@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان پنجاه و یک
#سودابه_و_سیاوش 2
بعدا سودابه به کاوس پیشنهاد کرد دختری از نژاد کی آرش و کی پشین را به همسری سیاوش درآورد. در حالی که میخواست با سیاوش عهدی ببندد که بعد از مرگ کاوس، سیاوش را تصاحب کند. و در این مابین دختر خودش را همسر سیاوش کند. مدتی گذشت و سودابه با حیله های گوناگون میخواست سیاوش را منحرف کند تا که شبی سودابه در مقابل سیاوش دست بر گردن برده و جامه خود را درید و به دنبال فریاد سودابه شبستان او غوغا شد و خبر به کاوس دادند. سودابه در پیش کاوس زانو بر زمین زد. اشک ریخت و موی کند و بریده بریده گفت که سیاوش به نزدیک تخت من آمده چنگ بر من زد با من آویخت و گفت : جان و تن من پر از محبت توست و من جز تو هیچکس را نمیخواهم . در کشمکش بودیم که تاج از سرم افتاد و جامه ام این چنین چاک شد.
کاوس سخن او را پذیرفت و خواست سر از بدن سیاوش جدا کند ولی اندیشید و سودابه و سیاوش را باهم نزد خود خواند .
سیاوش تمام داستان را آنطور که بود به کاوس گفت. کاوس نتوانست داوری کند . ندانست از آن دو چه کس گناهکار است. پس بدن آن دو را بو کرد و فهمید که سیاوش راست میگوید چون بوی گلاب و می و مشک از بدن سیاوش به مشامش نرسید.
میخواست با شمشیر بدن سودابه را ریز ریز کند ولی وقتی به فکر شاه هاماوران و فرزندان کوچک سودابه افتاد واز طرفی دلش از مهر سودابه لبالب بود پس به او گفت :
مکن یاد این هیچ و با کس مگوی
نباید که گیرد سخن رنگ وبوی
سودابه در کار زشت خود حیران ،بلاخره راهی تازه برای بدنامی سیاوش به دست آورد.
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان پنجاه و یک
#سودابه_و_سیاوش 2
بعدا سودابه به کاوس پیشنهاد کرد دختری از نژاد کی آرش و کی پشین را به همسری سیاوش درآورد. در حالی که میخواست با سیاوش عهدی ببندد که بعد از مرگ کاوس، سیاوش را تصاحب کند. و در این مابین دختر خودش را همسر سیاوش کند. مدتی گذشت و سودابه با حیله های گوناگون میخواست سیاوش را منحرف کند تا که شبی سودابه در مقابل سیاوش دست بر گردن برده و جامه خود را درید و به دنبال فریاد سودابه شبستان او غوغا شد و خبر به کاوس دادند. سودابه در پیش کاوس زانو بر زمین زد. اشک ریخت و موی کند و بریده بریده گفت که سیاوش به نزدیک تخت من آمده چنگ بر من زد با من آویخت و گفت : جان و تن من پر از محبت توست و من جز تو هیچکس را نمیخواهم . در کشمکش بودیم که تاج از سرم افتاد و جامه ام این چنین چاک شد.
کاوس سخن او را پذیرفت و خواست سر از بدن سیاوش جدا کند ولی اندیشید و سودابه و سیاوش را باهم نزد خود خواند .
سیاوش تمام داستان را آنطور که بود به کاوس گفت. کاوس نتوانست داوری کند . ندانست از آن دو چه کس گناهکار است. پس بدن آن دو را بو کرد و فهمید که سیاوش راست میگوید چون بوی گلاب و می و مشک از بدن سیاوش به مشامش نرسید.
میخواست با شمشیر بدن سودابه را ریز ریز کند ولی وقتی به فکر شاه هاماوران و فرزندان کوچک سودابه افتاد واز طرفی دلش از مهر سودابه لبالب بود پس به او گفت :
مکن یاد این هیچ و با کس مگوی
نباید که گیرد سخن رنگ وبوی
سودابه در کار زشت خود حیران ،بلاخره راهی تازه برای بدنامی سیاوش به دست آورد.
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
بنده واقعا معتقدم دین فقط "آنچنان" را "آنچنان تر" می کند.شما اگر انسان خوبی باشی و متدین شوی خوبتر می شوی؛ اگر انسان بدی باشی و متدین شوی بدتر می شوی. ...
مثل خوارج [که] آنها هم تدین فقط در مقابل علی ابن ابیطالب شجاع ترشان کرد و جسارت شان بیشتر شد. به نظر شما چرا اینگونه می شود؟ چون تدین به شما این حالت را می دهد که "شما تحت کنف حمایت الهی هستی و مامور خدایی! شما اصلا دست خدایی که از آستین جهان بیرون آمده ای!" این حالت باعث می شود که هر کاری که می خواهی بکنی با جسارت و شجاعت بیشتری انجام دهی..
