@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
نباید تنها شمار کسانی که دست به خودکشی میزنند را ناشی از این خلا وجودی " نبود معنا در زندگی "به حساب آورد بلکه پدیدهای بسیاری از جمله بزهکاری و الکلیسم جوانان نیز از عواقب همین احساس خلا وجودی هستند .
گاه ناکامی در معنا جویی سبب قدرت طلبی میشود که آن هم به شکل بسیار ابتدایی آن یعنی پول پرستی آشکار میشود . در پاره ای از موارد جای ناکامی در معنا جویی را لذت طلبی اشغال میکند به همین دلیل ناکامی وجودی گاه حرص آز عملیات جنسی را به جانشینی بر می گزیند . در این موارد میتوان دید که چگونه کسانی که در واقع از خلا وجودی رنج میبرند اسیر شهوات خویش میشوند
#انسان_در_جستجوی_معنا
#دکتر_ویکتور_فرانکل
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
نباید تنها شمار کسانی که دست به خودکشی میزنند را ناشی از این خلا وجودی " نبود معنا در زندگی "به حساب آورد بلکه پدیدهای بسیاری از جمله بزهکاری و الکلیسم جوانان نیز از عواقب همین احساس خلا وجودی هستند .
گاه ناکامی در معنا جویی سبب قدرت طلبی میشود که آن هم به شکل بسیار ابتدایی آن یعنی پول پرستی آشکار میشود . در پاره ای از موارد جای ناکامی در معنا جویی را لذت طلبی اشغال میکند به همین دلیل ناکامی وجودی گاه حرص آز عملیات جنسی را به جانشینی بر می گزیند . در این موارد میتوان دید که چگونه کسانی که در واقع از خلا وجودی رنج میبرند اسیر شهوات خویش میشوند
#انسان_در_جستجوی_معنا
#دکتر_ویکتور_فرانکل
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
Elaheye Naz
Banan
🎼 الهه ی ناز
زندهیاد غلامحسین بنان
هشتم اسفند ماه سیوسومین سالگرد درگذشت استاد غلامحسین بنان صدای مخملی آواز ایران و اولین خواننده ایرانی آشنا با نُتخوانی است
روحش شاد و یادش گرامی🌹
@flith❄️
زندهیاد غلامحسین بنان
هشتم اسفند ماه سیوسومین سالگرد درگذشت استاد غلامحسین بنان صدای مخملی آواز ایران و اولین خواننده ایرانی آشنا با نُتخوانی است
روحش شاد و یادش گرامی🌹
@flith❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
بزرگترين ثروت ما انسانيت و اخلاق ما است
مردی که از زندان آشويتس در لهستان (قتلگاه آدم سوزی) توانست فرار کند، دكتر ويكتور فرانكل اتریشی بود و با توجه به خودكشيها و فجايع زیادی كه با چشم خودش ديده بود روانشناسی بسيار متبحر شده بود و مدير مدرسهای فعال بود. او در آغاز هرسال تحصیلی برای معلمان مدرسه این نامه را میفرستاد!
کسی هستم که از یک اردوگاه اسیران جان سالم به در برده است. چشمانم چیزهایی دیده که چشم هیچ انسانی نباید میدیده، اتاق های گازی را ديدم كه توسط بهترين و ماهرترين مهندسين ساختمان ساخته شده بودند. بهترين و متخصصترين پزشكانی را ديدم كه كودكان را به شكل ماهرانه ای مسموم ميكردند. نوزادانی که توسط آمپول های پرستارهایی مُردند که بهترين پرستاران بودند، انسانهایی که توسط فارغالتحصیلان دبیرستان ها و دانشگاه ها سوزانده شدند.
به آموزش به این دلیل مَشکوکم. چیزی که از شما میخواهم این است که:
برای انسان شدن دانش آموزان تلاش کنید و تلاش شما موجب تربیت «جانورانِ دانشمند» و «بیماران روانیِ ماهر» نشود. خواندن، نوشتن، ریاضیات و… زمانی اهمیت پیدا میکند که به انسان شدن کودکان کمک کنيد و اين كليد انسان بودن اين كودكان در آينده ميباشد.
پزشك شدن ، مهندس شدن ، متخصص شدن، كار سختی نيست و ميشه با چند سال درس خوندن بهشون رسيد و چه بسا امروز ما در جامعه هم پزشكان زیادی داريم و هم مهندسين زیادی داريم. اما بزرگترين ثروت ما انسانيت و اخلاق ما هست كه با هيچ مدركی قابل مقايسه نيست…
#دکتر_ویکتور_فرانکل
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
بزرگترين ثروت ما انسانيت و اخلاق ما است
مردی که از زندان آشويتس در لهستان (قتلگاه آدم سوزی) توانست فرار کند، دكتر ويكتور فرانكل اتریشی بود و با توجه به خودكشيها و فجايع زیادی كه با چشم خودش ديده بود روانشناسی بسيار متبحر شده بود و مدير مدرسهای فعال بود. او در آغاز هرسال تحصیلی برای معلمان مدرسه این نامه را میفرستاد!
کسی هستم که از یک اردوگاه اسیران جان سالم به در برده است. چشمانم چیزهایی دیده که چشم هیچ انسانی نباید میدیده، اتاق های گازی را ديدم كه توسط بهترين و ماهرترين مهندسين ساختمان ساخته شده بودند. بهترين و متخصصترين پزشكانی را ديدم كه كودكان را به شكل ماهرانه ای مسموم ميكردند. نوزادانی که توسط آمپول های پرستارهایی مُردند که بهترين پرستاران بودند، انسانهایی که توسط فارغالتحصیلان دبیرستان ها و دانشگاه ها سوزانده شدند.
به آموزش به این دلیل مَشکوکم. چیزی که از شما میخواهم این است که:
برای انسان شدن دانش آموزان تلاش کنید و تلاش شما موجب تربیت «جانورانِ دانشمند» و «بیماران روانیِ ماهر» نشود. خواندن، نوشتن، ریاضیات و… زمانی اهمیت پیدا میکند که به انسان شدن کودکان کمک کنيد و اين كليد انسان بودن اين كودكان در آينده ميباشد.
پزشك شدن ، مهندس شدن ، متخصص شدن، كار سختی نيست و ميشه با چند سال درس خوندن بهشون رسيد و چه بسا امروز ما در جامعه هم پزشكان زیادی داريم و هم مهندسين زیادی داريم. اما بزرگترين ثروت ما انسانيت و اخلاق ما هست كه با هيچ مدركی قابل مقايسه نيست…
#دکتر_ویکتور_فرانکل
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نیازِ این لحظاتِ بغرنجِ مردمِ ایران؛
روحیه!...روحیه!...روحیه!
محمد رضا شفیعی کدکنی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
روحیه!...روحیه!...روحیه!
محمد رضا شفیعی کدکنی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سخنرانی تاثیر گذار دکتر حسن عشایری، متولد سال ۱۳۲۰ در تبریز و استاد عصب شناسی و روانشناسی عصبی 👌👌👌
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
🌏 امان از خاورمیانه درون ...
◀️ درون سینه هر آدمی یک #خاورمیانه پنهان است. پر از شر، شور، شراب، خدا، گناه، صلح، گُل، گلوله...
سینه هر کدام از ما را که بشکافند هم بوی خون می دهد هم عطر نفت خاورمیانه! پر از تعصب و طمع. پر از امید، آرزو. پر از پنهانکاری، درست مثل انگورهای خاورمیانه که هم کشمش روزه داران می شوند هم شراب باده نوشان.
◀️ هر دَم و بازدم ما پر از خشم های فروخورده است. بوسه های به مقصد نرسیده، حرف های ماسیده روی لب. قایم شده در گرمگاه سینه. بغض های در گلو مانده مثل بچه های فلسطینی که سنگ را آنقدر توی دستشان چرخانده اند که تاول انداخته روی آن پوست نازک؛ نه دل دارند که پرتش کُنند، نه دل می کَنَند که از فکرش رها شوند...
◀️ زیر پوست ما مثل سوریه پر التهاب است، ناآرام، پر آشوب، مثل بمب های خوشه ای که روی دیوار شعرها و شهرهایشان خراش انداخته. زیر پوست ما مثل بغداد بوی قهوه عربی می دهد، مثل صحرای عربستان پرعطش است، مثل جنگل های شمال ایران انگار خدا دارد با مه روی صورت آدم نقاشی می کند، مثل شیراز بوی بهارنارنج می دهد، مثل دُبی بین وعده نسیه خدا و نقد شیطان دل دل می کُند.
◀️ در هر چروک صورت ما یک کویت پنهان است. مثل دوران اوجش پر از وسوسه بهشت و بوسه، مثل زمان جنگ اش پر از زخم هایی که خوب نمی شود، مثل مُرغ های دریایی اش که توی نفت بال می زدند، پرهایشان می سوخت، در آب غرق می شدند.
◀️ در هر "چیزی نیست خوبم!" ما، سطل سطل اشک قایم است، مثل مادرهایی که می روند بهشت زهرا و برای پسرها و دخترهایی که جنگ آنها را بلعید مویه می کنند و بعد جلوی دوربین ها می گویند فدای سر ایرانم که پسرم رفت، دخترم رفت..
◀️ درون سینه ما دختری کُرد که از چنگ داعش گریخته در میان اشک می خندد و مثل شهرزاد قصه گو آنقدر قصه و غصه دارد که همه پیامبران خاورمیانه را خواب کُند و خودش بیدار بماند و زُل بزند به شب. به اینکه کی آرامش از راه می رسد؟ کی سر آرام بر بالش می گذاریم، کی دوباره کبوترهایمان را پیدا خواهیم کرد و مهربانی دست زیبایی را خواهد گرفت... کی آن روز از راه می رسد که کمترین سرود بوسه باشد؟
◀️ وجود ما آمیزه ای از مستانه های ابراهیم تالیس، ناله های ام کلثوم، ربنای شجریان، آوای عبدالباسط و "چشم من بیا منو یاری بکن" داریوش است. از داریه و دمبک تا رقص بندری و شمشیرهای عمانی و شوخ چشمان تُرک و عرب.
◀️ درون هر کدام از ما خاورمیانه ای است که جنگش تمام نمی شود. شب زیر موشک باران دلتنگی می خوابیم، صبح با لبخند بیدار می شویم که برویم به جنگ سرنوشت... با این همه شاعر راست می گفت:
خاورمیانه را آفرید
از روی چشمانت
پرآشوب
رنجور
خسته
زیبا..
✍️ احسان محمدی
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
@flith
🌏 امان از خاورمیانه درون ...
◀️ درون سینه هر آدمی یک #خاورمیانه پنهان است. پر از شر، شور، شراب، خدا، گناه، صلح، گُل، گلوله...
سینه هر کدام از ما را که بشکافند هم بوی خون می دهد هم عطر نفت خاورمیانه! پر از تعصب و طمع. پر از امید، آرزو. پر از پنهانکاری، درست مثل انگورهای خاورمیانه که هم کشمش روزه داران می شوند هم شراب باده نوشان.
◀️ هر دَم و بازدم ما پر از خشم های فروخورده است. بوسه های به مقصد نرسیده، حرف های ماسیده روی لب. قایم شده در گرمگاه سینه. بغض های در گلو مانده مثل بچه های فلسطینی که سنگ را آنقدر توی دستشان چرخانده اند که تاول انداخته روی آن پوست نازک؛ نه دل دارند که پرتش کُنند، نه دل می کَنَند که از فکرش رها شوند...
◀️ زیر پوست ما مثل سوریه پر التهاب است، ناآرام، پر آشوب، مثل بمب های خوشه ای که روی دیوار شعرها و شهرهایشان خراش انداخته. زیر پوست ما مثل بغداد بوی قهوه عربی می دهد، مثل صحرای عربستان پرعطش است، مثل جنگل های شمال ایران انگار خدا دارد با مه روی صورت آدم نقاشی می کند، مثل شیراز بوی بهارنارنج می دهد، مثل دُبی بین وعده نسیه خدا و نقد شیطان دل دل می کُند.
◀️ در هر چروک صورت ما یک کویت پنهان است. مثل دوران اوجش پر از وسوسه بهشت و بوسه، مثل زمان جنگ اش پر از زخم هایی که خوب نمی شود، مثل مُرغ های دریایی اش که توی نفت بال می زدند، پرهایشان می سوخت، در آب غرق می شدند.
◀️ در هر "چیزی نیست خوبم!" ما، سطل سطل اشک قایم است، مثل مادرهایی که می روند بهشت زهرا و برای پسرها و دخترهایی که جنگ آنها را بلعید مویه می کنند و بعد جلوی دوربین ها می گویند فدای سر ایرانم که پسرم رفت، دخترم رفت..
◀️ درون سینه ما دختری کُرد که از چنگ داعش گریخته در میان اشک می خندد و مثل شهرزاد قصه گو آنقدر قصه و غصه دارد که همه پیامبران خاورمیانه را خواب کُند و خودش بیدار بماند و زُل بزند به شب. به اینکه کی آرامش از راه می رسد؟ کی سر آرام بر بالش می گذاریم، کی دوباره کبوترهایمان را پیدا خواهیم کرد و مهربانی دست زیبایی را خواهد گرفت... کی آن روز از راه می رسد که کمترین سرود بوسه باشد؟
◀️ وجود ما آمیزه ای از مستانه های ابراهیم تالیس، ناله های ام کلثوم، ربنای شجریان، آوای عبدالباسط و "چشم من بیا منو یاری بکن" داریوش است. از داریه و دمبک تا رقص بندری و شمشیرهای عمانی و شوخ چشمان تُرک و عرب.
◀️ درون هر کدام از ما خاورمیانه ای است که جنگش تمام نمی شود. شب زیر موشک باران دلتنگی می خوابیم، صبح با لبخند بیدار می شویم که برویم به جنگ سرنوشت... با این همه شاعر راست می گفت:
خاورمیانه را آفرید
از روی چشمانت
پرآشوب
رنجور
خسته
زیبا..
✍️ احسان محمدی
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
از سروش خمینی تا خمینی سروش
عبدالکریم سروش در سخنانی که در کالیفرنیا به مناسبت چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی ایراد شده سخنانی گفته که به راستی خردآزار و دلآشوب و منطقکُش است.
آنجایی که سروش، خمینی را باسواد ترین حاکم ایران از دوران هخامنشیان تا عصر حاضر میداند در فضای مجازی مورد توجه بسیار قرار گرفت که از آن میگذارم.
سروش میگوید مردمان کثیری به استقبال خمینی رفتند و به بدرقهاش و این استقبال را ملاکی بر حقانیت خمینی میگیرد و بعد میگوید اگر شما به آن مردمان بگویید مجنون آنها هم به شما همین را خواهند گفت.
آیا این گفته دلیلی عقلپسند است؟
هیتلر طرفداران بسیار داشت و با رای مردمان کثیری بر قدرت نشست و آنهمه جنایت کرد. اگر ما به طرفداران هیتلر بگوییم دیوانه لابد آنها هم به ما دیوانه خواهند گفت، آیا از این میتوان نتیجه گرفت که شیفتگان هیتلر گسستهخرد نبودند؟
محبوبیت مردمی امر نیکویی است اما دلیل تام و تمامی برای پسند و ناپسند اندیشهها و رفتارها نیست.
اگر افراد کثیری به باور احمقانهای اعتماد و ایمان داشته باشند آن امر عاقلانه نمیشود.
میشود مردمان کثیری خمینی را در ماه دیده باشند و برای اعدامهای فلهای او سوت و کف زده باشند و صلوات فرستاده باشند اما کسانی حتا در اقلیت بگویند که این کار رذالت و پلشتی است و حق هم با این اقلیت باشد. گاهی به قول جورج اورول «اقلیت یکنفره»ای بوده است که تاریخ نشان داده از جمعیتی بهتر میفهمیده است.
تاریخ کم از این جنونهای جمعی و افسارگسیخته به خود ندیده است.
سروش در جایی میگوید که مشتی تهی مغز و تهیانبان در خارج کشور ادعای رهبری دارند که حتا یک چک نخوردهاند و کسی هم داخل ایران به خاطر طرفداری از آنها یک چک نخورده است.
این سخن سروش با مثالهای نقض فراوانی قابل رد است که از آن میگذرم. اما مگر شرط لازم مخالفت با یک رژیم سرکوبگر و تلاش برای نابودی آن این است که لاجرم چک خورده باشی و زندان رفته باشی؟
برای مخالفت با استبداد به شعور و شرف و اخلاقمداری و آزادیخواهی و عدالتطلبی نیاز است نه لزوما به زندانرفتن و شکنجهشدن. میشود آنقدر شریف باشی که بدون اینکه محبوس شده باشی یا شکنجهدیده باشی درد رنجکشیدگان را با تمام وجودت بفهمی.
