پرواز فکر و اندیشه
1.18K subscribers
4.2K photos
2.09K videos
84 files
982 links
‏جاویدشاه فقط یه شعار نیست…

عهد ما با ایران و هزاران سال پادشاهی‌ست…
Download Telegram
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


از یکی استان ها آمده بود، سلام كرد و پشت اسليت نشست، جواب سلامش را گفتم و به معاينه مشغول شدم. ديد چشم چپش در حد درک نور، كاتاراكتی بسيار پيشرفته!

سن ات چقدره؟! چه مدتيه چشمت اینجوری شده؟!
-١٦ سالمه، از بچگی ديابت داشتم، چند ماهيه كه كلا نمی‌بينم!

به جوان همراهش كه ده سالی بزرگتر از او بود رو كردم :
- چرا اينقدر دير؟
سرش را پايين انداخت: حالا ميشه كاری براش كرد؟!

عملش ميكنم، موفقيت در درمان بستگی به وضعيت شبكيه دارد، زودتر آورده بوديد شانس موفقيت بيشتر بود.
نگاهی حسرت بار به پسرک كرد و نگاهی به پذيرشي كه برايش مينوشتم، سوالش را از چشمان نگرانش خواندم!
-پذيرشش را برای بيمارستان دولتی نوشتم، هزينه زيادی ندارد نگران نباشيد.
-انگار دنيا را به او داده باشند، خدا خيرت بده آقای دكتر
-فقط عمل ايشان خاص است و بايد برای عمل رضايت مخصوص بدهيد، خودش و ولی او...

غير از من كسی همراهش نيست!
-خواستم بپرسم نسبت شما؟ چشمم به پسرک افتاد كه با پشت آستين اشكش را پاک ميكرد، نپرسيدم!

پسرک را برای ريختن قطره و آماده شدن جهت معاينات تكميلی به اتاق مجاور فرستادم تا با خيال راحت پاسخ سوالات و فضولی های گل كرده ام را بجويم؛

عمل شروع درمان است، بخاطر ديابتش بايد تحت نظر باشد و كارهای لازم روی شبكيه انجام شود، چرا اينقدر دير مراجعه كرديد؟! پدر و مادرش؟! نسبت شما با او؟!

اين پسر در فقر مطلق است، پدرش به سختی توان سير كردن شكم فرزندانش را دارد... نسبت قومی با او ندارم، معلمش هستم ، چند روزی مرخصی گرفتم تا پی درمان او باشم...
هزينه اش؟!
با خودم!

بر دلم تحسين همت بلند اين جوان بود و بر دستانم شرمی كه قلم را روی برگ پذيرش به حركت درآورد "رايگان" !*

فردا روز عمل شد و از اقبال خوبش لنز مرغوبی كه از قبل داشتيم و مناسبش بود در چشمش گذاشتم. ذهنم مشغول او بود و فكرم در گروئه روح بزرگ انسانهايی گمنام و امروز عصر كه پانسمان از چشمش برميدارم...

پانسمان را برداشتم، آرام و با ترس چشمانش را باز كرد سری در اتاق گردانيد و بعد آن نگاهی به من و نگاهی به جوان همراهش: آقا داريم می‌بينيم، آقا داريم می‌بينيم.

اشک آقا معلم سرازير شد، با سر و چشم نگاهی به سقف انداخت و زير لب گفت خدايا شكرت، پسرک را بغل كرد و سرش را بوسيد.

موقع رفتن گفت خدا رو شكر كه شما رو سر راه ما گذاشت تا چشم اين پسر....
اشتباه می‌كرد، در اين وانفسايی كه كمتر خبر خوبی از جايی می‌رسد، خدا او را سر راه معلمش گذاشته بود تا منجی چشم پسرک باشد!

🔻عشق یعنی نان ده و از دین مپرس، در مقام بخشش از آیین مپرس

✍ دكتر سيدمحمد ميرهاشمی

تقدیم به زیباترین واژه هستی معلم


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
شرکت مشروب سازی ،مونچالیتو ، که معروف ترین شراب های ایتالیا را می سازد ،شیشه های مشروب را با شعری حک شده از خیام عرضه میکند

می خوردن و شاد بودن آیین منست
فارغ بودن ز کفر و دین ،دین من است

گفتم به عروس دهر کابین تو چیست
گفتا دل خرم تو کابین منست


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
تاریخ طبری جلد دو.zip
275.1 MB
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith


🌺◾️ دین، دولت و آزادی در نگاه #جان_لاک


نگاه #جان_لاک به مقوله دین و دولت به شدت متاثر از نگاه او به پدیده انسان است.
انسان برای او عاقل، بالغ و آزاد آفریده شده و چنین مشخصاتی را نیز داراست. پس برای چنین انسانی الزام و اجبار امری است غیر ممکن.

💠 از سوی دیگر #جان_لاک در مبحث مالکیت معتقد است، خداوند تمام عالم را به انسانها بخشیده است، اما هیچ انسانی را تحت امر انسان دیگر قرار نداده است. با چنین مبنایی در تفکر انسان آشکار است که امکان "اجبار در ایمان" و اعتقاد به خداوند اصولا امکان پذیر نیست.

از نظر لاک، خداوند خود این اختیار را به بندگان داده است که اگر بخواهند او را بندگی نکنند. هر چند لاک خود را بنده خدا می داند و اعمال مورد نظر خداوند را شایسته اجرا می داند اما این حق را به لحاظ فلسفی به انسان داده است که اعتقادات زندگی خود را با اختیار خود به انجام برسانند. زیرا خداوند به او قوه عاقله و فهم امورات را داده است
کسی نباید دغدغه بهشتی شدن یا دوزخ رفتن دیگران را داشته باشد، زیرا اساسا خداوند این مسوولیت را به آنها نسپرده است، پس ماهیت ایمان جز انتخاب و اختیار نیست و هیچ پدیده ای نباید چنین اختیاری را تحت تاثیر قرار دهد.


