کانال پرواز فکرواندیشه
@flith
کلوخاندازان
مؤمنین طبقه اول و دوم تقریبا از زن و مرد کلوخاندازان را اینطور برگزار میکردند که مردها از روی حسابی که میخواستند به پیشواز رمضان که از سه روز تا یک روز قبل از آن بود بروند به اصلاح و حمام رفته، سرها را تراشیده، ریشها را توپی و محرابی و قبضهیی و دورگیوهیی آرایش داده، حنائیها حنا بسته، خضابیها خضاب میگذاشتند و بقول خودشان دیگ و دیگور، ملاقه! را سفید میکردند و زنها بند و برمه ی مفصّل نموده، طاس و دولچه را به سفیدگری میدادند! و حمام سفت و سختی رفته، بزکهای تند و تیزی کرده، قشنگترین لباسها را پوشیده، لذیذترین غذاها را پخته، همراه شیرینی، آجیلی که مردها از کوچه میآوردند، عیش را برقرار و از یک بار تا هرچند باری که توانائی مرد بود کلوخاندازان میگرفتند!
بعد از آنها، کلوخاندازان دسته دوم بود که رنگ و بوی بیشتری داشت و مردها سر و صورتهائی را که از شب عید غدیر و شب عید نوروز تا آن روز اصلاح نکرده بودند اصلاح کرده، ماشین و تیغ میانداختند و زنها دستی به خود برده، بالا و پائین را تمیز میکردند و در این کلوخاندازان بود که وسمهجوشها بر سر سهپایههای منقلها رفته، تخمه آجیلها فراهم میشد و از بعد از ظهر آنشب، همه کارهای خود را کنار گذارده به آرایش و به نمونه اشعار زیر به زدن و خواندن
طهران قدیم، میپرداختند.
آبجی خانم یادت نره امشبو / شوورو بگو خوابت نره امشبو
بگو واست آب حیات آوردم / بزار تو لُپپِت که نبات آوردم
دیزی بباره رجبی سف بزن / موقع کاره رجبی سف بزن
قصر قجر بهترت امشب میدن / اونچه نیاد باورت امشب میدن
لنگو هوا کن در و دروازه کن / ایمونو با کار رجب تازه کن
دیزی بباره رجبی سف بزن / موقع کاره رجبی سف بزن
همچنین این تصنیفها بود که دو دسته شده با سؤال و جواب میخواندند؛ دسته اول:
شب، شب شنبهس مرتیکه.. مث پنبهس مرتیکه
شب، شب جمعهس مرتیکه.. مث دنبهس مرتیکه
و دسته دوم:
از مشدی رجب رفتم و این مسئله خواسسّم / از زیر قبا داد سر مسئله دسّم
گفتا چه کند فرق که شنبهس یا که جمعهس / هرکس نکند همچی ... مشغول ذمهس
تصنیف دیگری هم از زبان مردها داشتند که یکنفر گوشتکوبی به دست گرفته و همگی میگفتند:
ماس ماس کنگرماس. و او در حالیکه خود را میجنبانید و گوشتکوب را به یکی یکی حواله میکرد جواب میداد (این نیم ذر بزازاس)
ماس ماس کنگر ماس / این ساطور قصاباس
ماس ماس کنگرماس / این گوشتکوب خرّاطاس
ماس ماس کنگرماس / این قپپون رزازاس
دعوای جمله بیجاس / همهش مال شماهاس
کلوخاندازانی هم مداحها و منبریهای تازهکار و غیر سرشناس داشتند که علاوه بر مراسم طبقه اول بخاطر بازاریابی منبر برای خود با نمکگیر کردن همکارها، تا در پیش بانیان خود، آنها را هم معرفی نمایند به این صورت مهمانی میکردند که وعاظشان این مهمانی را قبل از رمضان و روضهخوانها و مداحها و نوحهخوانها قبل از محرّم میدادند.
بعد از آنها هم کلوخاندازان داشمشدیها و الواط و رنود و عرقخورها بود که آنها نیز، هر دسته به فراخور حال و مطابق علاقه خود افراط را به حدّ اعلا میرسانیدند و کاملترین آنها کلوخاندازان عیاشها بود که به فاحشهخانهها رفته بساط ساز و ضرب و میگساری را در آنجا برپا میکردند و مترس دارهایشان هم که مترسهایشان برایشان سفره کلوخاندازان میانداختند. در همین شبها بود که آخر شبها در شهر بدترین بدمستیها و عربدهکشیها به راه میافتاد و در هر گوشه و کنار مستهائی که در جویها و لجنها افتاده به دوششان میکشیدند.
شیلانکشان فاحشهها هم از آن جهت بود که آنها هم در ماه رمضان مثل همه روزه میگرفتند و نماز میخواندند و به راه توبه انابه میرفتند و گناه عمل خود را در این ماه چند برابر ماههای دیگر میدانستند! (شهری باف، 1376: ج3، 7/305)
مأخذ: شهری باف، جعفر. 1376. طهران قدیم. تهران
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
کلوخاندازان
مؤمنین طبقه اول و دوم تقریبا از زن و مرد کلوخاندازان را اینطور برگزار میکردند که مردها از روی حسابی که میخواستند به پیشواز رمضان که از سه روز تا یک روز قبل از آن بود بروند به اصلاح و حمام رفته، سرها را تراشیده، ریشها را توپی و محرابی و قبضهیی و دورگیوهیی آرایش داده، حنائیها حنا بسته، خضابیها خضاب میگذاشتند و بقول خودشان دیگ و دیگور، ملاقه! را سفید میکردند و زنها بند و برمه ی مفصّل نموده، طاس و دولچه را به سفیدگری میدادند! و حمام سفت و سختی رفته، بزکهای تند و تیزی کرده، قشنگترین لباسها را پوشیده، لذیذترین غذاها را پخته، همراه شیرینی، آجیلی که مردها از کوچه میآوردند، عیش را برقرار و از یک بار تا هرچند باری که توانائی مرد بود کلوخاندازان میگرفتند!
بعد از آنها، کلوخاندازان دسته دوم بود که رنگ و بوی بیشتری داشت و مردها سر و صورتهائی را که از شب عید غدیر و شب عید نوروز تا آن روز اصلاح نکرده بودند اصلاح کرده، ماشین و تیغ میانداختند و زنها دستی به خود برده، بالا و پائین را تمیز میکردند و در این کلوخاندازان بود که وسمهجوشها بر سر سهپایههای منقلها رفته، تخمه آجیلها فراهم میشد و از بعد از ظهر آنشب، همه کارهای خود را کنار گذارده به آرایش و به نمونه اشعار زیر به زدن و خواندن
طهران قدیم، میپرداختند.
آبجی خانم یادت نره امشبو / شوورو بگو خوابت نره امشبو
بگو واست آب حیات آوردم / بزار تو لُپپِت که نبات آوردم
دیزی بباره رجبی سف بزن / موقع کاره رجبی سف بزن
قصر قجر بهترت امشب میدن / اونچه نیاد باورت امشب میدن
لنگو هوا کن در و دروازه کن / ایمونو با کار رجب تازه کن
دیزی بباره رجبی سف بزن / موقع کاره رجبی سف بزن
همچنین این تصنیفها بود که دو دسته شده با سؤال و جواب میخواندند؛ دسته اول:
شب، شب شنبهس مرتیکه.. مث پنبهس مرتیکه
شب، شب جمعهس مرتیکه.. مث دنبهس مرتیکه
و دسته دوم:
از مشدی رجب رفتم و این مسئله خواسسّم / از زیر قبا داد سر مسئله دسّم
گفتا چه کند فرق که شنبهس یا که جمعهس / هرکس نکند همچی ... مشغول ذمهس
تصنیف دیگری هم از زبان مردها داشتند که یکنفر گوشتکوبی به دست گرفته و همگی میگفتند:
ماس ماس کنگرماس. و او در حالیکه خود را میجنبانید و گوشتکوب را به یکی یکی حواله میکرد جواب میداد (این نیم ذر بزازاس)
ماس ماس کنگر ماس / این ساطور قصاباس
ماس ماس کنگرماس / این گوشتکوب خرّاطاس
ماس ماس کنگرماس / این قپپون رزازاس
دعوای جمله بیجاس / همهش مال شماهاس
کلوخاندازانی هم مداحها و منبریهای تازهکار و غیر سرشناس داشتند که علاوه بر مراسم طبقه اول بخاطر بازاریابی منبر برای خود با نمکگیر کردن همکارها، تا در پیش بانیان خود، آنها را هم معرفی نمایند به این صورت مهمانی میکردند که وعاظشان این مهمانی را قبل از رمضان و روضهخوانها و مداحها و نوحهخوانها قبل از محرّم میدادند.
