@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
در دوران نوجوانی با یک چوب دستی دم در آغل گوسفندان می ایستادم و برای سرگرم کردن خودم، هنگام خارج شدن گوسفندان، چوبدستی را جلو پایشان می گرفتم جوری که مجبور به پریدن از روی آن می شدند. پس از آنکه چندین گوسفند از روی آن می پریدند، چوبدستی را کنار می کشیدم، اما بقیه گوسفندان هم با رسیدن به این نقطه از روی مانع خیالی می پریدند.
تنها دلیل پرش آنها این بود که گوسفندان جلویی در آن نقطه پریده بودند. گوسفند تنها موجودی نیست که از این گرایش برخوردار است. تعداد زیادی از آدم ها نیز مایل به انجام کارهایی هستند که دیگران انجامش می دهند ؛مایل به باور کردن چیزهای هستند که دیگران به آن باور دارند، مایل به پذیرش بی چون و چرای چیزهایی هستند که دیگران قبولش دارند.
وقتی خودت را هم صدا با اکثریت می بینی، وقت آن است که بنشینی و عمیقا فکر کنی.
#دیل_کارنگی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
در دوران نوجوانی با یک چوب دستی دم در آغل گوسفندان می ایستادم و برای سرگرم کردن خودم، هنگام خارج شدن گوسفندان، چوبدستی را جلو پایشان می گرفتم جوری که مجبور به پریدن از روی آن می شدند. پس از آنکه چندین گوسفند از روی آن می پریدند، چوبدستی را کنار می کشیدم، اما بقیه گوسفندان هم با رسیدن به این نقطه از روی مانع خیالی می پریدند.
تنها دلیل پرش آنها این بود که گوسفندان جلویی در آن نقطه پریده بودند. گوسفند تنها موجودی نیست که از این گرایش برخوردار است. تعداد زیادی از آدم ها نیز مایل به انجام کارهایی هستند که دیگران انجامش می دهند ؛مایل به باور کردن چیزهای هستند که دیگران به آن باور دارند، مایل به پذیرش بی چون و چرای چیزهایی هستند که دیگران قبولش دارند.
وقتی خودت را هم صدا با اکثریت می بینی، وقت آن است که بنشینی و عمیقا فکر کنی.
#دیل_کارنگی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
جنگ بعدی جهانی بی شک بر سر آب است، ایران درصورت بروز خشکسالی بیش از ۷۰ درصد جمعیتش مجبوربه ترک خاک خواهند شد ، تهران در میان ۸ شهر جهان که بحران آب جدی دارند قرار دارد!
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
بعضی آدم ها را نمی شود داشت. فقط می شود یک جور خاصی دوستشان داشت. بعضی آدم ها اصلا برای این نیستند که برای تو باشند یا تو برای آن ها. اصلا به آخرش فکر نمی کنی
آن ها برای اینند که دوستشان بداری! آن هم نه دوست داشتن معمولی نه حتی عشق؛ یک جور خاصی دوست داشتن که اصلا هم کم نیست.
این آدم ها حتی وقتی که دیگر نیستند هم در کنج دلت تا ابد یه جور خاص دوست داشته خواهند شد.
#بابا_لنگ_دراز
#جین_وبستر
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
بعضی آدم ها را نمی شود داشت. فقط می شود یک جور خاصی دوستشان داشت. بعضی آدم ها اصلا برای این نیستند که برای تو باشند یا تو برای آن ها. اصلا به آخرش فکر نمی کنی
آن ها برای اینند که دوستشان بداری! آن هم نه دوست داشتن معمولی نه حتی عشق؛ یک جور خاصی دوست داشتن که اصلا هم کم نیست.
این آدم ها حتی وقتی که دیگر نیستند هم در کنج دلت تا ابد یه جور خاص دوست داشته خواهند شد.
#بابا_لنگ_دراز
#جین_وبستر
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
برتراند راسل:چرا کمونیست نیستم؟
دکترین مارکس به اندازهی کافی بد بود، اما توسعهی آن تحت حکومتهای لنین و استالین بسیار بدترش کرد!
در مورد هر دکترین سیاسیای، دو سؤال هست که باید پرسید: (۱) آیا اصول تئوریک آن صادق اند؟ و (۲) آیا سیاست عملی آن ممکن است بر سعادت بشری بیفزاید؟ من بهسهم خودم، فکر میکنم که اصول تئوریک کمونیسم کاذب هستند، و قواعد کلی عملی آن از آن دست قواعدی هستند که بیشازحدِ تصور بر فلاکتِ بشر میافزایند.
دکترینهای تئوریک کمونیسم عمدتاً برگرفته از آراء مارکس هستند. ایرادات من بر مارکس دو دستهاند: یکی اینکه مارکس آدمی پریشانذهن و آشفتهافکار بوده است؛ و دوم اینکه، تفکرش تقریباً یکسره از نفرت و بغض ریشه گرفته است. دکترین ارزش مازاد، که از قرار باید استثمار مزدبگیران را تحت نظام سرمایهداری اثبات کند، از دو منبع استنباط شده است: (الف) پذیرش زیرجُلی دکترین جمعیت مالتوس، که مارکس و تمام شاگردانش آن را منکر میشوند؛ (ب) اطلاق تئوری ارزش ریکاردو به دستمزدها و نه به قیمتهای کالاهای تولیدِ انبوه. مارکس کاملاً از نتیجه خرسند بوده است، نه چون نتیجهای که میگیرد با واقعیتها مطابقت دارد یا اینکه منطقاً سازوار و منسجم است، بلکه از آن رو که خشمِ مزدبگیران را برخواهد انگیخت. دکترین مارکس، دایر بر اینکه رویدادهای تاریخی از تضادهای طبقاتی نشأت میگیرند شتابزده و تعمیم نادرست برخی ویژگیهای بارز انگلستان و فرانسهی صد سال قبل به کل تاریخ جهان است. این عقیدهاش که نیرویی کیهانی به نام ماتریالیسم دیالکیتیک وجود دارد که فارغ و مستقل از ارادهی انسانها بر کل تاریخ بشر حکم میراند، اسطورهی محض است.
اما خطاهای تئوریک او، جز از اینرو که، همچون ترتولیان و کارلایل، آرزوی اصلی مارکس هم تماشایِ مجازاتِ دشمنانش بود، و اهمیت چندانی نمیداد که در این جریان چه بر سر دوستانش میآید، زیاد مهم نیستند.
دکترین مارکس به اندازهی کافی بد بود، اما توسعهی آن تحت حکومتهای لنین و استالین بسیار بدترش کرد. بنا به تعلیمات مارکس، دورهی انتقالیای انقلابی به دنبال پیروزی پرولتاریا در جنگی داخلی خواهد آمد و در طی این دوره پرولتاریا، طبق روال معمول بعد از جنگی داخلی، دست دشمنان شکستخوردهاش را از قدرت سیاسی کوتاه خواهد کرد. این دوره دورهی دیکتاتوری پرولتاریا خواهد بود. نباید فراموش کرد که در بینشِ پیشگویانهی مارکس پیروزیِ پرولتاریا پس از آن محقق خواهد شد که پرولتاریا به اکثریتِ مطلقِ جمعیت برسد. بنابراین دیکتاتوری پرولتاریا، در نظرِ مارکس، نظامی اساساً ضددموکراتیک شمرده نمیشود. اما در روسیهی سال ۱۹۱۷، پرولتاریا درصد کوچکی از کل جمعیت بود و اکثریت غالب مردم را دهقانان تشکیل میدادند.
مقرر کرده بودند که بهحکم حکومت حزب بلشویک جزءِ بهرهمند از آگاهی طبقاتی در میانِ پرولتاریا است، و اینکه کمیتهی کوچک رهبران حزب بهرهمندان از آگاهی طبقاتی در حزب بلشویک. ازاینرو دیکتاتوری پرولتاریا دیکتاتوری یک کمیتهی کوچک، و نهایتاً دیکتاتوری تنها یک نفر—استالین—از آب درآمد. استالین، در مقام تنها پرولتر آگاه از طبقه، میلیونها دهقان را با گرسنگی دادن به مرگ و میلیونها انسانِ دیگر را به کار اجباری در اردوگاههای کار اجباری محکوم کرد. او حتی تا بدانجا پیش رفت که دستور داد قوانین توارث از این پس باید متفاوت با آنچه باشند که تا پیش از آن بوده است، و اینکه قسمت قابل توارث نطفه (بافت تولیدمثلی) باید از دستورات شوروی پیروی کند و نه از آن کشیش مِندلِ مرتجع. کاملاً متحیرم و عاجز از درک اینکه چطور کسانی، که هم انساندوستند و هم هوشمند، میتوانند در اردوگاه بردگی عظیمی که استالین درست کرد، چیزی برای تحسین بیابند.
