@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
👈شما جزو کدام مردم هستید؟
🔹«همه ما در یک کشتی سوار هستیم و سرنوشت مشابهی داریم». این جمله را بسیار شنیدهایم و شاید هم گفتهایم.
🔹اینکه همه ایرانیان فارغ از قومیت و موقعیت همسرنوشت هستیم و اگر اتفاقی برای سقف این خانه بیفتد همه زیان میکنیم. البته در مورد اینکه کشتی از عرشه تا موتورخانه جاهای مختلفی برای سکونت و گذران دارد هم توافق داریم. چیزی مثل خط فقر که ثروتمندان بالای آن لم میدهند و فقرا زیرش بیتوته میکنند!
🔹اما پرسش اینجاست که ما در این کشور چند «مردم» داریم؟
🔹انگار مسئولان برای خودشان یک «مردم» دارند که «حالشان خوب است و مشکلی ندارند و پرامید و بانشاط هستند»، یک «مردم» هم در کوچه و خیابان هستند که حالشان خوب نیست و مشکل دارند و اتفاقاً نشاطی در وجودشان نیست و با نومیدی روزها را میگذرانند.
🔹یک «مردم» هم داریم که در اینستاگرام مدام در حال سفرکردن و رستورانگردی و خوشگذرانی هستند، یک «مردم» داریم که در ماهوارهها در حال اعتراض هستند، یک «مردم» داریم که بعضی برخی مسئولان میگویند از آنها خواسته اند که علیه تلگرام شکایت کنند، یک «مردم» داریم که از برخی مسئولان خواستهاند که سختگیری نسبت به شبکههای مجازی باید کنار گذاشته شود و فیلتر کردنها خاتمه پیدا کند و ...
🔹شما جزو کدام دسته از مردم هستید؟ کسی شک ندارد که در یک جامعه 80 میلیونی حتماً اختلاف طبقاتی و نگاه وجود دارد. درست وقتی کسانی از گرانی مینالند، عدهای سرمست و سرخوش از این شرایط دارند حسابهای بانکیشان را پر میکنند و اتفاقاً راضی هستند.
🔹اما چرا هر کس وقتی میخواهد حرف و نظر خودش را به دیگران تحمیل کند جوری از «مردم» حرف میزند انگار همه 80 میلیون ایرانی به او رضایتنامه محضری داده اند که از طرفشان وکیل تامالاختیار باشد!
🔹برخلاف نومیدی حاکم بر طیف گستردهای از جامعه، ایمان دارم که از این چالش بزرگ گذر خواهیم کرد. «مقاومت و جنگیدن» در شرایط فعلی البته یک انتخاب ناگزیر است نه از سر رغبت و رضایت.
🔹حتی آنها که مدام از تمام شدن توانشان میگویند، هم میدانند آدمی اتفاقاً در لحظههای فشار خردکننده، نیروی عظیمی درونش آزاد میشود که به او کمک میکند دوباره سرپا بایستد. مثل زنده ماندن و زندگی کردن و خندیدن حتی بعد از فقدان عزیزی که گمان میکردیم هرگز بعد از او نمیتوانیم زنده بمانیم و زندگی کنیم و بخندیم.
🔹اما برای گذر از این گذرگاه دشوار، خوب است مسئولان کشور این نکته را فراموش نکنند که مردم به آرامش و امنیت روانی نیاز دارند و به شدت آزرده میشوند وقتی میبینند کسانی برای امیال و اهداف فردی «مردم» را بهانه قرار میدهند و از نام و اعتبار آنها هزینه میکنند.
🔹مدام مردم مردم کردن هم شما را در قلب مردم واقعی نمینشاند، کاری به آن دسته از مردم اختصاصی که خودتان دارید و مدام به آنها آمار میدهید و میگویید شهر در امن و امان است ندارم اما ما ساکنان کوچه و خیابان، پیشنهاد میکنیم وقتی درمان نیستید دستکم در مصرف واژه «مردم» صرفهجویی کنید لطفاً!
✍️احسان محمدی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
👈شما جزو کدام مردم هستید؟
🔹«همه ما در یک کشتی سوار هستیم و سرنوشت مشابهی داریم». این جمله را بسیار شنیدهایم و شاید هم گفتهایم.
🔹اینکه همه ایرانیان فارغ از قومیت و موقعیت همسرنوشت هستیم و اگر اتفاقی برای سقف این خانه بیفتد همه زیان میکنیم. البته در مورد اینکه کشتی از عرشه تا موتورخانه جاهای مختلفی برای سکونت و گذران دارد هم توافق داریم. چیزی مثل خط فقر که ثروتمندان بالای آن لم میدهند و فقرا زیرش بیتوته میکنند!
🔹اما پرسش اینجاست که ما در این کشور چند «مردم» داریم؟
🔹انگار مسئولان برای خودشان یک «مردم» دارند که «حالشان خوب است و مشکلی ندارند و پرامید و بانشاط هستند»، یک «مردم» هم در کوچه و خیابان هستند که حالشان خوب نیست و مشکل دارند و اتفاقاً نشاطی در وجودشان نیست و با نومیدی روزها را میگذرانند.
🔹یک «مردم» هم داریم که در اینستاگرام مدام در حال سفرکردن و رستورانگردی و خوشگذرانی هستند، یک «مردم» داریم که در ماهوارهها در حال اعتراض هستند، یک «مردم» داریم که بعضی برخی مسئولان میگویند از آنها خواسته اند که علیه تلگرام شکایت کنند، یک «مردم» داریم که از برخی مسئولان خواستهاند که سختگیری نسبت به شبکههای مجازی باید کنار گذاشته شود و فیلتر کردنها خاتمه پیدا کند و ...
🔹شما جزو کدام دسته از مردم هستید؟ کسی شک ندارد که در یک جامعه 80 میلیونی حتماً اختلاف طبقاتی و نگاه وجود دارد. درست وقتی کسانی از گرانی مینالند، عدهای سرمست و سرخوش از این شرایط دارند حسابهای بانکیشان را پر میکنند و اتفاقاً راضی هستند.
🔹اما چرا هر کس وقتی میخواهد حرف و نظر خودش را به دیگران تحمیل کند جوری از «مردم» حرف میزند انگار همه 80 میلیون ایرانی به او رضایتنامه محضری داده اند که از طرفشان وکیل تامالاختیار باشد!
🔹برخلاف نومیدی حاکم بر طیف گستردهای از جامعه، ایمان دارم که از این چالش بزرگ گذر خواهیم کرد. «مقاومت و جنگیدن» در شرایط فعلی البته یک انتخاب ناگزیر است نه از سر رغبت و رضایت.
🔹حتی آنها که مدام از تمام شدن توانشان میگویند، هم میدانند آدمی اتفاقاً در لحظههای فشار خردکننده، نیروی عظیمی درونش آزاد میشود که به او کمک میکند دوباره سرپا بایستد. مثل زنده ماندن و زندگی کردن و خندیدن حتی بعد از فقدان عزیزی که گمان میکردیم هرگز بعد از او نمیتوانیم زنده بمانیم و زندگی کنیم و بخندیم.
🔹اما برای گذر از این گذرگاه دشوار، خوب است مسئولان کشور این نکته را فراموش نکنند که مردم به آرامش و امنیت روانی نیاز دارند و به شدت آزرده میشوند وقتی میبینند کسانی برای امیال و اهداف فردی «مردم» را بهانه قرار میدهند و از نام و اعتبار آنها هزینه میکنند.
🔹مدام مردم مردم کردن هم شما را در قلب مردم واقعی نمینشاند، کاری به آن دسته از مردم اختصاصی که خودتان دارید و مدام به آنها آمار میدهید و میگویید شهر در امن و امان است ندارم اما ما ساکنان کوچه و خیابان، پیشنهاد میکنیم وقتی درمان نیستید دستکم در مصرف واژه «مردم» صرفهجویی کنید لطفاً!
✍️احسان محمدی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در کشور روسیه، "قیمت" خرمای بیکیفیت اسرائیلی "۱۰" برابر خرمای باکیفیت ایرانی است و حتی میزان فروش خرمای بیکیفیت اسرائیلی هم بیشتر است.
