کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
🔔فرهنگ سپاسگزاری تکه گم شده در پازل فرهنگ ایرانی
✍نوشتاری از اردشیرثابت:چند شب پیش برای یکی از دوستان آلمانی -ایرانی ام در آلمان عکسی برهنه از آنگلامرکل صدراعظم کنونی آلمان فرستادم
ظاهرا این خانم در روزگار جوانی جزو گروه های نچورالیست یا برهنه گرا بوده است اما بعدها عضو حزب دموکرات مسیحی میشود
زیر عکس چند شوخی مردانه با دوست ایرانی-آلمانی ام کردم و عکس برهنه آنگلامرکل را به ریشخند گرفتم این دوست گرامی که ده هاسال است در آلمان بصورت پناهنده زندگی میکند از شوخی من آزرده شد و گفت شاید این زن در گذشته فاسد بوده باشد اما اکنون خدمت های بسیاری به آلمان کرده است
سخن دوست من مرا در شگفتی فرو برد
زیرا او از دشمنان دولت پادشاهی و از سمپاتهای فکری مجاهدین خلق بود
شگفتی من از این رو بود که چگونه یک شهروند در ایران میتواند پادشاهش را تمسخر کند و با نادیده گرفتن همه خدمات آن شاه مرگ او را بخواهد اما همین آدم پس از ده ها سال زندگی در کشوری اروپایی یک سیاستمدار اروپایی را بخاطر خدماتش ستایش کند و از او به هواداری برخیزد!
چندی پیش نیز یکی از دوستانی که به انگلیس پناهنده شده بود از اینکه من به ملکه و پادشاه انگلیس توهین کرده بودم برآشفته شده بود!!
با ذهن کنجکاوم دراین باره بسیار اندیشیدم حتا به مسئله دموکراسی نیز نگاه کردم اما پیوندی در این میان نیافتم
پرسش را بارها در ذهنم تکرار و مرور کردم
چرا یک ایرانی در ایران علیه شاه خود با آن همه خدمات شورش میکند اما در اروپا دربرابر خدمات ناچیز دولتش سر کرنش فرود میاورد!
چگونه یک ایرانی مانند مهدی بازرگان با بورسیه دولت شاهنشاهی به اروپا می رود اما در بازگشت به دشمن درجه یک همان نظام تبدیل میشود؟!
آیا همه چیز زیر سر سرویس های جاسوسی و محفل های ماسونی انگلیسی است؟
هم نه هم آری!
پس از مدتها اندیشیدن سرانجام به یک پاسخ جالب رسیدم
پاسخ این بود : نبود فرهنگ سپاسگزار👌
ما ایرانیان گویا همه از هم طلبکاریم
این فرهنگ از خانواده آغاز و به سطح کلان جامعه گسترش میابد
درخانواده فرزندان تا هنگامی که ازدواج میکنند و حتا پس از آن گمان میکنند نان دادن پدر و مادر وظیفه آنهاست
پدر به سختی نان و آب خانواده را فراهم میاورد اما فرزند زورش میاید از پدر سپاسگزاری کند
مادر وظیفه دارد پخت و پز کند اما فرزند زورش میاید سپاسگزاری کند
این خوی زشت و ناپسند تا بزرگسالی و درسطح جامعه نیز گسترش میابد
دولتی اگر خدمتی کند آن را وظیفه اش میدانیم و از سپاسگزاری دریغ میورزیم میگوییم وظیفه اش بوده است و نه تنها سپاسگزاری نمیکنیم بلکه با فحش و ناسزا آن را به لجن نیز میکشیم
رضاشاه را با آن همه خدمات با تحریک رادیو بی بی سی از کشور بیرون کردیم و بعدها حتا به گورش نیز رحم نکردیم
در حالیکه در ترکیه آتاتورک را مانند پدر میستایند و آرامگاه باشکوهی برایش ساخته اند
محمدرضاشاه را با آن همه خدمات به دستاویز دموکراسی خواهی با فحش و ناسزا بیرونش کردیم و به کشتن دادیم
از عباس هویدا که اقتصاد ایران را به نزدیک به مرز برابری با ژاپن رسانده بود نه تنها سپاسگزاری نکردیم بلکه او را نیز با دست شورشی خویش کشتیم
چکیده آنکه هر کس در این کشور خادم بود او را به فرش ذلت کشاندیم و کشتیم و هر کس خائن بود به عرش و مکنت رساندیم و بر سر خویش گماشتیم
ما ملت ایران بشدت دچار فقر فرهنگی در زمینه فرهنگ سپاسگزاری هستیم
شنیده ام در برخی مدارس ژاپن به دانش آموزان تکلیف میکنند که هفته ای یک بار پای مادران و پدران خود را بشویند
این از نگاه من یک نقطه اوج در نظام آموزشی یک کشور است
فرهنگ سپاسگزاری باید از خانواده ها و از مدارس کشور آموزش داده و پایه گزاری شود
یک ایرانی از کودکی باید فرهنگ سپاسگزاری کردن و قدرشناسی را بیاموزد
دوست ایرانی من علیه شاه شورید اما امروز بابت خدمات انگلامرکل سپاسگزار اوست و نمی گذارد من به او بی احترامی کنم زیرا ده ها سال است بافرهنگ سپاسگزاری در آلمان آمورش و تربیت یافته است
دوست دیگر ایرانی ام در انگلیس جمهوری خواه و دشمن پادشاه ایران بود اما امروز قدردان و چاکر پادشاه انگلیس و دستبوس اوست و میگوید ما هرچه داریم از سایه ملکه است!!
گویا نخستین چیزی که پس از پناهندگی به انگلیس به او آموخته اند فرهنگ والای سپاسگزاری است
آری ما ایرانیان نیز باید بیاموزیم :
دستی را که نان میدهد باید بوسید اگرنه فردا باید پایی را که لگدمان میکند ببوسیم👌
اردشیرثابت بامداد ۲۴تیرماه ۱۳۹۸ خورشیدی
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
@flith
🔔فرهنگ سپاسگزاری تکه گم شده در پازل فرهنگ ایرانی
✍نوشتاری از اردشیرثابت:چند شب پیش برای یکی از دوستان آلمانی -ایرانی ام در آلمان عکسی برهنه از آنگلامرکل صدراعظم کنونی آلمان فرستادم
ظاهرا این خانم در روزگار جوانی جزو گروه های نچورالیست یا برهنه گرا بوده است اما بعدها عضو حزب دموکرات مسیحی میشود
زیر عکس چند شوخی مردانه با دوست ایرانی-آلمانی ام کردم و عکس برهنه آنگلامرکل را به ریشخند گرفتم این دوست گرامی که ده هاسال است در آلمان بصورت پناهنده زندگی میکند از شوخی من آزرده شد و گفت شاید این زن در گذشته فاسد بوده باشد اما اکنون خدمت های بسیاری به آلمان کرده است
سخن دوست من مرا در شگفتی فرو برد
زیرا او از دشمنان دولت پادشاهی و از سمپاتهای فکری مجاهدین خلق بود
شگفتی من از این رو بود که چگونه یک شهروند در ایران میتواند پادشاهش را تمسخر کند و با نادیده گرفتن همه خدمات آن شاه مرگ او را بخواهد اما همین آدم پس از ده ها سال زندگی در کشوری اروپایی یک سیاستمدار اروپایی را بخاطر خدماتش ستایش کند و از او به هواداری برخیزد!
چندی پیش نیز یکی از دوستانی که به انگلیس پناهنده شده بود از اینکه من به ملکه و پادشاه انگلیس توهین کرده بودم برآشفته شده بود!!
با ذهن کنجکاوم دراین باره بسیار اندیشیدم حتا به مسئله دموکراسی نیز نگاه کردم اما پیوندی در این میان نیافتم
پرسش را بارها در ذهنم تکرار و مرور کردم
چرا یک ایرانی در ایران علیه شاه خود با آن همه خدمات شورش میکند اما در اروپا دربرابر خدمات ناچیز دولتش سر کرنش فرود میاورد!
چگونه یک ایرانی مانند مهدی بازرگان با بورسیه دولت شاهنشاهی به اروپا می رود اما در بازگشت به دشمن درجه یک همان نظام تبدیل میشود؟!
آیا همه چیز زیر سر سرویس های جاسوسی و محفل های ماسونی انگلیسی است؟
هم نه هم آری!
پس از مدتها اندیشیدن سرانجام به یک پاسخ جالب رسیدم
پاسخ این بود : نبود فرهنگ سپاسگزار👌
ما ایرانیان گویا همه از هم طلبکاریم
این فرهنگ از خانواده آغاز و به سطح کلان جامعه گسترش میابد
درخانواده فرزندان تا هنگامی که ازدواج میکنند و حتا پس از آن گمان میکنند نان دادن پدر و مادر وظیفه آنهاست
پدر به سختی نان و آب خانواده را فراهم میاورد اما فرزند زورش میاید از پدر سپاسگزاری کند
مادر وظیفه دارد پخت و پز کند اما فرزند زورش میاید سپاسگزاری کند
این خوی زشت و ناپسند تا بزرگسالی و درسطح جامعه نیز گسترش میابد
دولتی اگر خدمتی کند آن را وظیفه اش میدانیم و از سپاسگزاری دریغ میورزیم میگوییم وظیفه اش بوده است و نه تنها سپاسگزاری نمیکنیم بلکه با فحش و ناسزا آن را به لجن نیز میکشیم
رضاشاه را با آن همه خدمات با تحریک رادیو بی بی سی از کشور بیرون کردیم و بعدها حتا به گورش نیز رحم نکردیم
در حالیکه در ترکیه آتاتورک را مانند پدر میستایند و آرامگاه باشکوهی برایش ساخته اند
محمدرضاشاه را با آن همه خدمات به دستاویز دموکراسی خواهی با فحش و ناسزا بیرونش کردیم و به کشتن دادیم
از عباس هویدا که اقتصاد ایران را به نزدیک به مرز برابری با ژاپن رسانده بود نه تنها سپاسگزاری نکردیم بلکه او را نیز با دست شورشی خویش کشتیم
چکیده آنکه هر کس در این کشور خادم بود او را به فرش ذلت کشاندیم و کشتیم و هر کس خائن بود به عرش و مکنت رساندیم و بر سر خویش گماشتیم
ما ملت ایران بشدت دچار فقر فرهنگی در زمینه فرهنگ سپاسگزاری هستیم
شنیده ام در برخی مدارس ژاپن به دانش آموزان تکلیف میکنند که هفته ای یک بار پای مادران و پدران خود را بشویند
این از نگاه من یک نقطه اوج در نظام آموزشی یک کشور است
فرهنگ سپاسگزاری باید از خانواده ها و از مدارس کشور آموزش داده و پایه گزاری شود
یک ایرانی از کودکی باید فرهنگ سپاسگزاری کردن و قدرشناسی را بیاموزد
دوست ایرانی من علیه شاه شورید اما امروز بابت خدمات انگلامرکل سپاسگزار اوست و نمی گذارد من به او بی احترامی کنم زیرا ده ها سال است بافرهنگ سپاسگزاری در آلمان آمورش و تربیت یافته است
دوست دیگر ایرانی ام در انگلیس جمهوری خواه و دشمن پادشاه ایران بود اما امروز قدردان و چاکر پادشاه انگلیس و دستبوس اوست و میگوید ما هرچه داریم از سایه ملکه است!!