من همیشه با مارکس مخالف بودهام. اولین نقد خصمانهام از او در سال ۱۸۹۶ منتشر شد. اما ایراداتم به کمونیسم امروزی از ایراداتم به مارکس عمیقتر هستند. از جملهی آنها وانهادن و ترک دموکراسی است، که بیش از هر چیز دیگر مصیبتبار میدانمش. اقلیتی که قدرتش وابسته به فعالیتهای پلیس مخفی است لزوماً باید بیرحم، سرکوبگر، و تاریکاندیش باشد. خطرهای قدرت غیرمسؤول در طول قرون هجده و نوزده عموماً شناختهشده بودند، اما کسانی که مبهوت پیروزیهای ظاهری اتحاد شوروی شده بودند به کلی تمامِ درسهایی را که با قبولِ رنج بسیار در ایام سطلنت مطلقه آموخته بودند، فراموش کرده بودند، و با این توهم غریب که طلایهدار پیشرفت هستند به بدترین روزگارانِ قرون وسطی بازگشته بودند.
نشانههایی وجود دارد که با گذشت زمان رژیم روسیه لیبرالتر خواهد شد. اما این چشمانداز، هرچند شدنی، بسیار دور از یقین است.
ادامه درصفحه ی بعد
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
برتراند راسل:چرا کمونیست نیستم؟
دکترین مارکس به اندازهی کافی بد بود، اما توسعهی آن تحت حکومتهای لنین و استالین بسیار بدترش کرد!
در مورد هر دکترین سیاسیای، دو سؤال هست که باید پرسید: (۱) آیا اصول تئوریک آن صادق اند؟ و (۲) آیا سیاست عملی آن ممکن است بر سعادت بشری بیفزاید؟ من بهسهم خودم، فکر میکنم که اصول تئوریک کمونیسم کاذب هستند، و قواعد کلی عملی آن از آن دست قواعدی هستند که بیشازحدِ تصور بر فلاکتِ بشر میافزایند.
دکترینهای تئوریک کمونیسم عمدتاً برگرفته از آراء مارکس هستند. ایرادات من بر مارکس دو دستهاند: یکی اینکه مارکس آدمی پریشانذهن و آشفتهافکار بوده است؛ و دوم اینکه، تفکرش تقریباً یکسره از نفرت و بغض ریشه گرفته است. دکترین ارزش مازاد، که از قرار باید استثمار مزدبگیران را تحت نظام سرمایهداری اثبات کند، از دو منبع استنباط شده است: (الف) پذیرش زیرجُلی دکترین جمعیت مالتوس، که مارکس و تمام شاگردانش آن را منکر میشوند؛ (ب) اطلاق تئوری ارزش ریکاردو به دستمزدها و نه به قیمتهای کالاهای تولیدِ انبوه. مارکس کاملاً از نتیجه خرسند بوده است، نه چون نتیجهای که میگیرد با واقعیتها مطابقت دارد یا اینکه منطقاً سازوار و منسجم است، بلکه از آن رو که خشمِ مزدبگیران را برخواهد انگیخت. دکترین مارکس، دایر بر اینکه رویدادهای تاریخی از تضادهای طبقاتی نشأت میگیرند شتابزده و تعمیم نادرست برخی ویژگیهای بارز انگلستان و فرانسهی صد سال قبل به کل تاریخ جهان است. این عقیدهاش که نیرویی کیهانی به نام ماتریالیسم دیالکیتیک وجود دارد که فارغ و مستقل از ارادهی انسانها بر کل تاریخ بشر حکم میراند، اسطورهی محض است.
اما خطاهای تئوریک او، جز از اینرو که، همچون ترتولیان و کارلایل، آرزوی اصلی مارکس هم تماشایِ مجازاتِ دشمنانش بود، و اهمیت چندانی نمیداد که در این جریان چه بر سر دوستانش میآید، زیاد مهم نیستند.
دکترین مارکس به اندازهی کافی بد بود، اما توسعهی آن تحت حکومتهای لنین و استالین بسیار بدترش کرد. بنا به تعلیمات مارکس، دورهی انتقالیای انقلابی به دنبال پیروزی پرولتاریا در جنگی داخلی خواهد آمد و در طی این دوره پرولتاریا، طبق روال معمول بعد از جنگی داخلی، دست دشمنان شکستخوردهاش را از قدرت سیاسی کوتاه خواهد کرد. این دوره دورهی دیکتاتوری پرولتاریا خواهد بود. نباید فراموش کرد که در بینشِ پیشگویانهی مارکس پیروزیِ پرولتاریا پس از آن محقق خواهد شد که پرولتاریا به اکثریتِ مطلقِ جمعیت برسد. بنابراین دیکتاتوری پرولتاریا، در نظرِ مارکس، نظامی اساساً ضددموکراتیک شمرده نمیشود. اما در روسیهی سال ۱۹۱۷، پرولتاریا درصد کوچکی از کل جمعیت بود و اکثریت غالب مردم را دهقانان تشکیل میدادند.
مقرر کرده بودند که بهحکم حکومت حزب بلشویک جزءِ بهرهمند از آگاهی طبقاتی در میانِ پرولتاریا است، و اینکه کمیتهی کوچک رهبران حزب بهرهمندان از آگاهی طبقاتی در حزب بلشویک. ازاینرو دیکتاتوری پرولتاریا دیکتاتوری یک کمیتهی کوچک، و نهایتاً دیکتاتوری تنها یک نفر—استالین—از آب درآمد. استالین، در مقام تنها پرولتر آگاه از طبقه، میلیونها دهقان را با گرسنگی دادن به مرگ و میلیونها انسانِ دیگر را به کار اجباری در اردوگاههای کار اجباری محکوم کرد. او حتی تا بدانجا پیش رفت که دستور داد قوانین توارث از این پس باید متفاوت با آنچه باشند که تا پیش از آن بوده است، و اینکه قسمت قابل توارث نطفه (بافت تولیدمثلی) باید از دستورات شوروی پیروی کند و نه از آن کشیش مِندلِ مرتجع. کاملاً متحیرم و عاجز از درک اینکه چطور کسانی، که هم انساندوستند و هم هوشمند، میتوانند در اردوگاه بردگی عظیمی که استالین درست کرد، چیزی برای تحسین بیابند.
من همیشه با مارکس مخالف بودهام. اولین نقد خصمانهام از او در سال ۱۸۹۶ منتشر شد. اما ایراداتم به کمونیسم امروزی از ایراداتم به مارکس عمیقتر هستند. از جملهی آنها وانهادن و ترک دموکراسی است، که بیش از هر چیز دیگر مصیبتبار میدانمش. اقلیتی که قدرتش وابسته به فعالیتهای پلیس مخفی است لزوماً باید بیرحم، سرکوبگر، و تاریکاندیش باشد. خطرهای قدرت غیرمسؤول در طول قرون هجده و نوزده عموماً شناختهشده بودند، اما کسانی که مبهوت پیروزیهای ظاهری اتحاد شوروی شده بودند به کلی تمامِ درسهایی را که با قبولِ رنج بسیار در ایام سطلنت مطلقه آموخته بودند، فراموش کرده بودند، و با این توهم غریب که طلایهدار پیشرفت هستند به بدترین روزگارانِ قرون وسطی بازگشته بودند.
نشانههایی وجود دارد که با گذشت زمان رژیم روسیه لیبرالتر خواهد شد. اما این چشمانداز، هرچند شدنی، بسیار دور از یقین است.
ادامه درصفحه ی بعد
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
ادامه ازصفحه ی قبل
در این اثناء، همه ی کسانی که نه تنها به هنروعلم بها می دهند بلکه برای کفایت رزق روزانه ورهایی ازاین ترس که مبادا حرفی نابجا ازدهان فرزندانشان خطاب به معلم مدرسه به کاراجباری در سرزمینهای نامسکون سیبری محکومشان کند، نیز اهمیت قائلند، باید از تمام توانشان بهره بگیرند تا شیوهای از زندگی کمتر پست و بیشتر مرفه را در کشورهای خودشان حفظ کنند.
کسانی هستند که تحتِ جور و ستمِ کمونیسم، به این نتیجه رسیدهاند که تنها راه مؤثر برای مبارزه با این شَر جنگ جهانی دیگری است، که به نظر من راهی است خطا. چنین راهحلی شاید زمانی ممکن میبود، اما در حال حاضر جنگ آنقدر وحشتآور و کمونیسم آنقدر قدرتمند شده است که هیچ معلوم نیست پس از جنگی جهانی چه چیزی به جا خواهد ماند، و چیزی که شاید به جا بماند احتمالاً دستکم همانقدر بد و ناگوار خواهد بود که کمونیسمِ امروز. این پیشبینی به این بستگی ندارد که کدام طرف، اگر اصلاً امکانش برای هیچکدام از طرفین باشد، ظاهراً پیروز است. چنین پیشبینیای تنها به نتایج اجتنابناپذیر انهدام جمعی با بمبهای هیدروژنی و کبالتی بستگی دارد و شاید به بیماریهایِ واگیری که هوشمندانه تکثیر و منتشر میشوند. راه مبارزه با کمونیسم جنگ نیست. چیزی که علاوه بر چنین جنگافزارهایی لازم است تا کمونیستها را از حمله به غرب بازدارد، کاستن از دلایل نارضایتی در مناطق کمتر ثروتمند جهانِ غیرکمونیستی است. در بیشتر کشورهای آسیا، فقر بسیار زیادی وجود دارد که غرب باید تا آنجا که در ید قدرتش است از آن بکاهد. همچنین در آسیا به سبب قرنها استیلای گستاخانهی اروپاییها ناخشنودی گستردهای وجود دارد. باید با آمیزهای از درایت صبورانه و بیانیههای تأثیرگذاری که بقایای استیلای همچنان پایدار سفیدپوستان را محکوم میکنند، با این مسأله مواجه شد. کمونیسم دکترینی است که از فقر، نفرت و کشمکش ریشه میگیرد. فقط با کاستن از گسترهی فقر و نفرت است که میتوان مانع از گسترشِ آن شد.
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
ادامه ازصفحه ی قبل
در این اثناء، همه ی کسانی که نه تنها به هنروعلم بها می دهند بلکه برای کفایت رزق روزانه ورهایی ازاین ترس که مبادا حرفی نابجا ازدهان فرزندانشان خطاب به معلم مدرسه به کاراجباری در سرزمینهای نامسکون سیبری محکومشان کند، نیز اهمیت قائلند، باید از تمام توانشان بهره بگیرند تا شیوهای از زندگی کمتر پست و بیشتر مرفه را در کشورهای خودشان حفظ کنند.
کسانی هستند که تحتِ جور و ستمِ کمونیسم، به این نتیجه رسیدهاند که تنها راه مؤثر برای مبارزه با این شَر جنگ جهانی دیگری است، که به نظر من راهی است خطا. چنین راهحلی شاید زمانی ممکن میبود، اما در حال حاضر جنگ آنقدر وحشتآور و کمونیسم آنقدر قدرتمند شده است که هیچ معلوم نیست پس از جنگی جهانی چه چیزی به جا خواهد ماند، و چیزی که شاید به جا بماند احتمالاً دستکم همانقدر بد و ناگوار خواهد بود که کمونیسمِ امروز. این پیشبینی به این بستگی ندارد که کدام طرف، اگر اصلاً امکانش برای هیچکدام از طرفین باشد، ظاهراً پیروز است. چنین پیشبینیای تنها به نتایج اجتنابناپذیر انهدام جمعی با بمبهای هیدروژنی و کبالتی بستگی دارد و شاید به بیماریهایِ واگیری که هوشمندانه تکثیر و منتشر میشوند. راه مبارزه با کمونیسم جنگ نیست. چیزی که علاوه بر چنین جنگافزارهایی لازم است تا کمونیستها را از حمله به غرب بازدارد، کاستن از دلایل نارضایتی در مناطق کمتر ثروتمند جهانِ غیرکمونیستی است. در بیشتر کشورهای آسیا، فقر بسیار زیادی وجود دارد که غرب باید تا آنجا که در ید قدرتش است از آن بکاهد. همچنین در آسیا به سبب قرنها استیلای گستاخانهی اروپاییها ناخشنودی گستردهای وجود دارد. باید با آمیزهای از درایت صبورانه و بیانیههای تأثیرگذاری که بقایای استیلای همچنان پایدار سفیدپوستان را محکوم میکنند، با این مسأله مواجه شد. کمونیسم دکترینی است که از فقر، نفرت و کشمکش ریشه میگیرد. فقط با کاستن از گسترهی فقر و نفرت است که میتوان مانع از گسترشِ آن شد.
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
مایکل شِمر در کتابش-چگونه ایمان می آوریم-جستجوی خدا در عصر علم پژوهشی انجام داده که به این قرار است که رابطه معکوس میان دینداری و تحصیلات بود(هرچه افراد مورد آزمون تحصیل کرده تر باشد احتمال دینداری آنها کمتر میباشد)
#پندار_خدا
#ریچارد_داوکینز
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
مایکل شِمر در کتابش-چگونه ایمان می آوریم-جستجوی خدا در عصر علم پژوهشی انجام داده که به این قرار است که رابطه معکوس میان دینداری و تحصیلات بود(هرچه افراد مورد آزمون تحصیل کرده تر باشد احتمال دینداری آنها کمتر میباشد)
#پندار_خدا
#ریچارد_داوکینز
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
تنها ابر تحقیقی که من در موضوع رابطه دینداری و ضریب هوش میشناسم توسط پاول بل در مجله مِنسا انجام شده و نتیجه می گیرد ار 43تحقیقی که از 1927به این سو در رابطه میان باور دینی و هوش انجام گرفته نشان میدهد هرچه هوش و تحصیلات بالاتر باشد احتمال دینداری یا داشتن هرنوع اعتقاد کمتر است
#پندار_خدا
#ریچارد_داوکینز
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
تنها ابر تحقیقی که من در موضوع رابطه دینداری و ضریب هوش میشناسم توسط پاول بل در مجله مِنسا انجام شده و نتیجه می گیرد ار 43تحقیقی که از 1927به این سو در رابطه میان باور دینی و هوش انجام گرفته نشان میدهد هرچه هوش و تحصیلات بالاتر باشد احتمال دینداری یا داشتن هرنوع اعتقاد کمتر است
#پندار_خدا
#ریچارد_داوکینز
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
در تمام فرقه های دینی کاهنان و....از پیشرفت علم هراسانند همچون جادوگران و طلیعه سحر،بشارت دهندگان ریزش عمارت مکرشان را بر نمیتابد
#پندار_خدا
#ریچارد_داوکینز
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
در تمام فرقه های دینی کاهنان و....از پیشرفت علم هراسانند همچون جادوگران و طلیعه سحر،بشارت دهندگان ریزش عمارت مکرشان را بر نمیتابد
#پندار_خدا
#ریچارد_داوکینز
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
افزایش شدیدفقردرایران
تریبون های عمومی خشن درکشور همچنان درحال تبلیغ نفرت پراکنی، خشونت فرقه ای وتنش های داخلی و بین المللی هستند .تاوان این سیاستهای غلط ونادرست رامردم ایران میدهند.
@flith
تریبون های عمومی خشن درکشور همچنان درحال تبلیغ نفرت پراکنی، خشونت فرقه ای وتنش های داخلی و بین المللی هستند .تاوان این سیاستهای غلط ونادرست رامردم ایران میدهند.
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
telegra.ph/اوریانا-فالاچی-به-چه-می-اندیشید-02-15
اوریانا فالاچی، نویسنده، خبرنگار و منتقد معروف ایتالیایی به چه می اندیشید؟
فالاچی در طول حیات خویش با دهها شخصیت معروف از دنیای سیاست از جمله محمدرضا پهلوی، آیت اله خمینی، آریل شارون و معمر قذافی مصاحبه های جنجالی کرد. وی با نوشتن کتاب فمینیستی "جنس ضعیف" به شهرتی دوچندان در جهان دست یافت. فالاچی پس از یازده سپتامبر 2001 اسلام سیاسی را خطری بزرگ برای غرب و ارزشهای دنیای مدرن دانست و با نوشتن کتابی در این باره جنجال زیادی به پا کرد...
گزارش نشریه ی آتلانتیک درباره ی فالاچی در Instant View
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
telegra.ph/اوریانا-فالاچی-به-چه-می-اندیشید-02-15
اوریانا فالاچی، نویسنده، خبرنگار و منتقد معروف ایتالیایی به چه می اندیشید؟
فالاچی در طول حیات خویش با دهها شخصیت معروف از دنیای سیاست از جمله محمدرضا پهلوی، آیت اله خمینی، آریل شارون و معمر قذافی مصاحبه های جنجالی کرد. وی با نوشتن کتاب فمینیستی "جنس ضعیف" به شهرتی دوچندان در جهان دست یافت. فالاچی پس از یازده سپتامبر 2001 اسلام سیاسی را خطری بزرگ برای غرب و ارزشهای دنیای مدرن دانست و با نوشتن کتابی در این باره جنجال زیادی به پا کرد...
گزارش نشریه ی آتلانتیک درباره ی فالاچی در Instant View
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
Telegraph
اوریانا فالاچی به چه می اندیشید؟
📃 اوريانا فالاچي و نقد اسلام سیاسی # مصاحبه با کریستینا دی استیفانو درباره ی افکار فالاچي، نویسنده و خبرنگار معروف ایتالیایی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مت ویلسون یک هنرمند آمریکایی است که با ترکیب اشیا معمولی، شاهکارهای عجیبی خلق میکند. باورکردنی نیست! اما این پرنده های زیبا را با خم کردن همین قاشق وچنگال و کارد معمولی ساخته است
@flith❄️
@flith❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
من از هدایت و تبعیت بیزارم.
اطاعت؟ نه. حکومت کردن؟ هرگز.
آنکس که برای خود ترسناک نباشد، برای دیگران ترسناک نیست.
فقط آنکس که ترس برانگیزد، میتواند دیگران را هدایت کند.
من از هدایت خود بیزارم و دوست دارم مانند حیوانات جنگل، تا مدتها خود را در بیابانی سحرانگیز گم کنم و به خیالپردازی بگذرام تا به تدریج به خانهی خود بیندیشم و خود را بهسوی خویشتن جلب کنم.
#فردریش_نیچه
#حکمت_شادان
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
من از هدایت و تبعیت بیزارم.
اطاعت؟ نه. حکومت کردن؟ هرگز.
آنکس که برای خود ترسناک نباشد، برای دیگران ترسناک نیست.
فقط آنکس که ترس برانگیزد، میتواند دیگران را هدایت کند.
من از هدایت خود بیزارم و دوست دارم مانند حیوانات جنگل، تا مدتها خود را در بیابانی سحرانگیز گم کنم و به خیالپردازی بگذرام تا به تدریج به خانهی خود بیندیشم و خود را بهسوی خویشتن جلب کنم.
#فردریش_نیچه
#حکمت_شادان
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان سی و نهم
#رستم_و_سهراب 1
سهراب بر اسب نشست و به سوی ایران رفت. در راه هر آبادی که بود سوزاند و خراب کرد .تا به دژ سپید رسید. نگهبان دژ، هجیر دلاور در نبرد تن به تن اسیر سهراب شد. چون خبر به دختر کژدهم، گردآفرید رسید موی خود را زیر خود پنهان کرد و به مبارزه سهراب رفت. در نبرد تن به تن سهراب دست برد و کلاه خود را از سر گردآفرید برداشت و اورا با کمند گرفت و فهمید مرد میدان او دختری است. گردآفرید به سهراب گفت دژ و لشکر را به فرمان تو می دهم . سهراب چون آن سخنان و صورت زیبا را دید ، ز دیدار او مبتلا شد دلش.
گردآفرید سر اسب را به سوی دژ برگرداند و همراه سهراب به سوی دژ رفت. کژدهم به درگاه دژ آمد و در را گشود و گردآفرید به درون رفت و بر باروی دژ سهراب را دید که همان جا ایستاده . به او گفت : "ترکان ز ایران نیابند جفت " . میدانم که تو از ترکان نیستی زیرا بزرگی بر تو پیداست و پهلوانی بزرگ هستی اما چون "شهنشاه و رستم بجنبد زجای ؛ شما با تهمتن ندارید پای " .
آن شب کژدهم نامه ای به کاوس نوشت و داستان سهراب را یک به یک یاد کرد و افزود که این دژ مدت زیادی مقاومت نخواهد کرد . فردای آن روز که سپاهیان توران آماده نبرد شدند سهراب کسی را بر باروی دژ ندید و چون در را باز کردند متوجه شدند که شبانه کژدهم و خاندانش از دژ بیرون رفته اند. سهراب از هرکسی نشان گردآفرید را پرسید اما دریغ که او رفته بود. هومان دریافت که سهراب پریشان است . به او گفت که اکنون وقت مکث نیست چه به زودی کاوس تمام پهلوانان را به این سو خواهد فرستاد و کار مشکل می شود. تو کاری را که با افراسیاب پیمان کردی به پایان برسان آن وقت تمام ماه رویان تو را سجده خواهند کرد.
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان سی و نهم
#رستم_و_سهراب 1
سهراب بر اسب نشست و به سوی ایران رفت. در راه هر آبادی که بود سوزاند و خراب کرد .تا به دژ سپید رسید. نگهبان دژ، هجیر دلاور در نبرد تن به تن اسیر سهراب شد. چون خبر به دختر کژدهم، گردآفرید رسید موی خود را زیر خود پنهان کرد و به مبارزه سهراب رفت. در نبرد تن به تن سهراب دست برد و کلاه خود را از سر گردآفرید برداشت و اورا با کمند گرفت و فهمید مرد میدان او دختری است. گردآفرید به سهراب گفت دژ و لشکر را به فرمان تو می دهم . سهراب چون آن سخنان و صورت زیبا را دید ، ز دیدار او مبتلا شد دلش.
گردآفرید سر اسب را به سوی دژ برگرداند و همراه سهراب به سوی دژ رفت. کژدهم به درگاه دژ آمد و در را گشود و گردآفرید به درون رفت و بر باروی دژ سهراب را دید که همان جا ایستاده . به او گفت : "ترکان ز ایران نیابند جفت " . میدانم که تو از ترکان نیستی زیرا بزرگی بر تو پیداست و پهلوانی بزرگ هستی اما چون "شهنشاه و رستم بجنبد زجای ؛ شما با تهمتن ندارید پای " .
آن شب کژدهم نامه ای به کاوس نوشت و داستان سهراب را یک به یک یاد کرد و افزود که این دژ مدت زیادی مقاومت نخواهد کرد . فردای آن روز که سپاهیان توران آماده نبرد شدند سهراب کسی را بر باروی دژ ندید و چون در را باز کردند متوجه شدند که شبانه کژدهم و خاندانش از دژ بیرون رفته اند. سهراب از هرکسی نشان گردآفرید را پرسید اما دریغ که او رفته بود. هومان دریافت که سهراب پریشان است . به او گفت که اکنون وقت مکث نیست چه به زودی کاوس تمام پهلوانان را به این سو خواهد فرستاد و کار مشکل می شود. تو کاری را که با افراسیاب پیمان کردی به پایان برسان آن وقت تمام ماه رویان تو را سجده خواهند کرد.
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
ما فلک زدهها در ماتحت دنیا واقعیم ...
لذت دنیا و امنیت را راه نبردهایم. نه در دورهی افتخار بودیم، نه در عصر مدنیت و تربیت و عدالت... در دورهی هرج و مرج واقع شدهایم. دلیران میمیرند و حاصل به ترسوها میرسد که زندهاند ... این ملت غیور به غرش دویست توپ از صدا و حرکت افتادند و دیگر نفس نمیکشند ...
چقدر عبرت در این عروسکهاست، و ما از عروسک کمتریم. آنها مرده بودند و زندگی میکردند، ما زندگی میکنیم و مردهایم!
#بهرام_بیضایی
#ندبه
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
ما فلک زدهها در ماتحت دنیا واقعیم ...
لذت دنیا و امنیت را راه نبردهایم. نه در دورهی افتخار بودیم، نه در عصر مدنیت و تربیت و عدالت... در دورهی هرج و مرج واقع شدهایم. دلیران میمیرند و حاصل به ترسوها میرسد که زندهاند ... این ملت غیور به غرش دویست توپ از صدا و حرکت افتادند و دیگر نفس نمیکشند ...
چقدر عبرت در این عروسکهاست، و ما از عروسک کمتریم. آنها مرده بودند و زندگی میکردند، ما زندگی میکنیم و مردهایم!
#بهرام_بیضایی
#ندبه
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
آیا به یاد دارید که به عنوان شاگرد از معلم خود سوالی کرده باشید و معلمتان پس از پاسخگویی پرسیده باشد: «آیا جواب سئوالت را فهمیدی؟» با شنیدن این جمله چه احساسی داشتید؟ در این الگو معلم میتواند بپرسد: «توانستم پاسخ سئوالت را بدهم؟» تمایز این دوجمله در پذیرش مسئولیت، عدم قضاوت و احترام به کرامت انسانی توسط گوینده است.
#مارشال_روزنبرگ،
#کتاب_زبان_زندگی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
آیا به یاد دارید که به عنوان شاگرد از معلم خود سوالی کرده باشید و معلمتان پس از پاسخگویی پرسیده باشد: «آیا جواب سئوالت را فهمیدی؟» با شنیدن این جمله چه احساسی داشتید؟ در این الگو معلم میتواند بپرسد: «توانستم پاسخ سئوالت را بدهم؟» تمایز این دوجمله در پذیرش مسئولیت، عدم قضاوت و احترام به کرامت انسانی توسط گوینده است.
#مارشال_روزنبرگ،
#کتاب_زبان_زندگی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#زادروز_نویسنده
بیست و هشتم بهمن
#صادق_هدایت
آیا سرتاسر زندگی یک قصه مضحک، یک متل باور کردنی و احمقانه نیست. آیا من قصه خود را نمینویسم؟ قصه، فقط یک راه فرار برای آرزوهای ناکام است.
@flith ❄️
بیست و هشتم بهمن
#صادق_هدایت
آیا سرتاسر زندگی یک قصه مضحک، یک متل باور کردنی و احمقانه نیست. آیا من قصه خود را نمینویسم؟ قصه، فقط یک راه فرار برای آرزوهای ناکام است.
@flith ❄️