کانال پروازفکرواندیشه
@flith
به دست خود درختی مینشانم
به پایش جوی آبی میكشانم
كمی تخم چمن بر روی خاكش
برای یادگاری میفشانم
درختم كمكم آرد برگ و باری
بسازد بر سر خود شاخساری...
امروز زادروز عباس #یمینی_شریف شاعر کودکان و کسی است که در ذهن ما رد و خاطره اشعار کودکانه اش همچنان باقی است. هومن یمینی شریف فرزند عباس یمینی شریف در مهرماه 94 و در پاسخ به یادداشت محمدرضا سرشار (11شهریور94) در روزنامه کیهان درمورد پدرش چنین نوشت:
سالها پیش از آنکه جنبشهای منجر به انقلاب و تغییر حکومت هنوز شکل گرفته باشند. او تمام حواس و تلاش خود را برای بهبود ادبیات و آموزش و پرورش کودکان بهکار برد و نتیجه بیش از نیم قرن تلاش صمیمانهاش آن شد که نام و کار عباس یمینی شریف در ذهن مردم ما یادآور دوران شیرین کودکی و اولین تجربیات یادگیری اولین حروف، نخستین کلمات و اولین اشعار گردید. او شاعر درختکاری، سخنگوی یار مهربان و منادی مهر به ایران بود. من نمیدانم این حد خصومت آقای سرشار نسبت به عباس یمینی شریف و افرادی نظیر خانم توران میرهادی، مرحوم یحیی مافی، خانم نوش آفرین انصاری و آقای پرویز کلانتری، که هرکدام عمری را برای ادبیات کودک صرف کردهاند از کجاست ولی به ایشان توصیه میکنم اگر آنطور که ادعا میکنند، واقعا دل برای نظام میسوزانند قدری عمیقتر فکر کنند و بجای توهین و کینهورزی به کسانی که خواندن و قلم بدست گرفتن را به ایشان و میلیونها نفر مانند ایشان آموختند، نیروی خود را صرف تقویت و انسجام پشتوانههای فرهنگی و تاریخی برای مردم بنمایند نه سعی در تخریب کسانی چون عباس یمینی شریف که از سال ۱۳۲۴ چنین اشعار جاودانی را برای کودکان ایران سرود:
ما گلهای خندانیم/ فرزندان ایرانیم/ ایران پاک خود را/ مانند جان میدانیم/ ماباید دانا باشیم / هشیار و بینا باشیم/ از بهر حفظ ایران/ باید توانا باشیم/ آباد باشی ای ایران/ آزادباشی ای ایران/ از ما فرزندان خود/ دلشاد باشی ای ایران.
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
به دست خود درختی مینشانم
به پایش جوی آبی میكشانم
كمی تخم چمن بر روی خاكش
برای یادگاری میفشانم
درختم كمكم آرد برگ و باری
بسازد بر سر خود شاخساری...
امروز زادروز عباس #یمینی_شریف شاعر کودکان و کسی است که در ذهن ما رد و خاطره اشعار کودکانه اش همچنان باقی است. هومن یمینی شریف فرزند عباس یمینی شریف در مهرماه 94 و در پاسخ به یادداشت محمدرضا سرشار (11شهریور94) در روزنامه کیهان درمورد پدرش چنین نوشت:
سالها پیش از آنکه جنبشهای منجر به انقلاب و تغییر حکومت هنوز شکل گرفته باشند. او تمام حواس و تلاش خود را برای بهبود ادبیات و آموزش و پرورش کودکان بهکار برد و نتیجه بیش از نیم قرن تلاش صمیمانهاش آن شد که نام و کار عباس یمینی شریف در ذهن مردم ما یادآور دوران شیرین کودکی و اولین تجربیات یادگیری اولین حروف، نخستین کلمات و اولین اشعار گردید. او شاعر درختکاری، سخنگوی یار مهربان و منادی مهر به ایران بود. من نمیدانم این حد خصومت آقای سرشار نسبت به عباس یمینی شریف و افرادی نظیر خانم توران میرهادی، مرحوم یحیی مافی، خانم نوش آفرین انصاری و آقای پرویز کلانتری، که هرکدام عمری را برای ادبیات کودک صرف کردهاند از کجاست ولی به ایشان توصیه میکنم اگر آنطور که ادعا میکنند، واقعا دل برای نظام میسوزانند قدری عمیقتر فکر کنند و بجای توهین و کینهورزی به کسانی که خواندن و قلم بدست گرفتن را به ایشان و میلیونها نفر مانند ایشان آموختند، نیروی خود را صرف تقویت و انسجام پشتوانههای فرهنگی و تاریخی برای مردم بنمایند نه سعی در تخریب کسانی چون عباس یمینی شریف که از سال ۱۳۲۴ چنین اشعار جاودانی را برای کودکان ایران سرود:
ما گلهای خندانیم/ فرزندان ایرانیم/ ایران پاک خود را/ مانند جان میدانیم/ ماباید دانا باشیم / هشیار و بینا باشیم/ از بهر حفظ ایران/ باید توانا باشیم/ آباد باشی ای ایران/ آزادباشی ای ایران/ از ما فرزندان خود/ دلشاد باشی ای ایران.
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان نود و سه
#کشته_شدن_بهرام
گیو وبیژن که از تاخیر بهرام نگران شده بودند به میدان آمدند. چون بهرام را زخمی روی زمین دیدند ، گیو کمندی به سوی تژاو انداخت و اورا گرفت و با تازیانه دویست بار به او زد واورا تا کنار بدن نیمه جان بهرام کشید و سر از بدنش جدا کرد در حالیکه بهرام هم جان به جان به جهان آفرین داد. بهرام را بر آئین شاهان دور از جایگاه نبرد دخمه کردند. وقتی پیران نزد افراسیاب بازگشت دو هفته جشن گرفتند و بعد از گرفتن خلعت به سوی ختن روانه شد.
دلیران ایران زار و آزرده نزد رستم رفتند . او به پوزش خواهی نزد کیخسرو آمد و گفت اگرچه از طوس و لشکر او آزرده ای ولی آنها را به من ببخشای.
بدو گفت خسرو که ای پهلوان
دلم پر زتیمار شد زان جوان
کیخسرو به خواهش رستم طوس را که بار دیگر به پوزش خواهی آمده بود پذیرفت و او را دوباره به جنگ تورانیان فرستاد ولی بشرط آنکه در کارهایش با گیو مشورت کند و رو به گیو کرده ،
بدو گفت کاندر جهان رنج من
تو بودی و بی بهره از رنج من
نباید که بی رای تو پیل و کوس
سوی جنگ راند سپهدار طوس
بتندی مکن سهمگین کار خرد
که روشن روان باد بهرام گرد
به این ترتیب گیو وطوس با لشکری بزرگ از مقابل شاه گذشته عازم رودشهد شدند. در آنجا سپاه ایران آماده جنگ شد و پیغام به پیران رسانیدند.
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان نود و سه
#کشته_شدن_بهرام
گیو وبیژن که از تاخیر بهرام نگران شده بودند به میدان آمدند. چون بهرام را زخمی روی زمین دیدند ، گیو کمندی به سوی تژاو انداخت و اورا گرفت و با تازیانه دویست بار به او زد واورا تا کنار بدن نیمه جان بهرام کشید و سر از بدنش جدا کرد در حالیکه بهرام هم جان به جان به جهان آفرین داد. بهرام را بر آئین شاهان دور از جایگاه نبرد دخمه کردند. وقتی پیران نزد افراسیاب بازگشت دو هفته جشن گرفتند و بعد از گرفتن خلعت به سوی ختن روانه شد.
دلیران ایران زار و آزرده نزد رستم رفتند . او به پوزش خواهی نزد کیخسرو آمد و گفت اگرچه از طوس و لشکر او آزرده ای ولی آنها را به من ببخشای.
