@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
تفكر:
دچار کوری سفید شدهایم
شاید کتاب «کوری» نوشته ژوزه ساراماگو نویسنده پرتغالی را خوانده باشید. شاید هم نخوانده باشید که توصیه میشود حتما بخوانید. ساراماگو در این کتاب با لحنی هولناک به رعایت نکردن حقوق دیگران اشاره میکند. داستانی که از یک چهار راه آغاز میشود و شهری را دچار یک کوری سفید میکند.
کسانی که دچار کوری سفید شدند، تلاش میکنند خود را زنده نگه دارند حتی اگر این زنده ماندن به مرگ دیگران ختم شود. همه میخواهند خود را نجات دهند و کسی به فکر دیگران نیست.
تنها یک نفر در این شهر کورها، بیناست که در واقع وجدان بیدار این جامعه است، ایدهآل درون هر انسان!
حالا میخواهم تلخ و هولناک بنویسم و بگویم ما هم دچار کوری سفید شدهایم. رفتاری که امروز در جامعه ایران شاهد آن هستیم کم از کوران کتاب ساراماگو ندارد.
دیروز شاهد اتفاق تلخی بودم. مردم در یک فروشگاه در حال خرید بودند که اتفاق عادی است اما نکته اینجاست که تقریبا از هر کالایی از رب، روغن تا پوشک و نوار بهداشتی، 5 تا 5 تا میخریدند. گویا فروشگاه بیشتر از 5 تا به هر فردی نمیداد و گرنه آنها بیشتر میخریدند.
چه خبر است؟ چرا به اینجا رسیدیم؟ چرا فکر میکنیم تنها و تنها باید خودمان زنده بمانیم. چرا فکر نمیکنیم افراد دیگری در این جامعه هستند که آنها هم باید زندگی کنند.
یک لحظه با خود فکر کنیم. الان ما تمام پوشکهای یک مغازه را خریدیم یا تمام برنجهای یک مغازه را خالی کردیم. خوب، دیگران باید چه کنند؟ آن بچهای که احتیاج به پوشک یا شیر خشک دارد باید چه کند؟
با خودمان فکر کردهایم که اگر همچون گذشته به تعداد نیاز خرید میکردیم امروز دهان به دهان نمیچرخید که مثلا فلان محصول در سطح شهر نایاب شده است. بله، در هر حالتی هر فردی از کالایی 10 برابر نیاز خود بخرد آن کالا نایاب میشود و از دسترس دیگران خارج. چه ایران چه خارج.
ما همه را محکوم میکنیم اما وقتی به عرصه عمل میرسیم، خودمان چشممان را بر تمام مسائل میبندیم و فقط به دنبال زین کردن اسب خود هستیم.
این اولین بار نیست که جامعه ما با مشکلات این چنین دست و پنجه نرم میکند. خوب است به یاد بیاوریم حدود سی سال پیش در بحبوحه جنگ، مردم هوای همدیگر را داشتند. پدری اگر برای فرزندش یک شیر خشک میخرید برای دختر همسایه نیز میخرید. تازه آن موقع جنگ نظامی بود و مردم واقعا هم نگران نان بودند هم جان اما اجازه نمیدادند وجدانش قربانی چند تکه نان شود.
باید از خود بپرسیم چرا به اینجا رسیدهایم؟ چرا همان مردم امروز میتازند بدون اینکه توجه کنند کسی در غبار تاختن آنها در حال خفه شدن است. تقریبا همه در حال گل کردن آب هستیم بدون اینکه توجه کنیم، در فرودست انگار، کفتری میخورد آب.
#مصطفی_داننده
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
تفكر:
دچار کوری سفید شدهایم
شاید کتاب «کوری» نوشته ژوزه ساراماگو نویسنده پرتغالی را خوانده باشید. شاید هم نخوانده باشید که توصیه میشود حتما بخوانید. ساراماگو در این کتاب با لحنی هولناک به رعایت نکردن حقوق دیگران اشاره میکند. داستانی که از یک چهار راه آغاز میشود و شهری را دچار یک کوری سفید میکند.
کسانی که دچار کوری سفید شدند، تلاش میکنند خود را زنده نگه دارند حتی اگر این زنده ماندن به مرگ دیگران ختم شود. همه میخواهند خود را نجات دهند و کسی به فکر دیگران نیست.
تنها یک نفر در این شهر کورها، بیناست که در واقع وجدان بیدار این جامعه است، ایدهآل درون هر انسان!