از اینها گذشته مگر طرفداران آقای خمینی پیش از انقلاب بیشتر از مجاهدین خلق و فداییان و دیگر گروهها چک خورده بودند و مبارزه کرده بودند؟ کافی است نگاهی به آمار زندانرفتهها و کشتهشدههای گروههای مختلف سیاسی پیش از انقلاب بیاندازید تا به سهم ناچیز روحانیان و طرفداران آنها پی ببرید.
مگر پس از انقلاب اسلامی، اصلاحطلبان و طرفداران ملی مذهبی و نهضت آزادی که سروش - در ظاهر- شیفتهی آنان است بیشتر از مجاهدین خلق هزینه دادهاند؟
«وارلام شالاموف»، نویسنده روس، که مدت ۱۸سال را در زندانهای استالینی واردوگاههای سیبری سپری کرد معتقد ادست که رنج ومرارت ازهیچکس انسان شریفتری نمیسازد و حتا بر این نظراست که این تجربه اسارت در اردوگاهها تاثیرات خفتباری دارد.
زندانرفتن لزوما از ما انسانهای بهتری نمیسازد.
بسیاری از زندانیان زمان شاه بعدها زندانبانها و شکنجهگرهای دورهی خمینی شدند.
از طرفی خود دکتر سروش چهدقر از نظام استبدادی سیلی خورده است که اینگونه به تخطئه دیگران میپردازد؟
عبدالکریم سروش مخالف خامنهای است چرا که در زمان خامنهای کار و بار و کرسی استادی خود را از دست داده است. هر عقل سلیمی میتواند بفهمد که خامنهای در جنایت، شاگرد تنبل آخر کلاس روحالله خمینی هم نیست اما خمینی برای سروش «پیامآور عزت مسلمین» است و نابغهی دوران اما خامنهای نه. زمانی که سروش نور چشمی خمینی بود مردمان بسیاری به دلیل مخالفتهایی ساده، جان و مال خود را از دست دادند و یا آواره عالم شدند.
برای امثال سروش تاریخ جنایت جمهوریاسلامی از سال ۱۳۸۸ آغاز میشود و نه از بام مدرسه رفاه و گورهای بینشان خاوران و اعدام بهاییان و همجنسگرایان و ملحدان، چرا که زمان آن جنایتها خودشان دستی در امور داشتند.
در آخر اینکه همه این حرفهایی که دلیل میآورم چیزی نیست که سروش به آنها نیندیشیده باشد و به آن تفطن نداشته باشد.
دفاع سروش از خمینی « دلیل» ندارد که «علت» دارد و آوردن دلیل برای او خشت بر دریا زدن است.
هر درونی که خیالاندیش شد
چون دلیل آری خیالش بیش است - مولانا
@behzadmehrani
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
@flith
از سروش خمینی تا خمینی سروش
عبدالکریم سروش در سخنانی که در کالیفرنیا به مناسبت چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی ایراد شده سخنانی گفته که به راستی خردآزار و دلآشوب و منطقکُش است.
آنجایی که سروش، خمینی را باسواد ترین حاکم ایران از دوران هخامنشیان تا عصر حاضر میداند در فضای مجازی مورد توجه بسیار قرار گرفت که از آن میگذارم.
سروش میگوید مردمان کثیری به استقبال خمینی رفتند و به بدرقهاش و این استقبال را ملاکی بر حقانیت خمینی میگیرد و بعد میگوید اگر شما به آن مردمان بگویید مجنون آنها هم به شما همین را خواهند گفت.
آیا این گفته دلیلی عقلپسند است؟
هیتلر طرفداران بسیار داشت و با رای مردمان کثیری بر قدرت نشست و آنهمه جنایت کرد. اگر ما به طرفداران هیتلر بگوییم دیوانه لابد آنها هم به ما دیوانه خواهند گفت، آیا از این میتوان نتیجه گرفت که شیفتگان هیتلر گسستهخرد نبودند؟
محبوبیت مردمی امر نیکویی است اما دلیل تام و تمامی برای پسند و ناپسند اندیشهها و رفتارها نیست.
اگر افراد کثیری به باور احمقانهای اعتماد و ایمان داشته باشند آن امر عاقلانه نمیشود.
میشود مردمان کثیری خمینی را در ماه دیده باشند و برای اعدامهای فلهای او سوت و کف زده باشند و صلوات فرستاده باشند اما کسانی حتا در اقلیت بگویند که این کار رذالت و پلشتی است و حق هم با این اقلیت باشد. گاهی به قول جورج اورول «اقلیت یکنفره»ای بوده است که تاریخ نشان داده از جمعیتی بهتر میفهمیده است.
تاریخ کم از این جنونهای جمعی و افسارگسیخته به خود ندیده است.
سروش در جایی میگوید که مشتی تهی مغز و تهیانبان در خارج کشور ادعای رهبری دارند که حتا یک چک نخوردهاند و کسی هم داخل ایران به خاطر طرفداری از آنها یک چک نخورده است.
این سخن سروش با مثالهای نقض فراوانی قابل رد است که از آن میگذرم. اما مگر شرط لازم مخالفت با یک رژیم سرکوبگر و تلاش برای نابودی آن این است که لاجرم چک خورده باشی و زندان رفته باشی؟
برای مخالفت با استبداد به شعور و شرف و اخلاقمداری و آزادیخواهی و عدالتطلبی نیاز است نه لزوما به زندانرفتن و شکنجهشدن. میشود آنقدر شریف باشی که بدون اینکه محبوس شده باشی یا شکنجهدیده باشی درد رنجکشیدگان را با تمام وجودت بفهمی.
از اینها گذشته مگر طرفداران آقای خمینی پیش از انقلاب بیشتر از مجاهدین خلق و فداییان و دیگر گروهها چک خورده بودند و مبارزه کرده بودند؟ کافی است نگاهی به آمار زندانرفتهها و کشتهشدههای گروههای مختلف سیاسی پیش از انقلاب بیاندازید تا به سهم ناچیز روحانیان و طرفداران آنها پی ببرید.
مگر پس از انقلاب اسلامی، اصلاحطلبان و طرفداران ملی مذهبی و نهضت آزادی که سروش - در ظاهر- شیفتهی آنان است بیشتر از مجاهدین خلق هزینه دادهاند؟
«وارلام شالاموف»، نویسنده روس، که مدت ۱۸سال را در زندانهای استالینی واردوگاههای سیبری سپری کرد معتقد ادست که رنج ومرارت ازهیچکس انسان شریفتری نمیسازد و حتا بر این نظراست که این تجربه اسارت در اردوگاهها تاثیرات خفتباری دارد.
زندانرفتن لزوما از ما انسانهای بهتری نمیسازد.
بسیاری از زندانیان زمان شاه بعدها زندانبانها و شکنجهگرهای دورهی خمینی شدند.
از طرفی خود دکتر سروش چهدقر از نظام استبدادی سیلی خورده است که اینگونه به تخطئه دیگران میپردازد؟
عبدالکریم سروش مخالف خامنهای است چرا که در زمان خامنهای کار و بار و کرسی استادی خود را از دست داده است. هر عقل سلیمی میتواند بفهمد که خامنهای در جنایت، شاگرد تنبل آخر کلاس روحالله خمینی هم نیست اما خمینی برای سروش «پیامآور عزت مسلمین» است و نابغهی دوران اما خامنهای نه. زمانی که سروش نور چشمی خمینی بود مردمان بسیاری به دلیل مخالفتهایی ساده، جان و مال خود را از دست دادند و یا آواره عالم شدند.
برای امثال سروش تاریخ جنایت جمهوریاسلامی از سال ۱۳۸۸ آغاز میشود و نه از بام مدرسه رفاه و گورهای بینشان خاوران و اعدام بهاییان و همجنسگرایان و ملحدان، چرا که زمان آن جنایتها خودشان دستی در امور داشتند.
در آخر اینکه همه این حرفهایی که دلیل میآورم چیزی نیست که سروش به آنها نیندیشیده باشد و به آن تفطن نداشته باشد.
دفاع سروش از خمینی « دلیل» ندارد که «علت» دارد و آوردن دلیل برای او خشت بر دریا زدن است.
هر درونی که خیالاندیش شد
چون دلیل آری خیالش بیش است - مولانا
@behzadmehrani
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
واعظان کاین جلوه در فیسبوک و اینستا میکنند...
