@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#دزدی_ملایم
در دوران دانشجویی، پنیرتان را از یخچال مشترک خوابگاه کش رفته اند؟ راستش را بگویید آن سال ها با دیدن شیشه مربای هویج متعلق به یکی از دانشجویان، بی آن که به او بگویید، کمی از آن را نخورده اید؟! نه شما "دزد" بودید و نه آن دانشجو یا دانشجویانی که پنیرتان را یواشکی برداشته بودند. اگر به جای پنیر یا مربا، داخل یخچال "پول" دیده بودید، آن را بر نمی داشتید و آن دانشجویان هم همین طور.
این، موضوعِ آزمایش دکتر دن آریلی است که در زمینه اقتصاد رفتاری پژوهش می کند. او در تعدادی از یخچال های خوابگاه دانشجویی دانشگاه MIT آمریکا 6 بسته کوکاکولا قرار داد. همه نوشابه ها ظرف 72 ساعت توسط دانشجویان برداشته شدند. آریلی در ادامه به جای نوشابه، پول در یخچال ها گذاشت. همان دانشجویانی که نوشابه ها را برداشته و خورده بودند، به پول ها دست نزدند و سرانجام خود دکتر آریلی، پول ها را جمع کرد.
او آزمایش های بیشتری انجام داد. مثلاً در یک آزمایش به دانشجویان تعدادی سوال دادند؛ به آنها گفته شد به ازای هر پاسخ صحیح، مبلغی پول نقد می گیرند. به گروه دیگر گفته شد در قبال هر پاسخ صحیح، ژتونی می گیرند و می توانند آن ژتون را در همان اتاق، به پول نقد تبدیل کنند. نکته این بود که هر دانشجو، خودش تعداد پاسخ های صحیح اش را می شمرد و به ممتحن اعلام می کرد و بر اساس خوداظهاری، «پول» یا «ژتون قابل تبدیل به پول» می گرفت.*
فکر می کنید دانشجویان کدام گروه بیشتر مرتکب تقلب شدند؟ دانشجویانی که قرار بود پول بگیرند، کمتر تقلب کردند ولی گروه دیگر با ناراستی، نمرات خود را بیش از واقعیت اعلام کردند.
علت این است: انسان ها نسبت به "پول" حساسیت بیشتری دارند و اگر درستکار باشند، هرگز به "پول" دیگران تعدی نمی کنند اما این حساسیت در قبال اشیاء دیگری که آنها نیز ارزش پولی دارند، کمتر می شود؛ شاید اسم این پدیده را بتوان "دزدی ملایم" گذاشت. آزمایش دانشجویان و پول و ژتون را مرور کنید: وقتی قرار بود "پول" بگیرند، کمتر تقلب می کردند ولی وقتی قرار بود "ژتون" بگیرند بیشتر تقلب کردند و حال آن که می دانستند می توانند آن ژتون ها را در همان اتاق تحویل دهند و در مقابلش پول بگیرند.
پیشنهاد فردی:
به عنوان یک انسان درستکار، حواس تان به این باشد که ممکن است در قبال اموال غیر پولی دیگران، حساسیت کمتری داشته باشید و ناخودآگاه به حقوق آنها تعدی کنید.
مثلاً وقتی حواس رئیس تان نیست، ممکن نیست یواشکی از جیب اش 10 هزار تومان بردارید (اصلاً در شأن شما نیست و حتی فکر کردن به آن هم توهین آمیز است) اما بارها و بارها از تلفن اداره برای کار شخصی تان استفاده کرده اید در حالی که تلفن همراه تان روی میزتان قرار داشت. در واقع با این کار، از جیب مدیرتان حتی بیش از 10 هزار تومان نیز برای تلفن های شخصی تان برداشت کرده اید اما غیر مستقیم.
شما ممکن نیست از حسابداری شرکت تان 5 هزار تومان پول بردارید، ولی به راحتی یک دسته کاغذ را به خانه می برید.
مثال های دیگر: کارگری که پولی را مستقیم نمی دزدد ولی کم کاری می کند، مسافری که از پتوی مسافرتی که داخل پرواز به او داده اند خوشش آمده و آن را درون کیفش می گذارد، یک مشتری که کتی را می خرد و از آن خوشش نمی آید و آن را بدون کندن اتیکت به فروشنده بر می گرداند ولی نمی گوید که وقتی کت دستش بوده، گوشه ای از آن به لبه میز گرفته و نخ کش شده است، ناشری که کتاب دیگری را بدون اجازه اش چاپ می کند و ... دهها مثال دیگر.
یادمان باشد که هر آنچه ارزش مالی دارد، درست مانند خود پول است و همان طور که در قبال پول و دزدی آن، حساس هستیم درباره دیگر چیزهایی که ارزش پولی دارند نیز حساس باشیم.
◽️پیشنهاد سازمانی:
به عنوان صاحب یک کار و کسب، ساز و کارهای سازمانی را طوری بچینید که مراقبت از اموال سازمان نیز همانند مراقبت های پولی به رسمیت شناخته شود. به یاد داشته باشید که بسیاری از انسان های درستکار و شریف، در برابر اموال دیگران به اندازه پول دیگران حساس نیستند. یک آمار نشان می دهد که زیان وارده از محل تقلب در بازگرداندن لباس ها به فروشگاه های لباس فروشی، از کل خرده دزدی ها در آمریکا بیشتر است.
◽️پیشنهاد تربیتی:
به فرزندان خود، حفظ حقوق دیگران را به طور مشخص و با تعیین مصداق ها و گفتن مثال ها یاد دهید؛ به آنها بگویید که هر آنچه مشخصاً متعلق به خودشان نیست، اعم از پول و اشیاء دیگر، قطعاً متعلق به دیگری است و تنها با اجازه مشخص صاحبان آنها می توانند از آنها استفاده کنند.
منبع: کتاب نابخردیهای پیشبینی پذیر
نوشته : #دن_آریلی
ترجمه : رامین رامبد
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#دزدی_ملایم
در دوران دانشجویی، پنیرتان را از یخچال مشترک خوابگاه کش رفته اند؟ راستش را بگویید آن سال ها با دیدن شیشه مربای هویج متعلق به یکی از دانشجویان، بی آن که به او بگویید، کمی از آن را نخورده اید؟! نه شما "دزد" بودید و نه آن دانشجو یا دانشجویانی که پنیرتان را یواشکی برداشته بودند. اگر به جای پنیر یا مربا، داخل یخچال "پول" دیده بودید، آن را بر نمی داشتید و آن دانشجویان هم همین طور.
این، موضوعِ آزمایش دکتر دن آریلی است که در زمینه اقتصاد رفتاری پژوهش می کند. او در تعدادی از یخچال های خوابگاه دانشجویی دانشگاه MIT آمریکا 6 بسته کوکاکولا قرار داد. همه نوشابه ها ظرف 72 ساعت توسط دانشجویان برداشته شدند. آریلی در ادامه به جای نوشابه، پول در یخچال ها گذاشت. همان دانشجویانی که نوشابه ها را برداشته و خورده بودند، به پول ها دست نزدند و سرانجام خود دکتر آریلی، پول ها را جمع کرد.
او آزمایش های بیشتری انجام داد. مثلاً در یک آزمایش به دانشجویان تعدادی سوال دادند؛ به آنها گفته شد به ازای هر پاسخ صحیح، مبلغی پول نقد می گیرند. به گروه دیگر گفته شد در قبال هر پاسخ صحیح، ژتونی می گیرند و می توانند آن ژتون را در همان اتاق، به پول نقد تبدیل کنند. نکته این بود که هر دانشجو، خودش تعداد پاسخ های صحیح اش را می شمرد و به ممتحن اعلام می کرد و بر اساس خوداظهاری، «پول» یا «ژتون قابل تبدیل به پول» می گرفت.*
فکر می کنید دانشجویان کدام گروه بیشتر مرتکب تقلب شدند؟ دانشجویانی که قرار بود پول بگیرند، کمتر تقلب کردند ولی گروه دیگر با ناراستی، نمرات خود را بیش از واقعیت اعلام کردند.
علت این است: انسان ها نسبت به "پول" حساسیت بیشتری دارند و اگر درستکار باشند، هرگز به "پول" دیگران تعدی نمی کنند اما این حساسیت در قبال اشیاء دیگری که آنها نیز ارزش پولی دارند، کمتر می شود؛ شاید اسم این پدیده را بتوان "دزدی ملایم" گذاشت. آزمایش دانشجویان و پول و ژتون را مرور کنید: وقتی قرار بود "پول" بگیرند، کمتر تقلب می کردند ولی وقتی قرار بود "ژتون" بگیرند بیشتر تقلب کردند و حال آن که می دانستند می توانند آن ژتون ها را در همان اتاق تحویل دهند و در مقابلش پول بگیرند.
پیشنهاد فردی:
به عنوان یک انسان درستکار، حواس تان به این باشد که ممکن است در قبال اموال غیر پولی دیگران، حساسیت کمتری داشته باشید و ناخودآگاه به حقوق آنها تعدی کنید.
مثلاً وقتی حواس رئیس تان نیست، ممکن نیست یواشکی از جیب اش 10 هزار تومان بردارید (اصلاً در شأن شما نیست و حتی فکر کردن به آن هم توهین آمیز است) اما بارها و بارها از تلفن اداره برای کار شخصی تان استفاده کرده اید در حالی که تلفن همراه تان روی میزتان قرار داشت. در واقع با این کار، از جیب مدیرتان حتی بیش از 10 هزار تومان نیز برای تلفن های شخصی تان برداشت کرده اید اما غیر مستقیم.
شما ممکن نیست از حسابداری شرکت تان 5 هزار تومان پول بردارید، ولی به راحتی یک دسته کاغذ را به خانه می برید.
مثال های دیگر: کارگری که پولی را مستقیم نمی دزدد ولی کم کاری می کند، مسافری که از پتوی مسافرتی که داخل پرواز به او داده اند خوشش آمده و آن را درون کیفش می گذارد، یک مشتری که کتی را می خرد و از آن خوشش نمی آید و آن را بدون کندن اتیکت به فروشنده بر می گرداند ولی نمی گوید که وقتی کت دستش بوده، گوشه ای از آن به لبه میز گرفته و نخ کش شده است، ناشری که کتاب دیگری را بدون اجازه اش چاپ می کند و ... دهها مثال دیگر.
یادمان باشد که هر آنچه ارزش مالی دارد، درست مانند خود پول است و همان طور که در قبال پول و دزدی آن، حساس هستیم درباره دیگر چیزهایی که ارزش پولی دارند نیز حساس باشیم.
◽️پیشنهاد سازمانی:
به عنوان صاحب یک کار و کسب، ساز و کارهای سازمانی را طوری بچینید که مراقبت از اموال سازمان نیز همانند مراقبت های پولی به رسمیت شناخته شود. به یاد داشته باشید که بسیاری از انسان های درستکار و شریف، در برابر اموال دیگران به اندازه پول دیگران حساس نیستند. یک آمار نشان می دهد که زیان وارده از محل تقلب در بازگرداندن لباس ها به فروشگاه های لباس فروشی، از کل خرده دزدی ها در آمریکا بیشتر است.
◽️پیشنهاد تربیتی:
به فرزندان خود، حفظ حقوق دیگران را به طور مشخص و با تعیین مصداق ها و گفتن مثال ها یاد دهید؛ به آنها بگویید که هر آنچه مشخصاً متعلق به خودشان نیست، اعم از پول و اشیاء دیگر، قطعاً متعلق به دیگری است و تنها با اجازه مشخص صاحبان آنها می توانند از آنها استفاده کنند.
