@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#یک_فنجان_تفکر ☕️
📊 مصرف سیگار ٤ برابر کتاب
🚬 هر خانواده ایرانی بهطور متوسط ١٣٣ هزار و ٤٠٢ تومان برای دخانیات مصرف میکند. اگر این رقم را در ٢٥ میلیون خانوار ایرانی ضرب کنیم، متوجه میشویم که ایرانیها در یکسال بیشتر از ٣هزار و ٣٣٥ میلیارد تومان برای دخانیات هزینه میکنند. اگر این رقم را برای هر روز به دست بیاوریم، متوجه میشویم براساس گزارش بانک مرکزی، ایرانیها هر روز حدود ٩ میلیارد و ٢٦٤ میلیون تومان برای سیگار و دخانیات مصرف میکنند.
🚬 گردش مالی کتاب در ایران سالانه ٣ هزار میلیارد تومان است که ٢ هزار و ٢٠٠ میلیارد تومان از گردش مالی انجامشده متعلق به کتابهای کنکور و کتابهای درسی است و در واقع گردش مالی کتابهای غیردرسی سالانه تنها ٨٠٠ میلیارد تومان است. این در حالی است که ایرانیها سالانه حدود ٣ هزار و ٣٣٥ میلیارد تومان برای سیگار پول میپردازند. به این ترتیب، در آمار کلی بازار کتاب هم مردم کشور ما برای خرید کتاب کمتر از سیگارشان پول میدهند. اگر بخواهیم در یک نگاه منطقیتر آمار کتابهای کنکور و درسی را از این بازار حذف کنیم، متوجه میشویم در ایران ٤/١برابر کتاب برای خرید سیگار پول پرداخته میشود.
🚬 همچنین سرانۀ کتاب برای هر کودک و نوجوان ایرانی تنها ٣هزار تومان در سال است که اگر این رقم را با جمعیت ٢٠میلیون نفری کودک و نوجوان درنظر بگیریم، متوجه میشویم خانوادههای ایرانی تنها ٦٠میلیارد تومان برای خرید کتاب برای بچههایشان هزینه میکنند؛ این درحالی است که آنها ٥٥/٥ برابر برای خرید سیگار و دخانیاتشان هزینه میکنند.
📌بخشهایی از گزارش خانم مریم شکرانی در روزنامه «شهروند» ۶ خرداد ٩٧
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#یک_فنجان_تفکر ☕️
📊 مصرف سیگار ٤ برابر کتاب
🚬 هر خانواده ایرانی بهطور متوسط ١٣٣ هزار و ٤٠٢ تومان برای دخانیات مصرف میکند. اگر این رقم را در ٢٥ میلیون خانوار ایرانی ضرب کنیم، متوجه میشویم که ایرانیها در یکسال بیشتر از ٣هزار و ٣٣٥ میلیارد تومان برای دخانیات هزینه میکنند. اگر این رقم را برای هر روز به دست بیاوریم، متوجه میشویم براساس گزارش بانک مرکزی، ایرانیها هر روز حدود ٩ میلیارد و ٢٦٤ میلیون تومان برای سیگار و دخانیات مصرف میکنند.
🚬 گردش مالی کتاب در ایران سالانه ٣ هزار میلیارد تومان است که ٢ هزار و ٢٠٠ میلیارد تومان از گردش مالی انجامشده متعلق به کتابهای کنکور و کتابهای درسی است و در واقع گردش مالی کتابهای غیردرسی سالانه تنها ٨٠٠ میلیارد تومان است. این در حالی است که ایرانیها سالانه حدود ٣ هزار و ٣٣٥ میلیارد تومان برای سیگار پول میپردازند. به این ترتیب، در آمار کلی بازار کتاب هم مردم کشور ما برای خرید کتاب کمتر از سیگارشان پول میدهند. اگر بخواهیم در یک نگاه منطقیتر آمار کتابهای کنکور و درسی را از این بازار حذف کنیم، متوجه میشویم در ایران ٤/١برابر کتاب برای خرید سیگار پول پرداخته میشود.
🚬 همچنین سرانۀ کتاب برای هر کودک و نوجوان ایرانی تنها ٣هزار تومان در سال است که اگر این رقم را با جمعیت ٢٠میلیون نفری کودک و نوجوان درنظر بگیریم، متوجه میشویم خانوادههای ایرانی تنها ٦٠میلیارد تومان برای خرید کتاب برای بچههایشان هزینه میکنند؛ این درحالی است که آنها ٥٥/٥ برابر برای خرید سیگار و دخانیاتشان هزینه میکنند.
📌بخشهایی از گزارش خانم مریم شکرانی در روزنامه «شهروند» ۶ خرداد ٩٧
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
مغز ما مثل شکممان گرسنه می شود!
توجه و رسیدگی سریع به نشانه هایی که مربوط به بقای ما می شود، جالب است.
در همین حال بسیاری از ما به نشانه های روانشناختی خود هیچ توجهی نداریم و آنها را نادیده می گیریم.
وقتی احساس گرسنگی می کنیم غذا می خوریم.
اما وقتی نشانه هایی مثل "خشم" و "وحشت" به سراغ ما می آیند سعی در نادیده گرفتن آنها داریم...!!!
این نشانه ها پیام آورند و تا وقتی پیامشان را نرسانند ول کن نخواهند بود.
پیام شان را بیابیم!
➖➖➖➖➖💠
از کتاب : به کودکان شادبودن را بیاموز
نام اصلی: Teach Them to Be Happy
به قلم: سولو
برگردان از: فهیمه حبشی زاده
صفحه: ۷۴
انتشارات: سایه سخن
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
مغز ما مثل شکممان گرسنه می شود!
توجه و رسیدگی سریع به نشانه هایی که مربوط به بقای ما می شود، جالب است.
در همین حال بسیاری از ما به نشانه های روانشناختی خود هیچ توجهی نداریم و آنها را نادیده می گیریم.
وقتی احساس گرسنگی می کنیم غذا می خوریم.
اما وقتی نشانه هایی مثل "خشم" و "وحشت" به سراغ ما می آیند سعی در نادیده گرفتن آنها داریم...!!!
این نشانه ها پیام آورند و تا وقتی پیامشان را نرسانند ول کن نخواهند بود.
پیام شان را بیابیم!
➖➖➖➖➖💠
از کتاب : به کودکان شادبودن را بیاموز
نام اصلی: Teach Them to Be Happy
به قلم: سولو
برگردان از: فهیمه حبشی زاده
صفحه: ۷۴
انتشارات: سایه سخن
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
جلو نیا! جیغ میزنم
نویسنده : مریم اسلامی
قیمت : 60000ريال
قطع : خشتی
آموزش مراقبت از خود ، مهارت نه گفتن ، خردسال و کودک ،شعر
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
نویسنده : مریم اسلامی
قیمت : 60000ريال
قطع : خشتی
آموزش مراقبت از خود ، مهارت نه گفتن ، خردسال و کودک ،شعر
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
به مامان و بابام می گم
نویسنده : مریم اسلامی
قیمت : 60000ريال
قطع : خشتی
آموزش مراقبت از خود ، مهارت نه گفتن ، خردسال و کودک ،شعر
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
نویسنده : مریم اسلامی
قیمت : 60000ريال
قطع : خشتی
آموزش مراقبت از خود ، مهارت نه گفتن ، خردسال و کودک ،شعر
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
دست نزنی به تنم
نویسنده : مریم اسلامی
قیمت : 60000ريال
قطع : خشتی
آموزش مراقبت از خود ، مهارت نه گفتن ، خردسال و کودک ،شعر
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
نویسنده : مریم اسلامی
قیمت : 60000ريال
قطع : خشتی
آموزش مراقبت از خود ، مهارت نه گفتن ، خردسال و کودک ،شعر
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
دوست ندارم بوسم کنی
نویسنده : مریم اسلامی
قیمت : 60000ريال
قطع : خشتی
آموزش مراقبت از خود ، مهارت نه گفتن ، خردسال و کودک ،شعر
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
نویسنده : مریم اسلامی
قیمت : 60000ريال
قطع : خشتی
آموزش مراقبت از خود ، مهارت نه گفتن ، خردسال و کودک ،شعر
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
حکایت بختیار و دختر قزوینی
آن شنیدستم که اندر این دیار
پهلوانی بود نامش بختیار
همچو اسمش زندگی در کام بود
خوشگل و خوش تیپ و خوش اندام بود
تا كه روزي از سر تفریح و گشت
از قضا از شهر قزوین می گذشت
ناگهان در خلوت یک کوچه ای
دلبری را دید چون آلوچه ای!
