پرواز فکر و اندیشه
1.18K subscribers
4.13K photos
2.04K videos
84 files
964 links
‏جاویدشاه فقط یه شعار نیست…

عهد ما با ایران و هزاران سال پادشاهی‌ست…
Download Telegram
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️

#زبان_اوستا

ابراهیم پور داوود "۱۲۶۴ _ ۱۳۴۷" در رشت متولد شد . او تحصیلات اش را در مکتب خانه آغاز کرد .

در سال ۱۲۸۷ برای ادامه تحصیل عازم خارج از ایران شد . او از راه قم ، کرمانشاه ، بغداد و حلب به لبنان رفت تا به یادگیری ادبیات فرانسه بپردازد . مشهور است که دیدن آثار باستانی ایران کهن در میان راه بر او تاثیر شگرفی داشته به ویژه آنکه متوجه میشود ایرانی ها قادر به خواندن متن آن آثار با شکوه نیستند .

سالها بعد هنگامی که در دانشگاه برلین آموختن رشته حقوق را آغاز نمود با حجم عظیمی از پژوهش های ایران شاسان غربی آشنا شد و آثار باستانی ارزشمند ایران را در موزه های اروپا یافت . از این رو در همان سالها با تسلطی که بر زبانهای آلمانی ، انگیسی ، فرانسه ، عربی ، ترکی ، داشت ، به پژوهش و گرد آوری متن های ایران باستان پرداخت .

در سال ۱۳۲۴ استاد پور داوود به همراه تنی چند ، نخستین انجمن ایران شناسی ایران را دایر کرد که تنها انجمن غیر دولتی آن زمان بود . نتیجه تلاش های استاد پور داوود بیش از بیست کتاب است و بر اثر کوشش های پیگیرش ایرانیان میتوانند #اوستا_را_به_زبان_فارسی ساده ی امروز مطالعه کنند .
خدمت بزرگ او درباره ی تفسیر اوستا به خدماتی تشبیه شده است که گروته و راولینسون در قرن نوزدهم نسبت به کشف الفبای میخی کردند و دنیا را از قوم آریایی و ایران هخامنشی آگاه ساختند
‌
#هویت_ایرانی
#بانو_هلن_افشار


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


زن صیغه ای دوم حسن آقا و «جامعه زرد»

#مجتبی_لشکربلوکی

نشسته بود روبرویم و خیلی شیرین و با ولع داشت در مورد زن صیغه ای دوم حسن آقا صحبت می کرد. حسن آقا زنش مریض شده بود و از پا افتاده بود. مدت ها صبر کرد. البته به فکر ازدواج مجدد نبود. اما یک روز که کرکره مغازه سبزی فروشی اش را می زند بالا دختری وارد مغازه می شود و مقداری نعنا می خواهد. نیم کیلو نعنا همان و اینکه پونه نشست پای سفره عقد حسن آقا. پونه نام آن دختر جوان بود.
از سیر تا پیاز ماجرا با ماکزیمم جزییات را دوست داشت برایم تعریف کند. یعنی اگر بهش فرصت می دادم تا رنگ سفره عقد را هم می خواست برای من تعریف کند. صحبتش را که تمام کرد (و به عبارت بهتر صحبتش را قطع کردم). نگاهش افتاد به کتاب های روی میزم. دید دارم کتاب های تاریخی و نشریات اقتصاد سیاسی می خوانم.
گفت خسته نمی شوی این همه می خوانی؟ این ها اسمش رویش هست تاریخ که تمام شده است. حالا اونها هر غلطی کردند، کردند. به ما چه؟ ولشون کن. الان رو بچسب! این سیاست هم که پدر و مادر ندارد. در دو جمله و کمتر از سی ثانیه پرونده دو رشته (تاریخ و اقتصادسیاسی) را در هم پیچید.

#تحلیل_و_تجویز_راهبردی:
احتمالا همه ما اسم روزنامه نگاری زرد یا مجله زرد را شنیده ایم. خبرنگاری زرد به خبرها و خبرنگارانی اطلاق می‌شود که پایشان را از اصول حرفه‌ای و اخلاقی روزنامه نگاری بیرون گذاشته و در مورد موضوعاتی مانند مسایل اخلاقی، خانوادگی، رسوایی و تهمت‌های جنسی، دلالی تهمت و شبهه وارد کردن به دیگران یا دست آویز کردن موضوعات احساسی برای سوء استفاده بردن از آنها و افزایش تیراژ و میزان فروش، اطلاق می‌گردد.
روزنامه های زرد در همه کشورها هستند. نگرانی آنجاست که ما با جامعه زرد روبرو باشیم. این جامعه زرد است که خطرناک است. جامعه ای که برای داستان های دختر وسطی حسین آقا، پسر شیشه ای حاج خانوم طبقه بالایی و سایز .... فلان سلبریتی وقت بیشتری می گذارد تا بررسی صلاحیت نمایندگان پارلمان و نمایندگان شورای شهر و روستا و بررسی عملکرد آنان در عمل یک جامعه زرد است. جامعه زرد، جامعه ای است که به موضوعات پیش پا افتاده، مسایل بی اهمیت، می پردازند و از مسایل عمیق در می مانند.

چه می توان کرد؟
به نسبت یک قرن پیش، اکنون جامعه به بسیار بسیار با تحصیلات تر شده است. میزان کسانی که تحصیلات تکمیلی دارند به وضوح چندین برابر شده است. اما مشکل آنجاست که با همان نرخ این تحصیلات (مدرک رسمی) به سواد (فهم و درک عمیق) تبدیل نشده است. مشکل آن جاست که من تخصصم تاریخ است و تو تخصص ات علوم سیاسی. تو به زبان تخصصی و در محدوده خاص خودت حرف می زنی و من نه آن را جذاب می یابم و نه آن را می فهمم. من نیز همین.

وظیفه ماست سعی کنیم در هر جمعی که می توانیم و در هر سطحی که می شود، فهم و درک به جامعه تزریق کنیم به زبان ساده و کاربردی در مورد مهم ترین مسایل (و نه مساله نماها و شبه مساله ها). اگر علوم سیاسی خوانده ایم بگوییم که چرا حزب در بلندمدت از نان شب هم واجب تر است. اگر اقتصاد خوانده ایم به زبان ساده توضیح دهیم که وقتی همه ما چه دولتمردان، چه نمایندگان مجلس و چه مردم کوچه و بازار نگاه قلکی به بانک داریم در بلندمدت چه بلایی سر جامعه می آید. اگر جامعه شناسی خوانده ایم در مورد بروز و ظهور یقه طلایی ها صحبت کنیم. اگر حقوق خوانده ایم به مردم در مورد حقوق اساسی شان آگاهی دهیم. اگر تاریخ خوانده ایم تذکر دهیم که دقیقا 5، 10، 50 یا 100 سال پیش همین موضوع پیش آمد، آن موقع واکنش نخبگان و جامعه چنین بود و ما دیگر چنین اشتباهی را تکرار نکنیم.

اگر این «دانش رسمی فردی» (تحصیلات) را به «فهم عمیق جمعی» تبدیل نکنیم آنگاه از دل همین جامعه شهردار بی سواد، نماینده بی سواد، وزیر بی سواد بر مسند قدرت خواهد نشست. چرا که شهرداران، نمایندگان، وزیران از دل همین جامعه انتخاب می شوند. از دل همین جامعه ای که زن دوم صیغه ای حسن آقا را بیشتر از دستاوردها، و دلنگرانی های امیرکبیر می شناسد.

شاید به خاطر همین باشد که کسی گفته بود: ما ستم‌ را نشانه‌ گرفته‌ بوديم، اي‌ كاش نخست‌ جهل‌ را نشانه‌می گرفتیم‌. مبارزه با فقر و فساد و تبعیض بدون فهم و سواد، منجر به بازتولید فقر و فساد و تبعیض به شیوه ای جدید خواهد شد.


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
با شاخه زیتون به نیویورک بروید نه با تفنگ

🔸بخشی از نامه سرگشاده زیباکلام به رییس دولت

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
#جام_تهی

پر کن پیاله را،
کاین آب آتشین
دیریست ره به حال خرابم نمی‌برد...

آواز: استاد #محمدرضا_شجریان
شعر: زنده‌یاد #فریدون_مشیری

‌
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حسن محدثی: تلویزیون که می‌آیم ازسوی دانشجویان مواخذه میشوم که در دستگاه غیرمردمی با رسالت #تولیددروغ شرکت میکنم

مجری: شما که باورنداری؟

محدثی: #صداوسیما درقلمروسیاسی سیستماتیک دروغگوست

@flith ❄️
کانال پروازفکرواندیشه
@flith


🔹خارج، حالت را خوب نخواهد کرد!

✍️عرفان نظرآهاری

✅رفیق ! تو فکر می کنی اگر بیایی خارج، حالت خوب می شود؟
به والله قسم نه! نمی شود.
من اینقدر ایرانی حال خراب در همین خارج دیده ام که نگو و نپرس.
آنها حال خرابشان را با خود به همه جا می برند؛ آنها دلشوره ها و ترس ها و اضطراب ها و بکن ها و نکن ها و بگیرها و ببندها و دروغ ها و فریب ها و تنگ نظری ها و خیانت ها و حسادت ها و نفاق ها و پشت هم اندازی ها و قانون‌گریزی ها و دور زدن ها و زیر آب زدن ها را با خود همه جا می برند. و هر کدام از این ها کافی ست که حال آدم خراب باشد همه عمر.

✅بهشت هم با افکار و کردار جهنمی ما، جهنم خواهد شد.
تو فکر می کنی خارج از اول خارج بود بعد یک عده رفتند و داخلش شدند؟
نه ، خارج را همین خارجی ها خارجش کردند ؛ همان طور که ایران را ایرانی ها ، ایرانش کردند؛ عراق را عراقی ها عراقش کردند؛ افغانستان را افغان ها افغانستانش کردند...

✅فکر نکن این فقط حکومت‌ها هستند که آدم ها را می سازند، نه اتفاقاً این آدم ها هستند که حکومت‌ها را می سازند.

✅من اینجا هستم در همین خارج دوست داشتنی شما و دارم از نزدیک می بینم که قانون هست اما چطور بعضی ایرانی ها همه فکر و ذکرشان این است که همین قانون را دور بزنند و زیر پا بگذارند.
کار هست اما چرا او هزار و یک ترفند می زند که از همان کار شانه خالی کند.
آزادی بیان هست اما چرا حرفی ندارد که بیانش کند.
تساوی حقوق زن و مرد هست اما چرا باز هر بلایی که می تواند بر سر زنش می آورد.
امید هست ، اما او چرا ندارد؟
لذت های پاک و بی آلایش هست اما او چرا نمی تواند ببرد؟
موزه هست اما چرا او نمی رود؟
کتابخانه هست اما چرا او عضو نمی شود؟
هزار و یک فعالیت فرهنگی هست اما چرا او شرکت نمی کند.
کتاب هست بدون سانسور و ممیزی هم هست اما چرا او نمی خواند؟
موسیقی کلاسیک هست، تاتر مدرن هست، هنر متعالی هست، فلسفه ی روز هست ،علم محض هست،اما چرا او باز دنبال قلیان دو سیب است و سالن مد و غیبت پشت سر پری خانم و زری خانم؟

✅تمرینش نکرده؟ یادش نداده اند؟ دل و دماغ ندارد؟ رنج بسیار کشیده؟ میراث دار یک اندوه تاریخی ست؟ تقصیر زمین است تقصیر زمان است ، تقصیر این است، تقصیر آن است؟ باشد حق با شماست.

✅اما باور کن خارج ،حال کسی را خوب نخواهد کرد.
اول باید حال خودت را خوب کنی ،بعد با خود ببری حالت را هر جا که می خواهی...

کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


#شاهنامه
داستان صد و بیست و هشت
#بیژن_و_منیژه

شبی چون شبه روی شسته بقیر
نه بهرام پیدا نه کیوان نه تیر

بیاورد شمع وبیامد بباغ
برافروخت رخشنده شمع و چراغ

می آورد و نار و ترنج و بهی
زدوده یکی جام شاهنشهی

مرا گفت برخیز و دل شاد دار
روان را زدرد و غم آزاد دار

نداند کسی راه و سامان اوی
نه پیدا بود درد و درمان اوی

روزی کیخسرو با تمام پهلوانان به بزم با جام های می در دست نشسته بودند. گروهی زاری کنان از سرزمین ارمنه به نام آرمانیان در مرز ایران و توران به خدمت رسیدند و گفتند در مرغزارهایشان گرازهای بیشماری هرچه درخت و چارپایان بوده نابود کرده و شهر آرمان را به ستوه آورده اند. کیخسرو به پهلوانان گفت : اگر کسی آن گرازان را از بیشه ارمن براند هیچ گنج و گوهری را از او دریغ ندارم . تمام یلان ساکت ماندند مگر بیژن فرزند گیو که از جای بلند شد و گفت من گرازان را خواهم راند . گیو از گوشه مجلس

بفرزند گفت این جوانی چراست
بنیروی خویش این گمانی چراست

براهی که هرگز نرفتی مپوی
برشاه خیره مبر آبروی

زگفت پدر پس برآشفت سخت
جوان بود و هشیار و پیروز بخت

منم بیژن گیو لشکر شکن
سرخوک را بگسلانم زتن

منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
      به کوشش : سهراب چمن آرا


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


از لذت فوری تا ملال فوری

#دکترفردین_علیخواه_جامعه_شناس

قطعا برای شما هم پیش آمده که در پیاده روهای شهر به ویژه در اسباب بازی فروشی هاکودکانی رادیده اید که جیغ می زنند،پایشان رابرزمین می کوبندوازوالدینشون میخواهندکه چیزی برایشان بخرند.
آنان باشنیدن هر((گفتم نه))پدریامادر،مشتی محکم براومی کوبند وبه جیغ ودادخود ادامه می دهندتابلکه به هدف برسند!این کودکان درلحظه به دنبال لذت ازآن شی یا خوراکی هستند.چه بسااینکه نیم ساعت بعد دل زده شوندوبدون هیچ حسی،آن خوراکی رابه گوشه ای پرتاب کنند.من از کودکان عذر میخواهم که برای انتقال منظورم آنها راسوژه این نوشته کرده ام ،چون گویا این ویژگی دیگر فقط متعلق به کودکان نیست.
برخی از اندیشمندان مطالعات فرهنگی ،این ویژگی زندگی امروز((لذت ))یابه تعبیر دیگری،((ارضای آنی خواسته ها))می دانند.این مفهوم به کم تحملی وبی صبری افراد برای دستیابی به لذت اشاره داردوبیانگر آن است که در زندگی امروز به تاخیر انداختن لذت امری ناموجه شده است ؛به گونه ای افرادتمایل دارند تادقیقامانند آن کودکی که در ابتدای این مطلب مثال زدم،لذت هایی را که طالب آن هستند،درلحظه تجربه کنند.شایددر اطرافمان کم نیستندافرادی که در طول یک سال به دنبال دوازده هنریا تجربه رفته اندو به محض آنکه دریافته اند که این هنر یاحرفه نیازمند طی مسیری سخت وزمانی طولانی است ،آن را رها کرده اند .ولی این همه ماجرا نیست؛این روزهایافتن شاعر فوری ،ترانه سرای فوری،عکاس فوری،سلبریتی فوری،ثروتمندفوری،نقاش فوری،نویسنده فوری،راننده فوری،دانشجوی فوری و ورزشکارفوری چندان دشوارنیست.امروزه افرادبه سختی قبول می کنند که برای مثال اگر می خواهند عکاس حرفه ای شوند،باید مدت ها در نیمه های شب از خواب شیرینشان صرف نظر کنند وبه انتظار طلوع خورشیدبنشینندتادر نهایت عکسی حرفه ای از طلوع خورشیدبگیرند ویا به دشواری می پذیرند که ممکن است برای نوشتن یک رمان،ده سال و شاید هم بیشترزمان صرف کنند.گسترش لذت فوری،پیامدهای اجتماعی خاص خودش را نیزخواهدداشت،
که((سطحی شدن امور))یکی از آنهاست .شاید به همین دلیل است که این روزها مدام به دنبال آدمهای اصیل در هررشته ای می گردیم.شاید به همین دلیل است که این روزها باشنیدن هر فردی که اسمی در کرده است ،بلافاصله نام اورا در اینترنت جست وجو می کنیم تادریابیم که جزو((فوری هاست))یا صبوری ورنج متحمل شده است؟برخی از اندیشمندان معتقدند که در مقابل لذت فوری،ملال فوری هم وجود داردودر کنار لذت فوری یکی از ویژگی های انسان امروز دل زدگی یا ملال فوری است.انسان امروز زود از لذت هایش خسته می شودوزود به دنبال لذتی دیگر می دود،بله،می دود!لذت و ملال فوری،توصیف زندگی انسان امروزی است.


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
تعداد حاضرین در جلسه سازمان ملل
موقع سخنرانی ترامپ و روحانی


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
ما نباید بگذاریم این زمانه خشن و بی رحم،
گرمای قلبمان را نابود کند.


#چگوارا

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


تردیدها به ما خیانت می‌کنند، تا به آنچه لیاقتش را داریم نرسیم...
شکسپیر

چیزی که افراد عادی را به فردی موفق تبدیل می‌کند، این است که آن‌ها شروع به انجام کارهایی می‌کنند که افراد عادی از انجام‌شان می‌ترسند...

#موفقيت

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


دهه‌ی شصت بود. در یک سمنیار پزشکی، آخوندی هم دعوت شده بود. طبق برنامه پشت تریبون رفت و شروع کرد به سخنرانی. پس از خواندن چند آیه و حدیث، گفت: «اگر دو نوزاد از شیر یک مادر بخورند، قطعاً چهره‌ی آن‌ها شبیه یکدیگر خواهد شد!»

بعد از او نوبت به سخنرانی دکتر جلال مجیبیان رسید. ایشان کلامش را این‌گونه آغاز کرد: حضار گرامی، هنگامی که نوزاد بودم شیر مادرم کفاف سیر کردنم را نمی‌داد و مجبور شدند به من شیر بز بدهند. آیا اکنون من شباهتی به بز دارم؟!

پس از خنده‌ی طولانی و ممتد و طولانی حضار، ایشان رو به آخوند حاضر در سمینار کرد و گفت: همان‌طور که ما پزشکان در کار دین و فقه و حلال و حرام دخالتی نمی‌کنیم، از شما نیز خواهشمندیم به امور پزشکی و طبابت ورود ننمایید.

#دکتر_محمود_کویر


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


نظریه احمق بزرگ‌تر در اقتصاد

در این نظریه، افراد کالای مورد نظر را با این که می‌دانند بیش از ارزش واقعی آن است می‌خرند، به این امید که احمق بزرگ‌تری پیدا شود و در قیمت‌های خیلی بالاتر از او بخرد و کالاهای حباب‌دار با این تئوری از احمقی به احمق بزرگ‌تر از قبلی دست‌به‌دست می‌شوند و قیمت‌ها حبابی‌شکل بالا می‌رود.
این روند تا کجا ادامه می‌یابد؟ بله تا آخرین احمق! یعنی جایی‌که هیچ احمق بزرگ‌تری وجود نداشته باشد که آن کالای حباب‌گونه را بخرد. این پایان بازی است و این‌جاست که حباب می‌ترکد و قیمت آن کالا سقوط شدیدی می‌کند.


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


در جامعه کسانی که حقوقشان از نصف کمتر است به دنبال برابری
و آنها که حقوقشان از نصف بالاتر است به دنبال آزادی هستند

درس های تاریخ
#ویل_دورانت


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


آنچه سرنوشت انسان را رقم میزند
از سه مشخصه ی اساسی ناشی می گردد:

1⃣آنچه هستیم:
یعنی شخصیت آدمی به معنای تام : سلامت، نیرو، زیبایی، مزاج، خصوصیات اخلاقی، هوش

2⃣آنچه داریم:
یعنی مالکیت و دارایی از هر نوعی

3⃣آنچه می نماییم:
یعنی در نظر دیگران چه هستیم، یا به بیان روشن تر، دیگران چه تصویری از ما دارند.
پس این مشخصه عبارت است از عقیده دیگران درباره ی ما که به آبرو ، مقام و شهرت تقسیم می شود.

تفاوتهایی که تحت عنوان اول مشاهده می کنیم، تفاوتهایی هستند که طبیعت به انسان تحمیل کرده . از این واقعیت می توان نتیجه گرفت که تاثیر اینها بر سعادت یا شوربختی انسان بسیار اساسی تر و پر دامنه تر از تاثیر تفاوتهایی است که توسط انسانها تعیین می شوند که تحت دو عنوان بعدی آمده اند.

در باب حکمت زندگی
آرتور شوپنهاور


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
ايت الله جوادي املي:
انكه روسري خود را از سر ميكند با قران مخالف نيست بلكه با شرايط كشور مخالف است

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
گاهی که زنی را با کلام یا سکوتمان آزرده ایم،
قرنهاست یادمان داده اند به او گل دهیم.
زیرا تنها زن است که بلد است با شاخه گلی،زخمهای عمیق نفهمی مردش را بخیه بزند.

#دکتر_علی_رضا_شیری

@flith ❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


#شاهنامه
داستان صد و بیست و نه
#بیژن_و_منیژه

شاه از گفتار بیژن شاد شد و به گرگین میلاد گفت : بیژن راه توران را نمی داند . تو او را تا سر آب بند راهبر باش ویارمند. آن دو چون به مرغزار رسیدند و گرازان زیادی را دیدند ،بیژن به گرگین گفت :تو آنطرف آبگیر بایست و اگر گرازی از دست من در رفت آن را با گرز بزن. گرگین گفت قرارتو با شاه این بود که خودت تنهایی این کار را انجام دهی و کار من فقط رساندن تو به اینجا بود.
بیژن از حرف گرگین ناراحت شد و مثل شیر به گله گرازان حمله کرد و تمام آنها را کشت و سر و دندان آن ها را به کناری گذاشته تا نزد کیخسرو ببرد. گرگین از گفته خود پشیمان شده بود ،اگرچه بر او آفرین گفت و از پیروزیش شادی کرد . اما آتش حسد در دلش شعله زد و از بدنامی خود ترسید و اندیشه اهریمنی گستردن دامی برای بیژن در سرش راه یافت.
با چابلوسی از او تعریف کرد و گفت : من بارها در این مکان بوده ام . بیا کمی تفریح کنیم. در فاصله دو روز راه از اینجا ، در خاک توران ، در دشتی خرم و دل انگیز جشنگاهی هست پر از پری چهره و منیژه ، دخت افراسیاب هم آنجاست. اگر به آنجا برویم و چند پری چهره بگیریم نزد شاه ارجمند خواهیم شد. 

منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
      به کوشش : سهراب چمن آرا


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
سلام بر یاران همراه 😊❤️

همگي مي دانيم كه اكنون در يك مسير كه ميتواند عطف تاريخ معاصر بشمارآيد، ايستاده ايم. در اين راه،

" مهمترين"

نياز ملت ايران

" آگاهي"

است. از اين بابت خواهش مي كنم متن مفيد زير را که در چند قسمت ارسال خواهد شد را مطالعه بفرماييد.👇

@flith ❄️
@flith ❄️


🔵 نامه سرگشاده محسن #مخملباف به #رضا_پهلوی


جناب آقای رضا پهلوی عزیز!
با سلام و احترام

محسن مخملباف هستم. شهروند ایرانی که مدت چهار سال و نیم برای مبارزه با استبداد شاه در زندان پدر شما بوده ام. هنگام دستگیری گلوله خوردم و برای مداوا تنها دو هفته در بیمارستان ماندم، اما در زندان شاه در ١٧سالگی چنان شکنجه شدم که برای آنکه بتوانم دوباره روی پای خودم راه بروم، چهار بار جراحی شدم و مدت صد روز در بیمارستان بستری شدم. اکنون بعد از ٤٣ سال هنوز به اندازه ٢٠ سانت در ٢٠ سانت، یادگارهای شکنجه دوران شاه بر بدنم باقی مانده است.

این ها را نمی گویم که رضا پهلوی را برنجانم یا شرمنده سازم، که گناه پدر بر پسر نمی نویسند. از آن بالاتر برخورد من با خانواده شما از پشت عینک رنج های آن دورانم نیست. شاهد بوده اید که پس از درگذشت برادرتان، چنان از داغ مادرتان متاثر شدم که نامه ای برای تسلی ایشان به این مضمون فرستادم:

"دختری که در روز عروسی اش پرندگان را از قفس آزاد کرد، امروز پرنده دیگرش از قفس آزاد شد..."

ساعتی بعد، خانم فرح تلفن مرا یافتند و روی پیغام گیر تلفن خانه ما این پیام را گذاشتند:

"آقای مخملباف! از بین تسلیت هایی که برایم ارسال شده، تنها حرفهای شما مرا آرام کرد و تحمل این شرایط جانکاه را برایم ممکن می کند تا بتوانم روی پای خودم بایستم. الان دارم برای به خاک سپردن پسرم به آمریکا می روم. خیلی دوست دارم بعد از برگشتنم از آمریکا شما را ملاقات کنم..."

اگر امروز آن نامه را به یادتان می آورم، قصدم این است که بگویم هرگز به آینده از عینک رنج هایی که شخصا از نظام پادشاهی دیده ام، نگاه نمی کنم. و همواره خود را همدرد رنج های انسانی، از جمله خانواده شما می دانم. در عین حال یکسره تاریخ ستمبار ایران را به فراموشی نمی سپارم، تا مبادا دوباره دچارش شویم. متاسفانه پدر شما همه قصه ها را برای شما نگفته است. من بخشی از آنها را به زودی در کتاب "شاه این قصه را برای پسرش نگفت" بازگو خواهم کرد.

با انتقام مخالفم! برای همین وقتی در حوالی انقلاب ٥٧ آزاد می شدم، قبل از خروج از زندان، لحظه ای جلوی در ایستادم و به پشت سرم نگاه کردم و آنچه از شکنجه در چهار سال و نیم زندان شاه بر من وارد شده بود را بخشیدم و سپس از زندان خارج شدم.

وقتی بعضی از بازجویانم، مثل "تهرانی" و "آرش" در دادگاه بعد از انقلاب محاکمه می شدند، با آن که دوستان دوران زندانم بسیار اصرار داشتند، هرگز برای شهادت دادن علیه شکنجه گران و نشان دادن آثار شکنجه بر بدنم، به دادگاه نرفتم، و گفتم گذشته را بخشیده ام.

اگر متقاعد شده اید که سخن من با شما از سر درد و رنج گذشته ای که در نظام سلطنتی پدر شما کشیده ام نیست، اکنون می خواهم شما را به یک بحث ملی دعوت کنم که فراتر از رنج های شخصی من و رویاهای شخصی شماست.

اینک این نامه را می نویسم چون فکر می کنم اصل گفتگو ارزشمند است. همانطور که از اصلاح طلبان درخواست کردم که واضح سخن بگویند، نه اینکه در درون سکولار باشند اما در بیرون از حکومت دینی سخن بگویند. از شما هم می خواهم شفاف باشید نه آنکه در درون سلطنت طلب باشید اما در بیرون از دمکراسی و رای مردم سخن بگویید. بیایید دور از تهمت و جو سازی و ترور شخصیتی از سوی طرفدارانتان، با رعایت اصول مذاکره و از روش استدلال با هم گفتگو کنیم. که در همین گفتگوها باید تمرین دمکراسی کرد. با طفره رفتن و ضد و نقیض حرف زدن، باعث گیجی مردم نشوید.

گذشته نه، رو به آینده!

انقلاب ایران گذر از استبداد سلطنتی بود به قصد آزادی، اما چون به رهبری یک فرد اعتماد کرد و به دنبال او رفت، به استبدادی دیگر که این بار دینی بود، رسید. پنجاه سال طول کشید تا ایرانیان از شر استبداد سلطنت بعد از مشروطه رها شوند، و چهل سال هم طول کشید تا آماده براندازی استبداد دینی شوند. اکنون اگر هر کدام از جریانات اپوزیسیون، به جای یافتن راهی برای رسیدن به آینده ای روشن، رو به سوی گذشته تاریک کنند؛ چه این گذشته مثل اصلاح طلبان، بازگشت به دوران امام راحل باشد، چه این گذشته بازگشت به دوران شاه راحل، هر دو یک نتیجه خواهد داشت و آن نرسیدن به آزادی و تفرقه در صفوف مبارزه است.

امروزه هم اصلاح طلبان و هم سلطنت طلبان از باورهای خود یک ایدئولوژی ساخته اند و ما برای رسیدن به آزادی از ایدئولوژی حکومت دینی، با موانع دو خرده ایدئولوژی دیگر هم روبرو هستیم. متاسفانه شخص شما هم با آنکه ادعای اتحاد بین مخالفین را دارید، با رد نکردن ایده احیای سلطنت، خود علت اصلی اختلاف بین مخالفین جمهوری اسلامی هستید. جلوه این اختلافات از هم اکنون در بین ایرانیان قابل مشاهده است. هواداران کامنت نویس شما، هنوز به قدرت نرسیده با کلمات رکیک، تهمت، توهین، تهدید، عده ای را که وقت و ادبیات کامنت نویسان شما را ندارند، به سکوت کشانده اند. عده ای هم ....

ادامه دارد

@flith ❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این تصاویر کاملا واقعی ست و مرد داخل داروخانه ، بازیگر است
ای کاش مسئولین هم مثل مردم بودند . ببینید چطور دراوج نیاز می بخشند

زنده باد مردم مهربون سرزمینم❤️

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️