@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
فضیلتی به نام « دگرپذیری »
✍️ فردین علیخواه
یکی از دختران دانشجو به اتاقم میآید تا با من صحبت کند. او از پوشش چادر استفاده میکند و آنطور که بعداً برایم توضیح میدهد نگاهی دینی-زیبائی شناختی به چادر دارد. معمولاً ترجیح میدهد که کیف، روسری و سرآستین مانتواش باهم ست باشند. در کل زیبا جلوه کردن آنچه میپوشد برایش مهم است. چادر باعث نشده است تا نیازش به زیبایی را سرکوب کند.
سر صحبت را باز میکند. « استاد، شما یکی از اساتید محبوب دانشکده هستید و دانشجویان رشتههای مختلف به حرفهای شما گوش میدهند. بعد از آن کلیپ گشت ارشاد؛ دانشجویان با خشم و نفرت به افرادی مانند من نگاه میکنند. فضای کلاسها برایمان سنگین شده است و تصور میکنند که چون ما این حجاب را داریم حتماً با گشت ارشاد و کارهایش موافق هستیم. از شما خواهش میکنم در کلاسهایتان اشاره کنید که این منصفانه نیست. تذکر بدهید که هر کس این حجاب را دارد لزوماً با گشت ارشاد موافق نیست. ما هم ناراضی هستیم ولی چه میتوانیم بکنیم. از بچهها بخواهید ناراحتیشان را سر ما خالی نکنند و ....» و به صحبتهایش ادامه میدهد.
این دسته از دانشجویان برایم بسیار قابلاحتراماند. اینان کسانی هستند که حجاب را انتخاب کردهاند و به آن افتخار میکنند ولی بههیچوجه نگاه تحقیرآمیز یا توهینآمیز به دیگرانی ندارند که پوششی متفاوت با آنان دارند. آنان جامعه را جمع تفاوتها میدانند. حجاب را موضوعی معنوی تلقی میکنند که ممکن است در سیر و سلوکی فردی، گرایش به آن ایجاد شود یا نشود. من این وضعیت را نوعی تعالی فکری میدانم چون اینان بهراحتی به این درجه از معرفت نرسیدهاند. آنان شبها بیدار ماندهاند و کتاب خواندهاند، فیلم دیدهاند، با اغیار دوست شدهاند و با آنان حرف زدهاند، با حلقههای مختلف فکری نشستهاند و بحث کردهاند. اینان همان نسل « تری این وان» 3 in 1 هستند که در یکی از مطالبم به آن پرداختم. اینان « فضیلتی به نام #دگرپذیری» (و نه رذیلتی به نام دگر زنی) دارند که آنان را متمایز میکند.
این دانشجو نکته قابلتأملی گفت و لازم است بهجای کلاسهای دانشگاه، خواسته او را در تریبونی وسیعتر نظیر کانال منتشر کنم. دوستان عزیز. شاید بخش تندرو کشور به دنبال آن است که ما به جان هم بیفتیم. به دنبال آن است که مردم دو دسته شوند و هرکدام روی اعصاب آنیکی برود و زندگی را بر دیگری تلخ و غیرقابلتحمل کند. شاید به دنبال آن است که شکافهای اجتماعی موجود در کشور پررنگ شوند و کشور مدام صحنه کشمکش گروههای مختلفی باشد که سبکهای زندگی متفاوتی دارند. این به آنیکی فحش و بدوبیراه بدهد و آنیکی به اینیکی. این از آنیکی فیلم بگیرد و در شبکههای اجتماعی منتشر کند و آنیکی از اینیکی. درواقع کشور تبدیل به رینگ بوکس شود و هرکدام به دنبال فرصت مناسب برای کوبیدن مشت بر صورت دیگری باشد. اجازه ندهیم ما را به این سمت هدایت کنند. آن تعالی فکری و نتیجهاش یعنی دگرپذیری نیاز امروز جامعه ماست. بردباری و مدارا نسبت به آدمهای متفاوت را نوعی تعالی فکری میدانم که بهراحتی به دست نمیآید.
آنطور که دانشجویان محجبهام میگویند بسیاری از آنان به دلیل نگاه توهینآمیز سایر « دختران متفاوت پوش» در سطح شهر، از حضور در شهر احساس خوبی ندارند. « دختران متفاوت پوش» هم میگویند که به دلیل حضور گشتهای ارشاد در خیابانها احساس خوبی از حضور در شهر ندارند. نتیجه درهرصورت یکی است. هر دو گروه احساس ناخوشایندی دارند. بهراستی سیاستهای غلط فرهنگی درنهایت به نفع چه کسی است؟
سخن پایانی: چقدر تلخ است که به شرایطی رسیدهایم که همهچیز با دخالت پلیس پیش میرود.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
فضیلتی به نام « دگرپذیری »
✍️ فردین علیخواه
یکی از دختران دانشجو به اتاقم میآید تا با من صحبت کند. او از پوشش چادر استفاده میکند و آنطور که بعداً برایم توضیح میدهد نگاهی دینی-زیبائی شناختی به چادر دارد. معمولاً ترجیح میدهد که کیف، روسری و سرآستین مانتواش باهم ست باشند. در کل زیبا جلوه کردن آنچه میپوشد برایش مهم است. چادر باعث نشده است تا نیازش به زیبایی را سرکوب کند.
سر صحبت را باز میکند. « استاد، شما یکی از اساتید محبوب دانشکده هستید و دانشجویان رشتههای مختلف به حرفهای شما گوش میدهند. بعد از آن کلیپ گشت ارشاد؛ دانشجویان با خشم و نفرت به افرادی مانند من نگاه میکنند. فضای کلاسها برایمان سنگین شده است و تصور میکنند که چون ما این حجاب را داریم حتماً با گشت ارشاد و کارهایش موافق هستیم. از شما خواهش میکنم در کلاسهایتان اشاره کنید که این منصفانه نیست. تذکر بدهید که هر کس این حجاب را دارد لزوماً با گشت ارشاد موافق نیست. ما هم ناراضی هستیم ولی چه میتوانیم بکنیم. از بچهها بخواهید ناراحتیشان را سر ما خالی نکنند و ....» و به صحبتهایش ادامه میدهد.
این دسته از دانشجویان برایم بسیار قابلاحتراماند. اینان کسانی هستند که حجاب را انتخاب کردهاند و به آن افتخار میکنند ولی بههیچوجه نگاه تحقیرآمیز یا توهینآمیز به دیگرانی ندارند که پوششی متفاوت با آنان دارند. آنان جامعه را جمع تفاوتها میدانند. حجاب را موضوعی معنوی تلقی میکنند که ممکن است در سیر و سلوکی فردی، گرایش به آن ایجاد شود یا نشود. من این وضعیت را نوعی تعالی فکری میدانم چون اینان بهراحتی به این درجه از معرفت نرسیدهاند. آنان شبها بیدار ماندهاند و کتاب خواندهاند، فیلم دیدهاند، با اغیار دوست شدهاند و با آنان حرف زدهاند، با حلقههای مختلف فکری نشستهاند و بحث کردهاند. اینان همان نسل « تری این وان» 3 in 1 هستند که در یکی از مطالبم به آن پرداختم. اینان « فضیلتی به نام #دگرپذیری» (و نه رذیلتی به نام دگر زنی) دارند که آنان را متمایز میکند.
این دانشجو نکته قابلتأملی گفت و لازم است بهجای کلاسهای دانشگاه، خواسته او را در تریبونی وسیعتر نظیر کانال منتشر کنم. دوستان عزیز. شاید بخش تندرو کشور به دنبال آن است که ما به جان هم بیفتیم. به دنبال آن است که مردم دو دسته شوند و هرکدام روی اعصاب آنیکی برود و زندگی را بر دیگری تلخ و غیرقابلتحمل کند. شاید به دنبال آن است که شکافهای اجتماعی موجود در کشور پررنگ شوند و کشور مدام صحنه کشمکش گروههای مختلفی باشد که سبکهای زندگی متفاوتی دارند. این به آنیکی فحش و بدوبیراه بدهد و آنیکی به اینیکی. این از آنیکی فیلم بگیرد و در شبکههای اجتماعی منتشر کند و آنیکی از اینیکی. درواقع کشور تبدیل به رینگ بوکس شود و هرکدام به دنبال فرصت مناسب برای کوبیدن مشت بر صورت دیگری باشد. اجازه ندهیم ما را به این سمت هدایت کنند. آن تعالی فکری و نتیجهاش یعنی دگرپذیری نیاز امروز جامعه ماست. بردباری و مدارا نسبت به آدمهای متفاوت را نوعی تعالی فکری میدانم که بهراحتی به دست نمیآید.
آنطور که دانشجویان محجبهام میگویند بسیاری از آنان به دلیل نگاه توهینآمیز سایر « دختران متفاوت پوش» در سطح شهر، از حضور در شهر احساس خوبی ندارند. « دختران متفاوت پوش» هم میگویند که به دلیل حضور گشتهای ارشاد در خیابانها احساس خوبی از حضور در شهر ندارند. نتیجه درهرصورت یکی است. هر دو گروه احساس ناخوشایندی دارند. بهراستی سیاستهای غلط فرهنگی درنهایت به نفع چه کسی است؟
سخن پایانی: چقدر تلخ است که به شرایطی رسیدهایم که همهچیز با دخالت پلیس پیش میرود.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان صد و شصت و دو
#پادشاهی_لهراسب
چو لهراسب آگه شد از کار شاه
زلشکر که بودند با او براه
نشست از بر تخت با تاج زر
برفتند گردان زرین کمر
لهراسب از پهلوانان خواست بدون رازپوشی بگویند آیا او را قبول دارند یا نه.
زال گفت: سخنان کیخسرو را همه ما شنیده ایم و من و رستم هرگز از مهر تو دست نشوئیم. لهراسب رو به گودرز کرد و گفت: ای جهان پهلوان تو هم هرچه میخواهی بگو. گودرز که از گم شدن فرزندانش سخت گریان بود با ناله گفت: من از سخن زال و رستم بیرون نمی روم.
همه مهتران خواندند آفرین
بفرمان نهادند سر بر زمین
پس در روز مهر از ماه مهر به جشن مهرگان، لهراسب به جای کیخسرو نشست.
چو لهراسب بنشست بر تخت داد
بشاهنشهی تاج بر سر نهاد
ایرانیان وصیت و پند و اندرز کیخسرو را به گوش داشتند و شهریار نو در دادگستری و دینداری از پند و پیمان کیخسرو فراتر رفته و کینه و آز را از دل زدود و به آبادانی پرداخت. هنرمندان و دانایان از روم و چین و هند به ایران آورد و در بلخ شهری زیبا و با کوی و برزن و بازار بنا کرد. آتشکده بزرگ آذر برزین را بر پاداشت و در آبادی سراسر ایران کوشید.
