با نگاه به این عکس، شرم دارم که در چنین دوران سیاهی از تاریخ کشورم زندگی میکنم.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
یقین دارم "مسیح" هم اگر امروز در كنار من بود مرتد میشد..!
زیرا از دیدن شما كه به جای او نشستهاید مطلقاً به انكار مسیحیت میپرداخت و شاید هم از نبوت خویش شرمسار و پشیمان میشد..!
روزی كه شیطان در كاخ شما به هیجان آمد و آتش جنگ علیه آن خلیفهی نادان مسلمان را برافروخت، آیا پاپ "اوربانوس" نمیتوانست به جای گسیل داشتن سربازان، از در گفتوگو با آن خلیفهی دیوانه درآید..!؟
قطعاً میتوانست.
اما همواره در طول تاریخ، جاهطلبی حاكمان دینی با فرامین و تكلیف الهی در ستیز بوده و هست.
آیا "مسیح" و "محمد" گفته بودند برای نجات "بیتالمقدس" دو قرن جهان را به خاك و خون بكشانید..!؟
میدانم كه این نامه سندی برای آوارگی و شاید مرگ من باشد اما خوشحالم كه آنقدر احمق نیستم تا عالیجناب پاپ را به جای خدا و بهجای مسیح پیامبر و در مقام عصمت بنشام..
✍️✍️ -بخشی از نامهی "جوردانو برونو" به پاپ "كِلِمنت هشتم" در قرن ۱۶ میلادی
این روحانی منتقد مسیحی به جرم ارتداد در دادگاه تفتیش عقاید سال ۱۶۰۰ سوزانده شد.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
یقین دارم "مسیح" هم اگر امروز در كنار من بود مرتد میشد..!
زیرا از دیدن شما كه به جای او نشستهاید مطلقاً به انكار مسیحیت میپرداخت و شاید هم از نبوت خویش شرمسار و پشیمان میشد..!
روزی كه شیطان در كاخ شما به هیجان آمد و آتش جنگ علیه آن خلیفهی نادان مسلمان را برافروخت، آیا پاپ "اوربانوس" نمیتوانست به جای گسیل داشتن سربازان، از در گفتوگو با آن خلیفهی دیوانه درآید..!؟
قطعاً میتوانست.
اما همواره در طول تاریخ، جاهطلبی حاكمان دینی با فرامین و تكلیف الهی در ستیز بوده و هست.
آیا "مسیح" و "محمد" گفته بودند برای نجات "بیتالمقدس" دو قرن جهان را به خاك و خون بكشانید..!؟
میدانم كه این نامه سندی برای آوارگی و شاید مرگ من باشد اما خوشحالم كه آنقدر احمق نیستم تا عالیجناب پاپ را به جای خدا و بهجای مسیح پیامبر و در مقام عصمت بنشام..
✍️✍️ -بخشی از نامهی "جوردانو برونو" به پاپ "كِلِمنت هشتم" در قرن ۱۶ میلادی
این روحانی منتقد مسیحی به جرم ارتداد در دادگاه تفتیش عقاید سال ۱۶۰۰ سوزانده شد.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کشف فوق لاکچری ترین زندان دنیا در ایران که همه را شوکه کرد!
افشای جزئیاتی عجیب از اتاقهای VIP در زندان اوین که شنیدن دارد! از فرش ۱۴۰۰شانه تا یخچال خارجی و توالت اشرافی که همگی در اختیار برادران اختلاسگر است! بازداشتگاه اوین به دلیل شرایط متفاوتی که با دیگر زندانهای کشور دارد، به «هتل اوین» مشهور شده است! زندانی با اتاقهای VIP و لاکچری برای متهمان مالی که کسی نداند فکر می کند هتل پنج ستاره است! به گزارش روزنامه شرق، اتاقهایی با فرش های ۱۴۰۰ شانه، ال سی دی های بزرگ، یخچال های خارجی و هزاران چیز دیگر، بندهایی با آشپزخانه صنعتی، آبمیوه گیری صنعتی، لباسشویی اختصاصی و حتی توالت های اختصاصی، تنها نمونه ای از امکاناتی است که در اختیار متهمان مالی در بازداشتگاه اوین قرار دارد! این اتاقها تقریبا ماهی ۴۵ میلیون برای هر زندانی آب می خورد! به تصویر انتهای کلیپ خوب دقت کنید تا پی به عمق فاجعه ببرید!
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
افشای جزئیاتی عجیب از اتاقهای VIP در زندان اوین که شنیدن دارد! از فرش ۱۴۰۰شانه تا یخچال خارجی و توالت اشرافی که همگی در اختیار برادران اختلاسگر است! بازداشتگاه اوین به دلیل شرایط متفاوتی که با دیگر زندانهای کشور دارد، به «هتل اوین» مشهور شده است! زندانی با اتاقهای VIP و لاکچری برای متهمان مالی که کسی نداند فکر می کند هتل پنج ستاره است! به گزارش روزنامه شرق، اتاقهایی با فرش های ۱۴۰۰ شانه، ال سی دی های بزرگ، یخچال های خارجی و هزاران چیز دیگر، بندهایی با آشپزخانه صنعتی، آبمیوه گیری صنعتی، لباسشویی اختصاصی و حتی توالت های اختصاصی، تنها نمونه ای از امکاناتی است که در اختیار متهمان مالی در بازداشتگاه اوین قرار دارد! این اتاقها تقریبا ماهی ۴۵ میلیون برای هر زندانی آب می خورد! به تصویر انتهای کلیپ خوب دقت کنید تا پی به عمق فاجعه ببرید!
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
قابل توجه کتابخوانها:
گفتگو با نویسنده کتابهای ' #انسان_خردمند ، #انسان_خداگونه و ۲۱ درس برای قرن ۲۱'
رعنا رحیمپور فردا پنجشنبه ۲۰ تیر/ ۱۱ ژوئیه با #یووال_نوح_هراری مصاحبه میکند.
اگر سئوالی دارید که میخواهید رعنا از آقای #هراری بپرسد همینجا پرسش خود را مطرح کنید:
@bbcshoma
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
گفتگو با نویسنده کتابهای ' #انسان_خردمند ، #انسان_خداگونه و ۲۱ درس برای قرن ۲۱'
رعنا رحیمپور فردا پنجشنبه ۲۰ تیر/ ۱۱ ژوئیه با #یووال_نوح_هراری مصاحبه میکند.
اگر سئوالی دارید که میخواهید رعنا از آقای #هراری بپرسد همینجا پرسش خود را مطرح کنید:
@bbcshoma
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
«در جامعهای که احساس افراد آن نسبت به همدیگر سرد بوده باشد، رژیم خودکامه میتواند یک گام بیشتر گذارد و این سردی را به یخزدگی مبدّل کند.
از آنجاکه در چنین جامعههایی هیچ چیز پایدار نیست، هرکسی از فرو افتادن به یک سطح اجتماعی پایینتر هراسان است و سراسیمه میکوشد تا وضع شخصی خویش را بهبود بخشد.
در یک حکومت خودکامه، عشق به سود، اشتیاق به کسبوکارهای پولساز، آرزوی پول درآوردن به هر قیمت و دلبستگی به آسایش مادی و زندگی آسوده، به گونهی سوداهای حاکم درمیآیند.
اگر کوششی در جهت نظارت بر رشد این سوداها انجام نگیرد، سوداهای یادشده بر همهی طبقات جامعه، حتی آن طبقاتی که تاکنون نسبت به این دلبستگیهای سودپرستانه حساسیت داشتهاند، تأثیر میگذارند و معیارهای اخلاقی کل ملّت را به پستی میکشانند.
این در سرشت خودکامگی است که چنین آرزوهایی را تقویت کند و به آنها میدانی برای تاختوتاز دهد. رژیم خودکامه که برای تضمین حاکمیت خود روحیه اخلاقی جامعه را تنزل میدهد، توجه مردم را از امور اجتماعی برمیگرداند و حتی آنها را از اندیشیدن به یک انقلاب نیز بیزار میسازد
#الکسی_دوتوکویل
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
«در جامعهای که احساس افراد آن نسبت به همدیگر سرد بوده باشد، رژیم خودکامه میتواند یک گام بیشتر گذارد و این سردی را به یخزدگی مبدّل کند.
از آنجاکه در چنین جامعههایی هیچ چیز پایدار نیست، هرکسی از فرو افتادن به یک سطح اجتماعی پایینتر هراسان است و سراسیمه میکوشد تا وضع شخصی خویش را بهبود بخشد.
در یک حکومت خودکامه، عشق به سود، اشتیاق به کسبوکارهای پولساز، آرزوی پول درآوردن به هر قیمت و دلبستگی به آسایش مادی و زندگی آسوده، به گونهی سوداهای حاکم درمیآیند.
اگر کوششی در جهت نظارت بر رشد این سوداها انجام نگیرد، سوداهای یادشده بر همهی طبقات جامعه، حتی آن طبقاتی که تاکنون نسبت به این دلبستگیهای سودپرستانه حساسیت داشتهاند، تأثیر میگذارند و معیارهای اخلاقی کل ملّت را به پستی میکشانند.
