پرواز فکر و اندیشه
1.18K subscribers
4.13K photos
2.04K videos
84 files
964 links
‏جاویدشاه فقط یه شعار نیست…

عهد ما با ایران و هزاران سال پادشاهی‌ست…
Download Telegram
10-DezeHushroba
Dr.Shahbazi
فایل صوتی (10)
حکایت دز هوش ربا
دفتر ششم مثنوی
#دکتر_ایرج_شهبازی


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
دهقان فداکار رو در کتاب جدید سوم دبستان باحجاب کردن :)))

پس چی رو اتیش زده ؟؟ 🤔

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
✅ عبور ذوب‌شدگان از ولایت!

اگر بنا باشد حضرت آقا بگفته لاریجانی درباره تصویب این لایحه چنین فرمایشی کرده باشند خودم اولین نفری خواهم بود که از ولایت ایشان صرفنظر میکنم

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


یک نشانه از سقوط اخلاقی یک جامعه
✍️ احسان محمدی

تعمیرکار ماشین لباسشویی نشسته بود داشت چای می خورد. سری توی خانه چرخاند و گفت:
- آقا این تلویزیون رو رد کن بره!

نگاه کردم به تلویزیون که کز کرده بود گوشه خانه. قیافه اش مثل دختری بود که به زور می خواستند شوهرش بدهند. گفتم: ما زیاد تلویزیون نگاه نمی کنیم. ازش راضی ام.

چای را هورت کشید و گفت: ما کارمون اینه. این مدل تلویزیون های ال جی یه قطعه دارن زود خراب میشه. بفروش به یکی. رد کن بره.

گفتم: خب اون بنده خدا که می خره چی؟ اینجور که شما می گید دو روز بعدش خراب میشه.

بلند شد وسایلش را جمع کرد گفت: خب بشه! شما رد کن بره ضرر نکنی.

گفتم: وقتی می دونم خراب میشه چطور به یکی بفروشمش؟ من این کار رو نمی کنم، ترجیح میدم اینجا خراب بشه نه اینکه به کسی بفروشمش.

گفت: بابا شما خیلی کارت درسته!

توی چشم هایش نگاه کردم. انگار باورش نمی شد که جدی دارم این حرف ها را می زنم. با خودم فکر کردم که چقدر منفعت طلبی و کلاهبرداری به یک امر روزمره در زندگی مان تبدیل شده که به نظرش من خیلی کار درست می آمدم!!


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


فرض بر این است که زنان عموما آرامند؛ اما احساس زنان هم درست مثل احساس مردان است، درست مانند برادرانشان برای تربیت قوای خود احتیاج به تمرین دارند و برای تلاش های خود میدان می خواهند؛ از محدودیت زیاد، از رکود مطلق، درست مثل مردان رنج می کشند؛ و کوته فکری ست اگر همنوعان خوشبخت تر و ممتازتر آن ها بگویند که زنان باید خود را به پودینگ درست کردن و جوراب بافتن و نواختن پیانو و گلدوزی محدود کنند. محکوم کردن و تمسخر زنانی که می خواهند بیش از آن چه آداب و رسوم برای جنسیت آنان مجاز می داند انجام دهند یا بیاموزند، کوته فکری است.

#اتاقی_از_آن_خود
#ویرجینیا_وولف


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith

آناتومیِ رنج


ما مملو از رنجیم و زنده به حضورِ دردها و رنج‌هایِ بی‌پایانی که هرگز مداوا نخواهند شد، رنجی که در ما زاده می‌شود، جان می‌گیرد و بر جان می‌نشیند.. ما نگهبانانِ رنجیم و بر تنِ نحیف‌مان از شورشِ آشوبناکِ رنج‌هایی بر خود می‌پیچیم، که هیچ ملجاء و مأوایی بر آن نیست.. این زخمِ جانکاهی که بر تن داریم، عاقبتِ هم‌زیستی با نیروهای ستمگری‌ست که چون شلاقی طربناک بر ما فرود می‌آیند و ارمغانِ آن چیزی نیست، جز همین لولیدن بر دامانِ روز و شب‌هایِ بی‌ثمری که  از پیِ هم می‌آیند و می‌روند.. هیچ واژه‌ای توان برملا کردنِ رنج‌های درونی‌مان را ندارد و ما ملول‌تر از آنیم که بر طبلِ رسوایی این زندگانی محتوم بکوبیم..

این تروما همچون آونگِ بی‌صدایی‌ست که بر زندگانیِ ما آویخته می‌ماند، همان بهایی که باید در ازای نصیبِ اندکی که از  شورِ زندگی در خود داریم، بازپس دهیم... گویی این طعمِ شفقت که بر جان‌مان لانه کرده، هرگز به تسلا نخواهد رسید و ما را گریزی نیست از زخم‌هایِ سرگشاده‌ای که هر دم تکثیر می‌شوند.. و این همان مرگِ زجرآورِ آرامی‌ست که با گذشت سالیانِ نه چندانِ مدیدی به تجربه‌مان می‌آید.. داستانِ غم‌انگیزی‌ست، دست و پنجه نرم کردن با خویشتنِ خویش، با رنج‌هایی که بخشی از حقیقتِ مایند..

فریدا کالو، داستان‌پردازِ مصوری، که در قاب‌هایش از زنی رنجور تصویر می‌سازد، زنی سوگوارِ خویش، که کنون تمامِ مطلوب‌هایش بر خون آغشته‌اند.. او بدن را از مرزهایش فرو می‌شکافد و در تجاوزی آشکار با گذر از محدوده‌هایِ این کالبدِ پوستین، رازهایِ یک بدن را فاش می‌کند.. فریدا روایتگرِ زندگانی زنی‌ست، تنها و رنج‌مند، که کینه‌توزی هستی او را شقه شقه کرده و التهابِ پنهانِ رنج‌ها، او را از پای درآورده است.. در نگاره‌های تکان‌دهندۀ او طعمِ تلخِ زخم‌هایی را می‌توان شنید، که یک زن، سالیانِ سال آنها را فروبلعیده و بر سوگواریِ خویش مویه کرده است..

نگاره‌های فریدا کالو انعکاس رنج‌های شکمِ دریدۀ زنی بینواست که نه حضورِ ریورا و نه آغوش تروتسکی، هیچیک مأمن امنی برای او نبودند.. کالو به گفتۀ برتون، سینۀ فیگورها را می‌شکافت تا حقیقت را از جنبۀ بیولوژیکیِ آن بر ملا کند.. او زجرهایش را به دامانِ بوم‌های نقاشی می‌ریخت، بدن‌های نیمه‌عریان و خون‌آلودی که دلالتی بودند بر رنج‌های بی پایانی که بر زندگانیِ کالو آویخته شده بودند.. فریدا کالو زندگی را به سانِ ارابه مرگی می‌دید که مدام اندامِ نحیفش را زخم می‌زند، او در نگاره‌هایش از رئالیسمِ زجرآورِ به شدت عریانی سخن می‌گفت، که زندگی را در قاب‌های او خودکشی می‌کرد..

او عزم راسخی در نگارشِ اندوهِ زنانه‌ای داشت که هرگز از خاطرش محو نمی‌شد و زندگی همچون تکه‌های گوشتی بود که از تنِ نحیفش کَنده می‌شدند.. کالو با سلاخیِ خود بر بوم‌های نقاشی، دیگران را به تماشایِ جراحاتی فرامی‌خواند که تمامِ دلربایی و زیبایی او را قتل عام می‌کرد و این حقیقتِ دردناک و خونینی بود که او از افشایِ آن هیچ ابایی نداشت.. 

این یک عصیانِ هنری علیه کالبد ناتوانی بود که هرگز همراهِ فریدا نبود.. او به میانجیِ زجری که همواره از نگاره‌هایش فوران می‌کرد، بیینده را صادقانه به تماشایِ مشقت‌هایِ زجرآوری فرامی‌خواند که در جسمِ یک زن لانه دارد.. مانیفستی تمام عیار از جهان مملو از دردِ به غایت زنانه..


#حسام_محمدی



کانال پروازفکرواندیشه
@flith
یادها وخاطره ها -برف پیری
مرضیه
🎼برف پیری🎼
مرضیه

زاده ی ۱ فروردین ۱۳۰۳- تهران
درگذشته ی ۲۱ مهر ۱۳۸۹- پاریس

یادش ماندگار🌹

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پروازفکرواندیشه
@flith


هفت ویژگی ِمنفیِ ایدئولوژی‌ها


هفت ویژگی ِمنفیِ ایدئولوژی‌ها از این قرارند:

۱. ایدئولوژی «عقیده‌ای است که پذیرشِ آن بدونِ دلیل است».
۲. ایدئولوژی «معمولَاً جزمیت دارد».
۳.ایدئولوژی‌ها «به دلیل جزمیتی که دارند، معمولآً به تغییر، روی خوش نشان نمی‌دهند».
۴.«ایدئولوژی‌ها بعضاً در پی ارضاء منافع گروهی خاص قدم برمی‌دارند.»
۵. «پنجمین مؤلفه‌یِ ایدئولوژی‌ها آرزواندیشی است.»
۶. «ایدئولوژی‌ها عموماً اوتوپیایی اند.»
۷. «ایدئولوژی‌ها انسان‌ها را به جانِ هم می‌اندازند، مرزبندی می‌کنند، مخالفت‌زا هستند…»

🔹کتاب راهی به رهایی

🔻سه خصيصه لسان(زبان) محافظه كاران:

١-خصيصه اول:ايدوئولوژيك بودن آن
٢-خصيصه دوم: بی ادبانه بودن
٣-خصيصه سوم: تحريك كننده بودن
🔹سخنرانی اخلاق اصلاحات


🔻هركسي خود را بشناسد و به چهار چيز در زندگی پی می برد:

١- گستره ی توانایی ها
٢-نقاط قوت و ضعف روان شناختي و اخلاقی
٣-علقه ی نهایی زندگی
٤- محدوديت هایی كه محيط بر من تحميل می كند.
هر چه اين خودشناسی كه در سايه ی خودكاوی بيشتر می شود، ما در جهت رسيدن به فرزانگی نزديك تر می شويم.




مصطفی ملکیان
«نشست درباره كتاب تاملات ماركوس اورليوس»

کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


رویاهاتو از دست نده
واسه این‌که اگه رؤیاها بمیرن
زندگی عین بیابون برهوتی میشه
که برفا توش یخ زده باشن...

رویاهاتو از دس نده
واسه این‌که اگه رویاها بمیرن
زندگی عین مرغ بریده‌بالی می‌مونه
که دیگه مگه پروازو خواب ببینه!


#لنگستن_هیوز
ترجمه: #احمد_شاملو


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
ادامه كاهش قيمت ارز

🔹دلار 13400 و يورو 15600 شد


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


#شاهنامه
داستان صد و سی
#بیژن_و_منیژه

بیژن جوان دلش از شادی شگفت و آن دو راه درازی را یک روزه پیمودند تا به مرغزار رسیدند . از سوی دیگر منیژه با صد کنیز ماهرو به دشت رسیدند و بساط جشن و سرور را بر پا کردند. بیژن لباس شاهانه پوشیده و خرامان به بیشه نزدیک شد . چون چشمش به منیژه افتاد مهرش را به دل گرفت . از سوی دیگر منیژه جوان برومندی را با کلاه شاهانه دید و مهرش به جوش آمد. منیژه دایه خود را فرستاد تا ببیند او کیست. بیژن خودش را به دایه معرفی کرد و نزد منیژه رفتند. آن دو باهم سه شبانه روز شادی کردند و خوردند و نوشیدند . چون هنگام رفتن فرا رسید ، منیژه داروی بیهوشی در نوشابه بیژن ریخته و او را بیهوش به کاخ خودش برد. بیژن وقتی در کاخ منیژه به هوش آمد و فهمید چه بلایب گرگین به سرش آورده او را نفرین کرد. منیژه بیژن را دلداری کرد و چند روزی باهم خوش بودند. خبر به افراسیاب رسید که دختر جفت ایرانی پیدا کرده و در قصرش از او نگهداری میکند . افراسیاب از کار منیژه دلش خیره ماند. و به قراخان سالار گفت : برو و از کار این زن ناپاک مرا آگاهی ده .


منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
      به کوشش : سهراب چمن آرا


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
وقتی مجبورید در جایی که اکنون هستید بمانید
کتاب خواندن به شما
جای دیگری برای رفتن می‌دهد...

#میسون_کولی

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
تا وقتی جهل
حاکم بر اندیشه‌ی آدمیان است
بت‌ها تغییر می‌کنند
اما بت‌پرستی همچنان ادامه دارد

#نیل_دگراس_تایسون

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


#شهید_آمریکایی

✍🏻مجتبی لشکربلوکی

هوارد معلم آمریکاییِ مدرسه ای در تبریز بود. فارغ التحصیل یکی از بهترین دانشگاه های آمریکا، پرینستون، سال 1907 در تبریز، تاریخ و حقوق بین الملل و مذهب را تدریس می کرد.
ورود او به ایران همزمان شد با دوره‌ استبداد صغیر و زمانی که محمدعلی‌شاه مجلس را به توپ بست. مردم تبریز برای اعاده مشروطیت به پا خاسته و نیروهای طرفدار شاه، اقدام به محاصره تبریز کردند. تلاش می کند تا از سفارت آمریکا و سفرای روس و انگلیس برای تغذیه و داروی مردم کمک بگیرد اما تلاشش بی نتیجه ماند. پس از ناامیدی از دولتهای خارجی، نهایتا از ستارخان اسلحه می گیرد و یکصد و پنجاه جوان مبارز را رهبری می کند تا محاصره تبریز را بشکنند و غذا برای مردم فراهم کنند.

هوارد باسکرویل، که دوره سربازی را در آمریکا دیده بود، به قول خودش به‌جای «نقل تاریخِ مُردگان»، تصمیم گرفت مشق نظامی به جوانان بیاموزد. او از چند جهت تحت فشار بود: کنسول آمریکا در تبریز، خانواده های بچه ها و همچنین نامزدش.

همسر کنسول آمریکا در تبریز از او خواست که از صف مشروطه‌خواهان جدا شود. او پاسخی داد که در تاریخ ماندگار شد: ضمن پس‌دادن پاسپورتش گفت: «تنها فرق من با این مردم، زادگاهم است، و این فرق بزرگی نیست.» همواره تکرار می‌کرد که «نمی‌تواند آرام بنشیند و از پنجره کلاس مردم گرسنه شهر را تماشا کند که برای حقوق خود می‌جنگند.»

تنها پنج ماه به پایان ماموریتش در ایران باقیمانده بود و میرفت تا با نامزد آمریکائیش جشن ازدواجی در آمریکا برگزار کند. نامزدش «آنا» که دختر مدیر آمريكايي مدرسه بود به اصرار به او می گوید که دست از مبارزه بردارد و همینطور پدر نامزدش به او می گوید به عنوان مدیر تو به تو دستور میدهم که به شغل خودت بپردازی: «تو یک معلمی و نه یک سرباز». هاوارد شهید پاسخ میدهد: «من شاگرد عدالت و سرباز دموکراسی و شرافتم». قرار بود فقط پنج ماه دیگر از ایران برود و به آمریکا برگردد. اما یازده ماه دیگر می ماند، می جنگد و بر اثر گلوله‌ای که به سینه‌اش اصابت می کند کشته می شود.


تحلیل و تجویز راهبردی:
زندگی کوتاه هوارد، دو پیام بلند دارد: «تحلیل از فراز ابرها» و «اقدام در کف خیابان».

«تحلیل از فراز ابرها»: نگاه به انسان و انسانیت فراتر از مرزهای جغرافیایی و عقیدتی. یکی از جملاتی که همیشه مرا آزار می دهد اینست که با تحقیر می گوییم عرب های سوسمارخور و چینی های سوسک خور. و جالب این جاست که هیچ معلم یا روشن اندیشی هم پیدا نمی شود که گوش ما را بکشد و خطای ما را به نقد بکشد و خلاف افکار عمومی بایستد. فعلا عدم مخالفت با افکار عمومی و محبوبیت اجتماعی را به اصلاح گری اجتماعی ترجیح می دهند. من همیشه وقتی با واژه «عرب های سوسمارخور و چینی های سوسک خور» روبرو شده ام در ذهنم با خود مرور کرده ام که مگر کله و پاچه و زبان و چشمی!!! که ما می خوریم خیلی غذای متفاوتی است از آنچه آنان می خورند؟ و البته گاهی آن را به زبان نیز آورده ام. شرافت آدم به جغرافیایی که در آن زاده شده یا زندگی می کند نیست. به خاطر بیاوریم سخن شهید جوان آمریکایی را که تنها فرق من با این مردم، زادگاهم است، و این فرق بزرگی نیست!!!

اقدام در کف خیابان: یک بار دیگر حقایق زندگی او را مرور کنید: نه ایرانی بود. نه خانواده ایرانی داشت. نه قرار بود در ایران بماند و نه قرار بود با ایران تجارت بلندمدت داشته باشد. او قرار بود چند روز دیگر برای همیشه برگردد به کشورش و با نامزدش آنا زندگی جدیدش را شروع کند. به او چه که عده ای که نه هم وطن او هستند نه هم کیش او و نه هم کار او دچار گرسنگی و بیماری هستند. می توانست از پشت پنجره شاهد ماجرا باشد و سپس البته به عنوان یک متخصص تاریخ، همان ماجرا را برای آمریکاییان نقل کند. اما گفت: «نمی‌تواند آرام بنشیند و از پنجره کلاس مردم گرسنه شهر را تماشا کند» او تصمیم گرفت که کنشگر باشد و سرباز دموکراسی و شرافت. همه ما باید از خود بپرسیم در مقابل کارتن خوابانی که تا کمر در سطل آشغال خم شده اند می خواهیم از «پشت پنجره» تاسف بخوریم و صرفا شبیه دبیر کل سازمان ملل متحد، ابزار تاسف و نگرانی کنیم یا اینکه می خواهیم بیاییم به خیابان و کنشگر باشیم. دست رفتگری را بگیریم و برایش چای بریزیم؟ حمایت کنیم از یک یتیم نابغه برای آنکه درس بخواند و پناهی باشیم برای زن سرپرست خانواری که در این فضای پر از گرگ بی پناه است.

متاسفانه این روزها، تنگ نظری های عقیدتی و جغرافیایی و بی عملی های روشنفکرانه پشت پنجره ای جامعه ما را آزار می دهد. کافیست از خودمان شروع کنیم از همین امروز گهگاهی از فراز ابرها به دیگران نگاه کنیم و از همین امروز از پشت پنجره ها به کف خیابان برویم. ما آدم های «آسمانیِ کفِ خیابانی» می خواهیم.


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
💰 تصمیمات لازم برای سایر دروس، بعد از خبرسانسور دهقان فداکار!

تصمیم کامران و خانم لنگ پوش
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith

«چرا حکومت های استبدادی (توتالیتر) با علوم طبیعی کاری ندارند و تنها با علوم انسانی مشکل دارند؟ چون به محض اینکه کسی الفبای علوم انسانی را بفهمد درک می کند که یک سوال، یک جواب ندارد و چنین حرفی یک توهم خواهد بود در حالی که در علوم مهندسی و علوم طبیعی، یک سوال یک جواب دارد. علوم انسانی ذاتا پلورالیست هستند برخلاف علوم فنی که ذاتا مونیست هستند و خب رژیم های توتالیتر هم معتقدند که هر سوال تنها یک جواب دارد؛ جوابی که آنها می دهند. به طور کلی آنهامعتقدند که هر عالم و دانش پژوه علوم انسانی، دشمن بالقوه ی بک رژیم توتالیتر است. رژیم های توتالیتر، اقتدار(authority) ندارند و صرفا قدرت دارند. برای حفظ این قدرت رابطه ی آنها با دانشمندان علوم فنی خوب است چون وقتی توپ و تانک بخواهی باید با مهندسان دوست باشی!»

#مصطفی_ملکیان

کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


در دنیا هیچ چیز پایدار نیست ...!
و اگر انسان توقعِ بقای چیزی را داشته باشد، احمق است ...!
اما اگر از آنچه که برای مدتِ کوتاهی دارد لذت نبرد از آن هم احمق‌تر است !

#ویلیام_سامرست


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
تظاهر به خوشبختی دردناک‌تر از تحملِ بدبختی است ...

#جایی_دیگر
#گلی_ترقی


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


دوران کودکی تنها زمانی است که دستگاه آلت تناسلی خواب است و فعالیت مغز در بالاترین حد پیشرفت خود قرار دارد ، دوران بی گناهی و شادیست.


درمان شوپنهاور
اروین د. یالوم

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️