گویا نخستین چیزی که پس از پناهندگی به انگلیس به او آموخته اند فرهنگ والای سپاسگزاری است
آری ما ایرانیان نیز باید بیاموزیم :
دستی را که نان میدهد باید بوسید اگرنه فردا باید پایی را که لگدمان میکند ببوسیم👌
اردشیرثابت بامداد ۲۴تیرماه ۱۳۹۸ خورشیدی
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تصنیف "رفتم که رفتم " با زبان ترکی، و فارسی در کنسرتی در شهر باکو
زیباست حتما ببینید
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
زیباست حتما ببینید
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
سیستم خوب یا انسان خوب ! مساله کدام است ؟!
چرا بجای تمرکز بر گزینش انسان های خوب ؛ باید بر ایجاد سیستم های خوب همت گماشت ؟
✍غلامرضا مصدق
تحويلدار بانك از نظر سلسله مراتب سازمانی بانک در پایین ترین رتبه قرار دارد . تقریبا ً تمامی دریافت و پرداختهای بانک توسط تحویلدار انجام میشود ، به عبارتی پولهای بانک در اختیار تحویلدار است .
آیا تا بحال شنیده ايد تحویلداری پولهای بانک را اختلاس کرده باشد ؟ قطعاً خير . آيا هزاران هزار تحويلدار بانك شاغل و بازنشسته همگی انسانهای پرهیزکار و امانتداری بوده و هستند که حتی یک مورد خیانت در امانت از اینهمه آدم تا بحال مشاهده نشده ؟ خیر ، همگی انسانهای معمولی هستند ، نمازخوان ، نماز نخوان ، اخلاق مدار ، بي اخلاق ، انساندوست ، بي تفاوت ، ..... در این لشگر چند ده هزار نفری همه جور آدم وجود دارد . اما علیرغم اینهمه تفاوت همگی در یک ویژگی مشترک هستند ، هیچکدام حتی با وجود نیاز شدید به پول و تنگدستی هرگز به پول زیادی که همواره در اختیارشان خیانت نمی کنند .
بانکها و بسیاری از سازمانهای مشابه بجای اتکا به ویژگیهای اخلاقی پرسنل خود ، با طراحی و اجرای سیستم های کنترلی کارآمد ، عملی و کم هزینه ، از انسانهای معمولی کارمندانی درستکار و کارآمد می سازند . حال فرض كنيد بانکها بجای اتکا به سیستم کنترلی دریافت و پرداخت تحویلداران بر گزینش و بکارگیری انسانهای خوب تمرکز میکردند ، خدا میداند الان بانکها چند هزار پرونده تخلف و تعدی تحویلدار داشتند؟ .
در ايران بر اساس يك قانون نانوشته با لحاظ کردن ملاحظاتي ، نظام اداري عملاً نه بر طراحي و اجرای سيستم خوب بلكه برمبناي گزينش و بکارگیری انسانهای خوب شکل گرفته است . معیار خوب بودن هم عمل به مناسک دینی و مهمتر از آن وفاداری است . چون در هر دو معیار از کاربلدی خبر زیادی نیست ، افراد فرصت طلب و ناتوان با تظاهر به وفاداری و انجام مناسک دینی بدون دارا بودن توانایی خاصی میتوانند جواز قرار گرفتن در مناصب را بگیرند .
افراد توانمند ، باسواد و مطمئن از توانایی خود نیازی به تظاهر نمی بینند و معمولاً از ابراز وفاداری چاپلوسانه به مقامات هم گریزان هستند ، در نتیجه در نظام اداري تقاضای زیادی برای آنها وجود ندارد ، معدود راه یافته گان آزاده و توانمند به بدنه مدیریتی هم بعد از مدتی دلسرد و سرخورده شده یا سازمان متبوع خود را ترک میکنند یا با منزوی شدن و گوشه گیری به گذران ایام مشغول میشوند .
اگر انتقادت از ناکارآمدی و فساد گسترده نظام اداری را در رسانه ها و خطابه ها دنبال کنیم اکثر منتقدین بکار نگرفتن انسانهای خوب( كه اين روزها جوانان انقلابي خطاب ميشوند ) و عدم نظارت کافی را دلیل اصلی ناکارآمدی و فساد نظام اداری میدانند . یعنی همان اشتباهی که مسئولین ما به سهو و عمد مرتکب میشوند ، اکثر منتقدین هم به سهو مرتکب اشتباه در تشخیص درد ميشوند .
اولاً در هيچ جاي دنيا نظام اداري كارآمد و عاري از فساد مبتنی بر انسانهای خوب مشاهده نشده که ما دومی آن باشیم . ثانیاً ، چرا به جای سیستم های خود کنترل به نظام های متکی بر انسانهای خوب اتکا کنیم که برای مانع شدن از لغزش آنها سیستم های عریض و طویل و پرهزینه نظارتی ایجاد کنیم ،
الان به همان اندازه که نظام اداری ما ناکارآمد و فاسد است ، سازمانهای نظارتی هم به درجاتی دچار این بلیه هستند ، بعيد است كشوری در دنیا وجود داشته باشد که به اندازه ایران تشکیلات نظارتی داشته باشد . ثالثاً ، در بين متهمان و محكومان فساد اداري هيچ غير خودی که خارج از چارچوب نظام گزينشي سفت و سخت نظام گزینش نشده باشد وجود ندارد و به ظاهر همه هم ظواهري متشرع دارند .
نظام اداری ما به دلیل ساختار از اساس غلط آن روز به روز ناکارآمد و فسادپذیرتر میشود ، با حفظ ساختار فعلی و اتکا محض به بگیر و ببند برای اصلاح آن قطعاً راه بجايي نخواهد برد .
سيستم هاي خوب انسانهاي بد را هم به درستكاري واميدارند و آدم هاي خوب در سيستم هاي بد دچار لغزش ميشوند . بي راه نيست اگر فاسدان نظام اداري را به نوعي قرباني سيستم هاي فساد پذير محسوب كنيم
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
سیستم خوب یا انسان خوب ! مساله کدام است ؟!
چرا بجای تمرکز بر گزینش انسان های خوب ؛ باید بر ایجاد سیستم های خوب همت گماشت ؟
✍غلامرضا مصدق
تحويلدار بانك از نظر سلسله مراتب سازمانی بانک در پایین ترین رتبه قرار دارد . تقریبا ً تمامی دریافت و پرداختهای بانک توسط تحویلدار انجام میشود ، به عبارتی پولهای بانک در اختیار تحویلدار است .
آیا تا بحال شنیده ايد تحویلداری پولهای بانک را اختلاس کرده باشد ؟ قطعاً خير . آيا هزاران هزار تحويلدار بانك شاغل و بازنشسته همگی انسانهای پرهیزکار و امانتداری بوده و هستند که حتی یک مورد خیانت در امانت از اینهمه آدم تا بحال مشاهده نشده ؟ خیر ، همگی انسانهای معمولی هستند ، نمازخوان ، نماز نخوان ، اخلاق مدار ، بي اخلاق ، انساندوست ، بي تفاوت ، ..... در این لشگر چند ده هزار نفری همه جور آدم وجود دارد . اما علیرغم اینهمه تفاوت همگی در یک ویژگی مشترک هستند ، هیچکدام حتی با وجود نیاز شدید به پول و تنگدستی هرگز به پول زیادی که همواره در اختیارشان خیانت نمی کنند .
بانکها و بسیاری از سازمانهای مشابه بجای اتکا به ویژگیهای اخلاقی پرسنل خود ، با طراحی و اجرای سیستم های کنترلی کارآمد ، عملی و کم هزینه ، از انسانهای معمولی کارمندانی درستکار و کارآمد می سازند . حال فرض كنيد بانکها بجای اتکا به سیستم کنترلی دریافت و پرداخت تحویلداران بر گزینش و بکارگیری انسانهای خوب تمرکز میکردند ، خدا میداند الان بانکها چند هزار پرونده تخلف و تعدی تحویلدار داشتند؟ .
در ايران بر اساس يك قانون نانوشته با لحاظ کردن ملاحظاتي ، نظام اداري عملاً نه بر طراحي و اجرای سيستم خوب بلكه برمبناي گزينش و بکارگیری انسانهای خوب شکل گرفته است . معیار خوب بودن هم عمل به مناسک دینی و مهمتر از آن وفاداری است . چون در هر دو معیار از کاربلدی خبر زیادی نیست ، افراد فرصت طلب و ناتوان با تظاهر به وفاداری و انجام مناسک دینی بدون دارا بودن توانایی خاصی میتوانند جواز قرار گرفتن در مناصب را بگیرند .
افراد توانمند ، باسواد و مطمئن از توانایی خود نیازی به تظاهر نمی بینند و معمولاً از ابراز وفاداری چاپلوسانه به مقامات هم گریزان هستند ، در نتیجه در نظام اداري تقاضای زیادی برای آنها وجود ندارد ، معدود راه یافته گان آزاده و توانمند به بدنه مدیریتی هم بعد از مدتی دلسرد و سرخورده شده یا سازمان متبوع خود را ترک میکنند یا با منزوی شدن و گوشه گیری به گذران ایام مشغول میشوند .
