@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کشور ما در زمان قاجار در دوران پیشامدرن قرار میگرفت . نخستین علاقه و نیاز ملت ایران به تغییر در انقلاب مشروطه بروز کرد . در مشروطه لزوم قانون و مجلس که از ویژگی های سیاسی یک دولت مدرن است مطرح شد . مردم تصور میکردند با اتکا به قانون اساسی میتوانند جلو استبداد را بگیرند .سال های پس از آن دریافتند که قانون لازم است اما کافی نیست
با به قدرت رسیدن رضاشاه حرکت به سوی جامعه مدرن آغاز شد . دیگرگونی های مانند مدارس با شیوهای نوین آموزش و گشایش دانشگاه ، سازمان ها و نهادهای اداری _ اجتماعی شکل گرفت . در انقلاب ۵۷ خواسته های مردم رو به پله های بالاتر نشانه رفته بود . این بار داشتن مجلس کافی به نظر نمی آمد . بلکه مجلسی مورد نظر بود که نمایندگانش از دربار و یا مقامات عالی حکومتی ، لیست نشده باشند
#هویت_ایرانی
#هلن_افشار
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کشور ما در زمان قاجار در دوران پیشامدرن قرار میگرفت . نخستین علاقه و نیاز ملت ایران به تغییر در انقلاب مشروطه بروز کرد . در مشروطه لزوم قانون و مجلس که از ویژگی های سیاسی یک دولت مدرن است مطرح شد . مردم تصور میکردند با اتکا به قانون اساسی میتوانند جلو استبداد را بگیرند .سال های پس از آن دریافتند که قانون لازم است اما کافی نیست
با به قدرت رسیدن رضاشاه حرکت به سوی جامعه مدرن آغاز شد . دیگرگونی های مانند مدارس با شیوهای نوین آموزش و گشایش دانشگاه ، سازمان ها و نهادهای اداری _ اجتماعی شکل گرفت . در انقلاب ۵۷ خواسته های مردم رو به پله های بالاتر نشانه رفته بود . این بار داشتن مجلس کافی به نظر نمی آمد . بلکه مجلسی مورد نظر بود که نمایندگانش از دربار و یا مقامات عالی حکومتی ، لیست نشده باشند
#هویت_ایرانی
#هلن_افشار
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
با بعضی کارها روحانیت را سرشکسته کردهایم
#حجت_الاسلام_نقویان:
ما چه کردیم که آیتالله جوادی آملی میگوید مردم ما را به دریا میریزند
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#حجت_الاسلام_نقویان:
ما چه کردیم که آیتالله جوادی آملی میگوید مردم ما را به دریا میریزند
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
Audio
کانال تلگرامی کتابخانه گویا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان صد و نه
#آمدن_خاقان_چین_به_کمک_تورانیان
چنگش پرسید نام تو چیست ؟ ولحظه ای بعد کمان به زه کرد و تیر ها را رها کرد. رستم سپر به سر گرفت و تیر پران پران به رستم خورد و زره او پاره شد. چون چشم چنگش به بازوی رستم افتاد با خود گفت اکنون بگریز که هنگام گریز است و سر اسب را به سوی لشکر خاقان کرد و به سوی آن گریخت. تهمتن هی به رخش زد و به دنبال او تاخت. نزدیک لشکر خاقان تهمتن خم شد با دست دم اسب چنگش را گرفت و هر دو لشکر با شگفتی دیدند رستم اسب را به سوی خود کشید و چنگش از اسب بر زمین افتاد. رستم از رخش به زیر آمد، چنگش عذر خواست.
همانگاه کردش سر از تن جدا
همه کام و اندیشه شد بی نوا
خاقان چین رو به هومان کرد و گفت : این پهلوان کیست که زمین وزمان را بر ما تنگ کرده ؟ هومان به خیمه خودش رفت و لباس عوض کرد. کلاهی دیگر بر سر نهاد وبر اسبی دیگر سوار شد .خلاصه تمام لباس و اسلحه خود را عوض کرد تا شناخته نشود. بعد سوار بر اسب خود را برابر رستم رسانید و خدمت کرد و گفت : بخدا سوگند که بیزارم از تاج وگاه ، که چون تو ندیدم یکی رزم خواه .
چون جنگ تو را دیدم دلم به تو مایل شد، آن بود که از خاقان چین گذشتم و نزد تو آمدم . اکنون نام خود را به من بگو.
کتاب : گفتار شورانگیز فردوسی
نویسنده : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان صد و نه
#آمدن_خاقان_چین_به_کمک_تورانیان
چنگش پرسید نام تو چیست ؟ ولحظه ای بعد کمان به زه کرد و تیر ها را رها کرد. رستم سپر به سر گرفت و تیر پران پران به رستم خورد و زره او پاره شد. چون چشم چنگش به بازوی رستم افتاد با خود گفت اکنون بگریز که هنگام گریز است و سر اسب را به سوی لشکر خاقان کرد و به سوی آن گریخت. تهمتن هی به رخش زد و به دنبال او تاخت. نزدیک لشکر خاقان تهمتن خم شد با دست دم اسب چنگش را گرفت و هر دو لشکر با شگفتی دیدند رستم اسب را به سوی خود کشید و چنگش از اسب بر زمین افتاد. رستم از رخش به زیر آمد، چنگش عذر خواست.
همانگاه کردش سر از تن جدا
همه کام و اندیشه شد بی نوا
خاقان چین رو به هومان کرد و گفت : این پهلوان کیست که زمین وزمان را بر ما تنگ کرده ؟ هومان به خیمه خودش رفت و لباس عوض کرد. کلاهی دیگر بر سر نهاد وبر اسبی دیگر سوار شد .خلاصه تمام لباس و اسلحه خود را عوض کرد تا شناخته نشود. بعد سوار بر اسب خود را برابر رستم رسانید و خدمت کرد و گفت : بخدا سوگند که بیزارم از تاج وگاه ، که چون تو ندیدم یکی رزم خواه .
چون جنگ تو را دیدم دلم به تو مایل شد، آن بود که از خاقان چین گذشتم و نزد تو آمدم . اکنون نام خود را به من بگو.
کتاب : گفتار شورانگیز فردوسی
نویسنده : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
تاریخ طبری در وصف عباسه خواهر هارون الرشید می نویسد:
او به حلاوت مقال و طراوت دیدار و لطافت جمال و حسن صوت مشهور بود.
هارون الرشید خلیفه مقتدر عباسی خواهرش را بسیار دوست می داشت اما متوجه بعضی ایماء و اشاره ها میان او و "جعفر برمکی"وزیر اعظم ایرانی اش شده بود.
خلیفه برای جلوگیری از شایعات و رفع مسئولیت،خواهر زیبا چهره و اغواگرش را به عقد جعفر برمکی در آورد البته با شرایط زیر
۱/ سوگند یاد کنند که همخوابه نشوند
۲/ زیر یک سقف تنها با هم نباشند!
۳/ با هم به تنهایی به باغ و دشت و دمن نروند
کسی علت این عقدنامه صوری خلیفه را نفهمید ولی فقط شش ماه زمان نیاز بود تا تغییر سایز عباسه،خبر از شکستن عهد و سوگند بدهد! و البته فکر کنید که با این شرایط اگر" پاپ اعظم "هم جای جعفر برمکی بود چقدر می توانست مقاومت کند؟
به اتفاقات بعدی که منجر به قوم کُشی برامکه و ریشه کَنی انها شد کاری نداریم و باید در تاریخ خواند اما......
دوستان لابد شنیده اند که دولت اقتصاد محور و آکادمیک ما،به بسیاری از نور چشمی ها وشرکت های آنها دلار ۴۲۰۰ تومانی داده و به آنها گفته،شما را به خدا
۱/ سوء استفاده نکنید
۲/ مبادا دلار را اینور و آنور خرج کنید؟
۳/ پول را برای قطعه و دارو و خدمات فنی می دهم ، قسم بخورید که جایی دیگر خرج نمی شود
و بعد شرکت های خودروساز و دارویی و چای ساز و جارو برقی فروش و مال خر و.....
متفق القول گفتند : به سر مبارک قسم هیچ کاری نمی کنیم شما دلارها رو بدید! چشم
البته از زمان بارداری و بروز علائم نَه شش ماه بلکه چند هفته طول کشید و معلوم شد خودرو ساز ،چای وارد کرده و دارو فروش، تایر و قطعه ساز، کود و.... خلاصه هر کسی هر کاری خواسته انجام داده.
و نکته جالب اینجاست که اگر جعفر برمکی بشدت مجازات شد،اینجا نام این غارتگران اموال و پول های مردم حتی اعلام هم نمی شود . این نکته آخری بسیار جالب است.
از این متعجبم که چرا عده ای این بهشت برین را که هر کاری در آن قابل انجام است را می گذارند و می روند مثلا به آلمان که در آنجا مو را از ماست می کشند؟
باید به عقل بعضی ها شک کرد واقعاً
آقا مطلوب تر از این مگر هست؟
مالیات هر قدر که دلت بخواهد بدهی یا اصلا ندهی
امتحان نداده بالاترین مدارج دانشگاهی را طی کنی .تازه اگر امتحانی در کار باشد آنقدر سهمیه و متعلقات موجود است که نیازی به درس خواندن نیست.
ماشین ۱۵۰۰۰ دلاری وارد کنی با دلار ۴۲۰۰ و بعد با دلار ۹۰۰۰ تومانی آنرا بفروشی و کسی هم از تو سوال نکند.
موسسه مالی اعتباری تاسیس کنی و یک جا ۱۵ هزار میلیارد را بالا بکشی و راست راست در خیابان آنهم دست در جیب بگردی
خداییش در کجای دنیا چنین اوضاع مطلوبی هست؟
از عزیزان صاحب منصب و سرمایه دار مقیم اروپا و آمریکا که از آن همه نظم و دیسیپلین خسته کننده، به تنگ آمده اند درخواست می کنیم با بخشی از آن سرمایه های پاکِ خودشان در کشور کسب و کاری راه بیاندازند
باور بفرمایند که نتیجه و سود آن شگفت آور خواهد بود البته البته اگر بتوانند بر آن وجدان و شرفی که سالها در بلاد کفر و با زحمت و رنج حاصل کرده اند ، فائق آیند .
کمی تلاش لازم دارد...ببخشید اصلاً تلاشی هم لازم ندارد..
#دکتر_بهروز_صادقی_متخصص بیماریهای داخلی
تیرماه ۹۷
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
تاریخ طبری در وصف عباسه خواهر هارون الرشید می نویسد:
او به حلاوت مقال و طراوت دیدار و لطافت جمال و حسن صوت مشهور بود.
هارون الرشید خلیفه مقتدر عباسی خواهرش را بسیار دوست می داشت اما متوجه بعضی ایماء و اشاره ها میان او و "جعفر برمکی"وزیر اعظم ایرانی اش شده بود.
خلیفه برای جلوگیری از شایعات و رفع مسئولیت،خواهر زیبا چهره و اغواگرش را به عقد جعفر برمکی در آورد البته با شرایط زیر
۱/ سوگند یاد کنند که همخوابه نشوند
۲/ زیر یک سقف تنها با هم نباشند!
۳/ با هم به تنهایی به باغ و دشت و دمن نروند
کسی علت این عقدنامه صوری خلیفه را نفهمید ولی فقط شش ماه زمان نیاز بود تا تغییر سایز عباسه،خبر از شکستن عهد و سوگند بدهد! و البته فکر کنید که با این شرایط اگر" پاپ اعظم "هم جای جعفر برمکی بود چقدر می توانست مقاومت کند؟
به اتفاقات بعدی که منجر به قوم کُشی برامکه و ریشه کَنی انها شد کاری نداریم و باید در تاریخ خواند اما......
دوستان لابد شنیده اند که دولت اقتصاد محور و آکادمیک ما،به بسیاری از نور چشمی ها وشرکت های آنها دلار ۴۲۰۰ تومانی داده و به آنها گفته،شما را به خدا
۱/ سوء استفاده نکنید
۲/ مبادا دلار را اینور و آنور خرج کنید؟
۳/ پول را برای قطعه و دارو و خدمات فنی می دهم ، قسم بخورید که جایی دیگر خرج نمی شود
و بعد شرکت های خودروساز و دارویی و چای ساز و جارو برقی فروش و مال خر و.....
متفق القول گفتند : به سر مبارک قسم هیچ کاری نمی کنیم شما دلارها رو بدید! چشم
البته از زمان بارداری و بروز علائم نَه شش ماه بلکه چند هفته طول کشید و معلوم شد خودرو ساز ،چای وارد کرده و دارو فروش، تایر و قطعه ساز، کود و.... خلاصه هر کسی هر کاری خواسته انجام داده.
و نکته جالب اینجاست که اگر جعفر برمکی بشدت مجازات شد،اینجا نام این غارتگران اموال و پول های مردم حتی اعلام هم نمی شود . این نکته آخری بسیار جالب است.
از این متعجبم که چرا عده ای این بهشت برین را که هر کاری در آن قابل انجام است را می گذارند و می روند مثلا به آلمان که در آنجا مو را از ماست می کشند؟
باید به عقل بعضی ها شک کرد واقعاً
آقا مطلوب تر از این مگر هست؟
مالیات هر قدر که دلت بخواهد بدهی یا اصلا ندهی
امتحان نداده بالاترین مدارج دانشگاهی را طی کنی .تازه اگر امتحانی در کار باشد آنقدر سهمیه و متعلقات موجود است که نیازی به درس خواندن نیست.
ماشین ۱۵۰۰۰ دلاری وارد کنی با دلار ۴۲۰۰ و بعد با دلار ۹۰۰۰ تومانی آنرا بفروشی و کسی هم از تو سوال نکند.
موسسه مالی اعتباری تاسیس کنی و یک جا ۱۵ هزار میلیارد را بالا بکشی و راست راست در خیابان آنهم دست در جیب بگردی
خداییش در کجای دنیا چنین اوضاع مطلوبی هست؟
از عزیزان صاحب منصب و سرمایه دار مقیم اروپا و آمریکا که از آن همه نظم و دیسیپلین خسته کننده، به تنگ آمده اند درخواست می کنیم با بخشی از آن سرمایه های پاکِ خودشان در کشور کسب و کاری راه بیاندازند
باور بفرمایند که نتیجه و سود آن شگفت آور خواهد بود البته البته اگر بتوانند بر آن وجدان و شرفی که سالها در بلاد کفر و با زحمت و رنج حاصل کرده اند ، فائق آیند .
کمی تلاش لازم دارد...ببخشید اصلاً تلاشی هم لازم ندارد..
#دکتر_بهروز_صادقی_متخصص بیماریهای داخلی
تیرماه ۹۷
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
Forwarded from پرواز فکر و اندیشه (M Dadvand)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#عباس_امیر_انتظام سخنگوی دولت بازرگان و قدیمی ترین زندانی سیاسی پس از انقلاب دارفانی را وداع گفت
امیرانتظام پس از سالها تحمل رنج و زندان، دارفانی را وداع گفت
امیرانتظام که در سالهای اخیر در مرخصی به سر می برد در اوایل انقلاب، قربانی برنامه ریزی تندروها برای ساقط کردن دولت بازرگان شد و بعد از تسخیر سفارت آمریکا به اتهام جاسوسی بازداشت و در دادگاهی به قضاوت آیت الله محمدی گیلانی ابتدا به اعدام اما با تلاش های مهندس بازرگان حکم او به حبس ابد تقلیل یافت.
عباس امیرانتظام علاوه بر سخنگویی دولت، معاون نخست وزیر هم بود و مسئولیت سفارت ایران در کشور سوئد را بر عهده داشت که بعد از تسخیر سفارت برای ارائه توضیحاتی احضار شد که در نهایت بازداشت ومحاکمه شد. او در طول سالهای زندان، بارها اتهام جاسوسی را رد و بر حقانیّت مواضع خود تاکید کرد؛ اتّهامی که هیچ سندی درباره آن ارائه نشد.
امیرانتظام قدیمی ترین زندانی سیاسی بعد از انقلاب به شمار می رود. وی عضو جبهه ملی و یکی از رهروان ثابت قدم راه مصدق و از علاقه مندان مهندس بازرگان بود که در طول سالهای زندان و مرخصی مدافع حقوق مردم نیز بود.
عباس امیرانتظام به رغم ظلم های فراوانی که تحمل کرده بود به عیادت قاضی خود وقتی در بستر بیماری افتاده بود رفت تا روحیه مداراگر و دور از هر گونه کینه و انتقام خود را نشان دهد.
امیرانتظام در سالهای اخیر از بیماری هم رنج می برد و به گفته خود او در مرخصی به سر می برد.
مراسم تشییع عباس امیرانتظام قرار است روز جمعه در الهیه، خیابان گلنار، خیابان ماهرو، بن بست فروردین، مجتمع لاله ساعت ٩ صبح آغاز شود.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#عباس_امیر_انتظام سخنگوی دولت بازرگان و قدیمی ترین زندانی سیاسی پس از انقلاب دارفانی را وداع گفت
امیرانتظام پس از سالها تحمل رنج و زندان، دارفانی را وداع گفت
امیرانتظام که در سالهای اخیر در مرخصی به سر می برد در اوایل انقلاب، قربانی برنامه ریزی تندروها برای ساقط کردن دولت بازرگان شد و بعد از تسخیر سفارت آمریکا به اتهام جاسوسی بازداشت و در دادگاهی به قضاوت آیت الله محمدی گیلانی ابتدا به اعدام اما با تلاش های مهندس بازرگان حکم او به حبس ابد تقلیل یافت.