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان صد و شصت و دو
#پادشاهی_لهراسب
چو لهراسب آگه شد از کار شاه
زلشکر که بودند با او براه
نشست از بر تخت با تاج زر
برفتند گردان زرین کمر
لهراسب از پهلوانان خواست بدون رازپوشی بگویند آیا او را قبول دارند یا نه.
زال گفت: سخنان کیخسرو را همه ما شنیده ایم و من و رستم هرگز از مهر تو دست نشوئیم. لهراسب رو به گودرز کرد و گفت: ای جهان پهلوان تو هم هرچه میخواهی بگو. گودرز که از گم شدن فرزندانش سخت گریان بود با ناله گفت: من از سخن زال و رستم بیرون نمی روم.
همه مهتران خواندند آفرین
بفرمان نهادند سر بر زمین
پس در روز مهر از ماه مهر به جشن مهرگان، لهراسب به جای کیخسرو نشست.
چو لهراسب بنشست بر تخت داد
بشاهنشهی تاج بر سر نهاد
ایرانیان وصیت و پند و اندرز کیخسرو را به گوش داشتند و شهریار نو در دادگستری و دینداری از پند و پیمان کیخسرو فراتر رفته و کینه و آز را از دل زدود و به آبادانی پرداخت. هنرمندان و دانایان از روم و چین و هند به ایران آورد و در بلخ شهری زیبا و با کوی و برزن و بازار بنا کرد. آتشکده بزرگ آذر برزین را بر پاداشت و در آبادی سراسر ایران کوشید.
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
حجاب و رفراندوم!!!!
✍️ صديقه وسمقي
🔷 انتخاب پوشش یک حق فردی است، به همین دلیل با هیچ ابزاری نباید آن را نقض نمود و از افراد ساقط کرد.
🔷وضع قانون برای سلب حقوق فردی از جمله حق انتخاب پوشش، سوء استفاده ی ابزاری از قانون در جهت خلاف کارکرد معقول و حقوقی آن است؛ زیرا قانون برای دفاع از حقوق وضع می شود و نه برای نقض آن.
🔷حتی اگر چنانکه برخی معتقدند حجاب را یک تکلیف شرعی بدانیم، باز هم انتخاب آن را نمی توانیم یک تکلیف بدانیم. بلکه انتخاب آن یک حق است.
🔷 وضع قانون برای اجباری کردن حجاب از ابتدا شکستن شأن و منزلت قانون و خارج کردن آن از جایگاه منطقی آن بود و هر گونه مداخله ی حکومت در این امر اشتباه بوده است.
🔷 از همین رو و به طریق اولی، رفراندوم نیز نمی تواند یک حق فردی را از افراد سلب کند. به سخن دیگر؛ سلب حقوق فردی نمی تواند و نباید موضوع یک رفراندوم باشد.
🔷 اگر حتی ۹۹ درصد از مردم در یک رفراندوم به اجباری بودن حجاب رای دهند، به اتکای آن نمی توان از یک درصد مخالفین و یا حتی از یک نفر مخالف حق فردی او را سلب کرد و چنین رفراندومی به دلیل اشتباه بودن موضوع آن فاقد اعتبار است.
🔴 چهل سال آزمون و خطا -اگر بصیرتی باشد- برای تصحیح اشتباه بزرگی که درباره ی تحمیل حجاب صورت گرفته کافی است.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
حجاب و رفراندوم!!!!
✍️ صديقه وسمقي
🔷 انتخاب پوشش یک حق فردی است، به همین دلیل با هیچ ابزاری نباید آن را نقض نمود و از افراد ساقط کرد.
🔷وضع قانون برای سلب حقوق فردی از جمله حق انتخاب پوشش، سوء استفاده ی ابزاری از قانون در جهت خلاف کارکرد معقول و حقوقی آن است؛ زیرا قانون برای دفاع از حقوق وضع می شود و نه برای نقض آن.
🔷حتی اگر چنانکه برخی معتقدند حجاب را یک تکلیف شرعی بدانیم، باز هم انتخاب آن را نمی توانیم یک تکلیف بدانیم. بلکه انتخاب آن یک حق است.
🔷 وضع قانون برای اجباری کردن حجاب از ابتدا شکستن شأن و منزلت قانون و خارج کردن آن از جایگاه منطقی آن بود و هر گونه مداخله ی حکومت در این امر اشتباه بوده است.
🔷 از همین رو و به طریق اولی، رفراندوم نیز نمی تواند یک حق فردی را از افراد سلب کند. به سخن دیگر؛ سلب حقوق فردی نمی تواند و نباید موضوع یک رفراندوم باشد.
🔷 اگر حتی ۹۹ درصد از مردم در یک رفراندوم به اجباری بودن حجاب رای دهند، به اتکای آن نمی توان از یک درصد مخالفین و یا حتی از یک نفر مخالف حق فردی او را سلب کرد و چنین رفراندومی به دلیل اشتباه بودن موضوع آن فاقد اعتبار است.
🔴 چهل سال آزمون و خطا -اگر بصیرتی باشد- برای تصحیح اشتباه بزرگی که درباره ی تحمیل حجاب صورت گرفته کافی است.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
Telegram
attach 📎
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
" تو را من چشم در راهم !"
✍️علی ملک پور
یافته های پژوهشی اخیر * نشان می دهد که بیش از ۶۷ درصد دانشجویان و دانش آموزان ایرانی تمایل دارند که برای ادامه تحصیل به خارج بروند.
از سوی دیگر تنها ۲۰ درصد از آنها می گویند که حاضرند پس از پایان تحصیلات خود به وطن باز گردند.
بسیاری از نفرات ممتاز کنکور و فارغ التحصیلان برجسته همه رشته ها به خارج می روند و یا در نوبت اخذ پذیرش و مهاجرت اند.
در این زمینه حرف و حدیث بسیار گفته شد و من در این مقال به اجمال این پدیده اجتماعی را مورد واکاوی قرار می دهم:
الف) ایران در ۳۰۰۰ سال گذشته با این حجم از مهاجرت و آوارگی اتباع خود مواجه نبوده است.
ب) این مهاجرت ها علاوه بر جنبه کمّی خود، از آن رو که غالبا نیروی انسانی با کیفیت و معمولا نخبه را در بر می گیرد ابعاد مصیبت زای بیشتری دارد.
پ) پیامدهای خلاء نیروی انسانی با کیفیت و نخبه کشور، خود را به صورت اُفت کیفیت در حیات جمعی و هویت ملی نشان خواهد داد و منزلت ایران را در نزد خانواده ملل تنزل می دهد.
ت) نظام هایی که از لحاظ فلسفه حکمرانی و ایدئولوژی ضعیف اند، ترجیح می دهند که بخش پرنفوذ و نقاد خِردجمعی، صحنه را ترک کنند و به اصطلاح "زهر قوه ی ناطقه" اجتماع گرفته شود! زیرا این گروههای نخبه غیر حاکم ، رقبای نخبگان حاکم در نظر و عمل هستند، بویژه اگر نخبگان حاکم بلحاظ میانگین سن و قوای فکری و مدیریت، ناکارآمدی و انفعال نشان دهند و از " گردش نخبگان" خبری نباشد.
ث) اگر بنا بر توزیع نامتوازن قدرت و ثروت باشد، در آن صورت کنار آمدن با نخبگان کیفی و پرادعا که فهم کنندگان مسائل در تراز جهانی اند ، سخت ست و با انزوا و تخلیه و ترغیب آنها به مهاجرت ، نخبگان حاکم در دراز مدت با عقول متوسط و پایین سروکار خواهند داشت که احتمالا مطیع و منقادترند.
ج) از یاد نبریم که ایرانیان از گذشته های دور در شمار آواره ترین ملت های جهان بوده و هستند.در همه کشورهای دور و نزدیک ودر هر آبادی و خرابه ای ، جمعیتی کم یا زیاد ایرانی یافت می شود، از زنگبار تانزانیا( شرق آفریقا) گرفته تا هندوستان، از ژاپن تا شرق اروپا از آمریکا تا کانادا و آمریکای لاتین ، از ممالک عرب نشین تا شرق آسیا و لابه لای امواج مهلک و طوفانی اقیانوس ها در مسیر استرالیا، آویزان به تخته پاره های قایق ها، و ساکن کمپ های جزایر گینه نو....!!
چ) گرچه آوارگان فلسطینی در ادبیات سیاسی جهان شهره شدند، ولی آنها و آوارگان و پناهندگان هیچ کشور دیگری به لحاظ کمّی و کیفی( ترکیب سنی و تحصیلی و حرفه ای) با مهاجران ایرانی قابل قیاس نیستند.
اخیرا دولت اتریش اعلام کرد که
نسبت تحصیلات و تخصص در بین متقاضیان ایرانی پناهندگی در اتریش ، از میانگین آن شاخص ها در کشور اتریش بیشتر و مایه حیرت ناظران شده است!
ح) به نظر می رسد ایران دچار نوعی بیماری جمعی شده است که در پی آن به "تخلیه و کوچک سازی مغز " خود تمایل دارد.این بیماری از سوی دولت کنترل، بررسی و درمان نمی شود، و از جانب مردم نیز برای تشدید آن سعی وافر می شود و نخبگان و حتی شهروندان معمولی سودای خروج و مهاجرت و پناهندگی و تنها گذاشتن مام ِ وطن را دارند تا صرفا گلیم خویش را از آب بیرون کشند!
آیا ایران هوشیاری خود را باز خواهد
یافت
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
" تو را من چشم در راهم !"
✍️علی ملک پور
یافته های پژوهشی اخیر * نشان می دهد که بیش از ۶۷ درصد دانشجویان و دانش آموزان ایرانی تمایل دارند که برای ادامه تحصیل به خارج بروند.
از سوی دیگر تنها ۲۰ درصد از آنها می گویند که حاضرند پس از پایان تحصیلات خود به وطن باز گردند.
بسیاری از نفرات ممتاز کنکور و فارغ التحصیلان برجسته همه رشته ها به خارج می روند و یا در نوبت اخذ پذیرش و مهاجرت اند.
در این زمینه حرف و حدیث بسیار گفته شد و من در این مقال به اجمال این پدیده اجتماعی را مورد واکاوی قرار می دهم:
الف) ایران در ۳۰۰۰ سال گذشته با این حجم از مهاجرت و آوارگی اتباع خود مواجه نبوده است.
ب) این مهاجرت ها علاوه بر جنبه کمّی خود، از آن رو که غالبا نیروی انسانی با کیفیت و معمولا نخبه را در بر می گیرد ابعاد مصیبت زای بیشتری دارد.