بنده فکر نمی کنم که انسان به صرف تدین و به صرف تعلق به یک دین ، بدی هایش کمتر شود یا خوبی هایش بیشتر شود؛ واقعش این است که در زندگی ام چنین چیزی ندیده ام. من می بینم که انسان های خوب ، متدین های خوبی هستند و انسان های بد هم متدین های بسیار ناجوری هستند. ...
البته این بحث بحثی است در "روان شناسی دین" تحت عنوان "تاثیر دین در منش آدمی که آیا واقعا انسان وقتی وارد یک دین می شود ، یا از دینی به دین دیگر درمی آید ، منش او از این جهت که مولفه های جدی روانش را عوض کند ، اثری می گذارد یا نه؟ در واقع ادعایی که بنده کردم این بود که می خواستم بگویم "نه".
#مصطفی_ملکیان
{درسگفتار ایمان و تعقل 2 ، ص 134-135}
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
بنده واقعا معتقدم دین فقط "آنچنان" را "آنچنان تر" می کند.شما اگر انسان خوبی باشی و متدین شوی خوبتر می شوی؛ اگر انسان بدی باشی و متدین شوی بدتر می شوی. ...
مثل خوارج [که] آنها هم تدین فقط در مقابل علی ابن ابیطالب شجاع ترشان کرد و جسارت شان بیشتر شد. به نظر شما چرا اینگونه می شود؟ چون تدین به شما این حالت را می دهد که "شما تحت کنف حمایت الهی هستی و مامور خدایی! شما اصلا دست خدایی که از آستین جهان بیرون آمده ای!" این حالت باعث می شود که هر کاری که می خواهی بکنی با جسارت و شجاعت بیشتری انجام دهی..
بنده فکر نمی کنم که انسان به صرف تدین و به صرف تعلق به یک دین ، بدی هایش کمتر شود یا خوبی هایش بیشتر شود؛ واقعش این است که در زندگی ام چنین چیزی ندیده ام. من می بینم که انسان های خوب ، متدین های خوبی هستند و انسان های بد هم متدین های بسیار ناجوری هستند. ...
البته این بحث بحثی است در "روان شناسی دین" تحت عنوان "تاثیر دین در منش آدمی که آیا واقعا انسان وقتی وارد یک دین می شود ، یا از دینی به دین دیگر درمی آید ، منش او از این جهت که مولفه های جدی روانش را عوض کند ، اثری می گذارد یا نه؟ در واقع ادعایی که بنده کردم این بود که می خواستم بگویم "نه".
#مصطفی_ملکیان
{درسگفتار ایمان و تعقل 2 ، ص 134-135}
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
سیزدهم اسفند تولد آیت الله طالقانی بود و #چهاردهم_اسفند_وفات_مصدق است اولی نماینده مذهب آزادی است و دومی نماینده توسعه دموکراتیک همراه با استقلال و آزادی کشور است. اولی نمونه ای از رواداری مذهبی است و دومی نمونه از ملی گرایی عاری از هر گونه تعصب نژادی است. طالقانی با اجبار و استبداد به نام دین مخالف بود و مصدق استقلال ایران را توام با آزادی کشور می خواست. برای هر دو ایران با حفظ تنوعش بدون برتری مذهبی خاص و با رعایت آزادی های اساسی مردم اهمیت داشت. مصدق حتی در سخت ترین شرایط، زمانی که دولتش از چپ و راست ضربه می خورد و قدرت های جهانی با تمام قوا برای استیصالش می کوشیدند آزادی مخالفانش را محدود نکرد و طالقانی حتی در شرایط انقلابی مدافع آزادی و رعایت قانون بود. طالقانی روحانی عالی مقام بود اما هیچ گاه حکومت را حق ویژه وانحصاری روحانیت نخواست؛ مصدق اشراف زاده بود اما برای نخستین بار طرح بیمه و تأمین اجتماعی را برای کارگران به اجرا گذاشت و به توده ههای تحقیر شده ایرانی شخصیت داد.طالقانی مدافع استقرار شوراها در اول انقلاب بود و مصدق پایه گذار شوراهای روستایی و تقویت انجمن های ایالتی و ولایتی بود. طالقانی و مصدق بی اشتباه نیستند اما فانوس هستند. اولی نماد اسلامی است که دین را بدون آزادی پوسته ای بیش نمی داند و دومی نماد ملی گرایی که علیه تنفر از "دیگری" است. اسلامیت طالقانی نفی کننده حقوق دیگری نیست و ملی گرایی مصدق همه نیروها و ظرفیت ها را برای توسعه و ازادی حول محور ایرانیت جمع می کند....
