ساعت شيعه ساخت قم
خیلی هم آسونه
مثلا الان ساعت:(پنج عسکری مونده تا باقر)
خدایا ! تورو به اسمت قسم،دیگه به این ملت رحم کن
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
خیلی هم آسونه
مثلا الان ساعت:(پنج عسکری مونده تا باقر)
خدایا ! تورو به اسمت قسم،دیگه به این ملت رحم کن
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان صد و شصت و نه
#گشتاسب_در_روم_و_کتایون
خواستار دختر سوم قیصر ، جوانی به نام اهرن از پهلوانان و بزرگ زادگان روم بود که قیصر به او گفته بود: من دیگر به رسم نیاکان دختر به شوی نخواهم داد. اگر بتوانی اژدهایی را که در کوه سقیلا زندگی می کند از میان برداری تو را به دامادی سرافراز می کنم.
اهرن با سری پر اندیشه نزد میرین به چاره جویی رفت. میرین پس از آنکه او را سوگند داد ، راز کشتن گرگ به دست گشتاسب را برایش بازگفت و نامه ای به هیشوی نوشت تا از گشتاسب کمک بخواهد. گشتاسب پذیرفت و به اهرن گفت : برو خنجری بلند بساز که بالایش چون پنجه باز باشد و سر هر دندانه آن نیزه ای از آهن آیدیده استوار کن و با یک اسب و برگستوان و یک گرز به اینجا بیاورتا من به فرمان یزدان آن آن اژدهای دمان را نگون از درخت بیاویزم.
اهرن هرچه گشتاسب خواسته بود آورد و همراه هیشوی تا کوه سقیلا رفتند و با انگشت محل اژدها را به گشتاسب نشان داده باز گشتند.
چون آن اژدها برز او را بدید
بدم سوی خویشش همی درکشید
گشتاسب همچون تگرگ به اژدها تیر می انداخت و وقتی نزدیک یکدیگر شدند، خنجر را آنطور در دهانش جای داد که تمام تیغهای آن در حلقش فرو رفت و زهر و خون او از کوه سرازیر گردید .
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان صد و شصت و نه
#گشتاسب_در_روم_و_کتایون
خواستار دختر سوم قیصر ، جوانی به نام اهرن از پهلوانان و بزرگ زادگان روم بود که قیصر به او گفته بود: من دیگر به رسم نیاکان دختر به شوی نخواهم داد. اگر بتوانی اژدهایی را که در کوه سقیلا زندگی می کند از میان برداری تو را به دامادی سرافراز می کنم.
اهرن با سری پر اندیشه نزد میرین به چاره جویی رفت. میرین پس از آنکه او را سوگند داد ، راز کشتن گرگ به دست گشتاسب را برایش بازگفت و نامه ای به هیشوی نوشت تا از گشتاسب کمک بخواهد. گشتاسب پذیرفت و به اهرن گفت : برو خنجری بلند بساز که بالایش چون پنجه باز باشد و سر هر دندانه آن نیزه ای از آهن آیدیده استوار کن و با یک اسب و برگستوان و یک گرز به اینجا بیاورتا من به فرمان یزدان آن آن اژدهای دمان را نگون از درخت بیاویزم.
اهرن هرچه گشتاسب خواسته بود آورد و همراه هیشوی تا کوه سقیلا رفتند و با انگشت محل اژدها را به گشتاسب نشان داده باز گشتند.
چون آن اژدها برز او را بدید
بدم سوی خویشش همی درکشید
گشتاسب همچون تگرگ به اژدها تیر می انداخت و وقتی نزدیک یکدیگر شدند، خنجر را آنطور در دهانش جای داد که تمام تیغهای آن در حلقش فرو رفت و زهر و خون او از کوه سرازیر گردید .
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
چشم تاریخ
دکتر محمد رضا سرگلزایی
سیداحمد حکمآبادی که بعدها نام خانوادگی کَسرَوی را برگزید، تاریخنگار، زبانشناس، پژوهشگر، حقوقدان و اندیشمند ایرانی بود.
وی استاد رشته حقوق در دانشگاه تهران و وکیل دعاوی بود.
سید #احمد_کسروی در خانوادهای شیعهٔ مذهبی و معتقد در حکم آباد تبریز به دنیا آمد.
نیاکانش همه روحانی و پیشنماز بودند.
احمد در سال ۱۲۸۹ خورشیدی و در سن ۲۰ سالگی به اصرار خانواده به لباس روحانیون شیعه درآمد و بر منبر مسجد آبا و اجدادیاش نشست ولی پس از آنکه به گناه هواداری از جنبش مشروطه مورد ناسزاگویی روحانیون قرار گرفت در سال ۱۲۹۱ خورشیدی از لباس روحانیون خارج شد.
پس از آن کسروی به تدریس زبان عربی و تحصیل حقوق، تاریخ، ستاره شناسی، گیاه شناسی، زبان انگلیسی، زبان روسی، زبان پهلوی و زبان اسپرانتو پرداخت.
آثار احمد کسروی بالغ بر ۷۰ جلد کتاب به زبان های فارسی و عربی است.
از مهمترین آثار کسروی میتوان به دو کتاب تاریخ مشروطهٔ ایران و تاریخ هجده سالهٔ آذربایجان اشاره کرد که از مهمترین آثار مربوط به تاریخ جنبش مشروطه خواهی ایران میشوند و تا به امروز مرجع اصلی محققان دربارهٔ جنبش مشروطیت ایران بوده است.
احمد کسروی خواستار مبارزه با «واپسماندگی فکری و علمی» بود و از آن چه «اوضاع زندگی، خرافهگرایی و آداب اجتماعی» مردم ایران میدانست انتقاد داشت، همچنین خواستار «پالایش زبان فارسی» از هر گونه واژه عربی و سره نویسی در زبان پارسی بود.
موضعگیریهای احمد کسروی در برابر نهادهای مذهبی و ارزشهای سنتی باعث شد که سید مجتبی میرلوحی (معروف به #نواب_صفوی) تصمیم به قتل او بگیرد.
ابتدا نواب صفوی شخصاً به تهیه تپانچه و شلیک به کسروی اقدام کرد ولی گلوله در لوله تپانچه گیر کرد و نواب به کتک زدن و زخمی کردن کسروی بسنده کرد.
