@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان صد و چهل و ششم
#نبرد_رخ_به_رخ
شنیدستم این داستان از مهان
که هرچند باشی بخرم جهان
سرانجام مرگ است زو چاره نیست
بمن بر بدن جای پیغاره نیست
گودرز زوبین به دست در پس او از کوه بالا رفت . پیران او را دید و خنجدش را چون تیری از بالا به سوی گودرز انداخت که بر بازوی او نشست و آن را درید.
پهلوان پیر به خشم آمد و زوبین را چنان به سوی پیران انداخت که زرهش را درید ، بر جگرش فرود آمد. گودرز میخواست که سر از تنش جدا کند اما خود را چنین بد کنش نیافت. گودرز چون به پهلوانان خود رسید ، رهام را فرستاد تا برود و کشته پیران را بر اسبی بسته بیاورد. ناگهان خروش دیده بان برخواست که سپاه کیخسرو نزدیک میشود. از آنطرف دیده بان لشکر توران چون درفشهای نگونسار آن ده دلاور و پیران را دید و دید که درفش ایران با سپاهی بیکران به آنان نزدیک می شود، شتابان لهاک و فرشیدورد را آگاه نمود. آنگاه سپاهیان توران نزد لهاک و فرشید ورد آمده تا بدانند چاره کار چیست. آن دو پهلوان گفتند سه راه در پیش دارید : یا اینجا بمانید تا لشکر افراسیاب به یاری شما بیاید، یا به توران بازگردید و سوم به زنهار نزد دشمن بروید .
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان صد و چهل و ششم
#نبرد_رخ_به_رخ
شنیدستم این داستان از مهان
که هرچند باشی بخرم جهان
سرانجام مرگ است زو چاره نیست
بمن بر بدن جای پیغاره نیست
گودرز زوبین به دست در پس او از کوه بالا رفت . پیران او را دید و خنجدش را چون تیری از بالا به سوی گودرز انداخت که بر بازوی او نشست و آن را درید.
پهلوان پیر به خشم آمد و زوبین را چنان به سوی پیران انداخت که زرهش را درید ، بر جگرش فرود آمد. گودرز میخواست که سر از تنش جدا کند اما خود را چنین بد کنش نیافت. گودرز چون به پهلوانان خود رسید ، رهام را فرستاد تا برود و کشته پیران را بر اسبی بسته بیاورد. ناگهان خروش دیده بان برخواست که سپاه کیخسرو نزدیک میشود. از آنطرف دیده بان لشکر توران چون درفشهای نگونسار آن ده دلاور و پیران را دید و دید که درفش ایران با سپاهی بیکران به آنان نزدیک می شود، شتابان لهاک و فرشیدورد را آگاه نمود. آنگاه سپاهیان توران نزد لهاک و فرشید ورد آمده تا بدانند چاره کار چیست. آن دو پهلوان گفتند سه راه در پیش دارید : یا اینجا بمانید تا لشکر افراسیاب به یاری شما بیاید، یا به توران بازگردید و سوم به زنهار نزد دشمن بروید .
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
نژاد براي آمريكاييان بسيار مهم است، اما براي مسلمانان قرون وسطي نسبتاً بي اهميت بود.
كاست در هند قرون وسطي اهميت حيات و همگاني داشت، در حالي كه در اروپاي امروزي عملاً وجود ندارد.
اما يك نوع سلسله مراتب در تمامي جوامع شناخته شده بشري از اهميت بسيار برخوردار بوده است: سلسله مراتب #جنسيت.
انسانها در تمام دنيا خود را به مرد و زن تقسيم كرده اند. و تقريباً در همه جاي جهان، حداقل از انقلاب كشاورزي به بعد، مردها از موقعيتي ممتازتر برخوردار بوده اند.
تجاوز جنسي در بسياري از نظامهاي حقوقي نقض مالكيت قلمداد مي شد. به بيان ديگر ، قرباني زني نبود كه مورد تجاوز قرار گرفته بلكه مردي بود كه مالك او تلقي مي شد.
#انسان_خردمند
#یووال_نوح_هراری
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
كاست در هند قرون وسطي اهميت حيات و همگاني داشت، در حالي كه در اروپاي امروزي عملاً وجود ندارد.
اما يك نوع سلسله مراتب در تمامي جوامع شناخته شده بشري از اهميت بسيار برخوردار بوده است: سلسله مراتب #جنسيت.
انسانها در تمام دنيا خود را به مرد و زن تقسيم كرده اند. و تقريباً در همه جاي جهان، حداقل از انقلاب كشاورزي به بعد، مردها از موقعيتي ممتازتر برخوردار بوده اند.
تجاوز جنسي در بسياري از نظامهاي حقوقي نقض مالكيت قلمداد مي شد. به بيان ديگر ، قرباني زني نبود كه مورد تجاوز قرار گرفته بلكه مردي بود كه مالك او تلقي مي شد.
#انسان_خردمند
#یووال_نوح_هراری
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
امپراتوری هان
سلسله هان ، سلسله چین را در ۲۰۶ پ م سرنگون کرد . این امپراتوری شبکه ای از جاده ها را در آسیای جنوب شرقی ایجاد کرد . برای بالا بردن سطح رفاه مردم سیاستهای تازه ای را در پیش گرفت ، خشونت مجازات قضایی را کاست ، مالیات کشاورزان را به یک پنجم کاهش داد . حکومت هان یکی از قدیمی ترین مراکز آموزش عالی جهان را پایه گذاری کرد ، اما ورود زنان چینی به این مرکز ممنوع بود .
یکی از دانشمندان شان نخستین لرزه نگار را برای ثبت زلزله و اندازه گیری شدت آن اختراع کرد . ویژگی عمده ی این دوران چین که تاثیر جهانی داشت ایجاد کاغذ بود که از پارچه های ژنده و درختان درست میشد . #ایرانیان در زمان عباسیان خلافت ابومسلم چند تن از کاغذ سازان چینی را اسیر کردند و در سمرقند اسکان دادند . به این ترتیب صنعت کاغذ سازی از شمال شرقی ایران به سایر بخش های سرزمین اسلامی گسترش یافت و باعث تهسیل علم آموزی در قرون بعدی شد .
#هویت_ایرانی
#بانو_هلن_افشار
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
سلسله هان ، سلسله چین را در ۲۰۶ پ م سرنگون کرد . این امپراتوری شبکه ای از جاده ها را در آسیای جنوب شرقی ایجاد کرد . برای بالا بردن سطح رفاه مردم سیاستهای تازه ای را در پیش گرفت ، خشونت مجازات قضایی را کاست ، مالیات کشاورزان را به یک پنجم کاهش داد . حکومت هان یکی از قدیمی ترین مراکز آموزش عالی جهان را پایه گذاری کرد ، اما ورود زنان چینی به این مرکز ممنوع بود .
