@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان هشتاد و شش
#داستان_فرود
چنین گفت پس طوس با شهریار
که از رای تو نگذرد روزگار
براهی روم کم تو فرمان دهی
نیابد ز فرمان تو جز بهی
ولی چون سپاه ایران به دو راهی کوهستان و بیابان رسید با وجود اصرار گودرز و یادآوری فرمان کیخسرو، طوس راه کلات را انتخاب کرد. طوس در راه هر آنچه را که دید از میان برد تا سپاه نزدیک دژ فرود رسید. چون فرود دانست که آن سپاه فرستاده برادرش به کین خواهی پدرش روانه هستند، گفت من نیز با آنها همراه خواهم شد و با تخوار به بالای کوه رفتند تا سپاه را ببینند. تخوار یک یک پهلوانان را از روی درفششان به فرود معرفی کرد. طوس آنها را بالای کوه دید و گمان کرد که جاسوسند. خشمگین شد و به پهلوانان بانگ زد، کسی برود و آن دو نفر را بیاورد و اگر نیامدند آنه را هلاک کند. بهرام فرزند گودرز بر اسب زد و بالای کوه رفت. بهرام به تندی سخن آغاز کرد ولی وقتی نشان سیاوش، خال سیاه را به روی بازوی فرود دید او را شناخت و از اسب به زیر آمد و در برابرش سر بر خاک نهاد. فرود نیز از اسب به زیر آمد و به بهرام گفت:
دو چشم من ار زنده دیدی پدر
همانا نگشتی از این شادتر
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان هشتاد و شش
#داستان_فرود
چنین گفت پس طوس با شهریار
که از رای تو نگذرد روزگار
براهی روم کم تو فرمان دهی
نیابد ز فرمان تو جز بهی
ولی چون سپاه ایران به دو راهی کوهستان و بیابان رسید با وجود اصرار گودرز و یادآوری فرمان کیخسرو، طوس راه کلات را انتخاب کرد. طوس در راه هر آنچه را که دید از میان برد تا سپاه نزدیک دژ فرود رسید. چون فرود دانست که آن سپاه فرستاده برادرش به کین خواهی پدرش روانه هستند، گفت من نیز با آنها همراه خواهم شد و با تخوار به بالای کوه رفتند تا سپاه را ببینند. تخوار یک یک پهلوانان را از روی درفششان به فرود معرفی کرد. طوس آنها را بالای کوه دید و گمان کرد که جاسوسند. خشمگین شد و به پهلوانان بانگ زد، کسی برود و آن دو نفر را بیاورد و اگر نیامدند آنه را هلاک کند. بهرام فرزند گودرز بر اسب زد و بالای کوه رفت. بهرام به تندی سخن آغاز کرد ولی وقتی نشان سیاوش، خال سیاه را به روی بازوی فرود دید او را شناخت و از اسب به زیر آمد و در برابرش سر بر خاک نهاد. فرود نیز از اسب به زیر آمد و به بهرام گفت:
دو چشم من ار زنده دیدی پدر
همانا نگشتی از این شادتر
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#تفکر_دلفینی_چیست؟
دلفین ها نوعی از حیوانات دریایی هستند. این پستانداران آبزی باهوش، دارای روحیه همکاری هستند و در ارتباطات خود شیوه برنده – برنده را برگزیدهاند.
دلفین هیچ کمبودی ندارد و می خواهد که همه چیز را با همگان تقسیم کند. اگر یک دلفین زخمی شود، ۴ دلفین دیگر او را همراهی می کنند تا خود را به گروه برساند.
در ساندیهگو، پژوهشگران ۹۵ کوسه و ۵ دلفین را به مدت یک هفته در استخر بزرگ رها کرده و به مطالعه حالات رفتاری آنها پرداختند.
ابتدا کوسهها به یکدیگر حمله کردند و در این تهاجم تعداد زیادی از آنها نابود شدند، سپس به دلفینها حملهور شدند. دلفینها فقط میخواستند با آنها بازی کنند ولی کوسهها بیوقفه به آنها حمله میکردند. سرانجام دلفینها به آرامی کوسهها را محاصره کرده و هنگامی که یکی از کوسهها حمله میکرد آنها به ستون فقرات پشت یا دندههایش میکوبیدند و آنها را میشکستند. به این ترتیب کوسهها یکی پس از دیگری کشته میشدند.
پس از یک هفته ۹۵ کوسه مرده و ۵ دلفین زنده در حالی که با هم زندگی میکردند در استخر دیده شدند.
در دنیای کوسهای، برای برندهشدن؛ دیگران یا باید بمیرند و یا ببازند. اما در دنیای دلفینی، انعطاف وجود دارد و سر شار از تشخیصهای پربار است.
دنیای زیباتری داشتیم اگر که ما انسانها نیز دارای چنین تفکر زیبایی میبودیم؛
تفکر دلفینی یعنی اینکه:
غیر از خود به دیگران هم بیاندیشیم؛
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#تفکر_دلفینی_چیست؟
دلفین ها نوعی از حیوانات دریایی هستند. این پستانداران آبزی باهوش، دارای روحیه همکاری هستند و در ارتباطات خود شیوه برنده – برنده را برگزیدهاند.
دلفین هیچ کمبودی ندارد و می خواهد که همه چیز را با همگان تقسیم کند. اگر یک دلفین زخمی شود، ۴ دلفین دیگر او را همراهی می کنند تا خود را به گروه برساند.
در ساندیهگو، پژوهشگران ۹۵ کوسه و ۵ دلفین را به مدت یک هفته در استخر بزرگ رها کرده و به مطالعه حالات رفتاری آنها پرداختند.
ابتدا کوسهها به یکدیگر حمله کردند و در این تهاجم تعداد زیادی از آنها نابود شدند، سپس به دلفینها حملهور شدند. دلفینها فقط میخواستند با آنها بازی کنند ولی کوسهها بیوقفه به آنها حمله میکردند. سرانجام دلفینها به آرامی کوسهها را محاصره کرده و هنگامی که یکی از کوسهها حمله میکرد آنها به ستون فقرات پشت یا دندههایش میکوبیدند و آنها را میشکستند. به این ترتیب کوسهها یکی پس از دیگری کشته میشدند.
پس از یک هفته ۹۵ کوسه مرده و ۵ دلفین زنده در حالی که با هم زندگی میکردند در استخر دیده شدند.
در دنیای کوسهای، برای برندهشدن؛ دیگران یا باید بمیرند و یا ببازند. اما در دنیای دلفینی، انعطاف وجود دارد و سر شار از تشخیصهای پربار است.
دنیای زیباتری داشتیم اگر که ما انسانها نیز دارای چنین تفکر زیبایی میبودیم؛
تفکر دلفینی یعنی اینکه:
غیر از خود به دیگران هم بیاندیشیم؛
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
💥خداحافظ باورهای تاریخگذشته
#علی_بابایی
نظام آموزشی کشورهای دیگر را نمیدانم؛ اما چون با پوست و گوشت خود در نظام آموزشی کشورم زندگی کردهام، با قاطعیت زیادی میتوانم بگویم که نظام آموزشی در ایران، دارای دو کارکرد اصلی است. اولین کارکرد اصلیِ آن، چپاندن انواع و اقسام دستهبندیها و طبقهبندیها و فرمولها در ذهن من و شماست؛ به امید اینکه بتواند سمت چپ مغز من و شما را فعال سازد و تقویت کند؛ چراکه خالقان این نظام آموزشی، از همان ابتدا بر این باور بودند که این سمت چپ مغز است که باعث موفقیت بشر شده، میشود، و خواهد شد. جالب است که همین لحظه که در حال نگارش این متن هستم، بسیاری از افراد را در سطوح بالای حاکمیت، دانشگاههای مشهور، و حوزههای علمیه میشناسم که به شدت به این موضوع باور دارند.
برای یک مثال کوچک، کافی است نگاهی بیندازید به ورودی آزمون رشتههای مدیریت یا MBA که درصد بسیار بالایی را برای درس ریاضی یا تست هوش درنظر گرفتهاند به این امید که بتوانند مدیران بهتری برای آیندۀ کشور گزینش کنند.
