کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
سلام دوستان
بنده از فرهنگیان ساکن شهرستان سرپل ذهاب هستم، میخواستم با اجازه ادمین های گروه برای مناطق سیل زده شمال کشور از شما بزرگواران تقاضای کمک کنم.
این چند روزه قطعا همه کمک کردین ولی لازم میدونم یکی از دوستانم که برای کمک رسانی به آق قلا رفته رو معرفی کنم که اگر کسی تمایل داشت میتونه مبلغی به عنوان کمک براشون بفرسته.
آقای محمدرضا نجف زاده اهل تهران که از اساتید دانشگاه و از نجاتگران خوب هلال احمر هستن، ایشون زمان زلزله سرپل ذهاب هم مدتی در منطقه دشت ذهاب و ازگله امدادرسانی کردن و بنده به عنوان امدادگر و راهنمای منطقه ایشون و گروهشون رو همراهی کردم و از نزدیک شاهد فعالیت هاشون بودم.
شما میتونید با دنبال کردن پیج اینستاگرامشون از تک تک اقداماتشون اطلاع پیدا کنید
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
@flith
سلام دوستان
بنده از فرهنگیان ساکن شهرستان سرپل ذهاب هستم، میخواستم با اجازه ادمین های گروه برای مناطق سیل زده شمال کشور از شما بزرگواران تقاضای کمک کنم.
این چند روزه قطعا همه کمک کردین ولی لازم میدونم یکی از دوستانم که برای کمک رسانی به آق قلا رفته رو معرفی کنم که اگر کسی تمایل داشت میتونه مبلغی به عنوان کمک براشون بفرسته.
آقای محمدرضا نجف زاده اهل تهران که از اساتید دانشگاه و از نجاتگران خوب هلال احمر هستن، ایشون زمان زلزله سرپل ذهاب هم مدتی در منطقه دشت ذهاب و ازگله امدادرسانی کردن و بنده به عنوان امدادگر و راهنمای منطقه ایشون و گروهشون رو همراهی کردم و از نزدیک شاهد فعالیت هاشون بودم.
شما میتونید با دنبال کردن پیج اینستاگرامشون از تک تک اقداماتشون اطلاع پیدا کنید
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
https://instagram.com/najafzadeh_ir?utm_source=ig_profile_share&igshid=1ejkxojo2kfkp
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
@flith
https://instagram.com/najafzadeh_ir?utm_source=ig_profile_share&igshid=1ejkxojo2kfkp
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
Instagram
محمدرضا نجفزاده (@najafzadeh_ir) • Instagram photos and videos
1,376 Followers, 497 Following, 470 Posts - See Instagram photos and videos from محمدرضا نجفزاده (@najafzadeh_ir)
پرواز فکر و اندیشه
کانال پرواز فکرو اندیشه @flith سلام دوستان بنده از فرهنگیان ساکن شهرستان سرپل ذهاب هستم، میخواستم با اجازه ادمین های گروه برای مناطق سیل زده شمال کشور از شما بزرگواران تقاضای کمک کنم. این چند روزه قطعا همه کمک کردین ولی لازم میدونم یکی از دوستانم که برای…
درخواست یکی ازاعضای کانال برای کمک به سیل زدگان آق قلا ازطریق جناب نجف زده از امدادگران جمعیت هلال احمر
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان صد و هشتادو شش
#رزم_ارجاسب
زخونشان بمرد آتش زردهشت
ندانم جزا جایشان جز بهشت
یکی از زنان دانا و هوشمند گشتاسب خود را چون ترکان آراسته، بر اسبی نشست و راه سیستان را پیش گرفت. او راه دو روزه را یک روزه پیمود و خود را به گشتاسب رسانید و او را از حمله ترکان به بلخ و کشتار مردم آگاه کرد.
اما گشتاسب با خونسردی گفت : این غم و ماتم برای یک تاخت وتاز برای چیست؟
تمام کشور چین تاب برابری با سپاه مرا ندارند. اما زن او را سرزنش کرد که این چه حرفی است که میزنی.
شهنشاه لهراسب را کشتند، ما را به خاک سیاه نشاندند، دختران را به اسیری بردند، دختر دیگر شاه را به خاری بردند و هیربدان فروزنده آذر مردند. چنین کاری را نمیتوان حقیر شمرد. گشتاسب تا این سخنان را شنید به هر سو نامه نوشت و از مهتران و پادشاهان یاری خواست و توانست لشکری را فراهم آورد و به سوی بلخ حرکت کند. در نبردی که سه روز طول کشید بسیاری از ایرانیان کشته شدند که سی وهشت پسر دلاور گشتاسب از کشتگان بودند.
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان صد و هشتادو شش
#رزم_ارجاسب
زخونشان بمرد آتش زردهشت
ندانم جزا جایشان جز بهشت
یکی از زنان دانا و هوشمند گشتاسب خود را چون ترکان آراسته، بر اسبی نشست و راه سیستان را پیش گرفت. او راه دو روزه را یک روزه پیمود و خود را به گشتاسب رسانید و او را از حمله ترکان به بلخ و کشتار مردم آگاه کرد.
اما گشتاسب با خونسردی گفت : این غم و ماتم برای یک تاخت وتاز برای چیست؟
تمام کشور چین تاب برابری با سپاه مرا ندارند. اما زن او را سرزنش کرد که این چه حرفی است که میزنی.
شهنشاه لهراسب را کشتند، ما را به خاک سیاه نشاندند، دختران را به اسیری بردند، دختر دیگر شاه را به خاری بردند و هیربدان فروزنده آذر مردند. چنین کاری را نمیتوان حقیر شمرد. گشتاسب تا این سخنان را شنید به هر سو نامه نوشت و از مهتران و پادشاهان یاری خواست و توانست لشکری را فراهم آورد و به سوی بلخ حرکت کند. در نبردی که سه روز طول کشید بسیاری از ایرانیان کشته شدند که سی وهشت پسر دلاور گشتاسب از کشتگان بودند.
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این ویدئو را جمعی از دانشجویان زبان فارسی دانشگاه های مسکو برای تبریک نوروز 98 به مردم ایران، تهیه و برای سفارت ایران در مسکو ارسال کردهاند.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
✍️محمدباقر تاج الدین
☸️کتابخانه هایِ خلوت؛آرایشگاه های شلوغ!!!
✅هرگاه به کتابخانه های مختلف شهر تهران اعم از کتابخانه های ملّی، ملک، مجلس، سازمان برنامه و حتی برخی دانشگاه های معتبر نظیر کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران مراجعه می کنم با خلوتی و خالی بودن این کتابخانه ها مواجه می شوم.برایم بسیار عجیب و پرسش برانگیز است که این همه خلوتی این کتابخانه های بزرگ و معتبر شهر نشانه چیست؟ و چرا این انبوه جمعیت برای مطالعه و تحقیق به این کتابخانه ها روی نمی آورند؟البته ناگفته نماند که در کتابخانه ملی در برخی مواقع تعدادی افراد را دیدم که مشغول مطالعه هستند و از برخی از آنان سئوال کردم که برای چه مطالعه می کنند؟ در پاسخ گفتند:برای کنکور پزشکی!!!! والا تعداد کسانی که برای مطالعه جهت افزایش سطح آگاهی و دانایی و یا پژوهش مراجعه کرده باشند به چند ده نفر هم نمی رسد.زهی تأسف !!!
✅از آن طرف اما آرایشگاه ها و مراکز زیبایی را می بینیم که شلوغ و مملو از متقاضیان هستند و از مدت ها قبل در نوبت قرار گرفته اند که برای زیبایی سر و صورت و بدن اقدام کنند!!! در کشوری که مردمانش حاضرند برای زیبایی هر مقدار پول بدهند و خرج کنند اما برای کتاب چنین هزینه هایی نمی کنند چگونه می توان انتظار توسعه را داشت؟ نمی دانم شاید بنده و اَمثالِ بنده سخت در اشتباهیم و راه را عوضی می رویم!!!! و اینان فهمیده اند که مسیر درست را بروند!!!
✅عجیب است که در کشور 80 میلیون نفری ایران تیراژ کتاب به سختی به 500 جلد می رسد و این یعنی به ازای هر 160 هزار نفر فقط 1 جلد کتاب!!!! تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل. چرا راه دوری برویم دانشجویان دانشگاه ها به هزار ضرب و زور آن هم فقط برای امتحان پایان ترم و آن هم فقط برای اخذ نمره کتاب می خوانند و کتاب که چه عرض کنم بگویید جزوه های بی سر و ته!!!!! بارها و بارها در مترو، اتوبوس و سایر مکان های عمومی دیده ام که تقریبا تمامی افراد به هیچ وجه کتاب نمی خوانند و فقط در حال بازی کردن با گوشی های خود هستند و یا این که در شبکه های تلگرام و اینستاگرام حضور دارند!!!
✅پزشک عمومی ای را می شناسم که پس از چندین سال طبابت بیماران گویی به این نتیجه رسیده بود که باید برود سراغ عمل زیبایی و چنین هم کرد و اکنون سرمایه اش به میلیاردها رسیده است. همواره تعداد زیادی از زنان و مردان برای انجام اَعمال زیبایی گوناگون در مطب ایشان حضور دارند. خودش اذعان می کرد که درآمدی که در زمینه زیبایی و آرایش در این مدت کوتاه به دست آورده است سال ها در طبابت به دست نیاورده بود!!!!
