در کالیفرنیا مجازات ریختن زباله بار اول ۱۰۰ دلار و ۸ ساعت پاکسازی جاده، دفعات بعدی ۷۵۰ دلار و۲۴ ساعت پاکسازی
این مجازات در تابلوهای کنار جاده در معرض دید رانندگان است
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄
این مجازات در تابلوهای کنار جاده در معرض دید رانندگان است
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
انسان در جستجوی معنا
ویکتورفرانکل روان شناس معنا گرا برای معنا بخشیدن به زندگی سه راه پیشنهاد می کند:
1- اگر انسان چیزی خلق کند،زندگی اش می تواند با معنا باشد، (در اینجا انسان از خود سئوال می کند : من برای چه زنده هستم؟)
2- انسان معنا را در شیوه تجربه کردن زندگی ، یا کسی را دوست داشتن،می بیند.(در اینجا انسان از خود می پرسد:من برای چه کسی زنده هستم؟ )
3- انسان معنا را در بحبوحهٔ مشکلات سنگین در می یابد.طرز برخوردی که ما نسبت به رنج انتخاب میکنیم.
در جایی که ما با یک سرنوشت غیر قابل تغییر روبرومی شویم.مثلاً(یک بیماری غیر قابل علاج،مرگ یک عزیز، یک موقعیت ناامید کننده،...)در این جاست که زندگی را معنا میکنیم.(در اینجا انسان از خود می پرسد: چرا نگرش مثبت در برابرسرنوشت غیر قابل تغییر و اجتناب ناپذیر نداشته باشم؟) ویکتور فرانکل معتقد است که درست در جایی که ما با یک موقعیت روبه رومی شویم که به هیچ روی نمی توانیم آن را تغییر دهیم از ما انتظار می رود که خود را تغییر دهیم،رشد کنیم ،بالغ شویم واز خود فراتر رویم...
گوردون آلپورت در مقدمه ی کتاب « انسان در جستجوی معنی » فرانکل می نویسد :
اگر زندگی کردن رنج بردن است ، پس برای زنده ماندن باید ناگزیر معنایی در رنج بردن یافت . اگر اصلا زندگی خود هدفی داشته باشد ، رنج و مرگ نیز معنا خواهد یافت .
اما هیچ کس نمی تواند این معنا را برای دیگری بیابد . هرکس باید معنای زندگی خود را ، خود جستجو کند و مسئولیت آن را پذیرا باشد . اگر موفق شود ، با وجود همه تحقیرها به زندگی ادامه می دهد .
#ویکتور_فرانکل
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
انسان در جستجوی معنا
ویکتورفرانکل روان شناس معنا گرا برای معنا بخشیدن به زندگی سه راه پیشنهاد می کند:
1- اگر انسان چیزی خلق کند،زندگی اش می تواند با معنا باشد، (در اینجا انسان از خود سئوال می کند : من برای چه زنده هستم؟)
2- انسان معنا را در شیوه تجربه کردن زندگی ، یا کسی را دوست داشتن،می بیند.(در اینجا انسان از خود می پرسد:من برای چه کسی زنده هستم؟ )
3- انسان معنا را در بحبوحهٔ مشکلات سنگین در می یابد.طرز برخوردی که ما نسبت به رنج انتخاب میکنیم.
در جایی که ما با یک سرنوشت غیر قابل تغییر روبرومی شویم.مثلاً(یک بیماری غیر قابل علاج،مرگ یک عزیز، یک موقعیت ناامید کننده،...)در این جاست که زندگی را معنا میکنیم.(در اینجا انسان از خود می پرسد: چرا نگرش مثبت در برابرسرنوشت غیر قابل تغییر و اجتناب ناپذیر نداشته باشم؟) ویکتور فرانکل معتقد است که درست در جایی که ما با یک موقعیت روبه رومی شویم که به هیچ روی نمی توانیم آن را تغییر دهیم از ما انتظار می رود که خود را تغییر دهیم،رشد کنیم ،بالغ شویم واز خود فراتر رویم...
گوردون آلپورت در مقدمه ی کتاب « انسان در جستجوی معنی » فرانکل می نویسد :
اگر زندگی کردن رنج بردن است ، پس برای زنده ماندن باید ناگزیر معنایی در رنج بردن یافت . اگر اصلا زندگی خود هدفی داشته باشد ، رنج و مرگ نیز معنا خواهد یافت .
اما هیچ کس نمی تواند این معنا را برای دیگری بیابد . هرکس باید معنای زندگی خود را ، خود جستجو کند و مسئولیت آن را پذیرا باشد . اگر موفق شود ، با وجود همه تحقیرها به زندگی ادامه می دهد .
#ویکتور_فرانکل
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
در نیمه نخست قرن بیستم او را با اثر سترگش «سرمایه» به یاد میآوردند. امروز در نیمه نخست قرن بیست و یکم اندیشه او را بهترین راهنمای کاهش وزن در تاریخ میدانند. چنانکه در ونزوئلا، کعبه آمال نظریهپردازان مارکسیست و روشنفکران نوسوسیالیست، مردم هرچه به دستشان رسیده خوردهاند و با این حال کل کشور به طور متوسط 9-7 کیلو وزن کم کرده است. در بزرگترین رژیم غذایی تاریخ، که به «هولودومور» معروف است، تحت نظارت استالین، بیش از 10 میلیون نفر در اوکراین از گرسنگی جان سپردند. نتیجه مارکسیسم در چین رژیم غذایی ریشه گیاهان و علفخواری بود. هرچند این رژیم در کنار سایر دستاوردهای نظام کمونیستی بیش از ۶۵ میلیون نفر در چین قربانی گرفت اما هیچیک از این ۶۵ میلیون نفر کوچکترین مشکلی با اضافهوزن نداشت. حقیقتاً هیچ اندیشمندی در تاریخ بدین حد روی کاهش وزن آدمیان اثر نگذاشته و احتمالاً نخواهد گذاشت. اتکینز در خواب هم چنین موفقیتی را تصور نمیکند. امروز میدانیم که مهمترین نتیجه سرمایهداری، نه جدال طبقاتی بلکه فربه شدن انسانهاست. پس شاید راهنمای لاغری مارکس بیش از هر زمان دیگری لازم باشد.
نیویورکتایمز، نشریه چپ آمریکایی، فرصت را برای بازطرح و فشار مارکسیسم مغتنم یافته و با مقالهای از جیسون بارکر، استاد فلسفه، تولد مارکس را جشن گرفت: «لیبرالهای تحصیلکرده امروز یکصدا با تز مارکس (راجع به نقصهای سرمایهداری) همعقیده هستند.»
بگذریم که به سیاق همیشگی، مارکسیسم برخلاف ظواهر و ادعا هیچ ربطی به مردمان عادی کوچه و بازار و کارگر و بقال ندارد و صرفاً برای زندگی ایشان برنامههایی در نظر دارد. طرفدارانش، گذشته از مقالات انبوه و بیسروته آکادمیک که به واسطهاش در ژورنالها نان به یکدیگر قرض میدهند، حتی در روزنامهها و مجلات پرتیراژ هم خلق را آدم حساب نیاورده و فقط طبقه تحصیلکرده را مخاطب قرار میدهند. این موضوع اتفاق جدیدی نیست. از جمله طنزهای تاریخ این است که لنین، از روزهای زندگی در سوئیس گرفته تا زمان مرگ، در تمام عمرش با هیچ کارگری صحبت نکرد و به هیچ محله کارگرنشینی پا نگذاشت. خود مارکس وقتی تصمیم به ازدواج گرفت همسرش را از میان اشراف برگزید. به گواه تاریخ مردمان عادی، کارگران و کارمندان و پیشهوران هیچوقت چیزی جز ابزار و ملعبه اندیشمندان و سیاستمداران مارکسیست نبوده و نیستند.
کارگران امروز که بیخبر از گذشته فریب شعارهای خوشآهنگ مارکسیستها را میخورند باید سرنوشت کارگران را در شوروی و چین پیشاسرمایهداری (قبل از دهه 90) خوانده و شرایط آنها را با کارگران ناراضی آمریکایی مقایسه کنند. یکی از بهترین دلدادگان و رهروان مارکس در شوروی گرگوری پیاتاکوف از رهبران اصلی و رفقای نزدیک تروتسکی بود. فردی که در نیمه نخست قرن بیستم بین مارکسیستهای غربی سمبل موفقیت نظام کارگری بهحساب میآمد. پیاتاکوف در ۱۹۲۱ مسوول کمیته مرکزی صنعت زغالسنگ شد. در آن زمان تولیدات صنعتی نسبت به ۱۹۱۳ قریب به ۹۰ درصد کاهش پیدا کرده بود. تمرکز پیاتاکوف بر منطقه صنعتی دنباس بود که بیش از ۸۰ درصد زغالسنگ و فولاد شوروی را تامین میکرد. پیاتاکوف توانست در کمتر از یک سال تولید زغالسنگ کشور را پنج برابر کند. ممکن است برخی از خوانندگان امروزی هم مثل مارکسیستهای غربی آن زمان لب به تحسین پیاتاکوف گشوده و تصور کنند ایکاش ما هم از این قبیل مدیران داشتیم. اما واقعاً این موفقیت چگونه به دست آمد...
متن کامل مقاله را در تلگرام بخوانید:
https://t.me/iv?url=https://bourgeois.ir/piatakov/&rhash=e210c4be13c5d5
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
در نیمه نخست قرن بیستم او را با اثر سترگش «سرمایه» به یاد میآوردند. امروز در نیمه نخست قرن بیست و یکم اندیشه او را بهترین راهنمای کاهش وزن در تاریخ میدانند. چنانکه در ونزوئلا، کعبه آمال نظریهپردازان مارکسیست و روشنفکران نوسوسیالیست، مردم هرچه به دستشان رسیده خوردهاند و با این حال کل کشور به طور متوسط 9-7 کیلو وزن کم کرده است. در بزرگترین رژیم غذایی تاریخ، که به «هولودومور» معروف است، تحت نظارت استالین، بیش از 10 میلیون نفر در اوکراین از گرسنگی جان سپردند. نتیجه مارکسیسم در چین رژیم غذایی ریشه گیاهان و علفخواری بود. هرچند این رژیم در کنار سایر دستاوردهای نظام کمونیستی بیش از ۶۵ میلیون نفر در چین قربانی گرفت اما هیچیک از این ۶۵ میلیون نفر کوچکترین مشکلی با اضافهوزن نداشت. حقیقتاً هیچ اندیشمندی در تاریخ بدین حد روی کاهش وزن آدمیان اثر نگذاشته و احتمالاً نخواهد گذاشت. اتکینز در خواب هم چنین موفقیتی را تصور نمیکند. امروز میدانیم که مهمترین نتیجه سرمایهداری، نه جدال طبقاتی بلکه فربه شدن انسانهاست. پس شاید راهنمای لاغری مارکس بیش از هر زمان دیگری لازم باشد.
نیویورکتایمز، نشریه چپ آمریکایی، فرصت را برای بازطرح و فشار مارکسیسم مغتنم یافته و با مقالهای از جیسون بارکر، استاد فلسفه، تولد مارکس را جشن گرفت: «لیبرالهای تحصیلکرده امروز یکصدا با تز مارکس (راجع به نقصهای سرمایهداری) همعقیده هستند.»
بگذریم که به سیاق همیشگی، مارکسیسم برخلاف ظواهر و ادعا هیچ ربطی به مردمان عادی کوچه و بازار و کارگر و بقال ندارد و صرفاً برای زندگی ایشان برنامههایی در نظر دارد. طرفدارانش، گذشته از مقالات انبوه و بیسروته آکادمیک که به واسطهاش در ژورنالها نان به یکدیگر قرض میدهند، حتی در روزنامهها و مجلات پرتیراژ هم خلق را آدم حساب نیاورده و فقط طبقه تحصیلکرده را مخاطب قرار میدهند. این موضوع اتفاق جدیدی نیست. از جمله طنزهای تاریخ این است که لنین، از روزهای زندگی در سوئیس گرفته تا زمان مرگ، در تمام عمرش با هیچ کارگری صحبت نکرد و به هیچ محله کارگرنشینی پا نگذاشت. خود مارکس وقتی تصمیم به ازدواج گرفت همسرش را از میان اشراف برگزید. به گواه تاریخ مردمان عادی، کارگران و کارمندان و پیشهوران هیچوقت چیزی جز ابزار و ملعبه اندیشمندان و سیاستمداران مارکسیست نبوده و نیستند.
کارگران امروز که بیخبر از گذشته فریب شعارهای خوشآهنگ مارکسیستها را میخورند باید سرنوشت کارگران را در شوروی و چین پیشاسرمایهداری (قبل از دهه 90) خوانده و شرایط آنها را با کارگران ناراضی آمریکایی مقایسه کنند. یکی از بهترین دلدادگان و رهروان مارکس در شوروی گرگوری پیاتاکوف از رهبران اصلی و رفقای نزدیک تروتسکی بود. فردی که در نیمه نخست قرن بیستم بین مارکسیستهای غربی سمبل موفقیت نظام کارگری بهحساب میآمد. پیاتاکوف در ۱۹۲۱ مسوول کمیته مرکزی صنعت زغالسنگ شد. در آن زمان تولیدات صنعتی نسبت به ۱۹۱۳ قریب به ۹۰ درصد کاهش پیدا کرده بود. تمرکز پیاتاکوف بر منطقه صنعتی دنباس بود که بیش از ۸۰ درصد زغالسنگ و فولاد شوروی را تامین میکرد. پیاتاکوف توانست در کمتر از یک سال تولید زغالسنگ کشور را پنج برابر کند. ممکن است برخی از خوانندگان امروزی هم مثل مارکسیستهای غربی آن زمان لب به تحسین پیاتاکوف گشوده و تصور کنند ایکاش ما هم از این قبیل مدیران داشتیم. اما واقعاً این موفقیت چگونه به دست آمد...
متن کامل مقاله را در تلگرام بخوانید:
https://t.me/iv?url=https://bourgeois.ir/piatakov/&rhash=e210c4be13c5d5
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان صد و سی و چهارم
#بیژن_و_منیژه
بازار رونق گرفت و منیژه از آمدن بازرگانان ایرانی خبر یافت. او با پای برهنه و گریان نزد رستم رفت سوال کرد : تو از ایران آمده ای از کیخسرو و گیو و گودرز و سایر پهلوانان چه خبر داری؟ آیا خبر گرفتاری بیژن به ایران رسیده؟ رستم که بدگمان بود بر منیژه بانگ زد : از کنارم دور شو. من نه شاه میشناسم نه گودرز و گیو . منیژه نگاهی به گودرز کرد و گریست و گفت: مگر آئین ایرانیان چنین است که با درویش سخن نگویند و او را برانند. رستم گفت: تو باز مرا برهم زدی. وانگهی من بازرگانم واز پهلوانان خبر ندارم. سپس دستور داد که خوردنی بیاورند و پیشش نهادند و از او پرسید تو کی هستی و او گفت :
منیژه منم دخت افراسیاب
برهنه ندیدی رخم آفتاب
چو بیچاره بیژن بدان ژرف چاه
نبیند شب و روز خورشید وماه
کنونت گرت باشد بایران گذر
زگودر کشواد یابی خبر
بگویی که بیژن بسختی درست
اگر دیر گیری شود کار پست
گرش دیدخواهی میاسای دیر
که بر سرش سنگست و آهن بزیر
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان صد و سی و چهارم
#بیژن_و_منیژه
بازار رونق گرفت و منیژه از آمدن بازرگانان ایرانی خبر یافت. او با پای برهنه و گریان نزد رستم رفت سوال کرد : تو از ایران آمده ای از کیخسرو و گیو و گودرز و سایر پهلوانان چه خبر داری؟ آیا خبر گرفتاری بیژن به ایران رسیده؟ رستم که بدگمان بود بر منیژه بانگ زد : از کنارم دور شو. من نه شاه میشناسم نه گودرز و گیو . منیژه نگاهی به گودرز کرد و گریست و گفت: مگر آئین ایرانیان چنین است که با درویش سخن نگویند و او را برانند. رستم گفت: تو باز مرا برهم زدی. وانگهی من بازرگانم واز پهلوانان خبر ندارم. سپس دستور داد که خوردنی بیاورند و پیشش نهادند و از او پرسید تو کی هستی و او گفت :
منیژه منم دخت افراسیاب
برهنه ندیدی رخم آفتاب
چو بیچاره بیژن بدان ژرف چاه
نبیند شب و روز خورشید وماه
کنونت گرت باشد بایران گذر
زگودر کشواد یابی خبر
بگویی که بیژن بسختی درست
اگر دیر گیری شود کار پست
گرش دیدخواهی میاسای دیر
که بر سرش سنگست و آهن بزیر
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
توسعه یافتگی شوخی نیست!
سعید معدنی
🔹زمانی که ولیعهد جوان سعودی، بن سلمان، دست به اصلاحات زد. برخی عوامانه فکر می کردند که عنقریب عربستان در ردیف کشورهای توسعه یافته آسیا قرار می گیرد و کشورهایی مثل ایران حسرت دمکراسی و پیشرفت عربستان را خواهند خورد!. غافل از اینکه در کنار پیشرفت و مدرن شدن، دمکراسی و آزادی اجتماعی- سیاسی نیز نیاز است. به عبارتی بدون آزادی منتقد و مخالف، توسعه یافتگی شوخی بیش نیست.
🔹ایران این تجربه را نیم قرن قبل از سر گذرانده بود. محمدرضا شاه پهلوی هم سینما را گسترش داد، برای ما بی حجابی و لباس متحدالشکل آورد. او ارتش قوی ساخت، ژاندارم منطقه شد و ما را "به سوی تمدن بزرگ" دعوت می کرد. در همان حال زندان هایش مملو از مخالفان و منقدانش بود و ساواک وحشیانه ترین رفتار ها را با هموطنانشان داشتند.
🔹نیم قرن بعد از شاه پهلوی، بن سلمان جوان تازه یاد گرفته به زنان اجازه حضور اجتماعی دهد، تئاتر بسازد و سینما تاسیس کند؛ زنان اجازه حضور در ورزشگاهها به عنوان تماشاگر داشته باشند و رانندگی کنند. عوام هم خیال می کردند سالی به سر نیامده عربستان در ردیف ژاپن ، کره، هند و ... قرار می گیرد! اما ناپدید شدن و مرگ جمال خاشقجی خط بطلانی بر این همه توهمات کشید. اگر بخواهی کشور پیشرفته ای داشته باشی، "باید اسباب بزرگی همه آماده کنی".
🔹نمی شود؛
-زندانی سیاسی داشته باشی،
-آزادی مطبوعات نداشته باشی،
-شکنجه در زندانها رایج باشد،
-اقلیتها از حقوق قانونی برخوردار نباشند،
- با ائتلاف با بدون ائتلاف دخالت و تجاوز در کشور همسایه و سایر کشورها داشته باشی،
-در کشورت گروهی ثروت افسانه ای داشته باشند و بقیه زندگی معمولی و فقیر باشند،
-احزاب قوی و انتخابات آزاد نداشته باشی،
-در نهایت مخفیانه روزنامه نگاران و دگراندیشان را بکشی،
و آنگاه دنبال توسعه باشی.
🔹نمی شود. ما این راه را تجربه کرده ایم آنهم نیم قرن قبل، زمانی که بن سلمان هنوز به دنیا نیامده بود! گام نخست در توسعه و دمکراسی احترام به حقوق مردم به ویژه مخالفان و دگراندیشان است.
🔹حقی که شاه ایران و بن سلمان و بقیه دیکتاتورها از آن غفلت می کنند، که در این صورت ره به جایی نمی برند و دیر یا زود سقوط خواهند کرد و یک جامعه عقب مانده از خود به یادگار می گذارند.
🔹خلاصه آنکه در جهان مدرن، توسعه یافتگی همه جانبه و موزون است نه تک بعدی و ناموزون.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
توسعه یافتگی شوخی نیست!
سعید معدنی
🔹زمانی که ولیعهد جوان سعودی، بن سلمان، دست به اصلاحات زد. برخی عوامانه فکر می کردند که عنقریب عربستان در ردیف کشورهای توسعه یافته آسیا قرار می گیرد و کشورهایی مثل ایران حسرت دمکراسی و پیشرفت عربستان را خواهند خورد!. غافل از اینکه در کنار پیشرفت و مدرن شدن، دمکراسی و آزادی اجتماعی- سیاسی نیز نیاز است. به عبارتی بدون آزادی منتقد و مخالف، توسعه یافتگی شوخی بیش نیست.
🔹ایران این تجربه را نیم قرن قبل از سر گذرانده بود. محمدرضا شاه پهلوی هم سینما را گسترش داد، برای ما بی حجابی و لباس متحدالشکل آورد. او ارتش قوی ساخت، ژاندارم منطقه شد و ما را "به سوی تمدن بزرگ" دعوت می کرد. در همان حال زندان هایش مملو از مخالفان و منقدانش بود و ساواک وحشیانه ترین رفتار ها را با هموطنانشان داشتند.
🔹نیم قرن بعد از شاه پهلوی، بن سلمان جوان تازه یاد گرفته به زنان اجازه حضور اجتماعی دهد، تئاتر بسازد و سینما تاسیس کند؛ زنان اجازه حضور در ورزشگاهها به عنوان تماشاگر داشته باشند و رانندگی کنند. عوام هم خیال می کردند سالی به سر نیامده عربستان در ردیف ژاپن ، کره، هند و ... قرار می گیرد! اما ناپدید شدن و مرگ جمال خاشقجی خط بطلانی بر این همه توهمات کشید. اگر بخواهی کشور پیشرفته ای داشته باشی، "باید اسباب بزرگی همه آماده کنی".
🔹نمی شود؛
-زندانی سیاسی داشته باشی،
-آزادی مطبوعات نداشته باشی،
-شکنجه در زندانها رایج باشد،
-اقلیتها از حقوق قانونی برخوردار نباشند،
- با ائتلاف با بدون ائتلاف دخالت و تجاوز در کشور همسایه و سایر کشورها داشته باشی،
-در کشورت گروهی ثروت افسانه ای داشته باشند و بقیه زندگی معمولی و فقیر باشند،
-احزاب قوی و انتخابات آزاد نداشته باشی،
-در نهایت مخفیانه روزنامه نگاران و دگراندیشان را بکشی،
و آنگاه دنبال توسعه باشی.
🔹نمی شود. ما این راه را تجربه کرده ایم آنهم نیم قرن قبل، زمانی که بن سلمان هنوز به دنیا نیامده بود! گام نخست در توسعه و دمکراسی احترام به حقوق مردم به ویژه مخالفان و دگراندیشان است.
🔹حقی که شاه ایران و بن سلمان و بقیه دیکتاتورها از آن غفلت می کنند، که در این صورت ره به جایی نمی برند و دیر یا زود سقوط خواهند کرد و یک جامعه عقب مانده از خود به یادگار می گذارند.
🔹خلاصه آنکه در جهان مدرن، توسعه یافتگی همه جانبه و موزون است نه تک بعدی و ناموزون.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
تفاوت واقعی میان ما و شامپانزه ها در آن چسب خیالی است که تعداد بسیار زیادی از افراد و خانواده ها و گروه ها را بهم پیوند می دهد. همین چسب ما را به اشرف مخلوقات بدل کرد.
بسیاری از خصلت های روانی و اجتماعی امروز ما در طی همین دوره پیشاکشاورزی شکل گرفتند. مغز و ذهن ما با زندگی مبتنی با شکار و خوراک جویی سازگار شده است.
غریزه زیاده روی خوردن غذاهای پرکالری جزئی از ژن های ما شد.
طرفداران این نظریه(کمون باستانی) معتقدند ک خیانت های مداوم در روابط زناشویی ک شاخص ازدواج های کنونی هستند، آمار بالای طلاق، و همچنین عقده های متعدد در بچه ها و بزرگسالان همگی حاصل تحمیل تک همسری و خانواده هسته ای به بشر هستند که با نرم افزار زیستی ما سازگاری ندارند.
#انسان_خردمند
#یووال_نوح_هراری
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
تفاوت واقعی میان ما و شامپانزه ها در آن چسب خیالی است که تعداد بسیار زیادی از افراد و خانواده ها و گروه ها را بهم پیوند می دهد. همین چسب ما را به اشرف مخلوقات بدل کرد.
بسیاری از خصلت های روانی و اجتماعی امروز ما در طی همین دوره پیشاکشاورزی شکل گرفتند. مغز و ذهن ما با زندگی مبتنی با شکار و خوراک جویی سازگار شده است.
غریزه زیاده روی خوردن غذاهای پرکالری جزئی از ژن های ما شد.
طرفداران این نظریه(کمون باستانی) معتقدند ک خیانت های مداوم در روابط زناشویی ک شاخص ازدواج های کنونی هستند، آمار بالای طلاق، و همچنین عقده های متعدد در بچه ها و بزرگسالان همگی حاصل تحمیل تک همسری و خانواده هسته ای به بشر هستند که با نرم افزار زیستی ما سازگاری ندارند.
#انسان_خردمند
#یووال_نوح_هراری
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
موج اول انقراض که با پراکنده شدن خوراک جویان همراه شد، انقراض موج دوم را در پی داشت که به دنبال پراکنده شدن کشاورزان رخ داد، واین همراهي هاچشم اندازمهمی رادرباره انقراض موج سوم پیش روی ما می گشاید که محصول فعالیتهای صنعتی امروز است.
ادعاهای طرفداران سينه چاک درختان را باور نکنید که می گویند نیاکان ما در هماهنگی با طبیعت میزیستند. انسان خردمند، سالیان سال پیش از انقلاب صنعتی، رکورد تمام موجودات رادر نابودی بیشترین گونه های گیاهی
وحیوانی شکست. در تاریخ زیست شناسی، مدال ویرانگرترین گونه در تاریخ زیست شناسی بر گردن ماست!
#کتاب انسان خردمند صفحه118
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
موج اول انقراض که با پراکنده شدن خوراک جویان همراه شد، انقراض موج دوم را در پی داشت که به دنبال پراکنده شدن کشاورزان رخ داد، واین همراهي هاچشم اندازمهمی رادرباره انقراض موج سوم پیش روی ما می گشاید که محصول فعالیتهای صنعتی امروز است.
ادعاهای طرفداران سينه چاک درختان را باور نکنید که می گویند نیاکان ما در هماهنگی با طبیعت میزیستند. انسان خردمند، سالیان سال پیش از انقلاب صنعتی، رکورد تمام موجودات رادر نابودی بیشترین گونه های گیاهی
وحیوانی شکست. در تاریخ زیست شناسی، مدال ویرانگرترین گونه در تاریخ زیست شناسی بر گردن ماست!
#کتاب انسان خردمند صفحه118
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
توافق فاوستی میان انسان وحیوان تنها معامله گونه ما نبود. معامله دیگر برسر سرنوشت حیواناتی مثل گوسفند وبز وخوک ومرغ بود. گروه های چادر نشین که در کمین گوسفندهای وحشی می نشستند به مرور زمان ساخت وترکیب گله هایی را که شکار می کردند تغییر دادند. این روند احتمالا با شکار گزینشی آغاز شد.
انسان دریافت که فقط شکار قوچ های بالغ وگوسفندهای پیر به نفع اواست.
گوسفند های ماده زایا وبره ها را نگه می داشت تا حیات طولانی مدت گله راتضمین کند...
لاغرترین وکنجکاوترین گوسفندهای ماده قبل از همه کشته می شدند. گوسفندها نسل به نسل چاقتر و رام تر می شدند واز کنجکاویشان کاسته میشد..
ستیزنده ترین ومتمردترین بره ها قبل ازهمه کشته می شدند وبه مطیع ترین ها، یعنی دوست داشتنی ترین ها، اجازه زندگی طولانی تری داده می شد تا تولید مثل کنند. حاصل کار گله ای اهلی ومطیع بود.
کتاب انسان خردمند صفحه140
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
توافق فاوستی میان انسان وحیوان تنها معامله گونه ما نبود. معامله دیگر برسر سرنوشت حیواناتی مثل گوسفند وبز وخوک ومرغ بود. گروه های چادر نشین که در کمین گوسفندهای وحشی می نشستند به مرور زمان ساخت وترکیب گله هایی را که شکار می کردند تغییر دادند. این روند احتمالا با شکار گزینشی آغاز شد.
انسان دریافت که فقط شکار قوچ های بالغ وگوسفندهای پیر به نفع اواست.
گوسفند های ماده زایا وبره ها را نگه می داشت تا حیات طولانی مدت گله راتضمین کند...
لاغرترین وکنجکاوترین گوسفندهای ماده قبل از همه کشته می شدند. گوسفندها نسل به نسل چاقتر و رام تر می شدند واز کنجکاویشان کاسته میشد..
ستیزنده ترین ومتمردترین بره ها قبل ازهمه کشته می شدند وبه مطیع ترین ها، یعنی دوست داشتنی ترین ها، اجازه زندگی طولانی تری داده می شد تا تولید مثل کنند. حاصل کار گله ای اهلی ومطیع بود.
کتاب انسان خردمند صفحه140
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
انقلاب کشاورزی برای اکثر حیوانات اهلی شده فاجعهای وحشتناک بود. موفقیت تکاملی این حیوانات بی معنی است. یک کرگدن وحشی کمیاب در آستانه انقراض شاید بسیار خوشبخت تر از گوساله ای باشد که ناچار است تمام زندگی کوتاه خود رادر قفسی تنگ سپری کند پروار شود تا استیک لذیذی از آن تهیه کنند. کرگدنخشنود ناراضی نخواهد بود از این که جزواخرین اعضای گونه اش است.
موفقیت عددی گونه گوساله تسلی خاطر اندکی است در برابر درد ورنجی که هر یک ازافراد این گونه بدان دچار هستند.
تفاوت میان موفقیت تکاملی ورنج فردی شاید مهمترین درسی باشد که می توانیم از انقلاب کشاورزی بگیریم. وقتی داستان گیاهانی مثل گندم و ذرت را می خوانیم، شاید نگرش ناب تکاملی در مورد انها صدق کند. اما در مورد جاندارانی مثل گاو وگوسفند وانسان خردمند که هر کدام دنیای پیچیده احساسات وعواطف خود را دارد باید در نظر بگیریم که موفقیت تکاملی چه گونه به تجربه فردی هر یک از موجودات تبدیل می شود.....
.... افزایش شگرف قدرت جمعی وپیشرفت ظاهری گونه مابا بسیاری از رنج های فردی در هم تنیده شد.
#کتاب انسان خردمند صفحه 146
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
انقلاب کشاورزی برای اکثر حیوانات اهلی شده فاجعهای وحشتناک بود. موفقیت تکاملی این حیوانات بی معنی است. یک کرگدن وحشی کمیاب در آستانه انقراض شاید بسیار خوشبخت تر از گوساله ای باشد که ناچار است تمام زندگی کوتاه خود رادر قفسی تنگ سپری کند پروار شود تا استیک لذیذی از آن تهیه کنند. کرگدنخشنود ناراضی نخواهد بود از این که جزواخرین اعضای گونه اش است.
موفقیت عددی گونه گوساله تسلی خاطر اندکی است در برابر درد ورنجی که هر یک ازافراد این گونه بدان دچار هستند.
تفاوت میان موفقیت تکاملی ورنج فردی شاید مهمترین درسی باشد که می توانیم از انقلاب کشاورزی بگیریم. وقتی داستان گیاهانی مثل گندم و ذرت را می خوانیم، شاید نگرش ناب تکاملی در مورد انها صدق کند. اما در مورد جاندارانی مثل گاو وگوسفند وانسان خردمند که هر کدام دنیای پیچیده احساسات وعواطف خود را دارد باید در نظر بگیریم که موفقیت تکاملی چه گونه به تجربه فردی هر یک از موجودات تبدیل می شود.....
.... افزایش شگرف قدرت جمعی وپیشرفت ظاهری گونه مابا بسیاری از رنج های فردی در هم تنیده شد.
#کتاب انسان خردمند صفحه 146
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
با این مغزهای زنگزده چه کنیم؟
غیرت ایرانی سنگر حجاب است، نه تهدید قضایی.
✍ نصرتالله محمودزاده:
به چند دلیل باید از برانکو، این مربی لیبرال و بیدین کرواسی تشکر کنیم.
۱- در حالی که تمام کارشناسان دلواپس دین بسیج شدند تا ثابت کنند در استادیوم دیدن ساق پای مرد توسط زنان از دویست متری هم منجر به تحریک جنسی میشود، این مربی پرسپولیس در همان استادیوم خنده بر لبان مردم تشنهی شادی آورد.
چطور است کسانی را که سنسور جنسی آنان تا این حد حساس است، به روانشناس معرفی کنیم تا پس از درمان، خیال دلواپسان راحت شود و بروند در مکتب خانه سعید طوسی، این قاری قرآن، به تعلیم نونهالان تیم امید بپردازند.
۲- برانکو با همان افکار لیبرالی غرب، بیتوجه به کارت قرمز چشم هیزها، به فینال رسید. البته او نمیداند خوشحالی دیشب مردم ناشی از کمبود فضای شاد کشور است و کسب و کار عدهای در گرو ترویج غم و اندوه و اشک و ماتم مردم است.
۳- این دلواپسان آنقدر حماقت میکنند که زنان از روی لج، روسریشان را پایینتر میکشند و حرمت حجاب واقعی را میشکنند. بگذارید حجاب وجدان جمعی درون مردم کنترل شود.
همانطور که باتوم رضا شاه در کشف حجاب شکست خورد، تهدید ما هم در حفظ حجاب بیراهه خواهد بود.
۴- یک تشکر دیگر هم به برانکو بدهکاریم. این بُرد ما در فوتبال و شادی آتش به اختیار مردم باعث شد مغزهای متفکر رسانه ملی از پیگیری چگونگی قتل خاشقچی دست برداند تا بلکه مردم نفسی بکشند و برگردند به مشکلات کشور خودشان. اگر این برد نبود، تا اربعینِ خاشقچی در ماتم و عزا بودیم.
خاله رسانه، کاسهی داغتر از آش، میشه ول کنید؟
چرا دست از سر مردم برنمیدارید که تکلیف دین و کشورشان را روشن کنند؟
بگذارید غیرت ایرانی تکلیف حجاب را روشن کند، نه تهدید قضایی.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
با این مغزهای زنگزده چه کنیم؟
غیرت ایرانی سنگر حجاب است، نه تهدید قضایی.
✍ نصرتالله محمودزاده:
به چند دلیل باید از برانکو، این مربی لیبرال و بیدین کرواسی تشکر کنیم.
۱- در حالی که تمام کارشناسان دلواپس دین بسیج شدند تا ثابت کنند در استادیوم دیدن ساق پای مرد توسط زنان از دویست متری هم منجر به تحریک جنسی میشود، این مربی پرسپولیس در همان استادیوم خنده بر لبان مردم تشنهی شادی آورد.
چطور است کسانی را که سنسور جنسی آنان تا این حد حساس است، به روانشناس معرفی کنیم تا پس از درمان، خیال دلواپسان راحت شود و بروند در مکتب خانه سعید طوسی، این قاری قرآن، به تعلیم نونهالان تیم امید بپردازند.
۲- برانکو با همان افکار لیبرالی غرب، بیتوجه به کارت قرمز چشم هیزها، به فینال رسید. البته او نمیداند خوشحالی دیشب مردم ناشی از کمبود فضای شاد کشور است و کسب و کار عدهای در گرو ترویج غم و اندوه و اشک و ماتم مردم است.
۳- این دلواپسان آنقدر حماقت میکنند که زنان از روی لج، روسریشان را پایینتر میکشند و حرمت حجاب واقعی را میشکنند. بگذارید حجاب وجدان جمعی درون مردم کنترل شود.
همانطور که باتوم رضا شاه در کشف حجاب شکست خورد، تهدید ما هم در حفظ حجاب بیراهه خواهد بود.
۴- یک تشکر دیگر هم به برانکو بدهکاریم. این بُرد ما در فوتبال و شادی آتش به اختیار مردم باعث شد مغزهای متفکر رسانه ملی از پیگیری چگونگی قتل خاشقچی دست برداند تا بلکه مردم نفسی بکشند و برگردند به مشکلات کشور خودشان. اگر این برد نبود، تا اربعینِ خاشقچی در ماتم و عزا بودیم.
خاله رسانه، کاسهی داغتر از آش، میشه ول کنید؟
چرا دست از سر مردم برنمیدارید که تکلیف دین و کشورشان را روشن کنند؟
بگذارید غیرت ایرانی تکلیف حجاب را روشن کند، نه تهدید قضایی.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
دزدهای کوچک قربانیان فقرند و دزدیهای بزرگ ریشههای فقر ، عدالت حقیقی در حذف ریشههای فقر است نه به زنجیرکشیدن قربانیان فقر!
#داستایفسکی
#بیچارگان
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#داستایفسکی
#بیچارگان
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
تا روزی که بود
دستهایش بوی گُل سرخ میداد...
از روزی که رفت
گُلهای سرخ
بوی دستهای او را میدهند ...
#واهه_آرمن
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
تا روزی که بود
دستهایش بوی گُل سرخ میداد...
از روزی که رفت
گُلهای سرخ
بوی دستهای او را میدهند ...
#واهه_آرمن
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان صد و سی و پنجم
#بیژن_و_منیژه
رستم منیژه را شناخت و دستور داد تا همه گونه خورش آوردند و از آن میان مرغ بریانی برداشت و انگشترش را در آن نهاد و در نان پیچیده به منیژه داد تا به بیژن بدهد. بیژن در ته چاه نان را گشود و چشمش به انگشتر رستم افتاد. پس چنان خنده ای سر داد که منیژه ترسید نکند بیچاره دیوانه شده باشد .
منیژه پرسید خنده ات برای چیست ؟ بیژن گفت اگر سوگند یاد کنی و به من وفادار باشی سراسر داستان را خواهم گفت وباید لبانت را به هم بدوزی چون زبان زنان کم به بند میماند
منیژه خوروشید و نالید زار
که بر من چه آمد بد روزگار
بدادم به بیژن تن و خان مان
کنون گشت بر من چنین بدگمان
بپوشید همی راز بر من چنین
تو داناتری ای جهان آفرین
بیژن گفت: ای یار مهربان و ای جفت هوشیار من ، میدانم که چه رنج ها در راه من برده ای . ولی بدان که اندوهت به سر آمده است . آن گوهر فروش که دیدی برای نجات من آمده است. از او بپرس آیا او خداوند رخش است؟
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان صد و سی و پنجم
#بیژن_و_منیژه
رستم منیژه را شناخت و دستور داد تا همه گونه خورش آوردند و از آن میان مرغ بریانی برداشت و انگشترش را در آن نهاد و در نان پیچیده به منیژه داد تا به بیژن بدهد. بیژن در ته چاه نان را گشود و چشمش به انگشتر رستم افتاد. پس چنان خنده ای سر داد که منیژه ترسید نکند بیچاره دیوانه شده باشد .
منیژه پرسید خنده ات برای چیست ؟ بیژن گفت اگر سوگند یاد کنی و به من وفادار باشی سراسر داستان را خواهم گفت وباید لبانت را به هم بدوزی چون زبان زنان کم به بند میماند
منیژه خوروشید و نالید زار
که بر من چه آمد بد روزگار
بدادم به بیژن تن و خان مان
کنون گشت بر من چنین بدگمان
بپوشید همی راز بر من چنین
تو داناتری ای جهان آفرین
بیژن گفت: ای یار مهربان و ای جفت هوشیار من ، میدانم که چه رنج ها در راه من برده ای . ولی بدان که اندوهت به سر آمده است . آن گوهر فروش که دیدی برای نجات من آمده است. از او بپرس آیا او خداوند رخش است؟
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
قشنگترین جایزه محیطزیستی
حسین آخانی/استاد دانشگاه تهران (همشهری 5 آبان 1397)
🔹 سالهاست که من برای خرید از کیسه پلاستیکی استفاده نمیکنم. حدود 10کیسه پارچهای و غیرپارچهای بادوام مانند کیسههای برنج دارم که با خود به میدان ترهبار میبرم و هر نوع میوه و سبزیجاتی که لازم دارم داخل آنها گذاشته و خرید میکنم. اوایل با فروشندگان مشکل جدی داشتم. کاملا مشخص بود که کارگران این عدماستفاده من از پلاستیک را نوعی سرپوش گذاشتن به دزدی تلقی میکردند! بالاخره کمکم عادت کردند و دیگر اعتراضی نکردند. گاهی میوهها را در داخل پلاستیک میگذاشتم و بعد از وزن شدن، آنها را داخل کیسههای خودم میگذاشتم و پلاستیک را پس میدادم. یک روز یکی از صندوقداران به پسرم گفت به پدرت افتخار کن. این شروع یک تغییر نگاه بود.
🔹 این روزها که بحث محیطزیست بیشتر سر زبانهاست، بارها شده است که مشتریان دیگر به دیده حسرت و تحسین به من نگاه میکنند و اغلب میگویند «ما هم از این کیسهها داریم ولی تنبلیمان میشود.»
🔹 جمعه 4آبان که به میدان ترهبار گیشا رفته بودم، متوجه شدم تیم میوهفروش تغییر کرده است. طبق معمول کیسههای پارچهای خودم را یکییکی به صندوقدار دادم و او وزن کرد. آنهایی را هم که داخل کیسه نبود بعد از وزن کردن خودش داخل سایر کیسهها گذاشت. وقتی خواستم پول بدهم گفت: «800تومان تخفیف عدماستفاده از پلاستیک». این 800 تومان از هر جایزه دیگری در زندگیام قشنگتر بود. این یعنی ما میتوانیم، یعنی جامعه برای تغییر آماده است. فقط کافی است شهرداری و مدیریت میادین تمهیداتی بیندیشند که افراد را به آوردن کیسههای غیرپلاستیکی تشویق کنند. یادم میآید یکبار که با یکی از فروشندگان در مورد پلاستیک صحبت میکردم میگفت ما را مجبور به خرید پلاستیک میکنند. اگر بدون پلاستیک به کسی جنس بدهیم، ما را جریمه میکنند. حتی رئیس آن مرکز میگفت که تولیدکنندگان این کیسهها فردی بانفوذ است که باعث این دستور شده است.
🔹 شاید خبر ممنوعیت استفاده از ظروف پلاستیکی یکبار مصرف در اتحادیه اروپا برای رسیدن به دنیای کمپلاستیک بهترین خبر هفته باشد. برای ما هم تلنگری است که هرچه زودتر بهعنوان یکی از پرمشکلترین کشورهای جهان از نظر تولید بیرویه و رهاسازی زباله در طبیعت چارهای بیندیشیم. تولید روزانه 9000تن زباله در تهران یک فاجعه بزرگ است. این روزها که لایحه 5 ساله سوم توسعه شهرداری تهران در دست بررسی است، اعضای شورای شهر میتوانند برای کاهش تولید زباله راهکارهای تشویقی و تنبیهی اعمال کنند. یکی از این راهکارها اعمال عوارض محیطزیستی بر کیسههای پلاستیکی و ظروف یکبار مصرف است. کاری که روز جمعه فروشنده میدان ترهبار گیشا با من کرد یکی از همان راهکارهاست. باید در و دیوار میدانهای ترهبار و فروشگاههای شهروند و رفاه پر باشد از پوسترهای عدماستفاده از پلاستیک. شاید یکی از مهمترین مراکز برای کنترل و آموزش مدارس و دانشگاههاست.
🔹 متأسفانه در بسیاری از مدارسی که به دانشآموزان ناهار میدهند، برای راحتی کار غذا را در ظروف یکبار مصرف فومی و یا آلومینیومی عرضه میکنند. درصورتی که استفاده از ظروف استیل و یا حتی بردن ظرف توسط دانشآموز، هم باعث کاهش هزینههای عرضه غذا و هم کاهش زباله میشود. از همه مهمتر فرزندان ما میآموزند که باید به محیطزیست احترام بگذارند. در مدرسه پسرم غذا را در ظروف یکبارمصرف آلومینیومی میدهند. با وجود اعتراض و گفتوگوی من با مسئولان این مدرسه هنوز این کار ادامه دارد. من به پسرم آموزش دادهام که خودش ظرف ببرد. چندی پیش برایم تعریف میکرد که بچهها برای او احترام زیادی قائلند و حتی برایش کف زدهاند. اینها نشان میدهد که جامعه منتظر تصمیم مسئولان است.
🔹 چشم امیدمان به شورای شهر تهران و دیگر شوراهای کشور و بهخصوص مجلس شورای اسلامی است. برای کاهش زباله کافی است شما هم بندی مبنی بر ممنوعیت عرضه کیسه و یا ظروف یکبارمصرف مجانی به لایحه اضافه کنید تا هم هزینههای جمعآوری زباله کم شود و هم شهر و کشورمان به سوی زندگی سبز نزدیکتر شود. این هم راهی است برای دولت که کمبود بودجه خود را از طبقات مرفه بیتوجه به محیطزیست تامین کند. وقتی کیسههای پلاستیکی پولی شد، طبقات ضعیف و قشر دغدغهمند محیطزیست هرگز از آنها استفاده نمیکنند.
🔹 من روز جمعه جایزهام را از فروشنده میدان ترهبار گیشا گرفتم. کاش نمایندگان ما در شورای شهر با وضع قانون عدمعرضه مجانی پلاستیک به شهروندان جایزه دهند تا آنها و فرزندانمان در آینده زندگی قشنگ و بیزباله داشته باشند.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
قشنگترین جایزه محیطزیستی
حسین آخانی/استاد دانشگاه تهران (همشهری 5 آبان 1397)
🔹 سالهاست که من برای خرید از کیسه پلاستیکی استفاده نمیکنم. حدود 10کیسه پارچهای و غیرپارچهای بادوام مانند کیسههای برنج دارم که با خود به میدان ترهبار میبرم و هر نوع میوه و سبزیجاتی که لازم دارم داخل آنها گذاشته و خرید میکنم. اوایل با فروشندگان مشکل جدی داشتم. کاملا مشخص بود که کارگران این عدماستفاده من از پلاستیک را نوعی سرپوش گذاشتن به دزدی تلقی میکردند! بالاخره کمکم عادت کردند و دیگر اعتراضی نکردند. گاهی میوهها را در داخل پلاستیک میگذاشتم و بعد از وزن شدن، آنها را داخل کیسههای خودم میگذاشتم و پلاستیک را پس میدادم. یک روز یکی از صندوقداران به پسرم گفت به پدرت افتخار کن. این شروع یک تغییر نگاه بود.
🔹 این روزها که بحث محیطزیست بیشتر سر زبانهاست، بارها شده است که مشتریان دیگر به دیده حسرت و تحسین به من نگاه میکنند و اغلب میگویند «ما هم از این کیسهها داریم ولی تنبلیمان میشود.»
🔹 جمعه 4آبان که به میدان ترهبار گیشا رفته بودم، متوجه شدم تیم میوهفروش تغییر کرده است. طبق معمول کیسههای پارچهای خودم را یکییکی به صندوقدار دادم و او وزن کرد. آنهایی را هم که داخل کیسه نبود بعد از وزن کردن خودش داخل سایر کیسهها گذاشت. وقتی خواستم پول بدهم گفت: «800تومان تخفیف عدماستفاده از پلاستیک». این 800 تومان از هر جایزه دیگری در زندگیام قشنگتر بود. این یعنی ما میتوانیم، یعنی جامعه برای تغییر آماده است. فقط کافی است شهرداری و مدیریت میادین تمهیداتی بیندیشند که افراد را به آوردن کیسههای غیرپلاستیکی تشویق کنند. یادم میآید یکبار که با یکی از فروشندگان در مورد پلاستیک صحبت میکردم میگفت ما را مجبور به خرید پلاستیک میکنند. اگر بدون پلاستیک به کسی جنس بدهیم، ما را جریمه میکنند. حتی رئیس آن مرکز میگفت که تولیدکنندگان این کیسهها فردی بانفوذ است که باعث این دستور شده است.
🔹 شاید خبر ممنوعیت استفاده از ظروف پلاستیکی یکبار مصرف در اتحادیه اروپا برای رسیدن به دنیای کمپلاستیک بهترین خبر هفته باشد. برای ما هم تلنگری است که هرچه زودتر بهعنوان یکی از پرمشکلترین کشورهای جهان از نظر تولید بیرویه و رهاسازی زباله در طبیعت چارهای بیندیشیم. تولید روزانه 9000تن زباله در تهران یک فاجعه بزرگ است. این روزها که لایحه 5 ساله سوم توسعه شهرداری تهران در دست بررسی است، اعضای شورای شهر میتوانند برای کاهش تولید زباله راهکارهای تشویقی و تنبیهی اعمال کنند. یکی از این راهکارها اعمال عوارض محیطزیستی بر کیسههای پلاستیکی و ظروف یکبار مصرف است. کاری که روز جمعه فروشنده میدان ترهبار گیشا با من کرد یکی از همان راهکارهاست. باید در و دیوار میدانهای ترهبار و فروشگاههای شهروند و رفاه پر باشد از پوسترهای عدماستفاده از پلاستیک. شاید یکی از مهمترین مراکز برای کنترل و آموزش مدارس و دانشگاههاست.
🔹 متأسفانه در بسیاری از مدارسی که به دانشآموزان ناهار میدهند، برای راحتی کار غذا را در ظروف یکبار مصرف فومی و یا آلومینیومی عرضه میکنند. درصورتی که استفاده از ظروف استیل و یا حتی بردن ظرف توسط دانشآموز، هم باعث کاهش هزینههای عرضه غذا و هم کاهش زباله میشود. از همه مهمتر فرزندان ما میآموزند که باید به محیطزیست احترام بگذارند. در مدرسه پسرم غذا را در ظروف یکبارمصرف آلومینیومی میدهند. با وجود اعتراض و گفتوگوی من با مسئولان این مدرسه هنوز این کار ادامه دارد. من به پسرم آموزش دادهام که خودش ظرف ببرد. چندی پیش برایم تعریف میکرد که بچهها برای او احترام زیادی قائلند و حتی برایش کف زدهاند. اینها نشان میدهد که جامعه منتظر تصمیم مسئولان است.
🔹 چشم امیدمان به شورای شهر تهران و دیگر شوراهای کشور و بهخصوص مجلس شورای اسلامی است. برای کاهش زباله کافی است شما هم بندی مبنی بر ممنوعیت عرضه کیسه و یا ظروف یکبارمصرف مجانی به لایحه اضافه کنید تا هم هزینههای جمعآوری زباله کم شود و هم شهر و کشورمان به سوی زندگی سبز نزدیکتر شود. این هم راهی است برای دولت که کمبود بودجه خود را از طبقات مرفه بیتوجه به محیطزیست تامین کند. وقتی کیسههای پلاستیکی پولی شد، طبقات ضعیف و قشر دغدغهمند محیطزیست هرگز از آنها استفاده نمیکنند.
🔹 من روز جمعه جایزهام را از فروشنده میدان ترهبار گیشا گرفتم. کاش نمایندگان ما در شورای شهر با وضع قانون عدمعرضه مجانی پلاستیک به شهروندان جایزه دهند تا آنها و فرزندانمان در آینده زندگی قشنگ و بیزباله داشته باشند.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#ترانه_علیدوستی روی فرش قرمز سی و یکمین دوره جشنواره فیلم #توکیو.
خانم علیدوستی به عنوان داور در این جشنواره معتبر حضور دارد.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
خانم علیدوستی به عنوان داور در این جشنواره معتبر حضور دارد.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️