali خودش یک فایل مستقل است که مسیر فایل اصلی را نگه می‌دارد.
ببین:
ls -l

مثلاً:
ali -> alireza

اگر:
echo "Bye" >> ali

محتوای alireza هم تغییر می‌کند.
چون هر دو به همان inode و همان داده اشاره می‌کنند.

———————-
مثال واقعی
اگر:
ln alireza ali

و بعد:
rm alireza

ali هنوز فایل را دارد.
اما اگر:
ln -s alireza ali
rm alireza

حالا ali تبدیل به Broken Symbolic Link می‌شود.
——————-

5️⃣ فرمان ln

Hard Link
ln alireza ali



Soft Link
ln -s alireza ali


————————-

6️⃣ readlink
برای فهمیدن لینک به چه چیزی اشاره می‌کند:
readlink alireza43439

مثلاً:
alireza

اگر بخواهی مسیر کامل مقصد را ببینی:
readlink -f alireza43439

مثلاً:
/home/alireza

——————

🎯 برای حفظ کردن
Hard Link:
«اسم دوم برای همان فایل»

Soft Link:
«میانبر/آدرس به فایل دیگر»

inode:
«شناسه و اطلاعات اصلی فایل در فایل‌سیستم»

stat:
«اطلاعات و زمان‌های مهم فایل»

readlink:
«این لینک به کجا اشاره می‌کند؟»
❤1👏1