این در سرشت خودکامگی است که چنین آرزوهایی را تقویت کند و به آنها میدانی برای تاختوتاز دهد. رژیم خودکامه که برای تضمین حاکمیت خود روحیه اخلاقی جامعه را تنزل میدهد، توجه مردم را از امور اجتماعی برمیگرداند و حتی آنها را از اندیشیدن به یک انقلاب نیز بیزار میسازد
#الکسی_دوتوکویل
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
🔴 انتشار 'مستندات دادگاه تقلب' در انتخابات ۱۳۸۸ علیرغم مخالفت قوه قضائیه
محمدرضا خاتمی، نایب رئیس مجلس ششم و دبیرکل سابق حزب مشارکت، متن دفاعیه خود در دادگاه در مورد "تقلب" در انتخابات ۱۳۸۸ را منتشر کرد. قوه قضائیه ایران، پیشتر گفته بود که این فعال سیاسی حق انتشار دفاعیه خود را برای اطلاع عموم ندارد.
در دفاعیه آقای خاتمی، با استناد گزارش های وزارت کشور و شورای نگهبان، گفته شده که سرنوشت حداقل ۷ میلیون و ۸۹ هزار و ۹۹۳ برگه رای انتخابات ریاست جمهوری دهم "معلوم نیست". وی در عین حال افزوده که با مبنا قرار دادن برخی دیگر از گزارش های وزارت کشور دولت دهم، تعداد برگههای دارای سرنوشت نامشخص به ۸ میلیون و ۵۸۹ هزار و ۹۹۳ نیز میرسد.
در متن دفاعیه، علاوه بر استنادات عددی، به شهادت برخی مقام های جمهوری اسلامی در مورد تخلفات انتخاباتی هم اشاره شده است. از جمله، به خاطرات -منتشرنشده- ۲۵ خرداد ۱۳۸۸ اکبر هاشمی رفسنجانی که در بخشی از آن آمده: "شب محسن رضایی آمد. گفت با آقایان شمخانی، لاریجانی، سلیمانی و قالیباف جلسه داشته و به تقلب حدود هشت میلیون رأی معتقد شدهاند. به آقای حجازی گفتهاند به رهبری بگوید."
https://bbc.in/2NOFCnC
@BBCPersian
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
محمدرضا خاتمی، نایب رئیس مجلس ششم و دبیرکل سابق حزب مشارکت، متن دفاعیه خود در دادگاه در مورد "تقلب" در انتخابات ۱۳۸۸ را منتشر کرد. قوه قضائیه ایران، پیشتر گفته بود که این فعال سیاسی حق انتشار دفاعیه خود را برای اطلاع عموم ندارد.
در دفاعیه آقای خاتمی، با استناد گزارش های وزارت کشور و شورای نگهبان، گفته شده که سرنوشت حداقل ۷ میلیون و ۸۹ هزار و ۹۹۳ برگه رای انتخابات ریاست جمهوری دهم "معلوم نیست". وی در عین حال افزوده که با مبنا قرار دادن برخی دیگر از گزارش های وزارت کشور دولت دهم، تعداد برگههای دارای سرنوشت نامشخص به ۸ میلیون و ۵۸۹ هزار و ۹۹۳ نیز میرسد.
در متن دفاعیه، علاوه بر استنادات عددی، به شهادت برخی مقام های جمهوری اسلامی در مورد تخلفات انتخاباتی هم اشاره شده است. از جمله، به خاطرات -منتشرنشده- ۲۵ خرداد ۱۳۸۸ اکبر هاشمی رفسنجانی که در بخشی از آن آمده: "شب محسن رضایی آمد. گفت با آقایان شمخانی، لاریجانی، سلیمانی و قالیباف جلسه داشته و به تقلب حدود هشت میلیون رأی معتقد شدهاند. به آقای حجازی گفتهاند به رهبری بگوید."
https://bbc.in/2NOFCnC
@BBCPersian
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مرا ببوس، مرا فراوان ببوس
آنچنان که گویی
فردایی نیست...
مرا ببوس، مرا فراوان ببوس
زیرا هراس دارم تو را از دست بدهم
تو را دوباره از دست بدهم
مرا ببوس، مرا فراوان ببوس
آنچنان که گویی
فردایی نیست
میخواهم آنقدر نزدیک باشی
که خودم را در چشمان تو ببینم
تو را در کنار خود ببینم
به این فکر کن که شاید فردا
من از تو دور شوم
بسیار دور...
مرا ببوس، مرا فراوان ببوس
آنچنان که گویی
فردایی نیست...
مرا فراوان ببوس ترانهای است با شهرت جهانی از کنسوئلو ولاسکه (۱۹۱۶، ۲۰۰۵) ترانهسرای برجسته زن اهل مکزیک.
او این ترانه را در ۱۶ سالگی سرود و به گفته خودش تا آن زمان کسی را نبوسیده بود زیرا در فرهنگ آنان گناه به شمار میرفت.
بخشهایی از اجرای این ترانه را با صدای خوان دیهگو فلورز تماشا میکنید و میشنوید.
خوان دیهگو فلورز (متولد ۱۹۷۳) یکی از برجسته ترین خوانندگان اپرا (با صدای تنور) اهل کشور پرو است. او تاکنون برنده چندین جایزه بین المللی در موسیقی شده است. در سال ۲۰۰۷ کشور پرو به فلورز بالاترین نشان این کشور را اهدا کرد.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
آنچنان که گویی
فردایی نیست...
مرا ببوس، مرا فراوان ببوس
زیرا هراس دارم تو را از دست بدهم
تو را دوباره از دست بدهم
مرا ببوس، مرا فراوان ببوس
آنچنان که گویی
فردایی نیست
میخواهم آنقدر نزدیک باشی
که خودم را در چشمان تو ببینم
تو را در کنار خود ببینم
به این فکر کن که شاید فردا
من از تو دور شوم
بسیار دور...
مرا ببوس، مرا فراوان ببوس
آنچنان که گویی
فردایی نیست...
مرا فراوان ببوس ترانهای است با شهرت جهانی از کنسوئلو ولاسکه (۱۹۱۶، ۲۰۰۵) ترانهسرای برجسته زن اهل مکزیک.
او این ترانه را در ۱۶ سالگی سرود و به گفته خودش تا آن زمان کسی را نبوسیده بود زیرا در فرهنگ آنان گناه به شمار میرفت.
بخشهایی از اجرای این ترانه را با صدای خوان دیهگو فلورز تماشا میکنید و میشنوید.
خوان دیهگو فلورز (متولد ۱۹۷۳) یکی از برجسته ترین خوانندگان اپرا (با صدای تنور) اهل کشور پرو است. او تاکنون برنده چندین جایزه بین المللی در موسیقی شده است. در سال ۲۰۰۷ کشور پرو به فلورز بالاترین نشان این کشور را اهدا کرد.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
برتراند راسل مُدعی بود برای اخلاقی کردن انسانها کافی است عقلانیت دراز مدت را در آنان تقویت کرد.
#مثال:
فرض کنید که من در اصطبل خودم ده/10 اسب دارم و همسایه ام نیز در اصطبل خودش ده/10 اسب دارد.
در وهله ی نخست، من تمایل دارم اسب های همسایه ام را نیز مالک شوم و همین مرا انگیزه مند میکند که به دزدی دست بزنم.
عقلانیت کوتاه مدت نیز می گوید بیست اسب از ده اسب بهتر است و مرا تشویق به دزدی می کند.
اما، عقلانیت دراز مدت میگوید که اگر بنا باشد هر کسی بر اساس همین استدلال دست به دزدی بزند، آنگاه نتیجه اش این می شود که دیگری مُحق می شود اسب های مرا بدزدد.
نتیجه ی نهایی این است که زورمندترین انسان همه ی اسب ها را می برد و چون هیچ استدلالی اقامه نشده که زورمندترین انسان جامعه من ام ، پس ممکن است روزی همین ده/10 اسبی را هم که دارم از دست بدهم.
معنایش این است که تزی که در عقلانیت کوتاه مدت به #سود انسان است در عقلانیت دراز مدت به #زیان انسان منجر می شود.
بنابراین بهتر است انسان به ده اسب خودش قانع باشد زیرا ممکن است این ده اسب را به تدریج و با همان عقلاینت کوتاه مدت زیاد کند و به 100 اسب برساند.
اما بر اساس همان عقلانیت ممکن است روزی فردی زورمندتر پیدا شود و همه ی 100 اسب را به زور بگیرد.
راسل این سخن را در باب همه ی امور اخلاقی صادق می دانست و می گفت این عقلانیت کوتاه مدت است که انسان را از اخلاق دور میکند.
در عقلانیت کوتاه مدت ما تنها تا نوک بینی مان را می بینیم و به دزدی و اختلاس و کم کاری و رشوه و احتکار و فریبکاری دست می زنیم.
اما در عقلانیت دراز مدت در می یابیم که بالمآل زیان می بینیم.
معنایش این است:
اولا
این تصور که انسانی که میخواهد اخلاقی باشد باید منافع خودش را فراموش کند غلط است و ما باید منافع خودمان را کوتاه مدت در نظر نگیریم و در درازمدت به منافع خودمان بیندیشیم.
بنابراین به نظر راسل برای اخلاقی بودن از خودگذشتگی لازم نیست.
دوما
اینکه اخلاقی بودن فضیلت نیست؛ضرورت است.
از نظر راسل انسانهای اخلاقی انسانهای فضیلت مندی نیستند بلکه انسانهایی اند که ضرورتهای زندگی را دریافته اند.