سپس نواب با جمع کردن تعدادی جوان مذهبی و برانگیختن آن ها جریان قتل کسروی را مدیریت کرد
. پیروان نواب صفوی که خود را فدائیان اسلام نامیدند در تاریخ ۲۰ اسفند ۱۳۲۴ و در اتاق بازپرسی ساختمان کاخ دادگستری تهران احمد کسروی را در سن ۵۷ سالگی به ضرب «گلوله و ۲۷ ضربه چاقو» به قتل رساندند آن ها در این حمله حدادپور منشی کسروی را نیز به قتل رساندند. قاتلین کسروی با میانجی گری #آیت_الله_کاشانی از زندان آزاد شدند.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
چشم تاریخ
دکتر محمد رضا سرگلزایی
سیداحمد حکمآبادی که بعدها نام خانوادگی کَسرَوی را برگزید، تاریخنگار، زبانشناس، پژوهشگر، حقوقدان و اندیشمند ایرانی بود.
وی استاد رشته حقوق در دانشگاه تهران و وکیل دعاوی بود.
سید #احمد_کسروی در خانوادهای شیعهٔ مذهبی و معتقد در حکم آباد تبریز به دنیا آمد.
نیاکانش همه روحانی و پیشنماز بودند.
احمد در سال ۱۲۸۹ خورشیدی و در سن ۲۰ سالگی به اصرار خانواده به لباس روحانیون شیعه درآمد و بر منبر مسجد آبا و اجدادیاش نشست ولی پس از آنکه به گناه هواداری از جنبش مشروطه مورد ناسزاگویی روحانیون قرار گرفت در سال ۱۲۹۱ خورشیدی از لباس روحانیون خارج شد.
پس از آن کسروی به تدریس زبان عربی و تحصیل حقوق، تاریخ، ستاره شناسی، گیاه شناسی، زبان انگلیسی، زبان روسی، زبان پهلوی و زبان اسپرانتو پرداخت.
آثار احمد کسروی بالغ بر ۷۰ جلد کتاب به زبان های فارسی و عربی است.
از مهمترین آثار کسروی میتوان به دو کتاب تاریخ مشروطهٔ ایران و تاریخ هجده سالهٔ آذربایجان اشاره کرد که از مهمترین آثار مربوط به تاریخ جنبش مشروطه خواهی ایران میشوند و تا به امروز مرجع اصلی محققان دربارهٔ جنبش مشروطیت ایران بوده است.
احمد کسروی خواستار مبارزه با «واپسماندگی فکری و علمی» بود و از آن چه «اوضاع زندگی، خرافهگرایی و آداب اجتماعی» مردم ایران میدانست انتقاد داشت، همچنین خواستار «پالایش زبان فارسی» از هر گونه واژه عربی و سره نویسی در زبان پارسی بود.
موضعگیریهای احمد کسروی در برابر نهادهای مذهبی و ارزشهای سنتی باعث شد که سید مجتبی میرلوحی (معروف به #نواب_صفوی) تصمیم به قتل او بگیرد.
ابتدا نواب صفوی شخصاً به تهیه تپانچه و شلیک به کسروی اقدام کرد ولی گلوله در لوله تپانچه گیر کرد و نواب به کتک زدن و زخمی کردن کسروی بسنده کرد.
سپس نواب با جمع کردن تعدادی جوان مذهبی و برانگیختن آن ها جریان قتل کسروی را مدیریت کرد
. پیروان نواب صفوی که خود را فدائیان اسلام نامیدند در تاریخ ۲۰ اسفند ۱۳۲۴ و در اتاق بازپرسی ساختمان کاخ دادگستری تهران احمد کسروی را در سن ۵۷ سالگی به ضرب «گلوله و ۲۷ ضربه چاقو» به قتل رساندند آن ها در این حمله حدادپور منشی کسروی را نیز به قتل رساندند. قاتلین کسروی با میانجی گری #آیت_الله_کاشانی از زندان آزاد شدند.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جنجالی ترین روحانی این روزهای کشور، مجلس را نابود کرد!
وقتی از دریای نفت و گاز سهم ما هواست،
نفت با ریگ بیابان چه فرقی میکند
مال بیت المال اگر وقف چپاول کردن است،
شاه باشد یا روحانی چه فرقی میکند
پیش مسئولان عالی رتبه بیدغدغه،
مملکت داری و چوپانی چه فرقی میکند!
روحانی #محمد_حسینی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
وقتی از دریای نفت و گاز سهم ما هواست،
نفت با ریگ بیابان چه فرقی میکند
مال بیت المال اگر وقف چپاول کردن است،
شاه باشد یا روحانی چه فرقی میکند
پیش مسئولان عالی رتبه بیدغدغه،
مملکت داری و چوپانی چه فرقی میکند!
روحانی #محمد_حسینی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
میلتون فریدمن:
تورم یک بیماری است، یک بیماری خطرناک و گاه نابودکننده است، بیماریای است که اگر به موقع به آن رسیدگی نشود میتواند یک جامعه را نابود کند.
برای مثال، ابرتورم در روسیه و آلمان بعد از جنگ جهانی اول، یعنی زمانی که قیمتها از یک روز به روز دیگر در بعضی مواقع حتی بیشتر از دو برابر میشدند، زمینههای کمونیسم را در یک کشور و زمینههای نازیسم را در کشور دیگر به وجود آوردند.
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
@flith
میلتون فریدمن:
تورم یک بیماری است، یک بیماری خطرناک و گاه نابودکننده است، بیماریای است که اگر به موقع به آن رسیدگی نشود میتواند یک جامعه را نابود کند.
برای مثال، ابرتورم در روسیه و آلمان بعد از جنگ جهانی اول، یعنی زمانی که قیمتها از یک روز به روز دیگر در بعضی مواقع حتی بیشتر از دو برابر میشدند، زمینههای کمونیسم را در یک کشور و زمینههای نازیسم را در کشور دیگر به وجود آوردند.
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
🌷🌷🌷
آقای روحانی رئیس جمهور محترم در سخنرانی 22 بهمن 96 فرمودند :
"سال آینده، سال نشاط است."