آنهم فقط به علت "بیکیفیت" بودن بستهبندی
در این سالها، فقط یک "چنگال" به بستهبندی خرمای ایرانی اضافه شده است
قسمتی از مستند "همسایه شمالی" را تماشا کنید.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
آنهم فقط به علت "بیکیفیت" بودن بستهبندی
در این سالها، فقط یک "چنگال" به بستهبندی خرمای ایرانی اضافه شده است
قسمتی از مستند "همسایه شمالی" را تماشا کنید.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
☘☘☘
خبر لغو حمله نظامی، فریب بزرگ است...
اخبار و رویدادهای مربوط به کاخ سفید و تصمیمات دولت آمریکا، در مورد مسائل مهم و حساس، هرگز بدون بازبینی های چندین باره و دقیق و سنجش پیامدها و نتایج احتمالی آنها منتشر نشده و نمیشود.
اینکه ترامپ دستور حمله ای صادر کند و پس از آمادگی نیروهایش و به پرواز درآمدن بمب افکن ها و جنگنده هایش بر فراز خلیج فارس، به یکباره دستور لغو حمله را صادر کند و این خبر به سرعت رسانه ای شود و در روزنامه ها و خبرگزاری های مهم آمریکا و جهان مانند نیویورکتایمز، واشنگتن پست، نیوزویک، خبرگزاری آسوشیتدپرس و همزمان با آنها در رسانه های اسرائیلی بر صدر اخبار بنشیند، به غیر از یک اقدام کاملا سازماندهی شده و هدفمند، نمی تواند باشد.
چرا که کاخ سفید و سازوکار حفاظت از اطلاعات و خبرهای طبقه بندی شده آن، به آسانی توان جلوگیری از درز خبری به این مهمی را دارد و برای درز نکردن خبر یک جلسه مهم کاخ سفید، حتی ماشین های مقامات حاضر در کاخ سفید را نیز از دید تیزبین خبرنگاران مخفی میکنند، اما دیروز از ابتدای شروع این جلسه مثلا محرمانه، هم خبر تشکیل جلسه بلافاصله منتشر شد، هم نام و عنوان حاضران در آن و هم اصلی ترین مصوبه ی آن یعنی دستور حمله و هم مهمترین بخش آن یعنی لغو حمله.
به نظر می رسد که ترامپ و دیگر سیاستگذاران مهم آمریکایی به خوبی می دانند که مقامات ایران روی «عدم تمایل دولت آمریکا به حمله نظامی به ایران» خیلی سفت و سخت، حساب باز کرده اند و افزایش بخشیدن به تحرکات منطقه ای و نیز ساقط کردن پهباد آمریکایی نیز به پشتوانه همین ذهنیت و با هدف فشار آوردن بیشتر به آمریکا صورت گرفته است. بنابراین با انجام چنین نمایش هایی می کوشند تا:
خود را نسبت به حمله نظامی بی میل و مردد نشان بدهند تا متهم به جنگ طلبی نشوند و پاسخی برای افکار عمومی در آمریکا داشته باشند.
بر تعداد حملات و تحرکات ایران و شدت آنها در منطقه افزوده شود تا به دست آوردن اجماع منطقه ای و جهانی علیه ایران آسان تر شود.
میزان حملات و تحرکات منطقه ای ایران به حدی برسد که بتوانند برای انجام اقدام تلافی جویانه در برابر آنها، دست به یک حمله گسترده زده و بخش مهمی از تاسیسات صنعتی و نظامی کشورمان را هدف قرار دهند.
با افزایش حملات پراکنده از جانب ایران، به ترس و نگرانی کشورهای عرب منطقه بیش از پیش دامن زده و علاوه بر تضمین فروش بیشتر تسلیحات، صورت حساب حمله نظامی به ایران را چندین برابر برای شیوخ عرب بفرستند.
تا جای ممکن حمله ای غافلگیرکننده و ناگهانی داشته باشند نه درست در روز ساقط شدن پهبادشان و در ساعاتی که بالاترین سطح آمادگی از جانب ایران وجود دارد.
«در موضع ضعف دیدن دشمن»، «دست کم گرفتن دشمن»، «غرور و خود بزرگ بینی افراطی» و «داشتن این ذهنیت که هرگز به ما حمله نمیکنند» نه تنها تا امروز باعث موفقیت هیچ کشور و لشکری نشده، بلکه در بسیاری موارد باعث از دست دادن جانب احتیاط و تحمل ضربات سنگین بوده است. مولفه هایی که پایه بسیاری از تحلیل ها در فضای سیاسی - رسانه ای کشورمان شده و خدا کند که مبنای تصمیم گیری و اقدام مقامات کشور نباشد.
در چنین شرایطی ما می توانیم با جلوگیری از هرگونه اقدام تنش زا و نشان دادن وجهه صلح طلبانه و توجه به حسن همجواری با همه کشورهای منطقه و تدبیر و خویشتن داری هر چه بیشتر به ویژه در رابطه با توسعه فعالیت های هسته ای مان، به منطقه و جهان پیام عملی صلح طلبی داده و با بر هم زدن مهمترین پیش فرض های ترامپ و اطرافیانش، آنها را ناکام بگذاریم.
محسن زینلی
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
@flith
☘☘☘
خبر لغو حمله نظامی، فریب بزرگ است...
اخبار و رویدادهای مربوط به کاخ سفید و تصمیمات دولت آمریکا، در مورد مسائل مهم و حساس، هرگز بدون بازبینی های چندین باره و دقیق و سنجش پیامدها و نتایج احتمالی آنها منتشر نشده و نمیشود.
اینکه ترامپ دستور حمله ای صادر کند و پس از آمادگی نیروهایش و به پرواز درآمدن بمب افکن ها و جنگنده هایش بر فراز خلیج فارس، به یکباره دستور لغو حمله را صادر کند و این خبر به سرعت رسانه ای شود و در روزنامه ها و خبرگزاری های مهم آمریکا و جهان مانند نیویورکتایمز، واشنگتن پست، نیوزویک، خبرگزاری آسوشیتدپرس و همزمان با آنها در رسانه های اسرائیلی بر صدر اخبار بنشیند، به غیر از یک اقدام کاملا سازماندهی شده و هدفمند، نمی تواند باشد.
چرا که کاخ سفید و سازوکار حفاظت از اطلاعات و خبرهای طبقه بندی شده آن، به آسانی توان جلوگیری از درز خبری به این مهمی را دارد و برای درز نکردن خبر یک جلسه مهم کاخ سفید، حتی ماشین های مقامات حاضر در کاخ سفید را نیز از دید تیزبین خبرنگاران مخفی میکنند، اما دیروز از ابتدای شروع این جلسه مثلا محرمانه، هم خبر تشکیل جلسه بلافاصله منتشر شد، هم نام و عنوان حاضران در آن و هم اصلی ترین مصوبه ی آن یعنی دستور حمله و هم مهمترین بخش آن یعنی لغو حمله.
به نظر می رسد که ترامپ و دیگر سیاستگذاران مهم آمریکایی به خوبی می دانند که مقامات ایران روی «عدم تمایل دولت آمریکا به حمله نظامی به ایران» خیلی سفت و سخت، حساب باز کرده اند و افزایش بخشیدن به تحرکات منطقه ای و نیز ساقط کردن پهباد آمریکایی نیز به پشتوانه همین ذهنیت و با هدف فشار آوردن بیشتر به آمریکا صورت گرفته است. بنابراین با انجام چنین نمایش هایی می کوشند تا:
خود را نسبت به حمله نظامی بی میل و مردد نشان بدهند تا متهم به جنگ طلبی نشوند و پاسخی برای افکار عمومی در آمریکا داشته باشند.
بر تعداد حملات و تحرکات ایران و شدت آنها در منطقه افزوده شود تا به دست آوردن اجماع منطقه ای و جهانی علیه ایران آسان تر شود.
میزان حملات و تحرکات منطقه ای ایران به حدی برسد که بتوانند برای انجام اقدام تلافی جویانه در برابر آنها، دست به یک حمله گسترده زده و بخش مهمی از تاسیسات صنعتی و نظامی کشورمان را هدف قرار دهند.
با افزایش حملات پراکنده از جانب ایران، به ترس و نگرانی کشورهای عرب منطقه بیش از پیش دامن زده و علاوه بر تضمین فروش بیشتر تسلیحات، صورت حساب حمله نظامی به ایران را چندین برابر برای شیوخ عرب بفرستند.
