This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
[ Video ]
صحبتهای تکان دهنده از زبان استاد مجید حسینی بسیااار شوکه کننده
صحبتهای که هر مسئولی از شنیدنش باید از خجالت آب شود!
۷ دقیقه واقعیات تلخ جامعه که باید بارها گوش داد و دنبال چاره و درمان بود!
افسوس از نسل جوانی که بابک زنجانی را الگوی خود انتخاب کردند! تا انتها گوش کنید!
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
صحبتهای تکان دهنده از زبان استاد مجید حسینی بسیااار شوکه کننده
صحبتهای که هر مسئولی از شنیدنش باید از خجالت آب شود!
۷ دقیقه واقعیات تلخ جامعه که باید بارها گوش داد و دنبال چاره و درمان بود!
افسوس از نسل جوانی که بابک زنجانی را الگوی خود انتخاب کردند! تا انتها گوش کنید!
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
📛 ستاد استهلال بیش از ۷۰۰ کارمند دارد که تا سال ۹۷ سالانه ۱۴ میلیارد بودجه میگرفت
موحدنژاد عضو ستاد استهلال :
۱۱۰ گروه از سراسر کشور در حال رصد هلال ماه رمضان هستند
شرح وظایف ستاد استهلال:
۱_غروب روز آخر شعبان ماه را ببینند یا نبینند.
۲_غروب روز ۲۹ یا ۳۰ رمضان ماه را ببینند یا نبینند.
۳_غروب روز عرفه همان ببینند یا نبینند.
➕توجه داشته باشيد اين ستاد در زمان رياست جمهوري احمدي نژاد صاحب بودجه شد
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
موحدنژاد عضو ستاد استهلال :
۱۱۰ گروه از سراسر کشور در حال رصد هلال ماه رمضان هستند
شرح وظایف ستاد استهلال:
۱_غروب روز آخر شعبان ماه را ببینند یا نبینند.
۲_غروب روز ۲۹ یا ۳۰ رمضان ماه را ببینند یا نبینند.
۳_غروب روز عرفه همان ببینند یا نبینند.
➕توجه داشته باشيد اين ستاد در زمان رياست جمهوري احمدي نژاد صاحب بودجه شد
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
موزیک «سلطان قلبها» که توسط دانشآموختگان زبان فارسی ارتش اسرائیل اجرا شده
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
گالوپ: محبوبیت ترامپ در آمریکا از مرز ۴۵٪ عبور کرد
موسسه نظرسنجی گالوپ در تازهترین آمار خود نوشته است که محبوبیت «دونالد ترامپ» رئیسجمهوری آمریکا، به بالاترین سطح از زمان ریاستجمهوریاش در ۲۰ ژانویه سال ۲۰۱۷ رسیده و از ۴۵ درصد تجاوز کرده است.
بنا بر اعلام موسسه «گالوپ»، در حال حاضر ۴۶ درصد آمریکاییها، از عملکرد رئیسجمهوریشان راضی هستند.
این نظرسنجی که بازه زمانی ۱۷ تا ۳۰ آوریل را در بر گرفته، پس از صدور نتایج تحقیق «رابرت مولر» دادستان ویژه صورت گرفته است.
نتایج تحقیق میگوید دلیلی وجود ندارد که همکاری کمپین انتخاباتی ترامپ با روسیه را در جریان انتخابات ریاستجمهوری سال ۲۰۱۶ ثابت کند.
آمار گالوپ با صدور سلسله آماری اقتصادی همزمان شده است که نشان میدهد نرخ بیکاری به پایینترین سطح در تاریخ ایالات متحده رسیده است.
روزنامه «واشینگتن اگزامینر» نوشته است آمار نشان دهنده بالاترین آمار اشتغال در تاریخ آمریکاست.
در بازه زمانی مشابه در سال ۲۰۱۸ موسسه گالوپ نظرسنجی مشابهی انجام داده بود که آن هنگام نشان میداد محبوبیت ترامپ ۲۷ درصد است در حالی که ۵۹ درصد آمریکاییها با او مخالفند.
بالا رفتن محبوبیت ترامپ نشان از آن دارد که دولتش موفق شده آمریکاییها را متقاعد سازد.
ترامپ همچنان میان جمهوریخواهان بسیار محبوب است.
محبوبیت او در میان جمهوریخواهان به ۹۱ درصد رسیده در حالی که میان دمکراتها به ۱۲ درصد میرسد.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
گالوپ: محبوبیت ترامپ در آمریکا از مرز ۴۵٪ عبور کرد
موسسه نظرسنجی گالوپ در تازهترین آمار خود نوشته است که محبوبیت «دونالد ترامپ» رئیسجمهوری آمریکا، به بالاترین سطح از زمان ریاستجمهوریاش در ۲۰ ژانویه سال ۲۰۱۷ رسیده و از ۴۵ درصد تجاوز کرده است.
بنا بر اعلام موسسه «گالوپ»، در حال حاضر ۴۶ درصد آمریکاییها، از عملکرد رئیسجمهوریشان راضی هستند.
این نظرسنجی که بازه زمانی ۱۷ تا ۳۰ آوریل را در بر گرفته، پس از صدور نتایج تحقیق «رابرت مولر» دادستان ویژه صورت گرفته است.
نتایج تحقیق میگوید دلیلی وجود ندارد که همکاری کمپین انتخاباتی ترامپ با روسیه را در جریان انتخابات ریاستجمهوری سال ۲۰۱۶ ثابت کند.
آمار گالوپ با صدور سلسله آماری اقتصادی همزمان شده است که نشان میدهد نرخ بیکاری به پایینترین سطح در تاریخ ایالات متحده رسیده است.
روزنامه «واشینگتن اگزامینر» نوشته است آمار نشان دهنده بالاترین آمار اشتغال در تاریخ آمریکاست.
در بازه زمانی مشابه در سال ۲۰۱۸ موسسه گالوپ نظرسنجی مشابهی انجام داده بود که آن هنگام نشان میداد محبوبیت ترامپ ۲۷ درصد است در حالی که ۵۹ درصد آمریکاییها با او مخالفند.
بالا رفتن محبوبیت ترامپ نشان از آن دارد که دولتش موفق شده آمریکاییها را متقاعد سازد.
ترامپ همچنان میان جمهوریخواهان بسیار محبوب است.
محبوبیت او در میان جمهوریخواهان به ۹۱ درصد رسیده در حالی که میان دمکراتها به ۱۲ درصد میرسد.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
Forwarded from پرواز فکر و اندیشه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وقتی از کازینو (قمارخانه) در صدا وسیما حرف میزنیم دقیقا از چه چیزی صحبت میکنیم ؟؟
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
✍️ محمدرضا جلائیپور
برای ویدیوهای شادی کودکان مدارس صحبت از استیضاح وزیر میکنند و نایبرئيس مجلس و وزیر آموزش با اظهاراتشان زمینهی برخورد امنیتی با تعدادی معلم و مدیر مدرسه را فراهم میسازند. آنهم در شرایطی که بیست سال است آتشسوزی در مدارس دهها کشته و آسیبدیده داشته و مکررا وعده داده شده همهی مدارس سیستم گرمایشی ایمن پیدا کنند و با این حال هیچ وزیر آموزش پرورش و مدیر عالیرتبهای به خاطر عدم تحقق این وعدهها استیضاح یا برکنار نشده است (به گفتهی رئيس سازمان تجهیز و نوسازی مدارس کشور هنوز بیش از ۴۰ درصد مدارس کشور به سیستم گرمایشی استاندارد مجهز نیست).
جناب آقای مطهری، جناب آقای بطحایی! از نسلی که در صداوسیمایش هیچ سازی را به چشم ندیده و در مدارس هم آموزش موسیقی نمیبیند انتظار دارید به جای ساسیمانکن و تتلو، شجریان و کوهن و یویوما و کلهر و شوبرت و موتزارت گوش کند؟ هر چه بکاری تو، همان بدروی. چهاردهه محدودسازی و سانسور و کنترل ویدیو و ماهواره و اینترنت هنوز شما را به این نتیجه نرسانده که دیگر نمیتوان شهروندان را قرنطینه کرد و جلوی رقص و شنیدن موسیقیشان را گرفت و با بگیر و ببند و پلیس فتا نتیجه نمیگیرید؟ کاش به جای حساسیت بیجا به شادی دانشآموزان و زمینهپروری برای برخوردهای امنیتی و سرکوبها و کنترلهای بیحاصل، ششدانگ توجهتان را در این روزها مصروف تجهیز و بازسازی دهها مدرسهی محروم مناطق سیلزده کنید.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
✍️ محمدرضا جلائیپور
برای ویدیوهای شادی کودکان مدارس صحبت از استیضاح وزیر میکنند و نایبرئيس مجلس و وزیر آموزش با اظهاراتشان زمینهی برخورد امنیتی با تعدادی معلم و مدیر مدرسه را فراهم میسازند. آنهم در شرایطی که بیست سال است آتشسوزی در مدارس دهها کشته و آسیبدیده داشته و مکررا وعده داده شده همهی مدارس سیستم گرمایشی ایمن پیدا کنند و با این حال هیچ وزیر آموزش پرورش و مدیر عالیرتبهای به خاطر عدم تحقق این وعدهها استیضاح یا برکنار نشده است (به گفتهی رئيس سازمان تجهیز و نوسازی مدارس کشور هنوز بیش از ۴۰ درصد مدارس کشور به سیستم گرمایشی استاندارد مجهز نیست).
