پرواز فکر و اندیشه
1.18K subscribers
4.2K photos
2.1K videos
84 files
984 links
‏جاویدشاه فقط یه شعار نیست…

عهد ما با ایران و هزاران سال پادشاهی‌ست…
Download Telegram
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


نه من و نه هیچ انسان دگر ، توانایی دیگرگون کردن وقایع جهان را ندارد . و برای کسی مقدور نیست تا اراده نماید که در فلان بلد و فلان خانواده و فلان سال و زمانه تولد یابد ، لیکن هرکسی را عمری است که بضاعت اوست .

#صخره_ماه
#بانو_هلن_افشار

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


✅ بخشی از سخنرانی زنده‌یاد آیت الله #طالقانی در کاخ سعدآباد ( ٢۶ مرداد ١٣۵٨ ) :

آب و نان مهم است ولی این نیست که فقط همان مهم باشد، انسان می‌خواهد آزاد نفس بکشد، آزاد زندگی کند، بر مقدّرات خویش موثر باشد...

امتحان کنید یک تکه گوشت در اتاقی قرار دهید، یک حیوانی، گربه‌ای وقتی آمد که گوشت را بردارد در را ببندید، گرسنه هم باشد از غذا صرف نظر می‌کند و چنگ به در و دیوار می‌زند، انسان که از حیوان پست‌تر نیست؛ مدام بخواهیم با وعدۀ آب، با وعدۀ نان او را گول بزنیم

تمام انقلاب‌ها و جنگ‌های بشر برای آزادی‌ست نه این که شکمش بهتر و بیشتر پُر شود.
خواهران و برادران
قرآن می‌گوید: گول نخورید‌. آن کسی که وعدۀ آب و نان می‌دهد دل‌سوز شما نیست اما آن کسی که آزادی بشر را می‌خواهد، اوست که طرفدار حیات و زندگی حقیقی بشر است...


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✅این سخنان شهید بهشتی را ببینیم تا بدانیم مردم به چه چیزی رأی دادند و چه نسبتی میان #بهشتی و آنچه می‌خواستند بجای #بوی_بهشتی جا بزنند وجود دارد

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


روایت #دکتر_سیمین_دانشور از دیدار با امام موسی صدر

🔸بخشی از سخنان سیمین دانشور در باره دیدار وی و همسرش جلال آل احمد با امام موسی صدر به‌شرح ذیل است:

🔹«موسی صدر خیلی خوش‌تیپ بود. حالا لیبی (قذافی) یا گمش کرده یا کشتدش، نمی‌دونم. غروب بود. موسی صدر اومد، در زد.

🔹اون یکی از زیباترین مردهای دنیا بود. چشم‌های خاکستری، درشت، زیبا. لباس آخوندیش هم شیک، از این سینه کفتری‌ها. من در رو باز کردم.
گفتم: ببینم، شما امامی؟ پیغمبری؟ تو حق نداری این‌قدر خوشگل باشی!
خندید، گفت: جلال هست؟
گفتم: آره، بیا تو.
 اومد تو. نیمام که همیشه این‌جا بود……. دیگه من نرسیدم چایی به نیما بدم.

🔹نیما تو خاطراتش نوشته که:
سیمین محو جلال امام موسی صدر شد و چایی ما رو خودش نداد و منم چایی نخوردم!

🔹موسی صدر سه چهار روز این‌جا موند. نیما خیلی حسودیش شد. نیما خیلی وسواسی بود. باید چایی‌رو خودم می‌ریختم. تفاله نداشته باشه. سرش هم این‌قد خالی باشه. خودمم می‌دادم بهش.

🔹من محو جمال صدر شدم. خیلی زیبا بود. بعد سه چهار روز موند و بعد ما رفتیم قم. او رئیس نهضت امل در لبنان بود."سووشون"‌رو او به عربی ترجمه کرد. آورده بود برامون. بعد ما رو به قم دعوت کرد که دیگه بیرونی و اندرونی بود، ولی می‌دیدمش. شام و ناهار اینا می‌دیدیمش.»