تا جای ممکن حمله ای غافلگیرکننده و ناگهانی داشته باشند نه درست در روز ساقط شدن پهبادشان و در ساعاتی که بالاترین سطح آمادگی از جانب ایران وجود دارد.
«در موضع ضعف دیدن دشمن»، «دست کم گرفتن دشمن»، «غرور و خود بزرگ بینی افراطی» و «داشتن این ذهنیت که هرگز به ما حمله نمیکنند» نه تنها تا امروز باعث موفقیت هیچ کشور و لشکری نشده، بلکه در بسیاری موارد باعث از دست دادن جانب احتیاط و تحمل ضربات سنگین بوده است. مولفه هایی که پایه بسیاری از تحلیل ها در فضای سیاسی - رسانه ای کشورمان شده و خدا کند که مبنای تصمیم گیری و اقدام مقامات کشور نباشد.
در چنین شرایطی ما می توانیم با جلوگیری از هرگونه اقدام تنش زا و نشان دادن وجهه صلح طلبانه و توجه به حسن همجواری با همه کشورهای منطقه و تدبیر و خویشتن داری هر چه بیشتر به ویژه در رابطه با توسعه فعالیت های هسته ای مان، به منطقه و جهان پیام عملی صلح طلبی داده و با بر هم زدن مهمترین پیش فرض های ترامپ و اطرافیانش، آنها را ناکام بگذاریم.
محسن زینلی
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
درخت یا خیابان
اواخر دهه شصت دانشجویان هنر رو دعوت کرده بودن دانشکده سینما پایین شیرودی ،که "مشق شب" رو ببینن و با کارگردانش صحبت کنن..
غیر از دانشجویان هنر هر کی خبر شده بود اومده بود و سالن جای سوزن انداختن نبود.کیارستمی به خاطر خانه دوست کجاست اعتبار پیدا کرده بود ولی هنوز با کیارستمی امروز بسیار فاصله داشت.
فیلم مشق شب فیلم تلخی بود...خیلی ها خوششون اومده بود خیلی ها هم به دلیل خاطرات تلخی که زنده می کرد یا چیزهای دیگه خوششون نیومده بود یا نقد داشتن.
زهر کردن شور و حال کودکی با تکلیف های بی خاصیت و توقف رشد استعدادهای بچه ها و سیستم غلط آموزشی...
اما چیری که اون جلسه رو ماندگار کرد یه سوال و جواب بود...
ده سال از انقلاب نمیگذشت و جنگ تازه تموم شده بود...اکثر جوونای انقلابی از هنرمندان توقع داشتن به موضوعات جنگ و انقلاب و تقابل فقر و غنا بپردازن...مشهورترین کارگردان اون دوره مخملباف بود و سلیقه ادبی باغ بلور بود و سلیقه سینمایی دو چشم بی سو و بعد عروسی خوبان...
سوال یکی از حضار از کیارستمی این بود که چرا شما به موضوعات جدی تر دور و برمان توجه ندارید؟جامعه عوض شده روزگار عوض شده آرمان ها و خواست ملت عوض شده شما هیچ عنایتی به این چیزها ندارید؟
جواب کیارستمی جواب مهم قابل تامل و تاثیرگذاری بود ...
من میدان نیستم که قبل از انقلاب شهیاد باشم و بعد از انقلاب آزادی...
من حیابان نیستم که انقلاب از پهلوی به مصدق یا ولیعصرم تغییر دهد.
این میدان ها و خیابان ها و ساختمان ها هستند که حوادث اجتماعی دگرگونشان می کند.من از جنس درختم .پاییز برگهایم می ریزد...زمستان خشک می شوم.بهار شکوفه میدهم و تابستان پرمیوه میشوم.درخت های خیابان چون ریشه در خاک دارتد قبل و بعد از انقلاب فرقی نمی کنند.تغییرات آنها وابسته تغییرات طبیعی است نه اجتماعی
این سخن بوی حکمت می دهد...
تو خیابانی یا درخت؟
زمان نشان می دهد کسانی که با بادی می آیند با نسیمی می روند...
ممکن است میوه بعضی درختان به مذاق ما خوش نیاید طوری نیست.
مهم این است که درختان عموما باشکوهند و بر سر دوست و دشمن سایه می اندازند....
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
درخت یا خیابان
اواخر دهه شصت دانشجویان هنر رو دعوت کرده بودن دانشکده سینما پایین شیرودی ،که "مشق شب" رو ببینن و با کارگردانش صحبت کنن..
غیر از دانشجویان هنر هر کی خبر شده بود اومده بود و سالن جای سوزن انداختن نبود.کیارستمی به خاطر خانه دوست کجاست اعتبار پیدا کرده بود ولی هنوز با کیارستمی امروز بسیار فاصله داشت.
فیلم مشق شب فیلم تلخی بود...خیلی ها خوششون اومده بود خیلی ها هم به دلیل خاطرات تلخی که زنده می کرد یا چیزهای دیگه خوششون نیومده بود یا نقد داشتن.
زهر کردن شور و حال کودکی با تکلیف های بی خاصیت و توقف رشد استعدادهای بچه ها و سیستم غلط آموزشی...
اما چیری که اون جلسه رو ماندگار کرد یه سوال و جواب بود...
ده سال از انقلاب نمیگذشت و جنگ تازه تموم شده بود...اکثر جوونای انقلابی از هنرمندان توقع داشتن به موضوعات جنگ و انقلاب و تقابل فقر و غنا بپردازن...مشهورترین کارگردان اون دوره مخملباف بود و سلیقه ادبی باغ بلور بود و سلیقه سینمایی دو چشم بی سو و بعد عروسی خوبان...
سوال یکی از حضار از کیارستمی این بود که چرا شما به موضوعات جدی تر دور و برمان توجه ندارید؟جامعه عوض شده روزگار عوض شده آرمان ها و خواست ملت عوض شده شما هیچ عنایتی به این چیزها ندارید؟
جواب کیارستمی جواب مهم قابل تامل و تاثیرگذاری بود ...
من میدان نیستم که قبل از انقلاب شهیاد باشم و بعد از انقلاب آزادی...
من حیابان نیستم که انقلاب از پهلوی به مصدق یا ولیعصرم تغییر دهد.
این میدان ها و خیابان ها و ساختمان ها هستند که حوادث اجتماعی دگرگونشان می کند.من از جنس درختم .پاییز برگهایم می ریزد...زمستان خشک می شوم.بهار شکوفه میدهم و تابستان پرمیوه میشوم.درخت های خیابان چون ریشه در خاک دارتد قبل و بعد از انقلاب فرقی نمی کنند.تغییرات آنها وابسته تغییرات طبیعی است نه اجتماعی
این سخن بوی حکمت می دهد...
تو خیابانی یا درخت؟
زمان نشان می دهد کسانی که با بادی می آیند با نسیمی می روند...
ممکن است میوه بعضی درختان به مذاق ما خوش نیاید طوری نیست.
مهم این است که درختان عموما باشکوهند و بر سر دوست و دشمن سایه می اندازند....
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
پهپادهای سیاسی و اقتصادی
برخی دوستان برای من نوشتهاند چرا دربارۀ زورگوییها و بدعهدیهای آمریکا سکوت کردهای و چیزی نمینویسی؟ چشم! الان بهاختصار مینویسم:
امثال من چه بگویند که دهها شبکۀ صوتی و تصویری کشور، شبانهروز نمیگویند و نشان نمیدهند نویسندگان تلگرامی و تبعیدی مانند من باید ناگفتهها یا کمگفتهها را بگویند؛ نه مکررات را.
آمریکا و هر قدرت توسعهطلب دیگری، خطری بالقوه برای همۀ جهان است. خطر توسعهطلبیهای اقتصادی و سیاسی آمریکا یا چین یا روسیه برای آلمان یا فرانسه هیچ کمتر از خطر بالقوۀ آنها برای ایران یا کرۀ شمالی نیست. تفاوت کشورها در مواجهۀ آنها با این خطر بالقوه است.
هنر برخی کشورها مانند آلمان و ژاپن و نیز حدود ۱۱۰ کشور دیگر دنیا، تبدیل این خطر بالقوه به فرصت بالفعل یا دستکم مانند ترکیه و مالزی احتیاطورزی به نفع منافع ملی است؛ اما متأسفانه هنر ما تاکنون فعلیتبخشی تام و گسترده به آن خطر بالقوه بوده است.
