پرواز فکر و اندیشه
1.18K subscribers
4.2K photos
2.1K videos
84 files
984 links
‏جاویدشاه فقط یه شعار نیست…

عهد ما با ایران و هزاران سال پادشاهی‌ست…
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
"او چوم سیایه"
ترانه‌ی گیلکی با ملودی فرانسوی

تیکه ای زیبا از فیلم : "در دنیای تو ساعت چند است"

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#علی_دایی
درحاشیه نشست خبری،صندلی‌اش را پشت میز جابه‌جا کرد تاپشت میکروفن‌ صداوسیما نباشد او دراعتراض به صداوسیما این اقدام راانجام داد

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
تا زهره و مه در آسمان گشت پدید

بهتر ز می ناب کسی هیچ ندید

من در عجبم ز میفروشان کایشان

به زانکه فروشند چه خواهند خرید

 
#خیام

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


#شاهنامه
داستان صد و بیست و نه
#بیژن_و_منیژه

شاه از گفتار بیژن شاد شد و به گرگین میلاد گفت : بیژن راه توران را نمی داند . تو او را تا سر آب بند راهبر باش ویارمند. آن دو چون به مرغزار رسیدند و گرازان زیادی را دیدند ،بیژن به گرگین گفت :تو آنطرف آبگیر بایست و اگر گرازی از دست من در رفت آن را با گرز بزن. گرگین گفت قرارتو با شاه این بود که خودت تنهایی این کار را انجام دهی و کار من فقط رساندن تو به اینجا بود.
بیژن از حرف گرگین ناراحت شد و مثل شیر به گله گرازان حمله کرد و تمام آنها را کشت و سر و دندان آن ها را به کناری گذاشته تا نزد کیخسرو ببرد. گرگین از گفته خود پشیمان شده بود ،اگرچه بر او آفرین گفت و از پیروزیش شادی کرد . اما آتش حسد در دلش شعله زد و از بدنامی خود ترسید و اندیشه اهریمنی گستردن دامی برای بیژن در سرش راه یافت.
با چابلوسی از او تعریف کرد و گفت : من بارها در این مکان بوده ام . بیا کمی تفریح کنیم. در فاصله دو روز راه از اینجا ، در خاک توران ، در دشتی خرم و دل انگیز جشنگاهی هست پر از پری چهره و منیژه ، دخت افراسیاب هم آنجاست. اگر به آنجا برویم و چند پری چهره بگیریم نزد شاه ارجمند خواهیم شد. 

منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
      به کوشش : سهراب چمن آرا


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


#نان_حلال خیلی خیلی خوب است. من نان حلال را خیلی دوست دارم. ما باید همیشه دنبال نان حلال باشیم، مثل آقا تقی.

آقاتقی یک ماست‌بندی دارد.او همیشه پولِ آبِ مغازه را سر وقت می‌دهد تا آبی که در شیرها می‌ریزد، حلال باشد. آقا تقی می‌گوید: آدم باید یک لقمه نان حلال به زن و بچه‌اش بدهد تا فردا که سرش را گذاشت روی زمین و عمرش تمام شد، پشت سرش بد و بیراه نباشد .

دایی من هم کارمند یک شرکت است. او می‌گوید: تا مطمئن نشوم که ارباب رجوع از ته دل راضی شده، از او رشوه نمی‌گیرم. آدم باید دنبال نان حلال باشد.

دایی‌ام می‌گوید: من ارباب رجوع را مجبور می‌کنم قسم بخورد که راضی است و بعد رشوه می‌گیرم! داییم می‌گوید: تا پول آدم حلال نباشد، برکت نمی‌کند.
پول حرام بی‌برکت است.

ولی پدرم یک کارگر است و من فکر می‌کنم پولش حرام است؛ چون هیچ‌وقت برکت ندارد و همیشه وسط برج کم می‌آورد. تازه یارانه‌ها را خرج می‌کند و پول آب و برق و گاز را نداریم که بدهیم. ماه قبل، برق ما را قطع کردند، چون پولش را نداده بودیم. دیشب می‌خواستم به پدرم بگویم کاش دنبال یک لقمه نان حلال بودی!


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


#علم_بهتر_است_یا_ثروت؟

موضوع انشایی که ما را از شعور غافل کرده بود.

✍ نصرت‌الله محمودزاده:

چقدر در ایام نوجوانی معلمین ساده‌لوح با این سؤال انحرافی فکرمان را به بی‌راهه بردند. البته آنها تصورش را هم نمی‌کردند که کشور به چنین جایی برسد که مروجین علم با مسافرکشی امرار معاش کنند و صاحبان ثروت با اختلاس پول پارو کنند.
علم و ثروت هر دو شمشیری هستند دو لبه که اگر بدست افراد با شعور افتد، می‌شود مبنای توسعه و اگر در ید تزویر قرار گیرد، می‌شود اوضاع آشفته جهان سوم در کشوری غنی از نفت و‌گاز. اگر هم این دو در انحصار جهل مقدس قرار گیرد، نهایت استعمار و استثمار رخ می‌دهد.
رابطه‌ی علم و ثروت با شعور.
در یک دهه، ۸۰۰ میلیارد دلار درآمد نفتی داشتیم، اما فاقد شعوری که در امور زیربنایی سرمایه گذاری کند. راحت‌ترین کار این بود که سهام معتبرترین شرکتهای دنیا را خریداری نماییم تا سالیانه ۶۰ میلیارد دلار سود به ثروت کشور اضافه شود.
توسعه به اعتبار شعور، علم و ثروت آفرین است. ژاپن، کره، مالزی و اخیرا چین از شعار خارج و به شعور مراجعه کرده و علم‌ و ثروت را قبضه کردند.

در رویا نوشتن چقدر لذت بخش است.
برگردیم به خودمان. فکر می‌کنید پس از استیضاح وزیر صنعت نوبت کسیت؟ سه سال وقت دارند که به ملت بفهمانند در انتخابات ۹۶ اشتباح کردند و بعد، مثل بره برگردند به دنیای اشکنه خوری و فضای تحریم مورد نظر خودشان که نفت را با سیاست بابک زنجانی بفروشند و پولی به خزانه نیاید که مجبور شوند سازمان برنامه را حذف کنند.
علم، ثروت، شعور، بیداری، آگاهی مردم، کلماتی که اگر توسط کسی شفاف شود، جرمش بیش از یک مفسد اقتصادی است.
بالا رفتن شعور مردم فیل را هم از پا خواهد انداخت، چه رسد به این متحجرین. توسعه از جنس تفکر مردی از جنس امیرکبیر.


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#گاومیشی_که_صداوسیما_می‌بیند

مصطفی کیانی "کارگردان": در مستندم تصویر گاومیش از زاویه پشت را سانسور کردند

کارتون : محمدرضا میرشاه ولد

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پرواز فکرواندیشه
@flith


آیا دین ضامن اخلاق در جامعه است؟


قسمت ۱

بسیاری از افراد در مورد اخلاقیات اسلام صحبت می کنند و می گویند اسلام خوب است چون انسان را به کارهای خوب دعوت می کند، اگر اسلام نباشد جامعه پر از دروغ و آدم کشی و... خواهد شد. غرب را نگاه کنید، غرب با آزادی دادن به همجنسگرایان به قوم لوط برگشته است، اگر اسلام وجود نداشته باشد خانواده از بین خواهد رفت و…
معمولا دلیل اینکه کسانی دروغ می گویند و یا دزدی می کنند این نیست که این افراد نمی دانند دزدی کردن و دروغ گفتن کار بدی است، یا اینکه کسی به آنها نگفته است که این دست کارها ناپسند و منفی هستند. در واقع شاهکاری که ادیان انجام می دهند این است که می گویند خوبی خوب است و بدی بد است، آیا تکرار این مسئله که دروغ بد است و یا دزدی بد است باعث می شود که آدمها دروغ نگویند و یا دزدی نکنند؟ هرگز!
آیا کسی پیدا می شود که بگوید دزدی خوب است و دروغ گفتن بد نیست؟ آیا پیامبر اسلام واقعا هنر کرده است که مثلا گفته است دزدی بد است؟ کسانی که فکر می کنند دین ضامن اخلاق در جامعه است در واقع درک بسیار سبکی از جامعه شناسی و روانشناسی و ماهیت انسان دارند. انسانها ربات نیستند که نیاز به یک سری دستورالعمل ها داشته باشند که بخواهند آنها را مو به مو اجرا کنند، اینکه شما برای مردمی تکرار کنید که خوبی خوب است و بدی بد است هرگز باعث ترویج خوبی و از بین رفتن بدی نمی شود. اینکه چرا در جامعه جرم و پلیدی وجود دارد و چه راهکارهایی برای کم کردن این چیزها باید ایجاد شود سوال ساده ای نیست، علومی مانند روانشناسی، جامعه شناسی و جرمشناسی همواره در پی پاسخ دادن به این پرسشها هستند، پس تا اینجا باید دانست که دین کار بزرگی برای ترویج اخلاقیات نمی دهد، دین تنها می گوید خوب خوب است و بد بد است، کسی نیز برعکس آنرا مدعی نمی شود، یعنی کسی نیست که بگوید خوب بد است و بد خوب است! و این گفتار دین شرط کافی برای ایجاد جامعه اخلاقی تر نیست! اندیشه دینی تنها تعدادی از اخلاقیات بسیار پیش پا افتاده را پشت سر هم تکرار می کند در حالی که نه تنها هیچ برنامه ای مثبت و عاقلانه برای ایجاد جامعه ای که در آن اخلاقیات اجرا شوند و شرایط دروغ نگفتن و… در آن پیش بیاید ندارد، بلکه شرایط جهنمی ای ایجاد می کنند که همه افراد مجبورند در آن شرایط دروغ بگویند و آدمهای پلیدی باشند که همواره به دنبال بیرون کشیدن گلیم خود از آب و زیر پا گذاشتن حقوق دیگران باشند، نظیر آنچه امروز به عنوان فروپاشی اخلاقی مردم ایران بعد از خلالوش 57 مطرح است.
کار دیگری که دینداران آنرا ضمانت اجرای قوانین اخلاقی دینی می دانند ترس از قیامت است، آنها فکر می کنند انسانها مانند خردسالان از جانوران تخیلی و متافیزیکی می ترسند، و در واقع خود دینداران واقعا از این چیزها می ترسند، اما چیزی که ترس آنها را تسکین می دهد بی حساب و کتاب بودن مفاهیم دینی و کشکی بودن آنها است، مثلا از احادیث بر می آید که شما اگر یک نماز جماعت بخوانید به قدری ثواب کرده اید که اگر تمام درختان عالم قلم شوند و تمام آبهای جهان جوهر شوند و تمام جن و انس و فرشته کاتب شوند، نمی توانند مقدار این ثواب را بنویسند، یا مثلا وقتی شما برای امام حسین گریه می کنید، امام حسین در روز قیامت شما را شفاعت خواهد کرد، این دست شوخی ها که از فسادشدیددستگاه قضائی تخیلی الهی خبر می دهندباعث می شودکه افراد چندان نیز در ترس از گناهان خود به سر نبرند، چون راه برای توجیه جرائم بسیار زیاد است، دین اصولا آنقدر مبحث گسترده و بی در و پیکری است که شمامی توانیدهر کاری را که انجام می دهید یا هر اندیشه دینی ای را با استفاده از خود مفاهیم دینی توجیه کنید، این است که این ترس نیز چندان ضمانت مطمئنی نیست! چون چیز پایداری نیست! از این گذشته اینکه شما تلاش کنیدمردم را در ترس و وحشت نگه دارید تا کاری را نکنندیک کارکاملا ظالمانه است.
همین بی پایه بودن و توجیه پذیر بودن مفاهیم دینی بزرگترین علت ضد اخلاق بودن پدیده دیانت است،دینداران به همین دلیل که مفاهیم دینی آنها بی پایه و اساس است انسانهایی به شدت قانون گریز هستند، چون قوانین الهی خود را بالاتر از هر قانون دیگری می ببینند. دینداران خدا را در خود می بینند، بجای اینکه خود را طرفدار خدا ببینند، خدا را طرفدار خود می بینند، کارهای خود را می توانند به سادگی به خدا بچسبانند، معمولا آدمهای مذهبی دشمنان خودرا دشمنان خدا می خوانند و یا رسماً آنهارا شیطانی و شر می نامند، این باعث می شود که شخص به هر کاری که خود فکر می کند درست است دست بزند با توجیه اینکه این کار بر رضای خداوند است.خمینی، هیتلر، بن لادن،محمدرسول الله،دستگاه حکومتی کاتولیکها و بسیاری دیگر از جنایتکاران تاریخ،دشمنان خودرادشمنان خدانامیده اندونابودی آنها را خواست خدامی دانند.




ادامه دارد...

کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


#از_موشک_تا_پوشک!

#رضا_احمدی:

از سال 1390 سیاست کنترل جمعیت کنار گذاشته شد و تشویق به فرزندآوری در دستور کار قرار گرفت. در این سالها شاهد رویکرد به فرزند آوری در خانوادههای جوان تازه تشکیل شده بودیم که معمولا از اشتغال و درآمد مناسبی برخوردار نیستند. تحریمهای اخیر آمریکا، وضعیت اقتصادی، روانی - اخلاقی جامعه را به هم ریخته است و آسیبهای غیر قابل جبرانی را بر جامعه ایران تحمیل کرده که آثار آن را در آینده نه چندان دور شاهد خواهیم بود.

در ماهها، هفته ها و روزهای اخیر، شاهد گرانی سرسام آور، افت ارزش پول ملی و دارایی های مردم هستیم. در این رابطه هیچ کس پاسخگو نیست و خود را مسئول نمیداند در حالی که حاکمیت در برابر این خسارت های وارده به مردم، ضامن است. دکتر روحانی نیز در پاسخ به سوال نمایندگان، به جای پاسخگویی، منبر غرایی رفت!

امروز خانواده هایی که دارای نوزاد و کودک هستند با بحران تهیه شیر خشک و پوشک روبرو شده اند و افزایش قیمت ها، خانواده های کم درآمد را سرگردان کرده است. در کشاکش تحریم و زیاده خواهی ها، بی رحمی های کاسبان وطنی تحریم و بی برنامگی ها، این خانواده های جوان، کم درآمد و بیکار و کودکان خردسال هستند که دچار آسیب عمیق شده اند. مسأله ای که در بدو امر پیش پا افتاده تلقی شده اما به عنوان یک نمونه مهم از وضعیت اقتصادی یله و رها و وابسته، گرچه برای کارگزاران کشور آسیبی خرد توهم می شود اما، برای مردم مهم می باشد.

جای بسی تاسف است برای جامعه ای که برخی به تولید «موشک» های قاره پیما و نقطه زن مشغولند و آنرا در بوق و کرنا می کنند اما، از تولید «پوشک» برای کودکانشان در مانده اند!


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
Audio
کانال تلگرامی کتابخانه گویا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
Audio
کانال تلگرامی کتابخانه گویا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


#شاهنامه
داستان صد و سی
#بیژن_و_منیژه

بیژن جوان دلش از شادی شگفت و آن دو راه درازی را یک روزه پیمودند تا به مرغزار رسیدند . از سوی دیگر منیژه با صد کنیز ماهرو به دشت رسیدند و بساط جشن و سرور را بر پا کردند. بیژن لباس شاهانه پوشیده و خرامان به بیشه نزدیک شد . چون چشمش به منیژه افتاد مهرش را به دل گرفت . از سوی دیگر منیژه جوان برومندی را با کلاه شاهانه دید و مهرش به جوش آمد. منیژه دایه خود را فرستاد تا ببیند او کیست. بیژن خودش را به دایه معرفی کرد و نزد منیژه رفتند. آن دو باهم سه شبانه روز شادی کردند و خوردند و نوشیدند . چون هنگام رفتن فرا رسید ، منیژه داروی بیهوشی در نوشابه بیژن ریخته و او را بیهوش به کاخ خودش برد. بیژن وقتی در کاخ منیژه به هوش آمد و فهمید چه بلایب گرگین به سرش آورده او را نفرین کرد. منیژه بیژن را دلداری کرد و چند روزی باهم خوش بودند. خبر به افراسیاب رسید که دختر جفت ایرانی پیدا کرده و در قصرش از او نگهداری میکند . افراسیاب از کار منیژه دلش خیره ماند. و به قراخان سالار گفت : برو و از کار این زن ناپاک مرا آگاهی ده .


منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
      به کوشش : سهراب چمن آرا


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#کارتون؛ موشک داریم، اما پوشک نداریم

کارتونیست: بهنام محمدی

رئیس اتحادیه خرازی‌های ایران: ده کارخانه تولیدپوشک و نواربهداشتی به دلیل نبود مواداولیه تعطیل شده‌اند.


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
حافظا مِى خور و رندى كن و خوش باش ولى

دام تزوير مكن چون دگران قرآن را...

حافظ
#محرم #مسئولين #اختلاس


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


روانکاوی اختلاف بین مادرزن و داماد 1

مادر که به پیری می گراید، از طریق اینکه خود را در وجود فرزندانش می بیند و به وسیله سهم فعالانه ای که در زندگی عاطفی آنها دارد، خویشتن را در برابر این خطر حفظ می کند.

از اینجاست که گفته اند والدین در وجود فرزندان خود، جوانی را از سر می گیرند: این یکی از بزرگترین فوایدی است که از فرزندان به والدین می رسد.

به این سبب، زن نازا در برابر محرومیتهایی که در زندگی زناشویی باید به ان تن در دهد، خود را از پکی از مؤثرترین عوامل تسلی خاطر محروم می بیند.

توتم و تابو
زیگموند فروید


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


روانکاوی اختلاف بین مادرزن و داماد 2

این تشبه عاطفی زن نسبت به دخترش، در بعضی از زنان تا آنجا گسترش می یابد که مادرزن در عشقی که دخترش به شوهر خود دارد، شریک می شود و این امر در موارد بسیار حاد، به علت مقاومت روانی شدیدی که مادر در برابر این نوع احساسات از خود بروز می دهد، کار را به اختلالات روانی وخیمی می کشاند، معهذا وجود احساسات عاشقانه در مادرزن نسبت به داماد به فراوانی به چشم می خورد، احساساتی که خواه به شکل واقعی خود و خواه به شکل تمایلی معکوس، در تصادمی که بین قوای روانی مختلف در ضمیر مادرزن در می گیرد، شرکت می جویند.

توتم و تابو
زیگموند فروید

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


روانکاوی اختلاف بین مادر زن و داماد 3

در اغلب موارد، مادرزن نسبت به داماد مخصوصاً نفرت و میل به اذیت و آزار از خود بروز می دهد تا به این وسیله بهتر بتواند احساس محبت گناه آلود را نسبت به وی، در وجود خویش از میان ببرد.

توتم و تابو
زیگموند فروید


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
خلاصه تعاریف توتم و تابو

توتم = حیوان پرستی
تابو = نهی شده یا حرام یا ممنوعه که در اصطلاح فروید با (ترس مقدس) برابر است

پاورقی. مترجم

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پرواز فکرواندیشه
@flith


یارشاطر، آل احمد و مطهری همنسل و همسن بودند.
ولی یارشاطر نه تنها در این گروه فرضیِ سه نفره که در کل آن نسل اقلیتی کوچک بود. در دهه‌های 20 و 30 به یارشاطرها پسماندهای دیکتاتوریِ از میان رفتۀ رضاشاهی می‌گفتند. اقلیتی از جوانان آن سالها پان ایرانیست و ملیگرا (گروه کوچکی هم فاشیست) بودند و خیل عظیم بقیه چپگرا و سوسیالیست و انقلابی و اسلامگرا که بعدا در دهه 40 طفل نامشروعی از آمیزش آنان هم به جمع دیوان افزوده شد به نام مارکسیسم اسلامی که جنازه‌ای از آن تا امروز به نام مجاهدین خلق روی زمین مانده است.
یارشاطر در چنین منجلابی خود را نگه داشت و خوش درخشید. همچون عبدالحسین زرین‌کوب که وسط غائله ملی شدن نفت و جنگهای مبتذل سیاسی 1329-1330، کتاب هنوز خواندنیِ "دو قرن سکوت" را می‌نوشت، یارشاطر هم دو دکترای خود در ادبیات فارسی و زبانشناسی را در این سالها گرفت و به پژوهشگری جوان سرشناس تبدیل شد.
به ادامۀ بازی دقت کنید. زرین‌کوب در ادامه چه شد؟ او هم با جهت رودخانه همراه شد و در دهه 1340 و 1350 "کارنامه اسلام" و "بامداد اسلام" و "تاریخ مردم ایران" را نوشت و در آن با رویکردی اسلامی-سوسیالیستی به تاریخ ایران نگریست. هرچند شریف بود و تا پایان عمر دو قرن سکوت را بهترین کتاب خود می‌دانست و چاپش می‌کرد. مردم هم هنوز زرین‌کوب را با دو قرن سکوت می‌شناسند و خواهند شناخت.
یارشاطر اما چیز دیگری بود و مقایسه او با دیگر چهره مشهور به ایرانشناسی ایران یعنی ایرج افشار، اوج عظمت یارشاطر را نشان میدهد. چون ایرج افشار هم بی تاثیر از سیاستِ روز نبود. یارشاطر را صرفا می‌شود با تقی‌زاده از نسل پیشین هم‌پایه گرفت.
آل احمد به یارشاطر می‌گفت، بارِ قاطر. اقتضای طبیعتِ آل احمد بود و اگر جز این بود باید تعجب می‌کردیم.
مطهری ندیدم به او بتازد. یارشاطر به دلیل خاستگاهِ بهایی‌اش، نسبت به اسلام با احتیاط برخورد می‌کرد (ویژگی اقلیت ها احتیاط است). ولی می‌دانیم مطهری و باندش با استادِ یارشاطر یعنی ابراهیم پورداوود چه کردند.
یارشاطر هم تا جایی که من دیدم وارد این مجادلات نشد. مسیرِ خودش را رفت. از هویدا 2 میلیون دلار بودجه گرفت برای دانشنامه "ایرانیکا". بعد از انقلاب هرگز به ایران بازنگشت. خواهر او را در تهران کشته بودند. برای چه بازمی‌گشت؟
در دهه 70 در صدا و سیمای علی لاریجانی در برنامه "هویت" او را تخریب کردند. او همچون همیشه با همان روحیۀ علمیِ خود از آمریکا به همکاری با سازمانهای علمی داخل کشور مانند دایره‌المعارف بزرگ اسلامی می‌پرداخت. بودجه ایران که قطع شد، دانشگاه کلمبیا نیویورک به او امکانات و بنیان ملی علوم انسانی آمریکا بودجه داد.
نتیجه‌اش این شد که امروز نمی‌توان کتاب و مقالۀ درست و حسابی درباره تاریخ و فرهنگ ایران نوشت بدون کمک "ایرانیکا".
می‌گویند احساسی نسبت به بهاییت نداشت. در مورد هویدا هم همین را می‌گویند. نمی‌دانم منظورِ این گویندگان چیست. ولی این قبیل قضاوت‌ها را صرفا در مورد اقلیت‌ها می‌کنیم. وگرنه کسی چک نمی‌کند که مسلمانان ایرانی که مانند یارشاطر ستاره‌ای علمی و فرهنگی و هنری شده‌اند آیا همه احساسی(مثبت) نسبت به اسلام داشته‌اند یا خیر؟
یارشاطر به‌هرحال فخر جامعه بهاییتِ ایرانی و هدیۀ آن جامعه به ایرانیانی‌ست که با آنان چندان مهربان نبودند.
خلاصه آن‌که یارشاطر، چکیدۀ همۀ آن چیزی بود که باید ایرانیان آن نسل می‌بودند و نبودند. با این‌حال همین که داریم هم از تک‌خال‌های آن نسل (متولدان اواخر سدۀ پیش و اوایل سدۀ کنونی خورشیدی) است.


کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith


‍ سومین نشست از:
منظومه‌ی فرهنگی ـ هنری هفت‌هفته با حافظ

عنوان:
حافظ و مفهوم عشق
حریم عشق را درگه بسی بالاتر از عقل است

 
سخنران
دکتر قدمعلی سرامی


زمان: سه‌شنبه ۱۳/شهریور/۱۳۹۷
ساعت: ۱۵ تا ۱۷

مکان: تهران، بلوار میرداماد، روبروی مسجد الغدیر، خیابان شهید حصاری (رازان جنوبی)، خیابان یکم، پلاک ۱۵، کمیسیون ملی یونسکو ـ ایران


لینک کانال انجمن دوستداران حافظ👇
https://telegram.me/channelhafezfans


کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith

زن یا بانو
✍ فرهاد قنبری



ژاک لاکان روانکاو،فیلسوف فرانسوی در یکی از جنجالی ترین نطریه های خود می گوید«زن وجود ندارد» نظریه ای که با اعتراض بسیار زیادی به ویژه از سوی فمنیست ها مواجه شد.

این گفته لاکان به همان میزان که جنجالی است باعث سوء برداشت های متفاوت نیز شده است.
«زن وجود ندارد» در نزد لاکان در واقع به معنی «بانو وجود ندارد» است.
بانو در ادبیات ما (یا در زبان انگلیسیlady) به دخترانی گفته می شود که بسیار باوقار و متین هستند، دارای زیبایی ظاهری بسیار زیادی بوده و بسیار عاشق پیشه هستند، اشتباه نمی کنند، آرام و موقر سخن می گویند، از هر نوع نقص و عیبی بری هستند و صفاتی از این قبیل که با گفتن کلمه بانو در ذهن نقش می بندد.

اغلب مردان (حداقل در جوانی یا قبل از ازدواج و ارتباط گیری با جنس مخالف) چنین تصویری از زن در ذهن خود دارند.
آنها زن را در مقام « بانو» آرمانی ساخته و با این ذهنیت به سراغ شان می روند.
در واقع عشق نیز نتیجه این آرمانی سازی از جنس مخالف است.
اما این زن «بانو» به عقیده لاکان وجود ندارد.
اغلب مردانی نیز که با چنین ذهنیتی سراغ زنان می روند یا عاشق آنها می شوند پس از مدتی که ازدواجشان یا رابطه شان می گذرد به این مسئله پی میبرند که در اشتباه بوده اند و بانو وجود ندارد.
آنها در برخورد با زن متوجه چروک های صورت ، جوش، نقص های ظاهری، صورت بدون آرایش، بوی عرق و خونریزی و بلند شدن موهای بدن و امثالهم می شوند و به نوعی نه با «بانو»ی خیالی خود بلکه با زن مواجه می شوند.
به این دلیل است که در اغلب ازدواج ها به ویژه ازدواج های عاشقانه اوج بحران روابط پس از چند ماه از شروع زندگی مشترک آغاز می شود.(زمانی که مرد متوجه می شود که شریک او زن است نه بانو)
در اینگونه موارد مردان به دو گونه رفتار می کنند.
برخی پس از مدت ها دعوا و کلنجار رفتن با شریک زندگی خود می پذیرند که بانو وجود ندارد و با این مسئله کنار می آیند و به زندگی مشترک خود ادامه می دهند.

برخی نیز زیر بار پذیرش این مسئله که «زن (بانو) وجود ندارد» نمی روند و فکر می کنند که شریک آنها بانو نیست. آنها با جدا شدن از همسر یا وارد شدن در روابط متعدد دنبال بانو می گردند که در همه آنها نیز با سرخوردگی و شکست مواجه می شوند.

باید در استفاده از کلمات و واژه ها دقت بسیاری کرد.
واژه بانو بی احترامی و خشونت در حق زنان است.
در کلمه بانو چیزی وجود دارد که زنان فاقد آن هستند.


کانال پروازفکرواندیشه
@flith