چشم چون آهو و گیسویش کمند
از میان باریک و از بالا بلند!
پس چو چشم بختیار بر او فتاد
عقل و هوشش جملگی از دست داد
در پی اش رفت و بگفتا ای پری
از نسیم نو بهاری خوشتری!
آن دو چشمت همچو مروارید ناب
چون نگین در حلقه آغوش آب
کاش می شد تا از آن من شوی
من غریبم ، همزبان من شوی
کاش می شد با تو من خلوت کنم
بوسه ها از آن لب لعلت کنم
گفت آن مه رو به او ای گل پسر
با صفا ، ای کفتر کاکل به سر
بر دلم به به چه محبوب آمدی
من به قربان قدت خوب آمدی
عشق لیکن در خیابان جور نیست
خانه ام می آیی؟ خیلی دور نیست!
با من آ تا رخ نهم بر روی تو
تازه سازم جان ز عطر و بوی تو
در اتاق خواب بال و پر زنیم
دست در آغوش یکدیگر زنیم!
الغرض آن پهلوان کامکار
با خودش گفتا چه آسان گشت کار!
رفت و اندر خانه شد با آن نگار
گشت آماده برای کارزار !
لیک تا وارد شد و یک جا نشست
دخترک بیرون شد و در را ببست!
بعد از آن فریاد زد " بابا بدو "
بهر روز مرد آوردم کادو !!
اس بده چنگیز را هم کن خبر
تا بگیرد کام زین زيبا پسر!
الغرض آن بختیار شوربخت
از صفا کردن پشیمان گشت سخت!
هر چه کردش التماس و جیغ و داد
كس به فريادش مگر وقعي نهاد؟
اين حكايت را که گفتم ای عزیز
قصه پر غصه ما هست نیز
این نظام آن دختر و ما بختیار
او سوار ما و ما در زیر كار
كام بر نگرفته از پنجاه و هفت
آن چه خود هم داشتيم از دست رفت
م-گودرزي
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
حکایت بختیار و دختر قزوینی
آن شنیدستم که اندر این دیار
پهلوانی بود نامش بختیار
همچو اسمش زندگی در کام بود
خوشگل و خوش تیپ و خوش اندام بود
تا كه روزي از سر تفریح و گشت
از قضا از شهر قزوین می گذشت
ناگهان در خلوت یک کوچه ای
دلبری را دید چون آلوچه ای!
چشم چون آهو و گیسویش کمند
از میان باریک و از بالا بلند!
پس چو چشم بختیار بر او فتاد
عقل و هوشش جملگی از دست داد
در پی اش رفت و بگفتا ای پری
از نسیم نو بهاری خوشتری!
آن دو چشمت همچو مروارید ناب
چون نگین در حلقه آغوش آب
کاش می شد تا از آن من شوی
من غریبم ، همزبان من شوی
کاش می شد با تو من خلوت کنم
بوسه ها از آن لب لعلت کنم
گفت آن مه رو به او ای گل پسر
با صفا ، ای کفتر کاکل به سر
بر دلم به به چه محبوب آمدی
من به قربان قدت خوب آمدی
عشق لیکن در خیابان جور نیست
خانه ام می آیی؟ خیلی دور نیست!
با من آ تا رخ نهم بر روی تو
تازه سازم جان ز عطر و بوی تو
در اتاق خواب بال و پر زنیم
دست در آغوش یکدیگر زنیم!
الغرض آن پهلوان کامکار
با خودش گفتا چه آسان گشت کار!
رفت و اندر خانه شد با آن نگار
گشت آماده برای کارزار !
لیک تا وارد شد و یک جا نشست
دخترک بیرون شد و در را ببست!
بعد از آن فریاد زد " بابا بدو "
بهر روز مرد آوردم کادو !!
اس بده چنگیز را هم کن خبر
تا بگیرد کام زین زيبا پسر!
الغرض آن بختیار شوربخت
از صفا کردن پشیمان گشت سخت!
هر چه کردش التماس و جیغ و داد
كس به فريادش مگر وقعي نهاد؟
اين حكايت را که گفتم ای عزیز
قصه پر غصه ما هست نیز
این نظام آن دختر و ما بختیار
او سوار ما و ما در زیر كار
كام بر نگرفته از پنجاه و هفت
آن چه خود هم داشتيم از دست رفت
م-گودرزي
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
✅ به راي خود احترام ميگذارم
محمود دولت آبادی، نویسنده
برخي از هنرمندان اعلام كردهاند كه در ميهماني افطار رييسجمهور شركت نخواهند كرد. من عملكرد هيچ شخصيتي را تعيين نميكنم و معمولا هم در هيچ گروه و دستهاي نبوده و نيستم.
من به حسن روحاني راي دادهام و به همين راي كه دادم، احترام ميگذارم. بنابراين من دعوت ايشان را براي افطار پاسخ خواهم داد. ديگران هم هر كاري ميخواهند انجام دهند به خودشان مربوط است چرا كه معتقدم هر شخصيتي يك ديد مختص به خود دارد.
به نظر من حسن روحاني تا آنجا كه توانسته براي پيشبرد اهداف و برنامههايش كوشش كرده است. شايد در رسيدن به برخي از اين هدفها موفق نشده باشد كه البته موفق هم نبوده اما من ضمن آنكه با بستانكاريهاي خودم از اين سيستم باقي ميمانم در عين حال به راي خود نيز احترام ميگذارم و در اين مهماني حضور خواهم يافت و اميدوارم كه شرايط بهتر شود.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
✅ به راي خود احترام ميگذارم
محمود دولت آبادی، نویسنده
برخي از هنرمندان اعلام كردهاند كه در ميهماني افطار رييسجمهور شركت نخواهند كرد. من عملكرد هيچ شخصيتي را تعيين نميكنم و معمولا هم در هيچ گروه و دستهاي نبوده و نيستم.
من به حسن روحاني راي دادهام و به همين راي كه دادم، احترام ميگذارم. بنابراين من دعوت ايشان را براي افطار پاسخ خواهم داد. ديگران هم هر كاري ميخواهند انجام دهند به خودشان مربوط است چرا كه معتقدم هر شخصيتي يك ديد مختص به خود دارد.
به نظر من حسن روحاني تا آنجا كه توانسته براي پيشبرد اهداف و برنامههايش كوشش كرده است. شايد در رسيدن به برخي از اين هدفها موفق نشده باشد كه البته موفق هم نبوده اما من ضمن آنكه با بستانكاريهاي خودم از اين سيستم باقي ميمانم در عين حال به راي خود نيز احترام ميگذارم و در اين مهماني حضور خواهم يافت و اميدوارم كه شرايط بهتر شود.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
پرواز فکر و اندیشه
دوست ندارم بوسم کنی نویسنده : مریم اسلامی قیمت : 60000ريال قطع : خشتی آموزش مراقبت از خود ، مهارت نه گفتن ، خردسال و کودک ،شعر کانال پروازفکرواندیشه @flith
آدرس: خیابان انقلاب، خیابان ۱۲فروردین، کوچه الوندی، پلاک ۱۶، واحد۴
تلفن: ۶۶۴۸۰۳۶۳-۰۲۱ ۶۶۴۸۴۳۹۱-۰۲۱
جهت سفارش انواع کتاب با شماره های نشر غنچه تماس نمایید و یا به آیدی @Ghonche_manager پیام دهید.
تلفن: ۶۶۴۸۰۳۶۳-۰۲۱ ۶۶۴۸۴۳۹۱-۰۲۱
جهت سفارش انواع کتاب با شماره های نشر غنچه تماس نمایید و یا به آیدی @Ghonche_manager پیام دهید.
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
تحلیلی درخصوص ماجرای مدرسه ی غرب تهران
در کلیپ وئدیویی که معلم مدرسه جنجالی این هفته، توسط فردی ناشناس در سالن مدرسه مورد بازخواست قرار میگیره، از فحوای بازخواست که به بازجویی انقلابی شبیه تر است تا تحقیق از متهم. نکاتی قابل تامل دیده می شود
میدانیم که تحقیق راجع به مسایل و معضلات جنسی، عموما بدلیل شرمندگي و احساس گناه عرفی،بطور شفاف و واضح صورت نمیگیره، ودر هاله ای از قداست و ابهام وعصبيت، موجب سوء فهم و دوری از حقیقت ميشه.