✅به خودم نهیب می زنم که هی فلانی گویا متوجه نیستی که اکنون دنیا دنیای مصرف است و مدیریت بدن و زیبایی!!! دیگر گذشت آن زمانی که بسیاری از افراد جامعه عاشق کتاب و درس و یادگیری بوده اند و الان پول فقط در آرایشگاه ها و مراکز زیبایی است. مگر نمی بینی که کتابخانه ها و کتاب فروشی ها چقدر خلوت و سوت و کور شده اند و مگر نمی دانی که بسیاری از ناشران در معرض ورشکستگی قرار گرفته اند؟؟!!!
✅همین دیروز با دوست فرهیخته و نازنینم جناب دکتر بیژن عبدالکریمی که ناشر نقد فرهنگ هم هستند گفتگو می کردم که می گفتند فلانی! کار چاپ و نشر به احتضاری افتاده است که نگو و نپرس!!! آن وقت چگونه باید و می توان انتظار داشت کتابخانه ها و کتاب فروشی ها این چنین خلوت نشوند!!!
✅با خودم می گفتم گویا در این دیار دانستن و آگاهی یافتن گناه بزرگی است و اگر کسانی میوه این درخت ممنوعه را بخورند به دردهای بی درمانی دچار می شوند که فقط خدا می داند. چگونه است که معلمان و استادان و نویسندگان و روشنفکران این سرزمین این گونه به رخوت و رکود افتاده اند و دچار یأس و نا امیدی گشته اند به گونه ای که حتی از پسِ زندگی روزمره خویش بر نمی آیند و از آن طرف آرایشگران این کشور به میلیاردها پول و ثروت دست یافته اند؟؟!!!!. آن وقت چگونه می توان انتظار داشت که جامعه در مسیر شعور و فرهنگ و دانایی قرار گیرد؟!!!
✅تو گویی که دیگر میوه دانایی و آگاهی در این دیار خریداری ندارد و آن چه که این روزها اهمیت دارد زیبایی و آرایش و مد و مصرف است!!! چه بهتر !!! آخر این همه دانستن و آن گاه غصه خوردن چه سود؟؟؟!!!
از قول حافظ بزرگ می گویم:
فلک به مردم نادان دهد زمام مراد
تو اهل فضلی و دانش همین گناهت بس!!!!
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
✍️محمدباقر تاج الدین
☸️کتابخانه هایِ خلوت؛آرایشگاه های شلوغ!!!
✅هرگاه به کتابخانه های مختلف شهر تهران اعم از کتابخانه های ملّی، ملک، مجلس، سازمان برنامه و حتی برخی دانشگاه های معتبر نظیر کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران مراجعه می کنم با خلوتی و خالی بودن این کتابخانه ها مواجه می شوم.برایم بسیار عجیب و پرسش برانگیز است که این همه خلوتی این کتابخانه های بزرگ و معتبر شهر نشانه چیست؟ و چرا این انبوه جمعیت برای مطالعه و تحقیق به این کتابخانه ها روی نمی آورند؟البته ناگفته نماند که در کتابخانه ملی در برخی مواقع تعدادی افراد را دیدم که مشغول مطالعه هستند و از برخی از آنان سئوال کردم که برای چه مطالعه می کنند؟ در پاسخ گفتند:برای کنکور پزشکی!!!! والا تعداد کسانی که برای مطالعه جهت افزایش سطح آگاهی و دانایی و یا پژوهش مراجعه کرده باشند به چند ده نفر هم نمی رسد.زهی تأسف !!!
✅از آن طرف اما آرایشگاه ها و مراکز زیبایی را می بینیم که شلوغ و مملو از متقاضیان هستند و از مدت ها قبل در نوبت قرار گرفته اند که برای زیبایی سر و صورت و بدن اقدام کنند!!! در کشوری که مردمانش حاضرند برای زیبایی هر مقدار پول بدهند و خرج کنند اما برای کتاب چنین هزینه هایی نمی کنند چگونه می توان انتظار توسعه را داشت؟ نمی دانم شاید بنده و اَمثالِ بنده سخت در اشتباهیم و راه را عوضی می رویم!!!! و اینان فهمیده اند که مسیر درست را بروند!!!
✅عجیب است که در کشور 80 میلیون نفری ایران تیراژ کتاب به سختی به 500 جلد می رسد و این یعنی به ازای هر 160 هزار نفر فقط 1 جلد کتاب!!!! تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل. چرا راه دوری برویم دانشجویان دانشگاه ها به هزار ضرب و زور آن هم فقط برای امتحان پایان ترم و آن هم فقط برای اخذ نمره کتاب می خوانند و کتاب که چه عرض کنم بگویید جزوه های بی سر و ته!!!!! بارها و بارها در مترو، اتوبوس و سایر مکان های عمومی دیده ام که تقریبا تمامی افراد به هیچ وجه کتاب نمی خوانند و فقط در حال بازی کردن با گوشی های خود هستند و یا این که در شبکه های تلگرام و اینستاگرام حضور دارند!!!
✅پزشک عمومی ای را می شناسم که پس از چندین سال طبابت بیماران گویی به این نتیجه رسیده بود که باید برود سراغ عمل زیبایی و چنین هم کرد و اکنون سرمایه اش به میلیاردها رسیده است. همواره تعداد زیادی از زنان و مردان برای انجام اَعمال زیبایی گوناگون در مطب ایشان حضور دارند. خودش اذعان می کرد که درآمدی که در زمینه زیبایی و آرایش در این مدت کوتاه به دست آورده است سال ها در طبابت به دست نیاورده بود!!!!
✅به خودم نهیب می زنم که هی فلانی گویا متوجه نیستی که اکنون دنیا دنیای مصرف است و مدیریت بدن و زیبایی!!! دیگر گذشت آن زمانی که بسیاری از افراد جامعه عاشق کتاب و درس و یادگیری بوده اند و الان پول فقط در آرایشگاه ها و مراکز زیبایی است. مگر نمی بینی که کتابخانه ها و کتاب فروشی ها چقدر خلوت و سوت و کور شده اند و مگر نمی دانی که بسیاری از ناشران در معرض ورشکستگی قرار گرفته اند؟؟!!!
✅همین دیروز با دوست فرهیخته و نازنینم جناب دکتر بیژن عبدالکریمی که ناشر نقد فرهنگ هم هستند گفتگو می کردم که می گفتند فلانی! کار چاپ و نشر به احتضاری افتاده است که نگو و نپرس!!! آن وقت چگونه باید و می توان انتظار داشت کتابخانه ها و کتاب فروشی ها این چنین خلوت نشوند!!!
✅با خودم می گفتم گویا در این دیار دانستن و آگاهی یافتن گناه بزرگی است و اگر کسانی میوه این درخت ممنوعه را بخورند به دردهای بی درمانی دچار می شوند که فقط خدا می داند. چگونه است که معلمان و استادان و نویسندگان و روشنفکران این سرزمین این گونه به رخوت و رکود افتاده اند و دچار یأس و نا امیدی گشته اند به گونه ای که حتی از پسِ زندگی روزمره خویش بر نمی آیند و از آن طرف آرایشگران این کشور به میلیاردها پول و ثروت دست یافته اند؟؟!!!!. آن وقت چگونه می توان انتظار داشت که جامعه در مسیر شعور و فرهنگ و دانایی قرار گیرد؟!!!
✅تو گویی که دیگر میوه دانایی و آگاهی در این دیار خریداری ندارد و آن چه که این روزها اهمیت دارد زیبایی و آرایش و مد و مصرف است!!! چه بهتر !!! آخر این همه دانستن و آن گاه غصه خوردن چه سود؟؟؟!!!
از قول حافظ بزرگ می گویم:
فلک به مردم نادان دهد زمام مراد
تو اهل فضلی و دانش همین گناهت بس!!!!
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
Telegram
attach 📎
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آموزش سریعترین عکسالعملها در زمان وقوع سیل !
این Gif رو برای دوستان و آشنایان خود ارسال کنید
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
این Gif رو برای دوستان و آشنایان خود ارسال کنید
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
🔴 این شماره را اطلاع رسانی کنید
📣 شماره تلفن ۱۱۲ سازمان امداد و نجات بدون سیم کارت و آنتن هم قابلیت برقراری تماس دارد. به همه بگویید تا بدانند. ثانیهها هم مهم است در شرایط بحران! لطفا در مواجهه با این شرایط فیلم نگیرید و تماشاگر نباشید.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
📣 شماره تلفن ۱۱۲ سازمان امداد و نجات بدون سیم کارت و آنتن هم قابلیت برقراری تماس دارد. به همه بگویید تا بدانند. ثانیهها هم مهم است در شرایط بحران! لطفا در مواجهه با این شرایط فیلم نگیرید و تماشاگر نباشید.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
خوابند وکیلان و خرابند وزیران
بردند به سرقت همه سیم و زر ایران
ما را نگذارند به یک خانۀ ویران
یا رب بستان داد فقیران ز امیران
عارف قزوینی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
بردند به سرقت همه سیم و زر ایران
ما را نگذارند به یک خانۀ ویران
یا رب بستان داد فقیران ز امیران
عارف قزوینی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
لای لای گریه ی من خواجه را در خواب برد
خواجه از بستر برون آ مملکت را آب برد...