اگر انتقادت از ناکارآمدی و فساد گسترده نظام اداری را در رسانه ها و خطابه ها دنبال کنیم اکثر منتقدین بکار نگرفتن انسانهای خوب( كه اين روزها جوانان انقلابي خطاب ميشوند ) و عدم نظارت کافی را دلیل اصلی ناکارآمدی و فساد نظام اداری میدانند . یعنی همان اشتباهی که مسئولین ما به سهو و عمد مرتکب میشوند ، اکثر منتقدین هم به سهو مرتکب اشتباه در تشخیص درد ميشوند .
اولاً در هيچ جاي دنيا نظام اداري كارآمد و عاري از فساد مبتنی بر انسانهای خوب مشاهده نشده که ما دومی آن باشیم . ثانیاً ، چرا به جای سیستم های خود کنترل به نظام های متکی بر انسانهای خوب اتکا کنیم که برای مانع شدن از لغزش آنها سیستم های عریض و طویل و پرهزینه نظارتی ایجاد کنیم ،
الان به همان اندازه که نظام اداری ما ناکارآمد و فاسد است ، سازمانهای نظارتی هم به درجاتی دچار این بلیه هستند ، بعيد است كشوری در دنیا وجود داشته باشد که به اندازه ایران تشکیلات نظارتی داشته باشد . ثالثاً ، در بين متهمان و محكومان فساد اداري هيچ غير خودی که خارج از چارچوب نظام گزينشي سفت و سخت نظام گزینش نشده باشد وجود ندارد و به ظاهر همه هم ظواهري متشرع دارند .
نظام اداری ما به دلیل ساختار از اساس غلط آن روز به روز ناکارآمد و فسادپذیرتر میشود ، با حفظ ساختار فعلی و اتکا محض به بگیر و ببند برای اصلاح آن قطعاً راه بجايي نخواهد برد .
سيستم هاي خوب انسانهاي بد را هم به درستكاري واميدارند و آدم هاي خوب در سيستم هاي بد دچار لغزش ميشوند . بي راه نيست اگر فاسدان نظام اداري را به نوعي قرباني سيستم هاي فساد پذير محسوب كنيم
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
🔴عصر جدید، تمام شد یا شروع شد؟
اگر یک اصلاحطلب برنامۀ «عصر جدید» را میساخت، کیهان چنین مینوشت: «لیبرالها با نفوذ به رسانۀ ملی، در حال تأسیس و ترویج فرهنگ غربی در ایران هستند و با کپیبرداری از برنامۀ ماهوارهایِ «گات تالنت» (Got Talent)، قصد تثبیت سبک زندگی آمریکایی (American lifestyle) در ایران اسلامی را دارند». کیهان بدون شک میپرسید: اصلاً چه معنی دارد در مملکت اسلامی، زن و مرد در یک سالن بزرگ کنار هم بنشینند و تشویق کنند و جیغ و هورا بکشند!
اما کیهان نه نوشت، نه پرسید؛ چرا که پشت پرده صحنۀ جذاب عصر جدید، ریسمانش دست همان سازمان رسانهای «اوجِ» سپاه است، که بعد از همکاری با حاتمیکیا در «به وقت شام» و تأمین بودجۀ «پایتخت ۵» به شرط تبلیغ اپلیکیشن امنیتی «روبیکا» (که مدام ارسطو تکرار میکرد: روبیکا نصبکن، رایگان ببین) و اینکه نقی معمولی بگوید: «اگر ما در سوریه با داعش نجنگیم، باید در تهران بجنگیم» (بدون اینکه بگوید مگر ما اصلاً مرز مشترک با سوریه داریم)، و بعد از تجربۀ ناموفق شبکۀ کم مخاطب افق، ناگهان شبکۀ پر مخاطب «سه» را تصاحب کردند.
جریانی که برای تعامل با آن، لازم نیست اصولگرا باشید، فقط کافیست اصلاحطلب نباشید. برای نمونه، میتوانی امین حیایی باشی، با همان سبک زندگی خودت، ولی در فیلم «قلادههای طلا» بازی کنی. اگر هم بابتش منفور مردم شدی، ما دوباره و براحتی با انتخاب به عنوان داور (تو فقط بگو دوست داشتم، دوست نداشتم)، محبوبت خواهیم کرد. اما اگر عادل فردوسیپور هم باشی، با آن سابقه در مبارزه با فساد در ورزش؛ مؤلف، مترجم و استاد دانشگاه؛ و محبوب مردم، ولی اصلاحطلب باشی، باید نباشی! در واقع عصر جدید رساندن این پیام به جامعه و سلبریتیهاست، که: «هر چه میخواهید باشید، اما اصلاحطلب نباشید» و این یعنی بالا بردن هزینۀ عرصۀ اصلاحطلبی برای جامعه و خاکستریسازی سیاسی. امری که مالاً موجب تولید و ترویج احسان علیخانی شدن میشود. آهنربای رسانهای «مثلاً مستقل» اما «عملاً عامل». از محمدرضا میثاقی تا محمدرضا گلزار. در لحظۀ پایانی عصر جدید، علیخانی گفت: «این یک برنامۀ مستقل بود، بدون گرایش سیاسی»؛ از او میپرسم: آیا هر فرد مستقل دیگری اجازۀ ساخت این برنامه را داشت و دارد؟ آیا اگر همین جمعیت، تماشاگر فوتبال باشند، «تهاجم فرهنگی» محسوب نمیشود؟
باری؛ به گمانم پایان عصر جدید، آغاز عصر جدیدی در صحنه و سنخ سیاستورزی اقتدراگرایان است. عصری که با یک چرخش استراتژیک، حساسیتهای سیاسیشان تقدمی چشمگیر به ارزشهای فرهنگیشان پیدا کرده! ایشان به درستی دریافتهاند که بایستی با تهدید و تخریب و تحدید و تضعیفِ بنیه و برد اجتماعی رقیب، نخست حاکمیت یکپارچه و یکدست شود، سپس محدودیتهای فرهنگی اعمال یا تحمیل شود؛ به تعبیر بهتر، از کار انداختن مغزِ جسمِ مدنیِ جامعه. پس باید منتظر رفتارهای تاکتیکیِ مردمپسند بعدی این جریان بود؛ چرا که در عصر جدید: «اقتدارگراها مهربان میشوند».
✍هادی فردانش
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
🔴عصر جدید، تمام شد یا شروع شد؟
اگر یک اصلاحطلب برنامۀ «عصر جدید» را میساخت، کیهان چنین مینوشت: «لیبرالها با نفوذ به رسانۀ ملی، در حال تأسیس و ترویج فرهنگ غربی در ایران هستند و با کپیبرداری از برنامۀ ماهوارهایِ «گات تالنت» (Got Talent)، قصد تثبیت سبک زندگی آمریکایی (American lifestyle) در ایران اسلامی را دارند». کیهان بدون شک میپرسید: اصلاً چه معنی دارد در مملکت اسلامی، زن و مرد در یک سالن بزرگ کنار هم بنشینند و تشویق کنند و جیغ و هورا بکشند!
اما کیهان نه نوشت، نه پرسید؛ چرا که پشت پرده صحنۀ جذاب عصر جدید، ریسمانش دست همان سازمان رسانهای «اوجِ» سپاه است، که بعد از همکاری با حاتمیکیا در «به وقت شام» و تأمین بودجۀ «پایتخت ۵» به شرط تبلیغ اپلیکیشن امنیتی «روبیکا» (که مدام ارسطو تکرار میکرد: روبیکا نصبکن، رایگان ببین) و اینکه نقی معمولی بگوید: «اگر ما در سوریه با داعش نجنگیم، باید در تهران بجنگیم» (بدون اینکه بگوید مگر ما اصلاً مرز مشترک با سوریه داریم)، و بعد از تجربۀ ناموفق شبکۀ کم مخاطب افق، ناگهان شبکۀ پر مخاطب «سه» را تصاحب کردند.
جریانی که برای تعامل با آن، لازم نیست اصولگرا باشید، فقط کافیست اصلاحطلب نباشید. برای نمونه، میتوانی امین حیایی باشی، با همان سبک زندگی خودت، ولی در فیلم «قلادههای طلا» بازی کنی. اگر هم بابتش منفور مردم شدی، ما دوباره و براحتی با انتخاب به عنوان داور (تو فقط بگو دوست داشتم، دوست نداشتم)، محبوبت خواهیم کرد. اما اگر عادل فردوسیپور هم باشی، با آن سابقه در مبارزه با فساد در ورزش؛ مؤلف، مترجم و استاد دانشگاه؛ و محبوب مردم، ولی اصلاحطلب باشی، باید نباشی! در واقع عصر جدید رساندن این پیام به جامعه و سلبریتیهاست، که: «هر چه میخواهید باشید، اما اصلاحطلب نباشید» و این یعنی بالا بردن هزینۀ عرصۀ اصلاحطلبی برای جامعه و خاکستریسازی سیاسی. امری که مالاً موجب تولید و ترویج احسان علیخانی شدن میشود. آهنربای رسانهای «مثلاً مستقل» اما «عملاً عامل». از محمدرضا میثاقی تا محمدرضا گلزار. در لحظۀ پایانی عصر جدید، علیخانی گفت: «این یک برنامۀ مستقل بود، بدون گرایش سیاسی»؛ از او میپرسم: آیا هر فرد مستقل دیگری اجازۀ ساخت این برنامه را داشت و دارد؟ آیا اگر همین جمعیت، تماشاگر فوتبال باشند، «تهاجم فرهنگی» محسوب نمیشود؟
باری؛ به گمانم پایان عصر جدید، آغاز عصر جدیدی در صحنه و سنخ سیاستورزی اقتدراگرایان است. عصری که با یک چرخش استراتژیک، حساسیتهای سیاسیشان تقدمی چشمگیر به ارزشهای فرهنگیشان پیدا کرده! ایشان به درستی دریافتهاند که بایستی با تهدید و تخریب و تحدید و تضعیفِ بنیه و برد اجتماعی رقیب، نخست حاکمیت یکپارچه و یکدست شود، سپس محدودیتهای فرهنگی اعمال یا تحمیل شود؛ به تعبیر بهتر، از کار انداختن مغزِ جسمِ مدنیِ جامعه. پس باید منتظر رفتارهای تاکتیکیِ مردمپسند بعدی این جریان بود؛ چرا که در عصر جدید: «اقتدارگراها مهربان میشوند».
✍هادی فردانش
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
بوسه محمدرضا پهلوی بر گونه کاشانی
بعد از پیروزی کودتای 28 مرداد علیه مصدق....
روزی که سرنوشت ایران رو عوض کرد
و اگه اتفاق نیفتاده بود شاید امروز اینجا نبودیم که هستیم 😔
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
بعد از پیروزی کودتای 28 مرداد علیه مصدق....
روزی که سرنوشت ایران رو عوض کرد
و اگه اتفاق نیفتاده بود شاید امروز اینجا نبودیم که هستیم 😔
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#رقص_کلاسیک_ایرانی
▪️هلیا بنده
▫️بیداد ،پرویز مشکاتیان
▫️"Bidad" Persian Classical dance
▫️Helia Bandeh
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
▪️هلیا بنده
▫️بیداد ،پرویز مشکاتیان
▫️"Bidad" Persian Classical dance
▫️Helia Bandeh
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#محمدعلی_نجفی شهردار سابق تهران ظاهرا آزاد شد
یاد حکایتی افتادم.
گویند روزگاری یک شکارچی که علاقه زیادی به شکار روباه داشت.
راه و روشش این بود که تمام روز را درپی یک روباه با ماشینش میتاخت تا زمانیکه حیوان از فرط خستگی وامی ماند و نقش برزمین می شد.
روباه ازنفس افتاده را میگرفت بر گردنش زنگوله ای می بست و در آخر رهایش میکرد.
تا اینجای حکایت مشکلی نیست.
درست است روباه مسافت زیادی را دویده، خسته شده و وحشت کرده ولی حداقل هنوز زنده و سالم است.
هم دُمش را دارد، هم سرش را و هم پوستش را نکنده اند، میماند فقط آن زنگوله که شکارچی بر گردنش آویزان کرده.
از اینجا به بعد روزهای سیاه زندگی روباه آغاز می شود.
هرجا که میرود یک زنگوله بر گردنش دائماً صدا میدهد.
دیگر نمیتواند همچون گذشته ها شکار کند چون مرغ و خروسها با شنیدن صدای زنگوله فرار میکنند و پنهان میشوند.
بنابراین گرسنه میماند.
صدای زنگوله جفتش را میترساند و فراری میدهد، پس روباه بخت برگشته تنها هم می شود.
ازهمه اینها بدتر صدای زنگوله خودش را هم پریشان و مضطرب میکند و شکستهای پی درپی درشکار اعتماد بنفسش را میگیرد و کم کم زمینگیرش میسازد.
درنهایت روباه بیچاره گرسنه و تنها در گوشه انزوا می میرد.
برخی فکر می کنند حکایت محمدعلی نجفی مرگ اصلاح طلبی را رقم زده است.
در صورتی که کاملا غلط فکر می کنند.
جامعه در حال پوست اندازی است.
فرصت طلبان نفسهای آخر را می کشند .
راست و چپ هم ندارد.
فرصت طلبان کل جناحها را احاطه کرده اند.
ملت به هر دو جناح بدبین شده اند.
زنگوله #ژن_خوب و یا پناهندگی برخی آقازاده ها و اختلاس آنها همان زنگوله هایی هستند که به پاهای برخی وصل شده و دائم صدایش به گوش ملت می رسد.
مهم نیست این زنگوله ها به پای خود طرف باشد.
می تواند به پای اطرافیانشان دینگ دینگ کرده و رسوایشان کند.
بزرگی می گفت : زندگـی دشوارترین امتحان است، بسیاری از مردم مردود مـیشوند چون سعی مـی کنند از روی دست هم بنویسند،
غافل از این که سوالات موجود در برگه ی هر کسی فرق میکند!!!
#داش_فریدصلواتی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#محمدعلی_نجفی شهردار سابق تهران ظاهرا آزاد شد
یاد حکایتی افتادم.
گویند روزگاری یک شکارچی که علاقه زیادی به شکار روباه داشت.
راه و روشش این بود که تمام روز را درپی یک روباه با ماشینش میتاخت تا زمانیکه حیوان از فرط خستگی وامی ماند و نقش برزمین می شد.
روباه ازنفس افتاده را میگرفت بر گردنش زنگوله ای می بست و در آخر رهایش میکرد.
تا اینجای حکایت مشکلی نیست.
درست است روباه مسافت زیادی را دویده، خسته شده و وحشت کرده ولی حداقل هنوز زنده و سالم است.
هم دُمش را دارد، هم سرش را و هم پوستش را نکنده اند، میماند فقط آن زنگوله که شکارچی بر گردنش آویزان کرده.
از اینجا به بعد روزهای سیاه زندگی روباه آغاز می شود.
هرجا که میرود یک زنگوله بر گردنش دائماً صدا میدهد.
دیگر نمیتواند همچون گذشته ها شکار کند چون مرغ و خروسها با شنیدن صدای زنگوله فرار میکنند و پنهان میشوند.
بنابراین گرسنه میماند.
صدای زنگوله جفتش را میترساند و فراری میدهد، پس روباه بخت برگشته تنها هم می شود.
ازهمه اینها بدتر صدای زنگوله خودش را هم پریشان و مضطرب میکند و شکستهای پی درپی درشکار اعتماد بنفسش را میگیرد و کم کم زمینگیرش میسازد.
درنهایت روباه بیچاره گرسنه و تنها در گوشه انزوا می میرد.
برخی فکر می کنند حکایت محمدعلی نجفی مرگ اصلاح طلبی را رقم زده است.
در صورتی که کاملا غلط فکر می کنند.
جامعه در حال پوست اندازی است.
فرصت طلبان نفسهای آخر را می کشند .
راست و چپ هم ندارد.
فرصت طلبان کل جناحها را احاطه کرده اند.
ملت به هر دو جناح بدبین شده اند.
زنگوله #ژن_خوب و یا پناهندگی برخی آقازاده ها و اختلاس آنها همان زنگوله هایی هستند که به پاهای برخی وصل شده و دائم صدایش به گوش ملت می رسد.
مهم نیست این زنگوله ها به پای خود طرف باشد.
می تواند به پای اطرافیانشان دینگ دینگ کرده و رسوایشان کند.
بزرگی می گفت : زندگـی دشوارترین امتحان است، بسیاری از مردم مردود مـیشوند چون سعی مـی کنند از روی دست هم بنویسند،
غافل از این که سوالات موجود در برگه ی هر کسی فرق میکند!!!
#داش_فریدصلواتی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
با گذشت ٤١ سال از جنایت فجیع آتش زدن عمدی سینما رکس آبادان که در آن نزدیک به ٧٠٠ نفر بیگناه، کشته شدند
روزنامه سازندگی در تهران شنبه ۲ شهریور برای نخستین بار در این اعتراف تاریخی با عنوان «حماقتی که فاجعه آفرید» در روز جمعه اول شهریور ۱۷ آگوست نوشت:
«این جنایت حماقت جوانهایی مانند (حسین) تکبعلیزاده بود که با امید شعلهور شدن آتش انقلاب در آبادان (فتنه خمینی علیه حکومت شاه) این فاجعه را رقم زدند.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
روزنامه سازندگی در تهران شنبه ۲ شهریور برای نخستین بار در این اعتراف تاریخی با عنوان «حماقتی که فاجعه آفرید» در روز جمعه اول شهریور ۱۷ آگوست نوشت:
«این جنایت حماقت جوانهایی مانند (حسین) تکبعلیزاده بود که با امید شعلهور شدن آتش انقلاب در آبادان (فتنه خمینی علیه حکومت شاه) این فاجعه را رقم زدند.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
درخواست قطع برنامه ۹۰ از دفتر رهبری و مخالفت محمدسرافراز، رییس پیشین صداوسیما با این اقدام
بخشی از خاطرات محمدسرافراز که در قالب یک کتاب منتشر شدهاست
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
بخشی از خاطرات محمدسرافراز که در قالب یک کتاب منتشر شدهاست
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
از یکی استان ها آمده بود، سلام كرد و پشت اسليت نشست، جواب سلامش را گفتم و به معاينه مشغول شدم. ديد چشم چپش در حد درک نور، كاتاراكتی بسيار پيشرفته!
سن ات چقدره؟! چه مدتيه چشمت اینجوری شده؟!
-١٦ سالمه، از بچگی ديابت داشتم، چند ماهيه كه كلا نمیبينم!
به جوان همراهش كه ده سالی بزرگتر از او بود رو كردم :
- چرا اينقدر دير؟
سرش را پايين انداخت: حالا ميشه كاری براش كرد؟!
عملش ميكنم، موفقيت در درمان بستگی به وضعيت شبكيه دارد، زودتر آورده بوديد شانس موفقيت بيشتر بود.
نگاهی حسرت بار به پسرک كرد و نگاهی به پذيرشي كه برايش مينوشتم، سوالش را از چشمان نگرانش خواندم!
-پذيرشش را برای بيمارستان دولتی نوشتم، هزينه زيادی ندارد نگران نباشيد.
-انگار دنيا را به او داده باشند، خدا خيرت بده آقای دكتر
-فقط عمل ايشان خاص است و بايد برای عمل رضايت مخصوص بدهيد، خودش و ولی او...
غير از من كسی همراهش نيست!
-خواستم بپرسم نسبت شما؟ چشمم به پسرک افتاد كه با پشت آستين اشكش را پاک ميكرد، نپرسيدم!
پسرک را برای ريختن قطره و آماده شدن جهت معاينات تكميلی به اتاق مجاور فرستادم تا با خيال راحت پاسخ سوالات و فضولی های گل كرده ام را بجويم؛
عمل شروع درمان است، بخاطر ديابتش بايد تحت نظر باشد و كارهای لازم روی شبكيه انجام شود، چرا اينقدر دير مراجعه كرديد؟! پدر و مادرش؟! نسبت شما با او؟!
