کانال پروازفکرواندیشه
@flith
#برشی_از_کتاب
#جهان_در_تسخیر_اهریمن
نوشتهی #کارل_سیگن
احتمالا مشهورترین ادعای جعلی در مورد وجود الگوی رمز آلود، کانالکشی بر سطح سیاره مریخ باشد. این کانالها که اولین بار در سال ۱۸۷۷ مشاهده شدند، چنان که به نظر میرسید توسط تعدادی از اخترشناسان متعهد از سرتاسر جهان که با تلسکوپ به دقت به آسمان مینگریستند، تایید شدند. دستهای از خطوط مستقیم تکراه و جفتراه گزارش شد، که به شکلی متقاطع، سطح مریخ را منقوش کردهاند با آن نظم هندسی غیر معمولی که دارند تنها منشا وجود آنها میتواند یک موجود هوشمند باشد. نتیجه گیریهای هیجانانگیز مطرح شدند که یک سیاره خشک و تقریبا مرده با ساکنینی که خردمند و پختهتر و متمدنانهتر، منابع آبی خود را تحت مدیریت قرار میدهند. صدها کانال تصویرنگاری و نامگذاری شدند. اما عجیب آن بود که خود را در تصویربرداری نشان ندادند. حدس بر این بود که چشم انسان، میتواند در لحظات کوتاه که اتمسفر شفاف و آرام است، تصاویری بینقص را در ذهن بسپارد، در حالیکه صفحه عکاسی کلینگر میانگینی از تصاویر روشن و تصاویر نه چندان شفاف را نمایش میدهد. برخی اخترشناسان کانالهایی مشاهده کردند. بسیاری دیگر آنها را ندیدند. شاید برخی از مشاهدهگران قابلیت بیشتری برای دیدن کانالها داشتهاند. و شاید کل این موضوع نوعی خطای ادراکی باشد.
بسیاری از ایدههایی که مریخ را به عنوان منزلگاهی برای حیات در نظر میگیرد، و همچنین رواج سوژه «مریخی ها*» در داستانهای علمی تخیلی، از همان کانالهای معروف ناشی میشود. من شخصا در فضایی که ایدههای این چنینی رواج داشت، بزرگ شدم، و هنگامیکه عضوی از پروژه «مارینر 9*» به مریخ-اولین فضاپیمای چرخنده به دور سیاره سرخ- شدم، طبیعتا برایم مهم بود که ببینم حقیقت از چه قرار است. با فضاپیماهای مارینر 9 و وایکینگ* قادر بودیم که نقشهای وجب به وجب از سیاره فراهم کنیم. جزئیاتی را از سطح آن شناسایی کردیم که هزاران برابر کوچکتر از آن چیزی بودند که از زمین برایمان قابل رویت بود. اما در کمال تعجب کوچکترین اثری از کانالها در عکسها پدیدار نبود. جزئیات مشاهده شده توسط تلسکوپ، تعدادی طرح کم و بیش خط مانند(شبیه به کانال) را مشخص کردند، بعنوان مثال، یک شیار میانکوه 5000 کیلومتری که به سختی میشد آن را نادیده گرفت. اما صدها کانال «معروف» انتقال آب، که از طریق بیابانهای خشک از کلاهک قطبی به سمت شهرهای استوایی سوزان در جریان بودند، روی نقشه آشکار نشدند. آنها ترکیبی از برخی خطاهای دید مغز و دست بشری بودند که مادامیکه از جو آشفته و ناپایدار به آن نگاه میکردیم در نتیجهی محدودیت ما در تحلیل رخ میدادند.
حتی عده زیادی از دانشمندان حرفهای از جمله، ستارهشناسانی که اکتشافات تایید شده دیگری داشتهاند و هم اکنون نیز بخاطر آنها مورد تجلیل قرار دارند، میتوانند در دریافت الگوها مرتکب اشتباهات جدی و حتی عمیقی شوند. خصوصا در مواردی که معنای آنچه گمان میکنیم میبینیم به نظر خارق العاده میآید، ممکن است ما به قدر کافی به انضباط شخصی و خود- انتقادگری عادت نکرده باشیم. افسانه کانال مریخی بیانگر روایت مهم و محتاطانهای است.