#مصطفی_ملکیان
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
برتراند راسل مُدعی بود برای اخلاقی کردن انسانها کافی است عقلانیت دراز مدت را در آنان تقویت کرد.
#مثال:
فرض کنید که من در اصطبل خودم ده/10 اسب دارم و همسایه ام نیز در اصطبل خودش ده/10 اسب دارد.
در وهله ی نخست، من تمایل دارم اسب های همسایه ام را نیز مالک شوم و همین مرا انگیزه مند میکند که به دزدی دست بزنم.
عقلانیت کوتاه مدت نیز می گوید بیست اسب از ده اسب بهتر است و مرا تشویق به دزدی می کند.
اما، عقلانیت دراز مدت میگوید که اگر بنا باشد هر کسی بر اساس همین استدلال دست به دزدی بزند، آنگاه نتیجه اش این می شود که دیگری مُحق می شود اسب های مرا بدزدد.
نتیجه ی نهایی این است که زورمندترین انسان همه ی اسب ها را می برد و چون هیچ استدلالی اقامه نشده که زورمندترین انسان جامعه من ام ، پس ممکن است روزی همین ده/10 اسبی را هم که دارم از دست بدهم.
معنایش این است که تزی که در عقلانیت کوتاه مدت به #سود انسان است در عقلانیت دراز مدت به #زیان انسان منجر می شود.
بنابراین بهتر است انسان به ده اسب خودش قانع باشد زیرا ممکن است این ده اسب را به تدریج و با همان عقلاینت کوتاه مدت زیاد کند و به 100 اسب برساند.
اما بر اساس همان عقلانیت ممکن است روزی فردی زورمندتر پیدا شود و همه ی 100 اسب را به زور بگیرد.
راسل این سخن را در باب همه ی امور اخلاقی صادق می دانست و می گفت این عقلانیت کوتاه مدت است که انسان را از اخلاق دور میکند.
در عقلانیت کوتاه مدت ما تنها تا نوک بینی مان را می بینیم و به دزدی و اختلاس و کم کاری و رشوه و احتکار و فریبکاری دست می زنیم.
اما در عقلانیت دراز مدت در می یابیم که بالمآل زیان می بینیم.
معنایش این است:
اولا
این تصور که انسانی که میخواهد اخلاقی باشد باید منافع خودش را فراموش کند غلط است و ما باید منافع خودمان را کوتاه مدت در نظر نگیریم و در درازمدت به منافع خودمان بیندیشیم.
بنابراین به نظر راسل برای اخلاقی بودن از خودگذشتگی لازم نیست.
دوما
اینکه اخلاقی بودن فضیلت نیست؛ضرورت است.
از نظر راسل انسانهای اخلاقی انسانهای فضیلت مندی نیستند بلکه انسانهایی اند که ضرورتهای زندگی را دریافته اند.
#مصطفی_ملکیان
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وقتی هنر و شعور به هم گره میخورد!
آبشاری در ژاپن که شاهکار معماری و چیدمان شهری است!
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
آبشاری در ژاپن که شاهکار معماری و چیدمان شهری است!
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
اصولاً "برای دزدی نام خدا را بلندتر صدا میزنند!"
دین همیشه ابراز مناسبی برای فریفتن انسانهاست. من وقتی به نامگذاری موسسات مالی در ایران مینگرم، حقیقتاً به این مسئله میرسم. مهمترین دلیل برای استفاده از اسامی مذهبی در این موسسات بیتردید صید مشتریان است. شاید بسیاری از سرمایهگذاران نیز مفتون این اسامی شوند و دل به دریا بزنند. من خود از زبان یکی از مالباختگان این موسسات شنیدهام که در توجیه کار خود میگفت: "من گولِ اسم امام رضا(ع) را خوردم". بله، به گمان من دینورزان سطحیاندیش اگر قرار باشد که در جایی سرمایهگذاری کنند در عموم موارد به سمت مراکزی سوق پیدا میکنند که از عنواین مذهبی برای نامگذاری کار و بار خود سود بردهاند و ظاهراً توسط افراد متشرع اداره میشوند. من خود در مقابل عمل این مسئله را آزمودهام و به نتیجهی بالا در رسیدهام. عموم این دینورزان اگر در مقام تصمیمگیری با دو گزینه رو به رو باشند، و از آن میان یکی عنوانش مثلاً موسسهی امام جعفر صادق(ع) و دیگری موسسهی فلان و بهمان باشد، قطعاً به سمت گزینهی اوّل میل پیدا میکنند و کمتر به باطن قضیه توجه مینمایند. مشتریان عموماً نمیدانند که بانیان این موسسات خوب به این موضوع واقفند و تمام تلاش خود را برای بهرهبرداری هرچه بیشتر از آن به کار میگیرند. اصولاً مالکان چنین موسساتی دست بر روی پاشنهی آشیل مشتریان خود میگذارند و از زودباوری آنها بهترین استفاده را میبرند. بهتر است مردمان ما مسائل مختلف را با یکدیگر خلط نکنند و فریب ظاهر زیبا را نخورند. گاهی میتوان با سواستفاده از مقدسات نیز آدم را فریفت و جیب او را خالی کرد.
و در کلام آخر دیالوگی ماندگار از سریال دیدنیِ "روزی روزگاری":
ﻣﺮﺍﺩ ﺑﻴﮓ: ﺩﺍﺭﻱ ﭼﻪ ﻏﻠﻄﻲ ﻣﻴﮑﻨﻲ ﺷﻌﺒﻮﻥ........؟
ﺷﻌﺒﻮﻥ: ﻭﺿﻮ ﻣﻴﮕﻴﺮﻡ .. ﺁﺧﻪ ﻏﺎﺭﺕ ﺑﻲﻭﺿﻮ ﺑﺮﮐﺖ ﻧداره.....!
#حسین_پورفرج
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
اصولاً "برای دزدی نام خدا را بلندتر صدا میزنند!"
دین همیشه ابراز مناسبی برای فریفتن انسانهاست. من وقتی به نامگذاری موسسات مالی در ایران مینگرم، حقیقتاً به این مسئله میرسم. مهمترین دلیل برای استفاده از اسامی مذهبی در این موسسات بیتردید صید مشتریان است. شاید بسیاری از سرمایهگذاران نیز مفتون این اسامی شوند و دل به دریا بزنند. من خود از زبان یکی از مالباختگان این موسسات شنیدهام که در توجیه کار خود میگفت: "من گولِ اسم امام رضا(ع) را خوردم". بله، به گمان من دینورزان سطحیاندیش اگر قرار باشد که در جایی سرمایهگذاری کنند در عموم موارد به سمت مراکزی سوق پیدا میکنند که از عنواین مذهبی برای نامگذاری کار و بار خود سود بردهاند و ظاهراً توسط افراد متشرع اداره میشوند. من خود در مقابل عمل این مسئله را آزمودهام و به نتیجهی بالا در رسیدهام. عموم این دینورزان اگر در مقام تصمیمگیری با دو گزینه رو به رو باشند، و از آن میان یکی عنوانش مثلاً موسسهی امام جعفر صادق(ع) و دیگری موسسهی فلان و بهمان باشد، قطعاً به سمت گزینهی اوّل میل پیدا میکنند و کمتر به باطن قضیه توجه مینمایند. مشتریان عموماً نمیدانند که بانیان این موسسات خوب به این موضوع واقفند و تمام تلاش خود را برای بهرهبرداری هرچه بیشتر از آن به کار میگیرند. اصولاً مالکان چنین موسساتی دست بر روی پاشنهی آشیل مشتریان خود میگذارند و از زودباوری آنها بهترین استفاده را میبرند. بهتر است مردمان ما مسائل مختلف را با یکدیگر خلط نکنند و فریب ظاهر زیبا را نخورند. گاهی میتوان با سواستفاده از مقدسات نیز آدم را فریفت و جیب او را خالی کرد.
و در کلام آخر دیالوگی ماندگار از سریال دیدنیِ "روزی روزگاری":
ﻣﺮﺍﺩ ﺑﻴﮓ: ﺩﺍﺭﻱ ﭼﻪ ﻏﻠﻄﻲ ﻣﻴﮑﻨﻲ ﺷﻌﺒﻮﻥ........؟
ﺷﻌﺒﻮﻥ: ﻭﺿﻮ ﻣﻴﮕﻴﺮﻡ .. ﺁﺧﻪ ﻏﺎﺭﺕ ﺑﻲﻭﺿﻮ ﺑﺮﮐﺖ ﻧداره.....!
#حسین_پورفرج
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دکتر عبدالکریم سروش
آيا در قرآن و فقه به لحاظ كرامت، ميان زنان و مردان تبعيض وجود دارد؟
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
آيا در قرآن و فقه به لحاظ كرامت، ميان زنان و مردان تبعيض وجود دارد؟
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴 ویدئویی برای تبلیغ حجاب در فضای مجازی منتشر شده که واکنشهای زیادی را برانگیخته است
«سمانه سوادی» فعال حقوق زنان درباره این ویدئو نوشته: «یکی از مصادیق بارز کالاانگاری زنان در جامعه ما رو در تبلیغات برای «حجاب» و «حجاب برتر» میتونیم ببینیم. زنان دائما به شکلات، ماشین، جواهر و غیره تشبیه میشن. مبلغان حجاب برتر نه تنها هیچ ابایی که کالاانگاری زنان ندارن بلکه بسیار حق به جانب و در جایگاه «لطف» به زنان اونها رو شیرینی و ماشین و جواهر قلمداد میکنن و گمان میکنن زنان هم باید از این ارزشگذاریها و همانند «جواهر» بودن خرسند باشن. این تبلیغات نگاه مشمئزکننده مردسالاری به زنان رو به خوبی نشون میده. زنان در این تفکر کالاهایی هستن که به بدل و اصل، لوکس و دست دوم، ارزون و گرون، آکبند و دستخورده و ... تقسیم میشن! ضد تبلیغ تمار عیار!»
«سینا ولیالله» فعال رسانهای نیز در صفحه توییتر خود در مورد این تبلیغ چنین نوشت: «این ویدئو تنها چیزی که نشون میده اینه که مردم چقدر از یه فرد چادری میترسند و وحشت زده تغییر رفتار میدن تا یه وقت طرف آمر به معروف نباشه که روزگارشون رو سیاه کنه!»
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
«سمانه سوادی» فعال حقوق زنان درباره این ویدئو نوشته: «یکی از مصادیق بارز کالاانگاری زنان در جامعه ما رو در تبلیغات برای «حجاب» و «حجاب برتر» میتونیم ببینیم. زنان دائما به شکلات، ماشین، جواهر و غیره تشبیه میشن. مبلغان حجاب برتر نه تنها هیچ ابایی که کالاانگاری زنان ندارن بلکه بسیار حق به جانب و در جایگاه «لطف» به زنان اونها رو شیرینی و ماشین و جواهر قلمداد میکنن و گمان میکنن زنان هم باید از این ارزشگذاریها و همانند «جواهر» بودن خرسند باشن. این تبلیغات نگاه مشمئزکننده مردسالاری به زنان رو به خوبی نشون میده. زنان در این تفکر کالاهایی هستن که به بدل و اصل، لوکس و دست دوم، ارزون و گرون، آکبند و دستخورده و ... تقسیم میشن! ضد تبلیغ تمار عیار!»
«سینا ولیالله» فعال رسانهای نیز در صفحه توییتر خود در مورد این تبلیغ چنین نوشت: «این ویدئو تنها چیزی که نشون میده اینه که مردم چقدر از یه فرد چادری میترسند و وحشت زده تغییر رفتار میدن تا یه وقت طرف آمر به معروف نباشه که روزگارشون رو سیاه کنه!»
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
جامِ می و خونِ دل
ظاهرا بزرگداشتی برای جناب حداد عادل گرفته شده و در آن مجمعِ خوبی و لطف و به تبع ماهیت جلسه هرکسی داد سخن داده و حقوق همکاری را به خوبی ادا کرده و اندر مقامات و فضایل ایشان سخنها رانده است.
در این میان سخنی در خبرگزاریها خواندم از قول جناب دکتر محمدرضا ترکی عضو هیئت علمی دانشگاه تهران.
ایشان در آن جلسه فرمودند:
«جناب حداد عادل نمود و مظهر ادبیات فارسی در روزگار ماست! در واقع خیلی از دشمنیها با او هم برای همین است. فقط به این خاطر که در روزگار ما نماد زبان فارسی غلامعلی حداد عادل است.»
گرانی و شگفتی این سخن از چند بُعد بررسیدنیست. اینکه مظهریّت را ایشان چگونه تعریف میکنند و نماد در جهانبینی دکتر ترکی به چه صورت تبلور یافته است!
آقای حداد عادل نمایندهٔ مجلس شورای اسلامی بر چه مبنا و اساسی باید «نمود و مظهر ادبیات فارسی» باشند؟! البته هیچکس در آن جلسه بلند نشد و فریاد نکشید.
الحق، بسوخت دیده ز حیرت که این چه بوالعجبیست.
مگر ملخهای حملهبرده به سیرجانِ کرمان به کشتزار ادبیات فارسی زدند که گوی توفیق و کرامت را بلعیده باشند و دیگر کس به میدان درنیاید و سواران و شهریاران هم فلج شده باشند؟!
ایشان فلسفهٔ غرب خواندهاند و البته دو جین کار و مشغلههای حکومتی را برعهده گرفته. از ذکر طومار مسئولیتهای ایشان اجتناب میکنم. ایشان در میان ترافیک قفلکردهٔ کاریشان چگونه وقت میکنند به ادبیات ایران هم نظری بیفکنند و نمود و مظهر ادبیات هم بشوند؟!
آخر ایشان چه اثر شگفتی خلق کردهاند چه شاگرد و استاد مبرزی پرورش دادهاند، آخر چه حرفی در ادبیات زدهاند که باید نمود و مظهر ادبیات ایران باشند؟!
سوال بنده این است که گُلی که ایشان بر سرِ ادبیات ما زده کجاست تا ما پابرهنه و سرازپانشناخته بشتابیم و آن سَر را ببوسیم و ببوییمش؟!
ایشان ریاست فرهنگستان زبان و ادب پارسی را عهدهدار بودهاند که این نهادِ مرجع و زایندهٔ زبان و ادبیات هر کشوری، تا سرحد جُکهای کوچهوبازاری و دهها فرسخ دوری و کندی از زبانِ جامعه کشانده شده است. چندین میلیارد بودجه عمومی خرج فرهنگستانی شده که هیچ نقش موثر و تعیینکننده در زبان مردم، زبان نویسندگان و زبان اهل فرهنگ نداشته و سالهاست خود را با چاپ نامههای فلان و بهمان و کتابهای لغتِ بیاستفاده سرگرم میکند
و مردم ایران باید برای هر لغت ساخته شده در فرهنگستان چند میلیون از جیبشان پول بدهند!
ایشان رئیس بنیاد سعدیست. بیایند و در جمع اهل فن بگویند بودجهٔ بنیاد چگونه مصرف شده و کارهای بنیادین آنها در قبال سعدیپژوهی و رواج آثار شیخِ اجل در میان تودهٔ مردم به چه اندازه بوده است. مظهریّت و نمود و آیینهٔ حقنما شدن پیشکش.
هرکسی جرئت کند ترجمهٔ قرآن بنویسد و تفسیر مثنوی در رادیو تلویزیون بگوید و در همایشهای ادبی پشت تریبون بایستد و کنداکتور برنامه را پر کند میشود نمود و مظهر ادبیات فارسی؟!
نمود و مظهر ادبیات فارسی در روزگار ما حضرات استادان شفیعی کدکنی و شمیسا و حمیدیان نیستند؟! بزرگان و مو سفیدان دیگر را قلم میگیرم.
این مردان فحول و نابغه با هزاران صفحه تولید اینفورمیشنِ خالص در زمینهٔ ادبیات و پرورش صدها استاد و دانشجو نمود و مظهر اسرائیلیات هستند؟!
نمود ادبیات سرزمین ایران آقای حداد عادل است؟!
جناب دکتر ترکی!
یک دم نگاه کن که چه بر باد میدهی
چندین هزار امیدِ بنیآدم است این
راستش گفتهاند بزرگداشت اما به خدای احد و واحد نگفتهاند بهسقفداشت.
انتظار میرود عضوی از جامعهٔ آکادمیک ادبیات ایران و شاگرد و توشهبردار آن گردنکشان و فحول ادبیات فارسی کمی جانب انصاف، مروت، و شأن عبارات و جملات را نگه دارند.
تندی و بیادبی من را هم بگذارید روی بغض در گلویم و چکی که بر صورت ادبیاتخواندهها با این سخنان زده شده است.
دستبوس تمامِ معلمان ادبیات ایران هستم.
#مهدی_آقامیری
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
@flith
جامِ می و خونِ دل
ظاهرا بزرگداشتی برای جناب حداد عادل گرفته شده و در آن مجمعِ خوبی و لطف و به تبع ماهیت جلسه هرکسی داد سخن داده و حقوق همکاری را به خوبی ادا کرده و اندر مقامات و فضایل ایشان سخنها رانده است.
در این میان سخنی در خبرگزاریها خواندم از قول جناب دکتر محمدرضا ترکی عضو هیئت علمی دانشگاه تهران.
ایشان در آن جلسه فرمودند:
«جناب حداد عادل نمود و مظهر ادبیات فارسی در روزگار ماست! در واقع خیلی از دشمنیها با او هم برای همین است. فقط به این خاطر که در روزگار ما نماد زبان فارسی غلامعلی حداد عادل است.»
گرانی و شگفتی این سخن از چند بُعد بررسیدنیست. اینکه مظهریّت را ایشان چگونه تعریف میکنند و نماد در جهانبینی دکتر ترکی به چه صورت تبلور یافته است!
آقای حداد عادل نمایندهٔ مجلس شورای اسلامی بر چه مبنا و اساسی باید «نمود و مظهر ادبیات فارسی» باشند؟! البته هیچکس در آن جلسه بلند نشد و فریاد نکشید.
الحق، بسوخت دیده ز حیرت که این چه بوالعجبیست.
مگر ملخهای حملهبرده به سیرجانِ کرمان به کشتزار ادبیات فارسی زدند که گوی توفیق و کرامت را بلعیده باشند و دیگر کس به میدان درنیاید و سواران و شهریاران هم فلج شده باشند؟!
ایشان فلسفهٔ غرب خواندهاند و البته دو جین کار و مشغلههای حکومتی را برعهده گرفته. از ذکر طومار مسئولیتهای ایشان اجتناب میکنم. ایشان در میان ترافیک قفلکردهٔ کاریشان چگونه وقت میکنند به ادبیات ایران هم نظری بیفکنند و نمود و مظهر ادبیات هم بشوند؟!
آخر ایشان چه اثر شگفتی خلق کردهاند چه شاگرد و استاد مبرزی پرورش دادهاند، آخر چه حرفی در ادبیات زدهاند که باید نمود و مظهر ادبیات ایران باشند؟!
سوال بنده این است که گُلی که ایشان بر سرِ ادبیات ما زده کجاست تا ما پابرهنه و سرازپانشناخته بشتابیم و آن سَر را ببوسیم و ببوییمش؟!
ایشان ریاست فرهنگستان زبان و ادب پارسی را عهدهدار بودهاند که این نهادِ مرجع و زایندهٔ زبان و ادبیات هر کشوری، تا سرحد جُکهای کوچهوبازاری و دهها فرسخ دوری و کندی از زبانِ جامعه کشانده شده است. چندین میلیارد بودجه عمومی خرج فرهنگستانی شده که هیچ نقش موثر و تعیینکننده در زبان مردم، زبان نویسندگان و زبان اهل فرهنگ نداشته و سالهاست خود را با چاپ نامههای فلان و بهمان و کتابهای لغتِ بیاستفاده سرگرم میکند
و مردم ایران باید برای هر لغت ساخته شده در فرهنگستان چند میلیون از جیبشان پول بدهند!
ایشان رئیس بنیاد سعدیست. بیایند و در جمع اهل فن بگویند بودجهٔ بنیاد چگونه مصرف شده و کارهای بنیادین آنها در قبال سعدیپژوهی و رواج آثار شیخِ اجل در میان تودهٔ مردم به چه اندازه بوده است. مظهریّت و نمود و آیینهٔ حقنما شدن پیشکش.
هرکسی جرئت کند ترجمهٔ قرآن بنویسد و تفسیر مثنوی در رادیو تلویزیون بگوید و در همایشهای ادبی پشت تریبون بایستد و کنداکتور برنامه را پر کند میشود نمود و مظهر ادبیات فارسی؟!
نمود و مظهر ادبیات فارسی در روزگار ما حضرات استادان شفیعی کدکنی و شمیسا و حمیدیان نیستند؟! بزرگان و مو سفیدان دیگر را قلم میگیرم.
این مردان فحول و نابغه با هزاران صفحه تولید اینفورمیشنِ خالص در زمینهٔ ادبیات و پرورش صدها استاد و دانشجو نمود و مظهر اسرائیلیات هستند؟!
نمود ادبیات سرزمین ایران آقای حداد عادل است؟!
جناب دکتر ترکی!
یک دم نگاه کن که چه بر باد میدهی
چندین هزار امیدِ بنیآدم است این
راستش گفتهاند بزرگداشت اما به خدای احد و واحد نگفتهاند بهسقفداشت.
انتظار میرود عضوی از جامعهٔ آکادمیک ادبیات ایران و شاگرد و توشهبردار آن گردنکشان و فحول ادبیات فارسی کمی جانب انصاف، مروت، و شأن عبارات و جملات را نگه دارند.
تندی و بیادبی من را هم بگذارید روی بغض در گلویم و چکی که بر صورت ادبیاتخواندهها با این سخنان زده شده است.
دستبوس تمامِ معلمان ادبیات ایران هستم.
#مهدی_آقامیری
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
👈اینها عزت نیستند بلکه عین ذلتند!
🔹اینکه اقتصاد کشور به قدری ضعیف باشد که زیر چکمههای تحریم له شود و تا مرز فروپاشی پیش رود و حکومت هیچ ابزاری برای مقابله با آن جز تقدیر در اختیار نداشته باشد ـ در حالی که میداند سانتریفوژ بچرخد یا نچرخد چرخ اقتصاد نخواهد چرخید ـ عزت نیست ذلت است.
🔹اینکه بعد از چهل سال شعار "مرگ بر امریکا" با گردش قلم رئیس جمهور کشوری که "هیچ غلطی نمیتواند بکند" پول رایج مملکت تا سر حد کاغذ پارههای بیارزش سقوط کند، عزت نیست ذلت است.
🔹اینکه جمهوری اسلامی دومین و چهارمین دارنده ذخایر گاز و نفت جهان باشد ولی رشد اقتصادی منفی 6% و نرخ بیکاری 39% و تورم بالای 50% را تجربه کند، عزت نیست ذلت است.
🔹اینکه نظام سیاسی خود را طلیعهدار "اسلام ناب محمدی" بداند ولی فساد تا فیهاخالدون نظام سیاسی رسوخ کرده باشد، عزت نیست ذلت است.
🔹اینکه حکومتی پایهریزی شود که عنوان "جمهوریت" و "اسلامیت" را یدک بکشد ولی نسل حاضر از عمق جان حکومت پهلوی را آرزو کند و برای سرسلسله پهلوی "روحت شاد" سردهد، عزت نیست ذلت است.
🔹اینکه در بین 189 کشور، اعتبار گذرنامه جمهوری اسلامی از آخر دوازدهم شود (رتبه 177) و از بسیاری کشورهای بینام و نشان افریقایی هم کم ارزشتر باشد، عزت نیست ذلت است.
🔹اینکه سیاست خارجی جمهوری اسلامی به گونهای تبیین شود که کشورهای همسایه و مسلمان به دشمنان درجه یک ایران تبدیل شوند، عزت نیست ذلت است.
🔹اینکه کارکنان سفارت امریکا 444 روز بدون هیچ دستاوردی گروگان گرفته شوند ولی در عوض میلیاردها دلار خسارت به کشور وارد شود و زندگی چهار نسل را تحتالشعاع خود قرار دهد، عزت نیست ذلت است. چقدر رقتانگیز است که این اقدام حماسه نامیده میشود و سالروزش جشن گرفته میشود!
🔹اینکه سفارت بریتانیا تخریب شود و سپس غرامت تمامی خسارتهای وارده حتی بطریهای مشروبات الکلی شکسته شده محاسبه و پرداخت شود، عزت نیست ذلت است.
🔹اینکه با فیلتر کردن محبوبترین شبکه اجتماعی به شعور 45 میلیون کاربر ایرانی بالغ و عاقل توهین شود و به نام ارج نهادن به مقام والای زن؛ سخیفتترین رفتارها در ملأ عام نسبت به بانوان کشور صورت گیرد، عزت نیست ذلت است.
🔹اینکه فضای فرهنگی، اجتماعی و سیاسی جامعه به قدری خفقانآور شود که نخبگان و فرهیختگان از کشور رانده شوند، عزت نیست ذلت است.
🔹اینکه قانون اساسی به گونهای تعبیر و تفسیر شود که حقوق شهروندی مصرح در آن همانند راهپیمایی اعتراضی مسالمتآمیز و همهپرسی، اقداماتی مجرمانه تلقی شوند، عزت نیست ذلت است.
🔹اینکه با اجرای نظارت استصوابی، جمهوریت نظام و شعور سیاسی مردم به سُخره گرفته شود، عزت نیست ذلت است.
🔹اینکه بسیاری از نونهالان ایران زمین از داشتن فضای آموزشی مناسب بیبهره باشند و هنوز بسیاری از استانهای حاشیهای از داشتن آب آشامیدنی، گاز طبیعی، و خطوط ریلی محروم باشند ولی برای مردگان مقبرههای باشکوه ساخته شود، عزت نیست ذلت است.
🔹اینکه فعالان سیاسی و مدنی به خاطر کوچکترین انتقادی راهی زندان و حبس شوند و روشنفکران و نواندیشان و آزادیخواهان زمینگیر شوند و بر دهانشان مهر سکوت زده شود تا راه برای متملقان و چاپلوسان هموار شود، عزت نیست ذلت است.
🔹اینکه پرونده فساد شهرداری تهران به محاق برود تا در گذر زمان به فراموشی سپرده شود و 35 هزار میلیارد تومان ضرر و زیان مؤسسات "خودمانی" از بیتالمال پرداخت شود، عزت نیست ذلت است.
🔹اینکه با داشتن دانش فناوری هستهای، موشک بالستیک، زیردریایی و پهپاد روزانه صدها ایرانی در لای آهن پارههای خودروهای بُنجل که با قیمت نجومی عرضه میشوند مچاله شوند، عزت نیست ذلت است.
🔹اینکه به جای ساختن نیروگاه خورشیدی و بهرهبرداری از هزاران کیلومتر مربع کویر سوزان؛ میلیاردها دلار خرج فناوری هستهای شود بدون این که دستاوردی ملموسی داشته باشد و در عوض کشور را تا آستانه جنگی ویرانگر سوق دهد، عزت نیست ذلت است.
🔹 گذشت و گذشت ولی ما بزرگتر نشدیم کوچکتر شدیم؛ عزتمند نشدیم تحقیر شدیم؛ الگو نشدیم عبرت شدیم! امروز عزت و عظمت این دیار کهن و این مرز پرگُهر در نزد جهانیان بدجور جریحهدار شده است. به همین خاطر است که آنان که روزگاری برای عزت و سربلندی مردم و کشور رنج جهاد، شهادت، اسارت و جانبازی را بر خود همواره نمودند اکنون قلم به دست گرفتهاند و در مقابل نظامی که عزت و سربلندی مردم و کشور را به پای خویش قربانی نموده ایستادهاند.
✍ ️دکتر جلال پورالعجل
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
@flith
👈اینها عزت نیستند بلکه عین ذلتند!
🔹اینکه اقتصاد کشور به قدری ضعیف باشد که زیر چکمههای تحریم له شود و تا مرز فروپاشی پیش رود و حکومت هیچ ابزاری برای مقابله با آن جز تقدیر در اختیار نداشته باشد ـ در حالی که میداند سانتریفوژ بچرخد یا نچرخد چرخ اقتصاد نخواهد چرخید ـ عزت نیست ذلت است.
🔹اینکه بعد از چهل سال شعار "مرگ بر امریکا" با گردش قلم رئیس جمهور کشوری که "هیچ غلطی نمیتواند بکند" پول رایج مملکت تا سر حد کاغذ پارههای بیارزش سقوط کند، عزت نیست ذلت است.
🔹اینکه جمهوری اسلامی دومین و چهارمین دارنده ذخایر گاز و نفت جهان باشد ولی رشد اقتصادی منفی 6% و نرخ بیکاری 39% و تورم بالای 50% را تجربه کند، عزت نیست ذلت است.
🔹اینکه نظام سیاسی خود را طلیعهدار "اسلام ناب محمدی" بداند ولی فساد تا فیهاخالدون نظام سیاسی رسوخ کرده باشد، عزت نیست ذلت است.
🔹اینکه حکومتی پایهریزی شود که عنوان "جمهوریت" و "اسلامیت" را یدک بکشد ولی نسل حاضر از عمق جان حکومت پهلوی را آرزو کند و برای سرسلسله پهلوی "روحت شاد" سردهد، عزت نیست ذلت است.
🔹اینکه در بین 189 کشور، اعتبار گذرنامه جمهوری اسلامی از آخر دوازدهم شود (رتبه 177) و از بسیاری کشورهای بینام و نشان افریقایی هم کم ارزشتر باشد، عزت نیست ذلت است.
🔹اینکه سیاست خارجی جمهوری اسلامی به گونهای تبیین شود که کشورهای همسایه و مسلمان به دشمنان درجه یک ایران تبدیل شوند، عزت نیست ذلت است.
🔹اینکه کارکنان سفارت امریکا 444 روز بدون هیچ دستاوردی گروگان گرفته شوند ولی در عوض میلیاردها دلار خسارت به کشور وارد شود و زندگی چهار نسل را تحتالشعاع خود قرار دهد، عزت نیست ذلت است. چقدر رقتانگیز است که این اقدام حماسه نامیده میشود و سالروزش جشن گرفته میشود!
🔹اینکه سفارت بریتانیا تخریب شود و سپس غرامت تمامی خسارتهای وارده حتی بطریهای مشروبات الکلی شکسته شده محاسبه و پرداخت شود، عزت نیست ذلت است.
🔹اینکه با فیلتر کردن محبوبترین شبکه اجتماعی به شعور 45 میلیون کاربر ایرانی بالغ و عاقل توهین شود و به نام ارج نهادن به مقام والای زن؛ سخیفتترین رفتارها در ملأ عام نسبت به بانوان کشور صورت گیرد، عزت نیست ذلت است.
🔹اینکه فضای فرهنگی، اجتماعی و سیاسی جامعه به قدری خفقانآور شود که نخبگان و فرهیختگان از کشور رانده شوند، عزت نیست ذلت است.
🔹اینکه قانون اساسی به گونهای تعبیر و تفسیر شود که حقوق شهروندی مصرح در آن همانند راهپیمایی اعتراضی مسالمتآمیز و همهپرسی، اقداماتی مجرمانه تلقی شوند، عزت نیست ذلت است.
🔹اینکه با اجرای نظارت استصوابی، جمهوریت نظام و شعور سیاسی مردم به سُخره گرفته شود، عزت نیست ذلت است.
🔹اینکه بسیاری از نونهالان ایران زمین از داشتن فضای آموزشی مناسب بیبهره باشند و هنوز بسیاری از استانهای حاشیهای از داشتن آب آشامیدنی، گاز طبیعی، و خطوط ریلی محروم باشند ولی برای مردگان مقبرههای باشکوه ساخته شود، عزت نیست ذلت است.
🔹اینکه فعالان سیاسی و مدنی به خاطر کوچکترین انتقادی راهی زندان و حبس شوند و روشنفکران و نواندیشان و آزادیخواهان زمینگیر شوند و بر دهانشان مهر سکوت زده شود تا راه برای متملقان و چاپلوسان هموار شود، عزت نیست ذلت است.
🔹اینکه پرونده فساد شهرداری تهران به محاق برود تا در گذر زمان به فراموشی سپرده شود و 35 هزار میلیارد تومان ضرر و زیان مؤسسات "خودمانی" از بیتالمال پرداخت شود، عزت نیست ذلت است.
🔹اینکه با داشتن دانش فناوری هستهای، موشک بالستیک، زیردریایی و پهپاد روزانه صدها ایرانی در لای آهن پارههای خودروهای بُنجل که با قیمت نجومی عرضه میشوند مچاله شوند، عزت نیست ذلت است.
🔹اینکه به جای ساختن نیروگاه خورشیدی و بهرهبرداری از هزاران کیلومتر مربع کویر سوزان؛ میلیاردها دلار خرج فناوری هستهای شود بدون این که دستاوردی ملموسی داشته باشد و در عوض کشور را تا آستانه جنگی ویرانگر سوق دهد، عزت نیست ذلت است.
🔹 گذشت و گذشت ولی ما بزرگتر نشدیم کوچکتر شدیم؛ عزتمند نشدیم تحقیر شدیم؛ الگو نشدیم عبرت شدیم! امروز عزت و عظمت این دیار کهن و این مرز پرگُهر در نزد جهانیان بدجور جریحهدار شده است. به همین خاطر است که آنان که روزگاری برای عزت و سربلندی مردم و کشور رنج جهاد، شهادت، اسارت و جانبازی را بر خود همواره نمودند اکنون قلم به دست گرفتهاند و در مقابل نظامی که عزت و سربلندی مردم و کشور را به پای خویش قربانی نموده ایستادهاند.
✍ ️دکتر جلال پورالعجل
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
درباره سريال گاندو:
بعد از سفارشهای پیاپی دوستان، دو سه روز تعطیلی این هفته ام را نشستم سریال گاندو تماشا کردم. به یاد ندارم هیچ سریالی این چنین محور بحث و جدل آدمهای کت و کلفت مملکت شده باشد، تا جایی که دعوایشان بر سر سریال را در شبکه های اجتماعی علنی کنند. اسباب خنده ما هم بشوند که ببینیم کسی که برای ما قانون وضع می کند، بر اساس دیالوگهای تخیلی یک سریال، تحلیل از خودش در می دهد و حکم سیاسی، آن هم با ابعاد امنیتی و قضائی صادر می کند.
تا اینجای گاندو که دیده ام، در استانداردهای سریالهای ایرانی می توان نمره خوب به آن داد. ایرادهای همیشگی سریالهای ایرانی را دارد، مثل دیالوگهای باسمه ای، بازیهای بد که در مورد بازیگران زن در حد فاجعه است و شعارزدگی. اما فیلمنامه اش به هر حال چفت و بستی دارد و در داستانش تا اینجا تنها یک سوراخ گنده پیدا کرده ام که توضیح خواهم داد. داستانش البته از عنصر اساسی که درام باشد، خالی است. یعنی قصه به صورت خطی و سرراست پیش می رود و هیچ پیچ و تابی ندارد و هیچ گره ای در آن نمی افتد. فیلمنامه نویسی یعنی خلق پی در پی بحران و حل این بحرانها به شیوه ای غیرقابل پیش بینی تا قصه، بیننده را با خود بکشاند. اما تا اینجا که من دیده ام (قسمت نهم)، نویسنده یا نویسندگان گاندو از این توانایی بی بهره اند. مأموران اطلاعاتی براحتی و به یاری تکنولوژی ابرپیشرفته ای که در تخیلی ترین فیلمهای هالیوود هم ندیده ایم، مثل آب خوردن جاسوسها را شناسایی و دستگیر می کنند و اکشن ترین صحنه ای که خلق می شود، چند قدمی دویدن دنبال فردی ریقو در بستر خشک زاینده رود است (و چقدر برای من که خروش آب زاینده رود را از زیر سی و سه پل به یاد دارم، تماشای این صحنه دردناک بود).
اما گاندو به هدفش رسیده است: اینکه به عامه مردم یادآور شود مملکت در دست سپاه پاسداران است و بقیه ارکان نظام، یا با سپاه و در خدمت سپاهند، یا اگر با سپاه هماهنگ نیستند، به حسابشان رسیده خواهد شد. تنها جای پاک در مملکت سپاه است و بقیه فاسدند، امنیت مملکت را هم سپاه فراهم می آورد و وزارت اطلاعات هویج است. به دیالوگی دقت کنید که داریوش فرهنگ می گوید: وزیر اطلاعات را دیدم، شما هم هر وقت کارتان با این پرونده تمام شد، یک نسخه بفرستید برای بچه های اطلاعات. آنجا هم که جت شکاری می فرستند تا هواپیمای مسافربری را به زمین بنشانند، جنگنده ها سوخوی اند نه اف پنج، یعنی نیروی هوائی سپاه وارد عمل شده نه نیروی هوائی ارتش.
سپاه آن قدر به فکر ناموس مردم است که در همه جای خانه مظنونان شنود و دوربین کار می گذارد جز اتاق خواب و حمام و دستشویی، مأموران کنترل دوربینها خانمند تا خدای نکرده، چشم برادران سپاهی به نامحرم نیفتد. وقتی هم کسی را از مردم عادی به خدمت می گیرند تا کاری برایشان انجام دهد، به او پول نمی دهند، بلکه آن پول را صرف خیریه می کنند. با زبان خوش و احترام بازجویی می کنند. زندانی همسلولی اش را می کشد اما همچنان در اتاق خوبی نگهداری می شود و هیچیک از امکانات زندان از او دریغ نمی شود در حالی که حتی در زندانهای سوییس هم اگر دو زندانی با هم دعوا کنند، چند روزی در سیاهچال می اندازندشان تا تنبیه شوند چه رسد به اینکه آدم بکشند.
سوراخ گنده داستان تا اینجا این است که اعضای شبکه ای جاسوسی یکی یکی شناسایی و دستگیر می شوند و خبر بازداشتشان را رسانه های جهان پخش می کنند اما دیگر اعضای شبکه ککشان هم نمی گزد. نویسنده محترم فیلمنامه اگر دو تا فیلم جاسوسی دیده بود، عنایت می داشت که وقتی عضوی از شبکه جاسوسی لو می رود، بقیه اعضا ماستها را کیسه می کنند. یا فعالیت کل شبکه متوقف می شود یا اینکه اگر دیگر اعضا فراری و پنهان نشوند، دست کم از هرگونه تماس با هم پرهیز می کنند. نه اینکه هر شب هر شب در مهمانی دور هم جمع شوند و توجه جلب کنند و فعالیتشان را هم مانند گذشته و به همان شیوه پیشین ادامه بدهند. این دیگر به عقل بچه گربه هم می رسد.
و اما پیام اخلاقی سریال اینکه: عزیزان، برادران سپاه از رگ گردن به شما نزدیکترند، اگر وسط کنسرت هیپ هاپ، بیخ گوش دوستان پچ پچ کنید، می شنوند و اگر در نیمه شبی تاریک روی سنگی سیاه مورچه ای را لگد کنید، می بینند. مهمتر اینکه: هر در و دافی در اینستاگرام می بینید عکسش را لایک نکنید و حتی لایک مرامی هم برای ملت نزنید، از کجا می دانید کسی که عکسش را لایک کرده اید، دوستی ندارد که گربه همسایه شان روزی در باغچه سفارتخانه ای که دختر عموی باجناق دایی اش ده سال پیش از آن ویزا گرفته، قضای حاجت نکرده است؟ اگر هم احیانا عکس بانویی را لایک می کنید که عینک ستارالعیوب به چشم دارد، تصویر را بزرگ کنید تا مطمئن شوید که نمای موبایل به دست سخنگوی فارسی زبان پیشین وزارت خارجه امریکا در آن نیفتاده باشد.
#مهرداد_فرهمند
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
درباره سريال گاندو:
بعد از سفارشهای پیاپی دوستان، دو سه روز تعطیلی این هفته ام را نشستم سریال گاندو تماشا کردم. به یاد ندارم هیچ سریالی این چنین محور بحث و جدل آدمهای کت و کلفت مملکت شده باشد، تا جایی که دعوایشان بر سر سریال را در شبکه های اجتماعی علنی کنند. اسباب خنده ما هم بشوند که ببینیم کسی که برای ما قانون وضع می کند، بر اساس دیالوگهای تخیلی یک سریال، تحلیل از خودش در می دهد و حکم سیاسی، آن هم با ابعاد امنیتی و قضائی صادر می کند.
تا اینجای گاندو که دیده ام، در استانداردهای سریالهای ایرانی می توان نمره خوب به آن داد. ایرادهای همیشگی سریالهای ایرانی را دارد، مثل دیالوگهای باسمه ای، بازیهای بد که در مورد بازیگران زن در حد فاجعه است و شعارزدگی. اما فیلمنامه اش به هر حال چفت و بستی دارد و در داستانش تا اینجا تنها یک سوراخ گنده پیدا کرده ام که توضیح خواهم داد. داستانش البته از عنصر اساسی که درام باشد، خالی است. یعنی قصه به صورت خطی و سرراست پیش می رود و هیچ پیچ و تابی ندارد و هیچ گره ای در آن نمی افتد. فیلمنامه نویسی یعنی خلق پی در پی بحران و حل این بحرانها به شیوه ای غیرقابل پیش بینی تا قصه، بیننده را با خود بکشاند. اما تا اینجا که من دیده ام (قسمت نهم)، نویسنده یا نویسندگان گاندو از این توانایی بی بهره اند. مأموران اطلاعاتی براحتی و به یاری تکنولوژی ابرپیشرفته ای که در تخیلی ترین فیلمهای هالیوود هم ندیده ایم، مثل آب خوردن جاسوسها را شناسایی و دستگیر می کنند و اکشن ترین صحنه ای که خلق می شود، چند قدمی دویدن دنبال فردی ریقو در بستر خشک زاینده رود است (و چقدر برای من که خروش آب زاینده رود را از زیر سی و سه پل به یاد دارم، تماشای این صحنه دردناک بود).
اما گاندو به هدفش رسیده است: اینکه به عامه مردم یادآور شود مملکت در دست سپاه پاسداران است و بقیه ارکان نظام، یا با سپاه و در خدمت سپاهند، یا اگر با سپاه هماهنگ نیستند، به حسابشان رسیده خواهد شد. تنها جای پاک در مملکت سپاه است و بقیه فاسدند، امنیت مملکت را هم سپاه فراهم می آورد و وزارت اطلاعات هویج است. به دیالوگی دقت کنید که داریوش فرهنگ می گوید: وزیر اطلاعات را دیدم، شما هم هر وقت کارتان با این پرونده تمام شد، یک نسخه بفرستید برای بچه های اطلاعات. آنجا هم که جت شکاری می فرستند تا هواپیمای مسافربری را به زمین بنشانند، جنگنده ها سوخوی اند نه اف پنج، یعنی نیروی هوائی سپاه وارد عمل شده نه نیروی هوائی ارتش.
سپاه آن قدر به فکر ناموس مردم است که در همه جای خانه مظنونان شنود و دوربین کار می گذارد جز اتاق خواب و حمام و دستشویی، مأموران کنترل دوربینها خانمند تا خدای نکرده، چشم برادران سپاهی به نامحرم نیفتد. وقتی هم کسی را از مردم عادی به خدمت می گیرند تا کاری برایشان انجام دهد، به او پول نمی دهند، بلکه آن پول را صرف خیریه می کنند. با زبان خوش و احترام بازجویی می کنند. زندانی همسلولی اش را می کشد اما همچنان در اتاق خوبی نگهداری می شود و هیچیک از امکانات زندان از او دریغ نمی شود در حالی که حتی در زندانهای سوییس هم اگر دو زندانی با هم دعوا کنند، چند روزی در سیاهچال می اندازندشان تا تنبیه شوند چه رسد به اینکه آدم بکشند.
سوراخ گنده داستان تا اینجا این است که اعضای شبکه ای جاسوسی یکی یکی شناسایی و دستگیر می شوند و خبر بازداشتشان را رسانه های جهان پخش می کنند اما دیگر اعضای شبکه ککشان هم نمی گزد. نویسنده محترم فیلمنامه اگر دو تا فیلم جاسوسی دیده بود، عنایت می داشت که وقتی عضوی از شبکه جاسوسی لو می رود، بقیه اعضا ماستها را کیسه می کنند. یا فعالیت کل شبکه متوقف می شود یا اینکه اگر دیگر اعضا فراری و پنهان نشوند، دست کم از هرگونه تماس با هم پرهیز می کنند. نه اینکه هر شب هر شب در مهمانی دور هم جمع شوند و توجه جلب کنند و فعالیتشان را هم مانند گذشته و به همان شیوه پیشین ادامه بدهند. این دیگر به عقل بچه گربه هم می رسد.
و اما پیام اخلاقی سریال اینکه: عزیزان، برادران سپاه از رگ گردن به شما نزدیکترند، اگر وسط کنسرت هیپ هاپ، بیخ گوش دوستان پچ پچ کنید، می شنوند و اگر در نیمه شبی تاریک روی سنگی سیاه مورچه ای را لگد کنید، می بینند. مهمتر اینکه: هر در و دافی در اینستاگرام می بینید عکسش را لایک نکنید و حتی لایک مرامی هم برای ملت نزنید، از کجا می دانید کسی که عکسش را لایک کرده اید، دوستی ندارد که گربه همسایه شان روزی در باغچه سفارتخانه ای که دختر عموی باجناق دایی اش ده سال پیش از آن ویزا گرفته، قضای حاجت نکرده است؟ اگر هم احیانا عکس بانویی را لایک می کنید که عینک ستارالعیوب به چشم دارد، تصویر را بزرگ کنید تا مطمئن شوید که نمای موبایل به دست سخنگوی فارسی زبان پیشین وزارت خارجه امریکا در آن نیفتاده باشد.
#مهرداد_فرهمند
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
زن سنتی اصیل در نوع خودش قهرمان زندگی همسروفرزندان وپیوند دهنده روابط مستحکم ایل و تبار خویش، بمعنای واقعی شریک زندگی تمام عیار همسر خویش و در موارد لزوم و ضرورت پشت و پناه او ودر صورت ازکار افتادن وسقوط و ورشکستگی وناتوان شدن مرد، جانشین پرقدرت وشکست ناپذیر او برای همو وهم فرزندانش هست.
و بمعنای واقعی پانسمانگر وتیماردار وغمخوار و التیام بخش دردها و رنجهای عزیزانش، زیر شلاق ادوار برده داری وسلطه سلاطین آسمانی وژن خوبان دورانها بر جسم وجان زخمی پدر،برادر، همسر و پسران خود بوده است
زن پیشامدرن، بسان فرشته ای آسمانی و افسانه ای است که با صبروشکیبایی ومهربانی جادویی خویش، جهنم دورانهای توحش و بربریت را به بهشتی کوچک در کلبه وآلونکی کوچک که تنها پناهگاه انسان اعصار سلطه خدایان کوچک وبزرگ خونخوار زمان هست تبدیل میکند.
دنیای مدرن و زن مدرن، هرگز قادر به درک میزان عشق وفداکاریهای زن سنتی اصیل نخواهد بود. و همواره او را نیز در عداد انسان مفلوک عصر سنت و بربریت بحساب خواهد آورد، حال انکه او تجسم عینی عشق افسانه ای است، که در فهم عقلانیت علمی مدرن نخواهد گنجید و هرگز دیگر تکرار نخواهد شد.
شاید زن مدرن در عصر مدرن به تمام آن چیزهایی که گمان میکند مرد رسیده و اونرسیده برسد،
شاید تمامی کارکردهای خدماتی و رفاهی مرد را دولتها بعهده بگیرند، حتی شاید مهر مادری را هم انگونه که در دولتهای رفاه میبینیم سازمانها و نهادهای دولتی عهده دارشوند،
نیز تعلیم و تربیت و مراقبت فرزندان وبلکه پدران و مادران کهنسال و از کار افتاده را...
شاید ثروت و رفاه و آزادیهای وسیع و برخورداریهای وسیع و برابریهای وسیع، زن مدرن و مرد مدرن را از همه جیز بی نیاز کنند،
شاید همه چیز برای رشد و شکوفایی علمی وعقلانی زن مدرن و مرد مدرن مهیاشود، انگونه که در پیشرفته ها هم شده است.
شاید تمامی مردان و زنان مدرن به اوج عقلانیت و علم مدرن دست یابند و همه از دم ریاضیدان و فیزیکدان و فیلسوفان وتکنسین وادیب وهنرمندانی بزرگ و بی بدیل، غرق در تفکر وکشف واختراعات بی بدیل، شوند که در اوج رفاه و امنیت باندازه یک کودک پیش دبستانی عصر جاهلیت،درکی از درد ندارند. به درد هم نمیخورند، و با واژه هایی چون وفاداری و فداکاری... بیگانه اند.
باتمام این اوصاف نمیتوانم بین نیکی و زیبایی زن سنتی با زن مدرن، قایل به رجحان یکی بر دیگری شوم.
عصیان باشکوه زن مدرن علیه هرگونه سلطه و جبر اجتماعی وشکستن کاسه کوزه مقدسات اربابان دیانت وسیاست، خود مقدس تر از تقدس باشکوه سربزیری ومهروعشق مطیع وفرمانبردار زن سنتی است.
اما در عصر ما دیگر نه از آن زن سنتی فرشته سایی که روح خانه وخانواده و درمانگر دردهای بیشمارجمعی وزخمهای فقر و فلاکت وحرمان جمعی والتیام بخش شلاق بردگی بود اثری مانده، و نه از خلاقیت و آفرینشگری و پویش و زایش وعصیان مبتنی بر عقلانیت علمی زن مدرن خبری...
نه توان شکستن باورهای ماورایی وجادویی و گذشتن ازمعرفت دلی ورمانتیک سنت و بر چیدن بساط اوهام ماورایی ومالیخولیای آیینی سلاطین سنت را دارد. ، ونه یارای رسیدن به شناخت عقلانی وعلمی وارزشهای معنوی واخلاقی آنرا....
هم امتیازات متعلق به مهر وعشق و وفاداری وفداکاری زن سنتی را میخواهد، هم امتیازات متعلق به خلاقیت و استقلال وتوانمندیهای زن مدرن را.
نه درکی از زن سنتی ونه فهمی از زن مدرن دارد.
ادامه درصفحه بعد
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
@flith
زن سنتی اصیل در نوع خودش قهرمان زندگی همسروفرزندان وپیوند دهنده روابط مستحکم ایل و تبار خویش، بمعنای واقعی شریک زندگی تمام عیار همسر خویش و در موارد لزوم و ضرورت پشت و پناه او ودر صورت ازکار افتادن وسقوط و ورشکستگی وناتوان شدن مرد، جانشین پرقدرت وشکست ناپذیر او برای همو وهم فرزندانش هست.
و بمعنای واقعی پانسمانگر وتیماردار وغمخوار و التیام بخش دردها و رنجهای عزیزانش، زیر شلاق ادوار برده داری وسلطه سلاطین آسمانی وژن خوبان دورانها بر جسم وجان زخمی پدر،برادر، همسر و پسران خود بوده است
زن پیشامدرن، بسان فرشته ای آسمانی و افسانه ای است که با صبروشکیبایی ومهربانی جادویی خویش، جهنم دورانهای توحش و بربریت را به بهشتی کوچک در کلبه وآلونکی کوچک که تنها پناهگاه انسان اعصار سلطه خدایان کوچک وبزرگ خونخوار زمان هست تبدیل میکند.
دنیای مدرن و زن مدرن، هرگز قادر به درک میزان عشق وفداکاریهای زن سنتی اصیل نخواهد بود. و همواره او را نیز در عداد انسان مفلوک عصر سنت و بربریت بحساب خواهد آورد، حال انکه او تجسم عینی عشق افسانه ای است، که در فهم عقلانیت علمی مدرن نخواهد گنجید و هرگز دیگر تکرار نخواهد شد.
شاید زن مدرن در عصر مدرن به تمام آن چیزهایی که گمان میکند مرد رسیده و اونرسیده برسد،
شاید تمامی کارکردهای خدماتی و رفاهی مرد را دولتها بعهده بگیرند، حتی شاید مهر مادری را هم انگونه که در دولتهای رفاه میبینیم سازمانها و نهادهای دولتی عهده دارشوند،
نیز تعلیم و تربیت و مراقبت فرزندان وبلکه پدران و مادران کهنسال و از کار افتاده را...
شاید ثروت و رفاه و آزادیهای وسیع و برخورداریهای وسیع و برابریهای وسیع، زن مدرن و مرد مدرن را از همه جیز بی نیاز کنند،
شاید همه چیز برای رشد و شکوفایی علمی وعقلانی زن مدرن و مرد مدرن مهیاشود، انگونه که در پیشرفته ها هم شده است.
شاید تمامی مردان و زنان مدرن به اوج عقلانیت و علم مدرن دست یابند و همه از دم ریاضیدان و فیزیکدان و فیلسوفان وتکنسین وادیب وهنرمندانی بزرگ و بی بدیل، غرق در تفکر وکشف واختراعات بی بدیل، شوند که در اوج رفاه و امنیت باندازه یک کودک پیش دبستانی عصر جاهلیت،درکی از درد ندارند. به درد هم نمیخورند، و با واژه هایی چون وفاداری و فداکاری... بیگانه اند.
باتمام این اوصاف نمیتوانم بین نیکی و زیبایی زن سنتی با زن مدرن، قایل به رجحان یکی بر دیگری شوم.
عصیان باشکوه زن مدرن علیه هرگونه سلطه و جبر اجتماعی وشکستن کاسه کوزه مقدسات اربابان دیانت وسیاست، خود مقدس تر از تقدس باشکوه سربزیری ومهروعشق مطیع وفرمانبردار زن سنتی است.
اما در عصر ما دیگر نه از آن زن سنتی فرشته سایی که روح خانه وخانواده و درمانگر دردهای بیشمارجمعی وزخمهای فقر و فلاکت وحرمان جمعی والتیام بخش شلاق بردگی بود اثری مانده، و نه از خلاقیت و آفرینشگری و پویش و زایش وعصیان مبتنی بر عقلانیت علمی زن مدرن خبری...
نه توان شکستن باورهای ماورایی وجادویی و گذشتن ازمعرفت دلی ورمانتیک سنت و بر چیدن بساط اوهام ماورایی ومالیخولیای آیینی سلاطین سنت را دارد. ، ونه یارای رسیدن به شناخت عقلانی وعلمی وارزشهای معنوی واخلاقی آنرا....
هم امتیازات متعلق به مهر وعشق و وفاداری وفداکاری زن سنتی را میخواهد، هم امتیازات متعلق به خلاقیت و استقلال وتوانمندیهای زن مدرن را.
نه درکی از زن سنتی ونه فهمی از زن مدرن دارد.
ادامه درصفحه بعد
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith