@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
خرید کتاب چیز خوبی بود اگرمیشد زمان مطالعهی آن را هم خریداری کرد؛ امامردم اغلب خرید کتاب را با تحصیل محتوایاش اشتباه میگیرند. این که شخصی بخواهد هر چه را میخواند حفظ کند، مثل این است که سعی کند هر آنچه را که میخورد در معده نگاه دارد. جسم شخص از آنچه وی خورده تغذیه کرده و ذهن وی نیز از آنچه خوانده تغذیه شده و بدل به آن چیزی شده که اینک هست. همانطور که بدن به آنچه برایاش مطبوع است علاقه دارد، ذهن نیز تنها آنچه را که برایش جالب باشد حفظ میکند.
#آرتور_شوپنهاور
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
خرید کتاب چیز خوبی بود اگرمیشد زمان مطالعهی آن را هم خریداری کرد؛ امامردم اغلب خرید کتاب را با تحصیل محتوایاش اشتباه میگیرند. این که شخصی بخواهد هر چه را میخواند حفظ کند، مثل این است که سعی کند هر آنچه را که میخورد در معده نگاه دارد. جسم شخص از آنچه وی خورده تغذیه کرده و ذهن وی نیز از آنچه خوانده تغذیه شده و بدل به آن چیزی شده که اینک هست. همانطور که بدن به آنچه برایاش مطبوع است علاقه دارد، ذهن نیز تنها آنچه را که برایش جالب باشد حفظ میکند.
#آرتور_شوپنهاور
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
زندگی لعنتی ما را مجبور به سازش های بسیار می کند و ما را به نقطه ای می رساند که اکنون در آن هستیم، این جا تنها در تاریکی .
اگر امید به نقطه ی شروع نبود زنده نمی ماندیم...
#آلبا_د_سس_پدس
بوی خوش سیگار
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
زندگی لعنتی ما را مجبور به سازش های بسیار می کند و ما را به نقطه ای می رساند که اکنون در آن هستیم، این جا تنها در تاریکی .
اگر امید به نقطه ی شروع نبود زنده نمی ماندیم...
#آلبا_د_سس_پدس
بوی خوش سیگار
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#هویت_ایرانی
نویسنده : بانو هلن افشار از یاران همراه همیشگی ما در کانال 😊❤️
كتابفروشي توس
خيابان انقلاب- خيابان دانشگاه- پلاك يك
نویسنده : بانو هلن افشار از یاران همراه همیشگی ما در کانال 😊❤️
كتابفروشي توس
خيابان انقلاب- خيابان دانشگاه- پلاك يك
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
چرا كتاب هويت ايراني، نوشته ي هلن افشار ، انتشارات جوانه توس را انتخاب كنم؟
زيرا در اين سرزمين حق راي و تصميم گيري دارم و مي خواهم بدانم چرا روند تقسيم منابع درياي خزر متوقف شده و سهم قانوني ايران چيست؟
چون مي خواهم بدانم ايا بر اساس قوانين بين الملل مي توان مسير رفت و امد كشتي ها را در تنگه هرمز بست؟
مي خواهم بدانم كيفيت و كميت جمعيت ايران چگونه است؟
چون دوست دارم بدانم چرا جنبش علمي ايران كه در زمان خوارزمي، ابوريحان بيروني ، ابن سينا و خيام اغاز شد، مانند اروپا به نوزايي سياسي ختم نشد؟
و پرسش هاي ديگري كه به زبان خودماني در اين كتاب پاسخ داده مي شوند.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
چرا كتاب هويت ايراني، نوشته ي هلن افشار ، انتشارات جوانه توس را انتخاب كنم؟
زيرا در اين سرزمين حق راي و تصميم گيري دارم و مي خواهم بدانم چرا روند تقسيم منابع درياي خزر متوقف شده و سهم قانوني ايران چيست؟
چون مي خواهم بدانم ايا بر اساس قوانين بين الملل مي توان مسير رفت و امد كشتي ها را در تنگه هرمز بست؟
مي خواهم بدانم كيفيت و كميت جمعيت ايران چگونه است؟
چون دوست دارم بدانم چرا جنبش علمي ايران كه در زمان خوارزمي، ابوريحان بيروني ، ابن سينا و خيام اغاز شد، مانند اروپا به نوزايي سياسي ختم نشد؟
و پرسش هاي ديگري كه به زبان خودماني در اين كتاب پاسخ داده مي شوند.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
پرواز فکر و اندیشه
✅ قاسم افشار گوینده خبر صدا و سیما ساعتی قبل در اثر سکته قلبی درگذشت. @flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
✅ سید مصطفی تاجزاده:
درگذشت زنده یاد #قاسم_افشار گوینده سبز خبر صدا و سیما را به ملت ایران تسلیت می گویم.
آن انسان شریف به دلیل حوادث و #سرکوب_های_سال_۸۸ حاضر به گویندگی خبر نشد و مدتها خانه نشین گردید.
روحش شاد، یادش گرامی و راهش پر رهرو باد!
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
درگذشت زنده یاد #قاسم_افشار گوینده سبز خبر صدا و سیما را به ملت ایران تسلیت می گویم.
آن انسان شریف به دلیل حوادث و #سرکوب_های_سال_۸۸ حاضر به گویندگی خبر نشد و مدتها خانه نشین گردید.
روحش شاد، یادش گرامی و راهش پر رهرو باد!
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
لطفا زنان را به حال خود بگذارید!
دیروز فراکسیون زنان مجلس شورای اسلامی طرحی را تقدیم مجلس شورای اسلامی کرد که طبق آن زنان در صورتی که ۲۸ ساله باشند و دارای مدرک کارشناسی ارشد و پنج سال سابقه کار و بیمه بازنشستگی نیز باشند، نیازی به اجازه ولی و یا دادگاه برای ازدواج با مرد دلخواه خود ندارند.