پاسخ بانوی شاعر زهرا فراهانی به ایشان را میخوانیم..👌
« چه نشاطی؟ »
با سفرۀ بی نان و نمکدان، چه نشاطی؟
با داغ جوان، بیکار و بیمار، چه نشاطی؟
با غصّهی کم آبی و خشکیدگی خاک
در تفرش و کرمان و خراسان، چه نشاطی؟
با مُعضل اشرافیّتِ بیت وزیران
در شهر لواسان و جماران، چه نشاطی؟
با طفل یتیمی که به تاریکی شبها
خوابیده به سرمای خیابان، چه نشاطی؟
وقتی برود پول من و مردم ایران
تا ونکوور و بالی و تایوان، چه نشاطی؟
تا در شرر زلزلهها کودک میهن
جان داده به کولاک زمستان چه نشاطی؟
تا خوردن اموال فقیران و ضعیفان
آسان شده بر جمع مدیران، چه نشاطی؟
تا گوش شما بر غم مردم شنوا نیست
بر چهرۀ پیران و جوانان، چه نشاطی؟
🌷🌷🌷
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
@flith
🌷🌷🌷
آقای روحانی رئیس جمهور محترم در سخنرانی 22 بهمن 96 فرمودند :
"سال آینده، سال نشاط است."
پاسخ بانوی شاعر زهرا فراهانی به ایشان را میخوانیم..👌
« چه نشاطی؟ »
با سفرۀ بی نان و نمکدان، چه نشاطی؟
با داغ جوان، بیکار و بیمار، چه نشاطی؟
با غصّهی کم آبی و خشکیدگی خاک
در تفرش و کرمان و خراسان، چه نشاطی؟
با مُعضل اشرافیّتِ بیت وزیران
در شهر لواسان و جماران، چه نشاطی؟
با طفل یتیمی که به تاریکی شبها
خوابیده به سرمای خیابان، چه نشاطی؟
وقتی برود پول من و مردم ایران
تا ونکوور و بالی و تایوان، چه نشاطی؟
تا در شرر زلزلهها کودک میهن
جان داده به کولاک زمستان چه نشاطی؟
تا خوردن اموال فقیران و ضعیفان
آسان شده بر جمع مدیران، چه نشاطی؟
تا گوش شما بر غم مردم شنوا نیست
بر چهرۀ پیران و جوانان، چه نشاطی؟
🌷🌷🌷
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
عدالت
عدالتی که مورد نظر من است، عدالت سقراطی است؛ نه عدالتی که ارسطو می گفت، یا عدالت به آن معنایی که امروز گفته می شود و نه به معنای عدالت اجتماعی است. به بیان ساده، عدالت یعنی این که من بیش از آنچه باور دارم که حق من است، مطالبه نکنم. خیلی از افراد بیش از حق خود مطالبه می کنند، اما چون به آن نمی رسند می گویند ما عادليم. در عدالت اصلا مطالبه بیش از خود در کار نیست.
مرتبه ی بعدی این است که آنچه را حق خود می دانم، از خودم افراز کنم و به دیگری ببخشم. این افراز حق خود، یعنی این که از چیزی که به من تعلق دارد قطع تعلق بکنم؛ نه قطع تعلق به قصد اعراضی منفی، بلکه اعراض منفی برای رجوع مثبت و برای دادن به دیگری، مرحله ی سوم این است که نه فقط به حق خودم راضی باشم، و نه فقط بخشی از حق خودم را به شما ببخشم، بلکه اصلا شما را دوست بدارم. این دوست داشتن عالی ترین مرتبه ی معنوی است. یعنی یک ملاک جدی و غیر قابل خدشه برای معنوی بودن انسان این است که انسان به همه ی جهان هستی - و در بحث ما، به همه عالم انسانی - علاقه مند باشد. این محبت، غیر از احسان است.
عدالت و احسان یک وجه اشتراک دارند و آن این است که هر دو عمل، جوارحي اند. ولی دوست داشتن، امری جوانحی است. عدالت و احسان چیزی است که ما در بیرون انجام می دهیم. ولی محبت چیزی است که به درون ما ربط دارد. این دوست داشتن به حدی است که حتی شامل بدکاران هم می شود. آن کسانی که به آن مرتبه ی عالی می رسند، مثل گاندی می شوند که می گفت از بدکاری تنفر دارم، اما به بد کاران عشق می ورزم. از دروغ گفتن تنفر دارم، اما از دروغ گویان تنفر ندارم، بلکه به آنها عشق می ورزم. از تکبر نفرت دارم، ولی متکبران را دوست دارم؛ نه از این حیث که بد کار یا دروغ گو یا متكبرند، بلکه از این حیث که انسانند. اگر این سه پیش بیاید، حتی عدالت موجود در معنویت هم کافی است برای این که آن معضلی که می گفتیم پدید نیاید؛ چه برسد به این که احسان و محبت هم در کار باشد.
کتاب سنت و سکولاریسم
#مصطفی_ملکیان
جان آگه با #فرهیختگان
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
@flith
عدالت
عدالتی که مورد نظر من است، عدالت سقراطی است؛ نه عدالتی که ارسطو می گفت، یا عدالت به آن معنایی که امروز گفته می شود و نه به معنای عدالت اجتماعی است. به بیان ساده، عدالت یعنی این که من بیش از آنچه باور دارم که حق من است، مطالبه نکنم. خیلی از افراد بیش از حق خود مطالبه می کنند، اما چون به آن نمی رسند می گویند ما عادليم. در عدالت اصلا مطالبه بیش از خود در کار نیست.
مرتبه ی بعدی این است که آنچه را حق خود می دانم، از خودم افراز کنم و به دیگری ببخشم. این افراز حق خود، یعنی این که از چیزی که به من تعلق دارد قطع تعلق بکنم؛ نه قطع تعلق به قصد اعراضی منفی، بلکه اعراض منفی برای رجوع مثبت و برای دادن به دیگری، مرحله ی سوم این است که نه فقط به حق خودم راضی باشم، و نه فقط بخشی از حق خودم را به شما ببخشم، بلکه اصلا شما را دوست بدارم. این دوست داشتن عالی ترین مرتبه ی معنوی است. یعنی یک ملاک جدی و غیر قابل خدشه برای معنوی بودن انسان این است که انسان به همه ی جهان هستی - و در بحث ما، به همه عالم انسانی - علاقه مند باشد. این محبت، غیر از احسان است.
