@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
آدمها فقط وقتی بدجنس می شوند که تهدید بشوند. و این کاریست که فرهنگ ما انجام می دهد. این چیزیست که اقتصاد ما می کند. دراین سیستم اقتصادی حتی کسانی هم که کار دارند مورد تهدیدند چون نگران از دست دادن کارخود هستند. وقتی هم که کسی تهدید شود سعی می کند از خودش مواظبت کند. پس سعی می کند پول را خدای خود قرار دهد. این بخشی از فرهنگ ماست...
#میچ_آلبوم
سه شنبه ها با موری
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
آدمها فقط وقتی بدجنس می شوند که تهدید بشوند. و این کاریست که فرهنگ ما انجام می دهد. این چیزیست که اقتصاد ما می کند. دراین سیستم اقتصادی حتی کسانی هم که کار دارند مورد تهدیدند چون نگران از دست دادن کارخود هستند. وقتی هم که کسی تهدید شود سعی می کند از خودش مواظبت کند. پس سعی می کند پول را خدای خود قرار دهد. این بخشی از فرهنگ ماست...
#میچ_آلبوم
سه شنبه ها با موری
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
💥 نوآوری و اسب مرده
✍دکتر سید کامران باقری
سرخپوستان آمريکا یک ضربالمثل قدیمی دارند با اين مضمون که: "وقتی ديديد اسبتان مرده، پياده شويد." شاید گمان کنید که نه تنها اين ضربالمثل بيان بدیهيات است، بلکه در دورهای که اسبسواری از رونق افتاده، احتمالا کاربردی هم ندارد. با اين وجود کافيست کمی به شرکتها و سازمانهای اطراف خود نگاه کنیم. متاسفانه اسب بسياری از شرکتها و سازمانهای ايرانی مرده است! بیشتر شرکتهای دولتی، نیمهدولتی و خصوصی، به ارائه محصولات و خدماتی مشغولند که دوره آنها گذشته و مشتريان از آنها استقبال نمیکنند. بیشک شما هم تایید میکنيد که این شرکتها و سازمانها باید پيشتر از این برای توسعه محصولات و خدمات بهتر و جايگزین، نوآوری پيشه میکردند. اگر اين کار را کرده بودند، الان میتوانستند از اسب مرده پیاده و به سرعت اسبی چالاک، جوان و تازهنفس را سوار شوند.
هنوز هم فرصت نوآوری برای برخی از این شرکتها کاملا از دست نرفته است. اما در کمال شگفتی بيشتر آنها بهجای پياده شدن از اسب مرده، کارهای عجيب ديگری میکنند. مثلاً:
🔻تازیانه محکمتری میخرند!
🔻اسبسواران را عوض میکنند!
🔻کميتهای برای بررسی اسب منصوب میکنند!
🔻ماموريتی به ديگر کشورها میروند تا ببینند دیگران چگونه اسب مرده سوار میشوند!
🔻استانداردها را پایین میآورند تا اسب مرده را هم شامل شوند!
🔻اسب مرده را در طبقه جدیدی به نام "زنده بیتحرک" دستهبندی میکنند!
🔻پيمانکار برونسازمانی میگيرند تا اسب مرده را سوار شود!
🔻چند اسب مرده را همزمان به کار میگيرند تا سرعت زیاد شود!
🔻بودجه و آموزش بيشتری برای بهبود عملکرد اسب مرده اختصاص میدهند!
🔻اعلام میکنند که چون اسب مرده غذا نمیخورد، هزينهها کاهش و سود افزايش میيابد!
🔻اهداف عملکردی کل اسبهای ديگر را کاهش میدهند!
پی نوشت: اين پست با الهام از یک متن انگلیسی با عنوان تئوری اسب مرده نوشته شده است.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
✍دکتر سید کامران باقری
سرخپوستان آمريکا یک ضربالمثل قدیمی دارند با اين مضمون که: "وقتی ديديد اسبتان مرده، پياده شويد." شاید گمان کنید که نه تنها اين ضربالمثل بيان بدیهيات است، بلکه در دورهای که اسبسواری از رونق افتاده، احتمالا کاربردی هم ندارد. با اين وجود کافيست کمی به شرکتها و سازمانهای اطراف خود نگاه کنیم. متاسفانه اسب بسياری از شرکتها و سازمانهای ايرانی مرده است! بیشتر شرکتهای دولتی، نیمهدولتی و خصوصی، به ارائه محصولات و خدماتی مشغولند که دوره آنها گذشته و مشتريان از آنها استقبال نمیکنند. بیشک شما هم تایید میکنيد که این شرکتها و سازمانها باید پيشتر از این برای توسعه محصولات و خدمات بهتر و جايگزین، نوآوری پيشه میکردند. اگر اين کار را کرده بودند، الان میتوانستند از اسب مرده پیاده و به سرعت اسبی چالاک، جوان و تازهنفس را سوار شوند.
هنوز هم فرصت نوآوری برای برخی از این شرکتها کاملا از دست نرفته است. اما در کمال شگفتی بيشتر آنها بهجای پياده شدن از اسب مرده، کارهای عجيب ديگری میکنند. مثلاً:
🔻تازیانه محکمتری میخرند!
🔻اسبسواران را عوض میکنند!
🔻کميتهای برای بررسی اسب منصوب میکنند!
🔻ماموريتی به ديگر کشورها میروند تا ببینند دیگران چگونه اسب مرده سوار میشوند!
🔻استانداردها را پایین میآورند تا اسب مرده را هم شامل شوند!
🔻اسب مرده را در طبقه جدیدی به نام "زنده بیتحرک" دستهبندی میکنند!
🔻پيمانکار برونسازمانی میگيرند تا اسب مرده را سوار شود!
🔻چند اسب مرده را همزمان به کار میگيرند تا سرعت زیاد شود!
🔻بودجه و آموزش بيشتری برای بهبود عملکرد اسب مرده اختصاص میدهند!
🔻اعلام میکنند که چون اسب مرده غذا نمیخورد، هزينهها کاهش و سود افزايش میيابد!
🔻اهداف عملکردی کل اسبهای ديگر را کاهش میدهند!
پی نوشت: اين پست با الهام از یک متن انگلیسی با عنوان تئوری اسب مرده نوشته شده است.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان هفتاد و نه
#گیو_در_توران_در_جستجوی_کیخسرو
کیخسرو و گیو ساعتی خفته بودند که فرنگیس سپاهی را دید که پیران خودش به دنبال آنها آمده بود. کیخسرو میخواست در کنار گیو بجنگد ولی
بدو گفت گیو ای شه سرفراز
جهان را به نام تو آمد نیاز
من و پدرم هر دو پهلوان خاندان تو هستیم . هفتاد و هشت برادر دیگر دارم همه پهلوانند . اگر من بمیرم دیگری بر جای من خواهد ایستاد . اما اگر تو تباه شوی ، چون تو نباشی ،ایران زمین بدون سرپرست خواهد ماند .
