پرواز فکر و اندیشه
1.18K subscribers
4.2K photos
2.09K videos
84 files
983 links
‏جاویدشاه فقط یه شعار نیست…

عهد ما با ایران و هزاران سال پادشاهی‌ست…
Download Telegram
کانال پروازفکرواندیشه
@flith

زن یا بانو
✍ فرهاد قنبری



ژاک لاکان روانکاو،فیلسوف فرانسوی در یکی از جنجالی ترین نطریه های خود می گوید«زن وجود ندارد» نظریه ای که با اعتراض بسیار زیادی به ویژه از سوی فمنیست ها مواجه شد.

این گفته لاکان به همان میزان که جنجالی است باعث سوء برداشت های متفاوت نیز شده است.
«زن وجود ندارد» در نزد لاکان در واقع به معنی «بانو وجود ندارد» است.
بانو در ادبیات ما (یا در زبان انگلیسیlady) به دخترانی گفته می شود که بسیار باوقار و متین هستند، دارای زیبایی ظاهری بسیار زیادی بوده و بسیار عاشق پیشه هستند، اشتباه نمی کنند، آرام و موقر سخن می گویند، از هر نوع نقص و عیبی بری هستند و صفاتی از این قبیل که با گفتن کلمه بانو در ذهن نقش می بندد.

اغلب مردان (حداقل در جوانی یا قبل از ازدواج و ارتباط گیری با جنس مخالف) چنین تصویری از زن در ذهن خود دارند.
آنها زن را در مقام « بانو» آرمانی ساخته و با این ذهنیت به سراغ شان می روند.
در واقع عشق نیز نتیجه این آرمانی سازی از جنس مخالف است.
اما این زن «بانو» به عقیده لاکان وجود ندارد.
اغلب مردانی نیز که با چنین ذهنیتی سراغ زنان می روند یا عاشق آنها می شوند پس از مدتی که ازدواجشان یا رابطه شان می گذرد به این مسئله پی میبرند که در اشتباه بوده اند و بانو وجود ندارد.
آنها در برخورد با زن متوجه چروک های صورت ، جوش، نقص های ظاهری، صورت بدون آرایش، بوی عرق و خونریزی و بلند شدن موهای بدن و امثالهم می شوند و به نوعی نه با «بانو»ی خیالی خود بلکه با زن مواجه می شوند.
به این دلیل است که در اغلب ازدواج ها به ویژه ازدواج های عاشقانه اوج بحران روابط پس از چند ماه از شروع زندگی مشترک آغاز می شود.(زمانی که مرد متوجه می شود که شریک او زن است نه بانو)
در اینگونه موارد مردان به دو گونه رفتار می کنند.
برخی پس از مدت ها دعوا و کلنجار رفتن با شریک زندگی خود می پذیرند که بانو وجود ندارد و با این مسئله کنار می آیند و به زندگی مشترک خود ادامه می دهند.

برخی نیز زیر بار پذیرش این مسئله که «زن (بانو) وجود ندارد» نمی روند و فکر می کنند که شریک آنها بانو نیست. آنها با جدا شدن از همسر یا وارد شدن در روابط متعدد دنبال بانو می گردند که در همه آنها نیز با سرخوردگی و شکست مواجه می شوند.

باید در استفاده از کلمات و واژه ها دقت بسیاری کرد.
واژه بانو بی احترامی و خشونت در حق زنان است.
در کلمه بانو چیزی وجود دارد که زنان فاقد آن هستند.


کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


مفهوم زن، به عنوان زندگی دهنده؛ اساس دین کهن بود. تولد بچه، پر از قدرت و راز بود. اما فلسفه دین جدید تصمیم گرفت تا با چشم پوشی از حقیقت زیست شناسی، قدرت آفرینندگی زن رو به نفع خودش استفاده کنه و مرد رو آفریننده معرفی کنه.

#راز_داوینچی
#دن_براون


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
بعضی وقتها آدم فکر می‌کنه
کسی رو خوب می‌شناسه.
اما...
در واقع
فقط نقابش رو می‌شناسه!

#اگر_بمیری
#فلوریان_زلر

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


#فروپاشی_نزدیک_است

با دلار ۱۳۰۰۰ تومان که قطعا تا ۲۰۰۰۰ یا حتی بیشتر افزایش خواهد کرد و سکه ۴میلیون و ۶۰۰ هزار تومن، اصطلاح economic collapse یا همان فروپاشی اقتصادی را به طور عینی میتوانیم در ایران مشاهده کنیم. برخی از اقتصاددانان، ماهها قبل، زمانی که دلار به مرز ۵۰۰۰ تومان رسید، این روند افسار گسیخته را پیش بینی کرده بودند. فروپاشی اقتصادی زمانی اتفاق می‌افتد که ارزش پول یک کشور طی شش ماه، به یک سوم تنزل پیدا کند. در این حالت مردم پولها و نقدینگی خود را از بانکها خارج می کنند و آن را به سکه و طلا و ارز خارجی تبدیل میکنند تا ارزش پولشان از بین نرود. در این حالت به دلیل تقاضای بیش از حد، ارزش واحدهای ارزی و سکه بالا خواهد رفت و در نتیجه ارزش پول ملی، در سرازیری سقوط قرار خواهد گرفت. در کشوری مانند ایران که سرمایه گذاری در بازار بورس و کارخانه های تولیدی معمول نیست، در دسترس ترین امکان، خرید ارز و سکه است. این روند مانند دومینو ادامه مییابد تا مانند کشورهایی مثل سنگال و ونزوئلا، ارزش پول ملی در یک ماه، به یک دهم برسد.