✍ احسان مکتبی
📚 دین و دولت در مکتب قرارداد اجتماعی



💠 پ ن:
حال عده ای که نه دین را میشناسند و نه فلسفه را و حتی ملزومات الحاد را،
بیایند و بگویند جان لاک فیلسوف نیست و متکلم است. چرا که نظریات فلاسفه دیندار در تزاحم با عقاید منحط این حضرات است. و با بافتن مشتی ترهات غیرعلمی و غیرفلسفی دچار این توهم میشوند که فیلسوف را بر جای خود نشانده اند و طومار تئوری هایش را در نوردیده اند. و چون بر این جهل مرکب خود الحاح و ابرام و تعصب متصلبی دارند، لذا نمیتوانند این موضوع را بربتابند و دچار اینگونه تجزم ها میشوند و خیال میکنند فیلسوف حتما باید شرایط مارکس یا نیچه را داشته باشد و اگر جز این باشد فیلسوف نیست. البته حرجی بر ایشان نیست. فلسفه نمی خوانند و لاجرم شتر عظیم فلسفه را به لانه مرغ سوادشان رهنمون میکنند.
اینها نمیدانند تفاوت بسیار است میان الحاد فیلسوفان و الحاد بیخردان.

بقول #اقبال_لاهوری؛
که در وصف #نیچه گفت است؛

🌿گر نوا خواهی ز پیش او گریز
🌿در نی کلکش غریو تندر است
🌿نیشتر اندر دل مغرب فشرد
🌿دستش از خون چلیپا احمر است
🌿آنکه بر طرح حرم بتخانه ساخت
🌿قلب او مومن دماغش کافر است
🌿خویش را در نار آن نمرود سوز
🌿زانکه بستان خلیل از آزر است

و یا این ابیات پرمغز در باب #مارکس

🌿صاحب سرمایه☆ از نسل خلیل
🌿 یعنی آن پیغمبری بی جبرئیل
🌿زانکه حق در باطل او مضمر است
🌿قلب او مومن دماغش کافر است

☆شکی نیست که مارکس در زندگی سرمایه مادی نداشت و مقصود اقبال همان کتاب مشهور "سرمایه" [Das Kapital] اوست.

کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith

احیای زبان پیش درآمد اصلاح جامعه

✍️اوکتاویو پاز زمانی نوشت:«وقتی یک جامعه فاسد می شود،نخستین قربانی آن زبان است.ازاین روی،انتقاد اجتماعی با دستور زبان و احیای معنی ها آغاز می شود».و پرسش راستین این است که چه ارتباطی بین فساد زبان و فساد جامعه وجود دارد؟ و چرا اولین قربانی جامعه فاسد زبان آن جامعه است؟

کارل یاسپرس نیز درکتاب کنفوسیوس نقل قولی ازاو آورده است:«باید کاری کرد که واژه ها درمعنای درست خود به کار روند،باید محتوای آنها را بازیافت.بگذارپدرپدر وانسان انسان باشد.اما مدام خیانت می شود و واژه دیگر با مدلول خود مطابقت ندارد.هستیو زبان ازیکدیگر جدا می شوند وقتی زبان آشفته گردد همه چیز دچار آفت می شود»
بدون تردید فساد سیاسی ماحصل تحریف کلام و کلمه است.گفتمان مسلط همیشه ازآن طبقه غالب و اقویای جامعه است.طبقه مسلط جامعه برای توجیه خود اسطوره ها،افسانه ها،ضرب المثل ها و دریک کلام ایدئولوژی خاص خود را خلق می کند و به پشتوانه قدرت دانش ایدئولوژیک را درخدمت حفظ رابطه نابرابر و سلطه آمیز قرار می دهد..برای یورش بر هرنوع رابطه سلطه آمیز باید زبان را دردستورکار قرارداد.زبانی که خود موجد سلطه است و حافظ وضع موجود.رژیم های توتالیتر بیش ازهمه درفساد زبان دخیل اند و بیش ازهمه ازآن بهره می برند.
زبان شیوه تفکر ما را بازتاب می دهد.آلدوس هاکسلی ازجمله ادیبانی است که درمورد تحریف کلام پیوسته هشدار می دهد.نباید گذاشت دولتمردان و سیاستمداران ودرکنار آنها رسانه های تحمیق کننده امروزی واژه ها را به مسلخ ببرند.وقتی واژه ها لکه دار شدند ارزش ها نیز آلوده خواهند شد.اوج این آلودگی زبان درنظام های نازیستی و فاشیستی و سوسیالیسم استالینی بود. کاسیرر به درستی اشاره می کند«فاشیسم زبان خاص خود را به کاربست و واژه های جدیدی را ابداع کردآنها واژگان بسیاری را حذف کردند و درعوض واژگان خاصی را برخود بستند.»
اما هدف آنها ازتحریف زبان چه بود؟
صادقانه باید گفت هدف شان گمراه کردن انسانها بود. اینکه درتشخیص خیر و شر دچاراشتباه شوند.هدفشان این بود که مردم را به پذیرفتن ارزش های سیاسی حاکم متقاعد کنند تا درنهایت مشروعیت خود را تثبیت کنند.هدفشان تبدیل زبان به عاملی ایدئولوژیک بود تا بتوانند اندیشه را تخریب و بی اندیشگی را دامن بزنند.
یک مثال کوچک می تواند درتبیین و فهم مسئله کارسازباشد؛دردهه چهل وقتی مبارزان انقلابی با رژیم شاه درافتاده بودند واژگان خاص خود را داشتند.کلمه مستضعفان به کرات درنوشته ها و مکتوبات این جماعت دیده می شد. مستضعف فردی بود که طاغوت و طاغوتیان آنها را به استضعاف کشانده بودند. کسی فقیر نبود و فقیر به دنیا نیامده بود.بلکه فقیر شده بود آنهم ازسوی طاغوت و صاحبان کاخ ها.عامل ضعف و بدبختی و مکنت آنها طاغوت بود.اما همین قشر در دوره پسا انقلابی با رندی نام دیگری به خود می گیرد؛«اقشار آسیب پذیر»؛کلمه ای کاملاً پرابهام و معنا زدایی شده.تو گویی اقشاری هستند که خود نخواسته و یا نتوانسته اند با جماعت همراهی کنند.اقشاری که اگر بیشتر تلاش کنند احتمالا می توانند خود را دربرابر فقر واکسینه کنند.اما هیچ کس نمی پرسد و هیچ کس هم پاسخ نمی دهد راستی مرز این آسیب پذیری کجاست و تا چه حد باید فقیر بود تا دولت تو را فقیر به حساب بیاورد.