عدالت و احسان یک وجه اشتراک دارند و آن این است که هر دو عمل، جوارحي اند. ولی دوست داشتن، امری جوانحی است. عدالت و احسان چیزی است که ما در بیرون انجام می دهیم. ولی محبت چیزی است که به درون ما ربط دارد. این دوست داشتن به حدی است که حتی شامل بدکاران هم می شود. آن کسانی که به آن مرتبه ی عالی می رسند، مثل گاندی می شوند که می گفت از بدکاری تنفر دارم، اما به بد کاران عشق می ورزم. از دروغ گفتن تنفر دارم، اما از دروغ گویان تنفر ندارم، بلکه به آنها عشق می ورزم. از تکبر نفرت دارم، ولی متکبران را دوست دارم؛ نه از این حیث که بد کار یا دروغ گو یا متكبرند، بلکه از این حیث که انسانند. اگر این سه پیش بیاید، حتی عدالت موجود در معنویت هم کافی است برای این که آن معضلی که می گفتیم پدید نیاید؛ چه برسد به این که احسان و محبت هم در کار باشد.
کتاب سنت و سکولاریسم
#مصطفی_ملکیان
جان آگه با #فرهیختگان
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
Forwarded from پرواز فکر و اندیشه (M Dadvand)
روشناندیشی، آزادیخواهی، مداراگری نیازمند آگاهی و تمرین است. صرفِ زندان رفتن، قربانی حکومت شدن، هزینه دادن، رنج کشیدن، مخالف وضع موجود بودن کسی را روشناندیش، آزادیخواه و مداراگر نمیکند.
مخالف حکومت مستبد، لزوماً آزادیخواه نیست. تاریخ ما پر است از مستبدانِ مستبدستیز. ستیز با استبداد بسی دشوارتر از ستیز با مستبد است، چون آدم باید با خویشتن و خودکامیهای خویش نیز مدام در ستیز باشد.
درافتادن با استبدادی که در درونِ هر یک از ماست هزار بار تلختر و استخوانسوزتر از هدف گرفتن مستبدی بیرونی است .
مهدی خلجی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
مخالف حکومت مستبد، لزوماً آزادیخواه نیست. تاریخ ما پر است از مستبدانِ مستبدستیز. ستیز با استبداد بسی دشوارتر از ستیز با مستبد است، چون آدم باید با خویشتن و خودکامیهای خویش نیز مدام در ستیز باشد.
درافتادن با استبدادی که در درونِ هر یک از ماست هزار بار تلختر و استخوانسوزتر از هدف گرفتن مستبدی بیرونی است .
مهدی خلجی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
#رقص
#ایرانی_اصیل
#بیداد
#پرویز_مشکاتیان: آهنگساز
#هلیا_بنده: طراح رقص و رقصنده
رقص بسیار زیبای #هلیا_بنده روی آهنگ بیداد اثر ماندگار #پرویز_مشکاتیان
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#ایرانی_اصیل
#بیداد
#پرویز_مشکاتیان: آهنگساز
#هلیا_بنده: طراح رقص و رقصنده
رقص بسیار زیبای #هلیا_بنده روی آهنگ بیداد اثر ماندگار #پرویز_مشکاتیان
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
۳۰ ملیون هندی میمون می پرستند ، مشکل این نیست
مشکل اینه که خود میمون باورش شده
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
مشکل اینه که خود میمون باورش شده
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
🔻 منم بودم عصبانی می شدم
✍️ مهراب قاسم خانی
▫️در پاسخ به انتقادات خانم #معتمدآریا در مراسم افتتاحیه جشنواره فجر، روزنامه #کیهان مطلبی نوشته که چندین بار توی متنش در وصف ایشون از واژه “پیرزن” استفاده کرده.
▫️کاری به این ندارم که با هر استانداردی خانم معتمدآریا پیرزن محسوب نمیشن و در نهایت یه خانم میانسال به حساب میان، ولی نکته اصلی که میخوام در موردش حرف بزنم، شکل استفاده از واژه #پیرزن توسط این روزنامه وزینه که به قصد تحقیر و تمسخر خانم معتمدآریا ازش استفاده شده.
▫️ یعنی این عزیزان از “پیرزن” به جای فحش استفاده کردن. این فرهنگ دقیقاً همون فرهنگیه که برای تحقیر یه مرد میگه: “مثل زنا هستی” یا برای تمسخر طرف مقابل از واژه های “دهاتی” و “شهرستانی” استفاده میکنه.
▫️ این ادبیات نشون دهنده میزان تحجر فکری تحریریه کیهان و فاصله اش از تفکر و تعقل و خرده فرهنگ و ادبیاتی چندش آور با رویکرد جنسیتی و نژادپرستانه که سالهاست منسوخ شده.
▫️پ.ن اول: فقط متوجه دلیل عصبانیت کیهان از صحبتهای خانم معتمدآریا نشدم. این که ایشون نصف سالهای فعالیتشون رو با انواع ممنوعیت و محرومیت گذروندن و همفکران شما همیشه از ایشون متنفر بودن رو دروغ گفتن؟ الان دارید منت میذارید که اجازه دادید بدون لابی و حمایت و فقط با استفاده از توانایی های خودشون کار کنن و بدرخشن؟ بابا دستتون درد نکنه که این همه بزرگوارید.
▫️پ.ن دوم: البته درکتون میکنم. سخته که صاحب تمام قدرت و ثروت باشی و تصمیم گیری های فرهنگی و سیاسی در اختیارت باشه و تریبون و رسانه ملی دستت باشه، اون وقت مردم یکی رو دوست داشته باشن که چشم نداری ببینیش... منم بودم عصبانی میشدم... به هر حال “پیرزن” فحش نیست.
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
@flith
🔻 منم بودم عصبانی می شدم
✍️ مهراب قاسم خانی
▫️در پاسخ به انتقادات خانم #معتمدآریا در مراسم افتتاحیه جشنواره فجر، روزنامه #کیهان مطلبی نوشته که چندین بار توی متنش در وصف ایشون از واژه “پیرزن” استفاده کرده.