مخصوصا فضای رسانه ای باوجود حساسیت شدید و اعراض افکار عمومی از شفافیت، بشدت یا لاپوشان و یا بزرگنماست.
همچنین کودکان اغلب توانایی تمیز واقع با خیال را ندارند، وبسادگی در معرض واقعیت پنداشتن خیال هستند،ضمن اینکه بسیار مستعد بیان القایی اند. وسعی میکنند در مقام سوال، پاسخهای مورد انتظار پرسشگر را ارائه دهند.
اما در کل، بنظر ميرسه، این متهم بیش ازانکه بزهکار و جانی و فردی سوسیوپات وتجاوزگر باشه، جوانی کنجکاو و بی ملاحظه باشد که دچار حرمان جنسی ناشی از خجالتی بودن یاهرمحدودیت و ممنوعیت محیطی دیگر هست، که مهارت برقراری ارتباط انسانی صحیح و بهنجار را یاد نگرفته و به سطح نازل وناهنجار ابراز احساسات جنسی در برابر افراد نابالغ فرو کاسته است.
بنابراین پیش ازانکه مستحق قضاوت انزجار آمیز عمومی وتعیین تکلیف قضایی و مجازات اعدام در افکار عمومی باشه، نیاز به درمان شخصیتی، وتقویت اعتمادبنفس جنسی،تحت نظر متخصصان رشته مربوطه و رسیدگی تخصصی در یک محکمه مستقل از سیاست و قدرت و به دور از جنجال و هیاهوی رسانه ای دارد.
با توجه به مفاد بازجویی مشهوده در ویدیو کلیپ، وقوع تجاوز توسط این فرد بعید بنطر ميرسه، اما وقوع رفتار خارج از عرف، در حد بیان و ابراز احساسات یا حداکثر مقدمات شروع به جرم، که وی آنرا شوخی تلقی میکند، اتفاق افتاده، ومحرز است،
در ضمن گویا بین دانش آموزان به مراحل پیشرفته تری،(احیانا سکس کامل) کشیده شده است،و همین امر اعتمادخانواده ها واحساس امنیت عمومی رو از معلم جریحه دار کرده. و به فوران خشم عمومی انجامیده که از انباشت خشم فرو خورده پیشین ( ماجرای سعید طوسی) نشٱت گرفته چرا که سالها در فضای بسته رسانه ای آن زمان، بمنظور جلوگیری از رسوایی و حفظ قداستهای سیاسی مکتوم ماند وبا ورود شبکه های اجتماعی مجازی، افشا شد، ولی مسکوت ماند ،
اما اینک در فضای نسبتا آزاد مجازی دوباره همان خشم سر باز کرده و بیم آن میرود که در روند رسیدگیها به موضوع اخیر، مورد بهره برداری و مداخلات سیاسی قرار گرفته، و اینبار بنا به سنت و رسم دیرین قدرتمداران، به گونه ای دیگر حقی ناحق گردد.
گنه کرد در بلخ آهنگری
به شوشتر زدند گردند مسگری
البته این یک نظر پخته و محققانه نیست، وحداکثر یک گمانه زنی و فرض هست.
م_ملکی
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
تحلیلی درخصوص ماجرای مدرسه ی غرب تهران
در کلیپ وئدیویی که معلم مدرسه جنجالی این هفته، توسط فردی ناشناس در سالن مدرسه مورد بازخواست قرار میگیره، از فحوای بازخواست که به بازجویی انقلابی شبیه تر است تا تحقیق از متهم. نکاتی قابل تامل دیده می شود
میدانیم که تحقیق راجع به مسایل و معضلات جنسی، عموما بدلیل شرمندگي و احساس گناه عرفی،بطور شفاف و واضح صورت نمیگیره، ودر هاله ای از قداست و ابهام وعصبيت، موجب سوء فهم و دوری از حقیقت ميشه.
مخصوصا فضای رسانه ای باوجود حساسیت شدید و اعراض افکار عمومی از شفافیت، بشدت یا لاپوشان و یا بزرگنماست.
همچنین کودکان اغلب توانایی تمیز واقع با خیال را ندارند، وبسادگی در معرض واقعیت پنداشتن خیال هستند،ضمن اینکه بسیار مستعد بیان القایی اند. وسعی میکنند در مقام سوال، پاسخهای مورد انتظار پرسشگر را ارائه دهند.
اما در کل، بنظر ميرسه، این متهم بیش ازانکه بزهکار و جانی و فردی سوسیوپات وتجاوزگر باشه، جوانی کنجکاو و بی ملاحظه باشد که دچار حرمان جنسی ناشی از خجالتی بودن یاهرمحدودیت و ممنوعیت محیطی دیگر هست، که مهارت برقراری ارتباط انسانی صحیح و بهنجار را یاد نگرفته و به سطح نازل وناهنجار ابراز احساسات جنسی در برابر افراد نابالغ فرو کاسته است.
بنابراین پیش ازانکه مستحق قضاوت انزجار آمیز عمومی وتعیین تکلیف قضایی و مجازات اعدام در افکار عمومی باشه، نیاز به درمان شخصیتی، وتقویت اعتمادبنفس جنسی،تحت نظر متخصصان رشته مربوطه و رسیدگی تخصصی در یک محکمه مستقل از سیاست و قدرت و به دور از جنجال و هیاهوی رسانه ای دارد.
با توجه به مفاد بازجویی مشهوده در ویدیو کلیپ، وقوع تجاوز توسط این فرد بعید بنطر ميرسه، اما وقوع رفتار خارج از عرف، در حد بیان و ابراز احساسات یا حداکثر مقدمات شروع به جرم، که وی آنرا شوخی تلقی میکند، اتفاق افتاده، ومحرز است،
در ضمن گویا بین دانش آموزان به مراحل پیشرفته تری،(احیانا سکس کامل) کشیده شده است،و همین امر اعتمادخانواده ها واحساس امنیت عمومی رو از معلم جریحه دار کرده. و به فوران خشم عمومی انجامیده که از انباشت خشم فرو خورده پیشین ( ماجرای سعید طوسی) نشٱت گرفته چرا که سالها در فضای بسته رسانه ای آن زمان، بمنظور جلوگیری از رسوایی و حفظ قداستهای سیاسی مکتوم ماند وبا ورود شبکه های اجتماعی مجازی، افشا شد، ولی مسکوت ماند ،
اما اینک در فضای نسبتا آزاد مجازی دوباره همان خشم سر باز کرده و بیم آن میرود که در روند رسیدگیها به موضوع اخیر، مورد بهره برداری و مداخلات سیاسی قرار گرفته، و اینبار بنا به سنت و رسم دیرین قدرتمداران، به گونه ای دیگر حقی ناحق گردد.
گنه کرد در بلخ آهنگری
به شوشتر زدند گردند مسگری
البته این یک نظر پخته و محققانه نیست، وحداکثر یک گمانه زنی و فرض هست.
م_ملکی
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
🔴وزارت ارشاد نمیگذارد "هیس، پسران ..." را بسازم
پوران درخشنده کارگردان سینما به آزارجنسی گروهی در مدرسهای در تهران واکنش نشان داد.
او در این باره گفت: «مصمم هستم که فیلمی درباره آزار جنسی برای پسران بسازم.
من این را رسالت خودم میدانم که درباره مسائل اجتماعی فیلم بسازم و کارنامه من هم همین را نشان میدهد.
اصلا از ساخت فیلم هیس برای پسران منصرف نشدهام، اما این که چرا این فیلم ساخته نشده را باید از مسئولان وزارت ارشاد بپرسید.»
https://bit.ly/2LIAmgo
@dw_farsi
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
🔴وزارت ارشاد نمیگذارد "هیس، پسران ..." را بسازم
پوران درخشنده کارگردان سینما به آزارجنسی گروهی در مدرسهای در تهران واکنش نشان داد.
او در این باره گفت: «مصمم هستم که فیلمی درباره آزار جنسی برای پسران بسازم.