منبع: کتاب نابخردیهای پیشبینی پذیر
نوشته : #دن_آریلی
ترجمه : رامین رامبد
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
پرواز فکر و اندیشه
انسان خردمند یووال نوح هراری @flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
چینی ها و ایرانی ها فاقد اختراعات تکنولوژیک مثل ماشین بخار نبودند (که میشد آزادانه کپی یا خریداری شود). آنچه فاقدش بودند ارزشها و اسطوره ها و دستگاه قضایی و ساختارهای سیاسی - اجتماعی بود که در غرب قرنها زمان برد تا ایجاد شود و جا بیفتد، و نمیشد به سرعت آنها را کپی کرد و در داخل مملکت رواج داد. فرانسه و آمریکا به سرعت از بریتانیا پیروی کردند، زیرا مهم ترین اسطوره ها و ساختارهای اجتماعی فرانسوی و آمریکایی ها در آن زمان با بریتانیایی ها یکی بود. چینی ها و ایرانی ها قادر به جبران سریع این عقب افتادگی ها نبودند، زیرا به گونه متفاوتی فکر میکردند و جوامع خود را به طرق دیگری سازمان می دادند.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
درواقع به گواهی تاریخ ، یگانه پرستی مجموعه ی رنگارنگی از میراث های یگانه پرستی و دوگانه باوری و چندخداپرستی و روح باوری است که زیر یک چترواحد یزدانی درهم آمیخته شده اند. یک مسیحی معمولی همزمان مثل یگانه پرستان به یک خدای واحد ، مثل دوگانه باوران به اهریمن ، مثل چندخداپرستان به قدیسان ومثل روح باوران به ارواح اعتقاد دارد.
دین پژوهان این باور به افکارو اندیشه های گوناگون وحتی متناقض و آمیزش مناسک و اعمال برگرفته ازمنابع گوناگون را درهم آمیزی یا التقاط می نامند که درواقع شاید تنها دین بزرگ جهانی باشد .
#انسان_خردمند
#یووال_نوح_هراری
صفحه 313
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
@flith
درواقع به گواهی تاریخ ، یگانه پرستی مجموعه ی رنگارنگی از میراث های یگانه پرستی و دوگانه باوری و چندخداپرستی و روح باوری است که زیر یک چترواحد یزدانی درهم آمیخته شده اند. یک مسیحی معمولی همزمان مثل یگانه پرستان به یک خدای واحد ، مثل دوگانه باوران به اهریمن ، مثل چندخداپرستان به قدیسان ومثل روح باوران به ارواح اعتقاد دارد.
دین پژوهان این باور به افکارو اندیشه های گوناگون وحتی متناقض و آمیزش مناسک و اعمال برگرفته ازمنابع گوناگون را درهم آمیزی یا التقاط می نامند که درواقع شاید تنها دین بزرگ جهانی باشد .
#انسان_خردمند
#یووال_نوح_هراری
صفحه 313
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
چهار برج بهشتی، در قلب پایتخت !
برجهایی که در قلب تهران باند فرود هلیکوپتر اختصاصی دارند، پزشک ویژه و حرفهایترین مربیهای ورزشی را برای ساکنان برج استخدام کردهاند و کارواش اختصاصی و باغهای عمودی دارند. مجهز به اینترنت اشیا هستند و ساکنان آنها میتوانند چراغهای خانه را از راه دور روشن و یا خاموش کنند. مایکروفر را سر ساعت مشخصی راه بیندازند یا از راه دور فرمان شست و شو به لباسشویی بدهند. ساکنان این برج ها مولتیمیلیاردی ایرانی اند.
برج چناران
در منطقه الهیه تهران قرار دارد. این برج زیبا در ١٣ طبقه و ٢٦ واحد مسکونی در زمینی با وسعت حدود هشت هزار متر مربع بنا شده است. معماران این برج معروف ترین آرشیتکتهای ایرانی هستند. متراژ آپارتمان های آن بین ۳۲۰ تا ۶۴۰ مترمربع است که برای ساخت هر متر از آنها بین ٧ تا ٩میلیون تومان هزینه شده است. در هر طبقه یک، دو یا سه واحد و در طبقه آخر آن یک پنتهاوس قرار دارد و مشاعات این مجتمع شامل ۲۰۰۰ متر لابی با ارتفاع ۱۲ متر، استخر ۵۰۰ مترمربعی و سالن ورزشی بسیار مجهز است. از جمله این که دارای پیست پیاده روی، استخر و آبنماهای زیبا و آبشار دارد. شیرهای حمام و دستشوئی و توالت ها روکش طلا دارند. هر آپارتمان پارکینگ خود را دارد که با چشم الکترونیک در آن به روی اتومبیل صاحب آن باز می شود. سیستم امنیتی فوق پیشرفته ورود و خروج از ساختمان را کنترل میکند.
تمام واحدهای مسکونی این برج فروخته شده به قیمت هر متر مربع بین ٥٠ تا ٦٠میلیون تومان.
برج آلتون کورت
این برج باند هلیکوپتر دارد و در منطقه نیاوران تهران در ٢٤ طبقه ساخته شده است و 60 واحد دارد. این ساختمان دو پنتهاوس ٥٠٠ و ٧٠٠ متری دارد. واحدهای برج آلتون بسته به متراژ و امکاناتی که دارند از متری ٣٠میلیون تا ٦٠میلیون تومان به فروش رسیده است. واحدهای آلتون از ٢٥٠ تا ٧٠٠ متر است. از امکانات این برج میتوان به لابی زیبا و لوکس آن، استخر مخصوص خانمها و آقایان (٤٠٠ متر مربع برای آقایان و ٧٥٠ متر مربع برای خانمها)، سالن ماساژ، سالن بیلیارد، سالن اجتماعات، سالن ورزش، زمین تنیس، فضای پیادهروی، روف گاردن و سه طبقه پارکینگ آن اشاره کرد.
برج آلتون از مواد با استقامت ساخته شده و دارای بیشترین مقاومت در برابر زلزله است. سقف آن عایق صوتی است و دیوارهای داخلی و خارجی از جنس فولاد مقاوم در برابر زلزله 8 و نیم ریشتری ساخته شده است. سیستم خنککننده بیصدا، سیستم اعلام حریق آمریکایی، سیستم تهویه هوای تازه و فن اکسپوز آلمانی هم از ویژگیهای این برج است. یکی دیگر از ویژگیهای برج آلتون باغ ایستاده آن است که بزرگترین سرسرا و ورودی را بین ساختمانهای لاکچری تهران دارد.
برج رولکس فرمانیه
برج رولکس فرمانیه یکی از باشکوهترین و خارقالعادهترین برجهای مسکونی تهران است که قیمتهای میلیاردی آن سر به فلک کشیده است. یکی از ویژگیهای این برج این است که افراد خاصی در آن زندگی میکنند
برج رولکس فرمانیه ٥٢ واحد از ١٣٠ متر تا ٣٠٠ مترمربع دارد که هر واحد آن به قیمت متری ٧٠ تا ٧٥میلیون تومان فروش رفته. مجتمع رولکس فرمانیه، دو استخر ٧٠٠ متری به صورت مجزا برای آقایان و بانوان دارد. علاوه بر استخرهای ویژهای که در این برج وجود دارد، ساکنان رولکس فرمانیه میتوانند از سالنهای بدنسازی با امکانات ویژه در محل زندگیشان استفاده کنند.
در سالنهای بدن سازی برج رولکس، مربیان حرفهای شنا، بدن سازی و ایروبیک هم حضور دارند که هر خانوادهای میتواند در زمانهای در نظر گرفته شده از آنها استفاده کند. این مربیان حتی مسائل پزشکی ساکنان ساختمان را هم به صورت مدام چک میکنند و این یعنی شما اگر مولتیمیلیاردر باشید، حتی لازم نیست برای چکاپ به بیمارستان یا مطب دکتر مراجعه کنید. همچنین برج رولکس فرمانیه زیباترین و منحصر به فردترین لابی را بین برجهای معروف تهران دارد. این برج کارواش مرکزی و سیستم استفاده از انرژی خورشیدی برای تامین آب گرم نیز دارد.
لابی شیک و مبله این برج ۶۰۰ مترمربعی و با دکوراسیونی کم نظیر است. بیش از ١٠ لابیمرد به صورت شبانهروزی در این مجموعه مشغول به کار هستند.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
چهار برج بهشتی، در قلب پایتخت !
برجهایی که در قلب تهران باند فرود هلیکوپتر اختصاصی دارند، پزشک ویژه و حرفهایترین مربیهای ورزشی را برای ساکنان برج استخدام کردهاند و کارواش اختصاصی و باغهای عمودی دارند. مجهز به اینترنت اشیا هستند و ساکنان آنها میتوانند چراغهای خانه را از راه دور روشن و یا خاموش کنند. مایکروفر را سر ساعت مشخصی راه بیندازند یا از راه دور فرمان شست و شو به لباسشویی بدهند. ساکنان این برج ها مولتیمیلیاردی ایرانی اند.
برج چناران
در منطقه الهیه تهران قرار دارد. این برج زیبا در ١٣ طبقه و ٢٦ واحد مسکونی در زمینی با وسعت حدود هشت هزار متر مربع بنا شده است. معماران این برج معروف ترین آرشیتکتهای ایرانی هستند. متراژ آپارتمان های آن بین ۳۲۰ تا ۶۴۰ مترمربع است که برای ساخت هر متر از آنها بین ٧ تا ٩میلیون تومان هزینه شده است. در هر طبقه یک، دو یا سه واحد و در طبقه آخر آن یک پنتهاوس قرار دارد و مشاعات این مجتمع شامل ۲۰۰۰ متر لابی با ارتفاع ۱۲ متر، استخر ۵۰۰ مترمربعی و سالن ورزشی بسیار مجهز است. از جمله این که دارای پیست پیاده روی، استخر و آبنماهای زیبا و آبشار دارد. شیرهای حمام و دستشوئی و توالت ها روکش طلا دارند. هر آپارتمان پارکینگ خود را دارد که با چشم الکترونیک در آن به روی اتومبیل صاحب آن باز می شود. سیستم امنیتی فوق پیشرفته ورود و خروج از ساختمان را کنترل میکند.
تمام واحدهای مسکونی این برج فروخته شده به قیمت هر متر مربع بین ٥٠ تا ٦٠میلیون تومان.
برج آلتون کورت
این برج باند هلیکوپتر دارد و در منطقه نیاوران تهران در ٢٤ طبقه ساخته شده است و 60 واحد دارد. این ساختمان دو پنتهاوس ٥٠٠ و ٧٠٠ متری دارد. واحدهای برج آلتون بسته به متراژ و امکاناتی که دارند از متری ٣٠میلیون تا ٦٠میلیون تومان به فروش رسیده است. واحدهای آلتون از ٢٥٠ تا ٧٠٠ متر است. از امکانات این برج میتوان به لابی زیبا و لوکس آن، استخر مخصوص خانمها و آقایان (٤٠٠ متر مربع برای آقایان و ٧٥٠ متر مربع برای خانمها)، سالن ماساژ، سالن بیلیارد، سالن اجتماعات، سالن ورزش، زمین تنیس، فضای پیادهروی، روف گاردن و سه طبقه پارکینگ آن اشاره کرد.
برج آلتون از مواد با استقامت ساخته شده و دارای بیشترین مقاومت در برابر زلزله است. سقف آن عایق صوتی است و دیوارهای داخلی و خارجی از جنس فولاد مقاوم در برابر زلزله 8 و نیم ریشتری ساخته شده است. سیستم خنککننده بیصدا، سیستم اعلام حریق آمریکایی، سیستم تهویه هوای تازه و فن اکسپوز آلمانی هم از ویژگیهای این برج است. یکی دیگر از ویژگیهای برج آلتون باغ ایستاده آن است که بزرگترین سرسرا و ورودی را بین ساختمانهای لاکچری تهران دارد.