▫️کاری به این ندارم که با هر استانداردی خانم معتمدآریا پیرزن محسوب نمیشن و در نهایت یه خانم میانسال به حساب میان، ولی نکته اصلی که میخوام در موردش حرف بزنم، شکل استفاده از واژه #پیرزن توسط این روزنامه وزینه که به قصد تحقیر و تمسخر خانم معتمدآریا ازش استفاده شده.
▫️ یعنی این عزیزان از “پیرزن” به جای فحش استفاده کردن. این فرهنگ دقیقاً همون فرهنگیه که برای تحقیر یه مرد میگه: “مثل زنا هستی” یا برای تمسخر طرف مقابل از واژه های “دهاتی” و “شهرستانی” استفاده میکنه.
▫️ این ادبیات نشون دهنده میزان تحجر فکری تحریریه کیهان و فاصله اش از تفکر و تعقل و خرده فرهنگ و ادبیاتی چندش آور با رویکرد جنسیتی و نژادپرستانه که سالهاست منسوخ شده.
▫️پ.ن اول: فقط متوجه دلیل عصبانیت کیهان از صحبتهای خانم معتمدآریا نشدم. این که ایشون نصف سالهای فعالیتشون رو با انواع ممنوعیت و محرومیت گذروندن و همفکران شما همیشه از ایشون متنفر بودن رو دروغ گفتن؟ الان دارید منت میذارید که اجازه دادید بدون لابی و حمایت و فقط با استفاده از توانایی های خودشون کار کنن و بدرخشن؟ بابا دستتون درد نکنه که این همه بزرگوارید.
▫️پ.ن دوم: البته درکتون میکنم. سخته که صاحب تمام قدرت و ثروت باشی و تصمیم گیری های فرهنگی و سیاسی در اختیارت باشه و تریبون و رسانه ملی دستت باشه، اون وقت مردم یکی رو دوست داشته باشن که چشم نداری ببینیش... منم بودم عصبانی میشدم... به هر حال “پیرزن” فحش نیست.
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
معنای زندگی
یوال نوح هراری
کتاب انسان خردمند صفحه ۵۳۳ و ۵۳۴
تا آنجا که می توانیم بگوییم، از منظر محض علمی، زندگی انسان مطلقا هیچ معنایی ندارد. انسان حاصل فرایندهای تکاملی کور بوده است که بدون هدف یا منظوری عمل می کردند. اعمال ما بخشی از طرح الهی هستی نیست، و اگر سیاره زمین فردا صبح نابود شود، عالم هستی احتمالا مطابق معمول به حیاتش ادامه میدهد.
تا آنجا که میتوانیم بگوییم هیچکس دلتنگ ذهنیت بشر نخواهد شد. بنابراین، هر معنا و فایده ای که انسانها به زندگیشان نسبت می دهند توهمی بیش نیست. معانی آن که مردم قرون وسطی در زندگی خود یافته بودند موهومتر از معان انسان گرایانه و ناسیونالیستی و سرمایه دارانه ای نبودند که انسانهای امروزی به آنها رسیده اند. دانشمندی که ادعا می کند زندگی اش مفید است گنجينه دانش بشری را افزایش میدهد، سربازی که ادعا می کند زندگی مفیدی دارد چون برای دفاع از خاکش میجنگد، و کارآفرینی که با رأس یک شرکت جدید برای زندگی خود معنا و فایده ای می یابد، کمتر از همتایان قرون وسطایی شان در توهم نیستند، که معنای زندگی را در خواندن من مقدس و شرکت در جنگ های صلیبی و ساختن کلیساهای جامع می یافتند.
پس شاید خوشبختی هماهنگ کردن توهمات شخصی درباره معنای زندگی با توهمات مشترک حاکم باشد. تا زمانی که روایت من همسو با روایات مردم اطرافم باشد می توانم خود را متقاعد سازم که زندگی ام مفيد و بامعنا است و خوشبختی را در این باور بیابم.
این نتیجه گیری کاملا غم انگیز است. آیا واقعا خوشبختی در گرو خودفریبی است؟
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
@flith
معنای زندگی
یوال نوح هراری
کتاب انسان خردمند صفحه ۵۳۳ و ۵۳۴
تا آنجا که می توانیم بگوییم، از منظر محض علمی، زندگی انسان مطلقا هیچ معنایی ندارد. انسان حاصل فرایندهای تکاملی کور بوده است که بدون هدف یا منظوری عمل می کردند. اعمال ما بخشی از طرح الهی هستی نیست، و اگر سیاره زمین فردا صبح نابود شود، عالم هستی احتمالا مطابق معمول به حیاتش ادامه میدهد.
تا آنجا که میتوانیم بگوییم هیچکس دلتنگ ذهنیت بشر نخواهد شد. بنابراین، هر معنا و فایده ای که انسانها به زندگیشان نسبت می دهند توهمی بیش نیست. معانی آن که مردم قرون وسطی در زندگی خود یافته بودند موهومتر از معان انسان گرایانه و ناسیونالیستی و سرمایه دارانه ای نبودند که انسانهای امروزی به آنها رسیده اند. دانشمندی که ادعا می کند زندگی اش مفید است گنجينه دانش بشری را افزایش میدهد، سربازی که ادعا می کند زندگی مفیدی دارد چون برای دفاع از خاکش میجنگد، و کارآفرینی که با رأس یک شرکت جدید برای زندگی خود معنا و فایده ای می یابد، کمتر از همتایان قرون وسطایی شان در توهم نیستند، که معنای زندگی را در خواندن من مقدس و شرکت در جنگ های صلیبی و ساختن کلیساهای جامع می یافتند.
پس شاید خوشبختی هماهنگ کردن توهمات شخصی درباره معنای زندگی با توهمات مشترک حاکم باشد. تا زمانی که روایت من همسو با روایات مردم اطرافم باشد می توانم خود را متقاعد سازم که زندگی ام مفيد و بامعنا است و خوشبختی را در این باور بیابم.