یکی از دانشمندان شان نخستین لرزه نگار را برای ثبت زلزله و اندازه گیری شدت آن اختراع کرد . ویژگی عمده ی این دوران چین که تاثیر جهانی داشت ایجاد کاغذ بود که از پارچه های ژنده و درختان درست میشد . #ایرانیان در زمان عباسیان خلافت ابومسلم چند تن از کاغذ سازان چینی را اسیر کردند و در سمرقند اسکان دادند . به این ترتیب صنعت کاغذ سازی از شمال شرقی ایران به سایر بخش های سرزمین اسلامی گسترش یافت و باعث تهسیل علم آموزی در قرون بعدی شد .
#هویت_ایرانی
#بانو_هلن_افشار
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
یک مدل #کلاهبرداری که خیلی در معاملات باب شده است ؛
🔹به شخصی که در زندان است و دارای حبس طولانی مدت، ابد یا اعدامی است پیشنهاد ده - بیست میلیون تومان می دهند و یک وکالت نامه تام الاختیار از او می گیرند و به اسمش حساب باز می کنند... ،
ملک میخرند و میفروشند ودست به دست می کنند... و از این قبیل کارها.
🔹با این روش کسی که ملک را خریده حتی اگر شکایت هم کند به چیزی نمی رسد و پول ملک را دلالان کلاهبردار برده اند.
🔹آن طرف وکالت دهنده هم که دیگر بلای بدتر از حبس ابد و اعدام سرش نمی آید، اینجاست که به هر پیشنهادی با پول رضایت می دهد .
🔸اگر طرف معامله شما صرفا وکالت نامه دارد و شخص واقعی (موکل)را از اقوام خارج از کشور یا غیر قابل دسترس معرفی می کند خیلی مراقب باشید
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
🔹به شخصی که در زندان است و دارای حبس طولانی مدت، ابد یا اعدامی است پیشنهاد ده - بیست میلیون تومان می دهند و یک وکالت نامه تام الاختیار از او می گیرند و به اسمش حساب باز می کنند... ،
ملک میخرند و میفروشند ودست به دست می کنند... و از این قبیل کارها.
🔹با این روش کسی که ملک را خریده حتی اگر شکایت هم کند به چیزی نمی رسد و پول ملک را دلالان کلاهبردار برده اند.
🔹آن طرف وکالت دهنده هم که دیگر بلای بدتر از حبس ابد و اعدام سرش نمی آید، اینجاست که به هر پیشنهادی با پول رضایت می دهد .
🔸اگر طرف معامله شما صرفا وکالت نامه دارد و شخص واقعی (موکل)را از اقوام خارج از کشور یا غیر قابل دسترس معرفی می کند خیلی مراقب باشید
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
Voice 142.m4a
1.1 MB
چون شور شراب در تو پیوستم من
چون تشنه به آب در تو پیوستم من
من قافیه در قافیه درگیر توام
ای شعر مذاب در تو پیوستم من
#شعر_حمزه حسینزاده
#صدا_زهره_زرکشان"خیال"
@taropoudekhiyal زهره_زرکشان
چون تشنه به آب در تو پیوستم من
من قافیه در قافیه درگیر توام
ای شعر مذاب در تو پیوستم من
#شعر_حمزه حسینزاده
#صدا_زهره_زرکشان"خیال"
@taropoudekhiyal زهره_زرکشان
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
ما دچار خدایان شده ایم
✍️ علی زمانیان
وقتی پیامبر در مکه رسالتش آغاز شد، مردم آن سرزمین، پرستش می کردند. خدایان داشتند. آنها حتی چند خدا را می پرستیدند. با موضوعات دین بیگانه نبودند. از این رو بود که سخنان پیامبر برای آنها آشنا بود. در شهر مکه ( قبل از اسلام )، سه خدای مونث محل عبادت بوده است :لات ، منات ، عزی . به این سه بت، بنات الله نیز میگفتند، یعنی قبل از ورود اسلام نیز، مردم الله را می شناختند
پیامبر، خدا را برای مردم نیاورد. دین را و پرستش را نیاورد. اینها که به وفور و فراوانی رایج بود. خدایان بودند. پرستش ها هم بود. پیامبر که آمد، توحید را آورد. پیام ضمنی اش این بود که می خواهم گریبان شما را از دست این همه خدایان برهانم. از این همه پرستش.
پیامبر می خواست مردم، خدایان را رها کنند و تنها یک خدا را بپرستند.
🔹در واقع پیامبر، دو کار کرد:
➖ 1. یکی این که از بارهای سنگین پرستیدن ها و شعایر دینی و .... بشدت کم کرد. مردم را از زیر بار این همه خدا نجات داد.
➖ 2. دوم این که به پرستش های شان جهت و وحدت بخشید .
پیامبر نگران بی دین شدن و بی خدا شدن مردم نبود، برعکس، مسئله ی او این همه خدایی بود. .از این جهت پیامبر، پیامبر رهایی بخش بود. رهایی از خدایان رنگارنگ . پرستش هایی که بار سنگینی بر دوش انسان می نهاد.
اکنون ما هم بیش از آن که نگران بی خدا شدن باشیم باید نگران ظهورخدایان باشیم. خدایی در قامت انسان، در شمایل پول، قدرت، ریاست، و......امروزه ما هم نیازمند ندای توحید هستیم تا از این همه سنگینی بار پرستش های خسته کننده رها شویم... ما دچار خدایان شده ایم.
مگر پرستش چیست؟
اطاعت بی چون و چرا و مطلق از انسانی دیگر
خویش را در برابر او وانهادن و از میان بردن
سخنانش را وحی منزل دانستن
خود را و دیگران را قربانی او کردن
او را محور عالم دانستن
در برابرش سرخم کردن
❇️در خود بکاویم که چه کسی و یا کسانی را پرستش می کنیم.
اگر زمانه ی بعثت پیامبران گذشته است اما پیامبر درون را مبعوث کنیم. پیامبری که ما را از اسارت و بند بت ها نجات دهد و از پرستش های خسته کننده، رهایی بخشد. پیامبر درونی، عقل است. عقل که سرکوب شود، خدایان از هر گوشه و کنار سر بر می آورند.
آفتاب خرد که غروب کند، خدایان طلوع می کنند.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
ما دچار خدایان شده ایم
✍️ علی زمانیان
وقتی پیامبر در مکه رسالتش آغاز شد، مردم آن سرزمین، پرستش می کردند. خدایان داشتند. آنها حتی چند خدا را می پرستیدند. با موضوعات دین بیگانه نبودند. از این رو بود که سخنان پیامبر برای آنها آشنا بود. در شهر مکه ( قبل از اسلام )، سه خدای مونث محل عبادت بوده است :لات ، منات ، عزی . به این سه بت، بنات الله نیز میگفتند، یعنی قبل از ورود اسلام نیز، مردم الله را می شناختند
پیامبر، خدا را برای مردم نیاورد. دین را و پرستش را نیاورد. اینها که به وفور و فراوانی رایج بود. خدایان بودند. پرستش ها هم بود. پیامبر که آمد، توحید را آورد. پیام ضمنی اش این بود که می خواهم گریبان شما را از دست این همه خدایان برهانم. از این همه پرستش.