برج رولکس فرمانیه
برج رولکس فرمانیه یکی از باشکوهترین و خارقالعادهترین برجهای مسکونی تهران است که قیمتهای میلیاردی آن سر به فلک کشیده است. یکی از ویژگیهای این برج این است که افراد خاصی در آن زندگی میکنند
برج رولکس فرمانیه ٥٢ واحد از ١٣٠ متر تا ٣٠٠ مترمربع دارد که هر واحد آن به قیمت متری ٧٠ تا ٧٥میلیون تومان فروش رفته. مجتمع رولکس فرمانیه، دو استخر ٧٠٠ متری به صورت مجزا برای آقایان و بانوان دارد. علاوه بر استخرهای ویژهای که در این برج وجود دارد، ساکنان رولکس فرمانیه میتوانند از سالنهای بدنسازی با امکانات ویژه در محل زندگیشان استفاده کنند.
در سالنهای بدن سازی برج رولکس، مربیان حرفهای شنا، بدن سازی و ایروبیک هم حضور دارند که هر خانوادهای میتواند در زمانهای در نظر گرفته شده از آنها استفاده کند. این مربیان حتی مسائل پزشکی ساکنان ساختمان را هم به صورت مدام چک میکنند و این یعنی شما اگر مولتیمیلیاردر باشید، حتی لازم نیست برای چکاپ به بیمارستان یا مطب دکتر مراجعه کنید. همچنین برج رولکس فرمانیه زیباترین و منحصر به فردترین لابی را بین برجهای معروف تهران دارد. این برج کارواش مرکزی و سیستم استفاده از انرژی خورشیدی برای تامین آب گرم نیز دارد.
لابی شیک و مبله این برج ۶۰۰ مترمربعی و با دکوراسیونی کم نظیر است. بیش از ١٠ لابیمرد به صورت شبانهروزی در این مجموعه مشغول به کار هستند.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
حجاب زنان و نجابت مردان
(اشتباهات ما در حجاب! قسمت چهارم)
✍ محمد سروش محلاتی
🔻۷. حساسیتهای نابرابر
حجاب حکمی مربوط به مناسبات زنان و مردان است و این حکم برای زنان با حکم دیگری برای مردان پیوند خورده است. از بانوان "پوشش" و از آقایان "عدم آزار" خواسته شده است.
البته این دو دستور، دو حکم موازی و مستقل نیستند بلکه هر دو ناظر به یک غایتند و مقصود آن است که زنان از امنیت و آرامش برخوردار باشند: "یدنین علیهن من جلابیبهن ذلک ادنی ان یعرفن فلایوُذین"(احزاب/۵۹) در واقع، اسلام برای حفظ حریم زنان، فقط به منع مردان از آزار و اذیت نسبت به آنان بسنده نکرده است بلکه علاوه بر آن، زنان را هم موظف کرده تا با رعایت پوشش، زمینه تهییج و اذیت مردان را کاهش دهند. ولی اشتباه ما این است که این تکلیف دوسویه را یک سویه کرده و تکلیف را به طرف زنان سوق داده ایم و مردان مزاحم را رها کرده ایم، به عکس آنچه در دنیای جدید اتفاق افتاده که تکلیف را بسوی مردان سوق داده و در حالیکه با مزاحمتهای آنان بشدت برخورد میکنند، زنان را در پوشش آزاد میگذارند.
ما در این مسئولیت دوگانه در حالی فشار تکلیف را بر زنان قرار داده و از مردان برداشته ایم که قرآن در آموزه های خود، بار مردان را سنگینتر قرار داده و گناه مزاحمت مردان را بسیار بزرگتر از بی حجابی زنان قلمداد کرده است. در همان سوره احزاب که پیامبر(ص) مأمور ابلاغ این وظیفه به زنان میشود، آیه حجاب با "ان الله کان غفورا رحیما " پایان میپذیرد و به زنان متخلف امید رحمت و غفران الهی میدهد ولی در آیه بعد که مربوط به مردان متخلف است، لحن آیه کاملا عوض شده و خداوند با شدت و تهدید با آنان سخن میگوید: که اگر این مزاحمان، دست از اذیت برندارند، پیامبر را علیه آنان مأموریت داده و زندگی را بر آنان تنگ خواهیم کرد تا نتوانند در شهر بمانند: "لَئِنْ لَمْ يَنْتَهِ الْمُنَافِقُونَ وَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَ الْمُرْجِفُونَ فِي الْمَدِينَةِ لَنُغْرِيَنَّكَ بِهِمْ ثُمَّ لاَ يُجَاوِرُونَكَ فِيهَا إِلاَّ قَلِيلاً ". در اینجا " الذین فی قلوبهم مرض" اشاره به همان مزاحمان خیابانی دارد که بدنبال زنان می افتند که در کنار --المرجفون فی المدینه -- یعنی عوامل نفوذی دشمن از آنان یاد شده است(مجمع البیان). بکار بردن تعبییر "فی قلوبهم مرض" هم فقط برای مردان مزاحم بکار رفته، نه زنان بدحجاب! چه اینکه از زنان خواسته با ناز و ادا سخن نگویند تا مردان "بیماردل" به ایشان طمع نورزند " فلاتخضعن بالقول فیطمع الذی فی قلبه مرض"(احزاب/۳۲) در اینجا هم هر چند از زن خواسته شده تا متانت در گفتار را در برابر مردان حفظ کند ولی تعبیر ملامت آمیزی درباره او بکار نرفته ولی متقابلا از مردانی که تحت تاثیر لحن لطیف او قرار گرفته و قصد سوء میکنند با "فی قلوبهم مرض"یاد شده است. بعلاوه این در حالی است که آن تهدیدهای سنگین دنیوی و اخروی هم فقط برای مردان مزاحم بیان شده و نه زنان لاابالی از نظر پوشش!
ولی ما در اثر دوری از فرهنک اصیل اسلامی، همه این آموزه ها را معکوس فهمیده ایم و با این فهم وارونه --که متاسفانه به دین هم نسبت میدهیم -- توقع داریم دنیایمان اصلاح شود!!
حساسیت یک طرفه ما نسبت به بی حجابی زنان و بی اعتناییمان نسبت به مزاحمت های مردان، ادامه همان فرهنگ جاهلی است که علامه طباطبایی بدان اشاره کرده که "مسلمانان زنا را برای زن عار و ننگ میدانند حتی اگر توبه کند، ولی برای مرد ننگ نمیدانند حتی اگر اصرار بورزد در حالی که زانی و زانیه درمعصیت برابرند."(المیزان ج۲/ص۲۷۱)
شاید اگر زنان مسلمان ما در فضای اجتهادی فعال بودند، میتوانستند جلوی اینگونه یک سو نگری های دینی را بگیرند.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
حجاب زنان و نجابت مردان
(اشتباهات ما در حجاب! قسمت چهارم)
✍ محمد سروش محلاتی
🔻۷. حساسیتهای نابرابر
حجاب حکمی مربوط به مناسبات زنان و مردان است و این حکم برای زنان با حکم دیگری برای مردان پیوند خورده است. از بانوان "پوشش" و از آقایان "عدم آزار" خواسته شده است.
البته این دو دستور، دو حکم موازی و مستقل نیستند بلکه هر دو ناظر به یک غایتند و مقصود آن است که زنان از امنیت و آرامش برخوردار باشند: "یدنین علیهن من جلابیبهن ذلک ادنی ان یعرفن فلایوُذین"(احزاب/۵۹) در واقع، اسلام برای حفظ حریم زنان، فقط به منع مردان از آزار و اذیت نسبت به آنان بسنده نکرده است بلکه علاوه بر آن، زنان را هم موظف کرده تا با رعایت پوشش، زمینه تهییج و اذیت مردان را کاهش دهند. ولی اشتباه ما این است که این تکلیف دوسویه را یک سویه کرده و تکلیف را به طرف زنان سوق داده ایم و مردان مزاحم را رها کرده ایم، به عکس آنچه در دنیای جدید اتفاق افتاده که تکلیف را بسوی مردان سوق داده و در حالیکه با مزاحمتهای آنان بشدت برخورد میکنند، زنان را در پوشش آزاد میگذارند.
ما در این مسئولیت دوگانه در حالی فشار تکلیف را بر زنان قرار داده و از مردان برداشته ایم که قرآن در آموزه های خود، بار مردان را سنگینتر قرار داده و گناه مزاحمت مردان را بسیار بزرگتر از بی حجابی زنان قلمداد کرده است. در همان سوره احزاب که پیامبر(ص) مأمور ابلاغ این وظیفه به زنان میشود، آیه حجاب با "ان الله کان غفورا رحیما " پایان میپذیرد و به زنان متخلف امید رحمت و غفران الهی میدهد ولی در آیه بعد که مربوط به مردان متخلف است، لحن آیه کاملا عوض شده و خداوند با شدت و تهدید با آنان سخن میگوید: که اگر این مزاحمان، دست از اذیت برندارند، پیامبر را علیه آنان مأموریت داده و زندگی را بر آنان تنگ خواهیم کرد تا نتوانند در شهر بمانند: "لَئِنْ لَمْ يَنْتَهِ الْمُنَافِقُونَ وَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَ الْمُرْجِفُونَ فِي الْمَدِينَةِ لَنُغْرِيَنَّكَ بِهِمْ ثُمَّ لاَ يُجَاوِرُونَكَ فِيهَا إِلاَّ قَلِيلاً ". در اینجا " الذین فی قلوبهم مرض" اشاره به همان مزاحمان خیابانی دارد که بدنبال زنان می افتند که در کنار --المرجفون فی المدینه -- یعنی عوامل نفوذی دشمن از آنان یاد شده است(مجمع البیان). بکار بردن تعبییر "فی قلوبهم مرض" هم فقط برای مردان مزاحم بکار رفته، نه زنان بدحجاب! چه اینکه از زنان خواسته با ناز و ادا سخن نگویند تا مردان "بیماردل" به ایشان طمع نورزند " فلاتخضعن بالقول فیطمع الذی فی قلبه مرض"(احزاب/۳۲) در اینجا هم هر چند از زن خواسته شده تا متانت در گفتار را در برابر مردان حفظ کند ولی تعبیر ملامت آمیزی درباره او بکار نرفته ولی متقابلا از مردانی که تحت تاثیر لحن لطیف او قرار گرفته و قصد سوء میکنند با "فی قلوبهم مرض"یاد شده است. بعلاوه این در حالی است که آن تهدیدهای سنگین دنیوی و اخروی هم فقط برای مردان مزاحم بیان شده و نه زنان لاابالی از نظر پوشش!
ولی ما در اثر دوری از فرهنک اصیل اسلامی، همه این آموزه ها را معکوس فهمیده ایم و با این فهم وارونه --که متاسفانه به دین هم نسبت میدهیم -- توقع داریم دنیایمان اصلاح شود!!