بعد از آنها هم کلوخاندازان داشمشدیها و الواط و رنود و عرقخورها بود که آنها نیز، هر دسته به فراخور حال و مطابق علاقه خود افراط را به حدّ اعلا میرسانیدند و کاملترین آنها کلوخاندازان عیاشها بود که به فاحشهخانهها رفته بساط ساز و ضرب و میگساری را در آنجا برپا میکردند و مترس دارهایشان هم که مترسهایشان برایشان سفره کلوخاندازان میانداختند. در همین شبها بود که آخر شبها در شهر بدترین بدمستیها و عربدهکشیها به راه میافتاد و در هر گوشه و کنار مستهائی که در جویها و لجنها افتاده به دوششان میکشیدند.
شیلانکشان فاحشهها هم از آن جهت بود که آنها هم در ماه رمضان مثل همه روزه میگرفتند و نماز میخواندند و به راه توبه انابه میرفتند و گناه عمل خود را در این ماه چند برابر ماههای دیگر میدانستند! (شهری باف، 1376: ج3، 7/305)
مأخذ: شهری باف، جعفر. 1376. طهران قدیم. تهران
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
#رمضان ، شاعران و روزه
سهند ایرانمهر
🔸روزه از دید آدم شدیدا شاکی مثل #صائب که فکر میکنه ماه رمضون خفتش کرده:
باده سی شبه باید، که ز آیینه دل
زنگ سی روزه ماه رمضان برخیزد
خیل رمضان گرفت پیراهن ما
و افکند کمند روزه بر گردن ما
🔸روزه از دید آدمی که اهل مقایسه است و از این بابت افسردگی گرفته(شاعر ناشناس):
می خوردن ما بُد آشکارا دیروز
و امروز نهان شدهست نان خوردن ما
🔸روزه از دید آدمی مثل:#اشرف_مازندرانی که فکر میکنه خیلی زرنگه:
قرب یک ماه به میخانه اقامت کردم
اتفاقاً رمضان بود، نمیدانستم
🔸 روزه از دید، روزه خور با سلیقه ای مثل #مهدی_اخوان_ثالث:
روزهها را یک به یک خوردیم و آبی نیز روش
بعد افطار آب میچسبد ولیکن کم بنوش
🔸روزه از دید مفلس به شدت گرسنه مثل :#عهدی_ترشیزی:
آمد رمضان، نه صاف داریم و نه دُرد
وز چهره ما گرسنگی رنگ ببُرد
در خانه ما ز خوردنی چیزی نیست
ای روزه برو، ورنه تو را خواهم خورد
🔸روزه از دید آدم عاشق مسلکی مثل #سعدی:
ای صبح شب نشینان جانم به طاقت آمد
از بس که دیر ماندی چون شام روزه داران
🔸روزه از دید مثبت اندیشی مثل #مولانا:
گر روزه ضرر دارد صد گونه هنر دارد
سودای دگر دارد سودای سر روزه
🔸روزه از دید #نصرانی مسلمان شده ای(شاعرناشناس نقل در کتاب المحاضرات) که سر قضیه روزه، به غلط کردن افتاده:
وجدنا دینکم سهلا علینا
شرائعه سوی شهر صیام
دین شما را آسان یافتیم به جز ماه رمضان!
اثقل الصوم علینا
اثقل الله علیه
روزه برما سخت گرفت خدا بر روزه سخت بگیرد
🔹اینم داستانی از #علامه_جزایری برای حسن ختام ماجرا:
حجازیای هلال اول #رمضان دید، گفت: باز آمدی که زحمت خلق داری و خلایق به تعب اندازی؟ بالله که دفع شر تو با سفر کنم!
زهر الربیع، علامه جزایری - ص 41
کانال پرواز فکرواندیشه
@flith
@flith
#رمضان ، شاعران و روزه
سهند ایرانمهر
🔸روزه از دید آدم شدیدا شاکی مثل #صائب که فکر میکنه ماه رمضون خفتش کرده:
باده سی شبه باید، که ز آیینه دل
زنگ سی روزه ماه رمضان برخیزد
خیل رمضان گرفت پیراهن ما
و افکند کمند روزه بر گردن ما
🔸روزه از دید آدمی که اهل مقایسه است و از این بابت افسردگی گرفته(شاعر ناشناس):
می خوردن ما بُد آشکارا دیروز
و امروز نهان شدهست نان خوردن ما
🔸روزه از دید آدمی مثل:#اشرف_مازندرانی که فکر میکنه خیلی زرنگه:
قرب یک ماه به میخانه اقامت کردم
اتفاقاً رمضان بود، نمیدانستم
🔸 روزه از دید، روزه خور با سلیقه ای مثل #مهدی_اخوان_ثالث:
روزهها را یک به یک خوردیم و آبی نیز روش
بعد افطار آب میچسبد ولیکن کم بنوش
🔸روزه از دید مفلس به شدت گرسنه مثل :#عهدی_ترشیزی:
آمد رمضان، نه صاف داریم و نه دُرد
وز چهره ما گرسنگی رنگ ببُرد
در خانه ما ز خوردنی چیزی نیست
ای روزه برو، ورنه تو را خواهم خورد
🔸روزه از دید آدم عاشق مسلکی مثل #سعدی:
ای صبح شب نشینان جانم به طاقت آمد
از بس که دیر ماندی چون شام روزه داران
🔸روزه از دید مثبت اندیشی مثل #مولانا:
گر روزه ضرر دارد صد گونه هنر دارد
سودای دگر دارد سودای سر روزه
🔸روزه از دید #نصرانی مسلمان شده ای(شاعرناشناس نقل در کتاب المحاضرات) که سر قضیه روزه، به غلط کردن افتاده:
وجدنا دینکم سهلا علینا
شرائعه سوی شهر صیام
دین شما را آسان یافتیم به جز ماه رمضان!
اثقل الصوم علینا
اثقل الله علیه
روزه برما سخت گرفت خدا بر روزه سخت بگیرد
🔹اینم داستانی از #علامه_جزایری برای حسن ختام ماجرا:
حجازیای هلال اول #رمضان دید، گفت: باز آمدی که زحمت خلق داری و خلایق به تعب اندازی؟ بالله که دفع شر تو با سفر کنم!
زهر الربیع، علامه جزایری - ص 41
کانال پرواز فکرواندیشه
@flith
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✅ فیلم/ همايون شجريان: بعضی میگویند پدر اجازهی پخش ربنا را نداده، در صورتی که ایشان در نامه خود ربنا را مستثنی کردند.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
بیست و هفتم اردیبهشت، روز جهانی ارتباطات رو به آقای آذری جهرمی وزیر ارتباطات صمیمانه تبریک میگوییم
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
📚باز ماه رمضانآمد!
ماهِ میهمانیِ یک عده و ماهِ عذاب برای آنها که به سبک اسلامی زندگی نمی کنند و برای خوردنِ یک لیوان آب در خیابان، استرس دارند تا مبادا محتسب دستگیرشان کند و احکامِ دینِ رحمت(!) و عقلانیت(!) را با شلاق بر آنها جاری سازد!
این ماه نیز مثل ماه محرم، برای یک عده شیرین است و برای یک عده تلخ؛هرچند آلودگی های صوتیِ هیات های عزاداری در ماه محرم ظاهرا رنج اش از ماجرای ماه رمضان کمتر می نماید!
🔻امیدوارم که بالاخره یک روز مسلمین یاد بگیرند تا تنها سعی کنند که خودشان به بهشت بروند؛ بدون اذیت و آزار و مزاحمت برای دیگران!