🔸 مجله‌ گوهران (ویژه‌ نیما یوشیج)، ۱۳ دی ۱۳۸۵

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
Audio
کانال تلگرامی کتابخانه گویا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
Audio
کانال تلگرامی کتابخانه گویا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پروازفکرواندیشه
@flith

♨️ آیا خدا اشتباه کرد؟

یک روز تلویزیون بخشی از پیشرفت های شگرف چین در سی چهل سال اخیر را نشان میداد؛ دود از مغزم بلند شد. یادم آمد روزهایی را که سجاده زیر بغل به نماز جمعه میرفتیم تا از خدا بخواهیم که کافران را نابود، کشورمان را آباد، زندگیمان را پربرکت، تنمان را سالم، دلمان را شاد و عمرمان را دراز گرداند؛ اما نمیدانم چه شد که سر از اینجا در آوردیم.
آیا خدا اشتباه کردو همه چیزهایی را که همه ما ملت ایران در مدت نزدیک به 40 سال با اشک و آه و توسل به مقام کبریایی خودش، عزت و آبروی 14 معصوم، پهلوی شکسته زهرا، فرق شکسته علی، سر بریده حسین، دست قطع شده عباس، علی اکبر جوان، علی اصغر خردسال و با گرو گذاشتن خون شهدا، امام شهدا، ناله و ضجه مادران، پدران و همسر شهدا، اشک یتیمان شهدا، حرمت میلیونها جلسه قرائت قرآن، مفاتیح‌الجنان، جلسات دعای ندبه، کمیل، سمات، ابوحمزه و غیره ما از خدا میخواستیم، همه را به چینی های کمونیست خدانشناس داده و در عوض همه ی درد و رنج روحی و جسمی، فقر، خرابی مملکت، بیکاری و فحشا، خرابی اعصاب و روان، خزانه خالی، خیل عظیم معتادین، ده ها میلیون پرونده قضایی، تهمت، افترا،دروغ، دزدی ها و اختلاس های میلیاردی، چپاول بیت المال توسط کسانی که خود را مرد خدا میخوانند،کسب برترین مقامها در منفی ترین موضوعات وپایین ترین مقام ها در موضوعات مثبت، خشکسالی های ممتد و غیره
همه را یکجا به ما داده.
اشکال کار کجا بود؟!
یادم میآید در خیابان منتهی به نماز جمعه، چادر و روسری و جانماز چینی به وفور دیده میشد و بعدها، قرآن چینی و مهرچینی نیز اضافه گردید.
شاید خدا به خاطر مهربانی چینی ها، تمام موهبت ها را به آنها داده، چرا که بازار مملکت را پر کرده‌اند از تمام وسایل زندگی، از سفیدی قند تا سیاهی زغال؛ تا ما، وقت گرانبهایمان را با خیال راحت برای کسب مجوز بهشت به دعا و عبادت بگذرانیم.
یا شاید رهبران چین، مدیران فرصت طلب و زیرکی بودند! یا شاید چراغ عقل ما و رهبرانمان خاموش شده بود و در بی خبری و توهم به سر میبردیم! شاید هم هردو!
آیا سجاده به دست شدیم، چراغ عقلمان خاموش شد؟! یا اول چراغ عقلمان خاموش شد که سجاده به دست شدیم؟!
آیا امید نجاتی باقیمانده است؟!
آیا رهبران ما از عالم توهم بیرون و به دنیای واقعیت ها پاخواهند گذاشت؟!
مگر اسلام ناب فقط مال ما نبود؟!
مگر دیگران کافر، نجس، گمراه، منحرف و در ضلالت نبودند ؟!
مگر ما تنها هدایت یافتگان راه حق نبودیم؟!
چرا کارمان به اینجا کشید؟!
مگر کافران هرروزه با بی حجابی،مشروبات الکلی، دنسینگ، شادی و خنده، اعصاب خدا را بهم نمیریزند؟؟؟؟

برگرفته ازکانال سپهرآزادی

کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


✅ تصمیمات جدید دولت برای کوله‌بران/ ۲.۸ میلیون تومان تخفیف سود بازرگانی برای هر خانوار در ماه