آمریکا و هر کشوری که سیاستهای توسعهطلبانه دارد، برای همۀ دنیا به طور یکسان خطرناک است؛ سیاستهای کلان ما نباید میگذاشت این خطر بالقوه، به فعلیت برسد. بنابراین انتقاد از سیاستهایی که ایران را در برابر بدعهدیها و زورگوییهای آمریکا چنین آسیبپذیر کرده است، مقدم است.
آمریکا و چین و روسیه، با هیچ کشوری عقد اخوت و برادری نبستهاند و همۀ دنیا را چراگاهی خوش برای گاو توسعۀ خویش میبینند. برای این جناب گاو هم هیچ فرقی میان ایران اسلامی و ایران پهلوی یا میان بریتانیا و نیجریه نیست.
اینکه گمان کنیم دین یا ایدئولوژی ما آمریکا را دشمن ما کرده است، خطایی استراتژیک است. چون سیاست در کشورهای توسعهگر و توسعهاندیش در خدمت اقتصاد است و اقتصاد نه دین میشناسد و نه ایدئولوژی و نه کینه و نه دوستی.
هر کشور دیگری (حتی ایران ضد آمریکا)، اگر روزی موقعیت سیاسی و اقتصادی برتر در جهان بیابد، دنیا را به چشم مرتع یا دستکم بازار میبیند و ذرهای در پیشروی و توسعهطلبی خود تردید نمیکند. تنها دستی که میتواند شاخ این غول را بشکند، نهادهای مدنی آن کشور، و نیز سیاستهای درست و مدبرانۀ کشورهای مقابل است.
ما میبایست همانقدر که پهپادهای نظامی را دیدیم و کموبیش برای آن چارهای اندیشیدیم، هزاران پهپاد سیاسی و اقتصادی آمریکا و اروپا و روسیه و چین را هم میدیدیم که روز و شب در آسمان کشور ما پرواز میکنند و بر سر اقتصاد ویران ما بمبهای چند تُنی میریزند.
تا امروز حتی یک موشک ابتدایی برای سرنگونی هیچ یک از این پهپادها نساختهایم. تولید این گونه پهپادها در کارخانهای ممکن است که چرخهای آن بر محور منافع میهنی میگردد. متأسفانه موشکهای نظامی یا ایدئولوژیک از عهدۀ پهپادهای سیاسی و اقتصادی برنمیآیند.
رضا بابایی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
پهپادهای سیاسی و اقتصادی
برخی دوستان برای من نوشتهاند چرا دربارۀ زورگوییها و بدعهدیهای آمریکا سکوت کردهای و چیزی نمینویسی؟ چشم! الان بهاختصار مینویسم:
امثال من چه بگویند که دهها شبکۀ صوتی و تصویری کشور، شبانهروز نمیگویند و نشان نمیدهند نویسندگان تلگرامی و تبعیدی مانند من باید ناگفتهها یا کمگفتهها را بگویند؛ نه مکررات را.
آمریکا و هر قدرت توسعهطلب دیگری، خطری بالقوه برای همۀ جهان است. خطر توسعهطلبیهای اقتصادی و سیاسی آمریکا یا چین یا روسیه برای آلمان یا فرانسه هیچ کمتر از خطر بالقوۀ آنها برای ایران یا کرۀ شمالی نیست. تفاوت کشورها در مواجهۀ آنها با این خطر بالقوه است.
هنر برخی کشورها مانند آلمان و ژاپن و نیز حدود ۱۱۰ کشور دیگر دنیا، تبدیل این خطر بالقوه به فرصت بالفعل یا دستکم مانند ترکیه و مالزی احتیاطورزی به نفع منافع ملی است؛ اما متأسفانه هنر ما تاکنون فعلیتبخشی تام و گسترده به آن خطر بالقوه بوده است.
آمریکا و هر کشوری که سیاستهای توسعهطلبانه دارد، برای همۀ دنیا به طور یکسان خطرناک است؛ سیاستهای کلان ما نباید میگذاشت این خطر بالقوه، به فعلیت برسد. بنابراین انتقاد از سیاستهایی که ایران را در برابر بدعهدیها و زورگوییهای آمریکا چنین آسیبپذیر کرده است، مقدم است.
آمریکا و چین و روسیه، با هیچ کشوری عقد اخوت و برادری نبستهاند و همۀ دنیا را چراگاهی خوش برای گاو توسعۀ خویش میبینند. برای این جناب گاو هم هیچ فرقی میان ایران اسلامی و ایران پهلوی یا میان بریتانیا و نیجریه نیست.
اینکه گمان کنیم دین یا ایدئولوژی ما آمریکا را دشمن ما کرده است، خطایی استراتژیک است. چون سیاست در کشورهای توسعهگر و توسعهاندیش در خدمت اقتصاد است و اقتصاد نه دین میشناسد و نه ایدئولوژی و نه کینه و نه دوستی.
هر کشور دیگری (حتی ایران ضد آمریکا)، اگر روزی موقعیت سیاسی و اقتصادی برتر در جهان بیابد، دنیا را به چشم مرتع یا دستکم بازار میبیند و ذرهای در پیشروی و توسعهطلبی خود تردید نمیکند. تنها دستی که میتواند شاخ این غول را بشکند، نهادهای مدنی آن کشور، و نیز سیاستهای درست و مدبرانۀ کشورهای مقابل است.
ما میبایست همانقدر که پهپادهای نظامی را دیدیم و کموبیش برای آن چارهای اندیشیدیم، هزاران پهپاد سیاسی و اقتصادی آمریکا و اروپا و روسیه و چین را هم میدیدیم که روز و شب در آسمان کشور ما پرواز میکنند و بر سر اقتصاد ویران ما بمبهای چند تُنی میریزند.
تا امروز حتی یک موشک ابتدایی برای سرنگونی هیچ یک از این پهپادها نساختهایم. تولید این گونه پهپادها در کارخانهای ممکن است که چرخهای آن بر محور منافع میهنی میگردد. متأسفانه موشکهای نظامی یا ایدئولوژیک از عهدۀ پهپادهای سیاسی و اقتصادی برنمیآیند.
رضا بابایی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
🔹همسایهها یاری کنید
این روزها صدا وسیما دمبهساعت از بینندگان خود میخواهد، آنهایی که صاحبخانه هستند به خاطر گرانی و تورّم، با مستأجران خود مدارا کنند و اجارهها را افزایش ندهند. این همان چیزی است که پیشتر از آن به تعلیم سنتی اخلاق در جامعهی مدرن یاد کردم. یعنی رها کردن سیستمها و ساختارها و تکیه کردن به فضیلت کنشگران. دولت تعلیمدهندهی اخلاق، که باید امکان زندگی آبرومندانه برای آحاد مردمِ خود را فراهم کند، حالا که به هر دلیلی، در مهار غولِ سرکشِ گرانی و تورّمِ ناتوان مانده است، میخواهد به فضیلتمندی مردمش تکیه کند تا ضعف مدیریّت اقتصادی کمتر به چشم بیاید. آدم یاد ضربالمثلِ " همسایهها یاری کنید تا من شوهرداری کنم" میافتد.
مهراب صادقنیا
۹۸/۴/۲
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
🔹همسایهها یاری کنید
این روزها صدا وسیما دمبهساعت از بینندگان خود میخواهد، آنهایی که صاحبخانه هستند به خاطر گرانی و تورّم، با مستأجران خود مدارا کنند و اجارهها را افزایش ندهند. این همان چیزی است که پیشتر از آن به تعلیم سنتی اخلاق در جامعهی مدرن یاد کردم. یعنی رها کردن سیستمها و ساختارها و تکیه کردن به فضیلت کنشگران. دولت تعلیمدهندهی اخلاق، که باید امکان زندگی آبرومندانه برای آحاد مردمِ خود را فراهم کند، حالا که به هر دلیلی، در مهار غولِ سرکشِ گرانی و تورّمِ ناتوان مانده است، میخواهد به فضیلتمندی مردمش تکیه کند تا ضعف مدیریّت اقتصادی کمتر به چشم بیاید. آدم یاد ضربالمثلِ " همسایهها یاری کنید تا من شوهرداری کنم" میافتد.
