کانال پروازفکرواندیشه
@flith
دیوید به یکی از مومنان بار پرستی به نام سام گفت : "اما سام الان نود سال از زمانی که جان گفت بر میگردد گذشته ، او مرتب قول میدهد اما نمیاید ،ایا نود سال انتظار زمان درازی نیست ؟؟
سام چشم از زمین برداشت و به من نگاه کرد « اگر شما میتوانید دو هزار سال منتظر عیسی مسیح باشید و او نیاید ، من هم میتوانم بیشتر از نود سال منتظر جان باشم »
#پندار_خدا
#ریچارد_داوکینز
صفحه 167
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
دیوید به یکی از مومنان بار پرستی به نام سام گفت : "اما سام الان نود سال از زمانی که جان گفت بر میگردد گذشته ، او مرتب قول میدهد اما نمیاید ،ایا نود سال انتظار زمان درازی نیست ؟؟
سام چشم از زمین برداشت و به من نگاه کرد « اگر شما میتوانید دو هزار سال منتظر عیسی مسیح باشید و او نیاید ، من هم میتوانم بیشتر از نود سال منتظر جان باشم »
#پندار_خدا
#ریچارد_داوکینز
صفحه 167
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
بار پرستی یک نمونه معاصر جالب است که سر براوردن ادیان از هیچ را نشان میدهد این ایین بویژه گویای چهار درس درباره منشاء ادیان به طور کلی است :
نخست سرعت خیره کننده شکل گیر ی ایین هاست ، دوم سرعت زوال خاطره منشاء شکل گیری دین است . درس سوم برگرفته از ایجاد ایین های بار پرستی مستقل از یکدیگر در جزیره هاست . چهارم ایین های بار پرستی نه تنها با یکدیگر مشابهت دارند بلکه شبیه دین های قدیمی تر نیز هستند .
#پندار_خدا
#ریچارد_داوکینز
صفحه 168
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
بار پرستی یک نمونه معاصر جالب است که سر براوردن ادیان از هیچ را نشان میدهد این ایین بویژه گویای چهار درس درباره منشاء ادیان به طور کلی است :
نخست سرعت خیره کننده شکل گیر ی ایین هاست ، دوم سرعت زوال خاطره منشاء شکل گیری دین است . درس سوم برگرفته از ایجاد ایین های بار پرستی مستقل از یکدیگر در جزیره هاست . چهارم ایین های بار پرستی نه تنها با یکدیگر مشابهت دارند بلکه شبیه دین های قدیمی تر نیز هستند .
#پندار_خدا
#ریچارد_داوکینز
صفحه 168
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
ما وضعیت غریبی در این دنیا داریم . همه ما برای سفر کوتاهی به دنیا میاییم بی انکه بدانیم چرا گاهی به نظرمان میرسد که جهان مقصودی الاهی دارد ، اما از دیدگاه زندگی روزمره یک چیز را میدانیم :اینکه زندگیمان وابسته به زندگی دیگر آدمیان است و بیش از همه وابسته به کسانی است که سعادتمان در گرو لبخند و بهروزی اشان است . (البرت انیشتین)
#پندار_خدا
#ریچارد_داوکینز
صفحه 169
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
ما وضعیت غریبی در این دنیا داریم . همه ما برای سفر کوتاهی به دنیا میاییم بی انکه بدانیم چرا گاهی به نظرمان میرسد که جهان مقصودی الاهی دارد ، اما از دیدگاه زندگی روزمره یک چیز را میدانیم :اینکه زندگیمان وابسته به زندگی دیگر آدمیان است و بیش از همه وابسته به کسانی است که سعادتمان در گرو لبخند و بهروزی اشان است . (البرت انیشتین)
#پندار_خدا
#ریچارد_داوکینز
صفحه 169
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان چهل و ششم
#رستم_و_سهراب 8
چون رستم زمین خورد سهراب بر سینه اش نشست خنجر از کمر کشید تا سر رستم را از بدن جدا کند رستم فریاد زد آیین ما در کشتی غیر این است . سهراب گفت چگونه ؟ رستم گفت آن کسی که بار اول پیروز میشود سر، زمین خورده را نمی برد. دوباره کشتی میگیرند. سهراب جوانمرد چون این شنید از روی سینه رستم بلند شد و به دشت رفت. ساعتی بعد که هامون سهراب را دید افسوس خورد و گفت شیری را که در دام آورده بودی رها کردی.
رستم آن شب به درگاه ایزد نیایش کرد و در افسانه ها هست که نیروی جوانیش را از او گرفت. روز بعد رستم کمر سهراب را گرفت و او را به زمین زد تیغ از کمر کشید و پهلوی سهراب را با آن درید.