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
خواجه از بستر برون آ مملکت را آب برد...
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
🔻تنها 0.25% جمعیت جهان یهودی هستند اما حدودا 28% برندگان نوبل فیزیک، شیمی، پزشکی و اقتصاد را تشکیل میدهند. این اعداد در آمریکا 2% جمعیت و 40% برندگان هستند. همچنین در آمریکا درآمد یهودیان 1.72 برابر میانگین است. یهودیان اشکونازی امتیاز مهارت ریاضی و کلامی یک انحراف معیار بالاتر از میانگین نشان میدهند. حدود 27% دانشجویان کارشناسی دانشگاه ییل و 25% هاروارد در سال 2018 یهودی بوده اند.
➖➖➖➖➖➖
🔻تشخیص الگوها: تشریح علمی تئوری توطئه
به گفته استیو نوولا، عصب شناس و استاد دانشگاه ییل، تئوری توطئه در اصل همان متصل کردن نقطه ها بهم و دیدن دست نامرئی پشت صحنه است. ویژگی تشخیص الگو خصوصا وقتی افراد احساس ضعف (powerless) میکنند تقویت می شود، که این فرضیه را تقویت می کند که کاربرد تئوری توطئه نوعی نیاز احساسی است. حتی pareidolia (دیدن تصاویر در اشیا مانند تصور وجود چهره انسان در ماه یا ابر) در زمانیکه سوژه های مطالعاتی احساس ضعف بیشتری میکردند شدیدتر میشد.
یکی از تعصبات شناختی مرتبط attribution error است، یعنی تمایل به سرزنش کردن رفتار افراد و عدم توجه به عوامل بیرونی. این تصور که تمام وقایع محصول اعمال تعمدی بوده و نه ناشی از شانس. تعصب شناختی مرتبط دیگر confirmation bias است یعنی تمرکز بر شواهد تایید کننده نظر خود و ندیده گرفتن دلایل مخالف. به دلیل این دو نوع تعصب، تئوری های توطئه بشدت در مقابل نقض شدن مقاوم هستند.
به گفته جوزف اوزینسکی، استاد فلسفه سیاسی دانشگاه میامی تئوری توطئه برای افرادی که در موضع ضغف هستند بعنوان روشی "برای توجیه شکست شان" بیشترین جذابیت را دارد. او کلاسی تحت عنوان تئوری توطئه تدریس میکند که در آن به گفته او "ما تئوری های خودمان را طراحی میکنیم. به دانشجویانم میگویم هرچه احمقانه تر بهتر. ایده هایی مثل اینکه دونالد ترامپ یک ربات است و خیلی چیزهای عجیب دیگر. سپس آن ها به سراغ اینترنت میرفتند تا برای ادعای خود شواهد بیابند. در انتها اکثر آنها داستان کاملا باورپذیری را ارائه می دادند."
"سپس پروژه ها دست به دست میشد و دانشجویان دیگر وظیفه داشتند تئوری همدیگر را زیر سوال ببرند و آن را نقض کنند. جالب است که دانشجویانی که طراح تئوری بودند اکثرا وقتی درستی تئوری شان زیر سوال میرفت واقعا ناراحت میشدند! مردم دوست ندارند بشنوند که آنچه می گویند اشتباه است. وقتی شما شروع به جمع آوری شواهد برای موضوعی می کنید تبدیل به ذهنیت شما می شود و باورش می کنید. البته همه همینطور هستند، و مشابه همین وضعیت در مورد جناج بندی سیاسی و مذهب هم وجود دارد. "
#مسعود
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
@flith
🔻تنها 0.25% جمعیت جهان یهودی هستند اما حدودا 28% برندگان نوبل فیزیک، شیمی، پزشکی و اقتصاد را تشکیل میدهند. این اعداد در آمریکا 2% جمعیت و 40% برندگان هستند. همچنین در آمریکا درآمد یهودیان 1.72 برابر میانگین است. یهودیان اشکونازی امتیاز مهارت ریاضی و کلامی یک انحراف معیار بالاتر از میانگین نشان میدهند. حدود 27% دانشجویان کارشناسی دانشگاه ییل و 25% هاروارد در سال 2018 یهودی بوده اند.
➖➖➖➖➖➖
🔻تشخیص الگوها: تشریح علمی تئوری توطئه
به گفته استیو نوولا، عصب شناس و استاد دانشگاه ییل، تئوری توطئه در اصل همان متصل کردن نقطه ها بهم و دیدن دست نامرئی پشت صحنه است. ویژگی تشخیص الگو خصوصا وقتی افراد احساس ضعف (powerless) میکنند تقویت می شود، که این فرضیه را تقویت می کند که کاربرد تئوری توطئه نوعی نیاز احساسی است. حتی pareidolia (دیدن تصاویر در اشیا مانند تصور وجود چهره انسان در ماه یا ابر) در زمانیکه سوژه های مطالعاتی احساس ضعف بیشتری میکردند شدیدتر میشد.
یکی از تعصبات شناختی مرتبط attribution error است، یعنی تمایل به سرزنش کردن رفتار افراد و عدم توجه به عوامل بیرونی. این تصور که تمام وقایع محصول اعمال تعمدی بوده و نه ناشی از شانس. تعصب شناختی مرتبط دیگر confirmation bias است یعنی تمرکز بر شواهد تایید کننده نظر خود و ندیده گرفتن دلایل مخالف. به دلیل این دو نوع تعصب، تئوری های توطئه بشدت در مقابل نقض شدن مقاوم هستند.
به گفته جوزف اوزینسکی، استاد فلسفه سیاسی دانشگاه میامی تئوری توطئه برای افرادی که در موضع ضغف هستند بعنوان روشی "برای توجیه شکست شان" بیشترین جذابیت را دارد. او کلاسی تحت عنوان تئوری توطئه تدریس میکند که در آن به گفته او "ما تئوری های خودمان را طراحی میکنیم. به دانشجویانم میگویم هرچه احمقانه تر بهتر. ایده هایی مثل اینکه دونالد ترامپ یک ربات است و خیلی چیزهای عجیب دیگر. سپس آن ها به سراغ اینترنت میرفتند تا برای ادعای خود شواهد بیابند. در انتها اکثر آنها داستان کاملا باورپذیری را ارائه می دادند."
"سپس پروژه ها دست به دست میشد و دانشجویان دیگر وظیفه داشتند تئوری همدیگر را زیر سوال ببرند و آن را نقض کنند. جالب است که دانشجویانی که طراح تئوری بودند اکثرا وقتی درستی تئوری شان زیر سوال میرفت واقعا ناراحت میشدند! مردم دوست ندارند بشنوند که آنچه می گویند اشتباه است. وقتی شما شروع به جمع آوری شواهد برای موضوعی می کنید تبدیل به ذهنیت شما می شود و باورش می کنید. البته همه همینطور هستند، و مشابه همین وضعیت در مورد جناج بندی سیاسی و مذهب هم وجود دارد. "
#مسعود
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
☘☘☘
اوضاع کی درست می شود؟!
«اینها کی میروند؟» در زمان حکومت هر رژیمی بارها این جمله به گوش میخورد. یا از خود میپرسیم: «اوضاع کی درست میشود؟» اما برای «درست شدن» تعریف روشن و مشخصی نداریم.
یکی از آثار بیتفاوتی در زندگی سیاسی و اجتماعی این است که برای تحولات تاریخی «منتظر وقایع نشین» و منفعل هستیم و فعالانه برای متحول کردن سرنوشت و بهبود شرایط زندگی خود گام بر نمیداریم.
من بارها در پاسخ افرادی که میپرسند اوضاع کی درست میشود؟ میپرسم: منظور شما از درست شدن چیست؟ اغلب از نگاه و لحن صحبت آنها پیداست که تعریف خاصی از درست شدن ندارند یا از آنها میپرسم شما کی درست میشوید؟ آیا حاضرید روزی چند ساعت کار سیاسی بکنید یا اگر به سیاست باور ندارید، آیا حاضرید در فعالیتهای اجتماعی یا خیریه شرکت کنید؟ آیا مثلا حاضرید مسئولیت نگهداری از درختهای محله خود را بپذیرید یا نهالی بکارید؟
تحلیل و تجویز راهبردی:
آنچه در بالا خواندیم بخشی از کتاب بالندگی و بازندگی ایرانیان (دلایل عقب ماندگی ایرانیان و آسیب شناسی جامعه ایران) نوشته جمال هاشمی است. چه با اندیشه ایشان مخالف باشیم یا موافق، دو نکته عمیق در همین نوشته کوتاه وجود دارد که شایسته است همه ما صادقانه در مورد آن فکر کنیم.
نکته اول: سالهاست که داریم یک سوال غلط می پرسیم و به همین خاطر هم هست که به جواب نمی رسیم. سوال این است: اوضاع کِی درست می شود؟ در صورتی که می توانستیم بپرسیم «من چه کاری می توانم بکنم؟» اولی انتظار و ایستایی می آورد و دومی اقدام و پویایی می آفریند.