اين پسر در فقر مطلق است، پدرش به سختی توان سير كردن شكم فرزندانش را دارد... نسبت قومی با او ندارم، معلمش هستم ، چند روزی مرخصی گرفتم تا پی درمان او باشم...
هزينه اش؟!
با خودم!
بر دلم تحسين همت بلند اين جوان بود و بر دستانم شرمی كه قلم را روی برگ پذيرش به حركت درآورد "رايگان" !*
فردا روز عمل شد و از اقبال خوبش لنز مرغوبی كه از قبل داشتيم و مناسبش بود در چشمش گذاشتم. ذهنم مشغول او بود و فكرم در گروئه روح بزرگ انسانهايی گمنام و امروز عصر كه پانسمان از چشمش برميدارم...
پانسمان را برداشتم، آرام و با ترس چشمانش را باز كرد سری در اتاق گردانيد و بعد آن نگاهی به من و نگاهی به جوان همراهش: آقا داريم میبينيم، آقا داريم میبينيم.
اشک آقا معلم سرازير شد، با سر و چشم نگاهی به سقف انداخت و زير لب گفت خدايا شكرت، پسرک را بغل كرد و سرش را بوسيد.
موقع رفتن گفت خدا رو شكر كه شما رو سر راه ما گذاشت تا چشم اين پسر....
اشتباه میكرد، در اين وانفسايی كه كمتر خبر خوبی از جايی میرسد، خدا او را سر راه معلمش گذاشته بود تا منجی چشم پسرک باشد!
🔻عشق یعنی نان ده و از دین مپرس، در مقام بخشش از آیین مپرس
✍ دكتر سيدمحمد ميرهاشمی
تقدیم به زیباترین واژه هستی معلم
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
از یکی استان ها آمده بود، سلام كرد و پشت اسليت نشست، جواب سلامش را گفتم و به معاينه مشغول شدم. ديد چشم چپش در حد درک نور، كاتاراكتی بسيار پيشرفته!
سن ات چقدره؟! چه مدتيه چشمت اینجوری شده؟!
-١٦ سالمه، از بچگی ديابت داشتم، چند ماهيه كه كلا نمیبينم!
به جوان همراهش كه ده سالی بزرگتر از او بود رو كردم :
- چرا اينقدر دير؟
سرش را پايين انداخت: حالا ميشه كاری براش كرد؟!
عملش ميكنم، موفقيت در درمان بستگی به وضعيت شبكيه دارد، زودتر آورده بوديد شانس موفقيت بيشتر بود.
نگاهی حسرت بار به پسرک كرد و نگاهی به پذيرشي كه برايش مينوشتم، سوالش را از چشمان نگرانش خواندم!
-پذيرشش را برای بيمارستان دولتی نوشتم، هزينه زيادی ندارد نگران نباشيد.
-انگار دنيا را به او داده باشند، خدا خيرت بده آقای دكتر
-فقط عمل ايشان خاص است و بايد برای عمل رضايت مخصوص بدهيد، خودش و ولی او...
غير از من كسی همراهش نيست!
-خواستم بپرسم نسبت شما؟ چشمم به پسرک افتاد كه با پشت آستين اشكش را پاک ميكرد، نپرسيدم!
پسرک را برای ريختن قطره و آماده شدن جهت معاينات تكميلی به اتاق مجاور فرستادم تا با خيال راحت پاسخ سوالات و فضولی های گل كرده ام را بجويم؛
عمل شروع درمان است، بخاطر ديابتش بايد تحت نظر باشد و كارهای لازم روی شبكيه انجام شود، چرا اينقدر دير مراجعه كرديد؟! پدر و مادرش؟! نسبت شما با او؟!
اين پسر در فقر مطلق است، پدرش به سختی توان سير كردن شكم فرزندانش را دارد... نسبت قومی با او ندارم، معلمش هستم ، چند روزی مرخصی گرفتم تا پی درمان او باشم...
هزينه اش؟!
با خودم!
بر دلم تحسين همت بلند اين جوان بود و بر دستانم شرمی كه قلم را روی برگ پذيرش به حركت درآورد "رايگان" !*
فردا روز عمل شد و از اقبال خوبش لنز مرغوبی كه از قبل داشتيم و مناسبش بود در چشمش گذاشتم. ذهنم مشغول او بود و فكرم در گروئه روح بزرگ انسانهايی گمنام و امروز عصر كه پانسمان از چشمش برميدارم...
پانسمان را برداشتم، آرام و با ترس چشمانش را باز كرد سری در اتاق گردانيد و بعد آن نگاهی به من و نگاهی به جوان همراهش: آقا داريم میبينيم، آقا داريم میبينيم.
اشک آقا معلم سرازير شد، با سر و چشم نگاهی به سقف انداخت و زير لب گفت خدايا شكرت، پسرک را بغل كرد و سرش را بوسيد.
موقع رفتن گفت خدا رو شكر كه شما رو سر راه ما گذاشت تا چشم اين پسر....
اشتباه میكرد، در اين وانفسايی كه كمتر خبر خوبی از جايی میرسد، خدا او را سر راه معلمش گذاشته بود تا منجی چشم پسرک باشد!
🔻عشق یعنی نان ده و از دین مپرس، در مقام بخشش از آیین مپرس
✍ دكتر سيدمحمد ميرهاشمی
تقدیم به زیباترین واژه هستی معلم
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
شرکت مشروب سازی ،مونچالیتو ، که معروف ترین شراب های ایتالیا را می سازد ،شیشه های مشروب را با شعری حک شده از خیام عرضه میکند
می خوردن و شاد بودن آیین منست
فارغ بودن ز کفر و دین ،دین من است
گفتم به عروس دهر کابین تو چیست
گفتا دل خرم تو کابین منست
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
می خوردن و شاد بودن آیین منست
فارغ بودن ز کفر و دین ،دین من است
گفتم به عروس دهر کابین تو چیست
گفتا دل خرم تو کابین منست
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
🌺◾️ دین، دولت و آزادی در نگاه #جان_لاک
نگاه #جان_لاک به مقوله دین و دولت به شدت متاثر از نگاه او به پدیده انسان است.
انسان برای او عاقل، بالغ و آزاد آفریده شده و چنین مشخصاتی را نیز داراست. پس برای چنین انسانی الزام و اجبار امری است غیر ممکن.
💠 از سوی دیگر #جان_لاک در مبحث مالکیت معتقد است، خداوند تمام عالم را به انسانها بخشیده است، اما هیچ انسانی را تحت امر انسان دیگر قرار نداده است. با چنین مبنایی در تفکر انسان آشکار است که امکان "اجبار در ایمان" و اعتقاد به خداوند اصولا امکان پذیر نیست.
از نظر لاک، خداوند خود این اختیار را به بندگان داده است که اگر بخواهند او را بندگی نکنند. هر چند لاک خود را بنده خدا می داند و اعمال مورد نظر خداوند را شایسته اجرا می داند اما این حق را به لحاظ فلسفی به انسان داده است که اعتقادات زندگی خود را با اختیار خود به انجام برسانند. زیرا خداوند به او قوه عاقله و فهم امورات را داده است
کسی نباید دغدغه بهشتی شدن یا دوزخ رفتن دیگران را داشته باشد، زیرا اساسا خداوند این مسوولیت را به آنها نسپرده است، پس ماهیت ایمان جز انتخاب و اختیار نیست و هیچ پدیده ای نباید چنین اختیاری را تحت تاثیر قرار دهد.
✍ احسان مکتبی
📚 دین و دولت در مکتب قرارداد اجتماعی
💠 پ ن:
حال عده ای که نه دین را میشناسند و نه فلسفه را و حتی ملزومات الحاد را،
بیایند و بگویند جان لاک فیلسوف نیست و متکلم است. چرا که نظریات فلاسفه دیندار در تزاحم با عقاید منحط این حضرات است. و با بافتن مشتی ترهات غیرعلمی و غیرفلسفی دچار این توهم میشوند که فیلسوف را بر جای خود نشانده اند و طومار تئوری هایش را در نوردیده اند. و چون بر این جهل مرکب خود الحاح و ابرام و تعصب متصلبی دارند، لذا نمیتوانند این موضوع را بربتابند و دچار اینگونه تجزم ها میشوند و خیال میکنند فیلسوف حتما باید شرایط مارکس یا نیچه را داشته باشد و اگر جز این باشد فیلسوف نیست. البته حرجی بر ایشان نیست. فلسفه نمی خوانند و لاجرم شتر عظیم فلسفه را به لانه مرغ سوادشان رهنمون میکنند.
اینها نمیدانند تفاوت بسیار است میان الحاد فیلسوفان و الحاد بیخردان.
بقول #اقبال_لاهوری؛
که در وصف #نیچه گفت است؛
🌿گر نوا خواهی ز پیش او گریز
🌿در نی کلکش غریو تندر است
🌿نیشتر اندر دل مغرب فشرد
🌿دستش از خون چلیپا احمر است
🌿آنکه بر طرح حرم بتخانه ساخت
🌿قلب او مومن دماغش کافر است
🌿خویش را در نار آن نمرود سوز
🌿زانکه بستان خلیل از آزر است
و یا این ابیات پرمغز در باب #مارکس
🌿صاحب سرمایه☆ از نسل خلیل
🌿 یعنی آن پیغمبری بی جبرئیل
🌿زانکه حق در باطل او مضمر است
🌿قلب او مومن دماغش کافر است
☆شکی نیست که مارکس در زندگی سرمایه مادی نداشت و مقصود اقبال همان کتاب مشهور "سرمایه" [Das Kapital] اوست.
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
@flith
🌺◾️ دین، دولت و آزادی در نگاه #جان_لاک
نگاه #جان_لاک به مقوله دین و دولت به شدت متاثر از نگاه او به پدیده انسان است.
انسان برای او عاقل، بالغ و آزاد آفریده شده و چنین مشخصاتی را نیز داراست. پس برای چنین انسانی الزام و اجبار امری است غیر ممکن.
💠 از سوی دیگر #جان_لاک در مبحث مالکیت معتقد است، خداوند تمام عالم را به انسانها بخشیده است، اما هیچ انسانی را تحت امر انسان دیگر قرار نداده است. با چنین مبنایی در تفکر انسان آشکار است که امکان "اجبار در ایمان" و اعتقاد به خداوند اصولا امکان پذیر نیست.
از نظر لاک، خداوند خود این اختیار را به بندگان داده است که اگر بخواهند او را بندگی نکنند. هر چند لاک خود را بنده خدا می داند و اعمال مورد نظر خداوند را شایسته اجرا می داند اما این حق را به لحاظ فلسفی به انسان داده است که اعتقادات زندگی خود را با اختیار خود به انجام برسانند. زیرا خداوند به او قوه عاقله و فهم امورات را داده است
کسی نباید دغدغه بهشتی شدن یا دوزخ رفتن دیگران را داشته باشد، زیرا اساسا خداوند این مسوولیت را به آنها نسپرده است، پس ماهیت ایمان جز انتخاب و اختیار نیست و هیچ پدیده ای نباید چنین اختیاری را تحت تاثیر قرار دهد.
✍ احسان مکتبی
📚 دین و دولت در مکتب قرارداد اجتماعی
💠 پ ن:
حال عده ای که نه دین را میشناسند و نه فلسفه را و حتی ملزومات الحاد را،
بیایند و بگویند جان لاک فیلسوف نیست و متکلم است. چرا که نظریات فلاسفه دیندار در تزاحم با عقاید منحط این حضرات است. و با بافتن مشتی ترهات غیرعلمی و غیرفلسفی دچار این توهم میشوند که فیلسوف را بر جای خود نشانده اند و طومار تئوری هایش را در نوردیده اند. و چون بر این جهل مرکب خود الحاح و ابرام و تعصب متصلبی دارند، لذا نمیتوانند این موضوع را بربتابند و دچار اینگونه تجزم ها میشوند و خیال میکنند فیلسوف حتما باید شرایط مارکس یا نیچه را داشته باشد و اگر جز این باشد فیلسوف نیست. البته حرجی بر ایشان نیست. فلسفه نمی خوانند و لاجرم شتر عظیم فلسفه را به لانه مرغ سوادشان رهنمون میکنند.
اینها نمیدانند تفاوت بسیار است میان الحاد فیلسوفان و الحاد بیخردان.
بقول #اقبال_لاهوری؛
که در وصف #نیچه گفت است؛
🌿گر نوا خواهی ز پیش او گریز
🌿در نی کلکش غریو تندر است
🌿نیشتر اندر دل مغرب فشرد
🌿دستش از خون چلیپا احمر است
🌿آنکه بر طرح حرم بتخانه ساخت
🌿قلب او مومن دماغش کافر است
🌿خویش را در نار آن نمرود سوز
🌿زانکه بستان خلیل از آزر است
و یا این ابیات پرمغز در باب #مارکس
🌿صاحب سرمایه☆ از نسل خلیل
🌿 یعنی آن پیغمبری بی جبرئیل
🌿زانکه حق در باطل او مضمر است
🌿قلب او مومن دماغش کافر است
☆شکی نیست که مارکس در زندگی سرمایه مادی نداشت و مقصود اقبال همان کتاب مشهور "سرمایه" [Das Kapital] اوست.
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
احیای زبان پیش درآمد اصلاح جامعه
✍️اوکتاویو پاز زمانی نوشت:«وقتی یک جامعه فاسد می شود،نخستین قربانی آن زبان است.ازاین روی،انتقاد اجتماعی با دستور زبان و احیای معنی ها آغاز می شود».و پرسش راستین این است که چه ارتباطی بین فساد زبان و فساد جامعه وجود دارد؟ و چرا اولین قربانی جامعه فاسد زبان آن جامعه است؟
کارل یاسپرس نیز درکتاب کنفوسیوس نقل قولی ازاو آورده است:«باید کاری کرد که واژه ها درمعنای درست خود به کار روند،باید محتوای آنها را بازیافت.بگذارپدرپدر وانسان انسان باشد.اما مدام خیانت می شود و واژه دیگر با مدلول خود مطابقت ندارد.هستیو زبان ازیکدیگر جدا می شوند وقتی زبان آشفته گردد همه چیز دچار آفت می شود»
بدون تردید فساد سیاسی ماحصل تحریف کلام و کلمه است.گفتمان مسلط همیشه ازآن طبقه غالب و اقویای جامعه است.طبقه مسلط جامعه برای توجیه خود اسطوره ها،افسانه ها،ضرب المثل ها و دریک کلام ایدئولوژی خاص خود را خلق می کند و به پشتوانه قدرت دانش ایدئولوژیک را درخدمت حفظ رابطه نابرابر و سلطه آمیز قرار می دهد..برای یورش بر هرنوع رابطه سلطه آمیز باید زبان را دردستورکار قرارداد.زبانی که خود موجد سلطه است و حافظ وضع موجود.رژیم های توتالیتر بیش ازهمه درفساد زبان دخیل اند و بیش ازهمه ازآن بهره می برند.
زبان شیوه تفکر ما را بازتاب می دهد.آلدوس هاکسلی ازجمله ادیبانی است که درمورد تحریف کلام پیوسته هشدار می دهد.نباید گذاشت دولتمردان و سیاستمداران ودرکنار آنها رسانه های تحمیق کننده امروزی واژه ها را به مسلخ ببرند.وقتی واژه ها لکه دار شدند ارزش ها نیز آلوده خواهند شد.اوج این آلودگی زبان درنظام های نازیستی و فاشیستی و سوسیالیسم استالینی بود. کاسیرر به درستی اشاره می کند«فاشیسم زبان خاص خود را به کاربست و واژه های جدیدی را ابداع کردآنها واژگان بسیاری را حذف کردند و درعوض واژگان خاصی را برخود بستند.»
اما هدف آنها ازتحریف زبان چه بود؟
صادقانه باید گفت هدف شان گمراه کردن انسانها بود. اینکه درتشخیص خیر و شر دچاراشتباه شوند.هدفشان این بود که مردم را به پذیرفتن ارزش های سیاسی حاکم متقاعد کنند تا درنهایت مشروعیت خود را تثبیت کنند.هدفشان تبدیل زبان به عاملی ایدئولوژیک بود تا بتوانند اندیشه را تخریب و بی اندیشگی را دامن بزنند.
یک مثال کوچک می تواند درتبیین و فهم مسئله کارسازباشد؛دردهه چهل وقتی مبارزان انقلابی با رژیم شاه درافتاده بودند واژگان خاص خود را داشتند.کلمه مستضعفان به کرات درنوشته ها و مکتوبات این جماعت دیده می شد. مستضعف فردی بود که طاغوت و طاغوتیان آنها را به استضعاف کشانده بودند. کسی فقیر نبود و فقیر به دنیا نیامده بود.بلکه فقیر شده بود آنهم ازسوی طاغوت و صاحبان کاخ ها.عامل ضعف و بدبختی و مکنت آنها طاغوت بود.اما همین قشر در دوره پسا انقلابی با رندی نام دیگری به خود می گیرد؛«اقشار آسیب پذیر»؛کلمه ای کاملاً پرابهام و معنا زدایی شده.تو گویی اقشاری هستند که خود نخواسته و یا نتوانسته اند با جماعت همراهی کنند.اقشاری که اگر بیشتر تلاش کنند احتمالا می توانند خود را دربرابر فقر واکسینه کنند.اما هیچ کس نمی پرسد و هیچ کس هم پاسخ نمی دهد راستی مرز این آسیب پذیری کجاست و تا چه حد باید فقیر بود تا دولت تو را فقیر به حساب بیاورد.
دومین مثال می تواند دردستکاری کلماتی چون«شهید»،«مرده»«به هلاکت رسیده»،به «درک واصل شده» نشان دهد.اگر انسان کشته شده درراه آرمان های خودی باشد شهید محسوب می شود اما همان انسان کشته شده در راه آرمانی دیگر ولو آرمانی والا مشمول جمله ای می شود که نشانگر انسانیت زدایی است«او به هلاکت رسید».درواقع با تغییر این دو واژه ما مخاطب را گمراه می کنیم و بیش ازاین که به انسان بیندیشیم به انسان صرف به انسانی که باید شایسته احترام باشد به انسانی آرمانی شده می اندیشیم.
سومین مثال شاید بیش ازهمه یاری رسان باشد.خلفای عباسی القاب پرزرق و برقی را به اسامی خود افزوده بودند؛جلال الله،القادربالله،القائم و المعتضد و المعتصم و درایران شاهان که لقب ظل الله و سایه خدا را یدک می کشیدند.درچین برای حاکمان کلمه فغقور-پسر خدا- را به کار می بردند.کلماتی که همه توجیه گرقدرت بودند و عامل تداوم سلطه و نابرابری.چرا باید فقط عده ای ظل الله باشند و جلال الله و آیت الله؟!
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
@flith
احیای زبان پیش درآمد اصلاح جامعه
✍️اوکتاویو پاز زمانی نوشت:«وقتی یک جامعه فاسد می شود،نخستین قربانی آن زبان است.ازاین روی،انتقاد اجتماعی با دستور زبان و احیای معنی ها آغاز می شود».و پرسش راستین این است که چه ارتباطی بین فساد زبان و فساد جامعه وجود دارد؟ و چرا اولین قربانی جامعه فاسد زبان آن جامعه است؟
کارل یاسپرس نیز درکتاب کنفوسیوس نقل قولی ازاو آورده است:«باید کاری کرد که واژه ها درمعنای درست خود به کار روند،باید محتوای آنها را بازیافت.بگذارپدرپدر وانسان انسان باشد.اما مدام خیانت می شود و واژه دیگر با مدلول خود مطابقت ندارد.هستیو زبان ازیکدیگر جدا می شوند وقتی زبان آشفته گردد همه چیز دچار آفت می شود»
بدون تردید فساد سیاسی ماحصل تحریف کلام و کلمه است.گفتمان مسلط همیشه ازآن طبقه غالب و اقویای جامعه است.طبقه مسلط جامعه برای توجیه خود اسطوره ها،افسانه ها،ضرب المثل ها و دریک کلام ایدئولوژی خاص خود را خلق می کند و به پشتوانه قدرت دانش ایدئولوژیک را درخدمت حفظ رابطه نابرابر و سلطه آمیز قرار می دهد..برای یورش بر هرنوع رابطه سلطه آمیز باید زبان را دردستورکار قرارداد.زبانی که خود موجد سلطه است و حافظ وضع موجود.رژیم های توتالیتر بیش ازهمه درفساد زبان دخیل اند و بیش ازهمه ازآن بهره می برند.
زبان شیوه تفکر ما را بازتاب می دهد.آلدوس هاکسلی ازجمله ادیبانی است که درمورد تحریف کلام پیوسته هشدار می دهد.نباید گذاشت دولتمردان و سیاستمداران ودرکنار آنها رسانه های تحمیق کننده امروزی واژه ها را به مسلخ ببرند.وقتی واژه ها لکه دار شدند ارزش ها نیز آلوده خواهند شد.اوج این آلودگی زبان درنظام های نازیستی و فاشیستی و سوسیالیسم استالینی بود. کاسیرر به درستی اشاره می کند«فاشیسم زبان خاص خود را به کاربست و واژه های جدیدی را ابداع کردآنها واژگان بسیاری را حذف کردند و درعوض واژگان خاصی را برخود بستند.»
اما هدف آنها ازتحریف زبان چه بود؟
صادقانه باید گفت هدف شان گمراه کردن انسانها بود. اینکه درتشخیص خیر و شر دچاراشتباه شوند.هدفشان این بود که مردم را به پذیرفتن ارزش های سیاسی حاکم متقاعد کنند تا درنهایت مشروعیت خود را تثبیت کنند.هدفشان تبدیل زبان به عاملی ایدئولوژیک بود تا بتوانند اندیشه را تخریب و بی اندیشگی را دامن بزنند.
یک مثال کوچک می تواند درتبیین و فهم مسئله کارسازباشد؛دردهه چهل وقتی مبارزان انقلابی با رژیم شاه درافتاده بودند واژگان خاص خود را داشتند.کلمه مستضعفان به کرات درنوشته ها و مکتوبات این جماعت دیده می شد. مستضعف فردی بود که طاغوت و طاغوتیان آنها را به استضعاف کشانده بودند. کسی فقیر نبود و فقیر به دنیا نیامده بود.بلکه فقیر شده بود آنهم ازسوی طاغوت و صاحبان کاخ ها.عامل ضعف و بدبختی و مکنت آنها طاغوت بود.اما همین قشر در دوره پسا انقلابی با رندی نام دیگری به خود می گیرد؛«اقشار آسیب پذیر»؛کلمه ای کاملاً پرابهام و معنا زدایی شده.تو گویی اقشاری هستند که خود نخواسته و یا نتوانسته اند با جماعت همراهی کنند.اقشاری که اگر بیشتر تلاش کنند احتمالا می توانند خود را دربرابر فقر واکسینه کنند.اما هیچ کس نمی پرسد و هیچ کس هم پاسخ نمی دهد راستی مرز این آسیب پذیری کجاست و تا چه حد باید فقیر بود تا دولت تو را فقیر به حساب بیاورد.
دومین مثال می تواند دردستکاری کلماتی چون«شهید»،«مرده»«به هلاکت رسیده»،به «درک واصل شده» نشان دهد.اگر انسان کشته شده درراه آرمان های خودی باشد شهید محسوب می شود اما همان انسان کشته شده در راه آرمانی دیگر ولو آرمانی والا مشمول جمله ای می شود که نشانگر انسانیت زدایی است«او به هلاکت رسید».درواقع با تغییر این دو واژه ما مخاطب را گمراه می کنیم و بیش ازاین که به انسان بیندیشیم به انسان صرف به انسانی که باید شایسته احترام باشد به انسانی آرمانی شده می اندیشیم.
سومین مثال شاید بیش ازهمه یاری رسان باشد.خلفای عباسی القاب پرزرق و برقی را به اسامی خود افزوده بودند؛جلال الله،القادربالله،القائم و المعتضد و المعتصم و درایران شاهان که لقب ظل الله و سایه خدا را یدک می کشیدند.درچین برای حاکمان کلمه فغقور-پسر خدا- را به کار می بردند.کلماتی که همه توجیه گرقدرت بودند و عامل تداوم سلطه و نابرابری.چرا باید فقط عده ای ظل الله باشند و جلال الله و آیت الله؟!
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
وظیقه راستین روشنفکران مبارزه با سلطه است درتمامیت آن و درهمه شکل های آن.باید برهرگونه سلطه و نابرابری حقوقی شورید.نابرابری حقوقی ریشه درگفتمان های ادبی ،افسانه ها و زبان دستکاری شده دارد.بی سبب نیست که کاسیرر افسانه را گفتمان توجیه گرقدرت می دانست.
نمی توان مبارزه مردم دریک کشور برای احقاق حقوقشان را مبارزه انقلابی،اسلامی نامید و مبارزان کشوردیگر ده کیلومتر آن سوی مرز را فتنه قلمداد کرد.جابجا کردن معیارها،دستکاری زبان،شناورکردن معانی هدفی جز معنا کشی ندارند.مبارزان راه آزادی و استقلال قبل ازانقلاب را انقلابی و اسلامی دانست و مبارزه مردم همان کشور درزمان و برهه ای دیگر ازتاریخ را فتنه و ضد انقلاب نامید.این واژگان هیچ معنایی ندارند جزآنکه صاحبان قدرت مسلط به آنها می دهند.کار روشنفکر نجات واژه ها ازدست سیاستمداران و ازافسون قدرت است.
#زبان_مبارزه_آگاهی_قربان_عباسی
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
@flith
وظیقه راستین روشنفکران مبارزه با سلطه است درتمامیت آن و درهمه شکل های آن.باید برهرگونه سلطه و نابرابری حقوقی شورید.نابرابری حقوقی ریشه درگفتمان های ادبی ،افسانه ها و زبان دستکاری شده دارد.بی سبب نیست که کاسیرر افسانه را گفتمان توجیه گرقدرت می دانست.
نمی توان مبارزه مردم دریک کشور برای احقاق حقوقشان را مبارزه انقلابی،اسلامی نامید و مبارزان کشوردیگر ده کیلومتر آن سوی مرز را فتنه قلمداد کرد.جابجا کردن معیارها،دستکاری زبان،شناورکردن معانی هدفی جز معنا کشی ندارند.مبارزان راه آزادی و استقلال قبل ازانقلاب را انقلابی و اسلامی دانست و مبارزه مردم همان کشور درزمان و برهه ای دیگر ازتاریخ را فتنه و ضد انقلاب نامید.این واژگان هیچ معنایی ندارند جزآنکه صاحبان قدرت مسلط به آنها می دهند.کار روشنفکر نجات واژه ها ازدست سیاستمداران و ازافسون قدرت است.
#زبان_مبارزه_آگاهی_قربان_عباسی
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
ده نکته در مورد محرم های شگفت انگیز ایرانی
✍️ احسان محمدی
1️⃣ بزرگترین دشمنان هر ایدئولوژی مذهبی یا سیاسی، دوست داران افراطی و اغراق کنندگان آن هستند نه منتقدانش. ظلمی که این دسته به نام عشق در حق واقعه کربلا می کنند، #خلفای_عباسی که حرم امام حسین و یارانش را با خاک یکسان کردند، شخم زدند و بر آن اسب تاختند هم نتوانستند انجام دهند.
2️⃣ دهه محرم در ایران فراگیرترین مراسم ملی و مذهبی است. هیچ نمونه دیگری چه جشن و چه سوگ را نمی توان مثال زد که این همه بدون بخشنامه و دستور طیف های مختلف مردم را درگیر کند و #نمود_بیرونی داشته باشد.
اینکه برخی ملامت بار می گویند «حکومت آن را اداره می کند» به نظرم بیشتر اعتراف به قدرت سیستمی است که می تواند چنین مراسم عظیمی را در تمام روستاهای گمنام مدیریت کند نه سرزنش آن!
3️⃣ اگر هیچوقت در پشت صحنه این مراسم نبوده اید شما تصویر روشنی از آن ندارید. به این چند ده نفری که خودنمایی می کنند و به چشم می آیند نگاه نکنید.
میلیون ها نفر در کشور با عشق و ارادت در این مراسم حاضر می شوند. در #آشپزخانه ها دیگ می شویند و هرگز اصرار ندارند دیده شوند. #طبال های خودنما و #مداحان کاسب و ربایندگان #قیمه تمام حقیقت این ماجرا نیستند.
4️⃣ «ما ایرانی ها کار جمعی و تیمی بلد نیستیم». محرم این نقد را به چالش می کشد.
تقسیم کار، هماهنگی، نظم و اعطای نقش به همه فارغ از سن و سال و تیپ و قیافه، فوق العاده قابل مطالعه است. مردم کار جمعی بلدند، مدیر ندارند.
5️⃣ دین در باور #ایرانیان ریشه دارد. به همین خاطر مسلمان شدن اجداد ما چه با آغوش باز و چه به اجبار یک اتفاق نیست. این امر نهادینه است به همین خاطر بسیاری از مردم فارغ از گرایش سیاسی و اینکه چه نظامی حاکم باشد (شاهنشاهی، جمهوری اسلامی و...) در مراسم دینی حضور پیدا می کنند و حتی اگر حاضر نشوند به کارکرد دین باور دارند.
بسیاری از آنها که امروز منتقد برگزاری مراسم محرم به سیاق فعلی هستند، منکر اصل ماجرا نیستند. به پوسته نقد دارند نه هسته.
6️⃣ اگر حکومت پهلوی از نمادهای #ملی و جشن های 2500 ساله برای تاثیر اجتماعی و تثبیت خود بهره می گرفت، جمهوری اسلامی هم از نمادهای #مذهبی و محرم استفاده می کند.
می توان نقدهای اخلاقی به این نگاه وارد کرد اما قدرت و سیاست زبان خودش را دارد.
7️⃣ در چنین مراسم عظیمی طبعاً کسانی دنبال صید ماهی خود هستند. چه آنها که گمان می کنند اشک ریختن در این ده روز، مثل #اسیدسولفوریک گناهان یک ساله شان در ظلم به مردم را می شوید و چه کسانی که از این فرصت برای کسب احترام اجتماعی استفاده می کنند.