حالا بر کوه بالا رو و سپاه را ببین ، مرا یار باشد جهان آفرین.
گیو زره پوشیده به کنار آب رفت . پیران با آشفتگی او را دشنام داد و بعد از لاف زیاد گیو گفت : ای سپهدار، اکنون دلیرانه اسب بر آب زن وگرنه من به ان سمت خواهم آمد. شما شش هزارید ومن یک نفر. به گرز مغز یکایک شما را پریشان می کنم. پیران چون سخنان گیو را شنید در برابر لشکرش خجل شد و با اسب از رود گدشت. گیو حمله نکرد بلکه کم کم از کنار رود به کل گریختن دور شد. پیران نیز رجز میخواند و گیو را دنبال می کرد. آنقدر که پیران از رود و ازلشکرش دور شد . گیو ایستاد و کمند را به سوی پیران انداخت.
سر پهلوان انر آمد ببند
ز ژرین برگرفتنش نجم کمند
بیفکند بر خاک و دستش ببست
سلیحش بپوشید و خود بر نشست .
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان هفتاد و نه
#گیو_در_توران_در_جستجوی_کیخسرو
کیخسرو و گیو ساعتی خفته بودند که فرنگیس سپاهی را دید که پیران خودش به دنبال آنها آمده بود. کیخسرو میخواست در کنار گیو بجنگد ولی
بدو گفت گیو ای شه سرفراز
جهان را به نام تو آمد نیاز
من و پدرم هر دو پهلوان خاندان تو هستیم . هفتاد و هشت برادر دیگر دارم همه پهلوانند . اگر من بمیرم دیگری بر جای من خواهد ایستاد . اما اگر تو تباه شوی ، چون تو نباشی ،ایران زمین بدون سرپرست خواهد ماند .
حالا بر کوه بالا رو و سپاه را ببین ، مرا یار باشد جهان آفرین.
گیو زره پوشیده به کنار آب رفت . پیران با آشفتگی او را دشنام داد و بعد از لاف زیاد گیو گفت : ای سپهدار، اکنون دلیرانه اسب بر آب زن وگرنه من به ان سمت خواهم آمد. شما شش هزارید ومن یک نفر. به گرز مغز یکایک شما را پریشان می کنم. پیران چون سخنان گیو را شنید در برابر لشکرش خجل شد و با اسب از رود گدشت. گیو حمله نکرد بلکه کم کم از کنار رود به کل گریختن دور شد. پیران نیز رجز میخواند و گیو را دنبال می کرد. آنقدر که پیران از رود و ازلشکرش دور شد . گیو ایستاد و کمند را به سوی پیران انداخت.
سر پهلوان انر آمد ببند
ز ژرین برگرفتنش نجم کمند
بیفکند بر خاک و دستش ببست
سلیحش بپوشید و خود بر نشست .
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#یک_فنجان_تفکر ☕️
زن بودن در جهان مردسالار کار دشواری است.
ولی زن بودن در جامعه ی ایرانی
به نظر دشوار تر می آید.
جامعه ای که پر است از ما مردان بلاتکلیف
زندگی در کنار ما مردانی که همه چیز را با هم می خواهیم خود نوعی خشونت است.
پدران ما از مادرانمان تنها خانوم خانه بودن را می خواستند
آنها دوست داشتند همسرشان مهربان باشد و مادری خوب که فرزندان شان را به شایستگی تربیت کند.
اما امروزه ما به اینها کفایت نمی کنیم، دختری را می پسندیم که علاوه بر اینها مانند باربی باشد
و کوچکترین ضعفی در ظاهرش وجود نداشته باشد، اندامش مانند ورزشکاران حرفه ای باشد و در عین حال تحصیل کرده و شاغل هم باشد و بتواند بخشی از هزینه های خانواده را هم پرداخت کند، هم بسیار دانا باشد و هم خنگ و بامزه، هم به لحاظ مالی مستقل باشد و در عین حال حرف گوش کن.
زندگی در چنین فضایی همانند تجربه ی نوعی خشونت است و خشونتی پنهان که به صورت اضطرابی همیشگی برای شایسته بودن خود را نشان می دهد.
البته کار به اینجا هم ختم نمی شود
زنان جامعه ی ما همواره در فضای ارزش های متناقض زندگی می کنند، یعنی از سویی جامعه مدام آنها را سوق می دهد به زیباتر شدن، عمل کردن، استفاده از لوازم زیبایی و...
و از سوی دیگر همین رفتارهای آنها را به باد تمسخر می گیرد که زنان موجوداتی سطحی و دست و پاچلفتی و دور از اجتماع و ..هستند.
از سوی دیگر از آنها می خواهیم که در اجتماع حضور داشته باشند
و استقلال مالی پیدا کنند و در عین حال پیشرفت آنها حجم زیادی از حسادت و خشم را در ما بر می انگیزد
و نگرانیم نکند که یک زن از ما جلو بزند.
از او می خواهیم در عین حال هم به لحاظ مالی مستقل باشد و هم مانند مادرانمان بگوید چشم.
تازه اگر زنی در این اجتماع بتواند بر کلیشه های جنسیتی غلبه کند
و خود را به سطوح بالای اجتماعی برساند، در بسیاری از موارد نه تنها تحسین نمی شود
بلکه با لقب هایی مانند زن سیبیلو و زنی که شبیه مردان است و ...تحقیر می شود.
زن بودن در جامعه ی بلاتکلیف ایران
یعنی تجربه ی مداوم انواع خشونت های پنهان و آشکار.
مقام زن را ارج بدهید.اورا همانطور که هست دوست بدارید.چیزی را به او تحمیل نکنید.
#ناصر_سبزیان_پور
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
زن بودن در جهان مردسالار کار دشواری است.
ولی زن بودن در جامعه ی ایرانی
به نظر دشوار تر می آید.
جامعه ای که پر است از ما مردان بلاتکلیف
زندگی در کنار ما مردانی که همه چیز را با هم می خواهیم خود نوعی خشونت است.
پدران ما از مادرانمان تنها خانوم خانه بودن را می خواستند
آنها دوست داشتند همسرشان مهربان باشد و مادری خوب که فرزندان شان را به شایستگی تربیت کند.
اما امروزه ما به اینها کفایت نمی کنیم، دختری را می پسندیم که علاوه بر اینها مانند باربی باشد
و کوچکترین ضعفی در ظاهرش وجود نداشته باشد، اندامش مانند ورزشکاران حرفه ای باشد و در عین حال تحصیل کرده و شاغل هم باشد و بتواند بخشی از هزینه های خانواده را هم پرداخت کند، هم بسیار دانا باشد و هم خنگ و بامزه، هم به لحاظ مالی مستقل باشد و در عین حال حرف گوش کن.
زندگی در چنین فضایی همانند تجربه ی نوعی خشونت است و خشونتی پنهان که به صورت اضطرابی همیشگی برای شایسته بودن خود را نشان می دهد.
البته کار به اینجا هم ختم نمی شود
زنان جامعه ی ما همواره در فضای ارزش های متناقض زندگی می کنند، یعنی از سویی جامعه مدام آنها را سوق می دهد به زیباتر شدن، عمل کردن، استفاده از لوازم زیبایی و...
و از سوی دیگر همین رفتارهای آنها را به باد تمسخر می گیرد که زنان موجوداتی سطحی و دست و پاچلفتی و دور از اجتماع و ..هستند.
از سوی دیگر از آنها می خواهیم که در اجتماع حضور داشته باشند
و استقلال مالی پیدا کنند و در عین حال پیشرفت آنها حجم زیادی از حسادت و خشم را در ما بر می انگیزد
و نگرانیم نکند که یک زن از ما جلو بزند.
از او می خواهیم در عین حال هم به لحاظ مالی مستقل باشد و هم مانند مادرانمان بگوید چشم.
تازه اگر زنی در این اجتماع بتواند بر کلیشه های جنسیتی غلبه کند
و خود را به سطوح بالای اجتماعی برساند، در بسیاری از موارد نه تنها تحسین نمی شود
بلکه با لقب هایی مانند زن سیبیلو و زنی که شبیه مردان است و ...تحقیر می شود.
زن بودن در جامعه ی بلاتکلیف ایران
یعنی تجربه ی مداوم انواع خشونت های پنهان و آشکار.
مقام زن را ارج بدهید.اورا همانطور که هست دوست بدارید.چیزی را به او تحمیل نکنید.
#ناصر_سبزیان_پور
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سخنان تامل برانگیز مایکل واکر، بنیانگذار موسسه فریزر:
حضور پر رنگِ دولت در اقتصاد ایران یعنی تحریم داخلی
اگر جلوی حضور دولت گرفته نشود، فرار مغزها شدت خواهد گرفت
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
حضور پر رنگِ دولت در اقتصاد ایران یعنی تحریم داخلی
اگر جلوی حضور دولت گرفته نشود، فرار مغزها شدت خواهد گرفت
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان هشتاد
#گیو_در_توران_در_جستجوی_کیخسرو
گیو دلاور لباس پیران را پوشید بر اسبش نشست ، درفش پیران را به دست گرفت. و به آنسوی آب رفت. تورانیای که درفش پیران را دیدند استقبال کردند و کرنا زدند . گیو گرز بر کف گرفت و به تورانیان حمله کرد. در ساعتی آن چنان لشکر توران را بهم پیچید که همه کشته یا فراری شدند. چون سپاهیان فراری شدند گیو به نزد پیران برگشت. میخواست سر از بدنش جدا کند ولی رحمش آمد و او را کشان کشان به نزدیک کیخسرو برد. پیران پس از نیایش از خسرو بخشش خواست و فرنگیس گفت : ای گیو ، این پیر پهلوان ، ما را یاری کرده است. او را به ما ببخش.
گیو پاسخ داد : ای بزرگ بانوان ؛ من به ماه سوگند خورده ام که خونش بر زمین بریزم . کیخسرو گفت : سوگندی را که خورده ای هرگز مشکن. با خنجر خود گوشهای پیران را سوراخ کن تا از خنجر تو خون بر زمین چکدو سوگندت شکسته نشود.
گیو چون علاقه کیخسرو و فرنگیس را به سلامت پیران دید همان کار را کرد. پیران آن را سوار بر اسبش کرده و دستش را با کمند بسته و سوگند یاد کرد که فقط گلشهر بانوی بانوان پیران آن را بگشاید . فرنگیس و کیخسرو او را دوستانه وداع کردندو کیخسرو همراه فرنگیس و گیو به سوی ایران روانه شدند.
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان هشتاد
#گیو_در_توران_در_جستجوی_کیخسرو
گیو دلاور لباس پیران را پوشید بر اسبش نشست ، درفش پیران را به دست گرفت. و به آنسوی آب رفت. تورانیای که درفش پیران را دیدند استقبال کردند و کرنا زدند . گیو گرز بر کف گرفت و به تورانیان حمله کرد. در ساعتی آن چنان لشکر توران را بهم پیچید که همه کشته یا فراری شدند. چون سپاهیان فراری شدند گیو به نزد پیران برگشت. میخواست سر از بدنش جدا کند ولی رحمش آمد و او را کشان کشان به نزدیک کیخسرو برد. پیران پس از نیایش از خسرو بخشش خواست و فرنگیس گفت : ای گیو ، این پیر پهلوان ، ما را یاری کرده است. او را به ما ببخش.
گیو پاسخ داد : ای بزرگ بانوان ؛ من به ماه سوگند خورده ام که خونش بر زمین بریزم . کیخسرو گفت : سوگندی را که خورده ای هرگز مشکن. با خنجر خود گوشهای پیران را سوراخ کن تا از خنجر تو خون بر زمین چکدو سوگندت شکسته نشود.
گیو چون علاقه کیخسرو و فرنگیس را به سلامت پیران دید همان کار را کرد. پیران آن را سوار بر اسبش کرده و دستش را با کمند بسته و سوگند یاد کرد که فقط گلشهر بانوی بانوان پیران آن را بگشاید . فرنگیس و کیخسرو او را دوستانه وداع کردندو کیخسرو همراه فرنگیس و گیو به سوی ایران روانه شدند.
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#خشکسالی_بزرگ_می_آید!
عربستان سعودی که همواره مورد تمسخر مدیران کشور ماست، رقم خیره کننده 500 میلیارد دلار برای إيجاد تكنولوژي هاي سبز نوين و پنل های خورشیدی در فضایی به وسعت 26 هزار کیلومتر مربع سرمایه گذاری کرده است تا جایگزین سوخت های فسیلی کند.
عربستان سعودی هم اکنون بزرگترین و مدرن ترین تاسیسات آب شیرین کنی منطقه را دارد و اخیرا قراردادی به ارزش 7.2 میلیارد دلار با BNP Paribas امضا کرده است تا 9 مرکز بزرگ دیگر را در کرانه دریای سرخ راه اندازی کند.
امارات متحده عربی با تخصیص 163 میلیارد دلار سرمایه گذاری عظیمی انجام داده است تا سال 2050 میلادی بیش از 50 درصد نیاز انرژی اش را از منابع تجدیدپذیر تامین کند.
سرمایه گذاری در منابع انرژی تجدیدپذیر یعنی هم کاستن از هزینه های انرژی های گران قیمت فسیلی و کاستن از آلودگی و اثرات هولناک تغییرات اقلیمی از جمله خشکسالی است که هستی کشورهای خاورمیانه را نشانه گرفته است.
همچنین امارات تسهیلات ویژه ای برای استفاده از خودروهای الکتریکی و رسیدن به چشم انداز شهر carbon-freeبدون-کربن اعمال کرده است.