مهرانگیز کار" حقوقدان و فعال زنان در صفحه فیس بوک خود انتقاد سختی به این طرح وارد کرده است که بخش هایی از آن را در ادامه می خوانیم. «زن فقط در صورتی که ۲۸ سال داشته باشد می تواند بدون اجازه پدر یا پدر پدر یا دادگاه با مرد دلخواه ازدواج کند. البته :
به شرطی که دارای حداقل مدرک کارشناسی ارشد باشد.
به شرطی که دارای پنج سال سابقه کار و بیمه بازنشستگی باشد.
بنابراین یک زن بالغ و عاقل ایرانی در این واویلای اقتصادی اگر ۲۸ ساله باشد و سابقه پنج سال کار و بیمه بازنشستگی هم داشته باشد، می شود یک انسان مستقل و می تواند با عشق و علاقه زندگی خانوادگی خود را با مرد دلخواهش آغاز کند.
طرح پرسش از این نوابغ مجلسی:
این ۲۸ سالگی را با کدام معیار عقلی پیدا کرده اید؟ چرا باید دختر ۱۸ ساله ای که می تواند بدون اجازه ولی از کشور خارج بشود، از نگاه شما نمی تواند به استقلال شوهر انتخاب کند؟
در کجای قوانین در کشورهای مختلف دیدهاید که نوشته باشند آزادی و برابری انسانها مشروط است به تحصیلات دانشگاهی؟
از کدام منبع فلسفی یا اجتماعی به این درک رسیده اید که اگر زن پنج سال بیرون خانه و به صورت رسمی (نه قراردادی) کار نکرده باشد و بیمه بازنشستگی هم نداشته باشد فاقد حقوق بنیادی و اولیه انسانی مانند حق آزادانه همسر دلخواه است؟
این راه حل شماست؟ این طرح یک فوریتی شماست برای اصلاح آن دو ماده قانونی زیانبار به حال زنان؟
شما که بر مشقت زنان افزودهاید. شما که آن دو ماده را بیاعتبار نکردهاید، بلکه هم قضات و هم زنان را توی چاله چولههای بدتری انداختهاید. بابا اصلا فراموش کنید اصلاح قوانین به نفع زنان را. بکلی کمیسیون ضد زن مجلس را منحل کنید. به سهولت پیداست که اعضای کمیسیون توی باغ نیستند.
بدون این اصلاحات ابلهانه یا تظاهراتی، دو ماده قانونی را لطفا به حال خود بگذارید. خیرتان به زنان نمی رسد. شر مرسانید و برای زنان ۲۸ ساله و درس خوانده و دارای شغل و بیمه قانونگذاری نکنید. شما که نه فلسفه قانونگذاری را میدانید، نه فن قانونگذاری را بازگردید به خانه و به حرف آقای خود خامنهای گوش بسپارید و خانهداری بکنید.
لطفا این دو ماده قانونی را به حال خود بگذارید و بدانید زنان ایرانی در این حکومت از طلا گشتن پشیمان شده اند و عاجزانه میخواهند که شما مرحمت کرده و آنها را بگذارید مس بمانند تا آن روز که کلک همه تان را یک جا بکنند».
#مهرانگیز_کار_حقوقدان_و_فعال_زنان
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
لطفا زنان را به حال خود بگذارید!
دیروز فراکسیون زنان مجلس شورای اسلامی طرحی را تقدیم مجلس شورای اسلامی کرد که طبق آن زنان در صورتی که ۲۸ ساله باشند و دارای مدرک کارشناسی ارشد و پنج سال سابقه کار و بیمه بازنشستگی نیز باشند، نیازی به اجازه ولی و یا دادگاه برای ازدواج با مرد دلخواه خود ندارند.
مهرانگیز کار" حقوقدان و فعال زنان در صفحه فیس بوک خود انتقاد سختی به این طرح وارد کرده است که بخش هایی از آن را در ادامه می خوانیم. «زن فقط در صورتی که ۲۸ سال داشته باشد می تواند بدون اجازه پدر یا پدر پدر یا دادگاه با مرد دلخواه ازدواج کند. البته :
به شرطی که دارای حداقل مدرک کارشناسی ارشد باشد.
به شرطی که دارای پنج سال سابقه کار و بیمه بازنشستگی باشد.
بنابراین یک زن بالغ و عاقل ایرانی در این واویلای اقتصادی اگر ۲۸ ساله باشد و سابقه پنج سال کار و بیمه بازنشستگی هم داشته باشد، می شود یک انسان مستقل و می تواند با عشق و علاقه زندگی خانوادگی خود را با مرد دلخواهش آغاز کند.
طرح پرسش از این نوابغ مجلسی:
این ۲۸ سالگی را با کدام معیار عقلی پیدا کرده اید؟ چرا باید دختر ۱۸ ساله ای که می تواند بدون اجازه ولی از کشور خارج بشود، از نگاه شما نمی تواند به استقلال شوهر انتخاب کند؟
در کجای قوانین در کشورهای مختلف دیدهاید که نوشته باشند آزادی و برابری انسانها مشروط است به تحصیلات دانشگاهی؟
از کدام منبع فلسفی یا اجتماعی به این درک رسیده اید که اگر زن پنج سال بیرون خانه و به صورت رسمی (نه قراردادی) کار نکرده باشد و بیمه بازنشستگی هم نداشته باشد فاقد حقوق بنیادی و اولیه انسانی مانند حق آزادانه همسر دلخواه است؟
این راه حل شماست؟ این طرح یک فوریتی شماست برای اصلاح آن دو ماده قانونی زیانبار به حال زنان؟
شما که بر مشقت زنان افزودهاید. شما که آن دو ماده را بیاعتبار نکردهاید، بلکه هم قضات و هم زنان را توی چاله چولههای بدتری انداختهاید. بابا اصلا فراموش کنید اصلاح قوانین به نفع زنان را. بکلی کمیسیون ضد زن مجلس را منحل کنید. به سهولت پیداست که اعضای کمیسیون توی باغ نیستند.
