@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
موضوع انشا : بُز !
در دبیرستانی در شیراز که آقای دکتر "مهدی حمیدی" دبیر ادبیات آن بود ثبت نام کرده بودم. اولین انشا را با این مضمون دادند: دیوان حافظ بهتر است یا مولوی؟
برداشتم نوشتم: من یک بچه قشقایی هستم. بهتر است از بنده بپرسید: میش چند ماهه میزاید؟ اسب بیشتر بار میبرد یا خر؟ تا برای من کاملاً روشن باشد...!
تقریبا شرح مفصلی از حیوانات که جزء لاینفک زندگی عشایر بود، ارائه دادم و قلمفرسایی کردم و در پایان نوشتم: من دیوان حافظ و مولوی را بیشتر در ویترین کتابفروشیها دیدهام. چگونه میتوانم راجع به فرق و برتری این با آن انشاء بنویسم؟
وقتی شروع به خواندن انشا کردم، خندهٔ بچّهها گوش فلک را پر کرد، ولی آقای حمیدی فکورانه به آن گوش کرد و به من نمره بیست داد. در کمال تعجب و ناباوری گفت: اتفاقاً این جوان، نویسندهٔ بزرگی خواهد شد... .
📚بخارای من ایل من
✍️محمّد بهمن بیگی /پایهگذار "آموزش و پرورش عشایر ایران"
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
موضوع انشا : بُز !
در دبیرستانی در شیراز که آقای دکتر "مهدی حمیدی" دبیر ادبیات آن بود ثبت نام کرده بودم. اولین انشا را با این مضمون دادند: دیوان حافظ بهتر است یا مولوی؟
برداشتم نوشتم: من یک بچه قشقایی هستم. بهتر است از بنده بپرسید: میش چند ماهه میزاید؟ اسب بیشتر بار میبرد یا خر؟ تا برای من کاملاً روشن باشد...!
تقریبا شرح مفصلی از حیوانات که جزء لاینفک زندگی عشایر بود، ارائه دادم و قلمفرسایی کردم و در پایان نوشتم: من دیوان حافظ و مولوی را بیشتر در ویترین کتابفروشیها دیدهام. چگونه میتوانم راجع به فرق و برتری این با آن انشاء بنویسم؟
وقتی شروع به خواندن انشا کردم، خندهٔ بچّهها گوش فلک را پر کرد، ولی آقای حمیدی فکورانه به آن گوش کرد و به من نمره بیست داد. در کمال تعجب و ناباوری گفت: اتفاقاً این جوان، نویسندهٔ بزرگی خواهد شد... .
📚بخارای من ایل من
✍️محمّد بهمن بیگی /پایهگذار "آموزش و پرورش عشایر ایران"
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
روح اسم ندارد، حقيقت محض است، برای دورهی معينی بدن را اشغال میكند و روزی هم تركش میكند ،بیاينكه خدا به خودش زحمت بدهد و روز قضا بپرسد : تو كی هستی؟"
خدا فقط میپرسد: وقتی زنده بودی، عشق ورزيدی؟
جوهر زندگی همين است: توانايى دوست داشتن، و نه اسمی كه در گذرنامه، كارت ويزيت يا كارت شناسايیمان داريم....
برنده تنهاست
#پائولو_کوئیلو
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
روح اسم ندارد، حقيقت محض است، برای دورهی معينی بدن را اشغال میكند و روزی هم تركش میكند ،بیاينكه خدا به خودش زحمت بدهد و روز قضا بپرسد : تو كی هستی؟"
خدا فقط میپرسد: وقتی زنده بودی، عشق ورزيدی؟
جوهر زندگی همين است: توانايى دوست داشتن، و نه اسمی كه در گذرنامه، كارت ويزيت يا كارت شناسايیمان داريم....
برنده تنهاست
#پائولو_کوئیلو
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
بنیادگرایی مذهبی، عارضه کند ذهنی!
یافتههای نوروساینس، نشان میدهد که بنیادگرایی مذهبی، میتواند نتیجه تنبلی ذهنی باشد به این دلیل که شواهد نشان میدهد پذیرش یک مدعا، بسیار سادهتر از رد آن است به این دلیل که برای ردّش میبایست به ادله خلفش فکر بکنیم.
ماجرا از جایی شروع شد که نوروساینتیست، سم هریس در سال ۲۰۰۸ در سری آزمایشاتی با دستگاه fMRI تلاش کرد نشان بدهد فعالیّت مغزی، وقتی به یک حقیقت فکر میکنیم تا وقتی که به یک موضوع انتزاعی فکر میکنیم چه تفاوتی دارد. نتیجه جانبی این پژوهش این بود که نشان داد وقتی افراد به گزارههایی باور ندارند، مراکز بیشتری از مغز فعال میشوند. این با توجه به مصرف بالای انرژی مغز، به معنای این بود که باور نکردن، نیازمند انرژی بیشتری از باور کردن است. به بیان دیگر، باور کردن آسان است، تشکیک، کار دشوارتری است.
نتایج این پژوهش، تبعات بسیار گستردهای دارد. از آنجا که میدانیم باورهای ما، به رفتار و باورهای سیاسی اجتماعی ما شکل میدهند، هر وقت در فرهنگی رشد کنیم که مغزشویی مذهبی، پیش از آموزش تشکیک علمی به فرد آموزش داده بشود و یا تشکیک علمی هیچ وقت به فرد معرفی نشود، میتواند راه میانبری برای فرد باشد تا همیشه آنچه میشنود را باور بکند.
دسته دیگری از پژوهشهای روانشناسی، نشان میدهند که کودکان، اغلب اوقات هر چه بشوند را باور میکنند چون تشکیک کردن، نیازمند مهارتهایی چون شاهدمحوری و تشکیک است. به بیان دیگر، خوشباوری، طبیعی است.