در کره جنوبی تدوین و اجرای توسعه بدون کربن و سبز در سال 2008 هماهنک با دغدغه های زیست محیطی و با هدف کاهش وابستگی به سوخت های فسیلی و مقابله با چالش تغییرات اقلیمی تصویب و در دست اجرا قرار گرفت.
براساس این طرح تا سال 2025 کره جنوبی جزو 5 کشور اول دنیا درصنایع و تکنولوژی های سبز قرار می گیرد و همزمان قراراست شغل های مرتبط با تکنولوژی های سبز ایجاد شود.
سنگاپور نیز طرح مبارزه با تغییرات اقلیمی را از سال 2005 آغاز کرده است. تقریبا همه 1650 برج و ساختمان های بزرگی که از سال 2005 تا کنون ساخته شده اند براساس انرژی های سبز ساخته شده اند .
براساس سند چشم انداز 2030 میلادی سنگاپور 35 درصد منبع انرژی هاي شهري و حمل و نقل باید انرژی های نو و تجدیدپذیر باشد و 80 درصد ساختمان ها باید گواهینامه سبز دریافت کنند.
هلند، الگوی توسعه کشاورزی
کشور هلند و مدیریت خیرکننده آن را می توان از عجایب دنیای مدرن نامید. کشور کوچک هلند 41 هزار کیلومتر مربع که فقط یک چهلم وسعت ایران است با بهره گیری از تکنولوژی فوق پیشرفته کشاورزی و صنعتی اش دومین صادرکننده مواد غذایی دنیا بعد از آمریکاست.
راندمان تولید محصولات کشاورزی هلند فاصله خیره کننده ای با کشورهای پیشرفته حتی آلمان و آمریکا دارد !
هلندی ها در سال 2000 میلادی با شعار " تولید محصول دوبرابر با استفاده از نصف منابع انرژی و آب" جنبشی را آغاز کردند که با بهره گیری از شرکت های دانش بنیان و start-up های کشاورزی صنایع غذایی پیشرفته خود را بسیار پیشرفت تر کردند.
هلند سالانه 79 میلیارد دلار، تقریبا 2 برابر صادرات نفتی ایران محصولات غذایی و کشاورزی صادر می کند و علی رغم وسعت بسیار کوچکش از آلمان و فرانسه و چین و ژاپن بسیار جلوتر است.
کافی است راندمان تولید گوجه فرنکی در هلند را با چین مقایسه کنیم. هلند در هر مایل مربع 144000 تن گوجه فرنکی تولید می کند درحالیکه این رقم برای چین 3860 تن در هر مایل مربع است که 38 برابر بیشتر است.
دانشگاه WUR هلند که مغز متفکر پشت نوآوری های کشاورزی است به ده ها کشور مشاوره ویژه ارایه می کند که البته کشور ما جزو آنها نیست!
بنابراین برای نجات ایران از خشکسالی حتی نیاز به توقف کشاورزی نیست و فقط کافی است از الگوی توسعه کشورهایی مثل هلند پیروی کرد.
ایران امروز که در اختلافات سیاسی و جناحی غرق شده است از خطر واقعی که کیان و هستی اش را بیش از هر چالش داخلی و حتی خطر حمله نظامی خارجی بيشتر تهديد مي كند، عمیقا غفلت کرده است.
ایران امروز باید شعار " Big drought is coming” یعنی " خشکسالی بزرگ می آید" را بر همه شعارهایش الویت دهد و همه امکانات کشور را با نگاهی آینده نگر معطوف دشمن بزرگ خشکسالی کند که از مرزهایش گذشته است و شهرهایش را یکی پس از دیگری با بی رحمی در می نوردد.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#خشکسالی_بزرگ_می_آید!
عربستان سعودی که همواره مورد تمسخر مدیران کشور ماست، رقم خیره کننده 500 میلیارد دلار برای إيجاد تكنولوژي هاي سبز نوين و پنل های خورشیدی در فضایی به وسعت 26 هزار کیلومتر مربع سرمایه گذاری کرده است تا جایگزین سوخت های فسیلی کند.
عربستان سعودی هم اکنون بزرگترین و مدرن ترین تاسیسات آب شیرین کنی منطقه را دارد و اخیرا قراردادی به ارزش 7.2 میلیارد دلار با BNP Paribas امضا کرده است تا 9 مرکز بزرگ دیگر را در کرانه دریای سرخ راه اندازی کند.
امارات متحده عربی با تخصیص 163 میلیارد دلار سرمایه گذاری عظیمی انجام داده است تا سال 2050 میلادی بیش از 50 درصد نیاز انرژی اش را از منابع تجدیدپذیر تامین کند.
سرمایه گذاری در منابع انرژی تجدیدپذیر یعنی هم کاستن از هزینه های انرژی های گران قیمت فسیلی و کاستن از آلودگی و اثرات هولناک تغییرات اقلیمی از جمله خشکسالی است که هستی کشورهای خاورمیانه را نشانه گرفته است.
همچنین امارات تسهیلات ویژه ای برای استفاده از خودروهای الکتریکی و رسیدن به چشم انداز شهر carbon-freeبدون-کربن اعمال کرده است.
در کره جنوبی تدوین و اجرای توسعه بدون کربن و سبز در سال 2008 هماهنک با دغدغه های زیست محیطی و با هدف کاهش وابستگی به سوخت های فسیلی و مقابله با چالش تغییرات اقلیمی تصویب و در دست اجرا قرار گرفت.
براساس این طرح تا سال 2025 کره جنوبی جزو 5 کشور اول دنیا درصنایع و تکنولوژی های سبز قرار می گیرد و همزمان قراراست شغل های مرتبط با تکنولوژی های سبز ایجاد شود.
سنگاپور نیز طرح مبارزه با تغییرات اقلیمی را از سال 2005 آغاز کرده است. تقریبا همه 1650 برج و ساختمان های بزرگی که از سال 2005 تا کنون ساخته شده اند براساس انرژی های سبز ساخته شده اند .
براساس سند چشم انداز 2030 میلادی سنگاپور 35 درصد منبع انرژی هاي شهري و حمل و نقل باید انرژی های نو و تجدیدپذیر باشد و 80 درصد ساختمان ها باید گواهینامه سبز دریافت کنند.
هلند، الگوی توسعه کشاورزی
کشور هلند و مدیریت خیرکننده آن را می توان از عجایب دنیای مدرن نامید. کشور کوچک هلند 41 هزار کیلومتر مربع که فقط یک چهلم وسعت ایران است با بهره گیری از تکنولوژی فوق پیشرفته کشاورزی و صنعتی اش دومین صادرکننده مواد غذایی دنیا بعد از آمریکاست.
راندمان تولید محصولات کشاورزی هلند فاصله خیره کننده ای با کشورهای پیشرفته حتی آلمان و آمریکا دارد !