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
سیزدهم اسفند تولد آیت الله طالقانی بود و #چهاردهم_اسفند_وفات_مصدق است اولی نماینده مذهب آزادی است و دومی نماینده توسعه دموکراتیک همراه با استقلال و آزادی کشور است. اولی نمونه ای از رواداری مذهبی است و دومی نمونه از ملی گرایی عاری از هر گونه تعصب نژادی است. طالقانی با اجبار و استبداد به نام دین مخالف بود و مصدق استقلال ایران را توام با آزادی کشور می خواست. برای هر دو ایران با حفظ تنوعش بدون برتری مذهبی خاص و با رعایت آزادی های اساسی مردم اهمیت داشت. مصدق حتی در سخت ترین شرایط، زمانی که دولتش از چپ و راست ضربه می خورد و قدرت های جهانی با تمام قوا برای استیصالش می کوشیدند آزادی مخالفانش را محدود نکرد و طالقانی حتی در شرایط انقلابی مدافع آزادی و رعایت قانون بود. طالقانی روحانی عالی مقام بود اما هیچ گاه حکومت را حق ویژه وانحصاری روحانیت نخواست؛ مصدق اشراف زاده بود اما برای نخستین بار طرح بیمه و تأمین اجتماعی را برای کارگران به اجرا گذاشت و به توده ههای تحقیر شده ایرانی شخصیت داد.طالقانی مدافع استقرار شوراها در اول انقلاب بود و مصدق پایه گذار شوراهای روستایی و تقویت انجمن های ایالتی و ولایتی بود. طالقانی و مصدق بی اشتباه نیستند اما فانوس هستند. اولی نماد اسلامی است که دین را بدون آزادی پوسته ای بیش نمی داند و دومی نماد ملی گرایی که علیه تنفر از "دیگری" است. اسلامیت طالقانی نفی کننده حقوق دیگری نیست و ملی گرایی مصدق همه نیروها و ظرفیت ها را برای توسعه و ازادی حول محور ایرانیت جمع می کند....
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان پنجاه و دو
#سودابه_و_سیاوش 3
در شبستان سودابه ، زنی پر مکر و فریب با اندیشه جادو و افسون بود. آن زن در شکم بچه ای داشت و کم کم بارش سنگین شده بود . سودابه با زن قرار گذاشت در مقابل پول و مال زیاد ، کودک خود را قبل از تولد بیافکند تا به کاوس بگوید بچه او بوده و سیاوش مایه آن شده است. آن زن دارویی خورد و دو کودک مرده را در تشتی کنار تخت سودابه گذاشته و خود از کاخ بیرون رفت.
سودابه در بستر بخفت و فغانش تمام کاخ را گرفت. چون کاوس آمد ،داستان را برایش تعریف کرد. کاوس به سیاوش بدگمان شد و از اختر شناسان یاری گرفت . ستاره شناسان یک هفته مهلت خواستند . سرانجام پاسخ آوردند که مرگ کودکان به نیروی زهر است و دیگر آنکه پدر دو کودک کاوس نیست و سوم اینکه کودکان به سودابه نیز تعلق ندارند. چه اگرچه از نژاد کیان بودند یافتن سرنوشت ایشان آسان بود. ستارگان می گویند مادر این کودکان زنیست با چنین نشانی و حتما سودابه مادر آنها نیست.
پاسبانان روز و شب جستجو کردند تا زنی را با آن نشان یافتند. کاوس به آرامی از زن پرسش کرد ، ولی زن اقرار نکرد. چند روزی گذشت و افسونی بز زن کارگر نبود. بلاخره به زن گفتند اگر راست نگویی سرو کارت با شمشیر است. بلاخره زن حقیقت را گفت .
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان پنجاه و دو
#سودابه_و_سیاوش 3
در شبستان سودابه ، زنی پر مکر و فریب با اندیشه جادو و افسون بود. آن زن در شکم بچه ای داشت و کم کم بارش سنگین شده بود . سودابه با زن قرار گذاشت در مقابل پول و مال زیاد ، کودک خود را قبل از تولد بیافکند تا به کاوس بگوید بچه او بوده و سیاوش مایه آن شده است. آن زن دارویی خورد و دو کودک مرده را در تشتی کنار تخت سودابه گذاشته و خود از کاخ بیرون رفت.