بدو گفت خسرو که ای پهلوان
دلم پر زتیمار شد زان جوان
کیخسرو به خواهش رستم طوس را که بار دیگر به پوزش خواهی آمده بود پذیرفت و او را دوباره به جنگ تورانیان فرستاد ولی بشرط آنکه در کارهایش با گیو مشورت کند و رو به گیو کرده ،
بدو گفت کاندر جهان رنج من
تو بودی و بی بهره از رنج من
نباید که بی رای تو پیل و کوس
سوی جنگ راند سپهدار طوس
بتندی مکن سهمگین کار خرد
که روشن روان باد بهرام گرد
به این ترتیب گیو وطوس با لشکری بزرگ از مقابل شاه گذشته عازم رودشهد شدند. در آنجا سپاه ایران آماده جنگ شد و پیغام به پیران رسانیدند.
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
چون تو جانان منی جان بی تو خرم کی شود
چون تو در کس ننگری کس با تو همدم کی شود
🍃
گر جمال جانفزای خویش بنمایی به ما
جان ما گر در فزاید حسن تو کم کی شود
🍃
دل ز من بردی و پرسیدی که دل گم کردهای
این چنین طراریت با من مسلم کی شود
🍃
عهد کردی تا من دلخسته را مرهم کنی
چون تو گویی یا کنی این عهد محکم کی شود
چون مرا دلخستگی از آرزوی روی توست
این چنین دل خستگی زایل به مرهم کی شود
🍃
غم از آن دارم که بی تو همچو حلقه بر درم
تا تو از در در نیایی از دلم غم کی شود
🍃
خلوتی میبایدم با تو زهی کار کمال
ذرهای همخلوت خورشید عالم کی شود
🍃
نیستی عطار مرد او که هر تر دامنی
گر به میدان لاشه تازد رخش رستم کی شود
#غزل_حضرت_عطار🌹
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
👇👇👇👇
چون تو جانان منی جان بی تو خرم کی شود
چون تو در کس ننگری کس با تو همدم کی شود
🍃
گر جمال جانفزای خویش بنمایی به ما
جان ما گر در فزاید حسن تو کم کی شود
🍃
دل ز من بردی و پرسیدی که دل گم کردهای
این چنین طراریت با من مسلم کی شود
🍃
عهد کردی تا من دلخسته را مرهم کنی
چون تو گویی یا کنی این عهد محکم کی شود
چون مرا دلخستگی از آرزوی روی توست
این چنین دل خستگی زایل به مرهم کی شود
🍃
غم از آن دارم که بی تو همچو حلقه بر درم
تا تو از در در نیایی از دلم غم کی شود
🍃
خلوتی میبایدم با تو زهی کار کمال
ذرهای همخلوت خورشید عالم کی شود
🍃
نیستی عطار مرد او که هر تر دامنی
گر به میدان لاشه تازد رخش رستم کی شود
#غزل_حضرت_عطار🌹
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
👇👇👇👇
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#فایل_تصویری🌹
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
چون تو جانان منی، جان بی تو خرم کی شود؟!
#غزل_حضرت_عطار
کاری از چهار شگفت انگیز دنیای موسیقی سنتی ایران🌹
#کنسرت_بم
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
چون تو جانان منی، جان بی تو خرم کی شود؟!
#غزل_حضرت_عطار
کاری از چهار شگفت انگیز دنیای موسیقی سنتی ایران🌹
#کنسرت_بم
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
✅ كساني مدعي حفظ حريم خصوصي مردمند كه اصول اوليه اخلاق حرفه اي را نقض مي كنند
پیامرسان سروش توسط شرکت «توسعه فناوری رسانه سروش» پشتیبانی میشود
مدیرعامل این شرکت محمدرضا علی عسگری فرزند رییس صداوسیماست
تلگرام فيلتر شده تا #ژن_خوب رييس صداوسيما با سروش جايگزين پاول دوروف شود
#ياشار_سلطاني
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
✅ كساني مدعي حفظ حريم خصوصي مردمند كه اصول اوليه اخلاق حرفه اي را نقض مي كنند
پیامرسان سروش توسط شرکت «توسعه فناوری رسانه سروش» پشتیبانی میشود
مدیرعامل این شرکت محمدرضا علی عسگری فرزند رییس صداوسیماست
تلگرام فيلتر شده تا #ژن_خوب رييس صداوسيما با سروش جايگزين پاول دوروف شود
#ياشار_سلطاني
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
✅ رئيسی از رايزنیها درباره تلگرام آگاه بوده و به گفته وزير ارتباطات مذاكرات با مسئولان تلگرام با مجوز دادستان وقت يعنی ابراهيم رئيسی برگزار شده است
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
#فلسفه_روانشناسی
📝#معرفى_يك_نويسنده
🎯#كريستين_بوبن
من خدا را در قمقمه آب یافتهام در عطر یک گل در خلوص برخی کتابها و حتی نزد بیدینان اما تقریباً هیچگاه وی را نزد آنانی که کارشان سخن گفتن از اوست نیافتهام...!
"کریستین بوبن"
کریستین بوبن، نویسنده فرانسوی زاده ۲۴ آوریل ۱۹۵۱ است. او پس از تحصیل در رشته فلسفه به نویسندگی روی آورد و تاکنون بیش از ۳۰ اثر از او منتشر شدهاست.
آثار بوبن مانند زنجیر به هم پیوستهاند، هر یک تصویر دیگری را روشن ساخته و در کنار هم، تابلوی زندگی و افکار نویسنده را شکل میدهند.
برای او تجربههای ساده زندگی ـ کودکی، عشق، تنهایی ـ دستمایه خلق آثاری عاشقانه است. بوبن بیش از آن که به مضامین و کلمات اهمیت دهد، به آوا و لحن کلام میپردازد؛ با این حال نوشتههای او سرشار از اندیشهاند. اندیشهای که از زندگی عاشقانه اش و از عشقش به زندگی سرچشمه میگیرد. برای بوبن نوشتن، سراییدنِ آواهاست.
اولین نوشته او در اوایل سال ۱۹۸۰ به نشر درآمد که مورد توجه افراد زیادی قرار نگرفت.
موفقیت او بعدها به لطف کتاب ؛
"بسیار فروتن" (The Very Low)
در سال ۱۹۹۲ حاصل شد.
کتاب ؛ "فراتر از بودن" او ادای احترام به یکی از دوستان مؤنث خود میباشد که بر اثر پارگی آنورسیم در سن ۴۴ سالگی درگذشت.
کریستین بوبن ، در سال ۱۹۹۷ پس از ۲۰ سال سبیلهای خود را تراشید.
گزيده اى چند ، از آثار كريستين بوبن :
▪️ ترس "نشدن" اگر بر ما غلبه كند، به بيماري "نيمه كاره رها كردن" مبتلا می شويم...!
▪️ما انسانها بر روی کره یِ زمین زندگی نمی کنیم ! بلکه سرزمینِ واقعی ما قلبِ کسانی است که دوستشان داریم ...
▪️در نقاشی لحظه ای فرا می رسد که نقاش می داند تابلویش تمام شده. چرایش را نمی داند. تنها به ناتوانی ناگهانی اش از ایجاد هر گونه تغییر در تابلو معترف می شود. تابلو و نقاش وقتی از هم جدا می شوند که دیگر به هم کمک نمی کنند. وقتی که تابلو دیگر نمی تواند به نقاش چیزی ببخشد. وقتی که نقاش دیگر نمی تواند به تابلو چیزی ببخشد. یک اثر وقتی تمام می شود که نقاش در برابرش به تنهایی مطلق رسیده باشد.
▪️زنی بود روستایی، تنها زن باسواد دهکده اش. درتمام عمر بدبختی به سرش باریده بود. یک روز از او پرسیدم مامان بزرگ چه چیزی در زندگی از همه مهم تر است؟ جوابش را فراموش نکرده ام، فقط یک چیز در زندگی به حساب می آید آن نشاط است. هیچ وقت اجازه نده کسی آن را از تو بگیرد.
▪️برای این که عاشق زنی بشویم، می بایست درون او، فضایی تهی و بیابانی وجود داشته باشد، چیزی که در جستجوی رنج و لذت است... می بایست منطقه ای از زندگی که هنوز دست نخورده است، زمینی نسوخته که نه او می شناسد و نه شما، وجود داشته باشد!
▪️ وقتی آدم کسی را دوست نداشته باشد، نه در این سوی زندگی و نه در آن سو، اهمیتی ندارد که نمیتواند او را ببیند. وقتی آدم کسی را دوست دارد، همیشه چیزی برای گفتن یا نوشتن به او پیدا میکند، تا آخر عمر. آنچه ترس را برمیانگیزد، ناشناختههاست. شما حقیقت را می گوئید و حقیقت سیلی یا تبریک و تحسین برایتان به ارمغان می آورد. از همه بدتر اینکه در هر صورت هیچکس حرفتان را باور نمی کند. حقیقت، باور نکردنی است. یک زن به تنهایی وقتی که عاشق باشد، زمین و آسمان را پر می کند، حتی اگر دخترکی هشت ساله باشد ...
▪️خوشحالم که به حرفم گوش نمی کنی، این رفتارت را می پسندم، نشانه ی خوبی است، خوب بزرگت کرده ایم، کوچولو، به تو یاد داده ایم که فقط حرفهای دلت را گوش کنی و بس راه درست برای بچه ها، هیچ وقت راه پدر و مادرشان نیست، هیچ وقت...
▪️ در زندگی کسانی هستند که مثل کتاب ها حرف میزنند،این افراد تصور میکنند برای این که دیگران به حرف هایشان گوش دهند باید لحنی جدی به کار ببرند. با صدایی وحی مانند حرف بزنند. از این آدم ها باید دوری کرد،بیشتر از یک دقیقه نمیتوان مودبانه به حرف هایشان گوش داد... حتی وقتی از حقیقت حرف میزنند حقیقت را با آنچه میگویند میکشند. ولی شگفت آور ترین شگفتی ها برخورد این جا و آنجا با آدم هایی است که بلدند مثل کتاب ها ساکت بمانند. آدم از نشست و برخاست با این افراد خسته نمیشود. چنان خودمانی اند که انگار آدم با خودش تنهاست ، رها ، آرام و دستخوش سکوت که حقیقت همه چیز است.
▪️هیچ چیز به اندازه یک کوه شبیه پدر نیست
▪️ همه ی ما به شکلی در زندگی یکدیگر موثریم و من فکر می کنم که اصلی ترین هنر این است که همیشه فاصله ها را حفظ کنیم. اگر بیش از حد به هم نزدیک شویم می سوزیم و اگر بیش ازحداز یکدیگردورشویم،یخ می زنیم.بایدبیاموزیم که فاصله مناسب راحفظ کنیم و ازآن جا تکان نخوریم.این آموختن نیزهماننددیگر چیزهایی که ازاعماق وجود می آموزیم، تنهاباتجربه ای سخت امکان پذیر است. بایدبابت آن بهایی بپردازیم تا متوجهش شویم.
✍️#محمدعظيمى
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
#فلسفه_روانشناسی
📝#معرفى_يك_نويسنده
🎯#كريستين_بوبن
من خدا را در قمقمه آب یافتهام در عطر یک گل در خلوص برخی کتابها و حتی نزد بیدینان اما تقریباً هیچگاه وی را نزد آنانی که کارشان سخن گفتن از اوست نیافتهام...!
"کریستین بوبن"
کریستین بوبن، نویسنده فرانسوی زاده ۲۴ آوریل ۱۹۵۱ است. او پس از تحصیل در رشته فلسفه به نویسندگی روی آورد و تاکنون بیش از ۳۰ اثر از او منتشر شدهاست.
آثار بوبن مانند زنجیر به هم پیوستهاند، هر یک تصویر دیگری را روشن ساخته و در کنار هم، تابلوی زندگی و افکار نویسنده را شکل میدهند.
برای او تجربههای ساده زندگی ـ کودکی، عشق، تنهایی ـ دستمایه خلق آثاری عاشقانه است. بوبن بیش از آن که به مضامین و کلمات اهمیت دهد، به آوا و لحن کلام میپردازد؛ با این حال نوشتههای او سرشار از اندیشهاند. اندیشهای که از زندگی عاشقانه اش و از عشقش به زندگی سرچشمه میگیرد. برای بوبن نوشتن، سراییدنِ آواهاست.
اولین نوشته او در اوایل سال ۱۹۸۰ به نشر درآمد که مورد توجه افراد زیادی قرار نگرفت.
موفقیت او بعدها به لطف کتاب ؛
"بسیار فروتن" (The Very Low)
در سال ۱۹۹۲ حاصل شد.
کتاب ؛ "فراتر از بودن" او ادای احترام به یکی از دوستان مؤنث خود میباشد که بر اثر پارگی آنورسیم در سن ۴۴ سالگی درگذشت.
کریستین بوبن ، در سال ۱۹۹۷ پس از ۲۰ سال سبیلهای خود را تراشید.
گزيده اى چند ، از آثار كريستين بوبن :
▪️ ترس "نشدن" اگر بر ما غلبه كند، به بيماري "نيمه كاره رها كردن" مبتلا می شويم...!
▪️ما انسانها بر روی کره یِ زمین زندگی نمی کنیم ! بلکه سرزمینِ واقعی ما قلبِ کسانی است که دوستشان داریم ...
▪️در نقاشی لحظه ای فرا می رسد که نقاش می داند تابلویش تمام شده. چرایش را نمی داند. تنها به ناتوانی ناگهانی اش از ایجاد هر گونه تغییر در تابلو معترف می شود. تابلو و نقاش وقتی از هم جدا می شوند که دیگر به هم کمک نمی کنند. وقتی که تابلو دیگر نمی تواند به نقاش چیزی ببخشد. وقتی که نقاش دیگر نمی تواند به تابلو چیزی ببخشد. یک اثر وقتی تمام می شود که نقاش در برابرش به تنهایی مطلق رسیده باشد.
▪️زنی بود روستایی، تنها زن باسواد دهکده اش. درتمام عمر بدبختی به سرش باریده بود. یک روز از او پرسیدم مامان بزرگ چه چیزی در زندگی از همه مهم تر است؟ جوابش را فراموش نکرده ام، فقط یک چیز در زندگی به حساب می آید آن نشاط است. هیچ وقت اجازه نده کسی آن را از تو بگیرد.
▪️برای این که عاشق زنی بشویم، می بایست درون او، فضایی تهی و بیابانی وجود داشته باشد، چیزی که در جستجوی رنج و لذت است... می بایست منطقه ای از زندگی که هنوز دست نخورده است، زمینی نسوخته که نه او می شناسد و نه شما، وجود داشته باشد!
▪️ وقتی آدم کسی را دوست نداشته باشد، نه در این سوی زندگی و نه در آن سو، اهمیتی ندارد که نمیتواند او را ببیند. وقتی آدم کسی را دوست دارد، همیشه چیزی برای گفتن یا نوشتن به او پیدا میکند، تا آخر عمر. آنچه ترس را برمیانگیزد، ناشناختههاست. شما حقیقت را می گوئید و حقیقت سیلی یا تبریک و تحسین برایتان به ارمغان می آورد. از همه بدتر اینکه در هر صورت هیچکس حرفتان را باور نمی کند. حقیقت، باور نکردنی است. یک زن به تنهایی وقتی که عاشق باشد، زمین و آسمان را پر می کند، حتی اگر دخترکی هشت ساله باشد ...
▪️خوشحالم که به حرفم گوش نمی کنی، این رفتارت را می پسندم، نشانه ی خوبی است، خوب بزرگت کرده ایم، کوچولو، به تو یاد داده ایم که فقط حرفهای دلت را گوش کنی و بس راه درست برای بچه ها، هیچ وقت راه پدر و مادرشان نیست، هیچ وقت...
▪️ در زندگی کسانی هستند که مثل کتاب ها حرف میزنند،این افراد تصور میکنند برای این که دیگران به حرف هایشان گوش دهند باید لحنی جدی به کار ببرند. با صدایی وحی مانند حرف بزنند. از این آدم ها باید دوری کرد،بیشتر از یک دقیقه نمیتوان مودبانه به حرف هایشان گوش داد... حتی وقتی از حقیقت حرف میزنند حقیقت را با آنچه میگویند میکشند. ولی شگفت آور ترین شگفتی ها برخورد این جا و آنجا با آدم هایی است که بلدند مثل کتاب ها ساکت بمانند. آدم از نشست و برخاست با این افراد خسته نمیشود. چنان خودمانی اند که انگار آدم با خودش تنهاست ، رها ، آرام و دستخوش سکوت که حقیقت همه چیز است.
▪️هیچ چیز به اندازه یک کوه شبیه پدر نیست
▪️ همه ی ما به شکلی در زندگی یکدیگر موثریم و من فکر می کنم که اصلی ترین هنر این است که همیشه فاصله ها را حفظ کنیم. اگر بیش از حد به هم نزدیک شویم می سوزیم و اگر بیش ازحداز یکدیگردورشویم،یخ می زنیم.بایدبیاموزیم که فاصله مناسب راحفظ کنیم و ازآن جا تکان نخوریم.این آموختن نیزهماننددیگر چیزهایی که ازاعماق وجود می آموزیم، تنهاباتجربه ای سخت امکان پذیر است. بایدبابت آن بهایی بپردازیم تا متوجهش شویم.
✍️#محمدعظيمى
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
#بریده کتاب
آسودگی خیال در همه جا حضور دارد . در شور ونشاط جسورانه ی باران تابستان ، در ورق ورق کتابی که نیمه خوانده گوشه ای رها شده ، در زمزمه دعای سحرگاهی ، در صدای خش خش برگها ....
بنابراین اسودگی خیال در همه جا وجود دارد و اگر با کمبود ان مواجهید . به این دلیل است که شما هنر پذیرفتن ان را در خودکشف نکرده اید . پذیرفتن انچه به راحتی و همه جا در اطراف شما قرار دارد ...
#دیوانه وار
#کریستین بوبن
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
#بریده کتاب
آسودگی خیال در همه جا حضور دارد . در شور ونشاط جسورانه ی باران تابستان ، در ورق ورق کتابی که نیمه خوانده گوشه ای رها شده ، در زمزمه دعای سحرگاهی ، در صدای خش خش برگها ....
بنابراین اسودگی خیال در همه جا وجود دارد و اگر با کمبود ان مواجهید . به این دلیل است که شما هنر پذیرفتن ان را در خودکشف نکرده اید . پذیرفتن انچه به راحتی و همه جا در اطراف شما قرار دارد ...
#دیوانه وار
#کریستین بوبن
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
🌿 قصه ی قشنگ کارآفرینی " ايرواني " !
فعالیت 37 ساله ی بابام ( حاج حسن آقای حلاجیان در کفش ملی ) باعث شده که دوستانم ( ازجمله آمهدی گازر ) از سر لطف ، مطالبی رو برام بفرستن . این متن هم خیلی عالی بود :
در سال 1330کفش ایرانی ها گیوه و نعلین و گالش بود و از طرفی شهر نشینی باب شده بود. یک جوان اصالتا شیرازی،به نام محمد تقی ایروانی، پیش خودش فکر کرد که مردم ممکن است بی نان سر کنند، اما بی کفش نمیتوانند دنبال نان بدوند!
به قول او نمیتوان شهرنشینی کرد، آن هم بدون کفش و پابرهنه؛ پس مردم به دوچیز نیاز دارند. یکی نان و یکی کفش! با این فکر به کشور چکسلواکی رفت و دو کارشناس چک استخدام کرد و یک دستگاه اتوکلاو کفش خرید و به ایران آمد و در خیابان گلوبندک پاساژی ساخت که کفش تولید کند.
ایروانی کارش با 35 کارگر کارش را شروع کرد؛ او کمر همت بست و چون سوداهای بزرگ در سر داشت، با وام و پس انداز و ارث و ..، زمین بزرگ تری در مهرآباد کرج خرید و در آن محل اول یک مسجد ساخت و بعد کارخانه ی تولید کفشش را هم به آنجا منتقل کرد. محمد تقی کم و بیش، از این و آن، سرزنش میشنید که ،"تا وقتی کفش خارجی هست، چه کسی گیوه و گالش ایرانی میخرد؟؟".
اما این حرفها او را دلسرد نکرد و کم کم طوری شد که در سال 1337 ، کفش چرمی ای تولید کرد که مرگ نداشت!!!! او کفش ها را با قیمت 4تومان میفروخت. این در حالی بود که کفش خارجی آن زمان ده تومان بود و آن دوام و زیبایی را نداشت!!!!!
جالب اینکه ایروانی، در سال 1343 شرکتی با هدف پرورش 22 کودک دو ماهه تا 2ساله تاسیس کرد تا در آینده، این کودکان، از مدیران کارخانه اش و مدیران ایرانی بشنود. " نی نی پرارین" قرار بر این شد بخشی از درآمدش به مصارف تحصیلی این22 کودک برسد و خوارک، پوشاک و وسایل زندگی ساده و کم خرج آنها همه به عهده ی خودش باشد.
قانونی هم وضع کرد که هیچ کدام از این کودکانِ تحت سرپرستی او، بعد از رسیدن به سن 18 سالگی، هیچ تعهدی نسبت به او ندارند و آزادند که هرجور دلشان خواست زندگی کنند!! فقط انتظار او اینست که نسبت به "تحصیل" جدی باشند و "اسلام" و "حسن اخلاق" را اساس کارشان قرار بدهند.
ایروانی، طی سال های 35 تا 1357 بیش از 50 شرکت تاسیس کرد و برای کارگرانش خانه ی سازمانی ساخت و سرویس رایگان ایاب و ذهاب در نظر گرفت!!!
القصه کسب و کار او توسعه پیدا کرد و در سال 57، شرکت کفش محمد تقی ایروانی، با وقوع انقلاب مصادره شد و متاسفانه به دلایلی مثل ضعف مدیریت و واگذار نکردن آن به بخش خصوصی، کارخانه ای که روزگاری، 10هزار خانوار کارگری را به خوبی اداره میکرد، 4 میلیارد و هشتصد میلیون تومانِ آن زمان، ضرر داد!!!!!!!!!! قلب کارخانه از تپش ایستاد و کارخانه ی او هم به مرور، تبدیل به انبار ماشین ها و خودروهای سایپا شد!
ایروانی، با دل شکسته به آمریکا رفت و کودکان تحت نظرش، که آن زمان 14 تا 16 ساله شده بودند را هم، با هزینه ی خودش به خارج از کشور برد؛ و در آنجا کارخانه ی چرمسازی بوستون را تاسیس کرد و باز هم کفش تولید کرد! و سرانجام در 12بهمن ماه سال 1384 بعد از یک روزِ کاملِ کاری در غربت از دنیا رفت.
محمد تقی ایروانی، همان موسس کفش "ملی" بود. همان کفشی که در کودکیِ خیلی از ما، مرگ نداشت. همه ی ماها از آن کفش ها پوشیده ایم و از کفش ملی خاطره داریم! تنگ میشد اما خراب نمیشد! هم اکنون از پرسنل 10 هزار نفریِ کفشِ ملی، فقط و فقط 700 نفر باقی مانده اند که در کفش گنجه و بخشهای بازرگانی مشغول به کارند.
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
🌿 قصه ی قشنگ کارآفرینی " ايرواني " !
فعالیت 37 ساله ی بابام ( حاج حسن آقای حلاجیان در کفش ملی ) باعث شده که دوستانم ( ازجمله آمهدی گازر ) از سر لطف ، مطالبی رو برام بفرستن . این متن هم خیلی عالی بود :
در سال 1330کفش ایرانی ها گیوه و نعلین و گالش بود و از طرفی شهر نشینی باب شده بود. یک جوان اصالتا شیرازی،به نام محمد تقی ایروانی، پیش خودش فکر کرد که مردم ممکن است بی نان سر کنند، اما بی کفش نمیتوانند دنبال نان بدوند!
به قول او نمیتوان شهرنشینی کرد، آن هم بدون کفش و پابرهنه؛ پس مردم به دوچیز نیاز دارند. یکی نان و یکی کفش! با این فکر به کشور چکسلواکی رفت و دو کارشناس چک استخدام کرد و یک دستگاه اتوکلاو کفش خرید و به ایران آمد و در خیابان گلوبندک پاساژی ساخت که کفش تولید کند.
ایروانی کارش با 35 کارگر کارش را شروع کرد؛ او کمر همت بست و چون سوداهای بزرگ در سر داشت، با وام و پس انداز و ارث و ..، زمین بزرگ تری در مهرآباد کرج خرید و در آن محل اول یک مسجد ساخت و بعد کارخانه ی تولید کفشش را هم به آنجا منتقل کرد. محمد تقی کم و بیش، از این و آن، سرزنش میشنید که ،"تا وقتی کفش خارجی هست، چه کسی گیوه و گالش ایرانی میخرد؟؟".
اما این حرفها او را دلسرد نکرد و کم کم طوری شد که در سال 1337 ، کفش چرمی ای تولید کرد که مرگ نداشت!!!! او کفش ها را با قیمت 4تومان میفروخت. این در حالی بود که کفش خارجی آن زمان ده تومان بود و آن دوام و زیبایی را نداشت!!!!!
جالب اینکه ایروانی، در سال 1343 شرکتی با هدف پرورش 22 کودک دو ماهه تا 2ساله تاسیس کرد تا در آینده، این کودکان، از مدیران کارخانه اش و مدیران ایرانی بشنود. " نی نی پرارین" قرار بر این شد بخشی از درآمدش به مصارف تحصیلی این22 کودک برسد و خوارک، پوشاک و وسایل زندگی ساده و کم خرج آنها همه به عهده ی خودش باشد.
قانونی هم وضع کرد که هیچ کدام از این کودکانِ تحت سرپرستی او، بعد از رسیدن به سن 18 سالگی، هیچ تعهدی نسبت به او ندارند و آزادند که هرجور دلشان خواست زندگی کنند!! فقط انتظار او اینست که نسبت به "تحصیل" جدی باشند و "اسلام" و "حسن اخلاق" را اساس کارشان قرار بدهند.
ایروانی، طی سال های 35 تا 1357 بیش از 50 شرکت تاسیس کرد و برای کارگرانش خانه ی سازمانی ساخت و سرویس رایگان ایاب و ذهاب در نظر گرفت!!!
القصه کسب و کار او توسعه پیدا کرد و در سال 57، شرکت کفش محمد تقی ایروانی، با وقوع انقلاب مصادره شد و متاسفانه به دلایلی مثل ضعف مدیریت و واگذار نکردن آن به بخش خصوصی، کارخانه ای که روزگاری، 10هزار خانوار کارگری را به خوبی اداره میکرد، 4 میلیارد و هشتصد میلیون تومانِ آن زمان، ضرر داد!!!!!!!!!! قلب کارخانه از تپش ایستاد و کارخانه ی او هم به مرور، تبدیل به انبار ماشین ها و خودروهای سایپا شد!
ایروانی، با دل شکسته به آمریکا رفت و کودکان تحت نظرش، که آن زمان 14 تا 16 ساله شده بودند را هم، با هزینه ی خودش به خارج از کشور برد؛ و در آنجا کارخانه ی چرمسازی بوستون را تاسیس کرد و باز هم کفش تولید کرد! و سرانجام در 12بهمن ماه سال 1384 بعد از یک روزِ کاملِ کاری در غربت از دنیا رفت.
محمد تقی ایروانی، همان موسس کفش "ملی" بود. همان کفشی که در کودکیِ خیلی از ما، مرگ نداشت. همه ی ماها از آن کفش ها پوشیده ایم و از کفش ملی خاطره داریم! تنگ میشد اما خراب نمیشد! هم اکنون از پرسنل 10 هزار نفریِ کفشِ ملی، فقط و فقط 700 نفر باقی مانده اند که در کفش گنجه و بخشهای بازرگانی مشغول به کارند.
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
_آیا با حذف یک نفر مشکلات دیگری ایجاد نخواهد کرد؟هر کشتاری پلیس را باهوش تر میکند و مردم را به طرف تجاوز و وحشیگری می کشاند.در آخر کار اوضاع از اول هم بدتر می شود.
_فکر میکنی وقتی #انقلاب شود چه اتفاقی بیفتد؟مردم به وحشیگری عادت نخواهد کرد؟جنگ جنگ است.
_آری،اما #انقلاب واقعی مسئله دیگری است.زندگی مردم یک لحظه تغییر میکند و قیمتی است که ما باید برای #پیشرفت خود بپردازیم.
مطالعه گروهی #خرمگس #اتل_لیلیان_وینیچ
#برگ232
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
_آیا با حذف یک نفر مشکلات دیگری ایجاد نخواهد کرد؟هر کشتاری پلیس را باهوش تر میکند و مردم را به طرف تجاوز و وحشیگری می کشاند.در آخر کار اوضاع از اول هم بدتر می شود.
_فکر میکنی وقتی #انقلاب شود چه اتفاقی بیفتد؟مردم به وحشیگری عادت نخواهد کرد؟جنگ جنگ است.
_آری،اما #انقلاب واقعی مسئله دیگری است.زندگی مردم یک لحظه تغییر میکند و قیمتی است که ما باید برای #پیشرفت خود بپردازیم.
مطالعه گروهی #خرمگس #اتل_لیلیان_وینیچ
#برگ232
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
مردی سوارکار به سرعت در حال تازیدن بود. به نظر میرسید به جای مهمی میرود.
مرد دیگری در کنار جاده ایستاده بود فریاد زد: کجا می روی؟
مرد سواره پاسخ داد: نمیدانم از اسب بپرس!
این داستان زندگی اغلب مردم است، کسانی که سوار بر اسب عادتهایشان هستند بدون هیچ ایدهای...!
اثر مرکب | #دارن_هاردی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
مردی سوارکار به سرعت در حال تازیدن بود. به نظر میرسید به جای مهمی میرود.
مرد دیگری در کنار جاده ایستاده بود فریاد زد: کجا می روی؟
مرد سواره پاسخ داد: نمیدانم از اسب بپرس!
این داستان زندگی اغلب مردم است، کسانی که سوار بر اسب عادتهایشان هستند بدون هیچ ایدهای...!
اثر مرکب | #دارن_هاردی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
سخنرانی دکتر #عبدالکریم_سروش
موضوع : عنوان : #غلبه_خوبی ها بر #بدی_ها
شب 27 ماه رمضان سال 95
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
Telegram
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
"درسهای امپراتور ژاپن برای رهبر جمهوری اسلامی"...!
#فرزانه_روستایی_روزنامه_نگار حوزه بین الملل
در شباهت ایران امروز و ژاپن ۷۳ سال پیش، میتوان به ماجرای تسلیم ژاپن در آخرین روزهای جنگ جهانی دوم رجوع کرد. به دردناکترین حادثه زندگی امپراطور ژاپن و آن شبی که امپراتور جوان تصمیم گرفت اولتیماتوم ژنرال مک آرتور فرمانده ارتش آمریکا را بپذیرد و ژاپن را تسلیم ارتش آمریکا کند. امپراتور هیات دولت و ژنرالها را به کاخ امپراتوری دعوت کرد تا آنها را در جریان تصمیم خود برای پذیرش اولتیماتوم آمریکا و تسلیم بدون قید و شرط ارتش این کشور قرار دهد. در ژاپن هم مانند ولایت فقیه ایران امپراتور چیزی بین سایه یا مهر خدا یا پسر خدا در زمین بود که از آسمان نازل شده است؛ با این تفاوت که در آن زمان هیچ شهروندی خود را مجاز نمیدانست تا صدای امپراتور را بشنود یا سیمای او را ببیند. تا حدی که اگر کسی با کاروان حامل امپراتور مواجه میشد باید سر خود را به قدری پایین میآورد یا به سمت دیگر بر میگرداند تا چیزی از امپراتور مقدس را رویت نکرده باشد
امپراتور تصمیم گرفته بود تا نوار سخنرانی تسلیم خود را در حضور ژنرالها ضبط کند یا آن را به اطلاع آنها برساند. ژنرالهای قدر قدرت ارتش که بعد از نابودی پایگاه دریایی پرل هاربر در هاوایی کمکم خود را برای بمباران لسآنجلس آماده میکردند، به التماس افتادند تا ژاپن تسلیم نشود .فرماندهان نیروی دریایی و هوایی مقابل امپراتور زانو زدند تا او را منصرف کنند. اما کشتهشدن صدها هزار نفر که با بمب اتمی در هیروشیما و ناگازاکی دود شده بودند و صدها هزار نفر دیگر که با سوختگیهای رادیواکتیو همه بیمارستانها را پر کرده بودند، امپراتور را به نقطه بیبازگشتی رسانده بود تا آخرین چیزهایی که از ژاپن باقیمانده بود را نجات دهد.
همزمان، ژنرال مک آرتور و هری ترومن، رئیسجمهوری وقت آمریکا، نیز دچار یک اختلاف نظر خطرناک بودند. مک آرتور خواستار صدور مجوز بمباران اتمی سومین شهر ژاپن بود اما رئیسجمهوری آمریکا از امضای سندی که قتل عام همزمان این همه انسان را صادر میکرد، امتناع داشت. با این حال، امپراتور در حالی جلسه با فرماندهان نظامی را ترک کرد که ژنرالها از قبل صدها نفر را مامور کرده بودند تا با حمله به محل جلسه٬ نوار سخنرانی امپراتور را توقیف و نابود کنند. در جریان این کودتا و مبادله آتش بین سربازها و محافظان امپراتور دهها نفر کشته شدند و ژنرالهایی که تا ساعتی قبل در مقابل هیروهیتو زانو زده بودند، حمام خونی از محافظان امپراتور به راه انداختند. ماموران و درباریان امین هیروهیتو از تونلهای مخفی خود را به بیرون کاخ رسانده و ساعتی بعد نوار سخنرانی امپراتور را به رادیو بردند و در ۱۵ اگوست ۱۹۴۵ برای اولین بار در تاریخ ژاپن مردم صدای امپراتور را شنیدند که همه شروط ژنرالهای آمریکایی را پذیرفته و ژاپن را تسلیم ژنرال مک آرتور کرد.
هیروهیتو تنها امپراتور تاریخ بشر است که در زمان حیات او کشورش دو بار به ابرقدرتی جهانی تبدیل شد و یکبار نیز در اثر جنگ کاملا ویران و تسلیم شد. ژاپن پس از تسلیم به آمریکا، با تنظیم بودجهای که تقریبا هیچ بودجه نظامی یا دفاعی در آن تعریف نشده بود، بعد از بیست سال دوباره به یک ابر قدرت اقتصادی بینظیر در جهان تبدیل شد و هیروشیما و ناگازاکی هم بهتر از قبل بازسازی شدند.
برخلاف آنچه در مورد امپراتور ژاپن نوشه شده٬ در تاریخ خواهد آمد که در زمان رهبر فعلی جمهوری اسلامی٬ کشور ایران دو بار در اثر دو تحریم بینالمللی رو به ویران رفت و هیچگاه کشور شاهد آبادانی چشمگیری هم نبود. اما برای اصلاح تاریخ هنوز فرصت هست و میتوان از تجربه استثنایی امپراتور ژاپن بهره برد و کشور را از تبدیل شدن به یک لیبی یا عراق دیگر نجات داد، زیرا هر آنچه بر سر کشور بیاید تاریخ آن را به حساب دونالد ترامپ یا نتانیاهو نخواهد گذاشت. ولی در تاریخ خواهد آمد که رهبر۸۰ ساله ایران دریافت نکرد که کوتاه آمدن در دیپلماسی، عقبنشینی در جنگ و بعضا حتی تسلیم شدن به دشمن، همه و همه نماهای مختلف قدرت دیپلماسی-جنگ هستند٬ و اینکه آنچه نباید از دست برود خاک و آسایش مردمی است که بر روی آن زندگی میکنند.
بی تردید نظام بین الملل اصلا نظام عادلانه ای نیست، اما اینقدر هم که ما چهل سال علیه آن تبلیغ کردیم هم ظالمانه نبوده است. ۲۵۰ کشور از بعد از جنگ جهانی دوم تاکنون در کنار هم زندگی کرده اند و بعضا با هم اختلافی داشتهاند و کار به جنگ کشیده است. اما صلح و تبادل اقتصادی همیشه قاعده و جنگ استثنا بوده است. از میان همه کشورها فقط سه کشور ایران٬ کوبا و کره شمالی طولانیترین تاریخچه درگیری با آمریکا را داشتهاست.
بازهم از میان این ۲۵۰ کشور فقط ایران است که به نمایندگی از جهان اسلام و اعراب و فلسطینیها با اسراییل👇👇
"درسهای امپراتور ژاپن برای رهبر جمهوری اسلامی"...!
#فرزانه_روستایی_روزنامه_نگار حوزه بین الملل
در شباهت ایران امروز و ژاپن ۷۳ سال پیش، میتوان به ماجرای تسلیم ژاپن در آخرین روزهای جنگ جهانی دوم رجوع کرد. به دردناکترین حادثه زندگی امپراطور ژاپن و آن شبی که امپراتور جوان تصمیم گرفت اولتیماتوم ژنرال مک آرتور فرمانده ارتش آمریکا را بپذیرد و ژاپن را تسلیم ارتش آمریکا کند. امپراتور هیات دولت و ژنرالها را به کاخ امپراتوری دعوت کرد تا آنها را در جریان تصمیم خود برای پذیرش اولتیماتوم آمریکا و تسلیم بدون قید و شرط ارتش این کشور قرار دهد. در ژاپن هم مانند ولایت فقیه ایران امپراتور چیزی بین سایه یا مهر خدا یا پسر خدا در زمین بود که از آسمان نازل شده است؛ با این تفاوت که در آن زمان هیچ شهروندی خود را مجاز نمیدانست تا صدای امپراتور را بشنود یا سیمای او را ببیند. تا حدی که اگر کسی با کاروان حامل امپراتور مواجه میشد باید سر خود را به قدری پایین میآورد یا به سمت دیگر بر میگرداند تا چیزی از امپراتور مقدس را رویت نکرده باشد
امپراتور تصمیم گرفته بود تا نوار سخنرانی تسلیم خود را در حضور ژنرالها ضبط کند یا آن را به اطلاع آنها برساند. ژنرالهای قدر قدرت ارتش که بعد از نابودی پایگاه دریایی پرل هاربر در هاوایی کمکم خود را برای بمباران لسآنجلس آماده میکردند، به التماس افتادند تا ژاپن تسلیم نشود .فرماندهان نیروی دریایی و هوایی مقابل امپراتور زانو زدند تا او را منصرف کنند. اما کشتهشدن صدها هزار نفر که با بمب اتمی در هیروشیما و ناگازاکی دود شده بودند و صدها هزار نفر دیگر که با سوختگیهای رادیواکتیو همه بیمارستانها را پر کرده بودند، امپراتور را به نقطه بیبازگشتی رسانده بود تا آخرین چیزهایی که از ژاپن باقیمانده بود را نجات دهد.
همزمان، ژنرال مک آرتور و هری ترومن، رئیسجمهوری وقت آمریکا، نیز دچار یک اختلاف نظر خطرناک بودند. مک آرتور خواستار صدور مجوز بمباران اتمی سومین شهر ژاپن بود اما رئیسجمهوری آمریکا از امضای سندی که قتل عام همزمان این همه انسان را صادر میکرد، امتناع داشت. با این حال، امپراتور در حالی جلسه با فرماندهان نظامی را ترک کرد که ژنرالها از قبل صدها نفر را مامور کرده بودند تا با حمله به محل جلسه٬ نوار سخنرانی امپراتور را توقیف و نابود کنند. در جریان این کودتا و مبادله آتش بین سربازها و محافظان امپراتور دهها نفر کشته شدند و ژنرالهایی که تا ساعتی قبل در مقابل هیروهیتو زانو زده بودند، حمام خونی از محافظان امپراتور به راه انداختند. ماموران و درباریان امین هیروهیتو از تونلهای مخفی خود را به بیرون کاخ رسانده و ساعتی بعد نوار سخنرانی امپراتور را به رادیو بردند و در ۱۵ اگوست ۱۹۴۵ برای اولین بار در تاریخ ژاپن مردم صدای امپراتور را شنیدند که همه شروط ژنرالهای آمریکایی را پذیرفته و ژاپن را تسلیم ژنرال مک آرتور کرد.
هیروهیتو تنها امپراتور تاریخ بشر است که در زمان حیات او کشورش دو بار به ابرقدرتی جهانی تبدیل شد و یکبار نیز در اثر جنگ کاملا ویران و تسلیم شد. ژاپن پس از تسلیم به آمریکا، با تنظیم بودجهای که تقریبا هیچ بودجه نظامی یا دفاعی در آن تعریف نشده بود، بعد از بیست سال دوباره به یک ابر قدرت اقتصادی بینظیر در جهان تبدیل شد و هیروشیما و ناگازاکی هم بهتر از قبل بازسازی شدند.
برخلاف آنچه در مورد امپراتور ژاپن نوشه شده٬ در تاریخ خواهد آمد که در زمان رهبر فعلی جمهوری اسلامی٬ کشور ایران دو بار در اثر دو تحریم بینالمللی رو به ویران رفت و هیچگاه کشور شاهد آبادانی چشمگیری هم نبود. اما برای اصلاح تاریخ هنوز فرصت هست و میتوان از تجربه استثنایی امپراتور ژاپن بهره برد و کشور را از تبدیل شدن به یک لیبی یا عراق دیگر نجات داد، زیرا هر آنچه بر سر کشور بیاید تاریخ آن را به حساب دونالد ترامپ یا نتانیاهو نخواهد گذاشت. ولی در تاریخ خواهد آمد که رهبر۸۰ ساله ایران دریافت نکرد که کوتاه آمدن در دیپلماسی، عقبنشینی در جنگ و بعضا حتی تسلیم شدن به دشمن، همه و همه نماهای مختلف قدرت دیپلماسی-جنگ هستند٬ و اینکه آنچه نباید از دست برود خاک و آسایش مردمی است که بر روی آن زندگی میکنند.
بی تردید نظام بین الملل اصلا نظام عادلانه ای نیست، اما اینقدر هم که ما چهل سال علیه آن تبلیغ کردیم هم ظالمانه نبوده است. ۲۵۰ کشور از بعد از جنگ جهانی دوم تاکنون در کنار هم زندگی کرده اند و بعضا با هم اختلافی داشتهاند و کار به جنگ کشیده است. اما صلح و تبادل اقتصادی همیشه قاعده و جنگ استثنا بوده است. از میان همه کشورها فقط سه کشور ایران٬ کوبا و کره شمالی طولانیترین تاریخچه درگیری با آمریکا را داشتهاست.
بازهم از میان این ۲۵۰ کشور فقط ایران است که به نمایندگی از جهان اسلام و اعراب و فلسطینیها با اسراییل👇👇
درگیر است و کوتاه نمیآید. نظام بینالملل امروز به گونهای چیده شده است که حتی اختلاف داشتن با یک کشور هم زیاد از حد است٬اما جمهوری اسلامی این را درک نمیکند. به همین دلیل٬ تنها راهکار خروج ایران از بزرگترین تحریم تاریخ روابط بینالملل کنار آمدن با جامعه جهانی و کنار آمدن با آمریکا و نیز با اسراییل است. شک نکنید که اسراییل و بخش مهمی از جمهوریخواهان خواهان کنار آمدن با ایران نیستند و خواستار تخریب هر روندی در عادیسازی روابط با ایران هستند و از تنش با ایران سود میبرند. اما شاید بتوان گفت ادبیات رهبر ایران و عملکرد گروههایی که در دفتر او نفوذ دارند یا به قول خودشان از این دفتر الهام میگیرند بیشترین نقش را در زمینهسازی برای تخریب روابط جهان با ایران را بر عهده داشتهاند و همیشه سرفصل سخنرانیهای نتانیاهو علیه ایران از همین سخنرانیها و لابیها الهام گرفته شده است. برای خارج شدن از بحران فعلی رفع این نقیصه اهمیت زیادی دارد.
سرهنگ قذافی یا امپراتور ژاپن
توالی برخی از رخدادهای مهم کشور ایران را در لبه پرتگاهی قرار داده است که بی رودربایستی ادامه این روند بیشک به جنگ داخلی و تجزیه کشور و ضدیت با اسلام و آخوندکشی منجر خواهد کرد. هر قدر گفته شد و نوشتیم که با موشک ترامپ را آزمایش نکنید و برای اسراییل خط و نشان نکشید و عربستان سعودی را به دامان نتانیاهو نرانید و قوه قضاییه را فدای سعید طوسی و سعید مرتضوی نکنید٬ پای خود را در باتلاق یمن نکنید و استراتژی خانمانسوز «راه قدس از کربلا میگذرد » را در سوریه کپی پیست نکنید، گوش نکردند. تا اینکه امثال علیاکبر ولایتی و محسن رضایی و لشگری از امنیتیهای سپاه و وزارت اطلاعات و لباس شخصیها٬ و جاسوسان موساد و سازمان مجاهدین خلق، کشور را به روزی نشاندند که بیشتر شبیه بمبهای عمل نکرده زمان جنگ شده است که بالاخره امروز یا پس فردا منفجر خواهد شد و همه چیز و همه کس را با خودش به ته چالهای میکشاند که به نفع هیچکس نیست.
در ایران همه فرصتها با هم سوخت. برای اداره امور داخلی کشور سرکوب سیستماتیک و خفقان عمومی را انتخاب کردند. در سیاست خارجی کسانی که پشت پروژه آتش زدن سفارت عربستان قرار داشتند ماموریت داشتند تا کشور را به نقطه بیبازگشت امروز بکشانند. ادامه حضور ایران در سوریه و حیات خلوت سعودیها به نفع ما نبود. فعالیتهای هستهای و صرف بیش از صد میلیارد دلار هزینه که ما میدانیم برای حفظ رژیم بوده است نه حفظ کشور٬ وبال گردن مردم ایران شده است. استفاده از موشکهای صنایع دفاعی کشور در بازیهای کودکانه علیه اسراییل٬ دفاع از صنایع موشکی کشور و بقای آن را بس دشوار کرده است. دشمنی با اسراییل و اصرار بر قضیه فلسطین که هیچگاه ربطی به ایران نداشته است، کشور را بازیچه حزبالله لبنان و آلت دست نظامیان بیمنطق کرد. با این حال٬ تا فرصت هست و میتوان با کنار آمدن با جامعه جهانی و کنار گذاشتن سیاست خارجی ایدئولوژیک٬ به احتمال زیاد این نقصانها را به فرصت تبدیل کرد...!