حالا میخواهم تلخ و هولناک بنویسم و بگویم ما هم دچار کوری سفید شدهایم. رفتاری که امروز در جامعه ایران شاهد آن هستیم کم از کوران کتاب ساراماگو ندارد.
دیروز شاهد اتفاق تلخی بودم. مردم در یک فروشگاه در حال خرید بودند که اتفاق عادی است اما نکته اینجاست که تقریبا از هر کالایی از رب، روغن تا پوشک و نوار بهداشتی، 5 تا 5 تا میخریدند. گویا فروشگاه بیشتر از 5 تا به هر فردی نمیداد و گرنه آنها بیشتر میخریدند.
چه خبر است؟ چرا به اینجا رسیدیم؟ چرا فکر میکنیم تنها و تنها باید خودمان زنده بمانیم. چرا فکر نمیکنیم افراد دیگری در این جامعه هستند که آنها هم باید زندگی کنند.
یک لحظه با خود فکر کنیم. الان ما تمام پوشکهای یک مغازه را خریدیم یا تمام برنجهای یک مغازه را خالی کردیم. خوب، دیگران باید چه کنند؟ آن بچهای که احتیاج به پوشک یا شیر خشک دارد باید چه کند؟
با خودمان فکر کردهایم که اگر همچون گذشته به تعداد نیاز خرید میکردیم امروز دهان به دهان نمیچرخید که مثلا فلان محصول در سطح شهر نایاب شده است. بله، در هر حالتی هر فردی از کالایی 10 برابر نیاز خود بخرد آن کالا نایاب میشود و از دسترس دیگران خارج. چه ایران چه خارج.
ما همه را محکوم میکنیم اما وقتی به عرصه عمل میرسیم، خودمان چشممان را بر تمام مسائل میبندیم و فقط به دنبال زین کردن اسب خود هستیم.
این اولین بار نیست که جامعه ما با مشکلات این چنین دست و پنجه نرم میکند. خوب است به یاد بیاوریم حدود سی سال پیش در بحبوحه جنگ، مردم هوای همدیگر را داشتند. پدری اگر برای فرزندش یک شیر خشک میخرید برای دختر همسایه نیز میخرید. تازه آن موقع جنگ نظامی بود و مردم واقعا هم نگران نان بودند هم جان اما اجازه نمیدادند وجدانش قربانی چند تکه نان شود.
باید از خود بپرسیم چرا به اینجا رسیدهایم؟ چرا همان مردم امروز میتازند بدون اینکه توجه کنند کسی در غبار تاختن آنها در حال خفه شدن است. تقریبا همه در حال گل کردن آب هستیم بدون اینکه توجه کنیم، در فرودست انگار، کفتری میخورد آب.
#مصطفی_داننده
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
دین یک برادر بزرگ دارد بنام اخلاق
که وقتی با قدرت ازدواج میکنند،
صاحب فرزندی میشوند بنام مصلحت
که این فرزند هم دین را میکشد و هم اخلاق را!
دفتر تاریخ پر است از این وصلتهای شوم
@flith ❄️
که وقتی با قدرت ازدواج میکنند،
صاحب فرزندی میشوند بنام مصلحت
که این فرزند هم دین را میکشد و هم اخلاق را!
دفتر تاریخ پر است از این وصلتهای شوم
@flith ❄️
آنچه از طریق دهان وارد بدن انسان میشود باعث آلودگی یا بیحرمتی او نمیشود، بلکه آنچه از دهان انسان بیرون میآید(کلمات) است که باعث بیحرمتی او میشود !
#لیلیان_گلاس
#آدمهای_سمی
@flith ❄️
#لیلیان_گلاس
#آدمهای_سمی
@flith ❄️
پیرم و گاهی دلم یاد جوانی میکند - شهریار
@Kooche_baghe_sher
پیرم و گاهی دلم یاد جوانی میکند
بلبل شوقم هوای نغمهخوانی میکند
شعر و خوانش: استاد شهریار
۲۷ شهریور روز بزرگداشت "شهریار" شاعر بزرگ و پرآوازه ایرانی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
بلبل شوقم هوای نغمهخوانی میکند
شعر و خوانش: استاد شهریار
۲۷ شهریور روز بزرگداشت "شهریار" شاعر بزرگ و پرآوازه ایرانی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
Saheban e Sim o Zar
Telegram.me/LovelySongs
اینجا نه وفایی ، نه موج صدایی
ای چوب خدا کی میرسی
این خانه بر آب است
این چشمه سراب است
طوفان بلا کی میرسی
#صاحبان_سیم_زر از حال مردم بیخبر
مرثیه: محسن زاد ، رحمانی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
ای چوب خدا کی میرسی
این خانه بر آب است
این چشمه سراب است
طوفان بلا کی میرسی
#صاحبان_سیم_زر از حال مردم بیخبر
مرثیه: محسن زاد ، رحمانی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
من خدا را در قمقمهی آب یافتهام،
در عطر یک گل، در خلوص برخی کتابها، و حتی نزد بیدینان؛
اما تقریباً هیچگاه وی را نزد آنانی که کارشان سخن گفتن ازاوست، نیافتهام…
#کریستین_بوبن
@flith ❄️
در عطر یک گل، در خلوص برخی کتابها، و حتی نزد بیدینان؛
اما تقریباً هیچگاه وی را نزد آنانی که کارشان سخن گفتن ازاوست، نیافتهام…
#کریستین_بوبن
@flith ❄️
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
آنچه انسان را #عقل_گریز میکند، هراس است. ترس آن ریشهای است که خرافات از آن بر میرویَد، میپاید، و تغذیّه میشود... مردم تا آنجا که مغلوبِ ترس باشند، آمادهیِ زودباوریاند.
تودهیِ مردم هرآنچه زیرِ نفوذِ ادیانِ جعلی میپرستند چیزی جز اوهام و خیالاتِ ذهنهایِ افسرده و ترسیده نیست؛ هر زمان که مملکتی بیشتر دستخوشِ بزرگترین پریشانیها بوده است، خرافاتیها و رمّالان بیشترین نفوذ را میانِ مردمِ عادی و بیشترین قدرت را در برابرِ حاکمان داشتهاند... هیچچیز به اندازهیِ خرافات برای حکمرانی بر توده سودمند نیست... همواره کوششِ فراوانی صرفِ آراستنِ مذهب، چه راستین باشد چه کاذب، با فرایض و مراسم شده است، تا توده آن را خیرهکنندهتر از هر چیزِ دیگری بیابد و از آن به شدیدترین درجهای از وفاداری تبعیت کند. مسلمانان این کار را به موثرترین وجهی سازمان دادهاند. ایشان با این اعتقاد که مباحثه بر سرِ مذهب کاری است ناصواب، ذهنِ هر فردی را چنان با پیشداوری پُر میکنند که جایی برایِ عقلِ دُرُست باقی نمیگذارند، چه برسد به جایی برای شک.
بعید نیست که در حقیقت برترین رمزِ حکومتهایِ خودکامه، و آنچه مطلقاً لازمهیِ آنهاست، نگهداشتنِ مردم در وضعیّتِ فریفتگی، و پنهان کردنِ ترسی باشد که مردم را به این-سو-آن-سو میکشانَد، زیرِ عنوانِ فریبایِ مذهب. در نتیجهیِ این وضعیّت، مردم چنان برای بردگیِ خود میجنگند که گویی برایِ رستگاریِ خود میجنگند، و ریخته شدنِ خونِ خود را برای سَروریِ شخصِ واحدی، نهتنها خفّتبار نمیدانند بلکه آن را افتخاری عظیم میشمارند.
#باروخ_اسپینوزا؛
رسالهیِ الهی-سیاسی؛
#علی_فردوسی
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
آنچه انسان را #عقل_گریز میکند، هراس است. ترس آن ریشهای است که خرافات از آن بر میرویَد، میپاید، و تغذیّه میشود... مردم تا آنجا که مغلوبِ ترس باشند، آمادهیِ زودباوریاند.
تودهیِ مردم هرآنچه زیرِ نفوذِ ادیانِ جعلی میپرستند چیزی جز اوهام و خیالاتِ ذهنهایِ افسرده و ترسیده نیست؛ هر زمان که مملکتی بیشتر دستخوشِ بزرگترین پریشانیها بوده است، خرافاتیها و رمّالان بیشترین نفوذ را میانِ مردمِ عادی و بیشترین قدرت را در برابرِ حاکمان داشتهاند... هیچچیز به اندازهیِ خرافات برای حکمرانی بر توده سودمند نیست... همواره کوششِ فراوانی صرفِ آراستنِ مذهب، چه راستین باشد چه کاذب، با فرایض و مراسم شده است، تا توده آن را خیرهکنندهتر از هر چیزِ دیگری بیابد و از آن به شدیدترین درجهای از وفاداری تبعیت کند. مسلمانان این کار را به موثرترین وجهی سازمان دادهاند. ایشان با این اعتقاد که مباحثه بر سرِ مذهب کاری است ناصواب، ذهنِ هر فردی را چنان با پیشداوری پُر میکنند که جایی برایِ عقلِ دُرُست باقی نمیگذارند، چه برسد به جایی برای شک.
بعید نیست که در حقیقت برترین رمزِ حکومتهایِ خودکامه، و آنچه مطلقاً لازمهیِ آنهاست، نگهداشتنِ مردم در وضعیّتِ فریفتگی، و پنهان کردنِ ترسی باشد که مردم را به این-سو-آن-سو میکشانَد، زیرِ عنوانِ فریبایِ مذهب. در نتیجهیِ این وضعیّت، مردم چنان برای بردگیِ خود میجنگند که گویی برایِ رستگاریِ خود میجنگند، و ریخته شدنِ خونِ خود را برای سَروریِ شخصِ واحدی، نهتنها خفّتبار نمیدانند بلکه آن را افتخاری عظیم میشمارند.
#باروخ_اسپینوزا؛
رسالهیِ الهی-سیاسی؛
#علی_فردوسی
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
Forwarded from مِهبانگ ، دکتر علی نیری Mehbang
#هدایت_قیصری
دانشآموزان گلم در مدرسهاي محروم بسيار تلاشگر و مشتاق به فراگيري #علم هستند. قطعن روزي با موفقيتهايشان احساس غرور ميكنم. از نشستن روي نيمكتهاي شكسته تا نشستن در فضاپيماي #NASA.
دانشآموزان گلم در مدرسهاي محروم بسيار تلاشگر و مشتاق به فراگيري #علم هستند. قطعن روزي با موفقيتهايشان احساس غرور ميكنم. از نشستن روي نيمكتهاي شكسته تا نشستن در فضاپيماي #NASA.
مِهبانگ ، دکتر علی نیری Mehbang
#هدایت_قیصری دانشآموزان گلم در مدرسهاي محروم بسيار تلاشگر و مشتاق به فراگيري #علم هستند. قطعن روزي با موفقيتهايشان احساس غرور ميكنم. از نشستن روي نيمكتهاي شكسته تا نشستن در فضاپيماي #NASA.
دوستانی که علاقمند به نذرفرهنگی و خصوصا نذرکتاب هستند خصوصا ناشرین محترم کتابهای کودکان و نوجوانان می توانند در تهیه ی کتاب برای کتابخانه ی یکی ازروستاهای محروم جنوب کشورمان مشارکت داشته باشند. درصورت تمایل با آیدی ادمینها تماس بگیرید تا به جناب قیصری معلم جوان و دلسوز این مدرسه جهت تهیه ی کتابهای مورد نیاز ارتباط داده شوید.🙏
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
خدا براى پالايش شما رنج را نمى فرستد ، لازم نيست در اينجا در جهنم زندگى کنيد تا بتوانيد بعدا مقيم فردوس شويد.
بهشت يعنى هماهنگى و صلح و آرامش و آشتى با خودتان ، همنوعانتان و آفريدگارتان
#قانون_شفا
#کاترین_پاندر
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
خدا براى پالايش شما رنج را نمى فرستد ، لازم نيست در اينجا در جهنم زندگى کنيد تا بتوانيد بعدا مقيم فردوس شويد.
بهشت يعنى هماهنگى و صلح و آرامش و آشتى با خودتان ، همنوعانتان و آفريدگارتان
#قانون_شفا
#کاترین_پاندر
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
امتیازات واقعی شخصی، چون بزرگی روح یا خوش قلبی در مقایسه با امتیازاتی چون مقام ، ثروت ، اصل و نسب ، (حتی اگر اصل و نسب شاهی باشد) و ...... مانند تفاوت میان پادشاه واقعی و هنر پیشه ای ست که در صحنه
نمایش نقش پادشاه را ایفا میکند.
در باب حکمت زندگی
آرتور شوپنهاور
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
امتیازات واقعی شخصی، چون بزرگی روح یا خوش قلبی در مقایسه با امتیازاتی چون مقام ، ثروت ، اصل و نسب ، (حتی اگر اصل و نسب شاهی باشد) و ...... مانند تفاوت میان پادشاه واقعی و هنر پیشه ای ست که در صحنه
نمایش نقش پادشاه را ایفا میکند.
در باب حکمت زندگی
آرتور شوپنهاور
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
🌺 پیدایش سیّد
ریشهی واژهی سیّد ، پس زمینهی جامعه شناختیاش و اشتباه جا افتادنش در مورد نسبتشان با قوم قریش ؛
سيّد واژه ای عربی است و معني آن در زبان پارسی " آقا " و در زبان انگليسی "مستر" است ، اعراب زن را سيّده مینامند ؛
پس از چيرگی تازيان بر ايران
که در نيمهی سدهی هفتم ميلادی روی داد بکار بردن واژها و سرنامهای عربی رواج يافت ؛ مردم به هنگام بانگ زدن اعراب آنها را با سرنام عربی سيّد بانگ ميزدند ؛ خود اعراب هم يکديگر را با سرنام سيّد بانگ ميزدند ؛ شگفتانگيز اين بود که اعراب ايرانيان را سيّد نناميدند و خود ايرانيان هم همديگر را سيد نگفتند
زيرا اعراب خود را بالاتر از ايرانيان میدانستند و چنين کاری را روا نمیداشتند که به زیردستان و بندگان خود سیّد بگویند ؛ امّا آن دسته از اعراب که زنان ايرانی را اغلب به همسری گرفتند ، از آنها دارای فرزند شدند ؛
اين فرزندان چون پدر عرب داشتند میتوانستند سرنام بکار ببرند ؛ فرزندان اين فرزندان نيز ميتوانستند همين کار را بکنند ؛ از اين رو گروهی ايرانی پيدا شدند که پدر يا نيای عرب داشتند
و سيد ناميده شدند ؛ به ياد داشته باشيد اين گروه فقط عربزاده بودند ، نه از خاندان ويژهای مانند خاندان محمّد يا قريش يا ديگران ؛ دهها سال گذشت و چيرگی حکومتی اعراب از ميان رفت ، ولي سيّدها که از بازماندگان عربزادگان بودند ماندگار شدند ؛
صفویها که در ۱۵۰۱ ترسایی برآمدند شاخه ای از اسلام را با کشتار گسترده و با زور شمشیر دين رسمی ايرانیان که بیشینهی آنان سنّی بودند کردند ؛ انگیزهی آنان تنها و تنها سیاسی بود : آنها نمیخواستند از خليفه گری اسلامی باشند که اینک در دست عثمانیها بود.
ايرانيان از چيرگی تازيان و رفتارهای ددمنشانهی آنها در ميهن ايرانی ، يادماندههای تاريخی تلخی داشتند ؛ برنامهريزان دوران صفوی همهی جنایتهای مسلمانها را به پای اعراب و به پای سه خليفه نخستين اسلام (ابوبکر/عمر/عثمان) ، بني اميّه و سپس بنی عبّاس و گماشتگان آنان نوشتند و مدّعی بودند که خود حضرت محمّد و علی و زادگان آنان با ايرانيان دوست بودهاند و اگر علی و زادگان او در رهبری میبودند ، رفتارهای بدی با ايرانيان نمیشد ؛ آخوندهای صفوی نیز برای این دروغها حدیثسازیهای گسترده کردند ؛ از جمله عروسی دختر یزدگرد با حسین بن علی ، با این همه ، زور شمشیر و حدیثسازی اثر خود را گذاشت و اين برداشت دروغ کم کم پذيرفته شد و جا افتاد و در پی آن ايرانيان کين خود را از امامان ، از دل بيرون کردند تا جایی که محمد و آلاش را ستمزدهی ديگر اعراب نیز ديدند !!!
به همان اندازه که خوبی و دوستی محمّد و زادگانشان درميان ايرانيان مسلمان تبليغ میشد ، از ديگر رهبران عرب مانند سه خليفهی نخستين اسلام و بنی عبّاس و بنی اميّه بدی گفته ميشد و يادمانده های تلخ و تاريخی ايرانيان در کارهای آنها ريشهيابی میشد ؛
در اين ميان سيّدها که برایند عینی تجاوز مسلمانها به ایران زمین بودند ، در خطر افتادند ، زيرا اينان عربزاده بودند و ايرانيان از عربان دلهای پرخون و چشمان گريان داشتند ؛ ياری دولت و مجتهدان شيعه که صفویها از لبنان آورده بودند ، سيّدان را از هر گزند رهايی داد ؛
مجتهدان و دولتيان گفتند که سيّدها همه از زادگان محمّد و علی هستند و نه از ديگر اعراب ، که البتّه این یکی از بزرگترین دروغهای تاریخی بود ؛ از آن زمان معنی واژهی عربی سيّد در ايران ديگر عوض شد و گفتند سيّد يعنی زادگان پيغمبر اسلام و امامان ؛ اين برداشت و دروغ هم مانند ديگر برداشتهای دروغ دوران صفوي کم کم جا افتاد تا جایی که اینها خود را برتر از دیگر ایرانیان میدانند و بر این باور هستند که چون از نسل محمّد و علی هستند ، از حقّ ویژهای برخوردارند ...
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
🌺 پیدایش سیّد
ریشهی واژهی سیّد ، پس زمینهی جامعه شناختیاش و اشتباه جا افتادنش در مورد نسبتشان با قوم قریش ؛
سيّد واژه ای عربی است و معني آن در زبان پارسی " آقا " و در زبان انگليسی "مستر" است ، اعراب زن را سيّده مینامند ؛
پس از چيرگی تازيان بر ايران
که در نيمهی سدهی هفتم ميلادی روی داد بکار بردن واژها و سرنامهای عربی رواج يافت ؛ مردم به هنگام بانگ زدن اعراب آنها را با سرنام عربی سيّد بانگ ميزدند ؛ خود اعراب هم يکديگر را با سرنام سيّد بانگ ميزدند ؛ شگفتانگيز اين بود که اعراب ايرانيان را سيّد نناميدند و خود ايرانيان هم همديگر را سيد نگفتند
زيرا اعراب خود را بالاتر از ايرانيان میدانستند و چنين کاری را روا نمیداشتند که به زیردستان و بندگان خود سیّد بگویند ؛ امّا آن دسته از اعراب که زنان ايرانی را اغلب به همسری گرفتند ، از آنها دارای فرزند شدند ؛
اين فرزندان چون پدر عرب داشتند میتوانستند سرنام بکار ببرند ؛ فرزندان اين فرزندان نيز ميتوانستند همين کار را بکنند ؛ از اين رو گروهی ايرانی پيدا شدند که پدر يا نيای عرب داشتند
و سيد ناميده شدند ؛ به ياد داشته باشيد اين گروه فقط عربزاده بودند ، نه از خاندان ويژهای مانند خاندان محمّد يا قريش يا ديگران ؛ دهها سال گذشت و چيرگی حکومتی اعراب از ميان رفت ، ولي سيّدها که از بازماندگان عربزادگان بودند ماندگار شدند ؛
صفویها که در ۱۵۰۱ ترسایی برآمدند شاخه ای از اسلام را با کشتار گسترده و با زور شمشیر دين رسمی ايرانیان که بیشینهی آنان سنّی بودند کردند ؛ انگیزهی آنان تنها و تنها سیاسی بود : آنها نمیخواستند از خليفه گری اسلامی باشند که اینک در دست عثمانیها بود.
ايرانيان از چيرگی تازيان و رفتارهای ددمنشانهی آنها در ميهن ايرانی ، يادماندههای تاريخی تلخی داشتند ؛ برنامهريزان دوران صفوی همهی جنایتهای مسلمانها را به پای اعراب و به پای سه خليفه نخستين اسلام (ابوبکر/عمر/عثمان) ، بني اميّه و سپس بنی عبّاس و گماشتگان آنان نوشتند و مدّعی بودند که خود حضرت محمّد و علی و زادگان آنان با ايرانيان دوست بودهاند و اگر علی و زادگان او در رهبری میبودند ، رفتارهای بدی با ايرانيان نمیشد ؛ آخوندهای صفوی نیز برای این دروغها حدیثسازیهای گسترده کردند ؛ از جمله عروسی دختر یزدگرد با حسین بن علی ، با این همه ، زور شمشیر و حدیثسازی اثر خود را گذاشت و اين برداشت دروغ کم کم پذيرفته شد و جا افتاد و در پی آن ايرانيان کين خود را از امامان ، از دل بيرون کردند تا جایی که محمد و آلاش را ستمزدهی ديگر اعراب نیز ديدند !!!
به همان اندازه که خوبی و دوستی محمّد و زادگانشان درميان ايرانيان مسلمان تبليغ میشد ، از ديگر رهبران عرب مانند سه خليفهی نخستين اسلام و بنی عبّاس و بنی اميّه بدی گفته ميشد و يادمانده های تلخ و تاريخی ايرانيان در کارهای آنها ريشهيابی میشد ؛
در اين ميان سيّدها که برایند عینی تجاوز مسلمانها به ایران زمین بودند ، در خطر افتادند ، زيرا اينان عربزاده بودند و ايرانيان از عربان دلهای پرخون و چشمان گريان داشتند ؛ ياری دولت و مجتهدان شيعه که صفویها از لبنان آورده بودند ، سيّدان را از هر گزند رهايی داد ؛
مجتهدان و دولتيان گفتند که سيّدها همه از زادگان محمّد و علی هستند و نه از ديگر اعراب ، که البتّه این یکی از بزرگترین دروغهای تاریخی بود ؛ از آن زمان معنی واژهی عربی سيّد در ايران ديگر عوض شد و گفتند سيّد يعنی زادگان پيغمبر اسلام و امامان ؛ اين برداشت و دروغ هم مانند ديگر برداشتهای دروغ دوران صفوي کم کم جا افتاد تا جایی که اینها خود را برتر از دیگر ایرانیان میدانند و بر این باور هستند که چون از نسل محمّد و علی هستند ، از حقّ ویژهای برخوردارند ...
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان صد و بیست و شش
#اکوان_دیو
وقتی رستم بیدار شد اکوان دیو از او پرسید آرزویت چیست؟ ترا در خشکی بیاندازم یا دریا؟ رستم میدانست که هرچه بگوید دیو واژگونه عمل خواهد کرد. بنابراین پاسخ داد که دانای چین گفته :
که در آب هر کو بر آیدش هوش
به مینو روانش نبیند سروش
بکوهم بینداز تا ببر و شیر
ببینند چنگال مرد دلیر
اکوان دیو رستم را به دریا انداخت . رستم با دست چپ و پا شنا میکرد و با تیغ در دست راست نهنگان را که به او حمله میکردند از پا در می آورد تا به ساحل هامون رسید. خود را خشک کرد وبه سوی چشمه ای که آنجا خوابیده بود به امید پیدا کردن رخش رفت. ولی او را آنجا ندید. پیاده همی رفت تا به یک گله اسب در مرغزاری رسید. رخش در میان گله اسبان بود. گله داران که از اسبان افراسیاب نگهداری میکردند در خواب بودند. رستم زین بر رخش گذاشت که گله داران از صدای اسب ها بیدار شدند و به رستم حمله کردند ولی رستم دونفر از آنها را کشت و بقیه فرار کردند. در همین زمان بود که افراسیاب برای دیدن گله اسبان با نوازندگان و خوانندگان و چنگ ومی به آن دشت رسید .
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان صد و بیست و شش
#اکوان_دیو
وقتی رستم بیدار شد اکوان دیو از او پرسید آرزویت چیست؟ ترا در خشکی بیاندازم یا دریا؟ رستم میدانست که هرچه بگوید دیو واژگونه عمل خواهد کرد. بنابراین پاسخ داد که دانای چین گفته :
که در آب هر کو بر آیدش هوش
به مینو روانش نبیند سروش
بکوهم بینداز تا ببر و شیر
ببینند چنگال مرد دلیر
اکوان دیو رستم را به دریا انداخت . رستم با دست چپ و پا شنا میکرد و با تیغ در دست راست نهنگان را که به او حمله میکردند از پا در می آورد تا به ساحل هامون رسید. خود را خشک کرد وبه سوی چشمه ای که آنجا خوابیده بود به امید پیدا کردن رخش رفت. ولی او را آنجا ندید. پیاده همی رفت تا به یک گله اسب در مرغزاری رسید. رخش در میان گله اسبان بود. گله داران که از اسبان افراسیاب نگهداری میکردند در خواب بودند. رستم زین بر رخش گذاشت که گله داران از صدای اسب ها بیدار شدند و به رستم حمله کردند ولی رستم دونفر از آنها را کشت و بقیه فرار کردند. در همین زمان بود که افراسیاب برای دیدن گله اسبان با نوازندگان و خوانندگان و چنگ ومی به آن دشت رسید .
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
فرض می کنیم، بچه ای لیوانش را بیندازد و بشکند.
در خانواده های آشفته این حادثه ممکن است منجر به سخنرانی ,خوردن سیلی و شاید تبعید کردن بچه با چشمان اشکی به اطاقش شود
ولی در خانواده بالنده ، به احتمال زیاد یک نفر خواهد گفت :
پسرم لیوانت شکست ؟
ببینم انگشتت را هم بریده ای ؟
من برایت یک چسب زخم می آورم، بعد برو جارو بیاور و تکه های شکسته را جمع کن .
خانواده ی بالنده میداند زندگی آدمی و احساسات بشری و تاثیر آن روی آینده ی کودک از هر چیز دیگر مهمتر است.
#ويرجينيا_ستير
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
فرض می کنیم، بچه ای لیوانش را بیندازد و بشکند.
در خانواده های آشفته این حادثه ممکن است منجر به سخنرانی ,خوردن سیلی و شاید تبعید کردن بچه با چشمان اشکی به اطاقش شود
ولی در خانواده بالنده ، به احتمال زیاد یک نفر خواهد گفت :
پسرم لیوانت شکست ؟
ببینم انگشتت را هم بریده ای ؟
من برایت یک چسب زخم می آورم، بعد برو جارو بیاور و تکه های شکسته را جمع کن .
خانواده ی بالنده میداند زندگی آدمی و احساسات بشری و تاثیر آن روی آینده ی کودک از هر چیز دیگر مهمتر است.
#ويرجينيا_ستير
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حسین ابن علی فرمود:
چگونه سنگی بربُتان مرده بیاندازم؟
حال آنکه بُتهای زنده
بر روی زمیناند!
♦️روز واقعه، نوشتهی بهرام بیضایی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
چگونه سنگی بربُتان مرده بیاندازم؟
حال آنکه بُتهای زنده
بر روی زمیناند!
♦️روز واقعه، نوشتهی بهرام بیضایی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پرواز فکرواندیشه
@flith
🚨جزئیات حمله تروریستی به رژه نیروهای مسلح در اهواز/ ارتش، مردم و خبرنگاران را در پادگان لشکر ۹۲ زرهی پناه داد
مشاهدات میدانی از خوزستان:
پس از آغاز مراسم رژه نیروهای مسلح دو نفر از پارک شهید سبحانی که پشت استیج رژه قرار دارد با به رگبار بستن مردم قصد حمله به جایگاه رژه را داشتند که نیروهای مسلح مستقر در محل رژه با دعوت مردم به پناه گرفتن با افراد مسلح درگیر شدند.
۲ نفر موتورسوار که به رژه نیروهای مسلحانه در اهواز حمله کردند بودند پس از زخمی کردن چند نفر از محل تیراندازی گریختند.
شهروندان حاضر در محل رژه ابتدا گمان میکردند که تیراندازی سهوی بوده اما با زخمی شدن چند نفر از شهروندان متوجه حمله تروریستی شدند.
هنوز از تعداد شهدای این حادثه و افراد زخمی شده خبری منتشر نشده اما آمبولانسهای مرکز فوریت پزشکی اهواز با حضور در محل رژه در حال انتقال مجروحان به مراکز درمانی هستند.
پس از این حمله تروریستی نیروهای ارتش حاضر در محل رژه، برخی از مردم و خبرنگاران را در پادگان لشکر ۹۲ زرهی اهواز پناه دادند.
آیت الله موسویجزایری، نماینده ولی فقیه در خوزستان، آیت الله حیدری، عضو مجلس خبرگان رهبری، شریعتی استاندار خوزستان و عالمی نیسی فرماندار اهواز از جمله مسؤولان حاضر در جایگاه رژه بودند که به آنها آسیبی نرسیده و در سلامت کامل هستند./فارس
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
🚨جزئیات حمله تروریستی به رژه نیروهای مسلح در اهواز/ ارتش، مردم و خبرنگاران را در پادگان لشکر ۹۲ زرهی پناه داد
مشاهدات میدانی از خوزستان:
پس از آغاز مراسم رژه نیروهای مسلح دو نفر از پارک شهید سبحانی که پشت استیج رژه قرار دارد با به رگبار بستن مردم قصد حمله به جایگاه رژه را داشتند که نیروهای مسلح مستقر در محل رژه با دعوت مردم به پناه گرفتن با افراد مسلح درگیر شدند.
۲ نفر موتورسوار که به رژه نیروهای مسلحانه در اهواز حمله کردند بودند پس از زخمی کردن چند نفر از محل تیراندازی گریختند.
شهروندان حاضر در محل رژه ابتدا گمان میکردند که تیراندازی سهوی بوده اما با زخمی شدن چند نفر از شهروندان متوجه حمله تروریستی شدند.
هنوز از تعداد شهدای این حادثه و افراد زخمی شده خبری منتشر نشده اما آمبولانسهای مرکز فوریت پزشکی اهواز با حضور در محل رژه در حال انتقال مجروحان به مراکز درمانی هستند.
پس از این حمله تروریستی نیروهای ارتش حاضر در محل رژه، برخی از مردم و خبرنگاران را در پادگان لشکر ۹۲ زرهی اهواز پناه دادند.
آیت الله موسویجزایری، نماینده ولی فقیه در خوزستان، آیت الله حیدری، عضو مجلس خبرگان رهبری، شریعتی استاندار خوزستان و عالمی نیسی فرماندار اهواز از جمله مسؤولان حاضر در جایگاه رژه بودند که به آنها آسیبی نرسیده و در سلامت کامل هستند./فارس
کانال پروازفکرواندیشه
@flith