بدون این اصلاحات ابلهانه یا تظاهراتی، دو ماده قانونی را لطفا به حال خود بگذارید. خیرتان به زنان نمی رسد. شر مرسانید و برای زنان ۲۸ ساله و درس خوانده و دارای شغل و بیمه قانونگذاری نکنید. شما که نه فلسفه قانونگذاری را میدانید، نه فن قانونگذاری را بازگردید به خانه و به حرف آقای خود خامنهای گوش بسپارید و خانهداری بکنید.
لطفا این دو ماده قانونی را به حال خود بگذارید و بدانید زنان ایرانی در این حکومت از طلا گشتن پشیمان شده اند و عاجزانه میخواهند که شما مرحمت کرده و آنها را بگذارید مس بمانند تا آن روز که کلک همه تان را یک جا بکنند».
#مهرانگیز_کار_حقوقدان_و_فعال_زنان
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
🛎🛎🛎🔴گزیده ای از نامۀ آیت الله العظمی خویی به آیت الله خمینی در سال ١٣۵۶ دربـارۀ "مضرات تشکیل حکومت اسلامی" که بسیار قابل تأمل است و به طور عجیبی پیش بینی های او به حقیقت پیوسته :
١- در صورت تشکیل حکومت دینی دیگر ادیان هم ترغیب میشوند که حکومت دینی خود را تشکیل دهند و در نتیجه نزاعهای دینی آغاز خواهد شد.
٢- زمانی که روحانیون پا بهحکومت بگذارند دیگر عیوب خود را نمیبینند و شروع به توجیه کردن معایب میکنند تا فسادها را نادیده بگیرند.
٣- مسند روحانیت از ابتدا مسند مبارزه با فساد بوده است و مسندِ حاکمان همواره توأم با فساد ، با تشکیل حکومت دینی در درجۀ اول مسند مبارزه با فساد را از دست میدهیم و دوم روحانیت را هم به فساد میکشانیم حتی اگر هم فاسد نشویم مردم مفاسد را به گردن روحانیت خواهند نوشت.
۴- علم حکومتداری یک علم بسیار پیچیده است و روحانیون از این علم کاملاً تهی هستند ، ورود بدون علم و تجربه به این حوزه بدون طی مراحل آن باعث آبروریزی بزرگی برای روحانیون خواهد شد زیرا صرف اینکه روحانیون انسانهای خوبی هستند دلیل نمیشود که هر علمی را بلد باشند.
۵- آرزوی همۀ ما تبعیت حکومت از دین است،در حالیکه اگر حکومت را در دست بگیریم به تبعیتِ دین از حکومت دچار خواهیم شد و گاهی برای از دست ندادن قدرت باید حکم دین را نقض کنیم.
٦- چون مردم ، ما را جانشین امام زمان تصور می کنند انتظار دارند حکومت دینی ما هم همان عدالت را در جامعه برپا کـنـد و اگر نتوانیم مردم نسبت به دین سست عقیده میشوند.
٧- اکنون که مناصب حکومتی را در اختیار نداریم اینهمه اختلاف نظر بین ما وجود دارد و اگر به حکومت برسیم اختلاف نظرها باعث چندپارگی دین و آسیبهای بسیار بزرگی به جامعه میشود.
٨- ما چون فقیهان خوبی هستیم دلیل نیست به علوم دیگر مانند مدیریت هم تسلط داشته باشیم زیرا اسلام را در طول چندین قرن همین حوزه های علمیه زنده نگه داشتند نه حکومتهای دینی.
٩- اکنون که دست ما به حکومت نرسیده است اطرافیان ما چه کارها که نمیکنند وای به آنروز که دستمان به حکومت برسد خودتان خواهید دید چه آبروریزی بزرگی برای مرجعیت و دین اسلام به یادگار خواهیم گذاشت.
١٠- کسانى که مناصب حکومتى را در اختیار دارند فریبکارى و دروغ گویى را از لوازم اولیۀ شغل خود مىدانند پس علماى دین باید از این مناصب بپرهیزند زیرا اگر بخواهند پايبند راستى باشند امورشان نمىگذرد و اگر هم بخواهند مثل بقیه سیاستمداران هرجا که صلاح دیدند دروغ بگویند موجب بىاعتقادى مردم به حکم دین خواهند شد.
١١- حتی گاهی مردم وقتی از دست حکومتها به تنگ میآیند به روحانیت پناه می آورند و اگـر حکومت در دست ما باشد پس این دسته از مردم شکایت خود را کجا ببرند.
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
🛎🛎🛎🔴گزیده ای از نامۀ آیت الله العظمی خویی به آیت الله خمینی در سال ١٣۵۶ دربـارۀ "مضرات تشکیل حکومت اسلامی" که بسیار قابل تأمل است و به طور عجیبی پیش بینی های او به حقیقت پیوسته :
١- در صورت تشکیل حکومت دینی دیگر ادیان هم ترغیب میشوند که حکومت دینی خود را تشکیل دهند و در نتیجه نزاعهای دینی آغاز خواهد شد.
٢- زمانی که روحانیون پا بهحکومت بگذارند دیگر عیوب خود را نمیبینند و شروع به توجیه کردن معایب میکنند تا فسادها را نادیده بگیرند.
