@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان صد و پنج
#آمدن_خاقان_چین_به_کمک_تورانیان
پیران از آنجا نزد خاقان چین رفت و از او خواهش کرد که در قلب سپاه قرار گیرد و از آنطرف
چو رستم بدید آنک خاقان چه کرد
بیاراست در قلب جای نبرد
رستم به پهلوانان گفت در راه آمدن دو منزل یکی کردم و رخش خسته است. شما یاری کنید تا رخش امروز استراحت کند. رستم بالای کوه رفت و دشت را پر از سپاه دشمن دید. در اندیشه فرو رفت و در راه بازگشت به پهلوانان گفت تاکنون لشکری به این بزرگی ندیده ام . و تا نیمه روز لشکر ها در دشت دو فرسنگ در مقابل هم صف کشیدند. از لشکر تورانیان پهلوانی که نام او اشکبوس بود جلو آمد و هم نبرد طلبید . رهام به نبرد او رفت ولی بعد از انداختن چند تیر از کمان ، اشکبوس با گرز به او حمله کرد و رهام که از نبرد خسته شده بود به سوی کوه برگشت. رستم از کار رهام برآشفت و به طوس گفت : رهام اهل جام و باده است نه مرد میدان نبرد. تو در قلب سپاه بمان بگذار من پیاده کارزار کنم و پیاده به میدان رفت. اشکبوس با خنده پرسید نامت چیست رستم جواب داد : مرا مادرم مرگ تو نام نهاد. و اکنون ای سواره درس کارزار را پیاده به تو خواهم آموخت.
کتاب : گفتار شورانگیز فردوسی
نویسنده : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان صد و پنج
#آمدن_خاقان_چین_به_کمک_تورانیان
پیران از آنجا نزد خاقان چین رفت و از او خواهش کرد که در قلب سپاه قرار گیرد و از آنطرف
چو رستم بدید آنک خاقان چه کرد
بیاراست در قلب جای نبرد
رستم به پهلوانان گفت در راه آمدن دو منزل یکی کردم و رخش خسته است. شما یاری کنید تا رخش امروز استراحت کند. رستم بالای کوه رفت و دشت را پر از سپاه دشمن دید. در اندیشه فرو رفت و در راه بازگشت به پهلوانان گفت تاکنون لشکری به این بزرگی ندیده ام . و تا نیمه روز لشکر ها در دشت دو فرسنگ در مقابل هم صف کشیدند. از لشکر تورانیان پهلوانی که نام او اشکبوس بود جلو آمد و هم نبرد طلبید . رهام به نبرد او رفت ولی بعد از انداختن چند تیر از کمان ، اشکبوس با گرز به او حمله کرد و رهام که از نبرد خسته شده بود به سوی کوه برگشت. رستم از کار رهام برآشفت و به طوس گفت : رهام اهل جام و باده است نه مرد میدان نبرد. تو در قلب سپاه بمان بگذار من پیاده کارزار کنم و پیاده به میدان رفت. اشکبوس با خنده پرسید نامت چیست رستم جواب داد : مرا مادرم مرگ تو نام نهاد. و اکنون ای سواره درس کارزار را پیاده به تو خواهم آموخت.
کتاب : گفتار شورانگیز فردوسی
نویسنده : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
در فرودگاه مهر آباد، اخوان ثالث شبیه هر مسافر تازه کار و بیتجربه گویا اشکالاتی در باب اسباب و اثاثیهی سفر داشت .قصد سفر به لندن داشت...
به مسوول گمرک گفتم " این آقا مهدی اخوان ثالث است. مواظبش باش . خیلی عزیز است." مسوول گمرک از من پرسید : "کی؟ همین آدم ؟ "
گفتم "بله. همین آدم." به او نگاهی کرد ولی انگار او را به جا نیاورد. به دادش رسیدم و گفتم او شاعر است. اما باز هم افاقه نکرد.
از پهلوی او که رد شدم به او سلام کردم. با خضوع و تواضع روستایی جواب سلام مرا داد. ظاهرا انتظار نداشت که کسی در چنین صحرای محشری او را بشناسد.
توی هواپیما یک بار دیگر از کنارم رد شد. به مسافری که پهلویم نشسته بود گفتم "این آقا مهدی اخوان ثالث است." پرسید" کیه ؟" گفتم "شاعر است."
سری تکان داد و تظاهر کرد که او را میشناسد. ولی نشناخته بود. چون پرسید "در تلویزیون کار می کند؟" به نظرم آمد اگر بخواهی جزو مشاهیر باشی باید صورتی آشنا داشته باشی نه نامی آشنا.
در فرودگاه لندن ، من و اخوان هر دو پیاده شدیم. هر کدام میخواستیم به جایی دیگر برویم. لازم بود در سالن ترانزیت مدتی منتظر پرواز بعدیمان باشیم. اخوان منتظر بود. توی یک صندلی فرو رفته بود. نگاهش می کردم. اصلا به کسی نمیمانست که اولین بار است به خارج سفر می کند.