دومین مثال می تواند دردستکاری کلماتی چون«شهید»،«مرده»«به هلاکت رسیده»،به «درک واصل شده» نشان دهد.اگر انسان کشته شده درراه آرمان های خودی باشد شهید محسوب می شود اما همان انسان کشته شده در راه آرمانی دیگر ولو آرمانی والا مشمول جمله ای می شود که نشانگر انسانیت زدایی است«او به هلاکت رسید».درواقع با تغییر این دو واژه ما مخاطب را گمراه می کنیم و بیش ازاین که به انسان بیندیشیم به انسان صرف به انسانی که باید شایسته احترام باشد به انسانی آرمانی شده می اندیشیم.

سومین مثال شاید بیش ازهمه یاری رسان باشد.خلفای عباسی القاب پرزرق و برقی را به اسامی خود افزوده بودند؛جلال الله،القادربالله،القائم و المعتضد و المعتصم و درایران شاهان که لقب ظل الله و سایه خدا را یدک می کشیدند.درچین برای حاکمان کلمه فغقور-پسر خدا- را به کار می بردند.کلماتی که همه توجیه گرقدرت بودند و عامل تداوم سلطه و نابرابری.چرا باید فقط عده ای ظل الله باشند و جلال الله و آیت الله؟!


کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith

وظیقه راستین روشنفکران مبارزه با سلطه است درتمامیت آن و درهمه شکل های آن.باید برهرگونه سلطه و نابرابری حقوقی شورید.نابرابری حقوقی ریشه درگفتمان های ادبی ،افسانه ها و زبان دستکاری شده دارد.بی سبب نیست که کاسیرر افسانه را گفتمان توجیه گرقدرت می دانست.
نمی توان مبارزه مردم دریک کشور برای احقاق حقوقشان را مبارزه انقلابی،اسلامی نامید و مبارزان کشوردیگر ده کیلومتر آن سوی مرز را فتنه قلمداد کرد.جابجا کردن معیارها،دستکاری زبان،شناورکردن معانی هدفی جز معنا کشی ندارند.مبارزان راه آزادی و استقلال قبل ازانقلاب را انقلابی و اسلامی دانست و مبارزه مردم همان کشور درزمان و برهه ای دیگر ازتاریخ را فتنه و ضد انقلاب نامید.این واژگان هیچ معنایی ندارند جزآنکه صاحبان قدرت مسلط به آنها می دهند.کار روشنفکر نجات واژه ها ازدست سیاستمداران و ازافسون قدرت است.

#زبان_مبارزه_آگاهی_قربان_عباسی


کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️

ده نکته در مورد محرم های شگفت انگیز ایرانی

✍️ احسان محمدی

1️⃣ بزرگترین دشمنان هر ایدئولوژی مذهبی یا سیاسی، دوست داران افراطی و اغراق کنندگان آن هستند نه منتقدانش. ظلمی که این دسته به نام عشق در حق واقعه کربلا می کنند، #خلفای_عباسی که حرم امام حسین و یارانش را با خاک یکسان کردند، شخم زدند و بر آن اسب تاختند هم نتوانستند انجام دهند.

2️⃣ دهه محرم در ایران فراگیرترین مراسم ملی و مذهبی است. هیچ نمونه دیگری چه جشن و چه سوگ را نمی توان مثال زد که این همه بدون بخشنامه و دستور طیف های مختلف مردم را درگیر کند و #نمود_بیرونی داشته باشد.

اینکه برخی ملامت بار می گویند «حکومت آن را اداره می کند» به نظرم بیشتر اعتراف به قدرت سیستمی است که می تواند چنین مراسم عظیمی را در تمام روستاهای گمنام مدیریت کند نه سرزنش آن!

3️⃣ اگر هیچوقت در پشت صحنه این مراسم نبوده اید شما تصویر روشنی از آن ندارید. به این چند ده نفری که خودنمایی می کنند و به چشم می آیند نگاه نکنید.

میلیون ها نفر در کشور با عشق و ارادت در این مراسم حاضر می شوند. در #آشپزخانه ها دیگ می شویند و هرگز اصرار ندارند دیده شوند. #طبال های خودنما و #مداحان کاسب و ربایندگان #قیمه تمام حقیقت این ماجرا نیستند.

4️⃣ «ما ایرانی ها کار جمعی و تیمی بلد نیستیم». محرم این نقد را به چالش می کشد.

تقسیم کار، هماهنگی، نظم و اعطای نقش به همه فارغ از سن و سال و تیپ و قیافه، فوق العاده قابل مطالعه است. مردم کار جمعی بلدند، مدیر ندارند.

5️⃣ دین در باور #ایرانیان ریشه دارد. به همین خاطر مسلمان شدن اجداد ما چه با آغوش باز و چه به اجبار یک اتفاق نیست. این امر نهادینه است به همین خاطر بسیاری از مردم فارغ از گرایش سیاسی و اینکه چه نظامی حاکم باشد (شاهنشاهی، جمهوری اسلامی و...) در مراسم دینی حضور پیدا می کنند و حتی اگر حاضر نشوند به کارکرد دین باور دارند.

بسیاری از آنها که امروز منتقد برگزاری مراسم محرم به سیاق فعلی هستند، منکر اصل ماجرا نیستند. به پوسته نقد دارند نه هسته.