پیامبر می خواست مردم، خدایان را رها کنند و تنها یک خدا را بپرستند.
🔹در واقع پیامبر، دو کار کرد:
➖ 1. یکی این که از بارهای سنگین پرستیدن ها و شعایر دینی و .... بشدت کم کرد. مردم را از زیر بار این همه خدا نجات داد.
➖ 2. دوم این که به پرستش های شان جهت و وحدت بخشید .
پیامبر نگران بی دین شدن و بی خدا شدن مردم نبود، برعکس، مسئله ی او این همه خدایی بود. .از این جهت پیامبر، پیامبر رهایی بخش بود. رهایی از خدایان رنگارنگ . پرستش هایی که بار سنگینی بر دوش انسان می نهاد.
اکنون ما هم بیش از آن که نگران بی خدا شدن باشیم باید نگران ظهورخدایان باشیم. خدایی در قامت انسان، در شمایل پول، قدرت، ریاست، و......امروزه ما هم نیازمند ندای توحید هستیم تا از این همه سنگینی بار پرستش های خسته کننده رها شویم... ما دچار خدایان شده ایم.
مگر پرستش چیست؟
اطاعت بی چون و چرا و مطلق از انسانی دیگر
خویش را در برابر او وانهادن و از میان بردن
سخنانش را وحی منزل دانستن
خود را و دیگران را قربانی او کردن
او را محور عالم دانستن
در برابرش سرخم کردن
❇️در خود بکاویم که چه کسی و یا کسانی را پرستش می کنیم.
اگر زمانه ی بعثت پیامبران گذشته است اما پیامبر درون را مبعوث کنیم. پیامبری که ما را از اسارت و بند بت ها نجات دهد و از پرستش های خسته کننده، رهایی بخشد. پیامبر درونی، عقل است. عقل که سرکوب شود، خدایان از هر گوشه و کنار سر بر می آورند.
آفتاب خرد که غروب کند، خدایان طلوع می کنند.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
Telegram
در سرزمینی که فقط دین و مذهب دلیل امتیاز مردم از یکدیگر باشد ، بحث خوبی و بدی دین و مذهب پیش خواهد آمد .
من مستمعین را پیوسته به آبادانی توصیه میکنم و میگویم که باید دردی را بکاهیم و یا به داد مسکینی برسیم یا زمینی را آباد گردانیم . این هاست که انسانی را بر دیگری برتری دهد .
#صخره_ماه
#بانو_هلن_افشار
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
من مستمعین را پیوسته به آبادانی توصیه میکنم و میگویم که باید دردی را بکاهیم و یا به داد مسکینی برسیم یا زمینی را آباد گردانیم . این هاست که انسانی را بر دیگری برتری دهد .
#صخره_ماه
#بانو_هلن_افشار
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
Ma Ra Rudi Bedan - Tarifa
Kimia Ghorbani
🎙 Kimia Ghorbani
🎵 Ma Ra Rudi Bedan - Tarifa
#KimiaGhorbani
مرا رودی بدان
کیمیا_قربانی و گروه تریفا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
🎵 Ma Ra Rudi Bedan - Tarifa
#KimiaGhorbani
مرا رودی بدان
کیمیا_قربانی و گروه تریفا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان صد و چهل و هفتم
#نبرد_رخ_به_رخ
سپاهیان تورانی پاسخ دادند برای سپاه بی سالار زنهار خواستن عار نیست. لهاک و فرشید ورد دانستند هنگام نبرد سپری شده ، پس با ده سوار از ناموران تورانی راه بیابان در پیش گرفته و روانه شدند. گستهم نزد گودرز رفت و رخصت خواست چون در نبرد شرکت نکرده بود به دنبال آنها برود. گستهم زره پوشید و سر در پی آنان نهاد. چون بیژن از رفتن گستهم آگاه شد، با پافشاری از گودرز اجازه خواست که به دنبال گستهم برود. گیو او را از رفتن منع کرد ولی بیژن بر رای خود استوار به یاری گستهم که همیشه یار و یاورش بوده شتافت.
گستهم در بیشه ای که لهاک و فرشیدورد استراحت میکردند به آنها رسید. دوبرادر شتابزده پا به گریز نهادند . ولی چون گستهم را تنها دیدند دل قوی کرده و به جنگ او آمدند.
گستهم بی درنگ فرشیدورد را با یک ضربت هلاک کرد.
سپس دو سوار بهم تیر انداختند و بعد با شمشیر، لهاک کشته شد.
گستهم با تنی چاک چاک از زخم شمشیر اسب را به درختی بست و در آن حال از یزدان خواست تا بیژن به یاری اش آید.
📚 منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان صد و چهل و هفتم
#نبرد_رخ_به_رخ
سپاهیان تورانی پاسخ دادند برای سپاه بی سالار زنهار خواستن عار نیست. لهاک و فرشید ورد دانستند هنگام نبرد سپری شده ، پس با ده سوار از ناموران تورانی راه بیابان در پیش گرفته و روانه شدند. گستهم نزد گودرز رفت و رخصت خواست چون در نبرد شرکت نکرده بود به دنبال آنها برود. گستهم زره پوشید و سر در پی آنان نهاد. چون بیژن از رفتن گستهم آگاه شد، با پافشاری از گودرز اجازه خواست که به دنبال گستهم برود. گیو او را از رفتن منع کرد ولی بیژن بر رای خود استوار به یاری گستهم که همیشه یار و یاورش بوده شتافت.
گستهم در بیشه ای که لهاک و فرشیدورد استراحت میکردند به آنها رسید. دوبرادر شتابزده پا به گریز نهادند . ولی چون گستهم را تنها دیدند دل قوی کرده و به جنگ او آمدند.
گستهم بی درنگ فرشیدورد را با یک ضربت هلاک کرد.
سپس دو سوار بهم تیر انداختند و بعد با شمشیر، لهاک کشته شد.
گستهم با تنی چاک چاک از زخم شمشیر اسب را به درختی بست و در آن حال از یزدان خواست تا بیژن به یاری اش آید.