🔻البته این رفتارهایِ بدون مدارا و انحصار گرایانه، ریشه در متنِ خود اسلام و آموزه هایش دارد؛
🔻قومی که با خودشیفتگیِ قبیله ای، خود را حقیقت یافته و حق می داند و 《دیگران》 را باطل و کافر و در دین اش، آموزه هایی چون نجاست کفار و مجازاتِ قتل برای مرتد وجود دارد و خدایش جهنمی دارد که حتی کافران اخلاقی را تا ابد به فجیع-ترین شکل شکنجه می دهد، به چه دلیل باید تن به زیست مدنی با سبک هایِ زندگیِ دیگر دهد و خودش را (یعنی حق را) بر دیگران (یعنی باطل) تحمیل نکند!
#علیرضاموثق
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
📚باز ماه رمضانآمد!
ماهِ میهمانیِ یک عده و ماهِ عذاب برای آنها که به سبک اسلامی زندگی نمی کنند و برای خوردنِ یک لیوان آب در خیابان، استرس دارند تا مبادا محتسب دستگیرشان کند و احکامِ دینِ رحمت(!) و عقلانیت(!) را با شلاق بر آنها جاری سازد!
این ماه نیز مثل ماه محرم، برای یک عده شیرین است و برای یک عده تلخ؛هرچند آلودگی های صوتیِ هیات های عزاداری در ماه محرم ظاهرا رنج اش از ماجرای ماه رمضان کمتر می نماید!
🔻امیدوارم که بالاخره یک روز مسلمین یاد بگیرند تا تنها سعی کنند که خودشان به بهشت بروند؛ بدون اذیت و آزار و مزاحمت برای دیگران!
🔻البته این رفتارهایِ بدون مدارا و انحصار گرایانه، ریشه در متنِ خود اسلام و آموزه هایش دارد؛
🔻قومی که با خودشیفتگیِ قبیله ای، خود را حقیقت یافته و حق می داند و 《دیگران》 را باطل و کافر و در دین اش، آموزه هایی چون نجاست کفار و مجازاتِ قتل برای مرتد وجود دارد و خدایش جهنمی دارد که حتی کافران اخلاقی را تا ابد به فجیع-ترین شکل شکنجه می دهد، به چه دلیل باید تن به زیست مدنی با سبک هایِ زندگیِ دیگر دهد و خودش را (یعنی حق را) بر دیگران (یعنی باطل) تحمیل نکند!
#علیرضاموثق
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان نود و یک
#داستان_فرود
گیو که صدای دشمن را شنید زره سیاوش را پوشید و به سراپرده سپهبد رفت و فریاد زد تمامی دلیران در خواب اند و بعد به نزد پدر رفت و از آنجا نزد پهلوانان دیگر و هرکه را یافت بیدار کرد. جنگ سختی در گرفت . چون سپیده زد همه دشت پر از ایرانیان کشته شده بود. طوس به دنبال پهلوانان می گشت ولی به غیر از چندین سوار و گیو و گودرز هیچ کس نبود. ایرانیان هرچه داشتند گذاشتند و به سوی کاسه رود گریختند و تورانیان به دنبال آنها .
از آنجا به کوه رفتند . چون خبر به کیخسرو رسید از خبر مرگ فرود گریان شد ،نامه ای به فریبرز کاوس نوشت که طوس را با درفش کاویان و چهل سپهبد زرینه کفش به توران فرستادم ، نخست برادرم را کشت و در جنگ چنین کرد . فریبرز ، طوس و یلان دیگر را پیش خواند و نامه کیخسرو را برایشان خواند . طوس درفش کیانی و زرینه کفش پهلوانی را به فریبرز سپرد و بی درنگ به راه افتاد چون نزدیک خسرو رسید زمین بوسید. کیخسرو در او نگاه نکرد.
بدشنام بگشاد لب شهریار
بران انجمن طوس را کرد خوار
تو، دیوانه سزاوار زنجیر و بند هستی ، ای کاش تخوار به جای اسب تن تو را نشانه رفته بود تا جهان از آشوب طوس رها شده بود. اگر ریش سفید تو و نژاد منوچهر شاه در میان نبود سرت را از بدن جدا می کردم .
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان نود و یک
#داستان_فرود
گیو که صدای دشمن را شنید زره سیاوش را پوشید و به سراپرده سپهبد رفت و فریاد زد تمامی دلیران در خواب اند و بعد به نزد پدر رفت و از آنجا نزد پهلوانان دیگر و هرکه را یافت بیدار کرد. جنگ سختی در گرفت . چون سپیده زد همه دشت پر از ایرانیان کشته شده بود. طوس به دنبال پهلوانان می گشت ولی به غیر از چندین سوار و گیو و گودرز هیچ کس نبود. ایرانیان هرچه داشتند گذاشتند و به سوی کاسه رود گریختند و تورانیان به دنبال آنها .
از آنجا به کوه رفتند . چون خبر به کیخسرو رسید از خبر مرگ فرود گریان شد ،نامه ای به فریبرز کاوس نوشت که طوس را با درفش کاویان و چهل سپهبد زرینه کفش به توران فرستادم ، نخست برادرم را کشت و در جنگ چنین کرد . فریبرز ، طوس و یلان دیگر را پیش خواند و نامه کیخسرو را برایشان خواند . طوس درفش کیانی و زرینه کفش پهلوانی را به فریبرز سپرد و بی درنگ به راه افتاد چون نزدیک خسرو رسید زمین بوسید. کیخسرو در او نگاه نکرد.
بدشنام بگشاد لب شهریار
بران انجمن طوس را کرد خوار
تو، دیوانه سزاوار زنجیر و بند هستی ، ای کاش تخوار به جای اسب تن تو را نشانه رفته بود تا جهان از آشوب طوس رها شده بود. اگر ریش سفید تو و نژاد منوچهر شاه در میان نبود سرت را از بدن جدا می کردم .
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#هوشنگ_ابتهاج ( سایه ) درباره "ربّنا"ی استاد شجریان چنین گفته است.
🔹ماه رمضان است و دم افطار. تلویزیون "ربنا"ی استاد شجریان را پخش میکند. سایه از همان ربنای اول منقلب میشود. به خود میپیجد... اشک از چشمش میجوشد. بیتاب شده است. ...
🔹آرامتر که می شود با چشم و چهرهای سرخ و صدایی که هنوز هیجان دل بیقرارش را بازتاب میدهد، میگوید:
🔹ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭﯾﻪ ﮐﻪ ﻣﯽﺗﻮﻧﯽ ﺩﺳﺘﺖ ﺑﮕﯿﺮﯼ ﻭ ﺑﺒﺮﯼ ﺑﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﮐﺸﻮﺭﻫﺎﯼ ﻋﺮﺑﯽ ﻭ ﺑﺎ ﺍﻓﺘﺨﺎﺭ ﺑﮕﯽ، ﺍﮔﻪ ﻣﯽﺗﻮﻧﯿﻦ ﻣﺜﻞﺍﯾﻦ ﺑﺨﻮﻧﯿﻦ … ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﻧﻈﯿﺮ ﻧﺪﺍﺭﻩ!
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#هوشنگ_ابتهاج ( سایه ) درباره "ربّنا"ی استاد شجریان چنین گفته است.
🔹ماه رمضان است و دم افطار. تلویزیون "ربنا"ی استاد شجریان را پخش میکند. سایه از همان ربنای اول منقلب میشود. به خود میپیجد... اشک از چشمش میجوشد. بیتاب شده است. ...
🔹آرامتر که می شود با چشم و چهرهای سرخ و صدایی که هنوز هیجان دل بیقرارش را بازتاب میدهد، میگوید:
🔹ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭﯾﻪ ﮐﻪ ﻣﯽﺗﻮﻧﯽ ﺩﺳﺘﺖ ﺑﮕﯿﺮﯼ ﻭ ﺑﺒﺮﯼ ﺑﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﮐﺸﻮﺭﻫﺎﯼ ﻋﺮﺑﯽ ﻭ ﺑﺎ ﺍﻓﺘﺨﺎﺭ ﺑﮕﯽ، ﺍﮔﻪ ﻣﯽﺗﻮﻧﯿﻦ ﻣﺜﻞﺍﯾﻦ ﺑﺨﻮﻧﯿﻦ … ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﻧﻈﯿﺮ ﻧﺪﺍﺭﻩ!