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
سرهنگ قذافی یا امپراتور ژاپن
توالی برخی از رخدادهای مهم کشور ایران را در لبه پرتگاهی قرار داده است که بی رودربایستی ادامه این روند بیشک به جنگ داخلی و تجزیه کشور و ضدیت با اسلام و آخوندکشی منجر خواهد کرد. هر قدر گفته شد و نوشتیم که با موشک ترامپ را آزمایش نکنید و برای اسراییل خط و نشان نکشید و عربستان سعودی را به دامان نتانیاهو نرانید و قوه قضاییه را فدای سعید طوسی و سعید مرتضوی نکنید٬ پای خود را در باتلاق یمن نکنید و استراتژی خانمانسوز «راه قدس از کربلا میگذرد » را در سوریه کپی پیست نکنید، گوش نکردند. تا اینکه امثال علیاکبر ولایتی و محسن رضایی و لشگری از امنیتیهای سپاه و وزارت اطلاعات و لباس شخصیها٬ و جاسوسان موساد و سازمان مجاهدین خلق، کشور را به روزی نشاندند که بیشتر شبیه بمبهای عمل نکرده زمان جنگ شده است که بالاخره امروز یا پس فردا منفجر خواهد شد و همه چیز و همه کس را با خودش به ته چالهای میکشاند که به نفع هیچکس نیست.
در ایران همه فرصتها با هم سوخت. برای اداره امور داخلی کشور سرکوب سیستماتیک و خفقان عمومی را انتخاب کردند. در سیاست خارجی کسانی که پشت پروژه آتش زدن سفارت عربستان قرار داشتند ماموریت داشتند تا کشور را به نقطه بیبازگشت امروز بکشانند. ادامه حضور ایران در سوریه و حیات خلوت سعودیها به نفع ما نبود. فعالیتهای هستهای و صرف بیش از صد میلیارد دلار هزینه که ما میدانیم برای حفظ رژیم بوده است نه حفظ کشور٬ وبال گردن مردم ایران شده است. استفاده از موشکهای صنایع دفاعی کشور در بازیهای کودکانه علیه اسراییل٬ دفاع از صنایع موشکی کشور و بقای آن را بس دشوار کرده است. دشمنی با اسراییل و اصرار بر قضیه فلسطین که هیچگاه ربطی به ایران نداشته است، کشور را بازیچه حزبالله لبنان و آلت دست نظامیان بیمنطق کرد. با این حال٬ تا فرصت هست و میتوان با کنار آمدن با جامعه جهانی و کنار گذاشتن سیاست خارجی ایدئولوژیک٬ به احتمال زیاد این نقصانها را به فرصت تبدیل کرد...!
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
برای آنهایی که به خداوند #عقیده دارند ، پاسخ بیشترِ سوالاتِ بزرگ داده شده است...
امّا برای آن دسته از ما که نمی توانند به سادگی فرمولِ #خداوند را بپذیرند ، جوابهای بزرگ مانندِ سنگ نوشته نمی مانند .
ما خودمان را با موقعیت ها و کشفیاتِ جدید #تطبیق می دهیم .
ما انعطاف پذیر هستیم .
#عشق نباید یک دستور ، یا حکم قضایی باشد .
ما اینجا هستیم تا آموخته های کلیسا ، مساجد ، مراجع دولتی و سیستم های آموزشیِ مان را #یاد_نگیریم .
ما اینجا هستیم تا شراب بخوریم...
ما اینجا هستیم تا جنگ را از بین ببریم...
ما اینجا هستیم تا به شگفتیها بخندیم...
و #زندگی مان را چنان به خوبی خواهیم گذراند ، که #مرگ ، از همراه بردنِ ما بر خود خواهد لرزید...!!!
#چارلز_بوکوفسکی
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
@flith
برای آنهایی که به خداوند #عقیده دارند ، پاسخ بیشترِ سوالاتِ بزرگ داده شده است...
امّا برای آن دسته از ما که نمی توانند به سادگی فرمولِ #خداوند را بپذیرند ، جوابهای بزرگ مانندِ سنگ نوشته نمی مانند .
ما خودمان را با موقعیت ها و کشفیاتِ جدید #تطبیق می دهیم .
ما انعطاف پذیر هستیم .
#عشق نباید یک دستور ، یا حکم قضایی باشد .
ما اینجا هستیم تا آموخته های کلیسا ، مساجد ، مراجع دولتی و سیستم های آموزشیِ مان را #یاد_نگیریم .
ما اینجا هستیم تا شراب بخوریم...
ما اینجا هستیم تا جنگ را از بین ببریم...
ما اینجا هستیم تا به شگفتیها بخندیم...
و #زندگی مان را چنان به خوبی خواهیم گذراند ، که #مرگ ، از همراه بردنِ ما بر خود خواهد لرزید...!!!
#چارلز_بوکوفسکی
کانال پرواز فکرو اندیشه
@flith
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان نود و چهار
#طوس_و_گیو_جنگ_دوم_تورانیان
پیران یک ترک چرب زبان را نزد طوس فرستاد که من به سیاوش و فرنگیس و شاه خوبیها کرده ام و نهصد نفر از تبارم را از دست داده ام . طوس غمگین شد و گفت مرا با تو پیکاری نیست . خود را آزاد کن و اگر آنچه میگویی راست است بدون سپاه به ایران بیا تا شاه نیکی ها تو را پاداش دهد. پیران پاسخ داد اکنون همه کسانم را که پند مرا میپذیرند باخود به ایران می آورم.
بایران گذارم بر وبوم و رخت
سر نامور بهتر از تاج و تخت
از آن سوی پیران پیامی برای افراسیاب فرستاد که من تاکنون با پیام های خود ایرانیان را فریب داده ام هرچه زودتر سپاهی به اینجا بفرست.
دهم روز لشکر به پیران رسید
سپاهی کزو شد زمین ناپدید
چو لشکر بیاسود روزی بداد
سپه برگرفت و بنه برنهاد
زپیمان بگردید وز یاد عهد
بیامد دمان تا لب رود شهد
به طوس خبر دادند که پیران سخن جز به فریب نگفته و آماده جنگ شده است. از سپاه توران پهلوانی به نام ارژنگ به مصاف طوس آمد
بزد بر سر و ترگ آن نامور
تو گفتی تنش سر نیاورد بار
برآمد زایران سپه بوق وکوس
که پیروز باد سرافراز طوس
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان نود و چهار
#طوس_و_گیو_جنگ_دوم_تورانیان
پیران یک ترک چرب زبان را نزد طوس فرستاد که من به سیاوش و فرنگیس و شاه خوبیها کرده ام و نهصد نفر از تبارم را از دست داده ام . طوس غمگین شد و گفت مرا با تو پیکاری نیست . خود را آزاد کن و اگر آنچه میگویی راست است بدون سپاه به ایران بیا تا شاه نیکی ها تو را پاداش دهد. پیران پاسخ داد اکنون همه کسانم را که پند مرا میپذیرند باخود به ایران می آورم.
بایران گذارم بر وبوم و رخت
سر نامور بهتر از تاج و تخت
از آن سوی پیران پیامی برای افراسیاب فرستاد که من تاکنون با پیام های خود ایرانیان را فریب داده ام هرچه زودتر سپاهی به اینجا بفرست.
دهم روز لشکر به پیران رسید
سپاهی کزو شد زمین ناپدید
چو لشکر بیاسود روزی بداد
سپه برگرفت و بنه برنهاد
زپیمان بگردید وز یاد عهد
بیامد دمان تا لب رود شهد
به طوس خبر دادند که پیران سخن جز به فریب نگفته و آماده جنگ شده است. از سپاه توران پهلوانی به نام ارژنگ به مصاف طوس آمد
بزد بر سر و ترگ آن نامور
تو گفتی تنش سر نیاورد بار
برآمد زایران سپه بوق وکوس
که پیروز باد سرافراز طوس
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️