هلندی ها در سال 2000 میلادی با شعار " تولید محصول دوبرابر با استفاده از نصف منابع انرژی و آب" جنبشی را آغاز کردند که با بهره گیری از شرکت های دانش بنیان و start-up های کشاورزی صنایع غذایی پیشرفته خود را بسیار پیشرفت تر کردند.
هلند سالانه 79 میلیارد دلار، تقریبا 2 برابر صادرات نفتی ایران محصولات غذایی و کشاورزی صادر می کند و علی رغم وسعت بسیار کوچکش از آلمان و فرانسه و چین و ژاپن بسیار جلوتر است.
کافی است راندمان تولید گوجه فرنکی در هلند را با چین مقایسه کنیم. هلند در هر مایل مربع 144000 تن گوجه فرنکی تولید می کند درحالیکه این رقم برای چین 3860 تن در هر مایل مربع است که 38 برابر بیشتر است.
دانشگاه WUR هلند که مغز متفکر پشت نوآوری های کشاورزی است به ده ها کشور مشاوره ویژه ارایه می کند که البته کشور ما جزو آنها نیست!
بنابراین برای نجات ایران از خشکسالی حتی نیاز به توقف کشاورزی نیست و فقط کافی است از الگوی توسعه کشورهایی مثل هلند پیروی کرد.
ایران امروز که در اختلافات سیاسی و جناحی غرق شده است از خطر واقعی که کیان و هستی اش را بیش از هر چالش داخلی و حتی خطر حمله نظامی خارجی بيشتر تهديد مي كند، عمیقا غفلت کرده است.
ایران امروز باید شعار " Big drought is coming” یعنی " خشکسالی بزرگ می آید" را بر همه شعارهایش الویت دهد و همه امکانات کشور را با نگاهی آینده نگر معطوف دشمن بزرگ خشکسالی کند که از مرزهایش گذشته است و شهرهایش را یکی پس از دیگری با بی رحمی در می نوردد.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
دروغ است که آدم ها دلشان می خواهد خودشان زندگی شان را تعیین کنند، و قواعد اخلاقی ویژه خود را بنیان نهند و آزاد باشند ...
آدمیان از چنین آزادی ای می ترسند و زیر بار مسؤلیت آن نمی روند.
کسی باید برای آنها تصمیم بگیرد. باید نیرویی (دولت "حکومت" ، نظام و یا سیستم اخلاقی ، ایدئولوژی، و . . .) وجود داشته باشد که مسوولیت تعیین ارزش ها را بپذیرد و آن ها را به مردم تحمیل کند.
این نیرو ، فقط کافی است شکم آنها را سیر کند و خبری از معجزه و امیدی به آینده به آنها بدهد ، تا آرام بمانند ...
#فئودور_داستایوفسکی
#برادران_کارامازوف
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
دروغ است که آدم ها دلشان می خواهد خودشان زندگی شان را تعیین کنند، و قواعد اخلاقی ویژه خود را بنیان نهند و آزاد باشند ...
آدمیان از چنین آزادی ای می ترسند و زیر بار مسؤلیت آن نمی روند.
کسی باید برای آنها تصمیم بگیرد. باید نیرویی (دولت "حکومت" ، نظام و یا سیستم اخلاقی ، ایدئولوژی، و . . .) وجود داشته باشد که مسوولیت تعیین ارزش ها را بپذیرد و آن ها را به مردم تحمیل کند.
این نیرو ، فقط کافی است شکم آنها را سیر کند و خبری از معجزه و امیدی به آینده به آنها بدهد ، تا آرام بمانند ...
#فئودور_داستایوفسکی
#برادران_کارامازوف
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چون تو جانان منی، جان بی تو خرم کی شود؟!
#غزل_حضرت_عطار
کاری از چهار شگفت انگیز دنیای موسیقی سنتی ایران🌹
#کنسرت_بم🍂
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#غزل_حضرت_عطار
کاری از چهار شگفت انگیز دنیای موسیقی سنتی ایران🌹
#کنسرت_بم🍂
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پروازفکرواندیشه
@fligth
ببخش باران...
تو می باری و ما
هی شسته نمی شویم...!
#احمد_شاملو🍏
کانال پروازفکرواندیشه
@fligth
@fligth
ببخش باران...
تو می باری و ما
هی شسته نمی شویم...!
#احمد_شاملو🍏
کانال پروازفکرواندیشه
@fligth
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان هشتاد و یکم
#گیو_در_توران_در_جستجوی_کیخسرو
از آنطرف خبر به افراسیاب رسید که چه نشسته ای،گیو گودرز کشوادگان یک تنه بر شش هزار سوار و چندین سردار پیروز شدند و کیخسرو و فرنگیس را از آب گل زریون گذر داده به سوی ایران شهر روان است.
افراسیاب چون آن داستان را شنید،آفتاب در نظرش تاریک شد،سپاه را آماده کرد و دو منزل یکی راه را طی کرد. نخست به لشکر گلباد رسید. دید تمام لشکر پراکنده و کسی با افراسیاب جز سپهرم سخن نگفت. رنگ رخ افراسیاب زرد شده می گفت آنچه می بینم همان است که دانایان گفته بودند. هنوز در سخن بود که سپهدار پیران با سر و روی پر از خون پیش از همه اسب می تاخت. فکر کرد پیران گیو را گرفته ولی وقتی خوب نگاه کرد،پیران را چون سنگ بر زیو بسته و دو دستش را از پشت اسیر کمند دید. پیران فریاد برآورد آن کس را که من دیدم،نه درنده گرگ نه ببر بیان،هیچ کدام در صفت کارزار مانند او نیستند. چون آهنگ بریدن سر من کرد،فرنگیس بخشش مرا از او خواست. اما گوش مرا سوراخ کرد و مرا سوگند داد تا گره این کمند را جز همسرم گلشهر،کسی نگشاید. پیران خسته و غمگین با سواران از افراسیاب جدا شده بسوی ختن رفت. افراسیاب به هومان دستور داد تا سپاه را به کنار جیحون بکشد و گفت:
که چون گیو و خسرو ز جیحون گذشت
غم و رنج ما باد گردد بدشت
وقتی گیو و خسرو و فرنگیس به کنار جیحون رسیدند،در آنجا که کشتی ها بودند،مرد باژخواه آنها را معطل کرد و بلٲخره گفت که کشتی میدهم به شرط آنکه زرهی را که بر تن داری بدهی. یا اسب آن جوان را و یا آن بانوی زیبا را. گیو گفت آنچه این مرد میخواهد نشدنی است. اما بارها خاندان تو و پهلوانان ایران با اسب از اینگونه رودخانه ها گذشته اند
بدو گفت گیو ار تو کیخسروی
نبینی ازین آب جز نیکوٸی
فریدون که بگذاشت اروند رود
فرستاد تخت مهی را درود
بدو گفت کیخسرو که اینست و بس
پناهم بیزدان فریادرس
بآب اندر افکند خسرو سیاه
چو کشتی همی راند تا باژگاه
پس او فرنگیس و گیو دلیر
نترسد ز جیحون و زان آب شیر
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان هشتاد و یکم
#گیو_در_توران_در_جستجوی_کیخسرو
از آنطرف خبر به افراسیاب رسید که چه نشسته ای،گیو گودرز کشوادگان یک تنه بر شش هزار سوار و چندین سردار پیروز شدند و کیخسرو و فرنگیس را از آب گل زریون گذر داده به سوی ایران شهر روان است.
افراسیاب چون آن داستان را شنید،آفتاب در نظرش تاریک شد،سپاه را آماده کرد و دو منزل یکی راه را طی کرد. نخست به لشکر گلباد رسید. دید تمام لشکر پراکنده و کسی با افراسیاب جز سپهرم سخن نگفت. رنگ رخ افراسیاب زرد شده می گفت آنچه می بینم همان است که دانایان گفته بودند. هنوز در سخن بود که سپهدار پیران با سر و روی پر از خون پیش از همه اسب می تاخت. فکر کرد پیران گیو را گرفته ولی وقتی خوب نگاه کرد،پیران را چون سنگ بر زیو بسته و دو دستش را از پشت اسیر کمند دید. پیران فریاد برآورد آن کس را که من دیدم،نه درنده گرگ نه ببر بیان،هیچ کدام در صفت کارزار مانند او نیستند. چون آهنگ بریدن سر من کرد،فرنگیس بخشش مرا از او خواست. اما گوش مرا سوراخ کرد و مرا سوگند داد تا گره این کمند را جز همسرم گلشهر،کسی نگشاید. پیران خسته و غمگین با سواران از افراسیاب جدا شده بسوی ختن رفت. افراسیاب به هومان دستور داد تا سپاه را به کنار جیحون بکشد و گفت:
که چون گیو و خسرو ز جیحون گذشت
غم و رنج ما باد گردد بدشت
وقتی گیو و خسرو و فرنگیس به کنار جیحون رسیدند،در آنجا که کشتی ها بودند،مرد باژخواه آنها را معطل کرد و بلٲخره گفت که کشتی میدهم به شرط آنکه زرهی را که بر تن داری بدهی. یا اسب آن جوان را و یا آن بانوی زیبا را. گیو گفت آنچه این مرد میخواهد نشدنی است. اما بارها خاندان تو و پهلوانان ایران با اسب از اینگونه رودخانه ها گذشته اند
بدو گفت گیو ار تو کیخسروی
نبینی ازین آب جز نیکوٸی
فریدون که بگذاشت اروند رود
فرستاد تخت مهی را درود
بدو گفت کیخسرو که اینست و بس
پناهم بیزدان فریادرس
بآب اندر افکند خسرو سیاه
چو کشتی همی راند تا باژگاه
پس او فرنگیس و گیو دلیر
نترسد ز جیحون و زان آب شیر
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
- آری، اینچنین بود #آقای_مدنی!
«کاوه مدنی» استاد مرکز سیاستهای محیط زیستی امپریال کالج لندن که به سبب طرح نظریاتش پیرامون نظریهٔ بازیها و مدیریت منابع آب در جوامع علمی جهان مطرح است، شهریورماه ۹۶ به معاونت بینالملل و نوآوری سازمان محیط زیست منصوب شد و از انگلیس به ایران بازگشت.
• کاوه مدنی، آذر ۹۶:
«فکر کنم سختترین تصمیم زندگی من بود. از تصمیم مهاجرت و تصمیم ازدواج سختتر بود. چون تقریباً تمام دوستان خارج از کشورم و همکاران ایرانی خارج از کشورم در کشورهای دیگر مخالف بودند. پدر و مادرم که قاعدتاً باید از بازگشت من به ایران خوشحال میشدند هم مخالف بودند. اکثر آدمهایی که با آنها صحبت میکردم گفتند تو دیوانهای که این کار را میکنی.
مادر و پدرم احساس میکردند که در حوزهٔ سیاست و دولت، خیلی چیزها ممکن است متفاوت باشد. میگفتند ممکن است ظرفیتی که الان دارم را هم نتوانم استفاده کنم. بقیه بر این باور بودند که اصلا نمیشود کار کرد.
همسرم تنها کسی بود که گفت هر کاری لازم است انجام میدهم که تو این کار را بکنی و موفق شوی، چون تو دوست داری. به علاوه اینکه این یک فرصت است برای یکبار. شاید یکبار برای همیشه باشد که فرصتی مهیا شود برای اثرگذاشتن و برای نسل ما.
اگر یک درصد شانس موفقیت وجود داشته باشد، شاید در باز شد برای خیلیهای دیگر. ما ناراحت هستیم که میگوییم نسل ما را به دولت راه ندادند. به ما میگویند جوان. پس این یک فرصت برای نسل ماست. پس اگر یک درصد شانس موفقیت وجود داشته باشد، یک نسلی ممکن است بتواند فرصت حضور پیدا کند.
اگر آمدی و موفق شدی و توانستی در اینجا کاری کنی، شاید آنهایی که اینجا نشستند، بفهمند هرکس از ایران رفته، خارجی نیست. طرفدار گذشته و جاسوس استکبار نیست.»
• محمود صادقی، بهمن ۹۶:
«با واسطه از بستگان افراد در جریان دستگیری فعالان محیط زیست و فوت کاووس سیدامامی در بازداشتگاه قرار گرفتم. در پی تماسی هم که با رئیس سازمان حفاظت محیط زیست داشتم، گفتند که آقای مدنی نیز بازداشت شدهاند.»
• محمود صادقی، ۲۶ فروردین ۹۷:
«امروز از یک منبع موثق شنیدم کاوه مدنی معاون سازمان حفاظت محیط زیست، ایران را ترک کرده است. همسر او نیز که ممنوعالخروج شده بود با رفع ممنوعالخروجی کشور را ترک کرد.»
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
- آری، اینچنین بود #آقای_مدنی!
«کاوه مدنی» استاد مرکز سیاستهای محیط زیستی امپریال کالج لندن که به سبب طرح نظریاتش پیرامون نظریهٔ بازیها و مدیریت منابع آب در جوامع علمی جهان مطرح است، شهریورماه ۹۶ به معاونت بینالملل و نوآوری سازمان محیط زیست منصوب شد و از انگلیس به ایران بازگشت.
• کاوه مدنی، آذر ۹۶:
«فکر کنم سختترین تصمیم زندگی من بود. از تصمیم مهاجرت و تصمیم ازدواج سختتر بود. چون تقریباً تمام دوستان خارج از کشورم و همکاران ایرانی خارج از کشورم در کشورهای دیگر مخالف بودند. پدر و مادرم که قاعدتاً باید از بازگشت من به ایران خوشحال میشدند هم مخالف بودند. اکثر آدمهایی که با آنها صحبت میکردم گفتند تو دیوانهای که این کار را میکنی.