▪️دکتر فردین علیخواه/ جامعهشناس
«عزیزم منو یادتون نیست؟ از ترمینال شرق بردمتون تهرانپارس، ظهر بود گلم، عزیزم این پیامو همینطوری فرستادم حالتو بپرسم...من تو کار لباسزیر زنانه هستم، سوتین در انواع مدلها، اگه خواستی خبر بده گلم...»
جملههای فوق پیام راننده یکی از استارتاپ های شهر به خانم جوانی است که از تاکسی این استارتاپ استفاده کرده بود. یکی از هموطنان این پیام را از طریق تلگرام برایم فوروارد کرد. کنجکاو شدم و عکسهای پروفایل تلگرام این آقای راننده را نگاه کردم. اگر از موضوع اطلاع نداشتم و کسی عکسها و جملههای نابی را که روی آنها نوشته شده بود به من نشان میداد و میپرسید که به نظر شما این فرد چگونه آدمی است، بیتردید میگفتم فیلسوف، معلم اخلاق، انسانی عمیق و متفکر است؛ و اگر نمیدانستم که در زمان حیات فردریش نیچه؛ فیلسوف آلمانی؛ اینترنت وجود نداشت بیتردید میگفتم این پروفایل متعلق به خود فردریش نیچه است!
این روزها متفکرنمایی و فیلسوف نمایی سکۀ بازار فضای مجازی شده است، به این معنا که بسیاری از کاربران فضای مجازی به شکلهای مختلف جملههای عمیق و ناب را بهعنوان معرفی خود در معرض دید دیگران قرار میدهند. جملههایی درباره سرنوشت، جهان هستی، یک رویداد مشخص، خدا، مشقّتهای انسان بودن، در جهل بودن سایر انسانها (بهجز خود ایشان)، محور هستی بودن انسان (عموماً با عکسی از فردی که بر روی قلۀ کوه ایستاده) و ناچیزشماری دیگران (با عکسی از گلّه گوسفندان). وقتی این عکسها و پیامها را مرور میکنیم بیتردید به یک نتیجه میرسیم: این فرد چه نگاه عمیقی به دنیای پیرامونش دارد. او درباره هستی تأمل میکند، تغییرات جهان اطرافش را رصد میکند، میبیند و نمیگذرد، پرسش دارد و جهان و مردمان آنرا عالمانه می نگرد.
حدود چهل میلیون ایرانی فقط عضو شبکه اجتماعی تلگرام هستند. تحقیق دقیقی نکردهام ولی بررسیهای اولیهام نشان میدهد که بخش قابلتوجهی از این تعداد، خودشان را با این نوع عکسها و جملهها معرفی میکنند. اگر اینگونه باشد آیا شما با نتیجهگیری من در پاراگراف قبل موافق هستید که بگوییم ما در کل انسانهای عمیقی هستیم و مدام مشغول تفکر درباره جهان هستی و رفتارهایمان هستیم؟ تصور میکنم که شما هم مانند من نسبت به این نتیجه تردید داشته باشید.
برخی از جامعه شناسان معتقدند که امروزه، افراد یک هویت آنلاین online؛ یعنی هویتی که در فضای مجازی در مقابل چشم دیگران قرار میدهند و یک هویت آفلاین offline، یعنی هویتی خارج از فضای مجازی دارند. قطعاً وضعیت مطلوب آن است که هویت آنلاین/مجازی آدمها ادامه همان هویت آفلاینشان باشد و با آن تناسب داشته باشد. ولی در بیشتر موارد این اتفاق رخ نمیدهد. آنچه در فضای مجازی میبینیم ویترینی است که تنها عکسهای قشنگی از کالاها (و نه خود کالاها) در آن چیده شده است و در پشت آن، اساساً کالایی وجود ندارد. درواقع شاهد هویتهای فتوشاپی و دستکاریشده هستیم. من آنی مینمایم که در واقعیت نیستم!
دریکی از نوشتههایم اصطلاح «نوکیسگان فرهنگی» را بکار بردم. آدمهایی که میبینند هماکنون باکلاس بودن به حرفهای قشنگ زدن است و برای همین پروفایلها یا صفحههای اینستاگرامی شان پرشده از جملههای قشنگ فیلسوفانه. این پدیده آنقدر سکه بازار شده است که کافی است در سایت گوگل عبارت «جملههای ناب برای» را تایپ کنید. ایرانیان آنقدر این جمله را در گوگل تایپ کردهاند که در ادامه گوگل به شما پیشنهاد میدهد: جملههای ناب برای استاتوس، جملههای ناب برای پروفایل تلگرام، جملههای ناب برای بیوی اینستاگرام. حتی کانالهایی ساخته شده است که صرفاً برای دیگران این جملههای ناب دو سطری را منتشر میکنند. هموطنانمان جملههای عالمانه را از گوگل کپی copy و سپس در صفحه شخصیشان پیست paste میکنند؛ و بعید نیست که بسیاری اساساً این جملهها را نفهمند ولی منتشر کنند.
ما شاهد ظهور آدمهایی با دانش چهلکلمهای یا دوسطری هستیم. درباره همهچیز دو سطر میدانند.نیچۀ بدبخت دویست صفحه کتاب نوشت و در صفحه آخر آن به جملهای درخشان رسید. نوکیسگان فرهنگی حوصله خواندن آن دویست صفحه را ندارند و فقط جمله صفحه آخر را برمیدارند. به همین دلیل هویتهای آنلاین ما با هویتهای آفلاینمان تناسبی ندارد. در اینترنت یکچیزیم و در زندگی واقعی چیزی دیگر. همهچیز در سطح و صفحهنمایش اتفاق میافتد.این راننده محترم در پروفایل اش جملهای دو سطری درباره حقوق بشر هم داشت! غافل ازاینکه مزاحمت برای یک خانم هم مصداقی از نقض همان حقوق بشر است. تظاهر دارد دودمان ما را به باد میدهد.
به راستی چرا ابزارهای مدرن در ایران به شکل گیری هویت مدرن نمی انجامد؟
yon.ir/fAnPJ
🔺ارسال نظر: @alikhahfardin
کانال پرواز فکرواندیشه
@flith
@flith
واعظان کاین جلوه در فیسبوک و اینستا میکنند...
▪️دکتر فردین علیخواه/ جامعهشناس
«عزیزم منو یادتون نیست؟ از ترمینال شرق بردمتون تهرانپارس، ظهر بود گلم، عزیزم این پیامو همینطوری فرستادم حالتو بپرسم...من تو کار لباسزیر زنانه هستم، سوتین در انواع مدلها، اگه خواستی خبر بده گلم...»
جملههای فوق پیام راننده یکی از استارتاپ های شهر به خانم جوانی است که از تاکسی این استارتاپ استفاده کرده بود. یکی از هموطنان این پیام را از طریق تلگرام برایم فوروارد کرد. کنجکاو شدم و عکسهای پروفایل تلگرام این آقای راننده را نگاه کردم. اگر از موضوع اطلاع نداشتم و کسی عکسها و جملههای نابی را که روی آنها نوشته شده بود به من نشان میداد و میپرسید که به نظر شما این فرد چگونه آدمی است، بیتردید میگفتم فیلسوف، معلم اخلاق، انسانی عمیق و متفکر است؛ و اگر نمیدانستم که در زمان حیات فردریش نیچه؛ فیلسوف آلمانی؛ اینترنت وجود نداشت بیتردید میگفتم این پروفایل متعلق به خود فردریش نیچه است!
این روزها متفکرنمایی و فیلسوف نمایی سکۀ بازار فضای مجازی شده است، به این معنا که بسیاری از کاربران فضای مجازی به شکلهای مختلف جملههای عمیق و ناب را بهعنوان معرفی خود در معرض دید دیگران قرار میدهند. جملههایی درباره سرنوشت، جهان هستی، یک رویداد مشخص، خدا، مشقّتهای انسان بودن، در جهل بودن سایر انسانها (بهجز خود ایشان)، محور هستی بودن انسان (عموماً با عکسی از فردی که بر روی قلۀ کوه ایستاده) و ناچیزشماری دیگران (با عکسی از گلّه گوسفندان). وقتی این عکسها و پیامها را مرور میکنیم بیتردید به یک نتیجه میرسیم: این فرد چه نگاه عمیقی به دنیای پیرامونش دارد. او درباره هستی تأمل میکند، تغییرات جهان اطرافش را رصد میکند، میبیند و نمیگذرد، پرسش دارد و جهان و مردمان آنرا عالمانه می نگرد.
حدود چهل میلیون ایرانی فقط عضو شبکه اجتماعی تلگرام هستند. تحقیق دقیقی نکردهام ولی بررسیهای اولیهام نشان میدهد که بخش قابلتوجهی از این تعداد، خودشان را با این نوع عکسها و جملهها معرفی میکنند. اگر اینگونه باشد آیا شما با نتیجهگیری من در پاراگراف قبل موافق هستید که بگوییم ما در کل انسانهای عمیقی هستیم و مدام مشغول تفکر درباره جهان هستی و رفتارهایمان هستیم؟ تصور میکنم که شما هم مانند من نسبت به این نتیجه تردید داشته باشید.
برخی از جامعه شناسان معتقدند که امروزه، افراد یک هویت آنلاین online؛ یعنی هویتی که در فضای مجازی در مقابل چشم دیگران قرار میدهند و یک هویت آفلاین offline، یعنی هویتی خارج از فضای مجازی دارند. قطعاً وضعیت مطلوب آن است که هویت آنلاین/مجازی آدمها ادامه همان هویت آفلاینشان باشد و با آن تناسب داشته باشد. ولی در بیشتر موارد این اتفاق رخ نمیدهد. آنچه در فضای مجازی میبینیم ویترینی است که تنها عکسهای قشنگی از کالاها (و نه خود کالاها) در آن چیده شده است و در پشت آن، اساساً کالایی وجود ندارد. درواقع شاهد هویتهای فتوشاپی و دستکاریشده هستیم. من آنی مینمایم که در واقعیت نیستم!
دریکی از نوشتههایم اصطلاح «نوکیسگان فرهنگی» را بکار بردم. آدمهایی که میبینند هماکنون باکلاس بودن به حرفهای قشنگ زدن است و برای همین پروفایلها یا صفحههای اینستاگرامی شان پرشده از جملههای قشنگ فیلسوفانه. این پدیده آنقدر سکه بازار شده است که کافی است در سایت گوگل عبارت «جملههای ناب برای» را تایپ کنید. ایرانیان آنقدر این جمله را در گوگل تایپ کردهاند که در ادامه گوگل به شما پیشنهاد میدهد: جملههای ناب برای استاتوس، جملههای ناب برای پروفایل تلگرام، جملههای ناب برای بیوی اینستاگرام. حتی کانالهایی ساخته شده است که صرفاً برای دیگران این جملههای ناب دو سطری را منتشر میکنند. هموطنانمان جملههای عالمانه را از گوگل کپی copy و سپس در صفحه شخصیشان پیست paste میکنند؛ و بعید نیست که بسیاری اساساً این جملهها را نفهمند ولی منتشر کنند.
ما شاهد ظهور آدمهایی با دانش چهلکلمهای یا دوسطری هستیم. درباره همهچیز دو سطر میدانند.نیچۀ بدبخت دویست صفحه کتاب نوشت و در صفحه آخر آن به جملهای درخشان رسید. نوکیسگان فرهنگی حوصله خواندن آن دویست صفحه را ندارند و فقط جمله صفحه آخر را برمیدارند. به همین دلیل هویتهای آنلاین ما با هویتهای آفلاینمان تناسبی ندارد. در اینترنت یکچیزیم و در زندگی واقعی چیزی دیگر. همهچیز در سطح و صفحهنمایش اتفاق میافتد.این راننده محترم در پروفایل اش جملهای دو سطری درباره حقوق بشر هم داشت! غافل ازاینکه مزاحمت برای یک خانم هم مصداقی از نقض همان حقوق بشر است. تظاهر دارد دودمان ما را به باد میدهد.
به راستی چرا ابزارهای مدرن در ایران به شکل گیری هویت مدرن نمی انجامد؟
yon.ir/fAnPJ
🔺ارسال نظر: @alikhahfardin
کانال پرواز فکرواندیشه
@flith
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
چه كسانی از ديوار سفارت آمريكا بالا رفتند؟
سعيد حجاريان
ابراهيم اصغرزاده
معصومه ابتكار
حبيب اله بيطرف
سيد محمد رضا خاتمی
محسن ميردامادی
كمال تبريزی
چه كساني اساتيد دانشگاه ها را به بهانه انقلاب فرهنگی اخراج كردند؟
#عبدالكريم_سروش
صادق زيبا كلام
چه كسانی فردين، ملك مطيعی، بهروز وثوقی و... را ممنوع التصوير كردند؟
سيد محمد خاتمی
ميرحسين موسوی
محسن مخملباف
چه کسانی برای اولین بار طرح حجاب اجباری را پیشنهاد دادند ؟
حسن روحانی
میر حسین موسوی
زهرا رهنورد
چه كسانی در پيشانی زنان بدحجاب پونز فرو می كردند؟
اكبر گنجي
چه کسانی بر ادامهٔ جنگ بعد از فتح خرمشهر پافشاری کردند؟
علی اکبر هاشمی رفسنجانی
حسن روحانی
چه کسانی مجلس ونماینگان را زیر سلطه دولت در آورد؟
مهدی کروبی
نكته: همهٔ افراطيون اوّل انقلاب از استمرار طلبان یا اصلاح طلبان امروزی هستند
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
@flith
چه كسانی از ديوار سفارت آمريكا بالا رفتند؟
سعيد حجاريان
ابراهيم اصغرزاده
معصومه ابتكار
حبيب اله بيطرف
سيد محمد رضا خاتمی
محسن ميردامادی
كمال تبريزی
چه كساني اساتيد دانشگاه ها را به بهانه انقلاب فرهنگی اخراج كردند؟
#عبدالكريم_سروش
صادق زيبا كلام
چه كسانی فردين، ملك مطيعی، بهروز وثوقی و... را ممنوع التصوير كردند؟
سيد محمد خاتمی
ميرحسين موسوی
محسن مخملباف
چه کسانی برای اولین بار طرح حجاب اجباری را پیشنهاد دادند ؟
حسن روحانی
میر حسین موسوی
زهرا رهنورد
چه كسانی در پيشانی زنان بدحجاب پونز فرو می كردند؟
اكبر گنجي
چه کسانی بر ادامهٔ جنگ بعد از فتح خرمشهر پافشاری کردند؟
علی اکبر هاشمی رفسنجانی
حسن روحانی
چه کسانی مجلس ونماینگان را زیر سلطه دولت در آورد؟
مهدی کروبی
نكته: همهٔ افراطيون اوّل انقلاب از استمرار طلبان یا اصلاح طلبان امروزی هستند
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان صد و هفتاد نه
#شکست_ارجاسب_در_حمله_به_ایران
گشتاسب دستور داد تا جاماسب وزیر ، نامه را بخواند. گشتاسب زرتشت را با دیگر بزرگان نزد خود خواست و نامه ارجاسب را با آنها در میان گذاشت. زریر و اسفندیار شمشیر کشیدند و گفتند اگر ارجاسب دین زرتشت را نپذیرد با این شمشیر باید او را بکشیم. قرار شد زریر همراه اسفندیار و جاماسب پاسخ ارجاسب را بنویسند.
وقتی نامه نوشته شد ، گشتاسب آن را پسندید و به دو پهلوان تورانی داد تا به ارجاسب برسانند. دو پهلوان وقتی به سپاه توران رسیدند ، پیاده به ایوان ارجاسب رفته، نامه را به او دادند. دبیر نامه را خواند که درآن نوشته شده بود : ارجاسب آنچه را نوشته بودی خواندیم. اما آن سخن ها از مغز و دهان تو بزرگتر است. و تو در جایگاهی نیستی که آن سخنان را بر زبان بیاوری. سخنانی بی معنی گفته بودی که تا چندی دیگر سپاه به این سرزمین میفرستی.
اینک کارت را آسان کردیم و خودمان به سوی سرزمین تو می آییم. هزاران هزار مرد دلاور و نامدار، همه از خاندان ایرج و پهلوان نه از خاندان افراسیاب و بیکاره.
چو سالار پیکند نامه بخواند
فرود آمد از گاه و خیره بماند
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان صد و هفتاد نه
#شکست_ارجاسب_در_حمله_به_ایران
گشتاسب دستور داد تا جاماسب وزیر ، نامه را بخواند. گشتاسب زرتشت را با دیگر بزرگان نزد خود خواست و نامه ارجاسب را با آنها در میان گذاشت. زریر و اسفندیار شمشیر کشیدند و گفتند اگر ارجاسب دین زرتشت را نپذیرد با این شمشیر باید او را بکشیم. قرار شد زریر همراه اسفندیار و جاماسب پاسخ ارجاسب را بنویسند.
وقتی نامه نوشته شد ، گشتاسب آن را پسندید و به دو پهلوان تورانی داد تا به ارجاسب برسانند. دو پهلوان وقتی به سپاه توران رسیدند ، پیاده به ایوان ارجاسب رفته، نامه را به او دادند. دبیر نامه را خواند که درآن نوشته شده بود : ارجاسب آنچه را نوشته بودی خواندیم. اما آن سخن ها از مغز و دهان تو بزرگتر است. و تو در جایگاهی نیستی که آن سخنان را بر زبان بیاوری. سخنانی بی معنی گفته بودی که تا چندی دیگر سپاه به این سرزمین میفرستی.
اینک کارت را آسان کردیم و خودمان به سوی سرزمین تو می آییم. هزاران هزار مرد دلاور و نامدار، همه از خاندان ایرج و پهلوان نه از خاندان افراسیاب و بیکاره.
چو سالار پیکند نامه بخواند
فرود آمد از گاه و خیره بماند
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
طفلی به نام "شادی" دیری است گمشده،
با چشمهای روشن براق
با گیسوی بلند به بالای آرزو
هر کس از او نشانی دارد،
ما را کُند خبر
این هم نشان ما:
یک سو خلیج فارس
سوی دگر خزر
#شفیعی_کدکنی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
طفلی به نام "شادی" دیری است گمشده،
با چشمهای روشن براق
با گیسوی بلند به بالای آرزو
هر کس از او نشانی دارد،
ما را کُند خبر
این هم نشان ما:
یک سو خلیج فارس
سوی دگر خزر
#شفیعی_کدکنی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
رنج انسان شبیه عملکرد گاز است. چنانکه اگر مقدار معینی از گاز را با تلمبه وارد اتاق خالی بکنیم، اتاق هر قدر هم که بزرگ باشد تلمبه اتاق را پر از گاز خواهد کرد و آن را یکسان و به طور کامل به همه قسمتهای اتاق خواهد رساند؛ بنابراین رنج چه کم و چه زیاد روح بشر و ضمیر آگاه او را آزار میدهد. از این رو میتوان گفت که «میزان» رنج بشر کاملاً نسبی است.به همین دلیل میتوان گفت که ممکن است رویداد بسیار ناچیزی موجب بزرگترین شادمانیها گردد.
در شرایط نامناسب زندان از قبیل کمبود خواب، غذای ناکافی و فشارهای روانی گوناگون، #نوع_پذیرش رنجها و تحمل آنها حکایت از یک عظمت درونی بکر داشت( گاهی زندانی را میدیدم که تنها تکه نان خشک خود را به رفیقش میداد ) و همین آزادی معنوی بود که هیچ کس نمیتوانست آن را از ما برباید و زندگی را پرمعنا و با هدف میساخت.
داستایوفسکی میگوید: "من تنها از یک چیز میترسم و آن اینکه شایستگی رنجهایم را نداشته باشم". رنج بخش غیرقابل ریشه کن شدن زندگی است. گرچه به شکل سرنوشت و مرگ باشد. زندگی بشر بدون رنج و مرگ کامل نخواهد شد.
#ویکتور_فرانکل
انسان در جستجوی معنا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
رنج انسان شبیه عملکرد گاز است. چنانکه اگر مقدار معینی از گاز را با تلمبه وارد اتاق خالی بکنیم، اتاق هر قدر هم که بزرگ باشد تلمبه اتاق را پر از گاز خواهد کرد و آن را یکسان و به طور کامل به همه قسمتهای اتاق خواهد رساند؛ بنابراین رنج چه کم و چه زیاد روح بشر و ضمیر آگاه او را آزار میدهد. از این رو میتوان گفت که «میزان» رنج بشر کاملاً نسبی است.به همین دلیل میتوان گفت که ممکن است رویداد بسیار ناچیزی موجب بزرگترین شادمانیها گردد.
در شرایط نامناسب زندان از قبیل کمبود خواب، غذای ناکافی و فشارهای روانی گوناگون، #نوع_پذیرش رنجها و تحمل آنها حکایت از یک عظمت درونی بکر داشت( گاهی زندانی را میدیدم که تنها تکه نان خشک خود را به رفیقش میداد ) و همین آزادی معنوی بود که هیچ کس نمیتوانست آن را از ما برباید و زندگی را پرمعنا و با هدف میساخت.
داستایوفسکی میگوید: "من تنها از یک چیز میترسم و آن اینکه شایستگی رنجهایم را نداشته باشم". رنج بخش غیرقابل ریشه کن شدن زندگی است. گرچه به شکل سرنوشت و مرگ باشد. زندگی بشر بدون رنج و مرگ کامل نخواهد شد.
#ویکتور_فرانکل
انسان در جستجوی معنا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
سال ۹۲ بعد از پیروزی روحانی یکی از اصلاح طلبان در یک گفت و گو خصوصی به من گفت اگر هشت سال دولت روحانی درست کار کند قدرت خرید مردم بر می گردد به سال ۹۰ ، سالها گذشت و اکنون شریعتمدار وزیر کار می گوید سعی می کنیم سه تا پنج سال دیگر قدرت خرید مردم را احیا کنیم . زمان سر رسید این وعده دیگر دولت روحانی وجود خارجی ندارد تا از ایشان بپرسد پس تحقق این وعده چی شد
هر چند با دقت به فرایندها می فهمیم حفظ وضع موجود معیشتی مردم که در حد فلاکت است هم شبیه به یک معجزه است ، دلیل اش روشن است رئیس جمهور بجای آنکه به وضع وزارت صمت ، جهاد کشاورزی ، اقتصاد و بانک مرکزی توجه کند که کانون توزیع رانت از طریق توزیع رانت و انحصار واردات شده است توسط همین آقای شریعتمداری جوب حراج -حتی در حد مفت واگذار کردن بر اموال شستا _ بزند ، آنهم وقتی این اموال نه ملک شخصی روحانی و نه متعلق به دولت است و جزیی دارایی بلاعزل بازنشسته ها و آنهایی که اکنون بیمه می دهند
این حاتم بخشی زمانی رخ می دهد که خصوصی سازی تا کنون پیامدی حز مشکلات امنیتی ، بیکاری گسترده و تعطیلی مراکز تولید نداشته است . می ماند گفتن این نکته که سیلی نقد بهتر از حلوای نسیه است . می خواهید شستا را خصوصی کنید آنرا تبدیل به سهامی عام کنید و تمام بازنشسته ها و بیمه شدگان را صاحب سهام کنید و اداره آنرا به منتخبان سهامداران یعنی مالکان واقعی شستا بسپارید
محمد اقازاده✍
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
@flith
سال ۹۲ بعد از پیروزی روحانی یکی از اصلاح طلبان در یک گفت و گو خصوصی به من گفت اگر هشت سال دولت روحانی درست کار کند قدرت خرید مردم بر می گردد به سال ۹۰ ، سالها گذشت و اکنون شریعتمدار وزیر کار می گوید سعی می کنیم سه تا پنج سال دیگر قدرت خرید مردم را احیا کنیم . زمان سر رسید این وعده دیگر دولت روحانی وجود خارجی ندارد تا از ایشان بپرسد پس تحقق این وعده چی شد
هر چند با دقت به فرایندها می فهمیم حفظ وضع موجود معیشتی مردم که در حد فلاکت است هم شبیه به یک معجزه است ، دلیل اش روشن است رئیس جمهور بجای آنکه به وضع وزارت صمت ، جهاد کشاورزی ، اقتصاد و بانک مرکزی توجه کند که کانون توزیع رانت از طریق توزیع رانت و انحصار واردات شده است توسط همین آقای شریعتمداری جوب حراج -حتی در حد مفت واگذار کردن بر اموال شستا _ بزند ، آنهم وقتی این اموال نه ملک شخصی روحانی و نه متعلق به دولت است و جزیی دارایی بلاعزل بازنشسته ها و آنهایی که اکنون بیمه می دهند
این حاتم بخشی زمانی رخ می دهد که خصوصی سازی تا کنون پیامدی حز مشکلات امنیتی ، بیکاری گسترده و تعطیلی مراکز تولید نداشته است . می ماند گفتن این نکته که سیلی نقد بهتر از حلوای نسیه است . می خواهید شستا را خصوصی کنید آنرا تبدیل به سهامی عام کنید و تمام بازنشسته ها و بیمه شدگان را صاحب سهام کنید و اداره آنرا به منتخبان سهامداران یعنی مالکان واقعی شستا بسپارید
محمد اقازاده✍
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
نصیحت مدیر دانشگاه هلسینکی فنلاند به والدین
"بر حذر باشید از اینکه برای فرزندانتان واحد مسکونی بسازید یا منزلی خریداری کنید
یا اینکه زمینی جهت سرمایه گذاری برایشان بخرید یا برایشان در بانک سرمایه گذاری کنید.