نکته دوم: که از نکته اول هم عمیق تر و مهم است. ما هیچ «مانیفست ساختاریافتهِ مکتوبِ تفاهم شده» در مورد «اوضاع درست» نداریم. به همین خاطر هم هست که وقتی در پاسخ کسانی که می پرسند اوضاع کِی درست می شود؟ سوال می کنید منظور شما از درست یعنی چه؟ یا به افق خیره می شوند یا چند جمله کلی می گویند. تا آنجا که من اطلاع دارم در اوایل دهه نود دست کم 223 حزب و تشکل سیاسی داشتیم. اما دریغ از یک برنامه منسجمِ مکتوبِ تعهد شده و منتشر شده. اکثرا در جستجوی آن هستند که قدرت را به دست بگیرند. در انتخاب شوراها و پارلمانی و اصناف نماینده داشته باشند. اما دریغ از یک برنامه راهبردیِ زمان بندی شدهِ که به کسانی که رای می دهند تعهد کنند که آن ها را اجرا خواهیم کرد. من حتی یک مورد! تاکید می کنم یک مورد هم ندیده ام. راست و چپ و اصول گرا و اصلاح طلب و اعتدالی، پوزیسيون و اپوزیسيون هم ندارد.
چه می توان کرد؟
1- در مورد هر چیزی که به آن انتقاد داریم و می گویم نادرست است، «درست» را تعریف کنیم! هر کدام از ما در یک حوزه متخصص و آگاه است. یا خودمان می توانیم درست را تعریف کنیم یا دست کم می توانیم افرادی که توانایی فکری خلق آینده مطلوب را دارند را تشویق و حمایت کنیم. اگر به نظام کشورداری، نظام انتخابات، نظام مدیریت منابع آب، نظام ارزی، نظام تامین آتیه (بازنشستگی) و نظام بانکی انتقاد داریم. اول راه حل مکتوبِ عملی طراحی کنیم و سپس سعی کنیم که آن را به اجرا نزدیک کنیم.
2- ممکن است بگویید گوش شنوا نیست. بن بست سیاستی وجود دارد. امیدی به اصلاح نیست. در جواب باید گفت که همه جای دنیا همین است. تئوری ها و تجارب می گویند که برای آنکه یک راه حل/ایده/برنامه ملی به نتیجه برسد. ممکن است برای مدت ها، راه حل وجود داشته باشد اما امکان تصویب و اجرای آن وجود نداشته باشد. فاکتورهای متعددی باید در کنار هم قرار بگیرند تا یک پنجره فرصت باز شود تا آن راه حل/ایده/سیاست/برنامه، تصویب و اجرا شود. بنابراین به قول خارجی ها ما باید Homework (مشق شب) مان را انجام دهیم و آنگاه فعالانه منتظر پنجره فرصتی باشیم تا راه حل/ایده/برنامه مان را در زمان مناسب به فرد مناسب عرضه کنیم.
حالا بگذارید به این سوال پاسخ دهم که اوضاع کی درست می شود؟ جواب: هیچوقت! هیچوقت اوضاع درست نخواهد شد تا زمانی که ما این سوال اشتباه را می پرسیم و هیچ جایگزینی برای شرایط فعلی نداریم و تا زمانی که خودمان درست نشویم. این را من نمی گویم. خداوند در کتاب آسمانی به صراحت فرمود من سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمی دهم مگر آن که آنچه را در خودشان است تغییر دهند.
مجتبی لشکربلوکی
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
@flith
☘☘☘
اوضاع کی درست می شود؟!
«اینها کی میروند؟» در زمان حکومت هر رژیمی بارها این جمله به گوش میخورد. یا از خود میپرسیم: «اوضاع کی درست میشود؟» اما برای «درست شدن» تعریف روشن و مشخصی نداریم.
یکی از آثار بیتفاوتی در زندگی سیاسی و اجتماعی این است که برای تحولات تاریخی «منتظر وقایع نشین» و منفعل هستیم و فعالانه برای متحول کردن سرنوشت و بهبود شرایط زندگی خود گام بر نمیداریم.
من بارها در پاسخ افرادی که میپرسند اوضاع کی درست میشود؟ میپرسم: منظور شما از درست شدن چیست؟ اغلب از نگاه و لحن صحبت آنها پیداست که تعریف خاصی از درست شدن ندارند یا از آنها میپرسم شما کی درست میشوید؟ آیا حاضرید روزی چند ساعت کار سیاسی بکنید یا اگر به سیاست باور ندارید، آیا حاضرید در فعالیتهای اجتماعی یا خیریه شرکت کنید؟ آیا مثلا حاضرید مسئولیت نگهداری از درختهای محله خود را بپذیرید یا نهالی بکارید؟
تحلیل و تجویز راهبردی:
آنچه در بالا خواندیم بخشی از کتاب بالندگی و بازندگی ایرانیان (دلایل عقب ماندگی ایرانیان و آسیب شناسی جامعه ایران) نوشته جمال هاشمی است. چه با اندیشه ایشان مخالف باشیم یا موافق، دو نکته عمیق در همین نوشته کوتاه وجود دارد که شایسته است همه ما صادقانه در مورد آن فکر کنیم.
نکته اول: سالهاست که داریم یک سوال غلط می پرسیم و به همین خاطر هم هست که به جواب نمی رسیم. سوال این است: اوضاع کِی درست می شود؟ در صورتی که می توانستیم بپرسیم «من چه کاری می توانم بکنم؟» اولی انتظار و ایستایی می آورد و دومی اقدام و پویایی می آفریند.
نکته دوم: که از نکته اول هم عمیق تر و مهم است. ما هیچ «مانیفست ساختاریافتهِ مکتوبِ تفاهم شده» در مورد «اوضاع درست» نداریم. به همین خاطر هم هست که وقتی در پاسخ کسانی که می پرسند اوضاع کِی درست می شود؟ سوال می کنید منظور شما از درست یعنی چه؟ یا به افق خیره می شوند یا چند جمله کلی می گویند. تا آنجا که من اطلاع دارم در اوایل دهه نود دست کم 223 حزب و تشکل سیاسی داشتیم. اما دریغ از یک برنامه منسجمِ مکتوبِ تعهد شده و منتشر شده. اکثرا در جستجوی آن هستند که قدرت را به دست بگیرند. در انتخاب شوراها و پارلمانی و اصناف نماینده داشته باشند. اما دریغ از یک برنامه راهبردیِ زمان بندی شدهِ که به کسانی که رای می دهند تعهد کنند که آن ها را اجرا خواهیم کرد. من حتی یک مورد! تاکید می کنم یک مورد هم ندیده ام. راست و چپ و اصول گرا و اصلاح طلب و اعتدالی، پوزیسيون و اپوزیسيون هم ندارد.
چه می توان کرد؟
1- در مورد هر چیزی که به آن انتقاد داریم و می گویم نادرست است، «درست» را تعریف کنیم! هر کدام از ما در یک حوزه متخصص و آگاه است. یا خودمان می توانیم درست را تعریف کنیم یا دست کم می توانیم افرادی که توانایی فکری خلق آینده مطلوب را دارند را تشویق و حمایت کنیم. اگر به نظام کشورداری، نظام انتخابات، نظام مدیریت منابع آب، نظام ارزی، نظام تامین آتیه (بازنشستگی) و نظام بانکی انتقاد داریم. اول راه حل مکتوبِ عملی طراحی کنیم و سپس سعی کنیم که آن را به اجرا نزدیک کنیم.
2- ممکن است بگویید گوش شنوا نیست. بن بست سیاستی وجود دارد. امیدی به اصلاح نیست. در جواب باید گفت که همه جای دنیا همین است. تئوری ها و تجارب می گویند که برای آنکه یک راه حل/ایده/برنامه ملی به نتیجه برسد. ممکن است برای مدت ها، راه حل وجود داشته باشد اما امکان تصویب و اجرای آن وجود نداشته باشد. فاکتورهای متعددی باید در کنار هم قرار بگیرند تا یک پنجره فرصت باز شود تا آن راه حل/ایده/سیاست/برنامه، تصویب و اجرا شود. بنابراین به قول خارجی ها ما باید Homework (مشق شب) مان را انجام دهیم و آنگاه فعالانه منتظر پنجره فرصتی باشیم تا راه حل/ایده/برنامه مان را در زمان مناسب به فرد مناسب عرضه کنیم.
حالا بگذارید به این سوال پاسخ دهم که اوضاع کی درست می شود؟ جواب: هیچوقت! هیچوقت اوضاع درست نخواهد شد تا زمانی که ما این سوال اشتباه را می پرسیم و هیچ جایگزینی برای شرایط فعلی نداریم و تا زمانی که خودمان درست نشویم. این را من نمی گویم. خداوند در کتاب آسمانی به صراحت فرمود من سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمی دهم مگر آن که آنچه را در خودشان است تغییر دهند.
مجتبی لشکربلوکی
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
🔴 چشمانداز زیبایی که مرگ میآفریند! 🔴
✍️ محمد درویش
1⃣ سیل گلستان و بندر ترکمن نمادی تمامنما از مصیبتی به نام مدیریت زمین در ایران است! همه چیز زیبا به نظر میرسد و گاوهایی که در چراگاه نصیحت روزی میگیرند در لکهای جامانده از هیرکانی ... چه شکوهمند، رویایی و مفید برای همه، درست مثل شعرهای ناب سهراب! نه؟
2⃣ روزی که مروجانِ اصل ۴ ترومن با موتورپمپهای اهدایی آمریکایی به جان زمین افتادند تا دوران جدید شکوفایی کشاورزی و صنعت را در پی انقلاب شاه و ملت رقم بزنند، کسی فکر نمیکرد #مکتب_نوسازی با مرگ کاریزهایی که شیره زمین را میدوشیدند، چاههایی را بنیان نهادند که خون زمین را تا آخرین جرعه مکیدند و آغازگرِ دورانی شدند که حاصلش ثبت بزرگترین فروچالههای کره زمین در ایران و متروکهشدن حدود ۴۰هزار روستا بود! نبود؟
3⃣ آن روزی که کارخانه #ذوبآهن اصفهان در دوره پهلوی دوم و #فولاد_مبارکه در سالهای نخستین پس از جنگ ۸ساله راهاندازی شد، قراربود تا آغازگرِ دوران جدیدی از آقایی و شوکت نصفجهان رقم بخورد؛ اما زمین در زرینشهر فرو رفت، آلودگی در اصفهان بیداد کرد و رسیدن زایندهرود به پلخواجو در شمار روزهای رویایی و آرزوهای دستنایافتنی اصفهانیها باقی ماند! نماند؟
4⃣ آن زمانی که #سد_استقلال در دوره #میرحسین_موسوی آبگیری شد، قراربود زنگ پایانی باشد بر کابوس دسترسی به آب شیرین برای مردم #میناب و #بندرعباس. آمده بودند تا با ساز و دهل اجازه هدررفت آب شیرین به دریا را ندهند؛ اما بیش از یک میلیون پایه نخل، انبه و مرکبات را خشکاندیم و پرشمارترین فروچالهها را تا نزدیکیهای خلیج فارس و دریای عمان گستراندیم! نگستراندیم؟
5⃣ آن روزی که نیروگاه حرارتی شهید مفتح #همدان هم با حضور #هاشمی_رفسنجانی در #دشت_فامنین افتتاح شد، قرار بود یک روز افسانهای برای همدان باشد؛ اینک اما دهها فروچاله و متروکهشدن روستاها فرجامش شده! نشده؟
6⃣ آن زمانی که در دوره #سیدمحمد_خاتمی #سد_کریت آبگیری شد، قراربود زنگ پایانی باشد بر کابوس مردمان صبور کویرنشین در #طبس تا از نبود آب نلرزند، اما فقط یک کهنسازه غرورآفرین و هفتصدساله که مرتفعترین سازه دستساخت بشر تا قرن بیستم محسوب میشد را محو کردیم تا پرچم حماقت در بالاترین سطح ممکن در اهتزاز بماند.
7⃣ آن زمانی که #پل_شهیدکلانتری رونمایی و #سد_سیوند و #گتوند در دوره #محمود_احمدینژاد آبگیری شد، میخواستند آغاز دوره شکوفایی در آذربایجان، فارس و خوزستان را در دوره صدارت فرزند بر حق کوروش بزرگ! رونمایی کرده و بر زیباییهای چشم آبی گربهنشان وطن تا بختگان و شادگان بیافزایند. اما این بختِ ایران بود که رفت، کویر ارومیه در کتابهای دانشآموزان استرالیایی رونمایی شد و سرزمینی ناشاد بود که در جلگه زرخیز کارون آفریده شد! نشد؟
8⃣ و تاسفبارتر آنکه اینک هم نهتنها از حدود ششدهه تجربه زیبانمایی به بهای فروپاشی درس نگرفتهایم، بلکه برخوردار از رییسجمهوری شدهایم که میگوید: هیاهو برای انتشار گازهای گلخانهای ترفند غربیها برای جلوگیری از پیشرفت ماست! خوشمزهتر آنکه #ترامپ هم میگوید: جنجال تغییرات اقلیمی ترفند چینیها برای سبقتگرفتن از آمریکا و متحدینش در غرب است!! #حسن_روحانی حتی پیام نهفته در این واقعیت را درک نکرد که چرا بدهکاری بومشناختی کرمان و یزد بعد از دو رییسجمهور کرمانی و یزدی بیشتر شد؟ وگرنه اینک مانند منتقد مشهورش - محمود احمدینژاد - بر طرح انتقال آب از #کاسپین به #سمنان اصرار نمیکرد! میکرد؟
9⃣ دوباره برگردیم به آن تصویر زیبا ... مهمترین کارکرد هیرکانی حفظ آب و خاک، تولید اکسیژن، حراست از زیگونگی و جلوگیری از رخداد سیلهایی ویرانگر است که اینک عدم توجه به آن، مردم عزیز ما در دو استان گلستان - #گنبدکاووس - و مازندران را داغدار کرده است. نباید اجازه دهیم به بهانه توسعه کشاورزی، دامداری و تامین معیشت برای مردم محلی، همان مردم را قربانی خشم طبیعت کنیم. به حریم سیلابی رودخانهها احترام نهیم، اجازه قطع درختان را به بهانه آفتاب بیشتر برای تولید علوفه افزونتر ندهیم و فاجعهای چون #چوبر_تالش در غرب گیلان را نیافرینیم. جنگل سبزی که تنوع ندارد، مثل زن زیبایی است با تنپوشهایی گرانقیمت از برندهای مشهور جهان که تاکنون یک کتاب هم نخوانده، مهارتی کسب نکرده و سوادی ندارد.
#هر_زیبایی_زیبا_نیست
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
@flith
🔴 چشمانداز زیبایی که مرگ میآفریند! 🔴
✍️ محمد درویش
1⃣ سیل گلستان و بندر ترکمن نمادی تمامنما از مصیبتی به نام مدیریت زمین در ایران است! همه چیز زیبا به نظر میرسد و گاوهایی که در چراگاه نصیحت روزی میگیرند در لکهای جامانده از هیرکانی ... چه شکوهمند، رویایی و مفید برای همه، درست مثل شعرهای ناب سهراب! نه؟
2⃣ روزی که مروجانِ اصل ۴ ترومن با موتورپمپهای اهدایی آمریکایی به جان زمین افتادند تا دوران جدید شکوفایی کشاورزی و صنعت را در پی انقلاب شاه و ملت رقم بزنند، کسی فکر نمیکرد #مکتب_نوسازی با مرگ کاریزهایی که شیره زمین را میدوشیدند، چاههایی را بنیان نهادند که خون زمین را تا آخرین جرعه مکیدند و آغازگرِ دورانی شدند که حاصلش ثبت بزرگترین فروچالههای کره زمین در ایران و متروکهشدن حدود ۴۰هزار روستا بود! نبود؟
3⃣ آن روزی که کارخانه #ذوبآهن اصفهان در دوره پهلوی دوم و #فولاد_مبارکه در سالهای نخستین پس از جنگ ۸ساله راهاندازی شد، قراربود تا آغازگرِ دوران جدیدی از آقایی و شوکت نصفجهان رقم بخورد؛ اما زمین در زرینشهر فرو رفت، آلودگی در اصفهان بیداد کرد و رسیدن زایندهرود به پلخواجو در شمار روزهای رویایی و آرزوهای دستنایافتنی اصفهانیها باقی ماند! نماند؟
4⃣ آن زمانی که #سد_استقلال در دوره #میرحسین_موسوی آبگیری شد، قراربود زنگ پایانی باشد بر کابوس دسترسی به آب شیرین برای مردم #میناب و #بندرعباس. آمده بودند تا با ساز و دهل اجازه هدررفت آب شیرین به دریا را ندهند؛ اما بیش از یک میلیون پایه نخل، انبه و مرکبات را خشکاندیم و پرشمارترین فروچالهها را تا نزدیکیهای خلیج فارس و دریای عمان گستراندیم! نگستراندیم؟
5⃣ آن روزی که نیروگاه حرارتی شهید مفتح #همدان هم با حضور #هاشمی_رفسنجانی در #دشت_فامنین افتتاح شد، قرار بود یک روز افسانهای برای همدان باشد؛ اینک اما دهها فروچاله و متروکهشدن روستاها فرجامش شده! نشده؟
6⃣ آن زمانی که در دوره #سیدمحمد_خاتمی #سد_کریت آبگیری شد، قراربود زنگ پایانی باشد بر کابوس مردمان صبور کویرنشین در #طبس تا از نبود آب نلرزند، اما فقط یک کهنسازه غرورآفرین و هفتصدساله که مرتفعترین سازه دستساخت بشر تا قرن بیستم محسوب میشد را محو کردیم تا پرچم حماقت در بالاترین سطح ممکن در اهتزاز بماند.
7⃣ آن زمانی که #پل_شهیدکلانتری رونمایی و #سد_سیوند و #گتوند در دوره #محمود_احمدینژاد آبگیری شد، میخواستند آغاز دوره شکوفایی در آذربایجان، فارس و خوزستان را در دوره صدارت فرزند بر حق کوروش بزرگ! رونمایی کرده و بر زیباییهای چشم آبی گربهنشان وطن تا بختگان و شادگان بیافزایند. اما این بختِ ایران بود که رفت، کویر ارومیه در کتابهای دانشآموزان استرالیایی رونمایی شد و سرزمینی ناشاد بود که در جلگه زرخیز کارون آفریده شد! نشد؟
8⃣ و تاسفبارتر آنکه اینک هم نهتنها از حدود ششدهه تجربه زیبانمایی به بهای فروپاشی درس نگرفتهایم، بلکه برخوردار از رییسجمهوری شدهایم که میگوید: هیاهو برای انتشار گازهای گلخانهای ترفند غربیها برای جلوگیری از پیشرفت ماست! خوشمزهتر آنکه #ترامپ هم میگوید: جنجال تغییرات اقلیمی ترفند چینیها برای سبقتگرفتن از آمریکا و متحدینش در غرب است!! #حسن_روحانی حتی پیام نهفته در این واقعیت را درک نکرد که چرا بدهکاری بومشناختی کرمان و یزد بعد از دو رییسجمهور کرمانی و یزدی بیشتر شد؟ وگرنه اینک مانند منتقد مشهورش - محمود احمدینژاد - بر طرح انتقال آب از #کاسپین به #سمنان اصرار نمیکرد! میکرد؟
9⃣ دوباره برگردیم به آن تصویر زیبا ... مهمترین کارکرد هیرکانی حفظ آب و خاک، تولید اکسیژن، حراست از زیگونگی و جلوگیری از رخداد سیلهایی ویرانگر است که اینک عدم توجه به آن، مردم عزیز ما در دو استان گلستان - #گنبدکاووس - و مازندران را داغدار کرده است. نباید اجازه دهیم به بهانه توسعه کشاورزی، دامداری و تامین معیشت برای مردم محلی، همان مردم را قربانی خشم طبیعت کنیم. به حریم سیلابی رودخانهها احترام نهیم، اجازه قطع درختان را به بهانه آفتاب بیشتر برای تولید علوفه افزونتر ندهیم و فاجعهای چون #چوبر_تالش در غرب گیلان را نیافرینیم. جنگل سبزی که تنوع ندارد، مثل زن زیبایی است با تنپوشهایی گرانقیمت از برندهای مشهور جهان که تاکنون یک کتاب هم نخوانده، مهارتی کسب نکرده و سوادی ندارد.
#هر_زیبایی_زیبا_نیست
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
☘☘☘
سال جدید، لطفاً مرا به دریا بیانداز!
دکتر مجتبی لشکربلوکی
آغاز سال جدید بهانه ای است برای اینکه در مورد سال آینده نقشه بکشیم. راستش را بخواهید می خواستم چند پیشنهاد «باکلاس!» برای سال جدید بدهم. از این قبیل:
پیشنهاد اول: امسال برخی جملات را بیشتر به کار بگیریم، این جملات عبارتند از: نمی دانم! اطلاع ندارم! و بلد نیستم! باید بیشتر فکر کنم و باید در این زمینه مطالعه کنم. این ها باعث می شود که راجع به هر چیزی اظهار نظر نکنیم. و ما چقدر به این نگفتن ها احتیاج داریم.
پیشنهاد دوم: امسال برخی جملات را از دایره زبان خود خارج کنیم مانند: آب از آب تکون نخواهد خورد، ما نه سر پیازیم نه ته پیاز، سنگ بزرگ علامت نزدن است! و اصولا تمام تکیه کلام ها و جملاتی که بی عملی، بی تفاوتی و بی کنشی را توجیه می کند.
پیشنهاد سوم: امسال کتاب های غیردرسی و و از غیر رشته خودمان بیشتر بخوانیم.
و .... اما راستش را بخواهید احساس کردم این ها خوب است و لازم و نسبتا با کلاس! اما ويژه سال پیش رو نیست. متاسفم از اینکه بگویم پیش بینی ها نشان می دهد احتمالا سال پیش رو سال سختی است (از عمق جانم آرزومندم پیش بینی ها بالکل غلط از آب در بیاید). فقر و بیکاری و نااطمینانی شرایط سختی را برای همه ما رقم خواهد زد. خانواده های بسیاری آسیب خواهند دید. آرزوهای بسیاری بر باد خواهد رفت. فکر می کنم امسال مهم ترین کاری که باید بکنیم این است که .. بگذارید اول یک داستان را با هم مرور کنیم:
نویسنده ای بود که برای نوشتن مطالبش به لب دریا میرفت، او عادت داشت که قبل از شروع کارش در ساحل قدم بزند. یک روز که در ساحل راه میرفت هنگامیکه به پایین ساحل نگاه میکرد، کسی را دید که حرکاتش شبیه رقص بود. او از اینکه فردی در آن موقع برقصد تعجب کرد، بنابراین تندتر حرکت کرد تا به او برسد. وقتی نزدیکتر شد دید آن مرد جوان نمیرقصد. او خم میشود و از روی ساحل چیزی بر میدارد و آن را به اقیانوس پرتاب میکند. گفت: صبح بخیر، می توانم بپرسم چه کار میکنید؟ مرد جوان پاسخ داد: ستاره دریایی به دریا میاندازم.
پرسید چرا؟ جوان پاسخ داد: خورشید بالا آمده و آب دریا دارد می رود پایین و اگر آنها را به اقیانوس نیاندازم خواهند مرد. نویسنده گفت: طول این ساحل ده ها کیلومتر است و در کنارش میلیونها ستاره دریایی؟ ممکن نیست که بتوانی تاثیر بگذاری. مرد جوان گوش کرد و خم شد، ستاره دریایی دیگری برداشت و آن را به پشت امواج پرتاب کرد و برگشت و گفت: برای آن یکی که موثر بود.
او آشفته شده بود و نمیدانست چطور جواب دهد. بنابراین به خانه اش بازگشت تا نوشتههایش را از سر بگیرد. در تمام طول روز، وقتی مینوشت تصویر آن جوان در ذهنش بود. سعی کرد اعتنایی نکند ولی آن تصویر پابرجا ماند. او فهمید مرد جوان با آن کارش، تصمیم گرفته بود که تنها نظاره گر گذر زندگی در دنیا نباشد بلکه تصمیم گرفته بود در جهان عامل و منشا اثر باشد. از خودش خجالت کشید، آن شب آشفته حال به رخت خواب رفت، صبح از خواب بیدار شد و می دانست باید کاری بکند! بنابراین بلند شد، لباسش را پوشید، به ساحل رفت و مرد جوان را پیدا کرد و همراه او به انداختن ستاره دریایی به اقیانوس سپری کرد.
امسال ستاره های دریایی زیادی هستند که در این جزر و مد لعنتی، روی ساحل جا می مانند و نیاز دارند دوباره به دریا انداخته شوند [دوباره به زندگی بازگردند]: مادر سرپرست خانواری که دیگر نای کار کردن در خانه مردم را ندارد. زن جوانی که از شوهر معتاد و بیکارش طلاق گرفته و خانه پدری نیز برای بازگشت ندارد. جوان بیکاری که باید خرج مادر پیر و دو خواهر معصومش را بدهد. صنعت گری که به خاطر رکود و تورم چرخش نمی چرخد و ده ها طلبکار و شاکی دارد و صدها کارگر که چشمشان به دست های اوست و ...
نگوییم حالا فرضا ما به این فرد کمک کردیم، آیا وضعیت کشور تغییر خواهد کرد؟ هر گاه چنین ابهامی در ذهن تان ایجاد شد به این دیالوگ فکر کنید؛ «طول این ساحل ده ها کیلومتر است و در کنارش میلیون ها ستاره دریایی؟ ممکن نیست که بتوانی تاثیر بگذاری. مرد جوان گوش کرد و خم شد، ستاره دریایی دیگری برداشت و آن را به پشت امواج پرتاب کرد و برگشت و گفت: برای آن یکی که موثر بود!» قرار هم نیست همه حمایت ها مالی باشد، گاهی اوقات با یک سفارش، یک ضامن شدن، یک جمله، یک لبخند، می شود به یک ستاره دریایی جا مانده دوباره زندگی بخشید.
خود من تصمیم گرفته ام، امسال بیشتر از گذشته از طریق موسسات نیکوکاری و خیریه سهمم را ایفا کنم. همه ما می توانیم نقش کوچکی در تحقق این زیباترین نیایش آغاز سال داشته باشیم؛ حول حالنا الی احسن الحال! با انداختن یک ستاره کوچک دریایی به آغوش دریا!
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
@flith
☘☘☘
سال جدید، لطفاً مرا به دریا بیانداز!
دکتر مجتبی لشکربلوکی
آغاز سال جدید بهانه ای است برای اینکه در مورد سال آینده نقشه بکشیم. راستش را بخواهید می خواستم چند پیشنهاد «باکلاس!» برای سال جدید بدهم. از این قبیل:
پیشنهاد اول: امسال برخی جملات را بیشتر به کار بگیریم، این جملات عبارتند از: نمی دانم! اطلاع ندارم! و بلد نیستم! باید بیشتر فکر کنم و باید در این زمینه مطالعه کنم. این ها باعث می شود که راجع به هر چیزی اظهار نظر نکنیم. و ما چقدر به این نگفتن ها احتیاج داریم.
پیشنهاد دوم: امسال برخی جملات را از دایره زبان خود خارج کنیم مانند: آب از آب تکون نخواهد خورد، ما نه سر پیازیم نه ته پیاز، سنگ بزرگ علامت نزدن است! و اصولا تمام تکیه کلام ها و جملاتی که بی عملی، بی تفاوتی و بی کنشی را توجیه می کند.
پیشنهاد سوم: امسال کتاب های غیردرسی و و از غیر رشته خودمان بیشتر بخوانیم.
و .... اما راستش را بخواهید احساس کردم این ها خوب است و لازم و نسبتا با کلاس! اما ويژه سال پیش رو نیست. متاسفم از اینکه بگویم پیش بینی ها نشان می دهد احتمالا سال پیش رو سال سختی است (از عمق جانم آرزومندم پیش بینی ها بالکل غلط از آب در بیاید). فقر و بیکاری و نااطمینانی شرایط سختی را برای همه ما رقم خواهد زد. خانواده های بسیاری آسیب خواهند دید. آرزوهای بسیاری بر باد خواهد رفت. فکر می کنم امسال مهم ترین کاری که باید بکنیم این است که .. بگذارید اول یک داستان را با هم مرور کنیم:
نویسنده ای بود که برای نوشتن مطالبش به لب دریا میرفت، او عادت داشت که قبل از شروع کارش در ساحل قدم بزند. یک روز که در ساحل راه میرفت هنگامیکه به پایین ساحل نگاه میکرد، کسی را دید که حرکاتش شبیه رقص بود. او از اینکه فردی در آن موقع برقصد تعجب کرد، بنابراین تندتر حرکت کرد تا به او برسد. وقتی نزدیکتر شد دید آن مرد جوان نمیرقصد. او خم میشود و از روی ساحل چیزی بر میدارد و آن را به اقیانوس پرتاب میکند. گفت: صبح بخیر، می توانم بپرسم چه کار میکنید؟ مرد جوان پاسخ داد: ستاره دریایی به دریا میاندازم.
پرسید چرا؟ جوان پاسخ داد: خورشید بالا آمده و آب دریا دارد می رود پایین و اگر آنها را به اقیانوس نیاندازم خواهند مرد. نویسنده گفت: طول این ساحل ده ها کیلومتر است و در کنارش میلیونها ستاره دریایی؟ ممکن نیست که بتوانی تاثیر بگذاری. مرد جوان گوش کرد و خم شد، ستاره دریایی دیگری برداشت و آن را به پشت امواج پرتاب کرد و برگشت و گفت: برای آن یکی که موثر بود.
او آشفته شده بود و نمیدانست چطور جواب دهد. بنابراین به خانه اش بازگشت تا نوشتههایش را از سر بگیرد. در تمام طول روز، وقتی مینوشت تصویر آن جوان در ذهنش بود. سعی کرد اعتنایی نکند ولی آن تصویر پابرجا ماند. او فهمید مرد جوان با آن کارش، تصمیم گرفته بود که تنها نظاره گر گذر زندگی در دنیا نباشد بلکه تصمیم گرفته بود در جهان عامل و منشا اثر باشد. از خودش خجالت کشید، آن شب آشفته حال به رخت خواب رفت، صبح از خواب بیدار شد و می دانست باید کاری بکند! بنابراین بلند شد، لباسش را پوشید، به ساحل رفت و مرد جوان را پیدا کرد و همراه او به انداختن ستاره دریایی به اقیانوس سپری کرد.
امسال ستاره های دریایی زیادی هستند که در این جزر و مد لعنتی، روی ساحل جا می مانند و نیاز دارند دوباره به دریا انداخته شوند [دوباره به زندگی بازگردند]: مادر سرپرست خانواری که دیگر نای کار کردن در خانه مردم را ندارد. زن جوانی که از شوهر معتاد و بیکارش طلاق گرفته و خانه پدری نیز برای بازگشت ندارد. جوان بیکاری که باید خرج مادر پیر و دو خواهر معصومش را بدهد. صنعت گری که به خاطر رکود و تورم چرخش نمی چرخد و ده ها طلبکار و شاکی دارد و صدها کارگر که چشمشان به دست های اوست و ...
نگوییم حالا فرضا ما به این فرد کمک کردیم، آیا وضعیت کشور تغییر خواهد کرد؟ هر گاه چنین ابهامی در ذهن تان ایجاد شد به این دیالوگ فکر کنید؛ «طول این ساحل ده ها کیلومتر است و در کنارش میلیون ها ستاره دریایی؟ ممکن نیست که بتوانی تاثیر بگذاری. مرد جوان گوش کرد و خم شد، ستاره دریایی دیگری برداشت و آن را به پشت امواج پرتاب کرد و برگشت و گفت: برای آن یکی که موثر بود!» قرار هم نیست همه حمایت ها مالی باشد، گاهی اوقات با یک سفارش، یک ضامن شدن، یک جمله، یک لبخند، می شود به یک ستاره دریایی جا مانده دوباره زندگی بخشید.
خود من تصمیم گرفته ام، امسال بیشتر از گذشته از طریق موسسات نیکوکاری و خیریه سهمم را ایفا کنم. همه ما می توانیم نقش کوچکی در تحقق این زیباترین نیایش آغاز سال داشته باشیم؛ حول حالنا الی احسن الحال! با انداختن یک ستاره کوچک دریایی به آغوش دریا!
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
در دور ما از آتش بیداد ظالمان
چون دود و سیل تیره شد آب و هوای خاک
#سیف_فرغانی
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
چون دود و سیل تیره شد آب و هوای خاک
#سیف_فرغانی
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
سیلاب در حال خروج از کانالهای زیرزمینی تخت جمشید/ هنر ایرانیان باستان باعث تخلیه سیلاب از این میراث جهانی در عرض یکساعت شد/ تخت جمشید و نقش رستم از بارندگیها آسیب ندیدند.
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
🔹درود بر دکتر محبی با این مطلب فوق زیبایش
✅ «لزوم احترام به عقاید دیگران» کلیشه ومغلطه است
📌محمد محبی؛ حقوقدان و کارشناس علوم سیاسی؛ مدرس دانشگاه
✍این جمله کلیشهای را حتماً زیاد شنیدهاید که میگویند: «به عقاید هم احترام بگذاریم»! این جمله، مغالطه محض است و هیچ مبنایی ندارد. هیچ عقیدهای (تأکید میکنم هیچ عقیدهای) محترم نیست و هر عقیده و نظری، قابل نقد و رد و طنز و حتی در صورت لزوم قابل تمسخر است، من چرا باید به عقیدهای که صدر تا ذیل آن را بیپایه و خلاف خِرَد و دانش میدانم، احترام بگذارم؟! این کار عین بیاحترامی به خودم است. یک انسان اول باید برای خودش احترام قائل باشد تا بتواند برای دیگران هم احترام قائل شود. عقاید محترم نیستند، بلکه حق آزادی عقیده و بیان انسانها محترم است. ما باید برای حق آزادی عقیده و بیان انسانها احترام بگذاریم و عقاید آنها را بشنویم و با خِرَد و دانش روز بسنجیم و به آنها واکنش نشان دهیم تا «گفتگو» شکل بگیرد و از خلال این گفتگو، بقول هابرماس، به یک «فهم بینالاذهانی» رسید.
✍ تمام این کلیشهها و بدفهمیها، اعم از «دینخویی»، «باجخواهی عاطفی در بحثهای جدی»، «وسطبازی ناشی از تعارف و بلاتکلیفی و عدم صراحت»، «کلیشه و مغلطه لزوم احترام به عقاید»، «دوری از فردیت و فرهنگ شهروندی» و امثالهم، فقط ناشی از یک چیز است. و آن این است که، باشندگان سیاسی و اجتماعی ایرانی، بجای حقوقمحوری، همچنان در بند «هویتمحوری» هستند. بجای نگاه حقوقی به وقایع و پدیدهها و شخصیتها، به آنها نگاه هویتی دارند.
✍مثلاً این قبیل افراد، شخصیتهای سیاسی چون مصدق، خمینی، شریعتی، سروش، پهلوی و ... و یا گرایشهای سیاسی و عقیدتی و ...، را به «هویت» خود و چیزی شبیه به گزارههای دینواره تبدیل کردهاند و مقابل هرگونه نقد و حمله به آنها برمیآشوبند، و حمله به آنها را، حمله به «خود» تلقی میکنند. کسانی که با تاریخ اندیشه در جهان آشنایی دارند، میدانند که این سبک از «هویتسازی» چه فجایعی را خلق میکند؟! در حالیکه باید از افکار و شخصیتها و گرایشات، و حتی ادیان و مذاهب، به عنوان ابزاری برای بهبودِ کیفیتِ حقوق خود و هممیهنان و ارتقاء وضعیت میهن استفاده کرد! اما این کار را نمیکنند و از هویت ساختگی خود دفاع میکنند چون نزد این افراد «میهن» اصالت ندارد، بلکه ایدئولوژی و کلیشه اصالت دارد. چون در جای سفتی بنام «میهن» نایستادهاند.
✍ بگذارید یک مثال جالب بزنم. جامعه آمریکا، یکی از مذهبیترین جامعه در میان جوامع غربی است. خصوصاً مردمان ایالتهای جنوبی و مرکزی. آنها مسیحیان معتقد و دوستدار خدا، عیسی، مریم و ... هستند، جالب اینجاست که یکی از سوژههای کنسرتهای طنز در این ایالتها، تمسخر دین است. اما مردم حاضر در این کنسرتها، هرگز مقابل تمسخر دین و اعتقادات دینی برنمیآشوبند. بلکه میخندند و میروند خانههای خودشان و یکشنبهها هم به کلیسا و مراسم مذهبی خودشان میرسند. اما در خاورمیانه، پاسخ تمسخر دین را با خون میدهند، چرا؟ دلیلش روشن است، چون آمریکاییها در زمین سفت «میهن» خود ایستادهاند و به دین فقط نگاه ابزاری دارند، و نگاه هویتی ندارند، با دیانت خود سعی میکنند به آرامش و رفع نیازهای معنوی خود برسند، نه اینکه با تعصب دینی، آرامش دیگران را هم سلب کنند. اما در خاورمیانه برعکس این است. به همه چیز از جمله دین نگاه هویتی دارند.
✍تجربه حضور در دورههای کارشناسی و کارشناسی ارشد و دکتری رشته علوم سیاسی، و دورههای کارشناسی و کارشناسی ارشد رشته حقوق، و چند سالی درسهای حوزوی (که تکتک جلسات درسها را به امید بحث و گفتگو و نقد میرفتم، نه نتبرداری و جزوهنویسی!)، به بنده یاد داده است که، از هیچ شخصیت و دین و مذهبی، «هویت» نسازم، و فقط میهن و هممیهن، و دانش و خرد برایم اصالت داشته باشند.
✍تنها هویت ما، «ملیت» ما، یعنی «ایرانیت» ماست. و همین هویت هم جنبه حقوقی و سیاسی و فرهنگی دارد. تنها ملات پیونددهنده ما ایرانیان ودلیل اینکه، علیرغم این تکثر حیرتانگیز هیچ مرزی بین خودمان نکشیم و خوشبختانه امکان هیچ مرزکشی بین ما وجود ندارد، همین «ایرانیت» است. و هویت ما هم فقط همین است و بس.
فربه کردن پدیده «هویت»، و اضافه کردن موارد دیگر به هویت، به مراتب خطرناکتر از فربه کردن دین است. تمام شخصیتهای سیاسی و اجتماعی، تمام گروهها و احزاب سیاسی، تمام جنبشها، تمام ادیان، آیینها، همه و همه «ابزار» هستند و اصالت هویتی ندارند. باید نگاه ابزاری به آنها داشت، نه نگاه «هویتی»!
یک «شهروند» حق دارد هر کدام از آنها را که خواست و با منافع فردی و جمعی، و خِرَد او سازگاری نسبی داشت انتخاب کرده، و هر لحظه که اراده کرد، انتخابش را تغییر دهد، و هرکدام را هم که خواست، نقد و رد کند. به همین سادگی!
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
@flith
🔹درود بر دکتر محبی با این مطلب فوق زیبایش
✅ «لزوم احترام به عقاید دیگران» کلیشه ومغلطه است
📌محمد محبی؛ حقوقدان و کارشناس علوم سیاسی؛ مدرس دانشگاه
✍این جمله کلیشهای را حتماً زیاد شنیدهاید که میگویند: «به عقاید هم احترام بگذاریم»! این جمله، مغالطه محض است و هیچ مبنایی ندارد. هیچ عقیدهای (تأکید میکنم هیچ عقیدهای) محترم نیست و هر عقیده و نظری، قابل نقد و رد و طنز و حتی در صورت لزوم قابل تمسخر است، من چرا باید به عقیدهای که صدر تا ذیل آن را بیپایه و خلاف خِرَد و دانش میدانم، احترام بگذارم؟! این کار عین بیاحترامی به خودم است. یک انسان اول باید برای خودش احترام قائل باشد تا بتواند برای دیگران هم احترام قائل شود. عقاید محترم نیستند، بلکه حق آزادی عقیده و بیان انسانها محترم است. ما باید برای حق آزادی عقیده و بیان انسانها احترام بگذاریم و عقاید آنها را بشنویم و با خِرَد و دانش روز بسنجیم و به آنها واکنش نشان دهیم تا «گفتگو» شکل بگیرد و از خلال این گفتگو، بقول هابرماس، به یک «فهم بینالاذهانی» رسید.
✍ تمام این کلیشهها و بدفهمیها، اعم از «دینخویی»، «باجخواهی عاطفی در بحثهای جدی»، «وسطبازی ناشی از تعارف و بلاتکلیفی و عدم صراحت»، «کلیشه و مغلطه لزوم احترام به عقاید»، «دوری از فردیت و فرهنگ شهروندی» و امثالهم، فقط ناشی از یک چیز است. و آن این است که، باشندگان سیاسی و اجتماعی ایرانی، بجای حقوقمحوری، همچنان در بند «هویتمحوری» هستند. بجای نگاه حقوقی به وقایع و پدیدهها و شخصیتها، به آنها نگاه هویتی دارند.
✍مثلاً این قبیل افراد، شخصیتهای سیاسی چون مصدق، خمینی، شریعتی، سروش، پهلوی و ... و یا گرایشهای سیاسی و عقیدتی و ...، را به «هویت» خود و چیزی شبیه به گزارههای دینواره تبدیل کردهاند و مقابل هرگونه نقد و حمله به آنها برمیآشوبند، و حمله به آنها را، حمله به «خود» تلقی میکنند. کسانی که با تاریخ اندیشه در جهان آشنایی دارند، میدانند که این سبک از «هویتسازی» چه فجایعی را خلق میکند؟! در حالیکه باید از افکار و شخصیتها و گرایشات، و حتی ادیان و مذاهب، به عنوان ابزاری برای بهبودِ کیفیتِ حقوق خود و هممیهنان و ارتقاء وضعیت میهن استفاده کرد! اما این کار را نمیکنند و از هویت ساختگی خود دفاع میکنند چون نزد این افراد «میهن» اصالت ندارد، بلکه ایدئولوژی و کلیشه اصالت دارد. چون در جای سفتی بنام «میهن» نایستادهاند.
✍ بگذارید یک مثال جالب بزنم. جامعه آمریکا، یکی از مذهبیترین جامعه در میان جوامع غربی است. خصوصاً مردمان ایالتهای جنوبی و مرکزی. آنها مسیحیان معتقد و دوستدار خدا، عیسی، مریم و ... هستند، جالب اینجاست که یکی از سوژههای کنسرتهای طنز در این ایالتها، تمسخر دین است. اما مردم حاضر در این کنسرتها، هرگز مقابل تمسخر دین و اعتقادات دینی برنمیآشوبند. بلکه میخندند و میروند خانههای خودشان و یکشنبهها هم به کلیسا و مراسم مذهبی خودشان میرسند. اما در خاورمیانه، پاسخ تمسخر دین را با خون میدهند، چرا؟ دلیلش روشن است، چون آمریکاییها در زمین سفت «میهن» خود ایستادهاند و به دین فقط نگاه ابزاری دارند، و نگاه هویتی ندارند، با دیانت خود سعی میکنند به آرامش و رفع نیازهای معنوی خود برسند، نه اینکه با تعصب دینی، آرامش دیگران را هم سلب کنند. اما در خاورمیانه برعکس این است. به همه چیز از جمله دین نگاه هویتی دارند.
✍تجربه حضور در دورههای کارشناسی و کارشناسی ارشد و دکتری رشته علوم سیاسی، و دورههای کارشناسی و کارشناسی ارشد رشته حقوق، و چند سالی درسهای حوزوی (که تکتک جلسات درسها را به امید بحث و گفتگو و نقد میرفتم، نه نتبرداری و جزوهنویسی!)، به بنده یاد داده است که، از هیچ شخصیت و دین و مذهبی، «هویت» نسازم، و فقط میهن و هممیهن، و دانش و خرد برایم اصالت داشته باشند.
✍تنها هویت ما، «ملیت» ما، یعنی «ایرانیت» ماست. و همین هویت هم جنبه حقوقی و سیاسی و فرهنگی دارد. تنها ملات پیونددهنده ما ایرانیان ودلیل اینکه، علیرغم این تکثر حیرتانگیز هیچ مرزی بین خودمان نکشیم و خوشبختانه امکان هیچ مرزکشی بین ما وجود ندارد، همین «ایرانیت» است. و هویت ما هم فقط همین است و بس.
فربه کردن پدیده «هویت»، و اضافه کردن موارد دیگر به هویت، به مراتب خطرناکتر از فربه کردن دین است. تمام شخصیتهای سیاسی و اجتماعی، تمام گروهها و احزاب سیاسی، تمام جنبشها، تمام ادیان، آیینها، همه و همه «ابزار» هستند و اصالت هویتی ندارند. باید نگاه ابزاری به آنها داشت، نه نگاه «هویتی»!
یک «شهروند» حق دارد هر کدام از آنها را که خواست و با منافع فردی و جمعی، و خِرَد او سازگاری نسبی داشت انتخاب کرده، و هر لحظه که اراده کرد، انتخابش را تغییر دهد، و هرکدام را هم که خواست، نقد و رد کند. به همین سادگی!
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM