پرواز فکر و اندیشه
1.18K subscribers
4.2K photos
2.1K videos
84 files
985 links
‏جاویدشاه فقط یه شعار نیست…

عهد ما با ایران و هزاران سال پادشاهی‌ست…
Download Telegram
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


#شاهنامه
داستان هفتادو یک
#کین_خواهی_سیاوش 1

اما چون خبر مرگ سیاوش به ایران رسید،

چو آگاهی آمد بکاوس شاه
که شد روزگار سیاوش تباه

بر و جامه بدرید و رخ را بکند
بخاگ اندر آمد ز تخت بلند

سرداران و پهلوانان گریبان دریدند و چون خبر به رستم رسید چنین نوحه خواند

دریغا تهی از تو ایران زمین
همه زار و بیمار و اندوهگین

دریغا که بدخواه دلشاد گشت
دریغا که رنجم همه باد گشت

یک هفته سوگ سیاوش در تمام نیمروز برپا بود. روز هشتم تمام سپاه از کشمیر و کابل،در سرای رستم گرد آمدند و همه با هم روانه شهر کاوس شدند.

چه آمد بنزدیک کاووس کی
سرش بود پرخاک و پرخاک پی

بدو گفت خوی بد ای شهریار
پراکندی و تخمت آمد ببار

ترا مهر سودابه و بد خوی
زسر برگرفت افسر خسروی

کسی کاو بود مهتر انجمن
کفن بهتر او را ز فرمان زن

با چشمی گریان،

نگه کرد کاوس بر چهر او
بدید اشک خونین و آن مهر او

نداد ایچ پاسخ مراو را زشرم
فرو ریخت از دیدگان آب گرم

تهمتن برفت از بر تخت اوی
سوی خان سودابه بنهاد روی

ز پرده بگیسوش بیرون کشید
ز تخت بزرگیش در خون کشید

بخنجر بدو نیم کردش براه
نجنبید بر جای کاووس شاه

چون سخنان رستم را شنیدند،

همه برگرفتند با او خروش
 تو گفتی که ایران برآمد بجوش

رستم یکصد هزار سپاهی را به فرزندش فرامرز سپرد و فرمان داد که درنگ مکن و به سرزمین توران برو و من پشت سرتو خواهم آمد.در مرز توران خبر به شاه سپنجاب دادند.پهلوان سپنجاب که ورد آزاد نام داشت در جنگ تن به تن کشته و اولین کسی بود که سرش به کین سیاوش بریده شد.خبر به افراسیاب رسید و غمی سنگین بر او مستولی شد.دیری نگذشت که تمام توران بسیج شد.
افراسیاب فرزند خود،سرخه را فرمان داد که با سی هزار شمشیر زن به سپنجاب رفته و سر فرامرز را بریده و برایش بیاورد،و به او گفت اما از رستم پرهیز کن و نصیحتش کرد:

سگ کار دیده بگیرد پلنگ
ز رو به رمد شیر نادیده جنگ


منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
   به کوشش : سهراب چمن آرا


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


کمی آنطرف‌تر

دستش را روی شانه‌ام می‌گذارد و می‌گوید: قبول نمی‌کرد، کلی حرف زدم تا بالاخره قبول کند اینجا کار کنی، مواظب باش کارت را درست انجام بدهی.
به چشم‌هایش نگاه میکنم، لبخندی به نشانه رضایت می‌زنم و می‌گویم: چشم. و کارم را شروع میکنم.
کار سختی نیست، فقط چند جعبه برمیدارم و می‌گذارمشان کمی آنطرف‌تر.
شب به خانه می‌روم. به چشم‌های دخترم نگاه می‌کنم و می‌گویم: چشم بابا، آخر این ماه برایت می‌خرم.
روز بعد احساس میکنم جعبه‌ها کمی سنگین‌تر شده‌اند. و روزهای بعد هم. جعبه‌ها هرروز سنگین‌تر می‌شوند تا جایی‌که به‌سختی می‌توانم جابجایشان کنم. به‌سراغش می‌روم و می‌گویم : جعبه ها سنگین‌تر شده‌اند.دیگر نمی‌‌توانم...
حرفم را نیمه تمام می‌گذارد و می‌گوید: قبول نمی‌کرد. کلی حرف زده‌ام تا بالاخره قبول کند اینجا کار کنی.
سرم را پایین می‌اندازم. به سراغ جعبه‌ها می‌روم و سنگین‌تر شدن جعبه‌ها را فراموش میکنم.
روز بعد می‌آید و می‌گوید: رییس گفته که جای کارخانه مناسب نیست. باید کارخانه را جابجا کنی.
با تعجب نگاه می‌کنم و می‌گویم: کارخانه به این بزرگی را مگر می‌شود جابجا کرد؟
می‌گوید: قبول نمی‌کرد. کلی حرف زده‌ام تا بالاخره قبول کند اینجا کار کنی.
کارخانه را باهر سختی که هست، بلند می‌کنم و می‌گذارم کمی آنطرف‌تر.

ماه دارد به‌ آخر می‌رسد. می‌گویم: یکماه می‌شود که اینجا کار می‌کنم. می‌توانی به رئیس بگویی حقوقم را بدهد؟
عصبانی می‌شود و می‌گوید: قبول نمی‌کرد. کلی حرف زده‌ام تا بالاخره قبول کند اینجا کار کنی.
به سراغ جعبه‌های سنگین می‌روم و کارم را ادامه می‌دهم.
تمام راه خانه را به دخترم فکر می‌کنم. و به قولی که به او داده‌ام. سرم را بلند می‌کنم. ماه را می‌بینم که به آخر رسیده است. دستم را دراز می‌کنم، ماه را برمی‌دارم و می‌گذارم کمی آنطرف‌تر.

#محمدحسین_افشاری_نیا


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


چگونه میشود آمریکا را نابود کرد.


اول، يك گروه جاسوس كه از دستورات ما پيروي كنند در كشور آمريكا مستقر ميكنيم.
سپس آنها را در راس امور قرار ميدهيم و با كمك آنها به پنج دستورالعمل زير عمل مي‌كنيم:

1- دخترها و پسرها را از همان كودكستان از هم جدا ميكنيم تا از همان زمان، همگي آنها تبديل به انسانهای بیماری شوند و تا سطح كمي كمتر از ديوانگی به پيش روند.

مثلا پسرها فكر كنند دخترها چقدر جاذبه دارند، چقدر متفاوتند، چقدر فرشته‌اند، ولي غير قابل دستيابيند، نمي‌توانم با آنها حرف يا قدم بزنم...

و همين افكار را هم دخترها نسبت به پسرها پيدا خواهند كرد.

بعد كه همه را تا آخر عمر بیمار جنسی كرديم تا به چیزی جز جنس مخالف نیاندیشند كليه ثروت مادي و معنويشان را غارت ميكنيم.


2- علوم‌انساني را بي‌حيثيت مي‌كنيم.

كاري ميكنيم تا آمريكاييها، رشته‌هاي علوم‌انساني را مسخره كنند. و بی ارزش بشمارند.

دستور ميدهيم، به فارغ التحصيلان رشته‌هاي: فلسفه، مديريت، جامعه‌شناسي، اقتصاد، روانشناسي، حقوق، قضاوت و ... ، كار ندهند و بيشترشان، سالها دنبال كار بگردند.

در عوض، رشته‌هاي فني‌مهندسي، پزشكي و دندان‌پزشكي را خيلي پررونق و پولساز ميكنيم.

ميگوييم علوم‌انساني مربوط به انسانهاي خنگ و لات است.

سپس، مغزها را ميبريم سمت رشته‌هاي مهندسي، پزشكي و دندان‌پزشكي.

به دليل اينكه بچه‌هاي علوم‌انساني از استعدادهاي متوسط به پايين انتخاب شده‌اند توانايي حل مشكلات مديريتي و اجتماعي را نخواهند داشت،

بنابراين آمريكاييان مجبور ميشوند بااستعدادتر‌ها كه درس اين كار را نخوانده‌اند مثل مهندس‌ها و دندان‌پزشكها را بگذارند كار مديريت بكنند.
تمام كارهاي مديريتي كشور به جاي اينكه دست مديران بيفتد، به مهندسان و پزشكان و دندان‌پزشكان سپرده ميشود.

فيلسوفي وجود نخواهد داشت كه تئوريهاي عقلاني را به جامعه عرضه كند.
جامعه‌شناس قوي براي حل مشكلات جامعه به وجود نخواهد آمد.
يك وكيل و حقوق‌دان باهوش و خبره نخواهند داشت و تا آخر، در نتيجه كشور درست اداره نشده و همه ارگانها و سازمانهايش از هم مي‌پاشد.

سپس ما ايرانيان وارد عمل مي شويم و تمام آن استعدادهاي آمريكا كه در رشته‌هاي مهندسي مثل: فيزيك، فضا، نانو، مكانيك، برق و ... تحصيل كرده‌اند را دعوت‌نامه مي‌زنيم تا بيايند كشور ما، مفت و مجاني شروع به كار كنند.

روزي 15 ساعت از آنها، كار خرحمالي مي كشيم و گاهي هم توي سرشان ميزنيم كه اگر به كار زيادت اعتراض كني، مجوز اقامتت را مي‌گيريم و تو مجبور ميشوي به همان ديوانه‌خانه‌ي آمريكا باز گردي.

آنوقت است كه وي مثل اسب، شروع به كار ميكند و دم نميزند تا روز مرگ.

3- موسيقي را كلا از مدارس حذف ميكنيم.

اولا ً، وقتي موسيقي خوب، از كشورشان حذف مي‌شود، جاي آنرا افسردگي و دلمردگي خواهد گرفت.

دوما ً همگي نسبت به موسيقي، بيسواد ميشوند و فرق ماما ي گاو و موسيقي بتهوون را نخواهند فهميد و همين موضوع به ما كمك ميكند تا بهتر بتوانيم آنها را نسبت به خواننده‌هاي خودمان علاقمند و عاشق كنيم.
تا مثلا وقتي نام يكي از خواننده‌هاي ما را مي‌شنوند از حس حقارت، حتي نتوانند حرف بزنند.

آنوقت است كه عاشق كشور ما، موسيقي ما، فرهنگ ما، فيلمهاي ما و كلا عاشق ما ميشوند و ما تا ميتوانيم، از اين قضيه سوءاستفاده کنیم .
4_اجازه نمیدهیم که تاریخ گذشته خود را بدانند به این روش آنها کم کم بی هویت شده و نسبت به کشورشان هیچ عشق و علاقه ای نخواهند داشت و واژه ملیت برایشان ناشناخته میگردد.
5_برای سرگرمی جوونهاشون هم انواع مواد مخدر ارزان وفراوان در اختیارشون میذاریم تا اینجوری نسل جوونشون هیچ خواسته ای نداشته باشن و کم کم نابود بشن .

به اين صورت است كه شما مي توانيد آمريكا را ظرف 30 سال نابود كنيد.


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پروازفکرواندیشه
@flith


☘☘☘
تعمیمهای شتابزده در زندگی

... شوپنهاور همیشه تاکید می کند "که در فهمهای عرفی همیشه تجدید نظرکنید. پدران،مادران ومعلمان همیشه تعمیم های شتابزده را به عنوان قانون به ما عرضه کرده اند وقتی به عکسش برخورد کردیم شوکه می شویم ". مثلا در زندگی بیست دوست دیده ایم که خیانت نکرده اند بعد فهم عرفی نتیجه می گیرد که دوست به دوست خیانت نمی کند. حالا اگر ببینید دوستی خیانت کرده است شوکه می شوید.
اکثرشکستهای عملی انسان به دلیل اعتمادبه تعمیم های شتاب زده بوده است . به تعبیری گذشته چراغ راه آینده نیست .
مصطفی_ملکیان


⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith


فیلترینگ تلگراف در عصر قاجار

میرزا ملکم خان از رجال عصر قاجار نقل می کند:
من برای آوردن تلگراف به ایران جنگیدم. در حالی که شهرها و قصبات اروپا دارای خطوط ارتباطی بودند عین الدوله ، صدر اعظم ناصرالدین شاه اجازه نمی داد در شهرهای ایران ، خطوط تلگراف احداث کنم.
عین الدوله معتقد بود: اگر رعایا دارای تلگراف شدند در ولایات و ایالات مملکت محروسه ایران، در جلوی تلگرافخانه تجمع می کنند و از احوال یک دیگر با خبر می شوند و علیه سلطنت آشوب می کنند
من برای احداث تلگراف با عین الدوله جنگیدم....

"فکر آزادی و مقدمه نهضت مشروطیت"
فريدون_آدميت


⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎞 فیلم کوتاه «تخم مرغ»

فقط برای چند روز، با این تفکر به آدمهای اطرافتون نگاه کنید...


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


به هر حال هر رابطه ای ممکن است تمام شود! هیچ تضمینی نیست که رابطه ای تا آخر عمر ادامه یابد...ولی اين كه به اين دلايل از ارتباط سرباز بزنی، مثل این است که از لذت دیدن طلوع خورشید، خودت را محروم کنی چون از دیدن غروب بیزاری.

دژخیم عشق
اروين دی يالوم


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


آدم در تنهایی است که می‌پوسد و پوک می‌شود و خودش هم حالیش نیست. می‌دانی؟ تنهایی مثل ته کفش می‌ماند، یکباره نگاه می‌کنی می‌بینی سوراخ شده. یکباره می‌فهمی که یک چیزی دیگر نیست. بیش‌تر آدم‌های دنیا در هر شغلی که باشند از خودشان هرگز نمی‌پرسند چرا چنین شغلی دارند. چیزهای دیگری هم هست که آدم دنبال دلیلش نمی‌گردد. یکیش مثلاً تنهایی است.
خیلی‌ها فکر می‌کنند که سلامتی بزرگ‌ترین نعمت است، ولی سخت در اشتباهند، وقتی سالم باشی و در تنهایی دست و پا بزنی، آنی مریض می‌شوی، بدترین نحوست‌ها می‌آید سراغت، غم از در و دیوارت می‌بارد، کپک می‌زنی، کاش مریض باشی ولی تنها نباشی

تماما مخصوص
عباس معروفی

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


📝چرا به جای تلگرام، اینستاگرام را فیلتر نمی کنند؟ |

🔹اینستاگرام فضایی تهوع آور از نمایش فاصله طبقانی، ابتذال و فحشاست. محیطی مملو از حس حقارت برآمده از چشم کشی های طبقه متوسط و آلوده ترین محیط اجتماعی که می توان در فضای وب دید. اما چرا هیچگاه حرفی برای فیلتر شدن آن به میان نیامده است؟

🔸تلگرام اما، اولین شبکه اجتماعی است که توانسته انحصار رسانه ای نفتی و رانتی را بشکند، آگاهی ایجاد کند‌ و صدها کانال خبری مستقل از بودجه های دولتی، و فارغ از نگاههای محافظه کارانه را سامان دهد. تلگرام فاصله نویسندگان و نخبگان با بدنه جامعه را به حداقل رسانده و توانسته روایت رسمی خبر و اطلاع رسانی را از سیطره یک طرفه صداوسیما، خبرگزاری ها و روزنامه های دولتی در آورد.

🔹در اینکه تلگرام فیلتر خواهد شد و قلمهای مستقل و ازاد و عدالتخواه بسیاری را خواهد شکست و‌محیطهایی مبتذلی چون اینستاگرام اجازه حیات خواهند داشت، آیاتی است شگرف برای آنانکه می اندیشند.

🔸به خیال ما مشکل با آگاهی و فهمیدن است و دغدغه این است که مردم با ابتذال و سطحی زدگی درگیر باشند و از مسائل اساسی غافل.

🔹مسئله ‌این است که صاحب منصبان همچنان سیاست را اصل و اساس می دانند. سیاستگذاران فیلترینگ همچون متولیان فرهنگ کشور، انگار نمی دانند کاری که اینستاگرام با فرهنگ کشور می کند خطر امنیتی و سیاسی اش بیشتر از چند کانال سیاسی تلگرام است.

🔸آنها همچنان مشکل را سیاسی و امنیتی می پندارند و نمی دانند ریشه مشکلات سیاسی ایجاد شده از طریق کانالهای تلگرام، در تغییر ذائقه فرهنگی است که نمونه آن در اینستاگرام بازنمایی می شود. برای همین است که خطر تلگرام برایشان از اینستاگرام بیشتر است، آنها انفجار و گسست فرهنگی را به بعنوان زیربنای مشکلات نمی بیند و می پندارند مشکل با سروش و گپ و ایتا حل خواهد شد.

🔹فرهنگ و سیاست کشور سالهاست قربانی چنین نگاهی است که برای دفع خطرات امنیتی همیشه عاجزانه قدم های کوتاه برداشته است.

#اکبر_شهبازی


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کار خوب بعضی ازبچه ها درروز طبیعت

کانال پروازفکرواندیشه
@flith
درد ما مردمی است که
قبل از نگاه کردن به خود،
میخواهند کشورشان را تغییر دهند!
مردمی که همه مینالند
ولی خودشان را نمیبینند
درد ما مردم است،
آدم هاست، همین خودمان ها

#فریدون_فرخزاد

@flith ❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


روزی روزگاری، در یک کشور بدون اسم، شاهی بود که قدش خیلی کوتاه بود. او هم اسمی نداشت. چون قد شاه کوتاه بود، نمی‌توانست تحمل کند که افراد تحت فرمانش بلندتر از او باشند. وقتی که شاه در شهر راه می‌رفت، مردم مجبور بودند هنگام عبور از کنار او، توی جوی‌های آب راه بروند تا شاه بلندتر به نظر برسد.
فقط مشکل این‌جا بود که شاه هر روز کوچک‌تر می‌شد. هر روز قدش یک میلی‌متر آب می‌رفت. هرچند خیلی زیاد نبود، ولی باز هم آزاردهنده بود. مردم مجبور بودند جوی‌های عمیق‌تری نسبت به قبل حفر کنند تا با راه‌رفتن در آن‌ها مانع از آن شوند که گردن‌شان زده شود.
به‌زودی شاه خیلی خیلی کوتاه شد و راه‌رفتن در جوی‌ها واقعاً سخت شده بود. وقتی که شاه در شهر گردش می‌کرد، به سختی می‌توانست اطرافیانش را ببیند، چون آن‌ها تقریباً در جوی‌ها ناپدید می‌شدند. او خوشحال بود. از آن‌جایی که نمی‌توانست قد خود را با اطرافیانش مقایسه کند، نمی‌توانست بفهمد که چقدر کوچک شده است. یک روز، قطره‌ی آبی روی سرش افتاد و چون خیلی کوچک بود، زیر فشار قطره‌ی آب له شد و مُرد. دیگر شاهی وجود نداشت، ولی ساکنان شهر به زندگی در جوی‌ها ادامه دادند. فرزندم، نمی‌توانم بگویم چرا آن‌ها همچنان به زندگی در جوی‌ها ادامه می‌دادند.


نمایشنامه : حالا کی قراره ظرفا رو بشوره؟
نوشته : ماتئی ویسنی‌یک


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
01-@sokhanranihaa - عبدالکریم سروش - ده باب بوستان سعدی - کانال…
@sokhanranihaa
بوستان سعدی
دکتر سروش
قسمت اول

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


#شاهنامه
داستان هفتاد و دو
#کین_خواهی_سیاوش 2

سرخه در جنگ و گریز به دست فرامرز اسیر شد ودست بسته او را جلوی رستم انداختند. طوس رفت تا خون سرخه را بریزد . ولی او زاری کرد که من دوست و همسال سیاوش بودم . طوس بر او رحمش آمد . رستم به زواره فرمان داد با همان تشت و خنجر سرش را از تن جدا کنند. پس سپاهیان بر او تاختند وآنچنان کردند.
لشکر توران که از جنگ برگشتند ،سر سرخه را دیدند که از پا به دار آویخته شده است. چون خبر به افراسیاب رسید خاک بر سر کرد، نوحه خواند و فرمان داد تا سپاه در دشت آماده جنگ بشوند. دو لشکر برابر هم صف کشیده و خود را چنین آراستند. بارمان در میمنه و کهرم در مسیره و خود افراسیاب در قلب سپاه .
رستم فرمان داد گودرز و کشواد بر مسیره ، گیو و طوس بر میمنه ، و خود با فرامرز در قلب سپاه جای گرفتند.
پیلسم سپر بر کتف ،نیزه به دست با غرور فراوان قدم در میدان نهاد. بعد از نبرد با گیو و فرامرز بلاخره رستم پا به میدان گذاشت و او را از سر نیزه به داخل سپاه افراسیاب پرتاب کرد. چون چشم پیران به بدن پیلسم افتاد سرشک از مژگان بریخت اما چه سود. از هر دو لشکر خروش جنگ برآمد و جنگ گروهی آغاز شد .

بکشتند چندان ز هر دو گروه
که شد خاک دریا و هامون چو کوه

منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
   به کوشش : سهراب چمن آرا


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
‍ @flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


‍ ادعای مبارزه با نژادپرستی با ابزار نژادپرستی!

قومیت گرایان عرب که عمدتا وابسته به عربستان هستند و از آن سمت و سو شارژ می شوند در کلیپی نفرت انگیز و نژادپرستانه کودک عربی را به تصویر کشیدند که در حال له کردن یک عروسک بختیاری و به کنیزی گرفتن عروسک همسر اوست!

خوزستان به عنوان یکی از مراکز عمده فرهنگی و تاریخی ایران زمین همواره محل حضور و زندگی مسالمت آمیز تبارهای گوناکون بوده و هیچ گاه مابین مردم این دیار افکار "خودبرتربینی نسبت به غیر" وجود نداشته است. بطور حتم جریان ایرانستیز و ضد ملی که تحت عناوین ظاهری چون هویت طلب و مبارزه با ستم قومی و مقابله با نژاد پرستی اما در نهان با دیدگاه قبیله گرایانه و برتری نژادی عمل می کند نتنها از مقولاتی چون حقوق بشر و دموکراسی سر در نمی آورد بلکه وجود چنین جریاناتی سد راهی است علیه توسعه و پیشرفت هر کشوری، زیرا با هرچه پررنگ تر شدن "تفاوت های قومیتی" شاهد بروز "اختلافات قومیتی" و تنفر نژادی خواهیم بود که راهی پر مخاطره برای کشور می باشد.

مجوز ابراز وجود برای تفکرات پوچ هویت گریزانه، برتری طلبی قومیتی و تقابلات فرهنگی بازی با آتش و کشاندن سرنوشت یک ملت به سمت نابودی خواهد بود. ضمن اینکه بهتر است رسانه های دیداری و شنیداری رسمی کشور بجای آنکه در پی کند و کاو در زمینه تفاوت های فرهنگی مابین مردم ایران باشند تمام مساعی خود را صرف ایجاد حس همگرایی و همبستگی ملی نمایند.


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
زنی ریزنقش
فرانتس کافکا
#داستان_کوتاه صوتی
«زنی ریزنقش»
#فرانتس_کافکا

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
‍ @flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


عامل حمله مسلحانه به دفتر مرکزی یوتیوب یک زن ایرانی‌تبار است

زنی که سه‌شنبه ۳ آوریل/ ۱۴فروردین به دفتر مرکزی «یوتیوب» در ایالت کالیفرنیای آمریکا حمله کرد، ۳۹ ساله و ایرانی تبار است. او سه نفر را زخمی کرد و سپس خودکشی کرد.

سخنگوی پلیس سن برونو از شهرهای کوچک حومه سانفراسیسکو نام مهاجم را نسیم نجفی اقدم معرفی کرده است.

پیش‌تر پلیس در یک کنفرانس خبری اعلام کرده بود که حمله‌کننده یک زن بوده که پس از زخمی کردن سه نفر خود را به ضرب گلوله کشته است. نجفی اقدم یک اسلحه کالیبر ۹ میلیمتری به همراه داشته که با همان اسلحه خود را کشته است.

در این حادثه سه نفر مجروح شدند: یک مرد ۳۶ ساله که حال او وخیم است و دو زن ۳۲ ساله و ۲۷ ساله.

نسیم نجفی اقدم از کاربرانی بوده که در یوتیوب وبلاگ ویدئویی داشته و محتواهایی را با مضمون حمایت از حیوانات و گیاه‌خواری منتشر می‌کرده است. در یکی از این ویدئوها او خود را مهاجری از شهر اورمیه ایران معرفی می‌کند که به اهمیت حقوق حیوانات و گیاه‌خواری پی برده و می‌خواهد از طریق انتشار محتواهای تصویری در یوتیوب روشنگری کند.

نجفی اقدم پایگاه اینترنتی شخصی‌ای هم با عنوان «نسیم سبز» اداره می‌کرده و با همین نام کاربری در یوتیوب کانال‌هایی به زبان فارسی و انگلیسی داشته است.

پلیس می‌گوید انگیزه نسیم نجفی اقدم از انجام این حمله، تروریستی نبوده است.

خصومت شخصی نسبت به یوتیوب از دلایل این حمله معرفی شده است. مشخص نیست که این خصومت شخصی دقیقا چه بوده است.

نجفی اقدم چندین بار در محتواهایی که منتشر کرده اعلام کرده که یوتیوب او را سانسور می‌کند. همچنین در این ویدئوها آمده که یوتیوب برخی از محتواهای تولیدی نجفی اقدم را مسدود کرده است.

شب قبل از حمله به یوتیوب، خانواده نسیم نجفی اقدم که ساکن شهر سن‌دیگو هستند با پلیس تماس گرفته بودند و به پلیس خبر داده بودند که دخترشان خانه را ترک کرده و احتمال دارد که به یوتیوب برود. دو ساعت بعد پلیس به آن‌ها اطلاع داد که نسیم نجفی اقدم را در حالی که در اتوموبیلش خوابیده بوده یافته‌اند. پلیس در این تماس تلفنی گفته بود «همه چیز تحت کنترل است».

اسماعیل نجفی اقدم، به «بی اریا نیوز» گفته است که دخترش به شدت از دست یوتیوب عصبانی بوده و او این را به پلیس پیش از حمله اطلاع داده است.

به گفته پدر مهاجم، دخترش به این دلیل عصبانی بوده که یوتیوب با مسدود کردن حساب‌های کاربری‌اش موجب شده که درآمد ناشی از تبلیغ در ویدئوهایش را از دست بدهد.

کاربرانی که در یوتیوب کانال دارند می‌توانند از تبلیغاتی که همراه با ویدئوهایشان پخش می‌شود، پول دریافت کنند. اما شرکت یوتیوب می‌تواند وجه پرداختی برای تبلیغات را به دلیل نقض قوانین کم یا حذف کند.

کانال نجفی اقدم در یوتیوب اکنون به طور کامل مسدود شده است اما کاربران شبکه‌های اجتماعی ویدئوهای تولیدی این کاربر را در شبکه‌های اجتماعی مختلف بازنشر داده‌اند.

در یکی از این ویدئوها، نجفی اقدم به یوتیوب برای سانسور برنامه‌های مختلفش اعتراض می‌کند و می‌گوید که ویدئوهای آموزش ورزشی او را هم با محدودیت سن مخاطب منتشر می‌کنند و این موجب می‌شود که کمتر بازدیدکننده داشته باشد.

حمله حوالی ظهر انجام شد و هنگام ورود نجفی اقدم به دفتر مرکزی یوتیوب ۱۱۰۰ نفر در ساختمان مشغول به کار بودند. پلیس به سرعت ساختمان را تخلیه کرد.

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پروازفکرواندیشه
@flith


- واعظان کاین جلوه در فیسبوک و اینستا می‌کنند


«عزیزم منو یادتون نیست؟ از ترمینال شرق بردمتون تهرانپارس، ظهر بود گلم، عزیزم این پیامو همینطوری فرستادم حالتو بپرسم... من تو کار لباس‌زیر زنانه هستم، سوتین در انواع مدل‌ها، اگه خواستی خبر بده گلم... »

جمله‌های فوق پیام رانندهٔ یکی از استارتاپ‌های شهر به خانم جوانی است که از تاکسی این استارتاپ استفاده کرده بود. یکی از هموطنان این پیام را از طریق تلگرام برایم فوروارد کرد. کنجکاو شدم و عکس‌های پروفایل تلگرام این آقای راننده را نگاه کردم. اگر از موضوع اطلاع نداشتم و کسی عکس‌ها و جمله‌های نابی را که روی آنها نوشته شده بود به من نشان می‌داد و می‌پرسید که به نظر شما این فرد چگونه آدمی است، بی‌تردید می‌گفتم فیلسوف، معلم اخلاق، انسانی عمیق و متفکر است؛ و اگر نمی‌دانستم که در زمان حیات فردریش نیچه؛ فیلسوف آلمانی؛ اینترنت وجود نداشت بی‌تردید می‌گفتم این پروفایل متعلق به خود فردریش نیچه است!

این روزها متفکرنمایی و فیلسوف‌نمایی سکۀ بازار فضای مجازی شده است، به این معنا که بسیاری از کاربران فضای مجازی به شکل‌های مختلف جمله‌های عمیق و ناب را به‌عنوان معرفی خود در معرض دید دیگران قرار می‌دهند. جمله‌هایی دربارهٔ سرنوشت، جهان هستی، یک رویداد مشخص، خدا، مشقّت‌های انسان بودن، در جهل بودن سایر انسان‌ها (به‌جز خود ایشان)، محور هستی بودن انسان (عموماً با عکسی از فردی که بر روی قلۀ کوه ایستاده) و ناچیزشماری دیگران (با عکسی از گلّه گوسفندان). وقتی این عکس‌ها و پیام‌ها را مرور می‌کنیم بی‌تردید به یک نتیجه می‌رسیم: این فرد چه نگاه عمیقی به دنیای پیرامونش دارد. او دربارهٔ هستی تأمل می‌کند، تغییرات جهان اطرافش را رصد می‌کند، می‌بیند و نمی‌گذرد، پرسش دارد و جهان و مردمان آنرا عالمانه می‌نگرد.

حدود چهل میلیون ایرانی فقط عضو شبکهٔ اجتماعی تلگرام هستند. تحقیق دقیقی نکرده‌ام ولی بررسی‌های اولیه‌ام نشان می‌دهد که بخش قابل‌توجهی از این تعداد، خودشان را با این نوع عکس‌ها و جمله‌ها معرفی می‌کنند. اگر اینگونه باشد آیا شما با نتیجه‌گیری من در پاراگراف قبل موافق هستید که بگوییم ما در کل انسان‌های عمیقی هستیم و مدام مشغول تفکر دربارهٔ جهان هستی و رفتارهایمان هستیم؟ تصور می‌کنم که شما هم مانند من نسبت به این نتیجه تردید داشته باشید.
برخی از جامعه‌شناسان معتقدند که امروزه، افراد یک هویت آنلاین؛ یعنی هویتی که در فضای مجازی در مقابل چشم دیگران قرار می‌دهند و یک هویت آفلاین، یعنی هویتی خارج از فضای مجازی دارند. قطعاً وضعیت مطلوب آن است که هویت آنلاین/مجازی آدم‌ها ادامه همان هویت آفلاینشان باشد و با آن تناسب داشته باشد. ولی در بیشتر موارد این اتفاق رخ نمی‌دهد. آنچه در فضای مجازی می‌بینیم ویترینی است که تنها عکس‌های قشنگی از کالاها (و نه خود کالاها) در آن چیده شده است و در پشت آن، اساساً کالایی وجود ندارد. درواقع شاهد هویت‌های فتوشاپی و دستکاری‌شده هستیم. من آنی می‌نمایم که در واقعیت نیستم!

در یکی از نوشته‌هایم اصطلاح «نوکیسگان فرهنگی» را بکار بردم. آدم‌هایی که می‌بینند هم‌اکنون باکلاس بودن به حرف‌های قشنگ زدن است و برای همین پروفایل‌ها یا صفحه‌های اینستاگرامی شان پرشده از جمله‌های قشنگ فیلسوفانه. این پدیده آن‌قدر سکه بازار شده است که کافی است در سایت گوگل عبارت «جمله‌های ناب برای» را تایپ کنید. ایرانیان آنقدر این جمله را در گوگل تایپ کرده‌اند که در ادامه گوگل به شما پیشنهاد می‌دهد: جمله‌های ناب برای استاتوس، جمله‌های ناب برای پروفایل تلگرام، جمله‌های ناب برای بیوی اینستاگرام. حتی کانال‌هایی ساخته شده است که صرفاً برای دیگران این جمله‌های ناب دو سطری را منتشر می‌کنند. هموطنانمان جمله‌های عالمانه را از گوگل کپی و سپس در صفحه شخصی‌شان پیست می‌کنند؛ و بعید نیست که بسیاری اساساً این جمله‌ها را نفهمند ولی منتشر کنند.

ما شاهد ظهور آدم‌هایی با دانش چهل‌کلمه‌ای یا دوسطری هستیم. دربارهٔ همه‌چیز دو سطر می‌دانند. نیچۀ بدبخت دویست صفحه کتاب نوشت و در صفحه آخر آن به جمله‌ای درخشان رسید. نوکیسگان فرهنگی حوصلهٔ خواندن آن دویست صفحه را ندارند و فقط جملهٔ صفحهٔ آخر را برمی‌دارند. به همین دلیل هویت‌های آنلاین ما با هویت‌های آفلاینمان تناسبی ندارد. در اینترنت یک‌چیزیم و در زندگی واقعی چیزی دیگر. همه‌چیز در سطح و صفحه‌نمایش اتفاق می‌افتد. این رانندهٔ محترم در پروفایل اش جمله‌ای دو سطری درباره حقوق بشر هم داشت! غافل از اینکه مزاحمت برای یک خانم هم مصداقی از نقض همان حقوق بشر است. تظاهر دارد دودمان ما را به باد می‌دهد.

به راستی چرا ابزارهای مدرن در ایران به شکل‌گیری هویت مدرن نمی‌انجامند؟


#دکتر_فردین_علیخواه
جامعه‌شناس

⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
✍ کنار تندیس اورول نوشته شده:
«اگر آزادی اصلا معنایی داشته باشد،‌ به معنی حق گفتن چیزهایی به مردم است که نمی‌خواهند بشنوند.»

کانال پروازفکرواندیشه
@flith
اینکه خاک سیهش بالین است
اخترچرخ ادب پروین است
گر چه جز تلخی ز ایام ندید
هر چه خواهی سخنش شیرین است

۱۵ فروردین،سالروز درگذشت بانوی شعر ایران‌، پروین اعتصامی ست
روحش شاد و یادش گرامی

@flith ❄️
کانال پروازفکرواندیشه
@flith

«اخترِ چرخِ ادب پروین است»

به مناسبت سالگرد درگذشت شاعر توانا و گران‌مایه، خانم پروین اعتصامی (1285-1320) یادداشتی ارزنده از استاد شفیعی کدکنی دربارۀ شعر و شاعری اعتصامی .....

محمدرضا شفیعی کدکنی در کتاب با چراغ و آینه، پروین را شاعری با شیوهٔ خاص خود و او را «مستقل‌ترین شاعر دورهٔ شعر فارسی پس از مشروطیت» می‌داند. او همچنین معنی و مضمون شعرهای پروین را دارای تازگی می‌داند و از نظر او همین ویژگی، او را به مستقل‌ترین شاعر مکتب قدیم شعر فارسی در قرن اخیر تبدیل کرده است. کدکنی قالب قطعه‌های پروین را بازگشت نقش تاریخی از دست رفته در دوره سلجوقی و شعر او را «شعر خرد و عاطفه» می‌داند.علاوه بر این، کدکنی ظهور پروین را در شعر پس از دوران مشروطیت، «یک واقعه بزرگ ادبی» توصیف می‌کند او شاعران هم‌دورهٔ پروین یا حتی مسن‌تر از او را متأثر از شعرهای پروین می‌داند؛ به عنوان نمونه، کدکنی شعرهای سال‌های ۱۳۰۶–۱۳۱۶ نیما یوشیج (مانند شعرهای «خروس ساده»، «کرم ابریشم»، «اسب‌دوانی»، «کچپی»، «خروس و بوقلمون»، «پرنده منزوی» و «دود») را تأثیر پذیرفته از شعرهای پروین می‌داند.


⚜کانال پرواز فکرواندیشه
@flith