📚 منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
فایل صوتی
گزیده ای از سخنرانی #مصطفی_ملکیان
ما ملتی شخصیتپرستیم. شخصیتی را باد میکنیم و وقتی مثل بختک روی خودمان میافتد، دیگر نمیتوانیم نفس بکشیم.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
گزیده ای از سخنرانی #مصطفی_ملکیان
ما ملتی شخصیتپرستیم. شخصیتی را باد میکنیم و وقتی مثل بختک روی خودمان میافتد، دیگر نمیتوانیم نفس بکشیم.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
Telegram
attach 📎
17-DezeHushroba
Dr.Shahbazi
فایل صوتی (17)
حکایت دز هوش ربا
دفتر ششم مثنوی
#دکتر_ایرج_شهبازی
پایان😊❤️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
حکایت دز هوش ربا
دفتر ششم مثنوی
#دکتر_ایرج_شهبازی
پایان😊❤️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
از کتاب بيست و يک درس برای قرن بيست و يکم
يک درمان بالقوه برای حماقت بشری، ميزانی از عقل سليم است. تنشهای ملی، دينی و فرهنگی با احساس خودبزرگ بينی وضعيت را بسيار وخيمتر کرده است: ملت من، دين من و فرهنگ من در دنيا مهمترين است، پس مصلحت من بايد نسبت به مصلحت هر کس ديگری، و يا حتی نسبت به مصلحت تمامی بشريت در اولويت قرار گيرد. چطور میتوانيم ملتها، اديان و فرهنگها را واداريم تا نسبت به جايگاه واقعیشان در جهان، کمی واقعبينانهتر بينديشند؟
#یووال_نوح_هراری
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
@flith
از کتاب بيست و يک درس برای قرن بيست و يکم
يک درمان بالقوه برای حماقت بشری، ميزانی از عقل سليم است. تنشهای ملی، دينی و فرهنگی با احساس خودبزرگ بينی وضعيت را بسيار وخيمتر کرده است: ملت من، دين من و فرهنگ من در دنيا مهمترين است، پس مصلحت من بايد نسبت به مصلحت هر کس ديگری، و يا حتی نسبت به مصلحت تمامی بشريت در اولويت قرار گيرد. چطور میتوانيم ملتها، اديان و فرهنگها را واداريم تا نسبت به جايگاه واقعیشان در جهان، کمی واقعبينانهتر بينديشند؟
#یووال_نوح_هراری
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
از کتاب ٢١ درس برای قرن بيست و يکم
من شخصاً کاملاً با چنين حماقتهای خودخواهانهای آشنا هستم، زيرا مردم خود من، يهوديان نيز گمان میکنند که مهمترين مردم دنيا هستند. کافی است به هر دستاورد يا ابداع اشاره کنيد تا آنها آن را به اعتبار خود ثبت کنند. و با شناخت نزديکی که از آنها دارم، میدانم که آنها واقعاً به اين ادعاهای خود يقين دارند.
زمانی در اسرائيل به يک معلم يوگا مراجعه کردم، که در کلاس مقدماتی خود در کمال جديت ادعا کرد که يوگا توسط ابراهيم ابداع شده است و تمام حرکات پايهای يوگا از شکل حروف الفبای عبری گرفته شده است! (بنابر اين حالت تريکوناسانا با تقليد از شکل حروف الفبای عبری تعيين شده است. تولادانداسانا از حرف دالد تقليد میکند و الی آخر).
ابراهيم اين حرکات يوگا را به پسر يکی از معشوقههايش آموخت، و او هم به هند رفت و يوگا را به هندیها آموخت. وقتی از معلم يوگا سؤال کردم که چه شواهدی بر ادعايش دارد، او هم عبارتی را از کتاب مقدس نقل کرد: «و ابراهيم به پسران معشوقههايش هديهای داد و در طول زندگیاش آنها را از پسرش اسحاق راند و به کشوری در مشرق زمين فرستاد» (کتاب پيدايش ۲۵:۶).
حال حدس میزنيد که اين هديه چه بوده است؟ پس همانطور که میبينيد، يوگا توسط يهودیها ابداع شده است.
اين که ابراهيم يوگا را ابداع کرد يک ادعای حاشيهای است. اما جريان اصلی يهوديت رسماً ادعا میکند که تمامی کهکشان به اين منظور وجود دارد که خاخام يهودی بتواند متون مقدس را بخواند، و اگر يهوديان از اين کار سر باز زنند، هستی به آخر میرسد.
اگر خاخامها در اورشليم و بروکلين بحث در بارۀ تالمود را متوقف کنند، چين، هند، استراليا و حتی کهکشانهای دوردست نابود خواهند شد. اين هستة اصلی اعتقادی يهوديت ارتدکس است و کسی که جرأت انکار اين را به خود راه دهد، يک احمق نادان است.
ممکن است يهوديان غير روحانی کمی به اين ادعای اغراقآميز با کمی ترديد بنگرند، اما آنها هم معتقدند که قوم يهود قهرمان اصلی تاريخ و سرچشمۀ نهايی اخلاق انسانی، معنويت و معرفت است.
مردم من هر آنچه را که ندارند با اغراقگويی و گستاخی به خود منتسب میکنند. از آنجا که انتقاد از مردم خودی مؤدبانهتر از انتقاد از غيرخودیها است، من به نمونة يهوديت اشاره میکنم تا نشان دهم که چنين ادعاهای خودبزرگبينانه تا چه حد مسخره هستند و اين را به عهدۀ خوانندگان اين کتاب در سراسر دنيا میگذارم تا بادکنکهايی که توسط قوم خودشان باد شده را با دست خود بترکانند.
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
@flith
از کتاب ٢١ درس برای قرن بيست و يکم
من شخصاً کاملاً با چنين حماقتهای خودخواهانهای آشنا هستم، زيرا مردم خود من، يهوديان نيز گمان میکنند که مهمترين مردم دنيا هستند. کافی است به هر دستاورد يا ابداع اشاره کنيد تا آنها آن را به اعتبار خود ثبت کنند. و با شناخت نزديکی که از آنها دارم، میدانم که آنها واقعاً به اين ادعاهای خود يقين دارند.
زمانی در اسرائيل به يک معلم يوگا مراجعه کردم، که در کلاس مقدماتی خود در کمال جديت ادعا کرد که يوگا توسط ابراهيم ابداع شده است و تمام حرکات پايهای يوگا از شکل حروف الفبای عبری گرفته شده است! (بنابر اين حالت تريکوناسانا با تقليد از شکل حروف الفبای عبری تعيين شده است. تولادانداسانا از حرف دالد تقليد میکند و الی آخر).
ابراهيم اين حرکات يوگا را به پسر يکی از معشوقههايش آموخت، و او هم به هند رفت و يوگا را به هندیها آموخت. وقتی از معلم يوگا سؤال کردم که چه شواهدی بر ادعايش دارد، او هم عبارتی را از کتاب مقدس نقل کرد: «و ابراهيم به پسران معشوقههايش هديهای داد و در طول زندگیاش آنها را از پسرش اسحاق راند و به کشوری در مشرق زمين فرستاد» (کتاب پيدايش ۲۵:۶).
حال حدس میزنيد که اين هديه چه بوده است؟ پس همانطور که میبينيد، يوگا توسط يهودیها ابداع شده است.
اين که ابراهيم يوگا را ابداع کرد يک ادعای حاشيهای است. اما جريان اصلی يهوديت رسماً ادعا میکند که تمامی کهکشان به اين منظور وجود دارد که خاخام يهودی بتواند متون مقدس را بخواند، و اگر يهوديان از اين کار سر باز زنند، هستی به آخر میرسد.
اگر خاخامها در اورشليم و بروکلين بحث در بارۀ تالمود را متوقف کنند، چين، هند، استراليا و حتی کهکشانهای دوردست نابود خواهند شد. اين هستة اصلی اعتقادی يهوديت ارتدکس است و کسی که جرأت انکار اين را به خود راه دهد، يک احمق نادان است.
ممکن است يهوديان غير روحانی کمی به اين ادعای اغراقآميز با کمی ترديد بنگرند، اما آنها هم معتقدند که قوم يهود قهرمان اصلی تاريخ و سرچشمۀ نهايی اخلاق انسانی، معنويت و معرفت است.
مردم من هر آنچه را که ندارند با اغراقگويی و گستاخی به خود منتسب میکنند. از آنجا که انتقاد از مردم خودی مؤدبانهتر از انتقاد از غيرخودیها است، من به نمونة يهوديت اشاره میکنم تا نشان دهم که چنين ادعاهای خودبزرگبينانه تا چه حد مسخره هستند و اين را به عهدۀ خوانندگان اين کتاب در سراسر دنيا میگذارم تا بادکنکهايی که توسط قوم خودشان باد شده را با دست خود بترکانند.
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
آدم باید کتابهایی بخواند که گازش میگیرند و نیشش میزنند. اگر کتابی که میخوانیم مثل یک مُشت نخورد به جمجمهمان و بیدارمان نکند، پس چرا میخوانمیش؟ که به قول تو حالمان خوش بشود؟ بدون کتاب هم که میشود خوشحال بود. تازه لازم باشد، خودمان میتوانیم از این کتابهایی بنویسیم که حالمان را خوش میکند. ما اما نیاز به کتابخانه، نیاز به کتابهایی داریم که مثل یک ناخوشحالیِ سخت دردناک متاثرمان کند؛ مثل مرگ کسی که از خودمان بیشتر دوستش داشتیم، دور از همهی آدمها، مثل یک خودکشی.کتاب باید مثل تبری باشد برای دریای یخزدهی درونمان
فرانتس کافکا
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
فرانتس کافکا
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
به حال اسلام باید گریست
✍️#مرتضي_مطهري
روضه خوانی از کجا آمده؟
✳️انسان وقتى که در تاریخ نگاه مى کند، مى بیند که به سر این حادثه چه ها آورده اند!
به خدا قسم حرف حاجى [نوری] حرف راستى است. مى گوید امروز اگر کسى بخواهد بر امام حسین علیه السلام بگرید، بر این مصیبت هایش باید بگرید، بر این تحریف ها و مسخ ها و دروغ ها باید بگرید.
✳️کتابى است معروف به نام «روضة الشهداء» از ملا حسین کاشفى.
حاجى فرموده بود که این داستان زعفر جنّى و داستان عروسى قاسم، اول بار در کتاب این مرد آمده است.
✳️حقیقت این است که من این کتاب را ندیده بودم. خیال مى کردم در آن یکى دو تا از این حرف هاست، بعد که این کتاب را (که به فارسى هم هست و تقریباً در پانصد سال پیش تألیف شده است) خواندم دیدم از این داستان ها زیاد است.
✳️ملا حسین کاشفى مردى است که واعظ هم هست، اتفاقاً این بی انصاف مرد باسوادى هم بوده است، کتاب هایى هم دارد، صاحب انوار سهیلى [است] که خیلى عبارت پردازى کرده و می گویند کلیله و دمنه را خراب کرده است. به هر حال مرد باسوادى بوده است.
✳️تاریخش را که انسان می خواند، معلوم نیست که او شیعه بوده یا سنى، و مثل اینکه اساساً یک مرد بوقلمون صفتى هم بوده است، در میان شیعه ها خودش را یک شیعهء صد در صد متعصبي نشان می داده و در میان سنی ها خودش را حنفى نشان می داده است. اصلًا اهل بیهق و سبزوار است. سبزوار مرکز تشیع بوده است و مردم آن هم فوق العاده متعصب اند در تشیع. اینجا که در میان سبزواری ها بود، یک شیعهء صد در صد شیعه بود. بعد می رفت هرات. آنجا که می رفت، به روش اهل تسنن بود.این مرد، واعظ هم بوده است. چون در سبزوار بود، ذکر مصیبت می کرد.
✳️کتابى نوشته است به فارسى ، اولین کتابى که در مرثیه به فارسى نوشته شده همین کتاب روضة الشهداء است که در پانصد سال پیش نوشته شده است. براي مثال شیخ مفید (رضوان اللَّه علیه) کتاب ارشاد را نوشته است و چقدر متقن نوشته است.
✳️ما اگر به ارشاد شیخ مفید خودمان مراجعه کنیم، احتیاج به منبع دیگر نداریم. من نمی دانم این بی انصاف چه کرده است!
✳️من وقتى این کتاب را خواندم، دیدم حتى اسم ها جعلى است؛ یعنى در میان اصحاب امام حسین اسم هایى را می آورد که اصلًا چنین آدم هایى وجود نداشته اند؛ در میان دشمن ها اسم هایى مى برد که همه جعلى است؛ داستان ها را به شکل افسانه در آورده است.
✳️چون این کتاب اولین کتابى بود که به زبان فارسى نوشته شد، [مرثیه خوان ها] که اغلب بى سواد بودند و به کتاب هاى عربى مراجعه نمی کردند، همین کتاب را می گرفتند و در مجالس از رو می خواندند. این است که امروز مجلس عزادارى امام حسین را ما «روضه خوانى» می گوییم.
✳️در زمان امام حسین روضه خوانى نمى گفتند، در زمان حضرت صادق هم روضه خوانى نمى گفتند، در زمان امام حسن عسکرى هم روضه خوانى نمی گفتند، بعد در زمان سید مرتضى هم روضه خوانى نمی گفتند، در زمان خواجه نصیرالدین طوسى هم روضه خوانى نمى گفتند. از پانصد سال پیش به این طرف اسم این کار شده «روضه خوانى». روضه خوانى یعنى خواندن کتاب روضة الشّهداء، همان کتاب دروغ.
✳️از وقتى که این کتاب در دست و بال ها افتاد، دیگر کسى تاریخ واقعى امام حسین را مطالعه نکرد و شد افسانه سازىِ روضة الشهداء خواندن. ما شدیم روضه خوان، یعنى روضة الشهداء خوان، یعنى افسانه ها را نقل کردن و به تاریخ امام حسین توجه نکردن.
✳️گفت: «وَ زادَتِ التَّنْبورُ نَغْمَةً اخْرى»؛ بعد در شصت هفتاد سال پیش، مرحوم ملا آقاى دربندى پیدا شد. تمام حرف هاى روضة الشهداء را به اضافهء یک چیزهاى دیگر، همه را یکجا جمع کرد که دیگر واویلاست! واقعاً به اسلام باید گریست...
کتاب حماسه حسینی، صفحه 87-88
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
به حال اسلام باید گریست
✍️#مرتضي_مطهري
روضه خوانی از کجا آمده؟
✳️انسان وقتى که در تاریخ نگاه مى کند، مى بیند که به سر این حادثه چه ها آورده اند!
به خدا قسم حرف حاجى [نوری] حرف راستى است. مى گوید امروز اگر کسى بخواهد بر امام حسین علیه السلام بگرید، بر این مصیبت هایش باید بگرید، بر این تحریف ها و مسخ ها و دروغ ها باید بگرید.
✳️کتابى است معروف به نام «روضة الشهداء» از ملا حسین کاشفى.
حاجى فرموده بود که این داستان زعفر جنّى و داستان عروسى قاسم، اول بار در کتاب این مرد آمده است.
✳️حقیقت این است که من این کتاب را ندیده بودم. خیال مى کردم در آن یکى دو تا از این حرف هاست، بعد که این کتاب را (که به فارسى هم هست و تقریباً در پانصد سال پیش تألیف شده است) خواندم دیدم از این داستان ها زیاد است.
✳️ملا حسین کاشفى مردى است که واعظ هم هست، اتفاقاً این بی انصاف مرد باسوادى هم بوده است، کتاب هایى هم دارد، صاحب انوار سهیلى [است] که خیلى عبارت پردازى کرده و می گویند کلیله و دمنه را خراب کرده است. به هر حال مرد باسوادى بوده است.
✳️تاریخش را که انسان می خواند، معلوم نیست که او شیعه بوده یا سنى، و مثل اینکه اساساً یک مرد بوقلمون صفتى هم بوده است، در میان شیعه ها خودش را یک شیعهء صد در صد متعصبي نشان می داده و در میان سنی ها خودش را حنفى نشان می داده است. اصلًا اهل بیهق و سبزوار است. سبزوار مرکز تشیع بوده است و مردم آن هم فوق العاده متعصب اند در تشیع. اینجا که در میان سبزواری ها بود، یک شیعهء صد در صد شیعه بود. بعد می رفت هرات. آنجا که می رفت، به روش اهل تسنن بود.این مرد، واعظ هم بوده است. چون در سبزوار بود، ذکر مصیبت می کرد.
✳️کتابى نوشته است به فارسى ، اولین کتابى که در مرثیه به فارسى نوشته شده همین کتاب روضة الشهداء است که در پانصد سال پیش نوشته شده است. براي مثال شیخ مفید (رضوان اللَّه علیه) کتاب ارشاد را نوشته است و چقدر متقن نوشته است.
✳️ما اگر به ارشاد شیخ مفید خودمان مراجعه کنیم، احتیاج به منبع دیگر نداریم. من نمی دانم این بی انصاف چه کرده است!
✳️من وقتى این کتاب را خواندم، دیدم حتى اسم ها جعلى است؛ یعنى در میان اصحاب امام حسین اسم هایى را می آورد که اصلًا چنین آدم هایى وجود نداشته اند؛ در میان دشمن ها اسم هایى مى برد که همه جعلى است؛ داستان ها را به شکل افسانه در آورده است.
✳️چون این کتاب اولین کتابى بود که به زبان فارسى نوشته شد، [مرثیه خوان ها] که اغلب بى سواد بودند و به کتاب هاى عربى مراجعه نمی کردند، همین کتاب را می گرفتند و در مجالس از رو می خواندند. این است که امروز مجلس عزادارى امام حسین را ما «روضه خوانى» می گوییم.
✳️در زمان امام حسین روضه خوانى نمى گفتند، در زمان حضرت صادق هم روضه خوانى نمى گفتند، در زمان امام حسن عسکرى هم روضه خوانى نمی گفتند، بعد در زمان سید مرتضى هم روضه خوانى نمی گفتند، در زمان خواجه نصیرالدین طوسى هم روضه خوانى نمى گفتند. از پانصد سال پیش به این طرف اسم این کار شده «روضه خوانى». روضه خوانى یعنى خواندن کتاب روضة الشّهداء، همان کتاب دروغ.
✳️از وقتى که این کتاب در دست و بال ها افتاد، دیگر کسى تاریخ واقعى امام حسین را مطالعه نکرد و شد افسانه سازىِ روضة الشهداء خواندن. ما شدیم روضه خوان، یعنى روضة الشهداء خوان، یعنى افسانه ها را نقل کردن و به تاریخ امام حسین توجه نکردن.
✳️گفت: «وَ زادَتِ التَّنْبورُ نَغْمَةً اخْرى»؛ بعد در شصت هفتاد سال پیش، مرحوم ملا آقاى دربندى پیدا شد. تمام حرف هاى روضة الشهداء را به اضافهء یک چیزهاى دیگر، همه را یکجا جمع کرد که دیگر واویلاست! واقعاً به اسلام باید گریست...
کتاب حماسه حسینی، صفحه 87-88
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پاسخی به سوالِ معروف "آمدنم بهر چه بود؟"
(شاهکاری از جرج کارلین)
Why are we here?
به همراه زیرنویس ترجمه فارسی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
(شاهکاری از جرج کارلین)
Why are we here?
به همراه زیرنویس ترجمه فارسی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بخشهای دیده نشده از توهین مجری برنامه تلویزیونی که باعث ترک برنامه توسط "فراستی منتقد سینما، شد.
@flith ❄️
@flith ❄️
کانال پروازفکرو اندیشه
@flith
کسی که فقط چکُش در اختیار دارد،
همه ی دنیا را میخ میبیند.
تماشای مداوم یک رسانه یا شبکه خبری خاص، مطالعه ی پیوسته کتابها یا نشریات خاص، گوش کردنِ مداوم یک سخنرانی خاص، شرکت کردن مداوم در یک گروه سیاسی یا فکری یا مذهبی خاص، و به تعبیر بهتر، مسدود کردن ورودیهای مغز به روی تنوعات فکریِ عالم، و فقط یک مجرا را برای طرز فکر خاصی باز گذاشتن، به تدریج و چهبسا ناخواسته و نادانسته، فرد را به یک ربات برنامهریزی شده توسط دیگران (به ویژه صاحبان زَر و زور) تبدیل میکند...!
زندگی انسانی، یعنی باز کردن مجراهای مختلف در ذهن، و مواجهی آگاهانه و فعالانه و نقادانه با طرز تفکرات مختلف...
✍️آبراهام مزلو/روانشناس
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
@flith
کسی که فقط چکُش در اختیار دارد،
همه ی دنیا را میخ میبیند.
تماشای مداوم یک رسانه یا شبکه خبری خاص، مطالعه ی پیوسته کتابها یا نشریات خاص، گوش کردنِ مداوم یک سخنرانی خاص، شرکت کردن مداوم در یک گروه سیاسی یا فکری یا مذهبی خاص، و به تعبیر بهتر، مسدود کردن ورودیهای مغز به روی تنوعات فکریِ عالم، و فقط یک مجرا را برای طرز فکر خاصی باز گذاشتن، به تدریج و چهبسا ناخواسته و نادانسته، فرد را به یک ربات برنامهریزی شده توسط دیگران (به ویژه صاحبان زَر و زور) تبدیل میکند...!
زندگی انسانی، یعنی باز کردن مجراهای مختلف در ذهن، و مواجهی آگاهانه و فعالانه و نقادانه با طرز تفکرات مختلف...
✍️آبراهام مزلو/روانشناس
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
تف سربالا
#رضا_بابایی
نقد حاکمان چندان فایدهبخش نیست؛ چون آنان تافتههای جدابافته نیستند. وقتی رفتارها و گفتارهای آنان، بیشوکم همان رفتارها و گفتارهای رایج در میان مردم است، نقد حکومت تف سربالا است. ما از حکومت و حاکمان، مدارا و عدالت و انصاف و پایبندی به منافع ملی و رفتار دموکراتیک را گدایی میکنیم؛ غافل از آنکه هیچ حکومتی بهتر از مردم خود نیست. حکومت چرا باید اهل مدارا و انصاف باشد، وقتی بر مردمی حکم میراند که مدارا و انصاف و فداکاری را نمیشناسند؟ منافع ملی چیست که پاسداری از آن را تنها به حاکمان سپردهایم؟ اگر دیپلماسی خارجی در دست حکومت است، بخشی از محیط زیست که در اختیار ما است. منافع ملی مگر تنها در دیپلماسی است؟ محیط زیست، جزء منافع و منابع ملی نیست؟ مردمی که جنگلها و رودخانهها را زبالهدانی میکنند و زهر در کام طبیعت میریزند، چرا خود را سزاوار حکومتی میدانند که پاسدار منافع ملی است؟ دولتمردان را طعن میزنیم که گرد منقل توهمات نشستهاند و نشئۀ سخنان خویشاند. بله؛ اما آنان چرا نشئگی را رها کنند و از خماری بترسند، وقتی صادرات ملت به دولت، ذغال خوب است؟ از مسئولان میخواهیم که به حریم خصوصی شهروندان احترام بگذارند؛ اما اگر دری را به سوی زندگی خصوصی کسی باز ببینیم، تا کنج خانهاش را شخم میزنیم. حقوق همسایۀ بیآزار را نمیشناسیم، اما توقع داریم که حکومت، حقوق زندانی و متهم را مراعات کند. مگر ما در خانه و مغازه و اداره و سفرهای خانوادگی و انتخاب غذا، دموکراسی را مراعات میکنیم که توقع داریم حکومتمان دموکراتیک باشد؟
دیروز در خبرها عکسی دیدم که کشف آلات جرم را در یکی از شهرها نشان میداد: مواد مخدر، چاقو، قمه، پاسپورتهای جعلی و... در میان آنها یک گیتار خوشرنگ هم بود! کسانی که گیتار را در میان آلات جرم میگذارند، نمیدانند که بیشتر مردم ایران به موسیقی عشق میورزند؟ میدانند؛ اما لجبازی میکنند و این لجبازی، بازتابی از لجبازی مردم با یکدیگر در کوچه و بازار و خیابان است.
بله؛ حاکمان و سیاستهای آنان بر فرهنگ جامعه اثر میگذارند؛ اما شیوه و شخصیت آنان را خوی و خصلت مردم میسازد. هر حکومتی، عصارۀ فضایل یا رذایل مردم خویش است. در جهان، کدام حکومت بهتر از مردم خود بوده است؟ در تاریخ، کدام مردم بدتر از حاکمان خویش بودهاند؟ ما کی و کجا کوشیدهایم که باری از دوش دولت و حکومت برداریم و برای آن دل بسوزانیم که همین توقع را از حکومتها داریم؟ تاریخ ایران، تاریخ براندازی حکومتها و دولتها است، نه اصلاح و یاری آنها. به همین دلیل حکومتها در ایران هیچگاه به مردم اعتماد نمیکنند و از تلگرام تا سایت لغتنامۀ دهخدا را فیلتر میکنند.
از آنان نیستم که تأثیر ساختارهای سیاسی را بر فرهنگ ناچیز میشمارند. ساختارهای سیاسی بیشوکم بر منش و رویکردهای فرهنگی جامعه اثر میگذارند؛ اما در عصر حاضر، اگر ساختارهای سیاسی در کمتر از ۲۰ سال رو به بهبود و اصلاح نگذارند، عیب از فرهنگ عمومی است. ۲۰ سال کم است؟ بگو ۳۰ سال؛ بگو ۷۰ سال. از مشروطه تا امروز نتوانستهایم نخستین گام را برداریم. گام نخست، دستیابی به مهارت در کار گروهی و بیرون آمدن از فردیتهای پراکنده است، که آن نیز بهشدت نیازمند تساهل و تسامح با دیگری است. چند دزد دریایی میتوانند صد جزیزۀ پراکنده را یکیک غارت کنند، اما فوج دزدان دریایی نمیتوانند بر شهری کوچک دست یازند. ما در شهر زندگی میکنیم؛ اما شهری نشدهایم تا کسی نتواند ما را از حقوق شهروندی محروم کند.
تأثیر فرهنگ عمومی بر سرنوشت کشور بسیار بیش از تأثیر فلانالدوله و بهمانالسلطنه است؛ اما فرهنگ عمومی کمتر از فلان و بهمان نقد میشود. پرسشی که ما همیشه باید پیش روی خود بگذاریم و به آن بیندیشیم، این است که ما را چه میزیبد و سزای ما چیست و ما چرا باید چیزی را بخواهیم که لایق آن نیستیم.
به طواف کعبه رفتم، به حرم رهم ندادند
که تو در برون چه کردی که درون خانه آیی
۹۷/۸/۳۰
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
تف سربالا
#رضا_بابایی
نقد حاکمان چندان فایدهبخش نیست؛ چون آنان تافتههای جدابافته نیستند. وقتی رفتارها و گفتارهای آنان، بیشوکم همان رفتارها و گفتارهای رایج در میان مردم است، نقد حکومت تف سربالا است. ما از حکومت و حاکمان، مدارا و عدالت و انصاف و پایبندی به منافع ملی و رفتار دموکراتیک را گدایی میکنیم؛ غافل از آنکه هیچ حکومتی بهتر از مردم خود نیست. حکومت چرا باید اهل مدارا و انصاف باشد، وقتی بر مردمی حکم میراند که مدارا و انصاف و فداکاری را نمیشناسند؟ منافع ملی چیست که پاسداری از آن را تنها به حاکمان سپردهایم؟ اگر دیپلماسی خارجی در دست حکومت است، بخشی از محیط زیست که در اختیار ما است. منافع ملی مگر تنها در دیپلماسی است؟ محیط زیست، جزء منافع و منابع ملی نیست؟ مردمی که جنگلها و رودخانهها را زبالهدانی میکنند و زهر در کام طبیعت میریزند، چرا خود را سزاوار حکومتی میدانند که پاسدار منافع ملی است؟ دولتمردان را طعن میزنیم که گرد منقل توهمات نشستهاند و نشئۀ سخنان خویشاند. بله؛ اما آنان چرا نشئگی را رها کنند و از خماری بترسند، وقتی صادرات ملت به دولت، ذغال خوب است؟ از مسئولان میخواهیم که به حریم خصوصی شهروندان احترام بگذارند؛ اما اگر دری را به سوی زندگی خصوصی کسی باز ببینیم، تا کنج خانهاش را شخم میزنیم. حقوق همسایۀ بیآزار را نمیشناسیم، اما توقع داریم که حکومت، حقوق زندانی و متهم را مراعات کند. مگر ما در خانه و مغازه و اداره و سفرهای خانوادگی و انتخاب غذا، دموکراسی را مراعات میکنیم که توقع داریم حکومتمان دموکراتیک باشد؟
دیروز در خبرها عکسی دیدم که کشف آلات جرم را در یکی از شهرها نشان میداد: مواد مخدر، چاقو، قمه، پاسپورتهای جعلی و... در میان آنها یک گیتار خوشرنگ هم بود! کسانی که گیتار را در میان آلات جرم میگذارند، نمیدانند که بیشتر مردم ایران به موسیقی عشق میورزند؟ میدانند؛ اما لجبازی میکنند و این لجبازی، بازتابی از لجبازی مردم با یکدیگر در کوچه و بازار و خیابان است.
بله؛ حاکمان و سیاستهای آنان بر فرهنگ جامعه اثر میگذارند؛ اما شیوه و شخصیت آنان را خوی و خصلت مردم میسازد. هر حکومتی، عصارۀ فضایل یا رذایل مردم خویش است. در جهان، کدام حکومت بهتر از مردم خود بوده است؟ در تاریخ، کدام مردم بدتر از حاکمان خویش بودهاند؟ ما کی و کجا کوشیدهایم که باری از دوش دولت و حکومت برداریم و برای آن دل بسوزانیم که همین توقع را از حکومتها داریم؟ تاریخ ایران، تاریخ براندازی حکومتها و دولتها است، نه اصلاح و یاری آنها. به همین دلیل حکومتها در ایران هیچگاه به مردم اعتماد نمیکنند و از تلگرام تا سایت لغتنامۀ دهخدا را فیلتر میکنند.
از آنان نیستم که تأثیر ساختارهای سیاسی را بر فرهنگ ناچیز میشمارند. ساختارهای سیاسی بیشوکم بر منش و رویکردهای فرهنگی جامعه اثر میگذارند؛ اما در عصر حاضر، اگر ساختارهای سیاسی در کمتر از ۲۰ سال رو به بهبود و اصلاح نگذارند، عیب از فرهنگ عمومی است. ۲۰ سال کم است؟ بگو ۳۰ سال؛ بگو ۷۰ سال. از مشروطه تا امروز نتوانستهایم نخستین گام را برداریم. گام نخست، دستیابی به مهارت در کار گروهی و بیرون آمدن از فردیتهای پراکنده است، که آن نیز بهشدت نیازمند تساهل و تسامح با دیگری است. چند دزد دریایی میتوانند صد جزیزۀ پراکنده را یکیک غارت کنند، اما فوج دزدان دریایی نمیتوانند بر شهری کوچک دست یازند. ما در شهر زندگی میکنیم؛ اما شهری نشدهایم تا کسی نتواند ما را از حقوق شهروندی محروم کند.
تأثیر فرهنگ عمومی بر سرنوشت کشور بسیار بیش از تأثیر فلانالدوله و بهمانالسلطنه است؛ اما فرهنگ عمومی کمتر از فلان و بهمان نقد میشود. پرسشی که ما همیشه باید پیش روی خود بگذاریم و به آن بیندیشیم، این است که ما را چه میزیبد و سزای ما چیست و ما چرا باید چیزی را بخواهیم که لایق آن نیستیم.
به طواف کعبه رفتم، به حرم رهم ندادند
که تو در برون چه کردی که درون خانه آیی
۹۷/۸/۳۰
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
Telegram
attach 📎
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان صد و چهل و هشتم
#نبرد_رخ_به_رخ
چون خورشید بردمید بیژن به آن مرغزار رسید . بیژن زخم های گستهم را بست و او را سوار بر اسب کرده همراه کشتگان به سوب لشکر ایران حرکت کردند. وقتی کیخسرو به سپاه ایران رسید ، بر پهلوانان آفرین کرد و جنگاوریشان را ستود . دستور داد تا سر و تن پیران را با گلاب آمیخته و قبای رومی بر تن او پوشاندند و با دیگر سران توران ، چنانکه شایسته بود در دخمه نهادند.
سپس کیخسرو بر گروی زره که خون سیاوش را بیگناه بر زمین ریخته بود نفرین کرد و فرمود تا او را همچنان که او سیاوش را کشته ، مانند گوسفند سر ببرند ، بند از بدنش جدا کنند و در آب افکنند.
سپاهیان تورانی را که زنهار خواسته بودند ، بخشید و گفت : از این پس در پناه من هستید هرکه از شما بخواهد میتواند به توران بازگردد و هرکه بخواهد میتواند نزد ما بماند.
خروش دیده بان برخاست که سه اسب و سه کشته از دور دیده میشوند. بیژن بر دو اسب کشته لهاک و فرشیدورد را بسته و بر اسبی دیگر گستهم خسته و مجروح را در ترک خود جای داده بود.
بیژن بی درنگ نزد شاه شتافت . کیخسرو مهره ای را که درمان زخم بود و از هوشنگ و طهمورث و جمشید به او رسیده بود از دستش گشود و بر بازوی گستهم بست. پزشکان هندی و چینی خود را فراخواند تا به مداوای او بپردازند. خود نیز به نیایش ایستاد و از یزدان شفای او را طلب کرد.
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان صد و چهل و هشتم
#نبرد_رخ_به_رخ
چون خورشید بردمید بیژن به آن مرغزار رسید . بیژن زخم های گستهم را بست و او را سوار بر اسب کرده همراه کشتگان به سوب لشکر ایران حرکت کردند. وقتی کیخسرو به سپاه ایران رسید ، بر پهلوانان آفرین کرد و جنگاوریشان را ستود . دستور داد تا سر و تن پیران را با گلاب آمیخته و قبای رومی بر تن او پوشاندند و با دیگر سران توران ، چنانکه شایسته بود در دخمه نهادند.
سپس کیخسرو بر گروی زره که خون سیاوش را بیگناه بر زمین ریخته بود نفرین کرد و فرمود تا او را همچنان که او سیاوش را کشته ، مانند گوسفند سر ببرند ، بند از بدنش جدا کنند و در آب افکنند.
سپاهیان تورانی را که زنهار خواسته بودند ، بخشید و گفت : از این پس در پناه من هستید هرکه از شما بخواهد میتواند به توران بازگردد و هرکه بخواهد میتواند نزد ما بماند.
خروش دیده بان برخاست که سه اسب و سه کشته از دور دیده میشوند. بیژن بر دو اسب کشته لهاک و فرشیدورد را بسته و بر اسبی دیگر گستهم خسته و مجروح را در ترک خود جای داده بود.
بیژن بی درنگ نزد شاه شتافت . کیخسرو مهره ای را که درمان زخم بود و از هوشنگ و طهمورث و جمشید به او رسیده بود از دستش گشود و بر بازوی گستهم بست. پزشکان هندی و چینی خود را فراخواند تا به مداوای او بپردازند. خود نیز به نیایش ایستاد و از یزدان شفای او را طلب کرد.
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️