6️⃣ اگر حکومت پهلوی از نمادهای #ملی و جشن های 2500 ساله برای تاثیر اجتماعی و تثبیت خود بهره می گرفت، جمهوری اسلامی هم از نمادهای #مذهبی و محرم استفاده می کند.

می توان نقدهای اخلاقی به این نگاه وارد کرد اما قدرت و سیاست زبان خودش را دارد.

7️⃣ در چنین مراسم عظیمی طبعاً کسانی دنبال صید ماهی خود هستند. چه آنها که گمان می کنند اشک ریختن در این ده روز، مثل #اسیدسولفوریک گناهان یک ساله شان در ظلم به مردم را می شوید و چه کسانی که از این فرصت برای کسب احترام اجتماعی استفاده می کنند.

در هر حرکت جمعی می توان این کاسبان سیار را مشاهده کرد. آنها اندک هستند اما مثل پول خُرد سر و صدای زیادی دارند.

8️⃣ شیک و فانتزی شدن مراسم محرم ارتباط مستقیم با تغییر سبک زندگی شخصی مان دارد. به وسایل و دکور داخل خانه تان نگاه کنید، شبیه ده سال پیش هستند؟

آنچه در هیات ها می بینیم نمود بیرونی چیزی است که در داخل خانه ها رخ داده است. یک امر طبیعی. ما بخشی از تغییر سبک زندگی مان را به خیابان برده ایم.

9️⃣ نسل جدید قرائت خود را از دین دارد. جوان ها خود را ملزم به رعایت قواعد نسل قدیم نمی داند. همانطور که نسل قدیم وقتی خواست با #بلندگو مداحی کند، از سوی نسل قدیم تر نکوهش شد که این #بوق_شیطان است و مداحی با آن حرام.

دین پدیده ای شگفت است، می تواند پوسته اش را عوض کند و البته با اقتصاد رابطه عمیقی دارد.

🔟 به شخصه اعتقاد دارم اگر در طول سال مقابل #ظلم سکوت می کنیم و برای ظالمان کف می زنیم، کلاه خودمان را می چسبیم و درد دیگران را «مشکل خودشان می دانیم»، به خفت و خواری تن می دهیم، برای یک منفعت جزئی – نه کیسه زر و مُلک ری- پا روی وجدان و حقیقت می گذاریم، توجیه گر فساد هستیم، «سگ دلامونو خورده» و ... سزاوار نفرین کردن #شمر و #خولی و ابن زیاد و #یزید نیستیم چه رسد به اینکه ادعا کنیم جان فدای آزادمردی مثل امام حسینیم!

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تصاویری ناب از آبادان قدیم
ما واقعا با هم چه کردیم...؟!


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith


‏ایرانی‌ها مخفیانه ماهواره تماشا میکنند، پنهانی مهمانی میگیرند، یواشکی عاشقی میکنند، با فلیترشکن اینترنت را میگردند، دزدکی حجاب برمی‌دارند.
اینجا همه غیرقانونی زندگی میکنند. هرکس به اندازه‌ای.
مسئولبن اگر در چیزی توانا بوده باشند همین از سکه انداختن مفهوم "قانون" در کشور است.

"حسین حمیدیه"

کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
قاضی گفت: به ما خبر رسیده که تو در خواب سوار دوچرخه ات می شوی و تا ماه رکاب می زنی!
درست است؟

زن گفت: بله

قاضی گفت: گزارش داده اند دوچرخه ات را پشت خیالت پنهان می کنی!
درست است؟

زن گفت: بله

قاضی گفت: شنیده ایم در خورجینت بقچه ای ست، در آن اشک های مادربزرگ و مادرت را پیچیده ای، به ماه که می رسی جای هر دوی آنها می خندی!
درست است؟

زن گفت: بله

قاضی گفت: پس اتهامات خود را می پذیری!
حرفی در دفاع از خود نداری؟

زن گفت: خیر

قاضی گفت: احسنت
پس تو را به خاطر تبدیل کابوس های نیمه شب به خواب های شیرین و ندیده گرفتن چهارچوب واقعیات و زیر پا گذاشتن حریم رویا، به هزار سال سوگ مدام و گریستن پیاپی و مویه های شبانه محکوم می کنم.

زن اعتراضی نکرد، حکمش را گرفت، سوار دوچرخه اش شد و تا ماه رکاب زد.

#عرفان_نظرآهاری


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


مدت هاست در هر جمع و گروهی این سوال طرح می شود که:
چرا در ایران اختلاس زیاد است؟
تهمت فراوان است ؟
دروغ بی شمار است؟
چرا زیرآب زنی در کار و خیانت در شغل و فساد در خانواده افزون شده است؟
چرا جوانان به مواد مخدر روی آورده اند؟
چرا رابطه های آنچنانی رواج یافته ؟
چرا میزان تصادفات رانندگی زیاد شده؟
چرا دعواهای خانگی و خیابانی و چاقو کشی و قتل و جنایت و تجاوز روز به روز بیشتر می شود؟
چرا تحمل ایرانی ها کم شده.؟
چرا فحش زیاد شده ..؟

چرا هر کس که سفری به اروپا می کند می گوید انجا احترام دیده و در ایران بی احترامی ....؟
چرا و چرا؟؟

مگر از صبح تاشب نوای دین از صدا و سیما به گوش نمی رسد؟
مگر هر هفته در کل کشور نماز جمعه برگزار نمی شود؟
مگر این همه مداح و سخنران که شب و روز از خدا و پیغمبر می گویند کم است ؟
پس چرا مشکلات اخلاقی جامعه روز به روز اسفناک تر و فجیع تر می شود؟؟

خلاصه : چرا جامعه ایران از اخلاق دور شده است؟

پاسخ این همه سوال فقط یک عبارت است:

«ابهام از آینده و اخلاقی زیستن»

در دهۀ ۱۹۶۰ تعدادی از روان‌شناسان اجتماعی فرانسوی با همكاری یك مؤسسۀ تحقیقاتی بزرگ، در اروپا یك مركز شبانه روزی تأسیس كردند.