سودابه در بستر بخفت و فغانش تمام کاخ را گرفت. چون کاوس آمد ،داستان را برایش تعریف کرد. کاوس به سیاوش بدگمان شد و از اختر شناسان یاری گرفت . ستاره شناسان یک هفته مهلت خواستند . سرانجام پاسخ آوردند که مرگ کودکان به نیروی زهر است و دیگر آنکه پدر دو کودک کاوس نیست و سوم اینکه کودکان به سودابه نیز تعلق ندارند. چه اگرچه از نژاد کیان بودند یافتن سرنوشت ایشان آسان بود. ستارگان می گویند مادر این کودکان زنیست با چنین نشانی و حتما سودابه مادر آنها نیست.
پاسبانان روز و شب جستجو کردند تا زنی را با آن نشان یافتند. کاوس به آرامی از زن پرسش کرد ، ولی زن اقرار نکرد. چند روزی گذشت و افسونی بز زن کارگر نبود. بلاخره به زن گفتند اگر راست نگویی سرو کارت با شمشیر است. بلاخره زن حقیقت را گفت .
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
آیا شما یک "منتظر" همیشگی هستید؟
چه مدت از زندگی خود را به انتظار کشیدن می گذرانید؟ انتظار برای تعطیلات بعدی، شغل بهتر، بزرگ شدن بچه ها، یک رابطه پرمعنا، موفقیت، پولدار شدن، مهم شدن یا روشن بین شدن. چندان نامتعارف نیست که اشخاص همه عمر را به انتظار شروع زندگی سپری کنند.
انتظار، یک حالت ذهنی ست و در اصل به این معناست که شما آینده را می خواهید و اکنون را نمی خواهید. آنچه را دارید نمی خواهید و آنچه را ندارید می خواهید. با هر نوع انتظار، ناآگاهانه تضادی درونی بین اکنون و اینجا، یعنی جایی که نمی خواهید باشید با آینده فرافکنی شده خود، یعنی جایی که می خواهید باشید، ایجاد می کنید. این نگرش موجب می شود "حال" حاضر را از دست بدهید و کیفیت زندگی شما به شدت کاهش یابد...
تمرین نیروی حال
#اکهارت_تله
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
آیا شما یک "منتظر" همیشگی هستید؟
چه مدت از زندگی خود را به انتظار کشیدن می گذرانید؟ انتظار برای تعطیلات بعدی، شغل بهتر، بزرگ شدن بچه ها، یک رابطه پرمعنا، موفقیت، پولدار شدن، مهم شدن یا روشن بین شدن. چندان نامتعارف نیست که اشخاص همه عمر را به انتظار شروع زندگی سپری کنند.
انتظار، یک حالت ذهنی ست و در اصل به این معناست که شما آینده را می خواهید و اکنون را نمی خواهید. آنچه را دارید نمی خواهید و آنچه را ندارید می خواهید. با هر نوع انتظار، ناآگاهانه تضادی درونی بین اکنون و اینجا، یعنی جایی که نمی خواهید باشید با آینده فرافکنی شده خود، یعنی جایی که می خواهید باشید، ایجاد می کنید. این نگرش موجب می شود "حال" حاضر را از دست بدهید و کیفیت زندگی شما به شدت کاهش یابد...
تمرین نیروی حال
#اکهارت_تله
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#زادروز_نویسنده
ششم مارس
#گابریل_گارسیا_مارکز
«در زندگیمان از یک جایی به بعد به همه چیز و همه کس بی اعتنا میشویم دیگر نه از کسی میرنجیم و نه به عشق کسی دل میبندیم!»
@flith ❄️
ششم مارس
#گابریل_گارسیا_مارکز
«در زندگیمان از یک جایی به بعد به همه چیز و همه کس بی اعتنا میشویم دیگر نه از کسی میرنجیم و نه به عشق کسی دل میبندیم!»
@flith ❄️
#زادروز_نویسنده
ششم مارس
#گابریل_گارسیا_مارکز
نویسنده و روزنامهنگار
#زندگینامه
مارکز در سال 1927 در شهر کوچکی در شمال کلمبیا به دنیا آمد. اونزد پدر بزرگ و مادر بزرگش بزرگ شد. پدربزرگ مارکز مرد آزادیخواهی بود و در نتیجه مارکز دید سیاسی درستی نسبت به جامعه پیدا کرد.
اولین نوشته های مارکز در سال 1941 در یک مجله مخصوص نوجوانان چاپ شد. مارکز علاقه خاصی به" ویلیام فاکنر "نویسنده سرشناس آمریکایی داشت و اولین داستان خود را با الهام از آثار فاکنر نگاشت و این اثر با استقبال از سوی منتقدان روبرو شد.
او با اینکه تحصیل کرده رشته حقوق بود، به عنوان خبرنگار در روزنامه "ال اسپکتادور "کار می کردو گزارش داستان "سرگذشت یک غریق "به عنوان پاورقی در این روزنامه برای اولین بار چاپ شد.