اما فروپاشی اقتصادی چه نتایجی دارد؟
کسب و کار مختل میشود، زیرا فروشندگان سعی میکنند اجناس خود را حفظ کنند.
احتکار پیش می آید.
دلال بازی افزایش مییابد.
سو استفاده از شرایط اقتصادی پیش می آید، مثلا قیمت ماده اولیه ۲۰ درصد افزایش داشته اما تولید کننده تا ۸۰ درصد محصول خود را گران میکند‌.
پیشه های خدماتی به شدت افت میکنند، زیرا به ریالی دریافت میکنند که ارزشش لحظه به لحظه کم میشود.
داروهای خارجی کمیاب میشود. موج نارضایتی در جامعه راه می افتد و اعتماد به نفس جامعه پایین می آید.
سرانجام همه فروپاشی های اقتصادی، فروپاشی دولت و حکومت است.
تنها راه جلوگیری از این فروپاشی، این است که مردم به جای خرید سکه و ارز، آن را تحریم کنند، یعنی دقیقا آنچه که در زمان نلسون ماندلا رخ داد. اما در کشوری که همه به فکر خود هستند، چنین اتفاقی نخواهد افتاد و نتیجه اینکه فروپاشی اقتصادی، فروپاشی کل جامعه و هیئت حاکمه را به همراه خواهد داشت.
اما آیا نمیشد از این فاجعه اقتصادی و این فروپاشی اقتصادی_اجتماعی جلوگیری کرد؟
به راحتی این کار امکان پذیر بود اگر:

1 . هزینه های اضافی دولت از ۱۶ سال پیش حذف میشد.
2 . اگر هزینه موسسات آموزشی و مذهبی غیر ضروری حذف میشد.
3 . اگر روابط بین المللی سالمی با دنیا داشتیم.
4 . اگر دلارهای نفتی را صرف بلندپروازیهای کشورهای نه چندان مهم منطقه نمیکردیم.
5 . اگر جلوی رانت خواری و خروج ارز توسط آشغال‌زاده‌ها را میگرفتیم.
6 . اگر با دلارهای نفتی زین اسب و قلاده سگ وارد نمیکردیم.
7 . اگر آزادی نسبی به مردم میدادیم تا به جای هزینه کردن در کشورهای خارجی، پول خود را در ایران سرمایه گذاری میکردند.
8 . اگر امکانات گردشگری داخلی را افزایش میدادیم تا مردم پول خود را در ایران مصرف کنند.
9 . اگر امنیت اقتصادی شرکتهای خارجی را تامین میکردیم.
10 . اگر فریاد مرگ بر این و آن سر نمیدادیم.
11 . اگر از دیوار سفارتها بالا نمیرفتیم.
12 . اگر مردم را درگیر بازیهای سیاسی نمیکردیم.
13 . اگر شرایط تولید داخلی را برای جوانان فراهم و از آنها حمایت میکردیم.
14 . اگر به جای بدنامه های تلویزیونی و پراکندن تخم وحشت و بدبینی بین مردم، به آنها آموزش اقتصادی میدادیم.
و هزار تا اگر دیگر......

اما الان چه باید بکنیم؟
باید بگویم که "دیگر دیر شده است". زمانی که ما ۱۶ سال پیش میگفتیم دلار از ده هزار تومان خواهد گذشت، خیلی از شما به ما خندیدید و ما را به سیاه‌نمایی متهم کردید.

اما من دیگر آینده اقتصادی دیگری را برای کشورم پیش بینی نمیکنم، زیرا آینده ای نمیبینم. و چیزهایی میبینم که نگفتن آنها بهتر است.

#دکتر_علیرضا_احمدی، مشاور حقوقی، استادیار دانشگاه و اقتصاد دان.


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
DezeHushroba-5
Dr.Shahbazi
فایل صوتی (5)

حکایت دز هوش ربا
دفتر ششم مثنوی
دکتر ایرج #شهبازی

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پروازفکرواندیشه
@flith


📚به خدا قسم، خدا گاو نیست!

اندر حکایتِ استاد(!) رحیم پور ازغدی و ماجرای دین-خواری

✍اگر کسی از من بخواهد تا تمام آنچه در موردِ مقوله دین می گویم را به زبان خیلی ساده و خلاصه، صورتبندیِ مفهومی کنم، خواهم گفت که:

《خداوند، گاو نیست》؛

🔻خداوند چون یک گاو نیست که اهلی و سر به زیر، او را در اصطبلِ ذهن و وجودتان اسیر کنید و نیمچه یونجه ای در قالبِ صلوات و عبادت پیش اش بریزید و بعد، او را بدوشید و از شیرش ماستِ سیاست و پنیر اقتصاد درست کنید؛

تازه مثل یک گاو ویژه و انحصاری که فقط به قوم و قبیله و سبک زندگیِ شما تعلق دارد.

🔻شما به وضعیت خدا در فرهنگِ عموم مسلمین نگاه کنید!

آنها سوار خدا شده اند!

هر چه می خواهند را به خدا نسبت می دهند!

سر حتی یکدیگر و مسلمانانِ دیگر را توام با تلاوتِ قرآن می برند و ادعا می کنند که حکم خدا را اجرا می کنند!

خدا را تبدیل به یک شیء قابل احاطه کرده اند که از همه چیزش و حتی از افکار و ارزش ها و احکام و اهداف و برنامه ها و عواطف اش خبر دارند!

از کوچه و پس کوچه هایِ بهشت و جهنم و از تعداد دروازه-بانان جهنم هم مطلع اند!

یک کتاب زده اند زیر بغل-شان و اخیرا درخواست داده اند که قم بشود واتیکان و ایشان نماینده بفرستند به دیگر نقاط جهان برای هدایت انسان هایی که عموما از جمیعِ شئونِ مادی و معنوی و اخلاقی، وضعِ بهتری از ایشان دارند!

فرض کنید که علم الهدی برود سوئیس برای ارشاد آنها!

آیا خنده دار/گریه آور نیست؟

🔻حال، اعتراضِ اخیرِ استاد(!) رحیم پور ازغدی را در این سیاق می توان چنین فهم کرد که:

《چرا استفاده بهینه از این گاو-خدا نمی کنید؟ چرا به اندازه کافی او را نمی دوشید؟ چرا در تولیدِ ماستِ سیاست و پنیرِ اقتصاد کاهلی دارید؟ یا به طور کلی در تولیدِ اصناف شاخه های علوم انسانی از این گاو-خدا؟ و...》.

پاسخ این است که:

وقتی خدا تبدیل به گاو-چیز شود، بالاخره پیر می شود و پستان هایش می خشکد!

این خدایِ زبان-بسته شما، زیر فشار و عطشِ مصرفِ شما تلف شده است!

آیا نمی بینید؟

شما خدا را تبدیل به 《گاو-چیز》 کردید و خوردید!

خدای-تان تمام شد و شما چون چاه خشکیده و تاجر مفلس و ورشکسته به تباهی و اعوجاج افتاده اید!

شما دین-ورزانِ خوبی نبودید؛ بلکه دین-خوارانِ خوبی بودید! اساسا حتی یک لحظه دین را درست درک نکردید و از بت پرستی رها نشدید! خدا را به بت-گاو بدل کردید! به امر متعین و احاطه-پذیر!

🔻به استاد(!) رحیم پور ازغدی باید گفت:

《ای کسانی که گمان کرده اید ایمان آورده اید، اینبار واقعا ایمان بیاورید!》

#علیرضاموثق

کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پرواز فکرواندیشه
@flith


‍ 💠 دو گونه وطن از نگاه احسان یارشاطر

🔖 »»» ما دو گونه وطن داریم؛

🔸 یکی آن که میان دریای مازندران و خلیج فارس قرار دارد، با کوه‌های بلند و رودهای کم‌آب و صحراهای فراخ و ریگزارها و شوره‌زارهایی گرم و خشک و بیشه‌هایی که از چند قرن پیش، باز رو به کاستی داشته است و درختانی که نسل بسیاری از آن‌ها را تبر زغال‌گران و ارّه تخته‌سازان برانداخته است؛ با دهکده‌هایی بیش‌تر کم‌حاصل و تنگدست و شهرهایی عموماً بی‌نقشه و بازیچهٔ مطامع زمین‌خواران:
▫️وطنی که بارها به سُمّ اسبان مهاجمان ترک و تازی و تاتار کوفته شده و باز با تن ناتوان به‌پاخاسته و به درمان زخم‌های خود پرداخته تا یورش و غارت بعدی را مهیا شود؛
▪️ وطنی که زندگی‌ دنیایی‌اش غالباً دستخوش آزار و ستم حکمرانان و آز و خشونت باج‌ستانان و تجاوز کارفرمایان، و زندگی عقبایی‌اش در گروِ انذار و تهدید دین‌فروشان و سالوس جبه‌پوشان و فریب روحانی‌نمایان بوده است؛
▫️ وطنی که تاریخش ماجرای آشفته و خون‌آلودی است که غم‌نامه‌های سوزناک در قبال آن رنگ می‌بازند؛
▪️ وطنی که از چند قرن به این طرف فتور سالخوردگی و فرسودگی گام‌های آن را سست و ناتوان کرده و آن را توشه‌خوار تمدنی بیگانه و پیرو صنعتی زبردست و بالنده ساخته است. هر‌ چندی برای درمان درد پنهان خود دست در دامن شیوه‌ای می‌زند و علاج تازه‌ای را می‌آزماید، اما ضعف درون نقش‌های او را باطل می‌کند و بر حسرتش می‌افزاید.

🔹 وطن دوم ما وطنی است که در آفاق ذهن ما خانه دارد؛
✳️ وطنی است روشن و دل‌انگیز با رنگ‌های شفاف و دیده‌فریب.
🔸در آن رودکی چنگ برمی‌گیرد و سرود شادی و نغمهٔ می و مستی می‌نوازد
🔹و فردوسی داستان دلاوری‌های قهرمانان ما را با آهنگی پهلوانی سر‌‌می‌دهد.
🔸خیام شگفتی حیات و سرگردانی انسان را باز می‌نماید؛
🔹ابوسعید از صفای درون و دستگیری مردمان و پرهیز از خودفروشی سخن می‌گوید؛
🔸 نظامی ظرایف عشق و شوق را با قلم‌موی کلمات به استادی ترسیم می‌کند و هم ما را به تأمل در حکمت و اخلاق می‌خواند؛
🔹 سعدی آدمیت و عدل‌پروری و پوزش‌پذیری و خدمت به خلق و زیبایی آن‌ها را در نظر ما ترسیم می‌کند
🔸و مولوی شور و شیدایی خود را به بانگ بلند به گوش‌ها می‌رساند؛ 🔹 حافظ پرده از زرق صوفیان و ریای زاهدان و سالوس مفتیان و محتسبان برمی‌گیرد و نوای عشق و آزادگی را به آهنگی لطیف در گوش ما زمزمه می‌کند....

🔖 «وطن خاکی» ما پیوسته در معرض آفات است
🔖 و «وطن معنوی» ما، برعکس، از گزند باد و باران و دستبرد ویران‌گر حوادث در امان. درخشش آن را تیرگی اعمال ما زایل نمی‌کند. گنجی است که از آنِ ماست، آفتابی است که پیوسته می‌تابد؛ زنده و پایدار است. بر ماست که این وطن را زیباتر و تابناک‌تر کنیم.


#احسان_یارشاطر / ۱۹۲۰-۲۰۱۸
🌷◼️💐◼️🌷


کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith


یک قاضی از نوع برلنی!
✍️ علی مرادی مراغه ای

💢نوشتن در مورد کسروی راه رفتن بر روی خرده شیشه هاست! دو گروه بیش از دیگران از او نفرت دارند و با او بر سر مهر نیستند:علمای دین بخاطر نظرات کسروی در مورد دین و دومی دوستان ترکِ ما به خاطر نظرات کسروی در مورد زبان ترکی که البته این نظرات علمی نبوده و نظرات او در مورد زبان ترکی کاملا همسو و در جهت متحدااشکل کردن و یکدست نمودنِ زبان و فرهنگ اقوام و قربانی کردنشان در پای زبانِ واحد مرکزی بوده است اما این تندروی ها و اشتباهات او را نمی توان به کلِ عملکردهای او تعمیم داد چرا که با وجود برخی تندروی های کسروی از جمله کتاب سوزی هایش،او دارای خصیصه های مثبت و منحصر بفردی بوده است به عبارتی،هر شخصیت فرهنگی مانند کسروی،پدیده ایی پیچیده،متکثر و مرکب است نمی توان تمام نظراتش را دربست قبول یا رد کرد نگاه منصفانه یعنی جدا کردن سره را از ناسره و ریگها از الماسهاست ...
هنگامی که در تهران مدعی العموم یا دادستان تهران بوده قضاوتهایش منصفانه و به عبارتی بی نظیرش، باعث گرفتاریهای عدیده ای برای علی اکبرخان داور میگردد بطوریکه مجبورمیشوند او را از تهران دور بکنند. پسر صدرالاشراف در مشهد جنایتی کرده بود به این بهانه کسروی را برای رسیدگی به این جنایت به خراسان می فرستند کسروی به خراسان می رود و پس از اتمام کارش، از خراسان مدام تماس میگیرد که من کارم تمام شده میخواهم به تهران برگردم؟ اما از تهران می گویند برنگرد و همانجا بمان، چون پرونده دیگری نیز آنجا است آنرا هم رسیدگی کن! باز پس از اتمام کارش، برای برگشتن به تهران، دوباره اصرار می کند که سرانجام از تهران تلگراف می زنند:
«از وزارت جلیله عدلیه به آقای سید احمد کسروی تبریزی.
بی اجازه حرکت نکنید!»
کسروی هم که می فهمد میخواهند او را عامدانه از تهران دک بکنند در جواب می نویسد:
«از احمد کسروی به وزارت جلیله عدلیه
بی اجازه حرکت کردم!»

💢قضاوتهایش در عدلیه در اجرای عدالت در تاریخ عدلیه ایران کم نظیر و یا می توان گفت که بی نظیر بوده است یک نمونه از آنرا در اینجا ذکر می کنیم که کفایت می کند:
رضاشاه عاشق زمین بوده و زمینهای دهقانان اوین در تهران را میخواست بالا کشد دوتا وکیل گرفته بود که وکلایش با ترفندهای مختلف، زمینهای ده نفر از دهقانان را به بهانه اینکه وقفی بوده از چنگشان در می آورد کم کم دامنه زمین خواری رضاشاه بالا گرفته و وبیش از یکصد روستایی دیگر نیز بدین ترتیب زمینهایشان از دست می دهند و یک آخوندی بنام خالصی زاده را در راس زمینهای موقوفه می گذارند...
دهقانان شکایت می کنند و اتفاقا پرونده ی زمینهای اوین به دست کسروی می افتد! چون مقامات با شخصیتش آشنا بودند هر کاری می کنند پرونده را از دستش خارج کرده و به قاضی های دیگر بسپارند اما مقدور نمی گردد. کسروی عادلانه قضاوت کرده و رای را بر ضد رضاشاه و به نفع روستاییان می دهد و این مربوط است به تاریخ 1310ش یعنی اوج قدرت رضاشاه! در واقع می توان گفت که اتفاق یعنی اجرای عدالت و ترجیح دادن دهقانان بر شخص اول کشور ایران د رتاریخ نظام قضایی ایران بی سابقه بوده است!
جنجالی به راه می افتد چون کسروی به کمک تیمورتاش وارد عدلیه شده بود وقتی تیمورتاش که در آن زمان شخص دوم کشور یعنی وزیر دربار بوده باخبر میگردد بلافاصله او را احضارش می کند و با پرخاش می گوید:
تو رای را بر علیه رضاشاه صادر کرده ای و هر چه زودتر رایش را عوض کند اما کسروی زیر بار نرفته و می گوید این مردم به ما پناه آورده و رای من درست و عادله بوده...البته اندکی بعد کسروی پا از اینهم فراتر گذاشته و در نامه ای به رضاشاه می نویسد که "دادگستری شما سراسر فاسد است ..."
و سرانجام او از عدلیه اخراجش می کنند...

کانال پروازفکرواندیشه

@flith
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


#شاهنامه
داستان صد و سی و یک
#بیژن_و_منیژه

بعدا افراسیاب با ناراحتی گریسوز را دنبال بیژن فرستاد. گریسوز با حیله تنها سلاح بیژن را که خنجری بود و او در آستینش نگه میداشت از او گرفت و دست بسته پیش افراسیاب برد. بیژن بدون ترس تمام ماجرا را برای افراسیاب تعریف کرد و گفت نه من و نه منیژه تقصیری نداریم. افراسیاب دستور داد تا بیژن را دست بسته اعدام کنند. بیژن از محل دار عبور میکرد ، از گریسوز موضوع را پرسید و به او گفت دست نگهدار تا او با شاه صحبت کند. پیران توانست افراسیاب را متقاعد کند که کشتن بیژن کینه خواهی سیاوش را دوبرابر خواهد کرد. افراسیاب به گریسوز دستور داد دستهای بیژن با زنجیر بسته و به ته چاه بیاندازد. و سنگی را با پیل حمل کرده بر در چاه بگذارد . و تاج از سر منیژه برداشته و به سر چاه آورده که خانه جاودانه اش باشد.

خروشان بیامد به نزدیک چاه
یکی دست را اندرو کرد راه

چو از کوه خورشید سر بر زدی
منیژه ز هر در همی نان چدی

همی گرد کردی بروز دراز
بسوراخ چاه آوریدی فراز

به بیژن سپردی و بگریستی
بران شوربختی همی زیستی


منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
      به کوشش : سهراب چمن آرا


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


✅ کودتایی در حال شکل‌گیری است

دلار به ۴۰ هزار تومان و تورم به ۶۰ تا ۸۰ درصد می‌رسد/ دستگاه قضایی در مقابل فساد اقتصادی منفعل عمل کرد.

🔸حسین راغفر اقتصاددان:
وقتی دلار در یک روز هزار تومان گران می‌شود این سیاسی است و نشان می‌دهد براندازان به اقتصاد ایران نفوذ کرده‌اند‌.

در زمان انتخابات ریاست جمهوری، هر کاندیدایی برادر و اقوام دیگری را به دزدی متهم کرد و دستگاه قضایی با انفعال فقط نگاه کرد. دستگاه قضایی در مقابل فساد اقتصادی منفعل عمل کرد.

ما به دشمن نیاز نداریم. شاهد سکوت دولت و همسویی مجلس با سیاستهای غلط هستیم. دهها دلیل متقن دارم که نشان می‌دهد کودتایی در حال شکل گیری است. آنچه بازار ثانویه ارز ایجاد کرده برنامه‌ریزی برای کودتاست. می‌خواهند هزینه‌های کودتا را کاهش دهند. دستگاههای امنیتی کجا هستند؟

افزایش قیمت ارز، کارت دعوت برای شورش است و مسوولان فقط نگاه می‌کنند. بازار ثانویه ارز باید تعطیل شود.

با تداوم روند کنونی تا پایان سال قیمت دلار به ۴۰ هزار تومان و تورم به ۶۰ تا ۸۰ درصد می‌رسد.

برای بازگرداندن اعتماد عمومی چهار راه حل داریم: عفو عمومی، گفت‌و‌گوی همگانی، کاهش نابرابری‌ها و شفاف‌سازی.

بزرگترین سرمایه حاصل از هشت سال جنگ، اعتماد عمومی بود که آن را به حراج گذاشتیم. مردم در آن زمان علاوه بر آنکه بچه‌هایشان را دادند طلاهایشان را هم دادند. (بغض و سکوت دکتر راغفر و تشویق حضار)


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چرا باید به تلوزیون بگویند رسانه میلی؟

🔸حجت الاسلام نقویان:
🔹دوران مصلحت نیست مردم بدانند تمام شده!!
🔹امیرکبیرها را خفه کرده‌ایم

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پروازفکرواندیشه
@flith


📃ترامپ: ایران چاره‌ایی جز مذاکره با آمریکا ندارد


#وب سایت رسمی کاخ سفید


رئیس جمهور آمریکا می‌گوید با خارج شدن کشورش از توافق هسته‌ای٬ ایران دیگر آن کشور قبلی نیست و چاره‌ای جز مذاکره برای رسیدن به یک توافق واقعی با آمریکا ندارد.

دونالد ترامپ٬ رئیس جمهور آمریکا٬ روز پنجشنبه٬ ۱۵ شهریور در یک مکالمه تلفنی با رهبران و خاخام‌های یهودی٬ در دفاع از لغو توافق هسته‌ای موسوم به برجام٬ ضمن اشاره به تظاهرات اخیر در شهرهای مختلف ایران در اعتراض به وضعیت ناگوار اقتصادی٬ گفت که ایران در حال حاضر «برای بقای خودش می‌جنگد».

«ایران دیگر آن کشور قبلی نیست. تصور می‌کنم که آن‌ها در آینده نه چندان دور با ما تماس می‌گیرند و برای رسیدن به یک توافق تازه تلاش کنند. اگر بتوانیم به یک توافق واقعی برسیم٬ این کار را می‌کنیم. اگر آن‌ها تماس نگیرند٬ باز هم مسئله‌ای نیست. در نهایت٬ آن‌ها گزینه دیگری نخواهند داشت. ببینیم چه پیش می‌آید.»


🔗 https://www.whitehouse.gov/briefings-statements/remarks-president-trump-rosh-hashanah-national-press-call-jewish-faith-leaders-rabbis/


کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith


#تحریم‌ ها اگر هیچ نداشت، این ویژگی را داشت که بدانیم کجای کار ایستاده‌ایم.
داشتیم از خودکفایی در تولید موشک هوار می‌زدیم که تحریم یادمان انداخت #پوشک هم نداریم.
از نوشتن برنامه‌های مدیریت جهانی سخن می‌گفتیم، یادمان آمد جوهر خودکارهای‌مان هم وارداتی است.
از هویت ایرانی - اسلامی حرف می‌زدیم، دیدیم بدنه‌ی کارت‌های هویتی‌مان هم تولید خودمان نیست.
در اندیشه‌ی رسیدن به "دروازه‌"های سعادت بشری بودیم، چشم باز کردیم دیدیم "در" آب‌معدنی‌مان را هم داریم از همسایه‌ها می‌خریم.
قرار بود دلخوش به این نباشیم که دنیای‌مان آباد می‌شود، قرار بود آخرت‌مان هم گلستان شود، یک‌مرتبه دیدیم دیگر دنیایی نداریم که به‌واسطه‌اش آخرت را آباد کنیم.
خواستیم به #آزادی برسیم، حالا با کله‌های خَف‌کرده در پنجه ،گرفتار تامین کالاهای اساسی مانده‌ایم.
از "آتشبارها"ی‌مان حرف می‌زدیم که دیدیم مرد شرمنده‌ای در یک ظهر تابستان شهریور خودش را به "آتش" کشید. ما ماندیم و شرمی که تا هستیم قامت راست نتوانیم کرد.
تحریم‌ها یادمان انداخت دنیای ما دنیای عربده‌کشی‌ها با دهان‌های کف‌کرده نیست. یادمان انداخت تفاوتی است میان "استقلال" و "انزوا". ملت مستقل را نمی‌توان از پهنه‌ی جهان حذف کرد، اما ملت منزوی را می‌توان.
راهی دراز است از "شعار" تا "شعور."
حالا رسیده‌ایم به انتها. می‌توان با دالامب و دولومب‌های کرکننده‌ی ایدئولوژیک ملتی را سال‌ها اداره و کنترل کرد، اما "اقتصاد"، ایستگاه آخر است. ملتی که آزادی ندارد می‌تواند با خیال امنیت زندگی کند، اما او که نان در سفره ندارد، مرگ در "خیابان" یا "خانه" برایش توفیر نمی‌کند.
ملتی که چهاردهه به شیطان بزرگ تف و لعن می‌فرستاد، حالا در صف‌های طولانی به انتظار خرید یک واحد از پول این دشمن قداره‌بند است که مبادا ریال کم‌جانش مثل تکه‌یخی زیر آفتاب ذوب کوچک و کوچک‌تر شود.
سخن از عزت گفتیم، زیاد هم گفتیم. اما میان این هیاهوهای گیج‌کننده یادمان رفت ملتی که نان ندارد‌ عزت ندارد، هیچ ندارد.


کانال پروازفکرواندیشه
@flith
🚨فوری

حمله معترضین عراقی به کنسولگری ایران در بصره

رویترز نوشت معترضین با حمله به ساختمان کنسولگری ایران دربصره آن را به آتش کشیدند/عصرایران

کانال پروازفکرواندیشه
@flith
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ایران که سفارت می گرفت همه عمر، دیدی که چگونه سفارت ایران گرفت!

تخریب سفارت ایران در بصره توسط عراقیا!

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اعتراف تلويزيونى
#ارشيو #محرم #اسلام #كاسبى #دين_فروشى


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


چند روز پیش در فضای مجازی فیلمی پخش شد که یک تریلی واژگون شده و مردم ریختند و درحالی که راننده مبهوت سانحه بود؛ بار او را غارت میکنند.

مقایسه کنید با سانحه هوايي ۱۹۵۲ تهران كه منش ويژه و بزرگواري ايرانيان نيمه قرن بيستم را به ثبت رسانيد:

چهارم دی ماه ۱۳۳۱ يك هواپيمای شركت هواپيمايي ايران كه از شيراز و اصفهان به تهران مي آمد، در نزديكي فرودگاه مهرآباد هنگام كم كردن ارتفاع براي نشستن سقوط كرد و همه مسافران و سرنشينان آن جز دو تن (حسين عدل رئيس شركت تلفن شيراز و مهندس خزايني) كشته شدند.

نكته جالب و قابل تامل در اين سانحه زنده ماندن و سلامت كامل اين دو تن از ميان دهها مسافر نبود، دست نخورده ماندن يك بسته بسيار بزرگ پُر از اسكناس بود كه با اين هواپيما حمل مي شد.

اين بسته پس از برخورد هواپيما به زمين از داخل آن بيرون افتاده، بازشده و اسكناسها سطح بيانان (چند قدمي جاده جنوبي پُر رفت و آمد كرج ـ تهران ) را تا مسافتي دور پوشانده بود.

صدها نفر كساني كه به كمك و يا تماشا آمده بودند و عموما از كارگران تنگدست محل و نوجوانان بودند حتي يك قطعه اسكناس را براي خود برنداشته بودند و به خبرنگاران خارجي گفته بودند كه تصاحب به ناحق مال ديگران ـ دولت و يا شخص ـ حرام است و باعث ناراحتي وجدان مي شود و ما تنها به دسترنج خود قانع هستيم.

اين خبرنگاران به سراسر جهان نوشته بودند كه سانحه پُرتلفات هوايي تهران منش ويژه و بزرگواري ايرانيان سال۱۹۵۲ را به ثبت رساند و اگر در كشوري ديگر اتفاق افتاده بود، مردم تماشاگر حتي يك قطعه اسكناس را باقي نمي گذاشتند و براي تصاحب آنها هجوم مي بردند و با هم مسابقه مي دادند.

این حکایت ۶۶ سال پیش
مردم این سرزمین است.


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


#شاهنامه
داستان صد و سی و دو
#بیژن_و_منیژه

چون یک هفته گذشت و بیژن برنگشت ، گرگین پشیمان از کرده خود به جستجوی او در آن مرغزار پرداخت و از دور اسب بیژن را با لگام گسسته و بدون زین دید. شرمسار از روی شاه و گیو ، اسب بیژن را برداشت و به سوی ایران تاخت.
گیو از دیدن اسب پسرش مدهوش شد و جامه از بدن درید . گرگین داستانی دروغین ساخت که گیو آن را باور نکرد. میخواست با کشتن گرگین کین پسر را از او بخواهد اما اندیشید و شکایت نزد کیخسرو برد. کیخسرو هم داستان گرگین را باور نکرد. و او را به دشنام از پیش تخت براند. و فرمود با بند گران پایش را ببندند. آنگاه با مهربانی گیو دا امیدوار ساخت و گفت: سواران بسیاری به جستجوی بیژن میفرستم اگر نشانی از او نیافتیم در فروردین که زمین چادر سبز پوشید با جام جهان نما که هفت کشور در آن پیداست ، از جای بیژن آگاه خواهیم شد.
نوروز فرا رسید ، کیخسرو قبای رومی پوشید و پیش یزدان به پای ایستاد و به درگاهش نالید و جام جهان نما را به دست گرفت. خسرو هفت کشور و سپهر را در آن نگریست تا به توران رسید و بیژن را در چاهی دید که دختری والا نژاد اما غمگین و گریان پرستاریش میکند. کیخسرو نامه ای به رستم نوشت و تمام داستان را برای او شرح داد . رستم وقتی نامه را خواند و داستان گیو را برایش تعریف کرد ...

پس از بهر بیژن خروشید زار 
فروریخت از دیده خون بر کنار

بگیو آنگهی گفت مندیش از این
که رستم نگرداند از رخش زین

مگر دست بیژن گرفته به دست
همه بند و زندان او کرده پست


منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
      به کوشش : سهراب چمن آرا


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


من و همسرم بلافاصله بعد از دوره‌ی لیسانس با هم ازدواج کردیم.

تنها سه سال پس از آن بود که بسیاری از اصول حاکم بر رابطه‌مان فرو ریخت.
این دوره از زندگی من بسیار تاریک و مخوف بود.

تا آن زمان هرگز این حد از افسردگی را تجربه نکرده بودم. هر روز که از خواب بلند می‌شدم حس می‌کردم یک روزِ دیگر از این زندگی لعنتیِ جهنمی آغاز شد

مثل خیلی از افرادِ دیگری که تا به حال با چنین اغتشاشی در زندگی روبرو نشده بودند، نمی‌دانستم چطور باید با این افسردگی شدید مقابله کنم.
خورد و خوراکم خراب شده بود. شروع به سیگار کشیدن کردم.

چون به دلیل این افسردگی احساس شرمندگی می‌کردم، از معاشرت با دوستانم امتناع می‌ورزیدم. اگرچه خودم دانشجوی تحصیلات تکمیلی روان‌شناسی بودم، اما به‌طرز احمقانه‌ای از مراجعه به یک روان‌درمانگر اجتناب می‌کردم.


پس از یک ماه انزوای احساسی، شروع به نوشتن عمیق‌ترین افکار و احساساتم کردم. یادم هست برای یک هفته هر روز بعد از ظهر جلوی ماشین تایپ می‌نشستم و بین ده دقیقه تا یک ساعت انگشتانم در حال تایپ کردن بودند.

ابتدا درباره‌ی ازدواجمان نوشتم. اما خیلی زود نوشته‌هایم بر احساساتم نسبت به والدینم، روابط جنسی، کارم، و حتی مرگ متمرکز شدند. هر روز پس از نوشتن احساس خستگی، و در عین‌حال، رهایی می‌کردم.

در پایان هفته، احساس کردم که افسردگی‌ام در حال ناپدید شدن است. برای اولین بار، در آن سال (و شاید برای اولین بار در طول زندگی‌ام)، احساس کردم معنا و جهتی در زندگی پیدا کرده‌ام.
در نهایت احساس کردم که همسرم را عمیقاً دوست دارم و متوجه شدم که چقدر به او نیاز دارم.


هشت سال پس از این رویداد بود که سعی کردم بفهمم چرا نوشتنِ افکار و احساسات عمیق خود، تا این اندازه برای من راهگشا بوده است. نوشتن، سبب شد که من از یک شخصِ منزوی و تودار، به یک فرد باز و صریح تبدیل شوم ...

تجربه‌ی شخصی من در چندین سال پیش نشان داد که حرف زدن، تنها راهِ رسیدن به بینش و آگاهی درباره‌ی‌ خودت و وضعیتت نیست.

هر وقت مایل بودید یا احساسِ نیاز کردید، شروع به نوشتن با قلم و کاغذ کنید؛ بی ‌هیچ قید و ترتیب و آداب و هدفی. صرفاً برای دل خودتان. سپس آنها را دور بریزید. بعد از نوشتن خواهید دید چقدر از نظر روانی تخیله روحی شده اید.

#جیمز_پنبیکر _ اقتباس از "من به روایتِ من"
نیما قربانی (1392)


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


صاحبخانه بدش نمی‌آمد که
ما همیشه گریه کنیم
عزادار باشیم و
مصیبت نامه بخوانیم

چون مشغول می‌شدیم.
دیگر کسی از او نمی‌خواست
پشت‌بام را کاه‌گل کند یا
برایمان آب لوله بکشد.

#علی_اشرف_درویشیان


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
✅ با تصویب FATF قیمت دلار ۵۰درصد کاهش می‌یابد


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️