ترجمه: رضا شعبانی
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
#برشی_از_کتاب
#جهان_در_تسخیر_اهریمن
نوشتهی #کارل_سیگن
احتمالا مشهورترین ادعای جعلی در مورد وجود الگوی رمز آلود، کانالکشی بر سطح سیاره مریخ باشد. این کانالها که اولین بار در سال ۱۸۷۷ مشاهده شدند، چنان که به نظر میرسید توسط تعدادی از اخترشناسان متعهد از سرتاسر جهان که با تلسکوپ به دقت به آسمان مینگریستند، تایید شدند. دستهای از خطوط مستقیم تکراه و جفتراه گزارش شد، که به شکلی متقاطع، سطح مریخ را منقوش کردهاند با آن نظم هندسی غیر معمولی که دارند تنها منشا وجود آنها میتواند یک موجود هوشمند باشد. نتیجه گیریهای هیجانانگیز مطرح شدند که یک سیاره خشک و تقریبا مرده با ساکنینی که خردمند و پختهتر و متمدنانهتر، منابع آبی خود را تحت مدیریت قرار میدهند. صدها کانال تصویرنگاری و نامگذاری شدند. اما عجیب آن بود که خود را در تصویربرداری نشان ندادند. حدس بر این بود که چشم انسان، میتواند در لحظات کوتاه که اتمسفر شفاف و آرام است، تصاویری بینقص را در ذهن بسپارد، در حالیکه صفحه عکاسی کلینگر میانگینی از تصاویر روشن و تصاویر نه چندان شفاف را نمایش میدهد. برخی اخترشناسان کانالهایی مشاهده کردند. بسیاری دیگر آنها را ندیدند. شاید برخی از مشاهدهگران قابلیت بیشتری برای دیدن کانالها داشتهاند. و شاید کل این موضوع نوعی خطای ادراکی باشد.
بسیاری از ایدههایی که مریخ را به عنوان منزلگاهی برای حیات در نظر میگیرد، و همچنین رواج سوژه «مریخی ها*» در داستانهای علمی تخیلی، از همان کانالهای معروف ناشی میشود. من شخصا در فضایی که ایدههای این چنینی رواج داشت، بزرگ شدم، و هنگامیکه عضوی از پروژه «مارینر 9*» به مریخ-اولین فضاپیمای چرخنده به دور سیاره سرخ- شدم، طبیعتا برایم مهم بود که ببینم حقیقت از چه قرار است. با فضاپیماهای مارینر 9 و وایکینگ* قادر بودیم که نقشهای وجب به وجب از سیاره فراهم کنیم. جزئیاتی را از سطح آن شناسایی کردیم که هزاران برابر کوچکتر از آن چیزی بودند که از زمین برایمان قابل رویت بود. اما در کمال تعجب کوچکترین اثری از کانالها در عکسها پدیدار نبود. جزئیات مشاهده شده توسط تلسکوپ، تعدادی طرح کم و بیش خط مانند(شبیه به کانال) را مشخص کردند، بعنوان مثال، یک شیار میانکوه 5000 کیلومتری که به سختی میشد آن را نادیده گرفت. اما صدها کانال «معروف» انتقال آب، که از طریق بیابانهای خشک از کلاهک قطبی به سمت شهرهای استوایی سوزان در جریان بودند، روی نقشه آشکار نشدند. آنها ترکیبی از برخی خطاهای دید مغز و دست بشری بودند که مادامیکه از جو آشفته و ناپایدار به آن نگاه میکردیم در نتیجهی محدودیت ما در تحلیل رخ میدادند.
حتی عده زیادی از دانشمندان حرفهای از جمله، ستارهشناسانی که اکتشافات تایید شده دیگری داشتهاند و هم اکنون نیز بخاطر آنها مورد تجلیل قرار دارند، میتوانند در دریافت الگوها مرتکب اشتباهات جدی و حتی عمیقی شوند. خصوصا در مواردی که معنای آنچه گمان میکنیم میبینیم به نظر خارق العاده میآید، ممکن است ما به قدر کافی به انضباط شخصی و خود- انتقادگری عادت نکرده باشیم. افسانه کانال مریخی بیانگر روایت مهم و محتاطانهای است.