در هر حرکت جمعی می توان این کاسبان سیار را مشاهده کرد. آنها اندک هستند اما مثل پول خُرد سر و صدای زیادی دارند.
8️⃣ شیک و فانتزی شدن مراسم محرم ارتباط مستقیم با تغییر سبک زندگی شخصی مان دارد. به وسایل و دکور داخل خانه تان نگاه کنید، شبیه ده سال پیش هستند؟
آنچه در هیات ها می بینیم نمود بیرونی چیزی است که در داخل خانه ها رخ داده است. یک امر طبیعی. ما بخشی از تغییر سبک زندگی مان را به خیابان برده ایم.
9️⃣ نسل جدید قرائت خود را از دین دارد. جوان ها خود را ملزم به رعایت قواعد نسل قدیم نمی داند. همانطور که نسل قدیم وقتی خواست با #بلندگو مداحی کند، از سوی نسل قدیم تر نکوهش شد که این #بوق_شیطان است و مداحی با آن حرام.
دین پدیده ای شگفت است، می تواند پوسته اش را عوض کند و البته با اقتصاد رابطه عمیقی دارد.
🔟 به شخصه اعتقاد دارم اگر در طول سال مقابل #ظلم سکوت می کنیم و برای ظالمان کف می زنیم، کلاه خودمان را می چسبیم و درد دیگران را «مشکل خودشان می دانیم»، به خفت و خواری تن می دهیم، برای یک منفعت جزئی – نه کیسه زر و مُلک ری- پا روی وجدان و حقیقت می گذاریم، توجیه گر فساد هستیم، «سگ دلامونو خورده» و ... سزاوار نفرین کردن #شمر و #خولی و ابن زیاد و #یزید نیستیم چه رسد به اینکه ادعا کنیم جان فدای آزادمردی مثل امام حسینیم!
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
ده نکته در مورد محرم های شگفت انگیز ایرانی
✍️ احسان محمدی
1️⃣ بزرگترین دشمنان هر ایدئولوژی مذهبی یا سیاسی، دوست داران افراطی و اغراق کنندگان آن هستند نه منتقدانش. ظلمی که این دسته به نام عشق در حق واقعه کربلا می کنند، #خلفای_عباسی که حرم امام حسین و یارانش را با خاک یکسان کردند، شخم زدند و بر آن اسب تاختند هم نتوانستند انجام دهند.
2️⃣ دهه محرم در ایران فراگیرترین مراسم ملی و مذهبی است. هیچ نمونه دیگری چه جشن و چه سوگ را نمی توان مثال زد که این همه بدون بخشنامه و دستور طیف های مختلف مردم را درگیر کند و #نمود_بیرونی داشته باشد.
اینکه برخی ملامت بار می گویند «حکومت آن را اداره می کند» به نظرم بیشتر اعتراف به قدرت سیستمی است که می تواند چنین مراسم عظیمی را در تمام روستاهای گمنام مدیریت کند نه سرزنش آن!
3️⃣ اگر هیچوقت در پشت صحنه این مراسم نبوده اید شما تصویر روشنی از آن ندارید. به این چند ده نفری که خودنمایی می کنند و به چشم می آیند نگاه نکنید.
میلیون ها نفر در کشور با عشق و ارادت در این مراسم حاضر می شوند. در #آشپزخانه ها دیگ می شویند و هرگز اصرار ندارند دیده شوند. #طبال های خودنما و #مداحان کاسب و ربایندگان #قیمه تمام حقیقت این ماجرا نیستند.
4️⃣ «ما ایرانی ها کار جمعی و تیمی بلد نیستیم». محرم این نقد را به چالش می کشد.
تقسیم کار، هماهنگی، نظم و اعطای نقش به همه فارغ از سن و سال و تیپ و قیافه، فوق العاده قابل مطالعه است. مردم کار جمعی بلدند، مدیر ندارند.
5️⃣ دین در باور #ایرانیان ریشه دارد. به همین خاطر مسلمان شدن اجداد ما چه با آغوش باز و چه به اجبار یک اتفاق نیست. این امر نهادینه است به همین خاطر بسیاری از مردم فارغ از گرایش سیاسی و اینکه چه نظامی حاکم باشد (شاهنشاهی، جمهوری اسلامی و...) در مراسم دینی حضور پیدا می کنند و حتی اگر حاضر نشوند به کارکرد دین باور دارند.
بسیاری از آنها که امروز منتقد برگزاری مراسم محرم به سیاق فعلی هستند، منکر اصل ماجرا نیستند. به پوسته نقد دارند نه هسته.
6️⃣ اگر حکومت پهلوی از نمادهای #ملی و جشن های 2500 ساله برای تاثیر اجتماعی و تثبیت خود بهره می گرفت، جمهوری اسلامی هم از نمادهای #مذهبی و محرم استفاده می کند.
می توان نقدهای اخلاقی به این نگاه وارد کرد اما قدرت و سیاست زبان خودش را دارد.
7️⃣ در چنین مراسم عظیمی طبعاً کسانی دنبال صید ماهی خود هستند. چه آنها که گمان می کنند اشک ریختن در این ده روز، مثل #اسیدسولفوریک گناهان یک ساله شان در ظلم به مردم را می شوید و چه کسانی که از این فرصت برای کسب احترام اجتماعی استفاده می کنند.
در هر حرکت جمعی می توان این کاسبان سیار را مشاهده کرد. آنها اندک هستند اما مثل پول خُرد سر و صدای زیادی دارند.
8️⃣ شیک و فانتزی شدن مراسم محرم ارتباط مستقیم با تغییر سبک زندگی شخصی مان دارد. به وسایل و دکور داخل خانه تان نگاه کنید، شبیه ده سال پیش هستند؟
آنچه در هیات ها می بینیم نمود بیرونی چیزی است که در داخل خانه ها رخ داده است. یک امر طبیعی. ما بخشی از تغییر سبک زندگی مان را به خیابان برده ایم.
9️⃣ نسل جدید قرائت خود را از دین دارد. جوان ها خود را ملزم به رعایت قواعد نسل قدیم نمی داند. همانطور که نسل قدیم وقتی خواست با #بلندگو مداحی کند، از سوی نسل قدیم تر نکوهش شد که این #بوق_شیطان است و مداحی با آن حرام.
دین پدیده ای شگفت است، می تواند پوسته اش را عوض کند و البته با اقتصاد رابطه عمیقی دارد.
🔟 به شخصه اعتقاد دارم اگر در طول سال مقابل #ظلم سکوت می کنیم و برای ظالمان کف می زنیم، کلاه خودمان را می چسبیم و درد دیگران را «مشکل خودشان می دانیم»، به خفت و خواری تن می دهیم، برای یک منفعت جزئی – نه کیسه زر و مُلک ری- پا روی وجدان و حقیقت می گذاریم، توجیه گر فساد هستیم، «سگ دلامونو خورده» و ... سزاوار نفرین کردن #شمر و #خولی و ابن زیاد و #یزید نیستیم چه رسد به اینکه ادعا کنیم جان فدای آزادمردی مثل امام حسینیم!
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
ایرانیها مخفیانه ماهواره تماشا میکنند، پنهانی مهمانی میگیرند، یواشکی عاشقی میکنند، با فلیترشکن اینترنت را میگردند، دزدکی حجاب برمیدارند.
اینجا همه غیرقانونی زندگی میکنند. هرکس به اندازهای.
مسئولبن اگر در چیزی توانا بوده باشند همین از سکه انداختن مفهوم "قانون" در کشور است.
"حسین حمیدیه"
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
@flith
ایرانیها مخفیانه ماهواره تماشا میکنند، پنهانی مهمانی میگیرند، یواشکی عاشقی میکنند، با فلیترشکن اینترنت را میگردند، دزدکی حجاب برمیدارند.
اینجا همه غیرقانونی زندگی میکنند. هرکس به اندازهای.
مسئولبن اگر در چیزی توانا بوده باشند همین از سکه انداختن مفهوم "قانون" در کشور است.
"حسین حمیدیه"
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
قاضی گفت: به ما خبر رسیده که تو در خواب سوار دوچرخه ات می شوی و تا ماه رکاب می زنی!
درست است؟
زن گفت: بله
قاضی گفت: گزارش داده اند دوچرخه ات را پشت خیالت پنهان می کنی!
درست است؟
زن گفت: بله
قاضی گفت: شنیده ایم در خورجینت بقچه ای ست، در آن اشک های مادربزرگ و مادرت را پیچیده ای، به ماه که می رسی جای هر دوی آنها می خندی!
درست است؟
زن گفت: بله
قاضی گفت: پس اتهامات خود را می پذیری!
حرفی در دفاع از خود نداری؟
زن گفت: خیر
قاضی گفت: احسنت
پس تو را به خاطر تبدیل کابوس های نیمه شب به خواب های شیرین و ندیده گرفتن چهارچوب واقعیات و زیر پا گذاشتن حریم رویا، به هزار سال سوگ مدام و گریستن پیاپی و مویه های شبانه محکوم می کنم.
زن اعتراضی نکرد، حکمش را گرفت، سوار دوچرخه اش شد و تا ماه رکاب زد.
#عرفان_نظرآهاری
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
درست است؟
زن گفت: بله
قاضی گفت: گزارش داده اند دوچرخه ات را پشت خیالت پنهان می کنی!
درست است؟
زن گفت: بله
قاضی گفت: شنیده ایم در خورجینت بقچه ای ست، در آن اشک های مادربزرگ و مادرت را پیچیده ای، به ماه که می رسی جای هر دوی آنها می خندی!
درست است؟
زن گفت: بله
قاضی گفت: پس اتهامات خود را می پذیری!
حرفی در دفاع از خود نداری؟
زن گفت: خیر
قاضی گفت: احسنت
پس تو را به خاطر تبدیل کابوس های نیمه شب به خواب های شیرین و ندیده گرفتن چهارچوب واقعیات و زیر پا گذاشتن حریم رویا، به هزار سال سوگ مدام و گریستن پیاپی و مویه های شبانه محکوم می کنم.
زن اعتراضی نکرد، حکمش را گرفت، سوار دوچرخه اش شد و تا ماه رکاب زد.
#عرفان_نظرآهاری
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️