کوله برانی که دارای سه سال سابقه اقامت در روستاهای حد فاصل 20 کیلو متری از نقطه صفر مرزی در استانهای آذربایجان غربی، کرمانشاه و کردستان و همچنین حد فاصل 50 کیلیو متری در استان سیستان و بلوچستان قرار دارند می‌توانند برای واردات فهرست اقلام موضوع ماده 9 این آیین نامه از تخفیف سود بازرگانی ماهانه 7 میلیون ریال برای هر خانوار مرزنشین و حداکثر تا مبلغ 2 میلیون و 800 هزار تومان برخوردار شوند. سقف کلی میزان تخفیف این ماده حداکثر 4.2 هزار میلیارد تومان به ازای هر سال می‌باشد که متناسب با تعداد مرزنشینان شناسایی شده و مورد تایید وزارت کشور تخصیص می‌یابد.


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


به طور تناقض آلودی، خودداری از پاسخ دادن به توهین، یکی از موثرترین پاسخ های ممکن است. یک دلیلش چنان که سنکا یاد آور می شود این است که خاموشی ما ممکن است برای فردی که توهین کرده است، گیج کننده باشد؛ به این معنی که نمی داند آیا توهینش را فهمیده ایم یا خیر؛ به علاوه، با این کار اجازه نمی دهیم از توهینش لذت ببرد و در نتیجه به احتمال زیاد پریشان می شود.

پاسخ ندادن نشان می دهد که بود و نبود او در نظرمان یکسان است و از آنجا که هیچ کس دوست ندارد نادیده گرفته شود، عدم تمایلِ ما به پاسخ دهی، احساس تحقیر شدگی را در او بر می انگیزد...

#ویلیام_بی_اروین
فلسفه ای برای زندگی

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
اگر ما به آزادی بیان کسانی که از آنها خوشمان نمی آید اعتقاد نداشته باشیم ؛ پس اصلا به آزادی بیان اعتقاد نداریم...

#نوام_چامسکی

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کودک آزاری را به ۳۰۰۰۳۶۳۶ پیامک کنید

مدیرکل دبیرخانه مرجع ملی کنوانسیون حقوق کودک:

راه‌اندازی سامانه پیامکی این مرجع با شماره ۳۰۰۰۳۶۳۶

مردم هر جا کودک آزاری مشاهده کردند به این شماره پیامک کنند/عصر ایران


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کلیپی بسیار زیبا ودلنشین با اجرای #بانو_مرضیه


ای گل جلوه ی این بستان بودی
وصلت بر تن عاشق جان بودی
در آن پرتو لبخند شیرین
ای مه درد مرا درمان بودی

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
MADE IN IRAN😔

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پروازفکرواندیشه
@flith

♨️ آیا خدا اشتباه کرد؟

یک روز تلویزیون بخشی از پیشرفت های شگرف چین در سی چهل سال اخیر را نشان میداد؛ دود از مغزم بلند شد. یادم آمد روزهایی را که سجاده زیر بغل به نماز جمعه میرفتیم تا از خدا بخواهیم که کافران را نابود، کشورمان را آباد، زندگیمان را پربرکت، تنمان را سالم، دلمان را شاد و عمرمان را دراز گرداند؛ اما نمیدانم چه شد که سر از اینجا در آوردیم.
آیا خدا اشتباه کردو همه چیزهایی را که همه ما ملت ایران در مدت نزدیک به 40 سال با اشک و آه و توسل به مقام کبریایی خودش، عزت و آبروی 14 معصوم، پهلوی شکسته زهرا، فرق شکسته علی، سر بریده حسین، دست قطع شده عباس، علی اکبر جوان، علی اصغر خردسال و با گرو گذاشتن خون شهدا، امام شهدا، ناله و ضجه مادران، پدران و همسر شهدا، اشک یتیمان شهدا، حرمت میلیونها جلسه قرائت قرآن، مفاتیح‌الجنان، جلسات دعای ندبه، کمیل، سمات، ابوحمزه و غیره ما از خدا میخواستیم، همه را به چینی های کمونیست خدانشناس داده و در عوض همه ی درد و رنج روحی و جسمی، فقر، خرابی مملکت، بیکاری و فحشا، خرابی اعصاب و روان، خزانه خالی، خیل عظیم معتادین، ده ها میلیون پرونده قضایی، تهمت، افترا،دروغ، دزدی ها و اختلاس های میلیاردی، چپاول بیت المال توسط کسانی که خود را مرد خدا میخوانند،کسب برترین مقامها در منفی ترین موضوعات وپایین ترین مقام ها در موضوعات مثبت، خشکسالی های ممتد و غیره
همه را یکجا به ما داده.
اشکال کار کجا بود؟!
یادم میآید در خیابان منتهی به نماز جمعه، چادر و روسری و جانماز چینی به وفور دیده میشد و بعدها، قرآن چینی و مهرچینی نیز اضافه گردید.
شاید خدا به خاطر مهربانی چینی ها، تمام موهبت ها را به آنها داده، چرا که بازار مملکت را پر کرده‌اند از تمام وسایل زندگی، از سفیدی قند تا سیاهی زغال؛ تا ما، وقت گرانبهایمان را با خیال راحت برای کسب مجوز بهشت به دعا و عبادت بگذرانیم.
یا شاید رهبران چین، مدیران فرصت طلب و زیرکی بودند! یا شاید چراغ عقل ما و رهبرانمان خاموش شده بود و در بی خبری و توهم به سر میبردیم! شاید هم هردو!
آیا سجاده به دست شدیم، چراغ عقلمان خاموش شد؟! یا اول چراغ عقلمان خاموش شد که سجاده به دست شدیم؟!
آیا امید نجاتی باقیمانده است؟!
آیا رهبران ما از عالم توهم بیرون و به دنیای واقعیت ها پاخواهند گذاشت؟!
مگر اسلام ناب فقط مال ما نبود؟!
مگر دیگران کافر، نجس، گمراه، منحرف و در ضلالت نبودند ؟!
مگر ما تنها هدایت یافتگان راه حق نبودیم؟!
چرا کارمان به اینجا کشید؟!
مگر کافران هرروزه با بی حجابی،مشروبات الکلی، دنسینگ، شادی و خنده، اعصاب خدا را بهم نمیریزند؟؟؟؟

برگرفته ازکانال سپهرآزادی

کانال پروازفکرواندیشه
@flith
دست خط میرزا محمد تقی خان امیرکبیر در شب قدر

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


تا نقش خیال دوست با ماست
ما را همه عمر خود تماشاست

چون در سر زلف یار پیچیم
اندر #شب_قدر قدر ما راست

#مولانای_جان ⚫️

شبتان پر از توفیق الهی


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پروازفکرواندیشه
@flith

♨️ آیا خدا اشتباه کرد؟

یک روز تلویزیون بخشی از پیشرفت های شگرف چین در سی چهل سال اخیر را نشان میداد؛ دود از مغزم بلند شد. یادم آمد روزهایی را که سجاده زیر بغل به نماز جمعه میرفتیم تا از خدا بخواهیم که کافران را نابود، کشورمان را آباد، زندگیمان را پربرکت، تنمان را سالم، دلمان را شاد و عمرمان را دراز گرداند؛ اما نمیدانم چه شد که سر از اینجا در آوردیم.
آیا خدا اشتباه کردو همه چیزهایی را که همه ما ملت ایران در مدت نزدیک به 40 سال با اشک و آه و توسل به مقام کبریایی خودش، عزت و آبروی 14 معصوم، پهلوی شکسته زهرا، فرق شکسته علی، سر بریده حسین، دست قطع شده عباس، علی اکبر جوان، علی اصغر خردسال و با گرو گذاشتن خون شهدا، امام شهدا، ناله و ضجه مادران، پدران و همسر شهدا، اشک یتیمان شهدا، حرمت میلیونها جلسه قرائت قرآن، مفاتیح‌الجنان، جلسات دعای ندبه، کمیل، سمات، ابوحمزه و غیره ما از خدا میخواستیم، همه را به چینی های کمونیست خدانشناس داده و در عوض همه ی درد و رنج روحی و جسمی، فقر، خرابی مملکت، بیکاری و فحشا، خرابی اعصاب و روان، خزانه خالی، خیل عظیم معتادین، ده ها میلیون پرونده قضایی، تهمت، افترا،دروغ، دزدی ها و اختلاس های میلیاردی، چپاول بیت المال توسط کسانی که خود را مرد خدا میخوانند،کسب برترین مقامها در منفی ترین موضوعات وپایین ترین مقام ها در موضوعات مثبت، خشکسالی های ممتد و غیره
همه را یکجا به ما داده.
اشکال کار کجا بود؟!
یادم میآید در خیابان منتهی به نماز جمعه، چادر و روسری و جانماز چینی به وفور دیده میشد و بعدها، قرآن چینی و مهرچینی نیز اضافه گردید.
شاید خدا به خاطر مهربانی چینی ها، تمام موهبت ها را به آنها داده، چرا که بازار مملکت را پر کرده‌اند از تمام وسایل زندگی، از سفیدی قند تا سیاهی زغال؛ تا ما، وقت گرانبهایمان را با خیال راحت برای کسب مجوز بهشت به دعا و عبادت بگذرانیم.
یا شاید رهبران چین، مدیران فرصت طلب و زیرکی بودند! یا شاید چراغ عقل ما و رهبرانمان خاموش شده بود و در بی خبری و توهم به سر میبردیم! شاید هم هردو!
آیا سجاده به دست شدیم، چراغ عقلمان خاموش شد؟! یا اول چراغ عقلمان خاموش شد که سجاده به دست شدیم؟!
آیا امید نجاتی باقیمانده است؟!
آیا رهبران ما از عالم توهم بیرون و به دنیای واقعیت ها پاخواهند گذاشت؟!
مگر اسلام ناب فقط مال ما نبود؟!
مگر دیگران کافر، نجس، گمراه، منحرف و در ضلالت نبودند ؟!
مگر ما تنها هدایت یافتگان راه حق نبودیم؟!
چرا کارمان به اینجا کشید؟!
مگر کافران هرروزه با بی حجابی،مشروبات الکلی، دنسینگ، شادی و خنده، اعصاب خدا را بهم نمیریزند؟؟؟؟

برگرفته ازکانال سپهرآزادی

کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


#شاهنامه
داستان نود و شش
#طوس_و_گیو_جنگ_دوم_تورانیان

کشتار زیادی از سپاه ایران شد . و در آن میدان مرد خردمندی بازور جادوگر را به رهام نشان داد.
رهام به سوی او به طرف کوه تاخت و با شمشیر دستهایش را از بدنش جدا کرد. ناگهان ابرها پراکنده شدند و خورشید درخشان آشکار شد. آنگاه گودرز گفت که دیگر جای پیل و کمند و کمان نیست . باید با تیغ و شمشیر جنگید . طوس پاسخ داد تو درفش را نگهدار و

اگر من شوم کشته زین رزمگاه
تو برکش سوی شاه ایران سپاه

دلیران ایران جان بر کف جنگیدند ولی سپاه هراسناک شده و پشت به دشمن کرده و گریختند. طوس گیو را فرستاد تا لشکر را جمع کرده و آنگاه که هوا تاریک شد ، کمی آرمیدند و کشته ها را به خاک سپردند . در آن شب پیران لشکر را فراخواند و گفت : فردا هرکسی را از دشمن که زنده مانده بی جان خواهیم کرد. سپاه شادمانی کردند و شب را به آسودگی گذراندند. ولی طوس لشکر را با بنه و خیمه به سوی کوی هماون کشید و سواری نزد شاه فرستاد او را آگاهی داده تا

مگر رستم زال را با سپاه
سوی ما فرستد بدین رزمگاه


منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
      به کوشش : سهراب چمن آرا


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️

حتی #بوفون قهرمان هم خداحافظی کرد...

صحنه ی خداحافظی ساده ی بوفون را که میدیدم با خودم فکر کردم که چرا در مملکت ما آدمها به این سادگی اهل ول کردن کارشان نیستند؟
مثلا مدیران کشور تا عزراییل خرخره ی مبارکشان را نگیرد ول نمیکنند.
فوتبالیستها تا نوه شان را هم توی بازی نبرند و به آلاف و الوف نرسانند ول نمیکنند.

کارمندان تا دور دوم بازنشستگی را هم تمام نکنند ول نمیکنند.
معلمها تا موهایشان مثل گچ سفید نشود ول نمیکنند.
استاد دانشگاه تا پدر جد بچه ها را درنیاورد و تاریخ مصرف کاغذ جزوه هایش تمام نشود ول نمیکند.

و هزار مثال دیگر از این دست در دور و بر ما؛ تو خود بخوان حدیث مفصل ازین مجمل ...

در مملکت ما میلیونها نفر وجود دارد که دوران حکمرانیشان با طول نبوت نوح علی نبینا و آله و علیه السلام پهلو میزند.

بعد شما خارجی ها را میبینید که مثلا طرف رییس جمهور بوده، ولی بعد از اتمام دوره اش بدون هیچ محافظ و اسکورت و هزار سهام شرکتی و عضویت در هیات مدیره ی شونصد شرکت دولتی و خصولتی و تکثیر ژنهای خوبش با شلوارک لب خیابان ایستاده است و بستنی اش را لیس میزند.
یا یکی مثل رونالدینیو با آن اعجازهای فوتبالی اش از یک سن به بعد خاصی میرود سماقش را میک میزند؛ و ...

بعد دیدم جدای از عواملی مانند بی ثباتی اقتصادی و نظام مدیریتی غیرچرخشی و امثالهم، ما اصلا از بچگی تربیت میشویم برای ول نکردن کاری که یک زمان از ما خواسته اند. چطور؟
پدر مادرهایمان. آنها ما را برای وابستگی و چسبیدن تربیت میکنند، نه استقلال.

خودشان هم اینگونه تربیت شده اند. مثلا پدر و مادرها هیچوقت دست از سر بچه ها برنمیدارند و تا آخر عمرشان احساس تسلط و دخالت در امور آنها را دارند و این روحیه را نسل به نسل منتقل میکنند.

خب یواش یواش در همه چیز روحیه ی چسبندگی به وجود می آید. روحیه ی ول نکردن.
یا مثلا ما با این تز بزرگ میشویم که برای روز مبادا هر چیزی را حفظ کنیم تا روزی در بیابان به کار آید.

ما میترسیم از ول کردن؛ احساس میکنیم #هویتمان به #موقعیتمان بسته است، و اگر آن موقعیت نباشد #هیچ_هیچیم. ما از هیچ بودن و نادیده گرفته شدن میترسیم. گاهی حتی نیاز مالی هم نداریم، اما از ول کردن میترسیم.

چون هویتمان را به داشته ها و موقعیتمان گره زده ایم؛ نه شکوفایی های درونی مان. هموز هم مساله این است: داشتن یا بودن.

حالا خدا نکند که این تهی مایگی درونمان به توهم احساس تکلیف هم گره بخورد. دیگر واویلا لیلی. دوستت دارم میزم، خیلللللی.

تاریخ ما تاریخ وابستگی است. تاریخ چسبندگی. هر کس به تناسب شخصیتش و قدرتش به یک چیزی میچسبد.

ای کاش یکی در آن بلندای تاریخ بایستد و مثل نقی معمولی داد بزند: ولکه آقا؛ ولکه.

پاورقی: فروید میگوید کودک تا کاملا مستقل نشود به بلوغ نمیرسد.
منظورم از استقلال دادن به بچه ها این نیست که مثل لاکپشتها بچه ها را کاملا ول کنیم به امان خدا.
ولی لااقل اجازه ی استقلال به آنها بدهیم.
سعی کنیم بیشتر در زندگی آنها یک معلم و راهنمای دلسوز باشیم؛ نه یک پلیس و قاضی. معلمی که با اعمال و رفتارش درس میدهد نه با فرمانهایش.

#دکتر_محسن_زندی

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#یک_فنجان_تفکر ☕️

مغازه دار‌ محل، هر روز، صبح زود ماشین سمندش را در پیاده رو پارک میکند، مردم مجبورند از گوشه خیابان رد شوند.

سوپرمارکتی، نصف بیشتر اجناس مغازه اش را بیرون چیده، راه برای رفت و آمد سخت است.

کارمند اداره، وسط ساعت کاری یا صبحانه میل میکند، یا به ناهار و نماز میرود و یا همزمان با مراجعه ارباب رجوع کانالهای تلگرام و اینستاگرامش را چک میکند.

بساز بفروش، تا چشم صاحبان آپارتمان را دور میبیند، لوله ها و کابینت را از جنس چینی نامرغوب میزند در حالی که پولش را پیشتر گرفته است.

کارمند بانک، از وسط جمعیتی که همه در نوبت هستند به فلان آشنای خود اشاره میزند تا فیش را خارج از نوبت بیاورد تا کارش راه بیوفتد!

استاد دانشگاه، هر جلسه بیست دقیقه دیر میاد و قبل از اتمام ساعت، کلاس را تمام میکند جالبتر اینکه مقالات پژوهشی دانشجویان را بنام خودش چاپ میکند.

دانشجو پول میدهد، تحقیق و پایان نامه را کپی شده میخرد و تحویل دانشگاه میدهد تا صاحب مدرک شود.

پزشک، بیمار را در بیمارستان درمان نمیکند تا در مطب خصوصی به او مراجعه کند و یا به همکار دیگر خود پاس میدهد تا بیمار جیب خالی از درمانگاه خارج شود.

همه اینها شب وقتی به خانه می آیند، هنگامی که تلگرام را باز میکنند از فساد، رانت، بی عدالتی، تبعیض و گرانی سخن میگویند و در اینستاگرام پستهای روشنفکری را لایک میکنند.
همه هم در ستایش از نظم و قانونمداری در اروپا و آمریکا یک خاطره دارند اما وقتی نوبت خودشان میرسد، آن میکنند که میخواهند.

جامعه با من و تو، ما میشود، قبل از دیگران به خودمان برسیم.


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
🔷🔹سرنوشت تلخ هپکو
ما با صنعت خودمان چه کردیم؟

🔘یک طفل نابینای اراکی در اثر ‌تیزهوشی، از معلم قران خود جلو زد و رفت پی‌تحصیل و تا دو دکترا از دانشگاه تهران نگرفت، آرام نشد. اراکی‌ها در سال ۴۶ او را روانه مجلس شورای ملی کردند و او‌ هم تصمیم گرفت اراک را به یک شهر صنعتی تبدیل کند.

🔹با احداث ماشین سازی اراک، چهره‌ی منطقه عوض شد. پای برادران رضایی را وسط کشید و افتادند دنبال معادن گم‌شده مس تا چراغ بزرگترین معدن مس کرمان را روشن کردند. رضایی با مشارکت کاترپیلار آمریکا بزرگترین کارخانه ماشین‌آلات سنگین خاورمیانه را در اراک احداث کرد و‌ به این صورت «هپکو» متولد شد.

🔹رضایی کمبود متخصص را با اعزام اراکی‌ها به امریکا و آلمان جبران کرد و اراک به اوج شکوفایی توسعه صنعتی دست یافت.

🔹ناگهان صدای انقلاب طنین انداخت و رضایی‌ها برای همیشه ایران را ترک کردند.

🔹سال ها بعد سازمان گسترش چرخ از کار افتاده هپکوها را بکار انداخت و دو باره این صنعت جان گرفت. این بار سونومی اصل ۴۴ خصوصی سازی افتاد به جان هپکو و در زیر زنجیر زدوبندهای سیاسی بده بستان چند دلال چنان له شد که کارگران مجبور شدند با تظاهرات حقوق معوقه خود را بگیرند.

🔹دیگر خبری از ساخت لودر، بلدورز، گریدر و ...... دوران طلایی قبل از انقلاب نبود چون ضد انقلاب‌ها فرار ‌کرده و هپکو در چنگال انقلابی‌نماها دست دست چرخید تا مرد.

🔹امروز ما ماندیم و این جنازه‌ی روی زمین مانده در سال حمایت از تولید کالای داخلی.

🔹همیشه سکوت نشانه‌ی تایید حرف طرف مقابل نیست، گاهی نشانه‌ی قطع امید از سطح شعور اوست.

🔹راستی که چرا مسئولین پی به معنای سکوت مردم نبردند که امروز به زور حقوق معوق خود را دریافت کنند؟

📣بله؛ رسم روزگار صنعت چنین است

#نصرت_اله_محمودزاده

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️