جناب آقای مطهری، جناب آقای بطحایی! از نسلی که در صداوسیمایش هیچ سازی را به چشم ندیده و در مدارس هم آموزش موسیقی نمیبیند انتظار دارید به جای ساسیمانکن و تتلو، شجریان و کوهن و یویوما و کلهر و شوبرت و موتزارت گوش کند؟ هر چه بکاری تو، همان بدروی. چهاردهه محدودسازی و سانسور و کنترل ویدیو و ماهواره و اینترنت هنوز شما را به این نتیجه نرسانده که دیگر نمیتوان شهروندان را قرنطینه کرد و جلوی رقص و شنیدن موسیقیشان را گرفت و با بگیر و ببند و پلیس فتا نتیجه نمیگیرید؟ کاش به جای حساسیت بیجا به شادی دانشآموزان و زمینهپروری برای برخوردهای امنیتی و سرکوبها و کنترلهای بیحاصل، ششدانگ توجهتان را در این روزها مصروف تجهیز و بازسازی دهها مدرسهی محروم مناطق سیلزده کنید.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
چرا ایران تاریخ ندارد؟
رضا احمدی،مصطفی مهرآیین
۱. به نظر والتر بنیامین آنان که تاریخ میخوانند، همان پیشگویان پَسنگرند که از جایگاه کنونیشان تاریخ را بصورت رو به عقب حدس میزنند. در این نگاه، خوانشِ پَسنگرِ تاریخ صرفا از طریق گسستهای بالفعل اجتماعی و سیاسی در حال حاضر ممکن میشود. از همین رو مارکس میگفت بورژوازی اولیه طبقهای است که در تاریخ بشر بعنوان یک «طبقه» ظهور میکند، و پس از آن، تنها با روی کارآمدن سرمایهداری است که قادر هستیم کل تاریخِ قبل و بعد را به مثابه تاریخِ مبارزهی طبقاتی خوانش کنیم. همچنین با ظهور فاشیسم و گسست ذهنی و عینی در جنگ جهانی دوم بود که هانا آرنت توانست تاریخ و حقیقت اجتماعی را از چشمانداز توتالیتاریسم تفسیر و تبیین کند.
۲.برای جامعهی ایران در تاریخ تنها دو گسست حقیقی وجود دارد که اندیشیدن دربارهی سرگذشت این جامعه را فراهم میکند: آن دو گسست عبارت است ظهور اسلام و مدرنیته.این دو شکاف و گسست،البته، ریشه در وضعیت درونی ملت ایران و جغرافیای سیاسی و اجتماعی آن ندارند، بلکه رخدادهایی هستند که در جهان و تاریخی بیگانه از ما رخ داده اند.به عبارت دیگر این دو گسست عامل از خودبیگانگی ما بوده اند و ما هرگز قادر نبوده ایم تاریخ و سرگذشتی برای چنین جغرافیای ترسیم کنیم؛ بلکه همواره تلاش کرده ایم توضیح دهیم در نظر دیگری یعنی اسلام و مدرنیته چه هستیم. لذا پروژهای فکریِ افرادی نظیر سید جواد طباطبائی در ایران و محمد عابد الجابری و محمد آرکون در جهان عرب پروژههای استشراقی است.
۳.بنابراین کسانی که از منظر اسلام یا مدرنیته سرگذشت این جامعه را روایت میکنند فی الواقع تاریخ اسلام یا تاریخِ جهانِ مدرن را نقل میکنند نه ایران را. اگر درصدد خلق بینش تاریخی در خصوص ایران هستیم ابتدا باید به دنبال کشف و توصیف گسست ها و شکاف های عمیقی همچون حکومت فقه،ناتوانی در عمل،نظامی گری،جنگ با گستره سنی نشین همسایگان،ناتوانی در اصلاحات و... باشیم که وضعیت امروز ما را ممکن ساخته اند.
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
@flith
چرا ایران تاریخ ندارد؟
رضا احمدی،مصطفی مهرآیین
۱. به نظر والتر بنیامین آنان که تاریخ میخوانند، همان پیشگویان پَسنگرند که از جایگاه کنونیشان تاریخ را بصورت رو به عقب حدس میزنند. در این نگاه، خوانشِ پَسنگرِ تاریخ صرفا از طریق گسستهای بالفعل اجتماعی و سیاسی در حال حاضر ممکن میشود. از همین رو مارکس میگفت بورژوازی اولیه طبقهای است که در تاریخ بشر بعنوان یک «طبقه» ظهور میکند، و پس از آن، تنها با روی کارآمدن سرمایهداری است که قادر هستیم کل تاریخِ قبل و بعد را به مثابه تاریخِ مبارزهی طبقاتی خوانش کنیم. همچنین با ظهور فاشیسم و گسست ذهنی و عینی در جنگ جهانی دوم بود که هانا آرنت توانست تاریخ و حقیقت اجتماعی را از چشمانداز توتالیتاریسم تفسیر و تبیین کند.
۲.برای جامعهی ایران در تاریخ تنها دو گسست حقیقی وجود دارد که اندیشیدن دربارهی سرگذشت این جامعه را فراهم میکند: آن دو گسست عبارت است ظهور اسلام و مدرنیته.این دو شکاف و گسست،البته، ریشه در وضعیت درونی ملت ایران و جغرافیای سیاسی و اجتماعی آن ندارند، بلکه رخدادهایی هستند که در جهان و تاریخی بیگانه از ما رخ داده اند.به عبارت دیگر این دو گسست عامل از خودبیگانگی ما بوده اند و ما هرگز قادر نبوده ایم تاریخ و سرگذشتی برای چنین جغرافیای ترسیم کنیم؛ بلکه همواره تلاش کرده ایم توضیح دهیم در نظر دیگری یعنی اسلام و مدرنیته چه هستیم. لذا پروژهای فکریِ افرادی نظیر سید جواد طباطبائی در ایران و محمد عابد الجابری و محمد آرکون در جهان عرب پروژههای استشراقی است.
۳.بنابراین کسانی که از منظر اسلام یا مدرنیته سرگذشت این جامعه را روایت میکنند فی الواقع تاریخ اسلام یا تاریخِ جهانِ مدرن را نقل میکنند نه ایران را. اگر درصدد خلق بینش تاریخی در خصوص ایران هستیم ابتدا باید به دنبال کشف و توصیف گسست ها و شکاف های عمیقی همچون حکومت فقه،ناتوانی در عمل،نظامی گری،جنگ با گستره سنی نشین همسایگان،ناتوانی در اصلاحات و... باشیم که وضعیت امروز ما را ممکن ساخته اند.
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
.
سوال : علی مطهری چیست ؟؟
#علی_مطهری یک هواپیمای دو موتوره است که موتور آزادیهای سیاسی روی بال راستش سوار شده و موتور آزادیهای اجتماعی روی بال چپ اما چون متاسفانه موتور سمت چپ کار نمیکند ایشان فقط با موتور سمت راست پرواز میکنند !!
مثلا آقای مطهری گفته : من با نشاط مبتذل مخالفم وگرنه اگر این نشاط کنترلشده و در #چهارچوب_شرع باشد هیچکس حق ندارد جلوی آن را بگیرد ... خب من واقعا از ایشان تشکر میکنم که جلوی نشاط کنترل شده در چهارچوب شرع را نمیگیرد ولی این نشاط کنترلشده واقعا یعنی چه ؟ مثلا شما رقص را کنترل کن میشود ورزش صبحگاهی ، موسیقی رپ را کنترل کن و در چهارچوب شرع بیاور میشود نوحهخوانی محمود کریمی ، عطر شانل را کنترل کن میشود عطر مشهدی ، قهقهه زدن را کنترل کن میشود تبسممُلوکانه باچشمهای حزباللهی پسند ، شادی بعد از گل در استادیوم را کنترل کن میشود فحش خوار و مادر به همراه حمله به اتوبوس تیم بعد از هر شکشت ... آدم نمیفهمد که چطور است در مملکت سنگ پرت کردن و فحش دادن و از دیوار سفارت بالا رفتن را کسی کنترل نمیکند ولی همه به فکر کنترل نشاط در چهارچوب شریعت هستند ؟!!
اصلا بگو جوانی یعنی چه ؟ جز این است که جوانی یعنی موسیقی ، عشق ، شادی ، شوخی ، زیبایی ، لباس خوب ، تحصیل ، امید ، شور و شوق و همه چیزهایی که به موجب قوانین شما ممنوع است ؟؟ آن جوانی که چهره محبوبش جنتی و کاظم صدیقی و علم الهدیست که جوان نیست پیرمردیست که هنوز موهایش سفید نشده حالا هی بگویید تقصیر نظام استکبار است که جوانان مملکت از خدا و دین بیزار شدهاند و به مسجد نمیروند ، من که نمیفهمم چطور میشود یک شخص ، حق مخالفت با حاکمیت را بپذیرد ولی با لاک زدن در دانشگاه یا رقصیدن در مدرسه مشکل داشته باشد !!
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
@flith
.
سوال : علی مطهری چیست ؟؟
#علی_مطهری یک هواپیمای دو موتوره است که موتور آزادیهای سیاسی روی بال راستش سوار شده و موتور آزادیهای اجتماعی روی بال چپ اما چون متاسفانه موتور سمت چپ کار نمیکند ایشان فقط با موتور سمت راست پرواز میکنند !!
مثلا آقای مطهری گفته : من با نشاط مبتذل مخالفم وگرنه اگر این نشاط کنترلشده و در #چهارچوب_شرع باشد هیچکس حق ندارد جلوی آن را بگیرد ... خب من واقعا از ایشان تشکر میکنم که جلوی نشاط کنترل شده در چهارچوب شرع را نمیگیرد ولی این نشاط کنترلشده واقعا یعنی چه ؟ مثلا شما رقص را کنترل کن میشود ورزش صبحگاهی ، موسیقی رپ را کنترل کن و در چهارچوب شرع بیاور میشود نوحهخوانی محمود کریمی ، عطر شانل را کنترل کن میشود عطر مشهدی ، قهقهه زدن را کنترل کن میشود تبسممُلوکانه باچشمهای حزباللهی پسند ، شادی بعد از گل در استادیوم را کنترل کن میشود فحش خوار و مادر به همراه حمله به اتوبوس تیم بعد از هر شکشت ... آدم نمیفهمد که چطور است در مملکت سنگ پرت کردن و فحش دادن و از دیوار سفارت بالا رفتن را کسی کنترل نمیکند ولی همه به فکر کنترل نشاط در چهارچوب شریعت هستند ؟!!