مارکز معروفترین اثرش "صد سال تنهایی "را در سال 1967 منتشر کرد،که این کتاب او را به عنوان یک نویسنده آمریکایی لاتین پیشرو به جهان شناساند. مارکز در سال 1982 برای نگارش این کتاب برنده جایزه نوبل ادبیات شد.
او به دلیل دیدگاه سیاسی خاص و ضد آمریکای اش هرگز نتوانست در کشورش کلمبیا زندگی کند و بخش بزرگی از زندگی خود را در مکزیک گذراند.
در اواخر عمر مارکز به شدت کم کار شد و به تدریج قدرت ذهن او تحلیل رفت و دچار آلزایمر شد. سرانجام این نویسنده جنجالی و معروف کلمبیایی در سن هشتاد و هفت سالگی در سال 2014 در مکزیکوسیتی درگذشت.
به سبک نگارش او لقب رئالیسم جادویی دادهاند. داستان های او معمولا در یک خانواده ناآرام روی می دهد که به همراه آن وقایع سیاسی جامعه نقد می شود و معمولا چاشنی آن باور های مذهبی پرشور و گاهی هم اعتقاد به ماوراء الطبیعه است .
برخی از #آثار
کسی به سرهنگ نامه نمی نویسد،1961 (داستان کوتاه)
ساعت شوم، 1962
صد سال تنهایی، 1967
سرگذشت یک غریق، 1970 (غیر داستانی)
پاییز پدرسالار، 1975
گزارش یک مرگ، 1981 (داستان کوتاه)
بوی خوش گوارا، 1982 (غیر داستانی)
عشق سال های وبا، 1985
ژنرال در هزار تو، 1989
زایران غریب، 1992 (داستان کوتاه)
گزارش یک آدم ربایی،1996 (غیر داستانی)
خاطرات روسپیان غمگین، 2004
متن از لیلا دلارستاقی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
ششم مارس
#گابریل_گارسیا_مارکز
نویسنده و روزنامهنگار
#زندگینامه
مارکز در سال 1927 در شهر کوچکی در شمال کلمبیا به دنیا آمد. اونزد پدر بزرگ و مادر بزرگش بزرگ شد. پدربزرگ مارکز مرد آزادیخواهی بود و در نتیجه مارکز دید سیاسی درستی نسبت به جامعه پیدا کرد.
اولین نوشته های مارکز در سال 1941 در یک مجله مخصوص نوجوانان چاپ شد. مارکز علاقه خاصی به" ویلیام فاکنر "نویسنده سرشناس آمریکایی داشت و اولین داستان خود را با الهام از آثار فاکنر نگاشت و این اثر با استقبال از سوی منتقدان روبرو شد.
او با اینکه تحصیل کرده رشته حقوق بود، به عنوان خبرنگار در روزنامه "ال اسپکتادور "کار می کردو گزارش داستان "سرگذشت یک غریق "به عنوان پاورقی در این روزنامه برای اولین بار چاپ شد.
مارکز معروفترین اثرش "صد سال تنهایی "را در سال 1967 منتشر کرد،که این کتاب او را به عنوان یک نویسنده آمریکایی لاتین پیشرو به جهان شناساند. مارکز در سال 1982 برای نگارش این کتاب برنده جایزه نوبل ادبیات شد.
او به دلیل دیدگاه سیاسی خاص و ضد آمریکای اش هرگز نتوانست در کشورش کلمبیا زندگی کند و بخش بزرگی از زندگی خود را در مکزیک گذراند.
در اواخر عمر مارکز به شدت کم کار شد و به تدریج قدرت ذهن او تحلیل رفت و دچار آلزایمر شد. سرانجام این نویسنده جنجالی و معروف کلمبیایی در سن هشتاد و هفت سالگی در سال 2014 در مکزیکوسیتی درگذشت.
به سبک نگارش او لقب رئالیسم جادویی دادهاند. داستان های او معمولا در یک خانواده ناآرام روی می دهد که به همراه آن وقایع سیاسی جامعه نقد می شود و معمولا چاشنی آن باور های مذهبی پرشور و گاهی هم اعتقاد به ماوراء الطبیعه است .
برخی از #آثار
کسی به سرهنگ نامه نمی نویسد،1961 (داستان کوتاه)
ساعت شوم، 1962
صد سال تنهایی، 1967
سرگذشت یک غریق، 1970 (غیر داستانی)
پاییز پدرسالار، 1975
گزارش یک مرگ، 1981 (داستان کوتاه)
بوی خوش گوارا، 1982 (غیر داستانی)
عشق سال های وبا، 1985
ژنرال در هزار تو، 1989
زایران غریب، 1992 (داستان کوتاه)
گزارش یک آدم ربایی،1996 (غیر داستانی)
خاطرات روسپیان غمگین، 2004
متن از لیلا دلارستاقی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
در هشتاد و یک سالگی هنوز عقلش میرسید که فقط با چند نخ نازک و پوسیده با این جهان پیوند دارد، نخهایی که ممکن بود بدون هیچ گونه احساس درد پاره شوند. خیلی ساده، با یک غلت زدن عوضی در هنگام خواب. تمام سعی و کوشش خود را به کار میبرد تا آن نخها پاره نشوند چون میترسید که در ظلمت مرگ، خدا را جلوی چشم خود نبیند.
#عشق_سال_های_وبا
#گابریل_گارسیا_مارکز
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
در هشتاد و یک سالگی هنوز عقلش میرسید که فقط با چند نخ نازک و پوسیده با این جهان پیوند دارد، نخهایی که ممکن بود بدون هیچ گونه احساس درد پاره شوند. خیلی ساده، با یک غلت زدن عوضی در هنگام خواب. تمام سعی و کوشش خود را به کار میبرد تا آن نخها پاره نشوند چون میترسید که در ظلمت مرگ، خدا را جلوی چشم خود نبیند.
#عشق_سال_های_وبا
#گابریل_گارسیا_مارکز
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
✊️جمعی و سراسری، نماد اجبار را به پرچم اعتراض تبدیل کنیم
#نه_به_حجاب_اجباری
#هشت_مارس_بیحجاب
طرح از رضا در #انقلاب_زنانه
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
#نه_به_حجاب_اجباری
#هشت_مارس_بیحجاب
طرح از رضا در #انقلاب_زنانه
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
#کارتون؛ حل شبهات مذهبی دانشآموزان!
کارتونیست: بهنام محمدی
۱۹ هزار #مبلغ_مذهبی در طول یک سال به آموزش و پرورش اعزام شدند
https://goo.gl/sezn2S
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کارتونیست: بهنام محمدی
۱۹ هزار #مبلغ_مذهبی در طول یک سال به آموزش و پرورش اعزام شدند
https://goo.gl/sezn2S
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان پنجاه و سه
#سودابه_و_سیاوش 4
ولی سودابه اینبار با گریه به کاوس گفت اخترشناسان از ترس سیاوش این را می گویند چون پشت او رستم است. کاوس هم با سودابه گریه کرد. فردای آن روز کاوس موبدان را فراخواند و آنان گفتند که فقط آتش است که گنهکار را رسوا خواهد کرد. کاوس دستور داد صد کاروان هیزم گرد آورده و آتش افروختن را آغاز کنند . سودابه بر بام کاخ رفت و آن آتش را که افروخته بود به چشم دید. سیاوش با جامه سفید سوار بر اسب سیاه در دریای آتش می تاخت و مردم می گریستند.
ز آتش برون آمد آزاد مرد
لبان پرخنده به رخ همچو ورد
کاوس سیاوش را در آغوش گرفت و سه روز جشن گرفتند. روز چهارم سودابه را آوردند. وکاوس دستور داد او را به دار آویزند. سیاوش فکر کرد که بعدا شاه ممکن است پشیمان شود واو را مقصر بداند. بنابراین پیش رفت و از شاه خواهش کرد که سودابه را به او ببخشد. کاوس در دل خود به دنبال آن بود که مگر کسی وساطت کند.
بهانه همی جست زان کار شاه
بدان تا ببخشد گذشته گناه
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان پنجاه و سه
#سودابه_و_سیاوش 4
ولی سودابه اینبار با گریه به کاوس گفت اخترشناسان از ترس سیاوش این را می گویند چون پشت او رستم است. کاوس هم با سودابه گریه کرد. فردای آن روز کاوس موبدان را فراخواند و آنان گفتند که فقط آتش است که گنهکار را رسوا خواهد کرد. کاوس دستور داد صد کاروان هیزم گرد آورده و آتش افروختن را آغاز کنند . سودابه بر بام کاخ رفت و آن آتش را که افروخته بود به چشم دید. سیاوش با جامه سفید سوار بر اسب سیاه در دریای آتش می تاخت و مردم می گریستند.
ز آتش برون آمد آزاد مرد
لبان پرخنده به رخ همچو ورد
کاوس سیاوش را در آغوش گرفت و سه روز جشن گرفتند. روز چهارم سودابه را آوردند. وکاوس دستور داد او را به دار آویزند. سیاوش فکر کرد که بعدا شاه ممکن است پشیمان شود واو را مقصر بداند. بنابراین پیش رفت و از شاه خواهش کرد که سودابه را به او ببخشد. کاوس در دل خود به دنبال آن بود که مگر کسی وساطت کند.
بهانه همی جست زان کار شاه
بدان تا ببخشد گذشته گناه
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#نترسی_زنان_ما (اصطلاحا زنان انقلاب) بر علیه حجاب اجباری کاملا ستودنیست. ولی من فکر نمیکنم که این نوع تاکتیک بدلایل زیر درست و موثر باشه:
۱--این تاکتیک، در عین حال که قابل ملاحظه و بچشم بخور است، لذا با توجه به طبیعت این نوع تاکتیک، روشی تک رو و انفرادیست؛
۲--یک حرکت صرفا جنسیتی ست. متاسفانه زنان، در عین حال که مردان و برخی از گروههای چپ را شماتت میکنند که چرا در اولین تظاهراتشان بر علیه حجاب اجباری پس از قیام ۵۷ از آنان آنچنان حمایتی نکردند، خودشون بطور کلی در تظاهرات برای آزادی عموم، بخصوص پشتیبانی از مبارزات چپ و کمونیست معمولا غایب بوده و دوشادوش آنها تظاهرات نکرده، سلاح برنداشته و کشته نشده اند. و تقریبا تنها مواقعی بیرون آمده اند که برای آزادیهای جنسیتی خود تظاهرات کنند. زنان نیز باید یاد بگیرند که مثل مردان، و با یاری آنان، برای آزادی و حیثیت خود جنگیده و متکی به مبارزات مردان نباشند؛
۳--این نوع تاکتیک غیر تهاجمی، زنان را براحتی در تیر رس شکار مردان و ایادی فرصت طلب و متجاوز رژیم قرار داده و متاسفانه آنها را در خفا شکنجه داده و بدانها تجاوز جنسی میکنند.
من، بعنوان یک مرد کمونیست مبارز، و حامی حقوق حقه زنان، امیدوارم در هشتم ماه مارس امسال زنان تاکتیک نا کارآمد خود را عوض کرده، تهاجمی و سرتاسری عمل کرده و کل رژیم اسلامی-سرمایه داری را هدف خود قرار دهند. چون انقلاب ( به غلط، جنبش زنان انقلاب) بطور همه جانبه و تمام شمول میسر است و نه فقط از طریق آزادی پوشش!
#دکتر_چنگیز_آذر
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#نترسی_زنان_ما (اصطلاحا زنان انقلاب) بر علیه حجاب اجباری کاملا ستودنیست. ولی من فکر نمیکنم که این نوع تاکتیک بدلایل زیر درست و موثر باشه:
۱--این تاکتیک، در عین حال که قابل ملاحظه و بچشم بخور است، لذا با توجه به طبیعت این نوع تاکتیک، روشی تک رو و انفرادیست؛
۲--یک حرکت صرفا جنسیتی ست. متاسفانه زنان، در عین حال که مردان و برخی از گروههای چپ را شماتت میکنند که چرا در اولین تظاهراتشان بر علیه حجاب اجباری پس از قیام ۵۷ از آنان آنچنان حمایتی نکردند، خودشون بطور کلی در تظاهرات برای آزادی عموم، بخصوص پشتیبانی از مبارزات چپ و کمونیست معمولا غایب بوده و دوشادوش آنها تظاهرات نکرده، سلاح برنداشته و کشته نشده اند. و تقریبا تنها مواقعی بیرون آمده اند که برای آزادیهای جنسیتی خود تظاهرات کنند. زنان نیز باید یاد بگیرند که مثل مردان، و با یاری آنان، برای آزادی و حیثیت خود جنگیده و متکی به مبارزات مردان نباشند؛
۳--این نوع تاکتیک غیر تهاجمی، زنان را براحتی در تیر رس شکار مردان و ایادی فرصت طلب و متجاوز رژیم قرار داده و متاسفانه آنها را در خفا شکنجه داده و بدانها تجاوز جنسی میکنند.
من، بعنوان یک مرد کمونیست مبارز، و حامی حقوق حقه زنان، امیدوارم در هشتم ماه مارس امسال زنان تاکتیک نا کارآمد خود را عوض کرده، تهاجمی و سرتاسری عمل کرده و کل رژیم اسلامی-سرمایه داری را هدف خود قرار دهند. چون انقلاب ( به غلط، جنبش زنان انقلاب) بطور همه جانبه و تمام شمول میسر است و نه فقط از طریق آزادی پوشش!
#دکتر_چنگیز_آذر
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#اعتراض_پزشکان_کانادایی_به_افزایش_حقوقهایشان!
بیش از ۵۰۰ پزشک کانادایی با امضای یک نامه سرگشاده به افزایش حقوقهای خود اعتراض کردند.