حساسیت یک طرفه ما نسبت به بی حجابی زنان و بی اعتناییمان نسبت به مزاحمت های مردان، ادامه همان فرهنگ جاهلی است که علامه طباطبایی بدان اشاره کرده که "مسلمانان زنا را برای زن عار و ننگ میدانند حتی اگر توبه کند، ولی برای مرد ننگ نمیدانند حتی اگر اصرار بورزد در حالی که زانی و زانیه درمعصیت برابرند."(المیزان ج۲/ص۲۷۱)
شاید اگر زنان مسلمان ما در فضای اجتهادی فعال بودند، میتوانستند جلوی اینگونه یک سو نگری های دینی را بگیرند.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان صد و پنجاه و دو
#نبرد_افراسیاب_با_کیخسرو_و_به_دام_افتادن_او
و چون بهم رسیدند کیخسرو با دست چپ گردن و با دست راست پشت شیده را گرفت و آنچنان بر زمین زد که مهره های پشتش همچنون نی بگسست و تیغ برکشید و دل آن نامور را درید. کیخسرو پیاده به طرف سپاه خودش برگشت و به رهام گفت : این دلیر بدسگال وسبکسر خیال کشتن مرا داشت ولی حالا با کشته او مهربانی کنید و او را مثل شاهان در دخمه بگذارید.
جنگ مدتها ادامه داشت و در تمام نبردهای گروهی و تن به تن ایرانیان پیروز بودند. تا افراسیاب نوه خود، جهن را با پیام آشتی به خدمت کیخسرو فرستاد. افراسیاب در پیامش بعد از برشمردن بزرگیهای خودش در نهایت به کیخسرو پیشنهاد کرد که لشکر و کشورش را به کیخسرو می سپاردو خودش از دریای کیماک گذشته ودر گنگ دژ تا آخر عمر زندگی کرده و شاه و سپاه هم او را هرگز نبینند.
چو از جهن پیغام بشنید شاه
همی کرد خندان بدو بر نگاه
زبان پر زگفتار و دل پرفروغ
بر مرد دانا نگیرد فروغ
پدر کشته را شاه گیتی مخوان
کنون کز سیاوش نماند استخوان
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان صد و پنجاه و دو
#نبرد_افراسیاب_با_کیخسرو_و_به_دام_افتادن_او
و چون بهم رسیدند کیخسرو با دست چپ گردن و با دست راست پشت شیده را گرفت و آنچنان بر زمین زد که مهره های پشتش همچنون نی بگسست و تیغ برکشید و دل آن نامور را درید. کیخسرو پیاده به طرف سپاه خودش برگشت و به رهام گفت : این دلیر بدسگال وسبکسر خیال کشتن مرا داشت ولی حالا با کشته او مهربانی کنید و او را مثل شاهان در دخمه بگذارید.
جنگ مدتها ادامه داشت و در تمام نبردهای گروهی و تن به تن ایرانیان پیروز بودند. تا افراسیاب نوه خود، جهن را با پیام آشتی به خدمت کیخسرو فرستاد. افراسیاب در پیامش بعد از برشمردن بزرگیهای خودش در نهایت به کیخسرو پیشنهاد کرد که لشکر و کشورش را به کیخسرو می سپاردو خودش از دریای کیماک گذشته ودر گنگ دژ تا آخر عمر زندگی کرده و شاه و سپاه هم او را هرگز نبینند.
چو از جهن پیغام بشنید شاه
همی کرد خندان بدو بر نگاه
زبان پر زگفتار و دل پرفروغ
بر مرد دانا نگیرد فروغ
پدر کشته را شاه گیتی مخوان
کنون کز سیاوش نماند استخوان
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
مافیای کتابهای کمک درسی و فرزندانمان
🖋مریم زارعیان
🔹از وقتی سید محمد بطحایی وزیر آموزش و پرورش شد، از این گفت که فرزندان این سرزمین در چنبره موسسات کنکور و تست اسیر شده اند و آرامش روانی خانواده ها و فرزندانشان در معرض تهدید جدی قرار گرفته است.
🔹همه ما روزانه شاهد حجم بالای تبلیغاتی هستیم که باهزینه میلیاردی در صدا وسیمای ملی! به ما القا می کنند که اگر به دنبال خوشبختی و سعادت و نیکروزی فرزندانمان هستیم، می بایست آنها را در کلاسهای متعدد کنکور و تست ثبت نام کنیم، برایشان کتابهای متعدد کار و کمک درسی تهیه کنیم و با یک مته برقی مخلفات اضافه را در مغزشان فرو کنیم.
🔹سالهاست که ما هم همین کارها را کردهایم. اما شوربختانه امروز به جای آنکه بالندگی فرزندان این سرزمین را شاهد باشیم، آنچه می بینیم با آنچه می خواستیم بسیار متفاوت است.
🔹به طوریکه آمار وحشتناکی از خودکشی دانش آموزان را در سالهای اخیر شاهدیم، اتفاقی که به همه ما نهیب می زند که روح فرزندان این سرزمین زخمی عمیق برداشته است.
🔹تازه با وجود این سطح کلاس و کتاب تست، حتی از نظر علمی نیز عقبگرد داشته ایم، نتایج آزمون بین المللی "تیمز" که وضعیت تحصیلی دانشآموزان پایه چهارم و پایه هشتم را در ریاضیات و علوم میسنجد و هر 4 سال یک بار برگزار میگردد، در سالهای مختلف، بیانگر آن است که میانگین نمرات دانشآموزان ایرانی در این آزمون از میانگین نمرات بسیاری از کشورهای شرکتکننده در آزمون بینالمللی تیمز کمتر است!
🔹در کنار همه این آسیب هایی که از این رهگذار شاهد هستیم، تلاش بی وقفه این موسسات آموزشی قابل تأمل است. آنها راهی قم شده اند، تا نگرانی خود را از اقدامات آموزش و پرورش ابراز کنند. البته به نام فرزندان این کشور و به کام موسسات کنکور!
🔹پرواضح است که آنها با هدف صیانت از کودکان و نوجوانان این سرزمین به دیدار مراجع نشتافته اند، اظهار نظر یکی از این موسسات که نتیجه حذف مشق شب را دور شدن کودکان از آموزش و پیوستن هرچه بیشتر به فضای مجازی می داند، قابل توجه است.
🔹 اگر مشق شب و استفاده از کتابهای کمک درسی حذف شود، لاجرم فرزندانتان به سمت فضای مجازی کشیده می شوند! تکنیکی که با ترس از یک موقعیت، موقعیت دیگری را توجیه می کند!
🔹انتقال این اطلاعات نادرست به مراجع معظم حوزه، موجب اظهارنظری نیز در این خصوص گردیده است که «حذف مشق شب خلاف قرآن، حدیث و سیره بزرگان و علما است!
🔹از ناشران کتابهای کمک درسی توقعی نیست، گردش مالی 8 هزار میلیارد تومانی این موسسات، توجیه گر تلاشهایشان در این راه است.
🔹اما مسئولان محترم، والدین و همه کسانیکه دل در گروی آینده این کشور دارید!
فرزندان این مرز و بوم را از چنبره فشار و استرس مافیای کنکور و کتابهای کمک درسی رها کنید!
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
مافیای کتابهای کمک درسی و فرزندانمان
🖋مریم زارعیان
🔹از وقتی سید محمد بطحایی وزیر آموزش و پرورش شد، از این گفت که فرزندان این سرزمین در چنبره موسسات کنکور و تست اسیر شده اند و آرامش روانی خانواده ها و فرزندانشان در معرض تهدید جدی قرار گرفته است.
🔹همه ما روزانه شاهد حجم بالای تبلیغاتی هستیم که باهزینه میلیاردی در صدا وسیمای ملی! به ما القا می کنند که اگر به دنبال خوشبختی و سعادت و نیکروزی فرزندانمان هستیم، می بایست آنها را در کلاسهای متعدد کنکور و تست ثبت نام کنیم، برایشان کتابهای متعدد کار و کمک درسی تهیه کنیم و با یک مته برقی مخلفات اضافه را در مغزشان فرو کنیم.
🔹سالهاست که ما هم همین کارها را کردهایم. اما شوربختانه امروز به جای آنکه بالندگی فرزندان این سرزمین را شاهد باشیم، آنچه می بینیم با آنچه می خواستیم بسیار متفاوت است.
🔹به طوریکه آمار وحشتناکی از خودکشی دانش آموزان را در سالهای اخیر شاهدیم، اتفاقی که به همه ما نهیب می زند که روح فرزندان این سرزمین زخمی عمیق برداشته است.
🔹تازه با وجود این سطح کلاس و کتاب تست، حتی از نظر علمی نیز عقبگرد داشته ایم، نتایج آزمون بین المللی "تیمز" که وضعیت تحصیلی دانشآموزان پایه چهارم و پایه هشتم را در ریاضیات و علوم میسنجد و هر 4 سال یک بار برگزار میگردد، در سالهای مختلف، بیانگر آن است که میانگین نمرات دانشآموزان ایرانی در این آزمون از میانگین نمرات بسیاری از کشورهای شرکتکننده در آزمون بینالمللی تیمز کمتر است!
🔹در کنار همه این آسیب هایی که از این رهگذار شاهد هستیم، تلاش بی وقفه این موسسات آموزشی قابل تأمل است. آنها راهی قم شده اند، تا نگرانی خود را از اقدامات آموزش و پرورش ابراز کنند. البته به نام فرزندان این کشور و به کام موسسات کنکور!
🔹پرواضح است که آنها با هدف صیانت از کودکان و نوجوانان این سرزمین به دیدار مراجع نشتافته اند، اظهار نظر یکی از این موسسات که نتیجه حذف مشق شب را دور شدن کودکان از آموزش و پیوستن هرچه بیشتر به فضای مجازی می داند، قابل توجه است.
🔹 اگر مشق شب و استفاده از کتابهای کمک درسی حذف شود، لاجرم فرزندانتان به سمت فضای مجازی کشیده می شوند! تکنیکی که با ترس از یک موقعیت، موقعیت دیگری را توجیه می کند!
🔹انتقال این اطلاعات نادرست به مراجع معظم حوزه، موجب اظهارنظری نیز در این خصوص گردیده است که «حذف مشق شب خلاف قرآن، حدیث و سیره بزرگان و علما است!
🔹از ناشران کتابهای کمک درسی توقعی نیست، گردش مالی 8 هزار میلیارد تومانی این موسسات، توجیه گر تلاشهایشان در این راه است.
🔹اما مسئولان محترم، والدین و همه کسانیکه دل در گروی آینده این کشور دارید!
فرزندان این مرز و بوم را از چنبره فشار و استرس مافیای کنکور و کتابهای کمک درسی رها کنید!
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
خطر ظهور "سکولاریسم ستیزهجو" در ایران!
✍️ مهران صولتی
▫️با جان باختن محمد تولایی؛ طلبه مضروب مشهدی، تعداد سوءقصدهایی که منجر به فوت روحانیون در مکان عمومی شده به انگشتان یک دست رسیده است. تعداد مجروحین البته بسیار بیشتر از این است. به نظر میرسد انبان کینهها آنچنان لبریز شده است که کسی توجه نمیکند این طلبههای جوانی که به سختی در پی معیشت خود در میان شهروندان دیگر زیست میکنند چندان نسبتی با آن روحانیون مسئولی ندارند که هرگز بدون محافظ در جامعه ظاهر نمیشوند.
▫️روشن است که این رویداد را باید نشانهای از عمیقتر شدن شکاف میان جامعه با خوانشی از دینداری حکومتی دانست که بیش از همه خود را در تحمیل یک سبک زندگی سختگیرانه از جنس گشت ارشاد به نمایش میگذارد. نگرشی که نه تنها در قبال تحولات اجتماعی، انعطافی از خود نشان نمی دهد بلکه تک صداهای مخالفی همچون نقویان، دانشمند، زائری و ... را نیز از عرصه رسانههای فراگیری همچون صدا و سیما حذف می کند!
