@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
حال دنیا را پرسیدم من از فرزانه ای
گفت :
یا آب است,
یا خاک است
یا پروانه ای !
گفتمش احوال عمرم را بگو , این عمر چیست ؟
گفت یا برق است , یا باد است , یا افسانه ای!
گفتمش این ها که می بینی , چرا دل بسته اند
گفت یا خوابند , یا مستند , یا دیوانه ای !
گفتمش احوال جانم را پس از مردن , بگو ؟
گفت یا باغ است یا نار است , یا ویرانه ای !
#ابوسعید_ابوالخیر
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
حال دنیا را پرسیدم من از فرزانه ای
گفت :
یا آب است,
یا خاک است
یا پروانه ای !
گفتمش احوال عمرم را بگو , این عمر چیست ؟
گفت یا برق است , یا باد است , یا افسانه ای!
گفتمش این ها که می بینی , چرا دل بسته اند
گفت یا خوابند , یا مستند , یا دیوانه ای !
گفتمش احوال جانم را پس از مردن , بگو ؟
گفت یا باغ است یا نار است , یا ویرانه ای !
#ابوسعید_ابوالخیر
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
انتخاب تو، خيلي چيزها را عوض خواهد كرد.
دو نفر در اتوبوسی هستند كه به شدت تصادف كرده است. آنها هر دو زخمی میشوند.
آنها انتخاب نكرده بودند كه در اتوبوسی باشند كه تصادف میكند.
تصادف اتوبوس، رويدادیست كه روی میدهد.
اما يكی از اين دو نفر، پس از تصادفِ اتوبوس، انتخاب میكند كه از اين به بعد زندگی را در تلخكامی سپری كند.
ديگری انتخاب میكند كه از اين به بعد قدر زندگی را بيشتر بداند.
زندگی اين دو نفر، از اين به بعد، به شدت تحت تأثير انتخابیست كه كردهاند.
انتخاب آنها نه تنها زندگی خود آنها را، بلكه زندگی اطرافيان آنها را نيز، تحت تأثير قرار میدهد.
اين ما نيستيم كه رويدادهای زندگی را رقم میزنيم، اما اين ماييم كه انتخاب میكنيم با رويدادهای زندگیخود چگونه برخورد كنيم.
#نيك_وی_آچيچ
#مهار_نشدنی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
انتخاب تو، خيلي چيزها را عوض خواهد كرد.
دو نفر در اتوبوسی هستند كه به شدت تصادف كرده است. آنها هر دو زخمی میشوند.
آنها انتخاب نكرده بودند كه در اتوبوسی باشند كه تصادف میكند.
تصادف اتوبوس، رويدادیست كه روی میدهد.
اما يكی از اين دو نفر، پس از تصادفِ اتوبوس، انتخاب میكند كه از اين به بعد زندگی را در تلخكامی سپری كند.
ديگری انتخاب میكند كه از اين به بعد قدر زندگی را بيشتر بداند.
زندگی اين دو نفر، از اين به بعد، به شدت تحت تأثير انتخابیست كه كردهاند.
انتخاب آنها نه تنها زندگی خود آنها را، بلكه زندگی اطرافيان آنها را نيز، تحت تأثير قرار میدهد.
اين ما نيستيم كه رويدادهای زندگی را رقم میزنيم، اما اين ماييم كه انتخاب میكنيم با رويدادهای زندگیخود چگونه برخورد كنيم.
#نيك_وی_آچيچ
#مهار_نشدنی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کتابها بهترین سرگرمی هستند...
مابین آنها تبلیغات پخش نمیشود،
نیاز به باطری ندارند،
و در قبال هر دلار پرداخت شده ساعتها سرگرمی برای مخاطبان ایجاد میکنند.
چیزی که من رو متعجب میکنه اینه که چرا آدمها یه کتاب برای پر کردن وقتهای مردهای که در زندگی روزمره غیرقابل اجتناب هستن برنمیدارن!
#استیون_کینگ
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کتابها بهترین سرگرمی هستند...
مابین آنها تبلیغات پخش نمیشود،
نیاز به باطری ندارند،
و در قبال هر دلار پرداخت شده ساعتها سرگرمی برای مخاطبان ایجاد میکنند.
چیزی که من رو متعجب میکنه اینه که چرا آدمها یه کتاب برای پر کردن وقتهای مردهای که در زندگی روزمره غیرقابل اجتناب هستن برنمیدارن!
#استیون_کینگ
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
✅ حیثیتی کردن مسائلی که ذاتا حیثیتی نیست
✍ #احمدزیدآبادی
🔸اعلام آمادگی دونالد ترامپ برای مذاکرۀ بدون پیششرط با ایران، بیش از آنکه حرکتی در جهت ترغیب مقامهای جمهوری اسلامی به مذاکره باشد؛ اقدامی برای تحت فشار گذاشتن آنهاست!
🔸واقعیت این است که موضع "گریز از مذاکره" در عالم دیپلماسی و افکار عمومی بینالمللی طرفداری ندارد؛ اما اگر یک طرف مناقشه، قید و شرطهای متعددی برای آغاز مذاکره بگذارد؛ آنگاه طرف دیگر میتواند با رد آن پیششرطها، نفی مذاکره را منطقاً توجیه کند.
🔸موضع جمهوری اسلامی برای رد مذاکره با آمریکا تاکنون بر مبنای فوق استوار بود؛ اما ترامپ با طرح مذاکرات بدون پیششرط، معادله را به هم زد و دیپلماتهای ایرانی را در موقعیت دشوارتری قرار داد.
🔸از این پس، در هر مذاکرۀ دیپلماتهای ایرانی با رهبران کشورهای دیگر، این جمله بسیار تکرار خواهد شد که چرا ایران وارد مذاکره با آمریکا نمیشود؟
🔸طبعاً محمد جواد ظریف و همکارانش در وزارت خارجه نمیتوانند با تکیه بر شرط و شروط 12 گانۀ پمپئو، درخواست مذاکره با آمریکا را به راحتی رد کنند؛ چرا که از طرف خارجی خواهند شنید که با توجه به اعلام آمادگی ترامپ برای مذاکرۀ بدون پیششرط، شروط 12 گانۀ پمپئو در واقع چیزی جز دستور کار مذاکرۀ احتمالی نیست و ایران هم میتواند دستور کار خاص خود را داشته باشد!
🔸من بعید میدانم که دیپلماتهای ایرانی برای رد این منطق، استدلال مورد پسندی داشته باشند؛ و لابد در این وضعیت، بحث "پیمان شکنی" ترامپ در لغو برجام را پیش میکشند. پیش کشیدن این بحث هم اما کمک شایانی به دیپلماتهای ایرانی نخواهد کرد چرا که طرفشان خواهد گفت؛ مگر امضای کنندۀ برجام بوده که با لغو آن، پیمان خود را شکسته باشد؟ در اینجا قاعدتاً دیپلماتهای ایرانی موضوع استمرار تعهدات بینالمللی کشورها را به میان میآورند؛ اما طرف مقابل هم با مطرح کردن لغو معاهدات امنیتی بین ایران و آمریکا توسط جمهوری اسلامی پس از پیروزی انقلاب و اشغال سفارت آنها در تهران، بحث را به مسیری بی انتها خواهد کشاند که سرانجام چیزی از آن عاید نخواهد شد.
🔸در مجموع چنین به نظر میرسد که ترامپ با طرح مذاکرۀ بدون پیش شرط با ایران، انگشت بر نقطهای گذاشته است که از یک سو جمهوری اسلامی، آن را برای خود مسئلهای حیثیتی کرده و از این رو به آسانی نمیتواند از آن عبور کند؛ اما از سوی دیگر این موضع حیثیتی در مجامع دیپلماتیک و بینالمللی قابل دفاع نیست!
نتیجه گیری: 1- ترامپ رهبر متعارفی نیست؛ اما گویا برای بهرهگیری از تناقضات حریفانش استاد است! 2- حیثیتی کردن مسائلی که در ذات خود ارزش حیثیتی ندارند؛ گرفتاری مخصوص به خود را دارد!
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
✅ حیثیتی کردن مسائلی که ذاتا حیثیتی نیست
✍ #احمدزیدآبادی
🔸اعلام آمادگی دونالد ترامپ برای مذاکرۀ بدون پیششرط با ایران، بیش از آنکه حرکتی در جهت ترغیب مقامهای جمهوری اسلامی به مذاکره باشد؛ اقدامی برای تحت فشار گذاشتن آنهاست!
🔸واقعیت این است که موضع "گریز از مذاکره" در عالم دیپلماسی و افکار عمومی بینالمللی طرفداری ندارد؛ اما اگر یک طرف مناقشه، قید و شرطهای متعددی برای آغاز مذاکره بگذارد؛ آنگاه طرف دیگر میتواند با رد آن پیششرطها، نفی مذاکره را منطقاً توجیه کند.
🔸موضع جمهوری اسلامی برای رد مذاکره با آمریکا تاکنون بر مبنای فوق استوار بود؛ اما ترامپ با طرح مذاکرات بدون پیششرط، معادله را به هم زد و دیپلماتهای ایرانی را در موقعیت دشوارتری قرار داد.
🔸از این پس، در هر مذاکرۀ دیپلماتهای ایرانی با رهبران کشورهای دیگر، این جمله بسیار تکرار خواهد شد که چرا ایران وارد مذاکره با آمریکا نمیشود؟
🔸طبعاً محمد جواد ظریف و همکارانش در وزارت خارجه نمیتوانند با تکیه بر شرط و شروط 12 گانۀ پمپئو، درخواست مذاکره با آمریکا را به راحتی رد کنند؛ چرا که از طرف خارجی خواهند شنید که با توجه به اعلام آمادگی ترامپ برای مذاکرۀ بدون پیششرط، شروط 12 گانۀ پمپئو در واقع چیزی جز دستور کار مذاکرۀ احتمالی نیست و ایران هم میتواند دستور کار خاص خود را داشته باشد!
🔸من بعید میدانم که دیپلماتهای ایرانی برای رد این منطق، استدلال مورد پسندی داشته باشند؛ و لابد در این وضعیت، بحث "پیمان شکنی" ترامپ در لغو برجام را پیش میکشند. پیش کشیدن این بحث هم اما کمک شایانی به دیپلماتهای ایرانی نخواهد کرد چرا که طرفشان خواهد گفت؛ مگر امضای کنندۀ برجام بوده که با لغو آن، پیمان خود را شکسته باشد؟ در اینجا قاعدتاً دیپلماتهای ایرانی موضوع استمرار تعهدات بینالمللی کشورها را به میان میآورند؛ اما طرف مقابل هم با مطرح کردن لغو معاهدات امنیتی بین ایران و آمریکا توسط جمهوری اسلامی پس از پیروزی انقلاب و اشغال سفارت آنها در تهران، بحث را به مسیری بی انتها خواهد کشاند که سرانجام چیزی از آن عاید نخواهد شد.
🔸در مجموع چنین به نظر میرسد که ترامپ با طرح مذاکرۀ بدون پیش شرط با ایران، انگشت بر نقطهای گذاشته است که از یک سو جمهوری اسلامی، آن را برای خود مسئلهای حیثیتی کرده و از این رو به آسانی نمیتواند از آن عبور کند؛ اما از سوی دیگر این موضع حیثیتی در مجامع دیپلماتیک و بینالمللی قابل دفاع نیست!
نتیجه گیری: 1- ترامپ رهبر متعارفی نیست؛ اما گویا برای بهرهگیری از تناقضات حریفانش استاد است! 2- حیثیتی کردن مسائلی که در ذات خود ارزش حیثیتی ندارند؛ گرفتاری مخصوص به خود را دارد!
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
Audio
کانال تلگرامی کتابخانه گویا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
Audio
کانال تلگرامی کتابخانه گویا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
به بهانه دهم مرداد زاد روز این نویسنده توانا🌻🌻
آن جا یک قهوه خانه بود.
اما ننشستیم به نوشیدن دو تا استکان چای. چرا ؟
دنیا خراب می شد اگر دقایقی آن جا مینشستیم
و نفری یک استکان چای میخوردیم؟
عجله، همیشه عجله
کدام گوری میخواستم بروم؟
من به بهانه رسیدن به زندگی،
همیشه زندگی را کشته ام...
روزگار سپری شده مردم سالخورده
#محمود_دولت_آبادی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
به بهانه دهم مرداد زاد روز این نویسنده توانا🌻🌻
آن جا یک قهوه خانه بود.
اما ننشستیم به نوشیدن دو تا استکان چای. چرا ؟
دنیا خراب می شد اگر دقایقی آن جا مینشستیم
و نفری یک استکان چای میخوردیم؟
عجله، همیشه عجله
کدام گوری میخواستم بروم؟
من به بهانه رسیدن به زندگی،
همیشه زندگی را کشته ام...
روزگار سپری شده مردم سالخورده
#محمود_دولت_آبادی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان صد و هجده
#کمک_شنگل_شاه_هند_به_تورانیان
چون رهام به رستم رسید ،تهمتن گفت میترسم رخش خسته بشود، در آن صورت پیاده خواهیم جنگید. ولی تو به سراغ پیل بانان برو و بکوش تا همه شان را گرفته نزد خسرو ببریم. از سوی چینیان فرطوس با رستم روبرو شد. رستم او را از زین گرفته بر زمین کوبیده دستانش را بست و به لشکر سپرد. پهلوان دیگر چینی کالوی که رستم را دید با شمشیر به کلاهخود رستم کوبید. رستم با نیزه او را از پشت زین درربود و فرمود تا دست او را ببندند. رستم و دلیران گام به گام به پیل سفید خاقان نزدیک میشدند و سرداران دشمن را به بند میکشیدند و به این ترتیب سپاهیان چین گریختند. خاقان با ناامیدی به یک سپاهی که ایرانی میدانست گفت : نزد رستم برو و بگو که لشکر من در کینه خواهی از شما سهمی نداشته ، هرچه کرده افراسیاب کرده. بهتر است ما صلح کنیم و تعهد میکنم هر سال باج و خراج بپردازم. رستم گفت این شما بودید که برای تاراج به ایران آمدید . گنج و پیلان و اسبان و تاج شاهی خاقان و تخت عاجش را نزد من بفرستید. سرش را امکان دارد ببخشم. فرستاده گفت تمام این دشت پر از سپاهی و مردان جنگی است و خاقان خوب راه و رسم جنگ را میداند.
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان صد و هجده
#کمک_شنگل_شاه_هند_به_تورانیان
چون رهام به رستم رسید ،تهمتن گفت میترسم رخش خسته بشود، در آن صورت پیاده خواهیم جنگید. ولی تو به سراغ پیل بانان برو و بکوش تا همه شان را گرفته نزد خسرو ببریم. از سوی چینیان فرطوس با رستم روبرو شد. رستم او را از زین گرفته بر زمین کوبیده دستانش را بست و به لشکر سپرد. پهلوان دیگر چینی کالوی که رستم را دید با شمشیر به کلاهخود رستم کوبید. رستم با نیزه او را از پشت زین درربود و فرمود تا دست او را ببندند. رستم و دلیران گام به گام به پیل سفید خاقان نزدیک میشدند و سرداران دشمن را به بند میکشیدند و به این ترتیب سپاهیان چین گریختند. خاقان با ناامیدی به یک سپاهی که ایرانی میدانست گفت : نزد رستم برو و بگو که لشکر من در کینه خواهی از شما سهمی نداشته ، هرچه کرده افراسیاب کرده. بهتر است ما صلح کنیم و تعهد میکنم هر سال باج و خراج بپردازم. رستم گفت این شما بودید که برای تاراج به ایران آمدید . گنج و پیلان و اسبان و تاج شاهی خاقان و تخت عاجش را نزد من بفرستید. سرش را امکان دارد ببخشم. فرستاده گفت تمام این دشت پر از سپاهی و مردان جنگی است و خاقان خوب راه و رسم جنگ را میداند.
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
_ آخه بچه دار شدن چه عیبی داره که اینقدر ازش میترسی؟
- جسی، دنیا هنوز برای اینجور چیزها آماده نیست. دنیا برای بچهدار شدن اصلاً آمادگی نداره. من دوست ندارم آزارم به کسی برسه، اونوقت چطور بچهی خودم رو اذیت کنم؟
امروز دیگه نمیشه بچهدار شد. فقط جمعیت دنیارو زیاد میکنی. آمار بالا میره. حالا ساده است بچهدار میشی اما بعد یه روز بچهات میآد راست توی چشمت نگاه میکنه. چیزی نمیگه، فقط نگاهت میکنه. همین. اونوقت چه کار میکنی؟ خودتو میاندازی روی پاش یا چی؟
ما میتونیم باهم خوشبخت باشیم، و یه طفل معصوم مجبور نباشه کفارهاش رو بده. این بچه وقتی بزرگ شد چه خاکی سر خودش بریزه؟ از کی کمک بخواد؟ از بیمه اجتماعی؟ نه بسه. قابل تحمل نیست.
#خداحافظ_گاری_کوپر
#رومن_گاری
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
_ آخه بچه دار شدن چه عیبی داره که اینقدر ازش میترسی؟
- جسی، دنیا هنوز برای اینجور چیزها آماده نیست. دنیا برای بچهدار شدن اصلاً آمادگی نداره. من دوست ندارم آزارم به کسی برسه، اونوقت چطور بچهی خودم رو اذیت کنم؟
امروز دیگه نمیشه بچهدار شد. فقط جمعیت دنیارو زیاد میکنی. آمار بالا میره. حالا ساده است بچهدار میشی اما بعد یه روز بچهات میآد راست توی چشمت نگاه میکنه. چیزی نمیگه، فقط نگاهت میکنه. همین. اونوقت چه کار میکنی؟ خودتو میاندازی روی پاش یا چی؟
ما میتونیم باهم خوشبخت باشیم، و یه طفل معصوم مجبور نباشه کفارهاش رو بده. این بچه وقتی بزرگ شد چه خاکی سر خودش بریزه؟ از کی کمک بخواد؟ از بیمه اجتماعی؟ نه بسه. قابل تحمل نیست.
#خداحافظ_گاری_کوپر
#رومن_گاری
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آیتالله العظمی منتظری در دهه شصت: کار را به کاردان بسپاریم، حزباللهی بودن کافی نیست.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
زمانی که بنده وزیر سپاه شدم، مکان مناسبی برای وزارتخانه پیدا نکردم، بنابراین به این نتیجه رسیدم که وزارتخانه سپاه را در سفارت آمریکا و یا لانه جاسوسی تشکیل دهم که به همین دلیل به جماران رفتم و ملاقاتی با حاج احمد آقای خمینی داشتم و از او خواستم که در این باره از امام(ره) سؤال کند، وقتی حاج احمد آقا از نزد امام(ره) برگشت با خنده به بنده گفت که "شما بیا و خودت در این باره از امام سؤال کن، نزد امام رفتم و درخواستم را مطرح کردم، ایشان به بنده گفتند که "برای چه میخواهی به آنجا(سفارت سابق آمریکا) بروی؟ مگر ما قرار است هزار سال با آمریکا رابطه نداشته باشیم؟"
از کتاب خاطرات محسن رفیق دوست
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
زمانی که بنده وزیر سپاه شدم، مکان مناسبی برای وزارتخانه پیدا نکردم، بنابراین به این نتیجه رسیدم که وزارتخانه سپاه را در سفارت آمریکا و یا لانه جاسوسی تشکیل دهم که به همین دلیل به جماران رفتم و ملاقاتی با حاج احمد آقای خمینی داشتم و از او خواستم که در این باره از امام(ره) سؤال کند، وقتی حاج احمد آقا از نزد امام(ره) برگشت با خنده به بنده گفت که "شما بیا و خودت در این باره از امام سؤال کن، نزد امام رفتم و درخواستم را مطرح کردم، ایشان به بنده گفتند که "برای چه میخواهی به آنجا(سفارت سابق آمریکا) بروی؟ مگر ما قرار است هزار سال با آمریکا رابطه نداشته باشیم؟"
از کتاب خاطرات محسن رفیق دوست
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
✅ سردار! از کدام مردم سخن میگویید؟!
✍ مجتبی لطفی:
سردار عزیز جعفری فرمانده سپاه پاسداران پس از آنکه ترامپ از تمایل به مذاکره با مقامات ایران سخن رانده، گفته است:
" آقای ترامپ! مردم ایران هرگز به مسئولین خود اجازه مذاکره و ملاقات باشیطان بزرگ را نمیدهند؛ هرگزچنین روزی رانخواهیددید."
🔸 قطعا سردار از مردم نظرسنجی نکردهاند حتی از ساکنان شهرک محلاتی، محل اسکان بیشتر فرماندهان سپاه. بنابراین مراد از مردمی که به عنوان سخنگوی آنان اظهار نظر می کند کدام مردم هستند؟ مردمی که طی ۸ سال جنگ، به سرداران با وعده هایی چون فتح کربلا و سپس قدس، اعتماد کرده و بچه های از گل بهتر خود را بدستشان سپردند، روانه جبهه کردند و هنوز از جوانان است که استخوانی سر از خاک بیرون میکشند تا دل مادری یکسره شود از چشم دوختن به در خانه تا مگر گمگشته اش از سفر باز گردد. و حالا سردار رضایی از اشتباه بودن ورود به خاک عراق پس از فتح خرمشهر سخن میگوید!
🔸سردار میگوید مردم (که مرادش جو و اراده حاکم بر سپاه است) به مسولان اجازه مذاکره نمی دهند! سقف این مسولان تا کجاست؟ آیا فراتر از رئیس جمهور را هم شامل می شود؟
🔸کلام آخر اینکه سردار یادشان هست که پس از برجام روی موشک با زبان عبری نابودی اسرائیل را دم زدند و بهترین هدیه را به نتانیاهو تقدیم کردند و برای دوست وی ترامپ، تا پس از رسیدن به قدرت بهانه خروج از برجام را داشته باشد؟! و حالا تاوانش را همان مردم _ مردم واقعی نه مردم ادعایی سردار _ با انواع فشارهای اقتصادی، پس می دهند؟!
بهتر نیست نظامیان دست از سر مردم بردارند تا خود سرنوشت خویش را برگزینند؟!
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
✅ سردار! از کدام مردم سخن میگویید؟!
✍ مجتبی لطفی:
سردار عزیز جعفری فرمانده سپاه پاسداران پس از آنکه ترامپ از تمایل به مذاکره با مقامات ایران سخن رانده، گفته است:
" آقای ترامپ! مردم ایران هرگز به مسئولین خود اجازه مذاکره و ملاقات باشیطان بزرگ را نمیدهند؛ هرگزچنین روزی رانخواهیددید."
🔸 قطعا سردار از مردم نظرسنجی نکردهاند حتی از ساکنان شهرک محلاتی، محل اسکان بیشتر فرماندهان سپاه. بنابراین مراد از مردمی که به عنوان سخنگوی آنان اظهار نظر می کند کدام مردم هستند؟ مردمی که طی ۸ سال جنگ، به سرداران با وعده هایی چون فتح کربلا و سپس قدس، اعتماد کرده و بچه های از گل بهتر خود را بدستشان سپردند، روانه جبهه کردند و هنوز از جوانان است که استخوانی سر از خاک بیرون میکشند تا دل مادری یکسره شود از چشم دوختن به در خانه تا مگر گمگشته اش از سفر باز گردد. و حالا سردار رضایی از اشتباه بودن ورود به خاک عراق پس از فتح خرمشهر سخن میگوید!
🔸سردار میگوید مردم (که مرادش جو و اراده حاکم بر سپاه است) به مسولان اجازه مذاکره نمی دهند! سقف این مسولان تا کجاست؟ آیا فراتر از رئیس جمهور را هم شامل می شود؟
🔸کلام آخر اینکه سردار یادشان هست که پس از برجام روی موشک با زبان عبری نابودی اسرائیل را دم زدند و بهترین هدیه را به نتانیاهو تقدیم کردند و برای دوست وی ترامپ، تا پس از رسیدن به قدرت بهانه خروج از برجام را داشته باشد؟! و حالا تاوانش را همان مردم _ مردم واقعی نه مردم ادعایی سردار _ با انواع فشارهای اقتصادی، پس می دهند؟!
بهتر نیست نظامیان دست از سر مردم بردارند تا خود سرنوشت خویش را برگزینند؟!
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
ما کلاس اول دبستان بودیم.
این اخوی مان که اکنون دو سال از ما بزرگتر هستند، بخاطر می آوریم که در آن زمان هم، دو سال از ما بزرگتر بودند. در همه جا و در همه کار با هم بودیم . عینهو دو تا شریک.
یک روز دو نفری با هم رفتیم، نان بخریم.
نان در آن روزگار دانه ای دو قران یا شاید پنج قران بود، البته نه اینکه نان آن موقع مثل همه چیز این موقع، دو نرخی و یا چند نرخی باشد بلکه ما یادمان نیست.
خلاصه! به سمت نانوایی می رفتیم که به یکباره اخوی هیجان زده گفتند:«پول، پول!». گفتیم:«کو،کجاست،کو پول؟!».
یک دو قرانی روی زمین توی خاک ها افتاده بود.
آن زمان مثل حالا نبود که تا توی دهن خلق الله را هم آسفالت کنند! -به سلامتی شما- خیابان ها و کوچه های اطراف خانه ی ما، همه خاکی بود.خلاصه! اخوی دو زاری را برداشتند.
نان را خریدیم و به خانه برگشتیم. مرحومه مادر در زیرزمین مشغول طبخ غذا بودند.اخوی خوش خیال ما، نان را روی میز گذاشت و گفت:«اینم پیدا کردیم»
و دو قرانی را به مادر نشان داد.مرحومه مادر پرسیدند:
«از کجا؟!» اخوی گفت:«توی خیابون، روی زمین افتاده بود.
صاحب نداشت.» مادر گفتند:«مگر پول، بی صاحب میشه؟!
پول، روی زمین افتاده بود، تو هم برداشتیش؟!»
اخوی گفت:«بله برداشتم.» مادر گفتند:
«با کدوم دستت پول رو برداشتی؟!»
اخوی از همه جا بی خبر گفت:«با این دست!». آقا!
این دست داداش ما که بالا آمد -خدا بیامرزد رفتگان شما را
این مرحومه مادرمان مثل اینکه دزد گرفته باشند،
جوری این مچ دست اخوی را در دست گرفتند گویی دزدی ،
در چنگ یک عدالتی گرفتار آمده که اصلا" عدالتش اهل پارتی بازی
و سفارش و حق حساب نیست.از ترس مجازات و سوز کیفر یک ،
رعشه ای به تن ما اخوان افتاد، کانه هر دو به بیماری پارکینسون مادرزادی(!) مبتلا هستیم. مرحومه مادر این اخوی نگون بخت ما را همینطور که به سمت چراغ گاز می بردند،فرمایش می کردند:
«الان یک قاشق داغ می کنم، پشت دستت میذارم تا یادت بمونه پولی که مال تو نیست، بهش دست نزنی».
عزم مرحومه مادر برای مبارزه با هر گونه فساد اقتصادی
(اعم از دانه ریز و یا دانه درشت آن) یک جزمی داشت،
بیا و ببین!چشم تان روز بد نبیند، مادر شعله چراغ گاز را که روشن کردند، این اخوی ما زد زیر گریه.مثل ابر بهار اشک می ریخت.
از همان فاصله چند متری ما هم سوزش آن داغ را زیر پوست مان حس کردیم و زدیم زیر گریه. محشر کبری(!) به پا شده بود.
با کم و زیادش حداقل پنجاه دفعه این اخوی ما هی گفت:
«غلط کردم مادر! مادر غلط کردم!»
بالاخره دل مادر به رحم آمد و گفتند:
«این دفعه اول و آخرت بود؟!»
اخوی هم به جمیع کائنات در عالم هستی،
قسم یاد کرد که دفعه اول و آخرش باشد.
مادر دست اخوی را که رها کردند.
نگاه پر جذبه مادر به ما دوخته شد. قلب مان آمد توی دهن مان. فهمیدیم که به عنوان مشارکت یا معاونت در برداشتن دو زاری مردم، متهم ردیف دوم پرونده هستیم.
در کسری از ثانیه تجزیه تحلیل کردیم که باید به یک جایی پناه(!) برد. آن موقع امکانات نبود و ما نمی توانستیم به کانادا پناهنده شویم ،
پس هیچ جا بهتر از گوشه حیاط به ذهن مان نرسید.
مثل تیری که از چلهکمان رها شده باشد، پلههای زیرزمین را دو تا یکی کردیم. رفتیم داخل حیاط و -گلاب به رویتان- به مستراح گوشهحیاط پناهنده شدیم. در را هم از داخل به رویخودمان قفل کردیم.صدای هر تپش قلب مان را دو بار می شنیدیم که صدای دومش مربوط به پژواک صدای قلب مان از دیوارهای مستراح بود.مادر به پشت درب اقامتگاه(!) ما رسیدند و گفتند:
«بیا بیرون!» ولی ما فقط عاجزانه التماس می کردیم:
«غلط کردم مادر! مادر غلط کردم!».مرحومه مادر دریافتند با توجه به محل پناهندگی(!) ما، این «غلط کردم!»
خیلی فراتر از یک «غلط کردم» معمولی است و حواشی زیادی بر آن مترتب است! بالاخره با کلی عجز و لابه، مادر امان دادند.
اکنون ما از یک حبس خود خواسته مستراحی و یک کیفر داغ،
رهایی جسته بودیم. ندایی از درون به ما نهیب زد که:«استثنائا" همین یک بار جستی ملخک!».
از آن زمان تا امروز بیش از چهلوچهار سال می گذرد.
شما الان کل بودجه جاری و عمرانی ایالات متحده آمریکا را بسپار
به این اخوی ما . دور از جان ، اگر از گرسنگی بمیرد به پول دشمنش هم دست نمی زند.حالا گم شدن! یالفت ولیس شدن اموال بیت المال هم ممکن است که دو حالت داشته باشد یا پول های گمشده را برادران(!) فکر کرده اند که بیصاحب(!) است .
و برداشتهاند اما به مادرشان نگفتهاند و یا پول را برداشته ....
و به مادرشان هم گفتهاند ، اما ....مادر ایشان ،عزم جدی در مبارزه
با مفاسد اقتصادی نداشتهاند!
وگرنه چند هزار میلیارد تومان پول به آن سنگینی که پا ندارد ،
تا برای خودش برود به راه رفتن و دوردور کردن!
محمد رضا فتحی نجفی
30 سال معلمی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
ما کلاس اول دبستان بودیم.
این اخوی مان که اکنون دو سال از ما بزرگتر هستند، بخاطر می آوریم که در آن زمان هم، دو سال از ما بزرگتر بودند. در همه جا و در همه کار با هم بودیم . عینهو دو تا شریک.
یک روز دو نفری با هم رفتیم، نان بخریم.
نان در آن روزگار دانه ای دو قران یا شاید پنج قران بود، البته نه اینکه نان آن موقع مثل همه چیز این موقع، دو نرخی و یا چند نرخی باشد بلکه ما یادمان نیست.
خلاصه! به سمت نانوایی می رفتیم که به یکباره اخوی هیجان زده گفتند:«پول، پول!». گفتیم:«کو،کجاست،کو پول؟!».
یک دو قرانی روی زمین توی خاک ها افتاده بود.
آن زمان مثل حالا نبود که تا توی دهن خلق الله را هم آسفالت کنند! -به سلامتی شما- خیابان ها و کوچه های اطراف خانه ی ما، همه خاکی بود.خلاصه! اخوی دو زاری را برداشتند.
نان را خریدیم و به خانه برگشتیم. مرحومه مادر در زیرزمین مشغول طبخ غذا بودند.اخوی خوش خیال ما، نان را روی میز گذاشت و گفت:«اینم پیدا کردیم»
و دو قرانی را به مادر نشان داد.مرحومه مادر پرسیدند:
«از کجا؟!» اخوی گفت:«توی خیابون، روی زمین افتاده بود.
صاحب نداشت.» مادر گفتند:«مگر پول، بی صاحب میشه؟!
پول، روی زمین افتاده بود، تو هم برداشتیش؟!»
اخوی گفت:«بله برداشتم.» مادر گفتند:
«با کدوم دستت پول رو برداشتی؟!»
اخوی از همه جا بی خبر گفت:«با این دست!». آقا!
این دست داداش ما که بالا آمد -خدا بیامرزد رفتگان شما را
این مرحومه مادرمان مثل اینکه دزد گرفته باشند،
جوری این مچ دست اخوی را در دست گرفتند گویی دزدی ،
در چنگ یک عدالتی گرفتار آمده که اصلا" عدالتش اهل پارتی بازی
و سفارش و حق حساب نیست.از ترس مجازات و سوز کیفر یک ،
رعشه ای به تن ما اخوان افتاد، کانه هر دو به بیماری پارکینسون مادرزادی(!) مبتلا هستیم. مرحومه مادر این اخوی نگون بخت ما را همینطور که به سمت چراغ گاز می بردند،فرمایش می کردند:
«الان یک قاشق داغ می کنم، پشت دستت میذارم تا یادت بمونه پولی که مال تو نیست، بهش دست نزنی».
عزم مرحومه مادر برای مبارزه با هر گونه فساد اقتصادی
(اعم از دانه ریز و یا دانه درشت آن) یک جزمی داشت،
بیا و ببین!چشم تان روز بد نبیند، مادر شعله چراغ گاز را که روشن کردند، این اخوی ما زد زیر گریه.مثل ابر بهار اشک می ریخت.
از همان فاصله چند متری ما هم سوزش آن داغ را زیر پوست مان حس کردیم و زدیم زیر گریه. محشر کبری(!) به پا شده بود.
با کم و زیادش حداقل پنجاه دفعه این اخوی ما هی گفت:
«غلط کردم مادر! مادر غلط کردم!»
بالاخره دل مادر به رحم آمد و گفتند:
«این دفعه اول و آخرت بود؟!»
اخوی هم به جمیع کائنات در عالم هستی،
قسم یاد کرد که دفعه اول و آخرش باشد.
مادر دست اخوی را که رها کردند.
نگاه پر جذبه مادر به ما دوخته شد. قلب مان آمد توی دهن مان. فهمیدیم که به عنوان مشارکت یا معاونت در برداشتن دو زاری مردم، متهم ردیف دوم پرونده هستیم.
در کسری از ثانیه تجزیه تحلیل کردیم که باید به یک جایی پناه(!) برد. آن موقع امکانات نبود و ما نمی توانستیم به کانادا پناهنده شویم ،
پس هیچ جا بهتر از گوشه حیاط به ذهن مان نرسید.
مثل تیری که از چلهکمان رها شده باشد، پلههای زیرزمین را دو تا یکی کردیم. رفتیم داخل حیاط و -گلاب به رویتان- به مستراح گوشهحیاط پناهنده شدیم. در را هم از داخل به رویخودمان قفل کردیم.صدای هر تپش قلب مان را دو بار می شنیدیم که صدای دومش مربوط به پژواک صدای قلب مان از دیوارهای مستراح بود.مادر به پشت درب اقامتگاه(!) ما رسیدند و گفتند:
«بیا بیرون!» ولی ما فقط عاجزانه التماس می کردیم:
«غلط کردم مادر! مادر غلط کردم!».مرحومه مادر دریافتند با توجه به محل پناهندگی(!) ما، این «غلط کردم!»
خیلی فراتر از یک «غلط کردم» معمولی است و حواشی زیادی بر آن مترتب است! بالاخره با کلی عجز و لابه، مادر امان دادند.
اکنون ما از یک حبس خود خواسته مستراحی و یک کیفر داغ،
رهایی جسته بودیم. ندایی از درون به ما نهیب زد که:«استثنائا" همین یک بار جستی ملخک!».
از آن زمان تا امروز بیش از چهلوچهار سال می گذرد.
شما الان کل بودجه جاری و عمرانی ایالات متحده آمریکا را بسپار
به این اخوی ما . دور از جان ، اگر از گرسنگی بمیرد به پول دشمنش هم دست نمی زند.حالا گم شدن! یالفت ولیس شدن اموال بیت المال هم ممکن است که دو حالت داشته باشد یا پول های گمشده را برادران(!) فکر کرده اند که بیصاحب(!) است .
و برداشتهاند اما به مادرشان نگفتهاند و یا پول را برداشته ....
و به مادرشان هم گفتهاند ، اما ....مادر ایشان ،عزم جدی در مبارزه
با مفاسد اقتصادی نداشتهاند!
وگرنه چند هزار میلیارد تومان پول به آن سنگینی که پا ندارد ،
تا برای خودش برود به راه رفتن و دوردور کردن!
محمد رضا فتحی نجفی
30 سال معلمی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
بی اعتقادی به انتخابات
✍🏻 عبدالکریم سروش
حاکمان ما نه به مجلس اعتقادی دارند نه به حقوق بشر نه به انتخابات و نه حتی به تفکیک قوا چنانکه مصباح یزدی یکبار گفته بود همۀ این اساس بنا بر مصلحت و برای بستن دهان دیگران در قانون اساسی آمده ، اینان هنوز که هنوز است میخواهند با مردم رابطهی مفتی و مقلّد داشته باشند و انتظار دارند که فتوای آنان را قانون بشمارند و بدان گردن نهند چون به درستی فهمیدهاند که اگر قانون حاکم شود آنان هیچ کارهاند ...
به همین سبب هربار آرامش ، نشاط ، روابط قانونمند مردم با یکدیگر را تحمّل نمیکنند و فتوایی میدهند که این نظم را برهم زنند و به جامعه تلقین کنند که ما هستیم و بیاثر نیستیم و صاعقههای قانونسوز فقه همواره آماده است !!
اینان همچون داعشیان از اعماق تاریک تاریخ به دنیای مدرن امروز پرتاب شدند و گمان میکنند با فقه عبوس و دیانت ناسنجیدۀ خویش از عهدۀ گشودن تمام گرههای جامعۀ مدرن بر میآیند و اینک هم که طشت ناتوانیشان از بام تاریخ افتاده میکوشند با جمع کردن قمه کشان و اوباشان به دور خود آبروی نداشته را به ظاهر حفظ کنند ...
لکن اگر سفینۀ نجاتی هست که به ساحل سعادت برسد قطعا ناخدایش این بیخدایان نیستند و به این محتسبان خشونت پرور امید واعتمادی نیست
با شیخ شهر گوی که ظالم به چه فتاد
تا سنگ تجربت نزند بر سبوی خویش
اکنون که آبروی شریعت بریختی
برگرد سوی خانه پی آبروی خویش …
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
بی اعتقادی به انتخابات
✍🏻 عبدالکریم سروش
حاکمان ما نه به مجلس اعتقادی دارند نه به حقوق بشر نه به انتخابات و نه حتی به تفکیک قوا چنانکه مصباح یزدی یکبار گفته بود همۀ این اساس بنا بر مصلحت و برای بستن دهان دیگران در قانون اساسی آمده ، اینان هنوز که هنوز است میخواهند با مردم رابطهی مفتی و مقلّد داشته باشند و انتظار دارند که فتوای آنان را قانون بشمارند و بدان گردن نهند چون به درستی فهمیدهاند که اگر قانون حاکم شود آنان هیچ کارهاند ...
به همین سبب هربار آرامش ، نشاط ، روابط قانونمند مردم با یکدیگر را تحمّل نمیکنند و فتوایی میدهند که این نظم را برهم زنند و به جامعه تلقین کنند که ما هستیم و بیاثر نیستیم و صاعقههای قانونسوز فقه همواره آماده است !!
اینان همچون داعشیان از اعماق تاریک تاریخ به دنیای مدرن امروز پرتاب شدند و گمان میکنند با فقه عبوس و دیانت ناسنجیدۀ خویش از عهدۀ گشودن تمام گرههای جامعۀ مدرن بر میآیند و اینک هم که طشت ناتوانیشان از بام تاریخ افتاده میکوشند با جمع کردن قمه کشان و اوباشان به دور خود آبروی نداشته را به ظاهر حفظ کنند ...
لکن اگر سفینۀ نجاتی هست که به ساحل سعادت برسد قطعا ناخدایش این بیخدایان نیستند و به این محتسبان خشونت پرور امید واعتمادی نیست
با شیخ شهر گوی که ظالم به چه فتاد
تا سنگ تجربت نزند بر سبوی خویش
اکنون که آبروی شریعت بریختی
برگرد سوی خانه پی آبروی خویش …
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
✅ کدام مصدق؟
✍ احمد زیدآبادی:
آن دسته از "اصولگرایان" و حتی بخشی از اصلاحطلبانی که این روزها در سطح داخلی و خارجی، بیوقفه از دخالت آمریکا در کودتای 28 مرداد و سرنگون کردن دولت دکتر محمد مصدق به عنوان مهمترین شاهد ضدیت آمریکا با منافع ملی ایران یاد میکنند؛ به نظرم بهتر است به مواضع گذشتۀ خود در بارۀ دکتر مصدق هم نگاهی بیاندازند!
آیا جز این است که این افراد دکتر مصدق را در خدمت منافع آمریکا و حتی وابسته به آن معرفی میکردند؟ آیا جز از این است که با حمل پوستری از دکتر مصدق در راهپیماییها که در حال بوسیدن دست ملکه ثریاست؛ او را مهرۀ دربار پهلوی میدانستند؟ آیا غیر از این است که با تکثیر بی امان کتاب "مصدق السلطنه" اثر حسن آیت و ترویج آن در مدارس، اساساً انجام کودتا در 28 مرداد را منکر بودند؟ آیا غیر از این است که جنبش ملی شدن نفت ایران را اصولاً کار آیتالله کاشانی و فدائیان اسلام میدانستند و دکتر مصدق را به مصادره و منحرف کردن جنبش متهم میکردند؟ آیا غیر از این است که در اجتماعات عمومی اجازۀ نام بردن از مصدق را نمیدادند و اسماش را از خیابانها و مؤسسات عمومی در سرتاسر ایران حذف کردند؟ آیا غیر از این است که نقل قولی از آیت الله خمینی را......
با این سابقه و بدون نقد روشن و علنی آن، چگونه میتوان مدافع دولت دکتر مصدق و مدعی کودتای 28 مرداد شد؟ درست است که جامعۀ ایرانی حافظۀ تاریخیاش محدود است؛ اما نه تا بدین پایه که همه چیز را به کلی از یاد ببرد!
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
✅ کدام مصدق؟
✍ احمد زیدآبادی:
آن دسته از "اصولگرایان" و حتی بخشی از اصلاحطلبانی که این روزها در سطح داخلی و خارجی، بیوقفه از دخالت آمریکا در کودتای 28 مرداد و سرنگون کردن دولت دکتر محمد مصدق به عنوان مهمترین شاهد ضدیت آمریکا با منافع ملی ایران یاد میکنند؛ به نظرم بهتر است به مواضع گذشتۀ خود در بارۀ دکتر مصدق هم نگاهی بیاندازند!
آیا جز این است که این افراد دکتر مصدق را در خدمت منافع آمریکا و حتی وابسته به آن معرفی میکردند؟ آیا جز از این است که با حمل پوستری از دکتر مصدق در راهپیماییها که در حال بوسیدن دست ملکه ثریاست؛ او را مهرۀ دربار پهلوی میدانستند؟ آیا غیر از این است که با تکثیر بی امان کتاب "مصدق السلطنه" اثر حسن آیت و ترویج آن در مدارس، اساساً انجام کودتا در 28 مرداد را منکر بودند؟ آیا غیر از این است که جنبش ملی شدن نفت ایران را اصولاً کار آیتالله کاشانی و فدائیان اسلام میدانستند و دکتر مصدق را به مصادره و منحرف کردن جنبش متهم میکردند؟ آیا غیر از این است که در اجتماعات عمومی اجازۀ نام بردن از مصدق را نمیدادند و اسماش را از خیابانها و مؤسسات عمومی در سرتاسر ایران حذف کردند؟ آیا غیر از این است که نقل قولی از آیت الله خمینی را......
با این سابقه و بدون نقد روشن و علنی آن، چگونه میتوان مدافع دولت دکتر مصدق و مدعی کودتای 28 مرداد شد؟ درست است که جامعۀ ایرانی حافظۀ تاریخیاش محدود است؛ اما نه تا بدین پایه که همه چیز را به کلی از یاد ببرد!
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
رئیس کل بانک مرکزی اعدام شد!
🔹یوسف خوش کیش سپیده دم ۲۴ مرداد سال۱۳۵۹ اعدام شد!
🔹یکی از جرمهای وی ایجاد تورّم و شناور نکردن ارز بوده است.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
🔹یوسف خوش کیش سپیده دم ۲۴ مرداد سال۱۳۵۹ اعدام شد!
🔹یکی از جرمهای وی ایجاد تورّم و شناور نکردن ارز بوده است.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
Audio
کانال تلگرامی کتابخانه گویا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️