با این حال آنچه شایسته یادآوری است این است که این فرآیند خوشباوری اگرچه در کودکان شایعتر است ولی در بزرگسالان هم دیده میشود و نتیجه پرسشناپذیری باورهای رایج فرهنگی ماست.
این نتایج امّا، به ما راهحلی بالقوه برای مشکل بنیادگرایی مذهبی به دست میدهد. حتی در فرهنگهای غربی، کودکان از زمانی که بتوانند حرف بزنند و ارتباط برقرار بکنند، به جای اینکه پاسخهای قانع کننده دریافت بکنند برای پرسشهای حیاتیشان، با پاسخهایی خرافی و مذهبی روبرو میشوند. موضوعاتی چون فیزیک یا فرگشت حتی در کشورهای پیشرفته هم به عنوان موضوعات دروس اجباری نیست. تغییر سیاستهای آموزشی به شکلی که کودکان از همان سنین پایین با اطلاعات علمی به جای خرافات مذهبی آموزش داده بشوند میتواند اثری عمیق داشته باشد.
از این گذشته، با توجه به نبرد سختی که در مقابل دانش از سوی مذهب قرار گرفته است، میبایست در نظر داشت که مفاهیم پیچیده علمی، تا حد ممکن بایستی همه فهم و ساده بشوند. البته ایده سادهسازی و همه فهمکردن دانش، برای بسیاری دانشمندان مساوی کفر است. امّا از آنجا که در نبرد میان دانش و مذهب، برنده، همه ذهنها را به سوی خود میکشد، میبایست هزینه اندکی بیدقّتی علمی را به جان خرید. امثال بیل نای و دگراس تایسون در این زمینه بسیاری موفّق عمل کردهاند. در مجموع، اگرچه ما تعیین نمیکنیم که ذهن چگونه یاد میگیرد، امّا میتوانیم آنچه ذهن یاد میگیرد را طوری تغییر بدهیم که مطلوب ما باشد.
https://goo.gl/XkhHCF
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
بنیادگرایی مذهبی، عارضه کند ذهنی!
یافتههای نوروساینس، نشان میدهد که بنیادگرایی مذهبی، میتواند نتیجه تنبلی ذهنی باشد به این دلیل که شواهد نشان میدهد پذیرش یک مدعا، بسیار سادهتر از رد آن است به این دلیل که برای ردّش میبایست به ادله خلفش فکر بکنیم.
ماجرا از جایی شروع شد که نوروساینتیست، سم هریس در سال ۲۰۰۸ در سری آزمایشاتی با دستگاه fMRI تلاش کرد نشان بدهد فعالیّت مغزی، وقتی به یک حقیقت فکر میکنیم تا وقتی که به یک موضوع انتزاعی فکر میکنیم چه تفاوتی دارد. نتیجه جانبی این پژوهش این بود که نشان داد وقتی افراد به گزارههایی باور ندارند، مراکز بیشتری از مغز فعال میشوند. این با توجه به مصرف بالای انرژی مغز، به معنای این بود که باور نکردن، نیازمند انرژی بیشتری از باور کردن است. به بیان دیگر، باور کردن آسان است، تشکیک، کار دشوارتری است.
نتایج این پژوهش، تبعات بسیار گستردهای دارد. از آنجا که میدانیم باورهای ما، به رفتار و باورهای سیاسی اجتماعی ما شکل میدهند، هر وقت در فرهنگی رشد کنیم که مغزشویی مذهبی، پیش از آموزش تشکیک علمی به فرد آموزش داده بشود و یا تشکیک علمی هیچ وقت به فرد معرفی نشود، میتواند راه میانبری برای فرد باشد تا همیشه آنچه میشنود را باور بکند.
دسته دیگری از پژوهشهای روانشناسی، نشان میدهند که کودکان، اغلب اوقات هر چه بشوند را باور میکنند چون تشکیک کردن، نیازمند مهارتهایی چون شاهدمحوری و تشکیک است. به بیان دیگر، خوشباوری، طبیعی است.
با این حال آنچه شایسته یادآوری است این است که این فرآیند خوشباوری اگرچه در کودکان شایعتر است ولی در بزرگسالان هم دیده میشود و نتیجه پرسشناپذیری باورهای رایج فرهنگی ماست.
این نتایج امّا، به ما راهحلی بالقوه برای مشکل بنیادگرایی مذهبی به دست میدهد. حتی در فرهنگهای غربی، کودکان از زمانی که بتوانند حرف بزنند و ارتباط برقرار بکنند، به جای اینکه پاسخهای قانع کننده دریافت بکنند برای پرسشهای حیاتیشان، با پاسخهایی خرافی و مذهبی روبرو میشوند. موضوعاتی چون فیزیک یا فرگشت حتی در کشورهای پیشرفته هم به عنوان موضوعات دروس اجباری نیست. تغییر سیاستهای آموزشی به شکلی که کودکان از همان سنین پایین با اطلاعات علمی به جای خرافات مذهبی آموزش داده بشوند میتواند اثری عمیق داشته باشد.
از این گذشته، با توجه به نبرد سختی که در مقابل دانش از سوی مذهب قرار گرفته است، میبایست در نظر داشت که مفاهیم پیچیده علمی، تا حد ممکن بایستی همه فهم و ساده بشوند. البته ایده سادهسازی و همه فهمکردن دانش، برای بسیاری دانشمندان مساوی کفر است. امّا از آنجا که در نبرد میان دانش و مذهب، برنده، همه ذهنها را به سوی خود میکشد، میبایست هزینه اندکی بیدقّتی علمی را به جان خرید. امثال بیل نای و دگراس تایسون در این زمینه بسیاری موفّق عمل کردهاند. در مجموع، اگرچه ما تعیین نمیکنیم که ذهن چگونه یاد میگیرد، امّا میتوانیم آنچه ذهن یاد میگیرد را طوری تغییر بدهیم که مطلوب ما باشد.
https://goo.gl/XkhHCF
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
The Daily Beast
Are Fundamentalists Just Lazy?