این نتیجه گیری کاملا غم انگیز است. آیا واقعا خوشبختی در گرو خودفریبی است؟
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
دانیل کانمن برنده جایزه نوبل اقتصاد، در تحقیق معروفی از مردم خواست تا گزارشی از یک روز کاری معمولی تهیه کنند واقعه به واقعه ی آن را بنویسند وارزیابی کنند که از هر کدام چقدر لذت می برند یا آزرده میشوند. اوتناقصی را در نگرش اغلب مردم در مورد زندگی شان کشف کرد. پرورش کودک را در نظر بگیرید. کانمن در یافت که وقتی لحظات شادی ولحظات پر زحمت را فهرست می کنیم می فهمیم که بچه داری کار نسبتا نا خوشایندی است. این کار عمدتا چیزی نیست جز تعویض پوشک وظرف شستن وسروکله زدن با نحسی های بچه که هیچ کس آنهارا خوش ندارد. اما اغلب والدین می گویند که فرزندانشان موجب اصلی خوشبختی شان هستند. آیا این به آن معنا ست که مردم به درستی نمی دانند چه چیزی برایشان خوب است؟
این یک مورد است. مورد دیگر این است که این یافته ها نشان می دهند خوشبختی حاصل جمع لحظات خوشایند وناخوشایند نیست بلکه ناشی از نگرش به کل زندگی به عنوان چیزی با معنا وارزشمند است. در خوشبختی یک عنصر مهم شناختی واخلاقی وجود دارد. ارزش های ماست که تعیین می کندایا خود را «برده تیره بخت یک کودک دیکتاتور» می دانیم یا «پرورش دهنده بامحبت یک زندگی جدید». همانطور که نیچه می گفت،اگر دلیلی برای زندگی داشته باشی تقریبا هر ناملایمی را می توانی تحمل کنی. زندگی مفید، حتی در بطن دشواریها می تواند بی اندازه رضایت بخش باشد. اما زندگی بیهوده، با هر میزان رفاه، مصیبتی وحشتناک است.
اگرچه انسان ها در تمامی فرهنگ ها و دوران ها لذت ها ورنج های مشابهی داشته اند، اما معنایی که به تجربیات شان داده اند احتمالا بسیار متفاوت بوده است.
#انسان_خردمند
ص 532_533
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
@flith
دانیل کانمن برنده جایزه نوبل اقتصاد، در تحقیق معروفی از مردم خواست تا گزارشی از یک روز کاری معمولی تهیه کنند واقعه به واقعه ی آن را بنویسند وارزیابی کنند که از هر کدام چقدر لذت می برند یا آزرده میشوند. اوتناقصی را در نگرش اغلب مردم در مورد زندگی شان کشف کرد. پرورش کودک را در نظر بگیرید. کانمن در یافت که وقتی لحظات شادی ولحظات پر زحمت را فهرست می کنیم می فهمیم که بچه داری کار نسبتا نا خوشایندی است. این کار عمدتا چیزی نیست جز تعویض پوشک وظرف شستن وسروکله زدن با نحسی های بچه که هیچ کس آنهارا خوش ندارد. اما اغلب والدین می گویند که فرزندانشان موجب اصلی خوشبختی شان هستند. آیا این به آن معنا ست که مردم به درستی نمی دانند چه چیزی برایشان خوب است؟
این یک مورد است. مورد دیگر این است که این یافته ها نشان می دهند خوشبختی حاصل جمع لحظات خوشایند وناخوشایند نیست بلکه ناشی از نگرش به کل زندگی به عنوان چیزی با معنا وارزشمند است. در خوشبختی یک عنصر مهم شناختی واخلاقی وجود دارد. ارزش های ماست که تعیین می کندایا خود را «برده تیره بخت یک کودک دیکتاتور» می دانیم یا «پرورش دهنده بامحبت یک زندگی جدید». همانطور که نیچه می گفت،اگر دلیلی برای زندگی داشته باشی تقریبا هر ناملایمی را می توانی تحمل کنی. زندگی مفید، حتی در بطن دشواریها می تواند بی اندازه رضایت بخش باشد. اما زندگی بیهوده، با هر میزان رفاه، مصیبتی وحشتناک است.
اگرچه انسان ها در تمامی فرهنگ ها و دوران ها لذت ها ورنج های مشابهی داشته اند، اما معنایی که به تجربیات شان داده اند احتمالا بسیار متفاوت بوده است.
#انسان_خردمند
ص 532_533
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
تکامل مارا به گونه ای شکل داده است که نه خیلی احساس ناکامی کنیم و نه خیلی احساس خوشبختی ، تکامل مارا قادر می سازد تاازهجوم آنی احساسات دلپذیر به وجد بیاییم ، اما این احساسات دلپذیر تاابد دوام ندارد و دیریا زود فروکش می کنند و جای خودرا به احساسات ناخوشایند می دهند .
#انسان_خردمند
صفحه ۵۲۷
دریک مقیاس یک تا ده ، گروهی ازانسان ها با یک سیستم بیوشیمیایی شاداب ، متولد می شوند که به حالت روحی شان این امکان را می دهد که بین درجه ی شش تا ده درنوسان باشند، امابعدازمدتی روی هشت ثابت بماند . چنین فردی ، حتی اگردریک شهربزرگ منزوی کننده زندگی کند و تمام پولهایش را باسقوط نرخ سهام ازدست بدهد و به بیماری دیابت مبتلا باشد، باز کاملا خوشبخت خواهد بود. افراد دیگری هم هستند که به یک بیوشیمی منحوس دچارند، که بین سه و هفت درنوسان است و بعد ازمدتی روی پنج ثابت می ماند. چنین فرد ناکامی حتی اگرازحمایت قوی یک جامعه ی همبسته هم برخوردار باشد ، یا پول زیادی دربخت آزمایی برنده شود و مثل ورزشکاران المپیک سالم باشد ، بازهم افسرده خواهد بود.
#انسان_خردمند
صفحه ۵۲۸
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
@flith
تکامل مارا به گونه ای شکل داده است که نه خیلی احساس ناکامی کنیم و نه خیلی احساس خوشبختی ، تکامل مارا قادر می سازد تاازهجوم آنی احساسات دلپذیر به وجد بیاییم ، اما این احساسات دلپذیر تاابد دوام ندارد و دیریا زود فروکش می کنند و جای خودرا به احساسات ناخوشایند می دهند .
