Paiz
Kourush Yaghmaei
🎼پاییز🎼
وقتی #باد_پاییزی میوزد
#کوروش_یغمایی
پاییزتان زیبا و عاشقانه😊❤️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
وقتی #باد_پاییزی میوزد
#کوروش_یغمایی
پاییزتان زیبا و عاشقانه😊❤️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
📝 دلیل اینکه میگویم من یک آدم «ضدروشنفکر» و «غیر فرهنگی» هستم احتمالا به زمانی بر می گردد که در دبیرستان بودم. همیشه نگران این موضوع بودم که یک مرد نازک نارنجی باشم و نمی خواستم خیلی حساس و نازک بین جلوه کنم. از نظر من، یک مرد واقعی هرگز به شعر و امثال آن توجهی نمی کرد. هرگز برای من مهم نبود که یک شعر چگونه نوشته می شود. بنابراین نسبت به آدم هایی که ادبیات فرانسه می خواندند یا به موسیقی و شعر می پرداختند یا به نوعی با این کارهای ظریف سر و کار داشتند، گرایشی منفی پیدا کردم. من به آدم هایی که آهنگر یا جوشکار بودند و یا در یک کارگاه کار می کردند، بیشتر احترام می گذاشتم. همیشه فکر می کردم آدمی که در یک کارگاه کار می کند می تواند وسایل زیادی بسازد و او یک آدم واقعی است. این نظر من بود. به اعتقاد من اهل عمل بودن همواره فضیلت محسوب می شد. در حالیکه با فرهنگ یا ادیب بودن در نظرم چندان فضیلتی نداشت. البته نظر اولی اشتباه نبود ولی دومی احمقانه است.
🖋ریچارد فاینمن
📖 ماجراجوئیهای فیزیکدان قرن بیستم، ریچارد فاینمن.
🖍توراندخت تمدن
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
📝 دلیل اینکه میگویم من یک آدم «ضدروشنفکر» و «غیر فرهنگی» هستم احتمالا به زمانی بر می گردد که در دبیرستان بودم. همیشه نگران این موضوع بودم که یک مرد نازک نارنجی باشم و نمی خواستم خیلی حساس و نازک بین جلوه کنم. از نظر من، یک مرد واقعی هرگز به شعر و امثال آن توجهی نمی کرد. هرگز برای من مهم نبود که یک شعر چگونه نوشته می شود. بنابراین نسبت به آدم هایی که ادبیات فرانسه می خواندند یا به موسیقی و شعر می پرداختند یا به نوعی با این کارهای ظریف سر و کار داشتند، گرایشی منفی پیدا کردم. من به آدم هایی که آهنگر یا جوشکار بودند و یا در یک کارگاه کار می کردند، بیشتر احترام می گذاشتم. همیشه فکر می کردم آدمی که در یک کارگاه کار می کند می تواند وسایل زیادی بسازد و او یک آدم واقعی است. این نظر من بود. به اعتقاد من اهل عمل بودن همواره فضیلت محسوب می شد. در حالیکه با فرهنگ یا ادیب بودن در نظرم چندان فضیلتی نداشت. البته نظر اولی اشتباه نبود ولی دومی احمقانه است.
🖋ریچارد فاینمن
📖 ماجراجوئیهای فیزیکدان قرن بیستم، ریچارد فاینمن.
🖍توراندخت تمدن
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
زندگی خالی نیست
مهربانی هست، سیب هست، ایمان هست
آری تاشقایق هست زندگی باید کرد
۱۵ مهر، زادروز سهراب سپهری
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
مهربانی هست، سیب هست، ایمان هست
آری تاشقایق هست زندگی باید کرد
۱۵ مهر، زادروز سهراب سپهری
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
“مجلس CFT را تصویب کرد نمایندگان مجلس با الحاق دولت جمهوری اسلامی ایران به کنوانسیون بینالمللی مقابله با تامین مالی تروریسم موافقت کردند…”
اعتراض نمایندگان به این تصمیم
@flith ❄️
اعتراض نمایندگان به این تصمیم
@flith ❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان صد و سی و یک
#بیژن_و_منیژه
بعدا افراسیاب با ناراحتی گریسوز را دنبال بیژن فرستاد. گریسوز با حیله تنها سلاح بیژن را که خنجری بود و او در آستینش نگه میداشت از او گرفت و دست بسته پیش افراسیاب برد. بیژن بدون ترس تمام ماجرا را برای افراسیاب تعریف کرد و گفت نه من و نه منیژه تقصیری نداریم. افراسیاب دستور داد تا بیژن را دست بسته اعدام کنند. بیژن از محل دار عبور میکرد ، از گریسوز موضوع را پرسید و به او گفت دست نگهدار تا او با شاه صحبت کند. پیران توانست افراسیاب را متقاعد کند که کشتن بیژن کینه خواهی سیاوش را دوبرابر خواهد کرد. افراسیاب به گریسوز دستور داد دستهای بیژن با زنجیر بسته و به ته چاه بیاندازد. و سنگی را با پیل حمل کرده بر در چاه بگذارد . و تاج از سر منیژه برداشته و به سر چاه آورده که خانه جاودانه اش باشد.
خروشان بیامد به نزدیک چاه
یکی دست را اندرو کرد راه
چو از کوه خورشید سر بر زدی
منیژه ز هر در همی نان چدی
همی گرد کردی بروز دراز
بسوراخ چاه آوریدی فراز
به بیژن سپردی و بگریستی
بران شوربختی همی زیستی
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان صد و سی و یک
#بیژن_و_منیژه
بعدا افراسیاب با ناراحتی گریسوز را دنبال بیژن فرستاد. گریسوز با حیله تنها سلاح بیژن را که خنجری بود و او در آستینش نگه میداشت از او گرفت و دست بسته پیش افراسیاب برد. بیژن بدون ترس تمام ماجرا را برای افراسیاب تعریف کرد و گفت نه من و نه منیژه تقصیری نداریم. افراسیاب دستور داد تا بیژن را دست بسته اعدام کنند. بیژن از محل دار عبور میکرد ، از گریسوز موضوع را پرسید و به او گفت دست نگهدار تا او با شاه صحبت کند. پیران توانست افراسیاب را متقاعد کند که کشتن بیژن کینه خواهی سیاوش را دوبرابر خواهد کرد. افراسیاب به گریسوز دستور داد دستهای بیژن با زنجیر بسته و به ته چاه بیاندازد. و سنگی را با پیل حمل کرده بر در چاه بگذارد . و تاج از سر منیژه برداشته و به سر چاه آورده که خانه جاودانه اش باشد.
خروشان بیامد به نزدیک چاه
یکی دست را اندرو کرد راه
چو از کوه خورشید سر بر زدی
منیژه ز هر در همی نان چدی
همی گرد کردی بروز دراز
بسوراخ چاه آوریدی فراز
به بیژن سپردی و بگریستی
بران شوربختی همی زیستی
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
It was, of course, a lie what you read about my religious convictions,a lie which is being systematically repeated. I do not believe in a personal God and I have never denied this but have expressed it clearly. If something is in me which can be called religious then it is the unbounded admiration for the structure of the world so far as our science can reveal it.
– Albert Einstein – Page. 43 – Letter to an atheist (24 March 1954)
البته آنچه درباره اعتقادات دینی من گفته اند دروغ است. دروغی که به طور سیستماتیک تکرار شده است. من به خدایی شخصوار اعتقاد ندارم و هرگز منکر این بی اعتقادیام نمیشوم بلکه آن را آشکارا بیان میکنم. اگر چيزى درون من باشد كه بتوان آن را مذهبى خواند، و سپس آن را ستايش كرد ساختار بيكران جهان است تا آنجا كه علم مان مى تواند از آن را به ما نشان دهد.
– آلبرت اینشتین – نامه به یک بیخدا، ص ۴۳ (۲۴ – مارس، ۱۹۵۴)
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
It was, of course, a lie what you read about my religious convictions,a lie which is being systematically repeated. I do not believe in a personal God and I have never denied this but have expressed it clearly. If something is in me which can be called religious then it is the unbounded admiration for the structure of the world so far as our science can reveal it.
– Albert Einstein – Page. 43 – Letter to an atheist (24 March 1954)
البته آنچه درباره اعتقادات دینی من گفته اند دروغ است. دروغی که به طور سیستماتیک تکرار شده است. من به خدایی شخصوار اعتقاد ندارم و هرگز منکر این بی اعتقادیام نمیشوم بلکه آن را آشکارا بیان میکنم. اگر چيزى درون من باشد كه بتوان آن را مذهبى خواند، و سپس آن را ستايش كرد ساختار بيكران جهان است تا آنجا كه علم مان مى تواند از آن را به ما نشان دهد.
– آلبرت اینشتین – نامه به یک بیخدا، ص ۴۳ (۲۴ – مارس، ۱۹۵۴)
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
#انگیزه های خود را به طور کامل تشریح کنید!
به این نتیجه خواهید رسید که هرگز هیچ کس، کاری را کاملاً به خاطر دیگری انجام نمی دهد.
تمام کارها متوجه جهت خود آدم، تمام خدمات برای خود و تمام عشق ها، #عشق به خود است.
شاید بهتر باشد که به عزیزترین و نزدیک ترین کس ِخود فکر کنید. عمیق تر حفر کنید و پی خواهید برد که کسی که شما دوست دارید، او نیست.
چیزی که شما دوست دارید، احساس مطبوعی است که چنین عشقی را در شما بیدار می کند!
آدم در نهایت، عاشق آرزوها و اشتیاق های خود است.
📚 وقتی #نیچه گریست
👤 اروین د #یالوم
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
#انگیزه های خود را به طور کامل تشریح کنید!
به این نتیجه خواهید رسید که هرگز هیچ کس، کاری را کاملاً به خاطر دیگری انجام نمی دهد.
تمام کارها متوجه جهت خود آدم، تمام خدمات برای خود و تمام عشق ها، #عشق به خود است.
شاید بهتر باشد که به عزیزترین و نزدیک ترین کس ِخود فکر کنید. عمیق تر حفر کنید و پی خواهید برد که کسی که شما دوست دارید، او نیست.
چیزی که شما دوست دارید، احساس مطبوعی است که چنین عشقی را در شما بیدار می کند!
آدم در نهایت، عاشق آرزوها و اشتیاق های خود است.
📚 وقتی #نیچه گریست
👤 اروین د #یالوم
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پرواز فکرواندیشه
@flith
👧🏻 یک یادآوری مهم در مورد کودکان
✍️ نگار فیض آبادی/کارشناس ارشد روانشناسی
_ «کی از همه خوشگلتره؟»
+ من، من، من
_«کی از همه زرنگتره؟»
+من، من، من
_ «کی از همه عزیزتره؟»
+ من، من، من
↙️ این سوال و جوابهای ریتمیک و شاد، اولینبار در برنامههای تلویزیونی کودک و بعد هم در مهدکودکها مد شد. #عمو_پورنگ و #خاله_شادونه میپرسیدند و بچهها هم با یک شوق وصفناپذیر، فریاد میزدند:
«من»!
↙️ واقعا چهکسی گفته کودک شما از همه بهتر، باهوشتر و زیباتر است؟ اصلا آیا نیازی به این مقایسه هست؟
↙️ متأسفانه مفهوم عزتنفس و خودشیفتگی، برای خیلیها جانیفتاده. عزتنفس، یعنی احساس ارزشمندی. اما خودشیفتگی همراه با احساس خودبزرگبینی و تمایل شدید به استحقاق و... است. خودشیفتهها معمولاً عزتنفس بالایی ندارند.
↙️ تلقین صفات #بهترینها به بچهها، الزاماً آنها را با احساس ارزشمندی بیشتر، بار نمیآورد، بلکه میتواند خودشیفتگی بیمارگونه را در کودکان، تقویت کند.
↙️ لازم نیست بین بچههای خودتان و دیگران، یک مرز پررنگ بکشید. طوریکه انگار، درز آسمان باز شده و فقط کودک شما روی زمین آمده. رویای «بچه من یهطرف، بچه مردم، یه طرف دیگه»، میتواند پیامدهای منفی زیادی داشته باشد.
↙️ در پسِ آن شادیها که «تو از همه بهتری»، یک غم بزرگ، نهفته است. ممکن است کودکان، بهغلط فکر کنند مستحق تمام خوبیها و امتیازهایی هستند که حق دیگران است. بعد آنها میماند و طلبکاری ناتمامشان از زمین و زمان.
↙️ برای اینکه حال کودکتان خوب باشد، لازم است فعالانه به او گوش کنید، نیازهایش را بهموقع و بهاندازه برطرف کنید، دردسترس، پذیرنده و پاسخگو باشید.
کانال پرواز فکرواندیشه
🖋 @flith
@flith
👧🏻 یک یادآوری مهم در مورد کودکان
✍️ نگار فیض آبادی/کارشناس ارشد روانشناسی
_ «کی از همه خوشگلتره؟»
+ من، من، من
_«کی از همه زرنگتره؟»
+من، من، من
_ «کی از همه عزیزتره؟»
+ من، من، من
↙️ این سوال و جوابهای ریتمیک و شاد، اولینبار در برنامههای تلویزیونی کودک و بعد هم در مهدکودکها مد شد. #عمو_پورنگ و #خاله_شادونه میپرسیدند و بچهها هم با یک شوق وصفناپذیر، فریاد میزدند:
«من»!
↙️ واقعا چهکسی گفته کودک شما از همه بهتر، باهوشتر و زیباتر است؟ اصلا آیا نیازی به این مقایسه هست؟
↙️ متأسفانه مفهوم عزتنفس و خودشیفتگی، برای خیلیها جانیفتاده. عزتنفس، یعنی احساس ارزشمندی. اما خودشیفتگی همراه با احساس خودبزرگبینی و تمایل شدید به استحقاق و... است. خودشیفتهها معمولاً عزتنفس بالایی ندارند.
↙️ تلقین صفات #بهترینها به بچهها، الزاماً آنها را با احساس ارزشمندی بیشتر، بار نمیآورد، بلکه میتواند خودشیفتگی بیمارگونه را در کودکان، تقویت کند.
↙️ لازم نیست بین بچههای خودتان و دیگران، یک مرز پررنگ بکشید. طوریکه انگار، درز آسمان باز شده و فقط کودک شما روی زمین آمده. رویای «بچه من یهطرف، بچه مردم، یه طرف دیگه»، میتواند پیامدهای منفی زیادی داشته باشد.
↙️ در پسِ آن شادیها که «تو از همه بهتری»، یک غم بزرگ، نهفته است. ممکن است کودکان، بهغلط فکر کنند مستحق تمام خوبیها و امتیازهایی هستند که حق دیگران است. بعد آنها میماند و طلبکاری ناتمامشان از زمین و زمان.
↙️ برای اینکه حال کودکتان خوب باشد، لازم است فعالانه به او گوش کنید، نیازهایش را بهموقع و بهاندازه برطرف کنید، دردسترس، پذیرنده و پاسخگو باشید.
کانال پرواز فکرواندیشه
🖋 @flith
کانال پرواز فکرواندیشه
@flith
انسان خردگرا و یادگیری مداوم
یک انسان خردگرا چه ویژگی هایی دارد؟
به چه کسی خردگرا می گویند؟
کارل پوپر معتقد است" یک خردگرا شخصی است که برای او
یادگیری از اثبات حقانیت خود
مهم تر است.
کسی که مایل به یادگیری از دیگران است، نه فقط با مصادره عقاید دیگران بلکه با اجازه رضایتمندانه به دیگران برای نقد عقاید خود و علاقه به نقد عقاید دیگران...
یک خردگرای واقعی فکر نمی کند که وی یا هر کس دیگر حقیقت را در اختیار دارد.
در این اندیشه هم نیست که صرف انتقاد هم او را در دست یافتن به عقاید جدید کمک می کند. اما قطعا فکر می کند فقط بحث انتقادی می تواند به ما در جدا ساختن دوغ از دوشاب یاری رساند. فقط بحث انتقادی می تواند بلوغ لازم را به ما بدهد تا یک عقیده را از جهات بیشتری ببینیم و داوری درستی نسبت به آن داشته باشیم...
رویکرد خردگرایان را می توان به شکل زیر توصیف کرد:
شاید من اشتباه می کنم و شما بر حق هستید. در هر حال هر دو ما می توانیم امیدوار باشیم که بعد از این بحث ، هر دو ، مسایل را روشن تر از قبل ببینیم و این فقط تا زمانی است که به خاطر داشته باشیم نزدیک شدن ما به حقیقت مهم تر از آن است که کدام یک بر حق هستیم... "
کارل پوپر
کتاب زندگی سراسر حل مسئله است
کانال پرواز فکرواندیشه
@flith
@flith
انسان خردگرا و یادگیری مداوم
یک انسان خردگرا چه ویژگی هایی دارد؟
به چه کسی خردگرا می گویند؟
کارل پوپر معتقد است" یک خردگرا شخصی است که برای او
یادگیری از اثبات حقانیت خود
مهم تر است.
کسی که مایل به یادگیری از دیگران است، نه فقط با مصادره عقاید دیگران بلکه با اجازه رضایتمندانه به دیگران برای نقد عقاید خود و علاقه به نقد عقاید دیگران...
یک خردگرای واقعی فکر نمی کند که وی یا هر کس دیگر حقیقت را در اختیار دارد.
در این اندیشه هم نیست که صرف انتقاد هم او را در دست یافتن به عقاید جدید کمک می کند. اما قطعا فکر می کند فقط بحث انتقادی می تواند به ما در جدا ساختن دوغ از دوشاب یاری رساند. فقط بحث انتقادی می تواند بلوغ لازم را به ما بدهد تا یک عقیده را از جهات بیشتری ببینیم و داوری درستی نسبت به آن داشته باشیم...
رویکرد خردگرایان را می توان به شکل زیر توصیف کرد:
شاید من اشتباه می کنم و شما بر حق هستید. در هر حال هر دو ما می توانیم امیدوار باشیم که بعد از این بحث ، هر دو ، مسایل را روشن تر از قبل ببینیم و این فقط تا زمانی است که به خاطر داشته باشیم نزدیک شدن ما به حقیقت مهم تر از آن است که کدام یک بر حق هستیم... "
کارل پوپر
کتاب زندگی سراسر حل مسئله است
کانال پرواز فکرواندیشه
@flith
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان صد و سی و دو
#بیژن_و_منیژه
چون یک هفته گذشت و بیژن برنگشت ، گرگین پشیمان از کرده خود به جستجوی او در آن مرغزار پرداخت و از دور اسب بیژن را با لگام گسسته و بدون زین دید. شرمسار از روی شاه و گیو ، اسب بیژن را برداشت و به سوی ایران تاخت.
گیو از دیدن اسب پسرش مدهوش شد و جامه از بدن درید . گرگین داستانی دروغین ساخت که گیو آن را باور نکرد. میخواست با کشتن گرگین کین پسر را از او بخواهد اما اندیشید و شکایت نزد کیخسرو برد. کیخسرو هم داستان گرگین را باور نکرد. و او را به دشنام از پیش تخت براند. و فرمود با بند گران پایش را ببندند. آنگاه با مهربانی گیو دا امیدوار ساخت و گفت: سواران بسیاری به جستجوی بیژن میفرستم اگر نشانی از او نیافتیم در فروردین که زمین چادر سبز پوشید با جام جهان نما که هفت کشور در آن پیداست ، از جای بیژن آگاه خواهیم شد.
نوروز فرا رسید ، کیخسرو قبای رومی پوشید و پیش یزدان به پای ایستاد و به درگاهش نالید و جام جهان نما را به دست گرفت. خسرو هفت کشور و سپهر را در آن نگریست تا به توران رسید و بیژن را در چاهی دید که دختری والا نژاد اما غمگین و گریان پرستاریش میکند. کیخسرو نامه ای به رستم نوشت و تمام داستان را برای او شرح داد . رستم وقتی نامه را خواند و داستان گیو را برایش تعریف کرد ...
پس از بهر بیژن خروشید زار
فروریخت از دیده خون بر کنار
بگیو آنگهی گفت مندیش از این
که رستم نگرداند از رخش زین
مگر دست بیژن گرفته به دست
همه بند و زندان او کرده پست
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان صد و سی و دو
#بیژن_و_منیژه
چون یک هفته گذشت و بیژن برنگشت ، گرگین پشیمان از کرده خود به جستجوی او در آن مرغزار پرداخت و از دور اسب بیژن را با لگام گسسته و بدون زین دید. شرمسار از روی شاه و گیو ، اسب بیژن را برداشت و به سوی ایران تاخت.
گیو از دیدن اسب پسرش مدهوش شد و جامه از بدن درید . گرگین داستانی دروغین ساخت که گیو آن را باور نکرد. میخواست با کشتن گرگین کین پسر را از او بخواهد اما اندیشید و شکایت نزد کیخسرو برد. کیخسرو هم داستان گرگین را باور نکرد. و او را به دشنام از پیش تخت براند. و فرمود با بند گران پایش را ببندند. آنگاه با مهربانی گیو دا امیدوار ساخت و گفت: سواران بسیاری به جستجوی بیژن میفرستم اگر نشانی از او نیافتیم در فروردین که زمین چادر سبز پوشید با جام جهان نما که هفت کشور در آن پیداست ، از جای بیژن آگاه خواهیم شد.
نوروز فرا رسید ، کیخسرو قبای رومی پوشید و پیش یزدان به پای ایستاد و به درگاهش نالید و جام جهان نما را به دست گرفت. خسرو هفت کشور و سپهر را در آن نگریست تا به توران رسید و بیژن را در چاهی دید که دختری والا نژاد اما غمگین و گریان پرستاریش میکند. کیخسرو نامه ای به رستم نوشت و تمام داستان را برای او شرح داد . رستم وقتی نامه را خواند و داستان گیو را برایش تعریف کرد ...
پس از بهر بیژن خروشید زار
فروریخت از دیده خون بر کنار
بگیو آنگهی گفت مندیش از این
که رستم نگرداند از رخش زین
مگر دست بیژن گرفته به دست
همه بند و زندان او کرده پست
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
دهقان فداکار رو در کتاب جدید سوم دبستان باحجاب کردن :)))
پس چی رو اتیش زده ؟؟ 🤔
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
پس چی رو اتیش زده ؟؟ 🤔
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
✅ عبور ذوبشدگان از ولایت!
اگر بنا باشد حضرت آقا بگفته لاریجانی درباره تصویب این لایحه چنین فرمایشی کرده باشند خودم اولین نفری خواهم بود که از ولایت ایشان صرفنظر میکنم
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
اگر بنا باشد حضرت آقا بگفته لاریجانی درباره تصویب این لایحه چنین فرمایشی کرده باشند خودم اولین نفری خواهم بود که از ولایت ایشان صرفنظر میکنم
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
یک نشانه از سقوط اخلاقی یک جامعه
✍️ احسان محمدی
تعمیرکار ماشین لباسشویی نشسته بود داشت چای می خورد. سری توی خانه چرخاند و گفت:
- آقا این تلویزیون رو رد کن بره!
نگاه کردم به تلویزیون که کز کرده بود گوشه خانه. قیافه اش مثل دختری بود که به زور می خواستند شوهرش بدهند. گفتم: ما زیاد تلویزیون نگاه نمی کنیم. ازش راضی ام.
چای را هورت کشید و گفت: ما کارمون اینه. این مدل تلویزیون های ال جی یه قطعه دارن زود خراب میشه. بفروش به یکی. رد کن بره.
گفتم: خب اون بنده خدا که می خره چی؟ اینجور که شما می گید دو روز بعدش خراب میشه.
بلند شد وسایلش را جمع کرد گفت: خب بشه! شما رد کن بره ضرر نکنی.
گفتم: وقتی می دونم خراب میشه چطور به یکی بفروشمش؟ من این کار رو نمی کنم، ترجیح میدم اینجا خراب بشه نه اینکه به کسی بفروشمش.
گفت: بابا شما خیلی کارت درسته!
توی چشم هایش نگاه کردم. انگار باورش نمی شد که جدی دارم این حرف ها را می زنم. با خودم فکر کردم که چقدر منفعت طلبی و کلاهبرداری به یک امر روزمره در زندگی مان تبدیل شده که به نظرش من خیلی کار درست می آمدم!!
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
یک نشانه از سقوط اخلاقی یک جامعه
✍️ احسان محمدی
تعمیرکار ماشین لباسشویی نشسته بود داشت چای می خورد. سری توی خانه چرخاند و گفت:
- آقا این تلویزیون رو رد کن بره!
نگاه کردم به تلویزیون که کز کرده بود گوشه خانه. قیافه اش مثل دختری بود که به زور می خواستند شوهرش بدهند. گفتم: ما زیاد تلویزیون نگاه نمی کنیم. ازش راضی ام.
چای را هورت کشید و گفت: ما کارمون اینه. این مدل تلویزیون های ال جی یه قطعه دارن زود خراب میشه. بفروش به یکی. رد کن بره.
گفتم: خب اون بنده خدا که می خره چی؟ اینجور که شما می گید دو روز بعدش خراب میشه.
بلند شد وسایلش را جمع کرد گفت: خب بشه! شما رد کن بره ضرر نکنی.
گفتم: وقتی می دونم خراب میشه چطور به یکی بفروشمش؟ من این کار رو نمی کنم، ترجیح میدم اینجا خراب بشه نه اینکه به کسی بفروشمش.
گفت: بابا شما خیلی کارت درسته!
توی چشم هایش نگاه کردم. انگار باورش نمی شد که جدی دارم این حرف ها را می زنم. با خودم فکر کردم که چقدر منفعت طلبی و کلاهبرداری به یک امر روزمره در زندگی مان تبدیل شده که به نظرش من خیلی کار درست می آمدم!!
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
فرض بر این است که زنان عموما آرامند؛ اما احساس زنان هم درست مثل احساس مردان است، درست مانند برادرانشان برای تربیت قوای خود احتیاج به تمرین دارند و برای تلاش های خود میدان می خواهند؛ از محدودیت زیاد، از رکود مطلق، درست مثل مردان رنج می کشند؛ و کوته فکری ست اگر همنوعان خوشبخت تر و ممتازتر آن ها بگویند که زنان باید خود را به پودینگ درست کردن و جوراب بافتن و نواختن پیانو و گلدوزی محدود کنند. محکوم کردن و تمسخر زنانی که می خواهند بیش از آن چه آداب و رسوم برای جنسیت آنان مجاز می داند انجام دهند یا بیاموزند، کوته فکری است.
#اتاقی_از_آن_خود
#ویرجینیا_وولف
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
فرض بر این است که زنان عموما آرامند؛ اما احساس زنان هم درست مثل احساس مردان است، درست مانند برادرانشان برای تربیت قوای خود احتیاج به تمرین دارند و برای تلاش های خود میدان می خواهند؛ از محدودیت زیاد، از رکود مطلق، درست مثل مردان رنج می کشند؛ و کوته فکری ست اگر همنوعان خوشبخت تر و ممتازتر آن ها بگویند که زنان باید خود را به پودینگ درست کردن و جوراب بافتن و نواختن پیانو و گلدوزی محدود کنند. محکوم کردن و تمسخر زنانی که می خواهند بیش از آن چه آداب و رسوم برای جنسیت آنان مجاز می داند انجام دهند یا بیاموزند، کوته فکری است.
#اتاقی_از_آن_خود
#ویرجینیا_وولف
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
آناتومیِ رنج
ما مملو از رنجیم و زنده به حضورِ دردها و رنجهایِ بیپایانی که هرگز مداوا نخواهند شد، رنجی که در ما زاده میشود، جان میگیرد و بر جان مینشیند.. ما نگهبانانِ رنجیم و بر تنِ نحیفمان از شورشِ آشوبناکِ رنجهایی بر خود میپیچیم، که هیچ ملجاء و مأوایی بر آن نیست.. این زخمِ جانکاهی که بر تن داریم، عاقبتِ همزیستی با نیروهای ستمگریست که چون شلاقی طربناک بر ما فرود میآیند و ارمغانِ آن چیزی نیست، جز همین لولیدن بر دامانِ روز و شبهایِ بیثمری که از پیِ هم میآیند و میروند.. هیچ واژهای توان برملا کردنِ رنجهای درونیمان را ندارد و ما ملولتر از آنیم که بر طبلِ رسوایی این زندگانی محتوم بکوبیم..
این تروما همچون آونگِ بیصداییست که بر زندگانیِ ما آویخته میماند، همان بهایی که باید در ازای نصیبِ اندکی که از شورِ زندگی در خود داریم، بازپس دهیم... گویی این طعمِ شفقت که بر جانمان لانه کرده، هرگز به تسلا نخواهد رسید و ما را گریزی نیست از زخمهایِ سرگشادهای که هر دم تکثیر میشوند.. و این همان مرگِ زجرآورِ آرامیست که با گذشت سالیانِ نه چندانِ مدیدی به تجربهمان میآید.. داستانِ غمانگیزیست، دست و پنجه نرم کردن با خویشتنِ خویش، با رنجهایی که بخشی از حقیقتِ مایند..
فریدا کالو، داستانپردازِ مصوری، که در قابهایش از زنی رنجور تصویر میسازد، زنی سوگوارِ خویش، که کنون تمامِ مطلوبهایش بر خون آغشتهاند.. او بدن را از مرزهایش فرو میشکافد و در تجاوزی آشکار با گذر از محدودههایِ این کالبدِ پوستین، رازهایِ یک بدن را فاش میکند.. فریدا روایتگرِ زندگانی زنیست، تنها و رنجمند، که کینهتوزی هستی او را شقه شقه کرده و التهابِ پنهانِ رنجها، او را از پای درآورده است.. در نگارههای تکاندهندۀ او طعمِ تلخِ زخمهایی را میتوان شنید، که یک زن، سالیانِ سال آنها را فروبلعیده و بر سوگواریِ خویش مویه کرده است..
نگارههای فریدا کالو انعکاس رنجهای شکمِ دریدۀ زنی بینواست که نه حضورِ ریورا و نه آغوش تروتسکی، هیچیک مأمن امنی برای او نبودند.. کالو به گفتۀ برتون، سینۀ فیگورها را میشکافت تا حقیقت را از جنبۀ بیولوژیکیِ آن بر ملا کند.. او زجرهایش را به دامانِ بومهای نقاشی میریخت، بدنهای نیمهعریان و خونآلودی که دلالتی بودند بر رنجهای بی پایانی که بر زندگانیِ کالو آویخته شده بودند.. فریدا کالو زندگی را به سانِ ارابه مرگی میدید که مدام اندامِ نحیفش را زخم میزند، او در نگارههایش از رئالیسمِ زجرآورِ به شدت عریانی سخن میگفت، که زندگی را در قابهای او خودکشی میکرد..
او عزم راسخی در نگارشِ اندوهِ زنانهای داشت که هرگز از خاطرش محو نمیشد و زندگی همچون تکههای گوشتی بود که از تنِ نحیفش کَنده میشدند.. کالو با سلاخیِ خود بر بومهای نقاشی، دیگران را به تماشایِ جراحاتی فرامیخواند که تمامِ دلربایی و زیبایی او را قتل عام میکرد و این حقیقتِ دردناک و خونینی بود که او از افشایِ آن هیچ ابایی نداشت..
این یک عصیانِ هنری علیه کالبد ناتوانی بود که هرگز همراهِ فریدا نبود.. او به میانجیِ زجری که همواره از نگارههایش فوران میکرد، بیینده را صادقانه به تماشایِ مشقتهایِ زجرآوری فرامیخواند که در جسمِ یک زن لانه دارد.. مانیفستی تمام عیار از جهان مملو از دردِ به غایت زنانه..
#حسام_محمدی
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
آناتومیِ رنج
ما مملو از رنجیم و زنده به حضورِ دردها و رنجهایِ بیپایانی که هرگز مداوا نخواهند شد، رنجی که در ما زاده میشود، جان میگیرد و بر جان مینشیند.. ما نگهبانانِ رنجیم و بر تنِ نحیفمان از شورشِ آشوبناکِ رنجهایی بر خود میپیچیم، که هیچ ملجاء و مأوایی بر آن نیست.. این زخمِ جانکاهی که بر تن داریم، عاقبتِ همزیستی با نیروهای ستمگریست که چون شلاقی طربناک بر ما فرود میآیند و ارمغانِ آن چیزی نیست، جز همین لولیدن بر دامانِ روز و شبهایِ بیثمری که از پیِ هم میآیند و میروند.. هیچ واژهای توان برملا کردنِ رنجهای درونیمان را ندارد و ما ملولتر از آنیم که بر طبلِ رسوایی این زندگانی محتوم بکوبیم..
این تروما همچون آونگِ بیصداییست که بر زندگانیِ ما آویخته میماند، همان بهایی که باید در ازای نصیبِ اندکی که از شورِ زندگی در خود داریم، بازپس دهیم... گویی این طعمِ شفقت که بر جانمان لانه کرده، هرگز به تسلا نخواهد رسید و ما را گریزی نیست از زخمهایِ سرگشادهای که هر دم تکثیر میشوند.. و این همان مرگِ زجرآورِ آرامیست که با گذشت سالیانِ نه چندانِ مدیدی به تجربهمان میآید.. داستانِ غمانگیزیست، دست و پنجه نرم کردن با خویشتنِ خویش، با رنجهایی که بخشی از حقیقتِ مایند..
فریدا کالو، داستانپردازِ مصوری، که در قابهایش از زنی رنجور تصویر میسازد، زنی سوگوارِ خویش، که کنون تمامِ مطلوبهایش بر خون آغشتهاند.. او بدن را از مرزهایش فرو میشکافد و در تجاوزی آشکار با گذر از محدودههایِ این کالبدِ پوستین، رازهایِ یک بدن را فاش میکند.. فریدا روایتگرِ زندگانی زنیست، تنها و رنجمند، که کینهتوزی هستی او را شقه شقه کرده و التهابِ پنهانِ رنجها، او را از پای درآورده است.. در نگارههای تکاندهندۀ او طعمِ تلخِ زخمهایی را میتوان شنید، که یک زن، سالیانِ سال آنها را فروبلعیده و بر سوگواریِ خویش مویه کرده است..
نگارههای فریدا کالو انعکاس رنجهای شکمِ دریدۀ زنی بینواست که نه حضورِ ریورا و نه آغوش تروتسکی، هیچیک مأمن امنی برای او نبودند.. کالو به گفتۀ برتون، سینۀ فیگورها را میشکافت تا حقیقت را از جنبۀ بیولوژیکیِ آن بر ملا کند.. او زجرهایش را به دامانِ بومهای نقاشی میریخت، بدنهای نیمهعریان و خونآلودی که دلالتی بودند بر رنجهای بی پایانی که بر زندگانیِ کالو آویخته شده بودند.. فریدا کالو زندگی را به سانِ ارابه مرگی میدید که مدام اندامِ نحیفش را زخم میزند، او در نگارههایش از رئالیسمِ زجرآورِ به شدت عریانی سخن میگفت، که زندگی را در قابهای او خودکشی میکرد..
او عزم راسخی در نگارشِ اندوهِ زنانهای داشت که هرگز از خاطرش محو نمیشد و زندگی همچون تکههای گوشتی بود که از تنِ نحیفش کَنده میشدند.. کالو با سلاخیِ خود بر بومهای نقاشی، دیگران را به تماشایِ جراحاتی فرامیخواند که تمامِ دلربایی و زیبایی او را قتل عام میکرد و این حقیقتِ دردناک و خونینی بود که او از افشایِ آن هیچ ابایی نداشت..
این یک عصیانِ هنری علیه کالبد ناتوانی بود که هرگز همراهِ فریدا نبود.. او به میانجیِ زجری که همواره از نگارههایش فوران میکرد، بیینده را صادقانه به تماشایِ مشقتهایِ زجرآوری فرامیخواند که در جسمِ یک زن لانه دارد.. مانیفستی تمام عیار از جهان مملو از دردِ به غایت زنانه..
#حسام_محمدی
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
یادها وخاطره ها -برف پیری
مرضیه
🎼برف پیری🎼
مرضیه
زاده ی ۱ فروردین ۱۳۰۳- تهران
درگذشته ی ۲۱ مهر ۱۳۸۹- پاریس
یادش ماندگار🌹
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
مرضیه
زاده ی ۱ فروردین ۱۳۰۳- تهران
درگذشته ی ۲۱ مهر ۱۳۸۹- پاریس
یادش ماندگار🌹
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
هفت ویژگی ِمنفیِ ایدئولوژیها
هفت ویژگی ِمنفیِ ایدئولوژیها از این قرارند:
۱. ایدئولوژی «عقیدهای است که پذیرشِ آن بدونِ دلیل است».
۲. ایدئولوژی «معمولَاً جزمیت دارد».
۳.ایدئولوژیها «به دلیل جزمیتی که دارند، معمولآً به تغییر، روی خوش نشان نمیدهند».
۴.«ایدئولوژیها بعضاً در پی ارضاء منافع گروهی خاص قدم برمیدارند.»
۵. «پنجمین مؤلفهیِ ایدئولوژیها آرزواندیشی است.»
۶. «ایدئولوژیها عموماً اوتوپیایی اند.»
۷. «ایدئولوژیها انسانها را به جانِ هم میاندازند، مرزبندی میکنند، مخالفتزا هستند…»
🔹کتاب راهی به رهایی
🔻سه خصيصه لسان(زبان) محافظه كاران:
١-خصيصه اول:ايدوئولوژيك بودن آن
٢-خصيصه دوم: بی ادبانه بودن
٣-خصيصه سوم: تحريك كننده بودن
🔹سخنرانی اخلاق اصلاحات
🔻هركسي خود را بشناسد و به چهار چيز در زندگی پی می برد:
١- گستره ی توانایی ها
٢-نقاط قوت و ضعف روان شناختي و اخلاقی
٣-علقه ی نهایی زندگی
٤- محدوديت هایی كه محيط بر من تحميل می كند.
هر چه اين خودشناسی كه در سايه ی خودكاوی بيشتر می شود، ما در جهت رسيدن به فرزانگی نزديك تر می شويم.
مصطفی ملکیان
«نشست درباره كتاب تاملات ماركوس اورليوس»
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
هفت ویژگی ِمنفیِ ایدئولوژیها
هفت ویژگی ِمنفیِ ایدئولوژیها از این قرارند:
۱. ایدئولوژی «عقیدهای است که پذیرشِ آن بدونِ دلیل است».
۲. ایدئولوژی «معمولَاً جزمیت دارد».
۳.ایدئولوژیها «به دلیل جزمیتی که دارند، معمولآً به تغییر، روی خوش نشان نمیدهند».
۴.«ایدئولوژیها بعضاً در پی ارضاء منافع گروهی خاص قدم برمیدارند.»
۵. «پنجمین مؤلفهیِ ایدئولوژیها آرزواندیشی است.»
۶. «ایدئولوژیها عموماً اوتوپیایی اند.»
۷. «ایدئولوژیها انسانها را به جانِ هم میاندازند، مرزبندی میکنند، مخالفتزا هستند…»
🔹کتاب راهی به رهایی
🔻سه خصيصه لسان(زبان) محافظه كاران:
١-خصيصه اول:ايدوئولوژيك بودن آن
٢-خصيصه دوم: بی ادبانه بودن
٣-خصيصه سوم: تحريك كننده بودن
🔹سخنرانی اخلاق اصلاحات
🔻هركسي خود را بشناسد و به چهار چيز در زندگی پی می برد:
١- گستره ی توانایی ها
٢-نقاط قوت و ضعف روان شناختي و اخلاقی
٣-علقه ی نهایی زندگی
٤- محدوديت هایی كه محيط بر من تحميل می كند.
هر چه اين خودشناسی كه در سايه ی خودكاوی بيشتر می شود، ما در جهت رسيدن به فرزانگی نزديك تر می شويم.
مصطفی ملکیان
«نشست درباره كتاب تاملات ماركوس اورليوس»
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
رویاهاتو از دست نده
واسه اینکه اگه رؤیاها بمیرن
زندگی عین بیابون برهوتی میشه
که برفا توش یخ زده باشن...
رویاهاتو از دس نده
واسه اینکه اگه رویاها بمیرن
زندگی عین مرغ بریدهبالی میمونه
که دیگه مگه پروازو خواب ببینه!
#لنگستن_هیوز
ترجمه: #احمد_شاملو
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
رویاهاتو از دست نده
واسه اینکه اگه رؤیاها بمیرن
زندگی عین بیابون برهوتی میشه
که برفا توش یخ زده باشن...
رویاهاتو از دس نده
واسه اینکه اگه رویاها بمیرن
زندگی عین مرغ بریدهبالی میمونه
که دیگه مگه پروازو خواب ببینه!
#لنگستن_هیوز
ترجمه: #احمد_شاملو
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️