Insights from neuroscience suggest that the brain tends to automatically accept rather than reject beliefs, oftentimes independent of how logical they might be.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
ایران و امریکا: بازگشت به نقطه صفر
#دکتر_محمود_سریع_القلم
همزمان با مذاکرات ایران و قدرتهای جهانی، فضایی در کشور ایجاد شد که میگفت اگر برجام شکل بگیرد، تحریمها برداشته میشود، سرمایهگذاری خارجی فورا شروع میشود، و همه مشکلات حل خواهد شد. این تصور از برجام از ابتدا اشتباه بود. من متعجبم که چرا موضوع به جامعه دقیق منتقل نشد؟ چرا خیلی صریح به افکار عمومی گفته نشد که ما با آمریکا چندین مساله اختلافبرانگیز داریم، و چرا نگفتیم که خیلی از این مسالهها را نمیتوانیم حل کنیم اما مساله هستهای را میتوانیم حل کنیم؟
اگر کسی آمریکا را بشناسد میداند که در سیاستگذاریهای دولت و حاکمیت آمریکا نسبت به ایران و منطقه خاورمیانه، جایگاه یهودیان آمریکا بسیار تعیینکننده است و موضع آنها در بیستسال اخیر ثابت بوده است. آنها میگویند که آمریکا و ایران نمیتوانند مسائلشان را در حوزههای هستهای، اقتصادی، و تاریخی مثل ۲۸مرداد و گروگانگیری حل کنند، و به مساله اسرائیل نپردازند.
آنها مدعیاند که هیچکدام از این موضوعات حل نمیشود مگر اینکه آن موضوعِ مدنظر آنها هم حل شود. موضوع هستهای برای غرب مهم است نه بخاطر اهمیت خود موضوع هستهای بلکه به دلیل امنیت اسراییل. پاکستان امروز یک قدرت هستهای است و گفته میشود حدود۸۰کلاهک هستهای دارد، اما کسی با پاکستان کاری ندارد. چرا؟ چرا حقوقبشر و موضوع هستهای را برای ایران مساله میکنند و برای برخی کشورهای دیگر نمیکنند؟ چرا حضور ما در منطقه حساسیتزا میشود اما حضور عربستان و ترکیه و در مرتبه بعدی مصر در منطقه حساسیتزا نمیشود؟ ۸۰ تا ۹۰ درصد کانون اختلافات ما با آمریکا و به تبع آن با غرب، موضوع اسرائیل و لابی یهودیان آمریکاست. این یک واقعیت است که ما باید در محاسباتمان در نظر بگیریم. سادهانگارانه بود که تصور میکردیم اگر در مساله هستهای با آمریکا توافق کنیم، آمریکاییها اعم از خزانهداری و کاخ سفید و کنگره آمریکا دیدگاهشان را نسبت به ما تغییر میدهند و تحریمها تخفیف پیدا میکند؛ این دیدگاه رمانتیک شاید ناشی از فقدان شناخت آمریکا بود.
آیا مسئله اصلی آمریکاییها با ایران، موضوع هستهای است؟ آیا ما شناخت عمیقی از سازوکارهای داخلی آمریکا مانند نقش کنگره، لابیها و نقش جدید عربستان در آمریکا داشتیم؟ اگر نقش مذاکرهکنندگان را صد بدانیم، من جایگاه چین و اروپاییها را نزدیک به صفر، روسیه را ۱۵ و آمریکا را ۸۵ میدانم. آیا آمریکا محصور در نهاد ریاستجمهوری و شخص رییسجمهور است؟
از این رو موضوع را و مشکل را شناختی و دانشی میدانم. بهنظر میرسد قدری عجله وجود داشته که گشایشی برای کار اقتصادی صورت پذیرد. شاید افراد متوجه نقش قدرتمند لابیها در آمریکا نبودند و توجه نداشتند که ما در مذاکرات تکموضوعی با آمریکا به جایی نمیرسیم.
عمده گشایشی که در برجام قرار بود تحقق پذیرد متوجه آمریکاست و اگر آمریکا از آن خارج باشد، بقیه اعضا نقش بنیادی ندارند. اروپاییها توان اقناعی نسبت به سیاست آمریکا در رابطه با ایران را ندارند. به یک معنا ما به نقطه صفر در مشکلات ایران و آمریکا بازگشتهایم و اگر از تحریمها صحبت میشود، ناشی از این وضعیت است.
کشور به یک استراتژی کلان با همه عوامل دخیل نسبت به آمریکا نیاز دارد و نه صرفا موضوع هستهای. مسئله ایناست که آن طراحی صورت پذیرد. چه این دولت و چه دولتهای بعدی با چند چالش روبرو هستند. اولاینکه چگونه منابع مالی برای رشد و توسعه کشور کاهش نیابد؟ چون استراتژی طرف منطقهای و جهانی ایران، فقیر شدن و ضعیف شدن کشور تنومندی مانند ایران است. وقتی منابع مالی و توان تولید ثروت یک کشور تقلیل یابد، قدرت خرید مردم کاهش یابد، پروژههای عمرانی تعطیل شود و حضور کشور در صحنه بینالمللی کمرنگ شود، کشور جایگاه خود را از دست میدهد و بود و نبودش یکی میشود.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
ایران و امریکا: بازگشت به نقطه صفر
#دکتر_محمود_سریع_القلم
همزمان با مذاکرات ایران و قدرتهای جهانی، فضایی در کشور ایجاد شد که میگفت اگر برجام شکل بگیرد، تحریمها برداشته میشود، سرمایهگذاری خارجی فورا شروع میشود، و همه مشکلات حل خواهد شد. این تصور از برجام از ابتدا اشتباه بود. من متعجبم که چرا موضوع به جامعه دقیق منتقل نشد؟ چرا خیلی صریح به افکار عمومی گفته نشد که ما با آمریکا چندین مساله اختلافبرانگیز داریم، و چرا نگفتیم که خیلی از این مسالهها را نمیتوانیم حل کنیم اما مساله هستهای را میتوانیم حل کنیم؟
اگر کسی آمریکا را بشناسد میداند که در سیاستگذاریهای دولت و حاکمیت آمریکا نسبت به ایران و منطقه خاورمیانه، جایگاه یهودیان آمریکا بسیار تعیینکننده است و موضع آنها در بیستسال اخیر ثابت بوده است. آنها میگویند که آمریکا و ایران نمیتوانند مسائلشان را در حوزههای هستهای، اقتصادی، و تاریخی مثل ۲۸مرداد و گروگانگیری حل کنند، و به مساله اسرائیل نپردازند.
آنها مدعیاند که هیچکدام از این موضوعات حل نمیشود مگر اینکه آن موضوعِ مدنظر آنها هم حل شود. موضوع هستهای برای غرب مهم است نه بخاطر اهمیت خود موضوع هستهای بلکه به دلیل امنیت اسراییل. پاکستان امروز یک قدرت هستهای است و گفته میشود حدود۸۰کلاهک هستهای دارد، اما کسی با پاکستان کاری ندارد. چرا؟ چرا حقوقبشر و موضوع هستهای را برای ایران مساله میکنند و برای برخی کشورهای دیگر نمیکنند؟ چرا حضور ما در منطقه حساسیتزا میشود اما حضور عربستان و ترکیه و در مرتبه بعدی مصر در منطقه حساسیتزا نمیشود؟ ۸۰ تا ۹۰ درصد کانون اختلافات ما با آمریکا و به تبع آن با غرب، موضوع اسرائیل و لابی یهودیان آمریکاست. این یک واقعیت است که ما باید در محاسباتمان در نظر بگیریم. سادهانگارانه بود که تصور میکردیم اگر در مساله هستهای با آمریکا توافق کنیم، آمریکاییها اعم از خزانهداری و کاخ سفید و کنگره آمریکا دیدگاهشان را نسبت به ما تغییر میدهند و تحریمها تخفیف پیدا میکند؛ این دیدگاه رمانتیک شاید ناشی از فقدان شناخت آمریکا بود.
آیا مسئله اصلی آمریکاییها با ایران، موضوع هستهای است؟ آیا ما شناخت عمیقی از سازوکارهای داخلی آمریکا مانند نقش کنگره، لابیها و نقش جدید عربستان در آمریکا داشتیم؟ اگر نقش مذاکرهکنندگان را صد بدانیم، من جایگاه چین و اروپاییها را نزدیک به صفر، روسیه را ۱۵ و آمریکا را ۸۵ میدانم. آیا آمریکا محصور در نهاد ریاستجمهوری و شخص رییسجمهور است؟
از این رو موضوع را و مشکل را شناختی و دانشی میدانم. بهنظر میرسد قدری عجله وجود داشته که گشایشی برای کار اقتصادی صورت پذیرد. شاید افراد متوجه نقش قدرتمند لابیها در آمریکا نبودند و توجه نداشتند که ما در مذاکرات تکموضوعی با آمریکا به جایی نمیرسیم.
عمده گشایشی که در برجام قرار بود تحقق پذیرد متوجه آمریکاست و اگر آمریکا از آن خارج باشد، بقیه اعضا نقش بنیادی ندارند. اروپاییها توان اقناعی نسبت به سیاست آمریکا در رابطه با ایران را ندارند. به یک معنا ما به نقطه صفر در مشکلات ایران و آمریکا بازگشتهایم و اگر از تحریمها صحبت میشود، ناشی از این وضعیت است.
کشور به یک استراتژی کلان با همه عوامل دخیل نسبت به آمریکا نیاز دارد و نه صرفا موضوع هستهای. مسئله ایناست که آن طراحی صورت پذیرد. چه این دولت و چه دولتهای بعدی با چند چالش روبرو هستند. اولاینکه چگونه منابع مالی برای رشد و توسعه کشور کاهش نیابد؟ چون استراتژی طرف منطقهای و جهانی ایران، فقیر شدن و ضعیف شدن کشور تنومندی مانند ایران است. وقتی منابع مالی و توان تولید ثروت یک کشور تقلیل یابد، قدرت خرید مردم کاهش یابد، پروژههای عمرانی تعطیل شود و حضور کشور در صحنه بینالمللی کمرنگ شود، کشور جایگاه خود را از دست میدهد و بود و نبودش یکی میشود.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
سوال آزمون دوره دکتری سال93 رشته حقوق بینالملل عمومی:
-آیا نیروهای مسلح ایران میتوانند مانع عبور ومرور در تنگه هرمز شوند؟
-جواب صحیح سازمان سنجش: خیر زیرا تنگه هرمز تابع عبور ترانزیت است
@flith❄️
-آیا نیروهای مسلح ایران میتوانند مانع عبور ومرور در تنگه هرمز شوند؟
-جواب صحیح سازمان سنجش: خیر زیرا تنگه هرمز تابع عبور ترانزیت است
@flith❄️
اشک رازیست، لبخند رازیست، عشق رازیست...
احمد شاملو [Telegram: @PardisParsi]
اشک رازیست...
لبخند رازیست...
عشق رازیست...
شعر و خوانش: #احمد_شاملو
به بهانه دوم خرداد سالمرگ احمد شاملو
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
لبخند رازیست...
عشق رازیست...
شعر و خوانش: #احمد_شاملو
به بهانه دوم خرداد سالمرگ احمد شاملو
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
Audio
کانال تلگرامی کتابخانه گویا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
Audio
کانال تلگرامی کتابخانه گویا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان صد و چهارده
#کمک_شنگل_شاه_هند_به_تورانیان
چون سخن رستم به پایان رسید ،گودرز پیر سپهسالار سالخورده ایران از جای بلند شد و گفت : ای پهلوان بی گمان آشتی بهتر از جنگ است ولی مطلبی را باید بازگو کنم. در جنگ اول پیران فرستاده ای را نزد ما فرستاد که از جنگ بیزار است و پیام آورد که پیران و یارانش به لشکر شما خواهند پیوست. با این بازی لشکر ما را آرام کرد و پیکی نزد افراسیاب فرستاد که لشکری بفرستد و آنچنان حمله را آغاز کرد که گمان میکردی هرگز با ما سخنی جز جنگ نگفته است. ای جهان پهلوان به گمان من تمام سخنان پیران رنگ و فریب است.
چو بشنید رستم به گودرز گفت
که گفتار تو با خرد باد جفت
چنین است پیران و این راز نیست
که او نیز با ما هم آواز نیست
سخنان فراوانی رد و بدل شد و رستم گفت حال تا نیمه شب رامش کنیم و نیمه دیگر به کار لشکر باشیم تا فردا من گرز سام را که در مازندران با آن جنگیدم بر دوش گرفته به میدان بروم. چون آفتاب دمید رستم لباس رزم پوشید ،سپاه را آرایش داد و سپاه خاقان را نظاره کرد.
کتاب : گفتار شورانگیز فردوسی
نویسنده : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان صد و چهارده
#کمک_شنگل_شاه_هند_به_تورانیان
چون سخن رستم به پایان رسید ،گودرز پیر سپهسالار سالخورده ایران از جای بلند شد و گفت : ای پهلوان بی گمان آشتی بهتر از جنگ است ولی مطلبی را باید بازگو کنم. در جنگ اول پیران فرستاده ای را نزد ما فرستاد که از جنگ بیزار است و پیام آورد که پیران و یارانش به لشکر شما خواهند پیوست. با این بازی لشکر ما را آرام کرد و پیکی نزد افراسیاب فرستاد که لشکری بفرستد و آنچنان حمله را آغاز کرد که گمان میکردی هرگز با ما سخنی جز جنگ نگفته است. ای جهان پهلوان به گمان من تمام سخنان پیران رنگ و فریب است.
چو بشنید رستم به گودرز گفت
که گفتار تو با خرد باد جفت
چنین است پیران و این راز نیست
که او نیز با ما هم آواز نیست
سخنان فراوانی رد و بدل شد و رستم گفت حال تا نیمه شب رامش کنیم و نیمه دیگر به کار لشکر باشیم تا فردا من گرز سام را که در مازندران با آن جنگیدم بر دوش گرفته به میدان بروم. چون آفتاب دمید رستم لباس رزم پوشید ،سپاه را آرایش داد و سپاه خاقان را نظاره کرد.
کتاب : گفتار شورانگیز فردوسی
نویسنده : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
حمایت از تولید ملی با روش امیرکبیر
امیرکبیر هفتهای دو روز مستمراً به دروازۀ غربی تهران میرفت در بالاخانه مینشست و هر متاعی که از خارج وارد می شد شخصا معاینه می کرد و جنسی را که صلاح نمی دانست به کشور وارد شود حکم به استرداد آن می داد ، از این جهت تجار و بازرگانان نیز هر جنس جدیدی را که از خارجه می خواستند به ایران حمل کنند ابتدا نمونهای از آن را می آوردند و به امیر نظام ارائه می دادند و هرگاه اجازۀ ورود می داد آن کالا را معامله و وارد می کردند .
میرزا آقاعلی حکایت می کند یک روز که با امیرنظام به دروازه امامزاده حسن (دروازه قزوین) رفته بودیم برای تماشای متاع خارجه یک نفر از خرازیفروشان صندوقی پیش پا گذاشت و نمونهها را بیرون میآورد و امیر یک به یک می دید و از قیمت و خواص آن سوال می کرد و اجازۀ ورود میداد یا رد میفرمود .
تا آن که قوطی مقوائی باز نموده و شاخه گلی مصنوعی بیرون آورده و به دست امیرنظام داد ، امیر فرمود فایده و مورد استعمال آن را بگوی ، مرد گفت زینتی است که نسوان بالای پیشانی و موهای پیش سر نصب می کنند ، پرسید قیمت آن چیست ؟ عرض کرد پانزده قَرآن ، امیر پرسید اگر کسی چند روزه این زینت را خریده و فی الجمله بخواهد به شما بفروشد یا گرو بگذارد چه مقدار وجه نقد به او می دهید ؟ آن مرد گفت وجهی در ازای آن نمی توان داد زیرا که پس از استفاده دیگر به پشیزی نمیارزد ، امیرنظام فرمود این متاع و مانند آن را که پس از استعمال به پشیزی نیرزد البته وارد نکنید.
میرزا آقاعلی گفت چون ظرافت و نیکی آن زینت زنانه در نظرم خیلی جلوه کرده بود بیاختیار عرض کروم امیر با آن که زیوری کم بهاست چرا قدغن میفرمایید که نیاورند ، امیر فرمود برای امثال من و شما خریداری آن ضرر و اهمیتی ندارد ، لیکن اگر استعمال آن در اشراف و اعیان و تجار متداول و معمول شود زنهای مردم کممایه مانند سبزی فروش و نظایر نیز با حسرت تماشا کرده و با آرزو به خانه روند و مردان بیچارۀ خود را که با مشقت بیش از روزی دو یا سه قَرآن عاید ندارند ناچار به خرید می کنند حتی به قرض ...
میرزا آقاعلی نقل می کرد که امیر نظام همان شاخه گل را به قیمت پانزده قرآن از آن مرد خراز بگرفت و به ارباب صنایع تهران ارائه داد و تشویق نمود مانند آن را بساختند و به بهای سه قرآن به مردم بفروختند.
#نامههای_امیر_کبیر
با تصحیح و تدوین از دکتر علی آلداود
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
حمایت از تولید ملی با روش امیرکبیر
امیرکبیر هفتهای دو روز مستمراً به دروازۀ غربی تهران میرفت در بالاخانه مینشست و هر متاعی که از خارج وارد می شد شخصا معاینه می کرد و جنسی را که صلاح نمی دانست به کشور وارد شود حکم به استرداد آن می داد ، از این جهت تجار و بازرگانان نیز هر جنس جدیدی را که از خارجه می خواستند به ایران حمل کنند ابتدا نمونهای از آن را می آوردند و به امیر نظام ارائه می دادند و هرگاه اجازۀ ورود می داد آن کالا را معامله و وارد می کردند .
میرزا آقاعلی حکایت می کند یک روز که با امیرنظام به دروازه امامزاده حسن (دروازه قزوین) رفته بودیم برای تماشای متاع خارجه یک نفر از خرازیفروشان صندوقی پیش پا گذاشت و نمونهها را بیرون میآورد و امیر یک به یک می دید و از قیمت و خواص آن سوال می کرد و اجازۀ ورود میداد یا رد میفرمود .
تا آن که قوطی مقوائی باز نموده و شاخه گلی مصنوعی بیرون آورده و به دست امیرنظام داد ، امیر فرمود فایده و مورد استعمال آن را بگوی ، مرد گفت زینتی است که نسوان بالای پیشانی و موهای پیش سر نصب می کنند ، پرسید قیمت آن چیست ؟ عرض کرد پانزده قَرآن ، امیر پرسید اگر کسی چند روزه این زینت را خریده و فی الجمله بخواهد به شما بفروشد یا گرو بگذارد چه مقدار وجه نقد به او می دهید ؟ آن مرد گفت وجهی در ازای آن نمی توان داد زیرا که پس از استفاده دیگر به پشیزی نمیارزد ، امیرنظام فرمود این متاع و مانند آن را که پس از استعمال به پشیزی نیرزد البته وارد نکنید.
میرزا آقاعلی گفت چون ظرافت و نیکی آن زینت زنانه در نظرم خیلی جلوه کرده بود بیاختیار عرض کروم امیر با آن که زیوری کم بهاست چرا قدغن میفرمایید که نیاورند ، امیر فرمود برای امثال من و شما خریداری آن ضرر و اهمیتی ندارد ، لیکن اگر استعمال آن در اشراف و اعیان و تجار متداول و معمول شود زنهای مردم کممایه مانند سبزی فروش و نظایر نیز با حسرت تماشا کرده و با آرزو به خانه روند و مردان بیچارۀ خود را که با مشقت بیش از روزی دو یا سه قَرآن عاید ندارند ناچار به خرید می کنند حتی به قرض ...
میرزا آقاعلی نقل می کرد که امیر نظام همان شاخه گل را به قیمت پانزده قرآن از آن مرد خراز بگرفت و به ارباب صنایع تهران ارائه داد و تشویق نمود مانند آن را بساختند و به بهای سه قرآن به مردم بفروختند.
#نامههای_امیر_کبیر
با تصحیح و تدوین از دکتر علی آلداود
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
نشان از عدل اینجا نیست یا رب! کودتایی کن ...
بیا با عدل و انصافت، میان ما خدایی کن ...
نگاهی کن به بعضی ها که قرآن را علَم کردند
ولی دستِ عدالت را ز بازوها قلم کردند ...
ببین شیطان صفت ها را که در ظاهر مسلمانند!
نماز واجب خود را میان کوچه میخوانند!
ز قرآنت روایت ها برای خلق می گویند،
ولی راهی برای دزدی از این خلق می جویند!
خدایا اسم پاکت را چه راحت بی بها کردند ...!
به نام دین تو بر خلقِ مستضعف جفا کردند ...!
خدایا! صبر را بشکن بیا پا در میانی کن!
بیا ازمردم پاکت کمی هم پاسبانی کن!...
# معین کرمانشاهی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
نشان از عدل اینجا نیست یا رب! کودتایی کن ...
بیا با عدل و انصافت، میان ما خدایی کن ...
نگاهی کن به بعضی ها که قرآن را علَم کردند
ولی دستِ عدالت را ز بازوها قلم کردند ...
ببین شیطان صفت ها را که در ظاهر مسلمانند!
نماز واجب خود را میان کوچه میخوانند!
ز قرآنت روایت ها برای خلق می گویند،
ولی راهی برای دزدی از این خلق می جویند!
خدایا اسم پاکت را چه راحت بی بها کردند ...!
به نام دین تو بر خلقِ مستضعف جفا کردند ...!
خدایا! صبر را بشکن بیا پا در میانی کن!
بیا ازمردم پاکت کمی هم پاسبانی کن!...
# معین کرمانشاهی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
تیتر یک امروز کیهان: موشکها در راه است، دبی، ابوظبی و ریاض را تخلیه کنید
#افراطیون #جنگ_طلبان
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#افراطیون #جنگ_طلبان
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
پرواز فکر و اندیشه
#هویت_ایرانی #بانو_هلن_افشار @flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
اکنون حدود ۳۰۰ سال از فتح ایران به وسیله ی اعراب گذشته و ما با کشتی کهنه و شکسته ، در میان امواج خونین هم چنان شناوریم . با تاریخ که آشتی کنیم ، میتوانیم لایه های هویت خودمان را بازخوانی کنیم . تا هنگامی که خودمان را نمیشناسیم بیش از همه به خودمان ظلم میکنیم . حق نیاکانمان نیست که تجربه هایشان فراموش شود . سرزمین ما هر گوشه اش سیاوشی دارد و بر هر کوه اش آرشی ایستاده . لازم است تا به آن بودن های جانانه بپردازیم تا به هستم های مقتدرانه دست یابیم .
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
اکنون حدود ۳۰۰ سال از فتح ایران به وسیله ی اعراب گذشته و ما با کشتی کهنه و شکسته ، در میان امواج خونین هم چنان شناوریم . با تاریخ که آشتی کنیم ، میتوانیم لایه های هویت خودمان را بازخوانی کنیم . تا هنگامی که خودمان را نمیشناسیم بیش از همه به خودمان ظلم میکنیم . حق نیاکانمان نیست که تجربه هایشان فراموش شود . سرزمین ما هر گوشه اش سیاوشی دارد و بر هر کوه اش آرشی ایستاده . لازم است تا به آن بودن های جانانه بپردازیم تا به هستم های مقتدرانه دست یابیم .
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
پسر نوح به خواستگاری دختر هابیل رفت.
دختر هابیل جوابش كرد و گفت: نه، هرگز، همسریام را سزاوار نیستی؛ تو با بدان نشستی و خاندان نبوتت گم شد.
تو همانی كه بر كشتی سوار نشدی.
خدا را نادیده گرفتی و فرمانش را.
به پدرت پشت كردی، به پیمان و پیامش نیز.
غرورت، غرقت كرد. دیدی كه نه شنا به كارت آمد و نه بلندی كوهها!
پسر نوح گفت: اما آن كه غرق میشود، خدا را خالصانهتر صدا میزند، تا آن كه بر كشتی سوار است.
من خدایم را لابهلای توفان یافتم،
در دل مرگ و سهمگینی سیل.
دختر هابیل گفت: ایمان، پیش از واقعه به كار میآید. در آن هول و هراسی كه تو گرفتار شدی، هر كفری بدل به ایمان میشود. آنچه تو به آن رسیدی، ایمان به اختیار نبود، پسگردنی خدا بود كه گردنت را شكست.
پسر نوح گفت: آنها كه بر كشتی سوارند، امنند و خدایی كجدار و مریز دارند كه به بادی ممكن است از دستشان برود.
من اما آن غریقم كه به چنان خدای مهیبی رسیدم كه با چشمان بسته نیز میبینمش و با دستان بسته نیز لمسش میكنم.
خدای من چنان خطیر است كه هیچ توفانی آن را از كفم نمیبرد.
دختر هابیل گفت: باری، تو سركشی كردی و گناهكاری.
گناهت هرگز بخشیده نخواهد شد.
پسر نوح خندید و خندید و خندید و گفت: شاید آن كه جسارت عصیان دارد، شجاعت توبه نیز داشته باشد.
شاید آن خدا كه مجال سركشی داد، فرصت بخشیده شدن هم داده باشد!
دختر هابیل سكوت كرد و سكوت كرد و سكوت كرد و آنگاه گفت: شاید. شاید پرهیزكاری من به ترس و تردید آغشته باشد، اما نام عصیان تو دلیری نبود.
دنیا كوتاه است و آدمی كوتاهتر.
مجال آزمون و خطا نیست.
پسر نوح گفت: به این درخت نگاه كن.
به شاخههایش. پیش از آنكه دستهای درخت به نور برسند.
پاهایش تاریكی را تجربه كردهاند.
گاهی برای رسیدن به نور باید از تاریكی عبور كرد.
گاهی برای رسیدن به خدا باید از پل گناه گذشت...
من این گونه به خدا رسیدم.
راه من اما راه آسانی نیست.
راه تو زیباتر است، راه تو مطمئنتر، دختر هابیل!
پسر نوح این را گفت و رفت.
دختر هابیل تا دور دستها تماشایش كرد و سالهاست كه منتظر است و سالهاست كه با خود میگوید: آیا همسریاش را سزاوار بودم
#عرفان_نظرآهاری
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
پسر نوح به خواستگاری دختر هابیل رفت.
دختر هابیل جوابش كرد و گفت: نه، هرگز، همسریام را سزاوار نیستی؛ تو با بدان نشستی و خاندان نبوتت گم شد.
تو همانی كه بر كشتی سوار نشدی.
خدا را نادیده گرفتی و فرمانش را.
به پدرت پشت كردی، به پیمان و پیامش نیز.
غرورت، غرقت كرد. دیدی كه نه شنا به كارت آمد و نه بلندی كوهها!
پسر نوح گفت: اما آن كه غرق میشود، خدا را خالصانهتر صدا میزند، تا آن كه بر كشتی سوار است.
من خدایم را لابهلای توفان یافتم،
در دل مرگ و سهمگینی سیل.
دختر هابیل گفت: ایمان، پیش از واقعه به كار میآید. در آن هول و هراسی كه تو گرفتار شدی، هر كفری بدل به ایمان میشود. آنچه تو به آن رسیدی، ایمان به اختیار نبود، پسگردنی خدا بود كه گردنت را شكست.
پسر نوح گفت: آنها كه بر كشتی سوارند، امنند و خدایی كجدار و مریز دارند كه به بادی ممكن است از دستشان برود.
من اما آن غریقم كه به چنان خدای مهیبی رسیدم كه با چشمان بسته نیز میبینمش و با دستان بسته نیز لمسش میكنم.
خدای من چنان خطیر است كه هیچ توفانی آن را از كفم نمیبرد.
دختر هابیل گفت: باری، تو سركشی كردی و گناهكاری.
گناهت هرگز بخشیده نخواهد شد.
پسر نوح خندید و خندید و خندید و گفت: شاید آن كه جسارت عصیان دارد، شجاعت توبه نیز داشته باشد.
شاید آن خدا كه مجال سركشی داد، فرصت بخشیده شدن هم داده باشد!
دختر هابیل سكوت كرد و سكوت كرد و سكوت كرد و آنگاه گفت: شاید. شاید پرهیزكاری من به ترس و تردید آغشته باشد، اما نام عصیان تو دلیری نبود.
دنیا كوتاه است و آدمی كوتاهتر.
مجال آزمون و خطا نیست.
پسر نوح گفت: به این درخت نگاه كن.
به شاخههایش. پیش از آنكه دستهای درخت به نور برسند.
پاهایش تاریكی را تجربه كردهاند.
گاهی برای رسیدن به نور باید از تاریكی عبور كرد.
گاهی برای رسیدن به خدا باید از پل گناه گذشت...
من این گونه به خدا رسیدم.
راه من اما راه آسانی نیست.
راه تو زیباتر است، راه تو مطمئنتر، دختر هابیل!
پسر نوح این را گفت و رفت.
دختر هابیل تا دور دستها تماشایش كرد و سالهاست كه منتظر است و سالهاست كه با خود میگوید: آیا همسریاش را سزاوار بودم
#عرفان_نظرآهاری
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
مهاجرت، زندان و تبعید، انقلابیهای جهان را هرگز زیانی نمیرساند بلکه همواره به کار ایشان سود میرساند و بر مردم پسندیشان میافزاید. پیگرد از سوی نظامی که همگان به آن نفرت میورزند، پیششرط روحی روی آوردن تودهها به رهبر است.
برای سیاستپیشه ی بزرگ سودمند است که هرچندگاه بر کناره بایستند زیرا که او "در غیبت افسانه میشود". افسانهپردازی های شکوهافزا نام او را در هالهای اساطیری فرو میبرد و آنگاه که بازمیگردد، بی آنکه خود کاری کرده باشد، فضایی خودجوش و صدبار بهتر در برابر دارد.
کمابیش در تاریخ همه قهرمانان ملی گرمترین احساسات ملت خود را در هجرت و تبعید به دست آوردهاند؛ قیصر در گالین، ناپلئون در مصر، لنین در اورال. اینان نیرومندی شان را بیشتر از غیبت خود یافتند تا از حضورشان.
وجدان بیدار
اشتفان تسوایگ
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
مهاجرت، زندان و تبعید، انقلابیهای جهان را هرگز زیانی نمیرساند بلکه همواره به کار ایشان سود میرساند و بر مردم پسندیشان میافزاید. پیگرد از سوی نظامی که همگان به آن نفرت میورزند، پیششرط روحی روی آوردن تودهها به رهبر است.
برای سیاستپیشه ی بزرگ سودمند است که هرچندگاه بر کناره بایستند زیرا که او "در غیبت افسانه میشود". افسانهپردازی های شکوهافزا نام او را در هالهای اساطیری فرو میبرد و آنگاه که بازمیگردد، بی آنکه خود کاری کرده باشد، فضایی خودجوش و صدبار بهتر در برابر دارد.
کمابیش در تاریخ همه قهرمانان ملی گرمترین احساسات ملت خود را در هجرت و تبعید به دست آوردهاند؛ قیصر در گالین، ناپلئون در مصر، لنین در اورال. اینان نیرومندی شان را بیشتر از غیبت خود یافتند تا از حضورشان.
وجدان بیدار
اشتفان تسوایگ
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
Audio
کانال تلگرامی کتابخانه گویا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان صد و پانزده
#کمک_شنگل_شاه_هند_به_تورانیان
دید پیران جلوی سپاه آشکار شد و به تندی نزد شنگل پهلوان نامی هندوستان رفت. شنگل فرمان داد سپاه به سه دسته شود و هر قسمت با ژنده پیل های جنگی صف کشیدند و بیش از دو میل راه را سپاه شنگل فرا گرفت. پیل سپید خاقان چین را با دیبای چینی آراستند. و تختی از طلا بر پشت آن نهادند. شنگل میان دو صف با تیغ هندی بر کف پیش میرفت. پیران پس از تماشای آرایش شنگل با شادی به هومان گفت : ای برادر امروز جنگ به کام دل ما خواهد بود . تو امروز میان سپاه آشکار مشو و پشت خاقان چین بایست . چون اگر رستم تو را ببیند کارت تمام است.
در آن هنگام پیران به طرف رستم رفت و به او گفت پیامت را به سرداران توران و چین دادم اما آنها پاسخ دادند اگر مال و گنج بخواهد میدهیم اما گنهکاران را نخواهیم داد. چه آنها همه خویشان افراسیاب هستند. آنها مرا نکوهش کردند و شاه هند به نبرد تو خواهد آمد.
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان صد و پانزده
#کمک_شنگل_شاه_هند_به_تورانیان
دید پیران جلوی سپاه آشکار شد و به تندی نزد شنگل پهلوان نامی هندوستان رفت. شنگل فرمان داد سپاه به سه دسته شود و هر قسمت با ژنده پیل های جنگی صف کشیدند و بیش از دو میل راه را سپاه شنگل فرا گرفت. پیل سپید خاقان چین را با دیبای چینی آراستند. و تختی از طلا بر پشت آن نهادند. شنگل میان دو صف با تیغ هندی بر کف پیش میرفت. پیران پس از تماشای آرایش شنگل با شادی به هومان گفت : ای برادر امروز جنگ به کام دل ما خواهد بود . تو امروز میان سپاه آشکار مشو و پشت خاقان چین بایست . چون اگر رستم تو را ببیند کارت تمام است.
در آن هنگام پیران به طرف رستم رفت و به او گفت پیامت را به سرداران توران و چین دادم اما آنها پاسخ دادند اگر مال و گنج بخواهد میدهیم اما گنهکاران را نخواهیم داد. چه آنها همه خویشان افراسیاب هستند. آنها مرا نکوهش کردند و شاه هند به نبرد تو خواهد آمد.
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️