@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#علم_بهتر_است_یا_ثروت؟
موضوع انشایی که ما را از شعور غافل کرده بود.
✍ نصرتالله محمودزاده:
چقدر در ایام نوجوانی معلمین سادهلوح با این سؤال انحرافی فکرمان را به بیراهه بردند. البته آنها تصورش را هم نمیکردند که کشور به چنین جایی برسد که مروجین علم با مسافرکشی امرار معاش کنند و صاحبان ثروت با اختلاس پول پارو کنند.
علم و ثروت هر دو شمشیری هستند دو لبه که اگر بدست افراد با شعور افتد، میشود مبنای توسعه و اگر در ید تزویر قرار گیرد، میشود اوضاع آشفته جهان سوم در کشوری غنی از نفت وگاز. اگر هم این دو در انحصار جهل مقدس قرار گیرد، نهایت استعمار و استثمار رخ میدهد.
رابطهی علم و ثروت با شعور.
در یک دهه، ۸۰۰ میلیارد دلار درآمد نفتی داشتیم، اما فاقد شعوری که در امور زیربنایی سرمایه گذاری کند. راحتترین کار این بود که سهام معتبرترین شرکتهای دنیا را خریداری نماییم تا سالیانه ۶۰ میلیارد دلار سود به ثروت کشور اضافه شود.
توسعه به اعتبار شعور، علم و ثروت آفرین است. ژاپن، کره، مالزی و اخیرا چین از شعار خارج و به شعور مراجعه کرده و علم و ثروت را قبضه کردند.
در رویا نوشتن چقدر لذت بخش است.
برگردیم به خودمان. فکر میکنید پس از استیضاح وزیر صنعت نوبت کسیت؟ سه سال وقت دارند که به ملت بفهمانند در انتخابات ۹۶ اشتباح کردند و بعد، مثل بره برگردند به دنیای اشکنه خوری و فضای تحریم مورد نظر خودشان که نفت را با سیاست بابک زنجانی بفروشند و پولی به خزانه نیاید که مجبور شوند سازمان برنامه را حذف کنند.
علم، ثروت، شعور، بیداری، آگاهی مردم، کلماتی که اگر توسط کسی شفاف شود، جرمش بیش از یک مفسد اقتصادی است.
بالا رفتن شعور مردم فیل را هم از پا خواهد انداخت، چه رسد به این متحجرین. توسعه از جنس تفکر مردی از جنس امیرکبیر.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#علم_بهتر_است_یا_ثروت؟
موضوع انشایی که ما را از شعور غافل کرده بود.
✍ نصرتالله محمودزاده:
چقدر در ایام نوجوانی معلمین سادهلوح با این سؤال انحرافی فکرمان را به بیراهه بردند. البته آنها تصورش را هم نمیکردند که کشور به چنین جایی برسد که مروجین علم با مسافرکشی امرار معاش کنند و صاحبان ثروت با اختلاس پول پارو کنند.
علم و ثروت هر دو شمشیری هستند دو لبه که اگر بدست افراد با شعور افتد، میشود مبنای توسعه و اگر در ید تزویر قرار گیرد، میشود اوضاع آشفته جهان سوم در کشوری غنی از نفت وگاز. اگر هم این دو در انحصار جهل مقدس قرار گیرد، نهایت استعمار و استثمار رخ میدهد.
رابطهی علم و ثروت با شعور.
در یک دهه، ۸۰۰ میلیارد دلار درآمد نفتی داشتیم، اما فاقد شعوری که در امور زیربنایی سرمایه گذاری کند. راحتترین کار این بود که سهام معتبرترین شرکتهای دنیا را خریداری نماییم تا سالیانه ۶۰ میلیارد دلار سود به ثروت کشور اضافه شود.
توسعه به اعتبار شعور، علم و ثروت آفرین است. ژاپن، کره، مالزی و اخیرا چین از شعار خارج و به شعور مراجعه کرده و علم و ثروت را قبضه کردند.
در رویا نوشتن چقدر لذت بخش است.
برگردیم به خودمان. فکر میکنید پس از استیضاح وزیر صنعت نوبت کسیت؟ سه سال وقت دارند که به ملت بفهمانند در انتخابات ۹۶ اشتباح کردند و بعد، مثل بره برگردند به دنیای اشکنه خوری و فضای تحریم مورد نظر خودشان که نفت را با سیاست بابک زنجانی بفروشند و پولی به خزانه نیاید که مجبور شوند سازمان برنامه را حذف کنند.
علم، ثروت، شعور، بیداری، آگاهی مردم، کلماتی که اگر توسط کسی شفاف شود، جرمش بیش از یک مفسد اقتصادی است.
بالا رفتن شعور مردم فیل را هم از پا خواهد انداخت، چه رسد به این متحجرین. توسعه از جنس تفکر مردی از جنس امیرکبیر.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#گاومیشی_که_صداوسیما_میبیند
مصطفی کیانی "کارگردان": در مستندم تصویر گاومیش از زاویه پشت را سانسور کردند
کارتون : محمدرضا میرشاه ولد
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
مصطفی کیانی "کارگردان": در مستندم تصویر گاومیش از زاویه پشت را سانسور کردند
کارتون : محمدرضا میرشاه ولد
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پرواز فکرواندیشه
@flith
آیا دین ضامن اخلاق در جامعه است؟
قسمت ۱
بسیاری از افراد در مورد اخلاقیات اسلام صحبت می کنند و می گویند اسلام خوب است چون انسان را به کارهای خوب دعوت می کند، اگر اسلام نباشد جامعه پر از دروغ و آدم کشی و... خواهد شد. غرب را نگاه کنید، غرب با آزادی دادن به همجنسگرایان به قوم لوط برگشته است، اگر اسلام وجود نداشته باشد خانواده از بین خواهد رفت و…
معمولا دلیل اینکه کسانی دروغ می گویند و یا دزدی می کنند این نیست که این افراد نمی دانند دزدی کردن و دروغ گفتن کار بدی است، یا اینکه کسی به آنها نگفته است که این دست کارها ناپسند و منفی هستند. در واقع شاهکاری که ادیان انجام می دهند این است که می گویند خوبی خوب است و بدی بد است، آیا تکرار این مسئله که دروغ بد است و یا دزدی بد است باعث می شود که آدمها دروغ نگویند و یا دزدی نکنند؟ هرگز!
آیا کسی پیدا می شود که بگوید دزدی خوب است و دروغ گفتن بد نیست؟ آیا پیامبر اسلام واقعا هنر کرده است که مثلا گفته است دزدی بد است؟ کسانی که فکر می کنند دین ضامن اخلاق در جامعه است در واقع درک بسیار سبکی از جامعه شناسی و روانشناسی و ماهیت انسان دارند. انسانها ربات نیستند که نیاز به یک سری دستورالعمل ها داشته باشند که بخواهند آنها را مو به مو اجرا کنند، اینکه شما برای مردمی تکرار کنید که خوبی خوب است و بدی بد است هرگز باعث ترویج خوبی و از بین رفتن بدی نمی شود. اینکه چرا در جامعه جرم و پلیدی وجود دارد و چه راهکارهایی برای کم کردن این چیزها باید ایجاد شود سوال ساده ای نیست، علومی مانند روانشناسی، جامعه شناسی و جرمشناسی همواره در پی پاسخ دادن به این پرسشها هستند، پس تا اینجا باید دانست که دین کار بزرگی برای ترویج اخلاقیات نمی دهد، دین تنها می گوید خوب خوب است و بد بد است، کسی نیز برعکس آنرا مدعی نمی شود، یعنی کسی نیست که بگوید خوب بد است و بد خوب است! و این گفتار دین شرط کافی برای ایجاد جامعه اخلاقی تر نیست! اندیشه دینی تنها تعدادی از اخلاقیات بسیار پیش پا افتاده را پشت سر هم تکرار می کند در حالی که نه تنها هیچ برنامه ای مثبت و عاقلانه برای ایجاد جامعه ای که در آن اخلاقیات اجرا شوند و شرایط دروغ نگفتن و… در آن پیش بیاید ندارد، بلکه شرایط جهنمی ای ایجاد می کنند که همه افراد مجبورند در آن شرایط دروغ بگویند و آدمهای پلیدی باشند که همواره به دنبال بیرون کشیدن گلیم خود از آب و زیر پا گذاشتن حقوق دیگران باشند، نظیر آنچه امروز به عنوان فروپاشی اخلاقی مردم ایران بعد از خلالوش 57 مطرح است.
کار دیگری که دینداران آنرا ضمانت اجرای قوانین اخلاقی دینی می دانند ترس از قیامت است، آنها فکر می کنند انسانها مانند خردسالان از جانوران تخیلی و متافیزیکی می ترسند، و در واقع خود دینداران واقعا از این چیزها می ترسند، اما چیزی که ترس آنها را تسکین می دهد بی حساب و کتاب بودن مفاهیم دینی و کشکی بودن آنها است، مثلا از احادیث بر می آید که شما اگر یک نماز جماعت بخوانید به قدری ثواب کرده اید که اگر تمام درختان عالم قلم شوند و تمام آبهای جهان جوهر شوند و تمام جن و انس و فرشته کاتب شوند، نمی توانند مقدار این ثواب را بنویسند، یا مثلا وقتی شما برای امام حسین گریه می کنید، امام حسین در روز قیامت شما را شفاعت خواهد کرد، این دست شوخی ها که از فسادشدیددستگاه قضائی تخیلی الهی خبر می دهندباعث می شودکه افراد چندان نیز در ترس از گناهان خود به سر نبرند، چون راه برای توجیه جرائم بسیار زیاد است، دین اصولا آنقدر مبحث گسترده و بی در و پیکری است که شمامی توانیدهر کاری را که انجام می دهید یا هر اندیشه دینی ای را با استفاده از خود مفاهیم دینی توجیه کنید، این است که این ترس نیز چندان ضمانت مطمئنی نیست! چون چیز پایداری نیست! از این گذشته اینکه شما تلاش کنیدمردم را در ترس و وحشت نگه دارید تا کاری را نکنندیک کارکاملا ظالمانه است.
همین بی پایه بودن و توجیه پذیر بودن مفاهیم دینی بزرگترین علت ضد اخلاق بودن پدیده دیانت است،دینداران به همین دلیل که مفاهیم دینی آنها بی پایه و اساس است انسانهایی به شدت قانون گریز هستند، چون قوانین الهی خود را بالاتر از هر قانون دیگری می ببینند. دینداران خدا را در خود می بینند، بجای اینکه خود را طرفدار خدا ببینند، خدا را طرفدار خود می بینند، کارهای خود را می توانند به سادگی به خدا بچسبانند، معمولا آدمهای مذهبی دشمنان خودرا دشمنان خدا می خوانند و یا رسماً آنهارا شیطانی و شر می نامند، این باعث می شود که شخص به هر کاری که خود فکر می کند درست است دست بزند با توجیه اینکه این کار بر رضای خداوند است.خمینی، هیتلر، بن لادن،محمدرسول الله،دستگاه حکومتی کاتولیکها و بسیاری دیگر از جنایتکاران تاریخ،دشمنان خودرادشمنان خدانامیده اندونابودی آنها را خواست خدامی دانند.
ادامه دارد...
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
آیا دین ضامن اخلاق در جامعه است؟
قسمت ۱
بسیاری از افراد در مورد اخلاقیات اسلام صحبت می کنند و می گویند اسلام خوب است چون انسان را به کارهای خوب دعوت می کند، اگر اسلام نباشد جامعه پر از دروغ و آدم کشی و... خواهد شد. غرب را نگاه کنید، غرب با آزادی دادن به همجنسگرایان به قوم لوط برگشته است، اگر اسلام وجود نداشته باشد خانواده از بین خواهد رفت و…
معمولا دلیل اینکه کسانی دروغ می گویند و یا دزدی می کنند این نیست که این افراد نمی دانند دزدی کردن و دروغ گفتن کار بدی است، یا اینکه کسی به آنها نگفته است که این دست کارها ناپسند و منفی هستند. در واقع شاهکاری که ادیان انجام می دهند این است که می گویند خوبی خوب است و بدی بد است، آیا تکرار این مسئله که دروغ بد است و یا دزدی بد است باعث می شود که آدمها دروغ نگویند و یا دزدی نکنند؟ هرگز!
آیا کسی پیدا می شود که بگوید دزدی خوب است و دروغ گفتن بد نیست؟ آیا پیامبر اسلام واقعا هنر کرده است که مثلا گفته است دزدی بد است؟ کسانی که فکر می کنند دین ضامن اخلاق در جامعه است در واقع درک بسیار سبکی از جامعه شناسی و روانشناسی و ماهیت انسان دارند. انسانها ربات نیستند که نیاز به یک سری دستورالعمل ها داشته باشند که بخواهند آنها را مو به مو اجرا کنند، اینکه شما برای مردمی تکرار کنید که خوبی خوب است و بدی بد است هرگز باعث ترویج خوبی و از بین رفتن بدی نمی شود. اینکه چرا در جامعه جرم و پلیدی وجود دارد و چه راهکارهایی برای کم کردن این چیزها باید ایجاد شود سوال ساده ای نیست، علومی مانند روانشناسی، جامعه شناسی و جرمشناسی همواره در پی پاسخ دادن به این پرسشها هستند، پس تا اینجا باید دانست که دین کار بزرگی برای ترویج اخلاقیات نمی دهد، دین تنها می گوید خوب خوب است و بد بد است، کسی نیز برعکس آنرا مدعی نمی شود، یعنی کسی نیست که بگوید خوب بد است و بد خوب است! و این گفتار دین شرط کافی برای ایجاد جامعه اخلاقی تر نیست! اندیشه دینی تنها تعدادی از اخلاقیات بسیار پیش پا افتاده را پشت سر هم تکرار می کند در حالی که نه تنها هیچ برنامه ای مثبت و عاقلانه برای ایجاد جامعه ای که در آن اخلاقیات اجرا شوند و شرایط دروغ نگفتن و… در آن پیش بیاید ندارد، بلکه شرایط جهنمی ای ایجاد می کنند که همه افراد مجبورند در آن شرایط دروغ بگویند و آدمهای پلیدی باشند که همواره به دنبال بیرون کشیدن گلیم خود از آب و زیر پا گذاشتن حقوق دیگران باشند، نظیر آنچه امروز به عنوان فروپاشی اخلاقی مردم ایران بعد از خلالوش 57 مطرح است.
کار دیگری که دینداران آنرا ضمانت اجرای قوانین اخلاقی دینی می دانند ترس از قیامت است، آنها فکر می کنند انسانها مانند خردسالان از جانوران تخیلی و متافیزیکی می ترسند، و در واقع خود دینداران واقعا از این چیزها می ترسند، اما چیزی که ترس آنها را تسکین می دهد بی حساب و کتاب بودن مفاهیم دینی و کشکی بودن آنها است، مثلا از احادیث بر می آید که شما اگر یک نماز جماعت بخوانید به قدری ثواب کرده اید که اگر تمام درختان عالم قلم شوند و تمام آبهای جهان جوهر شوند و تمام جن و انس و فرشته کاتب شوند، نمی توانند مقدار این ثواب را بنویسند، یا مثلا وقتی شما برای امام حسین گریه می کنید، امام حسین در روز قیامت شما را شفاعت خواهد کرد، این دست شوخی ها که از فسادشدیددستگاه قضائی تخیلی الهی خبر می دهندباعث می شودکه افراد چندان نیز در ترس از گناهان خود به سر نبرند، چون راه برای توجیه جرائم بسیار زیاد است، دین اصولا آنقدر مبحث گسترده و بی در و پیکری است که شمامی توانیدهر کاری را که انجام می دهید یا هر اندیشه دینی ای را با استفاده از خود مفاهیم دینی توجیه کنید، این است که این ترس نیز چندان ضمانت مطمئنی نیست! چون چیز پایداری نیست! از این گذشته اینکه شما تلاش کنیدمردم را در ترس و وحشت نگه دارید تا کاری را نکنندیک کارکاملا ظالمانه است.
همین بی پایه بودن و توجیه پذیر بودن مفاهیم دینی بزرگترین علت ضد اخلاق بودن پدیده دیانت است،دینداران به همین دلیل که مفاهیم دینی آنها بی پایه و اساس است انسانهایی به شدت قانون گریز هستند، چون قوانین الهی خود را بالاتر از هر قانون دیگری می ببینند. دینداران خدا را در خود می بینند، بجای اینکه خود را طرفدار خدا ببینند، خدا را طرفدار خود می بینند، کارهای خود را می توانند به سادگی به خدا بچسبانند، معمولا آدمهای مذهبی دشمنان خودرا دشمنان خدا می خوانند و یا رسماً آنهارا شیطانی و شر می نامند، این باعث می شود که شخص به هر کاری که خود فکر می کند درست است دست بزند با توجیه اینکه این کار بر رضای خداوند است.خمینی، هیتلر، بن لادن،محمدرسول الله،دستگاه حکومتی کاتولیکها و بسیاری دیگر از جنایتکاران تاریخ،دشمنان خودرادشمنان خدانامیده اندونابودی آنها را خواست خدامی دانند.
ادامه دارد...
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#از_موشک_تا_پوشک!
#رضا_احمدی:
از سال 1390 سیاست کنترل جمعیت کنار گذاشته شد و تشویق به فرزندآوری در دستور کار قرار گرفت. در این سالها شاهد رویکرد به فرزند آوری در خانوادههای جوان تازه تشکیل شده بودیم که معمولا از اشتغال و درآمد مناسبی برخوردار نیستند. تحریمهای اخیر آمریکا، وضعیت اقتصادی، روانی - اخلاقی جامعه را به هم ریخته است و آسیبهای غیر قابل جبرانی را بر جامعه ایران تحمیل کرده که آثار آن را در آینده نه چندان دور شاهد خواهیم بود.
در ماهها، هفته ها و روزهای اخیر، شاهد گرانی سرسام آور، افت ارزش پول ملی و دارایی های مردم هستیم. در این رابطه هیچ کس پاسخگو نیست و خود را مسئول نمیداند در حالی که حاکمیت در برابر این خسارت های وارده به مردم، ضامن است. دکتر روحانی نیز در پاسخ به سوال نمایندگان، به جای پاسخگویی، منبر غرایی رفت!
امروز خانواده هایی که دارای نوزاد و کودک هستند با بحران تهیه شیر خشک و پوشک روبرو شده اند و افزایش قیمت ها، خانواده های کم درآمد را سرگردان کرده است. در کشاکش تحریم و زیاده خواهی ها، بی رحمی های کاسبان وطنی تحریم و بی برنامگی ها، این خانواده های جوان، کم درآمد و بیکار و کودکان خردسال هستند که دچار آسیب عمیق شده اند. مسأله ای که در بدو امر پیش پا افتاده تلقی شده اما به عنوان یک نمونه مهم از وضعیت اقتصادی یله و رها و وابسته، گرچه برای کارگزاران کشور آسیبی خرد توهم می شود اما، برای مردم مهم می باشد.
جای بسی تاسف است برای جامعه ای که برخی به تولید «موشک» های قاره پیما و نقطه زن مشغولند و آنرا در بوق و کرنا می کنند اما، از تولید «پوشک» برای کودکانشان در مانده اند!
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#از_موشک_تا_پوشک!
#رضا_احمدی:
از سال 1390 سیاست کنترل جمعیت کنار گذاشته شد و تشویق به فرزندآوری در دستور کار قرار گرفت. در این سالها شاهد رویکرد به فرزند آوری در خانوادههای جوان تازه تشکیل شده بودیم که معمولا از اشتغال و درآمد مناسبی برخوردار نیستند. تحریمهای اخیر آمریکا، وضعیت اقتصادی، روانی - اخلاقی جامعه را به هم ریخته است و آسیبهای غیر قابل جبرانی را بر جامعه ایران تحمیل کرده که آثار آن را در آینده نه چندان دور شاهد خواهیم بود.
در ماهها، هفته ها و روزهای اخیر، شاهد گرانی سرسام آور، افت ارزش پول ملی و دارایی های مردم هستیم. در این رابطه هیچ کس پاسخگو نیست و خود را مسئول نمیداند در حالی که حاکمیت در برابر این خسارت های وارده به مردم، ضامن است. دکتر روحانی نیز در پاسخ به سوال نمایندگان، به جای پاسخگویی، منبر غرایی رفت!
امروز خانواده هایی که دارای نوزاد و کودک هستند با بحران تهیه شیر خشک و پوشک روبرو شده اند و افزایش قیمت ها، خانواده های کم درآمد را سرگردان کرده است. در کشاکش تحریم و زیاده خواهی ها، بی رحمی های کاسبان وطنی تحریم و بی برنامگی ها، این خانواده های جوان، کم درآمد و بیکار و کودکان خردسال هستند که دچار آسیب عمیق شده اند. مسأله ای که در بدو امر پیش پا افتاده تلقی شده اما به عنوان یک نمونه مهم از وضعیت اقتصادی یله و رها و وابسته، گرچه برای کارگزاران کشور آسیبی خرد توهم می شود اما، برای مردم مهم می باشد.
جای بسی تاسف است برای جامعه ای که برخی به تولید «موشک» های قاره پیما و نقطه زن مشغولند و آنرا در بوق و کرنا می کنند اما، از تولید «پوشک» برای کودکانشان در مانده اند!
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
Audio
کانال تلگرامی کتابخانه گویا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
Audio
کانال تلگرامی کتابخانه گویا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان صد و سی
#بیژن_و_منیژه
بیژن جوان دلش از شادی شگفت و آن دو راه درازی را یک روزه پیمودند تا به مرغزار رسیدند . از سوی دیگر منیژه با صد کنیز ماهرو به دشت رسیدند و بساط جشن و سرور را بر پا کردند. بیژن لباس شاهانه پوشیده و خرامان به بیشه نزدیک شد . چون چشمش به منیژه افتاد مهرش را به دل گرفت . از سوی دیگر منیژه جوان برومندی را با کلاه شاهانه دید و مهرش به جوش آمد. منیژه دایه خود را فرستاد تا ببیند او کیست. بیژن خودش را به دایه معرفی کرد و نزد منیژه رفتند. آن دو باهم سه شبانه روز شادی کردند و خوردند و نوشیدند . چون هنگام رفتن فرا رسید ، منیژه داروی بیهوشی در نوشابه بیژن ریخته و او را بیهوش به کاخ خودش برد. بیژن وقتی در کاخ منیژه به هوش آمد و فهمید چه بلایب گرگین به سرش آورده او را نفرین کرد. منیژه بیژن را دلداری کرد و چند روزی باهم خوش بودند. خبر به افراسیاب رسید که دختر جفت ایرانی پیدا کرده و در قصرش از او نگهداری میکند . افراسیاب از کار منیژه دلش خیره ماند. و به قراخان سالار گفت : برو و از کار این زن ناپاک مرا آگاهی ده .
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان صد و سی
#بیژن_و_منیژه
بیژن جوان دلش از شادی شگفت و آن دو راه درازی را یک روزه پیمودند تا به مرغزار رسیدند . از سوی دیگر منیژه با صد کنیز ماهرو به دشت رسیدند و بساط جشن و سرور را بر پا کردند. بیژن لباس شاهانه پوشیده و خرامان به بیشه نزدیک شد . چون چشمش به منیژه افتاد مهرش را به دل گرفت . از سوی دیگر منیژه جوان برومندی را با کلاه شاهانه دید و مهرش به جوش آمد. منیژه دایه خود را فرستاد تا ببیند او کیست. بیژن خودش را به دایه معرفی کرد و نزد منیژه رفتند. آن دو باهم سه شبانه روز شادی کردند و خوردند و نوشیدند . چون هنگام رفتن فرا رسید ، منیژه داروی بیهوشی در نوشابه بیژن ریخته و او را بیهوش به کاخ خودش برد. بیژن وقتی در کاخ منیژه به هوش آمد و فهمید چه بلایب گرگین به سرش آورده او را نفرین کرد. منیژه بیژن را دلداری کرد و چند روزی باهم خوش بودند. خبر به افراسیاب رسید که دختر جفت ایرانی پیدا کرده و در قصرش از او نگهداری میکند . افراسیاب از کار منیژه دلش خیره ماند. و به قراخان سالار گفت : برو و از کار این زن ناپاک مرا آگاهی ده .
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
روانکاوی اختلاف بین مادرزن و داماد 1
مادر که به پیری می گراید، از طریق اینکه خود را در وجود فرزندانش می بیند و به وسیله سهم فعالانه ای که در زندگی عاطفی آنها دارد، خویشتن را در برابر این خطر حفظ می کند.
از اینجاست که گفته اند والدین در وجود فرزندان خود، جوانی را از سر می گیرند: این یکی از بزرگترین فوایدی است که از فرزندان به والدین می رسد.
به این سبب، زن نازا در برابر محرومیتهایی که در زندگی زناشویی باید به ان تن در دهد، خود را از پکی از مؤثرترین عوامل تسلی خاطر محروم می بیند.
توتم و تابو
زیگموند فروید
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
روانکاوی اختلاف بین مادرزن و داماد 1
مادر که به پیری می گراید، از طریق اینکه خود را در وجود فرزندانش می بیند و به وسیله سهم فعالانه ای که در زندگی عاطفی آنها دارد، خویشتن را در برابر این خطر حفظ می کند.
از اینجاست که گفته اند والدین در وجود فرزندان خود، جوانی را از سر می گیرند: این یکی از بزرگترین فوایدی است که از فرزندان به والدین می رسد.
به این سبب، زن نازا در برابر محرومیتهایی که در زندگی زناشویی باید به ان تن در دهد، خود را از پکی از مؤثرترین عوامل تسلی خاطر محروم می بیند.
توتم و تابو
زیگموند فروید
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
روانکاوی اختلاف بین مادرزن و داماد 2
این تشبه عاطفی زن نسبت به دخترش، در بعضی از زنان تا آنجا گسترش می یابد که مادرزن در عشقی که دخترش به شوهر خود دارد، شریک می شود و این امر در موارد بسیار حاد، به علت مقاومت روانی شدیدی که مادر در برابر این نوع احساسات از خود بروز می دهد، کار را به اختلالات روانی وخیمی می کشاند، معهذا وجود احساسات عاشقانه در مادرزن نسبت به داماد به فراوانی به چشم می خورد، احساساتی که خواه به شکل واقعی خود و خواه به شکل تمایلی معکوس، در تصادمی که بین قوای روانی مختلف در ضمیر مادرزن در می گیرد، شرکت می جویند.
توتم و تابو
زیگموند فروید
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
روانکاوی اختلاف بین مادرزن و داماد 2
این تشبه عاطفی زن نسبت به دخترش، در بعضی از زنان تا آنجا گسترش می یابد که مادرزن در عشقی که دخترش به شوهر خود دارد، شریک می شود و این امر در موارد بسیار حاد، به علت مقاومت روانی شدیدی که مادر در برابر این نوع احساسات از خود بروز می دهد، کار را به اختلالات روانی وخیمی می کشاند، معهذا وجود احساسات عاشقانه در مادرزن نسبت به داماد به فراوانی به چشم می خورد، احساساتی که خواه به شکل واقعی خود و خواه به شکل تمایلی معکوس، در تصادمی که بین قوای روانی مختلف در ضمیر مادرزن در می گیرد، شرکت می جویند.
توتم و تابو
زیگموند فروید
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
روانکاوی اختلاف بین مادر زن و داماد 3
در اغلب موارد، مادرزن نسبت به داماد مخصوصاً نفرت و میل به اذیت و آزار از خود بروز می دهد تا به این وسیله بهتر بتواند احساس محبت گناه آلود را نسبت به وی، در وجود خویش از میان ببرد.
توتم و تابو
زیگموند فروید
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
روانکاوی اختلاف بین مادر زن و داماد 3
در اغلب موارد، مادرزن نسبت به داماد مخصوصاً نفرت و میل به اذیت و آزار از خود بروز می دهد تا به این وسیله بهتر بتواند احساس محبت گناه آلود را نسبت به وی، در وجود خویش از میان ببرد.
توتم و تابو
زیگموند فروید
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
خلاصه تعاریف توتم و تابو
توتم = حیوان پرستی
تابو = نهی شده یا حرام یا ممنوعه که در اصطلاح فروید با (ترس مقدس) برابر است
پاورقی. مترجم
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
توتم = حیوان پرستی
تابو = نهی شده یا حرام یا ممنوعه که در اصطلاح فروید با (ترس مقدس) برابر است
پاورقی. مترجم
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پرواز فکرواندیشه
@flith
یارشاطر، آل احمد و مطهری همنسل و همسن بودند.
ولی یارشاطر نه تنها در این گروه فرضیِ سه نفره که در کل آن نسل اقلیتی کوچک بود. در دهههای 20 و 30 به یارشاطرها پسماندهای دیکتاتوریِ از میان رفتۀ رضاشاهی میگفتند. اقلیتی از جوانان آن سالها پان ایرانیست و ملیگرا (گروه کوچکی هم فاشیست) بودند و خیل عظیم بقیه چپگرا و سوسیالیست و انقلابی و اسلامگرا که بعدا در دهه 40 طفل نامشروعی از آمیزش آنان هم به جمع دیوان افزوده شد به نام مارکسیسم اسلامی که جنازهای از آن تا امروز به نام مجاهدین خلق روی زمین مانده است.
یارشاطر در چنین منجلابی خود را نگه داشت و خوش درخشید. همچون عبدالحسین زرینکوب که وسط غائله ملی شدن نفت و جنگهای مبتذل سیاسی 1329-1330، کتاب هنوز خواندنیِ "دو قرن سکوت" را مینوشت، یارشاطر هم دو دکترای خود در ادبیات فارسی و زبانشناسی را در این سالها گرفت و به پژوهشگری جوان سرشناس تبدیل شد.
به ادامۀ بازی دقت کنید. زرینکوب در ادامه چه شد؟ او هم با جهت رودخانه همراه شد و در دهه 1340 و 1350 "کارنامه اسلام" و "بامداد اسلام" و "تاریخ مردم ایران" را نوشت و در آن با رویکردی اسلامی-سوسیالیستی به تاریخ ایران نگریست. هرچند شریف بود و تا پایان عمر دو قرن سکوت را بهترین کتاب خود میدانست و چاپش میکرد. مردم هم هنوز زرینکوب را با دو قرن سکوت میشناسند و خواهند شناخت.
یارشاطر اما چیز دیگری بود و مقایسه او با دیگر چهره مشهور به ایرانشناسی ایران یعنی ایرج افشار، اوج عظمت یارشاطر را نشان میدهد. چون ایرج افشار هم بی تاثیر از سیاستِ روز نبود. یارشاطر را صرفا میشود با تقیزاده از نسل پیشین همپایه گرفت.
آل احمد به یارشاطر میگفت، بارِ قاطر. اقتضای طبیعتِ آل احمد بود و اگر جز این بود باید تعجب میکردیم.
مطهری ندیدم به او بتازد. یارشاطر به دلیل خاستگاهِ بهاییاش، نسبت به اسلام با احتیاط برخورد میکرد (ویژگی اقلیت ها احتیاط است). ولی میدانیم مطهری و باندش با استادِ یارشاطر یعنی ابراهیم پورداوود چه کردند.
یارشاطر هم تا جایی که من دیدم وارد این مجادلات نشد. مسیرِ خودش را رفت. از هویدا 2 میلیون دلار بودجه گرفت برای دانشنامه "ایرانیکا". بعد از انقلاب هرگز به ایران بازنگشت. خواهر او را در تهران کشته بودند. برای چه بازمیگشت؟
در دهه 70 در صدا و سیمای علی لاریجانی در برنامه "هویت" او را تخریب کردند. او همچون همیشه با همان روحیۀ علمیِ خود از آمریکا به همکاری با سازمانهای علمی داخل کشور مانند دایرهالمعارف بزرگ اسلامی میپرداخت. بودجه ایران که قطع شد، دانشگاه کلمبیا نیویورک به او امکانات و بنیان ملی علوم انسانی آمریکا بودجه داد.
نتیجهاش این شد که امروز نمیتوان کتاب و مقالۀ درست و حسابی درباره تاریخ و فرهنگ ایران نوشت بدون کمک "ایرانیکا".
میگویند احساسی نسبت به بهاییت نداشت. در مورد هویدا هم همین را میگویند. نمیدانم منظورِ این گویندگان چیست. ولی این قبیل قضاوتها را صرفا در مورد اقلیتها میکنیم. وگرنه کسی چک نمیکند که مسلمانان ایرانی که مانند یارشاطر ستارهای علمی و فرهنگی و هنری شدهاند آیا همه احساسی(مثبت) نسبت به اسلام داشتهاند یا خیر؟
یارشاطر بههرحال فخر جامعه بهاییتِ ایرانی و هدیۀ آن جامعه به ایرانیانیست که با آنان چندان مهربان نبودند.
خلاصه آنکه یارشاطر، چکیدۀ همۀ آن چیزی بود که باید ایرانیان آن نسل میبودند و نبودند. با اینحال همین که داریم هم از تکخالهای آن نسل (متولدان اواخر سدۀ پیش و اوایل سدۀ کنونی خورشیدی) است.
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
یارشاطر، آل احمد و مطهری همنسل و همسن بودند.
ولی یارشاطر نه تنها در این گروه فرضیِ سه نفره که در کل آن نسل اقلیتی کوچک بود. در دهههای 20 و 30 به یارشاطرها پسماندهای دیکتاتوریِ از میان رفتۀ رضاشاهی میگفتند. اقلیتی از جوانان آن سالها پان ایرانیست و ملیگرا (گروه کوچکی هم فاشیست) بودند و خیل عظیم بقیه چپگرا و سوسیالیست و انقلابی و اسلامگرا که بعدا در دهه 40 طفل نامشروعی از آمیزش آنان هم به جمع دیوان افزوده شد به نام مارکسیسم اسلامی که جنازهای از آن تا امروز به نام مجاهدین خلق روی زمین مانده است.
یارشاطر در چنین منجلابی خود را نگه داشت و خوش درخشید. همچون عبدالحسین زرینکوب که وسط غائله ملی شدن نفت و جنگهای مبتذل سیاسی 1329-1330، کتاب هنوز خواندنیِ "دو قرن سکوت" را مینوشت، یارشاطر هم دو دکترای خود در ادبیات فارسی و زبانشناسی را در این سالها گرفت و به پژوهشگری جوان سرشناس تبدیل شد.
به ادامۀ بازی دقت کنید. زرینکوب در ادامه چه شد؟ او هم با جهت رودخانه همراه شد و در دهه 1340 و 1350 "کارنامه اسلام" و "بامداد اسلام" و "تاریخ مردم ایران" را نوشت و در آن با رویکردی اسلامی-سوسیالیستی به تاریخ ایران نگریست. هرچند شریف بود و تا پایان عمر دو قرن سکوت را بهترین کتاب خود میدانست و چاپش میکرد. مردم هم هنوز زرینکوب را با دو قرن سکوت میشناسند و خواهند شناخت.
یارشاطر اما چیز دیگری بود و مقایسه او با دیگر چهره مشهور به ایرانشناسی ایران یعنی ایرج افشار، اوج عظمت یارشاطر را نشان میدهد. چون ایرج افشار هم بی تاثیر از سیاستِ روز نبود. یارشاطر را صرفا میشود با تقیزاده از نسل پیشین همپایه گرفت.
آل احمد به یارشاطر میگفت، بارِ قاطر. اقتضای طبیعتِ آل احمد بود و اگر جز این بود باید تعجب میکردیم.
مطهری ندیدم به او بتازد. یارشاطر به دلیل خاستگاهِ بهاییاش، نسبت به اسلام با احتیاط برخورد میکرد (ویژگی اقلیت ها احتیاط است). ولی میدانیم مطهری و باندش با استادِ یارشاطر یعنی ابراهیم پورداوود چه کردند.
یارشاطر هم تا جایی که من دیدم وارد این مجادلات نشد. مسیرِ خودش را رفت. از هویدا 2 میلیون دلار بودجه گرفت برای دانشنامه "ایرانیکا". بعد از انقلاب هرگز به ایران بازنگشت. خواهر او را در تهران کشته بودند. برای چه بازمیگشت؟
در دهه 70 در صدا و سیمای علی لاریجانی در برنامه "هویت" او را تخریب کردند. او همچون همیشه با همان روحیۀ علمیِ خود از آمریکا به همکاری با سازمانهای علمی داخل کشور مانند دایرهالمعارف بزرگ اسلامی میپرداخت. بودجه ایران که قطع شد، دانشگاه کلمبیا نیویورک به او امکانات و بنیان ملی علوم انسانی آمریکا بودجه داد.
نتیجهاش این شد که امروز نمیتوان کتاب و مقالۀ درست و حسابی درباره تاریخ و فرهنگ ایران نوشت بدون کمک "ایرانیکا".
میگویند احساسی نسبت به بهاییت نداشت. در مورد هویدا هم همین را میگویند. نمیدانم منظورِ این گویندگان چیست. ولی این قبیل قضاوتها را صرفا در مورد اقلیتها میکنیم. وگرنه کسی چک نمیکند که مسلمانان ایرانی که مانند یارشاطر ستارهای علمی و فرهنگی و هنری شدهاند آیا همه احساسی(مثبت) نسبت به اسلام داشتهاند یا خیر؟
یارشاطر بههرحال فخر جامعه بهاییتِ ایرانی و هدیۀ آن جامعه به ایرانیانیست که با آنان چندان مهربان نبودند.
خلاصه آنکه یارشاطر، چکیدۀ همۀ آن چیزی بود که باید ایرانیان آن نسل میبودند و نبودند. با اینحال همین که داریم هم از تکخالهای آن نسل (متولدان اواخر سدۀ پیش و اوایل سدۀ کنونی خورشیدی) است.
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
سومین نشست از:
منظومهی فرهنگی ـ هنری هفتهفته با حافظ
عنوان:
حافظ و مفهوم عشق
حریم عشق را درگه بسی بالاتر از عقل است
سخنران
دکتر قدمعلی سرامی
زمان: سهشنبه ۱۳/شهریور/۱۳۹۷
ساعت: ۱۵ تا ۱۷
مکان: تهران، بلوار میرداماد، روبروی مسجد الغدیر، خیابان شهید حصاری (رازان جنوبی)، خیابان یکم، پلاک ۱۵، کمیسیون ملی یونسکو ـ ایران
لینک کانال انجمن دوستداران حافظ👇
https://telegram.me/channelhafezfans
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
سومین نشست از:
منظومهی فرهنگی ـ هنری هفتهفته با حافظ
عنوان:
حافظ و مفهوم عشق
حریم عشق را درگه بسی بالاتر از عقل است
سخنران
دکتر قدمعلی سرامی
زمان: سهشنبه ۱۳/شهریور/۱۳۹۷
ساعت: ۱۵ تا ۱۷
مکان: تهران، بلوار میرداماد، روبروی مسجد الغدیر، خیابان شهید حصاری (رازان جنوبی)، خیابان یکم، پلاک ۱۵، کمیسیون ملی یونسکو ـ ایران
لینک کانال انجمن دوستداران حافظ👇
https://telegram.me/channelhafezfans
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
Telegram
تاربرگ انجمن دوستداران حافظ
پیوند تاربرگ انجمن دوستداران حافظ
حافظ و حافظ پژوهی
@channelhafezfans
پیوند تاربرگ اینستاگرام انجمن دوستداران حافظ
instagram.com/fansofhafez
حافظ و حافظ پژوهی
@channelhafezfans
پیوند تاربرگ اینستاگرام انجمن دوستداران حافظ
instagram.com/fansofhafez
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
زن یا بانو
✍ فرهاد قنبری
ژاک لاکان روانکاو،فیلسوف فرانسوی در یکی از جنجالی ترین نطریه های خود می گوید«زن وجود ندارد» نظریه ای که با اعتراض بسیار زیادی به ویژه از سوی فمنیست ها مواجه شد.
این گفته لاکان به همان میزان که جنجالی است باعث سوء برداشت های متفاوت نیز شده است.
«زن وجود ندارد» در نزد لاکان در واقع به معنی «بانو وجود ندارد» است.
بانو در ادبیات ما (یا در زبان انگلیسیlady) به دخترانی گفته می شود که بسیار باوقار و متین هستند، دارای زیبایی ظاهری بسیار زیادی بوده و بسیار عاشق پیشه هستند، اشتباه نمی کنند، آرام و موقر سخن می گویند، از هر نوع نقص و عیبی بری هستند و صفاتی از این قبیل که با گفتن کلمه بانو در ذهن نقش می بندد.
اغلب مردان (حداقل در جوانی یا قبل از ازدواج و ارتباط گیری با جنس مخالف) چنین تصویری از زن در ذهن خود دارند.
آنها زن را در مقام « بانو» آرمانی ساخته و با این ذهنیت به سراغ شان می روند.
در واقع عشق نیز نتیجه این آرمانی سازی از جنس مخالف است.
اما این زن «بانو» به عقیده لاکان وجود ندارد.
اغلب مردانی نیز که با چنین ذهنیتی سراغ زنان می روند یا عاشق آنها می شوند پس از مدتی که ازدواجشان یا رابطه شان می گذرد به این مسئله پی میبرند که در اشتباه بوده اند و بانو وجود ندارد.
آنها در برخورد با زن متوجه چروک های صورت ، جوش، نقص های ظاهری، صورت بدون آرایش، بوی عرق و خونریزی و بلند شدن موهای بدن و امثالهم می شوند و به نوعی نه با «بانو»ی خیالی خود بلکه با زن مواجه می شوند.
به این دلیل است که در اغلب ازدواج ها به ویژه ازدواج های عاشقانه اوج بحران روابط پس از چند ماه از شروع زندگی مشترک آغاز می شود.(زمانی که مرد متوجه می شود که شریک او زن است نه بانو)
در اینگونه موارد مردان به دو گونه رفتار می کنند.
برخی پس از مدت ها دعوا و کلنجار رفتن با شریک زندگی خود می پذیرند که بانو وجود ندارد و با این مسئله کنار می آیند و به زندگی مشترک خود ادامه می دهند.
برخی نیز زیر بار پذیرش این مسئله که «زن (بانو) وجود ندارد» نمی روند و فکر می کنند که شریک آنها بانو نیست. آنها با جدا شدن از همسر یا وارد شدن در روابط متعدد دنبال بانو می گردند که در همه آنها نیز با سرخوردگی و شکست مواجه می شوند.
باید در استفاده از کلمات و واژه ها دقت بسیاری کرد.
واژه بانو بی احترامی و خشونت در حق زنان است.
در کلمه بانو چیزی وجود دارد که زنان فاقد آن هستند.
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
زن یا بانو
✍ فرهاد قنبری
ژاک لاکان روانکاو،فیلسوف فرانسوی در یکی از جنجالی ترین نطریه های خود می گوید«زن وجود ندارد» نظریه ای که با اعتراض بسیار زیادی به ویژه از سوی فمنیست ها مواجه شد.
این گفته لاکان به همان میزان که جنجالی است باعث سوء برداشت های متفاوت نیز شده است.
«زن وجود ندارد» در نزد لاکان در واقع به معنی «بانو وجود ندارد» است.
بانو در ادبیات ما (یا در زبان انگلیسیlady) به دخترانی گفته می شود که بسیار باوقار و متین هستند، دارای زیبایی ظاهری بسیار زیادی بوده و بسیار عاشق پیشه هستند، اشتباه نمی کنند، آرام و موقر سخن می گویند، از هر نوع نقص و عیبی بری هستند و صفاتی از این قبیل که با گفتن کلمه بانو در ذهن نقش می بندد.
اغلب مردان (حداقل در جوانی یا قبل از ازدواج و ارتباط گیری با جنس مخالف) چنین تصویری از زن در ذهن خود دارند.
آنها زن را در مقام « بانو» آرمانی ساخته و با این ذهنیت به سراغ شان می روند.
در واقع عشق نیز نتیجه این آرمانی سازی از جنس مخالف است.
اما این زن «بانو» به عقیده لاکان وجود ندارد.
اغلب مردانی نیز که با چنین ذهنیتی سراغ زنان می روند یا عاشق آنها می شوند پس از مدتی که ازدواجشان یا رابطه شان می گذرد به این مسئله پی میبرند که در اشتباه بوده اند و بانو وجود ندارد.
آنها در برخورد با زن متوجه چروک های صورت ، جوش، نقص های ظاهری، صورت بدون آرایش، بوی عرق و خونریزی و بلند شدن موهای بدن و امثالهم می شوند و به نوعی نه با «بانو»ی خیالی خود بلکه با زن مواجه می شوند.
به این دلیل است که در اغلب ازدواج ها به ویژه ازدواج های عاشقانه اوج بحران روابط پس از چند ماه از شروع زندگی مشترک آغاز می شود.(زمانی که مرد متوجه می شود که شریک او زن است نه بانو)
در اینگونه موارد مردان به دو گونه رفتار می کنند.
برخی پس از مدت ها دعوا و کلنجار رفتن با شریک زندگی خود می پذیرند که بانو وجود ندارد و با این مسئله کنار می آیند و به زندگی مشترک خود ادامه می دهند.
برخی نیز زیر بار پذیرش این مسئله که «زن (بانو) وجود ندارد» نمی روند و فکر می کنند که شریک آنها بانو نیست. آنها با جدا شدن از همسر یا وارد شدن در روابط متعدد دنبال بانو می گردند که در همه آنها نیز با سرخوردگی و شکست مواجه می شوند.
باید در استفاده از کلمات و واژه ها دقت بسیاری کرد.
واژه بانو بی احترامی و خشونت در حق زنان است.
در کلمه بانو چیزی وجود دارد که زنان فاقد آن هستند.
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
مفهوم زن، به عنوان زندگی دهنده؛ اساس دین کهن بود. تولد بچه، پر از قدرت و راز بود. اما فلسفه دین جدید تصمیم گرفت تا با چشم پوشی از حقیقت زیست شناسی، قدرت آفرینندگی زن رو به نفع خودش استفاده کنه و مرد رو آفریننده معرفی کنه.
#راز_داوینچی
#دن_براون
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
مفهوم زن، به عنوان زندگی دهنده؛ اساس دین کهن بود. تولد بچه، پر از قدرت و راز بود. اما فلسفه دین جدید تصمیم گرفت تا با چشم پوشی از حقیقت زیست شناسی، قدرت آفرینندگی زن رو به نفع خودش استفاده کنه و مرد رو آفریننده معرفی کنه.
#راز_داوینچی
#دن_براون
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
بعضی وقتها آدم فکر میکنه
کسی رو خوب میشناسه.
اما...
در واقع
فقط نقابش رو میشناسه!
#اگر_بمیری
#فلوریان_زلر
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کسی رو خوب میشناسه.
اما...
در واقع
فقط نقابش رو میشناسه!
#اگر_بمیری
#فلوریان_زلر
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#فروپاشی_نزدیک_است
با دلار ۱۳۰۰۰ تومان که قطعا تا ۲۰۰۰۰ یا حتی بیشتر افزایش خواهد کرد و سکه ۴میلیون و ۶۰۰ هزار تومن، اصطلاح economic collapse یا همان فروپاشی اقتصادی را به طور عینی میتوانیم در ایران مشاهده کنیم. برخی از اقتصاددانان، ماهها قبل، زمانی که دلار به مرز ۵۰۰۰ تومان رسید، این روند افسار گسیخته را پیش بینی کرده بودند. فروپاشی اقتصادی زمانی اتفاق میافتد که ارزش پول یک کشور طی شش ماه، به یک سوم تنزل پیدا کند. در این حالت مردم پولها و نقدینگی خود را از بانکها خارج می کنند و آن را به سکه و طلا و ارز خارجی تبدیل میکنند تا ارزش پولشان از بین نرود. در این حالت به دلیل تقاضای بیش از حد، ارزش واحدهای ارزی و سکه بالا خواهد رفت و در نتیجه ارزش پول ملی، در سرازیری سقوط قرار خواهد گرفت. در کشوری مانند ایران که سرمایه گذاری در بازار بورس و کارخانه های تولیدی معمول نیست، در دسترس ترین امکان، خرید ارز و سکه است. این روند مانند دومینو ادامه مییابد تا مانند کشورهایی مثل سنگال و ونزوئلا، ارزش پول ملی در یک ماه، به یک دهم برسد.
اما فروپاشی اقتصادی چه نتایجی دارد؟
کسب و کار مختل میشود، زیرا فروشندگان سعی میکنند اجناس خود را حفظ کنند.
احتکار پیش می آید.
دلال بازی افزایش مییابد.
سو استفاده از شرایط اقتصادی پیش می آید، مثلا قیمت ماده اولیه ۲۰ درصد افزایش داشته اما تولید کننده تا ۸۰ درصد محصول خود را گران میکند.
پیشه های خدماتی به شدت افت میکنند، زیرا به ریالی دریافت میکنند که ارزشش لحظه به لحظه کم میشود.
داروهای خارجی کمیاب میشود. موج نارضایتی در جامعه راه می افتد و اعتماد به نفس جامعه پایین می آید.
سرانجام همه فروپاشی های اقتصادی، فروپاشی دولت و حکومت است.
تنها راه جلوگیری از این فروپاشی، این است که مردم به جای خرید سکه و ارز، آن را تحریم کنند، یعنی دقیقا آنچه که در زمان نلسون ماندلا رخ داد. اما در کشوری که همه به فکر خود هستند، چنین اتفاقی نخواهد افتاد و نتیجه اینکه فروپاشی اقتصادی، فروپاشی کل جامعه و هیئت حاکمه را به همراه خواهد داشت.
اما آیا نمیشد از این فاجعه اقتصادی و این فروپاشی اقتصادی_اجتماعی جلوگیری کرد؟
به راحتی این کار امکان پذیر بود اگر:
1 . هزینه های اضافی دولت از ۱۶ سال پیش حذف میشد.
2 . اگر هزینه موسسات آموزشی و مذهبی غیر ضروری حذف میشد.
3 . اگر روابط بین المللی سالمی با دنیا داشتیم.
4 . اگر دلارهای نفتی را صرف بلندپروازیهای کشورهای نه چندان مهم منطقه نمیکردیم.
5 . اگر جلوی رانت خواری و خروج ارز توسط آشغالزادهها را میگرفتیم.
6 . اگر با دلارهای نفتی زین اسب و قلاده سگ وارد نمیکردیم.
7 . اگر آزادی نسبی به مردم میدادیم تا به جای هزینه کردن در کشورهای خارجی، پول خود را در ایران سرمایه گذاری میکردند.
8 . اگر امکانات گردشگری داخلی را افزایش میدادیم تا مردم پول خود را در ایران مصرف کنند.
9 . اگر امنیت اقتصادی شرکتهای خارجی را تامین میکردیم.
10 . اگر فریاد مرگ بر این و آن سر نمیدادیم.
11 . اگر از دیوار سفارتها بالا نمیرفتیم.
12 . اگر مردم را درگیر بازیهای سیاسی نمیکردیم.
13 . اگر شرایط تولید داخلی را برای جوانان فراهم و از آنها حمایت میکردیم.
14 . اگر به جای بدنامه های تلویزیونی و پراکندن تخم وحشت و بدبینی بین مردم، به آنها آموزش اقتصادی میدادیم.
و هزار تا اگر دیگر......
اما الان چه باید بکنیم؟
باید بگویم که "دیگر دیر شده است". زمانی که ما ۱۶ سال پیش میگفتیم دلار از ده هزار تومان خواهد گذشت، خیلی از شما به ما خندیدید و ما را به سیاهنمایی متهم کردید.
اما من دیگر آینده اقتصادی دیگری را برای کشورم پیش بینی نمیکنم، زیرا آینده ای نمیبینم. و چیزهایی میبینم که نگفتن آنها بهتر است.
#دکتر_علیرضا_احمدی، مشاور حقوقی، استادیار دانشگاه و اقتصاد دان.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#فروپاشی_نزدیک_است
با دلار ۱۳۰۰۰ تومان که قطعا تا ۲۰۰۰۰ یا حتی بیشتر افزایش خواهد کرد و سکه ۴میلیون و ۶۰۰ هزار تومن، اصطلاح economic collapse یا همان فروپاشی اقتصادی را به طور عینی میتوانیم در ایران مشاهده کنیم. برخی از اقتصاددانان، ماهها قبل، زمانی که دلار به مرز ۵۰۰۰ تومان رسید، این روند افسار گسیخته را پیش بینی کرده بودند. فروپاشی اقتصادی زمانی اتفاق میافتد که ارزش پول یک کشور طی شش ماه، به یک سوم تنزل پیدا کند. در این حالت مردم پولها و نقدینگی خود را از بانکها خارج می کنند و آن را به سکه و طلا و ارز خارجی تبدیل میکنند تا ارزش پولشان از بین نرود. در این حالت به دلیل تقاضای بیش از حد، ارزش واحدهای ارزی و سکه بالا خواهد رفت و در نتیجه ارزش پول ملی، در سرازیری سقوط قرار خواهد گرفت. در کشوری مانند ایران که سرمایه گذاری در بازار بورس و کارخانه های تولیدی معمول نیست، در دسترس ترین امکان، خرید ارز و سکه است. این روند مانند دومینو ادامه مییابد تا مانند کشورهایی مثل سنگال و ونزوئلا، ارزش پول ملی در یک ماه، به یک دهم برسد.
اما فروپاشی اقتصادی چه نتایجی دارد؟
کسب و کار مختل میشود، زیرا فروشندگان سعی میکنند اجناس خود را حفظ کنند.
احتکار پیش می آید.
دلال بازی افزایش مییابد.
سو استفاده از شرایط اقتصادی پیش می آید، مثلا قیمت ماده اولیه ۲۰ درصد افزایش داشته اما تولید کننده تا ۸۰ درصد محصول خود را گران میکند.
پیشه های خدماتی به شدت افت میکنند، زیرا به ریالی دریافت میکنند که ارزشش لحظه به لحظه کم میشود.
داروهای خارجی کمیاب میشود. موج نارضایتی در جامعه راه می افتد و اعتماد به نفس جامعه پایین می آید.
سرانجام همه فروپاشی های اقتصادی، فروپاشی دولت و حکومت است.
تنها راه جلوگیری از این فروپاشی، این است که مردم به جای خرید سکه و ارز، آن را تحریم کنند، یعنی دقیقا آنچه که در زمان نلسون ماندلا رخ داد. اما در کشوری که همه به فکر خود هستند، چنین اتفاقی نخواهد افتاد و نتیجه اینکه فروپاشی اقتصادی، فروپاشی کل جامعه و هیئت حاکمه را به همراه خواهد داشت.
اما آیا نمیشد از این فاجعه اقتصادی و این فروپاشی اقتصادی_اجتماعی جلوگیری کرد؟
به راحتی این کار امکان پذیر بود اگر:
1 . هزینه های اضافی دولت از ۱۶ سال پیش حذف میشد.
2 . اگر هزینه موسسات آموزشی و مذهبی غیر ضروری حذف میشد.
3 . اگر روابط بین المللی سالمی با دنیا داشتیم.
4 . اگر دلارهای نفتی را صرف بلندپروازیهای کشورهای نه چندان مهم منطقه نمیکردیم.
5 . اگر جلوی رانت خواری و خروج ارز توسط آشغالزادهها را میگرفتیم.
6 . اگر با دلارهای نفتی زین اسب و قلاده سگ وارد نمیکردیم.
7 . اگر آزادی نسبی به مردم میدادیم تا به جای هزینه کردن در کشورهای خارجی، پول خود را در ایران سرمایه گذاری میکردند.
8 . اگر امکانات گردشگری داخلی را افزایش میدادیم تا مردم پول خود را در ایران مصرف کنند.
9 . اگر امنیت اقتصادی شرکتهای خارجی را تامین میکردیم.
10 . اگر فریاد مرگ بر این و آن سر نمیدادیم.
11 . اگر از دیوار سفارتها بالا نمیرفتیم.
12 . اگر مردم را درگیر بازیهای سیاسی نمیکردیم.
13 . اگر شرایط تولید داخلی را برای جوانان فراهم و از آنها حمایت میکردیم.
14 . اگر به جای بدنامه های تلویزیونی و پراکندن تخم وحشت و بدبینی بین مردم، به آنها آموزش اقتصادی میدادیم.
و هزار تا اگر دیگر......
اما الان چه باید بکنیم؟
باید بگویم که "دیگر دیر شده است". زمانی که ما ۱۶ سال پیش میگفتیم دلار از ده هزار تومان خواهد گذشت، خیلی از شما به ما خندیدید و ما را به سیاهنمایی متهم کردید.
اما من دیگر آینده اقتصادی دیگری را برای کشورم پیش بینی نمیکنم، زیرا آینده ای نمیبینم. و چیزهایی میبینم که نگفتن آنها بهتر است.
#دکتر_علیرضا_احمدی، مشاور حقوقی، استادیار دانشگاه و اقتصاد دان.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
📚به خدا قسم، خدا گاو نیست!
اندر حکایتِ استاد(!) رحیم پور ازغدی و ماجرای دین-خواری
✍اگر کسی از من بخواهد تا تمام آنچه در موردِ مقوله دین می گویم را به زبان خیلی ساده و خلاصه، صورتبندیِ مفهومی کنم، خواهم گفت که:
《خداوند، گاو نیست》؛
🔻خداوند چون یک گاو نیست که اهلی و سر به زیر، او را در اصطبلِ ذهن و وجودتان اسیر کنید و نیمچه یونجه ای در قالبِ صلوات و عبادت پیش اش بریزید و بعد، او را بدوشید و از شیرش ماستِ سیاست و پنیر اقتصاد درست کنید؛
تازه مثل یک گاو ویژه و انحصاری که فقط به قوم و قبیله و سبک زندگیِ شما تعلق دارد.
🔻شما به وضعیت خدا در فرهنگِ عموم مسلمین نگاه کنید!
آنها سوار خدا شده اند!
هر چه می خواهند را به خدا نسبت می دهند!
سر حتی یکدیگر و مسلمانانِ دیگر را توام با تلاوتِ قرآن می برند و ادعا می کنند که حکم خدا را اجرا می کنند!
خدا را تبدیل به یک شیء قابل احاطه کرده اند که از همه چیزش و حتی از افکار و ارزش ها و احکام و اهداف و برنامه ها و عواطف اش خبر دارند!
از کوچه و پس کوچه هایِ بهشت و جهنم و از تعداد دروازه-بانان جهنم هم مطلع اند!
یک کتاب زده اند زیر بغل-شان و اخیرا درخواست داده اند که قم بشود واتیکان و ایشان نماینده بفرستند به دیگر نقاط جهان برای هدایت انسان هایی که عموما از جمیعِ شئونِ مادی و معنوی و اخلاقی، وضعِ بهتری از ایشان دارند!
فرض کنید که علم الهدی برود سوئیس برای ارشاد آنها!
آیا خنده دار/گریه آور نیست؟
🔻حال، اعتراضِ اخیرِ استاد(!) رحیم پور ازغدی را در این سیاق می توان چنین فهم کرد که:
《چرا استفاده بهینه از این گاو-خدا نمی کنید؟ چرا به اندازه کافی او را نمی دوشید؟ چرا در تولیدِ ماستِ سیاست و پنیرِ اقتصاد کاهلی دارید؟ یا به طور کلی در تولیدِ اصناف شاخه های علوم انسانی از این گاو-خدا؟ و...》.
پاسخ این است که:
وقتی خدا تبدیل به گاو-چیز شود، بالاخره پیر می شود و پستان هایش می خشکد!
این خدایِ زبان-بسته شما، زیر فشار و عطشِ مصرفِ شما تلف شده است!
آیا نمی بینید؟
شما خدا را تبدیل به 《گاو-چیز》 کردید و خوردید!
خدای-تان تمام شد و شما چون چاه خشکیده و تاجر مفلس و ورشکسته به تباهی و اعوجاج افتاده اید!
شما دین-ورزانِ خوبی نبودید؛ بلکه دین-خوارانِ خوبی بودید! اساسا حتی یک لحظه دین را درست درک نکردید و از بت پرستی رها نشدید! خدا را به بت-گاو بدل کردید! به امر متعین و احاطه-پذیر!
🔻به استاد(!) رحیم پور ازغدی باید گفت:
《ای کسانی که گمان کرده اید ایمان آورده اید، اینبار واقعا ایمان بیاورید!》
#علیرضاموثق
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
📚به خدا قسم، خدا گاو نیست!
اندر حکایتِ استاد(!) رحیم پور ازغدی و ماجرای دین-خواری
✍اگر کسی از من بخواهد تا تمام آنچه در موردِ مقوله دین می گویم را به زبان خیلی ساده و خلاصه، صورتبندیِ مفهومی کنم، خواهم گفت که:
《خداوند، گاو نیست》؛
🔻خداوند چون یک گاو نیست که اهلی و سر به زیر، او را در اصطبلِ ذهن و وجودتان اسیر کنید و نیمچه یونجه ای در قالبِ صلوات و عبادت پیش اش بریزید و بعد، او را بدوشید و از شیرش ماستِ سیاست و پنیر اقتصاد درست کنید؛
تازه مثل یک گاو ویژه و انحصاری که فقط به قوم و قبیله و سبک زندگیِ شما تعلق دارد.
🔻شما به وضعیت خدا در فرهنگِ عموم مسلمین نگاه کنید!
آنها سوار خدا شده اند!
هر چه می خواهند را به خدا نسبت می دهند!
سر حتی یکدیگر و مسلمانانِ دیگر را توام با تلاوتِ قرآن می برند و ادعا می کنند که حکم خدا را اجرا می کنند!
خدا را تبدیل به یک شیء قابل احاطه کرده اند که از همه چیزش و حتی از افکار و ارزش ها و احکام و اهداف و برنامه ها و عواطف اش خبر دارند!
از کوچه و پس کوچه هایِ بهشت و جهنم و از تعداد دروازه-بانان جهنم هم مطلع اند!
یک کتاب زده اند زیر بغل-شان و اخیرا درخواست داده اند که قم بشود واتیکان و ایشان نماینده بفرستند به دیگر نقاط جهان برای هدایت انسان هایی که عموما از جمیعِ شئونِ مادی و معنوی و اخلاقی، وضعِ بهتری از ایشان دارند!
فرض کنید که علم الهدی برود سوئیس برای ارشاد آنها!
آیا خنده دار/گریه آور نیست؟
🔻حال، اعتراضِ اخیرِ استاد(!) رحیم پور ازغدی را در این سیاق می توان چنین فهم کرد که:
《چرا استفاده بهینه از این گاو-خدا نمی کنید؟ چرا به اندازه کافی او را نمی دوشید؟ چرا در تولیدِ ماستِ سیاست و پنیرِ اقتصاد کاهلی دارید؟ یا به طور کلی در تولیدِ اصناف شاخه های علوم انسانی از این گاو-خدا؟ و...》.
پاسخ این است که:
وقتی خدا تبدیل به گاو-چیز شود، بالاخره پیر می شود و پستان هایش می خشکد!
این خدایِ زبان-بسته شما، زیر فشار و عطشِ مصرفِ شما تلف شده است!
آیا نمی بینید؟
شما خدا را تبدیل به 《گاو-چیز》 کردید و خوردید!
خدای-تان تمام شد و شما چون چاه خشکیده و تاجر مفلس و ورشکسته به تباهی و اعوجاج افتاده اید!
شما دین-ورزانِ خوبی نبودید؛ بلکه دین-خوارانِ خوبی بودید! اساسا حتی یک لحظه دین را درست درک نکردید و از بت پرستی رها نشدید! خدا را به بت-گاو بدل کردید! به امر متعین و احاطه-پذیر!
🔻به استاد(!) رحیم پور ازغدی باید گفت:
《ای کسانی که گمان کرده اید ایمان آورده اید، اینبار واقعا ایمان بیاورید!》
#علیرضاموثق
کانال پروازفکرواندیشه
@flith