در این مركز، نوجوانان ۱۲تا ۱۹سال آموزش می‌دیدند و زندگی می‌كردند. مدّت یك سال همه چیز به صورت عادی جریان داشت
و آزمایش‌های مختلف كمی و كیفی بر روی آنان انجام گرفت.

در طول این یك سال، هر نوجوان سه وعدۀ غذایی روزانه با احتساب میان وعده‌ها، ۸۰۰ گرم غذا می‌خورد.

پس از یك سال به تدریج و آگاهانه شایعه كردند به علت وضعیت اقتصادی نابسامان شبانه‌روزی، ممكن است غذا به لحاظ كمی و كیفی جیره‌بندی شود.

شش ماه بعد از این شایعه، میزان غذای مصرفی روزانه هر فرد از ۸۰۰ گرم به ۱۲۰۰ گرم افزایش یافت.
هنگامی كه عملاً جیره‌بندی را آغاز كردند، مصرف غذا از ۱۲۰۰ گرم به ۱۵۰۰ گرم رسید و حتی در اواخر این دورۀ چهارساله، نوجوانانی بودند كه در شبانه روز بیش از ۵كیلوگرم غذا می‌خوردند.

دلیل افزایش مصرف این بود كه نوجوانان آیندۀ خود را مبهم می‌دیدند.

هنگامی كه مركز شبانه‌روزی در وضع عادی قرار داشت، افراد غذای خود را به یكدیگر تعارف می‌كردند
و نسبت به یكدیگر رابطه‌ای مبتنی بر نیكوكاری، شفقت و نوعی از خودگذشتگی داشتند. امّا هنگامی كه شایعۀ كمبود غذا مطرح شد، تعارفات، رعایت ادب و رفتارهای مهربانانه، نسبت به یكدیگر كمتر شد.

در واقع به دلیل مبهم بودن آینده ، اخلاقی زیستن بر پایۀ عدالت، احسان، رعایت ادب و.. به مرور زمان كمرنگ گشت.

آینده ی مبهم و نامعلوم افراد از نظر مالی، شغلی و.. آستانۀ اخلاق و تحمل را در هر جامعه ای كاهش می‌دهد.

به طور مثال، در جامعه‌ای كه همۀ افراد با هر تخصصی می‌توانند شغلی داشته باشند، كارشكنی، حسادت، تهمت، سخن‌چینی، چاپلوسی و.. كمتر است.

به طور كلی در جامعه‌ای كه نیازهای اساسی انسان‌ها در آن تأمین می‌شود، افراد بر پایۀ موازین اخلاقی زندگی می‌كنند.

پس اخلاقی زیستن ارتباطی به نصیحت های اخلاقی و ازدیاد مجالس دینی ندارد.
اخلاقی زیستن نیاز به آرامش ذهنی و ثبات اقتصادی دارد.

به جای صرف هزینه های بسیار برای دعاهای مستحب کمیل و ندبه و سخنرانی های خسته کننده و مداحی های سوزناک و خرج برای برپایی مجالس و همایش های بی اثر ؛ بهتر است این ثروت عمومی را به واجبات مردم یعنی مخصوصا ازدواج و شغل منتقل کنید.

جوانی که شغل دارد و ازدواج کرده ، با خوش بینی به آینده می نگرد
و همین آرامش به او زندگی اخلاقی بهتری هدیه خواهد داد .

پس لطفا مستحبات را کم کنید و به واجبات برسید!


اخلاق_و_آسیب‌های_اجتماعی
#مصطفی_ملکیان


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
🔴اشرافیت مذهبی!

روزنامه همدلی نوشت: این روزها که فشار اقتصادی کمر مردم را خم کرده و تبدیل به بحران لاینحل سیاسی-اجتماعی شده، جامعه مذهبی ایران نسلی از اشرافیت را تجربه می‌کند که زیر لوای دین قرارگرفته است.

مراسم‌های لاکچری ماه محرم، مداح‌های که برای چند ساعت روضه امام حسین (ع) میلیون‌ها تومان به جیپ می‌زنند، رانت‌خوارهای که پشت ریش و تسبیح پنهان‌شده و با اسم دین به دنبال منافع اقتصادی خود هستند، گوش دادن به روضه در ماشین آخرین‌مدل، تاسیس و ساخت حوزه‌های علمیه لاکچری، رونمایی از قرآن طلاکوب و … نمونه‌های از اشرافیت مذهبی است که با در اختیار گرفتن دین ضمن مشروعیت بخشی به خود، آفتی به نام بورژوازی مذهبی را شکل داده‌اند.

در چند سال اخیر خوی کاخ‌نشینی و اشرافی گری در میان برخی از مسئولان و مذهبیانی که وجهه اجتماعی خود را با انتساب به مذهب کسب کرده‌اند آن‌چنان شیوع پیداکرده که منجر به خلق طبقه‌ای جدید تحت عنوان «اشرافیت مذهبی» شده است.


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 حسین سینه‌زنِ راهزن نمی‌خواهد!

بهترین ۴۵ ثانیه محرم امسال !

چه سود دل به غمت دادن و زبانم لال،
حسین گفتن و آتش زدن به بیت المال!
حسین کوفی پیمان شکن نمی خواهد،
حسین سینه زن راهزن نمی خواهد!
حسین را ز مرامش شناختن هنر است،
حسینی دیگر نساختن هنر است!


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روایت وزیر ارتباطات از تجارت چند صد میلیاردی فروش وی‌پی‌ان و فیلترشکن

وزیر ارتباطات:
در حال حاضر فیلترشکن به راحتی فروخته می‌شود، برخوردی با این تجارت نمی‌شود و پشتش هم معلوم است چه کسی است.