اما همین الان، لپتاپ یا موبایل هوشمند خود را بردارید و کمی در گوگل در مورد موتور محرک اقتصاد مدرن جستجو کنید. قطع به یقین، به کلماتی نظیر خلاقیت، نوآوری، و نظیر آن برخواهید خورد (اولین کسی که در دهۀ 1910، به اهمیت نوآوری به عنوان موتور یک اقتصاد پویا اشاره کرده است، شومپیتر بزرگ است).
اکنون یک تب جدید باز کنید و به جستجو در کتابها و مقالات نوشته شده در مورد خلاقیت و نوآوری بپردازید. مجددا قطع به یقین درخواهید یافت که خلاقیت و نوآوری، کار چندانی با سمت چپ مغز مبارک شما ندارد؛ بلکه بالعکس، کاملا مرتبط با سمت راست مغز شماست؛ و جالب اینکه سمت راست مغز، متوجه تنها موضوعاتی که میشود موضوعاتی است نظیر احساس، شهود، و ... . بهعنوان یکی از دوست داشتنیترین و استقبالشدهترین مورد از این کتابها، پیشنهاد میکنم حتما کتاب دنیل پینک با عنوان «ذهن کاملا نو: چرا افراد سمتراستمغزی، حاکمان آینده خواهند بود» را مطالعه کنید. اکنون چه موقع نظام آموزشی ما، یا بهتر بگویم، چه موقع حاکمیت (در تمام نهادهای خود) قصد دارد دست از این باور تاریخگذشتۀ خود که «سمت چپ مغز مهمتر است» بردارد و به درک عمیقتری از موتور محرک اقتصاد مدرن دست یابد، الله اعلم؛ و صد البته که ممکن است وقتی به این اشتباه تاریخی خود پی برد که دیگر کار از کار گذشته باشد.
اما کارکرد دوم نظام آموزشی در ایران، تقویت برخی هنجارهای از قدیم پذیرفتهشده است که شاید مهمترینِ این هنجارها، حیاتی بودن وجود «قواعد مشخص و دقیق» و «نظم» در موفقیت بشر، در گذشته، حال و آینده است. مجددا بسیاری از افراد را در سطوح بالای حاکمیت، دانشگاههای مشهور، و حوزه علمیه میشناسم که به شدت به این موضوع باور دارند. اما جالب است بدانید که این بار هم سازمانهای خالق اقتصاد مدرن، این باور را به چالشی اساسی کشیدهاند و به سرعت در حال تبدیل کردن آن به یک باور تاریخگذشته هستند.
برای مثال، به این نقل قول از کتاب «گوگل چه کار میکند» نوشتۀ اریک اشمیت، مدیر عامل سابق گوگل توجه کنید: «... والدین شما اشتباه کردهاند؛ بی نظمی یک ارزش است ... از آنجایی که بی نظمی به عنوان محصول جانبی خویشابزاری و نوآوری شناخته میشود، معمولاً نشانه خوبی است و سرکوب آن هم، آن طور که در بسیاری از شرکتها میبینیم، میتواند به طرز عجیبی، تاثیر منفی بسیار عظیمی را درپی داشته باشد. پس خوب است اجازه دهید رفتار شما تا حد زیادی بی نظم باشد ...». یا بهعنوان مثال دیگر، ریکاردو سملر، یکی از موفقترین و بزرگترین کارآفرینان برزیل، سخنرانی جذابی در TED دارد که در آن نشان میدهد چگونه در عصر جدید، میتوان شرکتی را تقریبا بدون قواعد مشخصی اداره کرد. یا هنری مینتزبرگ (بهعنوان شناختهشدهترین محقق در حوزۀ ساختار سازمانها) پس از مطالعه بر روی سازمانهای متعدد، نشان میدهد که نوآورترین نوع ساختار، ساختاری است که برای نوآوری و مواجهه با پیچیدگیهای محیطی، ناگزیر تا حد زیادی سلسلهمراتب، نظم، و قوانین را به کنار گذاشته و در عوض به رویارویی چهره به چهره میان متخصصان خود روی میآورد.
و در انتها یک سوال مهم: آیا زمان خداحافظی با باورهایی که نظام آموزشی ما برای دهههاست تلاش برای مقدس نشان دادن آنها به ما دارد، نرسیده است؟
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
💥خداحافظ باورهای تاریخگذشته
#علی_بابایی
نظام آموزشی کشورهای دیگر را نمیدانم؛ اما چون با پوست و گوشت خود در نظام آموزشی کشورم زندگی کردهام، با قاطعیت زیادی میتوانم بگویم که نظام آموزشی در ایران، دارای دو کارکرد اصلی است. اولین کارکرد اصلیِ آن، چپاندن انواع و اقسام دستهبندیها و طبقهبندیها و فرمولها در ذهن من و شماست؛ به امید اینکه بتواند سمت چپ مغز من و شما را فعال سازد و تقویت کند؛ چراکه خالقان این نظام آموزشی، از همان ابتدا بر این باور بودند که این سمت چپ مغز است که باعث موفقیت بشر شده، میشود، و خواهد شد. جالب است که همین لحظه که در حال نگارش این متن هستم، بسیاری از افراد را در سطوح بالای حاکمیت، دانشگاههای مشهور، و حوزههای علمیه میشناسم که به شدت به این موضوع باور دارند.
برای یک مثال کوچک، کافی است نگاهی بیندازید به ورودی آزمون رشتههای مدیریت یا MBA که درصد بسیار بالایی را برای درس ریاضی یا تست هوش درنظر گرفتهاند به این امید که بتوانند مدیران بهتری برای آیندۀ کشور گزینش کنند.
اما همین الان، لپتاپ یا موبایل هوشمند خود را بردارید و کمی در گوگل در مورد موتور محرک اقتصاد مدرن جستجو کنید. قطع به یقین، به کلماتی نظیر خلاقیت، نوآوری، و نظیر آن برخواهید خورد (اولین کسی که در دهۀ 1910، به اهمیت نوآوری به عنوان موتور یک اقتصاد پویا اشاره کرده است، شومپیتر بزرگ است).
اکنون یک تب جدید باز کنید و به جستجو در کتابها و مقالات نوشته شده در مورد خلاقیت و نوآوری بپردازید. مجددا قطع به یقین درخواهید یافت که خلاقیت و نوآوری، کار چندانی با سمت چپ مغز مبارک شما ندارد؛ بلکه بالعکس، کاملا مرتبط با سمت راست مغز شماست؛ و جالب اینکه سمت راست مغز، متوجه تنها موضوعاتی که میشود موضوعاتی است نظیر احساس، شهود، و ... . بهعنوان یکی از دوست داشتنیترین و استقبالشدهترین مورد از این کتابها، پیشنهاد میکنم حتما کتاب دنیل پینک با عنوان «ذهن کاملا نو: چرا افراد سمتراستمغزی، حاکمان آینده خواهند بود» را مطالعه کنید. اکنون چه موقع نظام آموزشی ما، یا بهتر بگویم، چه موقع حاکمیت (در تمام نهادهای خود) قصد دارد دست از این باور تاریخگذشتۀ خود که «سمت چپ مغز مهمتر است» بردارد و به درک عمیقتری از موتور محرک اقتصاد مدرن دست یابد، الله اعلم؛ و صد البته که ممکن است وقتی به این اشتباه تاریخی خود پی برد که دیگر کار از کار گذشته باشد.
اما کارکرد دوم نظام آموزشی در ایران، تقویت برخی هنجارهای از قدیم پذیرفتهشده است که شاید مهمترینِ این هنجارها، حیاتی بودن وجود «قواعد مشخص و دقیق» و «نظم» در موفقیت بشر، در گذشته، حال و آینده است. مجددا بسیاری از افراد را در سطوح بالای حاکمیت، دانشگاههای مشهور، و حوزه علمیه میشناسم که به شدت به این موضوع باور دارند. اما جالب است بدانید که این بار هم سازمانهای خالق اقتصاد مدرن، این باور را به چالشی اساسی کشیدهاند و به سرعت در حال تبدیل کردن آن به یک باور تاریخگذشته هستند.