چهار ساعت انتظار را نمیشد نشست و دیدنی های " دیوتی فری شاپ" فرودگاه را ندید. مدل های جدید دوربین عکاسی و ساعت های مدرن و... چون باز آمدم ، شاعر پیر را آسوده دیدم.
هنوز همچنان ساکت. تکان نخورده بود. چه آرامشی داشت. چقدر چشم و دل سیر بود. چه تفاوت غریبی. دیدم هنوز مشغول همان " سیر بی دست و پا " است. با خودش است. در خودش است. غرق است.
آرامش اخوان مرا به یاد دوستی انداخت که چندی پیش به لندن رفته بود و فروشگاه " هارودس" را از بالا تا پایین با دقت دیده بود و وقتی از فروشگاه بیرون آمده بود گفته بود خیلی قشنگ بود. همهی چیزهایی که اینجا دیدم قشنگ بود ولی من چه خوشبختم که به هیچکدامشان احتیاجی ندارم.
اینجا اخوان مثل اینکه ندیده میدانست به چیزی احتیاج ندارد و بینیاز است. یادم آمد که او گفته است «باغ بی برگی که میگوید که زیبا نیست؟» این شعر، که اگر او همین یک شعر را گفته بود بازهم شاعر بزرگی بود...
#عباس_کیارستمی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
در فرودگاه مهر آباد، اخوان ثالث شبیه هر مسافر تازه کار و بیتجربه گویا اشکالاتی در باب اسباب و اثاثیهی سفر داشت .قصد سفر به لندن داشت...
به مسوول گمرک گفتم " این آقا مهدی اخوان ثالث است. مواظبش باش . خیلی عزیز است." مسوول گمرک از من پرسید : "کی؟ همین آدم ؟ "
گفتم "بله. همین آدم." به او نگاهی کرد ولی انگار او را به جا نیاورد. به دادش رسیدم و گفتم او شاعر است. اما باز هم افاقه نکرد.
از پهلوی او که رد شدم به او سلام کردم. با خضوع و تواضع روستایی جواب سلام مرا داد. ظاهرا انتظار نداشت که کسی در چنین صحرای محشری او را بشناسد.
توی هواپیما یک بار دیگر از کنارم رد شد. به مسافری که پهلویم نشسته بود گفتم "این آقا مهدی اخوان ثالث است." پرسید" کیه ؟" گفتم "شاعر است."
سری تکان داد و تظاهر کرد که او را میشناسد. ولی نشناخته بود. چون پرسید "در تلویزیون کار می کند؟" به نظرم آمد اگر بخواهی جزو مشاهیر باشی باید صورتی آشنا داشته باشی نه نامی آشنا.
در فرودگاه لندن ، من و اخوان هر دو پیاده شدیم. هر کدام میخواستیم به جایی دیگر برویم. لازم بود در سالن ترانزیت مدتی منتظر پرواز بعدیمان باشیم. اخوان منتظر بود. توی یک صندلی فرو رفته بود. نگاهش می کردم. اصلا به کسی نمیمانست که اولین بار است به خارج سفر می کند.
چهار ساعت انتظار را نمیشد نشست و دیدنی های " دیوتی فری شاپ" فرودگاه را ندید. مدل های جدید دوربین عکاسی و ساعت های مدرن و... چون باز آمدم ، شاعر پیر را آسوده دیدم.
هنوز همچنان ساکت. تکان نخورده بود. چه آرامشی داشت. چقدر چشم و دل سیر بود. چه تفاوت غریبی. دیدم هنوز مشغول همان " سیر بی دست و پا " است. با خودش است. در خودش است. غرق است.
آرامش اخوان مرا به یاد دوستی انداخت که چندی پیش به لندن رفته بود و فروشگاه " هارودس" را از بالا تا پایین با دقت دیده بود و وقتی از فروشگاه بیرون آمده بود گفته بود خیلی قشنگ بود. همهی چیزهایی که اینجا دیدم قشنگ بود ولی من چه خوشبختم که به هیچکدامشان احتیاجی ندارم.
اینجا اخوان مثل اینکه ندیده میدانست به چیزی احتیاج ندارد و بینیاز است. یادم آمد که او گفته است «باغ بی برگی که میگوید که زیبا نیست؟» این شعر، که اگر او همین یک شعر را گفته بود بازهم شاعر بزرگی بود...
#عباس_کیارستمی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
پاسخ صادق زیباکلام به مدیر مسئول روزنامه کیهان
بحران اقتصادی فعلی حاصل چهل سال اصرار بر دشمنی با آمریکا، نابودی اسرائیل و صدور انقلاب است.
حضرت حاج حسین شریعتمداری
با سلام. در شماره ۷تیرماه اتهام جدیدی به بنده نسبت دادهاید که شاهکار است. خلاصهاش آن است که بحران اقتصادی موجود بهواسطه توصیههای ۵سال پیش بنده(و سایر مزدوران) به آقای روحانی است که به جای اتخاذ یک سیاست اقتصادی انقلابی از در سازش با کدخدا دربیاید که حاصل آن شد بحران اقتصادی که کشور را در خود فرو برده.
جناب شریعتمداری بزرگوار بحران اقتصادی فعلی محصول تلاش در مصالحه با آمریکا نیست، حاصل سیاستهای انقلابی جنابعالی و همفکرانتان است. حاصل چهل سال اصرار بر دشمنی با آمریکا، نابودی اسرائیل و صدور انقلاب و محصول ریختن داروندار کشور به چاه ویل هستهای است. ۵سال پیش که دلواپسانه بر مذاکرات هستهای میتاختید، از جنابتان پرسیدم میلیاردها دلار که مستقیم و غیرمستقیم(بهواسطه تحریمها) بهپای بت هستهای ریخته شده کدام فایده را برای توسعه اقتصادی کشور در برداشته؟ هزینههای هنگفتی که باید صرف تأمین آب، بهداشت، آموزشوپرورش، حملونقل، محیطزیست میشد به چاه ویل هستهای ریخته شد، چه نفعی برای کشور به بار آورده؟ حاصل آن پرسش شد محکومیت بنده در دادگاه انقلاب به اتهام «نشر اکاذیب»، «تبلیغ علیه نظام» و «تشویش اذهان عمومی»
بعد از برجام نیز هر تیغ و تیشهای که به دستتان رسید بر سر راه آن انداختید تا مبادا آن مصالحه تاریخی با آمریکا، آسیبی بر دیوار بلند دشمنی با آمریکا وارد کند.۱۳آبان بعد از برجام را سعی کردید باشکوهتر از سالهای قبل برگزار کنید، پرچمهای بیشتری را لگدمال و به آتش کشیدید و موشکهای بیشتری را به نمایش گذاردید تا مبادا کسی گمان کند که ایران انقلابی ذرهای در دشمنیاش با آمریکای جهانخوار و رسالت تاریخیاش در نابودی اسراییل کوتاه آمده است. حال یقه بنده را گرفتهاید که توصیههای امثال من در سازش با آمریکا موجبات دلار دههزارتومانی شده
جناب شریعتمداری توصیه بنده اقتصادهای مالزی، برزیل، هند، اندونزی را به بار آورده. توصیه بنده ترکیه را ایجاد کرده که بدون یک بشکه نفت و یک کپسول گاز به ۱۵۰میلیارد دلار صادرات و ۴۰میلیون توریست در سال رسیده است. کشورهایی که چهل سال پیش، عقبتر یا همتراز با ما بودند، امروز در پرتو اقتصاد آزاد آدام اسمیت جهش اقتصادی کردهاند و ما همچنان در اقتصاد فاسد و ناکارآمد دولتی دستوپا میزنیم.
توصیه بنده پرسشی بود که پنج سال پیش از آقای دکتر عباس عراقچی نمودم: «اگر سالها بعد نوهتان از شما بپرسد پدربزرگ آنهمه پولی را که شما خرج هستهای کردید، اگر خرج آب مملکت میشد، آیا مردم ایران امروز خوشبختتر نمیبودند، چه پاسخی میدهید؟»
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
پاسخ صادق زیباکلام به مدیر مسئول روزنامه کیهان
بحران اقتصادی فعلی حاصل چهل سال اصرار بر دشمنی با آمریکا، نابودی اسرائیل و صدور انقلاب است.
حضرت حاج حسین شریعتمداری
با سلام. در شماره ۷تیرماه اتهام جدیدی به بنده نسبت دادهاید که شاهکار است. خلاصهاش آن است که بحران اقتصادی موجود بهواسطه توصیههای ۵سال پیش بنده(و سایر مزدوران) به آقای روحانی است که به جای اتخاذ یک سیاست اقتصادی انقلابی از در سازش با کدخدا دربیاید که حاصل آن شد بحران اقتصادی که کشور را در خود فرو برده.
جناب شریعتمداری بزرگوار بحران اقتصادی فعلی محصول تلاش در مصالحه با آمریکا نیست، حاصل سیاستهای انقلابی جنابعالی و همفکرانتان است. حاصل چهل سال اصرار بر دشمنی با آمریکا، نابودی اسرائیل و صدور انقلاب و محصول ریختن داروندار کشور به چاه ویل هستهای است. ۵سال پیش که دلواپسانه بر مذاکرات هستهای میتاختید، از جنابتان پرسیدم میلیاردها دلار که مستقیم و غیرمستقیم(بهواسطه تحریمها) بهپای بت هستهای ریخته شده کدام فایده را برای توسعه اقتصادی کشور در برداشته؟ هزینههای هنگفتی که باید صرف تأمین آب، بهداشت، آموزشوپرورش، حملونقل، محیطزیست میشد به چاه ویل هستهای ریخته شد، چه نفعی برای کشور به بار آورده؟ حاصل آن پرسش شد محکومیت بنده در دادگاه انقلاب به اتهام «نشر اکاذیب»، «تبلیغ علیه نظام» و «تشویش اذهان عمومی»
بعد از برجام نیز هر تیغ و تیشهای که به دستتان رسید بر سر راه آن انداختید تا مبادا آن مصالحه تاریخی با آمریکا، آسیبی بر دیوار بلند دشمنی با آمریکا وارد کند.۱۳آبان بعد از برجام را سعی کردید باشکوهتر از سالهای قبل برگزار کنید، پرچمهای بیشتری را لگدمال و به آتش کشیدید و موشکهای بیشتری را به نمایش گذاردید تا مبادا کسی گمان کند که ایران انقلابی ذرهای در دشمنیاش با آمریکای جهانخوار و رسالت تاریخیاش در نابودی اسراییل کوتاه آمده است. حال یقه بنده را گرفتهاید که توصیههای امثال من در سازش با آمریکا موجبات دلار دههزارتومانی شده
جناب شریعتمداری توصیه بنده اقتصادهای مالزی، برزیل، هند، اندونزی را به بار آورده. توصیه بنده ترکیه را ایجاد کرده که بدون یک بشکه نفت و یک کپسول گاز به ۱۵۰میلیارد دلار صادرات و ۴۰میلیون توریست در سال رسیده است. کشورهایی که چهل سال پیش، عقبتر یا همتراز با ما بودند، امروز در پرتو اقتصاد آزاد آدام اسمیت جهش اقتصادی کردهاند و ما همچنان در اقتصاد فاسد و ناکارآمد دولتی دستوپا میزنیم.
توصیه بنده پرسشی بود که پنج سال پیش از آقای دکتر عباس عراقچی نمودم: «اگر سالها بعد نوهتان از شما بپرسد پدربزرگ آنهمه پولی را که شما خرج هستهای کردید، اگر خرج آب مملکت میشد، آیا مردم ایران امروز خوشبختتر نمیبودند، چه پاسخی میدهید؟»
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#دیرین_دیرین
این قسمت: #چرا_ویلا_ندادین
تا ریال آخری که از بیتالمال بردید را باید پس بدهید!
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
این قسمت: #چرا_ویلا_ندادین
تا ریال آخری که از بیتالمال بردید را باید پس بدهید!
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مجموعه انتقادات اقتصادی جناب خان در برنامه «خندوانه»: از بحران آب خوزستان تا خواب نمایندگان مجلس
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
«دید موسی یک شبانی را به راه
کو همی گفت ای خدا و ای اله»
توکجایی تا بپیچم گوش تو
جِر دهم آن قیمتی تن پوش تو
روی بنزت خط کشم با خنجرم
بر در کاخت بکوبم با خرم
من نمی دانم چرا با ما لجی!
تا به کی آخر دورویی و کجی؟!
خشکسالی، زلزله، گرد و غبار،
این هم از وضع دلار و روزگار
پیش من یک عطسه ی بز بهتر است
از خدای ظالمی که کافر است
نامسلمان! این چه وضع زندگی ست؟!
غیر تو مسئول این اوضاع کیست؟!...؛
سنگ زد سمت خدا در آسمان
گفت خواهر، مادرت.. چیز و فلان..
گفت موسی: وای استغفار کن
توبه از رفتار و این گفتار کن
کفر هم اندازه ای دارد؛ خلی؟!
کلّه ات پوک است، قطعاً منگلی؛
شد شبان ناراحت و فریاد زد
در بیابان هی دوید و داد زد
«وحی آمد سوی موسی از خدا
بنده ی ما را ز ما کردی جدا
تو برای وصل کردن آمدی
نی برای فصل کردن آمدی»
این شبان بینوا ایرانی است
کشورش در معرض ویرانی است
می رسد از هر طرف بحران و غم
من خودم هم توی کارش مانده ام
تا ببینم که چه پیش آید؛ برو
در بیاور از دلش، موسی! بدو!
«چون که موسی این خطاب از حق شنید
در بیابان در پی چوپان دوید
عاقبت دریافت او را و بدید
گفت مژده ده که دستوری رسید»
چون که در ایران به دنیا آمدی
بی مجازات است هر حرفی زدی
«هیچ آدابی و ترتیبی مجوی
هر چه می خواهد دل تنگت بگوی»
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
«دید موسی یک شبانی را به راه
کو همی گفت ای خدا و ای اله»
توکجایی تا بپیچم گوش تو
جِر دهم آن قیمتی تن پوش تو
روی بنزت خط کشم با خنجرم
بر در کاخت بکوبم با خرم
من نمی دانم چرا با ما لجی!
تا به کی آخر دورویی و کجی؟!
خشکسالی، زلزله، گرد و غبار،
این هم از وضع دلار و روزگار
پیش من یک عطسه ی بز بهتر است
از خدای ظالمی که کافر است
نامسلمان! این چه وضع زندگی ست؟!
غیر تو مسئول این اوضاع کیست؟!...؛
سنگ زد سمت خدا در آسمان
گفت خواهر، مادرت.. چیز و فلان..
گفت موسی: وای استغفار کن
توبه از رفتار و این گفتار کن
کفر هم اندازه ای دارد؛ خلی؟!
کلّه ات پوک است، قطعاً منگلی؛
شد شبان ناراحت و فریاد زد
در بیابان هی دوید و داد زد
«وحی آمد سوی موسی از خدا
بنده ی ما را ز ما کردی جدا
تو برای وصل کردن آمدی
نی برای فصل کردن آمدی»
این شبان بینوا ایرانی است
کشورش در معرض ویرانی است
می رسد از هر طرف بحران و غم
من خودم هم توی کارش مانده ام
تا ببینم که چه پیش آید؛ برو
در بیاور از دلش، موسی! بدو!
«چون که موسی این خطاب از حق شنید
در بیابان در پی چوپان دوید
عاقبت دریافت او را و بدید
گفت مژده ده که دستوری رسید»
چون که در ایران به دنیا آمدی
بی مجازات است هر حرفی زدی
«هیچ آدابی و ترتیبی مجوی
هر چه می خواهد دل تنگت بگوی»
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
Audio
کانال تلگرامی کتابخانه گویا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
فرض کنیم مثلا یه شهری در عربستان مردمش آب نداشت و ملتش اعتراض می کردن فک می کنید چه اتفاقاتی می افتاد:
همون اول شبکه خبر اون زیر یه زیر نویس فوری می رفت که: قیام ملت مظلوم عربستان
بعد برنامه عادی قطع میشد و شبکه خبر اخبار درگیری رو میداد که ملت مظلوم فلان و بهمان و تظاهرات میلیونی و سرکوب و ...
بعد یه میزگرد تشکیل می دادن ۴ نفر شروع میکردن به تبیین سیاست های پسا قیام آب در عربستان
مداحا هی مداحی می کردن که مکه شده کرب و بلا مهدی بیا مهدی بیا
برا نمازجمعه یه فراخوان میدادیم که بیاین تظاهرات در حمایت از ملت مظلوم بی آب عربستان
شبکه دو یه برنامه مذهبی میرفت تا این بی آبی رو ربط بده به کربلا و هی مقایسه میکرد و روایات و آیه و فلان.
حاتمی کیا یه بودجه میگرفت و یه فیلم میساخت با مضمون مربوطه.
پایتختی ها قسمت ششم رو می رفتن عربستان و گرفتار بی آبی می شدن.
اون خواننده هست "زمانی" هی می اومد تلوزیون و هی حماسی می خوند: آب آب آب
علیخانی هم برا رمضان دو سه تا عربستانی رو دعوت میکرد که داشتن از تشنگی هلاک می شدن
وزارت خارجه بیانیه می داد و برحق برحق ملت اونجا تاکید می کرد.
روحانی تو اینستاگرام عکس کویر می ذاشت.
ظریف تو توییتر یه مزاح ظریف میکرد با عادل الجبیر.
شریعتمداری کیهان رو می ذاشت رو کله اش و میگفت جاسوسام در سرویس های عربی بهم گفتن که تشنگان ولیعد رو خفه کردن.
آقای خاتمی هم میگفت که بیاین گفتگوی تمدنها رو ادامه بدیم.
دكتر مرتضي عباد
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
فرض کنیم مثلا یه شهری در عربستان مردمش آب نداشت و ملتش اعتراض می کردن فک می کنید چه اتفاقاتی می افتاد:
همون اول شبکه خبر اون زیر یه زیر نویس فوری می رفت که: قیام ملت مظلوم عربستان
بعد برنامه عادی قطع میشد و شبکه خبر اخبار درگیری رو میداد که ملت مظلوم فلان و بهمان و تظاهرات میلیونی و سرکوب و ...
بعد یه میزگرد تشکیل می دادن ۴ نفر شروع میکردن به تبیین سیاست های پسا قیام آب در عربستان
مداحا هی مداحی می کردن که مکه شده کرب و بلا مهدی بیا مهدی بیا
برا نمازجمعه یه فراخوان میدادیم که بیاین تظاهرات در حمایت از ملت مظلوم بی آب عربستان
شبکه دو یه برنامه مذهبی میرفت تا این بی آبی رو ربط بده به کربلا و هی مقایسه میکرد و روایات و آیه و فلان.
حاتمی کیا یه بودجه میگرفت و یه فیلم میساخت با مضمون مربوطه.
پایتختی ها قسمت ششم رو می رفتن عربستان و گرفتار بی آبی می شدن.
اون خواننده هست "زمانی" هی می اومد تلوزیون و هی حماسی می خوند: آب آب آب
علیخانی هم برا رمضان دو سه تا عربستانی رو دعوت میکرد که داشتن از تشنگی هلاک می شدن
وزارت خارجه بیانیه می داد و برحق برحق ملت اونجا تاکید می کرد.
روحانی تو اینستاگرام عکس کویر می ذاشت.
ظریف تو توییتر یه مزاح ظریف میکرد با عادل الجبیر.
شریعتمداری کیهان رو می ذاشت رو کله اش و میگفت جاسوسام در سرویس های عربی بهم گفتن که تشنگان ولیعد رو خفه کردن.
آقای خاتمی هم میگفت که بیاین گفتگوی تمدنها رو ادامه بدیم.
دكتر مرتضي عباد
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
دومین تفکر: «اگر به دیگران خوبی کنم، هرگز مرا طرد نمیکنند.» فکر میکنید اگر زندگیتان را صرف برآوردن خواستههای اطرافیانتان کنید، آنها شما را بهتر میپذیرند. اشکال این تفکر این است که کمکم شما را به سمت نوعی رفتار فداکارانه که کمی قبل آن را بررسی کردیم، و حتی به سمت اطاعت از دیگران پیش میبرد. در حقیقت، همیشه این دیگران هستند که مطالبه دارند و آنها تصمیم میگیرند که شما برای جلب رضایتشان باید چه کاری را انجام دهید. از سوی دیگر، در اطرافتان افرادی را میبینید که میخواهند از شما سوءاستفاده کنند و به نیازها و خواستههای شما توجه چندانی ندارند. این چیزها بهوضوح مطرح نمیشوند، اما شما تمایل دارید که اعتماد به نفستان را از دست بدهید و خود را مانند کسی تصور کنید که شخصیت ارزشمندی ندارد. معمولاً مجموعه حوادثی که در زندگی رخ میدهند نیز این پیشداوری را تأیید میکنند.
#جرات_داشته_باش
#فردریک_فانژه
#نشر_شمعدونی 🍀
این کتاب تجربیات بالینی یک روانپزشک با بیمارانش است، شبیه آن چه در برخی کتابهای #اروین_یالوم خوانده اید. .
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
لینک سفارش اینترنتی
👇👇
https://goo.gl/VPNEnF
#جرات_داشته_باش
#فردریک_فانژه
#نشر_شمعدونی 🍀
این کتاب تجربیات بالینی یک روانپزشک با بیمارانش است، شبیه آن چه در برخی کتابهای #اروین_یالوم خوانده اید. .
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
لینک سفارش اینترنتی
👇👇
https://goo.gl/VPNEnF
مشکل دنیا این است که آدمهای باهوش پر از شک و تردید هستند، در حالی که آدمهای احمق پر از اعتماد به نفس!
#چارلز_بوکوفسکی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#چارلز_بوکوفسکی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#اوریانا_فالاچی در یک مصاحبه از وینستون چرچیل سوال می کند :
آقای نخست وزیر
شما چرا برای ایجاد یک دولت استعماری دست نشانده به آن سوی اقیانوس هند می روید
دولت هند شرقی را به وجود می آورید
اما این کار را نمی توانید در بیخ گوش خودتان یعنی در ایرلند که سال هاست با شما در جنگ و ستیز است انجام دهید ..؟
وینستون چرچیل بعد از اندکی پاسخ می دهد : برای انجام این کار به دو ابزار مهم احتیاج هست
که این دو ابزار مهم را در کشور ایرلند دراختیار نداریم..!
خبرنگار سوال می کند :
این دوابزار چیست؟
چرچیل در پاسخ می گوید :
اکثریت #نادان و اقلیت #خائن
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#اوریانا_فالاچی در یک مصاحبه از وینستون چرچیل سوال می کند :
آقای نخست وزیر
شما چرا برای ایجاد یک دولت استعماری دست نشانده به آن سوی اقیانوس هند می روید
دولت هند شرقی را به وجود می آورید
اما این کار را نمی توانید در بیخ گوش خودتان یعنی در ایرلند که سال هاست با شما در جنگ و ستیز است انجام دهید ..؟
وینستون چرچیل بعد از اندکی پاسخ می دهد : برای انجام این کار به دو ابزار مهم احتیاج هست
که این دو ابزار مهم را در کشور ایرلند دراختیار نداریم..!
خبرنگار سوال می کند :
این دوابزار چیست؟
چرچیل در پاسخ می گوید :
اکثریت #نادان و اقلیت #خائن
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
«اگر ۵۰ میلیون نفر به یک چیز احمقانه اعتقاد داشته باشند، آن چیز همچنان احمقانه است.»
#آناتول_فرانس یکی از بزرگترین نویسندگان فرانسه و برنده ی جایزه نوبل ادبیات سال 1921 است.
@flith ❄️
#آناتول_فرانس یکی از بزرگترین نویسندگان فرانسه و برنده ی جایزه نوبل ادبیات سال 1921 است.
@flith ❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
دیار رستم رو به نابودی است
سارانی عضو شورای شهر زابل گفت:
اینجا دختران زیر ۱۵ سال مجبور به ازدواج هستند
خشکسالی همه چیز را از ما گرفته است گورستانها و خرابههای زابل پر از جوانان معتاد است.
مردم از سوءتغذیه و بیماریهای تنفسی رنج میبرند و کودکان از گرسنگی جانی برای درس خواندن ندارند
ایلنا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
دیار رستم رو به نابودی است
سارانی عضو شورای شهر زابل گفت:
اینجا دختران زیر ۱۵ سال مجبور به ازدواج هستند
خشکسالی همه چیز را از ما گرفته است گورستانها و خرابههای زابل پر از جوانان معتاد است.
مردم از سوءتغذیه و بیماریهای تنفسی رنج میبرند و کودکان از گرسنگی جانی برای درس خواندن ندارند
ایلنا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
Audio
کانال تلگرامی کتابخانه گویا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان صد و شش
#آمدن_خاقان_چین_به_کمک_تورانیان
پیاده مرا زان فرستاد طوس
که تا اسپ بستانم از اشکبوس
پیاده به از چون تو پانصد سوار
بدین روز و این گردش کارزار
اشکبوس پرسید سلاح تو کو ، تمام کار و سخنت به شوخی می ماند. رستم تیر و کمان را که بر بازو داشت نشان داد. پس تهمتن به زانو نشست و اسب اشکبوس را نشانه رفت. وقتی اسب به زمین افتاد ، رستم به خنده گفت : ای کشانی ! اکنون بر زمین کنار جفت گرانمایه خودت بنشین،سرش را در کنار بگیر و زمانی استراحت کن! اشکبوس کمان را به زه کرد و بر رستم دستان باران تیر گرفت ولی رستم تیر ها را رد کرد . رستم یک تیر خدنگ با چهار پر عقاب در کمان گذاشت.
چو بوسید پیکان سر انگشت اوی
گذر کرد بر مهره پشت اوی
رستم کمان بر دست همچنان که خرامان رفته بود خرامان پیاده به قلب سپاه بازگشت. خاقان سواری را فرستاد که برود وآن تیر را از تن اشکبوس بیرون کشیده نزد او آورد. چون خاقان چین پرو پیکان تیر را دید ، رو به پیران کرد و گفت : ای پیران! این مرد کیست که تیر و کمانش چون نیزه است؟ پیران پاسخ داد در سپاه ایران من هیچ کس را به این قدرت نمی شناسم، میان ایشان گیو و طوس پهلوانان بزرگی هستند ولی نمیدانم این مرد کیست. بگذار بروم و بپرسم.
کتاب : گفتار شورانگیز فردوسی
نویسنده : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان صد و شش
#آمدن_خاقان_چین_به_کمک_تورانیان
پیاده مرا زان فرستاد طوس
که تا اسپ بستانم از اشکبوس
پیاده به از چون تو پانصد سوار
بدین روز و این گردش کارزار
اشکبوس پرسید سلاح تو کو ، تمام کار و سخنت به شوخی می ماند. رستم تیر و کمان را که بر بازو داشت نشان داد. پس تهمتن به زانو نشست و اسب اشکبوس را نشانه رفت. وقتی اسب به زمین افتاد ، رستم به خنده گفت : ای کشانی ! اکنون بر زمین کنار جفت گرانمایه خودت بنشین،سرش را در کنار بگیر و زمانی استراحت کن! اشکبوس کمان را به زه کرد و بر رستم دستان باران تیر گرفت ولی رستم تیر ها را رد کرد . رستم یک تیر خدنگ با چهار پر عقاب در کمان گذاشت.
چو بوسید پیکان سر انگشت اوی
گذر کرد بر مهره پشت اوی
رستم کمان بر دست همچنان که خرامان رفته بود خرامان پیاده به قلب سپاه بازگشت. خاقان سواری را فرستاد که برود وآن تیر را از تن اشکبوس بیرون کشیده نزد او آورد. چون خاقان چین پرو پیکان تیر را دید ، رو به پیران کرد و گفت : ای پیران! این مرد کیست که تیر و کمانش چون نیزه است؟ پیران پاسخ داد در سپاه ایران من هیچ کس را به این قدرت نمی شناسم، میان ایشان گیو و طوس پهلوانان بزرگی هستند ولی نمیدانم این مرد کیست. بگذار بروم و بپرسم.
کتاب : گفتار شورانگیز فردوسی
نویسنده : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
چه حكومتي بيايد كه راحت برود؟
به نظر پوپر، در عمل تنها دو نوع عمده حکومت وجود دارد:
یک) حکومت هایی که بدون خشونت و خونریزی و از طریق انتخابات از قدرت خلع میشوند و سقوط میکنند.
دو) حکومتهایی که فقط توسط انقلابهای خونین میتوان آنها را از قدرت خلع کرد و به زیر کشید. پوپر آنها را حکومتهای استبدادی یا همان دیکتاتوری مینامد.
از دید این فیلسوف سیاسی، این پرسش و نگرش اتوپیایی (آرمانشهری) افلاطونی که "چه کسی باید حکومت کند" چندان مهم نیست. به این پرسش می توان به شکل های گوناگون پاسخ داد. مثلا می توان گفت "بهترين ها بايد حکومت کنند" يا فرزانگان یا در بهترين حالت ممکن است با رویکردی دموکراتیک بگوییم،
اکثريت بايد حکومت کند. اما در فلسفه سیاسی، پرسشی مهم تر از آن وجود دارد که همه ما باید ذهن و اندیشه خود را به آن معطوف کنیم و نه به نظریاتی که در تقابل با شکل گیری یک جامعه باز هستند. ما باید با نظریاتی مشغول باشیم که به ما می آموزند چگونه می توان حکومتی را روی کار آورد که براندازی آن با صندوق رای ممکن باشد، نه با نظریاتی مانند رویکرد فلسفی افلاطون (در توضیح مدینه فاضله) یا نظریههای هگل و مارکس که به تعبیر پوپر به تئوریهای توتالیتر و اصطلاحا به توتاليتاريانيسم می انجامند.
به عبارت دیگر، مهمترین پرسش فلسفه سیاسی نباید این باشد که چه کسی حکومت کند. مهمترین پرسش این نیست که با سقوط یک حاکمیت، چه حکومتی را با آن جایگزین کنیم. این نیست که اینها بروند پس چه حکومتی بیاید، بلکه باید به فکر ساز و کاری سیاسی و حقوقی بود که هر حکومتی را که قرار است بر سر کار بیاید، صرف نظر از شکل آن بتوان از طریقی مدنی و صرفا با صندوق رای به زیر کشید.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
چه حكومتي بيايد كه راحت برود؟
به نظر پوپر، در عمل تنها دو نوع عمده حکومت وجود دارد:
یک) حکومت هایی که بدون خشونت و خونریزی و از طریق انتخابات از قدرت خلع میشوند و سقوط میکنند.
دو) حکومتهایی که فقط توسط انقلابهای خونین میتوان آنها را از قدرت خلع کرد و به زیر کشید. پوپر آنها را حکومتهای استبدادی یا همان دیکتاتوری مینامد.
از دید این فیلسوف سیاسی، این پرسش و نگرش اتوپیایی (آرمانشهری) افلاطونی که "چه کسی باید حکومت کند" چندان مهم نیست. به این پرسش می توان به شکل های گوناگون پاسخ داد. مثلا می توان گفت "بهترين ها بايد حکومت کنند" يا فرزانگان یا در بهترين حالت ممکن است با رویکردی دموکراتیک بگوییم،
اکثريت بايد حکومت کند. اما در فلسفه سیاسی، پرسشی مهم تر از آن وجود دارد که همه ما باید ذهن و اندیشه خود را به آن معطوف کنیم و نه به نظریاتی که در تقابل با شکل گیری یک جامعه باز هستند. ما باید با نظریاتی مشغول باشیم که به ما می آموزند چگونه می توان حکومتی را روی کار آورد که براندازی آن با صندوق رای ممکن باشد، نه با نظریاتی مانند رویکرد فلسفی افلاطون (در توضیح مدینه فاضله) یا نظریههای هگل و مارکس که به تعبیر پوپر به تئوریهای توتالیتر و اصطلاحا به توتاليتاريانيسم می انجامند.
به عبارت دیگر، مهمترین پرسش فلسفه سیاسی نباید این باشد که چه کسی حکومت کند. مهمترین پرسش این نیست که با سقوط یک حاکمیت، چه حکومتی را با آن جایگزین کنیم. این نیست که اینها بروند پس چه حکومتی بیاید، بلکه باید به فکر ساز و کاری سیاسی و حقوقی بود که هر حکومتی را که قرار است بر سر کار بیاید، صرف نظر از شکل آن بتوان از طریقی مدنی و صرفا با صندوق رای به زیر کشید.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️