مگر نمی‌شود پشت این مافیا را درآورد؟ می‌گویند قانون نداریم که فیلترشکن فروشی جرم است. ما شاهد تجارت چند صد میلیاردی در این حوزه هستیم.


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
تاریخ طبری جلد سه.zip
267.3 MB
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
‍ @flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


چگونه ابتذال در جامعه رواج گسترده می یابد

✍️ محمود وطنخواه

میلان کوندرا در یکی از کتاب‌هایش به پدیده‌ای اشاره می‌کند به عنوان «جذابیت انکارناپذیر ابتذال»! او معتقد است که بسیاری از انسان‌ها، تمایل عجیبی به چیزهای سطحی و دم‌دستی دارند؛ مضامین کلیشه‌ای، امور سطحی ونخ‌نما، سریال‌های اشک‌آور، حاشیه‌های زندگی هنرمندان، چیزهایی که با احساسات ما بازی کند و شعورمان را به بازی بگیرد!

🔹«ابتذال» از ریشهٔ بذل کردن است؛ به معنی بذل توجه بر چیزی که در ذات، ارزش آن را ندارد. بطور مثال شما اگر یک آفتابه را طلاکوبی کنید، کار مبتذلی کرده‌اید. برای اینکه آفتابه، آفتابه است؛ حتی اگر طلا باشد باز هم آفتابه است.

🔹ابتذال در تمام دنیا هواداران فراوانی دارد. موسیقی‌های نازل ولی پرطرفدار، فیلم‌های کم‌ارزش هنری ولی پرفروش. در واقع اکثر محصولات پرفروش از یک الگوی ثابت پیروی می‌کنند و تمایل به ابتذال در مردم را هدف قرار داده و معمولاً به جز مواردی استثنا، از ارزش هنری نیز برخوردار نیستند.

🔸ابتذال همواره دو سر دارد؛ آنها که آن را تولید می‌کنند و آنها که آن‌ را مصرف می‌کنند. تا زمانی که تقاضا برای ابتذال وجود دارد، عرضهٔ آن در دنیا ادامه خواهد داشت. شاید برای مقابله با ابتذال تنها راه، پرورده کردن سلیقهٔ جامعه باشد.

🔸در همین راستا نقل حکایتی از مثنوی معنوی چندان خالی از لطف نیست! مولوی داستان مردی را می‌گوید که هنگام عبور از بازار عطرفروشان، ناگهان بر زمین افتاد و بیهوش شد. مردم دور او جمع شدند و هر کسی چیزی می‌گفت، همه برای درمان او تلاش می‌کردند. یکی نبض او را می‌گرفت، دیگری گلاب بر صورت او می‌پاشید و یکی دیگر عود و عنبر می‌سوزاند. اما این درمان‌ها هیچ سودی نداشت. حال مرد بدتر و بدتر می‌شد و تا ظهر بیهوش افتاده بود و همه درمانده شده بودند.

🔹اما تنها برادرش فهمید که چرا وی در بازار عطاران بیهوش شده است؛ با خود گفت: من درد او را می‌دانم، برادرم دباغ است و کارش پاک کردن پوست حیوانات از مدفوع و کثافات است! او به بوی بد عادت کرده و مغزش پر از بوی سرگین و مدفوع است و با استشمام بوی خوب عطرها بیهوش شده است. سپس کمی سرگین بدبوی سگ برداشت و به بازار آمد. مردم را کنار زد و کنار برادرش نشست و آن مدفوع بد بوی را جلو بینی برادر گرفت؛ چند لحظه بعد مرد دباغ به هوش آمد!

🔹در حقیقت این تمثیل مردمی است که به فرهنگ نازل خو گرفته و از آثار اصیل، هنر والا و فرهنگ فاخر روی برگردان‌اند؛ تا جایی که آنها را خسته‌کننده، سخت‌فهم و یا غیرسرگرم‌کننده می‌دانند و از خواندن یک کتاب عالی، تماشای یک فیلم هنری و یا گوش‌دادن به یک موسیقی اصیل، نه تنها هشیار نمی‌شوند بلکه به بیهوشی عمیق رضایت می‌دهند!


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


✍ #بخوانیم و #نشر_دهیم

کسی که جلوی مغازش سبد پلاستیکی میذاره که بقیه پارک نکنن , نباید شاکی بشه چرا تو #لواسان یه سری که زورشون بیشتره #زمین_خواری میکنن. کارمندی که به ارباب رجوع میگه برو فردا بیا , نباید شاکی بشه چرا حقوقش دو هفته دیر میشه , راننده #تاکسی ای که پول خرد نداره , نباید شاکی بشه چرا #کارمند اداره کارشو درست انجام نمیده , مکانیکی که قطعه تعمیری رو میگه تعویض کن , نباید شاکی بشه چرا #ارتوپد به جای #فیزیوتراپی , #جراحی تجویز میکنه. #کابینت سازی که سه ماه دیرتر کارشو تحویل میده , نباید شاکی بشه چرا #ایران_خودرو و #سایپا ماشینی رو که باید عید تحویل میگرفته هنوز بهش ندادن , گرفتی یا تا صبح ادامه بدم ؟ ما شبیه همیم . مثل یه راننده قانون گریز , اگه پشت موتور بشینیم دو نفرو زیر میگیریم , اگه پشت اتوبوس باشیم صد نفرو میکشیم . نوع نگاهمون با مسئولامون یکیه , فقط #مقیاس اشتباهامون کوچیک تره . بالاخره مسئولا رو که از کازان روسیه و بلگراد نیاوردن , همین هموطنای شریف و مهمان نواز خودمونن از شهرهای چهار فصل با تمدن دوازده هزار ساله و فرهنگ غنی....


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


حسین ما کیست، حسین کاسبان دین چگونه است؟

حسین ما جنگ آوری راسخ واستوار،اما مرد عمل وانديشه است.
درد او وجود ظلم وبیداد وستم در جامعه است، نابرابری ها وبی عدالتی ها آرام وقرار اورا گرفته است، پس با اینکه میداند شهادت در انتظار اوست،مردانه برای اصلاح امور مردم قیام می کند.