برای مثال، به این نقل قول از کتاب «گوگل چه کار میکند» نوشتۀ اریک اشمیت، مدیر عامل سابق گوگل توجه کنید: «... والدین شما اشتباه کردهاند؛ بی نظمی یک ارزش است ... از آنجایی که بی نظمی به عنوان محصول جانبی خویشابزاری و نوآوری شناخته میشود، معمولاً نشانه خوبی است و سرکوب آن هم، آن طور که در بسیاری از شرکتها میبینیم، میتواند به طرز عجیبی، تاثیر منفی بسیار عظیمی را درپی داشته باشد. پس خوب است اجازه دهید رفتار شما تا حد زیادی بی نظم باشد ...». یا بهعنوان مثال دیگر، ریکاردو سملر، یکی از موفقترین و بزرگترین کارآفرینان برزیل، سخنرانی جذابی در TED دارد که در آن نشان میدهد چگونه در عصر جدید، میتوان شرکتی را تقریبا بدون قواعد مشخصی اداره کرد. یا هنری مینتزبرگ (بهعنوان شناختهشدهترین محقق در حوزۀ ساختار سازمانها) پس از مطالعه بر روی سازمانهای متعدد، نشان میدهد که نوآورترین نوع ساختار، ساختاری است که برای نوآوری و مواجهه با پیچیدگیهای محیطی، ناگزیر تا حد زیادی سلسلهمراتب، نظم، و قوانین را به کنار گذاشته و در عوض به رویارویی چهره به چهره میان متخصصان خود روی میآورد.
و در انتها یک سوال مهم: آیا زمان خداحافظی با باورهایی که نظام آموزشی ما برای دهههاست تلاش برای مقدس نشان دادن آنها به ما دارد، نرسیده است؟
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#وحید_ابوالمعالی وکیل دادگستری: برخی کارهای قوه قضائیه اقدام علیه نظام، امنیت و عصیان علیه دین است اعدام «بهمن ورمزیار» پیام مهمی برای متخلفین داشت که خود را تسلیم احکام قضایی ما نکنید
@flith ❄️
@flith ❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
رقص زیبای هزاران زن در سراسر دنیا
برای اعتراض به خشونت و سرکوب علیه زنان با آهنگ «زنجیر را بشکن»
میرقصم چون یک زن هستم
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
برای اعتراض به خشونت و سرکوب علیه زنان با آهنگ «زنجیر را بشکن»
میرقصم چون یک زن هستم
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان هشتاد و هفت
#داستان_فرود
بهرام به او گفت: ای شهریار، طوس انسان خردمندی نیست و با خاندان شما سر یاری ندارد و خود در هوای شاهی بود. این را بدان هر کس بغیر از من سوی تو آمد بر آنها ایمن باش. در دژ را ببند و مواظب باش. وقتی بهرام سوار اسب شد که برود،
یکی گرز پیروزه دسته بزر
فرود آن زمان بر کشید از کمر
و به بهرام به عنوان یادگار داد. چون بهرام نزد طوس بازگشت به او گفت آن شخص فرود است و کیخسرو گفته بود کسی مزاحم برادرش نشود. ولی طوس ستمکاره چنین پاسخ داد:
ترا گفتم او را به نزد من آر
سخن هیچ گونه مکن خواستار
یکی ترک زاده چو زاغ سیاه
برین گونه بگرفت راه سپاه
پس رو به پهلوانان کرد و گفت یکی را می خواهم به سوی آن ترک روی رفته سرش را با خنجر بریده پیش من آورد. بهرام گفت از خداوند خورشید و ماه دلت شرم آورد که
بدان کوه سر خویش کیخسرو است
که یک موی او صد پهلوست
هران کس که روی سیاوش بدید
نیارد ز دیدار او آرمید
طوس تهی مغز فرمان داد تد داماد خودش ریونیز روانه کوه بشود. فرود با یک تیر سر و کلاه ریونیز را بهم دوخت و پهلوان از اسب فرو افتاد و اسبش شتابان به اردوگاه بازگشت. طوس فرزند خود زرسپ را روانه کرد و اینبار، فرود دلاور اسبش را برانگیخت و یکی تیر زد بر میان زرسپ. که با کوهه زین تنش را بدوخت، روانش ز پیکان او برفروخت. خروش از سپاه ایران برخواست، طوس با دلی پر خون و چشمانی گریان زره پوشید و روانه کارزار شد. دوباره فرود اسب طوس را نشانه رفت و سپهبد را از اسب سرنگون کرد. طوس در حالی که زنان فرود از بالای دیوار دژ به او می خندیدند پیاده، سپر بر گردن روانه اردوگاه شد. گیو از کار فرود در خشم شد جامه نبرد پوشید بر اسب نشست و بر کوه بالا رفت. تخوار از گیو و نجات کیخسرو برایش تعریف کرد. فرود که نمیخواست آسیبی به گیو برسد اسب او را نشانه رفت و گیو را مجبور کرد پیاده به اردوگاه برگردد.
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان هشتاد و هفت
#داستان_فرود
بهرام به او گفت: ای شهریار، طوس انسان خردمندی نیست و با خاندان شما سر یاری ندارد و خود در هوای شاهی بود. این را بدان هر کس بغیر از من سوی تو آمد بر آنها ایمن باش. در دژ را ببند و مواظب باش. وقتی بهرام سوار اسب شد که برود،
یکی گرز پیروزه دسته بزر
فرود آن زمان بر کشید از کمر
و به بهرام به عنوان یادگار داد. چون بهرام نزد طوس بازگشت به او گفت آن شخص فرود است و کیخسرو گفته بود کسی مزاحم برادرش نشود. ولی طوس ستمکاره چنین پاسخ داد:
ترا گفتم او را به نزد من آر
سخن هیچ گونه مکن خواستار
یکی ترک زاده چو زاغ سیاه
برین گونه بگرفت راه سپاه
پس رو به پهلوانان کرد و گفت یکی را می خواهم به سوی آن ترک روی رفته سرش را با خنجر بریده پیش من آورد. بهرام گفت از خداوند خورشید و ماه دلت شرم آورد که
بدان کوه سر خویش کیخسرو است
که یک موی او صد پهلوست
هران کس که روی سیاوش بدید
نیارد ز دیدار او آرمید
طوس تهی مغز فرمان داد تد داماد خودش ریونیز روانه کوه بشود. فرود با یک تیر سر و کلاه ریونیز را بهم دوخت و پهلوان از اسب فرو افتاد و اسبش شتابان به اردوگاه بازگشت. طوس فرزند خود زرسپ را روانه کرد و اینبار، فرود دلاور اسبش را برانگیخت و یکی تیر زد بر میان زرسپ. که با کوهه زین تنش را بدوخت، روانش ز پیکان او برفروخت. خروش از سپاه ایران برخواست، طوس با دلی پر خون و چشمانی گریان زره پوشید و روانه کارزار شد. دوباره فرود اسب طوس را نشانه رفت و سپهبد را از اسب سرنگون کرد. طوس در حالی که زنان فرود از بالای دیوار دژ به او می خندیدند پیاده، سپر بر گردن روانه اردوگاه شد. گیو از کار فرود در خشم شد جامه نبرد پوشید بر اسب نشست و بر کوه بالا رفت. تخوار از گیو و نجات کیخسرو برایش تعریف کرد. فرود که نمیخواست آسیبی به گیو برسد اسب او را نشانه رفت و گیو را مجبور کرد پیاده به اردوگاه برگردد.
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گزارشگر از مردم اروپا سوال میکنه وقتی اسم ایران رو میشنوید یاد چه چیزی می افتید؟
پاسخ ها بسیاااار شنیدنیست
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
پاسخ ها بسیاااار شنیدنیست
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کدام یک دشمن بزرگتری برای حقیقت هستند؟ دروغگو یا حرف مفت زن؟ هری فرانکفورت، فیلسوف شهیر آمریکایی در کتاب کوچک و همه فهم خود، "درباره ی حرف مفت" استدلال می کند که حرف مفت زن است که بزرگ ترین ضربه را به حقیقت و آرمان صداقت می زند. چرا که حرف مفت زن، اصلا دغدغه ی صدق و واقع بودن سخن خود را ندارد، و این عادت را برای خود و دیگران بوجود می آورد که اصلا به دنبال صدق گفته ها نباشند.
#درباره_حرف_مفت
#هری_فرانکفورت
#نشرکرگدن
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کدام یک دشمن بزرگتری برای حقیقت هستند؟ دروغگو یا حرف مفت زن؟ هری فرانکفورت، فیلسوف شهیر آمریکایی در کتاب کوچک و همه فهم خود، "درباره ی حرف مفت" استدلال می کند که حرف مفت زن است که بزرگ ترین ضربه را به حقیقت و آرمان صداقت می زند. چرا که حرف مفت زن، اصلا دغدغه ی صدق و واقع بودن سخن خود را ندارد، و این عادت را برای خود و دیگران بوجود می آورد که اصلا به دنبال صدق گفته ها نباشند.
#درباره_حرف_مفت
#هری_فرانکفورت
#نشرکرگدن
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
آن زن حجاب ندارد
#محمد_رهبر
علی مطهری در یک موضعگیری قابل انتظار، خشونت زنِ پلیس علیه بانویی بیحجاب را توطئهآمیز خواند و کمی تا قسمتی به زنِ ضارب پلیس، دست مریزاد گفت. به نوشتههای کیهان و خطبه علمالهدی کاری نداریم که خشونت علیه بیحجابی را تایید کردند. به همین علی مطهری برسیم که تتمهی انصاف در میان رجال جمهوری اسلامی است اما این انصافِ نصفه و نیمه آنقدری عمق ندارد تا به تایید حق طبیعی و بشری زنان در انتخاب پوشش بینجامد.
مطهری مقصر نیست. او بالیده در بستر آموزههای مردسالارِ اسلامی است و در این فرهنگ، رجال قوامون علی النسا هستند. پدرش مرتضی مطهری نیز با اینکه با دیگر روحانیان متفاوت بود اما به حجاب که میرسید آن را نه یک انتخاب که هویتِ ضروری زن میدانست و در استدلالهای انشاگونهاش که همتی هم کرد و بی ذوقِ ادبی، وزن و قافیهای هم به آن عبارات داد، نهایتا کاربرد حجاب را مصونیت دانست و نه محدودیت.
در خیال مطهریها مردان، گرگِ زنان هستند و چادر زره و چارقد سپر است. با ظهور «امام خمینی» اصطلاح فحشا نیز بر استدلالهای حجابی افزوده شد. امام، اسلام را مخالف فحشا میدانست و این فحشا گویا در میان روحانیان نام دیگر زنِ آزاد بود؛ زنی که حجاب نمیخواست: زنی مستقل که در محیط کاری با همکاران مرد خوش و بش می کرد و می خندید؛ زنی که میرقصید و در یک جمله زنی که زیبا بود و میدانست که زیباست و جلوهگری میکرد.
دشمنی با زنان تنها به وجه زنانگی و جنسیاش محدود نشد. علمای اسلام در هزارهی پیشین بسیار به زن اندیشیده بودند. بیراه نیست که بخش عمدهای از فقه و آداب اسلامی را زنداری بدانیم بر وزن بردهداری.
زن، سوژه اعمالِ قدرت فقها بود و یک فقیه با این تازیانه که بر زن میزد و میزند فقیه میشد. کافی است نگاهی به احکام فقهی بیندازید که چگونه از گهواره تا گورِ زن را مینویسد.
فقیه به زنان از ۹ سالگی و بلکه زودتر نظر دارد، اصولا فقها کودکی را برای زن محاسبه نمیکنند.در نگاه فقیر از عاطفی فقیه، دختر تنها به بکارت تعریف میشود و نه به سن. از کودکی تا زنانگی فاصلهاش یک شب. تا وقتی این بکارت هست، اختیار دختر بر عهده پدر و جد پدری است و ازدواج به شرط رضایت ایشان، آنگاه که بکارت زائل شد اختیار زن با شوهر است و حق طلاق با آقا بالاسر جدید.
زن باید که تمکین کند چه به امیال شوهر و چه به محل اقامت او. اجازه کار و خروج از کشور زن با مرد است. مرد میتواند زنی دیگر اختیار کند و در همان خانه زن قبلی با زنِ تازه همبستر شود اما اگر زنی با مردی دیگر در همان خانه همان کار را کرد، شوهر میتواند دخل هر دو را در فِراش بیاورد. تمام آنچه آمد قانون مدنی است و این آخری که تشویق به قتل است ماده ۶۳۰ قانون مجازات اسلامی. اگر قانون اسلامی را بخوانید خواهید دید که زن نه حق قضاوت دارد و نه حق حضانت فرزند و نه شهادتش معتبر است و اگر بیشتر بخوانید با انبانی از لغات جنسی مواجه میشوید که فقها به دانستناش فخر می کنند: دخول، تمتع، دُبر، مجامعت، نشوز، مساحقه ، زانی و زانیه، رجم.
علی مطهری در چنین فضایی تنفس کرده است و ناگزیر زن را صرفا به عنوان جنسی که متاع است میفهمد و نه انسانی صاحب اختیار و با چنین میراثی هر چند که انصافی دارد اما از اقرار به حقوق طبیعی زنان عاجز است.
گزاره خبری «زن حجاب ندارد» در جمهوری اسلامی اعلام جرمی است که هر مردی و ایضا هر زن محجبهای میتواند راسا اقدام کند. امر به معروف از تذکر آغاز و به نهی از منکر که کتک زدن و بازداشت و زندان است، ختم میشود.
اما در بیحجابی زنان چیست و این زلف آشفته چه دارد که چنین تنِ ولایت فقیه را میلرزاند. انصاف باید داد که با هر گونه اجتهادی از کتاب و سنت، بیحجابی اخذ نمیشود. پایه حقِ بیحجابی را در متون اسلامی نباید جست که ریشهاش در جایی دیگر و فارغ از احکام دینی است. حق اختیار و آزاد زیستن، نسبت به آداب دینی یک حق پیشینی است.
حق آزادی اراده آن چیزی است که در حقوق اسلامی به تعارفی برگزار شده است. چنانچه یک مسلمان بنابر فقه اسلامی اگر از اسلام خارج شود مرتد است و مستحق مرگ – کاری به تفاسیر قلیل و نو فقیهانه نداریم که قرائت غالب نیست و لاجرم حاکم نیست- باز جای شکرش باقی است که زنان در این مکافات با یک درجه تخفیف آنقدر کتک خواهند خورد که به اسلام بازگردند.
پذیرش زن بیحجاب با فرض اینکه زن و اصولا انسان، فارغ از حقوقی که فقها تعیین و تدوین کردهاند و در کتاب و سنت آمده است، آزادی و اختیار و حقی دارد، نظم فقهی که فقها هزار سال است پاسدار هندسه بیقوارهاش هستند را بر هم خواهد زد.....
ادامه نوشتار در سایت زیتون
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
آن زن حجاب ندارد
#محمد_رهبر
علی مطهری در یک موضعگیری قابل انتظار، خشونت زنِ پلیس علیه بانویی بیحجاب را توطئهآمیز خواند و کمی تا قسمتی به زنِ ضارب پلیس، دست مریزاد گفت. به نوشتههای کیهان و خطبه علمالهدی کاری نداریم که خشونت علیه بیحجابی را تایید کردند. به همین علی مطهری برسیم که تتمهی انصاف در میان رجال جمهوری اسلامی است اما این انصافِ نصفه و نیمه آنقدری عمق ندارد تا به تایید حق طبیعی و بشری زنان در انتخاب پوشش بینجامد.
مطهری مقصر نیست. او بالیده در بستر آموزههای مردسالارِ اسلامی است و در این فرهنگ، رجال قوامون علی النسا هستند. پدرش مرتضی مطهری نیز با اینکه با دیگر روحانیان متفاوت بود اما به حجاب که میرسید آن را نه یک انتخاب که هویتِ ضروری زن میدانست و در استدلالهای انشاگونهاش که همتی هم کرد و بی ذوقِ ادبی، وزن و قافیهای هم به آن عبارات داد، نهایتا کاربرد حجاب را مصونیت دانست و نه محدودیت.
در خیال مطهریها مردان، گرگِ زنان هستند و چادر زره و چارقد سپر است. با ظهور «امام خمینی» اصطلاح فحشا نیز بر استدلالهای حجابی افزوده شد. امام، اسلام را مخالف فحشا میدانست و این فحشا گویا در میان روحانیان نام دیگر زنِ آزاد بود؛ زنی که حجاب نمیخواست: زنی مستقل که در محیط کاری با همکاران مرد خوش و بش می کرد و می خندید؛ زنی که میرقصید و در یک جمله زنی که زیبا بود و میدانست که زیباست و جلوهگری میکرد.
دشمنی با زنان تنها به وجه زنانگی و جنسیاش محدود نشد. علمای اسلام در هزارهی پیشین بسیار به زن اندیشیده بودند. بیراه نیست که بخش عمدهای از فقه و آداب اسلامی را زنداری بدانیم بر وزن بردهداری.
زن، سوژه اعمالِ قدرت فقها بود و یک فقیه با این تازیانه که بر زن میزد و میزند فقیه میشد. کافی است نگاهی به احکام فقهی بیندازید که چگونه از گهواره تا گورِ زن را مینویسد.
فقیه به زنان از ۹ سالگی و بلکه زودتر نظر دارد، اصولا فقها کودکی را برای زن محاسبه نمیکنند.در نگاه فقیر از عاطفی فقیه، دختر تنها به بکارت تعریف میشود و نه به سن. از کودکی تا زنانگی فاصلهاش یک شب. تا وقتی این بکارت هست، اختیار دختر بر عهده پدر و جد پدری است و ازدواج به شرط رضایت ایشان، آنگاه که بکارت زائل شد اختیار زن با شوهر است و حق طلاق با آقا بالاسر جدید.
زن باید که تمکین کند چه به امیال شوهر و چه به محل اقامت او. اجازه کار و خروج از کشور زن با مرد است. مرد میتواند زنی دیگر اختیار کند و در همان خانه زن قبلی با زنِ تازه همبستر شود اما اگر زنی با مردی دیگر در همان خانه همان کار را کرد، شوهر میتواند دخل هر دو را در فِراش بیاورد. تمام آنچه آمد قانون مدنی است و این آخری که تشویق به قتل است ماده ۶۳۰ قانون مجازات اسلامی. اگر قانون اسلامی را بخوانید خواهید دید که زن نه حق قضاوت دارد و نه حق حضانت فرزند و نه شهادتش معتبر است و اگر بیشتر بخوانید با انبانی از لغات جنسی مواجه میشوید که فقها به دانستناش فخر می کنند: دخول، تمتع، دُبر، مجامعت، نشوز، مساحقه ، زانی و زانیه، رجم.
علی مطهری در چنین فضایی تنفس کرده است و ناگزیر زن را صرفا به عنوان جنسی که متاع است میفهمد و نه انسانی صاحب اختیار و با چنین میراثی هر چند که انصافی دارد اما از اقرار به حقوق طبیعی زنان عاجز است.
گزاره خبری «زن حجاب ندارد» در جمهوری اسلامی اعلام جرمی است که هر مردی و ایضا هر زن محجبهای میتواند راسا اقدام کند. امر به معروف از تذکر آغاز و به نهی از منکر که کتک زدن و بازداشت و زندان است، ختم میشود.
اما در بیحجابی زنان چیست و این زلف آشفته چه دارد که چنین تنِ ولایت فقیه را میلرزاند. انصاف باید داد که با هر گونه اجتهادی از کتاب و سنت، بیحجابی اخذ نمیشود. پایه حقِ بیحجابی را در متون اسلامی نباید جست که ریشهاش در جایی دیگر و فارغ از احکام دینی است. حق اختیار و آزاد زیستن، نسبت به آداب دینی یک حق پیشینی است.
حق آزادی اراده آن چیزی است که در حقوق اسلامی به تعارفی برگزار شده است. چنانچه یک مسلمان بنابر فقه اسلامی اگر از اسلام خارج شود مرتد است و مستحق مرگ – کاری به تفاسیر قلیل و نو فقیهانه نداریم که قرائت غالب نیست و لاجرم حاکم نیست- باز جای شکرش باقی است که زنان در این مکافات با یک درجه تخفیف آنقدر کتک خواهند خورد که به اسلام بازگردند.
پذیرش زن بیحجاب با فرض اینکه زن و اصولا انسان، فارغ از حقوقی که فقها تعیین و تدوین کردهاند و در کتاب و سنت آمده است، آزادی و اختیار و حقی دارد، نظم فقهی که فقها هزار سال است پاسدار هندسه بیقوارهاش هستند را بر هم خواهد زد.....
ادامه نوشتار در سایت زیتون
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
✔️بی عشقیم!
✍️ یاسر عرب
✅سه راه افسریه به تور مسافر کش ها بخورید و تا پارک ملت خط عوض کنید. از ابرقو تا ممسنی درون همه ی خودروها ترانه ای راجع به عشق و دوست داشتن در حال پخش شدن است. اما نه عشق فعال و متحرک که عشقی سرخورده!. عشقی انتقام جو. ظاهر بین. در حال تلافی، خسته و ناامید. عشقی سقط شده! مردی خیانت کرده. رفته. زنی نارو زده. یاد آوری شبهای مهتاب و وعده های پوچ و حالا امان از دست رقیب در کمر حبیب! یک خود آزاری مزمن و یک مازوخیسم همگانی...
✅وضعیت سینما و تلویزیون و جم تی وی و من و تو و رسانه ای غیر رسمی و اینستاگرام و همه ی آنچه دنیای پیرامون را برای ما روایت می کنند نیز همین است. برای بیرون راندن عشق لازم است آنرا از کارکرد تهی کنید! یعنی کافی است سانتی مانتالش کنید چیزی شبیه پلالتوهای مجری های پلاستیکی تلویزیون دم افطار و سال تحویل، که دائم در مورد عشق متن های انتزاعیِ مسجع می خوانند. یا مجریان همایش های نیک اندیشان و خیرین سبیل چربی که ته مانده بی کیفیتِ بشقابشان را حواله ی بدبخت بیچاره ها کرده اند. امروز نه تنها ابر رسانه ها که حتی خرده رسانه های تعاملی نیز همین "فاز" را دارند. از انیمیشن های سوریلند تا دابسمش های فیلم فارسی رژیم گذشته. همه درحال سخن گفتن و درعین حال تحقیرِ عشق ...
✅آمار که نداریم! ولی اگر مثل حقیر جستاری داشته باشید در وضعیت رابطه جنسی و خرده اطلاعی از مشکلات مردم در کلینیک ها، خواهید دید که شیوع سکس آنال و اورال و تعویض سبک رابطه ی جنسی و گسترش "تجاوزات خانگی" چه بر سر زنان آورده است! زنانی بیشمار متنفر از بر قراری رابطه ی جنسی در کنار شوهرانشان! (مردی مقلد فیلم های پورن و زنی به دنبال قطره ای محبت در به در میهمانی ها و پارتی ها و البته زنانی مستعد تر و کار آموخته برای تقسیم خود به دو شقِ همسر و معشوق! در دو موقعیت مختلف برای دو فرد متفاوت!) آیا این ثمره ی چیزی غیر از رابطه ی جنسی بدون "عشق" است؟ (که بعضا برای درمان خودش در کارگاه های آموزشی به دنبال "تکنیک" و"تعویض پزیشن سکس" می گردد!)
✅سری به دنیای بروکراسی بزنید! عشق خدمت به همنوع را می بینید؟ بین رئیس اداره و کارمند محبتی بی شائبه و انسانی حکم فرماست؟ اساس ارتباط انسان دوستی است؟ در مواجه با ارباب رجوع شوق و محبتی می یابید؟ اصلا اینها هیچ! علاقه ی وافر کارمندان به کار خودشان را مشاهده می کنید؟
✅از گستره ی دین چه خبر؟از رهبر و رییس جمهور که هر دو در لباس دین ظاهرند.از خطابه های مراجع تقلید و تریبون های نماز جمعه تا منابر مختلف مبلغان در ایام عید و عزا.. به غیر سیاست، گناه و ثواب و جهنم و بهشت، سخن دیگری هست؟ یعنی سخنی از "عشق" هست؟ از عشق به خداوند؟ از عشق به خوبی ها؟ از اهمیت دوست داشتنِ هم کیش؟ از عشق به هم نوع؟ از محبت به فرزندان؟ یا از محبت به والدین! (حتی مسئله تببین رابطه با والدین احترام است و چگونه می توان احترام و خدمت را مستمر کرد وقتی عشق نباشد؟) آیا در برخوردهای روزمره ی روحانیون "عشق" را احساس می کنید؟ آیا در تعاملات خودشان با یکدیگر از نگاهشان "عشق" را می خوانید؟
✅گاهی پزشک معالج جز بستر دریافت پول و ارائه خدمات نسبتی انسانی با شما برقرار می کند؟ با درد شما زجر کشیده و با بهبودتان خوشحال می شود؟ معلمان روزانه باعشق بر سرکاررفته و انرژی مثبت عشق را به دانش آموزان منتقل می کنند؟در دوستی ها محبت وافروعشق حکم فرماست؟آیا تقدم خیرِدیگری برنفع شخصی حاکم است؟چگونه می توان شخصی را بر خودمقدم داشت درحالی که "عشق" درمیان نباشد؟ انسان هیچ! ماحتی باطبیعت اطراف خود رفتاری دوستانه داریم؟
✅آقایان وخانمها! مایک جامعه ی "خود خواه" هستیم! ودستمان به گوهر عشق نرسیده است.ما بی عشقیم.عشق یک توانایی است واستمرارش یک مهارت. ما نه آن توانایی را داریم و نه این مهارت را.برای همین درهمه ی شئون به ناکار آمدی وسرخوردگی عشق باور داریم. ما جامعه ای آنتی عشق هستیم!
✅گشت ارشاد حاصل عملکرد نیروی انتظامی نیست!
حاصل جامعه ای است که متولیان دین و دولت در آن بویی از عشق نبرده اند!
آنان که بشر را در خدمت دین می خواهند نه دین را در خدمت بشر!
پشمینه پوش تند خو از "عشق" نشنیده است بو
از مستی اش رمزی بگو تا ترک هشیاری کند!
✅همچنان که در زمینه بحران آب، بحران هویت، بحران نقدینگی و ارز، بحران محیط زیست، بحران کار آمدی،بحران حقوق شهروندی و هزاران بحران دیگر حاکمیت را نشسته دیده ایم باید بدانیم که در این مورد حاکمیت(انتخابی و انتصابی اش) فلج است.
✅اگر می خواهیم از شر لکه ی ننگی چون عملکرد گشت ارشاد رها شویم باید خود و خانواده و جامعه را "عاشقانه" بسازیم. میدانم که همگی کارنابلدیم. اما چاره چیست؟ باید عشق را تمرین کنیم. باید دوست داشتن بی غرض دیگران را تمرین کنیم. باید به تدریج خدای عاشق مخلوقات را بشناسیم.بایدتمرین کنیم.
@flith
@flith
✔️بی عشقیم!
✍️ یاسر عرب
✅سه راه افسریه به تور مسافر کش ها بخورید و تا پارک ملت خط عوض کنید. از ابرقو تا ممسنی درون همه ی خودروها ترانه ای راجع به عشق و دوست داشتن در حال پخش شدن است. اما نه عشق فعال و متحرک که عشقی سرخورده!. عشقی انتقام جو. ظاهر بین. در حال تلافی، خسته و ناامید. عشقی سقط شده! مردی خیانت کرده. رفته. زنی نارو زده. یاد آوری شبهای مهتاب و وعده های پوچ و حالا امان از دست رقیب در کمر حبیب! یک خود آزاری مزمن و یک مازوخیسم همگانی...
✅وضعیت سینما و تلویزیون و جم تی وی و من و تو و رسانه ای غیر رسمی و اینستاگرام و همه ی آنچه دنیای پیرامون را برای ما روایت می کنند نیز همین است. برای بیرون راندن عشق لازم است آنرا از کارکرد تهی کنید! یعنی کافی است سانتی مانتالش کنید چیزی شبیه پلالتوهای مجری های پلاستیکی تلویزیون دم افطار و سال تحویل، که دائم در مورد عشق متن های انتزاعیِ مسجع می خوانند. یا مجریان همایش های نیک اندیشان و خیرین سبیل چربی که ته مانده بی کیفیتِ بشقابشان را حواله ی بدبخت بیچاره ها کرده اند. امروز نه تنها ابر رسانه ها که حتی خرده رسانه های تعاملی نیز همین "فاز" را دارند. از انیمیشن های سوریلند تا دابسمش های فیلم فارسی رژیم گذشته. همه درحال سخن گفتن و درعین حال تحقیرِ عشق ...
✅آمار که نداریم! ولی اگر مثل حقیر جستاری داشته باشید در وضعیت رابطه جنسی و خرده اطلاعی از مشکلات مردم در کلینیک ها، خواهید دید که شیوع سکس آنال و اورال و تعویض سبک رابطه ی جنسی و گسترش "تجاوزات خانگی" چه بر سر زنان آورده است! زنانی بیشمار متنفر از بر قراری رابطه ی جنسی در کنار شوهرانشان! (مردی مقلد فیلم های پورن و زنی به دنبال قطره ای محبت در به در میهمانی ها و پارتی ها و البته زنانی مستعد تر و کار آموخته برای تقسیم خود به دو شقِ همسر و معشوق! در دو موقعیت مختلف برای دو فرد متفاوت!) آیا این ثمره ی چیزی غیر از رابطه ی جنسی بدون "عشق" است؟ (که بعضا برای درمان خودش در کارگاه های آموزشی به دنبال "تکنیک" و"تعویض پزیشن سکس" می گردد!)
✅سری به دنیای بروکراسی بزنید! عشق خدمت به همنوع را می بینید؟ بین رئیس اداره و کارمند محبتی بی شائبه و انسانی حکم فرماست؟ اساس ارتباط انسان دوستی است؟ در مواجه با ارباب رجوع شوق و محبتی می یابید؟ اصلا اینها هیچ! علاقه ی وافر کارمندان به کار خودشان را مشاهده می کنید؟
✅از گستره ی دین چه خبر؟از رهبر و رییس جمهور که هر دو در لباس دین ظاهرند.از خطابه های مراجع تقلید و تریبون های نماز جمعه تا منابر مختلف مبلغان در ایام عید و عزا.. به غیر سیاست، گناه و ثواب و جهنم و بهشت، سخن دیگری هست؟ یعنی سخنی از "عشق" هست؟ از عشق به خداوند؟ از عشق به خوبی ها؟ از اهمیت دوست داشتنِ هم کیش؟ از عشق به هم نوع؟ از محبت به فرزندان؟ یا از محبت به والدین! (حتی مسئله تببین رابطه با والدین احترام است و چگونه می توان احترام و خدمت را مستمر کرد وقتی عشق نباشد؟) آیا در برخوردهای روزمره ی روحانیون "عشق" را احساس می کنید؟ آیا در تعاملات خودشان با یکدیگر از نگاهشان "عشق" را می خوانید؟
✅گاهی پزشک معالج جز بستر دریافت پول و ارائه خدمات نسبتی انسانی با شما برقرار می کند؟ با درد شما زجر کشیده و با بهبودتان خوشحال می شود؟ معلمان روزانه باعشق بر سرکاررفته و انرژی مثبت عشق را به دانش آموزان منتقل می کنند؟در دوستی ها محبت وافروعشق حکم فرماست؟آیا تقدم خیرِدیگری برنفع شخصی حاکم است؟چگونه می توان شخصی را بر خودمقدم داشت درحالی که "عشق" درمیان نباشد؟ انسان هیچ! ماحتی باطبیعت اطراف خود رفتاری دوستانه داریم؟
✅آقایان وخانمها! مایک جامعه ی "خود خواه" هستیم! ودستمان به گوهر عشق نرسیده است.ما بی عشقیم.عشق یک توانایی است واستمرارش یک مهارت. ما نه آن توانایی را داریم و نه این مهارت را.برای همین درهمه ی شئون به ناکار آمدی وسرخوردگی عشق باور داریم. ما جامعه ای آنتی عشق هستیم!
✅گشت ارشاد حاصل عملکرد نیروی انتظامی نیست!
حاصل جامعه ای است که متولیان دین و دولت در آن بویی از عشق نبرده اند!
آنان که بشر را در خدمت دین می خواهند نه دین را در خدمت بشر!
پشمینه پوش تند خو از "عشق" نشنیده است بو
از مستی اش رمزی بگو تا ترک هشیاری کند!
✅همچنان که در زمینه بحران آب، بحران هویت، بحران نقدینگی و ارز، بحران محیط زیست، بحران کار آمدی،بحران حقوق شهروندی و هزاران بحران دیگر حاکمیت را نشسته دیده ایم باید بدانیم که در این مورد حاکمیت(انتخابی و انتصابی اش) فلج است.
✅اگر می خواهیم از شر لکه ی ننگی چون عملکرد گشت ارشاد رها شویم باید خود و خانواده و جامعه را "عاشقانه" بسازیم. میدانم که همگی کارنابلدیم. اما چاره چیست؟ باید عشق را تمرین کنیم. باید دوست داشتن بی غرض دیگران را تمرین کنیم. باید به تدریج خدای عاشق مخلوقات را بشناسیم.بایدتمرین کنیم.
@flith
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان هشتاد و هشت
#داستان_فرود
بیژن چون رنج پدر را دید گفت زین از پشت اسب برندارم تا مگر کشته شوم یا فرود را بکشم . گیو زره و کلاهخود سیاوش را به او داد . اینبار فرود اسب بیژن را کشت و بیژن پیاده به دنبال فرود رفت و اسبش را به خاک افکند . فرود به سوی دژ برگشت و به درون دژ رفت و در ها را بستند. طوس لشکر به کوه راند.
چو خورشید تابنده شد ناپدید
شب تیره بر چرخ لشکر کشید
جریره آن شب با درد و غم بخفت ودر خواب آتشی بلند در دژ دید که همه در آن سوختند. بر بالین فرود آمد
بدو گفت بیدار گرد ای پسر
که ما را بد آمد زاختر بسر
بمادر چنین گفت جنگی فرود
که از غم چه داری دلت پر ز دود
بروز جوانی پدر کشته شد
مرا روز چون روز او گشته شد
فرود زره پوشید تمام سپاه را اسلحه داد چون از دژ پا بیرون نهاد ، سپهدار طوس فرمان داد تا کوس جنگی فرو کوفتند. روز به نیمه رسیده بود که نیمی از سپاه فرود کشته شده بودند. کم کم دیگر سواران از گرد فرود رفتند و آن پهلوان تنها کارزار میکرد. آنقدر جنگید تا بازویش سست شد. پس به سوی دژ شتاب کرد. بیژن همراه رهام به سوی فرود تاختند. پهلوان کلاه بیژن را شناخت. دست بر گرز برد. به بیزن درامد چو شیر دژم .
بر سر بیژن کوبید و او را بی تاب کرد. رهام تیغ هندی بر مشت ، از پشت فرود پیش آمد و تیغ بر کتف او کوفت. فرود همچنان اسب می تاخت . وچون به در دژ رسید بیژن به او رسید با تیغی پای اسب او را قلم کرد. فرود به درون دژ رفت ودر را پشت او بستند. فرود لحظه به لحظه به مرگ نزدیک می شد. چون لب از لب برداشت گفت : جان پاک من در دست خداوند است.
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان هشتاد و هشت
#داستان_فرود
بیژن چون رنج پدر را دید گفت زین از پشت اسب برندارم تا مگر کشته شوم یا فرود را بکشم . گیو زره و کلاهخود سیاوش را به او داد . اینبار فرود اسب بیژن را کشت و بیژن پیاده به دنبال فرود رفت و اسبش را به خاک افکند . فرود به سوی دژ برگشت و به درون دژ رفت و در ها را بستند. طوس لشکر به کوه راند.
چو خورشید تابنده شد ناپدید
شب تیره بر چرخ لشکر کشید
جریره آن شب با درد و غم بخفت ودر خواب آتشی بلند در دژ دید که همه در آن سوختند. بر بالین فرود آمد
بدو گفت بیدار گرد ای پسر
که ما را بد آمد زاختر بسر
بمادر چنین گفت جنگی فرود
که از غم چه داری دلت پر ز دود
بروز جوانی پدر کشته شد
مرا روز چون روز او گشته شد
فرود زره پوشید تمام سپاه را اسلحه داد چون از دژ پا بیرون نهاد ، سپهدار طوس فرمان داد تا کوس جنگی فرو کوفتند. روز به نیمه رسیده بود که نیمی از سپاه فرود کشته شده بودند. کم کم دیگر سواران از گرد فرود رفتند و آن پهلوان تنها کارزار میکرد. آنقدر جنگید تا بازویش سست شد. پس به سوی دژ شتاب کرد. بیژن همراه رهام به سوی فرود تاختند. پهلوان کلاه بیژن را شناخت. دست بر گرز برد. به بیزن درامد چو شیر دژم .
بر سر بیژن کوبید و او را بی تاب کرد. رهام تیغ هندی بر مشت ، از پشت فرود پیش آمد و تیغ بر کتف او کوفت. فرود همچنان اسب می تاخت . وچون به در دژ رسید بیژن به او رسید با تیغی پای اسب او را قلم کرد. فرود به درون دژ رفت ودر را پشت او بستند. فرود لحظه به لحظه به مرگ نزدیک می شد. چون لب از لب برداشت گفت : جان پاک من در دست خداوند است.
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
چرا مردم فقير( يا كشورهاي فقير) كمتر آينده نگر هستند؟؟
جواب اين سوال بسيار مهم است. چون نه تنها نشان مي دهد كه چرا فقرا كمتر به آينده فكر مي كنند، بلكه دليل اصلي ماندگاري فقرا در دام فقر نيز تا حدودي به اين موضوع وابسته است.
جواب اين سوال در كتاب Poor Economics يا اقتصاد فقير به شرح زير بيان شده است.
كتاب به اين داستان اشاره مي كند كه بسياري از فقراي صحرا يا كنيا در آفريقا، مي توانند باپرداخت تنها ١٠ دلار، "پشه بند" خريداري كنند و شبها فرزندانشان از گزند مالاريا، در امان باشند. ولي عده كمي از مردم حاضر به پرداخت اين مي شدند! حتي در مقطعي اين پشه بند ها به صورت رايگان در اختيار فقرا قرار مي گرفت. ولي باز برخي، اينها را براي استفاده هاي متفرقة تهيه مي كردند و نه استفاده بابت جلوگيري از گزند پشه مالاريا..!
مساله خيلي ساده است؛
"..فقرا به قدري درگير مشكلات امروزشان هستند، كه ذهن آنها ديگر ظرفيتي براي انديشيدن به آينده ندارد..."
دقيقا مثل برخي ضرب المثل ها"... طرف شيش اش گروه هشت اش است.."
💡 تا زماني كه نتوانيم حداقل حاشيه امنيت را از نظر " درآمد" و " مهارت" و "شغل" براي جامعه فقير ايجاد كنيم، اين امكان وجود دارد كه حتي منابع كمكي، فقط صرف مشكلات موجود فقر شود و فقير(فقرا) در دام فقر باقي بمانند.
براي خروج از دام فقر، يك نيروي بيروني مي تواند با انرژي مضاعف، دام و چرخه منفي فقر را (حتي به صورت مقطعي) بشكند و فرصتي براي آموزش، كسب مهارت و سرمايه گذاري براي آينده فراهم كند.
ابراهيم نژاد
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
چرا مردم فقير( يا كشورهاي فقير) كمتر آينده نگر هستند؟؟
جواب اين سوال بسيار مهم است. چون نه تنها نشان مي دهد كه چرا فقرا كمتر به آينده فكر مي كنند، بلكه دليل اصلي ماندگاري فقرا در دام فقر نيز تا حدودي به اين موضوع وابسته است.
جواب اين سوال در كتاب Poor Economics يا اقتصاد فقير به شرح زير بيان شده است.
كتاب به اين داستان اشاره مي كند كه بسياري از فقراي صحرا يا كنيا در آفريقا، مي توانند باپرداخت تنها ١٠ دلار، "پشه بند" خريداري كنند و شبها فرزندانشان از گزند مالاريا، در امان باشند. ولي عده كمي از مردم حاضر به پرداخت اين مي شدند! حتي در مقطعي اين پشه بند ها به صورت رايگان در اختيار فقرا قرار مي گرفت. ولي باز برخي، اينها را براي استفاده هاي متفرقة تهيه مي كردند و نه استفاده بابت جلوگيري از گزند پشه مالاريا..!
مساله خيلي ساده است؛
"..فقرا به قدري درگير مشكلات امروزشان هستند، كه ذهن آنها ديگر ظرفيتي براي انديشيدن به آينده ندارد..."
دقيقا مثل برخي ضرب المثل ها"... طرف شيش اش گروه هشت اش است.."
💡 تا زماني كه نتوانيم حداقل حاشيه امنيت را از نظر " درآمد" و " مهارت" و "شغل" براي جامعه فقير ايجاد كنيم، اين امكان وجود دارد كه حتي منابع كمكي، فقط صرف مشكلات موجود فقر شود و فقير(فقرا) در دام فقر باقي بمانند.
براي خروج از دام فقر، يك نيروي بيروني مي تواند با انرژي مضاعف، دام و چرخه منفي فقر را (حتي به صورت مقطعي) بشكند و فرصتي براي آموزش، كسب مهارت و سرمايه گذاري براي آينده فراهم كند.
ابراهيم نژاد
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
📌پاول دوروف در بیانیه ای در کانال تلگرامی خود نوشت:
🔹۷ روز است که دولت روسیه در تلاش است تلگرام را در این کشور فیلتر کند و توفیقی بدست نیاورده است. به وجد آمدم که توانستیم از متخاصمانه ترین اقدام برای سانسور در طول تاریخ روسیه، با بستن ۱۸ میلیون آی پی آدرس، سلامت عبور کنیم.
🔹وی در ادامه از مردم روسیه دعوت کرده که اگر حامی اینترنت آزاد هستند امروز ساعت ۷ به وقت روسیه موشکی کاغذی به شکل نماد تلگرام از پنجره خانه شان به بیرون پرتاب کنند.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
📌پاول دوروف در بیانیه ای در کانال تلگرامی خود نوشت:
🔹۷ روز است که دولت روسیه در تلاش است تلگرام را در این کشور فیلتر کند و توفیقی بدست نیاورده است. به وجد آمدم که توانستیم از متخاصمانه ترین اقدام برای سانسور در طول تاریخ روسیه، با بستن ۱۸ میلیون آی پی آدرس، سلامت عبور کنیم.
🔹وی در ادامه از مردم روسیه دعوت کرده که اگر حامی اینترنت آزاد هستند امروز ساعت ۷ به وقت روسیه موشکی کاغذی به شکل نماد تلگرام از پنجره خانه شان به بیرون پرتاب کنند.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کاش به جای این همه بمب،
کتاب بر سر خاورمیانه میریختند!
آن وقت دیگر کسی برای رفتن
به بهشت، به جنگ نمیرفت!
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کتاب بر سر خاورمیانه میریختند!
آن وقت دیگر کسی برای رفتن
به بهشت، به جنگ نمیرفت!
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
میخواستم باور کنم که میتوانم
مردم این جا را با حرف متقاعد کنم ؛
تو دیدی چه شد ؟
آن ها درد خود را دوست دارند ،
به زخم مانوسی احتیاج دارند که
با ناخنهایِ کثیفشان آن را بخراشند و به دقت حفظش کنند ...
فقط با خشونت است که میتوان مداوایشان کرد ،زیرا درد را جز با درد دیگری نمیتوان مغلوب کرد ...!
#ژان_پل_سارتر
مگس ها
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
میخواستم باور کنم که میتوانم
مردم این جا را با حرف متقاعد کنم ؛
تو دیدی چه شد ؟
آن ها درد خود را دوست دارند ،
به زخم مانوسی احتیاج دارند که
با ناخنهایِ کثیفشان آن را بخراشند و به دقت حفظش کنند ...
فقط با خشونت است که میتوان مداوایشان کرد ،زیرا درد را جز با درد دیگری نمیتوان مغلوب کرد ...!
#ژان_پل_سارتر
مگس ها
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
یعنی خدا همه هوش و حواس خود را متوجه این کرم های زمینی کرده است و حساب و کتاب هر کاری را که آنها میکنند نگاه میدارد؟یعنی اگر یکی از این کرم های نر به روی کرم ماده بغل دستی پرید یا در جمعه مقدس یک لقمه گوشت خورد، خدا آن بالا غضب میکند ، دعوا راه می اندازد و اوقاتش تلخ میشود ؟ باه ، بروید پی کارتان ، ای کشیش های شکم چرانی که شکمتان از فرط سوپ خوردن بالا آمده است !
#زوربای یونانی
#کازانتراکیس
#ص334
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
یعنی خدا همه هوش و حواس خود را متوجه این کرم های زمینی کرده است و حساب و کتاب هر کاری را که آنها میکنند نگاه میدارد؟یعنی اگر یکی از این کرم های نر به روی کرم ماده بغل دستی پرید یا در جمعه مقدس یک لقمه گوشت خورد، خدا آن بالا غضب میکند ، دعوا راه می اندازد و اوقاتش تلخ میشود ؟ باه ، بروید پی کارتان ، ای کشیش های شکم چرانی که شکمتان از فرط سوپ خوردن بالا آمده است !
#زوربای یونانی
#کازانتراکیس
#ص334
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان هشتاد و نه
#داستان_فرود
بگفت این و رخسارگان کرد زرد
برآمد روانش بتیمارو درد
زنان و کودکان بر بلندی دژ شدند و از آنجا خویشتن را بر زمین افکندند . جریره آتشی بزرگ برپا کرد و همه گنجها را به آتش سپرد . پس به سرای اسبان رفت تیغی به دست گرفت و شکمشان را بدرید. خون و عرق بر چهره اش می دوید، پس به بالین فرود آمد دشنه ای بر جامه او بود، آن را برکشید. صورت خود را بر صورت تنها فرزند خود نهاد و دشنه را بر شکم خود فرو برد و جان داد. دیری نگذشت که ایرانیان در دژ را گشادند. بهرام خود را به نزدیک جایگاه فرود رسانید ودر کنار پیکر او زانو زد و به تن او جامه پهلوی کرد . سپس رو به ایرانیان کرد و گفت : بنگرید او از پدرش بسی خوارتر مرد و هم زارتر. سیاوش را بندگانش نکشتند. پس فریاد زد .
به ایرانیان گفت کز کردگار
بترسید وز گردش روزگار
ببد بس دراز ست دست سپهر
به بیدادگر برنگردد به مهر
اینک چگونه در روی کیخسرو نگاه خواهیم کرد، شما به کین سیاوش کمر بستید اما در آغاز راه پسر سیاوش را کشتید. پهلوانان همه گرد تخت جمع شدند و طوس هم اشک بر رخشارش دوید از درد فرود و از درد پسر.
چنین گفت گودرز با طوس و گیو
همان نامداران وگردان نیو
که تندی نه کار سپهبد بود
سپهبد که تندی کند بد بود
که تندی پشیمانی آردت بار
تو در بوستان تخم تندی مکار
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان هشتاد و نه
#داستان_فرود
بگفت این و رخسارگان کرد زرد
برآمد روانش بتیمارو درد
زنان و کودکان بر بلندی دژ شدند و از آنجا خویشتن را بر زمین افکندند . جریره آتشی بزرگ برپا کرد و همه گنجها را به آتش سپرد . پس به سرای اسبان رفت تیغی به دست گرفت و شکمشان را بدرید. خون و عرق بر چهره اش می دوید، پس به بالین فرود آمد دشنه ای بر جامه او بود، آن را برکشید. صورت خود را بر صورت تنها فرزند خود نهاد و دشنه را بر شکم خود فرو برد و جان داد. دیری نگذشت که ایرانیان در دژ را گشادند. بهرام خود را به نزدیک جایگاه فرود رسانید ودر کنار پیکر او زانو زد و به تن او جامه پهلوی کرد . سپس رو به ایرانیان کرد و گفت : بنگرید او از پدرش بسی خوارتر مرد و هم زارتر. سیاوش را بندگانش نکشتند. پس فریاد زد .
به ایرانیان گفت کز کردگار
بترسید وز گردش روزگار
ببد بس دراز ست دست سپهر
به بیدادگر برنگردد به مهر
اینک چگونه در روی کیخسرو نگاه خواهیم کرد، شما به کین سیاوش کمر بستید اما در آغاز راه پسر سیاوش را کشتید. پهلوانان همه گرد تخت جمع شدند و طوس هم اشک بر رخشارش دوید از درد فرود و از درد پسر.
چنین گفت گودرز با طوس و گیو
همان نامداران وگردان نیو
که تندی نه کار سپهبد بود
سپهبد که تندی کند بد بود
که تندی پشیمانی آردت بار
تو در بوستان تخم تندی مکار
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️