٣- مسند روحانیت از ابتدا مسند مبارزه با فساد بوده است و مسندِ حاکمان همواره توأم با فساد ، با تشکیل حکومت دینی در درجۀ اول مسند مبارزه با فساد را از دست میدهیم و دوم روحانیت را هم به فساد میکشانیم حتی اگر هم فاسد نشویم مردم مفاسد را به گردن روحانیت خواهند نوشت.
۴- علم حکومتداری یک علم بسیار پیچیده است و روحانیون از این علم کاملاً تهی هستند ، ورود بدون علم و تجربه به این حوزه بدون طی مراحل آن باعث آبروریزی بزرگی برای روحانیون خواهد شد زیرا صرف اینکه روحانیون انسانهای خوبی هستند دلیل نمیشود که هر علمی را بلد باشند.
۵- آرزوی همۀ ما تبعیت حکومت از دین است،در حالیکه اگر حکومت را در دست بگیریم به تبعیتِ دین از حکومت دچار خواهیم شد و گاهی برای از دست ندادن قدرت باید حکم دین را نقض کنیم.
٦- چون مردم ، ما را جانشین امام زمان تصور می کنند انتظار دارند حکومت دینی ما هم همان عدالت را در جامعه برپا کـنـد و اگر نتوانیم مردم نسبت به دین سست عقیده میشوند.
٧- اکنون که مناصب حکومتی را در اختیار نداریم اینهمه اختلاف نظر بین ما وجود دارد و اگر به حکومت برسیم اختلاف نظرها باعث چندپارگی دین و آسیبهای بسیار بزرگی به جامعه میشود.
٨- ما چون فقیهان خوبی هستیم دلیل نیست به علوم دیگر مانند مدیریت هم تسلط داشته باشیم زیرا اسلام را در طول چندین قرن همین حوزه های علمیه زنده نگه داشتند نه حکومتهای دینی.
٩- اکنون که دست ما به حکومت نرسیده است اطرافیان ما چه کارها که نمیکنند وای به آنروز که دستمان به حکومت برسد خودتان خواهید دید چه آبروریزی بزرگی برای مرجعیت و دین اسلام به یادگار خواهیم گذاشت.
١٠- کسانى که مناصب حکومتى را در اختیار دارند فریبکارى و دروغ گویى را از لوازم اولیۀ شغل خود مىدانند پس علماى دین باید از این مناصب بپرهیزند زیرا اگر بخواهند پايبند راستى باشند امورشان نمىگذرد و اگر هم بخواهند مثل بقیه سیاستمداران هرجا که صلاح دیدند دروغ بگویند موجب بىاعتقادى مردم به حکم دین خواهند شد.
١١- حتی گاهی مردم وقتی از دست حکومتها به تنگ میآیند به روحانیت پناه می آورند و اگـر حکومت در دست ما باشد پس این دسته از مردم شکایت خود را کجا ببرند.
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پرواز فکرواندیشه
@flith
جخ امروز
از مادر نزادهام
نه
عمرِ جهان بر من گذشته است.
نزدیکترین خاطرهام خاطرهی قرنهاست.
بارها به خونمان کشیدند
به یاد آر،
و تنها دستآوردِ کشتار
نانپارهی بیقاتقِ سفرهی بیبرکتِ ما بود.
اعراب فریبام دادند
بُرج موریانه را به دستان پُرپینهی خویش بر ایشان در گشودم،
مرا و همهگان را بر نطعِ سیاه نشاندند و
گردن زدند.
نمازگزاردم و قتلِ عام شدم
که رافضیام دانستند.
نمازگزاردم و قتلِ عام شدم
که قِرمَطیام دانستند.
آنگاه قرار نهادند که ما و برادرانمان یکدیگر را بکُشیم و
این
کوتاهترین طریقِ وصولِ به بهشت بود!
به یاد آر
که تنها دستآوردِ کشتار
جُلپارهی بیقدرِ عورتِ ما بود.
خوشبینیِ برادرت تُرکان را آواز داد
تو را و مرا گردن زدند.
سفاهتِ من چنگیزیان را آواز داد
تو را و همهگان را گردن زدند.
یوغِ ورزاو بر گردنِ ما نهادند.
گاوآهن بر ما بستند
بر گُردهمان نشستند
و گورستانی چندان بیمرز شیار کردند
که بازماندهگان را
هنوز از چشم
خونابه روان است.
کوچِ غریب را به یاد آر
از غُربتی به غُربتِ دیگر،
تا جُست و جوی ایمان
تنها فضیلتِ ما باشد.
به یاد آر؛
تاریخِ ما بیقراری بود
نه باوری
نه وطنی.
نه،
جخ امروز
از مادر
نزادهام.
شاملو
کانال پرواز فکرواندیشه
@flith
@flith
جخ امروز
از مادر نزادهام
نه
عمرِ جهان بر من گذشته است.
نزدیکترین خاطرهام خاطرهی قرنهاست.
بارها به خونمان کشیدند
به یاد آر،
و تنها دستآوردِ کشتار
نانپارهی بیقاتقِ سفرهی بیبرکتِ ما بود.
اعراب فریبام دادند
بُرج موریانه را به دستان پُرپینهی خویش بر ایشان در گشودم،
مرا و همهگان را بر نطعِ سیاه نشاندند و
گردن زدند.
نمازگزاردم و قتلِ عام شدم
که رافضیام دانستند.
نمازگزاردم و قتلِ عام شدم
که قِرمَطیام دانستند.
آنگاه قرار نهادند که ما و برادرانمان یکدیگر را بکُشیم و
این
کوتاهترین طریقِ وصولِ به بهشت بود!
به یاد آر
که تنها دستآوردِ کشتار
جُلپارهی بیقدرِ عورتِ ما بود.
خوشبینیِ برادرت تُرکان را آواز داد
تو را و مرا گردن زدند.
سفاهتِ من چنگیزیان را آواز داد
تو را و همهگان را گردن زدند.
یوغِ ورزاو بر گردنِ ما نهادند.
گاوآهن بر ما بستند
بر گُردهمان نشستند
و گورستانی چندان بیمرز شیار کردند
که بازماندهگان را
هنوز از چشم
خونابه روان است.
کوچِ غریب را به یاد آر
از غُربتی به غُربتِ دیگر،
تا جُست و جوی ایمان
تنها فضیلتِ ما باشد.
به یاد آر؛
تاریخِ ما بیقراری بود
نه باوری
نه وطنی.
نه،
جخ امروز
از مادر
نزادهام.
شاملو
کانال پرواز فکرواندیشه
@flith
Telegram
کانال پرواز فکرواندیشه
@flith
کلوخاندازان
مؤمنین طبقه اول و دوم تقریبا از زن و مرد کلوخاندازان را اینطور برگزار میکردند که مردها از روی حسابی که میخواستند به پیشواز رمضان که از سه روز تا یک روز قبل از آن بود بروند به اصلاح و حمام رفته، سرها را تراشیده، ریشها را توپی و محرابی و قبضهیی و دورگیوهیی آرایش داده، حنائیها حنا بسته، خضابیها خضاب میگذاشتند و بقول خودشان دیگ و دیگور، ملاقه! را سفید میکردند و زنها بند و برمه ی مفصّل نموده، طاس و دولچه را به سفیدگری میدادند! و حمام سفت و سختی رفته، بزکهای تند و تیزی کرده، قشنگترین لباسها را پوشیده، لذیذترین غذاها را پخته، همراه شیرینی، آجیلی که مردها از کوچه میآوردند، عیش را برقرار و از یک بار تا هرچند باری که توانائی مرد بود کلوخاندازان میگرفتند!
بعد از آنها، کلوخاندازان دسته دوم بود که رنگ و بوی بیشتری داشت و مردها سر و صورتهائی را که از شب عید غدیر و شب عید نوروز تا آن روز اصلاح نکرده بودند اصلاح کرده، ماشین و تیغ میانداختند و زنها دستی به خود برده، بالا و پائین را تمیز میکردند و در این کلوخاندازان بود که وسمهجوشها بر سر سهپایههای منقلها رفته، تخمه آجیلها فراهم میشد و از بعد از ظهر آنشب، همه کارهای خود را کنار گذارده به آرایش و به نمونه اشعار زیر به زدن و خواندن
طهران قدیم، میپرداختند.
آبجی خانم یادت نره امشبو / شوورو بگو خوابت نره امشبو
بگو واست آب حیات آوردم / بزار تو لُپپِت که نبات آوردم
دیزی بباره رجبی سف بزن / موقع کاره رجبی سف بزن
قصر قجر بهترت امشب میدن / اونچه نیاد باورت امشب میدن
لنگو هوا کن در و دروازه کن / ایمونو با کار رجب تازه کن
دیزی بباره رجبی سف بزن / موقع کاره رجبی سف بزن
همچنین این تصنیفها بود که دو دسته شده با سؤال و جواب میخواندند؛ دسته اول:
شب، شب شنبهس مرتیکه.. مث پنبهس مرتیکه
شب، شب جمعهس مرتیکه.. مث دنبهس مرتیکه
و دسته دوم:
از مشدی رجب رفتم و این مسئله خواسسّم / از زیر قبا داد سر مسئله دسّم
گفتا چه کند فرق که شنبهس یا که جمعهس / هرکس نکند همچی ... مشغول ذمهس
تصنیف دیگری هم از زبان مردها داشتند که یکنفر گوشتکوبی به دست گرفته و همگی میگفتند:
ماس ماس کنگرماس. و او در حالیکه خود را میجنبانید و گوشتکوب را به یکی یکی حواله میکرد جواب میداد (این نیم ذر بزازاس)
ماس ماس کنگر ماس / این ساطور قصاباس
ماس ماس کنگرماس / این گوشتکوب خرّاطاس
ماس ماس کنگرماس / این قپپون رزازاس
دعوای جمله بیجاس / همهش مال شماهاس
کلوخاندازانی هم مداحها و منبریهای تازهکار و غیر سرشناس داشتند که علاوه بر مراسم طبقه اول بخاطر بازاریابی منبر برای خود با نمکگیر کردن همکارها، تا در پیش بانیان خود، آنها را هم معرفی نمایند به این صورت مهمانی میکردند که وعاظشان این مهمانی را قبل از رمضان و روضهخوانها و مداحها و نوحهخوانها قبل از محرّم میدادند.
بعد از آنها هم کلوخاندازان داشمشدیها و الواط و رنود و عرقخورها بود که آنها نیز، هر دسته به فراخور حال و مطابق علاقه خود افراط را به حدّ اعلا میرسانیدند و کاملترین آنها کلوخاندازان عیاشها بود که به فاحشهخانهها رفته بساط ساز و ضرب و میگساری را در آنجا برپا میکردند و مترس دارهایشان هم که مترسهایشان برایشان سفره کلوخاندازان میانداختند. در همین شبها بود که آخر شبها در شهر بدترین بدمستیها و عربدهکشیها به راه میافتاد و در هر گوشه و کنار مستهائی که در جویها و لجنها افتاده به دوششان میکشیدند.
شیلانکشان فاحشهها هم از آن جهت بود که آنها هم در ماه رمضان مثل همه روزه میگرفتند و نماز میخواندند و به راه توبه انابه میرفتند و گناه عمل خود را در این ماه چند برابر ماههای دیگر میدانستند! (شهری باف، 1376: ج3، 7/305)
مأخذ: شهری باف، جعفر. 1376. طهران قدیم. تهران
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
کلوخاندازان
مؤمنین طبقه اول و دوم تقریبا از زن و مرد کلوخاندازان را اینطور برگزار میکردند که مردها از روی حسابی که میخواستند به پیشواز رمضان که از سه روز تا یک روز قبل از آن بود بروند به اصلاح و حمام رفته، سرها را تراشیده، ریشها را توپی و محرابی و قبضهیی و دورگیوهیی آرایش داده، حنائیها حنا بسته، خضابیها خضاب میگذاشتند و بقول خودشان دیگ و دیگور، ملاقه! را سفید میکردند و زنها بند و برمه ی مفصّل نموده، طاس و دولچه را به سفیدگری میدادند! و حمام سفت و سختی رفته، بزکهای تند و تیزی کرده، قشنگترین لباسها را پوشیده، لذیذترین غذاها را پخته، همراه شیرینی، آجیلی که مردها از کوچه میآوردند، عیش را برقرار و از یک بار تا هرچند باری که توانائی مرد بود کلوخاندازان میگرفتند!
بعد از آنها، کلوخاندازان دسته دوم بود که رنگ و بوی بیشتری داشت و مردها سر و صورتهائی را که از شب عید غدیر و شب عید نوروز تا آن روز اصلاح نکرده بودند اصلاح کرده، ماشین و تیغ میانداختند و زنها دستی به خود برده، بالا و پائین را تمیز میکردند و در این کلوخاندازان بود که وسمهجوشها بر سر سهپایههای منقلها رفته، تخمه آجیلها فراهم میشد و از بعد از ظهر آنشب، همه کارهای خود را کنار گذارده به آرایش و به نمونه اشعار زیر به زدن و خواندن
طهران قدیم، میپرداختند.
آبجی خانم یادت نره امشبو / شوورو بگو خوابت نره امشبو
بگو واست آب حیات آوردم / بزار تو لُپپِت که نبات آوردم
دیزی بباره رجبی سف بزن / موقع کاره رجبی سف بزن
قصر قجر بهترت امشب میدن / اونچه نیاد باورت امشب میدن
لنگو هوا کن در و دروازه کن / ایمونو با کار رجب تازه کن
دیزی بباره رجبی سف بزن / موقع کاره رجبی سف بزن
همچنین این تصنیفها بود که دو دسته شده با سؤال و جواب میخواندند؛ دسته اول:
شب، شب شنبهس مرتیکه.. مث پنبهس مرتیکه
شب، شب جمعهس مرتیکه.. مث دنبهس مرتیکه
و دسته دوم:
از مشدی رجب رفتم و این مسئله خواسسّم / از زیر قبا داد سر مسئله دسّم
گفتا چه کند فرق که شنبهس یا که جمعهس / هرکس نکند همچی ... مشغول ذمهس
تصنیف دیگری هم از زبان مردها داشتند که یکنفر گوشتکوبی به دست گرفته و همگی میگفتند:
ماس ماس کنگرماس. و او در حالیکه خود را میجنبانید و گوشتکوب را به یکی یکی حواله میکرد جواب میداد (این نیم ذر بزازاس)
ماس ماس کنگر ماس / این ساطور قصاباس
ماس ماس کنگرماس / این گوشتکوب خرّاطاس
ماس ماس کنگرماس / این قپپون رزازاس
دعوای جمله بیجاس / همهش مال شماهاس
کلوخاندازانی هم مداحها و منبریهای تازهکار و غیر سرشناس داشتند که علاوه بر مراسم طبقه اول بخاطر بازاریابی منبر برای خود با نمکگیر کردن همکارها، تا در پیش بانیان خود، آنها را هم معرفی نمایند به این صورت مهمانی میکردند که وعاظشان این مهمانی را قبل از رمضان و روضهخوانها و مداحها و نوحهخوانها قبل از محرّم میدادند.
بعد از آنها هم کلوخاندازان داشمشدیها و الواط و رنود و عرقخورها بود که آنها نیز، هر دسته به فراخور حال و مطابق علاقه خود افراط را به حدّ اعلا میرسانیدند و کاملترین آنها کلوخاندازان عیاشها بود که به فاحشهخانهها رفته بساط ساز و ضرب و میگساری را در آنجا برپا میکردند و مترس دارهایشان هم که مترسهایشان برایشان سفره کلوخاندازان میانداختند. در همین شبها بود که آخر شبها در شهر بدترین بدمستیها و عربدهکشیها به راه میافتاد و در هر گوشه و کنار مستهائی که در جویها و لجنها افتاده به دوششان میکشیدند.
شیلانکشان فاحشهها هم از آن جهت بود که آنها هم در ماه رمضان مثل همه روزه میگرفتند و نماز میخواندند و به راه توبه انابه میرفتند و گناه عمل خود را در این ماه چند برابر ماههای دیگر میدانستند! (شهری باف، 1376: ج3، 7/305)
مأخذ: شهری باف، جعفر. 1376. طهران قدیم. تهران
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
#رمضان ، شاعران و روزه
سهند ایرانمهر
🔸روزه از دید آدم شدیدا شاکی مثل #صائب که فکر میکنه ماه رمضون خفتش کرده:
باده سی شبه باید، که ز آیینه دل
زنگ سی روزه ماه رمضان برخیزد
خیل رمضان گرفت پیراهن ما
و افکند کمند روزه بر گردن ما
🔸روزه از دید آدمی که اهل مقایسه است و از این بابت افسردگی گرفته(شاعر ناشناس):
می خوردن ما بُد آشکارا دیروز
و امروز نهان شدهست نان خوردن ما
🔸روزه از دید آدمی مثل:#اشرف_مازندرانی که فکر میکنه خیلی زرنگه:
قرب یک ماه به میخانه اقامت کردم
اتفاقاً رمضان بود، نمیدانستم
🔸 روزه از دید، روزه خور با سلیقه ای مثل #مهدی_اخوان_ثالث:
روزهها را یک به یک خوردیم و آبی نیز روش
بعد افطار آب میچسبد ولیکن کم بنوش
🔸روزه از دید مفلس به شدت گرسنه مثل :#عهدی_ترشیزی:
آمد رمضان، نه صاف داریم و نه دُرد
وز چهره ما گرسنگی رنگ ببُرد
در خانه ما ز خوردنی چیزی نیست
ای روزه برو، ورنه تو را خواهم خورد
🔸روزه از دید آدم عاشق مسلکی مثل #سعدی:
ای صبح شب نشینان جانم به طاقت آمد
از بس که دیر ماندی چون شام روزه داران
🔸روزه از دید مثبت اندیشی مثل #مولانا:
گر روزه ضرر دارد صد گونه هنر دارد
سودای دگر دارد سودای سر روزه
🔸روزه از دید #نصرانی مسلمان شده ای(شاعرناشناس نقل در کتاب المحاضرات) که سر قضیه روزه، به غلط کردن افتاده:
وجدنا دینکم سهلا علینا
شرائعه سوی شهر صیام
دین شما را آسان یافتیم به جز ماه رمضان!