اگر دارایی تان زیاد است فرزندانتان را بارور(تقویت) کنید نه اینکه جایی و مکانی را برایشان بارور کنید.
تمام پول های زیادی تان را برای پیشرفت خودشان صرف کنید. به بهترین مدرسه ها و دانشگاه ها بفرستینشان ، بهترین علوم را به آنها آموزش دهید و برنامه ریزی کنید حداقل دو زبان را یاد بگیرند و اگر امکان داشت سه زبان و یا چهار زبان.
به آنها بفهمانید که موفقیت در زندگی تنها به موفقیت در مدرسه و دانشگاه نیست چرا که پروردگار مان به هر بنده اش نعمتی داده که با دیگری متفاوت است.
خوشبخت کسی است که آن نعمت را کشف کند و باهوش کسی است که با استعدادش کار کند و موفق کسی است که استعدادش را بکار بگیرد .
پس نعمت ها و استعداد های فرزندانتان را کشف کنید و شکوفا یشان کنید و رشدشان دهید.
و از آنان بخواهید تا از استعداد هایشان استفاده کنند و با کمک آنها بزرگ شوند.
پول و ثروت هیچ کاری برای فرزندانتان انجام نخواهد داد زیرا زمانی که بزرگ شوند و خودشان را پیدا کنند جز پول چیز دیگری همراه آنان نخواهد بود.
خانه ای که تمام عمرتان را صرف ساختنش کرده اید و دارای تان را در آن سرمایه گذاری کرده اید خودشان خواهند توانست با کمترین هزینه و وقت بهتر از آن را بسازند اگر شما پول ها و تلاشتان را در ساختن خودشان و شخصیت شان صرف کنید.
فرزندت را بساز نه اینکه برایش بسازی.
فرزندت را شکوفا و مثمر ثمر گردان نه اینکه برای فرزندان باغ های میوه به ارث بگذاری .
مال و منزل و زمین میراث حقیقی برای فرزندانتان نخواهند بود بلکه خود فرزندان تعلیم دیده میراث حقیقی شما خواهند بود.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
نصیحت مدیر دانشگاه هلسینکی فنلاند به والدین
"بر حذر باشید از اینکه برای فرزندانتان واحد مسکونی بسازید یا منزلی خریداری کنید
یا اینکه زمینی جهت سرمایه گذاری برایشان بخرید یا برایشان در بانک سرمایه گذاری کنید.
اگر دارایی تان زیاد است فرزندانتان را بارور(تقویت) کنید نه اینکه جایی و مکانی را برایشان بارور کنید.
تمام پول های زیادی تان را برای پیشرفت خودشان صرف کنید. به بهترین مدرسه ها و دانشگاه ها بفرستینشان ، بهترین علوم را به آنها آموزش دهید و برنامه ریزی کنید حداقل دو زبان را یاد بگیرند و اگر امکان داشت سه زبان و یا چهار زبان.
به آنها بفهمانید که موفقیت در زندگی تنها به موفقیت در مدرسه و دانشگاه نیست چرا که پروردگار مان به هر بنده اش نعمتی داده که با دیگری متفاوت است.
خوشبخت کسی است که آن نعمت را کشف کند و باهوش کسی است که با استعدادش کار کند و موفق کسی است که استعدادش را بکار بگیرد .
پس نعمت ها و استعداد های فرزندانتان را کشف کنید و شکوفا یشان کنید و رشدشان دهید.
و از آنان بخواهید تا از استعداد هایشان استفاده کنند و با کمک آنها بزرگ شوند.
پول و ثروت هیچ کاری برای فرزندانتان انجام نخواهد داد زیرا زمانی که بزرگ شوند و خودشان را پیدا کنند جز پول چیز دیگری همراه آنان نخواهد بود.
خانه ای که تمام عمرتان را صرف ساختنش کرده اید و دارای تان را در آن سرمایه گذاری کرده اید خودشان خواهند توانست با کمترین هزینه و وقت بهتر از آن را بسازند اگر شما پول ها و تلاشتان را در ساختن خودشان و شخصیت شان صرف کنید.
فرزندت را بساز نه اینکه برایش بسازی.
فرزندت را شکوفا و مثمر ثمر گردان نه اینکه برای فرزندان باغ های میوه به ارث بگذاری .
مال و منزل و زمین میراث حقیقی برای فرزندانتان نخواهند بود بلکه خود فرزندان تعلیم دیده میراث حقیقی شما خواهند بود.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
Forwarded from پرواز فکر و اندیشه (M Dadvand)
صفحه اینستاگرام Caricators با انتشار این تصویر، نوشته:
در دهسال اخیر به ظاهرِ زنان بیشتر از تفکرشان توجه شده!
زن اگر به راستی میخواهد شأن انسانی خود را داشته باشد، وظیفه دارد از اینکه خود را برای مرد چون بُتی یا لُعبتی بیاراید فاصله بگیرد.
کتاب جنس دوم اثر سیمون دوبووار
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
در دهسال اخیر به ظاهرِ زنان بیشتر از تفکرشان توجه شده!
زن اگر به راستی میخواهد شأن انسانی خود را داشته باشد، وظیفه دارد از اینکه خود را برای مرد چون بُتی یا لُعبتی بیاراید فاصله بگیرد.
کتاب جنس دوم اثر سیمون دوبووار
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان صد و هشتاد
#اسفندیار
بعد رو به سپهبد توران کرد و گفت : فردا بامدادان از تمامی سرزمین ما ساهیان را روانه ایران زمین کن.
دو برادر اهریمن خود را به نام های کهرم و اندریمان را سپهسالاری داد و با سیصد هزار سوار گزیده روانه جنگ با ایرانیان کرد.
پهلوانان دیگر مثل گرگسار، بیدرفش، خشاش و هوش دیو ، همگی را برای سوزاندن و غارت و کندن درختان به ایران فرستاد. سپاهیان ارجاسب دسته دسته وارد خاک ایران شدند و هرکجا رسیدند غارت کردند. درختان را کندند ، و خانه های مردم را سوزاندند.
گشتاسب نامه ای به مرزداران نوشت و آنها هریک با سپاهی بیشمار روانه ایرانشهر شدند. همگی چون از بلخ به کنار جیحون رسیدند ، سپاهیان از اسب فرود آمدند و آماده رسیدن دشمن شدند. فردای آن روز، شاه، جاماسب وزیر و راهنمای خود را پیش خواند . جاماسب سرموبدان بود و چراغ بزرگان و اسپهبدان. چنان پاک دین بود که همه چیز بر او آشکار بود. اختر شناسی گرانمایه و در دانش هیچ کس به پای او نمیرسید.
گشتاسب از جاماسب خواست که عاقبت کار و فرجام جنگ را برایش روشن کند.
جاماسب پیر با خشم به گشتاسب گفت : ای کاش که خداوند دادگر این خرد و این هنر را به من نمیداد. اینک بدان چو جنگ آغاز شود بسی پدران و پسران کشته میشوند. نخستین پهلوان تو اردشیر دشمنان را به خاک خواهد انداخت. و سرانجام کشته میشود.
پس از آن شیداسب فرزند تو کشته میشودو پس از او فرزند من. درفش کاویان بر زمین افکنده خواهد شد . پس از آن نستور به میدان میرود و پیروز خواهد شد.
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان صد و هشتاد
#اسفندیار
بعد رو به سپهبد توران کرد و گفت : فردا بامدادان از تمامی سرزمین ما ساهیان را روانه ایران زمین کن.
دو برادر اهریمن خود را به نام های کهرم و اندریمان را سپهسالاری داد و با سیصد هزار سوار گزیده روانه جنگ با ایرانیان کرد.
پهلوانان دیگر مثل گرگسار، بیدرفش، خشاش و هوش دیو ، همگی را برای سوزاندن و غارت و کندن درختان به ایران فرستاد. سپاهیان ارجاسب دسته دسته وارد خاک ایران شدند و هرکجا رسیدند غارت کردند. درختان را کندند ، و خانه های مردم را سوزاندند.
گشتاسب نامه ای به مرزداران نوشت و آنها هریک با سپاهی بیشمار روانه ایرانشهر شدند. همگی چون از بلخ به کنار جیحون رسیدند ، سپاهیان از اسب فرود آمدند و آماده رسیدن دشمن شدند. فردای آن روز، شاه، جاماسب وزیر و راهنمای خود را پیش خواند . جاماسب سرموبدان بود و چراغ بزرگان و اسپهبدان. چنان پاک دین بود که همه چیز بر او آشکار بود. اختر شناسی گرانمایه و در دانش هیچ کس به پای او نمیرسید.
گشتاسب از جاماسب خواست که عاقبت کار و فرجام جنگ را برایش روشن کند.
جاماسب پیر با خشم به گشتاسب گفت : ای کاش که خداوند دادگر این خرد و این هنر را به من نمیداد. اینک بدان چو جنگ آغاز شود بسی پدران و پسران کشته میشوند. نخستین پهلوان تو اردشیر دشمنان را به خاک خواهد انداخت. و سرانجام کشته میشود.
پس از آن شیداسب فرزند تو کشته میشودو پس از او فرزند من. درفش کاویان بر زمین افکنده خواهد شد . پس از آن نستور به میدان میرود و پیروز خواهد شد.
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
«زنان آواربردار، چونان پرهای ققنوس»
بارها دربارۀ «زنان آواربردار» خوانده بودم و عکسهایی هم از آنها دیده بودم تا اینکه ویدئوی باکیفیتی از آنها یافتم. انگار صحنهای از یکی از فیلمهای تئو آنجلوپولوس را تماشا میکنید، اما جذابیت فیلم به این است که آنچه میبینید واقعیت است. زنانی که زنجیرۀ انسانی درازی را درست کردهاند و سطلهای نخالههای ساختمان را دستبهدست میکنند، هر یک تیشهای در دست دارد و آجری را تمیز میکند، چند نفری تیرآهنی را به دوش میکشند... اینجا شهرها ویران شده و ساعت صفر شده است.
برای به زانو درآوردن آلمان در جنگ جهانی دوم شهرهای این کشور به شدت بمباران شد. بدترین سرنوشت را در میان شهرهای آلمان، شهر دِرِسدِن داشت. مهیبترین بمباران روزهای سیزدهم تا پانزدهم فوریۀ ۱۹۴۵ بر این شهر رخ داد که در جریان آن ۲۵ هزار نفر در عرض دو شب کشته شدند. شهر به کل ویران شد. از ۲۲۲.۰۰۰ خانۀ شهر، ۹۰.۰۰۰ خانه به طور کامل ویران شد و تنها ۲۰ درصد از ساختمانهای شهر سالم ماند. بسیاری از شهرهای آلمان همین سرنوشت را داشتند و شمار کشتهها از این بالاتر بود و ویرانیها به همین شدت وسیع. آلمان شکست خورد، شهرها ویران شد و تل خاک و خاکستر دو سوی خیابانها را گرفته بود. پدیدۀ «زنان آواربردار» در چنین لحظهای ظهور کرد...
وقتی جنگ تمام شد، بسیاری از مردان کشته شده و بسیاری به اسارت گرفته شده بودند. جمعیت زنان آلمان هفت میلیون بیشتر از مردان بود. مردانی هم که بودند باید لقمهنانی برای خانواده به دست میآوردند. در اینجا زنان میماندند و خانههای ویران. این زنان بیکار ننشستند و شروع کردند به آواربرداری، با دست خالی. تا چند سال نیروی اصلی آواربرداری در بسیاری از شهرهای آلمان زنان بودند. آجرها و مصالحِ قابل بازیافت را از زیر آوار درمیآوردند، تمیز میکردند، روی هم میچیدند و بقیۀ آوار را با وسایل ساده از محل دور میکردند. همین زنان بودند که در تاریخ به «زنان آواربردار» (Trümmerfrauen) معروف شدند.
برای ملتی که زمین خورده بود، مغلوب و تحقیر شده بود، تماشای زنها و دختران جوانی که با نشاط آواربرداری میکردند بسیار روحیهبخش بود. به همین دلیل در سالهای بعد به لحاظ تبلیغاتی نیز بسیار از مسئلۀ زنان آواربردار استفاده شد. گویی این زنان پرهای ققنوسی بودند که باید از این خاکستر برمیخاست. در سالهای بعد، مجسمههای یادبود زنان آواربردار در شهرهای زیادی ساخته شد.
توصیه میکنم ویدئویی را که در پیوست آمده حتماً ببینید. از صحنههای زیبا و بینظیر تاریخ است و کیفیت دلچسبی هم دارد. در پست بعد نیز آلبومی از زنان آواربردار میبینیم.
مهدی تدینی
#جنگ_جهانی، #جنگ، #آلمان
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
بارها دربارۀ «زنان آواربردار» خوانده بودم و عکسهایی هم از آنها دیده بودم تا اینکه ویدئوی باکیفیتی از آنها یافتم. انگار صحنهای از یکی از فیلمهای تئو آنجلوپولوس را تماشا میکنید، اما جذابیت فیلم به این است که آنچه میبینید واقعیت است. زنانی که زنجیرۀ انسانی درازی را درست کردهاند و سطلهای نخالههای ساختمان را دستبهدست میکنند، هر یک تیشهای در دست دارد و آجری را تمیز میکند، چند نفری تیرآهنی را به دوش میکشند... اینجا شهرها ویران شده و ساعت صفر شده است.
برای به زانو درآوردن آلمان در جنگ جهانی دوم شهرهای این کشور به شدت بمباران شد. بدترین سرنوشت را در میان شهرهای آلمان، شهر دِرِسدِن داشت. مهیبترین بمباران روزهای سیزدهم تا پانزدهم فوریۀ ۱۹۴۵ بر این شهر رخ داد که در جریان آن ۲۵ هزار نفر در عرض دو شب کشته شدند. شهر به کل ویران شد. از ۲۲۲.۰۰۰ خانۀ شهر، ۹۰.۰۰۰ خانه به طور کامل ویران شد و تنها ۲۰ درصد از ساختمانهای شهر سالم ماند. بسیاری از شهرهای آلمان همین سرنوشت را داشتند و شمار کشتهها از این بالاتر بود و ویرانیها به همین شدت وسیع. آلمان شکست خورد، شهرها ویران شد و تل خاک و خاکستر دو سوی خیابانها را گرفته بود. پدیدۀ «زنان آواربردار» در چنین لحظهای ظهور کرد...
وقتی جنگ تمام شد، بسیاری از مردان کشته شده و بسیاری به اسارت گرفته شده بودند. جمعیت زنان آلمان هفت میلیون بیشتر از مردان بود. مردانی هم که بودند باید لقمهنانی برای خانواده به دست میآوردند. در اینجا زنان میماندند و خانههای ویران. این زنان بیکار ننشستند و شروع کردند به آواربرداری، با دست خالی. تا چند سال نیروی اصلی آواربرداری در بسیاری از شهرهای آلمان زنان بودند. آجرها و مصالحِ قابل بازیافت را از زیر آوار درمیآوردند، تمیز میکردند، روی هم میچیدند و بقیۀ آوار را با وسایل ساده از محل دور میکردند. همین زنان بودند که در تاریخ به «زنان آواربردار» (Trümmerfrauen) معروف شدند.
برای ملتی که زمین خورده بود، مغلوب و تحقیر شده بود، تماشای زنها و دختران جوانی که با نشاط آواربرداری میکردند بسیار روحیهبخش بود. به همین دلیل در سالهای بعد به لحاظ تبلیغاتی نیز بسیار از مسئلۀ زنان آواربردار استفاده شد. گویی این زنان پرهای ققنوسی بودند که باید از این خاکستر برمیخاست. در سالهای بعد، مجسمههای یادبود زنان آواربردار در شهرهای زیادی ساخته شد.
توصیه میکنم ویدئویی را که در پیوست آمده حتماً ببینید. از صحنههای زیبا و بینظیر تاریخ است و کیفیت دلچسبی هم دارد. در پست بعد نیز آلبومی از زنان آواربردار میبینیم.
مهدی تدینی
#جنگ_جهانی، #جنگ، #آلمان
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
Telegram
attach 📎