اصلا بگو جوانی یعنی چه ؟ جز این است که جوانی یعنی موسیقی ، عشق ، شادی ، شوخی ، زیبایی ، لباس خوب ، تحصیل ، امید ، شور و شوق و همه چیزهایی که به موجب قوانین شما ممنوع است ؟؟ آن جوانی که چهره محبوبش جنتی و کاظم صدیقی و علم الهدیست که جوان نیست پیرمردیست که هنوز موهایش سفید نشده حالا هی بگویید تقصیر نظام استکبار است که جوانان مملکت از خدا و دین بیزار شدهاند و به مسجد نمیروند ، من که نمیفهمم چطور میشود یک شخص ، حق مخالفت با حاکمیت را بپذیرد ولی با لاک زدن در دانشگاه یا رقصیدن در مدرسه مشکل داشته باشد !!
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
🔴گفتوگوبا علی رضا قلی نویسنده کتاب جامعه شناسی نخبه کشی:چگونه در مسیر توسعه عقب ماندیم؟ نخبگان مصلح تنهایند
🔹«جامعهشناسی نخبهکشی» اکنون به چاپ چهلویکم رسیده است و همچنان با شمارگان بالا منتشر میشود. علی رضاقلی نخستینبار در سال77 این کتاب را منتشر و این سؤال را مطرح کرد که آیا تغییر و اصلاح در ساخت و بافت جوامع بهدست نخبگان و از بالا انجام میشود یا با تحول در بستر اجتماعی و از پایین. این کتاب به تحلیل شرایط سیاسی، اجتماعی و فرهنگی زمان قائممقام فراهانی، امیرکبیر و مصدق میپردازد:
🔹آن زمان نظرم این بود که ایران به لحاظ ویژگیهای تاریخی، از نوع کیفیت جمعیت گرفته تا نوع نهاد و سازمانها، توزیع رانت و دستکاری در تنظیم نظام اقتصادی همواره سعی کرده مانند دیگر قدرتها و کشورها از سیاستهای نظامی خود دفاع کند. این مسئله به استناد گلستان سعدی و شاهنامه فردوسی در ایران ریشه تاریخی داشته است. گرچه در ایران شکوفایی اقتصادی ناشی از فروش نفت است، اما هزار سال ایلات در ایران حکومت میکردند تا این کشور به مشروطه برسد.
🔹این پیشینه تاریخی، ساختاری در ایران شکل داده که هرچه امروز تلاش میشود تا آمادگی لازم برای حرکت به سمت نظامی مدرن را پیدا کنیم، موفق نمیشویم. یکبار هم که در نیم قرن گذشته، مسیری را در جهت مدرن شدن انتخاب کردیم، هر چند وابسته به شرایط نفتی بود، نتوانست حرکت خود را ادامه دهد. بنابراین نخبگان مصلح در این کشور بسیار تنهایند. نه اینکه وطنپرستی در این کشور وجود نداشته باشد بلکه شرایط بهگونهای است که قادر به عکسالعملی نیستند. نخبگان اصلاحات معمولا با آن دسته که در توزیع رانت و برداشت رانت ذینفعاند و منافعی داشته و دارای قدرت چانهزنی هستند مشکل دارند.
🔹مصلحان معمولا در مواجهه با انبوهی از افراد قرار میگیرند که منافع شخصی را به منافع ملی ترجیح میدهند. بنابراین مصلحان یا همان نخبگان اصلاحگر، نمیتوانند کاری از پیش ببرند و وقتی این وضعیت تشدید میشود، عرصه برای آنها تنگ خواهد شد. همین تعارضات بود که قائممقام را در روزگاری از بین برد؛ مدیر جرأت مدیریت هزینهها را نداشت. اصلاحگر در این کشور تنهاست و به قول میرزاتقیخان امیرکبیر برای نخبه اصلاحگر: «ز منجنیق فلک سنگ فتنه میبارد.»
🔹راهحلی که به ذهن نوبلگرفتگان و بعضی کارشناسان و متخصصان دیگر میرسد این است که انحصار قدرت که منجر به توزیع رانت غیرمولد خواهد شد، شکسته شود. پس از آن است که آرامآرام باید توانمندسازی جامعه برای نظارت بر حقوق خود شکل بگیرد.
🔹هر گروهی میتواند نخبگان خودش را داشته باشد. حتی ممکن است بتوان این نوع نخبگان را پرورش داد. دزدان و مفاسد هم نخبگان خودشان را دارند. در کتاب نخبهکشی بیشتر منظور، نخبگان اصلاحات است. اما نخبگان اصلاحگری که نزدیک به قدرت نیستند هم آسیب میبینند. مثلا استادان دانشگاهی را درنظر بگیرید که در طول سالیان سرشکسته میشوند. بعضی از آنها را اگر در سالهای نخست فعالیتشان ببینید فکر میکنید جایزه نوبل برنده خواهند شد، اما 20سال که از خدمتشان سر کلاس میگذرد، انسانهای روزمره و بیانگیزهای میشوند. چهکسی در بیانگیزهشدن و کشتن این نخبگان مقصر است؟ حتی دانشجویان ترجیح میدهند استادشان کار و تمرین جدی از آنها نخواهد. این استادان با وزارت علوم، حراست و... چه مشکلاتی دارند؟ چرا سرشکسته میشوند؟ میتوانید سری به علامه بزنید و از بعضی استادان این دانشگاه سؤال کنید چه موانعی در این سالها پیشرویشان قرار داشته. چرا بیانگیزه شدهاند؟
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
@flith
🔴گفتوگوبا علی رضا قلی نویسنده کتاب جامعه شناسی نخبه کشی:چگونه در مسیر توسعه عقب ماندیم؟ نخبگان مصلح تنهایند
🔹«جامعهشناسی نخبهکشی» اکنون به چاپ چهلویکم رسیده است و همچنان با شمارگان بالا منتشر میشود. علی رضاقلی نخستینبار در سال77 این کتاب را منتشر و این سؤال را مطرح کرد که آیا تغییر و اصلاح در ساخت و بافت جوامع بهدست نخبگان و از بالا انجام میشود یا با تحول در بستر اجتماعی و از پایین. این کتاب به تحلیل شرایط سیاسی، اجتماعی و فرهنگی زمان قائممقام فراهانی، امیرکبیر و مصدق میپردازد:
🔹آن زمان نظرم این بود که ایران به لحاظ ویژگیهای تاریخی، از نوع کیفیت جمعیت گرفته تا نوع نهاد و سازمانها، توزیع رانت و دستکاری در تنظیم نظام اقتصادی همواره سعی کرده مانند دیگر قدرتها و کشورها از سیاستهای نظامی خود دفاع کند. این مسئله به استناد گلستان سعدی و شاهنامه فردوسی در ایران ریشه تاریخی داشته است. گرچه در ایران شکوفایی اقتصادی ناشی از فروش نفت است، اما هزار سال ایلات در ایران حکومت میکردند تا این کشور به مشروطه برسد.
🔹این پیشینه تاریخی، ساختاری در ایران شکل داده که هرچه امروز تلاش میشود تا آمادگی لازم برای حرکت به سمت نظامی مدرن را پیدا کنیم، موفق نمیشویم. یکبار هم که در نیم قرن گذشته، مسیری را در جهت مدرن شدن انتخاب کردیم، هر چند وابسته به شرایط نفتی بود، نتوانست حرکت خود را ادامه دهد. بنابراین نخبگان مصلح در این کشور بسیار تنهایند. نه اینکه وطنپرستی در این کشور وجود نداشته باشد بلکه شرایط بهگونهای است که قادر به عکسالعملی نیستند. نخبگان اصلاحات معمولا با آن دسته که در توزیع رانت و برداشت رانت ذینفعاند و منافعی داشته و دارای قدرت چانهزنی هستند مشکل دارند.
🔹مصلحان معمولا در مواجهه با انبوهی از افراد قرار میگیرند که منافع شخصی را به منافع ملی ترجیح میدهند. بنابراین مصلحان یا همان نخبگان اصلاحگر، نمیتوانند کاری از پیش ببرند و وقتی این وضعیت تشدید میشود، عرصه برای آنها تنگ خواهد شد. همین تعارضات بود که قائممقام را در روزگاری از بین برد؛ مدیر جرأت مدیریت هزینهها را نداشت. اصلاحگر در این کشور تنهاست و به قول میرزاتقیخان امیرکبیر برای نخبه اصلاحگر: «ز منجنیق فلک سنگ فتنه میبارد.»
🔹راهحلی که به ذهن نوبلگرفتگان و بعضی کارشناسان و متخصصان دیگر میرسد این است که انحصار قدرت که منجر به توزیع رانت غیرمولد خواهد شد، شکسته شود. پس از آن است که آرامآرام باید توانمندسازی جامعه برای نظارت بر حقوق خود شکل بگیرد.
🔹هر گروهی میتواند نخبگان خودش را داشته باشد. حتی ممکن است بتوان این نوع نخبگان را پرورش داد. دزدان و مفاسد هم نخبگان خودشان را دارند. در کتاب نخبهکشی بیشتر منظور، نخبگان اصلاحات است. اما نخبگان اصلاحگری که نزدیک به قدرت نیستند هم آسیب میبینند. مثلا استادان دانشگاهی را درنظر بگیرید که در طول سالیان سرشکسته میشوند. بعضی از آنها را اگر در سالهای نخست فعالیتشان ببینید فکر میکنید جایزه نوبل برنده خواهند شد، اما 20سال که از خدمتشان سر کلاس میگذرد، انسانهای روزمره و بیانگیزهای میشوند. چهکسی در بیانگیزهشدن و کشتن این نخبگان مقصر است؟ حتی دانشجویان ترجیح میدهند استادشان کار و تمرین جدی از آنها نخواهد. این استادان با وزارت علوم، حراست و... چه مشکلاتی دارند؟ چرا سرشکسته میشوند؟ میتوانید سری به علامه بزنید و از بعضی استادان این دانشگاه سؤال کنید چه موانعی در این سالها پیشرویشان قرار داشته. چرا بیانگیزه شدهاند؟
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
فردریک کبیر پادشاه پروس در زمان جوانی که هنوز مقام ولیعهدی داشت و از مصاحبت ولتر فیلسوف فرانسوی برخوردار بود، به تشویق ولتر کتابی به زبان فرانسه با عنوان «آنتی ماکیاولی» نوشت و نظریات ماکیاولی را جزءبهجزء به باد انتقاد گرفت و همهی آنها را مخالف قوانین اخلاق نامید، ولی همینکه به تخت شاهی نشست و خود را در محاصرهی رقیبانی یافت که از همه سو بر منافع کشورش چشم دوخته بودند از همهی قوانین سیاست که ماکیاولی مخصوصاً در «شهریار» باز نموده است موبهمو پیروی کرد و معروف است که هیچ مرد سیاسی قانون «مصلحت دولت» را بهدقت و شدت او رعایت ننموده است، و سرانجام در وصیتنامهی سیاسی خود حق را به ماکیاولی داد و نوشت که در میان جاهطلبان بیملاحظه کسی که پایبند اخلاق باشد زنده نمیماند؛ و ولتر نیز در خاطراتش، وقتیکه به یاد آورد که شاهزادهی پروس را به نوشتن کتابی بر ضد ماکیاولی تشویق کرده است، تمامی ذوق و طنز خود را در این جمله گرد آورد: «اگر ماکیاولی آموزگار شاهزادهای میبود، نخستین کاری که به او توصیه میکرد این بود که کتابی بر ضد ماکیاولیسم بنویسد.»
#_گفتارها
ماکیاولی | یادداشت مترجم: محمدحسن لطفی
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
@flith
فردریک کبیر پادشاه پروس در زمان جوانی که هنوز مقام ولیعهدی داشت و از مصاحبت ولتر فیلسوف فرانسوی برخوردار بود، به تشویق ولتر کتابی به زبان فرانسه با عنوان «آنتی ماکیاولی» نوشت و نظریات ماکیاولی را جزءبهجزء به باد انتقاد گرفت و همهی آنها را مخالف قوانین اخلاق نامید، ولی همینکه به تخت شاهی نشست و خود را در محاصرهی رقیبانی یافت که از همه سو بر منافع کشورش چشم دوخته بودند از همهی قوانین سیاست که ماکیاولی مخصوصاً در «شهریار» باز نموده است موبهمو پیروی کرد و معروف است که هیچ مرد سیاسی قانون «مصلحت دولت» را بهدقت و شدت او رعایت ننموده است، و سرانجام در وصیتنامهی سیاسی خود حق را به ماکیاولی داد و نوشت که در میان جاهطلبان بیملاحظه کسی که پایبند اخلاق باشد زنده نمیماند؛ و ولتر نیز در خاطراتش، وقتیکه به یاد آورد که شاهزادهی پروس را به نوشتن کتابی بر ضد ماکیاولی تشویق کرده است، تمامی ذوق و طنز خود را در این جمله گرد آورد: «اگر ماکیاولی آموزگار شاهزادهای میبود، نخستین کاری که به او توصیه میکرد این بود که کتابی بر ضد ماکیاولیسم بنویسد.»
#_گفتارها
ماکیاولی | یادداشت مترجم: محمدحسن لطفی
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
💢 رگ گردنتان باد نکند، ابتذال جای دیگریست.
✍️ مهدی فتحی / معلم
🔹اخیرا کلیپی از یک مدرسه پخش شده است که در آن دانشآموزان بطور هماهنگ و یکصدا آهنگی از *ساسی مانکن* را میخوانند. عدهای هم رگ گردنشان باد کرده است و در حال جمع آوری امضاء برای اخراج مدیراین مدرسه هستند. عدهای دیگر نیز فریاد وامصیبتا سر میدهند که پایههای اسلام به لرزه درآمد.
*وقتی دانشآموزان *شین آباد* در آتشِ بی تدبیریِ وزارت آموزش و پرورش، مجلس و نهادهای ذیربط سوختند و تااکنون که سالها از آن ماجرا میگذرد هیچ کار مثبتی برای آنها انجام نشده است چرا رگ گردنتان باد نکرد؟ چرا وقتی دانش آموزان *دورودزن* که قربانی آتشسوزیِ چند سال پیش شدهاند، چندین ساعت در ساختمان شهید رجایی منتظر ماندند که وزیر را ببینند و دست آخر با دخالت پلیس از در پشتی وزارتخانه بیرونشان کردند رگ گردنتان باد نکرد؟ چرا وقتی دیوار فرسوده مدرسه بر سر *دنیا ویسی در کردستان، و حمیدرضا گنگوزهی* در بلوچستان فرو ریخت، و منجر به کشته شدنشان شد رگ گردن تان باد نکرد؟
*آنجا که به کودکان علناً تجاوز شد و فلان قاری قرآن و فلان روحانی اقدام به آزار جنسی کودکان و زنان و... کردند کجا بودید* و چرا بلوا به پا نکردید و چرا پایه های اسلام به لرزه در نیامد؟ یعنی واقعا تا این اندازه از جامعه فاصله گرفتهاید که نمیدانید در بطن جامعه چه میگذرد؟ آیا واقعا تا این اندازه از نیازهای نسل جدید بیخبر هستید؟
🔹اگر توان حضور در بطن جامعه را ندارید لااقل از متخصصین و صاحبنظران سوال کنید. و یا از افرادی که در بطن جامعه هستند جویای احوال نسل جدید باشید.
چرا نمیپذیرید که نسل جدید آن نسلی نیست که شما برایش برنامه ریزی کرده بودید. و آموزش هایی که شماها برایشان در مدارس و کتاب های درسی در نظر گرفته بودید؛ نتیجه عکس دادهاند، و این یعنی شکستِ تمامی سیاستهای ایدئولوژیک و آموزشها و تربیتهای غلطی که برای رسیدن به آن جامعهٔ آرمانی برنامهریزی کرده بودید.
🔹باید بپذیرید که نسل جدید آن چیزهایی که شما در مدارس و تلویزیون و... به خورد افکارشان دادهاید را بدانگونه که شما پیشبینی کرده بودید و بدین گونه که شما میخواهید بیاموزند نیاموختهاند، و ذهن اغلب بچهها پر از ساسی مانکن هاییست که شما فقط یک نمونه آن را بصورت کاملا اتفاقی دیدید.
🔹اکنون حتی پدر و مادرهایی که مثل شما میاندیشند نیز نمیتوانند بپذیرند که فرزندان آنها هم تا حدود زیادی اینگونه شدهاند و اگر خودِ واقعیِ کودکانشان را ببینند؛ پر از چنین آهنگها و آوازهایی است که آن را ابتذل می انگارند.
🔺 اما ابتذال واقعی اینجا رخ نداده است.
👈 ابتذال آنجایی رخ داده است که افرادی که بجز دروس حوزوی و چند کتاب دینی چیز دیگری نخوانده اند و بجز مسجد و منبر و حوزه علمیه جای دیگری را نمیشناسند در رأس برنامهریزان درسی و تربیتی قرار گرفته و برای دانشآموزان کشور و نسلهایی که با آن کاملاً بیگانه هستند در حال تصمیمگیریاند.*
👈 ابتذال آنجایی رخ داده است که *روحانیت جایگاه خود را از مسجد و منبر رها کرده و در تمامی بخش های جامعه، از هستهای گرفته تا صدا و سیما، مدرسه، ورزش و... ورود پیدا کردند و خواستند سکاندارِ تمامی بخشهای جامعه اعم از تخصصی و غیرتخصصی، دینی و غیردینی، عمومی و غیرعمومی شوند.* و اینچنین بار آوردند که میبینیم. و جالب تر اینکه خود را مسئول هیچ یک از مشکلات پیش آمدهٔ کنونی نیز نمیدانند.
👈ابتذال آنجایی رخ داد که افرادی که جای مهر پیشانیشان از دهها متر آنطرفتر پیدا بود، با چند هزار میلیارد اختلاس از کشور خارج و یا هنوز در داخل کشورند و راست راست جلو چشم مردم راه میروند و داغ مردم را تازهتر مینمایند.*
👈 ابتذال واقعی آنجایی رخ داد که نان از سفره های مردم رخت بربست و فقر از یک درب به خانه های مردم وارد شد و ایمان از درب دیگر از خانههایشان خارج گشت.*
🔹نیازِ کودکانِ ما شادی است، و نسل جدید شادی را نتوانستند از آهنگ های مورد تأیید شما آقایان جستجو کنند. در نتیجه ناچار شدند آن را در جاهایی غیر از آنچه شما پیش بینی کرده بودید بیابند و دنبالش بروند. نسل جدید نسلی پر جرأت و با شهامت است و بر خواسته هایش پافشاری خواهد کرد. یقین بدانید آن نسلِ حرف گوش کن، فلک شده و توسریخور دارند پیر میشوند و نسل کنونی خیلی از آرمانها و خواسته های نسل پیر شده را اصلا قبول ندارند، چه برسد به اینکه بخواهند بر تحقق آنها همتی بگمارند.
🔹این کلیپ نمودی واقعی از نسل جدید و نیازهای آن است. پس بجای ابتذال خواندن آن، تنبیه آنها و برخورد با مسببین این واقعه، در راههای رسیدن به اهداف و آرمان هایی که مد نظرتان است بازنگری اساسی کنید.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
💢 رگ گردنتان باد نکند، ابتذال جای دیگریست.
✍️ مهدی فتحی / معلم
🔹اخیرا کلیپی از یک مدرسه پخش شده است که در آن دانشآموزان بطور هماهنگ و یکصدا آهنگی از *ساسی مانکن* را میخوانند. عدهای هم رگ گردنشان باد کرده است و در حال جمع آوری امضاء برای اخراج مدیراین مدرسه هستند. عدهای دیگر نیز فریاد وامصیبتا سر میدهند که پایههای اسلام به لرزه درآمد.
*وقتی دانشآموزان *شین آباد* در آتشِ بی تدبیریِ وزارت آموزش و پرورش، مجلس و نهادهای ذیربط سوختند و تااکنون که سالها از آن ماجرا میگذرد هیچ کار مثبتی برای آنها انجام نشده است چرا رگ گردنتان باد نکرد؟ چرا وقتی دانش آموزان *دورودزن* که قربانی آتشسوزیِ چند سال پیش شدهاند، چندین ساعت در ساختمان شهید رجایی منتظر ماندند که وزیر را ببینند و دست آخر با دخالت پلیس از در پشتی وزارتخانه بیرونشان کردند رگ گردنتان باد نکرد؟ چرا وقتی دیوار فرسوده مدرسه بر سر *دنیا ویسی در کردستان، و حمیدرضا گنگوزهی* در بلوچستان فرو ریخت، و منجر به کشته شدنشان شد رگ گردن تان باد نکرد؟
*آنجا که به کودکان علناً تجاوز شد و فلان قاری قرآن و فلان روحانی اقدام به آزار جنسی کودکان و زنان و... کردند کجا بودید* و چرا بلوا به پا نکردید و چرا پایه های اسلام به لرزه در نیامد؟ یعنی واقعا تا این اندازه از جامعه فاصله گرفتهاید که نمیدانید در بطن جامعه چه میگذرد؟ آیا واقعا تا این اندازه از نیازهای نسل جدید بیخبر هستید؟
🔹اگر توان حضور در بطن جامعه را ندارید لااقل از متخصصین و صاحبنظران سوال کنید. و یا از افرادی که در بطن جامعه هستند جویای احوال نسل جدید باشید.
چرا نمیپذیرید که نسل جدید آن نسلی نیست که شما برایش برنامه ریزی کرده بودید. و آموزش هایی که شماها برایشان در مدارس و کتاب های درسی در نظر گرفته بودید؛ نتیجه عکس دادهاند، و این یعنی شکستِ تمامی سیاستهای ایدئولوژیک و آموزشها و تربیتهای غلطی که برای رسیدن به آن جامعهٔ آرمانی برنامهریزی کرده بودید.
🔹باید بپذیرید که نسل جدید آن چیزهایی که شما در مدارس و تلویزیون و... به خورد افکارشان دادهاید را بدانگونه که شما پیشبینی کرده بودید و بدین گونه که شما میخواهید بیاموزند نیاموختهاند، و ذهن اغلب بچهها پر از ساسی مانکن هاییست که شما فقط یک نمونه آن را بصورت کاملا اتفاقی دیدید.
🔹اکنون حتی پدر و مادرهایی که مثل شما میاندیشند نیز نمیتوانند بپذیرند که فرزندان آنها هم تا حدود زیادی اینگونه شدهاند و اگر خودِ واقعیِ کودکانشان را ببینند؛ پر از چنین آهنگها و آوازهایی است که آن را ابتذل می انگارند.
🔺 اما ابتذال واقعی اینجا رخ نداده است.
👈 ابتذال آنجایی رخ داده است که افرادی که بجز دروس حوزوی و چند کتاب دینی چیز دیگری نخوانده اند و بجز مسجد و منبر و حوزه علمیه جای دیگری را نمیشناسند در رأس برنامهریزان درسی و تربیتی قرار گرفته و برای دانشآموزان کشور و نسلهایی که با آن کاملاً بیگانه هستند در حال تصمیمگیریاند.*
👈 ابتذال آنجایی رخ داده است که *روحانیت جایگاه خود را از مسجد و منبر رها کرده و در تمامی بخش های جامعه، از هستهای گرفته تا صدا و سیما، مدرسه، ورزش و... ورود پیدا کردند و خواستند سکاندارِ تمامی بخشهای جامعه اعم از تخصصی و غیرتخصصی، دینی و غیردینی، عمومی و غیرعمومی شوند.* و اینچنین بار آوردند که میبینیم. و جالب تر اینکه خود را مسئول هیچ یک از مشکلات پیش آمدهٔ کنونی نیز نمیدانند.
👈ابتذال آنجایی رخ داد که افرادی که جای مهر پیشانیشان از دهها متر آنطرفتر پیدا بود، با چند هزار میلیارد اختلاس از کشور خارج و یا هنوز در داخل کشورند و راست راست جلو چشم مردم راه میروند و داغ مردم را تازهتر مینمایند.*
👈 ابتذال واقعی آنجایی رخ داد که نان از سفره های مردم رخت بربست و فقر از یک درب به خانه های مردم وارد شد و ایمان از درب دیگر از خانههایشان خارج گشت.*
🔹نیازِ کودکانِ ما شادی است، و نسل جدید شادی را نتوانستند از آهنگ های مورد تأیید شما آقایان جستجو کنند. در نتیجه ناچار شدند آن را در جاهایی غیر از آنچه شما پیش بینی کرده بودید بیابند و دنبالش بروند. نسل جدید نسلی پر جرأت و با شهامت است و بر خواسته هایش پافشاری خواهد کرد. یقین بدانید آن نسلِ حرف گوش کن، فلک شده و توسریخور دارند پیر میشوند و نسل کنونی خیلی از آرمانها و خواسته های نسل پیر شده را اصلا قبول ندارند، چه برسد به اینکه بخواهند بر تحقق آنها همتی بگمارند.
🔹این کلیپ نمودی واقعی از نسل جدید و نیازهای آن است. پس بجای ابتذال خواندن آن، تنبیه آنها و برخورد با مسببین این واقعه، در راههای رسیدن به اهداف و آرمان هایی که مد نظرتان است بازنگری اساسی کنید.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
قدیمیها با این عقیده دشمنند، جوانها هم عقلشان باین کارها نمیرسد!
تلکه- اگر بگویم اصل و ریشه آنرا هم نمیدانم، خواننده عزیز حمل بر بیسوادی من نمیفرمایند، زیرا این قبیل استعارات اکثر از میان عوام بیرون میآید و کمکم منتشر و قابل نوشتن میشود. اغلب ریشه و اصلی هم ندارند. تمام لغات و استعارات دنیا هم همینطورها اتخاذ شده است. نباید دور لغات و استعارات را فقط بجهت اینکه در کتاب لغت نوشته نشده است دیوار کشید و از ورود آنها در جزو لغات مصطلح پدر و مادردار جلوگیری کرد. در لغات و استعارات باید دمکراسی وارد شود و کهنهپرستی از بین برود و الا زبان در چهارچوب لغات و استعارات محدود ادوار قبل باقی میماند. بعضی معتقدند که کلیه لغات و استعارات و کنایاتی که در کلیه زبانهای نوع بشر وجود دارد از روی شوخی و مسخرگی اتخاذ شده که مثلا خواستهاند چیزی را مسخره کنند اسمی روی آن گذاشتهاند و بعدها در دهنها افتاده بعضیهاش بسلیقه عامه نچسبیده، فراموش شده و آنها که با فکر مردم متناسب بوده است رواج گرفته و کمکم قابل نوشتن شده و بالاخره در قاموسها درج گردیده. من اگر در لغات این عقیده را نداشته باشم در استعارات و کنایات کاملا با این عقیده همراه، و معتقدم که صدی نود از کنایات مصطلح در هر زبانی، بدوا از راه شوخی و مسخرگی اتخاذ شده است و هرقدر ظرافت استعاره بیشتر بوده است، زودتر منتشر و عالمگیر شده است. پنجاه سال قبل هیچکس جمله مرکب حق بجانب را استعمال نمیکرد و من این لغت را برای دفعه اول از مرحوم نورالدین پیرزاده شنیدم. بعد از چند ماهی این لغت مرکب در وزارت خارجه منتشر شد و از آنجا، کمکم بسایر جاها هم رسید و امروز یکی از لغات مرکب بسیار کثیرالاستعمالی است که در همه جا مورد استعمال دارد، در صورتیکه آنروزیکه مرحوم نورالدین پیرزاده که تصور میکنم خود مخترع این لغت بوده، این جمله مرکب را استعمال میکرد، مقصودی، جز خوشمزگی در صحبت و مسخرگی نداشت، ولی آن مرحوم در همین روزها یک جمله دیگری هم اختراع کرده بود که در صحبتهای خود بکار میبست و آن مقاله خواندن و مقصودش از این جمله، استراق سمع بود، که یکی از رفقایش روزی برای استراق سمع در کنجی نشسته و وانمود میکرده است که سرش گرم روزنامهخوانی است، در صورتیکه مقصودش استراقسمع بوده است، ولی این جمله فقط چند ماهی در وزارت خارجه شیوع پیدا کرد و چون مثل حقبجانب، طرف حاجت نبود، کمکم از بین رفت و فراموش شد. از این جمله نتیجه میگیریم که همانطور که در دمکراسی باید تعلیم و تربیت و زبان و قلم آزاد باشد، و جلو ترقی افراد گرفته نشود همانطور در ادبیات و زبان هم نباید قید و بندی در لغات و استعارات در کار باشد، هرچه همه گفتند، باید نوشت، که محفوظ بماند و زبان از حیث کنایه و استعاره که بیشتر از هرچیز مایه شیرینی یک زبان است ترقی کند.
کار ابزار گل و بلبل و ساده و باده و استعارات نجومی و فلکی کهنه شده و اکثر با موازین علمی هم مطابقه ندارد، باید آنها را دور انداخت و کنایات و استعارات و لغاتی که متناسب با قرن اتم باشد پیدا کرد و راه آنهم جز بآزاد گذاشتن و تشویق از ایجاد استعارات جدید بنوشتن در کتابها نیست ولی کی اینکار را بکند؟
قدیمیها اصلاها با این عقیده، دشمنند، جوانها هم بیرودربایستی مینویسم نه عقلشان، و نه حوصلهشان، هیچیک، باین کارها نمیرسد. (مستوفی، 1343: ج3، 6/495)
مأخذ: مستوفی، عبدالله. 1343. شرح زندگانی من. تهران: زوار.
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
@flith
قدیمیها با این عقیده دشمنند، جوانها هم عقلشان باین کارها نمیرسد!
تلکه- اگر بگویم اصل و ریشه آنرا هم نمیدانم، خواننده عزیز حمل بر بیسوادی من نمیفرمایند، زیرا این قبیل استعارات اکثر از میان عوام بیرون میآید و کمکم منتشر و قابل نوشتن میشود. اغلب ریشه و اصلی هم ندارند. تمام لغات و استعارات دنیا هم همینطورها اتخاذ شده است. نباید دور لغات و استعارات را فقط بجهت اینکه در کتاب لغت نوشته نشده است دیوار کشید و از ورود آنها در جزو لغات مصطلح پدر و مادردار جلوگیری کرد. در لغات و استعارات باید دمکراسی وارد شود و کهنهپرستی از بین برود و الا زبان در چهارچوب لغات و استعارات محدود ادوار قبل باقی میماند. بعضی معتقدند که کلیه لغات و استعارات و کنایاتی که در کلیه زبانهای نوع بشر وجود دارد از روی شوخی و مسخرگی اتخاذ شده که مثلا خواستهاند چیزی را مسخره کنند اسمی روی آن گذاشتهاند و بعدها در دهنها افتاده بعضیهاش بسلیقه عامه نچسبیده، فراموش شده و آنها که با فکر مردم متناسب بوده است رواج گرفته و کمکم قابل نوشتن شده و بالاخره در قاموسها درج گردیده. من اگر در لغات این عقیده را نداشته باشم در استعارات و کنایات کاملا با این عقیده همراه، و معتقدم که صدی نود از کنایات مصطلح در هر زبانی، بدوا از راه شوخی و مسخرگی اتخاذ شده است و هرقدر ظرافت استعاره بیشتر بوده است، زودتر منتشر و عالمگیر شده است. پنجاه سال قبل هیچکس جمله مرکب حق بجانب را استعمال نمیکرد و من این لغت را برای دفعه اول از مرحوم نورالدین پیرزاده شنیدم. بعد از چند ماهی این لغت مرکب در وزارت خارجه منتشر شد و از آنجا، کمکم بسایر جاها هم رسید و امروز یکی از لغات مرکب بسیار کثیرالاستعمالی است که در همه جا مورد استعمال دارد، در صورتیکه آنروزیکه مرحوم نورالدین پیرزاده که تصور میکنم خود مخترع این لغت بوده، این جمله مرکب را استعمال میکرد، مقصودی، جز خوشمزگی در صحبت و مسخرگی نداشت، ولی آن مرحوم در همین روزها یک جمله دیگری هم اختراع کرده بود که در صحبتهای خود بکار میبست و آن مقاله خواندن و مقصودش از این جمله، استراق سمع بود، که یکی از رفقایش روزی برای استراق سمع در کنجی نشسته و وانمود میکرده است که سرش گرم روزنامهخوانی است، در صورتیکه مقصودش استراقسمع بوده است، ولی این جمله فقط چند ماهی در وزارت خارجه شیوع پیدا کرد و چون مثل حقبجانب، طرف حاجت نبود، کمکم از بین رفت و فراموش شد. از این جمله نتیجه میگیریم که همانطور که در دمکراسی باید تعلیم و تربیت و زبان و قلم آزاد باشد، و جلو ترقی افراد گرفته نشود همانطور در ادبیات و زبان هم نباید قید و بندی در لغات و استعارات در کار باشد، هرچه همه گفتند، باید نوشت، که محفوظ بماند و زبان از حیث کنایه و استعاره که بیشتر از هرچیز مایه شیرینی یک زبان است ترقی کند.
کار ابزار گل و بلبل و ساده و باده و استعارات نجومی و فلکی کهنه شده و اکثر با موازین علمی هم مطابقه ندارد، باید آنها را دور انداخت و کنایات و استعارات و لغاتی که متناسب با قرن اتم باشد پیدا کرد و راه آنهم جز بآزاد گذاشتن و تشویق از ایجاد استعارات جدید بنوشتن در کتابها نیست ولی کی اینکار را بکند؟
قدیمیها اصلاها با این عقیده، دشمنند، جوانها هم بیرودربایستی مینویسم نه عقلشان، و نه حوصلهشان، هیچیک، باین کارها نمیرسد. (مستوفی، 1343: ج3، 6/495)
مأخذ: مستوفی، عبدالله. 1343. شرح زندگانی من. تهران: زوار.
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
من اینطوری عوض شدم!
به مدت چندين سال همسرم به یک اردوگاه در صحرای (ماجوی) کالیفرنيا فرستاده شده بود. من برای اینکه نزدیک او باشم، به آنجا نقل مکان کردم واین درحالی بود که از آن مکان نفرت داشتم.
همسرم برای مانور اغلب در صحرا بود و من در یک کلبه کوچک تنها می ماندم. گرما طاقت فرسا بود و هیچ هم صحبتی نداشتم. سرخ پوست ها و مکزیکی ها ی آن منطقه هم انگلیسی نمیدانستند. غذا و هوا و آب همه جا پر از شن بود. آنقدرعذاب می کشیدم که تصمیم گرفتم به خانه برگردم و حتی قید زندگی مشترک مان را بزنم.
نامه ای به پدرم نوشتم و گفتم یک دقیقه دیگر هم نمی توانم دوام بیاورم. می خواهم اینجا را ترک کرده و به خانه شما برگردم. پدر نامه ام را با دوسطر جواب داده بود، دو سطری که تا ابد در ذهنم باقی خواهند ماند و زندگی ام را کاملا عوض کرد.«دو زندانی از پشت میله ها بیرون را می نگریستند...یکی گل و لای را می دید و دیگری ستارگان را!»
بارها این دو خط را خواندم واحساس شرم کردم.
تصمیم گرفتم به دنبال ستارگان باشم و ببینم جنبه مثبت در وضعیت فعلی من چیست؟
با بومی ها دوست شدم و عکس العمل آنها باعث شگفتی من شد.
وقتی به بافندگی و سفالگری آنها ابراز علاقه کردم، آنها اشیایی راکه به توریست نمی فروختند را به من هدیه کردند.
به اشکال جالب کاکتوس ها و یوکاها توجه می کردم.
چیزهایی در مورد سگهای آن صحرا آموختم و غروب را مدام تماشا می کردم. دنبال گوش ماهی هایی می رفتم که از میلیون ها سال پیش، وقتی این صحرا بستر اقیانوس بود، در آنجا باقی مانده بودند.
چه چیزی تغییر کرده بود؟
صحرا و بومی ها همان بودند.
این نگرش من بود که تغییر کرده و یک تجربه رقت بار را به ماجرایی هیجان انگیز و دلربا تبدیل کرده بود.
من آنقدر از زندگی در آنجا مشعوف بودم که رمانی با عنوان ” خاکریز های درخشان” در مورد زندگی درصحرای ماجوی نوشتم.
من از زندانی که خودم ساخته بودم به بیرون نگریسته و ستاره ها را یافته بودم.
اگر به فرزندان خود رویارویی با سختی های زندگی را نیاموزیم در حق آنها ظلم کرده ایم
آیین زندگی _دیل کارنگی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
من اینطوری عوض شدم!
به مدت چندين سال همسرم به یک اردوگاه در صحرای (ماجوی) کالیفرنيا فرستاده شده بود. من برای اینکه نزدیک او باشم، به آنجا نقل مکان کردم واین درحالی بود که از آن مکان نفرت داشتم.
همسرم برای مانور اغلب در صحرا بود و من در یک کلبه کوچک تنها می ماندم. گرما طاقت فرسا بود و هیچ هم صحبتی نداشتم. سرخ پوست ها و مکزیکی ها ی آن منطقه هم انگلیسی نمیدانستند. غذا و هوا و آب همه جا پر از شن بود. آنقدرعذاب می کشیدم که تصمیم گرفتم به خانه برگردم و حتی قید زندگی مشترک مان را بزنم.
نامه ای به پدرم نوشتم و گفتم یک دقیقه دیگر هم نمی توانم دوام بیاورم. می خواهم اینجا را ترک کرده و به خانه شما برگردم. پدر نامه ام را با دوسطر جواب داده بود، دو سطری که تا ابد در ذهنم باقی خواهند ماند و زندگی ام را کاملا عوض کرد.«دو زندانی از پشت میله ها بیرون را می نگریستند...یکی گل و لای را می دید و دیگری ستارگان را!»
بارها این دو خط را خواندم واحساس شرم کردم.
تصمیم گرفتم به دنبال ستارگان باشم و ببینم جنبه مثبت در وضعیت فعلی من چیست؟
با بومی ها دوست شدم و عکس العمل آنها باعث شگفتی من شد.
وقتی به بافندگی و سفالگری آنها ابراز علاقه کردم، آنها اشیایی راکه به توریست نمی فروختند را به من هدیه کردند.
به اشکال جالب کاکتوس ها و یوکاها توجه می کردم.
چیزهایی در مورد سگهای آن صحرا آموختم و غروب را مدام تماشا می کردم. دنبال گوش ماهی هایی می رفتم که از میلیون ها سال پیش، وقتی این صحرا بستر اقیانوس بود، در آنجا باقی مانده بودند.
چه چیزی تغییر کرده بود؟
صحرا و بومی ها همان بودند.
این نگرش من بود که تغییر کرده و یک تجربه رقت بار را به ماجرایی هیجان انگیز و دلربا تبدیل کرده بود.
من آنقدر از زندگی در آنجا مشعوف بودم که رمانی با عنوان ” خاکریز های درخشان” در مورد زندگی درصحرای ماجوی نوشتم.
من از زندانی که خودم ساخته بودم به بیرون نگریسته و ستاره ها را یافته بودم.
اگر به فرزندان خود رویارویی با سختی های زندگی را نیاموزیم در حق آنها ظلم کرده ایم
آیین زندگی _دیل کارنگی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
نامه سرگشاده به رئیسجمهور: چهل سال هزینهی آمریکاستیزی کافی نیست؟!
جناب آقای دکتر حسن روحانی
ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران
با سلام و تحیات،
باب دیلون، خواننده برجسته آمریکایی در یکی از ترانههای معروفش در اعتراض به جنگ ویتنام میپرسد: «چند نفر باید کشته شوند تا اینکه او بالاخره بفهمد که خیلیها مردهاند.» این ترانه من را به یاد چهل سال هزینهی آمریکاستیزی میاندازد.
جناب روحانی! آمریکاستیزی چقدر باید منافع ملی را نابود کند تا بگوییم آمریکاستیزی و چهل سال اصرار بر دشمنی با آمریکا تیشه بر ریشه منافع ملی ایران زده است؟ بیچاره ترامپ تصور میکند مشکل ما با آمریکا بر سر هستهای است و پیغام مذاکره مستقیم و حل مسئله از طریق گفتگو و عادیسازی روابط میان دو کشور میدهد. او نمیداند که مشکل نه بر سر هستهای است، نه موشک، نه انسانهای بخت برگشتهای که زندانی تخاصم ایران و آمریکا شدهاند و نه حضور یا عدم حضور ما در سوریه یا عراق. ایشان نمیداند که دشمنی با غرب، نابودی اسرائیل، صدور انقلاب و بالاخره و در رأس همه آنها، آمریکاستیزی عملا به هویت و ایدئولوژی نظام بدل شده است؛ به نحوی که هر تلاشی در جهت گشودن باب مذاکره و تنشزدایی با آمریکا نظام را با بحران هویت روبرو میسازد. همچنان که بعد از توافق هستهای که اندکی فضای دشمنی میان ایران و آمریکا تلطیف شده بود، تلاشهایی صورت گرفت تا مبادا سر سوزنی از دشمنی میان ایران و آمریکا کاسته شود.
منتهی بقول باب دیلون، چقدر مردم باید همچنان برای اصرار بر آمریکاستیزی هزینه بپردازند؟ امارات چهل سال پیش کجا بود، امروز کجاست؟ سال گذشته امارات ۷۷ میلیارد دلار درآمدهای غیرنفتی داشته است. ترکیه نه یک کپسول گاز و نه یک بشکه نفت دارد، سال گذشته ۴۰ میلیون توریست و ۱۵۰ میلیارد دلار صادرات داشته است. ایضا چین، مالزی، هند، اندونزی و یک دوجین کشورهای دیگر. توسعه و صادرات پیشکش، تورم به ۵۰ درصد و رشد اقتصادی دارد به منفی ۶ میرسد. البته آمریکاستیزان اینها را برگردن بیکفایتی مسئولین میاندازند و اشارهای برهزینههای ویرانگر آمریکاستیزی بر رشد و توسعه اقتصادی نمیکنند.
جناب روحانی! به نظر شما آیا ۲۴ میلیونی که به شما رأی دادند، خواهان آمریکاستیزی بودند؟ شگفتزده خواهید شد اگر روزی پی ببرید که چه درصد بالایی از مردم ایران از آمریکاستیزی به تنگ آمده و صرفا خواهان یک زندگی با امید و آرامش هستند.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
نامه سرگشاده به رئیسجمهور: چهل سال هزینهی آمریکاستیزی کافی نیست؟!
جناب آقای دکتر حسن روحانی
ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران
با سلام و تحیات،
باب دیلون، خواننده برجسته آمریکایی در یکی از ترانههای معروفش در اعتراض به جنگ ویتنام میپرسد: «چند نفر باید کشته شوند تا اینکه او بالاخره بفهمد که خیلیها مردهاند.» این ترانه من را به یاد چهل سال هزینهی آمریکاستیزی میاندازد.
جناب روحانی! آمریکاستیزی چقدر باید منافع ملی را نابود کند تا بگوییم آمریکاستیزی و چهل سال اصرار بر دشمنی با آمریکا تیشه بر ریشه منافع ملی ایران زده است؟ بیچاره ترامپ تصور میکند مشکل ما با آمریکا بر سر هستهای است و پیغام مذاکره مستقیم و حل مسئله از طریق گفتگو و عادیسازی روابط میان دو کشور میدهد. او نمیداند که مشکل نه بر سر هستهای است، نه موشک، نه انسانهای بخت برگشتهای که زندانی تخاصم ایران و آمریکا شدهاند و نه حضور یا عدم حضور ما در سوریه یا عراق. ایشان نمیداند که دشمنی با غرب، نابودی اسرائیل، صدور انقلاب و بالاخره و در رأس همه آنها، آمریکاستیزی عملا به هویت و ایدئولوژی نظام بدل شده است؛ به نحوی که هر تلاشی در جهت گشودن باب مذاکره و تنشزدایی با آمریکا نظام را با بحران هویت روبرو میسازد. همچنان که بعد از توافق هستهای که اندکی فضای دشمنی میان ایران و آمریکا تلطیف شده بود، تلاشهایی صورت گرفت تا مبادا سر سوزنی از دشمنی میان ایران و آمریکا کاسته شود.
منتهی بقول باب دیلون، چقدر مردم باید همچنان برای اصرار بر آمریکاستیزی هزینه بپردازند؟ امارات چهل سال پیش کجا بود، امروز کجاست؟ سال گذشته امارات ۷۷ میلیارد دلار درآمدهای غیرنفتی داشته است. ترکیه نه یک کپسول گاز و نه یک بشکه نفت دارد، سال گذشته ۴۰ میلیون توریست و ۱۵۰ میلیارد دلار صادرات داشته است. ایضا چین، مالزی، هند، اندونزی و یک دوجین کشورهای دیگر. توسعه و صادرات پیشکش، تورم به ۵۰ درصد و رشد اقتصادی دارد به منفی ۶ میرسد. البته آمریکاستیزان اینها را برگردن بیکفایتی مسئولین میاندازند و اشارهای برهزینههای ویرانگر آمریکاستیزی بر رشد و توسعه اقتصادی نمیکنند.
جناب روحانی! به نظر شما آیا ۲۴ میلیونی که به شما رأی دادند، خواهان آمریکاستیزی بودند؟ شگفتزده خواهید شد اگر روزی پی ببرید که چه درصد بالایی از مردم ایران از آمریکاستیزی به تنگ آمده و صرفا خواهان یک زندگی با امید و آرامش هستند.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آرزو کن آن اتفاق قشنگ بیفتد
رویا ببارد
دختران برقصند
قند باشد
بوسه باشد
خدا بخندد به خاطر ما
ما که کاری نکردهایم!
#سید_علی_صالحی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
رویا ببارد
دختران برقصند
قند باشد
بوسه باشد
خدا بخندد به خاطر ما
ما که کاری نکردهایم!
#سید_علی_صالحی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
به همه کسانی که میتوانند صدای من را بشنوند میگویم که ناامید نباشید !
تنفر در انسانها از بین خواهد رفت و دیکتاتورها خواهند مُرد و قدرتی که آنها از مردم گرفتهاند به مردم باز خواهد گشت ...
تا مادامی که انسانیت نمرده است ، آزادی از بین نخواهد رفت ...
یک دیکتاتور کلا برای مردمش ترسناک است، و دیکتاتور تنها از یک چیز مردم میترسد : آگاهی !
#چارلی_چاپلين
دیکتاتور بزرگ
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
به همه کسانی که میتوانند صدای من را بشنوند میگویم که ناامید نباشید !
تنفر در انسانها از بین خواهد رفت و دیکتاتورها خواهند مُرد و قدرتی که آنها از مردم گرفتهاند به مردم باز خواهد گشت ...
تا مادامی که انسانیت نمرده است ، آزادی از بین نخواهد رفت ...
یک دیکتاتور کلا برای مردمش ترسناک است، و دیکتاتور تنها از یک چیز مردم میترسد : آگاهی !
#چارلی_چاپلين
دیکتاتور بزرگ
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
داشتم فکر میکردم چرا باید بین زندگی دو نفر در دو گوشهی دنیا اینقدر تفاوت باشد!
ما در مدرسههایمان هیچوقت کلاس رقص و باله نداشتهایم!
هیچوقت کارگاه نجاری نداشتهایم!
ما هیچوقت کلاسی با تمامی آلات موسیقی نداشتهایم!
ما هیچوقت در سلف مدرسه نچرخیدهایم تا در ظرفهایمان خوراکیهای خوش آب و رنگ بریزند تا با اکیپمان سر میزی بخنديم و شاد باشیم و از پسر خوشقیافهی تازهوارد یا در مورد دختر مشهور و باهوش مدرسه صحبت کنیم.
ما هیچوقت پارتی آخر سال نداشتهایم!
ما هیچوقت روز آخر مدرسه کلاههایمان را به هوا نینداختهایم!
ما همیشه بازخواست شدهایم؛
برای ناخنهایمان؛
برای موهایمان؛
برای...
ما هرگز نفهمیدیم تمیز بودن صورت چه منافاتی با شخصیت آدم دارد؟!
ما پدرمان در آمد بس که موهایمان را از ته تراشیدیم.
ما هرگز نفهمیدیم جنس مخالف شاخ و دم ندارد و مثل ما آدم است و میتوان با او بدون فکرها و نیتهای شوم دوست شد و به او اعتماد کرد.
راستش جنس مخالف هم هرگز این را نفهمید!
ما شیرینترین روزهای نوجوانیمان با کابوس کنکور هدر رفت!
بهترین روزهای جوانیمان با سربازی!
ولی کسی به ما نگفت تو دیگر ۱۷ساله نمیشوی!
ما قربانی خواستههایی شدیم که پدر و مادرمان هرگز به آن نرسیدند!
هیچکس به ما نگفت جامعه هنرمند بیشتر میخواهد تا مهندس!
هیچکس نفهمید شبها با رویای ساز یا بوم نقاشی به خواب میرویم!
هیچکس به ما نگفت موفقیت، پزشکی و مهندسی و وکالت نیست!
و هیچوقت نفهمیدیم انسان بودن، ربطی به «با کدام پا وارد دستشویی شدن» ندارد!
و هیچکس به ما یاد نداد عاشق شدن را!
این روزها سرزمینمان تشنهی فهم است...
👤 نیلوفر نیکبنیاد
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
@flith
داشتم فکر میکردم چرا باید بین زندگی دو نفر در دو گوشهی دنیا اینقدر تفاوت باشد!
ما در مدرسههایمان هیچوقت کلاس رقص و باله نداشتهایم!
هیچوقت کارگاه نجاری نداشتهایم!
ما هیچوقت کلاسی با تمامی آلات موسیقی نداشتهایم!
ما هیچوقت در سلف مدرسه نچرخیدهایم تا در ظرفهایمان خوراکیهای خوش آب و رنگ بریزند تا با اکیپمان سر میزی بخنديم و شاد باشیم و از پسر خوشقیافهی تازهوارد یا در مورد دختر مشهور و باهوش مدرسه صحبت کنیم.
ما هیچوقت پارتی آخر سال نداشتهایم!
ما هیچوقت روز آخر مدرسه کلاههایمان را به هوا نینداختهایم!
ما همیشه بازخواست شدهایم؛
برای ناخنهایمان؛
برای موهایمان؛
برای...
ما هرگز نفهمیدیم تمیز بودن صورت چه منافاتی با شخصیت آدم دارد؟!
ما پدرمان در آمد بس که موهایمان را از ته تراشیدیم.
ما هرگز نفهمیدیم جنس مخالف شاخ و دم ندارد و مثل ما آدم است و میتوان با او بدون فکرها و نیتهای شوم دوست شد و به او اعتماد کرد.
راستش جنس مخالف هم هرگز این را نفهمید!
ما شیرینترین روزهای نوجوانیمان با کابوس کنکور هدر رفت!
بهترین روزهای جوانیمان با سربازی!
ولی کسی به ما نگفت تو دیگر ۱۷ساله نمیشوی!
ما قربانی خواستههایی شدیم که پدر و مادرمان هرگز به آن نرسیدند!
هیچکس به ما نگفت جامعه هنرمند بیشتر میخواهد تا مهندس!
هیچکس نفهمید شبها با رویای ساز یا بوم نقاشی به خواب میرویم!
هیچکس به ما نگفت موفقیت، پزشکی و مهندسی و وکالت نیست!
و هیچوقت نفهمیدیم انسان بودن، ربطی به «با کدام پا وارد دستشویی شدن» ندارد!
و هیچکس به ما یاد نداد عاشق شدن را!
این روزها سرزمینمان تشنهی فهم است...
👤 نیلوفر نیکبنیاد
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
ریشه باطنی اصول دینی از کجا آغاز شد؟
《این شاید درست ترین پرسش جهت شناخت ادیان باشد و برای یافتن پاسخ این پرسش باید به منشاء روانی عقاید مذهبی توجه کرد. باید دانست که اصول تعبدی جانشین و نتیجه آزمایش و اندیشه نیستند بلکه اوهامی هستند که کهنترین خواستههای بشری را عملی می سازند و راز پابرجا ماندن آنها نیز همین است.
میدانیم ناتوانی کودک ایجاب میکند که والدین بدو مهر ورزند این ناتوانی در بزرگسالی نیز وجود دارد منتها بجای پدر خویش به یک پدر بزرگتر یا پروردگار توانا دل میبندد و نگرانی ناشی از خطرهای طبیعی را بوسیله او تسکین میدهد و چون عدالت واقعی وجود ندارد عقیده به جهنم و بهشت در او پیدا میشود تا به او نوید دهد که زندگی در جهانی دیگر ادامه مییابد و آرزوها و میلهای انجام نشده عملی میشوند.》
فروید
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
@flith
ریشه باطنی اصول دینی از کجا آغاز شد؟
《این شاید درست ترین پرسش جهت شناخت ادیان باشد و برای یافتن پاسخ این پرسش باید به منشاء روانی عقاید مذهبی توجه کرد. باید دانست که اصول تعبدی جانشین و نتیجه آزمایش و اندیشه نیستند بلکه اوهامی هستند که کهنترین خواستههای بشری را عملی می سازند و راز پابرجا ماندن آنها نیز همین است.
میدانیم ناتوانی کودک ایجاب میکند که والدین بدو مهر ورزند این ناتوانی در بزرگسالی نیز وجود دارد منتها بجای پدر خویش به یک پدر بزرگتر یا پروردگار توانا دل میبندد و نگرانی ناشی از خطرهای طبیعی را بوسیله او تسکین میدهد و چون عدالت واقعی وجود ندارد عقیده به جهنم و بهشت در او پیدا میشود تا به او نوید دهد که زندگی در جهانی دیگر ادامه مییابد و آرزوها و میلهای انجام نشده عملی میشوند.》
فروید
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
نوع جارو كردنش كمى ناشيانه بود؛ تا حالا، در طى صدها روز ده ها پاكبان رو ديدم و حاليم بود كه اين يارو اين كاره نيست؛ بنا بر شمّ پليسيم، رفتم تو نخش؛
كم كم اين مشكوك بودنش رفت رو مخم. در كيوسك رو باز كردم و صداش كردم «عزيز، خوبى؟ يه لحظه تشريف بيار». خيلى شق و رق، اومد جلو و از پشت عينك ظريف و نيم فريمش، خيلى شسته رفته جواب داد: «سلام. در خدمتم سركار. مشكلى پيش اومده؟»
از لحن و نوع برخوردش جا خوردم. نفس هاش تو سرماى سحرگاه ابر مي شد؛ به ذهنم رسيد دعوتش كنم داخل. لحنمو كمى دوستانه تر كردم :«خسته نباشى، بيا داخل يه چايى با هم بزنيم». بعد تكه پاره كردن يه چنتا تعارف، اومد داخل و نشست. اون يكى هدفون هم از گوشش درآورد. دنباله سيم هدفون رو با نگاهم دنبال كردم كه ميرفت تو يقه ش و زير لباس نارنجى شهرداريش محو مي شد. پرسيدم «چى گوش ميدى؟». گفت: «يه كتاب صوتى به زبان انگليسيه». كنجكاوتر شدم : « انگليسى؟! موضوعش چيه؟» گردنشو كج كرد و گفت: «در زمينه اقتصادسنجى». شكّم ديگه داشت سر ريز مي شد! « فضولى نباشه؛ واسه چى يه همچه چيزى رو مى خونى؟». با يه حالت نيم خنده تو چهره ش گفت: «چيه؟ به يه پاكبان نمياد كه مطالعه داشته باشه؟ ... به خاطر شغلمه. » استكانى رو كه داشتم بالا مى بردم وسط راه متوقف كردم و با حالت متعجب تر پرسيدم:« متوجه نميشم، اين اقتصاد و سنجش و اين داستان ها چه ربطي به كار شما داره؟». نگاشو يه لحظه برگردوند و بعد دوباره به سمت من نگاه كرد و گفت: « من استاد هستم تو دانشگاه. »
قبل از اينكه بخام چيزي بپرسم انگار خودش فهميد گيج شدم و ادامه داد: « من پدرم پاكبان اين منطقه است. اقاى عزيزى. در مورد شما و دو تا دختر باهوش شما هم براى ما خيلى تعريف كرده جناب حيدرى پور. من دكتراى اقتصاد دارم و دو تا داداشم يكي مهندسه و اون يكى هم داره دكتراشو مي گيره. هرچى بش ميگيم زير بار نمى ره بازخريد شه؛ ما هم هر ماه روزايي رو به جاى پدرمون ميايم كار مى كنيم كه استراحت كنه. هم كمكش كرده باشيم هم يادمون نره با چه زحمتى و چطورى پدرمون ما رو به اينجا رسوند.»
چند لحظه سكوت فضاى كيوسك رو گرفت و نگاه مون تو هم قفل بود. استكان رو گذاشتم رو ميز و بلند شدم رفتم سمتش. بغلش كردم و گفتم «درود به شرفت مرد. قدر باباتم بدون. خيلى آدم درست و مهربوني..
بر اساس #داستانى_واقعى،
به قلم على رضوى پور، روانشناس و مربى زندگى.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
نوع جارو كردنش كمى ناشيانه بود؛ تا حالا، در طى صدها روز ده ها پاكبان رو ديدم و حاليم بود كه اين يارو اين كاره نيست؛ بنا بر شمّ پليسيم، رفتم تو نخش؛
كم كم اين مشكوك بودنش رفت رو مخم. در كيوسك رو باز كردم و صداش كردم «عزيز، خوبى؟ يه لحظه تشريف بيار». خيلى شق و رق، اومد جلو و از پشت عينك ظريف و نيم فريمش، خيلى شسته رفته جواب داد: «سلام. در خدمتم سركار. مشكلى پيش اومده؟»
از لحن و نوع برخوردش جا خوردم. نفس هاش تو سرماى سحرگاه ابر مي شد؛ به ذهنم رسيد دعوتش كنم داخل. لحنمو كمى دوستانه تر كردم :«خسته نباشى، بيا داخل يه چايى با هم بزنيم». بعد تكه پاره كردن يه چنتا تعارف، اومد داخل و نشست. اون يكى هدفون هم از گوشش درآورد. دنباله سيم هدفون رو با نگاهم دنبال كردم كه ميرفت تو يقه ش و زير لباس نارنجى شهرداريش محو مي شد. پرسيدم «چى گوش ميدى؟». گفت: «يه كتاب صوتى به زبان انگليسيه». كنجكاوتر شدم : « انگليسى؟! موضوعش چيه؟» گردنشو كج كرد و گفت: «در زمينه اقتصادسنجى». شكّم ديگه داشت سر ريز مي شد! « فضولى نباشه؛ واسه چى يه همچه چيزى رو مى خونى؟». با يه حالت نيم خنده تو چهره ش گفت: «چيه؟ به يه پاكبان نمياد كه مطالعه داشته باشه؟ ... به خاطر شغلمه. » استكانى رو كه داشتم بالا مى بردم وسط راه متوقف كردم و با حالت متعجب تر پرسيدم:« متوجه نميشم، اين اقتصاد و سنجش و اين داستان ها چه ربطي به كار شما داره؟». نگاشو يه لحظه برگردوند و بعد دوباره به سمت من نگاه كرد و گفت: « من استاد هستم تو دانشگاه. »
قبل از اينكه بخام چيزي بپرسم انگار خودش فهميد گيج شدم و ادامه داد: « من پدرم پاكبان اين منطقه است. اقاى عزيزى. در مورد شما و دو تا دختر باهوش شما هم براى ما خيلى تعريف كرده جناب حيدرى پور. من دكتراى اقتصاد دارم و دو تا داداشم يكي مهندسه و اون يكى هم داره دكتراشو مي گيره. هرچى بش ميگيم زير بار نمى ره بازخريد شه؛ ما هم هر ماه روزايي رو به جاى پدرمون ميايم كار مى كنيم كه استراحت كنه. هم كمكش كرده باشيم هم يادمون نره با چه زحمتى و چطورى پدرمون ما رو به اينجا رسوند.»
چند لحظه سكوت فضاى كيوسك رو گرفت و نگاه مون تو هم قفل بود. استكان رو گذاشتم رو ميز و بلند شدم رفتم سمتش. بغلش كردم و گفتم «درود به شرفت مرد. قدر باباتم بدون. خيلى آدم درست و مهربوني..
بر اساس #داستانى_واقعى،
به قلم على رضوى پور، روانشناس و مربى زندگى.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️