#انسان_خردمند
صفحه ۵۲۷
دریک مقیاس یک تا ده ، گروهی ازانسان ها با یک سیستم بیوشیمیایی شاداب ، متولد می شوند که به حالت روحی شان این امکان را می دهد که بین درجه ی شش تا ده درنوسان باشند، امابعدازمدتی روی هشت ثابت بماند . چنین فردی ، حتی اگردریک شهربزرگ منزوی کننده زندگی کند و تمام پولهایش را باسقوط نرخ سهام ازدست بدهد و به بیماری دیابت مبتلا باشد، باز کاملا خوشبخت خواهد بود. افراد دیگری هم هستند که به یک بیوشیمی منحوس دچارند، که بین سه و هفت درنوسان است و بعد ازمدتی روی پنج ثابت می ماند. چنین فرد ناکامی حتی اگرازحمایت قوی یک جامعه ی همبسته هم برخوردار باشد ، یا پول زیادی دربخت آزمایی برنده شود و مثل ورزشکاران المپیک سالم باشد ، بازهم افسرده خواهد بود.
#انسان_خردمند
صفحه ۵۲۸
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
ای کاش
ای کاش، آدمی وطنش را
مثل بنفشهها
(در جعبههای خاک)
يک روز میتوانست
همراه خويشتن ببرد هر کجا که خواست
در روشنای باران
در آفتاب پاک...
#محمدرضا_شفيعيكدكني
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
@flith
ای کاش
ای کاش، آدمی وطنش را
مثل بنفشهها
(در جعبههای خاک)
يک روز میتوانست
همراه خويشتن ببرد هر کجا که خواست
در روشنای باران
در آفتاب پاک...
#محمدرضا_شفيعيكدكني
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان صد و هفتاد
#گشتاسب_در_روم_و_کتایون
وقتی اژدها سست شد با شمشیر برسرش آنچنان زد که مغزش بر سنگها ریخت. اهرن هدایای بسیار و اسبان آراسته به گشتاسب پیشکش کرد . ولی گشتاسب جز یک اسب و یک کمان و چند تیر بقیه را به هیشوی داد. و شادان نزد کتایون بازگشت. اهرن اژدها را با چندین گاو و گردون از کوه پایین کشید و سرافراز در پیشاپیش گردون به قصر قیصر آمد.
قیصر با شادی جشنی آراست و اسقف را به قصر خواند و دخترش را به اهرن داد. قیصر از خوشحالی بخاطر داشتن آن داماد سر به آسمان می سائید. جشنی بزرگ آراست دو داماد قبل از همه شروع به هنرنمایی در چوگان و تیر و نیزه کردند.
از آنسو کتایون نزد گشتاسب آمد و گفت: تا کی چنین اندوهگین به گوشه ای بنشینی. بلند شو و به میدان قصر به تماشای دو داماد پدرم برو و ببین این دو پهلوان یکی گرگ و دیگری اژدها را کشتند.
گشتاسب زین بر اسب گذاشت و به میدان رفت. چندی به نظاره ایستادو آنگاه گوی و چوگان خواست و وارد میدان شد و چنان هنری در بازی نشان داد که پای دیگر یلان سست شد. هنگامی که نوبت تیر و کمان رسید باز همه در شگفت ماندند.
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان صد و هفتاد
#گشتاسب_در_روم_و_کتایون
وقتی اژدها سست شد با شمشیر برسرش آنچنان زد که مغزش بر سنگها ریخت. اهرن هدایای بسیار و اسبان آراسته به گشتاسب پیشکش کرد . ولی گشتاسب جز یک اسب و یک کمان و چند تیر بقیه را به هیشوی داد. و شادان نزد کتایون بازگشت. اهرن اژدها را با چندین گاو و گردون از کوه پایین کشید و سرافراز در پیشاپیش گردون به قصر قیصر آمد.
قیصر با شادی جشنی آراست و اسقف را به قصر خواند و دخترش را به اهرن داد. قیصر از خوشحالی بخاطر داشتن آن داماد سر به آسمان می سائید. جشنی بزرگ آراست دو داماد قبل از همه شروع به هنرنمایی در چوگان و تیر و نیزه کردند.
از آنسو کتایون نزد گشتاسب آمد و گفت: تا کی چنین اندوهگین به گوشه ای بنشینی. بلند شو و به میدان قصر به تماشای دو داماد پدرم برو و ببین این دو پهلوان یکی گرگ و دیگری اژدها را کشتند.
گشتاسب زین بر اسب گذاشت و به میدان رفت. چندی به نظاره ایستادو آنگاه گوی و چوگان خواست و وارد میدان شد و چنان هنری در بازی نشان داد که پای دیگر یلان سست شد. هنگامی که نوبت تیر و کمان رسید باز همه در شگفت ماندند.
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
اکثر مسئولین و مدیران حاکم بر جامعه ما یا در جلسه هست یا در حال رفتن به جلسه و یا خسته از جلسات و احتیاج به استراحت.
با این همه جلسه پس چرا اوضاع این جامعه اینگونه است ؟
بعضا در فضای مجازی تصاویری از مسئولین بلند مرتبه کشورهای #پیشرفته دیده اید که یا خود شخصا به خرید می روند و یا به راحتی در بین مردم جامعه خود تردد می کنند .
هیچکس آویزان آنها نیست .
دورشان مملو از جمعیت نیست .
وقتی با خانواده خود بیرون می روند کسی مزاحمشان نمی شود .
کسی آن وسط نامه ایی به طرفشان دراز نمی کند تا برای فرزندانشان کار پیدا کرده و یا دستور وام دهند .
از مردمشان فراری نیستند .
می دانید چرا ؟
خوب می دانید که خدا آنها را بیشتر از مردم جامعه ما دوست ندارد.
اگر می بینید آنها به این رفتارهای درست خو گرفته اند به خاطر این است که حاکمینشان افراد متخصص و مشاوران متخصص را اطراف خود جمع کرده اند .
افراد چاپلوس و نان به نرخ روز خور در کشورهای پیشرفته جایگاهی ندارند .
اطاقهای فکرشان مملو از افراد متخصص است .
برای همین کارها به متخصصین واگذار شده است .
در جامعه های پیشرفته ، مسئولان هیچگاه نگران نیستند .
مانند مسئولین ما مو سفید نمی کنند
تمام کارها بر یک برنامه ریزی حساب شده بر عهده متخصصین است. ملتشان برای احقا حق و حقوقشان گیج نیستند .
اگر هم مشکلی برایشان پیش بیاید سخنگوی اصنافشان پیگیری مطالباتشان هستند.
چقدر فاجعه است که پشت اطاق اکثر مسئولین ما مملو از جمعیت است.
جامعه ایی که ملتش دنبال این است که فلان وزیر و رییس و مسئول را ببیند یعنی جامعه ی بی درو پیکر.
پس معاونین و متخصصین در حال چه غلطی هستند ؟
گویا این افراد تنها برای این ساخته شده اند که وقتی پدر ، مادر ، آبجی ، پدر و مادر همسر فلان رییس درگذشتند این معاونین و مشاورین صف اول مراسم های تشییع و ختم باشند تا مدیرانشان آنها را ببینند .
جامعه ایی که گوشی تلفن مسئولش دائم خاموش و یا در دسترس نباشد و یا فرصت جواب دادن به مخاطبینش را نداشته باشد. و یا دائم در جلسات بی خاصیت مشغول باشد بدان معنی است که سر کار هستیم و خودمان را مسخره عام و خاص کرده ایم.
جامعه ایی که دانشجویش برای وام دانشگاهش پشت در اطاق رییس دانشگاه بنشیند یعنی اینکه راه را اشتباه نشانمان داده اند.
بزرگی می گفت :
تقریباً همه میتونن در برابر فلاکت و بدبختی مقاومت کنن. اگه میخوای کسی رو امتحان کنی به او قدرت بده.
در این سالها هزاران قدرتمند در غرب آمدند و رفتند و هیچگاه نامشان دیگر مطرح نیست .
مثلا کسی خبر دارد آقای بوش رییس جمهور آمریکا الان مشغول چه کاریست ؟
برای مردم آمریکا مهم نیست که ایشان چه می کند .
ولی در جامعه بی دروپیکر ما برخی از مردم وقتی آقای #احمدی_نژاد و یا امثال ایشان را جایی می بینند همچنان به دنبال این هستند تا به ایشان نامه درخواست کار برای خود و یا فرزندان شان را بدهند.
#داش_فریدصلواتی
#روزنامه_نگار
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
اکثر مسئولین و مدیران حاکم بر جامعه ما یا در جلسه هست یا در حال رفتن به جلسه و یا خسته از جلسات و احتیاج به استراحت.
با این همه جلسه پس چرا اوضاع این جامعه اینگونه است ؟
بعضا در فضای مجازی تصاویری از مسئولین بلند مرتبه کشورهای #پیشرفته دیده اید که یا خود شخصا به خرید می روند و یا به راحتی در بین مردم جامعه خود تردد می کنند .
هیچکس آویزان آنها نیست .
دورشان مملو از جمعیت نیست .
وقتی با خانواده خود بیرون می روند کسی مزاحمشان نمی شود .
کسی آن وسط نامه ایی به طرفشان دراز نمی کند تا برای فرزندانشان کار پیدا کرده و یا دستور وام دهند .
از مردمشان فراری نیستند .
می دانید چرا ؟
خوب می دانید که خدا آنها را بیشتر از مردم جامعه ما دوست ندارد.
اگر می بینید آنها به این رفتارهای درست خو گرفته اند به خاطر این است که حاکمینشان افراد متخصص و مشاوران متخصص را اطراف خود جمع کرده اند .
افراد چاپلوس و نان به نرخ روز خور در کشورهای پیشرفته جایگاهی ندارند .
اطاقهای فکرشان مملو از افراد متخصص است .
برای همین کارها به متخصصین واگذار شده است .
در جامعه های پیشرفته ، مسئولان هیچگاه نگران نیستند .
مانند مسئولین ما مو سفید نمی کنند
تمام کارها بر یک برنامه ریزی حساب شده بر عهده متخصصین است. ملتشان برای احقا حق و حقوقشان گیج نیستند .
اگر هم مشکلی برایشان پیش بیاید سخنگوی اصنافشان پیگیری مطالباتشان هستند.
چقدر فاجعه است که پشت اطاق اکثر مسئولین ما مملو از جمعیت است.
جامعه ایی که ملتش دنبال این است که فلان وزیر و رییس و مسئول را ببیند یعنی جامعه ی بی درو پیکر.
پس معاونین و متخصصین در حال چه غلطی هستند ؟
گویا این افراد تنها برای این ساخته شده اند که وقتی پدر ، مادر ، آبجی ، پدر و مادر همسر فلان رییس درگذشتند این معاونین و مشاورین صف اول مراسم های تشییع و ختم باشند تا مدیرانشان آنها را ببینند .
جامعه ایی که گوشی تلفن مسئولش دائم خاموش و یا در دسترس نباشد و یا فرصت جواب دادن به مخاطبینش را نداشته باشد. و یا دائم در جلسات بی خاصیت مشغول باشد بدان معنی است که سر کار هستیم و خودمان را مسخره عام و خاص کرده ایم.
جامعه ایی که دانشجویش برای وام دانشگاهش پشت در اطاق رییس دانشگاه بنشیند یعنی اینکه راه را اشتباه نشانمان داده اند.
بزرگی می گفت :
تقریباً همه میتونن در برابر فلاکت و بدبختی مقاومت کنن. اگه میخوای کسی رو امتحان کنی به او قدرت بده.
در این سالها هزاران قدرتمند در غرب آمدند و رفتند و هیچگاه نامشان دیگر مطرح نیست .
مثلا کسی خبر دارد آقای بوش رییس جمهور آمریکا الان مشغول چه کاریست ؟
برای مردم آمریکا مهم نیست که ایشان چه می کند .
ولی در جامعه بی دروپیکر ما برخی از مردم وقتی آقای #احمدی_نژاد و یا امثال ایشان را جایی می بینند همچنان به دنبال این هستند تا به ایشان نامه درخواست کار برای خود و یا فرزندان شان را بدهند.
#داش_فریدصلواتی
#روزنامه_نگار
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️