سهراب آهی کشید و به رستم گفت : جهان کلید مرگ مرا به دست تو داد، تو بی گناهی و این جهان پیر است که برکشید و خیلی زود کشت . همسالان من هنوز در کوی ها بازی می کنند و من این چنین در خاک خفته ام. مادرم نشانی از پدر به من داد و من جان خود را در راه پیدا کردن پدر فدا کردم. همه جای جهان جستمش تا رویش را ببینم و اکنون در همان آرزو جان می دهم . دریغا که رنجم به پایان رسید و روی پدرم را ندیدم. اکنون تو ای مرد، اگر در آب چون ماهی شوی ، یا چون شب اندر سیاهی شوی ، پدرم کین من را از تو خواهد خواست و از این همه مردم که در سپاه ایران هستند یک نفر به رستم خواهد گفت :
که سهراب کشتست و افکنده خوار
ترا خواست کردن همه خواستار
چو بشنید رستم سرش خیره گشت
جهان پیش چشم اندرش تیره گشت
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان چهل و ششم
#رستم_و_سهراب 8
چون رستم زمین خورد سهراب بر سینه اش نشست خنجر از کمر کشید تا سر رستم را از بدن جدا کند رستم فریاد زد آیین ما در کشتی غیر این است . سهراب گفت چگونه ؟ رستم گفت آن کسی که بار اول پیروز میشود سر، زمین خورده را نمی برد. دوباره کشتی میگیرند. سهراب جوانمرد چون این شنید از روی سینه رستم بلند شد و به دشت رفت. ساعتی بعد که هامون سهراب را دید افسوس خورد و گفت شیری را که در دام آورده بودی رها کردی.
رستم آن شب به درگاه ایزد نیایش کرد و در افسانه ها هست که نیروی جوانیش را از او گرفت. روز بعد رستم کمر سهراب را گرفت و او را به زمین زد تیغ از کمر کشید و پهلوی سهراب را با آن درید.
سهراب آهی کشید و به رستم گفت : جهان کلید مرگ مرا به دست تو داد، تو بی گناهی و این جهان پیر است که برکشید و خیلی زود کشت . همسالان من هنوز در کوی ها بازی می کنند و من این چنین در خاک خفته ام. مادرم نشانی از پدر به من داد و من جان خود را در راه پیدا کردن پدر فدا کردم. همه جای جهان جستمش تا رویش را ببینم و اکنون در همان آرزو جان می دهم . دریغا که رنجم به پایان رسید و روی پدرم را ندیدم. اکنون تو ای مرد، اگر در آب چون ماهی شوی ، یا چون شب اندر سیاهی شوی ، پدرم کین من را از تو خواهد خواست و از این همه مردم که در سپاه ایران هستند یک نفر به رستم خواهد گفت :
که سهراب کشتست و افکنده خوار
ترا خواست کردن همه خواستار
چو بشنید رستم سرش خیره گشت
جهان پیش چشم اندرش تیره گشت
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
نخستین گام برای از میان برداشتن یک ملت، پاک کردن حافظهی آن است!
باید کتابهایش را، فرهنگش را، تاریخش را از بین برد! بعد باید کسی راداشت که کتابهای تازهای بنویسد، فرهنگ تازهای جعل کند و بسازد، تاریخ تازهای اختراع کند! کوتاه زمانی بعد، ملت آنچه را که هست و آنچه را که بوده، فراموش میکند!
#خنده_و_فراموشی
#میلان_کوندرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
نخستین گام برای از میان برداشتن یک ملت، پاک کردن حافظهی آن است!
باید کتابهایش را، فرهنگش را، تاریخش را از بین برد! بعد باید کسی راداشت که کتابهای تازهای بنویسد، فرهنگ تازهای جعل کند و بسازد، تاریخ تازهای اختراع کند! کوتاه زمانی بعد، ملت آنچه را که هست و آنچه را که بوده، فراموش میکند!
#خنده_و_فراموشی
#میلان_کوندرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
چگونه بفهمم اعتماد به نفس پایینی دارم؟
هرکسی میتواند به طور عمده پنج گونه احساس اصلی را تجربه کند (البته نه لزوماً همه را هم زمان): _ اندوه، دلسردی، ناامیدی و احساس حقارت. در واقع فکر میکنید انسان جذابی نیستید و نمیتوانید بسیاری از کارها را انجام دهید.
_ ترس یا نگرانی، ترس از موفق نشدن، مسائل غیرمترقبه شما را ناتوان میکند و مانع انجام کارتان میشود. عمل کردن برای شما همچون خطری هولناک است. به خودتان میگویید که نمیتوانید با آن مواجه شوید و درنتيجه دائماً اضطراب داريد چراكه ميخواهيد چیزهای غیرمترقبه را پیشبینی كنيد.
_ احساس گناه: همه چیز تقصیر شماست. مدام خودتان را سرزنش میکنید و فکر میکنید که بهتر است احتیاط کنید و منزوی باشید. تصور شما اين است كه باید کمترین کار ممکن را انجام دهید تا از پذيرش مسئولیت و مقصر بودنتان جلوگیری کنید.
_ شرمساری یا ترس از ناامید کردن دیگران باعث میشود که تا حد امکان محتاط شوید. اغلب در این فکر هستید که دیگران قضاوت درستی از شما ندارند.
_ احساس طرد شدن، جدا بودن و خارج شدن از گروهها باعث میشود که فکر کنید مثل دیگران نیستید و طرد شدهاید.
#جرات_داشته_باش
راهکارهای عملی بالابردن اعتماد به نفس
#فردریک_فانژه روانشناس بالینی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
چگونه بفهمم اعتماد به نفس پایینی دارم؟
هرکسی میتواند به طور عمده پنج گونه احساس اصلی را تجربه کند (البته نه لزوماً همه را هم زمان): _ اندوه، دلسردی، ناامیدی و احساس حقارت. در واقع فکر میکنید انسان جذابی نیستید و نمیتوانید بسیاری از کارها را انجام دهید.
_ ترس یا نگرانی، ترس از موفق نشدن، مسائل غیرمترقبه شما را ناتوان میکند و مانع انجام کارتان میشود. عمل کردن برای شما همچون خطری هولناک است. به خودتان میگویید که نمیتوانید با آن مواجه شوید و درنتيجه دائماً اضطراب داريد چراكه ميخواهيد چیزهای غیرمترقبه را پیشبینی كنيد.
_ احساس گناه: همه چیز تقصیر شماست. مدام خودتان را سرزنش میکنید و فکر میکنید که بهتر است احتیاط کنید و منزوی باشید. تصور شما اين است كه باید کمترین کار ممکن را انجام دهید تا از پذيرش مسئولیت و مقصر بودنتان جلوگیری کنید.
_ شرمساری یا ترس از ناامید کردن دیگران باعث میشود که تا حد امکان محتاط شوید. اغلب در این فکر هستید که دیگران قضاوت درستی از شما ندارند.
_ احساس طرد شدن، جدا بودن و خارج شدن از گروهها باعث میشود که فکر کنید مثل دیگران نیستید و طرد شدهاید.
#جرات_داشته_باش
راهکارهای عملی بالابردن اعتماد به نفس
#فردریک_فانژه روانشناس بالینی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
ازحكيمی پرسيدند وقت طعام خوردن كِى است؟
حکیم گفت غنی را وقتی كه گرسنه شود وفقير را وقتی كه بيابد!
هفتم اسفندگرامی داشت سال کوچ #علی_اکبر_دهخدا لغت شناس ، سیاستمدار ، شاعر و ادیب ایرانی
@flith ❄️
حکیم گفت غنی را وقتی كه گرسنه شود وفقير را وقتی كه بيابد!
هفتم اسفندگرامی داشت سال کوچ #علی_اکبر_دهخدا لغت شناس ، سیاستمدار ، شاعر و ادیب ایرانی
@flith ❄️
کتابهای دکوری ازجنس MDFیامقوای توخالی که کانتینر کانتینرازچین وارد میشودوبگفته فروشندهها در سریعترین زمان ممکن بفروش میرسد
عمق فاجعه اینجاست که این کتابهااز کتاب واقعی گرانترند!😔
@flith ❄️
عمق فاجعه اینجاست که این کتابهااز کتاب واقعی گرانترند!😔
@flith ❄️
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
📝 فهم انسان نور ناب و منزه نیست، بلکه خواستهها و علایق آن را میآلایند؛ که از آن علمهایی حاصل میشود که شاید بتوان "علم آنچنان که آرزو داشتیم" نامیدش. انسان آنچه را که دوست دارد درست باشد بسیار راحتتر میپذیرد. بنابراین چیزهای دشوار را که تاب تحقیقشان را ندارد، چیزهای هشیارانه را که امید را کمرنگ میکنند، چیزهای عمیقتر در طبیعت را نسبت به خرافات، روشنایی تجربه را از روی غرور و تکبر، و چیزهایی که برخلاف باور عامه است را به خاطر تفاوت، پس میزند. راههای بیشماری هستند که گاه قابل تشخیص نیستند، اما علایق، فهم را رنگ میکنند و آلوده میسازند.
🖋فرانسیس بیکن
📖Novum Organon (1620)
🖍یاسر سلیمی
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
📝 فهم انسان نور ناب و منزه نیست، بلکه خواستهها و علایق آن را میآلایند؛ که از آن علمهایی حاصل میشود که شاید بتوان "علم آنچنان که آرزو داشتیم" نامیدش. انسان آنچه را که دوست دارد درست باشد بسیار راحتتر میپذیرد. بنابراین چیزهای دشوار را که تاب تحقیقشان را ندارد، چیزهای هشیارانه را که امید را کمرنگ میکنند، چیزهای عمیقتر در طبیعت را نسبت به خرافات، روشنایی تجربه را از روی غرور و تکبر، و چیزهایی که برخلاف باور عامه است را به خاطر تفاوت، پس میزند. راههای بیشماری هستند که گاه قابل تشخیص نیستند، اما علایق، فهم را رنگ میکنند و آلوده میسازند.
🖋فرانسیس بیکن
📖Novum Organon (1620)
🖍یاسر سلیمی
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان چهل و هفتم
#رستم_و_سهراب 9
زمانی گذشت تا رستم به هوش آمد و با ناله و خروش پرسید :
چه داری ز رستم نشان
که گم باد نامش ز گردن کشان
که رستم منم گم بما ناد نام
نشیناد بر ماتمم زال سام
رستم چون این سخنان را گفت نعره ای زد مو بکند و خروش کرد. سهراب چون رستم را به آن حال دید بیهوش شد. چون به هوش آمد به او گفت : همه گونه تو را راهنمایی کردم چگونه یک ذره مهر در دل تو نجنبیده . اکنون بند از جوشنم بگشای . بر تن برهنه ام نظر کن . به بازویم مهره خود را بنگر.
سهراب به رستم گفت : عمر من به پایان رسید تو محبت کن و نگذار که ایرانیان به جنگ تورانیان بروند زیرا ایشان از برای من به این جنگ اقدام کردند. اندیشه کرده بودم اگر پدر را زنده ببینم تمام شاهان را از میان بردارم و تو را بر جای ایشان بنشانم. نمیدانستم به دست تو کشته خواهم شد. رستم رخش را پیش آورد و به سوی سپاه ایران حرکت کرد . رستم به هومان خبر داد که جنگی در بین نیست. رستم به گودرز گفت اکنون نزد کاوس برو و به او بگو که چه بر سر من آمده . اگر هیچ یک از خدمات من به یاد می آوری از آن نوشدارو که در گنج داری برای فرزند من بفرست. کاوس به گودرز پاسخ داد :اگر نوشدارو به سهراب برسانم و آن پهلوان زنده بماند مرا از میان خواهد برد. فراموش کردی که دشنامم داد . هیچکس دشمن خویش نپرورده است که من بپرورم .
چون گودرز جواب کاوس را برای رستم آورد ، رستم خوابگاهی پر نقش ونگار برای سهراب آراست و خود نزد کاوس رفت. نیمی از راه رفته بود که فرستاده ای از سوی گودرز به او رسید و گفت :
که سهراب شد زین جهان فراخ
همی از تو تابوت خواهد نه کاخ
رستم از اسب پیاده شد، کلاه برداشت خاک بر سر ریخت بزرگان همه همچنان کردند. به کاوس خبر دادند که سهراب درگذشت . او با سپاه نزد رستم رفت و به رستم گفت : از این سو تا آن سوی جهان همه مردنی هستند یکی زودتر یکی دیرتر.
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان چهل و هفتم
#رستم_و_سهراب 9
زمانی گذشت تا رستم به هوش آمد و با ناله و خروش پرسید :
چه داری ز رستم نشان
که گم باد نامش ز گردن کشان
که رستم منم گم بما ناد نام
نشیناد بر ماتمم زال سام
رستم چون این سخنان را گفت نعره ای زد مو بکند و خروش کرد. سهراب چون رستم را به آن حال دید بیهوش شد. چون به هوش آمد به او گفت : همه گونه تو را راهنمایی کردم چگونه یک ذره مهر در دل تو نجنبیده . اکنون بند از جوشنم بگشای . بر تن برهنه ام نظر کن . به بازویم مهره خود را بنگر.
سهراب به رستم گفت : عمر من به پایان رسید تو محبت کن و نگذار که ایرانیان به جنگ تورانیان بروند زیرا ایشان از برای من به این جنگ اقدام کردند. اندیشه کرده بودم اگر پدر را زنده ببینم تمام شاهان را از میان بردارم و تو را بر جای ایشان بنشانم. نمیدانستم به دست تو کشته خواهم شد. رستم رخش را پیش آورد و به سوی سپاه ایران حرکت کرد . رستم به هومان خبر داد که جنگی در بین نیست. رستم به گودرز گفت اکنون نزد کاوس برو و به او بگو که چه بر سر من آمده . اگر هیچ یک از خدمات من به یاد می آوری از آن نوشدارو که در گنج داری برای فرزند من بفرست. کاوس به گودرز پاسخ داد :اگر نوشدارو به سهراب برسانم و آن پهلوان زنده بماند مرا از میان خواهد برد. فراموش کردی که دشنامم داد . هیچکس دشمن خویش نپرورده است که من بپرورم .
چون گودرز جواب کاوس را برای رستم آورد ، رستم خوابگاهی پر نقش ونگار برای سهراب آراست و خود نزد کاوس رفت. نیمی از راه رفته بود که فرستاده ای از سوی گودرز به او رسید و گفت :
که سهراب شد زین جهان فراخ
همی از تو تابوت خواهد نه کاخ
رستم از اسب پیاده شد، کلاه برداشت خاک بر سر ریخت بزرگان همه همچنان کردند. به کاوس خبر دادند که سهراب درگذشت . او با سپاه نزد رستم رفت و به رستم گفت : از این سو تا آن سوی جهان همه مردنی هستند یکی زودتر یکی دیرتر.
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
آیدوغدی، دست از تلاش برای سوار شدن برداشت. رو گرداند
و گفت: جوان! تو نمیدانی از نیمه راه برگشتن و به خطا اقرار کردن، چقدر مشکل است و چه جرئتی می خواهد. اگر می دانستی، الان، همین جا، پبش پای من زانو می زدی تا پایم را بر پشتت بگذارم و سوار شوم. آق اویلر شما می گوید: سیه بختی انسان از روزی شروع نشد که اشتباه کرد؛ از روزی شروع شد که پی به اشتباه خود برد و به آن اعتراف نکرد..
#اتش_بدون_دود
#نادر_ابراهیمی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
آیدوغدی، دست از تلاش برای سوار شدن برداشت. رو گرداند
و گفت: جوان! تو نمیدانی از نیمه راه برگشتن و به خطا اقرار کردن، چقدر مشکل است و چه جرئتی می خواهد. اگر می دانستی، الان، همین جا، پبش پای من زانو می زدی تا پایم را بر پشتت بگذارم و سوار شوم. آق اویلر شما می گوید: سیه بختی انسان از روزی شروع نشد که اشتباه کرد؛ از روزی شروع شد که پی به اشتباه خود برد و به آن اعتراف نکرد..
#اتش_بدون_دود
#نادر_ابراهیمی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
به من دروغ بگو، اما دروغ خودت را بگو و آن وقت من تو را خواهم بوسید.
دروغ را به سبک خود گفتن، بهتر از حقیقتی است به تقلید دیگری! در مورد اول تو انسانی و در مورد دوم تو فقط مانند طوطی هستی! حقیقت از بین نخواهد رفت، اما پدر زندگی را ممکن است درآوَرَد.
#فئودور_داستایفسکی
#جنایت_و_مکافات
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
به من دروغ بگو، اما دروغ خودت را بگو و آن وقت من تو را خواهم بوسید.
دروغ را به سبک خود گفتن، بهتر از حقیقتی است به تقلید دیگری! در مورد اول تو انسانی و در مورد دوم تو فقط مانند طوطی هستی! حقیقت از بین نخواهد رفت، اما پدر زندگی را ممکن است درآوَرَد.
#فئودور_داستایفسکی
#جنایت_و_مکافات
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
🔸امیدوارم که به زودی تمام پراکندگان وطن باز به ایران برگردند و در عوضِ مجادله و قتال، در خط "اعتدال "کار بکنند یعنی خار بخورند و بار ببرند و کشتی مشرف به غرق وطن را به ساحل نجات بکشند..عجیب این است که در ایران، بر سر آزادی عقاید جنگ میکنند ولی هیچ کس به عقیده دیگری وقعی نمی گذارد؛ سهل است اگر کسی اظهار رای و عقیده نماید متهم و واجب القتل، مستبد، اعیان پرست، خودپسند، نمی دانم چه و چه نامیده میشود و این نام را کسی میدهد که در هفت آسیا یک مثقال آرد ندارد یعنی نه روح دارد نه علم ، نه تجربه؛ فقط ششلول دارد....راستی یادتان هست مکتوب من را که از شما سئوال کرده بودم:" طهران کدام جانور است که در یک شب صد و بیست انجمن میزاید؟".
...من ایران را 50سال است میشناسم و هفتاد و یکم سن من تمام شده. کدام دیوانه در دنیا، بی بنّا عمارت میسازد؟ کدام دیوانه بدون تهیه مصالح، بنّا را دعوت به کار می نماید؟ کدام مجنون تغییر ایران را خلق الساعه حساب می کند؟.. آخر هیچ پیغمبری می توانست این کشور را به سرعت پیشرفته کند که حالا "حسین بزاز" یا "محسن خیاط" یا فلان آدم میخواهد این کار را بکند؟... ایرانی، تاکنون اسیر یک گاو دو شاخ استبداد بود اما بعد از این اگر اداره خود را قادر نشود به گاو هزار رجاله دچار میگردد آن وقت مستبدین به نابالغی ما می خندند...فاش می گویم که من این مساله را، بی چون و چرا؛ میبینم.
🔸نامه عبدالرحیم #طالبوف تبریزی(نویسنده کتاب احمد – #مسالکالمحسنین) روشنفکر پیش از مشروطیت به علیاکبرخان قزوینی ( #دهخدا ) که پس از رفتن به استانبول نامه ای به طالبوف نوشت.
✔️منبع: یحیی آرینپور، از صبا تا نیما، ج ،1 زوار، ،1372 صص 289-290
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
🔸امیدوارم که به زودی تمام پراکندگان وطن باز به ایران برگردند و در عوضِ مجادله و قتال، در خط "اعتدال "کار بکنند یعنی خار بخورند و بار ببرند و کشتی مشرف به غرق وطن را به ساحل نجات بکشند..عجیب این است که در ایران، بر سر آزادی عقاید جنگ میکنند ولی هیچ کس به عقیده دیگری وقعی نمی گذارد؛ سهل است اگر کسی اظهار رای و عقیده نماید متهم و واجب القتل، مستبد، اعیان پرست، خودپسند، نمی دانم چه و چه نامیده میشود و این نام را کسی میدهد که در هفت آسیا یک مثقال آرد ندارد یعنی نه روح دارد نه علم ، نه تجربه؛ فقط ششلول دارد....راستی یادتان هست مکتوب من را که از شما سئوال کرده بودم:" طهران کدام جانور است که در یک شب صد و بیست انجمن میزاید؟".
...من ایران را 50سال است میشناسم و هفتاد و یکم سن من تمام شده. کدام دیوانه در دنیا، بی بنّا عمارت میسازد؟ کدام دیوانه بدون تهیه مصالح، بنّا را دعوت به کار می نماید؟ کدام مجنون تغییر ایران را خلق الساعه حساب می کند؟.. آخر هیچ پیغمبری می توانست این کشور را به سرعت پیشرفته کند که حالا "حسین بزاز" یا "محسن خیاط" یا فلان آدم میخواهد این کار را بکند؟... ایرانی، تاکنون اسیر یک گاو دو شاخ استبداد بود اما بعد از این اگر اداره خود را قادر نشود به گاو هزار رجاله دچار میگردد آن وقت مستبدین به نابالغی ما می خندند...فاش می گویم که من این مساله را، بی چون و چرا؛ میبینم.
🔸نامه عبدالرحیم #طالبوف تبریزی(نویسنده کتاب احمد – #مسالکالمحسنین) روشنفکر پیش از مشروطیت به علیاکبرخان قزوینی ( #دهخدا ) که پس از رفتن به استانبول نامه ای به طالبوف نوشت.
✔️منبع: یحیی آرینپور، از صبا تا نیما، ج ،1 زوار، ،1372 صص 289-290
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان چهل و هشتم
#رستم_و_سهراب 10
تورانیان به سرزمین خود بازگشتند. کاوس سپاه خود را به ایران آورد و رستم در همان دشت بماند. زواره سپیده دم با سپاه رسید. رستم همراه ایشان به سوی زابل حرکت کرده . تابوت سهراب را در پیش داشتند. به دستان خبر دادند ، همه سیستان به پیشواز آمدند. دلیران بزرگ زیر تابوت را گرفتند و چون زال آن را دید نوحه خواند .
همی گفت و مژگان پر از آب کرد
زبان پر ز گفتار سهراب کرد
هومان خبر مرگ سهراب را به افراسیاب داد . خبر به شاه سمنگان دادند. جامه بر تن درید.
به مادر خبر شد که سهراب گرد
زتیغ پدر خسته گشت و بمرد
او روز و شب میگریست و پس از مرگ سهراب سالی بزیست، سرانجام هم در غم او بمرد و روانش در جهان مینویی به سهراب پیوست .
چنین گفت بهرام نیکو سخن
که با مردگان آشنایی مکن
بتو داد یک روز نوبت پدر
سزد گر تو را نوبت آید پسر
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان چهل و هشتم
#رستم_و_سهراب 10
تورانیان به سرزمین خود بازگشتند. کاوس سپاه خود را به ایران آورد و رستم در همان دشت بماند. زواره سپیده دم با سپاه رسید. رستم همراه ایشان به سوی زابل حرکت کرده . تابوت سهراب را در پیش داشتند. به دستان خبر دادند ، همه سیستان به پیشواز آمدند. دلیران بزرگ زیر تابوت را گرفتند و چون زال آن را دید نوحه خواند .
همی گفت و مژگان پر از آب کرد
زبان پر ز گفتار سهراب کرد
هومان خبر مرگ سهراب را به افراسیاب داد . خبر به شاه سمنگان دادند. جامه بر تن درید.
به مادر خبر شد که سهراب گرد
زتیغ پدر خسته گشت و بمرد
او روز و شب میگریست و پس از مرگ سهراب سالی بزیست، سرانجام هم در غم او بمرد و روانش در جهان مینویی به سهراب پیوست .
چنین گفت بهرام نیکو سخن
که با مردگان آشنایی مکن
بتو داد یک روز نوبت پدر
سزد گر تو را نوبت آید پسر
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
درجریان اعتراضات سال ۲۰۱۶ در مقدونیه، زنی از سپر پلیس استفاده کرد تا به لبهایش رژ بزند. اوگنن توفیلوفسکی، عکاس رویترز، این لحظه راجاودانه ساخت، لحظه ای که زیبایی خشونت راعقب
میراند
زیبایی مبارزه است
این «زن»، کاربردِ اولیهیِ سپر را تهی از معنا میکند و معنای جدیدی جلوی رویش میگذارد. او تصویرِ منعکس شدهاش بهوسیله آن سپر را میآراید. نه شعار خاصی میدهد، نه پلاکارد خاصی را بدست گرفته است. او صرفا خودش را به میدان آورده است و میل به زیباتر بودن را. این زن، همان تفاوتی را به میدان آورده است که نیچه آن را ستایش میکرد. آن هالهی رمز آلود زنانگی که گفتمان فمینیسم آن دوران، به اعتقادِ نیچه، در پی حذف آن بود. نیچه در جایی میگوید: «وای اگر حقیقت زن باشد». او صراحتا تاریخِ اندیشه را به نقد میکشد که آنچه در حال حاضر بشر در حوزه اندیشه به آن رسیده است، تولید شدهی ذهنیت و منطقِ مردانه به جهان است. خوانش و تفسیر جهان، خوانش و تفسیری است بشدت مردانه. نیچه پرسش بزرگی را مطرح میکند که اگر منطقِ زنانه به جهان مینگریست، چه تفسیری از جهان بدست میآمد؟
این عکس، خوانش جدیدی از اعتراض بدست می دهد. زن بی هیچ خشونتی، آن سپرهای استوار را به چالش میکشد؛ با میل به زیبایی.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
میراند
زیبایی مبارزه است
این «زن»، کاربردِ اولیهیِ سپر را تهی از معنا میکند و معنای جدیدی جلوی رویش میگذارد. او تصویرِ منعکس شدهاش بهوسیله آن سپر را میآراید. نه شعار خاصی میدهد، نه پلاکارد خاصی را بدست گرفته است. او صرفا خودش را به میدان آورده است و میل به زیباتر بودن را. این زن، همان تفاوتی را به میدان آورده است که نیچه آن را ستایش میکرد. آن هالهی رمز آلود زنانگی که گفتمان فمینیسم آن دوران، به اعتقادِ نیچه، در پی حذف آن بود. نیچه در جایی میگوید: «وای اگر حقیقت زن باشد». او صراحتا تاریخِ اندیشه را به نقد میکشد که آنچه در حال حاضر بشر در حوزه اندیشه به آن رسیده است، تولید شدهی ذهنیت و منطقِ مردانه به جهان است. خوانش و تفسیر جهان، خوانش و تفسیری است بشدت مردانه. نیچه پرسش بزرگی را مطرح میکند که اگر منطقِ زنانه به جهان مینگریست، چه تفسیری از جهان بدست میآمد؟
این عکس، خوانش جدیدی از اعتراض بدست می دهد. زن بی هیچ خشونتی، آن سپرهای استوار را به چالش میکشد؛ با میل به زیبایی.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
Telegram
attach 📎
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
درد یعنی «او» وزیر آموزش و پرورش بود!
#احسان_محمدی در عصر ایران نوشت:
برنامه ۹۰ یک بار دیگر جور برنامه های سیاسی بی رمق تلویزیون را برای وزن کشی توانمندی های برخی از مسئولان به دوش کشید. شبی که باز نشان داد چرا دوران محمود احمدی نژاد تا این اندازه در تاریخ جمهوری اسلامی ایران غیرقابل دفاع است و آنها که حامی سینه چاکش بودند حالا طلبکار هم شده اند!
عادل فردوسی پور در یک آیتم به سقوط تیم پاس همدان به دسته سوم پرداخت. حسین فرکی به عنوان یک پیشکسوت تیم پاس با لحنی آرام به نقد کسانی پرداخت که در دوران احمدی نژاد این تیم را به استان همدان هبه کرد و دقایقی بعد حمیدرضا حاجی بابایی نماینده سابق مردم همدان در مجلس شورای اسلامی روی خط آمد و یاد و خاطره احمدی نژاد را یکبار دیگر زنده کرد!
او به جای پذیرش نقش خود در این خطای آشکار مدیریتی به دفاع از عملکردش در انتقال پاس از تهران به همدان پرداخت و هنگامی که فردوسی پور نامه ای را نشان داد که در آن حاجی بابایی از احمدی نژاد برای همدان تیم خواسته بود، او برافروخت و با عصبانیت به این مجری تلویزیون حمله کرد و گفت تو سیاسی کاری می کنی و چرا نامه من را نشان دادی؟ و نامه من چه ربطی به پاس دارد و اصلاً درخواست من برای تیم خواستن چه ربطی به شما دارد و ...
او برای دقایقی طولانی به فرافکنی پرداخت و حتی پشت مردم همدان پنهان شد و گفت فردوسی پور به آنها توهین کرده است! کار را به جایی رساند که عادل از طرف همه کسانی که با انتقال پاس به همدان این تیم را به نابودی کشاندند عذرخواهی کرد!
اما نکته دردناک این نیست که یک نماینده اصولگرای مجلس کوشیده است از راه های غیرفوتبالی تیم به استانش هدیه کند، بلکه موضوعی که به شدت آزاردهنده است اینجاست که آقای حاجی بابایی با چنین رفتار و گفتار و کرداری در دولت محمود احمدی نژاد وزیر آموزش و پرورش بود! وزیر آموزش و پرورش این کشور از سال ۸۸ تا ۹۲!
او البته فقط این عنوان را برعهده نداشته است. پنج دوره نماینده مردم همدان در مجلس_یعنی قانونگذار کشور_، عضو هیئت رئیسه و رئیس فراکسیون فرهنگیان مجلس و نیز در کمیسیونهای محاسبه و بودجه، تلفیق، اصل نود و امنیت ملی و سیاست خارجی بوده است. عناوین را بخوانید و تجسم کنید افرادی با این درجه از استدلال، مدارا و منطق در پاسخگویی، مثل احمدی نژاد چه کرسی های حساسی را در اختیار داشته اند و هنوز حتی حاضر به یک عذرخواهی ساده از مردم در مقابل رفتار مدیریتی غلط شان نیستند و باز دیگران را متهم می کنند!
افکار عمومی حافظه قوی ندارد اما او که شب گذشته حاضر نشد به خاطر سماجتش برای انتقال پاس که به نابودی این تیم منجر شد عذرخواهی کند در کارنامه اش یک عذرخواهی وارونه هم دارد!
در آذر ماه ۹۱ پس از حادثه جانسوز آتشسوزی در مدرسه شینآباد پیرانشهر که طی آن سیران یگانه، دانش آموز ده ساله بر اثر شدت سوختگی در بیمارستان سینا تبریز جان سپرد و چندین کودک دیگر به بدترین شک دچار سوختگی شدند در مجلس از کلمه عذرخواهی استفاده کرد اما به دلیل به کار بردن عبارت «از الان تا قیامت بابت هر اتفاقی که در آموزش و پرورش میافتد عذرخواهی میکنم.» عدهای عذرخواهیش را طعنه آمیز تصور میکنند.
با یک جمله نمی توان کارنامه یک مدیر ۵۸ ساله را نقد کرد اما همین گفتگوی کوتاه و به شدت اعصاب فرسا در برنامه تلویزیونی ۹۰ نشان داد که سکان یکی از کلیدی ترین وزارتخانه های کشور را در یک برهه به چه کسانی سپردند؟ وزارتخانه ای که نسل ها را تربیت می کند
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
درد یعنی «او» وزیر آموزش و پرورش بود!
#احسان_محمدی در عصر ایران نوشت:
برنامه ۹۰ یک بار دیگر جور برنامه های سیاسی بی رمق تلویزیون را برای وزن کشی توانمندی های برخی از مسئولان به دوش کشید. شبی که باز نشان داد چرا دوران محمود احمدی نژاد تا این اندازه در تاریخ جمهوری اسلامی ایران غیرقابل دفاع است و آنها که حامی سینه چاکش بودند حالا طلبکار هم شده اند!
عادل فردوسی پور در یک آیتم به سقوط تیم پاس همدان به دسته سوم پرداخت. حسین فرکی به عنوان یک پیشکسوت تیم پاس با لحنی آرام به نقد کسانی پرداخت که در دوران احمدی نژاد این تیم را به استان همدان هبه کرد و دقایقی بعد حمیدرضا حاجی بابایی نماینده سابق مردم همدان در مجلس شورای اسلامی روی خط آمد و یاد و خاطره احمدی نژاد را یکبار دیگر زنده کرد!
او به جای پذیرش نقش خود در این خطای آشکار مدیریتی به دفاع از عملکردش در انتقال پاس از تهران به همدان پرداخت و هنگامی که فردوسی پور نامه ای را نشان داد که در آن حاجی بابایی از احمدی نژاد برای همدان تیم خواسته بود، او برافروخت و با عصبانیت به این مجری تلویزیون حمله کرد و گفت تو سیاسی کاری می کنی و چرا نامه من را نشان دادی؟ و نامه من چه ربطی به پاس دارد و اصلاً درخواست من برای تیم خواستن چه ربطی به شما دارد و ...
او برای دقایقی طولانی به فرافکنی پرداخت و حتی پشت مردم همدان پنهان شد و گفت فردوسی پور به آنها توهین کرده است! کار را به جایی رساند که عادل از طرف همه کسانی که با انتقال پاس به همدان این تیم را به نابودی کشاندند عذرخواهی کرد!
اما نکته دردناک این نیست که یک نماینده اصولگرای مجلس کوشیده است از راه های غیرفوتبالی تیم به استانش هدیه کند، بلکه موضوعی که به شدت آزاردهنده است اینجاست که آقای حاجی بابایی با چنین رفتار و گفتار و کرداری در دولت محمود احمدی نژاد وزیر آموزش و پرورش بود! وزیر آموزش و پرورش این کشور از سال ۸۸ تا ۹۲!
او البته فقط این عنوان را برعهده نداشته است. پنج دوره نماینده مردم همدان در مجلس_یعنی قانونگذار کشور_، عضو هیئت رئیسه و رئیس فراکسیون فرهنگیان مجلس و نیز در کمیسیونهای محاسبه و بودجه، تلفیق، اصل نود و امنیت ملی و سیاست خارجی بوده است. عناوین را بخوانید و تجسم کنید افرادی با این درجه از استدلال، مدارا و منطق در پاسخگویی، مثل احمدی نژاد چه کرسی های حساسی را در اختیار داشته اند و هنوز حتی حاضر به یک عذرخواهی ساده از مردم در مقابل رفتار مدیریتی غلط شان نیستند و باز دیگران را متهم می کنند!
افکار عمومی حافظه قوی ندارد اما او که شب گذشته حاضر نشد به خاطر سماجتش برای انتقال پاس که به نابودی این تیم منجر شد عذرخواهی کند در کارنامه اش یک عذرخواهی وارونه هم دارد!
در آذر ماه ۹۱ پس از حادثه جانسوز آتشسوزی در مدرسه شینآباد پیرانشهر که طی آن سیران یگانه، دانش آموز ده ساله بر اثر شدت سوختگی در بیمارستان سینا تبریز جان سپرد و چندین کودک دیگر به بدترین شک دچار سوختگی شدند در مجلس از کلمه عذرخواهی استفاده کرد اما به دلیل به کار بردن عبارت «از الان تا قیامت بابت هر اتفاقی که در آموزش و پرورش میافتد عذرخواهی میکنم.» عدهای عذرخواهیش را طعنه آمیز تصور میکنند.
با یک جمله نمی توان کارنامه یک مدیر ۵۸ ساله را نقد کرد اما همین گفتگوی کوتاه و به شدت اعصاب فرسا در برنامه تلویزیونی ۹۰ نشان داد که سکان یکی از کلیدی ترین وزارتخانه های کشور را در یک برهه به چه کسانی سپردند؟ وزارتخانه ای که نسل ها را تربیت می کند
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️