مهراب صادقنیا
۹۸/۴/۲
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
✍️ محمودزاده
میخواهید گاندی باشید یا استالین ؟
۱-گاندی از هيچکس نفرت و کينه در دل نداشت، او 30 سال با انگليس مبارزه کرد بدون اینکه حتی از يک کلمۀ تند و نيشدار ضد انگليسی استفاده کند.
۲-گاندی به سادگی در ميان مردم میزيست و مانند همه رفتوآمد ميکرد،
اما مردم نمیدانستند استالين کجا زندگی ميکند؛ در مسکو يا خارج از آن.
وقتی در مراسمی به ميان مردم میآمد پليس مخفی تمام خيابانهای اطراف را زير نظر داشت
۳-گاندی اميدوار بود که حتی دزدها را درمان کند
و استالين مجازات مرگ برای کودکان مجرم بالای ١٣ سال را در 1935 تصويب کرد
۴-گاندی خالی از خشونت و اهل دوستی بود،
ولی استبداد استالينی بر سرکوب، شکنجه و ترس استوار بود.
۵-گاندی ميگفت: «هرگز مطمئن نيستم که درست ميگويم،
اما در شوروی هميشه و در هر موضوعی حق با رئيس استالين بود.
۶-گاندی همواره پذيرای شنيدن سخن ديگران بود و آمادگی داشت نظر خود را عوض کند،
اما استالين خود را حقیقت مطلق میپنداشت و خواهان اطاعتی بیچون وچرا بود.
۷-گاندی در هنگام بروز خطا خود را سرزنش ميکرد،
اما استالين ديگران را متهم ميکرد.
۸-گاندی اهل گفتوگو بود، آزادی و عدالت را ارج مینهاد و به کارهای آموزشی برای پيشرفت مردم باور داشت،
اما در شوروی همۀ پيشرفتها در خدمت حکومت و شخص استالين بود.
بنابراين آنچه را استالين نميپسنديد، مردم نبايد میدیدند، میخواندند يا مينوشتند.
۹-از ديدگاه استالين کسب قدرت و حفظ آن هدف نهايی بود و هر وسیلهای برای رسيدن به این هدف توجيه ميشد.
این ورقهای تاریخ را با تدبیر ورق بزنیم.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
✍️ محمودزاده
میخواهید گاندی باشید یا استالین ؟
۱-گاندی از هيچکس نفرت و کينه در دل نداشت، او 30 سال با انگليس مبارزه کرد بدون اینکه حتی از يک کلمۀ تند و نيشدار ضد انگليسی استفاده کند.
۲-گاندی به سادگی در ميان مردم میزيست و مانند همه رفتوآمد ميکرد،
اما مردم نمیدانستند استالين کجا زندگی ميکند؛ در مسکو يا خارج از آن.
وقتی در مراسمی به ميان مردم میآمد پليس مخفی تمام خيابانهای اطراف را زير نظر داشت
۳-گاندی اميدوار بود که حتی دزدها را درمان کند
و استالين مجازات مرگ برای کودکان مجرم بالای ١٣ سال را در 1935 تصويب کرد
۴-گاندی خالی از خشونت و اهل دوستی بود،
ولی استبداد استالينی بر سرکوب، شکنجه و ترس استوار بود.
۵-گاندی ميگفت: «هرگز مطمئن نيستم که درست ميگويم،
اما در شوروی هميشه و در هر موضوعی حق با رئيس استالين بود.
۶-گاندی همواره پذيرای شنيدن سخن ديگران بود و آمادگی داشت نظر خود را عوض کند،
اما استالين خود را حقیقت مطلق میپنداشت و خواهان اطاعتی بیچون وچرا بود.
۷-گاندی در هنگام بروز خطا خود را سرزنش ميکرد،
اما استالين ديگران را متهم ميکرد.
۸-گاندی اهل گفتوگو بود، آزادی و عدالت را ارج مینهاد و به کارهای آموزشی برای پيشرفت مردم باور داشت،
اما در شوروی همۀ پيشرفتها در خدمت حکومت و شخص استالين بود.
بنابراين آنچه را استالين نميپسنديد، مردم نبايد میدیدند، میخواندند يا مينوشتند.
۹-از ديدگاه استالين کسب قدرت و حفظ آن هدف نهايی بود و هر وسیلهای برای رسيدن به این هدف توجيه ميشد.
این ورقهای تاریخ را با تدبیر ورق بزنیم.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥ما به سمت یک جامعه زاغه نشين مي رويم
🔹هر روز كه يک مال (مجتمع تجاری بزرگ) ساخته مي شود، يك برج مجلل مسكونی سربه فلک مي كشد، و بانک به يک سرمايه دار رانتی وام ميدهد؛ ما به جامعه زاغه نشينی نزديكتر می شويم.
🔹زاغه نشين فقط اين حلبي آباد نشين های امت آباد و جوكی محله ها نيستند؛ زاغه نشين هر جوانيست كه مي ترسد فردا با افزايش قيمت مسكن، ديگر نمي تواند همين آشيانه را هم حفظ كند، و خودش، بايد خودش را به حاشيه شهر، به زاغه ای دورتر تبعيد كند!
🔹روزانه بيش از چهار ميليون از اين جوانان زاغه نشين، صبح جهت بيگاري ارزان وارد تهران می شوند، و شب به پناهگاه بيرون شهر خود بر می گردند.
🔹فقر و زاغه نشينی در تهران، بمبئی و لاگوس نتيجه يک سياست واحد است، و فقرا تهرانی، كراچی و گوانگجويی، همه در يك كشتی سياست سرمايه محور زندگی مي كنند، و اتفاقا اهالی زعفرانيه، بورلی هيلز و ويلا هاي سن موريتس سوييس هم در يك كشورند با مرزهای مختلف.
🔹من با سياست های توسعه، بخشی از زاغه نشينی جهانی هستيم، با بيست ميليون مردم زاغه نشين..
مجید حسینی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
🔹هر روز كه يک مال (مجتمع تجاری بزرگ) ساخته مي شود، يك برج مجلل مسكونی سربه فلک مي كشد، و بانک به يک سرمايه دار رانتی وام ميدهد؛ ما به جامعه زاغه نشينی نزديكتر می شويم.
🔹زاغه نشين فقط اين حلبي آباد نشين های امت آباد و جوكی محله ها نيستند؛ زاغه نشين هر جوانيست كه مي ترسد فردا با افزايش قيمت مسكن، ديگر نمي تواند همين آشيانه را هم حفظ كند، و خودش، بايد خودش را به حاشيه شهر، به زاغه ای دورتر تبعيد كند!
🔹روزانه بيش از چهار ميليون از اين جوانان زاغه نشين، صبح جهت بيگاري ارزان وارد تهران می شوند، و شب به پناهگاه بيرون شهر خود بر می گردند.
🔹فقر و زاغه نشينی در تهران، بمبئی و لاگوس نتيجه يک سياست واحد است، و فقرا تهرانی، كراچی و گوانگجويی، همه در يك كشتی سياست سرمايه محور زندگی مي كنند، و اتفاقا اهالی زعفرانيه، بورلی هيلز و ويلا هاي سن موريتس سوييس هم در يك كشورند با مرزهای مختلف.
🔹من با سياست های توسعه، بخشی از زاغه نشينی جهانی هستيم، با بيست ميليون مردم زاغه نشين..
مجید حسینی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
امروز دیگر مردم "سرکوب" نمیشوند، "سرگرم" می شوند!
رسانهها از مخاطب خود میپرسند که "چه برنامههایی را بیشتر دوست داری" تا پروژهی "احمق سازی" خود را تکمیل کنند.
#رسانه
#تئودور_آدورنو
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
رسانهها از مخاطب خود میپرسند که "چه برنامههایی را بیشتر دوست داری" تا پروژهی "احمق سازی" خود را تکمیل کنند.
#رسانه
#تئودور_آدورنو
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
"همنوردی":
نمونه زیبای یک سبک زندگی فرامتنی
و نیاز امروز جامعه ی ما
در فرهنگنامه ی کوهنوردی به آدمهایی که با همدیگر کوهنوردی می کنند می گویند:
"همنورد".
چه اسم قشنگی !
"همنورد"، یعنی تمام پستی ها و بلندی ها و فراز و نشیب ها را در کنار هم درنوردیدن ، پشت و پناه هم بودن ، کنار هم و پا به پای هم راه رفتن ، در رابطه با دیگران جنسیت نداشتن و جنسیت قائل نشدن ، در سخت ترین مسیرها و دشوارترین گردنه ها هوای هم را داشتن و تمام دار و ندار خود را با دیگران قسمت کردن.
"همنوردها" رفتارهای ویژه ای دارند که رویای تمام کسانی است که می خواهند با همدیگر و در کنار هم زندگی کنند :
آنها همیشه حواس شان هست که :
یکی تندتر از دیگران حرکت نکند ،
حواس شان هست که یکی از دیگران جا نماند ،
حواس شان هست که در مسیرهای سخت یکی سقوط نکند ،
در سنگلاخ ها یکی لیز نخورد ،
حواس شان هست که یکی کم نیاورد ،
که یکی فشارش نیفتد ،
که یکی کم و کسر نداشته باشد.
همنوردی صرفا هم تیمی بودن در یک رشته ورزشی نیست ، یک معرفت است ، یک سبک زندگی است:
همنوردی با هم بودن در عین احترام به فردیتهای همدیگر است ، پشت و پناه هم بودن بدون منت گذاشتن است ، همراه بودن بدون تملک و تصاحب است ، عشق ورزی، مهربانی و همدلی بدون توجه به جنسیت افراد است.
چه خوب می شد اگر آدم ها به جای هموطن بودن ، هم مذهب بودن ، هم نژاد بودن ، همجنس بودن و هم "سر" بودن ، "همنورد" هم بودند در فراز و نشیب های زندگی ،
چه خوب می شد اگر تمامی ما آدمها یکی رو داشتیم که همیشه در لحظات سختی و دشواری خیالمون تخت باشه که حمایتمون می کنه ، که تنهامون نمیزاره ، که دستمونو می گیره و پابه پامون راه میاد برای عبور از گردنه های سخت زندگی، بدون اینکه ما رو بخواد به راه خودش ببره،
یه "همنورد" که همیشه حواسش باشه برای نیفتادنمون ، برای رسیدنمون تا قله ، برای اوج گرفتنمون ،
چه خوب می شد اگر ما هم برای دیگران چنین همراهانی بودیم!
چه خوب می شد اگر آدمها ،
"همنورد" هم بودند.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
نمونه زیبای یک سبک زندگی فرامتنی
و نیاز امروز جامعه ی ما
در فرهنگنامه ی کوهنوردی به آدمهایی که با همدیگر کوهنوردی می کنند می گویند:
"همنورد".
چه اسم قشنگی !
"همنورد"، یعنی تمام پستی ها و بلندی ها و فراز و نشیب ها را در کنار هم درنوردیدن ، پشت و پناه هم بودن ، کنار هم و پا به پای هم راه رفتن ، در رابطه با دیگران جنسیت نداشتن و جنسیت قائل نشدن ، در سخت ترین مسیرها و دشوارترین گردنه ها هوای هم را داشتن و تمام دار و ندار خود را با دیگران قسمت کردن.
"همنوردها" رفتارهای ویژه ای دارند که رویای تمام کسانی است که می خواهند با همدیگر و در کنار هم زندگی کنند :
آنها همیشه حواس شان هست که :
یکی تندتر از دیگران حرکت نکند ،
حواس شان هست که یکی از دیگران جا نماند ،
حواس شان هست که در مسیرهای سخت یکی سقوط نکند ،
در سنگلاخ ها یکی لیز نخورد ،
حواس شان هست که یکی کم نیاورد ،
که یکی فشارش نیفتد ،
که یکی کم و کسر نداشته باشد.
همنوردی صرفا هم تیمی بودن در یک رشته ورزشی نیست ، یک معرفت است ، یک سبک زندگی است:
همنوردی با هم بودن در عین احترام به فردیتهای همدیگر است ، پشت و پناه هم بودن بدون منت گذاشتن است ، همراه بودن بدون تملک و تصاحب است ، عشق ورزی، مهربانی و همدلی بدون توجه به جنسیت افراد است.
چه خوب می شد اگر آدم ها به جای هموطن بودن ، هم مذهب بودن ، هم نژاد بودن ، همجنس بودن و هم "سر" بودن ، "همنورد" هم بودند در فراز و نشیب های زندگی ،
چه خوب می شد اگر تمامی ما آدمها یکی رو داشتیم که همیشه در لحظات سختی و دشواری خیالمون تخت باشه که حمایتمون می کنه ، که تنهامون نمیزاره ، که دستمونو می گیره و پابه پامون راه میاد برای عبور از گردنه های سخت زندگی، بدون اینکه ما رو بخواد به راه خودش ببره،
یه "همنورد" که همیشه حواسش باشه برای نیفتادنمون ، برای رسیدنمون تا قله ، برای اوج گرفتنمون ،
چه خوب می شد اگر ما هم برای دیگران چنین همراهانی بودیم!
چه خوب می شد اگر آدمها ،
"همنورد" هم بودند.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
او یک نابغهی میهنپرست بود
حسین دهباشی
دکتر «علینقی عالیخانی» که امروز در غربت درگذشت، نابغه میهنپرستی بود که در مقام وزیر اقتصاد دهه ۴۰، برای ۱۰ سال درخشان و بیتکرار، با تورم ۱ رقمی و رشد ۲ رقمی، ایران عقب افتاده را صنعتی و ثروتمند کرد و انقلابیون در نهایت نامردی و بیشعوری، آبرویش، سرمایهاش، خانوادهاش و وطناش را از او گرفتند.
دکتر عالیخانی نه فقط در اوج جنگ سرد، ذوب آهن را در برابر صادرات گاز به روسیه به کشور آورد که دهها شرکت چون ایرانخودرو، ارج، کفش ملی، مینو، داروگر، صنایع ملی، ماشینسازی تبریز، کشت و صنعتها، سدسازیها، پتروشیمیها و... با همت بخش خصوصی و بدون درآمد نفتی، در شمار افتخارات او است.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
حسین دهباشی
دکتر «علینقی عالیخانی» که امروز در غربت درگذشت، نابغه میهنپرستی بود که در مقام وزیر اقتصاد دهه ۴۰، برای ۱۰ سال درخشان و بیتکرار، با تورم ۱ رقمی و رشد ۲ رقمی، ایران عقب افتاده را صنعتی و ثروتمند کرد و انقلابیون در نهایت نامردی و بیشعوری، آبرویش، سرمایهاش، خانوادهاش و وطناش را از او گرفتند.
دکتر عالیخانی نه فقط در اوج جنگ سرد، ذوب آهن را در برابر صادرات گاز به روسیه به کشور آورد که دهها شرکت چون ایرانخودرو، ارج، کفش ملی، مینو، داروگر، صنایع ملی، ماشینسازی تبریز، کشت و صنعتها، سدسازیها، پتروشیمیها و... با همت بخش خصوصی و بدون درآمد نفتی، در شمار افتخارات او است.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
هفت مغالطه درباب مذاکره ایران با آمریکا:
1- مذاکره یعنی اعتماد به آمریکا:
در عالم سیاست اعتماد معنی ندارد. مگر ما به روسیه و چین اعتماد داریم که با آنها در مسائل مختلف اقتصادی و سیاسی و نظامی و فرهنگی مذاکره داریم؟ آمریکا هم مانند آنها.
2- مذاکره یعنی تسلیم به آمریکا:
مگر تمام قدرتهای بزرگ و کوچک دنیا که با آمریکا مذاکره و مراوده و مبادله دارند تسلیم آمریکایند؟
چرا فکر میکنیم که ما باید متفاوت باشیم؟
3- آمریکا در حال فروپاشی است:
قدرت اصلی آمریکا نه اقتصاد آن و نه نیروی نظامی آن بلکه دانشگاههای آن است که از خاک ثروت و از آهن پاره تسلیحات و از تخیل فیلمهای هالیوودی و از آب کوکاکولا می سازد و مادامی که از ۲۰ دانشگاه برتر دنیا ۱۵ تای آن آمریکایی و ۵ تای دیگر غربی وابسته به آمریکا هستند و حتی در ۱۰۰ دانشگاهِ برتر دنیا، حضور پرفروغی از چین و روسیه نمیبینیم ، امید به فروپاشی آمریکا توهمی بیش نیست.
4- ما در جهان، رهبر مبارزه با آمریکا هستیم:
سؤال خردمندانه این است که چه کسی به شما چنین رسالتی را داده است؟
چرا باید از شکم زنان و کودکانِ کشور خود بزنی تا با کشوری بجنگی که نود درصد امکانات رفاهی اطرافمان را اختراع کرده است؟
5- آمریکا با دینمان سر جنگ دارد:
آمریکا مانند هر کشور دیگری دنبال منافع خود است.
منافع نه دین میشناسد و نه بیدینی.
بنابراین اگر تدبیر و عقلانیت باشد میتوان هم دین خود را داشت هم با آمریکا در تعامل بود. مانند بقیهی جهان.
6- با آمریکا آری ولی با ترامپ نه:
حقیقت این است که این هم شعاری بیش نیست و در سه مقطع جیمیکارتر و بیلکلینتون و باراکاوباما بهترین وقتِ مذاکره و برقراری مناسبات بود که با لجاجت از دست دادیم.
7- ما ضد اسرائیلیم پس ضد آمریکاییم:
حقیقت ایناست که کشوری که بیشترین نفع را از اختلاف ایران و آمریکا میبرد، اسرائیل است.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
هفت مغالطه درباب مذاکره ایران با آمریکا:
1- مذاکره یعنی اعتماد به آمریکا:
در عالم سیاست اعتماد معنی ندارد. مگر ما به روسیه و چین اعتماد داریم که با آنها در مسائل مختلف اقتصادی و سیاسی و نظامی و فرهنگی مذاکره داریم؟ آمریکا هم مانند آنها.
2- مذاکره یعنی تسلیم به آمریکا:
مگر تمام قدرتهای بزرگ و کوچک دنیا که با آمریکا مذاکره و مراوده و مبادله دارند تسلیم آمریکایند؟
چرا فکر میکنیم که ما باید متفاوت باشیم؟
3- آمریکا در حال فروپاشی است:
قدرت اصلی آمریکا نه اقتصاد آن و نه نیروی نظامی آن بلکه دانشگاههای آن است که از خاک ثروت و از آهن پاره تسلیحات و از تخیل فیلمهای هالیوودی و از آب کوکاکولا می سازد و مادامی که از ۲۰ دانشگاه برتر دنیا ۱۵ تای آن آمریکایی و ۵ تای دیگر غربی وابسته به آمریکا هستند و حتی در ۱۰۰ دانشگاهِ برتر دنیا، حضور پرفروغی از چین و روسیه نمیبینیم ، امید به فروپاشی آمریکا توهمی بیش نیست.
4- ما در جهان، رهبر مبارزه با آمریکا هستیم:
سؤال خردمندانه این است که چه کسی به شما چنین رسالتی را داده است؟
چرا باید از شکم زنان و کودکانِ کشور خود بزنی تا با کشوری بجنگی که نود درصد امکانات رفاهی اطرافمان را اختراع کرده است؟
5- آمریکا با دینمان سر جنگ دارد:
آمریکا مانند هر کشور دیگری دنبال منافع خود است.
منافع نه دین میشناسد و نه بیدینی.
بنابراین اگر تدبیر و عقلانیت باشد میتوان هم دین خود را داشت هم با آمریکا در تعامل بود. مانند بقیهی جهان.
6- با آمریکا آری ولی با ترامپ نه:
حقیقت این است که این هم شعاری بیش نیست و در سه مقطع جیمیکارتر و بیلکلینتون و باراکاوباما بهترین وقتِ مذاکره و برقراری مناسبات بود که با لجاجت از دست دادیم.
7- ما ضد اسرائیلیم پس ضد آمریکاییم:
حقیقت ایناست که کشوری که بیشترین نفع را از اختلاف ایران و آمریکا میبرد، اسرائیل است.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جهان موازی از نگاهِ تصاویر؛
تقابل کشورهای توسعه یافته با کشورهای در حال توسعه و جهان سوم
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
تقابل کشورهای توسعه یافته با کشورهای در حال توسعه و جهان سوم
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
مسئله اصلی جمهوری اسلامی کدام است؟ بقا و اقتدار یا رفاه و معیشت مردم؟
اگر شرایط چهل سال قبل و حال حاضر ایران و کشورهایی نظیر کره جنوبی، مالزی، اندونزی، سنگاپور، ترکیه و حتی کشورهای حاشیه خلیج فارس ـ که اصلاً قابل قیاس با ایران نبودند ـ را در ابعاد گوناگون مقایسه کنیم پاسخ سؤال فوق را بهتر درک خواهیم کرد.
از زمان پیروزی انقلاب و تأسیس جمهوری اسلامی؛ مردم ایران خواسته یا ناخواسته درگیر یک کشمکش بیحاصل و نافرجام با امریکا، اسرائیل و برخی کشورهای همسایه شدند که با گذشت چهل سال هنوز هم ادامه دارد و هیچ افق روشنی هم برای پایان آن متصور نیست. در این کشمکش طولانی و طاقتفرسا فرصتهای بسیار و سرمایههای هنگفتی هم از دست رفت بدون آنکه دستاورد روشنی برای منافع ملی یا رفاه مردم یا پیشرفت کشور در پی داشته باشد. این واقعاً غمانگیز است.
اگر دقت کنید شاه بیت سخنان مسئولین عالیرتبه نظام که مرتب به مردم گوشزد میکنند این است که دشمن در حال توطئهچینی و ضربه زدن به امنیت کشور است؛ ما در حال جنگ اقتصادی هستیم؛ دشمن جوانان کشور را آماج تهاجم فرهنگی قرار داده است؛ ما در برههای حساس و پیچ تاریخی قرار گرفتهایم!
سؤال این است که واقعاً مشکل جمهوری اسلامی چیست که مجبور است سالیان متمادی با این همه دشمنان پیدا و پنهان و درونی و بیرونی کلنجار برود؟ چرا کشورهایی که با شتاب مسیر توسعه پایدار را طی نموده و به نتایج درخشانی رسیدهاند؛ با این حجم از مشکلات روبرو نیستند؟ سؤال آخر این که بالاخره این پیچ تاریخی و برهه حساس کِی تمام میشود و مردم کِی روی آرامش و آسایش را خواهند دید و از یک زندگی معمولی و بیدغدغه بهرهمند خواهند شد؟
واقعیت این است که نظام سیاسی که این همه مشکلات درونی و بیرونی دارد نرمال نیست و تا شرایط نظام سیاسی به حالت نرمال باز نگردد؛ آرامش و آسایش هم به زندگی مردم باز نخواهد گشت.
غربستیزی و بالاخص امریکاستیزی، نابودی اسرائیل، حمایت از گروههای شبه نظامی خارجی ارکان ثابت و اجزای لاینفک سیاست خارجی جمهوری اسلامی را تشکیل میدهند. اینها آنقدر حائز اهمیتاند که برای مسئولین نظام موضوعات "ناموسی" تلقی میشوند. طبیعتاً وقتی موضوعی ناموسی شد دیگر مذاکره یا مصالحه پیرامون آن معنا و مفهومی ندارد. براستی کدامیک از این موضوعات ناموسی در راستای منافع ملی قرار دارند و چه کمکی به آسایش مردم و توسعه پایدار کشور میکند؟ آیا منافع ملی و زندگی 80 میلیون ایرانی در قاموس موضوعات ناموسی نمیگنجد؟
اهدافی که جمهوری اسلامی در سیاست خارجی دنبال میکند در واقع در راستای بقای نظام و تحکیم پایههای اقتدار خود در منطقه خاورمیانه است تا در برابر تهدیدات بیرونی بتواند از خود دفاع کند. حفظ نظام برای مسئولین نظام از اوجب واجبات است. معنای دقیقتر این سخن آن است که نظام سیاسی حاکم بر کشور برای حفظ اقتدار خود حاضر است هر هزینهای پرداخت کند حتی اگر به قیمت منافع ملی و رفاه مردم تمام شود!