▫️در چنین بستری است که نوعی برخورد هیستریک علیه نمادهای دینداری در جامعه شکل گرفته و شمایلی از ظهور یک سکولاریسم ستیزه جو در افق فردای ایران پدیدار شده است. در قاموس چنین سکولاریسمی دین عامل تمامی ناکامیها، عقب ماندگیها و سرکوبها قلمداد شده و لذا نمادهای دینی باید از عرصه جامعه حذف شود. شاید بتوان حجم توهینهای اخیر به ساحت امام حسین(ع) در فضای مجازی را نیز جلوهای دیگر از این ستیزهجویی تلقی کرد. اینکه با عرب تلقی کردن حسین و یاراناش کوشیده می شود تا این نهضت را به درگیری دو طایفه غیر ایرانی فروکاسته و آن را پاک بی ارتباط به جامعه ایران نشان دهند!
▫️روایت عبدالکریم سروش نیز نشان میدهد که روشنفکران دینی مهاجر هم با محدودیت ها و تنگ نظریهای بسیاری از سوی اپوزیسیون جمهوری اسلامی در خارج از کشور روبرو هستند. در چنین فضایی روشن است که می توان بخشی از واکنش تند مردم نسبت به برخی نمادهای دینداری از جمله طلبه های جوان را به بازنمایی نقش منفی روحانیون از سوی کانال های ماهواره ای خارج از کشور نسبت داد.
▫️اما در هر حال اگر چشمی بینا و گوشی شنوا برای رصد تحولات اجتماعی ایران در میان مسئولان وجود داشت باید نسبت به شکل گیری این پدیده نوظهور در فضای ایران امروز حساس می بود. رویکردی که در پی ناکامی از انجام اصلاحات بنیادین در راستای بهبود وضعیت موجود، اکنون حاملان دین را هدف قرار داده و حتی به آنها فرصت توضیح نیز نمی دهد. کاهش تاب آوری جامعه ایران در برابر بحران های آوار شده، از آن دست نشانه های آشکاری است که نمی توان صرفا با تاکید بر حجم و شکوه عزاداری های موجود در این ایام، به آسانی از کنارش گذشت. ایران فردا باید همچون گذشته پرافتخار این سرزمین، مکانی امن برای گفت و گو و زیست مسالمت آمیز همه افکار و اقوام باشد!
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
خطر ظهور "سکولاریسم ستیزهجو" در ایران!
✍️ مهران صولتی
▫️با جان باختن محمد تولایی؛ طلبه مضروب مشهدی، تعداد سوءقصدهایی که منجر به فوت روحانیون در مکان عمومی شده به انگشتان یک دست رسیده است. تعداد مجروحین البته بسیار بیشتر از این است. به نظر میرسد انبان کینهها آنچنان لبریز شده است که کسی توجه نمیکند این طلبههای جوانی که به سختی در پی معیشت خود در میان شهروندان دیگر زیست میکنند چندان نسبتی با آن روحانیون مسئولی ندارند که هرگز بدون محافظ در جامعه ظاهر نمیشوند.
▫️روشن است که این رویداد را باید نشانهای از عمیقتر شدن شکاف میان جامعه با خوانشی از دینداری حکومتی دانست که بیش از همه خود را در تحمیل یک سبک زندگی سختگیرانه از جنس گشت ارشاد به نمایش میگذارد. نگرشی که نه تنها در قبال تحولات اجتماعی، انعطافی از خود نشان نمی دهد بلکه تک صداهای مخالفی همچون نقویان، دانشمند، زائری و ... را نیز از عرصه رسانههای فراگیری همچون صدا و سیما حذف می کند!
▫️در چنین بستری است که نوعی برخورد هیستریک علیه نمادهای دینداری در جامعه شکل گرفته و شمایلی از ظهور یک سکولاریسم ستیزه جو در افق فردای ایران پدیدار شده است. در قاموس چنین سکولاریسمی دین عامل تمامی ناکامیها، عقب ماندگیها و سرکوبها قلمداد شده و لذا نمادهای دینی باید از عرصه جامعه حذف شود. شاید بتوان حجم توهینهای اخیر به ساحت امام حسین(ع) در فضای مجازی را نیز جلوهای دیگر از این ستیزهجویی تلقی کرد. اینکه با عرب تلقی کردن حسین و یاراناش کوشیده می شود تا این نهضت را به درگیری دو طایفه غیر ایرانی فروکاسته و آن را پاک بی ارتباط به جامعه ایران نشان دهند!
▫️روایت عبدالکریم سروش نیز نشان میدهد که روشنفکران دینی مهاجر هم با محدودیت ها و تنگ نظریهای بسیاری از سوی اپوزیسیون جمهوری اسلامی در خارج از کشور روبرو هستند. در چنین فضایی روشن است که می توان بخشی از واکنش تند مردم نسبت به برخی نمادهای دینداری از جمله طلبه های جوان را به بازنمایی نقش منفی روحانیون از سوی کانال های ماهواره ای خارج از کشور نسبت داد.
▫️اما در هر حال اگر چشمی بینا و گوشی شنوا برای رصد تحولات اجتماعی ایران در میان مسئولان وجود داشت باید نسبت به شکل گیری این پدیده نوظهور در فضای ایران امروز حساس می بود. رویکردی که در پی ناکامی از انجام اصلاحات بنیادین در راستای بهبود وضعیت موجود، اکنون حاملان دین را هدف قرار داده و حتی به آنها فرصت توضیح نیز نمی دهد. کاهش تاب آوری جامعه ایران در برابر بحران های آوار شده، از آن دست نشانه های آشکاری است که نمی توان صرفا با تاکید بر حجم و شکوه عزاداری های موجود در این ایام، به آسانی از کنارش گذشت. ایران فردا باید همچون گذشته پرافتخار این سرزمین، مکانی امن برای گفت و گو و زیست مسالمت آمیز همه افکار و اقوام باشد!
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
Telegram
attach 📎
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان صد و پنجاه و سه
#نبرد_افراسیاب_با_کیخسرو_و_به_دام_افتادن_او
کیخسرو به تفسیر گناهان افراسیاب را برشمردو نتیجه گیری کرد که از این پس تا رستاخیز جز شمشیر سخنی بین ما نخواهد بود. و به جهن تاکید کرد آنچه را که گفته به نیای خویش بگوید و در جنگ بهانه جویینکند. افراسیاب از پاسخ کیخسرو برآشفت و در گنج را باز کرد و به سپاهش بخشید و وارد نبرد سرنوشت ساز شد.
نبرد مدتها به درازا کشید تا افراسیاب دوباره به کیخسرو پیشنهاد جنگ تن به تن کرد. رستم به شهریار گفت که برای شاه ننگ خواهد بود که به جنگ پشنگ برود. چون سخن رستم را شنید، کیخسرو اندیشید و پیام به افراسیاب داد که اگر شاه با شاه نبرد جوید ، چرا دیگران کشته شوند؟
افراسیاب جانش پر درد شد و و در جنگ تن به تن با کیخسرو شتاب نکرد . ولی فک کرد بهتر است به سپاه ایران شبیخون بزند. کیخسرو که از حیله افراسیاب با اطلاع بود، ظاهر سپاه را آن چنان نشان داد که همه در خوابند و وقتی تورانیان حمله کردند، آن چنان بلائی سرشان آوردند که افراسیاب راهی جز فرار برایش باقی نماند.
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان صد و پنجاه و سه
#نبرد_افراسیاب_با_کیخسرو_و_به_دام_افتادن_او
کیخسرو به تفسیر گناهان افراسیاب را برشمردو نتیجه گیری کرد که از این پس تا رستاخیز جز شمشیر سخنی بین ما نخواهد بود. و به جهن تاکید کرد آنچه را که گفته به نیای خویش بگوید و در جنگ بهانه جویینکند. افراسیاب از پاسخ کیخسرو برآشفت و در گنج را باز کرد و به سپاهش بخشید و وارد نبرد سرنوشت ساز شد.
نبرد مدتها به درازا کشید تا افراسیاب دوباره به کیخسرو پیشنهاد جنگ تن به تن کرد. رستم به شهریار گفت که برای شاه ننگ خواهد بود که به جنگ پشنگ برود. چون سخن رستم را شنید، کیخسرو اندیشید و پیام به افراسیاب داد که اگر شاه با شاه نبرد جوید ، چرا دیگران کشته شوند؟
افراسیاب جانش پر درد شد و و در جنگ تن به تن با کیخسرو شتاب نکرد . ولی فک کرد بهتر است به سپاه ایران شبیخون بزند. کیخسرو که از حیله افراسیاب با اطلاع بود، ظاهر سپاه را آن چنان نشان داد که همه در خوابند و وقتی تورانیان حمله کردند، آن چنان بلائی سرشان آوردند که افراسیاب راهی جز فرار برایش باقی نماند.
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
🔳⭕️چرا به فنا می رویم؟
سال 2016، کتابی منتشر شد که در طول 12 ماه، سه میلیون نسخه از آن فروش رفت. مارک منسون، نویسنده کتاب هنر ظریف بیخیالی، در این کتاب به این می پردازد که چرا ما زندگی خود را به فنا می دهیم؟ شاید ما با همه نکاتی که او می گوید موافق نباشیم اما به نظرم مطالعه این کتاب و نکاتش می تواند ما را عمیقا به فکر ببرد. از میان نکات کتاب، سه نکته آن را انتخاب کرده ام تا شما هم به آن بیاندیشید:
1- ما عقده ای بار آمده ایم. رسانه ها و مدرسان و مشاوران موفقیت، به ما القا می کنند که خوشحال تر باشید، سالم تر باشید، باهوش تر، ثروتمندتر، جذاب تر، معروف تر، خلاق تر، و دوست داشتنی تر. تصویر از شادکامی این است که درحالی که همسر و کودکان تان را برای خداحافظی می بوسید، در هلی کوپتر شخصی تان بنشینید و به سوی دفتر کارتان بروید جایی که شما جایگاهی مهم و شغل فوق العاده ای دارید.
اگر یک لحظه دست نگه دارید و واقعا به این ها فکر کنید، متوجه می شوید که این تصویرها و توصیه ها، در واقع بر نداشته هایتان تمرکز دارند. آن ها، کمبودها و نداشته ها و نبوده ها را نشانه می گیرند، و همان ها را برایتان برجسته می کنند و عقده نداشته ها را هر روز بزرگ تر و بزرگ تر می کنند.
2- فکر می کنیم با «داشتن» همه چیز حل میشود. هرچیزی که به شما احساس خوبی بدهد پتانسیل این را دارد که احساس منفی هم به شما بدهد، همسر ایده آل شما همان کسی خواهد بود که نگران آن هستید که روزی از دستش بدهید یا همان کسی خواهد بود که با او بیشترین اختلاف نظر را خواهید داشت، شغل رویایی شما همان شغلی خواهد بود که در آن اضطراب و نگرانی را تجربه می کنید چرا که دیگران می خواهند روزی جای شما را بگیرند و شما باید برای نگه داشتن آن شغل خیلی بیشتر از حالت عادی تلاش کنید.
3- فکر می کنيم شادکامی یعنی نداشتن مشکل. که این اشتباه است. مشکل، مؤلفه ثابت زندگی است. با حذف هر مشکلی، دست کم یک مشکل دیگر زاده می شود. وقتی با خریدن عضویت باشگاه ورزشی، مشکل سلامتی خود را حل میکنید مشکل جدیدی به وجود میآید. مثلاً اینکه مجبور میشوید صبح زود از خواب بیدار شوید و نیم ساعت روی دوچرخه ثابت عرق بریزید و یا مشکل درد سائیدگی زانو پیدا می کنید. وقتی ازدواج می کنیم یک مشکل حل می شود و حداقل یک مشکل دیگر سر بر می آورد. وقتی پولدار می شویم، یک مشکل حل می شود و ... [زود قضاوت نکنید اصلا توصیه این نیست که با مشکلات زندگی کنیم نکته این جاست که می گوید شادکامی در نبود مشکل نیست بلکه در حل مشکل است]. برای شادکامی، به چیزی برای حل کردن نیاز داریم؛ بنابراین، شادکامی، فرآیند است و نه فرآورده. شدن است نه بودن. رفتن است و نه رسیدن.