امضاکنندگان این نامه افزایش حقوقهایشان را در حالی که پرستاران و بیماران در این کشور شرایط مالی مناسبی ندارند، توهین به خودشان خواندند.
سعدیا گرچه سخندان و مصالح گویی
به عمل کار بر آید به سخندان نیست
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#اعتراض_پزشکان_کانادایی_به_افزایش_حقوقهایشان!
بیش از ۵۰۰ پزشک کانادایی با امضای یک نامه سرگشاده به افزایش حقوقهای خود اعتراض کردند.
امضاکنندگان این نامه افزایش حقوقهایشان را در حالی که پرستاران و بیماران در این کشور شرایط مالی مناسبی ندارند، توهین به خودشان خواندند.
سعدیا گرچه سخندان و مصالح گویی
به عمل کار بر آید به سخندان نیست
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
"بعضی توریست ها فکر میکنند آمستردام شهر گناهه، اما راستش اینجا شهر آزادیه،ولی تو آزادی، بیشتر مردم گناه رو انتخاب می کنند."
#خطای_ستارگان_بخت_ما
#جان_گرین
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
"بعضی توریست ها فکر میکنند آمستردام شهر گناهه، اما راستش اینجا شهر آزادیه،ولی تو آزادی، بیشتر مردم گناه رو انتخاب می کنند."
#خطای_ستارگان_بخت_ما
#جان_گرین
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
🌿
۸ مارس ، روز جهانی زن است. نه روز جهانی مادر است، نه روز جهانی خواهر است و نه روز جهانی همسر و پارتنر و ...!
شاید بپرسید که چه فرقی میکند و مادر و خواهر و همسر یک مرد نیز زن هستند. اما فرق دارد. برای مردی که به مادر و یا همسر خودش تبریک میگوید در واقعا به نسبتی که آن زن با خودش دارد هم تبریک میگوید.
زن، ورای مادربودن و خواهربودن و همسر بودن یک «زن» است. وقتی شما میگویید "مادرم روز زن مبارک"، شما به نقش مادری تبریک میگویید که از قضا عظیم و برجسته کردنش از سوی مردان دقیقا همان تبعیض است که باید در روز جهانی زن به آن توجه داشت.
گویا زن آن است که بزاید و مادری کند و یا همسری کند تا مرد خانه پادشاه بشود. دفاع از زن دفاع از مادری و همسری و خواهری نیست. دفاع از حق زن دفاع از زن است بدون نقشهایی که محیط و جامعه میخواهد بر دوش او بگذارد.
برجستهشدن زن بدون توجه به این نقشها به همان نقشها نیز توان میبخشد .یعنی برجستهکردن مادری و همسری لزوما به ایفای حقوق «زن» منجر نمیشود. در همهی فرهنگهای مردسالارانه از مادر و مادری تمجید شده است اما زن همواره و همواره درون این فرهنگ مردسالارانه آسیب دیده است.
«روز زن فقط و فقط روز زن است.»
۸ مارس، روز جهانی زن در راه است...
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
🌿
۸ مارس ، روز جهانی زن است. نه روز جهانی مادر است، نه روز جهانی خواهر است و نه روز جهانی همسر و پارتنر و ...!
شاید بپرسید که چه فرقی میکند و مادر و خواهر و همسر یک مرد نیز زن هستند. اما فرق دارد. برای مردی که به مادر و یا همسر خودش تبریک میگوید در واقعا به نسبتی که آن زن با خودش دارد هم تبریک میگوید.
زن، ورای مادربودن و خواهربودن و همسر بودن یک «زن» است. وقتی شما میگویید "مادرم روز زن مبارک"، شما به نقش مادری تبریک میگویید که از قضا عظیم و برجسته کردنش از سوی مردان دقیقا همان تبعیض است که باید در روز جهانی زن به آن توجه داشت.
گویا زن آن است که بزاید و مادری کند و یا همسری کند تا مرد خانه پادشاه بشود. دفاع از زن دفاع از مادری و همسری و خواهری نیست. دفاع از حق زن دفاع از زن است بدون نقشهایی که محیط و جامعه میخواهد بر دوش او بگذارد.
برجستهشدن زن بدون توجه به این نقشها به همان نقشها نیز توان میبخشد .یعنی برجستهکردن مادری و همسری لزوما به ایفای حقوق «زن» منجر نمیشود. در همهی فرهنگهای مردسالارانه از مادر و مادری تمجید شده است اما زن همواره و همواره درون این فرهنگ مردسالارانه آسیب دیده است.
«روز زن فقط و فقط روز زن است.»
۸ مارس، روز جهانی زن در راه است...
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith