کانال پروازفگرواندیشه
@flith
⚫️ درگذشت استاد بزرگوار و گرانقدر جامعه شناسی، جناب آقای دکتر #محمدامین_قانعی_راد (رئیس سابق انجمن جامعه شناسی ایران) را به اجتماع علوم انسانی-اجتماعی کشور تسلیت عرض می نماییم.
کانال پروازفگرواندیشه
@flith
@flith
⚫️ درگذشت استاد بزرگوار و گرانقدر جامعه شناسی، جناب آقای دکتر #محمدامین_قانعی_راد (رئیس سابق انجمن جامعه شناسی ایران) را به اجتماع علوم انسانی-اجتماعی کشور تسلیت عرض می نماییم.
کانال پروازفگرواندیشه
@flith
کانال پروازفگرواندیشه
@flith
هجرت مردی که نگران ایران بود
(محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی)
✅ جامعهشناسی و اصحاب اندیشه اجتماعی در ایران امروز سوگوار مردی شدند که سهمی بهسزا در بالیدن جامعهشناسی ایران داشته است. #محمدامین_قانعیراد (1397-1334)، استاد جامعهشناسی و رئیس پیشین #انجمن_جامعهشناسی_ایران، غروب پنجشنبه 24 خرداد 1397 ایران را به قصد دیار باقی وداع گفت. محمدامین قانعیراد را از ابتدای دهه 1389 میشناختم، بارها گفتوگو کرده بودیم و در چند مورد از نزدیک با هم کار کردیم. خودش مرا برای نقد کتاب «جامعهشناسی رشد و افول علم در ایران» دعوت کرد.
✅ ایران را از عمق جان دوست داشت و دلش نگران حال و آینده ایران بود؛ و تا آخرین روزها که تن رنجور شدهاش توان داشت برای ایران و مسائل مختلفاش فکر کرد، نوشت، مصاحبه کرد، کانال تلگرامیاش را بهروز کرد. جامعهشناسی را فقط در دانشگاه و کلاس حبس نکرد، به عرصه عمومی کشاند، همان گونه که نام کانال تلگراماش هم «جامعهشناسی حوزه عمومی» بود.
✅ من افتخار داشتم از مهر 1393 در پروژه «باید درباره آب گفتوگو کنیم» همکارش باشم. جامعهشناس زمانهاش بود و دریافت که محیطزیست و آب مسأله بزرگ پیش روی ایران عزیزش است. انجمن جامعهشناسی ایران را در کنار مرکز بررسیهای استراتژیک و انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات برای چهارده نشست «باید درباره آب گفتوگو کنیم» بسیج کرد. همانقدر با شور و تعهد وارد بحث محیطزیست و آب شده بود که به تخصص اصلیاش درباره جامعهشناسی علم میپرداخت؛ همان قدر مؤثر که دو دوره از درخشانترین دورانهای انجمن جامعهشناسی ایران را مدیریت کرد.
✅ یک سال اخیر جسماش دیگر همراهی نمیکرد اما نگران ایران بود. آخرین بار در دیماه 1396 در نشستی که برای تحلیل اعتراضات خیابانی توسط انجمن جامعهشناسی ایران و انجمن علوم سیاسی برگزار شد، قبل از من سخنرانی کرد (نفر اول سمت راست عکس زیر)، با همه وجود از نگرانیهایش برای ایران گفت و هشدار داد. بیمناک بود، از سرطانی که او را تضعیف میکرد گویی نمیهراسید، شجاعانه با تن نحیفش آمده بود تا از سرطانهای خطرناکتری که بر جان ایران نشستهاند بگوید. سخنش که تمام شد، توان نداشت بالای صحنه بماند، آرام صندلی را ترک گفت و در بین حضار نشست. اما این شش ماه آخر هم دست از تلاش برنداشت، فعالانه اندیشید، نوشت، سخن گفت تا شاید گوش شنوایی پیدا شود.
✅ کتابهای پرشمارش یادگارهای جاودانه اوست. یادگارهای مردی که هم اخلاق و اصول دانشگاه را درونی کرده بود، هم در دفاع از استقلال و آزادی دانشگاه نوشت، هم برای اعتلای علم کوشید، و هم مسئولیت اجتماعی دانشگاهیبودن را یک لحظه از یاد نبرد. تردید ندارم در حالی ایران را ترک گفته که از عمق جان نگران این آب و خاک بوده است. روحش شاد.
✅ برخی از کتابهای تألیفشده توسط محمدامین قانعیراد:
تعاملات و ارتباطات در جامعه علمی: بررسی موردی رشته علوم اجتماعی
تبارشناسی عقلانیت مدرن، قرائتی پست مدرن از اندیشه شریعتی
جامعه شناسی کنشگران علمی در ایران
مشارکت سیاسی و اجتماعی نخبگان
ساختار مدیریت نظام علمی کشور
نظام عملی کشور دربرنامه سوم توسعه
شبکه سیاستی علم و فناوری: نظریه ها، تجربیات و مدل مفهومی
پیمایش علم و جامعه: تجربه جهانی و اجرای نسخه ایرانی
الگوی چهاروجهی برای ارزیابی توسعه علوم انسانی
نخبگان دانش: مشارکت یا مهاجرت؟
زوال پدرسالاری؛ فروپاشی خانواده یا ظهور خانواده مدنی؟
یادش گرامی
کانال پروازفگرواندیشه
@flith
@flith
هجرت مردی که نگران ایران بود
(محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی)
✅ جامعهشناسی و اصحاب اندیشه اجتماعی در ایران امروز سوگوار مردی شدند که سهمی بهسزا در بالیدن جامعهشناسی ایران داشته است. #محمدامین_قانعیراد (1397-1334)، استاد جامعهشناسی و رئیس پیشین #انجمن_جامعهشناسی_ایران، غروب پنجشنبه 24 خرداد 1397 ایران را به قصد دیار باقی وداع گفت. محمدامین قانعیراد را از ابتدای دهه 1389 میشناختم، بارها گفتوگو کرده بودیم و در چند مورد از نزدیک با هم کار کردیم. خودش مرا برای نقد کتاب «جامعهشناسی رشد و افول علم در ایران» دعوت کرد.
✅ ایران را از عمق جان دوست داشت و دلش نگران حال و آینده ایران بود؛ و تا آخرین روزها که تن رنجور شدهاش توان داشت برای ایران و مسائل مختلفاش فکر کرد، نوشت، مصاحبه کرد، کانال تلگرامیاش را بهروز کرد. جامعهشناسی را فقط در دانشگاه و کلاس حبس نکرد، به عرصه عمومی کشاند، همان گونه که نام کانال تلگراماش هم «جامعهشناسی حوزه عمومی» بود.
✅ من افتخار داشتم از مهر 1393 در پروژه «باید درباره آب گفتوگو کنیم» همکارش باشم. جامعهشناس زمانهاش بود و دریافت که محیطزیست و آب مسأله بزرگ پیش روی ایران عزیزش است. انجمن جامعهشناسی ایران را در کنار مرکز بررسیهای استراتژیک و انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات برای چهارده نشست «باید درباره آب گفتوگو کنیم» بسیج کرد. همانقدر با شور و تعهد وارد بحث محیطزیست و آب شده بود که به تخصص اصلیاش درباره جامعهشناسی علم میپرداخت؛ همان قدر مؤثر که دو دوره از درخشانترین دورانهای انجمن جامعهشناسی ایران را مدیریت کرد.
✅ یک سال اخیر جسماش دیگر همراهی نمیکرد اما نگران ایران بود. آخرین بار در دیماه 1396 در نشستی که برای تحلیل اعتراضات خیابانی توسط انجمن جامعهشناسی ایران و انجمن علوم سیاسی برگزار شد، قبل از من سخنرانی کرد (نفر اول سمت راست عکس زیر)، با همه وجود از نگرانیهایش برای ایران گفت و هشدار داد. بیمناک بود، از سرطانی که او را تضعیف میکرد گویی نمیهراسید، شجاعانه با تن نحیفش آمده بود تا از سرطانهای خطرناکتری که بر جان ایران نشستهاند بگوید. سخنش که تمام شد، توان نداشت بالای صحنه بماند، آرام صندلی را ترک گفت و در بین حضار نشست. اما این شش ماه آخر هم دست از تلاش برنداشت، فعالانه اندیشید، نوشت، سخن گفت تا شاید گوش شنوایی پیدا شود.
✅ کتابهای پرشمارش یادگارهای جاودانه اوست. یادگارهای مردی که هم اخلاق و اصول دانشگاه را درونی کرده بود، هم در دفاع از استقلال و آزادی دانشگاه نوشت، هم برای اعتلای علم کوشید، و هم مسئولیت اجتماعی دانشگاهیبودن را یک لحظه از یاد نبرد. تردید ندارم در حالی ایران را ترک گفته که از عمق جان نگران این آب و خاک بوده است. روحش شاد.
✅ برخی از کتابهای تألیفشده توسط محمدامین قانعیراد:
تعاملات و ارتباطات در جامعه علمی: بررسی موردی رشته علوم اجتماعی
تبارشناسی عقلانیت مدرن، قرائتی پست مدرن از اندیشه شریعتی
جامعه شناسی کنشگران علمی در ایران
مشارکت سیاسی و اجتماعی نخبگان
ساختار مدیریت نظام علمی کشور
نظام عملی کشور دربرنامه سوم توسعه
شبکه سیاستی علم و فناوری: نظریه ها، تجربیات و مدل مفهومی
پیمایش علم و جامعه: تجربه جهانی و اجرای نسخه ایرانی
الگوی چهاروجهی برای ارزیابی توسعه علوم انسانی
نخبگان دانش: مشارکت یا مهاجرت؟
زوال پدرسالاری؛ فروپاشی خانواده یا ظهور خانواده مدنی؟
یادش گرامی
کانال پروازفگرواندیشه
@flith
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
واکنش پوتین و ولیعهد عربستان بعد از به ثمر رسیدن گل اول جام جهانی توسط روسیه
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال تلگرامی برنامه نود (صداوسیما) پس از حدود 20 روز توقف فعالیت در تلگرام و ریزش حدود 250 هزار عضو، از امروز مجددا فعالیت خود را در تلگرام آغاز کرد
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
آدمیان را اگر بد تربیتشان کنند، بی ادب می شوند: بنابراین با هیچ کس نباید بیش از اندازه گذشت یا محبت داشت! همانطور که دوستانمان را نه به علت رد کردن تقاضای قرضی که از ما خواسته اند، بلکه به علت اینکه به آنان قرض داده ایم از دست می دهیم، هیچ کس را به علت رفتار غرورآمیز و بی اعتنایی اندک از دست نمی دهیم، بلکه به این علت از دست می دهیم که رفتاری بیش از اندازه دوستانه و فروتنانه از ما دیده است.
#آرتور_شوپنهاور
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
آدمیان را اگر بد تربیتشان کنند، بی ادب می شوند: بنابراین با هیچ کس نباید بیش از اندازه گذشت یا محبت داشت! همانطور که دوستانمان را نه به علت رد کردن تقاضای قرضی که از ما خواسته اند، بلکه به علت اینکه به آنان قرض داده ایم از دست می دهیم، هیچ کس را به علت رفتار غرورآمیز و بی اعتنایی اندک از دست نمی دهیم، بلکه به این علت از دست می دهیم که رفتاری بیش از اندازه دوستانه و فروتنانه از ما دیده است.
#آرتور_شوپنهاور
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
خنده چگونه باعث شفای بدن می شود؟
وقتی پزشكان به نورمن كازينز گفتند كه به بيماری " آنكيلو اسپونديليتيس " مبتلاست اضافه كردند كه هيچ كمكی نمی توانند به او بكنند و بايد آماده باشد كه بعد از دوره ای درد جانكاه از دنيا برود.
كازينز اتاقی در يک هتل گرفت و هر فيلم خنده داری را كه می توانست پيدا كند كرايه كرد.
او بارها و بارها نشست و اين فيلم ها را تماشا كرد و از ته دل خنديد. پس از شش ماه خنده درمانی ای كه خودش برای خودش تجويز كرد پزشكان در نهايت تعجب دريافتند كه بیماری او كاملا درمان شده و هيچ اثری از آن نيست...!
اين نتيجه حيرت انگيز باعث شد تا كازينز كتاب آناتومی يك بيماری را بنويسد و منتشر كند. سپس او پژوهش گسترده ای پيرامون كاركرد آندورفين ها آغاز كرد.
آندورفين ها مواد شيميايي ای هستند كه وقتی می خنديم در مغز آزاد می شوند. آن ها همان تركيب شیمیایی مورفين و هروئین را دارند و ضمن اين كه اثر آرام بخشی روی بدن می گذارند، سيستم ایمنی بدن را تقويت می كنند.
اين امر توضيح می دهد كه چرا آدم های شاد به ندرت بيمار می شوند و خیلی جوان به نظر میرسند در حالی كه کسانی كه مدام گله و شكايت می كنند اغلب اوقات بيمار هستند...!
#زبان_بدن_نوشته
#جو_ناوارو
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
خنده چگونه باعث شفای بدن می شود؟
وقتی پزشكان به نورمن كازينز گفتند كه به بيماری " آنكيلو اسپونديليتيس " مبتلاست اضافه كردند كه هيچ كمكی نمی توانند به او بكنند و بايد آماده باشد كه بعد از دوره ای درد جانكاه از دنيا برود.
كازينز اتاقی در يک هتل گرفت و هر فيلم خنده داری را كه می توانست پيدا كند كرايه كرد.
او بارها و بارها نشست و اين فيلم ها را تماشا كرد و از ته دل خنديد. پس از شش ماه خنده درمانی ای كه خودش برای خودش تجويز كرد پزشكان در نهايت تعجب دريافتند كه بیماری او كاملا درمان شده و هيچ اثری از آن نيست...!
اين نتيجه حيرت انگيز باعث شد تا كازينز كتاب آناتومی يك بيماری را بنويسد و منتشر كند. سپس او پژوهش گسترده ای پيرامون كاركرد آندورفين ها آغاز كرد.
آندورفين ها مواد شيميايي ای هستند كه وقتی می خنديم در مغز آزاد می شوند. آن ها همان تركيب شیمیایی مورفين و هروئین را دارند و ضمن اين كه اثر آرام بخشی روی بدن می گذارند، سيستم ایمنی بدن را تقويت می كنند.
اين امر توضيح می دهد كه چرا آدم های شاد به ندرت بيمار می شوند و خیلی جوان به نظر میرسند در حالی كه کسانی كه مدام گله و شكايت می كنند اغلب اوقات بيمار هستند...!
#زبان_بدن_نوشته
#جو_ناوارو
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
ازدواج سرنوشتی است که جامعه سنتی به زن عرضه میکند. زنِ مجرد، خواه محروممانده از پیوند، خواه طغیانکرده بر آن، و یا حتی بیاعتنا به این نهاد، بر اساسِ ازدواج تعریف میشود…
ازدواج به دو دلیل به زن تحمیل شده است :
۱) زن باید کودکانی به جامعه بدهد.
۲) زن وظیفه دارد نیازهای جنسی مرد را برآورد و مراقبت از خانه او را به عهده گیرد.
برای هر دو طرف ازدواج در آنِ واحد، هم لازم است و هم سود، اما در موقعیتهای این دو طرف، موازنه وجود ندارد. برای دخترانِ جوان، ازدواج یگانه وسیلهای است که بتوانند جزو اجتماع شوند و اگر "روی دست بمانند" از نظر اجتماع تحقیر شدهاند… دختر جوان مطلقاً منفعل است؛ پسرها ازدواج میکنند، زن میگیرند. پسرها در ازدواج، انبساط و تأکید وجود خود را میجویند، نه حقِ وجودداشتن را. ازدواج برای آنها نوعی شیوه زندگی است، نه سرنوشت !
#جنس_دوم
سیمون دوبوار
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
ازدواج سرنوشتی است که جامعه سنتی به زن عرضه میکند. زنِ مجرد، خواه محروممانده از پیوند، خواه طغیانکرده بر آن، و یا حتی بیاعتنا به این نهاد، بر اساسِ ازدواج تعریف میشود…
ازدواج به دو دلیل به زن تحمیل شده است :
۱) زن باید کودکانی به جامعه بدهد.
۲) زن وظیفه دارد نیازهای جنسی مرد را برآورد و مراقبت از خانه او را به عهده گیرد.
برای هر دو طرف ازدواج در آنِ واحد، هم لازم است و هم سود، اما در موقعیتهای این دو طرف، موازنه وجود ندارد. برای دخترانِ جوان، ازدواج یگانه وسیلهای است که بتوانند جزو اجتماع شوند و اگر "روی دست بمانند" از نظر اجتماع تحقیر شدهاند… دختر جوان مطلقاً منفعل است؛ پسرها ازدواج میکنند، زن میگیرند. پسرها در ازدواج، انبساط و تأکید وجود خود را میجویند، نه حقِ وجودداشتن را. ازدواج برای آنها نوعی شیوه زندگی است، نه سرنوشت !
#جنس_دوم
سیمون دوبوار
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
تا زندهای، زندگی کن! اگر زندگی ات را به کمال دریابی، وحشت مرگ از بین خواهد رفت! وقتی کسی بهنگام زندگی نمیکند، نمیتواند بهنگام بمیرد… از خود بپرس که آیا زندگی را به کمال دریافتهای؟ … آیا زندگی خودت را زیستهای؟ یا با آن زنده بودهای؟ آیا آن را برگزیدهای؟ یا زندگی ات تو را برگزیده است؟ آیا آن را دوست داری؟ یا از آن پشیمانی؟ این است معنی زندگی را به کمال دریافتن.
#وقتی_نیچه_گریست
#اروین_یالوم
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
تا زندهای، زندگی کن! اگر زندگی ات را به کمال دریابی، وحشت مرگ از بین خواهد رفت! وقتی کسی بهنگام زندگی نمیکند، نمیتواند بهنگام بمیرد… از خود بپرس که آیا زندگی را به کمال دریافتهای؟ … آیا زندگی خودت را زیستهای؟ یا با آن زنده بودهای؟ آیا آن را برگزیدهای؟ یا زندگی ات تو را برگزیده است؟ آیا آن را دوست داری؟ یا از آن پشیمانی؟ این است معنی زندگی را به کمال دریافتن.
#وقتی_نیچه_گریست
#اروین_یالوم
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
■ ما مدرن نشدیم
ما مردم پیری هستیم. مسخ گذشته، در رویای آینده و بی توجه به حال؛ عجیب است در کشوری که خیام می زیست مردمی سالها بعد با این جهان بینی زندگی کنند. جامعه ایرانی جامعه ی به شدت سنتی است، جامعه ایی پیر، که به گونه ایی تاریخ بر زندگی ش سایه افکنده که تمام افتخاراتش را در پستوهای تاریخ جستجو می کند. نوعی جهان بینی من درآوردی نسبت به زندگی دارد که بی توجه به حال در حال طرح افکنی برای آینده است. یکی از نکات جالب جامعه، تفکر سنتی نسبت به بسیاری از باورها و منطقی انگاشتن آنها است. با وجودی که در مظاهر دنیای مدرن زندگی می کند اما فاقد تفکر مدرن است. از این ها جالب تر رفتار پست مدرنیستی است که نسبت به برخی مفاهیم در پیش گرفته، جامعه در حال تولید نوعی نگاه کمدی و گاهی آمیخته با طنز نسبت به هر مقوله ایی است حتی زلزله، که وقتی اتفاق می افتد بلافاصله عده ایی آن را موضع شوخی قرار می دهند. مشکل چنین جامعه ایی که بدون تجربه ی تفکر مدرن وارد جهان پست مدرنیستی شده، بازی با مظاهر آن است. امروز جامعه ایران بیشتر تحت تاثیر رسانه است و بیشترین تاثیر را رسانه های مجازی در نبود رسانه های مستقل بر تفکر جامعه دارند و البته این رسانه های مجازی در رقابت با یکدیگر برای تولید اخبارِ جذاب هیچ محدودیتی برای خود قائل نیستند. برای همین تا می توانند اخبار را جذاب تر پخش می کنند. چنین جامعه ایی که تفکر خود را تحت تاثیر رسانه قرار می دهد بیشتر تبدیل به توده هایی می شود که با پر کردن فضاهای جامعه تبدیل به صدای واحدی می شوند که به مرور حالت کمی خود را تعیینی کیفی می کنند. این توده ایی شدن جامعه را در بسیاری از مسائل می توان دید. در بسیاری از اتفاقاتِ جامعه حتی قشر به اصطلاح تحصیل کرده چنان وارد بازی از پیش تعیین شده و غرق در اجرای نقش شان می شوند که گویی این رفتارها خود حقیقت است غافل از اینکه همه چیز از پیش برای آنها در قالب هایی مشخص، تعیین شده است.
#سامان_پارسی
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
■ ما مدرن نشدیم
ما مردم پیری هستیم. مسخ گذشته، در رویای آینده و بی توجه به حال؛ عجیب است در کشوری که خیام می زیست مردمی سالها بعد با این جهان بینی زندگی کنند. جامعه ایرانی جامعه ی به شدت سنتی است، جامعه ایی پیر، که به گونه ایی تاریخ بر زندگی ش سایه افکنده که تمام افتخاراتش را در پستوهای تاریخ جستجو می کند. نوعی جهان بینی من درآوردی نسبت به زندگی دارد که بی توجه به حال در حال طرح افکنی برای آینده است. یکی از نکات جالب جامعه، تفکر سنتی نسبت به بسیاری از باورها و منطقی انگاشتن آنها است. با وجودی که در مظاهر دنیای مدرن زندگی می کند اما فاقد تفکر مدرن است. از این ها جالب تر رفتار پست مدرنیستی است که نسبت به برخی مفاهیم در پیش گرفته، جامعه در حال تولید نوعی نگاه کمدی و گاهی آمیخته با طنز نسبت به هر مقوله ایی است حتی زلزله، که وقتی اتفاق می افتد بلافاصله عده ایی آن را موضع شوخی قرار می دهند. مشکل چنین جامعه ایی که بدون تجربه ی تفکر مدرن وارد جهان پست مدرنیستی شده، بازی با مظاهر آن است. امروز جامعه ایران بیشتر تحت تاثیر رسانه است و بیشترین تاثیر را رسانه های مجازی در نبود رسانه های مستقل بر تفکر جامعه دارند و البته این رسانه های مجازی در رقابت با یکدیگر برای تولید اخبارِ جذاب هیچ محدودیتی برای خود قائل نیستند. برای همین تا می توانند اخبار را جذاب تر پخش می کنند. چنین جامعه ایی که تفکر خود را تحت تاثیر رسانه قرار می دهد بیشتر تبدیل به توده هایی می شود که با پر کردن فضاهای جامعه تبدیل به صدای واحدی می شوند که به مرور حالت کمی خود را تعیینی کیفی می کنند. این توده ایی شدن جامعه را در بسیاری از مسائل می توان دید. در بسیاری از اتفاقاتِ جامعه حتی قشر به اصطلاح تحصیل کرده چنان وارد بازی از پیش تعیین شده و غرق در اجرای نقش شان می شوند که گویی این رفتارها خود حقیقت است غافل از اینکه همه چیز از پیش برای آنها در قالب هایی مشخص، تعیین شده است.
#سامان_پارسی
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
اﮔﺮ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺴﺘﻨﺪ ﯾﺎﺩ ﺑﮕﯿﺮﻧﺪ ﮐﻪ، ﺁﻧﭽﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻦ ﺧﻮﺏ ﺍﺳﺖ، ﻟﺰﻭﻣﯽ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ هم ﺧﻮﺏ ﺑﺎﺷﺪ، ﺁﻧﮕﺎﻩ ﺩﻧﯿﺎﯼ ﺷﺎﺩ ﻭ ﺧﻮﺷﺎﯾﻨﺪﺗﺮﯼ ﻣﯽ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ.
ﺗﺌﻮﺭﯼ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﺑﻪ ﻣﺎ ﻣﯽ ﺁﻣﻮﺯﺩ ﮐﻪ ﺩﻧﯿﺎﯼ ﻣﻄﻠﻮﺏ ﻣﻦ، ﺍﺳﺎﺱ ﻭ ﺷﺎﻟﻮﺩﮤ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﻦ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻧﻪ
ﺍﺳﺎﺱ ﻭ ﺷﺎﻟﻮﺩﮤ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ.
#تئوری_انتخاب
#ویلیام_ﮔﻼﺳﺮ
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
اﮔﺮ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺴﺘﻨﺪ ﯾﺎﺩ ﺑﮕﯿﺮﻧﺪ ﮐﻪ، ﺁﻧﭽﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻦ ﺧﻮﺏ ﺍﺳﺖ، ﻟﺰﻭﻣﯽ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ هم ﺧﻮﺏ ﺑﺎﺷﺪ، ﺁﻧﮕﺎﻩ ﺩﻧﯿﺎﯼ ﺷﺎﺩ ﻭ ﺧﻮﺷﺎﯾﻨﺪﺗﺮﯼ ﻣﯽ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ.
ﺗﺌﻮﺭﯼ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﺑﻪ ﻣﺎ ﻣﯽ ﺁﻣﻮﺯﺩ ﮐﻪ ﺩﻧﯿﺎﯼ ﻣﻄﻠﻮﺏ ﻣﻦ، ﺍﺳﺎﺱ ﻭ ﺷﺎﻟﻮﺩﮤ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﻦ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻧﻪ
ﺍﺳﺎﺱ ﻭ ﺷﺎﻟﻮﺩﮤ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ.
#تئوری_انتخاب
#ویلیام_ﮔﻼﺳﺮ
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
- کی مبارزه خواهیم کرد؟
+ اول باید مغز را مسلح ساخت و پس از آن دستها را ...
مادر
#ماکسیم_گورکی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
+ اول باید مغز را مسلح ساخت و پس از آن دستها را ...
مادر
#ماکسیم_گورکی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
Audio
کانال تلگرامی کتابخانه گویا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
Audio
کانال تلگرامی کتابخانه گویا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#نادر_ابراهیمی
پدرم ميگويد از سولماز بگذر
که رنج ميآورد
مادرم گريه می کند از سولماز بگذر
که مرگ می آورد
خواهرهايم به من نگاه می کنند باخشم
که ذليل دختری شده ام
آه سولماز
اينها چه می دانند که عاشق سولماز بودن چه درد شيرينی است
به کوه می گويم سولماز را می خواهم
جواب می دهد من هم
به دريا می گويم سولماز را می خواهم
جواب می دهد من هم
در خواب می گويم سولماز را می خواهم
جواب می شنوم من هم
اگر يک روز به خدا بگويم سولماز را می خواهم
زبانم لال ، چه جواب خواهد داد
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#نادر_ابراهیمی
پدرم ميگويد از سولماز بگذر
که رنج ميآورد
مادرم گريه می کند از سولماز بگذر
که مرگ می آورد
خواهرهايم به من نگاه می کنند باخشم
که ذليل دختری شده ام
آه سولماز
اينها چه می دانند که عاشق سولماز بودن چه درد شيرينی است
به کوه می گويم سولماز را می خواهم
جواب می دهد من هم
به دريا می گويم سولماز را می خواهم
جواب می دهد من هم
در خواب می گويم سولماز را می خواهم
جواب می شنوم من هم
اگر يک روز به خدا بگويم سولماز را می خواهم
زبانم لال ، چه جواب خواهد داد
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان صدم
#رفتن_رستم_به_کمک_توس_وگیو
چو بی رنج دشمن به چنگ آیدت
چو بشتابیش کار تنگ آیدت
بباشیم تا دشمن از آب و نان
شود تنگ و زنهار خواهد بجان
پس سپاه توران به خیمه های خود بازگشتند و به خواب و خوراک پرداختند . از سوی دیگر طوس با دلی پرخون و رنگی چون کهربا به گودرز گفت که آذوقه برای اسبان و سپاه نداریم و تنها چاره در جنگ است.
مرا مرگ خوشتر بنام بلند
ازاین زیستن با هراس و گزند
همگی سخن سالار خود را پذیرفتند. بامداد فرستاده افراسیاب نزد پیران رسید و پیام داد که سپاهی فراوان به یاری آنها خواهد آمد. سپاهی که از گردش در روز نبرد ، دریای چین مثل بیابان میشود. سپهدار خاقان چین کاموس، نام گودرز و طوس را از روی زمین محو میکند. پهلوانی چون منشور که سر هر جنگجویی را به خاک می افکند و دیگر فرطوس . چون سپاه خاقان چین نزدیک شد ، پیران از خوشحالی به فکر آن افتاد که بعد از پیروزی در این جنگ سپاه خود را به سه قسمت کرده یکی را به بلخ و دیگری را به کابلستان و سومی را به ایران فرستاده و بر و بوم ایران را از جا بکند.
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان صدم
#رفتن_رستم_به_کمک_توس_وگیو
چو بی رنج دشمن به چنگ آیدت
چو بشتابیش کار تنگ آیدت
بباشیم تا دشمن از آب و نان
شود تنگ و زنهار خواهد بجان
پس سپاه توران به خیمه های خود بازگشتند و به خواب و خوراک پرداختند . از سوی دیگر طوس با دلی پرخون و رنگی چون کهربا به گودرز گفت که آذوقه برای اسبان و سپاه نداریم و تنها چاره در جنگ است.
مرا مرگ خوشتر بنام بلند
ازاین زیستن با هراس و گزند
همگی سخن سالار خود را پذیرفتند. بامداد فرستاده افراسیاب نزد پیران رسید و پیام داد که سپاهی فراوان به یاری آنها خواهد آمد. سپاهی که از گردش در روز نبرد ، دریای چین مثل بیابان میشود. سپهدار خاقان چین کاموس، نام گودرز و طوس را از روی زمین محو میکند. پهلوانی چون منشور که سر هر جنگجویی را به خاک می افکند و دیگر فرطوس . چون سپاه خاقان چین نزدیک شد ، پیران از خوشحالی به فکر آن افتاد که بعد از پیروزی در این جنگ سپاه خود را به سه قسمت کرده یکی را به بلخ و دیگری را به کابلستان و سومی را به ایران فرستاده و بر و بوم ایران را از جا بکند.
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
ازدواج قورباغه و کانگورو
قورباغه به کانگورو گفت: من میتوانم بپرم و تو هم.
پس اگر باهم ازدواج کنيم
بچه مان می تواند از روی کوهها بپرد، يک فرسنگ بپرد،
و ما می توانيم اسمش را «قورگورو» بگذاريم.
کانگورو گفت: "عزيزم" چه فکر جالبی. من با خوشحالی با تو ازدواج می کنم. اما درباره ی قورگورو، بهتر است اسمش را بگذاريم «کانباغه».
هر دو بر سر «قورگورو» و «کانباغه» بحث کردند و بحث کردند.
آخرش قورباغه گفت: برای من نه «قورگورو» مهم است و نه «کانباغه». اصلا من دلم نمیخواهد با تو ازدواج کنم.
کانگورو گفت: بهتر
قورباغه ديگر چيزی نگفت.
کانگورو هم جست زد و رفت
آنها هيچوقت ازدواج نکردند، بچه ای هم نداشتند
که بتواند از کوهها بجهد و يا يک فرسنگ بپرد.
چه بد، چه حيف
که نتوانستند فقط سرِ يک اسم توافق کنند.
اين قصه ی زيبا از "شل سيلور استاين" مفهوم جالبی دارد.
"پتانسیل موجود برای دستاوردهای بزرگ، قربانیِ اختلاف نظرهای کوچک میشود"
هر آدمی درون خود کوزه ای دارد که با عقاید، باور ها و دانشی که از محیط اطرافش میگیرد پر میشود، این کوزه اگر روزی پر شد یاد گرفتن آدمی تمام میشود، نه که نتواند، دیگر نمیخواهد چیز بیشتری یاد بگیرد . پس تفکر را کنار میگذارد و با تعصب از کوزه ی باورهایش دفاع میکند و حتی برای آن میمیرد.
اما آدم غیر متعصب تا لحظه ی مرگ در حال پر کردن کوزه است و صدها بار محتوای آنرا تغییر داده.
اگر شما مدتی است که افکارتان تغییر نکرده بدانید که این مدت فکر نکرده اید،
آب هم اگر راکد بماند فاسد میشود!
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
ازدواج قورباغه و کانگورو
قورباغه به کانگورو گفت: من میتوانم بپرم و تو هم.
پس اگر باهم ازدواج کنيم
بچه مان می تواند از روی کوهها بپرد، يک فرسنگ بپرد،
و ما می توانيم اسمش را «قورگورو» بگذاريم.
کانگورو گفت: "عزيزم" چه فکر جالبی. من با خوشحالی با تو ازدواج می کنم. اما درباره ی قورگورو، بهتر است اسمش را بگذاريم «کانباغه».
هر دو بر سر «قورگورو» و «کانباغه» بحث کردند و بحث کردند.
آخرش قورباغه گفت: برای من نه «قورگورو» مهم است و نه «کانباغه». اصلا من دلم نمیخواهد با تو ازدواج کنم.
کانگورو گفت: بهتر
قورباغه ديگر چيزی نگفت.
کانگورو هم جست زد و رفت
آنها هيچوقت ازدواج نکردند، بچه ای هم نداشتند
که بتواند از کوهها بجهد و يا يک فرسنگ بپرد.
چه بد، چه حيف
که نتوانستند فقط سرِ يک اسم توافق کنند.
اين قصه ی زيبا از "شل سيلور استاين" مفهوم جالبی دارد.
"پتانسیل موجود برای دستاوردهای بزرگ، قربانیِ اختلاف نظرهای کوچک میشود"
هر آدمی درون خود کوزه ای دارد که با عقاید، باور ها و دانشی که از محیط اطرافش میگیرد پر میشود، این کوزه اگر روزی پر شد یاد گرفتن آدمی تمام میشود، نه که نتواند، دیگر نمیخواهد چیز بیشتری یاد بگیرد . پس تفکر را کنار میگذارد و با تعصب از کوزه ی باورهایش دفاع میکند و حتی برای آن میمیرد.
اما آدم غیر متعصب تا لحظه ی مرگ در حال پر کردن کوزه است و صدها بار محتوای آنرا تغییر داده.
اگر شما مدتی است که افکارتان تغییر نکرده بدانید که این مدت فکر نکرده اید،
آب هم اگر راکد بماند فاسد میشود!
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
اگر ندانیم که می میریم طعم زنده بودن را نمی توانیم بچشیم و بدون دریافت شگفتی شگرف زندگی، تصور مرگ نیز ناممکن است.
روزی که پزشک به مادربزرگش خبر داد که بیماری اش لاعلاج است چیزی بدین مضمون بر زبان آورد:
« تا این لحظه نفهمیده بودم، زندگی چه زیباست»
تاثر آور نیست که آدم باید بیمار شود تا بفهمد زنده بودن چه نعمتی است؟
#دنیای_سوفی
#یوستین_گوردر
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
اگر ندانیم که می میریم طعم زنده بودن را نمی توانیم بچشیم و بدون دریافت شگفتی شگرف زندگی، تصور مرگ نیز ناممکن است.
روزی که پزشک به مادربزرگش خبر داد که بیماری اش لاعلاج است چیزی بدین مضمون بر زبان آورد:
« تا این لحظه نفهمیده بودم، زندگی چه زیباست»
تاثر آور نیست که آدم باید بیمار شود تا بفهمد زنده بودن چه نعمتی است؟
#دنیای_سوفی
#یوستین_گوردر
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️