☑️⭕️تجویز راهبردی:
تکنیک بی خیالی آگاهانه؛ اگر برای مسائل پیش پا افتاده، بیش از اندازه حرص و جوش می خورید؛ مثلاً عکس فیسبوک جدید همسر سابقتان، پخش نشدن برنامه تلویزیون محبوب تان، از دست دادن دیدن 10 دقیقه اول مسابقه فوتبال به خاطر ترافیک، این نشانه یک مشکل جدی در زندگی شماست. وقتی سطح دغدغههای شما این قدر نازل و مبتذل است یعنی شما نتوانسته اید مسایل اصلی زندگی خود را درست تعیین کنید و بر آن ها متمرکز شوید.
بزرگترین مشکلات زندگی ریشه در این دارندکه ما هر چیزی را زیادی جدی میگیریم. هر چیزی و کسی، شایستگی حضور در ذهن مان را میدهیم. ما فراموش میکنیم که ظرفِ توجه و انرژی و وقت ما محدود است. پس آنرا با «سخاوتی احمقانه» برای هر چیز و ناچیزی، برای هر کس و ناکسی خرج میکنیم. ما روی چیزهایی حساس هستیم که نباید باشیم.
رها کردن یک چیز دیگر: ما علاقه افراطی داریم برای جستجوی پایانناپذیر یک چیز دیگر! یک افزایش حقوق دیگر، یک خانه جدید، یک بچه دیگر، یک ارتقاء شغل دیگر، یک ماشین مدل بالاتر، یک سرویس آشپزخانه دیگر و ... این باعث چه می شود؟ به رغم تمام زحمات، فشارها و نگرانیمان سرانجام به همان جایی می رسیم که به طرز وحشتناک و ترس آوری شبیه همان جایی است که در ابتدا بودیم و همان احساسی را داریم که قبلا داشتیم: این ها کافی نیستند!
یعنی اینکه چیزهایی که دارم (حالا می خواهد کم باشد یا زیاد)، برای شادکامی من کافی نیست. دقیقا همان جایی که اول بودم. نتیجه؟ پس چه باید بکنم؟ یک چیز دیگر! دوباره همان مسیر قبلی تکرار می شود. یکی از تکنیک های شادکامی می تواند این باشد که روی کمبودها تمرکز نکنیم که منجر می شود به «دور باطل یک چیز دیگر». بلکه زمانی از زندگی را نیز بگذاریم روی چیزهایی که داریم.
نمی گویم که این نکات را قبول کنید یا به کار بگیرید، فقط قبل از اینکه این مطلب را برای دیگری فوروارد کنید، عمیقاً به این نکات فکر کنید.
مجتبی لشکربلوکی
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
@flith
🔳⭕️چرا به فنا می رویم؟
سال 2016، کتابی منتشر شد که در طول 12 ماه، سه میلیون نسخه از آن فروش رفت. مارک منسون، نویسنده کتاب هنر ظریف بیخیالی، در این کتاب به این می پردازد که چرا ما زندگی خود را به فنا می دهیم؟ شاید ما با همه نکاتی که او می گوید موافق نباشیم اما به نظرم مطالعه این کتاب و نکاتش می تواند ما را عمیقا به فکر ببرد. از میان نکات کتاب، سه نکته آن را انتخاب کرده ام تا شما هم به آن بیاندیشید:
1- ما عقده ای بار آمده ایم. رسانه ها و مدرسان و مشاوران موفقیت، به ما القا می کنند که خوشحال تر باشید، سالم تر باشید، باهوش تر، ثروتمندتر، جذاب تر، معروف تر، خلاق تر، و دوست داشتنی تر. تصویر از شادکامی این است که درحالی که همسر و کودکان تان را برای خداحافظی می بوسید، در هلی کوپتر شخصی تان بنشینید و به سوی دفتر کارتان بروید جایی که شما جایگاهی مهم و شغل فوق العاده ای دارید.
اگر یک لحظه دست نگه دارید و واقعا به این ها فکر کنید، متوجه می شوید که این تصویرها و توصیه ها، در واقع بر نداشته هایتان تمرکز دارند. آن ها، کمبودها و نداشته ها و نبوده ها را نشانه می گیرند، و همان ها را برایتان برجسته می کنند و عقده نداشته ها را هر روز بزرگ تر و بزرگ تر می کنند.
2- فکر می کنیم با «داشتن» همه چیز حل میشود. هرچیزی که به شما احساس خوبی بدهد پتانسیل این را دارد که احساس منفی هم به شما بدهد، همسر ایده آل شما همان کسی خواهد بود که نگران آن هستید که روزی از دستش بدهید یا همان کسی خواهد بود که با او بیشترین اختلاف نظر را خواهید داشت، شغل رویایی شما همان شغلی خواهد بود که در آن اضطراب و نگرانی را تجربه می کنید چرا که دیگران می خواهند روزی جای شما را بگیرند و شما باید برای نگه داشتن آن شغل خیلی بیشتر از حالت عادی تلاش کنید.
3- فکر می کنيم شادکامی یعنی نداشتن مشکل. که این اشتباه است. مشکل، مؤلفه ثابت زندگی است. با حذف هر مشکلی، دست کم یک مشکل دیگر زاده می شود. وقتی با خریدن عضویت باشگاه ورزشی، مشکل سلامتی خود را حل میکنید مشکل جدیدی به وجود میآید. مثلاً اینکه مجبور میشوید صبح زود از خواب بیدار شوید و نیم ساعت روی دوچرخه ثابت عرق بریزید و یا مشکل درد سائیدگی زانو پیدا می کنید. وقتی ازدواج می کنیم یک مشکل حل می شود و حداقل یک مشکل دیگر سر بر می آورد. وقتی پولدار می شویم، یک مشکل حل می شود و ... [زود قضاوت نکنید اصلا توصیه این نیست که با مشکلات زندگی کنیم نکته این جاست که می گوید شادکامی در نبود مشکل نیست بلکه در حل مشکل است]. برای شادکامی، به چیزی برای حل کردن نیاز داریم؛ بنابراین، شادکامی، فرآیند است و نه فرآورده. شدن است نه بودن. رفتن است و نه رسیدن.
☑️⭕️تجویز راهبردی:
تکنیک بی خیالی آگاهانه؛ اگر برای مسائل پیش پا افتاده، بیش از اندازه حرص و جوش می خورید؛ مثلاً عکس فیسبوک جدید همسر سابقتان، پخش نشدن برنامه تلویزیون محبوب تان، از دست دادن دیدن 10 دقیقه اول مسابقه فوتبال به خاطر ترافیک، این نشانه یک مشکل جدی در زندگی شماست. وقتی سطح دغدغههای شما این قدر نازل و مبتذل است یعنی شما نتوانسته اید مسایل اصلی زندگی خود را درست تعیین کنید و بر آن ها متمرکز شوید.
بزرگترین مشکلات زندگی ریشه در این دارندکه ما هر چیزی را زیادی جدی میگیریم. هر چیزی و کسی، شایستگی حضور در ذهن مان را میدهیم. ما فراموش میکنیم که ظرفِ توجه و انرژی و وقت ما محدود است. پس آنرا با «سخاوتی احمقانه» برای هر چیز و ناچیزی، برای هر کس و ناکسی خرج میکنیم. ما روی چیزهایی حساس هستیم که نباید باشیم.
رها کردن یک چیز دیگر: ما علاقه افراطی داریم برای جستجوی پایانناپذیر یک چیز دیگر! یک افزایش حقوق دیگر، یک خانه جدید، یک بچه دیگر، یک ارتقاء شغل دیگر، یک ماشین مدل بالاتر، یک سرویس آشپزخانه دیگر و ... این باعث چه می شود؟ به رغم تمام زحمات، فشارها و نگرانیمان سرانجام به همان جایی می رسیم که به طرز وحشتناک و ترس آوری شبیه همان جایی است که در ابتدا بودیم و همان احساسی را داریم که قبلا داشتیم: این ها کافی نیستند!
یعنی اینکه چیزهایی که دارم (حالا می خواهد کم باشد یا زیاد)، برای شادکامی من کافی نیست. دقیقا همان جایی که اول بودم. نتیجه؟ پس چه باید بکنم؟ یک چیز دیگر! دوباره همان مسیر قبلی تکرار می شود. یکی از تکنیک های شادکامی می تواند این باشد که روی کمبودها تمرکز نکنیم که منجر می شود به «دور باطل یک چیز دیگر». بلکه زمانی از زندگی را نیز بگذاریم روی چیزهایی که داریم.
نمی گویم که این نکات را قبول کنید یا به کار بگیرید، فقط قبل از اینکه این مطلب را برای دیگری فوروارد کنید، عمیقاً به این نکات فکر کنید.
مجتبی لشکربلوکی
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
شب عروسی مولانا
26 آذر، روز عُرس مولانا ست. روز مرگ مولوی ، و روزی که به بیان خودش ، به استقبال آن رفت.
مولانا شب و روز، اثر خود، مثنوی را به قلم گرفته و گویی بار سنگینی را از دوشش برانداخته بود. او در آن سالها به ۸۰ سالگی گام نهاده بود. وی چنین احساس میکرد که در این جهان فانی تمامی مسئولیت هایش را به جای آورده است.
در سال ۱۲۷۳ در قونیه و حوالی آن زمین لرزه های شدیدی صورت گرفت. خلق دچار رعب و وحشت شده بود. مولانا به آنهایی که به او پناه برده بودند چنین گفت: شکم کره زمین گرسنه شده است. در آینده نزدیک لقمه چربی خورده و اشتهایش قطع خواهد شد.
دیری نپایید که مولوی دچار تب شدیدی شد. پزشکان نمی توانستند تب او را کاهش دهند. روزی صدرالدین قونوی به زیارتش آمده و از مولانا میشنود که : شفا از آن شما باشد، بین عاشق ومعشوق ، پیراهن نازکی باقی مانده است. آیا نمی خواهید که آنرا نیز درآورده و نور به نور بپیوندد ؟
مولانا در پاسخ سخنان همسرش که میگفت: ایکاش مولانا صدها سال عمر داشته و جهان را پر از حقیقت و سخنان نغز میکرد، میگوید: ما فرعون و نمرود نیستیم که صدها سال زندگی بکنیم. ما برای به جای آوردن یک وظیفه به این جهان آمده ایم. ما مال و منال کسی را ندزدیده ایم که در این جهان فانی محکوم شویم.
مولوی در اشعارش از مرگ به معنای وصال خداوند سخن گفته و میسراید:
ای عاشقان، ای عاشقان، هنگام کوچ است از جهان در گوش جانم میرسد طبل رحیل از آسمان
سرانجام روز موعود فرا می رسد و مولانا به معشوقش دست می یابد. روزی آفتابی بود. جمعیت بی شماری برای دفن پیکر مولانا به قونیه آمده بودند. در بین جمعیت، رجال دولتی، صوفی ها، اصناف و اقشار مختلف جامعه از هر دین و مذهب وجود داشتند.
در آن اثنا فردی بانگ برآورده و گفت: غیر مسلمین به کنار بروند. در مقابل، یک کشیش فریاد برآورده و میگوید: مولانا مسیح ما نیز است. ما عشق و محبت عیسی و موسی را در او دیدیم .