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
Telegram
attach 📎
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
تو بیگانه ها را شفا می بخشی، اما نمی خواهی پسرم را شفا بدهی؟
خاخام سرش را تکان داد و گفت:
مریم، این شیطان نیست که پسرت را آزار می دهد. نه شیطان نیست. خداست.
مادر فلک زده پرسید: هیچ راه علاجی نیست؟
- گفتم که کار خداست. نه، هیچ راهی وجود ندارد.
+ چرا خدا آزارش می دهد؟
خاخام پیر پاسخ داد: برای اینکه دوستش می دارد...
#نیکوس_کازانتزاکیس
آخرین وسوسه مسیح
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
تو بیگانه ها را شفا می بخشی، اما نمی خواهی پسرم را شفا بدهی؟
خاخام سرش را تکان داد و گفت:
مریم، این شیطان نیست که پسرت را آزار می دهد. نه شیطان نیست. خداست.
مادر فلک زده پرسید: هیچ راه علاجی نیست؟
- گفتم که کار خداست. نه، هیچ راهی وجود ندارد.
+ چرا خدا آزارش می دهد؟
خاخام پیر پاسخ داد: برای اینکه دوستش می دارد...
#نیکوس_کازانتزاکیس
آخرین وسوسه مسیح
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
یکی از ماهی ها گفت:
همین زودیها به آرزویت میرسی حالا برو گشتت را بزن، اما اگر روی آب رفتی، مواظب ماهیخوار باش که این روزها دیگر از هیچ کس پروایی ندارد، هر روز چهار پنج ماهی شکار نکند دست از سر ما بر نمی دارد.
ماهی آرام و خوش در سطح دریا شنا میکرد و به خود میگفت:
مرگ خیلی آسان میتواند الان به سراغ من بیاید اما من تا میتوانم زندگی کنم، نباید به پیشواز مرگ بروم،
البته اگر یک وقتی ناچار با مرگ روبرو شدم که میشوم
مهم نیست، مهم این است که زندگی با مرگ من چه اثری در زندگی دیگران داشته باشد.
ماهی سیاه کوچولو
#صمد_بهرنگی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
یکی از ماهی ها گفت:
همین زودیها به آرزویت میرسی حالا برو گشتت را بزن، اما اگر روی آب رفتی، مواظب ماهیخوار باش که این روزها دیگر از هیچ کس پروایی ندارد، هر روز چهار پنج ماهی شکار نکند دست از سر ما بر نمی دارد.
ماهی آرام و خوش در سطح دریا شنا میکرد و به خود میگفت:
مرگ خیلی آسان میتواند الان به سراغ من بیاید اما من تا میتوانم زندگی کنم، نباید به پیشواز مرگ بروم،
البته اگر یک وقتی ناچار با مرگ روبرو شدم که میشوم
مهم نیست، مهم این است که زندگی با مرگ من چه اثری در زندگی دیگران داشته باشد.
ماهی سیاه کوچولو
#صمد_بهرنگی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
غیر ممکن است در حالی که زنان را همچنان عقب نگاه میداریم، بتوانیم به پیش برویم.
زن، مادر ملت است.
از زمان بردگی زنان، تبعیض و خرافهپرستیهایی رشد یافتند که همچنان تا به امروز، کودک نسل جدید را در برگرفتهاند و در تمام برداشتهای او از آگاهی ملی، کاملاً در او رخنه کردهاند. بهترین و ژرف ترین راه نبرد علیه خرافه پرستی، داشتن نگرانی و دغدغههای همهجانبه برای مادر است.
او باید برخیزد و آگاه شود.
#لئون_تروتسکی
#زمستان
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
غیر ممکن است در حالی که زنان را همچنان عقب نگاه میداریم، بتوانیم به پیش برویم.
زن، مادر ملت است.
از زمان بردگی زنان، تبعیض و خرافهپرستیهایی رشد یافتند که همچنان تا به امروز، کودک نسل جدید را در برگرفتهاند و در تمام برداشتهای او از آگاهی ملی، کاملاً در او رخنه کردهاند. بهترین و ژرف ترین راه نبرد علیه خرافه پرستی، داشتن نگرانی و دغدغههای همهجانبه برای مادر است.
او باید برخیزد و آگاه شود.
#لئون_تروتسکی
#زمستان
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
✅ كاريكاتور؛ همه فشارها نثار وزير!
🔸 جهرمی:
شرايط افكار عمومی به گونه ايست كه اگر فیلترينگ انجام شود محکومیم، انجام نشود محکومیم، موفق هم شود محكوميم
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
🔸 جهرمی:
شرايط افكار عمومی به گونه ايست كه اگر فیلترينگ انجام شود محکومیم، انجام نشود محکومیم، موفق هم شود محكوميم
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پرواز فکرواندیشه
@flith
#خیام؛ برگرفتن فلسفه شخصی از سنت فلسفی
(به مناسبت 28 اردیبهشت یادروز خیام)
✍️ #علی_غزالیفر
🔅عموم مردم خیام (440-536 ه.ق) را شاعری بزرگ میدانند و خواص او را دانشمندی سترگ. هر دو گروه درست میگویند، اما ناقص. خیام فیلسوف هم هست و آثار فلسفی متعددی دارد، اما جنبه فلسفی او به محاق رفته است. دو چیز به این امر دامن زده. اول اینکه خیام انسان منزوی و گوشهگیری بود و مایل نبود که درس و بحث رسمی فلسفی مفصلی داشته باشد. او از پذیرفتن شاگردان امتناع میکرد و نمیخواست خلوت خود را از دست بدهد. دوم اینکه سرشت تفکر فلسفی خاص او اقتضا میکرد که در فلسفه رسمی بهطور جدی شلوغکاری نکند. فلسفههای رسمی در دوران پیشامدرن غالبا باید محکم، بلندپروازانه، یقینی و با جنگ و دعوا همراه باشند تا جدی گرفته شوند. فلیسوفی که در شناخت حقایق عالم ادعاهای بلندپروازانه نداشته باشد، مشتری پیدا نمیکند و صد البته خود چنین فیلسوفی پیشاپیش از مرید و مشتری فرار میکند. خیام نیز شاگرد نمیپذیرفت و به این چیزها اعتقادی نداشت و لذا طبیعی است که وارد نزاع و کارزار فلسفی نشود.
🔅با وجود این، او هم به سنت رسمی و تاریخی فلسفه توجه کرد و هم فلسفه خاص خود را داشت، و البته این دو در ارتباط با یکدیگر. این مطلب درسی است که میتوان از خیام آموخت. از این جهت او یک الگوی حقیقتا خوب برای اهل فلسفه است؛ چراکه هم یک نسبت وثیق با سنت فلسفی بزرگ روزگار خود داشت و هم بهره خاص خویش را از آن گرفت. بیشتر اهل فلسفه فراموش میکنند که داد خود را از فلسفه بستانند. آنان همه آگاهی فلسفی خود را وقف یک جریان فلسفی میکنند و در نهایت فلسفهدانی میشوند مبلغ فلان فیلسوف و بهمان فلسفه و عمر خود را در دوستی و دشمنی واهی با این و آن تلف میکنند.
خیام متعلق به سنت فلسفی مشاء است. بهطور مشخص او به فلسفه مشائی ابنسینا (370-428 ه.ق) گرایش داشت و نه، مثلا، فلسفه مشائی فارابی (259-339 ه.ق). چند شاهد برای این مدعا وجود دارد: 1-خیام فلسفه ابنسینا را تدریس میکرد. 2-خیام برخی از رسالههای ابنسینا را شرح کرده است. 3- او دستکم یکی از رسالههای ابنسینا را ترجمه کرد.
🔅بهنظر نگارنده فلسفه شکاکانه خیام از فلسفه ابنسینا نشأت میگیرد. فلسفه سینوی علیرغم عقلگرایی، منطقی بودن و اهتمام فراوان به برهان، بذرهای یک شکاکیت رادیکال را در دل خود دارد. خیام نیز این رگه را دنبال کرد و به نتایج نهایی رساند. چه بسا بتوان ادعا کرد که در دل هر فلسفهای رگهای از شکاکیت هست که اگر دنبال شود، باعث میشود کل آن فلسفه ترک بخورد و در نهایت بشکافد. همچنین، هیچ فلسفهای یک امر تمامشده نیست. نظامهای بزرگ فلسفی چارچوبهای بسته و نهایی نیستند، بلکه افقی باز به روی امکانهای متعددی هستند. اما چگونه اندیشه فلسفی خیام از فلسفه ابنسینا سرچشمه میگیرد؟
سختگیریهای معرفتشناختی ابنسینا در منطق که شرایط بسیار دشوار و پیچیدهای را در دو مبحث تعریف و استدلال بنیان گذاشت، سبب شد که برای برخی این مطلب محرز شود که اساسا حد تام و برهان دستیافتنی نیست و لذا باید از یقین دست شست و همه معرفتهای بشری را ظنی بهشمار آورد. خیام در اینباره مینویسد: «فیلسوفان به ادله عقلی صرف در قوانین منطقی طلب شناخت کردند و هیچگونه به ادله اقناعی قناعت نکردند. لیکن ایشان نیز به قوانین منطق وفا نتوانستند کرد و از آن عاجز آمدند.» این مطلبی است که نهتنها کسانی همچون خیام به آن رسیدند، بلکه حتی خود ابنسینا نیز در برخی از آثار خود، همچون "التعلیقات"، صریحا آن را اعلام میکند؛ چیزی که بیشتر اهل فلسفه اسلامی نمیخواهند بپذیرند یا حتی آن را ببیند. فلسفههای سفت و سخت و بلندپروازانه غالبا به ضد خود بدل میشوند. از این روی میتوان گفت که فلسفه خیام یکی از بسطهای ممکن فلسفه سینوی است و رباعیات او نیز یکی از محصولات فلسفه شخصی او.
🔅با این همه، همین معرفت ناقص، محدود و ظنی تنها و حداکثر چیز ارزشمندی است که انسان میتواند به آن دست پیدا کند، آن هم با تلاش فراوان. خیام نیز به همین امر باور داشت.
🔅در تذکرهها به نقل از داماد خیام گفتهاند که او مشغول تدریس کتاب الهیات شفای ابنسینا به جمع کوچکی از علاقمندان بود. در حین تدریس نیز خلال دندانی را به دهان گرفته بود. در بحث وحدت و کثرت بود که یکباره خلال را از دهان بیرون کشید و لای صفحات نهاد. کتاب را بست و دستها را گشود. دعا کرد: «اللهم انی عرفتك علی مبلغ امکانی، فاغفر لی. فان معرفتی ایاك وسیلتی الیك.»** گفت و درگذشت.
🔅**ترجمه: «بار خدایا، من تو را به اندازه تواناییام شناختم، پس مرا بیامرز؛ چراکه شناختم از تو راه من به سوی توست.»
کانال پرواز فکرواندیشه
@flith
@flith
#خیام؛ برگرفتن فلسفه شخصی از سنت فلسفی
(به مناسبت 28 اردیبهشت یادروز خیام)
✍️ #علی_غزالیفر
🔅عموم مردم خیام (440-536 ه.ق) را شاعری بزرگ میدانند و خواص او را دانشمندی سترگ. هر دو گروه درست میگویند، اما ناقص. خیام فیلسوف هم هست و آثار فلسفی متعددی دارد، اما جنبه فلسفی او به محاق رفته است. دو چیز به این امر دامن زده. اول اینکه خیام انسان منزوی و گوشهگیری بود و مایل نبود که درس و بحث رسمی فلسفی مفصلی داشته باشد. او از پذیرفتن شاگردان امتناع میکرد و نمیخواست خلوت خود را از دست بدهد. دوم اینکه سرشت تفکر فلسفی خاص او اقتضا میکرد که در فلسفه رسمی بهطور جدی شلوغکاری نکند. فلسفههای رسمی در دوران پیشامدرن غالبا باید محکم، بلندپروازانه، یقینی و با جنگ و دعوا همراه باشند تا جدی گرفته شوند. فلیسوفی که در شناخت حقایق عالم ادعاهای بلندپروازانه نداشته باشد، مشتری پیدا نمیکند و صد البته خود چنین فیلسوفی پیشاپیش از مرید و مشتری فرار میکند. خیام نیز شاگرد نمیپذیرفت و به این چیزها اعتقادی نداشت و لذا طبیعی است که وارد نزاع و کارزار فلسفی نشود.
🔅با وجود این، او هم به سنت رسمی و تاریخی فلسفه توجه کرد و هم فلسفه خاص خود را داشت، و البته این دو در ارتباط با یکدیگر. این مطلب درسی است که میتوان از خیام آموخت. از این جهت او یک الگوی حقیقتا خوب برای اهل فلسفه است؛ چراکه هم یک نسبت وثیق با سنت فلسفی بزرگ روزگار خود داشت و هم بهره خاص خویش را از آن گرفت. بیشتر اهل فلسفه فراموش میکنند که داد خود را از فلسفه بستانند. آنان همه آگاهی فلسفی خود را وقف یک جریان فلسفی میکنند و در نهایت فلسفهدانی میشوند مبلغ فلان فیلسوف و بهمان فلسفه و عمر خود را در دوستی و دشمنی واهی با این و آن تلف میکنند.
خیام متعلق به سنت فلسفی مشاء است. بهطور مشخص او به فلسفه مشائی ابنسینا (370-428 ه.ق) گرایش داشت و نه، مثلا، فلسفه مشائی فارابی (259-339 ه.ق). چند شاهد برای این مدعا وجود دارد: 1-خیام فلسفه ابنسینا را تدریس میکرد. 2-خیام برخی از رسالههای ابنسینا را شرح کرده است. 3- او دستکم یکی از رسالههای ابنسینا را ترجمه کرد.
🔅بهنظر نگارنده فلسفه شکاکانه خیام از فلسفه ابنسینا نشأت میگیرد. فلسفه سینوی علیرغم عقلگرایی، منطقی بودن و اهتمام فراوان به برهان، بذرهای یک شکاکیت رادیکال را در دل خود دارد. خیام نیز این رگه را دنبال کرد و به نتایج نهایی رساند. چه بسا بتوان ادعا کرد که در دل هر فلسفهای رگهای از شکاکیت هست که اگر دنبال شود، باعث میشود کل آن فلسفه ترک بخورد و در نهایت بشکافد. همچنین، هیچ فلسفهای یک امر تمامشده نیست. نظامهای بزرگ فلسفی چارچوبهای بسته و نهایی نیستند، بلکه افقی باز به روی امکانهای متعددی هستند. اما چگونه اندیشه فلسفی خیام از فلسفه ابنسینا سرچشمه میگیرد؟
سختگیریهای معرفتشناختی ابنسینا در منطق که شرایط بسیار دشوار و پیچیدهای را در دو مبحث تعریف و استدلال بنیان گذاشت، سبب شد که برای برخی این مطلب محرز شود که اساسا حد تام و برهان دستیافتنی نیست و لذا باید از یقین دست شست و همه معرفتهای بشری را ظنی بهشمار آورد. خیام در اینباره مینویسد: «فیلسوفان به ادله عقلی صرف در قوانین منطقی طلب شناخت کردند و هیچگونه به ادله اقناعی قناعت نکردند. لیکن ایشان نیز به قوانین منطق وفا نتوانستند کرد و از آن عاجز آمدند.» این مطلبی است که نهتنها کسانی همچون خیام به آن رسیدند، بلکه حتی خود ابنسینا نیز در برخی از آثار خود، همچون "التعلیقات"، صریحا آن را اعلام میکند؛ چیزی که بیشتر اهل فلسفه اسلامی نمیخواهند بپذیرند یا حتی آن را ببیند. فلسفههای سفت و سخت و بلندپروازانه غالبا به ضد خود بدل میشوند. از این روی میتوان گفت که فلسفه خیام یکی از بسطهای ممکن فلسفه سینوی است و رباعیات او نیز یکی از محصولات فلسفه شخصی او.
🔅با این همه، همین معرفت ناقص، محدود و ظنی تنها و حداکثر چیز ارزشمندی است که انسان میتواند به آن دست پیدا کند، آن هم با تلاش فراوان. خیام نیز به همین امر باور داشت.
🔅در تذکرهها به نقل از داماد خیام گفتهاند که او مشغول تدریس کتاب الهیات شفای ابنسینا به جمع کوچکی از علاقمندان بود. در حین تدریس نیز خلال دندانی را به دهان گرفته بود. در بحث وحدت و کثرت بود که یکباره خلال را از دهان بیرون کشید و لای صفحات نهاد. کتاب را بست و دستها را گشود. دعا کرد: «اللهم انی عرفتك علی مبلغ امکانی، فاغفر لی. فان معرفتی ایاك وسیلتی الیك.»** گفت و درگذشت.
🔅**ترجمه: «بار خدایا، من تو را به اندازه تواناییام شناختم، پس مرا بیامرز؛ چراکه شناختم از تو راه من به سوی توست.»
کانال پرواز فکرواندیشه
@flith
Forwarded from پرواز فکر و اندیشه
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
تاثیر خیام بر ادبیات ،سینما و موسیقی جهان
بدون تردید عمر خیام شناخته شده ترین چهره ی ادبیات ایران در مغرب زمین است . اغراق نیست اگر بگوییم وی سهم قابل توجهی از این شهرت را مدیون ادوارد فیتزجرالد (Edward FitzGerald)، نویسنده، شاعر و مترجم بریتانیایی است که 150 سال پیش رباعیات خیام را به انگلیسی ترجمه کرد.
هرچند خود فیتزجرالد نیز معتقد بود، ترجمه ی او نمی تواند نشانگر عظمت کلام خیام باشد، قدرت ترجمه ی وی به حدی بالا بود که تاثیرش پس از 150 سال همچنان بر شاخه های مختلف هنر و ادبیات بریتانیا و دیگر کشورها پدیدار است.
جملات و اصطلاحاتی که فیتزجرالد در ترجمه ی رباعیات استفاده کرده بود، بعدها در نوشته های بسیاری از نویسندگان متاخر وی استفاده شد. از جمله در کتاب «قتل با انگشتان لرزان» اثر «آگاتا کریستی» رد پای ترجمه ی فیتزجرالد وجود دارد. داستانهای کوتاه «ویلیام سیدنی پورتر» (William Sydney Porter) که با نام O. Henry شهرت دارد نیز سرشار است از جملات ترجمه ی فیتزجرالد. در یکی از داستانهای پل مارلو (Paul Marlowe’s) نویسنده ی داستانهای علمی-تخیلی، یکی از شخصیتهای داستان تنها قادر است با ابیات خیام با دیگران صحبت کند.
عمر خیام بر موسیقی غرب نیز اثرگذار بوده است. «گرنویل بنتوک» (Granville Bantock) موسیقی دان بریتانیایی آلبوم عمر خیام را با الهام از اشعار وی، در اوایل قرن بیستم ساخت. الن هوهانس (Alan Hovhaness) موسیقیدان ارمنی نیز در کارهای خود از رباعیات خیام الهام گرفته است.
ادموند دولاک (Edmund Dulac) هنرمند فرانسوی بخشی از شهرتش را مدیون تصویرگری کتاب رباعیات خیام است.
محبوبیت رباعیات خیام در غرب به قدری زیاد است که نسخه های طنز رباعیات (Parody)، به تقلید از رباعیات وی سروده شده است. رباعیات یک گربه ی ایرانی، رباعیات یک اتوموبیل و رباعیات یک گلف باز از این جمله اند.
گستره ی تاثیر خیام بر هنر مغرب زمین محدود به ادبیات و موسیقی نبوده است. حتی هالیوود هم خیام را می شناسد.
در قسمتی از فیلم سینمایی «بیوفا» (Unfaithful) محصول سال 2002 به کارگردانی نویسنده و کارگردان مشهور هالیوود، «آدریان لین» (Adrian Lyne). در این صحنه شخصیت اول فیلم پس از این که رباعیات خیام را از قفسه ی کتابخانه برمی دارد، رباعی مشهور زیر را میخواند :
می نوش که عمر جاودانی این است
خود حاصلت از دور جوانی این است
هنگام گل و باده و یاران سرمست
خوش باش دمی که زندگانی ان است
البته استفاده از اشعار خیام در هالیوود به مدتها پیشتر برمی گردد. در فیلم وسترنی «دوئل زیر آفتاب» (Duel in the Sun) با بازی گریگوری پک، محصول سال 1946، یکی از رباعیات خیام نقل می شود. آخرین حضور خیام در صنعت سینما و تلویزیون آمریکا مربوط به سریال تلویزیونی «آمستردام جدید» (New Amsterdam) محصول سال 2008 شبکه ی فاکس نیوز است. در این سریال کتاب خیام کتاب مورد علاقه ی یکی از شخصیتهای داستان است.
⚜کانال پرواز فکرواندیشه
@flith
@flith
تاثیر خیام بر ادبیات ،سینما و موسیقی جهان
بدون تردید عمر خیام شناخته شده ترین چهره ی ادبیات ایران در مغرب زمین است . اغراق نیست اگر بگوییم وی سهم قابل توجهی از این شهرت را مدیون ادوارد فیتزجرالد (Edward FitzGerald)، نویسنده، شاعر و مترجم بریتانیایی است که 150 سال پیش رباعیات خیام را به انگلیسی ترجمه کرد.
هرچند خود فیتزجرالد نیز معتقد بود، ترجمه ی او نمی تواند نشانگر عظمت کلام خیام باشد، قدرت ترجمه ی وی به حدی بالا بود که تاثیرش پس از 150 سال همچنان بر شاخه های مختلف هنر و ادبیات بریتانیا و دیگر کشورها پدیدار است.
جملات و اصطلاحاتی که فیتزجرالد در ترجمه ی رباعیات استفاده کرده بود، بعدها در نوشته های بسیاری از نویسندگان متاخر وی استفاده شد. از جمله در کتاب «قتل با انگشتان لرزان» اثر «آگاتا کریستی» رد پای ترجمه ی فیتزجرالد وجود دارد. داستانهای کوتاه «ویلیام سیدنی پورتر» (William Sydney Porter) که با نام O. Henry شهرت دارد نیز سرشار است از جملات ترجمه ی فیتزجرالد. در یکی از داستانهای پل مارلو (Paul Marlowe’s) نویسنده ی داستانهای علمی-تخیلی، یکی از شخصیتهای داستان تنها قادر است با ابیات خیام با دیگران صحبت کند.
عمر خیام بر موسیقی غرب نیز اثرگذار بوده است. «گرنویل بنتوک» (Granville Bantock) موسیقی دان بریتانیایی آلبوم عمر خیام را با الهام از اشعار وی، در اوایل قرن بیستم ساخت. الن هوهانس (Alan Hovhaness) موسیقیدان ارمنی نیز در کارهای خود از رباعیات خیام الهام گرفته است.
ادموند دولاک (Edmund Dulac) هنرمند فرانسوی بخشی از شهرتش را مدیون تصویرگری کتاب رباعیات خیام است.
محبوبیت رباعیات خیام در غرب به قدری زیاد است که نسخه های طنز رباعیات (Parody)، به تقلید از رباعیات وی سروده شده است. رباعیات یک گربه ی ایرانی، رباعیات یک اتوموبیل و رباعیات یک گلف باز از این جمله اند.
گستره ی تاثیر خیام بر هنر مغرب زمین محدود به ادبیات و موسیقی نبوده است. حتی هالیوود هم خیام را می شناسد.
در قسمتی از فیلم سینمایی «بیوفا» (Unfaithful) محصول سال 2002 به کارگردانی نویسنده و کارگردان مشهور هالیوود، «آدریان لین» (Adrian Lyne). در این صحنه شخصیت اول فیلم پس از این که رباعیات خیام را از قفسه ی کتابخانه برمی دارد، رباعی مشهور زیر را میخواند :
می نوش که عمر جاودانی این است
خود حاصلت از دور جوانی این است
هنگام گل و باده و یاران سرمست
خوش باش دمی که زندگانی ان است
البته استفاده از اشعار خیام در هالیوود به مدتها پیشتر برمی گردد. در فیلم وسترنی «دوئل زیر آفتاب» (Duel in the Sun) با بازی گریگوری پک، محصول سال 1946، یکی از رباعیات خیام نقل می شود. آخرین حضور خیام در صنعت سینما و تلویزیون آمریکا مربوط به سریال تلویزیونی «آمستردام جدید» (New Amsterdam) محصول سال 2008 شبکه ی فاکس نیوز است. در این سریال کتاب خیام کتاب مورد علاقه ی یکی از شخصیتهای داستان است.
⚜کانال پرواز فکرواندیشه
@flith
Forwarded from پرواز فکر و اندیشه
Forwarded from پرواز فکر و اندیشه
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
سیمای خیام
فتح الله همایونفر
فتح الله همایونفر در این کتاب راهی را برای شناخت سیمای خیام پیش روی محققان و دانشمندان قرار داده است. حکیم عمر خیام (517 – 439ق) منجم، ریاضی دان، فیلسوف، موسیقی دان، شاعر و ادیبی است که هنوز آن طور که شایسته او بوده شناخته نشده است. چهره علمی خیام تا نهصد سال مجهول مانده و پس از آن هم در غرب شناخته شده تر از ایران است. شهرت جهانی او به سبب رباعیاتش است. برای درک درست شعر او، باید عصری که در آن زیسته را شناخت. خیام از برجسته ترین کسانی است که از شعر برای بیان تفکرات فلسفی خود بهره گرفته است. کلماتی نظیر فلک، دهر، چرخ و ... در شعر او پربسامد و اندیشه هایی چون بی دوامی و کوتاهی عمر، غنیمت شمردن دم، فارغ از اندیشه دهر بودن از مضامین اشعار اوست. شعر وی در عین سادگی، شیوایی و مستحکم، توأم با اندیشه فلسفی است.
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
سیمای خیام
فتح الله همایونفر
فتح الله همایونفر در این کتاب راهی را برای شناخت سیمای خیام پیش روی محققان و دانشمندان قرار داده است. حکیم عمر خیام (517 – 439ق) منجم، ریاضی دان، فیلسوف، موسیقی دان، شاعر و ادیبی است که هنوز آن طور که شایسته او بوده شناخته نشده است. چهره علمی خیام تا نهصد سال مجهول مانده و پس از آن هم در غرب شناخته شده تر از ایران است. شهرت جهانی او به سبب رباعیاتش است. برای درک درست شعر او، باید عصری که در آن زیسته را شناخت. خیام از برجسته ترین کسانی است که از شعر برای بیان تفکرات فلسفی خود بهره گرفته است. کلماتی نظیر فلک، دهر، چرخ و ... در شعر او پربسامد و اندیشه هایی چون بی دوامی و کوتاهی عمر، غنیمت شمردن دم، فارغ از اندیشه دهر بودن از مضامین اشعار اوست. شعر وی در عین سادگی، شیوایی و مستحکم، توأم با اندیشه فلسفی است.
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
Forwarded from پرواز فکر و اندیشه
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
شراب گس و تلخمزهی خیام هر چه کهنهتر میشود بر گیرندگیاش بیشتر میافزاید. به همین جهت ترانههای او در همه جای دنیا و در محیطهای گوناگون و بین نژادهای مختلف طرف توجه شده. هر کدام از افکار خیام را جداگانه میشود نزد شعرا و فلاسفهی بزرگ پیدا کرد. ولی رویهمرفته هیچکدام از آنها را نمیشود با خیام سنجید و خیام در سبک خودش از اغلب آنها جلو افتاده. قیافهی متین خیام او را بیش از همه چیز یک فیلسوف و شاعر بزرگ همدوش لوکرتیوس، اپیکور، گوته، شکسپیر و #شوپنهاور معرفی میکند.
#صادق_هدایت
#ترانه_های_خیام
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
شراب گس و تلخمزهی خیام هر چه کهنهتر میشود بر گیرندگیاش بیشتر میافزاید. به همین جهت ترانههای او در همه جای دنیا و در محیطهای گوناگون و بین نژادهای مختلف طرف توجه شده. هر کدام از افکار خیام را جداگانه میشود نزد شعرا و فلاسفهی بزرگ پیدا کرد. ولی رویهمرفته هیچکدام از آنها را نمیشود با خیام سنجید و خیام در سبک خودش از اغلب آنها جلو افتاده. قیافهی متین خیام او را بیش از همه چیز یک فیلسوف و شاعر بزرگ همدوش لوکرتیوس، اپیکور، گوته، شکسپیر و #شوپنهاور معرفی میکند.
#صادق_هدایت
#ترانه_های_خیام
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
Forwarded from پرواز فکر و اندیشه
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
"فیتزجرالد و خیام"
غوغای خیّام را در غرب ادوارد فیتزجرالد (1883-1809)
شاعر و نویسندۀ نامی انگلیس در قرن نوزده برانگیخت.
فیتزجرالد شاعری لطیف طبع و مشکل پسند
و پژوهنده ای پر تلاش و خردمند بود
و به فتوای جان کیتس (John Keats)
در کار هنر دل در سودای اثری داشت که
هرچه بیشتر به کمال محض نزدیک باشد
و دعایش مانند آنا ویکم، شاعر معاصر، آن بود که :
"خدایا به جای همۀ نعمتها مرا یک چیز کامل عطا کن".
داستان آشنایی فیتزجرالد با خیّام و ادب پارسی
در این مختصر نمی گنجد.
اما بی گمان فیتزجرالد در همین جستجوی کمال
وقتی به خیّام رسیده و از شراب سخن او مست شده
دریغش آمده است که صاحبدلان دیار خویش را
از این شراب بی نصیب گذارد.
اما چون جام سخن خیّام را برای مردم دیار و روزگار خویش
که در فضای فرهنگی دیگری پرورش یافته بودند مناسب نمی دید
آن شراب نیشابور را ابتدا در هفتاد و پنج
و نهایتاً در یکصد و چهار جام پرشکوه
از ذوق و فرهنگ عهد ویکتوریا
و آراسته به نقوش سنّت های دیرین ادبی مغرب زمین
بریخت و به بازار ادب آورد
اما به گفتۀ مولانا:
آن باده همان است اگر جام بَدَل شد
بنگر که چه خوش بر سر خَمّار برآمد
یک رباعی از خیّام با ترجمه فیتزجرالد
برای شاهد مثال در تمثیل باده و جام
از نظر می گذرد.
ای رفته به چوگان ِ قضا همچون گو
چپ می خور و راست میرو و هیچ مگو
کانکس که تو را فکند اندر تک و پو
او دانــد و او دانــد و او دانــد و او
خیّام
The Ball no question makes of Ayes and Noes,
But Right or Left as strikes the Player goes;
And He that tossed you down into the Field,
He knows about it all- He knows – He knows!
بر گرفته از مقدمه کتاب "رباعیات حکیم عمر خیّام"
به قلم حسین الهی قمشه اي
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
"فیتزجرالد و خیام"
غوغای خیّام را در غرب ادوارد فیتزجرالد (1883-1809)
شاعر و نویسندۀ نامی انگلیس در قرن نوزده برانگیخت.
فیتزجرالد شاعری لطیف طبع و مشکل پسند
و پژوهنده ای پر تلاش و خردمند بود
و به فتوای جان کیتس (John Keats)
در کار هنر دل در سودای اثری داشت که
هرچه بیشتر به کمال محض نزدیک باشد
و دعایش مانند آنا ویکم، شاعر معاصر، آن بود که :
"خدایا به جای همۀ نعمتها مرا یک چیز کامل عطا کن".
داستان آشنایی فیتزجرالد با خیّام و ادب پارسی
در این مختصر نمی گنجد.
اما بی گمان فیتزجرالد در همین جستجوی کمال
وقتی به خیّام رسیده و از شراب سخن او مست شده
دریغش آمده است که صاحبدلان دیار خویش را
از این شراب بی نصیب گذارد.
اما چون جام سخن خیّام را برای مردم دیار و روزگار خویش
که در فضای فرهنگی دیگری پرورش یافته بودند مناسب نمی دید
آن شراب نیشابور را ابتدا در هفتاد و پنج
و نهایتاً در یکصد و چهار جام پرشکوه
از ذوق و فرهنگ عهد ویکتوریا
و آراسته به نقوش سنّت های دیرین ادبی مغرب زمین
بریخت و به بازار ادب آورد
اما به گفتۀ مولانا:
آن باده همان است اگر جام بَدَل شد
بنگر که چه خوش بر سر خَمّار برآمد
یک رباعی از خیّام با ترجمه فیتزجرالد
برای شاهد مثال در تمثیل باده و جام
از نظر می گذرد.
ای رفته به چوگان ِ قضا همچون گو
چپ می خور و راست میرو و هیچ مگو
کانکس که تو را فکند اندر تک و پو
او دانــد و او دانــد و او دانــد و او
خیّام
The Ball no question makes of Ayes and Noes,
But Right or Left as strikes the Player goes;
And He that tossed you down into the Field,
He knows about it all- He knows – He knows!
بر گرفته از مقدمه کتاب "رباعیات حکیم عمر خیّام"
به قلم حسین الهی قمشه اي
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
Forwarded from پرواز فکر و اندیشه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نظر کریستوف هیچنز درباره ی خیام نیشابوری : خیام پدر خداناباوران ایران است .
کانال پرواز فکرواندیشه
@flith
کانال پرواز فکرواندیشه
@flith
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
بیست و هشتم اردیبهشت
#عمر_خیام
ریاضی دان، اخترشناس ، فیلسوف و شاعر
#زندگینامه
خیام با نام کامل "غیاث الدین ابوالفتح عمر بن ابراهیم خیام نیشابوری"در بیست و هشتم اردیبهشت سال 427 هجری شمسی در نیشابور زاده شد.
او فقه، را در نزد" امام موفق نیشابوری" آموخت، در برخی روایات نامعتبر خیام را شاگرد "ابو علی سینا "نیز می دادند، که با توجه به فاصله زمانی این دو چنین امری ممکن نیست، ولی خیام همیشه از نظر معنوی خود را شاگرد ابن سینا می دانست.
خیام در ریاضیات، ستاره شناسی، حکمت، فقه و تفسیر به درجه استادی رسید و به او لقب "حجة الحق "داده شد. او در سال 449 هجری قمری تحت سرپرستی و حمایت "ابوطاهر قاضی القضات سمرقندی "اولین کتاب خویش را تحت عنوان "رساله فی البراهین علی مسائل الجبر و المقابله "به زبان عربی نگاشت ، که در مورد جبر و حل معادلات درجه سوم است، خیام اولین کسی است که نشان داد معادلات درجه سوم می توانند بیش از یک جواب داشته باشند و یا اصلا جوابی نداشته باشند.
خیام این کتاب را به دیگر ریاضی دان و وزیر سرشناس ایرانی "خواجه نظام الملک "تقدیم کرد، همین امر موجب دوستی این دو ریاضی دان و نزدیک شدن خیام به دربار "جلال الدین ملک شاه سلجوقی "شد، و به در خواست "خواجه نظام الملک "خیام برای بر عهده گرفتن ریاست رصدخانه اصفهان از نیشابور به اصفهان می رود.
او هجده سال در اصفهان زندگی می کند، و مهمترین اقدام او در این دوره تدوین تقویم هجری شمسی یا تقویم جلالی است که دقیق ترین تقویم در جهان است و میزان خطا آن در هر 10 هزار سال یک ثانیه است. خیام به احترام جلال الدین ملک شاه، این نام را برتقویم خویش می نهد.
با مرگ شاه و قتل خواجه نظام الملک موقعیت خیام هم در دربار متزلزل می شود و خیام اصفهان را ترک کرده و به سوی مرو می رود، زمان مرگ او به طور دقیق معلوم نیست و به احتمال زیاد در فاصله سال های 516 تا 520 هجری قمری در زادگاهش نیشابور چشم از جهان فرو بسته است .
جایگاه علمی خیام بسیار بالاتر از جایگاه ادبی اوست، هر چند که در حال حاضر همه او را بیشتر به عنوان رباعی سرای مشهوری می شناسند،اولین تحقیق علمی در مورد اصالت اشعار او توسط "صادق هدایت "صورت گرفته که او در دو کتاب به بررسی اشعار خیام می پردازد و در واقع تنها پنجاه و هفت رباعی به طور قطع متعلق به خیام است.
در سال 1857میلادی "ادوارد فیتزجرالد "انگلیسی ، با ترجمه اشعار خیام، سبب شهرت جهانی او به عنوان یک شاعر و فیلسوف شرقی می شود.
در ستاره شناسی هم یکی از گودال های سطح ماه و سیارکی به نام او نامگذاری شده است.
متن از لیلا دلارستاقی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
بیست و هشتم اردیبهشت
#عمر_خیام
ریاضی دان، اخترشناس ، فیلسوف و شاعر
#زندگینامه
خیام با نام کامل "غیاث الدین ابوالفتح عمر بن ابراهیم خیام نیشابوری"در بیست و هشتم اردیبهشت سال 427 هجری شمسی در نیشابور زاده شد.
او فقه، را در نزد" امام موفق نیشابوری" آموخت، در برخی روایات نامعتبر خیام را شاگرد "ابو علی سینا "نیز می دادند، که با توجه به فاصله زمانی این دو چنین امری ممکن نیست، ولی خیام همیشه از نظر معنوی خود را شاگرد ابن سینا می دانست.
خیام در ریاضیات، ستاره شناسی، حکمت، فقه و تفسیر به درجه استادی رسید و به او لقب "حجة الحق "داده شد. او در سال 449 هجری قمری تحت سرپرستی و حمایت "ابوطاهر قاضی القضات سمرقندی "اولین کتاب خویش را تحت عنوان "رساله فی البراهین علی مسائل الجبر و المقابله "به زبان عربی نگاشت ، که در مورد جبر و حل معادلات درجه سوم است، خیام اولین کسی است که نشان داد معادلات درجه سوم می توانند بیش از یک جواب داشته باشند و یا اصلا جوابی نداشته باشند.
خیام این کتاب را به دیگر ریاضی دان و وزیر سرشناس ایرانی "خواجه نظام الملک "تقدیم کرد، همین امر موجب دوستی این دو ریاضی دان و نزدیک شدن خیام به دربار "جلال الدین ملک شاه سلجوقی "شد، و به در خواست "خواجه نظام الملک "خیام برای بر عهده گرفتن ریاست رصدخانه اصفهان از نیشابور به اصفهان می رود.
او هجده سال در اصفهان زندگی می کند، و مهمترین اقدام او در این دوره تدوین تقویم هجری شمسی یا تقویم جلالی است که دقیق ترین تقویم در جهان است و میزان خطا آن در هر 10 هزار سال یک ثانیه است. خیام به احترام جلال الدین ملک شاه، این نام را برتقویم خویش می نهد.
با مرگ شاه و قتل خواجه نظام الملک موقعیت خیام هم در دربار متزلزل می شود و خیام اصفهان را ترک کرده و به سوی مرو می رود، زمان مرگ او به طور دقیق معلوم نیست و به احتمال زیاد در فاصله سال های 516 تا 520 هجری قمری در زادگاهش نیشابور چشم از جهان فرو بسته است .
جایگاه علمی خیام بسیار بالاتر از جایگاه ادبی اوست، هر چند که در حال حاضر همه او را بیشتر به عنوان رباعی سرای مشهوری می شناسند،اولین تحقیق علمی در مورد اصالت اشعار او توسط "صادق هدایت "صورت گرفته که او در دو کتاب به بررسی اشعار خیام می پردازد و در واقع تنها پنجاه و هفت رباعی به طور قطع متعلق به خیام است.
در سال 1857میلادی "ادوارد فیتزجرالد "انگلیسی ، با ترجمه اشعار خیام، سبب شهرت جهانی او به عنوان یک شاعر و فیلسوف شرقی می شود.
در ستاره شناسی هم یکی از گودال های سطح ماه و سیارکی به نام او نامگذاری شده است.
متن از لیلا دلارستاقی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️