جمهوری اسلامی در سیاست داخلی هم دقیقاً همان اهداف سیاست خارجی را دنبال میکند. به گونهای که تمام امکانات کشور در جهت بقا و اقتدار نظام سیاسی سازماندهی شدهاند. به همین خاطر است که ایران در صنعت هستهای، موشکهای بالستیک، جنگنده، پهپاد، زیردریایی، و جنگ افزارهای فوق مدرن پیشرفت چشمگیری داشته است چون این پیشرفتها باعث ثبات و اقتدار نظام میشوند. ولی در سایر حوزهها که به رفاه و معیشت مردم مربوط میشود نظیر خودروسازی، لوازم زندگی و سخت افزارهای مورد نیاز شهروندان نه تنها پیشرفت ملموسی نداشته بلکه در برخی حوزهها پسرفت هم مشاهده میشود. جمهوری اسلامی حتی قادر به تأمین مایحتاج اولیه و کالاهای اساسی و روزمره مردم هم نیست. این واقعاً یک فاجعه است.
کشوری با این همه سرمایه انسانی و ذخایر و ثروت مادی؛ رشد اقتصادی منفی 6 درصد و تورم بالای 50 درصد را تجربه میکند. واقعاً نسلهای آتی در مورد مسئولان و مدیران فعلی کشور چه قضاوتی خواهند کرد؟! حتی بدوی¬ترین کشورهای دنیا هم اینگونه چوب حراج به منافع ملی و رفاه و معیشت شهروندان خود نمیزنند.
واقعیت این است که در تمام این سالها جمهوری اسلامی فقط هزینه کرده است هم از مردم و هم از ذخایر کشور. اگر تا به امروز سرپا مانده به مدد ذخایر و منابع سرشاری بوده که در اختیار داشته است. هر چه در طول زمان جلوتر میرویم قدرت نظامی جمهوری اسلامی فربهتر و زندگی و معیشت مردم نحیفتر میشود و این چیزی نیست که دوام بیاورد. درست شبیه غولی با پاهای چوبین!
هیچ نظام سیاسی بدون حمایت مردمی دوام پیدا نمیکند. حمایت مردمی همانند خونی است که در شریان نظام سیاسی جریان داشته باشد. اگر خون از حرکت باز ایستد نظام سیاسی هر غولی هم که باشد سرنگون خواهد شد.
#دکتر_جلال_پورالعجل ـ 8 تیر 1398
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
مسئله اصلی جمهوری اسلامی کدام است؟ بقا و اقتدار یا رفاه و معیشت مردم؟
اگر شرایط چهل سال قبل و حال حاضر ایران و کشورهایی نظیر کره جنوبی، مالزی، اندونزی، سنگاپور، ترکیه و حتی کشورهای حاشیه خلیج فارس ـ که اصلاً قابل قیاس با ایران نبودند ـ را در ابعاد گوناگون مقایسه کنیم پاسخ سؤال فوق را بهتر درک خواهیم کرد.
از زمان پیروزی انقلاب و تأسیس جمهوری اسلامی؛ مردم ایران خواسته یا ناخواسته درگیر یک کشمکش بیحاصل و نافرجام با امریکا، اسرائیل و برخی کشورهای همسایه شدند که با گذشت چهل سال هنوز هم ادامه دارد و هیچ افق روشنی هم برای پایان آن متصور نیست. در این کشمکش طولانی و طاقتفرسا فرصتهای بسیار و سرمایههای هنگفتی هم از دست رفت بدون آنکه دستاورد روشنی برای منافع ملی یا رفاه مردم یا پیشرفت کشور در پی داشته باشد. این واقعاً غمانگیز است.
اگر دقت کنید شاه بیت سخنان مسئولین عالیرتبه نظام که مرتب به مردم گوشزد میکنند این است که دشمن در حال توطئهچینی و ضربه زدن به امنیت کشور است؛ ما در حال جنگ اقتصادی هستیم؛ دشمن جوانان کشور را آماج تهاجم فرهنگی قرار داده است؛ ما در برههای حساس و پیچ تاریخی قرار گرفتهایم!
سؤال این است که واقعاً مشکل جمهوری اسلامی چیست که مجبور است سالیان متمادی با این همه دشمنان پیدا و پنهان و درونی و بیرونی کلنجار برود؟ چرا کشورهایی که با شتاب مسیر توسعه پایدار را طی نموده و به نتایج درخشانی رسیدهاند؛ با این حجم از مشکلات روبرو نیستند؟ سؤال آخر این که بالاخره این پیچ تاریخی و برهه حساس کِی تمام میشود و مردم کِی روی آرامش و آسایش را خواهند دید و از یک زندگی معمولی و بیدغدغه بهرهمند خواهند شد؟
واقعیت این است که نظام سیاسی که این همه مشکلات درونی و بیرونی دارد نرمال نیست و تا شرایط نظام سیاسی به حالت نرمال باز نگردد؛ آرامش و آسایش هم به زندگی مردم باز نخواهد گشت.
غربستیزی و بالاخص امریکاستیزی، نابودی اسرائیل، حمایت از گروههای شبه نظامی خارجی ارکان ثابت و اجزای لاینفک سیاست خارجی جمهوری اسلامی را تشکیل میدهند. اینها آنقدر حائز اهمیتاند که برای مسئولین نظام موضوعات "ناموسی" تلقی میشوند. طبیعتاً وقتی موضوعی ناموسی شد دیگر مذاکره یا مصالحه پیرامون آن معنا و مفهومی ندارد. براستی کدامیک از این موضوعات ناموسی در راستای منافع ملی قرار دارند و چه کمکی به آسایش مردم و توسعه پایدار کشور میکند؟ آیا منافع ملی و زندگی 80 میلیون ایرانی در قاموس موضوعات ناموسی نمیگنجد؟
اهدافی که جمهوری اسلامی در سیاست خارجی دنبال میکند در واقع در راستای بقای نظام و تحکیم پایههای اقتدار خود در منطقه خاورمیانه است تا در برابر تهدیدات بیرونی بتواند از خود دفاع کند. حفظ نظام برای مسئولین نظام از اوجب واجبات است. معنای دقیقتر این سخن آن است که نظام سیاسی حاکم بر کشور برای حفظ اقتدار خود حاضر است هر هزینهای پرداخت کند حتی اگر به قیمت منافع ملی و رفاه مردم تمام شود!
جمهوری اسلامی در سیاست داخلی هم دقیقاً همان اهداف سیاست خارجی را دنبال میکند. به گونهای که تمام امکانات کشور در جهت بقا و اقتدار نظام سیاسی سازماندهی شدهاند. به همین خاطر است که ایران در صنعت هستهای، موشکهای بالستیک، جنگنده، پهپاد، زیردریایی، و جنگ افزارهای فوق مدرن پیشرفت چشمگیری داشته است چون این پیشرفتها باعث ثبات و اقتدار نظام میشوند. ولی در سایر حوزهها که به رفاه و معیشت مردم مربوط میشود نظیر خودروسازی، لوازم زندگی و سخت افزارهای مورد نیاز شهروندان نه تنها پیشرفت ملموسی نداشته بلکه در برخی حوزهها پسرفت هم مشاهده میشود. جمهوری اسلامی حتی قادر به تأمین مایحتاج اولیه و کالاهای اساسی و روزمره مردم هم نیست. این واقعاً یک فاجعه است.
کشوری با این همه سرمایه انسانی و ذخایر و ثروت مادی؛ رشد اقتصادی منفی 6 درصد و تورم بالای 50 درصد را تجربه میکند. واقعاً نسلهای آتی در مورد مسئولان و مدیران فعلی کشور چه قضاوتی خواهند کرد؟! حتی بدوی¬ترین کشورهای دنیا هم اینگونه چوب حراج به منافع ملی و رفاه و معیشت شهروندان خود نمیزنند.
واقعیت این است که در تمام این سالها جمهوری اسلامی فقط هزینه کرده است هم از مردم و هم از ذخایر کشور. اگر تا به امروز سرپا مانده به مدد ذخایر و منابع سرشاری بوده که در اختیار داشته است. هر چه در طول زمان جلوتر میرویم قدرت نظامی جمهوری اسلامی فربهتر و زندگی و معیشت مردم نحیفتر میشود و این چیزی نیست که دوام بیاورد. درست شبیه غولی با پاهای چوبین!
هیچ نظام سیاسی بدون حمایت مردمی دوام پیدا نمیکند. حمایت مردمی همانند خونی است که در شریان نظام سیاسی جریان داشته باشد. اگر خون از حرکت باز ایستد نظام سیاسی هر غولی هم که باشد سرنگون خواهد شد.
#دکتر_جلال_پورالعجل ـ 8 تیر 1398
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️