همانگونه که مسلمانان او را "محمد وقت" میبینند، ما نیز او را به سان عیسی و مسیح خود مشاهده میکنیم. ما نیز چنان شما مریدان او هستیم. آیا او نبود که میگفت: ۷۲ ملت اسرار خود را از ما شنفته و ما نی هستیم که با یک پرده صدها صدا میدهیم؟
او آفتاب همه بود . آفتاب، نه تنها یک نقطه، بلکه تمامی جهان را روشن میکند. بعد از پایان سخنان کشیش، خاخامی لب به سخن گشوده و میگوید: مولوی چنان فانی ای است که هر روز بدان نیاز داریم. آیا گرسنه ای را دیده اید که از نان فرار کند؟
در پایان این سخنان دیگر کسی اعتراض نکرده و تابوت در معیت انبوهی از جمعیت، نخست برای اقامه نماز میت به مسجد و سپس نیز به آرامگاه انتقال داده میشود. در طول راه نی ها و دف ها نواخته میشود.
عصر هنگام، پیکر مولانا به خاک سپرده میشود. از آن لحظه به عنوان شب عروسی یاد میگردد. به عقیده مولانا روز مرگ لحظه وصلت با یار میباشد.
📺 ویدئویی بسیار جالب از مقبره شاعر و عارف نامی مولانا در قونیه ترکیه و رقص زیبای سماع با شعر "وا دل من"
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith
شب عروسی مولانا
26 آذر، روز عُرس مولانا ست. روز مرگ مولوی ، و روزی که به بیان خودش ، به استقبال آن رفت.
مولانا شب و روز، اثر خود، مثنوی را به قلم گرفته و گویی بار سنگینی را از دوشش برانداخته بود. او در آن سالها به ۸۰ سالگی گام نهاده بود. وی چنین احساس میکرد که در این جهان فانی تمامی مسئولیت هایش را به جای آورده است.
در سال ۱۲۷۳ در قونیه و حوالی آن زمین لرزه های شدیدی صورت گرفت. خلق دچار رعب و وحشت شده بود. مولانا به آنهایی که به او پناه برده بودند چنین گفت: شکم کره زمین گرسنه شده است. در آینده نزدیک لقمه چربی خورده و اشتهایش قطع خواهد شد.
دیری نپایید که مولوی دچار تب شدیدی شد. پزشکان نمی توانستند تب او را کاهش دهند. روزی صدرالدین قونوی به زیارتش آمده و از مولانا میشنود که : شفا از آن شما باشد، بین عاشق ومعشوق ، پیراهن نازکی باقی مانده است. آیا نمی خواهید که آنرا نیز درآورده و نور به نور بپیوندد ؟
مولانا در پاسخ سخنان همسرش که میگفت: ایکاش مولانا صدها سال عمر داشته و جهان را پر از حقیقت و سخنان نغز میکرد، میگوید: ما فرعون و نمرود نیستیم که صدها سال زندگی بکنیم. ما برای به جای آوردن یک وظیفه به این جهان آمده ایم. ما مال و منال کسی را ندزدیده ایم که در این جهان فانی محکوم شویم.
مولوی در اشعارش از مرگ به معنای وصال خداوند سخن گفته و میسراید:
ای عاشقان، ای عاشقان، هنگام کوچ است از جهان در گوش جانم میرسد طبل رحیل از آسمان
سرانجام روز موعود فرا می رسد و مولانا به معشوقش دست می یابد. روزی آفتابی بود. جمعیت بی شماری برای دفن پیکر مولانا به قونیه آمده بودند. در بین جمعیت، رجال دولتی، صوفی ها، اصناف و اقشار مختلف جامعه از هر دین و مذهب وجود داشتند.
در آن اثنا فردی بانگ برآورده و گفت: غیر مسلمین به کنار بروند. در مقابل، یک کشیش فریاد برآورده و میگوید: مولانا مسیح ما نیز است. ما عشق و محبت عیسی و موسی را در او دیدیم .
همانگونه که مسلمانان او را "محمد وقت" میبینند، ما نیز او را به سان عیسی و مسیح خود مشاهده میکنیم. ما نیز چنان شما مریدان او هستیم. آیا او نبود که میگفت: ۷۲ ملت اسرار خود را از ما شنفته و ما نی هستیم که با یک پرده صدها صدا میدهیم؟
او آفتاب همه بود . آفتاب، نه تنها یک نقطه، بلکه تمامی جهان را روشن میکند. بعد از پایان سخنان کشیش، خاخامی لب به سخن گشوده و میگوید: مولوی چنان فانی ای است که هر روز بدان نیاز داریم. آیا گرسنه ای را دیده اید که از نان فرار کند؟
در پایان این سخنان دیگر کسی اعتراض نکرده و تابوت در معیت انبوهی از جمعیت، نخست برای اقامه نماز میت به مسجد و سپس نیز به آرامگاه انتقال داده میشود. در طول راه نی ها و دف ها نواخته میشود.
عصر هنگام، پیکر مولانا به خاک سپرده میشود. از آن لحظه به عنوان شب عروسی یاد میگردد. به عقیده مولانا روز مرگ لحظه وصلت با یار میباشد.
📺 ویدئویی بسیار جالب از مقبره شاعر و عارف نامی مولانا در قونیه ترکیه و رقص زیبای سماع با شعر "وا دل من"
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
احمقانه رفتار کنیم یا خردمندانه ؟
✍️ آرش شفیعی
اگر چیزی خارج از قاعده گران شود
در جوامع متمدن :
مردم #خردمندانه آن را تحریم میکنند
در جوامع عصبی :
مردم #وحشیانه شورش میکنند
ودر جوامع احساساتی :
مردم #حریصانه میخرند و انبار میکنند
بعید میدانم در تاریخ چندهزارساله بشریت هیچکس به دلیل نخوردن #پسته در شب یلدا از دنیا رفته باشد ، آجیل نه کسی را سیر میکند و نه کسی از نخوردنش دچار سوءهاضمه میشود پس میتوانیم به جای اینکه در صفهای طولانی بایستیم تا پستۀ کیلویی ٢۵٠ هزارتومانی را به خانه ببریم خشکبار نخریم و به مهمانانمان بگوییم که : نه از سر نداری و فقر بکه به خاطر اعتراض به گرانی بیقاعده آن را نخریدیم چون ما بخشی از همین جامعه هستیم و قرار نیست هر طور که خواستند با ما رفتار کنند و اجناسشان را به هر قیمتی که تحمیل کردند مانند احمقها بخریم !!
می توانیم برای گرم شدن محفل شب یلدا تعریف کنیم که یکبار در آلمان #شیر را بیش از حد متعارف گران کردند و پاسخ مردم به جای شورش این بود که دو روز شیشههای شیر توزیع کنندگان را از پشت در خانههایشان برنداشتند . به همین راحتی ٣ روز بعد قیمتها به روال سابق برگشت
در ادامه می توانیم این #رفتار_متمدنانه را با #رفتار_وحشیانه سودانیها مقایسه کنیم که در اعتراض به گرانی بنزین پمپ بنزینها را آتش زدند و میلیونها دلار به کشورشان آسیب رسانند و باز میشود آنرا با #رفتار_نامعقول خودمان مقایسه کنیم که وقتی چیزی گران میشود خریدمان را چند برابر میکنیم تا به گران کنندگان جایزه هم بدهیم . این در حالیست که قطع موقتی خرید خیلی از اقلام ضرری به زندگی ما نمیزند همان طور که در آلمان هیچکس از نخوردن شیر نمرد
میشود علت نداشتن آجیل در شب یلدای امسال #فقر نباشد بلکه احساس مسئولیت یک شهروند در قبال جامعهاش باشد ، در این صورت مهمانان هم نه تنها ما را فقیر نخواهند پنداشت بلکه تحسینمان هم میکنند زیرا آنقدر شعور دارند که بفهمند مسئولیت اجتماعی بسیار ارزشمندتر از شکستن چند تخمه و خوردن چند پسته است
🏷 آیا وقت آن نرسیده که در مواجه با گرانیها اندکی خردمندانه عمل کنیم ؟؟
لطفا به اشتراک بگذارید ....
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
احمقانه رفتار کنیم یا خردمندانه ؟
✍️ آرش شفیعی
اگر چیزی خارج از قاعده گران شود
در جوامع متمدن :
مردم #خردمندانه آن را تحریم میکنند
در جوامع عصبی :
مردم #وحشیانه شورش میکنند
ودر جوامع احساساتی :
مردم #حریصانه میخرند و انبار میکنند
بعید میدانم در تاریخ چندهزارساله بشریت هیچکس به دلیل نخوردن #پسته در شب یلدا از دنیا رفته باشد ، آجیل نه کسی را سیر میکند و نه کسی از نخوردنش دچار سوءهاضمه میشود پس میتوانیم به جای اینکه در صفهای طولانی بایستیم تا پستۀ کیلویی ٢۵٠ هزارتومانی را به خانه ببریم خشکبار نخریم و به مهمانانمان بگوییم که : نه از سر نداری و فقر بکه به خاطر اعتراض به گرانی بیقاعده آن را نخریدیم چون ما بخشی از همین جامعه هستیم و قرار نیست هر طور که خواستند با ما رفتار کنند و اجناسشان را به هر قیمتی که تحمیل کردند مانند احمقها بخریم !!
می توانیم برای گرم شدن محفل شب یلدا تعریف کنیم که یکبار در آلمان #شیر را بیش از حد متعارف گران کردند و پاسخ مردم به جای شورش این بود که دو روز شیشههای شیر توزیع کنندگان را از پشت در خانههایشان برنداشتند . به همین راحتی ٣ روز بعد قیمتها به روال سابق برگشت
در ادامه می توانیم این #رفتار_متمدنانه را با #رفتار_وحشیانه سودانیها مقایسه کنیم که در اعتراض به گرانی بنزین پمپ بنزینها را آتش زدند و میلیونها دلار به کشورشان آسیب رسانند و باز میشود آنرا با #رفتار_نامعقول خودمان مقایسه کنیم که وقتی چیزی گران میشود خریدمان را چند برابر میکنیم تا به گران کنندگان جایزه هم بدهیم . این در حالیست که قطع موقتی خرید خیلی از اقلام ضرری به زندگی ما نمیزند همان طور که در آلمان هیچکس از نخوردن شیر نمرد
میشود علت نداشتن آجیل در شب یلدای امسال #فقر نباشد بلکه احساس مسئولیت یک شهروند در قبال جامعهاش باشد ، در این صورت مهمانان هم نه تنها ما را فقیر نخواهند پنداشت بلکه تحسینمان هم میکنند زیرا آنقدر شعور دارند که بفهمند مسئولیت اجتماعی بسیار ارزشمندتر از شکستن چند تخمه و خوردن چند پسته است
🏷 آیا وقت آن نرسیده که در مواجه با گرانیها اندکی خردمندانه عمل کنیم ؟؟
لطفا به اشتراک بگذارید ....
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
Telegram
attach 📎
رضا بابایی :
عکس بالا، قبر ابوریحان بیرونی، جامعترین دانشمند و نابغۀ مشرقزمین، در غزنی افغانستان است.
ویرانی قبر چندان مهم نیست. مهمتر از آن، نخها و پارچههایی است که بر چوب بالای سر قبر بستهاند.
انسانهای رنجوری که بر سر قبر ابوریحان رفتهاند و بر آن چوب خشک، این نخهای نذر و پارچههای نیاز را بستهاند، راهی جز این برای درمان دردهایشان و نجات از وحشیگریهای طالبان و القاعده نمیشناسند.
آنها تقصیری ندارند.
رنج و درد، دست از گلوی لاغرشان برنمیدارد.
مقصر، فرهنگی است که کتابها را بسته است و ستونهای نذر و نیاز را افراشته است.
مقصر، آن عالم دینی است که نمیخروشد و نمیگوید: ای مردم، بتهای چوبی هیچ فرقی با بتهای سنگی ندارد. آن همه رنج نکشیدیم و نکشتیم و کشته ندادیم که از سنگ به چوب برسیم.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
عکس بالا، قبر ابوریحان بیرونی، جامعترین دانشمند و نابغۀ مشرقزمین، در غزنی افغانستان است.
ویرانی قبر چندان مهم نیست. مهمتر از آن، نخها و پارچههایی است که بر چوب بالای سر قبر بستهاند.
انسانهای رنجوری که بر سر قبر ابوریحان رفتهاند و بر آن چوب خشک، این نخهای نذر و پارچههای نیاز را بستهاند، راهی جز این برای درمان دردهایشان و نجات از وحشیگریهای طالبان و القاعده نمیشناسند.
آنها تقصیری ندارند.
رنج و درد، دست از گلوی لاغرشان برنمیدارد.
مقصر، فرهنگی است که کتابها را بسته است و ستونهای نذر و نیاز را افراشته است.
مقصر، آن عالم دینی است که نمیخروشد و نمیگوید: ای مردم، بتهای چوبی هیچ فرقی با بتهای سنگی ندارد. آن همه رنج نکشیدیم و نکشتیم و کشته ندادیم که از سنگ به چوب برسیم.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان صد و پنجاه و چهار
#نبرد_افراسیاب_با_کیخسرو_و_به_دام_افتادن_او
ز خویشان شایسته مردی هزار
به نزدیک او بوددر کارزار
به بیراه، راه بیابان گرفت
برنج تن از دشمنان جان گرفت
کیخسرو کردگار را ستایش کرد و مدتی کشتگان را دخمه کردند و از آنجا به بهشت گنگ رفت. وقتی خبر ترکان و شاه ایران به چین وماچین رسید، خاقان از کرده های خود پشیمان ، هدایای زیادی نزد کیخسرو فرستاده و از او پوزش خواست و نیز پیغامی به افراسیاب فرستادند که از چین و ختن دور باید باشد. افراسیاب نا امید از شرق رو به غرب نهاد.
ازآن پس چنان بد که افراسیاب
همی بود هرجای بی خورد وخواب
به نزدیک بردع یکی غار بود
سرکوه غار از جهان نابسود
زاهدی بود به نام هود از نژاد فریدون که او ترک یار و دیار کرده ودر آن کوهسار، دور از همه رو به عبادت خدا آورده بود. روزی از روزها که هوم نیایش کنان در آن کوهسار می گشت ، ناله جانگدازی از غار شنید که به ترکی بر گذشته افسوس می خورد و از جهان آفرینش بخشش خواسته تا گنج وسپاهش را به دست آورد.
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان صد و پنجاه و چهار
#نبرد_افراسیاب_با_کیخسرو_و_به_دام_افتادن_او
ز خویشان شایسته مردی هزار
به نزدیک او بوددر کارزار
به بیراه، راه بیابان گرفت
برنج تن از دشمنان جان گرفت
کیخسرو کردگار را ستایش کرد و مدتی کشتگان را دخمه کردند و از آنجا به بهشت گنگ رفت. وقتی خبر ترکان و شاه ایران به چین وماچین رسید، خاقان از کرده های خود پشیمان ، هدایای زیادی نزد کیخسرو فرستاده و از او پوزش خواست و نیز پیغامی به افراسیاب فرستادند که از چین و ختن دور باید باشد. افراسیاب نا امید از شرق رو به غرب نهاد.
ازآن پس چنان بد که افراسیاب
همی بود هرجای بی خورد وخواب
به نزدیک بردع یکی غار بود
سرکوه غار از جهان نابسود
زاهدی بود به نام هود از نژاد فریدون که او ترک یار و دیار کرده ودر آن کوهسار، دور از همه رو به عبادت خدا آورده بود. روزی از روزها که هوم نیایش کنان در آن کوهسار می گشت ، ناله جانگدازی از غار شنید که به ترکی بر گذشته افسوس می خورد و از جهان آفرینش بخشش خواسته تا گنج وسپاهش را به دست آورد.
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
فایل صوتی
پیشنهادی برای شنیدن در شب یلدا
قصهٔ قصر سیاهپوشان
از شاعر قصهگو نظامی
به روایت عبدالکریم سروش
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
پیشنهادی برای شنیدن در شب یلدا
قصهٔ قصر سیاهپوشان
از شاعر قصهگو نظامی
به روایت عبدالکریم سروش
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
Telegram
attach 📎
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
محرومیت زاهدان ترسناک است😔😔
✍️مجتبی شکوری
قرار بود امشب در مورد مفهوم سایه و دبی فورد بنویسم. دو ساعت تمام است دارم جان میکنم که چیزی بنویسم اما از دیروز من هم مثل شما ویرانم از تصور سوختن کودکانی که به هوای زلزله زیر میزهاشان پناه گرفته بودند و گیر کردند بین شعلهها. میدانم مادرهای این بچهها «تصور میکنند» لحظه لحظه سوختن بچههاشان را. من از تصورِ تصورِ مادرها دارم دق میکنم.
چند سال پیش، وزیر وقت آموزش و پرورش گفته بود برای اصلاح سیستم گرمایش کل مدارس ایران هزار میلیارد تومان بودجه لازم است. هزار میلیارد تومان زیاد نیست اگر رقم اختلاسهای چندسال اخیر را با آن مقایسه کنیم. هزار میلیارد تومان در مقایسه با بودجه نهادهای فرهنگی و تبلیغاتی بیخاصیت کشور زیاد نیست. اصلاً زیاد نیست.
.
من دوبار برای حرفزدن با بچهها به زاهدان رفتهام و هر دوبار در هواپیمای بازگشت گریه کردهام. محرومیت زاهدان ترسناک است. باورنکردنی است. برای پایاننامهام همۀ ایران را گشتهام و از آدمها پرسیدهام آرزویتان چیست؟ اگر این۱۸۵۶۶ آرزویی که من جمع کردهام را ورق بزنید، بدون تلاش زیادی میتوانید آرزوهای مردم سیستان و بلوچستان را تشخیص بدهید. کار سختی نیست. «سادهترین» آرزوها مال آنهاست. در زاهدانی که من دیدم آنتیبیوتیک آرزوی کودکی است که خواهرش از یک سرماخوردگی ساده مُرده است. درآمدنِ دستی که در ناامنیها تیر خورده و قطع شده، جوجهکباب، دوباره ديدن خواهرها و برادرهایی که «فروخته شدهاند» هم در لیست آرزوهای بچههای سیستان و بلوچستان هست. اما چیزی که بین همۀ رویاهای بچهها، «فقط» مال این استان است، آرزوی «مُردن» است. اولين بار و در اولين كلاس که بین کاغذها آرزوی مرگ دیدم شُكه شدم اما آنقدر در کلاسهای دیگر تکرار شد تا فهمیدم وجود کودکانی که آرزوی مرگ دارند،از ویژگیهای بینظیر این استان است.
.
روزی که پروپزالم را دفاع میکردم، یک استاد دانشگاه تهران به حالت قهر جلسه را ترک کرد و گفت این پایاننامه سیاهنمایی است. امروز لینک خبر سوختن صبا و مونا و مریم و یکتا را برایش فرستادم و برایش نوشتم برای خودم متاسفم که بیشتر از این سیاهنمایی نکردم. من دیده بودم وضعیت مدارس زاهدان را. شاید اگر بیشتر داد میزدم، مینوشتم و میگفتم امروز کودکی نمیسوخت. جواب داد «روحشان شاد و یادشان گرامی.»
بعد از پیامک میخواستم در مورد سایه و دبیفورد بنویسم که نشد. میدانید فقط خواستم توضیح بدهم چرا نشد. فقط نشستهام و هزار بار تمرین کردهام که مثل استادم بتوانم تایپ کنم: روحشان شاد و یادشان گرامی!
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
محرومیت زاهدان ترسناک است😔😔
✍️مجتبی شکوری
قرار بود امشب در مورد مفهوم سایه و دبی فورد بنویسم. دو ساعت تمام است دارم جان میکنم که چیزی بنویسم اما از دیروز من هم مثل شما ویرانم از تصور سوختن کودکانی که به هوای زلزله زیر میزهاشان پناه گرفته بودند و گیر کردند بین شعلهها. میدانم مادرهای این بچهها «تصور میکنند» لحظه لحظه سوختن بچههاشان را. من از تصورِ تصورِ مادرها دارم دق میکنم.
چند سال پیش، وزیر وقت آموزش و پرورش گفته بود برای اصلاح سیستم گرمایش کل مدارس ایران هزار میلیارد تومان بودجه لازم است. هزار میلیارد تومان زیاد نیست اگر رقم اختلاسهای چندسال اخیر را با آن مقایسه کنیم. هزار میلیارد تومان در مقایسه با بودجه نهادهای فرهنگی و تبلیغاتی بیخاصیت کشور زیاد نیست. اصلاً زیاد نیست.
.
من دوبار برای حرفزدن با بچهها به زاهدان رفتهام و هر دوبار در هواپیمای بازگشت گریه کردهام. محرومیت زاهدان ترسناک است. باورنکردنی است. برای پایاننامهام همۀ ایران را گشتهام و از آدمها پرسیدهام آرزویتان چیست؟ اگر این۱۸۵۶۶ آرزویی که من جمع کردهام را ورق بزنید، بدون تلاش زیادی میتوانید آرزوهای مردم سیستان و بلوچستان را تشخیص بدهید. کار سختی نیست. «سادهترین» آرزوها مال آنهاست. در زاهدانی که من دیدم آنتیبیوتیک آرزوی کودکی است که خواهرش از یک سرماخوردگی ساده مُرده است. درآمدنِ دستی که در ناامنیها تیر خورده و قطع شده، جوجهکباب، دوباره ديدن خواهرها و برادرهایی که «فروخته شدهاند» هم در لیست آرزوهای بچههای سیستان و بلوچستان هست. اما چیزی که بین همۀ رویاهای بچهها، «فقط» مال این استان است، آرزوی «مُردن» است. اولين بار و در اولين كلاس که بین کاغذها آرزوی مرگ دیدم شُكه شدم اما آنقدر در کلاسهای دیگر تکرار شد تا فهمیدم وجود کودکانی که آرزوی مرگ دارند،از ویژگیهای بینظیر این استان است.
.
روزی که پروپزالم را دفاع میکردم، یک استاد دانشگاه تهران به حالت قهر جلسه را ترک کرد و گفت این پایاننامه سیاهنمایی است. امروز لینک خبر سوختن صبا و مونا و مریم و یکتا را برایش فرستادم و برایش نوشتم برای خودم متاسفم که بیشتر از این سیاهنمایی نکردم. من دیده بودم وضعیت مدارس زاهدان را. شاید اگر بیشتر داد میزدم، مینوشتم و میگفتم امروز کودکی نمیسوخت. جواب داد «روحشان شاد و یادشان گرامی.»
بعد از پیامک میخواستم در مورد سایه و دبیفورد بنویسم که نشد. میدانید فقط خواستم توضیح بدهم چرا نشد. فقط نشستهام و هزار بار تمرین کردهام که مثل استادم بتوانم تایپ کنم: روحشان شاد و یادشان گرامی!
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️