مادر و پدرم احساس میکردند که در حوزهٔ سیاست و دولت، خیلی چیزها ممکن است متفاوت باشد. میگفتند ممکن است ظرفیتی که الان دارم را هم نتوانم استفاده کنم. بقیه بر این باور بودند که اصلا نمیشود کار کرد.
همسرم تنها کسی بود که گفت هر کاری لازم است انجام میدهم که تو این کار را بکنی و موفق شوی، چون تو دوست داری. به علاوه اینکه این یک فرصت است برای یکبار. شاید یکبار برای همیشه باشد که فرصتی مهیا شود برای اثرگذاشتن و برای نسل ما.
اگر یک درصد شانس موفقیت وجود داشته باشد، شاید در باز شد برای خیلیهای دیگر. ما ناراحت هستیم که میگوییم نسل ما را به دولت راه ندادند. به ما میگویند جوان. پس این یک فرصت برای نسل ماست. پس اگر یک درصد شانس موفقیت وجود داشته باشد، یک نسلی ممکن است بتواند فرصت حضور پیدا کند.
اگر آمدی و موفق شدی و توانستی در اینجا کاری کنی، شاید آنهایی که اینجا نشستند، بفهمند هرکس از ایران رفته، خارجی نیست. طرفدار گذشته و جاسوس استکبار نیست.»
• محمود صادقی، بهمن ۹۶:
«با واسطه از بستگان افراد در جریان دستگیری فعالان محیط زیست و فوت کاووس سیدامامی در بازداشتگاه قرار گرفتم. در پی تماسی هم که با رئیس سازمان حفاظت محیط زیست داشتم، گفتند که آقای مدنی نیز بازداشت شدهاند.»
• محمود صادقی، ۲۶ فروردین ۹۷:
«امروز از یک منبع موثق شنیدم کاوه مدنی معاون سازمان حفاظت محیط زیست، ایران را ترک کرده است. همسر او نیز که ممنوعالخروج شده بود با رفع ممنوعالخروجی کشور را ترک کرد.»
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
Telegram
attach 📎
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
هرﭼﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺗﺮ ﺑﺎﺷﻴﻢ
ﺯﺧﻤﻬﺎ ﻋﻤﻴﻖ ﺗﺮ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﺑﻮﺩ .
ﻫﺮ ﭼﻪ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺩﻭﺳﺖ ﺑﺪﺍﺭﻳﻢ
ﺑﻴﺸﺘﺮ ﻏﺼﻪ ﺧﻮﺍﻫﻴﻢ ﺩﺍﺷﺖ،
ﺑﻴﺸﺘﺮ ﻓﺮﺍﻕ ﺧﻮﺍﻫﻴﻢ ﮐﺸﻴﺪ
ﻭ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﻫﺎﻳﻤﺎﻥ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ .
ﺷﺎﺩﯼ ﻫﺎ ﻟﺤﻈﻪ ﺍﯼ ﻭ ﮔﺬﺭﺍ ﻫﺴﺘﻨﺪ،
ﺷﺎﻳﺪ ﺧﺎﻃﺮﺍﺕ ﺑﻌﻀﯽ ﺍﺯ ﺁﻧﻬﺎ ﺗﺎ ﺍﺑﺪ ﺩﺭ ﻳﺎﺩ ﺑﻤﺎﻧﺪ، ﺍﻣﺎ ﺭﻧﺠﻬﺎ ﺩﺍﺳﺘﺎﻧﺶ ﻓﺮﻕ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ...
ﺗﺎ ﻋﻤﻖ ﻭﺟﻮﺩ ﺁﺩﻡ ﺭﺧﻨﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﻭ ﻣﺎ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﺑﺎ ﺁﻧﻬﺎ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﻴﮑﻨﻴﻢ .. ﺍﻧﮕﺎﺭ ﮐﻪ ﺍﻳﻦ ﺧﺎﺻﻴﺖ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﻮﺩﻥ ﺍﺳﺖ!
#اوریانا_فالاچی
ﻧﺎﻣﻪ ﺑﻪ ﮐﻮﺩﮐﯽ ﮐﻪ ﻫﺮﮔﺰ ﺯﺍﺩﻩ ﻧﺸﺪ
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
هرﭼﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺗﺮ ﺑﺎﺷﻴﻢ
ﺯﺧﻤﻬﺎ ﻋﻤﻴﻖ ﺗﺮ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﺑﻮﺩ .
ﻫﺮ ﭼﻪ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺩﻭﺳﺖ ﺑﺪﺍﺭﻳﻢ
ﺑﻴﺸﺘﺮ ﻏﺼﻪ ﺧﻮﺍﻫﻴﻢ ﺩﺍﺷﺖ،
ﺑﻴﺸﺘﺮ ﻓﺮﺍﻕ ﺧﻮﺍﻫﻴﻢ ﮐﺸﻴﺪ
ﻭ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﻫﺎﻳﻤﺎﻥ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ .
ﺷﺎﺩﯼ ﻫﺎ ﻟﺤﻈﻪ ﺍﯼ ﻭ ﮔﺬﺭﺍ ﻫﺴﺘﻨﺪ،
ﺷﺎﻳﺪ ﺧﺎﻃﺮﺍﺕ ﺑﻌﻀﯽ ﺍﺯ ﺁﻧﻬﺎ ﺗﺎ ﺍﺑﺪ ﺩﺭ ﻳﺎﺩ ﺑﻤﺎﻧﺪ، ﺍﻣﺎ ﺭﻧﺠﻬﺎ ﺩﺍﺳﺘﺎﻧﺶ ﻓﺮﻕ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ...
ﺗﺎ ﻋﻤﻖ ﻭﺟﻮﺩ ﺁﺩﻡ ﺭﺧﻨﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﻭ ﻣﺎ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﺑﺎ ﺁﻧﻬﺎ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﻴﮑﻨﻴﻢ .. ﺍﻧﮕﺎﺭ ﮐﻪ ﺍﻳﻦ ﺧﺎﺻﻴﺖ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﻮﺩﻥ ﺍﺳﺖ!
#اوریانا_فالاچی
ﻧﺎﻣﻪ ﺑﻪ ﮐﻮﺩﮐﯽ ﮐﻪ ﻫﺮﮔﺰ ﺯﺍﺩﻩ ﻧﺸﺪ
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کلیپ بسیار زیبای (متصل )
با تصاویری فوق العاده زیبا
و شعر زیبای حضرت مولانا
خواننده محسن چاووشی🌷
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
با تصاویری فوق العاده زیبا
و شعر زیبای حضرت مولانا
خواننده محسن چاووشی🌷
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
بحث و گفتگو همراه با مطالب مفید در
سوپر گروه
تالار اندیشه (همراه ما باشيد،براى ارتقاء انديشه ها)
https://t.me/joinchat/BenbgUJcTzhiHZWYFSPjzA
سوپر گروه
تالار اندیشه (همراه ما باشيد،براى ارتقاء انديشه ها)
https://t.me/joinchat/BenbgUJcTzhiHZWYFSPjzA
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان هشتاد و دوم
#گیو_در_توران_در_جستجوی_کیخسرو
آن رود مرز ایران و توران بود و چون افراسیاب به آنجا رسید اندیشه کرد تا با همان سواران کیخسرو را در خاک ایران دنبال کند ولی هومان پیش رفت و او را از این کار بازداشت. وقتی کیخسرو از آب جیحون گذشت،خبر شد به گیتی که فرزند شاه،جهانجوی کیخسرو و آمد زراه.
گیو نامه ای به گودرز نوشت و شرح آمدن فرنگیس و کیخسرو را شرح داد.
گودرز نبیره کاوه آهنگر پایتختش اصفهان بود و چون بزرگان ایران از آمدن کیخسرو خبردار شدند همه به سوی اصفهان حرکت کردند. وقتی چشم گودرز به کیخسرو افتاد از اسب پیاده شد او را در بر گرفت و گفت:ای شهریار ایران زمین،زتو چشم بدخواه تو دور باد،روان سیاوش پر از نور باد. جهاندار یزدان گواه منست، که دیدار تو جان فزای منست.
ببودند یک هفته با می بدست
بیاراسته بزمگاه و نشست
نامه ای به کاوس و رستم نوشتند و بلٲخره کیخسرو روانه شهر استخر پایتخت کاوس شد. مردم استخر جشن گرفتند.
چون آمد بدرگاه کاوس شاه
زشادی خروش آمد از بارگاه
کاوس از دیدن کیخسرو اشک از چشم فرو ریخت. کاوس گیو را پیش خواند،بوسید و خلعت داد. فرنگیس را بانوی بانوان نام نهاد. کاخ استخر را با تخت شاهی به کیخسرو واگذار کرد. جهان پهلوان رستم چون از آمدن کیخسرو آگاه شد،درویشان را دستگیری کرد و آنچه لایق کیخسرو بود فراهم آورد و همراه بانو روانه استخر شد. چون کیخسرو در استخر ساکن شد کاوس شاهی را به او سپرد. همه پهلوانان از کیخسرو اطاعت کردند مگر طوس فرزند نوذر که کیخسرو را لایق شاهی نمیدانست می گفت او از مادر تورانی است و می خواست کاوس فرزند دیگر خود،فریبرز را سلطنت دهد. چون گیو نتوانست طوس را به بیعت با کیخسرو راضی کند،گودرز با دوازده هزار سپاه روانه جنگ با طوس شد. ولی طوس با او نجنگید و چون خبر به کاوس رسید آنها را نزد خود خواست گفت:
فرزندان من هردو برایم برابر هستند،هر دو را دوست دارم،اگر شاهی را به یکی ببخشم دیگری کینه او را بدل خواهد گرفت. بهتر است آنها را آزمایش کنم،کدام لیاقت بیشتری داشت برگزیده خواهد شد. سپس افزود در شهر اردبیل دژی شگفت انگیز است به نام دژ بهمن،که جایگاه دیوان و اهریمنان شده است. هرکدام از این دو تن دژ بهمن را گرفتند،شاهی از آن ایشان خواهد بود. طوس سپاهی فراوان را همراه فریبرز به اردبیل برد.
چو نزدیک بهمن دژ اندر رسید
زمین همچو آتش همی بردمید
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان هشتاد و دوم
#گیو_در_توران_در_جستجوی_کیخسرو
آن رود مرز ایران و توران بود و چون افراسیاب به آنجا رسید اندیشه کرد تا با همان سواران کیخسرو را در خاک ایران دنبال کند ولی هومان پیش رفت و او را از این کار بازداشت. وقتی کیخسرو از آب جیحون گذشت،خبر شد به گیتی که فرزند شاه،جهانجوی کیخسرو و آمد زراه.
گیو نامه ای به گودرز نوشت و شرح آمدن فرنگیس و کیخسرو را شرح داد.
گودرز نبیره کاوه آهنگر پایتختش اصفهان بود و چون بزرگان ایران از آمدن کیخسرو خبردار شدند همه به سوی اصفهان حرکت کردند. وقتی چشم گودرز به کیخسرو افتاد از اسب پیاده شد او را در بر گرفت و گفت:ای شهریار ایران زمین،زتو چشم بدخواه تو دور باد،روان سیاوش پر از نور باد. جهاندار یزدان گواه منست، که دیدار تو جان فزای منست.
ببودند یک هفته با می بدست
بیاراسته بزمگاه و نشست
نامه ای به کاوس و رستم نوشتند و بلٲخره کیخسرو روانه شهر استخر پایتخت کاوس شد. مردم استخر جشن گرفتند.
چون آمد بدرگاه کاوس شاه
زشادی خروش آمد از بارگاه
کاوس از دیدن کیخسرو اشک از چشم فرو ریخت. کاوس گیو را پیش خواند،بوسید و خلعت داد. فرنگیس را بانوی بانوان نام نهاد. کاخ استخر را با تخت شاهی به کیخسرو واگذار کرد. جهان پهلوان رستم چون از آمدن کیخسرو آگاه شد،درویشان را دستگیری کرد و آنچه لایق کیخسرو بود فراهم آورد و همراه بانو روانه استخر شد. چون کیخسرو در استخر ساکن شد کاوس شاهی را به او سپرد. همه پهلوانان از کیخسرو اطاعت کردند مگر طوس فرزند نوذر که کیخسرو را لایق شاهی نمیدانست می گفت او از مادر تورانی است و می خواست کاوس فرزند دیگر خود،فریبرز را سلطنت دهد. چون گیو نتوانست طوس را به بیعت با کیخسرو راضی کند،گودرز با دوازده هزار سپاه روانه جنگ با طوس شد. ولی طوس با او نجنگید و چون خبر به کاوس رسید آنها را نزد خود خواست گفت:
فرزندان من هردو برایم برابر هستند،هر دو را دوست دارم،اگر شاهی را به یکی ببخشم دیگری کینه او را بدل خواهد گرفت. بهتر است آنها را آزمایش کنم،کدام لیاقت بیشتری داشت برگزیده خواهد شد. سپس افزود در شهر اردبیل دژی شگفت انگیز است به نام دژ بهمن،که جایگاه دیوان و اهریمنان شده است. هرکدام از این دو تن دژ بهمن را گرفتند،شاهی از آن ایشان خواهد بود. طوس سپاهی فراوان را همراه فریبرز به اردبیل برد.
چو نزدیک بهمن دژ اندر رسید
زمین همچو آتش همی بردمید
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️