من این را رسالت خودم میدانم که درباره مسائل اجتماعی فیلم بسازم و کارنامه من هم همین را نشان میدهد.
اصلا از ساخت فیلم هیس برای پسران منصرف نشدهام، اما این که چرا این فیلم ساخته نشده را باید از مسئولان وزارت ارشاد بپرسید.»
https://bit.ly/2LIAmgo
@dw_farsi
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
ذهن احمق ، مثل مردمک چشم می ماند ، هرچه قدر نور بیشتری به آن بتابد ، تنگ تر می شود...!
✍ #الیور_وندل_هولمز
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
✍ #الیور_وندل_هولمز
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
در این کشور، همه احساس می کنند که کلاه سرشان رفته است و بنابراین فکر می کنند که حق دارند سر دیگران کلاه بگذارند.
#روح_پراگ
#ایوان_کلیما
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#روح_پراگ
#ایوان_کلیما
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
#شاهنامه و بازی های استراتژیک قدرت
#شاهنامه را باید به عنوان یک متن تبارشناسانه خوانش کرد. در این اثر با نوعی بازی استراتژیک قدرت، نوعی بازی اثرگذاری- اثرپذیری در عرصه قدرتهای سیاسی و اجتماعی مواجه هستیم. بازی استراتژیکی که میان دو طبقه والاتبار شاهان و پهلوانان در عصر اسطوره ای ایران وجود دارد. دو طبقه ای که در کنار و البته گهگاه در نوعی کشمکش قدرت با یکدیگر ضامن بقای جامعه ایران هستند. در همه جای شاهنامه، ما شاهد برهمکنش این دو نیرو هستیم که البته برآیند این برهمکنش ها در نسبت با سرزمینی به نام «ایران» معنا پیدا می کند. این دو نیرو، گاه در کنار هم برای اعتلای ایران عمل می کنند و گاه در کشاکش با هم، نیروهای درون سرزمین ایران را تحلیل می برند. جالب است که هیچکدام نیز بر دیگری تفوق استراتژیک نمی یابد. هر دو نیرو، همواره نیاز به هم را برای نجات ایران حس می کنند و در موارد زیادی نوعی اتحاد استراتژیک میان آنها وجود دارد. اما نوعی تضاد منافع، همواره هر دو نیرو و طبقه را از هم جدا می کند و البته راز بقای جامعه ایرانی در همین ستیز و جدایی نهفته است.
فردوسی هرگز نمیخواهد یکی از دو نیروی شاهان و پهلوانان بر دیگری تفوق استراتژیک بیابد و پیروز نهایی میدان نیرو باشد. مثال ها بر چنین ادعایی متعدد است. از نخستین سلسله پهلوانان شاهنامه، یعنی سام نریمان و زال سپیدمو تا رستم دستان، که قهرمان اصلی داستانهای شاهنامه است، تا طوس و گیو و گودرز و ... همگی گاه در کنار شاهان به عنوان حافظان ایران عمل می کنند، و گاه با شاهان چپ می افتند و در کشمکش و رقابت قرار می گیرند. در شاهنامه، شاهی آرمانی داریم به نام کیخسرو که همه پهلوانان دوستش دارند و برایش جانفشانی می کنند و شاهی بیخرد نیز داریم مثل کیکاووس که مدام مایه دردسر است و هر روز هوسی خام می پزد و ایران را گرفتار بلا می کند و پهلوانان باید که دست به دست هم دهند و گندکاری های او را جمع کنند و ایران را نجات دهند. در شاهنامه، هیچ گاه با حرکت انقلابی یک پهلوان علیه یک شاه مواجه نیستیم و هیچ گاه، یک پهلوان به خود اجازه نمی دهد که شاهی را بکشد و علیه اش انقلاب کند.
در این میان عجیب است رابط رستم تهمتن و شاهان معاصرش. رستم از همان نوجوانی، درگیر رابطه قدرت با شاه بیخرد، کیکاووس، می شود و در اولین حضورها و قدرتنمایی هایش توفیق اجباری می یابد که از هفت خان بگذرد و کیکاووس و دیگر پهلوانان سپاه ایران را از اسارت شاه مازندران و دیو سپید نجات دهد و بدین ترتیب خود را به عنوان بزرگترین پهلوان ایران و اصلیترین شخصیت شاهنامه تثبیت کند. بخش زیادی از شاهنامه شامل روایت داستانهای او و روابط استراتژیک اش با شاهان می شود. او گاه از هفت خان می گذرد تا شاه کیکاووس به عنوان نماد ایران را نجات دهد، گاه نجات بخش ایران در حمله های بزرگترین دشمنان ایران، یعنی تورانیان و شاه آنها، افراسیاب، می شود، او حتی ندانسته فرزندش سهراب را بخاطر ایران می کشد. او در پیری در نوعی کشمکش با شاه گشتاسپ قدرت طلب، با اسفندیار شاهزاده رویین تن درگیر می شود و به کمک رهنمودهای سیمرغ بر او غلبه می کند. در شاهنامه او هیچگاه اسیر شاهان نمی شود. در نهایت نیز نه به دست هیچ شاهی، که به دست برادرش شغاد کشته می شود. بدین ترتیب، رستم نمادی می شود برای روایت نوعی بازی استراتژیک میان قدرتهای حاکم بر ایران در عصر و تاریخ اسطوره ای ایران.
جالب است که در شاهنامه، ما فقط یکبار با مسئله «انقلاب سیاسی» مواجه هستیم و آن هم در عصر ضحاک ماردوش. و آن هم نه از جانب یک پهلوان، که از جانب یک فرد عامی یعنی «کاوه» و دارای شغل نه چندان پرمنزلت آهنگری. کاوه ستمدیده بر ضحاک می شورد و مردم عادی را علیه ضحاک شاه متحد می کند و سپس در پیوند استراتژیک با فریدون که از تبار جمشید جم است، بر ضحاک غلبه می یابد. طبق روایت فردوسی، فرزند کاوه، یعنی قارن، بعدها از پهلوانان به نام و سپهسالار شاه منوچهر و شاه نوذر می شود.
بدین ترتیب، در همه جای شاهنامه، با نوعی روابط استراتژیک قدرت و بازی اثرگذاری-اثرپذیری مواجه هستیم. بازی قدرت شاهان-پهلوانان که با حمله اعراب به ایران به هم می خورد و به نظر فردوسی در کشمکش سه نیروی ترک و عرب و ایرانی، نوع دیگری از بازی قدرت رقم می خورد که در برآیند نیروها، به زیان موجودیت سرزمین ایران عمل می کند. زیانی که البته در قالب بازی سخنها و گفتمانها بازنمایی می شود.
ز ایران و از ترک و از تازیان
نژادی پدید آید اندر میان
نه دهقان، نه ترک و نه تازی بود
سخن ها به کردار بازی بود
مهدی سلطانی گردفرامرزی
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
#شاهنامه و بازی های استراتژیک قدرت
#شاهنامه را باید به عنوان یک متن تبارشناسانه خوانش کرد. در این اثر با نوعی بازی استراتژیک قدرت، نوعی بازی اثرگذاری- اثرپذیری در عرصه قدرتهای سیاسی و اجتماعی مواجه هستیم. بازی استراتژیکی که میان دو طبقه والاتبار شاهان و پهلوانان در عصر اسطوره ای ایران وجود دارد. دو طبقه ای که در کنار و البته گهگاه در نوعی کشمکش قدرت با یکدیگر ضامن بقای جامعه ایران هستند. در همه جای شاهنامه، ما شاهد برهمکنش این دو نیرو هستیم که البته برآیند این برهمکنش ها در نسبت با سرزمینی به نام «ایران» معنا پیدا می کند. این دو نیرو، گاه در کنار هم برای اعتلای ایران عمل می کنند و گاه در کشاکش با هم، نیروهای درون سرزمین ایران را تحلیل می برند. جالب است که هیچکدام نیز بر دیگری تفوق استراتژیک نمی یابد. هر دو نیرو، همواره نیاز به هم را برای نجات ایران حس می کنند و در موارد زیادی نوعی اتحاد استراتژیک میان آنها وجود دارد. اما نوعی تضاد منافع، همواره هر دو نیرو و طبقه را از هم جدا می کند و البته راز بقای جامعه ایرانی در همین ستیز و جدایی نهفته است.