اثقل الصوم علینا
اثقل الله علیه
روزه برما سخت گرفت خدا بر روزه سخت بگیرد
🔹اینم داستانی از #علامه_جزایری برای حسن ختام ماجرا:
حجازیای هلال اول #رمضان دید، گفت: باز آمدی که زحمت خلق داری و خلایق به تعب اندازی؟ بالله که دفع شر تو با سفر کنم!
زهر الربیع، علامه جزایری - ص 41
کانال پرواز فکرواندیشه
@flith
@flith
#رمضان ، شاعران و روزه
سهند ایرانمهر
🔸روزه از دید آدم شدیدا شاکی مثل #صائب که فکر میکنه ماه رمضون خفتش کرده:
باده سی شبه باید، که ز آیینه دل
زنگ سی روزه ماه رمضان برخیزد
خیل رمضان گرفت پیراهن ما
و افکند کمند روزه بر گردن ما
🔸روزه از دید آدمی که اهل مقایسه است و از این بابت افسردگی گرفته(شاعر ناشناس):
می خوردن ما بُد آشکارا دیروز
و امروز نهان شدهست نان خوردن ما
🔸روزه از دید آدمی مثل:#اشرف_مازندرانی که فکر میکنه خیلی زرنگه:
قرب یک ماه به میخانه اقامت کردم
اتفاقاً رمضان بود، نمیدانستم
🔸 روزه از دید، روزه خور با سلیقه ای مثل #مهدی_اخوان_ثالث:
روزهها را یک به یک خوردیم و آبی نیز روش
بعد افطار آب میچسبد ولیکن کم بنوش
🔸روزه از دید مفلس به شدت گرسنه مثل :#عهدی_ترشیزی:
آمد رمضان، نه صاف داریم و نه دُرد
وز چهره ما گرسنگی رنگ ببُرد
در خانه ما ز خوردنی چیزی نیست
ای روزه برو، ورنه تو را خواهم خورد
🔸روزه از دید آدم عاشق مسلکی مثل #سعدی:
ای صبح شب نشینان جانم به طاقت آمد
از بس که دیر ماندی چون شام روزه داران
🔸روزه از دید مثبت اندیشی مثل #مولانا:
گر روزه ضرر دارد صد گونه هنر دارد
سودای دگر دارد سودای سر روزه
🔸روزه از دید #نصرانی مسلمان شده ای(شاعرناشناس نقل در کتاب المحاضرات) که سر قضیه روزه، به غلط کردن افتاده:
وجدنا دینکم سهلا علینا
شرائعه سوی شهر صیام
دین شما را آسان یافتیم به جز ماه رمضان!
اثقل الصوم علینا
اثقل الله علیه
روزه برما سخت گرفت خدا بر روزه سخت بگیرد
🔹اینم داستانی از #علامه_جزایری برای حسن ختام ماجرا:
حجازیای هلال اول #رمضان دید، گفت: باز آمدی که زحمت خلق داری و خلایق به تعب اندازی؟ بالله که دفع شر تو با سفر کنم!
زهر الربیع، علامه جزایری - ص 41
کانال پرواز فکرواندیشه
@flith
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✅ فیلم/ همايون شجريان: بعضی میگویند پدر اجازهی پخش ربنا را نداده، در صورتی که ایشان در نامه خود ربنا را مستثنی کردند.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
بیست و هفتم اردیبهشت، روز جهانی ارتباطات رو به آقای آذری جهرمی وزیر ارتباطات صمیمانه تبریک میگوییم
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
📚باز ماه رمضانآمد!
ماهِ میهمانیِ یک عده و ماهِ عذاب برای آنها که به سبک اسلامی زندگی نمی کنند و برای خوردنِ یک لیوان آب در خیابان، استرس دارند تا مبادا محتسب دستگیرشان کند و احکامِ دینِ رحمت(!) و عقلانیت(!) را با شلاق بر آنها جاری سازد!
این ماه نیز مثل ماه محرم، برای یک عده شیرین است و برای یک عده تلخ؛هرچند آلودگی های صوتیِ هیات های عزاداری در ماه محرم ظاهرا رنج اش از ماجرای ماه رمضان کمتر می نماید!
🔻امیدوارم که بالاخره یک روز مسلمین یاد بگیرند تا تنها سعی کنند که خودشان به بهشت بروند؛ بدون اذیت و آزار و مزاحمت برای دیگران!
🔻البته این رفتارهایِ بدون مدارا و انحصار گرایانه، ریشه در متنِ خود اسلام و آموزه هایش دارد؛
🔻قومی که با خودشیفتگیِ قبیله ای، خود را حقیقت یافته و حق می داند و 《دیگران》 را باطل و کافر و در دین اش، آموزه هایی چون نجاست کفار و مجازاتِ قتل برای مرتد وجود دارد و خدایش جهنمی دارد که حتی کافران اخلاقی را تا ابد به فجیع-ترین شکل شکنجه می دهد، به چه دلیل باید تن به زیست مدنی با سبک هایِ زندگیِ دیگر دهد و خودش را (یعنی حق را) بر دیگران (یعنی باطل) تحمیل نکند!
#علیرضاموثق
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
📚باز ماه رمضانآمد!
ماهِ میهمانیِ یک عده و ماهِ عذاب برای آنها که به سبک اسلامی زندگی نمی کنند و برای خوردنِ یک لیوان آب در خیابان، استرس دارند تا مبادا محتسب دستگیرشان کند و احکامِ دینِ رحمت(!) و عقلانیت(!) را با شلاق بر آنها جاری سازد!
این ماه نیز مثل ماه محرم، برای یک عده شیرین است و برای یک عده تلخ؛هرچند آلودگی های صوتیِ هیات های عزاداری در ماه محرم ظاهرا رنج اش از ماجرای ماه رمضان کمتر می نماید!
🔻امیدوارم که بالاخره یک روز مسلمین یاد بگیرند تا تنها سعی کنند که خودشان به بهشت بروند؛ بدون اذیت و آزار و مزاحمت برای دیگران!
🔻البته این رفتارهایِ بدون مدارا و انحصار گرایانه، ریشه در متنِ خود اسلام و آموزه هایش دارد؛
🔻قومی که با خودشیفتگیِ قبیله ای، خود را حقیقت یافته و حق می داند و 《دیگران》 را باطل و کافر و در دین اش، آموزه هایی چون نجاست کفار و مجازاتِ قتل برای مرتد وجود دارد و خدایش جهنمی دارد که حتی کافران اخلاقی را تا ابد به فجیع-ترین شکل شکنجه می دهد، به چه دلیل باید تن به زیست مدنی با سبک هایِ زندگیِ دیگر دهد و خودش را (یعنی حق را) بر دیگران (یعنی باطل) تحمیل نکند!
#علیرضاموثق
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان نود و یک
#داستان_فرود
گیو که صدای دشمن را شنید زره سیاوش را پوشید و به سراپرده سپهبد رفت و فریاد زد تمامی دلیران در خواب اند و بعد به نزد پدر رفت و از آنجا نزد پهلوانان دیگر و هرکه را یافت بیدار کرد. جنگ سختی در گرفت . چون سپیده زد همه دشت پر از ایرانیان کشته شده بود. طوس به دنبال پهلوانان می گشت ولی به غیر از چندین سوار و گیو و گودرز هیچ کس نبود. ایرانیان هرچه داشتند گذاشتند و به سوی کاسه رود گریختند و تورانیان به دنبال آنها .
از آنجا به کوه رفتند . چون خبر به کیخسرو رسید از خبر مرگ فرود گریان شد ،نامه ای به فریبرز کاوس نوشت که طوس را با درفش کاویان و چهل سپهبد زرینه کفش به توران فرستادم ، نخست برادرم را کشت و در جنگ چنین کرد . فریبرز ، طوس و یلان دیگر را پیش خواند و نامه کیخسرو را برایشان خواند . طوس درفش کیانی و زرینه کفش پهلوانی را به فریبرز سپرد و بی درنگ به راه افتاد چون نزدیک خسرو رسید زمین بوسید. کیخسرو در او نگاه نکرد.
بدشنام بگشاد لب شهریار
بران انجمن طوس را کرد خوار
تو، دیوانه سزاوار زنجیر و بند هستی ، ای کاش تخوار به جای اسب تن تو را نشانه رفته بود تا جهان از آشوب طوس رها شده بود. اگر ریش سفید تو و نژاد منوچهر شاه در میان نبود سرت را از بدن جدا می کردم .
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان نود و یک
#داستان_فرود
گیو که صدای دشمن را شنید زره سیاوش را پوشید و به سراپرده سپهبد رفت و فریاد زد تمامی دلیران در خواب اند و بعد به نزد پدر رفت و از آنجا نزد پهلوانان دیگر و هرکه را یافت بیدار کرد. جنگ سختی در گرفت . چون سپیده زد همه دشت پر از ایرانیان کشته شده بود. طوس به دنبال پهلوانان می گشت ولی به غیر از چندین سوار و گیو و گودرز هیچ کس نبود. ایرانیان هرچه داشتند گذاشتند و به سوی کاسه رود گریختند و تورانیان به دنبال آنها .
از آنجا به کوه رفتند . چون خبر به کیخسرو رسید از خبر مرگ فرود گریان شد ،نامه ای به فریبرز کاوس نوشت که طوس را با درفش کاویان و چهل سپهبد زرینه کفش به توران فرستادم ، نخست برادرم را کشت و در جنگ چنین کرد . فریبرز ، طوس و یلان دیگر را پیش خواند و نامه کیخسرو را برایشان خواند . طوس درفش کیانی و زرینه کفش پهلوانی را به فریبرز سپرد و بی درنگ به راه افتاد چون نزدیک خسرو رسید زمین بوسید. کیخسرو در او نگاه نکرد.
بدشنام بگشاد لب شهریار
بران انجمن طوس را کرد خوار
تو، دیوانه سزاوار زنجیر و بند هستی ، ای کاش تخوار به جای اسب تن تو را نشانه رفته بود تا جهان از آشوب طوس رها شده بود. اگر ریش سفید تو و نژاد منوچهر شاه در میان نبود سرت را از بدن جدا می کردم .
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️