حسین ما برای طلب آب از دشمن آزادی،کودک شش ماهه خود را بر دست نمی گیرد،بلکه او خون طفل نوزادش را تقدیم راه خداوند می کند تا به تمامی رادمردان ومجاهدان راه خدا بفهماند که برای رسیدن به آزادی وشرف انسانی خود،ارزشش را دارد که از بهترین علایق زندگی واز عزیزترین کسان خود نیز درگذرید.

حسین ما،حسینی است که پس از کشته شدن تمامی عزیزان ویارانش، از دژخیمان خونخوار طلب یاری نمی کند.
بلکه نگاه او و ندای"" هل من ناصرینصرنی"" حسین(ع) خطاب به آیندگان ومن وتوست تا چون او درد عدالت وآزادی داشته باشیم ومدافع حق وحقيقت در زمان خود باشیم.


گریستن واندوه برسرنوشت تلخ کربلا،حق این بزرگمردان همیشه جاوید تاریخ را ادا نمی کند، چرا که اینان برای راه خود، مرد عمل و همدردانی صدیق می خواهند.

پیروانی باچشم گریان، ولی باز وبیدار که در مقابل یزیدیان هر زمان وهر مکانی بایستند وظلم وتحجر را رسوا کنند.

پس عزا بر خود کنید ای خفتگان
زانکه بد مرگیست این خواب گران
روح سلطانی ز زندانی بجست
جامه چه درانیم وچه خاییم دست
چونکه ایشان خسرو دین بوده اند
وقت شادی شد چو بشکستند بند
بردل ودین خرابت نوحه کن
که نمی بینید جز این خاک کهن(مثنوی مولانا)

برگرفته از کتاب رسن،صفحه ۲۶۳و۲۶۴
نویسنده:مجید بهمن زاده


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
‏شاهکار روزنامه سازندگی با این تیتر مبتذل و زشت و کثیف! ‎میوه_ممنوعه درحالی تیتر یک شده که دختر بچه ۱۱ ساله رو به میوه تشبیه کرده!


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith


📚اندر حکایت چپ های جهان-سومی

عبدی کلانتری

✍هجمهٔ روشنفکران چپ وطنی به لیبرالیسم، دلقک-بازی است!

انتقاد به لیبرالیسم و تمسخر «لیبرال دموکراسی» توسط برخی از روشنفکرهای چپ ایرانی یکی از عجیب ترین پروژه هایی است که من با آن مواجه شده ام. در نظر من، شگفت و رقت‌انگیز می‌آید تصویر آدمی رنجور که چماق تئوکراسی به مدت چهل سال در نشیمنگاه اش گیرکرده، تکان نمی‌تواند بخورد اما مدام جار می‌زند، «لیبرالیسم! بگیرید! لیبرال دموکراسی ما را به خاک سیاه نشاند!» انگار که مشکل جامعه و فرهنگ ما طی این صدسال اخیر لیبرالیسم بوده است. در کشوری که هرگز لیبرالیسم را تجربه نکرده، در کشوری که بورژوازی و طبقه ی متوسط هرگز نتوانسته روی پای خود بایستد تا صناعت و علم و فرهنگ متجدد را رشد دهد، چپ های ما می‌خواهند مثل طوطی حرفهای فیلسوفان چپ ِ کشورهای متروپل را تکرار کنند. بی‌آنکه ذره‌ای تاریخ و فرهنگ خودشان و هزار ویک مشکل بومی خویشتن را شناخته باشند. من اگر بخواهم نقد جدی به لیبرالیسم بخوانم، صدها رساله ی گردن کلفت در کتابخانه جلوی رویم نشسته، چه نیازی دارم به فسفرسوزی ی آن روشن‌فکر جهان سومی ای که در کشور خودش یک روز از این پدیده را نه دیده و نه تجربه کرده؟!

هرگز از خود نمی پرسند این بختک هولناک چهل ساله و طاعون فرهنگی قرین با آن از کجا برما نازل شد؟
به راستی طاعون فرهنگی و نه چیزی کمتر! درست به دلیل عقیم ماندن رشد لیبرالیسم و فرهنگ بورژایی و جامعهء مدنی در سرزمین ما! درست به دلیل استبداد لیبرال ستیز سلطنتی، به دلیل اقتصاد ضدلیبرال رانتی (نفتی)، درست به دلیل وابستگی طبقهء متوسط جدید به بوروکراسی دولتی و دست تکدی اش به سوی سلطان و شیخ.
مگر فراموش کرده‌ایم که در جامعهء عقب مانده، روشنفکران چپ باید نه تنها غمخوار طبقهء کارگر، بلکه جبرانگر واپس ماندگی ی بورژوازی نیز باشند! کاش دست کم یک بورژوازی بافرهنگ می داشتیم!
هیچ چیز مضحک تر از قیافه ی یک مرد روشنکفر بومی نیست که با ژشتی فیلسوفانه از «بیلدونگ» اروپایی انتقاد می کند، کسی که خودش نه آداب سرسفره نشستن آموخته، نه چارتا و نصفی تئاتر و کنسرت جدی دیده، و نه حتا اندکی فرهنگ مصاحبت با جنس مخالف را شناخته! شیعه ی روستایی منش را از در که بیرون کنی از پنجره به زیر لباس روشن‌فکر سکولار چپ ایرانی برمی گردد!