فردوسی هرگز نمیخواهد یکی از دو نیروی شاهان و پهلوانان بر دیگری تفوق استراتژیک بیابد و پیروز نهایی میدان نیرو باشد. مثال ها بر چنین ادعایی متعدد است. از نخستین سلسله پهلوانان شاهنامه، یعنی سام نریمان و زال سپیدمو تا رستم دستان، که قهرمان اصلی داستانهای شاهنامه است، تا طوس و گیو و گودرز و ... همگی گاه در کنار شاهان به عنوان حافظان ایران عمل می کنند، و گاه با شاهان چپ می افتند و در کشمکش و رقابت قرار می گیرند. در شاهنامه، شاهی آرمانی داریم به نام کیخسرو که همه پهلوانان دوستش دارند و برایش جانفشانی می کنند و شاهی بیخرد نیز داریم مثل کیکاووس که مدام مایه دردسر است و هر روز هوسی خام می پزد و ایران را گرفتار بلا می کند و پهلوانان باید که دست به دست هم دهند و گندکاری های او را جمع کنند و ایران را نجات دهند. در شاهنامه، هیچ گاه با حرکت انقلابی یک پهلوان علیه یک شاه مواجه نیستیم و هیچ گاه، یک پهلوان به خود اجازه نمی دهد که شاهی را بکشد و علیه اش انقلاب کند.
در این میان عجیب است رابط رستم تهمتن و شاهان معاصرش. رستم از همان نوجوانی، درگیر رابطه قدرت با شاه بیخرد، کیکاووس، می شود و در اولین حضورها و قدرتنمایی هایش توفیق اجباری می یابد که از هفت خان بگذرد و کیکاووس و دیگر پهلوانان سپاه ایران را از اسارت شاه مازندران و دیو سپید نجات دهد و بدین ترتیب خود را به عنوان بزرگترین پهلوان ایران و اصلیترین شخصیت شاهنامه تثبیت کند. بخش زیادی از شاهنامه شامل روایت داستانهای او و روابط استراتژیک اش با شاهان می شود. او گاه از هفت خان می گذرد تا شاه کیکاووس به عنوان نماد ایران را نجات دهد، گاه نجات بخش ایران در حمله های بزرگترین دشمنان ایران، یعنی تورانیان و شاه آنها، افراسیاب، می شود، او حتی ندانسته فرزندش سهراب را بخاطر ایران می کشد. او در پیری در نوعی کشمکش با شاه گشتاسپ قدرت طلب، با اسفندیار شاهزاده رویین تن درگیر می شود و به کمک رهنمودهای سیمرغ بر او غلبه می کند. در شاهنامه او هیچگاه اسیر شاهان نمی شود. در نهایت نیز نه به دست هیچ شاهی، که به دست برادرش شغاد کشته می شود. بدین ترتیب، رستم نمادی می شود برای روایت نوعی بازی استراتژیک میان قدرتهای حاکم بر ایران در عصر و تاریخ اسطوره ای ایران.
جالب است که در شاهنامه، ما فقط یکبار با مسئله «انقلاب سیاسی» مواجه هستیم و آن هم در عصر ضحاک ماردوش. و آن هم نه از جانب یک پهلوان، که از جانب یک فرد عامی یعنی «کاوه» و دارای شغل نه چندان پرمنزلت آهنگری. کاوه ستمدیده بر ضحاک می شورد و مردم عادی را علیه ضحاک شاه متحد می کند و سپس در پیوند استراتژیک با فریدون که از تبار جمشید جم است، بر ضحاک غلبه می یابد. طبق روایت فردوسی، فرزند کاوه، یعنی قارن، بعدها از پهلوانان به نام و سپهسالار شاه منوچهر و شاه نوذر می شود.
بدین ترتیب، در همه جای شاهنامه، با نوعی روابط استراتژیک قدرت و بازی اثرگذاری-اثرپذیری مواجه هستیم. بازی قدرت شاهان-پهلوانان که با حمله اعراب به ایران به هم می خورد و به نظر فردوسی در کشمکش سه نیروی ترک و عرب و ایرانی، نوع دیگری از بازی قدرت رقم می خورد که در برآیند نیروها، به زیان موجودیت سرزمین ایران عمل می کند. زیانی که البته در قالب بازی سخنها و گفتمانها بازنمایی می شود.
ز ایران و از ترک و از تازیان
نژادی پدید آید اندر میان
نه دهقان، نه ترک و نه تازی بود
سخن ها به کردار بازی بود
مهدی سلطانی گردفرامرزی
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
ما که دماغمان را عمل نکردیم و گونه نکاشتیم؛
ما که خط لب نداشتیم و مژه مصنوعی نداشتیم؛
ما که موی بلوند و قد بلند نداشتیم؛
ما که چشم هایمان رنگی نبود...
رفتیم و کتاب خواندیم؛
و با هر کتابی که خواندیم، دیدیم که زیباتر شدیم،
آنقدر که هر بار که در آینه نگاه کردیم، گفتیم: خوب شد خدا ما را آفرید وگرنه جهان چیزی از زیبایی کم داشت.
می دانی آن جراح که هر روز ما را زیباتر می کند ، اسمش چیست؟ اسمش «کتاب» است.
چاقویش درد ندارد، اما همه اش درمان است.
هزینهاش هم هر قدر که باشد به این زیبایی می ارزد.
من نشانی مطب این پزشک را به همه زنان میدهم:
به اولین کتابفروشی که رسیدید، بی وقت قبلی داخل شوید، آن طبیبِ مشفق، آنجا نشسته است، منتظر شماست.
عرفان نظرآهاری
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
ما که دماغمان را عمل نکردیم و گونه نکاشتیم؛
ما که خط لب نداشتیم و مژه مصنوعی نداشتیم؛
ما که موی بلوند و قد بلند نداشتیم؛
ما که چشم هایمان رنگی نبود...
رفتیم و کتاب خواندیم؛
و با هر کتابی که خواندیم، دیدیم که زیباتر شدیم،
آنقدر که هر بار که در آینه نگاه کردیم، گفتیم: خوب شد خدا ما را آفرید وگرنه جهان چیزی از زیبایی کم داشت.
می دانی آن جراح که هر روز ما را زیباتر می کند ، اسمش چیست؟ اسمش «کتاب» است.
چاقویش درد ندارد، اما همه اش درمان است.
هزینهاش هم هر قدر که باشد به این زیبایی می ارزد.
من نشانی مطب این پزشک را به همه زنان میدهم:
به اولین کتابفروشی که رسیدید، بی وقت قبلی داخل شوید، آن طبیبِ مشفق، آنجا نشسته است، منتظر شماست.
عرفان نظرآهاری
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
قرون وسطی و جنایات کلیسا: راهگشای عصر روشنگری
در قرون وسطی درست در زمانی که کلیسا و کشیش ها جام خونین قدرت را مستانه می نوشیدند و بنام مسیح و خدا مردم را زنده زنده در آتش میسوزاندند یک مشکل اساسی ماهیتی برایشان پیش آمده بود از این قرار؛ کلیسا خود را یک تشکیلات آسمانی معرفی کرده بود اما در عمل همراه با گسترش نفوذ سیاسی، نظامی و اقتصادی در کشورها و قاره های مختلف و دخالتهای خود در تمام ابعاد زندگی مردم و قدرت گیری روز افزون کشتار و غارت گسترده مردم، طبیعتا پس از مدتی هم صاحب ثروت افسانه ای شدند در نتیجه پاپ ها ، اسقف ها ، کاردینالها و کشیشها چنان غرق در تجملات شدند که حتی بزرگترین شاهان و مال اندوزان و آدمکشها هم به گرد پای آنها نمیرسیدند.
سبک زندگی اشرافی و جنایتکارانه روحانیون مسیحی کاملا با خصوصیتها و اهدافی که به مسیح منتسب میشد در تناقضی شدید بسر میبرد اینجا بود که نطفه یک سری پرسشهای اساسی در ذهن مردم بسته شد که ریشه های آن از فرقه فرانسیسکن میامد مردان و زنانی که پیرو فرانسیس آسیزی بودند فرانسیس یک فرد بشدت مذهبی بود اما سردمدار و مخالف سرسخت زندگی اشرافی کشیش ها بود و صدها هزارنفر پیرو او شدند بدبینی ها نسبت به مقامات کلیسای خودکامه شدت میگرفت حتی میتوان گفت این بدگمانی های عمومی نسبت به زندگی تجملاتی کلیسانشینان و جنایات دهشتناکشان زمینه را برای ظهور متفکران دگراندیش فراهم کرد که به عصر روشنگری ختم شد البته پس از مرگ فرانسیس با قدرت گرفتن فرانسیسکن ها بعضی از آنها هم شروع کردند به ساختن بناهای تجملاتی مذهبی و بسیاری از آنها با چشیدن مزه قدرت و ثروت جذب سیستم کلیسا و حکومتها شدند و گروهی از آنان هم به خدمت دستگاه تفتیش عقاید پاپ درآمدند، از اصل ماجرا دور نشویم باری اندک اندک در ذهن مردم سوالاتی جدی پدید آمد که اصلا قضیه چیست؟
چرا باید مدام بازخواست شوند چرا باید شکنجه و زندانی و اعدام شوند و یا در فقر بمیرند اما بسیاری از پاپ ها و کشیشها و حکام و سلاطین از شدت زیاده روی و افراط در خوردن ، خوابیدن و آشامیدن دچار بیماری بشوند، ایا تمام خواست خدا از تلاشها ، رنجها و آموزه های مسیح برای این بود که اینها خوب بخورند و دیگران را شکنجه کنند و بکشند؟
کشیشها با آنکه تبدیل به ملاکین بزرگی شده بودند از پرداخت مالیات معاف بودند پاپ بونیفاس هشتم حتی در دوران جنگ هم فرمان داد فرمانروایان هیچ کشوری تحت هیچ شرایطی حق ندارند از کشیش ها مالیات بگیرند به این ترتیب مردم روز به روز گرسنه تر و آنها روز به روز ثروتمندتر میشدند ، پاپ جان بیست و دوم نیز که متوجه عمق فاجعه آگاهی مردم و بی اعتمادی به کلیسا شده بود و میدانست آگاهی مردم از خشم خدا هم خطرناکتر است پس فورا دستور داد تا مقامات و علما جمع شوند و چاره اندیشی کنند پس از مشورت تصمیم گرفت موجی از کشتار و خفقان و سرکوب را براه بیاندازند تا کسی جرات نکند درباره ثروت و ظلم کلیسا سخن بگوید چراکه پاسخی جز مرگ در انتظارش نخواهد بود ولی این هم فایده نداشت و بیشتر رسوایی به بار آورد مردم فقیر و گرسنه دیگر اندک اعتقاد خود را هم نسبت به آنها از دست میدادند و جای آنرا خشم و پرسشهای جدیدتری میگرفت تا اینکه سرانجام یکروز در حالی که پاپ مشغول صرف نهار در ظروف طلایی اش بود و به ریش گرسنگان میخندید ناگهان فکری به سرش زد از صندلی مخصوصش که با جواهرات گرانقیمت تزئین شده بود بلند شد ناهار چرب و چیلی اش را نیمه تمام رها کرد جارچی ها را احضار کرد یک فتوا از آستینش بیرون آورد و فرمان داد سریعا آنرا به گوش مردم و فرقه های مخالف خوان همچون کاتارها ، پروتستانها ، فراتیچلی ها (فرقه ای از پیروان فرانسیس) برسانند: هر آنکه به تبلیغ و ترویج ساده زیستی مبادرت ورزد و ثروتمندان و مال اندوزان را زیر سوال ببرد ، کافر و ملحد و دشمن عیسی مسیح است. با این حکم دستگاه کلیسا دوباره جان گرفت و بطور چشم گیری به تعداد انسانهایی که در آتش می انداختند افزود آنها در میادین شهرها آتش می افروختند و زن و مرد ، پیر و جوان را به بهانه ها و اتهامات مختلفی مانند: الحاد ، شرک ، بدعت ، جادوگری ، ارتباط با شیطان و غیره زنده زنده در آتش میسوزاندند به امید اینکه زجه ها و شیونهای قربانی ها و خانواده هایشان باعث افزایش وحشت دیگران شود اما در نهایت با آن همه ظلم تنها چیزی که افزایش یافت خشم و نفرت از کلیسا بود که سرانجام باعث شد ناقوس پایان حکومت مستقیم کلیسا و کشیشها در سراسر اروپا و جهان به صدا درآید.
#یاسر_اسلامی_نوکنده
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
قرون وسطی و جنایات کلیسا: راهگشای عصر روشنگری
در قرون وسطی درست در زمانی که کلیسا و کشیش ها جام خونین قدرت را مستانه می نوشیدند و بنام مسیح و خدا مردم را زنده زنده در آتش میسوزاندند یک مشکل اساسی ماهیتی برایشان پیش آمده بود از این قرار؛ کلیسا خود را یک تشکیلات آسمانی معرفی کرده بود اما در عمل همراه با گسترش نفوذ سیاسی، نظامی و اقتصادی در کشورها و قاره های مختلف و دخالتهای خود در تمام ابعاد زندگی مردم و قدرت گیری روز افزون کشتار و غارت گسترده مردم، طبیعتا پس از مدتی هم صاحب ثروت افسانه ای شدند در نتیجه پاپ ها ، اسقف ها ، کاردینالها و کشیشها چنان غرق در تجملات شدند که حتی بزرگترین شاهان و مال اندوزان و آدمکشها هم به گرد پای آنها نمیرسیدند.
سبک زندگی اشرافی و جنایتکارانه روحانیون مسیحی کاملا با خصوصیتها و اهدافی که به مسیح منتسب میشد در تناقضی شدید بسر میبرد اینجا بود که نطفه یک سری پرسشهای اساسی در ذهن مردم بسته شد که ریشه های آن از فرقه فرانسیسکن میامد مردان و زنانی که پیرو فرانسیس آسیزی بودند فرانسیس یک فرد بشدت مذهبی بود اما سردمدار و مخالف سرسخت زندگی اشرافی کشیش ها بود و صدها هزارنفر پیرو او شدند بدبینی ها نسبت به مقامات کلیسای خودکامه شدت میگرفت حتی میتوان گفت این بدگمانی های عمومی نسبت به زندگی تجملاتی کلیسانشینان و جنایات دهشتناکشان زمینه را برای ظهور متفکران دگراندیش فراهم کرد که به عصر روشنگری ختم شد البته پس از مرگ فرانسیس با قدرت گرفتن فرانسیسکن ها بعضی از آنها هم شروع کردند به ساختن بناهای تجملاتی مذهبی و بسیاری از آنها با چشیدن مزه قدرت و ثروت جذب سیستم کلیسا و حکومتها شدند و گروهی از آنان هم به خدمت دستگاه تفتیش عقاید پاپ درآمدند، از اصل ماجرا دور نشویم باری اندک اندک در ذهن مردم سوالاتی جدی پدید آمد که اصلا قضیه چیست؟
چرا باید مدام بازخواست شوند چرا باید شکنجه و زندانی و اعدام شوند و یا در فقر بمیرند اما بسیاری از پاپ ها و کشیشها و حکام و سلاطین از شدت زیاده روی و افراط در خوردن ، خوابیدن و آشامیدن دچار بیماری بشوند، ایا تمام خواست خدا از تلاشها ، رنجها و آموزه های مسیح برای این بود که اینها خوب بخورند و دیگران را شکنجه کنند و بکشند؟
کشیشها با آنکه تبدیل به ملاکین بزرگی شده بودند از پرداخت مالیات معاف بودند پاپ بونیفاس هشتم حتی در دوران جنگ هم فرمان داد فرمانروایان هیچ کشوری تحت هیچ شرایطی حق ندارند از کشیش ها مالیات بگیرند به این ترتیب مردم روز به روز گرسنه تر و آنها روز به روز ثروتمندتر میشدند ، پاپ جان بیست و دوم نیز که متوجه عمق فاجعه آگاهی مردم و بی اعتمادی به کلیسا شده بود و میدانست آگاهی مردم از خشم خدا هم خطرناکتر است پس فورا دستور داد تا مقامات و علما جمع شوند و چاره اندیشی کنند پس از مشورت تصمیم گرفت موجی از کشتار و خفقان و سرکوب را براه بیاندازند تا کسی جرات نکند درباره ثروت و ظلم کلیسا سخن بگوید چراکه پاسخی جز مرگ در انتظارش نخواهد بود ولی این هم فایده نداشت و بیشتر رسوایی به بار آورد مردم فقیر و گرسنه دیگر اندک اعتقاد خود را هم نسبت به آنها از دست میدادند و جای آنرا خشم و پرسشهای جدیدتری میگرفت تا اینکه سرانجام یکروز در حالی که پاپ مشغول صرف نهار در ظروف طلایی اش بود و به ریش گرسنگان میخندید ناگهان فکری به سرش زد از صندلی مخصوصش که با جواهرات گرانقیمت تزئین شده بود بلند شد ناهار چرب و چیلی اش را نیمه تمام رها کرد جارچی ها را احضار کرد یک فتوا از آستینش بیرون آورد و فرمان داد سریعا آنرا به گوش مردم و فرقه های مخالف خوان همچون کاتارها ، پروتستانها ، فراتیچلی ها (فرقه ای از پیروان فرانسیس) برسانند: هر آنکه به تبلیغ و ترویج ساده زیستی مبادرت ورزد و ثروتمندان و مال اندوزان را زیر سوال ببرد ، کافر و ملحد و دشمن عیسی مسیح است. با این حکم دستگاه کلیسا دوباره جان گرفت و بطور چشم گیری به تعداد انسانهایی که در آتش می انداختند افزود آنها در میادین شهرها آتش می افروختند و زن و مرد ، پیر و جوان را به بهانه ها و اتهامات مختلفی مانند: الحاد ، شرک ، بدعت ، جادوگری ، ارتباط با شیطان و غیره زنده زنده در آتش میسوزاندند به امید اینکه زجه ها و شیونهای قربانی ها و خانواده هایشان باعث افزایش وحشت دیگران شود اما در نهایت با آن همه ظلم تنها چیزی که افزایش یافت خشم و نفرت از کلیسا بود که سرانجام باعث شد ناقوس پایان حکومت مستقیم کلیسا و کشیشها در سراسر اروپا و جهان به صدا درآید.
#یاسر_اسلامی_نوکنده
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
✅ طعنه زیباکلام به بازیگران تحریمی:
🔹اگر نهاد دیگری برای افطار دعوتتان میکرد، جرات داشتید علنی بگویید نمی آییم؟
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
🔹اگر نهاد دیگری برای افطار دعوتتان میکرد، جرات داشتید علنی بگویید نمی آییم؟
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
🔴 چهار تیشهای که به ریشه #آموزش_و_پرورش زدیم؟!
✍🏽 آرمان امیری
قرار بود «معلمی شغل انبیا» باشد. شاید زمانی بود؛ شاید هم هنوز باشد. بیشک میلیونها معلم در ایران و جهان هنوز هم صادقانه و پیامبرگونه وقت و عمر خود را فدای دانشآموزانشان میکنند؛ اما دستکم فجایعی همچون خبر #آزار_جنسی اخیر به ما تلنگرهایی میزند که بد نیست گهگاه، دست از تعارف و تمجید معمول برداریم و نگاهی آسیبشناسانه به وضعیت آموزش و پرورش کشور بیندازیم. بنای کهنی که به باور ما، طی چهار دههای که از پیروزی انقلاب میگذرد، دستکم ۴ تیشه مهلک به بنیان آن وارد شده است:
🔻نخست: #گزینش
شومترین میراث انقلاب؛ دستمایهای برای مهندسی اجتماعی. حذف و استضعاف تمام آنانکه «خودی» نبودند. ایجاد رانت برای اقشار خاص (معروف به حزباللهی) و از همه بدتر، ترویج فرهنگ تزویر و ریا در میان آنانی که اعتقادی به مدلهای مطلوب حکومتی نداشتند. آموزش و پرورش، بیشک بزرگترین قربانی سد گزینش بود. هرچند، در ظاهر امر، فیلترهای گزینش در همهجا یکسان عمل میکرد، اما واقعیت این است که برای یک کارمند اداری یا یک نیروی فنی، آغشته شدن و تن دادن به فرهنگ تظاهر و تزویر چندان مهلک نباشد. معلمی اما، یکسره با همین خلقیات انسانی در ارتباط است. اگر ما معلم را مجبور به ریاکاری کنیم، آنها چه چیز میخواهند به فرزندانمان آموزش دهند؟
🔻دوم: #بازاری_کردن معادلات مدارس
دومین تیشه عمیقی که به آموزش و پرورش ما وارد شد، بحث خصوصیسازی بود. مدارس غیرانتفاعی، در ابتدا با هدف کمک به دولت و بهبود کیفیت آموزش و پرورش رونق پیدا کردند. با این حال، خیلی زود بازار رقابتی، بنیان فلسفی این مدارس را دگرگون ساخت. سیطره معیار «جذب هرچه بیشتر دانشآموز» آن هم با افزایش نجومی شهریهها، کار مدارس غیرانتفاعی را به جایی رساند که عملا به بنگاههای پرزرق و برقی بدل شدند که تنها هدفشان جلب رضایت مشتری، «به هر قیمتی» است. سیطره این «ذهنیت بازاری»، بر آموزش و پرورش تقریبا در تمام دنیا یک خطر قرمز به حساب میآید. کافی است بدانید که در آمریکا، به عنوان نماد بزرگترین «سرمایهداری» جهانی، تنها ۷درصد مدارس خصوصی هستند و بالغ بر ۹۳ درصد دیگر دولتیاند. در حالی که در کشور ما، درصد دانشآموزان محصل در مدارس غیرانتفاعی از مرز ۱۱درصد هم عبور کرده و به سرعت در حال پیشرفت است.
🔻سوم: #سقوط_سطح_زندگی_معلمان
حقیقت غیرقابل انکاری است که کاهش جذابیتهای مالی، به کاهش کیفیت نیروها منجر خواهد شد. شاید دشوار بتوان سطح درآمدی معلمان ایرانی را با همتایان کشورهای پیشرفته جهان مقایسه کرد، اما دستکم یک معیار ساده برای این مقایسه میتوان پیشنهاد داد: مقایسه درآمد معلمان هرکشور، به نسبت میانگین درآمدهای همان کشور!
آمارهای بسیار زیادی وجود دارد که نشان میدهد در کشورهای پیشرفته جهان، سطح درآمد معلمان اگر نه هم رده پزشکان یا مهندسان، بلکه دستکم بسیار نزدیک به میانگین این گروهها قرار دارد. اما شکاف درآمدی معلمان ایرانی با چنین مشاغلی بسیار چشمگیر است. خبرگزاری فارس، در این مورد آمارهایی ارائه کرده که نشان میدهد اساسا میانگین حقوق معلمان ایرانی، حدود نصف میانگین درآمد سرانه ایرانیان است که این خود نشان دهنده جایگاه و اهمیتی است که ما برای آموزش و پرورش خود ایجاد کردهایم.
🔻چهارم: #انکار_کردن دستاوردهای علمی جهان
در نهایت آنکه، خاطرات تلخ مدرسهسوزیها در دوران مشروطیت، هنوز هم به اشکال جدیدی در نظام آموزشی ما تکرار میشود. تداوم سیطره سنتیترین تفکراتی که در دوره مشروطه مدارس را مایه انحراف جامعه میدانست (فتوایی وجود دارد که میگوید «شیمی حرام است»!) و در دهه ۴۰ مدرسه رفتن دختران را مایه گسترش فساد و فحشا میخواند، امروز هم به همان شیوه و با همان ادبیات پیشرفتهترین دستاوردهای نظامهای آموزشی جهان را به چوب «ترویج فرهنگ منحط غربی» میراند. به یاد بیاورید که چه کسانی و با چه هیاهویی، اجرایی شدن اسناد چشمانداز ۲۰۳۰ یونسکو را باعث گسترش بیبند و باری در مدارس قلمداد کردند و جلویاش را گرفتند. حالا که فاجعه دیگری از آزار و اذیت جنسی کودکانمان منتشر شده، آیا حضرات میپذیرند که طراحان سند ۲۰۳۰، محصول یک عمر تجربه و دانش نوین آموزشی را به کار گرفته بودند و اتفاقا همین فجایع را دیده بودند که میخواستند کودکان را با مفاهیمی از قبیل آزارهای جنسی آشنا کنند؟
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
🔴 چهار تیشهای که به ریشه #آموزش_و_پرورش زدیم؟!