پ) پیامدهای خلاء نیروی انسانی با کیفیت و نخبه کشور، خود را به صورت اُفت کیفیت در حیات جمعی و هویت ملی نشان خواهد داد و منزلت ایران را در نزد خانواده ملل تنزل می دهد.
ت) نظام هایی که از لحاظ فلسفه حکمرانی و ایدئولوژی ضعیف اند، ترجیح می دهند که بخش پرنفوذ و نقاد خِردجمعی، صحنه را ترک کنند و به اصطلاح "زهر قوه ی ناطقه" اجتماع گرفته شود! زیرا این گروههای نخبه غیر حاکم ، رقبای نخبگان حاکم در نظر و عمل هستند، بویژه اگر نخبگان حاکم بلحاظ میانگین سن و قوای فکری و مدیریت، ناکارآمدی و انفعال نشان دهند و از " گردش نخبگان" خبری نباشد.
ث) اگر بنا بر توزیع نامتوازن قدرت و ثروت باشد، در آن صورت کنار آمدن با نخبگان کیفی و پرادعا که فهم کنندگان مسائل در تراز جهانی اند ، سخت ست و با انزوا و تخلیه و ترغیب آنها به مهاجرت ، نخبگان حاکم در دراز مدت با عقول متوسط و پایین سروکار خواهند داشت که احتمالا مطیع و منقادترند.
ج) از یاد نبریم که ایرانیان از گذشته های دور در شمار آواره ترین ملت های جهان بوده و هستند.در همه کشورهای دور و نزدیک ودر هر آبادی و خرابه ای ، جمعیتی کم یا زیاد ایرانی یافت می شود، از زنگبار تانزانیا( شرق آفریقا) گرفته تا هندوستان، از ژاپن تا شرق اروپا از آمریکا تا کانادا و آمریکای لاتین ، از ممالک عرب نشین تا شرق آسیا و لابه لای امواج مهلک و طوفانی اقیانوس ها در مسیر استرالیا، آویزان به تخته پاره های قایق ها، و ساکن کمپ های جزایر گینه نو....!!
چ) گرچه آوارگان فلسطینی در ادبیات سیاسی جهان شهره شدند، ولی آنها و آوارگان و پناهندگان هیچ کشور دیگری به لحاظ کمّی و کیفی( ترکیب سنی و تحصیلی و حرفه ای) با مهاجران ایرانی قابل قیاس نیستند.
اخیرا دولت اتریش اعلام کرد که
نسبت تحصیلات و تخصص در بین متقاضیان ایرانی پناهندگی در اتریش ، از میانگین آن شاخص ها در کشور اتریش بیشتر و مایه حیرت ناظران شده است!
ح) به نظر می رسد ایران دچار نوعی بیماری جمعی شده است که در پی آن به "تخلیه و کوچک سازی مغز " خود تمایل دارد.این بیماری از سوی دولت کنترل، بررسی و درمان نمی شود، و از جانب مردم نیز برای تشدید آن سعی وافر می شود و نخبگان و حتی شهروندان معمولی سودای خروج و مهاجرت و پناهندگی و تنها گذاشتن مام ِ وطن را دارند تا صرفا گلیم خویش را از آب بیرون کشند!
آیا ایران هوشیاری خود را باز خواهد
یافت
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
🚨 شوخی شوخی جدی شد
🔹۵ تونل تهران پولی میشود:
تونلهای نیایش، رسالت، توحید، شهدای غزه و امیرکبیر و اتوبان صدر مشمول دریافت عوارض شده و خودروهای عبوری برای هر بار عبور باید رقمی را به عنوان عوارض پرداخت کنند که گفته میشود حداقل عوارض پیشبینی شده حدود ۳ هزار تومان خواهد بود!!
_آفرین هرجا بودجه کم آوردین دست کنید تو جیب مردم
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
🔹۵ تونل تهران پولی میشود:
تونلهای نیایش، رسالت، توحید، شهدای غزه و امیرکبیر و اتوبان صدر مشمول دریافت عوارض شده و خودروهای عبوری برای هر بار عبور باید رقمی را به عنوان عوارض پرداخت کنند که گفته میشود حداقل عوارض پیشبینی شده حدود ۳ هزار تومان خواهد بود!!
_آفرین هرجا بودجه کم آوردین دست کنید تو جیب مردم
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
200 خانه در اختیار مدیرانی که دیگر در شهرداری نیستند! چشممان روشن
✍️مصطفی داننده
⭕️پیروز جناچی شهردار تهران گفت:« 200 واحد مسکونی و خودروی سازمانی در اختیار افرادی باشد که چندین نسل از مدیریت و همکاری ایشان در شهرداری میگذرد، اما همچنان در منازل مسکونی شهرداری ساکن هستند و از خودروهای شهرداری استفاده می کنند»
⭕️چشممان روشن! هر دم از این باغ بری میرسد، نغزتر از نغزتری میرسد. یعنی چه؟ فردی سالهاست از دوره فعالیتش در شهرداری میگذرد و همچنان از خودرو شهرداری استفاده میکند؟ همچنان در خانه سازمانی زندگی میکند؟
⭕️نهادهای نظارتی دقیقا کجا هستند؟ آیا کسی هست از این آقایان و خانمها بپرسد در خانه متعلق به شهرداری چه میکنند؟ کسی هست از شهرداران قبلی تهران بپرسد، این افراد چگونه بعد از اتمام دوره فعالیتشان همچنان بر مرکب شهرداری سوار هستند؟
⭕️چرا آقای شهردار و نهادهای نظارتی اسامی این افراد را منتشر نمیکند؟ چرا نباید مردم بدانند که این افراد چه کسانی هستند و در کدام زمان این خانهها را گرفتهاند و همچنان در آن زندگی میکنند؟
⭕️نهادهای نظارتی خطبه 15 نهجالبلاغه را نخواندهاند که در آن حضرت علی میفرماید:« وَ اللَّهِ لَوْ وَجَدْتُهُ قَدْ تُزُوِّجَ بِهِ النِّسَاءُ وَ مُلِكَ بِهِ الْإِمَاءُ لَرَدَدْتُهُ ؛ به خدا قسم اگر با بیت المال ازدواج كرده باشید و آن پولها را مهریهی زنانتان كرده باشید ، من آن پولها را برمی گردانم و اگر خرید و فروش هم شده باشد ، معاملهها را به هم میزنم .»
⭕️این خانه و آن اتومبیل مگر پول بیتالمال نیست؟ مگر حق مردم نیست؟ پس چرا همچنان یک سری حاضر نیستند از آنها دل بکنند. به قول راشد انصاری شاعر طنز پرداز کشور«پول بیـــت المال را ما مـــی خوریم/ قیمه و مرغ و فسنجان نیز هـــــم!»
⭕️گویی برای برخی بیتالمال و حق مردم فقط در قصههاست و در دنیای واقعی کاری به آن ندارند. چه خوب گفت، خلیل جوادی و چه خوب خواند علیرضا عصار که:
باز هم بحث عقیل و مرتضی ست
آهن تفتیده ی مولا کجاست
نه، فقط حرفی از آهن مانده است
شمع بیت المال روشن مانده است
⭕️شاید شهرداری تهران یک نمونه این معنا باشد. چه خوب میشود نهادهای نظارتی به واسطه این سخنان شهردار تهران، دیگر سازمانها و نهادها را بجورند شاید به خانهها و ماشینهای دیگر برسند.
⭕️واقعا از شهردار تهران انتظار میرود هرچه سریعتر به این موضوع ورود کند. این افراد باید به مراجع ذیصلاح معرفی شود تا به حساب آنها و البته آنهایی که این خانهها را در اختیار این افراد گذاشتند و پس نگرفتند، برسند.
⭕️برخی در این کشور عادت کردهاند، از جیب مردم هزینه زندگی خود را پرداخت کنند.
⭕️ای کاش شهردار قبل از رسانهای کردن این خبر، این خانهها را پس میگرفت و با این افراد برخورد میشد بعد جناب حناچی این خبر را رسانهای میکرد. خبر برخورد با این افراد مردم را خوشحال میکند و با آنها یادآور میشود که عزم جدی برای برخورد با فساد در کشور وجود دارد.
⭕️الان هم دیر نیست و امیدواریم هرچه زودتر خبر پس گرفتن 200 خانه و خودروهای شهرداری را از زبان شهردار تهران بشنویم.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
200 خانه در اختیار مدیرانی که دیگر در شهرداری نیستند! چشممان روشن
✍️مصطفی داننده
⭕️پیروز جناچی شهردار تهران گفت:« 200 واحد مسکونی و خودروی سازمانی در اختیار افرادی باشد که چندین نسل از مدیریت و همکاری ایشان در شهرداری میگذرد، اما همچنان در منازل مسکونی شهرداری ساکن هستند و از خودروهای شهرداری استفاده می کنند»
⭕️چشممان روشن! هر دم از این باغ بری میرسد، نغزتر از نغزتری میرسد. یعنی چه؟ فردی سالهاست از دوره فعالیتش در شهرداری میگذرد و همچنان از خودرو شهرداری استفاده میکند؟ همچنان در خانه سازمانی زندگی میکند؟
⭕️نهادهای نظارتی دقیقا کجا هستند؟ آیا کسی هست از این آقایان و خانمها بپرسد در خانه متعلق به شهرداری چه میکنند؟ کسی هست از شهرداران قبلی تهران بپرسد، این افراد چگونه بعد از اتمام دوره فعالیتشان همچنان بر مرکب شهرداری سوار هستند؟
⭕️چرا آقای شهردار و نهادهای نظارتی اسامی این افراد را منتشر نمیکند؟ چرا نباید مردم بدانند که این افراد چه کسانی هستند و در کدام زمان این خانهها را گرفتهاند و همچنان در آن زندگی میکنند؟
⭕️نهادهای نظارتی خطبه 15 نهجالبلاغه را نخواندهاند که در آن حضرت علی میفرماید:« وَ اللَّهِ لَوْ وَجَدْتُهُ قَدْ تُزُوِّجَ بِهِ النِّسَاءُ وَ مُلِكَ بِهِ الْإِمَاءُ لَرَدَدْتُهُ ؛ به خدا قسم اگر با بیت المال ازدواج كرده باشید و آن پولها را مهریهی زنانتان كرده باشید ، من آن پولها را برمی گردانم و اگر خرید و فروش هم شده باشد ، معاملهها را به هم میزنم .»
⭕️این خانه و آن اتومبیل مگر پول بیتالمال نیست؟ مگر حق مردم نیست؟ پس چرا همچنان یک سری حاضر نیستند از آنها دل بکنند. به قول راشد انصاری شاعر طنز پرداز کشور«پول بیـــت المال را ما مـــی خوریم/ قیمه و مرغ و فسنجان نیز هـــــم!»
⭕️گویی برای برخی بیتالمال و حق مردم فقط در قصههاست و در دنیای واقعی کاری به آن ندارند. چه خوب گفت، خلیل جوادی و چه خوب خواند علیرضا عصار که:
باز هم بحث عقیل و مرتضی ست
آهن تفتیده ی مولا کجاست
نه، فقط حرفی از آهن مانده است
شمع بیت المال روشن مانده است
⭕️شاید شهرداری تهران یک نمونه این معنا باشد. چه خوب میشود نهادهای نظارتی به واسطه این سخنان شهردار تهران، دیگر سازمانها و نهادها را بجورند شاید به خانهها و ماشینهای دیگر برسند.
⭕️واقعا از شهردار تهران انتظار میرود هرچه سریعتر به این موضوع ورود کند. این افراد باید به مراجع ذیصلاح معرفی شود تا به حساب آنها و البته آنهایی که این خانهها را در اختیار این افراد گذاشتند و پس نگرفتند، برسند.
⭕️برخی در این کشور عادت کردهاند، از جیب مردم هزینه زندگی خود را پرداخت کنند.
⭕️ای کاش شهردار قبل از رسانهای کردن این خبر، این خانهها را پس میگرفت و با این افراد برخورد میشد بعد جناب حناچی این خبر را رسانهای میکرد. خبر برخورد با این افراد مردم را خوشحال میکند و با آنها یادآور میشود که عزم جدی برای برخورد با فساد در کشور وجود دارد.
⭕️الان هم دیر نیست و امیدواریم هرچه زودتر خبر پس گرفتن 200 خانه و خودروهای شهرداری را از زبان شهردار تهران بشنویم.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان صد و شصت و سه
#پادشاهی_لهراسب
دو فرزند بودش بکردار ماه
سزاوار شاهی و تخت و کلاه
یکی نام گشتاسب و دیگر زریر
که زیر آوریدی سر نره شیر
ولی لهراسب به دو شاهزاده از نوادگان کاوس مهر بیشتری می ورزید و گشتاسب از این کار پدر آزرده بود. روزی در بزمی شاهانه گشتاسب جامی از می سرکشید و برخاست و از پدر خواست تا تاج و تخت را به او بسپارد. لهراسب گفت تو هنوز جوان هستی و سخنت را سنجیده بگو.
در شبی تیره، گشتاسب رنجیده خاطر، با سیصد سوار راه هند را در پیش گرفت.
لهراسب که از رفتن فرزند آگاه شد . زریر را با هزار سوار بسوی هند و گستهم و گرازه را مامور کرد که به روم و چین به جستجوی گشتاسب بشتابند. گشتاسب وقتی به کابل رسید با سوارانش جای خرمی را پیدا کردند و به شکار و تفریح مشغول شدند.
وقتی زریر به او رسید، برادرش را نصیحت کردو به او گفت اختر شناسان در ستاره او دیده اند که روزی پادشاه ایران میشود.
گشتاسب قدری اندیشید و با اینکه از پدر دل آزرده بود پذیرفت به ایران بازگردد.
لاراسب بسیار خوشحال شد و جشن مفصلی به افتخار بازگشت گشتاسب ترتیب داد ولی گشتاسب بعد از مدتی چون مهری از سوی پدر ندید تصمیم گرفت به روم برود.
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان صد و شصت و سه
#پادشاهی_لهراسب
دو فرزند بودش بکردار ماه
سزاوار شاهی و تخت و کلاه
یکی نام گشتاسب و دیگر زریر
که زیر آوریدی سر نره شیر
ولی لهراسب به دو شاهزاده از نوادگان کاوس مهر بیشتری می ورزید و گشتاسب از این کار پدر آزرده بود. روزی در بزمی شاهانه گشتاسب جامی از می سرکشید و برخاست و از پدر خواست تا تاج و تخت را به او بسپارد. لهراسب گفت تو هنوز جوان هستی و سخنت را سنجیده بگو.
در شبی تیره، گشتاسب رنجیده خاطر، با سیصد سوار راه هند را در پیش گرفت.
لهراسب که از رفتن فرزند آگاه شد . زریر را با هزار سوار بسوی هند و گستهم و گرازه را مامور کرد که به روم و چین به جستجوی گشتاسب بشتابند. گشتاسب وقتی به کابل رسید با سوارانش جای خرمی را پیدا کردند و به شکار و تفریح مشغول شدند.
وقتی زریر به او رسید، برادرش را نصیحت کردو به او گفت اختر شناسان در ستاره او دیده اند که روزی پادشاه ایران میشود.
گشتاسب قدری اندیشید و با اینکه از پدر دل آزرده بود پذیرفت به ایران بازگردد.
لاراسب بسیار خوشحال شد و جشن مفصلی به افتخار بازگشت گشتاسب ترتیب داد ولی گشتاسب بعد از مدتی چون مهری از سوی پدر ندید تصمیم گرفت به روم برود.
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
اندر حکایت تصمیمهای خلقالساعه
✍بهروز صادقی
۲۲ بهمن نزدیک است و انقلاب میانسال شده ما در تدارک برگزاری جشن دیگری است..
اما برای یک فرد بالیده و بالغ شده و حالا به همراه انقلاب، میانسال شده چون مخلص، این سوال مطرح است که تا کی باید از طرحهای خلق الساعه، فاقد برنامه ریزی، بدون الگو، احساسی، و فاقد پشتوانه آسیب ببینیم؟
در تمامی وزارتخانهها و نهادها تا دلتان بخواهد از این قبیل شیرین کاری های کشنده می توانید پیدا کنید...
طرح سد سازی!!!تغییر جغرافیای طبیعی و زیست بوم مردم ایران زمین که بر اساس تمایلات شخصی و بدون هیچگونه پشتوانه علمی صورت گرفت..
استقلال کشاورزی! که یک آرزوی غیر ممکن در اقلیم خشک و نیمه خشک ایران بود.
چاهها حفر شد و بعد داد و هوار و بر سر کوفتن از راهی که باز هم نه امیدی به رفتن بود و نه امکانی برای بازگشت وجود داشت.
خودرو سازی! رانت خودروسازان و بلایی که این غولهای کاغذی بر سر ملت ایران آوردند، شاید با حمله مغول و صدام هم قابل مقایسه نیست. متولیان این صنعت مافیایی، هم جیب مردم را خالی کردند و هم جان آنها را گرفتند. درست مانند شبیخون، آن هم در روز روشن.
تربیت دانشجو! دانشگاه های آزاد و نه چندان آزاد و غیر انتفاعی، و پولی و پردیس و پیام نور و....میلیونها فارغ التحصیل تحویل جامعه دادند و ثروتهای عظیم انباشتند اما در قبال سلامت، بهداشت، و از آنها مهمتر، آینده این دانش آموختگان هیچ تعهدی نداشتند و ندارند. به کیفیت آموزش آنها کاری ندارم که اظهر من الشمس است.
مسکن مهر!
یک نفر دلش خواست و هزاران میلیارد برای خانه دار شدن من و شما هزینه کرد. نیّتش خیر بود!
البته میخواست در ونزو ئلا و سوریه و دیگر نقاط کره زمین و حومه،همین کار را بکند که مهلتش به سر رسید و ما ماندیم و هزاران خانه در حال ساخت و نیازمند بودجه و صد البته بسیار امن و مطمئن!...بازهم راه پس و پیش مسدود است.
کاغذ پاره! گفتیم تحریم کنید تا تحریم دانتان پاره شود. تحریم کردند و تا مرز افلاس و ورشکستگی رفتیم.. تلاش بسیاری شد تا موضوع جمع و جور شود اما به هرحال فردی یا افرادی با آرزوی مرگ ملتی یا دولتی، بر هیزم آتش میافزودند.. دلشان میخواست!
خصوصی سازی! آن را اگر به کار میبستیم که خوب بود، اما ما این واژه مهم و موثر را با شخصی سازی و خصولتی سازی اشتباه گرفتیم و موسسات و شرکتها و کارخانهها را به پسرخالهها و خواهرزاده و بخصوص دامادهای تازه تاسیس!! واگذار کردیم و بدین سان بود که فریاد از خلق برآمد که: مرحمت فرموده ما را مس کنید.. نخواستیم!
طرح تحول سلامت هم یکی از همان طرحهای محکوم به شکست اما با هزینه بسیار در رفت یا برگشت بود...
بی مطالعه، بدون الگوی زنده و فعال و موفق، و بدون محاسبه منابع... و فقط در جهت کسب رضایت کوتاه مدت مردم..
رضایتی که اگر همین منابع در مسیر درست خود (تقویت بیمه ها و حذف تمرکز از دولت) قرار می گرفت، میتوانست بسیار عمیق تر و پایدارتر باشد...
یک بار دیگر میروم سراغ دیکشنری ! می خواهم ببینم برای "#پوپولیسم" یک مثال جدید تعریف شده یا خیر!
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
اندر حکایت تصمیمهای خلقالساعه
✍بهروز صادقی
۲۲ بهمن نزدیک است و انقلاب میانسال شده ما در تدارک برگزاری جشن دیگری است..
اما برای یک فرد بالیده و بالغ شده و حالا به همراه انقلاب، میانسال شده چون مخلص، این سوال مطرح است که تا کی باید از طرحهای خلق الساعه، فاقد برنامه ریزی، بدون الگو، احساسی، و فاقد پشتوانه آسیب ببینیم؟
در تمامی وزارتخانهها و نهادها تا دلتان بخواهد از این قبیل شیرین کاری های کشنده می توانید پیدا کنید...
طرح سد سازی!!!تغییر جغرافیای طبیعی و زیست بوم مردم ایران زمین که بر اساس تمایلات شخصی و بدون هیچگونه پشتوانه علمی صورت گرفت..
استقلال کشاورزی! که یک آرزوی غیر ممکن در اقلیم خشک و نیمه خشک ایران بود.
چاهها حفر شد و بعد داد و هوار و بر سر کوفتن از راهی که باز هم نه امیدی به رفتن بود و نه امکانی برای بازگشت وجود داشت.
خودرو سازی! رانت خودروسازان و بلایی که این غولهای کاغذی بر سر ملت ایران آوردند، شاید با حمله مغول و صدام هم قابل مقایسه نیست. متولیان این صنعت مافیایی، هم جیب مردم را خالی کردند و هم جان آنها را گرفتند. درست مانند شبیخون، آن هم در روز روشن.
تربیت دانشجو! دانشگاه های آزاد و نه چندان آزاد و غیر انتفاعی، و پولی و پردیس و پیام نور و....میلیونها فارغ التحصیل تحویل جامعه دادند و ثروتهای عظیم انباشتند اما در قبال سلامت، بهداشت، و از آنها مهمتر، آینده این دانش آموختگان هیچ تعهدی نداشتند و ندارند. به کیفیت آموزش آنها کاری ندارم که اظهر من الشمس است.
مسکن مهر!
یک نفر دلش خواست و هزاران میلیارد برای خانه دار شدن من و شما هزینه کرد. نیّتش خیر بود!
البته میخواست در ونزو ئلا و سوریه و دیگر نقاط کره زمین و حومه،همین کار را بکند که مهلتش به سر رسید و ما ماندیم و هزاران خانه در حال ساخت و نیازمند بودجه و صد البته بسیار امن و مطمئن!...بازهم راه پس و پیش مسدود است.
کاغذ پاره! گفتیم تحریم کنید تا تحریم دانتان پاره شود. تحریم کردند و تا مرز افلاس و ورشکستگی رفتیم.. تلاش بسیاری شد تا موضوع جمع و جور شود اما به هرحال فردی یا افرادی با آرزوی مرگ ملتی یا دولتی، بر هیزم آتش میافزودند.. دلشان میخواست!
خصوصی سازی! آن را اگر به کار میبستیم که خوب بود، اما ما این واژه مهم و موثر را با شخصی سازی و خصولتی سازی اشتباه گرفتیم و موسسات و شرکتها و کارخانهها را به پسرخالهها و خواهرزاده و بخصوص دامادهای تازه تاسیس!! واگذار کردیم و بدین سان بود که فریاد از خلق برآمد که: مرحمت فرموده ما را مس کنید.. نخواستیم!
طرح تحول سلامت هم یکی از همان طرحهای محکوم به شکست اما با هزینه بسیار در رفت یا برگشت بود...
بی مطالعه، بدون الگوی زنده و فعال و موفق، و بدون محاسبه منابع... و فقط در جهت کسب رضایت کوتاه مدت مردم..
رضایتی که اگر همین منابع در مسیر درست خود (تقویت بیمه ها و حذف تمرکز از دولت) قرار می گرفت، میتوانست بسیار عمیق تر و پایدارتر باشد...
یک بار دیگر میروم سراغ دیکشنری ! می خواهم ببینم برای "#پوپولیسم" یک مثال جدید تعریف شده یا خیر!
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گفتم غمِ تو دارم گفتا غمت سر آید
گفتم که ماه من شو گفتا اگر برآید...
- محمدرضا شجریان 🎤
کمانچه: هابیل علیاف
تنبک: همایون شجریان
تالار وحدت، ۱۳۷۱
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
گفتم که ماه من شو گفتا اگر برآید...
- محمدرضا شجریان 🎤
کمانچه: هابیل علیاف
تنبک: همایون شجریان
تالار وحدت، ۱۳۷۱
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
✅"در برلین قاضی هست"
فردریک کبیر می خواست قصری بسازد. در کار ساخت قصر وقفه افتاد. علت را پرسید. گفتند در گوشه ای از زمین، آسیابی است که صاحبش نمی فروشد. فردریک شخصا به سراغ آسیابان رفت و علت را پرسید.
آسیابان گفت اینجا موروثی است و من نه آنقدر متمولم که به آن احتیاج نداشته باشم و نه آنقدر فقیر که به پولش نیازمند باشم پس نمیفروشم!
فردریک با پرخاش گفت:
«تو میدانی با چه کسی حرف میزنی؟ من اینجا را از تو میگیرم!»
آسیابان لبخندی زد و گفت؛
«نمیتوانی چون هنوز در برلین قاضی هست!».
فردریک به یاد نصایح «ولتر» افتاد که به او گفته بود:
«در حکومت هر چیزی را ابزار خودت کن جز دستگاه عدالت را، چون مردمت از هر جا رانده شوند به دستگاه عدالت پناه می برند، و وقتی آنجا را نیز گوش به فرمان تو ببینند دیگر به بیگانه پناه می برند، و بدین ترتیب پای بیگانه به کشورت باز می شود…!
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
✅"در برلین قاضی هست"
فردریک کبیر می خواست قصری بسازد. در کار ساخت قصر وقفه افتاد. علت را پرسید. گفتند در گوشه ای از زمین، آسیابی است که صاحبش نمی فروشد. فردریک شخصا به سراغ آسیابان رفت و علت را پرسید.
آسیابان گفت اینجا موروثی است و من نه آنقدر متمولم که به آن احتیاج نداشته باشم و نه آنقدر فقیر که به پولش نیازمند باشم پس نمیفروشم!
فردریک با پرخاش گفت:
«تو میدانی با چه کسی حرف میزنی؟ من اینجا را از تو میگیرم!»
آسیابان لبخندی زد و گفت؛
«نمیتوانی چون هنوز در برلین قاضی هست!».
فردریک به یاد نصایح «ولتر» افتاد که به او گفته بود:
«در حکومت هر چیزی را ابزار خودت کن جز دستگاه عدالت را، چون مردمت از هر جا رانده شوند به دستگاه عدالت پناه می برند، و وقتی آنجا را نیز گوش به فرمان تو ببینند دیگر به بیگانه پناه می برند، و بدین ترتیب پای بیگانه به کشورت باز می شود…!
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
پولی که جمعیت آمریکا هر ساله صرف برنامه های لاغری میکند بیشتر از پولی است که برای سیر کردن تمام گرسنگان دنیا لازم است.
چاقی پیروزی مضاعفی برای مصرف گرایی به ارمغان آورده است. به جای کم خوری که باعث انقباض اقتصادی می شود ، مردم بسیار زیاد می خورند ، همزمان محصولات لاغری می خرند که باعث رشد مضاعف اقتصاد می شود.
انسان خردمند
یووال نوح هراری
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
پولی که جمعیت آمریکا هر ساله صرف برنامه های لاغری میکند بیشتر از پولی است که برای سیر کردن تمام گرسنگان دنیا لازم است.
چاقی پیروزی مضاعفی برای مصرف گرایی به ارمغان آورده است. به جای کم خوری که باعث انقباض اقتصادی می شود ، مردم بسیار زیاد می خورند ، همزمان محصولات لاغری می خرند که باعث رشد مضاعف اقتصاد می شود.
انسان خردمند
یووال نوح هراری
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان صد و شصت و چهار
#پادشاهی_لهراسب
گشتاسب در شبی تیره قبای زربفت رومی پوشید و دینار و گوهر به اندازه نیازش برداشت و به سوی روم رفت. چون به دریا رسید کشتی بانی به نام هیشو از گشتاسب دیناری گرفت و او را به شهر بزرگی در روم رسانید.
در آن شهر که ساخته سلم بود هفته ای را در جستجوی کار بود تا آنچه را که داشت خرج کرد. روزی گذارش به دیوان قیصر افتاد . از رئیس دبیران کار خواست ولی دبیرانی که آنجا بودند به او گفتند: راهت را بگیر و برو تو بیشتر به درد پهلوانی می خوری تا دبیری .
گشتاسب در جستجوی کار به راه خود ادامه داد تا به چوپان قیصر رسید. چوپان با او مهربانی کرد ولی به او اعتماد نکرده و به نرمی او را از پیش خود راند.
پس از سر ناچاری نزد ساربان قیصر رفت ولی ساربان به او گفت: کار ساربانی زیبنده تو نیست.
بهتر است نزد قیصر بروی تا بی نیازت کند.
از آنجا به بازار آهنگران رفت و در دکان آهنگری که اسبان شاه را نعل میکرد، تقاضای کار کرد . آهنگر که بوراب نام داشت آهن گداخته ای را روی سندان گذاشت و از گشتاسب خواست بر آن بکوبد. ولی گشتاسب آنچنان ضربه محکمی بر آهن کوبید که پتک وسندان خورد شد و بریخت. بوراب ترسید و او را از آنجا بیرون کرد .
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان صد و شصت و چهار
#پادشاهی_لهراسب
گشتاسب در شبی تیره قبای زربفت رومی پوشید و دینار و گوهر به اندازه نیازش برداشت و به سوی روم رفت. چون به دریا رسید کشتی بانی به نام هیشو از گشتاسب دیناری گرفت و او را به شهر بزرگی در روم رسانید.
در آن شهر که ساخته سلم بود هفته ای را در جستجوی کار بود تا آنچه را که داشت خرج کرد. روزی گذارش به دیوان قیصر افتاد . از رئیس دبیران کار خواست ولی دبیرانی که آنجا بودند به او گفتند: راهت را بگیر و برو تو بیشتر به درد پهلوانی می خوری تا دبیری .
گشتاسب در جستجوی کار به راه خود ادامه داد تا به چوپان قیصر رسید. چوپان با او مهربانی کرد ولی به او اعتماد نکرده و به نرمی او را از پیش خود راند.
پس از سر ناچاری نزد ساربان قیصر رفت ولی ساربان به او گفت: کار ساربانی زیبنده تو نیست.
بهتر است نزد قیصر بروی تا بی نیازت کند.
از آنجا به بازار آهنگران رفت و در دکان آهنگری که اسبان شاه را نعل میکرد، تقاضای کار کرد . آهنگر که بوراب نام داشت آهن گداخته ای را روی سندان گذاشت و از گشتاسب خواست بر آن بکوبد. ولی گشتاسب آنچنان ضربه محکمی بر آهن کوبید که پتک وسندان خورد شد و بریخت. بوراب ترسید و او را از آنجا بیرون کرد .
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
▫️کودکان و نوجوانان در این کشور اجازه ندارند رانندگی کنند
▪️کودکان و نوجوانان در این کشور اجازه ندارند حساب بانکی افتتاح کنند
▫️کودکان و نوجوانان در این کشور اجازه ندارند در مدرسه غیبت کنند و در این صورت باید توضیح والدین شان را به مدرسه ارائه دهند!
▪️طبق قانون کودکان و نوجوانان حتی اجازه کار و کسب درآمد هم ندارند و در این صورت کودک کار قلمداد می شوند که آسیبی اجتماعی است.
▪️طبق هنجارهای اجتماعی کودکان و نوجوانان در این کشور مجاز نیستند تا از داروخانه ها کاندوم بخرند!
و بسیار کارهای دیگر که کودکان و نوجوانان به دلیل سن کم اجازه آنرا ندارند.
🔺ولی کودکان و نوجوانان در این کشور اجازه دارند خانواده تشکیل دهند! اجازه دارند ازدواج کنند! اجازه دارند « سکس» داشته باشند! اجازه دارند پدر یا مادر شوند!
و نکته جالب تر آنکه:
▪️ از طرفی به کودکان و نوجوانان اجازه ازدواج می دهند و از طرف دیگر آموزش و پرورش محافظه کار این کشور از آموزش اولیه مسائل جنسی به همان کودکان و نوجوانان اجتناب می کند!
▪️و صدا و سیمای محافظه کار این کشور یکی از مسائل اجتماعی امریکا را بارداری نوجوانان در آن کشور می داند!!
🔺ارزش و شأن خانواده در کشور ما در همین حد است.
فردین علیخواه|جامعه شناس
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
▫️کودکان و نوجوانان در این کشور اجازه ندارند رانندگی کنند
▪️کودکان و نوجوانان در این کشور اجازه ندارند حساب بانکی افتتاح کنند
▫️کودکان و نوجوانان در این کشور اجازه ندارند در مدرسه غیبت کنند و در این صورت باید توضیح والدین شان را به مدرسه ارائه دهند!
▪️طبق قانون کودکان و نوجوانان حتی اجازه کار و کسب درآمد هم ندارند و در این صورت کودک کار قلمداد می شوند که آسیبی اجتماعی است.
▪️طبق هنجارهای اجتماعی کودکان و نوجوانان در این کشور مجاز نیستند تا از داروخانه ها کاندوم بخرند!
و بسیار کارهای دیگر که کودکان و نوجوانان به دلیل سن کم اجازه آنرا ندارند.
🔺ولی کودکان و نوجوانان در این کشور اجازه دارند خانواده تشکیل دهند! اجازه دارند ازدواج کنند! اجازه دارند « سکس» داشته باشند! اجازه دارند پدر یا مادر شوند!
و نکته جالب تر آنکه:
▪️ از طرفی به کودکان و نوجوانان اجازه ازدواج می دهند و از طرف دیگر آموزش و پرورش محافظه کار این کشور از آموزش اولیه مسائل جنسی به همان کودکان و نوجوانان اجتناب می کند!
▪️و صدا و سیمای محافظه کار این کشور یکی از مسائل اجتماعی امریکا را بارداری نوجوانان در آن کشور می داند!!
🔺ارزش و شأن خانواده در کشور ما در همین حد است.
فردین علیخواه|جامعه شناس
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
«چطور تو می تونی پیچیدهترین مفاهیم علمی رو درک کنی؛ اونوقت وانمود میکنی که منو نمی تونی درک کنی!»
جمله فوق بخشی از دیالوگ همسر آلبرت اینشتین با او در یکی از قسمت های سریال نابغه است. در این قسمت علاوه بر نمایش سخت کوشی اینشتین برای اثبات نظریه های علمی اش، برش هایی از زندگی خصوصی او به تصویر کشیده شده است که شاید قبلاً کمتر درباره آن شنیده باشید. خیانت اینشتین به همسرش و گفتگوهای تلخ بین آنها درباره روابط شان و نوع نگاهشان به زندگی مشترک، بخش هایی مهم از فیلم است که از نظر اجتماعی قابل تأمل اند.
🔺تذکر: فیلم دارای صحنههایی است که ممکن است برای همه سنین مناسب نباشد.
برای دانلود فیلم به آدرس زیر بروید:
https://www.uplooder.net/files/73e4a0d46bb76c12f893689ea5902b65/Albert-Einstein.mp4.html#
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
جمله فوق بخشی از دیالوگ همسر آلبرت اینشتین با او در یکی از قسمت های سریال نابغه است. در این قسمت علاوه بر نمایش سخت کوشی اینشتین برای اثبات نظریه های علمی اش، برش هایی از زندگی خصوصی او به تصویر کشیده شده است که شاید قبلاً کمتر درباره آن شنیده باشید. خیانت اینشتین به همسرش و گفتگوهای تلخ بین آنها درباره روابط شان و نوع نگاهشان به زندگی مشترک، بخش هایی مهم از فیلم است که از نظر اجتماعی قابل تأمل اند.
🔺تذکر: فیلم دارای صحنههایی است که ممکن است برای همه سنین مناسب نباشد.
برای دانلود فیلم به آدرس زیر بروید:
https://www.uplooder.net/files/73e4a0d46bb76c12f893689ea5902b65/Albert-Einstein.mp4.html#
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
خدا با روحانی است یا با ترامپ؟
✍️محمدعلی شهابی، روزنامهنگار
"من به مردم قول میدهم ما پیروزیم، ما سرمایه ای داریم که ترامپ ندارد، ما خدا و رحمت خدا را داریم"(حسن روحانی، ۶تیرماه ۹۷)
"وقتی عازم امامزاده داود بودم، از فراز اسب به روی تخته سنگی افتادم و از حال رفتم. همراهانم تصور کردند که من مردهام، اما من حتی خراشی برنداشته بودم. و این البته علتی نداشت جز آنکه موقع افتادن از اسب مشاهده کردم که یکی از قدیسین ما به نام عباس مرا گرفت و بر زمین نهاد. همین وضعیت به اضافه چهار حادثهای که بعداً برایم پیش آمد، کاملاً به من ثابت کرد که ایمان عمیق مذهبی مهمترین حامی من در برابر حوادث ناگوار خواهد بود. تا جایی که دو بار معجزه آسا از مهلکه حوادث به سلامت جستم؛ و دو بار نیز از خطر سوء قصد نجات یافتم". (پاسخ به تاریخ، محمدرضا پهلوی)
"دفعات زیادی بوده که به چشم خودم دیدم ترامپ توبه میکند و خدا کاری کرد که ترامپ از همه رهبران دیگر از جمله باراک اوباما، رییسجمهور سابق آمریکا و هیلاری کلینتون، رقیب سابق ترامپ در ریاستجمهوری بالاتر قرار بگیرد، ترامپ صد درصد یک مسیحی است که دریافت مذهب از جانب فرستاده خدا، مسیح را کاملا درک میکند. او توبه را میفهمد و بارها دیدهام که ترامپ چه به طور خصوصی و چه حتی در مکان های عمومی توبه میکند. او یک شخص توبه کار است". (پائولو وایت؛ مشاور مذهبی ترامپ، سایت انتخاب، ۲۰ شهریور ۹۶)
همانطور که خواندید هم روحانی هم شاه و هم ترامپ مدعی اند که خدا از انها و مردمشان حمایت می کند، پس خدا متعلق به همه است، در همه ادیان به ان ایمان دارند، مسلمان و مسیحی و همه و همه کارهایشان را با نام خدا توجیه می کنند.
پس هم روحانی و هم ترامپ از خدا می گویند و هم محمدرضا شاه و هم کارتر از خدا می گفتند.
امام علی اما در مورد خداشناسی گفته است: :من عرف نفسه فقد عرف ربه"، (هرکس خود را شناخت، آنگاه خدایش را می شناسد).
اینکه آقای روحانی رییسجمهور یک مملکت در حساسترین شرایط تاریخی و در شرایطی که ترامپ و آمریکاییها ثابت کردهاند برای مبارزه با ایران و افزایش چتر تحریمی فشارهای خود را بیشتر هم خواهند کرد، از خدا و رحمت او بگوید دقیقا خلاف خداشناسی است که حتی پیشوایان دینی ما گفته اند.
این سخنان و این طرز رفتار دور از واقعیتهای عینی عرصه سیاست است، چون ترامپ هم مدعی است او برای خدا تحریم می کند؛ چون فرستاده خداست.
اینکه اعلام شود ما در برابر تحریمها موفق خواهیم شد کاملا غلط و خلاف واقع است. هنوز که تحریمها شروع نشده است، ما غرق در بحرانیم؛ وای از روزی که تحریم نفتی ما شروع شود.
اینکه مذاکره با آمریکا را به معنی سازش و نابودی اسلامیت بدانیم، کاملا اشتباه است. چه کسی گفته است اسلامیت نابود می شود؟ مگر ما نماینده اسلام در جهانیم؟ مگر کشورهای اسلامی که با آمریکا رابطه دارند، اسلامشان نابود شده است؟ مگر ما جزیی از یک و نیم میلیارد مسلمان جهان نیستیم؟ مگر ما بیشتر از ۵ درصد مسلمانان جهانیم؟
پس با چه حکمی به نمایندگی از مسلمانان جهان صحبت می کنیم؟ اصلا منافع یک کشور فراتر از این بحث هاست؛ جناب آقای روحانی!
من عاشق و دلباخته آمریکا نیستم؛ اما عاشق ایران، هویت و آینده سرزمین و همه اقوامش هستم و معتقدم برای منافع ملی یک کشور باید در قعر جهنم هم مذاکره کرد و از گفتگو هراس نداشت.
همین اکنون آمریکا شرکتهایی که با ایران معامله می کنند را کن فیکون می کند. آن روزی که تحریمها شروع شود؛ چه خواهد شد و آیا خدا مانع تحریم خواهد شد؟
برای نمونه شرکت ZTE چین را به جرم فروختن تجهیزات مخابراتی به ایران جریمه و تحریم کردند و عملا کمرش شکست. این نابودی آنقدر اهمیت داشت که رهبر چین با ترامپ صحبت کرد تا فکری برایش بکند که تأثیرگذار هم بود.
این شرکت علاوه بر ۸۹۲ میلیوندلار جریمهای که قبلا داده بود، تعهد داد که یک میلیارد دلار دیگر به دولت آمریکا پرداخت کند! علاوه بر این، تمام مدیران اجرایی و همچنین اعضای هیئتمدیره فعلی را کنار گذاشت و افراد دیگری را جایگزین کرد (که منویات آمریکا را جدی بگیرند). و باز علاوه بر این، باید ۴۰۰ میلیون دلار هم در یک حساب گرو بگذارد و همچنین، مخارج و میزبانی از تیمی که آمریکا تعیین میکند تا به رفتارش نظارت کنند را تأمین کند! و در قبال همه اینها، تحریم فقط تعلیق می شود، نه حذف.
آقای روحانی این حیرتآور نیست؟ آمریکا چه دارد که چینی ها حاضرند چنین خفتی را به جون بخرند؛ اما منافع کشور و ملتشان آسیب نبیند؟
پی نوشت: "شاه علاقه عجیبی داشت تا خود را به ماورا وصل کند و همیشه می گفت یک قدرت فرازمینی او را نگه می دارد و به همین علت؛ گوش به هیچ مشاوره ای نمی داد و در انتها همین تفکر کار دستش داد" (عباس میلانی، نگاهی به شاه، فصل پنجم)
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
خدا با روحانی است یا با ترامپ؟
✍️محمدعلی شهابی، روزنامهنگار
"من به مردم قول میدهم ما پیروزیم، ما سرمایه ای داریم که ترامپ ندارد، ما خدا و رحمت خدا را داریم"(حسن روحانی، ۶تیرماه ۹۷)
"وقتی عازم امامزاده داود بودم، از فراز اسب به روی تخته سنگی افتادم و از حال رفتم. همراهانم تصور کردند که من مردهام، اما من حتی خراشی برنداشته بودم. و این البته علتی نداشت جز آنکه موقع افتادن از اسب مشاهده کردم که یکی از قدیسین ما به نام عباس مرا گرفت و بر زمین نهاد. همین وضعیت به اضافه چهار حادثهای که بعداً برایم پیش آمد، کاملاً به من ثابت کرد که ایمان عمیق مذهبی مهمترین حامی من در برابر حوادث ناگوار خواهد بود. تا جایی که دو بار معجزه آسا از مهلکه حوادث به سلامت جستم؛ و دو بار نیز از خطر سوء قصد نجات یافتم". (پاسخ به تاریخ، محمدرضا پهلوی)
"دفعات زیادی بوده که به چشم خودم دیدم ترامپ توبه میکند و خدا کاری کرد که ترامپ از همه رهبران دیگر از جمله باراک اوباما، رییسجمهور سابق آمریکا و هیلاری کلینتون، رقیب سابق ترامپ در ریاستجمهوری بالاتر قرار بگیرد، ترامپ صد درصد یک مسیحی است که دریافت مذهب از جانب فرستاده خدا، مسیح را کاملا درک میکند. او توبه را میفهمد و بارها دیدهام که ترامپ چه به طور خصوصی و چه حتی در مکان های عمومی توبه میکند. او یک شخص توبه کار است". (پائولو وایت؛ مشاور مذهبی ترامپ، سایت انتخاب، ۲۰ شهریور ۹۶)
همانطور که خواندید هم روحانی هم شاه و هم ترامپ مدعی اند که خدا از انها و مردمشان حمایت می کند، پس خدا متعلق به همه است، در همه ادیان به ان ایمان دارند، مسلمان و مسیحی و همه و همه کارهایشان را با نام خدا توجیه می کنند.
پس هم روحانی و هم ترامپ از خدا می گویند و هم محمدرضا شاه و هم کارتر از خدا می گفتند.
امام علی اما در مورد خداشناسی گفته است: :من عرف نفسه فقد عرف ربه"، (هرکس خود را شناخت، آنگاه خدایش را می شناسد).
اینکه آقای روحانی رییسجمهور یک مملکت در حساسترین شرایط تاریخی و در شرایطی که ترامپ و آمریکاییها ثابت کردهاند برای مبارزه با ایران و افزایش چتر تحریمی فشارهای خود را بیشتر هم خواهند کرد، از خدا و رحمت او بگوید دقیقا خلاف خداشناسی است که حتی پیشوایان دینی ما گفته اند.
این سخنان و این طرز رفتار دور از واقعیتهای عینی عرصه سیاست است، چون ترامپ هم مدعی است او برای خدا تحریم می کند؛ چون فرستاده خداست.
اینکه اعلام شود ما در برابر تحریمها موفق خواهیم شد کاملا غلط و خلاف واقع است. هنوز که تحریمها شروع نشده است، ما غرق در بحرانیم؛ وای از روزی که تحریم نفتی ما شروع شود.
اینکه مذاکره با آمریکا را به معنی سازش و نابودی اسلامیت بدانیم، کاملا اشتباه است. چه کسی گفته است اسلامیت نابود می شود؟ مگر ما نماینده اسلام در جهانیم؟ مگر کشورهای اسلامی که با آمریکا رابطه دارند، اسلامشان نابود شده است؟ مگر ما جزیی از یک و نیم میلیارد مسلمان جهان نیستیم؟ مگر ما بیشتر از ۵ درصد مسلمانان جهانیم؟
پس با چه حکمی به نمایندگی از مسلمانان جهان صحبت می کنیم؟ اصلا منافع یک کشور فراتر از این بحث هاست؛ جناب آقای روحانی!
من عاشق و دلباخته آمریکا نیستم؛ اما عاشق ایران، هویت و آینده سرزمین و همه اقوامش هستم و معتقدم برای منافع ملی یک کشور باید در قعر جهنم هم مذاکره کرد و از گفتگو هراس نداشت.
همین اکنون آمریکا شرکتهایی که با ایران معامله می کنند را کن فیکون می کند. آن روزی که تحریمها شروع شود؛ چه خواهد شد و آیا خدا مانع تحریم خواهد شد؟
برای نمونه شرکت ZTE چین را به جرم فروختن تجهیزات مخابراتی به ایران جریمه و تحریم کردند و عملا کمرش شکست. این نابودی آنقدر اهمیت داشت که رهبر چین با ترامپ صحبت کرد تا فکری برایش بکند که تأثیرگذار هم بود.
این شرکت علاوه بر ۸۹۲ میلیوندلار جریمهای که قبلا داده بود، تعهد داد که یک میلیارد دلار دیگر به دولت آمریکا پرداخت کند! علاوه بر این، تمام مدیران اجرایی و همچنین اعضای هیئتمدیره فعلی را کنار گذاشت و افراد دیگری را جایگزین کرد (که منویات آمریکا را جدی بگیرند). و باز علاوه بر این، باید ۴۰۰ میلیون دلار هم در یک حساب گرو بگذارد و همچنین، مخارج و میزبانی از تیمی که آمریکا تعیین میکند تا به رفتارش نظارت کنند را تأمین کند! و در قبال همه اینها، تحریم فقط تعلیق می شود، نه حذف.
آقای روحانی این حیرتآور نیست؟ آمریکا چه دارد که چینی ها حاضرند چنین خفتی را به جون بخرند؛ اما منافع کشور و ملتشان آسیب نبیند؟
پی نوشت: "شاه علاقه عجیبی داشت تا خود را به ماورا وصل کند و همیشه می گفت یک قدرت فرازمینی او را نگه می دارد و به همین علت؛ گوش به هیچ مشاوره ای نمی داد و در انتها همین تفکر کار دستش داد" (عباس میلانی، نگاهی به شاه، فصل پنجم)
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
#حکایات_سعدی
حکایت 7
پادشاهی با غلامی عجمی در کشتی نشست و غلام دیگر دریا را ندیده بود و محنت کشتی نیازموده گریه و زاری در نهاد و لرزه بر اندامش اوفتاد چندان که ملاطفت کردند آرام نمیگرفت و عیش ملک ازو منغص بود چاره ندانستند. حکیمی در آن کشتی بود، ملک را گفت اگر فرمان دهی من او را به طریقی خامُش گردانم گفت غایت لطف و کرم باشد
بفرمود تا غلام به دریا انداختند باری چند غوطه خورد مویش گرفتند و پیش کشتی آوردند بدو دست در سکان کشتی آویخت چون بر آمد گفتا ز اول محنت غرقه شدن ناچشیده بود و قدر سلامت کشتی نمیدانست.
همچنین قدر عافیت کسی داند که به مصیبتی گرفتار آید
ای سیر تو را نان جوین خوش ننماید
معشوق من است آن که به نزدیک تو زشت است
حوران بهشتی را دوزخ بود اعراف
از دوزخیان پرس که اعراف بهشتست
فرقست میان آن که یارش در بر
تا آن که دو چشم انتظارش بر در
از روی نسخه دکتر #خطیب_رهبر
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
@flith
#حکایات_سعدی
حکایت 7
پادشاهی با غلامی عجمی در کشتی نشست و غلام دیگر دریا را ندیده بود و محنت کشتی نیازموده گریه و زاری در نهاد و لرزه بر اندامش اوفتاد چندان که ملاطفت کردند آرام نمیگرفت و عیش ملک ازو منغص بود چاره ندانستند. حکیمی در آن کشتی بود، ملک را گفت اگر فرمان دهی من او را به طریقی خامُش گردانم گفت غایت لطف و کرم باشد
بفرمود تا غلام به دریا انداختند باری چند غوطه خورد مویش گرفتند و پیش کشتی آوردند بدو دست در سکان کشتی آویخت چون بر آمد گفتا ز اول محنت غرقه شدن ناچشیده بود و قدر سلامت کشتی نمیدانست.
همچنین قدر عافیت کسی داند که به مصیبتی گرفتار آید
ای سیر تو را نان جوین خوش ننماید
معشوق من است آن که به نزدیک تو زشت است
حوران بهشتی را دوزخ بود اعراف
از دوزخیان پرس که اعراف بهشتست
فرقست میان آن که یارش در بر
تا آن که دو چشم انتظارش بر در
از روی نسخه دکتر #خطیب_رهبر
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان صد و شصت و پنج
#پادشاهی_لهراسب
گشتاسب گرسنه و بی خانمان از این سو به آن سو می رفت تا خارج از شهر زیر درختی نشست و از قضا کدخدای آن روستا از نژاد فریدون بود از آنجا می گذشت چون آن جوان اندوهگین را دید او را به خانه خودش دعوت کرد و گشتاسب با خوشحالی دعوت آن هموطن را قبول کرد و مدتها در خانه او بود.
زمانه برین نیز چندی بگذشت
برین کار بر ماهیان برگذشت
در آن روزگار قیصر سه دختر ماهروی داشت و رسم و آئین آنجا چنین بود وقتی شاهزاده خانمی به سن زناشویی می رسد ، بزرگان و نامداران کشور را به کاخ فرا می خواندند و انجمنی می آراستند تا دختر ، شوی دلخواه خود را از میان آن بزرگان برگزیند. کتایون دختر بزرگ قیصر شبی در خواب خود جوان بیگانه ای را دیده بود که دسته گلی به او می دهد. در انجمن اول کتایون شوی دلخواه خود را پیدا نکرد. قیصر بار دیگر ضیافتی برگزار کرد و همه را به کاخ فرا خواند.
از سوی دیگر کدخدای خردمند از گشتاسب خواست تا به آن مهمانی برود.
چو از دور گشتاسب را دید گفت
که آن خواب سر برکشید از نهفت
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان صد و شصت و پنج
#پادشاهی_لهراسب
گشتاسب گرسنه و بی خانمان از این سو به آن سو می رفت تا خارج از شهر زیر درختی نشست و از قضا کدخدای آن روستا از نژاد فریدون بود از آنجا می گذشت چون آن جوان اندوهگین را دید او را به خانه خودش دعوت کرد و گشتاسب با خوشحالی دعوت آن هموطن را قبول کرد و مدتها در خانه او بود.
زمانه برین نیز چندی بگذشت
برین کار بر ماهیان برگذشت
در آن روزگار قیصر سه دختر ماهروی داشت و رسم و آئین آنجا چنین بود وقتی شاهزاده خانمی به سن زناشویی می رسد ، بزرگان و نامداران کشور را به کاخ فرا می خواندند و انجمنی می آراستند تا دختر ، شوی دلخواه خود را از میان آن بزرگان برگزیند. کتایون دختر بزرگ قیصر شبی در خواب خود جوان بیگانه ای را دیده بود که دسته گلی به او می دهد. در انجمن اول کتایون شوی دلخواه خود را پیدا نکرد. قیصر بار دیگر ضیافتی برگزار کرد و همه را به کاخ فرا خواند.
از سوی دیگر کدخدای خردمند از گشتاسب خواست تا به آن مهمانی برود.
چو از دور گشتاسب را دید گفت
که آن خواب سر برکشید از نهفت
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
بی فرزندی یا بدفرزندی کدامیک ارجح است؟
مرثیه ای بر عدم تربیت فرزندانی تربیت ناپذیر!
✍️مهدی دولتی
🔘اگر شما کودکی باشید که مجبور است بین بی سرپرستی یا بد سرپرستی یکی را انتخاب کند، کدامیک را ترجیح می دهید؟
🔘 انتخاب گزینه بدسرپرستی به معنای آن است که بطور مثال پدری معتاد و زورگو داشته باشید که مرتب شما را کتک میزند و مجبور میکند برای تهیه موادش تن به هر کاری دهید و شما را به مدرسه نمی فرستد چون توانش را ندارد. اما بی سرپرست بودن باعث می شود سازمان بهزیستی شما را به مراکز نگهداری کودکان بی سرپرست برده و جا و مکان و تغذیه مناسبی برای شما فراهم نماید شما را به مدرسه بفرستد و اگر کمی هم خوش شانس باشید چه بسا توسط خانواده ای تحصیل کرده و با صلاحیت به فرزندخواندگی پذیرفته شوید. بنابراین قطعا بی سرپرستی گزینه و انتخاب بهتری از بد سرپرستی خواهد بود.
🔘امروزه بسیاری از والدین هر دو شاغل بوده و خسته و پریشان از کار به منزل بر می گردند. بعد از استراحتی کوتاه مشغول تفریحات شخصی از قبیل وقت گذرانی در شبکه های اجتماعی یا تماشای شبکه های ماهواره ای می شوند و کمتر فرصت و زمان مفیدی را برای تربیت فرزندان خود سپری می کنند. نهایت آنکه بیشتر بر امورات درسی و تحصیلی فرزند خود متمرکز می شوند تا در اینده بتواند در رشته خوب و پردرامدی ادامه تحصیل دهد و آینده خوبی را برایش تصور کنند. اینگونه است که از وجه تربیتی و اجتماعی پرورش فرزند خود غافل شده و این مهم را به دست توفان های جامعه و محیط اجتماعی می سپارند.
🔘از این روست که اکنون با نسلی از کودکان و نوجوانانی مواجهیم که ویژگی بارزشان زیاده خواهی، خود بزرگ بینی، وقاحت و بی ادبی است.
🔘در چرایی بروز و نمود این ویژگی ها در نسل جدیدِ فرزندان می توان به سرخوردگی ها و ناکامی های ایشان در عدم تطابق خواسته های بی پایان و نامحدود در مواجهه با منابع و امکانات محدود و ناچیز والدین شان اشاره کرد. فرزندانی که به لطف اینترنت و ماهواره خواسته ها و تفریحات موردعلاقه شان در حد و اندازه جهانی و دنیای غرب بزرگ شده، اما زنجیر جبر جغرافیایی و خانوادگی به انان اجازه دستیابی به ارزوها و انتظاراتشان را نمی دهد.
🔘نتیجه انکه این فرزندانِ سرخورده و در عین حال زیاده خواه، عصیانگر و سرکش شده و تمامی اصول اخلاقی اولیه و بدیهی را به کناری نهاده است. نسلی زیاده خواه و مصرف گرا که هدف برایش وسیله را توجیه میکند. نسلی که با وجود سن کم حتی برای ارضای چند دقیقه ای نیاز جنسی به خود اجازه می دهد خودخواهانه و وحشیانه به دختر بچه افغان تجاوز کند و سپس او را بکشد و جسدش را در اسید متلاشی نماید! نسلی که حتی بازی هایش پر از خشونت و کشتار و نابودی است برخلاف نسل های قبلی که بازی هایشان بر مبنای همکاری و دوستی و ساختن بود.
اما براستی مقصر بوجود امدن چنین شرایطی کیست؟
🔘قطعا پاسخ را نه در این فرزندان سرکش که فرزند زمانه خویش اند بلکه در پدران و مادرانی باید جستجو کرد که بدون انکه شرایط و قابلیت های لازم برای فرزنداوری را داشته باشند اقدام به بچه دار شدن کرده اند.
🔘والدینی که فرصت و حوصله ای برای تربیت فرزند ندارند و تفریحات شخصی شان بر تربیت فرزندشان ارجحیت دارد. والدینی که خود هنوز بزرگ نشده اند اما عهده دار سرپرستی یک یا دو فرزند نگون بخت شده اند.
🔘این کار به سه گروه اسیب می رساند: اول خود همان فرزندانی که بدون تربیت صحیحی بزرگ می شوند و وارد جامعه ای می شوند که پذیرای عدم تربیت آنها نخواهد بود و بنابراین انها را طرد خواهد کرد و به انزوا و تباهی می کشاند.
🔘دوم خود والدینی که در اینده باید بار سنگین فرزندان تربیت نایافته را بدوش بکشند و چه بسا بار سرافکندگی فرزندانی بزهکار و مجرم را تحمل نمایند.
🔘سوم جامعه ای که باید بار سنگین و پر دردسر نسلی زیاده خواه و فاقد تربیت را تحمل کند و هزینه های پیدا و پنهان آن را بپردازد.
🔘بنابراین، زوج خوشبخت گرامی اگر فرصت و حوصله تربیت فرزند را ندارید لطفا فرصت ایجاد و تولید فرزند را نیز از خود بگیرید و خلقی را مرنجانید! اگر اجاقتان کور باشد بهتر از آن است که شعله های اجاقتان جامعه ای را بسوزاند!
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
بی فرزندی یا بدفرزندی کدامیک ارجح است؟
مرثیه ای بر عدم تربیت فرزندانی تربیت ناپذیر!
✍️مهدی دولتی
🔘اگر شما کودکی باشید که مجبور است بین بی سرپرستی یا بد سرپرستی یکی را انتخاب کند، کدامیک را ترجیح می دهید؟
🔘 انتخاب گزینه بدسرپرستی به معنای آن است که بطور مثال پدری معتاد و زورگو داشته باشید که مرتب شما را کتک میزند و مجبور میکند برای تهیه موادش تن به هر کاری دهید و شما را به مدرسه نمی فرستد چون توانش را ندارد. اما بی سرپرست بودن باعث می شود سازمان بهزیستی شما را به مراکز نگهداری کودکان بی سرپرست برده و جا و مکان و تغذیه مناسبی برای شما فراهم نماید شما را به مدرسه بفرستد و اگر کمی هم خوش شانس باشید چه بسا توسط خانواده ای تحصیل کرده و با صلاحیت به فرزندخواندگی پذیرفته شوید. بنابراین قطعا بی سرپرستی گزینه و انتخاب بهتری از بد سرپرستی خواهد بود.
🔘امروزه بسیاری از والدین هر دو شاغل بوده و خسته و پریشان از کار به منزل بر می گردند. بعد از استراحتی کوتاه مشغول تفریحات شخصی از قبیل وقت گذرانی در شبکه های اجتماعی یا تماشای شبکه های ماهواره ای می شوند و کمتر فرصت و زمان مفیدی را برای تربیت فرزندان خود سپری می کنند. نهایت آنکه بیشتر بر امورات درسی و تحصیلی فرزند خود متمرکز می شوند تا در اینده بتواند در رشته خوب و پردرامدی ادامه تحصیل دهد و آینده خوبی را برایش تصور کنند. اینگونه است که از وجه تربیتی و اجتماعی پرورش فرزند خود غافل شده و این مهم را به دست توفان های جامعه و محیط اجتماعی می سپارند.
🔘از این روست که اکنون با نسلی از کودکان و نوجوانانی مواجهیم که ویژگی بارزشان زیاده خواهی، خود بزرگ بینی، وقاحت و بی ادبی است.
🔘در چرایی بروز و نمود این ویژگی ها در نسل جدیدِ فرزندان می توان به سرخوردگی ها و ناکامی های ایشان در عدم تطابق خواسته های بی پایان و نامحدود در مواجهه با منابع و امکانات محدود و ناچیز والدین شان اشاره کرد. فرزندانی که به لطف اینترنت و ماهواره خواسته ها و تفریحات موردعلاقه شان در حد و اندازه جهانی و دنیای غرب بزرگ شده، اما زنجیر جبر جغرافیایی و خانوادگی به انان اجازه دستیابی به ارزوها و انتظاراتشان را نمی دهد.
🔘نتیجه انکه این فرزندانِ سرخورده و در عین حال زیاده خواه، عصیانگر و سرکش شده و تمامی اصول اخلاقی اولیه و بدیهی را به کناری نهاده است. نسلی زیاده خواه و مصرف گرا که هدف برایش وسیله را توجیه میکند. نسلی که با وجود سن کم حتی برای ارضای چند دقیقه ای نیاز جنسی به خود اجازه می دهد خودخواهانه و وحشیانه به دختر بچه افغان تجاوز کند و سپس او را بکشد و جسدش را در اسید متلاشی نماید! نسلی که حتی بازی هایش پر از خشونت و کشتار و نابودی است برخلاف نسل های قبلی که بازی هایشان بر مبنای همکاری و دوستی و ساختن بود.
اما براستی مقصر بوجود امدن چنین شرایطی کیست؟
🔘قطعا پاسخ را نه در این فرزندان سرکش که فرزند زمانه خویش اند بلکه در پدران و مادرانی باید جستجو کرد که بدون انکه شرایط و قابلیت های لازم برای فرزنداوری را داشته باشند اقدام به بچه دار شدن کرده اند.
🔘والدینی که فرصت و حوصله ای برای تربیت فرزند ندارند و تفریحات شخصی شان بر تربیت فرزندشان ارجحیت دارد. والدینی که خود هنوز بزرگ نشده اند اما عهده دار سرپرستی یک یا دو فرزند نگون بخت شده اند.
🔘این کار به سه گروه اسیب می رساند: اول خود همان فرزندانی که بدون تربیت صحیحی بزرگ می شوند و وارد جامعه ای می شوند که پذیرای عدم تربیت آنها نخواهد بود و بنابراین انها را طرد خواهد کرد و به انزوا و تباهی می کشاند.
🔘دوم خود والدینی که در اینده باید بار سنگین فرزندان تربیت نایافته را بدوش بکشند و چه بسا بار سرافکندگی فرزندانی بزهکار و مجرم را تحمل نمایند.
🔘سوم جامعه ای که باید بار سنگین و پر دردسر نسلی زیاده خواه و فاقد تربیت را تحمل کند و هزینه های پیدا و پنهان آن را بپردازد.
🔘بنابراین، زوج خوشبخت گرامی اگر فرصت و حوصله تربیت فرزند را ندارید لطفا فرصت ایجاد و تولید فرزند را نیز از خود بگیرید و خلقی را مرنجانید! اگر اجاقتان کور باشد بهتر از آن است که شعله های اجاقتان جامعه ای را بسوزاند!
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️