به خاطر ریشه‌های عمیق ِ فرهنگ بومی گرای ضدلیبرال بود که جنبش پوپولیستی و فاشیسم کلریکال در ایران حاکم شد. چه کسانی نخستین قربانی ِ این پوپولیسم پابرهنه های ضدلیبرال و غرب ستیز شدند؟ نیروی های چپ! نخستین درس انقلاب به هرز رفتهء پنجاه و هفت برای ما باید این باشد: جنبش سوسیالیستی جنبشی است توأمان سیاسی و فرهنگی؛ بدون مَدنیت و مُدرنیت و روشنگری، سوسیالیسم در «بهترین» حالت به شکست می‌انجامد و در بدترین حالت به سلاخ خانه‌های پول پوت و فاشیسم جهان سومی از نوع تئوکراسی شیعی در ایران.
این درسی است که ما آموختیم از یک انقلاب بزرگ و جدی که خودمان هم در آن شرکت داشتیم.
در شرایط خاص جامعهء ایرانی، چپ ضدلیبرال یعنی معادل پول پوت و استالین و حزب استالینیستی، به عبارت دیگر جاده صاف کن فاشیسم جهان سومی.

نقد لیبرالیسم مرا به یاد گونی گونی کتاب‌های دوران انقلاب می‌اندازد که به نام «افشاگری لیبرالیسم به عنوان جاده صاف کن امپریالیسم» نوشته می شد. آن‌ها هم اصرار داشتند که مثلاً بوخارین و سوسیال دموکراسی ی اروپایی و اوروکمونیسم و گرامشی خائن به انقلاب و ریویزیونیست اند و تضاد دوران همان تضاد «خلق ها»ی کشورهای مستعمره با «امپریالیسم» است.
این بحث‌ها کهنه است و نخ نما.
باور جدی من این است که روشن‌فکر ایرانی هنوز به درستی جامعه ی بورژوایی، لیبرالیسم، و اندیشه ی روشنگری ی اروپایی را نمی‌شناسد اما طی یک نسل خودش را با یک بالانس شبه روشنفکری از استالین به میان پُست مدرنیسم پرتاب کرده و حالا فقط با «بادیو» و «آگامبن» حلوا حلوا می کند: آدم‌های ندید بدید، دوباره جلوی ویترین بوتیک غربی، زل زده به اجناس شیک و آب دهان جاری! متوجه نیستند که پروژهء روشنگری هنوز در دستور کار جامعهء ما است. ما در ایران هرگز نه فلسفهء لیبرال داشته‌ایم، نه بورژوازی و نه اقتصاد لیبرالی. همهء این‌ها هیچ ارتباطی به سرمایهء گلوبال، آمریکا، و نئولیبرالیسم ندارد. فرهنگ «روبنا» نیست، از جمله فرهنگ دینی! باید از تکرار این دروغ بزرگ به خودمان که تئوکراسی شیعی ی آخوندها و لومپن ها دستساخت آمریکایی ها و انگلیسی ها بوده دست برداریم.
این دیالکتیک تاریخی ی موقعیت کشورهایی نظیر ماست:
نقد لیبرالیسم تنها با اکتساب و فراتر رفتن از آن میسر است نه با میان‌بر زدن آن، نه با عرض اندام پهلوان پنبه‌ای در مقابله با آن.
این درس مارکس است برای آدمی مثل من.



کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


پرچم‌های سیاه در یک روز

محمد مساعد، خبرنگار می‌نویسد: ماهها پیش⁩ یکی از مدیران شرکت نیشکر ⁧#هفت‌تپه⁩ ‌گفته بود: «ما هرکسی را اراده کردیم خریدیم جز این #اسماعیل_بخشی که هرکاری می‌کنیم نه پول می‌گیرد نه ساکت می‌شود». دیروز اسماعیل بخشی تاوانش را پرداخت و به ۱۴ سال زندان و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شد. سپیده_قلیان⁩ ۲۳ساله و دانشجوی سال چهارم دامپزشکی هم به اتهام همراهی با آنها به ۱۸سال زندان محکوم شد. وکیلش می‌گوید ۷سال از این حکم قابل اجراست. بقیه کارگرانی که به ماهها نگرفتنِ حقوق‌شان اعتراض کردند هم به دهها سال زندان محکوم شدند تا یاد بگیرند اعتراض به ماهها حقوق نگرفتن ارزش سالها زندان را ندارد.

درست در همین روز دو اتفاق دیگر هم افتاد؛ ابراهیم رئیسی، رئیس قوه قضائیه در جمع «فعالان امر به معروف و نهی از منکر» سخنرانی کرد و بدون کلمه‌ای درباره احکام هولناکِ کارگران گفت: «حاضر نیستیم برای دین یک "به تو چه؟" را تحمل کنیم؟...همه شعبات دادگستری برای حمایتِ آمران به معروف و ناهیان از منکر خواهد بود و همه سازمانها و دستگاه‌ها» یعنی برای حجاب اجباری و بریدنِ امان مردم، امان‌نامه دارید تا سراغ کسانی که به شما می‌گویند «به تو چه» بروید و قوه قضائیه هم از شما حمایت می‌کند.
‏⁧
اتفاق دیگرِ همین روز این بود که سعید مرتضوی آزاد شد. او که⁩ در فاجعه کهریزک و قتل ۴ جوان معترض به انتخابات ۸۸ و شکنجه‌ی دهها تنِ دیگر، به ۵ سال حبس محکوم شده بود و با «اظهار ندامت» مدت زندانش به ۲ سال تخفیف یافت پس از سپری شدن دو سوم از مدت زندانش آزاد شد.
‏
از این همه اتفاق در یک روز، دو نتیجه می‌گیرم: اول اینکه حکومت نه زبان اعتراضات را می‌فهمد نه زبان انتخابات را. این زبان‌ها خیلی بیشتر از لیاقت اوست. با حکومتی از این جنس فقط باید با زبانی حرف زد که لایق آن است.
دوم اینکه ‏انبوهی از این پرچم‌های سیاه که می‌بینید همان سیاهه‌ی ⁧#داعش⁩ است و نام حسین‌بن‌علی را بر آن نهاده‌اند تا رد گم کنند! این⁩ پایانِ بازیِ نظام در نقش مظلوم است و نشان می‌دهد توانش را دارد تا بدتر از آنچه در مقتل‌ها نوشته اند را مرتکب شوند

محمد جواد اکبرین

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️