✍🏽 آرمان امیری
قرار بود «معلمی شغل انبیا» باشد. شاید زمانی بود؛ شاید هم هنوز باشد. بیشک میلیونها معلم در ایران و جهان هنوز هم صادقانه و پیامبرگونه وقت و عمر خود را فدای دانشآموزانشان میکنند؛ اما دستکم فجایعی همچون خبر #آزار_جنسی اخیر به ما تلنگرهایی میزند که بد نیست گهگاه، دست از تعارف و تمجید معمول برداریم و نگاهی آسیبشناسانه به وضعیت آموزش و پرورش کشور بیندازیم. بنای کهنی که به باور ما، طی چهار دههای که از پیروزی انقلاب میگذرد، دستکم ۴ تیشه مهلک به بنیان آن وارد شده است:
🔻نخست: #گزینش
شومترین میراث انقلاب؛ دستمایهای برای مهندسی اجتماعی. حذف و استضعاف تمام آنانکه «خودی» نبودند. ایجاد رانت برای اقشار خاص (معروف به حزباللهی) و از همه بدتر، ترویج فرهنگ تزویر و ریا در میان آنانی که اعتقادی به مدلهای مطلوب حکومتی نداشتند. آموزش و پرورش، بیشک بزرگترین قربانی سد گزینش بود. هرچند، در ظاهر امر، فیلترهای گزینش در همهجا یکسان عمل میکرد، اما واقعیت این است که برای یک کارمند اداری یا یک نیروی فنی، آغشته شدن و تن دادن به فرهنگ تظاهر و تزویر چندان مهلک نباشد. معلمی اما، یکسره با همین خلقیات انسانی در ارتباط است. اگر ما معلم را مجبور به ریاکاری کنیم، آنها چه چیز میخواهند به فرزندانمان آموزش دهند؟
🔻دوم: #بازاری_کردن معادلات مدارس
دومین تیشه عمیقی که به آموزش و پرورش ما وارد شد، بحث خصوصیسازی بود. مدارس غیرانتفاعی، در ابتدا با هدف کمک به دولت و بهبود کیفیت آموزش و پرورش رونق پیدا کردند. با این حال، خیلی زود بازار رقابتی، بنیان فلسفی این مدارس را دگرگون ساخت. سیطره معیار «جذب هرچه بیشتر دانشآموز» آن هم با افزایش نجومی شهریهها، کار مدارس غیرانتفاعی را به جایی رساند که عملا به بنگاههای پرزرق و برقی بدل شدند که تنها هدفشان جلب رضایت مشتری، «به هر قیمتی» است. سیطره این «ذهنیت بازاری»، بر آموزش و پرورش تقریبا در تمام دنیا یک خطر قرمز به حساب میآید. کافی است بدانید که در آمریکا، به عنوان نماد بزرگترین «سرمایهداری» جهانی، تنها ۷درصد مدارس خصوصی هستند و بالغ بر ۹۳ درصد دیگر دولتیاند. در حالی که در کشور ما، درصد دانشآموزان محصل در مدارس غیرانتفاعی از مرز ۱۱درصد هم عبور کرده و به سرعت در حال پیشرفت است.
🔻سوم: #سقوط_سطح_زندگی_معلمان
حقیقت غیرقابل انکاری است که کاهش جذابیتهای مالی، به کاهش کیفیت نیروها منجر خواهد شد. شاید دشوار بتوان سطح درآمدی معلمان ایرانی را با همتایان کشورهای پیشرفته جهان مقایسه کرد، اما دستکم یک معیار ساده برای این مقایسه میتوان پیشنهاد داد: مقایسه درآمد معلمان هرکشور، به نسبت میانگین درآمدهای همان کشور!
آمارهای بسیار زیادی وجود دارد که نشان میدهد در کشورهای پیشرفته جهان، سطح درآمد معلمان اگر نه هم رده پزشکان یا مهندسان، بلکه دستکم بسیار نزدیک به میانگین این گروهها قرار دارد. اما شکاف درآمدی معلمان ایرانی با چنین مشاغلی بسیار چشمگیر است. خبرگزاری فارس، در این مورد آمارهایی ارائه کرده که نشان میدهد اساسا میانگین حقوق معلمان ایرانی، حدود نصف میانگین درآمد سرانه ایرانیان است که این خود نشان دهنده جایگاه و اهمیتی است که ما برای آموزش و پرورش خود ایجاد کردهایم.
🔻چهارم: #انکار_کردن دستاوردهای علمی جهان
در نهایت آنکه، خاطرات تلخ مدرسهسوزیها در دوران مشروطیت، هنوز هم به اشکال جدیدی در نظام آموزشی ما تکرار میشود. تداوم سیطره سنتیترین تفکراتی که در دوره مشروطه مدارس را مایه انحراف جامعه میدانست (فتوایی وجود دارد که میگوید «شیمی حرام است»!) و در دهه ۴۰ مدرسه رفتن دختران را مایه گسترش فساد و فحشا میخواند، امروز هم به همان شیوه و با همان ادبیات پیشرفتهترین دستاوردهای نظامهای آموزشی جهان را به چوب «ترویج فرهنگ منحط غربی» میراند. به یاد بیاورید که چه کسانی و با چه هیاهویی، اجرایی شدن اسناد چشمانداز ۲۰۳۰ یونسکو را باعث گسترش بیبند و باری در مدارس قلمداد کردند و جلویاش را گرفتند. حالا که فاجعه دیگری از آزار و اذیت جنسی کودکانمان منتشر شده، آیا حضرات میپذیرند که طراحان سند ۲۰۳۰، محصول یک عمر تجربه و دانش نوین آموزشی را به کار گرفته بودند و اتفاقا همین فجایع را دیده بودند که میخواستند کودکان را با مفاهیمی از قبیل آزارهای جنسی آشنا کنند؟
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
ﻣﺎ ﺍﺯ ﺗﺮﺱ ﻃﺮﺩ ﺷﺪﻥ ﻣﺪﻋﯽ ﺷﺪﯾﻢ ﮐﺴﯽﻫﺴﺘﯿﻢ ﮐﻪ ﻧﺒﻮﺩﯾﻢ، ﺗﺮﺱ ﺍﺯ ﻃﺮﺩ ﺷﺪﻥ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺑﻪ ﺗﺮﺱ ﺍﺯ ﻣﻄﻠﻮﺏ ﻧﺒﻮﺩﻥ ﺷﺪ.
ﺳﺮﺍﻧﺠﺎﻡ ﻣﺎ ﺑﻪ ﮐﺴﯽ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺷﺪﯾﻢ
ﮐﻪ ﺩﺭ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﻧﯿﺴﺘﯿﻢ.
ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺑﻪ ﺭﻭﻧﻮﺷﺘﯽ ﺷﺪﯾﻢ
ﺍﺯ ﺑﺎﻭﺭﻫﺎﯼ ﻣﺎﺩﺭ، ﭘﺪﺭ، ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻭ ...
#ﺩﻭﻥ_ﻣﯿﮕﻮﺋﻞ_ﺭﻭﺋﯿﺰ
چهار میثاق
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
ﻣﺎ ﺍﺯ ﺗﺮﺱ ﻃﺮﺩ ﺷﺪﻥ ﻣﺪﻋﯽ ﺷﺪﯾﻢ ﮐﺴﯽﻫﺴﺘﯿﻢ ﮐﻪ ﻧﺒﻮﺩﯾﻢ، ﺗﺮﺱ ﺍﺯ ﻃﺮﺩ ﺷﺪﻥ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺑﻪ ﺗﺮﺱ ﺍﺯ ﻣﻄﻠﻮﺏ ﻧﺒﻮﺩﻥ ﺷﺪ.
ﺳﺮﺍﻧﺠﺎﻡ ﻣﺎ ﺑﻪ ﮐﺴﯽ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺷﺪﯾﻢ
ﮐﻪ ﺩﺭ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﻧﯿﺴﺘﯿﻢ.
ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺑﻪ ﺭﻭﻧﻮﺷﺘﯽ ﺷﺪﯾﻢ
ﺍﺯ ﺑﺎﻭﺭﻫﺎﯼ ﻣﺎﺩﺭ، ﭘﺪﺭ، ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻭ ...
#ﺩﻭﻥ_ﻣﯿﮕﻮﺋﻞ_ﺭﻭﺋﯿﺰ
چهار میثاق
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️