عباس امیرانتظام علاوه بر سخنگویی دولت، معاون نخست وزیر هم بود و مسئولیت سفارت ایران در کشور سوئد را بر عهده داشت که بعد از تسخیر سفارت برای ارائه توضیحاتی احضار شد که در نهایت بازداشت ومحاکمه شد. او در طول سالهای زندان، بارها اتهام جاسوسی را رد و بر حقانیّت مواضع خود تاکید کرد؛ اتّهامی که هیچ سندی درباره آن ارائه نشد.
امیرانتظام قدیمی ترین زندانی سیاسی بعد از انقلاب به شمار می رود. وی عضو جبهه ملی و یکی از رهروان ثابت قدم راه مصدق و از علاقه مندان مهندس بازرگان بود که در طول سالهای زندان و مرخصی مدافع حقوق مردم نیز بود.
عباس امیرانتظام به رغم ظلم های فراوانی که تحمل کرده بود به عیادت قاضی خود وقتی در بستر بیماری افتاده بود رفت تا روحیه مداراگر و دور از هر گونه کینه و انتقام خود را نشان دهد.
امیرانتظام در سالهای اخیر از بیماری هم رنج می برد و به گفته خود او در مرخصی به سر می برد.
مراسم تشییع عباس امیرانتظام قرار است روز جمعه در الهیه، خیابان گلنار، خیابان ماهرو، بن بست فروردین، مجتمع لاله ساعت ٩ صبح آغاز شود.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
در دل من چیزیست
مثل یک "بیشه نور"
مثل خواب دم صبح
و چنان بیتابم
كه دلم میخواهد
بدوم تا ته دشت...
#سهراب_سپهری
ادینه تون فریبااا 😊❤️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
در دل من چیزیست
مثل یک "بیشه نور"
مثل خواب دم صبح
و چنان بیتابم
كه دلم میخواهد
بدوم تا ته دشت...
#سهراب_سپهری
ادینه تون فریبااا 😊❤️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
چرا خودکفایی«استقلال»را کم میکند؟
#دکتر_امیر_ناظمی
ما نسل عادت کرده به جشنهای خودکفایی بودیم؛ از خودکفایی گندم تا پیکان! برای ما بدیهی بود که برای حفظ استقلال باید از شیر مرغ تا جان آدمیزاد را تولید کنیم. ما تازه سالهای انتهای دههی ۷۰ بود که فهمیدیم خودکفایی در همهی امور امکانپذیر نیست. با خودکفایی خداحافظی کردیم، هم ما مردم، هم آن سیاستمدارها؛ چون فکر میکردیم نمیشود! نه اینکه راه حل خوبی نیست!
بعد شروع شد به تهیه فهرستی از کالاهای استراتژیک که فکر میکردند باید در آنها خودکفا شویم. گندم در این فهرست بود به اسم امنیت غذایی؛ یا بنزین و خودرو بخاطر سهم اشتغال بالا. ما از ترس تحریم، از ترس کابوس جنگ با عراق، ما به هزار دلیل دنبال استقلال از طریق خودکفایی بودیم.
برای من گذشت و گذشت تا در مدلسازیها رسیدم به مفهوم «استقلال»! از دید منی که بزرگشده در این دورهها بودم، استقلال یعنی «کمترین میزان تاثیرپذیری از دیگران» یعنی هرچقدر کسی نتواند بر تصمیمات من اثر بگذارد من مستقلتر هستم؛ یعنی اگر آمریکا و اروپا روی فعالیتهای من اثر نگذارند من استقلال بیشتری دارم.
اما از دید کتابها و مدلسازیهایی که داشتم در دانشگاه تدریس میکردم، «استقلال» از «نسبت وابستگی دیگران به من به وابستگی من به آنها» به دست میآمد؛ یا برابر بود با «نسبت تاثیراتی که من بر دیگران میگذارم به مجموع تاثیراتی که میگذارم و میپذیرم».
در این تعریف اگر من کشوری باشم که دیگران به من وابسته نیستند؛ من مستقل نیستم! و البته قدرت هم ندارم!
البته در مدلسازیهای پیچیدهتر، هم تعریف «استقلال» و هم تعریف «قدرت» پیچیدهتر میشدند، اما در همهی آنها مدام نقش تاثیرگذاریها در تعریف «استقلال» بیشتر میشد!
از دید مدلسازیهای جدید، بازیگری که در یک سیستم «استقلال» داشت، بازیگری بود که باید تاثیرگذار میبود، وگرنه هر چقدر هم تاثیرپذیریاش را از سایرین کم میکرد، مستقل نمیشد.
#استقلال_و_تحریمها
بسیار نوشته شده که چرا اینقدر ما راحت تحریم میشویم؟ پاسخ اما دقیقا برمیگردد به دلیل همین درک نادرستی است که از مفهوم استقلال داریم.
بازیگر مستقل یا دارای قدرت، قابل حذف شدن از سیستم نیست. یعنی کشوری که ۱۰۰ میلیارد دلار وارد میکند و ۱۰۰ میلیارد صادر میکند؛ خیلی قویتر از کشوری است که نه وارداتی دارد و نه صادراتی! کشور اول را نمیشود از جهان حذف کرد و دومی را میشود!
بگذارید چند واقعیت ببینیم:
1️⃣ما ایرانیها فکر میکنیم چون سالیانه حدود ۳ میلیارد یورو از آلمان واردات داشتهایم؛ خیلی شریک جذابی برای آلمانیها هستیم؛ اما یادمان میرود که صادرات آلمانیها حدود ۱۳۵۰ میلیارد است و این یعنی سهم ما حدود ۰.۰۰۲ است! یعنی قابل صرف نظر!
2️⃣سهم ایران در چند سال گذشته کمتر از ۰.۰۰۱ از کل صادرات چین بوده است و سهم ایران در واردات این کشور نیز کمتر از ۰.۰۰۹! یعنی سهم ما تقریبا در اقتصاد چین آنقدر ناچیز است، که میشود درنظر نگرفت!
اینها واقعیتهایی هستند که معنایش متاسفانه در همان تفاوت فهممان از مفهوم استقلال نشات گرفته است. ما موفق شدهایم تاثیریپذیری خود را از دیگران کم کنیم؛ اما ما به سادگی در معادلات جهانی نادیده گرفته میشویم؛ چون تاثیرگذاریمان هم به اندازهی تاثیرپذیریمان ناچیز است!
#تغییر_دیدگاه
وقتی به شاخصهای جهانی دقت میکنیم، در بسیاری از این شاخصها «واردات» یک معیار مطلوب است! بله واردات اگر در صنایع پیشرفته و کالاهای سرمایهای باشد، و اگر همراه با صادرات بالا باشد، یک معیار خیلی خوب است. ما هنوز افتخار میکنیم به کاهش واردات بدون آنکه توجه کنیم به سایر جنبهها!
ما بیش از هر چیز نیاز داریم تا به بازتعریف مفاهیمی اقدام کنیم، که میراث دنیای ماقبل جهانیشدن است! ما نیاز داریم تا دوباره در خصوص بسیاری از چیزهایی که بدیهی میدانیم، فکر کنیم!
ما اگر واردات بالا و صادرات بالا داشتیم، هرچند تفاضلش همین مقدار اکنون بود، حتما بیش از وضعیت فعلیمان تاثیرگذار بودیم و این یعنی به راحتی قابل صرف نظر کردن نبودیم! یعنی به راحتی نمیشد با یک امضا تحریممان کرد!
در دنیای امروز، هیچ رابطهای یکطرفه نیست. نمیشود تنها تاثیرگذار بود و هیچ وابستگی نداشت. مهم آن است که بیش از آن که وابسته به دیگران باشیم، آنها به ما وابسته باشند.
دستیابی به استقلال تنها از طریق این توازن ایجاد میشود؛ وگرنه اگر به هیچکس وابسته نباشیم و دیگران هم به ما وابسته نباشند؛ همگی برای حذف شدنمان توافق دارند!
یعنی حتی اگر خودکفایی امکانپذیر هم باشد، قدرت و استقلال ما را افزایش که نمیدهد، بلکه کاهش میدهد!
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
چرا خودکفایی«استقلال»را کم میکند؟
#دکتر_امیر_ناظمی
ما نسل عادت کرده به جشنهای خودکفایی بودیم؛ از خودکفایی گندم تا پیکان! برای ما بدیهی بود که برای حفظ استقلال باید از شیر مرغ تا جان آدمیزاد را تولید کنیم. ما تازه سالهای انتهای دههی ۷۰ بود که فهمیدیم خودکفایی در همهی امور امکانپذیر نیست. با خودکفایی خداحافظی کردیم، هم ما مردم، هم آن سیاستمدارها؛ چون فکر میکردیم نمیشود! نه اینکه راه حل خوبی نیست!
بعد شروع شد به تهیه فهرستی از کالاهای استراتژیک که فکر میکردند باید در آنها خودکفا شویم. گندم در این فهرست بود به اسم امنیت غذایی؛ یا بنزین و خودرو بخاطر سهم اشتغال بالا. ما از ترس تحریم، از ترس کابوس جنگ با عراق، ما به هزار دلیل دنبال استقلال از طریق خودکفایی بودیم.
برای من گذشت و گذشت تا در مدلسازیها رسیدم به مفهوم «استقلال»! از دید منی که بزرگشده در این دورهها بودم، استقلال یعنی «کمترین میزان تاثیرپذیری از دیگران» یعنی هرچقدر کسی نتواند بر تصمیمات من اثر بگذارد من مستقلتر هستم؛ یعنی اگر آمریکا و اروپا روی فعالیتهای من اثر نگذارند من استقلال بیشتری دارم.
اما از دید کتابها و مدلسازیهایی که داشتم در دانشگاه تدریس میکردم، «استقلال» از «نسبت وابستگی دیگران به من به وابستگی من به آنها» به دست میآمد؛ یا برابر بود با «نسبت تاثیراتی که من بر دیگران میگذارم به مجموع تاثیراتی که میگذارم و میپذیرم».
در این تعریف اگر من کشوری باشم که دیگران به من وابسته نیستند؛ من مستقل نیستم! و البته قدرت هم ندارم!
البته در مدلسازیهای پیچیدهتر، هم تعریف «استقلال» و هم تعریف «قدرت» پیچیدهتر میشدند، اما در همهی آنها مدام نقش تاثیرگذاریها در تعریف «استقلال» بیشتر میشد!
از دید مدلسازیهای جدید، بازیگری که در یک سیستم «استقلال» داشت، بازیگری بود که باید تاثیرگذار میبود، وگرنه هر چقدر هم تاثیرپذیریاش را از سایرین کم میکرد، مستقل نمیشد.
#استقلال_و_تحریمها
بسیار نوشته شده که چرا اینقدر ما راحت تحریم میشویم؟ پاسخ اما دقیقا برمیگردد به دلیل همین درک نادرستی است که از مفهوم استقلال داریم.
بازیگر مستقل یا دارای قدرت، قابل حذف شدن از سیستم نیست. یعنی کشوری که ۱۰۰ میلیارد دلار وارد میکند و ۱۰۰ میلیارد صادر میکند؛ خیلی قویتر از کشوری است که نه وارداتی دارد و نه صادراتی! کشور اول را نمیشود از جهان حذف کرد و دومی را میشود!
بگذارید چند واقعیت ببینیم:
1️⃣ما ایرانیها فکر میکنیم چون سالیانه حدود ۳ میلیارد یورو از آلمان واردات داشتهایم؛ خیلی شریک جذابی برای آلمانیها هستیم؛ اما یادمان میرود که صادرات آلمانیها حدود ۱۳۵۰ میلیارد است و این یعنی سهم ما حدود ۰.۰۰۲ است! یعنی قابل صرف نظر!
2️⃣سهم ایران در چند سال گذشته کمتر از ۰.۰۰۱ از کل صادرات چین بوده است و سهم ایران در واردات این کشور نیز کمتر از ۰.۰۰۹! یعنی سهم ما تقریبا در اقتصاد چین آنقدر ناچیز است، که میشود درنظر نگرفت!
اینها واقعیتهایی هستند که معنایش متاسفانه در همان تفاوت فهممان از مفهوم استقلال نشات گرفته است. ما موفق شدهایم تاثیریپذیری خود را از دیگران کم کنیم؛ اما ما به سادگی در معادلات جهانی نادیده گرفته میشویم؛ چون تاثیرگذاریمان هم به اندازهی تاثیرپذیریمان ناچیز است!
#تغییر_دیدگاه
وقتی به شاخصهای جهانی دقت میکنیم، در بسیاری از این شاخصها «واردات» یک معیار مطلوب است! بله واردات اگر در صنایع پیشرفته و کالاهای سرمایهای باشد، و اگر همراه با صادرات بالا باشد، یک معیار خیلی خوب است. ما هنوز افتخار میکنیم به کاهش واردات بدون آنکه توجه کنیم به سایر جنبهها!
ما بیش از هر چیز نیاز داریم تا به بازتعریف مفاهیمی اقدام کنیم، که میراث دنیای ماقبل جهانیشدن است! ما نیاز داریم تا دوباره در خصوص بسیاری از چیزهایی که بدیهی میدانیم، فکر کنیم!
ما اگر واردات بالا و صادرات بالا داشتیم، هرچند تفاضلش همین مقدار اکنون بود، حتما بیش از وضعیت فعلیمان تاثیرگذار بودیم و این یعنی به راحتی قابل صرف نظر کردن نبودیم! یعنی به راحتی نمیشد با یک امضا تحریممان کرد!
در دنیای امروز، هیچ رابطهای یکطرفه نیست. نمیشود تنها تاثیرگذار بود و هیچ وابستگی نداشت. مهم آن است که بیش از آن که وابسته به دیگران باشیم، آنها به ما وابسته باشند.
دستیابی به استقلال تنها از طریق این توازن ایجاد میشود؛ وگرنه اگر به هیچکس وابسته نباشیم و دیگران هم به ما وابسته نباشند؛ همگی برای حذف شدنمان توافق دارند!
یعنی حتی اگر خودکفایی امکانپذیر هم باشد، قدرت و استقلال ما را افزایش که نمیدهد، بلکه کاهش میدهد!
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پروارفکرواندیشه
@flith
در روانکاوی تعریف لذت یعنی عدم رنج، یعنی امنیت، و ارامش، پس لذت خودش محصول فرعی رنج است، در غیاب رنج است که تو احساس لذت و شادمانی خواهی کرد. و من وقتی می گویم رنج، منظورم رنج به کلی ترین شکل آن است. گاهی رنجی که می کشیم بی معنی است، و اصلا لزومی ندارد آن را متحمل بشیم، ولی ایدئولوژی در ناب ترین شکل آن سعی می کند به رنج بی معنای ما، معنایی حوالت کند، این ایدئولوژی را در ناب ترین شکلش، در دین می توانی ببینی ، وقتی اربابان زور و زر، زندگی را برای ما به جهنم و رنج را یگانه افق زیست می سازند، ایدئولوژی دقیقا در کار تخدیر من بر می آید و سعی می کند رنج مزخرف و بی معنی مرا معنادار و زیباشناسانه کند، آنهم به شکل پرداختن به سناریوی آخرت و بهشت و جهنم و روز جزا، و اینکه چگونه من از خلال رنجی که کشیده ام،پاداشی صد برابر خواهم گرفت، پس رنجم بیهوده نبوده. ولی من می خواهم با انگشت گذاشتن به بدیل آن در خود دین، نشان بدهم که این رنجها هیچ توجیه و معنایی در خود ندارند، ایوب نبی، در عهد عتیق نمونه بارز یک نهیلیست تمام عیار است، وقتی خدا به انواع و اقسام عذابها و رنجها او را به امتهان می کشد، ایوب تا اخر به بی معنایی رنجش تاکید می کند، حتی سه الهی دان هم که به نوعی می آیند تا رنج های او را نمادین کنند، (اینکه، خداوند می خواهد تو را آزمایش بکند، و صبر تو را محک بزند و همه اینها به نفع تو هست....) باز به بی معنایی رنجش پافشاری می کند . سرآخر هم خداوند ظاهر می شود و می گوید حق با ایوب است و آن سه دوست برخطا بوده اند، دقیقا اینجا ما با خلاء بنیادین دیگری بزرگ( خدا، جامعه، حکومت، سیستم) به ناب ترین شکلش روبروایم. و اینکه ایدئولوژی سعی در پر کردن این خلاء و شکاف را دارد، و آنهم از طریق سامان دادن و معنابخشی به رنجهای بیهوده ی ما، و در آخر منطق زیباشناسانه رنج این می شود که هر کس رنج بیشتری بکشد، رستگارتر و شریف تر است. ولی به نظر من گاهی باید مثل ایوب نبی بر بی معنایی رنجهایی که می کشیم پافشاری کنیم، تا حس نکنیم رنجی که می بریم، بیهوده و بی معناست، قادر به تغییر آن و اصلاح آن نخواهیم شد.
مجد
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
در روانکاوی تعریف لذت یعنی عدم رنج، یعنی امنیت، و ارامش، پس لذت خودش محصول فرعی رنج است، در غیاب رنج است که تو احساس لذت و شادمانی خواهی کرد. و من وقتی می گویم رنج، منظورم رنج به کلی ترین شکل آن است. گاهی رنجی که می کشیم بی معنی است، و اصلا لزومی ندارد آن را متحمل بشیم، ولی ایدئولوژی در ناب ترین شکل آن سعی می کند به رنج بی معنای ما، معنایی حوالت کند، این ایدئولوژی را در ناب ترین شکلش، در دین می توانی ببینی ، وقتی اربابان زور و زر، زندگی را برای ما به جهنم و رنج را یگانه افق زیست می سازند، ایدئولوژی دقیقا در کار تخدیر من بر می آید و سعی می کند رنج مزخرف و بی معنی مرا معنادار و زیباشناسانه کند، آنهم به شکل پرداختن به سناریوی آخرت و بهشت و جهنم و روز جزا، و اینکه چگونه من از خلال رنجی که کشیده ام،پاداشی صد برابر خواهم گرفت، پس رنجم بیهوده نبوده. ولی من می خواهم با انگشت گذاشتن به بدیل آن در خود دین، نشان بدهم که این رنجها هیچ توجیه و معنایی در خود ندارند، ایوب نبی، در عهد عتیق نمونه بارز یک نهیلیست تمام عیار است، وقتی خدا به انواع و اقسام عذابها و رنجها او را به امتهان می کشد، ایوب تا اخر به بی معنایی رنجش تاکید می کند، حتی سه الهی دان هم که به نوعی می آیند تا رنج های او را نمادین کنند، (اینکه، خداوند می خواهد تو را آزمایش بکند، و صبر تو را محک بزند و همه اینها به نفع تو هست....) باز به بی معنایی رنجش پافشاری می کند . سرآخر هم خداوند ظاهر می شود و می گوید حق با ایوب است و آن سه دوست برخطا بوده اند، دقیقا اینجا ما با خلاء بنیادین دیگری بزرگ( خدا، جامعه، حکومت، سیستم) به ناب ترین شکلش روبروایم. و اینکه ایدئولوژی سعی در پر کردن این خلاء و شکاف را دارد، و آنهم از طریق سامان دادن و معنابخشی به رنجهای بیهوده ی ما، و در آخر منطق زیباشناسانه رنج این می شود که هر کس رنج بیشتری بکشد، رستگارتر و شریف تر است. ولی به نظر من گاهی باید مثل ایوب نبی بر بی معنایی رنجهایی که می کشیم پافشاری کنیم، تا حس نکنیم رنجی که می بریم، بیهوده و بی معناست، قادر به تغییر آن و اصلاح آن نخواهیم شد.
مجد
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
دکتر فیروز نادری:
در دموکراسی سکولاری که من برای ایران آرزو میکنم، بالاترین قدرت تصمیم گیری مستقیم توسط مردم انتخاب میشود. یعنی بدون رهبر یا آریامهر. رضاپهلوی نیز چنین اعتقادی دارد.
@flith
در دموکراسی سکولاری که من برای ایران آرزو میکنم، بالاترین قدرت تصمیم گیری مستقیم توسط مردم انتخاب میشود. یعنی بدون رهبر یا آریامهر. رضاپهلوی نیز چنین اعتقادی دارد.
@flith
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
جای خالی مریم میرزاخانی در
دنیای ریاضیات:
مریم میرزاخانی تنها زن دارنده جایزه فیلدز یا همان نوبل ریاضیات در تاریخ، روز شنبه 24 تیر 1396 پس از 4 سال مبارزه با سرطان درگذشت.
ظرف اندک ساعاتی نام او هم به فارسی (#مریم میرزاخانی) و هم به انگلیسی(#maryammirzakhani) به موضوعات مهم توئیتر و فیسبوک تبدیل شدند و آژانسهای مهم خبری دنیا خبر درگذشتش را پوشش دادند و گزارشهای زیادی درباره دستاوردهای این دانشمند منتشر کردند.
میزان واکنشها به درگذشت مریم میرزاخانی به قدری زیاد بود که نام وی به یکی از 10 موضوع مهم توییتر در سراسر جهان بدل شد.
مدال "فیلدز" که نام رسمی آن "مدال بینالمللی اکتشافات برجسته در ریاضی" است، توسط «جان چارلز فیلدز» (1863–1932)، پروفسور ریاضیات دانشگاه "تورنتو"، پایهگذاری شد.
این مدال هر چهار سال یک بار در "کنگره بینالمللی ریاضی" به ریاضیدانهای برجسته زیر 40 سالی اعطا میشود که دستاورد قابلتوجهی در علم ریاضیات داشتهاند.
مریم میرزاخانی، اولین زن در تاریخ دنیاست که موفق شد این جایزه را از آن خود کند.
میرزاخانی در سال 2014 به دلیل انجام تحقیقات در زمینه «دینامیک و هندسه سطوح ریمانی و فضاهای پیمانهای آنها» برنده مدال فیلدز شد. زمینه تحقیقاتی وی مشتمل بر نظریه "تایشمولر"، هندسه "هذلولوی"، نظریه "ارگودیک" و هندسه "همتافته" بود.
بسیاری از رسانههای خارجی به خبر درگذشت وی واکنش نشان دادند و با توجه به این که این بانوی نخبه از شخصیت علمی برجستهای برخوردار بود، خبر درگذشت وی بازتابی جهانی داشت.
"مارک تسیر لاوین"، رییس دانشگاه استنفورد، پروفسور میرزاخانی را اینگونه توصیف میکند:
او یک ریاضیدان، نظریهپرداز درخشان و در عین حال متواضع بود که جوایز را فقط به این دلیل دریافت میکرد که برای دیگر زنان الهامبخش باشد تا مسیر وی را در پیش بگیرند. مریم خیلی زود از میان ما رفت اما تاثیر وی روی هزاران زنی که میرزاخانی منبع الهامشان برای در پیش گرفتن مسیر علم بوده، زنده خواهد بود. سهم او به عنوان یک دانشمند و نقش اساسی وی مهم و پایدار است و جای او در اینجا، دانشگاه استنفورد و در سراسر دنیا، عزیز و خالی خواهد بود.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
جای خالی مریم میرزاخانی در
دنیای ریاضیات:
مریم میرزاخانی تنها زن دارنده جایزه فیلدز یا همان نوبل ریاضیات در تاریخ، روز شنبه 24 تیر 1396 پس از 4 سال مبارزه با سرطان درگذشت.
ظرف اندک ساعاتی نام او هم به فارسی (#مریم میرزاخانی) و هم به انگلیسی(#maryammirzakhani) به موضوعات مهم توئیتر و فیسبوک تبدیل شدند و آژانسهای مهم خبری دنیا خبر درگذشتش را پوشش دادند و گزارشهای زیادی درباره دستاوردهای این دانشمند منتشر کردند.
میزان واکنشها به درگذشت مریم میرزاخانی به قدری زیاد بود که نام وی به یکی از 10 موضوع مهم توییتر در سراسر جهان بدل شد.
مدال "فیلدز" که نام رسمی آن "مدال بینالمللی اکتشافات برجسته در ریاضی" است، توسط «جان چارلز فیلدز» (1863–1932)، پروفسور ریاضیات دانشگاه "تورنتو"، پایهگذاری شد.
این مدال هر چهار سال یک بار در "کنگره بینالمللی ریاضی" به ریاضیدانهای برجسته زیر 40 سالی اعطا میشود که دستاورد قابلتوجهی در علم ریاضیات داشتهاند.
مریم میرزاخانی، اولین زن در تاریخ دنیاست که موفق شد این جایزه را از آن خود کند.
میرزاخانی در سال 2014 به دلیل انجام تحقیقات در زمینه «دینامیک و هندسه سطوح ریمانی و فضاهای پیمانهای آنها» برنده مدال فیلدز شد. زمینه تحقیقاتی وی مشتمل بر نظریه "تایشمولر"، هندسه "هذلولوی"، نظریه "ارگودیک" و هندسه "همتافته" بود.
بسیاری از رسانههای خارجی به خبر درگذشت وی واکنش نشان دادند و با توجه به این که این بانوی نخبه از شخصیت علمی برجستهای برخوردار بود، خبر درگذشت وی بازتابی جهانی داشت.
"مارک تسیر لاوین"، رییس دانشگاه استنفورد، پروفسور میرزاخانی را اینگونه توصیف میکند:
او یک ریاضیدان، نظریهپرداز درخشان و در عین حال متواضع بود که جوایز را فقط به این دلیل دریافت میکرد که برای دیگر زنان الهامبخش باشد تا مسیر وی را در پیش بگیرند. مریم خیلی زود از میان ما رفت اما تاثیر وی روی هزاران زنی که میرزاخانی منبع الهامشان برای در پیش گرفتن مسیر علم بوده، زنده خواهد بود. سهم او به عنوان یک دانشمند و نقش اساسی وی مهم و پایدار است و جای او در اینجا، دانشگاه استنفورد و در سراسر دنیا، عزیز و خالی خواهد بود.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
یک نفر در خانهاش رقصید، الغوث الامان
این نظام از شش جهت پاشید، الغوث الامان
پایههای محکمش با یک قر باباکرم
خم شد و بر روی هم غلطید، الغوث الامان
تازه رقصش انفرادی بود، اگر اجماع بود
آسمان و عرش میتنبید، الغوث الامان
یک نفر شاخه گلی را توی خانه برد و بعد
توی پستو نیمه شب بویید، الغوث الامان
گرچه او زیر پتو بویید، اما بوی گل
صبح فردا در محل پیچید، الغوث الامان
بوی گل افشا شد و مردم همه پر رو شدند
شهر راز عشق را فهمید، الغوث الامان
من خودم دیدم که بلبل مخفیانه با گلی
پشت پرچین عشق میورزید، الغوث الامان
توی باغ روبروی خانهمان شب تا سحر
غنچه با گلبرگ میلاسید، الغوث الامان
مکتب ما حرمت شادی و منع خنده بود
ملتی بر ریش ما خندید، الغوث الامان
دختری در پیش چشم گشت ارشاد پلیس
با دوچرخه داشت میچرخید، الغوث الامان
موی او در دست باد افتاده بود از پشت سر
مومنی دید و دلش لرزید، الغوث الامان
یک زنی با ادکلن رد شد، نمیدانی چه شد!
شیخ بویید و تنش خارید، الغوث الامان
اوستاد صوت و لحن از دور عکس بچه دید
آسمان دور سرش چرخید، الغوث الامان
ناظمی در مدرسه با بچهها خلوت نمود
چون منار اصفهان جنبید، الغوث الامان
روسریها رفته روی چوب و پرچم گشتهاند
شیخ گفتا گاومان زایید، الغوث الامان
هرچه ما گفتیم این چادر حجاب برتر است
هر که هرچه خواست میپوشید، الغوث الامان
بدتر از صد ناو جنگی، بدتر از صد موشک است
مانتوی کوتاه بیتردید، الغوث الامان
هی بگیر و هی ببند و هی ببند و هی بگیر
باز زور خلق میچربید، الغوث الامان
حکم قاضی هم دگر تاثیر چندانی نداشت
توی هاون آب میکوبید، الغوث الامان
باز سوژه دست هالو دادهایم و باز هم
او به ما و کار ما شا... (آه نه، اشتباه شد) شعرید، الغوث الامان
محمد رضا عالی پیام هالو
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
یک نفر در خانهاش رقصید، الغوث الامان
این نظام از شش جهت پاشید، الغوث الامان
پایههای محکمش با یک قر باباکرم
خم شد و بر روی هم غلطید، الغوث الامان
تازه رقصش انفرادی بود، اگر اجماع بود
آسمان و عرش میتنبید، الغوث الامان
یک نفر شاخه گلی را توی خانه برد و بعد
توی پستو نیمه شب بویید، الغوث الامان
گرچه او زیر پتو بویید، اما بوی گل
صبح فردا در محل پیچید، الغوث الامان
بوی گل افشا شد و مردم همه پر رو شدند
شهر راز عشق را فهمید، الغوث الامان
من خودم دیدم که بلبل مخفیانه با گلی
پشت پرچین عشق میورزید، الغوث الامان
توی باغ روبروی خانهمان شب تا سحر
غنچه با گلبرگ میلاسید، الغوث الامان
مکتب ما حرمت شادی و منع خنده بود
ملتی بر ریش ما خندید، الغوث الامان
دختری در پیش چشم گشت ارشاد پلیس
با دوچرخه داشت میچرخید، الغوث الامان
موی او در دست باد افتاده بود از پشت سر
مومنی دید و دلش لرزید، الغوث الامان
یک زنی با ادکلن رد شد، نمیدانی چه شد!
شیخ بویید و تنش خارید، الغوث الامان
اوستاد صوت و لحن از دور عکس بچه دید
آسمان دور سرش چرخید، الغوث الامان
ناظمی در مدرسه با بچهها خلوت نمود
چون منار اصفهان جنبید، الغوث الامان
روسریها رفته روی چوب و پرچم گشتهاند
شیخ گفتا گاومان زایید، الغوث الامان
هرچه ما گفتیم این چادر حجاب برتر است
هر که هرچه خواست میپوشید، الغوث الامان
بدتر از صد ناو جنگی، بدتر از صد موشک است
مانتوی کوتاه بیتردید، الغوث الامان
هی بگیر و هی ببند و هی ببند و هی بگیر
باز زور خلق میچربید، الغوث الامان
حکم قاضی هم دگر تاثیر چندانی نداشت
توی هاون آب میکوبید، الغوث الامان
باز سوژه دست هالو دادهایم و باز هم
او به ما و کار ما شا... (آه نه، اشتباه شد) شعرید، الغوث الامان
محمد رضا عالی پیام هالو
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان صد و ده
#آمدن_خاقان_چین_به_کمک_تورانیان
رستم گفت : چرا تو نگویی مرا نام خویش، برو کشور و بوم و آرام خویش . من هم پهلوانی از پهلوانان ایران هستم. که از ترک و چین و دشمنان ایران کینه دارم . و خاندان افراسیاب را تا از میان بر ندارم آرام نمیگیرم. نگاه کن که خون سیاوش را چه کسی ریخت و چنین آتش کینه ای را برافروخت. فرزندان گودرز را چرا هلاک کردید؟ اکنون اگر صلح میخواهیدآن بزرگان گناهکار را که به نابودی سیاوش کمک کردند به سوی ما باز فرستید. آنگاه به کیخسرو خواهم گفت که افراسیاب از آنچه انجام شده تاسف دارد و درد و کین را از دل و مغزش بشویم . تمام این شر را گریسوز آغاز کرد.
اگر این که گفتم بجای آورید
سرکینه جستن بپای آورید
وگر جز بدین گونه گویی سخن
کنم تازه پیکار و کین کهن
هومان چون سخنان پر مغز رستم را شنید از ترس تنش به لرزه افتاد ودوباره از رستم نامش را پرسید. رستم به او گفت : از من اسمم را نپرس . هرچه از من شنیدی به آنها بگو . من دلم برای پیران میسوزد. چون او از خون سیاوش جگر خسته است.
کتاب : گفتار شورانگیز فردوسی
نویسنده : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان صد و ده
#آمدن_خاقان_چین_به_کمک_تورانیان
رستم گفت : چرا تو نگویی مرا نام خویش، برو کشور و بوم و آرام خویش . من هم پهلوانی از پهلوانان ایران هستم. که از ترک و چین و دشمنان ایران کینه دارم . و خاندان افراسیاب را تا از میان بر ندارم آرام نمیگیرم. نگاه کن که خون سیاوش را چه کسی ریخت و چنین آتش کینه ای را برافروخت. فرزندان گودرز را چرا هلاک کردید؟ اکنون اگر صلح میخواهیدآن بزرگان گناهکار را که به نابودی سیاوش کمک کردند به سوی ما باز فرستید. آنگاه به کیخسرو خواهم گفت که افراسیاب از آنچه انجام شده تاسف دارد و درد و کین را از دل و مغزش بشویم . تمام این شر را گریسوز آغاز کرد.
اگر این که گفتم بجای آورید
سرکینه جستن بپای آورید
وگر جز بدین گونه گویی سخن
کنم تازه پیکار و کین کهن
هومان چون سخنان پر مغز رستم را شنید از ترس تنش به لرزه افتاد ودوباره از رستم نامش را پرسید. رستم به او گفت : از من اسمم را نپرس . هرچه از من شنیدی به آنها بگو . من دلم برای پیران میسوزد. چون او از خون سیاوش جگر خسته است.
کتاب : گفتار شورانگیز فردوسی
نویسنده : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
برگی از گذشته:
1_ ﺳﺎﻝ 1355 ﺗﻬﺮﺍﻥ ﺳﻮﻣﯿﻦ ﭘﺎﯾﺘﺨﺖ ﭘﺎﮐﯿﺰﻩ ﺟﻬﺎﻥﺷﺪ
2_ ﺳﺎﻝ 1354 ﻫﻮﺍﭘﯿﻤﺎﯾﯽ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﻫﻤﺎ ﺩﻭﻣﯿﻦ ﺧﻂ
ﺑﺮﺗﺮ ﻫﻮﺍﭘﯿﻤﺎﯾﯽ ﺟﻬﺎﻥ ﻭ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺩﺭ ﺁﺳﯿﺎ ﺷﺪ
3_ ﺳﺎﻝ 1352 ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﺁﺯﺍﺩﺗﺮﯾﻦ ﮐﺸﻮﺭ
ﺟﻬﺎﻥ ﺩﺭ ﺯﻣﯿﻨﻪ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﺩﯾﻦ ﻭ ﻣﺬﻫﺐ ﻭ ﭘﻮﺷﺶ ﺷﺪ
4_ﺳﺎﻝ 1353 ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﯾﻦ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﮐﻨﻨﺪﻩ ﻓﻮﻻﺩﺩﺭ ﺁﺳﯿﺎ ﺷﺪ
5_ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺍﺯ ﺳﺎﻝ 1342 ﺗﺎ 1356 ﺭﺷﺪ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﯼ ﺩﻭ ﺭﻗﻤﯽ ﺩﺍﺷﺖ ﻭ ﺗﻮﺭﻡ ﯾﮏ ﺩﺭﺻﺪ
6_ﺩﺭ ﺳﺎﻝ 1352 ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺗﻨﻬﺎ ﮐﺸﻮﺭ ﺩﺭ ﺁﺳﯿﺎ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﭘﺎﺳﭙﻮﺭﺗﺶ ﺩﺭ ﺑﯿﺶ 90 ﮐﺸﻮﺭ ﻧﯿﺎﺯ ﺑﻪ ﻭﯾﺰﺍ ﻧﺪﺍﺷﺖ
7_ ﺍﺯ ﺳﺎﻝ 1353 ﺑﻪ ﺑﻌﺪ ﺑﯿﺶ ﺍﺯ 98ﺩﺭﺻﺪ ﻣﺮﺩﺍﻥ
ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺑﺎﻻﯼ 23ﺳﺎﻝ ﺩﺍﺭﺍﯼ ﺷﻐﻠﯽ ﺍﺟﺘﻤﺎﻉ ﭘﺴﻨﺪ ﺑﺎ ﺩﺭﺁﻣﺪﯼ
ﺑﺮﺍﯼ ﯾﮏ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﻌﻤﻮﻟﯽ ﻭ ﺷﺎﺩ ﺑﻮﺩﻧﺪ
8_ ﺳﺎﻝ 1356 ﺍﯾﺮﺍﻥ ﻗﺪﺭﺗﻤﻨﺪﺗﺮﯾﻦ ﻧﯿﺮﻭﯼ ﻫﻮﺍﯾﯽ ﺁﺳﯿﺎ ﻭ ﺳﻮﻣﯿﻦ ﺩﺭ ﺟﻬﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﺍﺷﺖ
9_ﺳﺎﻝ 1355 ﺳﭙﻬﺒﺪ ﻧﺎﺩﺭ ﺟﻬﺎﻧﺒﺎﻧﯽ ﺑﺮﺗﺮﯾﻦ ﺧﻠﺒﺎﻥ ﺟﻨﮕﻨﺪﻩ ﺟﻬﺎﻥ ﺷﺪ
10_ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺩﺭ ﺳﺎﻝ 1352 ﺑﺎ ﭘﺮﻭﺍﺯ ﺗﻨﻬﺎ ﯾﮏ ﺟﻨﮕﻨﺪﻩ ﺑﺮ ﻓﺮﺍﺯ ﺍﺭﻭﻧﺪﺭﻭﺩ ﺁﺑﺎﺩﺍﻥ ﺻﺪﺍﻡ ﺭﺍ ﻭﺍﺩﺍﺭ ﺑﻪ ﺍﻣﻀﺎﯼ ﻣﻌﺎﻫﺪﻩ ﺍﻟﺠﺰﺍﯾﺮ ﻭ ﭘﺬﯾﺮﺵ ﺗﻤﺎﻡ ﺷﺮﻭﻁ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﮐﺮﺩ
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
برگی از گذشته:
1_ ﺳﺎﻝ 1355 ﺗﻬﺮﺍﻥ ﺳﻮﻣﯿﻦ ﭘﺎﯾﺘﺨﺖ ﭘﺎﮐﯿﺰﻩ ﺟﻬﺎﻥﺷﺪ
2_ ﺳﺎﻝ 1354 ﻫﻮﺍﭘﯿﻤﺎﯾﯽ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﻫﻤﺎ ﺩﻭﻣﯿﻦ ﺧﻂ
ﺑﺮﺗﺮ ﻫﻮﺍﭘﯿﻤﺎﯾﯽ ﺟﻬﺎﻥ ﻭ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺩﺭ ﺁﺳﯿﺎ ﺷﺪ
3_ ﺳﺎﻝ 1352 ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﺁﺯﺍﺩﺗﺮﯾﻦ ﮐﺸﻮﺭ
ﺟﻬﺎﻥ ﺩﺭ ﺯﻣﯿﻨﻪ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﺩﯾﻦ ﻭ ﻣﺬﻫﺐ ﻭ ﭘﻮﺷﺶ ﺷﺪ
4_ﺳﺎﻝ 1353 ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﯾﻦ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﮐﻨﻨﺪﻩ ﻓﻮﻻﺩﺩﺭ ﺁﺳﯿﺎ ﺷﺪ
5_ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺍﺯ ﺳﺎﻝ 1342 ﺗﺎ 1356 ﺭﺷﺪ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﯼ ﺩﻭ ﺭﻗﻤﯽ ﺩﺍﺷﺖ ﻭ ﺗﻮﺭﻡ ﯾﮏ ﺩﺭﺻﺪ
6_ﺩﺭ ﺳﺎﻝ 1352 ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺗﻨﻬﺎ ﮐﺸﻮﺭ ﺩﺭ ﺁﺳﯿﺎ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﭘﺎﺳﭙﻮﺭﺗﺶ ﺩﺭ ﺑﯿﺶ 90 ﮐﺸﻮﺭ ﻧﯿﺎﺯ ﺑﻪ ﻭﯾﺰﺍ ﻧﺪﺍﺷﺖ
7_ ﺍﺯ ﺳﺎﻝ 1353 ﺑﻪ ﺑﻌﺪ ﺑﯿﺶ ﺍﺯ 98ﺩﺭﺻﺪ ﻣﺮﺩﺍﻥ
ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺑﺎﻻﯼ 23ﺳﺎﻝ ﺩﺍﺭﺍﯼ ﺷﻐﻠﯽ ﺍﺟﺘﻤﺎﻉ ﭘﺴﻨﺪ ﺑﺎ ﺩﺭﺁﻣﺪﯼ
ﺑﺮﺍﯼ ﯾﮏ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﻌﻤﻮﻟﯽ ﻭ ﺷﺎﺩ ﺑﻮﺩﻧﺪ
8_ ﺳﺎﻝ 1356 ﺍﯾﺮﺍﻥ ﻗﺪﺭﺗﻤﻨﺪﺗﺮﯾﻦ ﻧﯿﺮﻭﯼ ﻫﻮﺍﯾﯽ ﺁﺳﯿﺎ ﻭ ﺳﻮﻣﯿﻦ ﺩﺭ ﺟﻬﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﺍﺷﺖ
9_ﺳﺎﻝ 1355 ﺳﭙﻬﺒﺪ ﻧﺎﺩﺭ ﺟﻬﺎﻧﺒﺎﻧﯽ ﺑﺮﺗﺮﯾﻦ ﺧﻠﺒﺎﻥ ﺟﻨﮕﻨﺪﻩ ﺟﻬﺎﻥ ﺷﺪ
10_ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺩﺭ ﺳﺎﻝ 1352 ﺑﺎ ﭘﺮﻭﺍﺯ ﺗﻨﻬﺎ ﯾﮏ ﺟﻨﮕﻨﺪﻩ ﺑﺮ ﻓﺮﺍﺯ ﺍﺭﻭﻧﺪﺭﻭﺩ ﺁﺑﺎﺩﺍﻥ ﺻﺪﺍﻡ ﺭﺍ ﻭﺍﺩﺍﺭ ﺑﻪ ﺍﻣﻀﺎﯼ ﻣﻌﺎﻫﺪﻩ ﺍﻟﺠﺰﺍﯾﺮ ﻭ ﭘﺬﯾﺮﺵ ﺗﻤﺎﻡ ﺷﺮﻭﻁ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﮐﺮﺩ
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
مشکل بزرگی به نام کت و شلوار
🔰 امروز عکسی میدیدم که دیدار نخست وزیر ژاپن با زلزله زدگان را با دیدار نخست وزیر ایران (یعنی همان معاون اول رییس جمهور) با زلزله زدگان مقایسه میکرد. اولی با لباس کار آبی رنگ، و دومی با کت و شلوار شیک و با کفش روی فرش مردم.
🔰 به نظرم یکی از مشکلات مدیریت کشور همین کت و شلوار است. خنده دار است؛ ولی باور کنید کت شلوار مشکل خیلی بزرگی است.
🔰 اخلاق و رفتار آدم تابع هزار چیز است. یکی اش همین لباسی است که می پوشد. لباس برای آدم خلق و خو و رفتار خاصی پدید می آورد.
🔰 مثلا روحانی ها در بین خودشان یک قاعده ی مهم دارند به نام #شان_لباس را رعایت کردن، که گاهی رعایت قواعد شان لباس حتی از رعایت تقوای الاهی هم مهمتر میشود.
یعنی وقتی این لباس تنت است خیلی چیزها را باید رعایت کنی که وقتی لباس روحانی تنت نیست مجبور به رعایت آنها نیستی.
خیلی ازین چیزها هم فقط برساخته های اجتماعی مربوط به این لباس است و اینگونه نیست که در نصوص دینی آمده باشند؛ و البته چه بسا موجه و معقول باشند، و قابل دفاع.
🔰 به عبارت دیگر لباس و پوشش تو عاملی برای شکل گیری خلق و خو و رفتاری تازه میشود که به مدیریت کنشهای تو میپردازد.
🔰 کت و شلوار هم همین است. وقتی میپوشی، جدای ازینکه عینهو قفس است و قدرت حرکت و چابکی را از آدم میگیرد، احساس میکنی خیلی باکلاسی و باید با کلاس رفتار کنی.
علاوه بر رفتار باکلاس، یواش یواش باید ساعت و کمربند و کفشت را هم با آن ست کنی. و بعد روی دور می افتی و تغییر دکوراسیون و ماشین و ... .
🔰 خلاصه لباس برای تو یک خلق و خوی تازه ایجاد میکند و این میشود که مثل پیرمردهای عصا قورت داده نه قدرت حرکت داری و نه شان و منزلتی را که برای خودت ساخته ای اجازه ی قاطی شدن تو با مردم را میدهد. آنوقت دیگر نمیتوانی مثل #شهید_باکری در زمان شهردار بودنش پاچه های شلوارت را بالا بزنی و جوی های گرفته ی شهر را تمیز کنی.
نتیجه هم میشود فاصله ی روز افزون با مردم.
🔰 خود من از وقتی کت شلوار را توی کمد گذاشتم و کله ام را با شماره چهار تراشیدم و با همان لباسهای معمولی کوچه خیابان سر کلاس رفتم، خیلی احساس بهتری دارم. حتی خودم هم احساس آزادی بیشتری میکنم.
🔰 من اگر کاره ای در این مملکت بودم کت و شلوار را ممنوع کرده و بخشنامه می کردم مدیران هر روز با لباس یک صنفی سر کار بیایند. یک روز با لباس نارنجی نظافتچی های شهرداری، یک روز با لباس کارگران ساختمانی، یک روز با لباس کار کارخانه و حتی یک روز با چادر و مانتو. چه ایراد دارد مدیران طعم گرمازدگی خانمها در تابستان را هم بچشند (شوخی میکنم).
🔰 باور کنید خود غربیها هم دیگر از کت و شلوار و کراوات خسته شده اند. برای همین است که فلان سیاستمدار بزرگ غربی یکهو با تیشرت و شلوارک میزند دل فلافلی، و یک چهارقرصی با نون اضافه و نوشابه ی سیاه شیشه ای میزند به رگ.
🔰 کت و شلوارها را از تن بکنید و از ماشینهای اسکورت بیایید بیرون. همانطور که آقای شمخانی دبیر شورای عالی امنیت ملی گفتند امنیت کشور در وضعیت مطلوبی است و نود و پنج درصد محافظتها و اسکورتهای مدیران فقط تشریفات زاید و برای کلاس گذاشتن و حرکت در مسیرهای ویژه، یا همان جدا و متمایز بودن از مردم عادی است.
🔰 مدیران محترم! لطفا بیایید بین مردم. اولش کمی سخت است و درد دارد. ولی عادت میکنید. باور کنید علاوه بر اینکه زندگی راحت تری خواهید داشت، محبوبتر هم خواهید شد. مردم بیشتر دوستتان خواهند داشت.
🔰 در سنن النبی علامه طباطبایی میخواندم #پیامبر آنقدر خاکی و خودمانی بود که وقتی در جمع یارانش مینشست، تازه واردی که او را نمیشناخت نمیتوانست از تشریفات آدمها تشخیص دهد کدام یک ازینان همان پیامبری است که یارانش قطرات آب وضویش را در هوا میقاپند و برایش جان می دهند.
عزت زیاد
#دکتر_محسن_زندی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
مشکل بزرگی به نام کت و شلوار
🔰 امروز عکسی میدیدم که دیدار نخست وزیر ژاپن با زلزله زدگان را با دیدار نخست وزیر ایران (یعنی همان معاون اول رییس جمهور) با زلزله زدگان مقایسه میکرد. اولی با لباس کار آبی رنگ، و دومی با کت و شلوار شیک و با کفش روی فرش مردم.
🔰 به نظرم یکی از مشکلات مدیریت کشور همین کت و شلوار است. خنده دار است؛ ولی باور کنید کت شلوار مشکل خیلی بزرگی است.
🔰 اخلاق و رفتار آدم تابع هزار چیز است. یکی اش همین لباسی است که می پوشد. لباس برای آدم خلق و خو و رفتار خاصی پدید می آورد.
🔰 مثلا روحانی ها در بین خودشان یک قاعده ی مهم دارند به نام #شان_لباس را رعایت کردن، که گاهی رعایت قواعد شان لباس حتی از رعایت تقوای الاهی هم مهمتر میشود.
یعنی وقتی این لباس تنت است خیلی چیزها را باید رعایت کنی که وقتی لباس روحانی تنت نیست مجبور به رعایت آنها نیستی.
خیلی ازین چیزها هم فقط برساخته های اجتماعی مربوط به این لباس است و اینگونه نیست که در نصوص دینی آمده باشند؛ و البته چه بسا موجه و معقول باشند، و قابل دفاع.
🔰 به عبارت دیگر لباس و پوشش تو عاملی برای شکل گیری خلق و خو و رفتاری تازه میشود که به مدیریت کنشهای تو میپردازد.
🔰 کت و شلوار هم همین است. وقتی میپوشی، جدای ازینکه عینهو قفس است و قدرت حرکت و چابکی را از آدم میگیرد، احساس میکنی خیلی باکلاسی و باید با کلاس رفتار کنی.
علاوه بر رفتار باکلاس، یواش یواش باید ساعت و کمربند و کفشت را هم با آن ست کنی. و بعد روی دور می افتی و تغییر دکوراسیون و ماشین و ... .
🔰 خلاصه لباس برای تو یک خلق و خوی تازه ایجاد میکند و این میشود که مثل پیرمردهای عصا قورت داده نه قدرت حرکت داری و نه شان و منزلتی را که برای خودت ساخته ای اجازه ی قاطی شدن تو با مردم را میدهد. آنوقت دیگر نمیتوانی مثل #شهید_باکری در زمان شهردار بودنش پاچه های شلوارت را بالا بزنی و جوی های گرفته ی شهر را تمیز کنی.
نتیجه هم میشود فاصله ی روز افزون با مردم.
🔰 خود من از وقتی کت شلوار را توی کمد گذاشتم و کله ام را با شماره چهار تراشیدم و با همان لباسهای معمولی کوچه خیابان سر کلاس رفتم، خیلی احساس بهتری دارم. حتی خودم هم احساس آزادی بیشتری میکنم.
🔰 من اگر کاره ای در این مملکت بودم کت و شلوار را ممنوع کرده و بخشنامه می کردم مدیران هر روز با لباس یک صنفی سر کار بیایند. یک روز با لباس نارنجی نظافتچی های شهرداری، یک روز با لباس کارگران ساختمانی، یک روز با لباس کار کارخانه و حتی یک روز با چادر و مانتو. چه ایراد دارد مدیران طعم گرمازدگی خانمها در تابستان را هم بچشند (شوخی میکنم).
🔰 باور کنید خود غربیها هم دیگر از کت و شلوار و کراوات خسته شده اند. برای همین است که فلان سیاستمدار بزرگ غربی یکهو با تیشرت و شلوارک میزند دل فلافلی، و یک چهارقرصی با نون اضافه و نوشابه ی سیاه شیشه ای میزند به رگ.
🔰 کت و شلوارها را از تن بکنید و از ماشینهای اسکورت بیایید بیرون. همانطور که آقای شمخانی دبیر شورای عالی امنیت ملی گفتند امنیت کشور در وضعیت مطلوبی است و نود و پنج درصد محافظتها و اسکورتهای مدیران فقط تشریفات زاید و برای کلاس گذاشتن و حرکت در مسیرهای ویژه، یا همان جدا و متمایز بودن از مردم عادی است.
🔰 مدیران محترم! لطفا بیایید بین مردم. اولش کمی سخت است و درد دارد. ولی عادت میکنید. باور کنید علاوه بر اینکه زندگی راحت تری خواهید داشت، محبوبتر هم خواهید شد. مردم بیشتر دوستتان خواهند داشت.
🔰 در سنن النبی علامه طباطبایی میخواندم #پیامبر آنقدر خاکی و خودمانی بود که وقتی در جمع یارانش مینشست، تازه واردی که او را نمیشناخت نمیتوانست از تشریفات آدمها تشخیص دهد کدام یک ازینان همان پیامبری است که یارانش قطرات آب وضویش را در هوا میقاپند و برایش جان می دهند.
عزت زیاد
#دکتر_محسن_زندی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️