ترجمه: رضا شعبانی
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان سی و پنجم
#شاه_هاماوران_و_سودابه
پس از پیروزی بر دیوان مازندران کیکاوس با لشکری فراوان به سوی توران و چین و مکران حرکت کرد و پس جنگ و پیروزی در مهمانی رستم در زابلستان بود که به او خبر رسید تازیان در مصر و شام و هاماوران سر به شورش و گردنکشی برداشته اند. پس کاوس کشتی و زورق فراوان مهیا کرد و سپاه را از راه دریا به بربرستان برد که سپاهیان هر سه کشور در آنجا گرد آمده بودند. جنگ سهمگینی در گرفت که به پیروزی ایرانیان انجامید وشاه هاماوران به عذر خواهی و پرداخت خراج پیش آمد. به کاوس خبر دادند که شاه هاماوران دختر زیبایی دارد به نام سودابه. کاوس سودابه را خواستگاری کرد. شاه هاماوران قلبا به این وصلت راضی نبود ولی با نیرنگ ، کاوس را به مهمانی فراخواند. کاوس بدون توجه به هشدار سودابه با چند نفر از بزرگان به آن مهمانی رفت. شاه هاماوران بعد از چند روز خوشگذرانی کاوس و همراهانش را دستگیر و درون دژی زندانی کرد.
سودابه را هم که از عمل پدر ناراحت شده بود در همانجا زندانی کرد. سپاه ایران از راه دریا بازگشتند و چون این خبر به افراسیاب رسید با لشکری انبوه به ایران تاخت. افراسیاب سه ماه در جنگ بود و سرانجام همه را شکست داد. چون این خبرها به رستم رسیداول پیغامی برای کاوس فرستاد که دل غمگین مدار و شاد باش که برای نجات تو می آیم. آنگاه نامه تندی به شاه هاماوران نوشت و او هم جواب تندی به رستم داد. رستم با سپاهی از راه دریا به هاماوران رفت. سپاه مصر و بربرستان کمک خواست. آنها هم لشکر بزرگی به میدان فرستادند و روز جنگ گرازه سمت راست لشکر ایران و زواره در سمت چپ و رستم در قلب سپاه جنگ را اغاز کردند و چون کشتار شروع شد و شاه بربرستان و شام گرفتار شدند شاه هاماوران شرایط رستم را پذیرفت و تسلیم شد.
چو از دژ رها کرد کاوس را
همان گیو و گودرز و هم طوس را
کاوس همراه سودابه به سوی ایران زمین حرکت کردند. کاوس نامه ای به قیصر نوشت. قیصر که از شکست سپاه مصر و بربر ها و هاماوران خبر داشت. پاسخ مودبانه ای فرستاد . سپس کاوس نامه ای به افراسیاب نوشت. افراسیاب شکست خورده و به توران گریخت. کاوس شاد و خرم به پارس بازگشت و به رستم که روزگار خوشش را مدیون او بود لقب جهان پهلوان داد.
جهان پهلوانی به رستم بداد
همه روزگار بهی زو شمرد
آنگاه فرمان داد تا در جایی در البرز که دیوان هم به آن دسترسی نداشتند کاخی بنا نهند از سنگ خارا و میخ های پولادین و ستونهای سنگی.
با یوانش یاقوت برده بکار
زپیروزه کرده برو بر نگار
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان سی و پنجم
#شاه_هاماوران_و_سودابه
پس از پیروزی بر دیوان مازندران کیکاوس با لشکری فراوان به سوی توران و چین و مکران حرکت کرد و پس جنگ و پیروزی در مهمانی رستم در زابلستان بود که به او خبر رسید تازیان در مصر و شام و هاماوران سر به شورش و گردنکشی برداشته اند. پس کاوس کشتی و زورق فراوان مهیا کرد و سپاه را از راه دریا به بربرستان برد که سپاهیان هر سه کشور در آنجا گرد آمده بودند. جنگ سهمگینی در گرفت که به پیروزی ایرانیان انجامید وشاه هاماوران به عذر خواهی و پرداخت خراج پیش آمد. به کاوس خبر دادند که شاه هاماوران دختر زیبایی دارد به نام سودابه. کاوس سودابه را خواستگاری کرد. شاه هاماوران قلبا به این وصلت راضی نبود ولی با نیرنگ ، کاوس را به مهمانی فراخواند. کاوس بدون توجه به هشدار سودابه با چند نفر از بزرگان به آن مهمانی رفت. شاه هاماوران بعد از چند روز خوشگذرانی کاوس و همراهانش را دستگیر و درون دژی زندانی کرد.
سودابه را هم که از عمل پدر ناراحت شده بود در همانجا زندانی کرد. سپاه ایران از راه دریا بازگشتند و چون این خبر به افراسیاب رسید با لشکری انبوه به ایران تاخت. افراسیاب سه ماه در جنگ بود و سرانجام همه را شکست داد. چون این خبرها به رستم رسیداول پیغامی برای کاوس فرستاد که دل غمگین مدار و شاد باش که برای نجات تو می آیم. آنگاه نامه تندی به شاه هاماوران نوشت و او هم جواب تندی به رستم داد. رستم با سپاهی از راه دریا به هاماوران رفت. سپاه مصر و بربرستان کمک خواست. آنها هم لشکر بزرگی به میدان فرستادند و روز جنگ گرازه سمت راست لشکر ایران و زواره در سمت چپ و رستم در قلب سپاه جنگ را اغاز کردند و چون کشتار شروع شد و شاه بربرستان و شام گرفتار شدند شاه هاماوران شرایط رستم را پذیرفت و تسلیم شد.
چو از دژ رها کرد کاوس را
همان گیو و گودرز و هم طوس را
کاوس همراه سودابه به سوی ایران زمین حرکت کردند. کاوس نامه ای به قیصر نوشت. قیصر که از شکست سپاه مصر و بربر ها و هاماوران خبر داشت. پاسخ مودبانه ای فرستاد . سپس کاوس نامه ای به افراسیاب نوشت. افراسیاب شکست خورده و به توران گریخت. کاوس شاد و خرم به پارس بازگشت و به رستم که روزگار خوشش را مدیون او بود لقب جهان پهلوان داد.
جهان پهلوانی به رستم بداد
همه روزگار بهی زو شمرد
آنگاه فرمان داد تا در جایی در البرز که دیوان هم به آن دسترسی نداشتند کاخی بنا نهند از سنگ خارا و میخ های پولادین و ستونهای سنگی.
با یوانش یاقوت برده بکار
زپیروزه کرده برو بر نگار
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
آزادی؟
کدامین آزادی؟
آزادی، اسبی ست خسته و لنگان
که هر روز گلوله بارَش می زنند
سرزمین؟
کدامین سرزمین؟
آن سرزمینی که هر روز به غارتش می برند؟
آن دشتی که برهوتش کرده اند
یا آن کوهستانی
که صخره اش، سنگِ مُرده شور خانه شد؟
کدامین است؟
آن سنگ و آن خاک و آن چشمه و ریگی
که بند و زندان زاییده است؟
نمی دانم میهن کدام است!
آزادی کدام است،
نمی دانم!
آن جویباری که در روز روشن
سرچشمه اش را غارت کردید؟
آن معشوقه ای که در خواب
چشم هایش را دزدیدید؟
آن ابری که پیش از باریدن
بارانش را به تاراج بردید؟
یا آن ماهی
که شبِ چهارده اش را ربودید؟
آزادی، اسبی ست خسته و لنگان
که هر روز گلوله بارَش می زنند
#شیرکو_بیکس
ترجمه : #بابک_زمانی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
آزادی؟
کدامین آزادی؟
آزادی، اسبی ست خسته و لنگان
که هر روز گلوله بارَش می زنند
سرزمین؟
کدامین سرزمین؟
آن سرزمینی که هر روز به غارتش می برند؟
آن دشتی که برهوتش کرده اند
یا آن کوهستانی
که صخره اش، سنگِ مُرده شور خانه شد؟
کدامین است؟
آن سنگ و آن خاک و آن چشمه و ریگی
که بند و زندان زاییده است؟
نمی دانم میهن کدام است!
آزادی کدام است،
نمی دانم!
آن جویباری که در روز روشن
سرچشمه اش را غارت کردید؟
آن معشوقه ای که در خواب
چشم هایش را دزدیدید؟
آن ابری که پیش از باریدن
بارانش را به تاراج بردید؟
یا آن ماهی
که شبِ چهارده اش را ربودید؟
آزادی، اسبی ست خسته و لنگان
که هر روز گلوله بارَش می زنند
#شیرکو_بیکس
ترجمه : #بابک_زمانی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
سوالاتی بیپرده
مرحوم دکتر کاوس سید امامی را سالهاست میشناسم. در زمان دانشجویی ما، ایشان که جوانی سی و چند ساله بود به دانشگاه امام صادق آمد و عضو هیات علمی شد. در آن زمان توفیق آشنایی و بهرهگیری از کلاسهای ایشان را نداشتم، ولی بعدا به عنوان دو همکار، دوستانی صمیمی شدیم. در نشستها، همایشها و گاه در جلسات دفاع پایان نامه یکدیگر را میدیدیم. ایشان انسانی بسیار اخلاقی، عقلانی، ملایم و اهل مدارا بود. از جمله آذربایجانیهای ایراندوست بود و این امر احترام من را به ایشان دوچندان میکرد. این اواخر در جلسات شورای تحول علوم انسانی همدیگر را بیشتر میدیدیم و از آنجا که مواضع یکسانی دربارهی سرفصلها داشتیم همیشه کنار هم مینشستیم.
علاقمند به موضوعات محیط زیستی بود و گاه از طریق ایمیل یا تلگرام مطالبی در باب محیط زیست ایران برایم میفرستاد. ایشان از جمله استادان وظیفهشناس بود و در علم و نقد علمی پذیرش بالایی داشت و خود نیز با رعایت ادب که خصلت ذاتی او بود در نقد علمی اهل تعارف نبود.
دیروز، شنبه ظهر، بود که ابتدا خبر بازداشت ایشان را شنیدم و چند ساعت بعد خبر درگذشت ایشان که گفته شده است در زندان خودکشی کرده است. در مورد اتهام ایشان اطلاعی ندارم، ولی با شناختی که از ایشان داشتم اهل خودکشی نبود. در این ارتباط پرسشهایی مطرح است که طبعا به ذهن هرکسی که این خبر را میشنود خواهد رسید و خوب است بدانها پاسخی داده شود:
۱. چرا خودکشی در زندان به امری اپیدمی تبدیل شده است؟ زندانها متفاوت شدهاند یا زندانیان تغییر کردهاند؟
۲. مگر نه اینکه همهی وسایلی که با آنها میتوان خودکشی کرد از زندانیان گرفته میشود؟ آنها با چه چیزی خودکشی میکنند؟
ضمنا به دانشگاه امام صادق نیز یادآوری میکنم که عضو هیات علمی شما درگذشته است. اعلام این خبر بر روی سایت دانشگاه و عرض تسلیت حداقل انتظاری است که از شما میرود نسبت به عضو هیات علمی خود ابراز دارید.
#علی_مرشدی_زاد
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
سوالاتی بیپرده
مرحوم دکتر کاوس سید امامی را سالهاست میشناسم. در زمان دانشجویی ما، ایشان که جوانی سی و چند ساله بود به دانشگاه امام صادق آمد و عضو هیات علمی شد. در آن زمان توفیق آشنایی و بهرهگیری از کلاسهای ایشان را نداشتم، ولی بعدا به عنوان دو همکار، دوستانی صمیمی شدیم. در نشستها، همایشها و گاه در جلسات دفاع پایان نامه یکدیگر را میدیدیم. ایشان انسانی بسیار اخلاقی، عقلانی، ملایم و اهل مدارا بود. از جمله آذربایجانیهای ایراندوست بود و این امر احترام من را به ایشان دوچندان میکرد. این اواخر در جلسات شورای تحول علوم انسانی همدیگر را بیشتر میدیدیم و از آنجا که مواضع یکسانی دربارهی سرفصلها داشتیم همیشه کنار هم مینشستیم.
علاقمند به موضوعات محیط زیستی بود و گاه از طریق ایمیل یا تلگرام مطالبی در باب محیط زیست ایران برایم میفرستاد. ایشان از جمله استادان وظیفهشناس بود و در علم و نقد علمی پذیرش بالایی داشت و خود نیز با رعایت ادب که خصلت ذاتی او بود در نقد علمی اهل تعارف نبود.
دیروز، شنبه ظهر، بود که ابتدا خبر بازداشت ایشان را شنیدم و چند ساعت بعد خبر درگذشت ایشان که گفته شده است در زندان خودکشی کرده است. در مورد اتهام ایشان اطلاعی ندارم، ولی با شناختی که از ایشان داشتم اهل خودکشی نبود. در این ارتباط پرسشهایی مطرح است که طبعا به ذهن هرکسی که این خبر را میشنود خواهد رسید و خوب است بدانها پاسخی داده شود:
۱. چرا خودکشی در زندان به امری اپیدمی تبدیل شده است؟ زندانها متفاوت شدهاند یا زندانیان تغییر کردهاند؟
۲. مگر نه اینکه همهی وسایلی که با آنها میتوان خودکشی کرد از زندانیان گرفته میشود؟ آنها با چه چیزی خودکشی میکنند؟
ضمنا به دانشگاه امام صادق نیز یادآوری میکنم که عضو هیات علمی شما درگذشته است. اعلام این خبر بر روی سایت دانشگاه و عرض تسلیت حداقل انتظاری است که از شما میرود نسبت به عضو هیات علمی خود ابراز دارید.
#علی_مرشدی_زاد
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
دلم می خواهد به همه ى عقاید
احترام بگذارم، ولی احترام به بعضی از آن ها توهین به شعور خودم محسوب می شود!!
پس در بهترین حالت تحملشان می کنم و هیچ نمی گویم ...
هاپکینز
کانال پرواز فکرواندیشه
@flith
احترام بگذارم، ولی احترام به بعضی از آن ها توهین به شعور خودم محسوب می شود!!
پس در بهترین حالت تحملشان می کنم و هیچ نمی گویم ...
هاپکینز
کانال پرواز فکرواندیشه
@flith
❤️❤️عشق به تمام موجودات زنده شرافتمندانه ترین و باشکوه ترین ویژگی انسان است. ((چارلز داروین ))
زاد روزت شادباش ،بزرگ مرد
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
زاد روزت شادباش ،بزرگ مرد
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
افتخار به عظمت باستانی(یک کشور) تا آن حد مفید است که موجب تشویق و پیشرفت مادی و معنوی یک ملت در نبرد با آینده شود، نه اینکه او را خودپسند و متعصب بار بیاورد و به خواب غفلت ببرد.
کسی منکر ملیت، زبان و افتخارات گذشته ی ایران نمی باشد. تا همان اندازه که نسبت به زمان و مکان در مسیر تاریخی ، مقامی برای خود احراز کرده ایم اما تکرار و تاکید بر ملت چند هزار ساله یک قدم هم ما را جلو نمی برد.
#صادق_هدایت
#اشک_تمساح
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
افتخار به عظمت باستانی(یک کشور) تا آن حد مفید است که موجب تشویق و پیشرفت مادی و معنوی یک ملت در نبرد با آینده شود، نه اینکه او را خودپسند و متعصب بار بیاورد و به خواب غفلت ببرد.
کسی منکر ملیت، زبان و افتخارات گذشته ی ایران نمی باشد. تا همان اندازه که نسبت به زمان و مکان در مسیر تاریخی ، مقامی برای خود احراز کرده ایم اما تکرار و تاکید بر ملت چند هزار ساله یک قدم هم ما را جلو نمی برد.
#صادق_هدایت
#اشک_تمساح
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
دکتر علی شریعتی انسانها را به چهار دسته تقسیم کرده است:
1. آنانی که وقتی هستند هستند وقتی که نیستند هم نیستند..
عمده آدمها. حضورشان مبتنی به فیزیک است. تنها با لمس ابعاد جسمانی آنهاست که قابل فهم میشوند. بنابراین اینان تنها هویت جسمی دارند.
2. آنانی که وقتی هستند نیستند وقتی که نیستند هم نیستند..
مردگانی متحرک در جهان. خود فروختگانی که هویتشان را به ازای چیزی فانی واگذاشتهاند. بی شخصیتاند و بی اعتبار. هرگز به چشم نمیآیند. مرده و زندهاشان یکی است.
3. آنانی که وقتی هستند هستند وقتی که نیستند هم هستند.
آدمهای معتبر و با شخصیت. کسانی که در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودنشان هم تاثیرشان را می گذارند. کسانی که هماره به خاطر ما میمانند. دوستشان داریم و برایشان ارزش و احترام قائلیم.
4. آنانی که وقتی هستند نیستند وقتی که نیستند هستند.
شگفت انگیز ترین آدمها. در زمان بودشان چنان قدرتمند و با شکوه اند که ما نمیتوانیم حضورشان را دریابیم. اما وقتی که از پیش ما میروند نرم نرم آهسته آهسته درک میکنیم. باز میشناسیم. می فهمیم که آنان چه بودند. چه می گفتند و چه می خواستند. ما همیشه عاشق این آدمها هستیم . هزار حرف داریم برایشان. اما وقتی در برابرشان قرار میگیریم قفل بر زبانمان میزنند. اختیار از ما سلب میشود. سکوت میکنیم و غرقه در حضور آنان مست میشویم و درست در زمانی که میروند یادمان می آید که چه حرفها داشتیم و نگفتیم. شاید تعداد اینها در زندگی هر کدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد.
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
دکتر علی شریعتی انسانها را به چهار دسته تقسیم کرده است:
1. آنانی که وقتی هستند هستند وقتی که نیستند هم نیستند..
عمده آدمها. حضورشان مبتنی به فیزیک است. تنها با لمس ابعاد جسمانی آنهاست که قابل فهم میشوند. بنابراین اینان تنها هویت جسمی دارند.
2. آنانی که وقتی هستند نیستند وقتی که نیستند هم نیستند..
مردگانی متحرک در جهان. خود فروختگانی که هویتشان را به ازای چیزی فانی واگذاشتهاند. بی شخصیتاند و بی اعتبار. هرگز به چشم نمیآیند. مرده و زندهاشان یکی است.
3. آنانی که وقتی هستند هستند وقتی که نیستند هم هستند.
آدمهای معتبر و با شخصیت. کسانی که در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودنشان هم تاثیرشان را می گذارند. کسانی که هماره به خاطر ما میمانند. دوستشان داریم و برایشان ارزش و احترام قائلیم.
4. آنانی که وقتی هستند نیستند وقتی که نیستند هستند.
شگفت انگیز ترین آدمها. در زمان بودشان چنان قدرتمند و با شکوه اند که ما نمیتوانیم حضورشان را دریابیم. اما وقتی که از پیش ما میروند نرم نرم آهسته آهسته درک میکنیم. باز میشناسیم. می فهمیم که آنان چه بودند. چه می گفتند و چه می خواستند. ما همیشه عاشق این آدمها هستیم . هزار حرف داریم برایشان. اما وقتی در برابرشان قرار میگیریم قفل بر زبانمان میزنند. اختیار از ما سلب میشود. سکوت میکنیم و غرقه در حضور آنان مست میشویم و درست در زمانی که میروند یادمان می آید که چه حرفها داشتیم و نگفتیم. شاید تعداد اینها در زندگی هر کدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد.
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
🔻در حاشیه ی سخنان اخیر آقای حاتمی کیا🔻
⚡️خیبری ساکته! دود نداره، سوز داره...⚡️
🔸ما که نفهمیدیم علت داد و بیدادهای آقای حاتمی کیا در اختتامیه ی جشنواره ی فیلم فجر چه بود؟! واقعا کسی باور می کند این بزرگواران در نهادهای رسمی نظام، مظلوم واقع شده باشند؟!
🔸 درست است که در تمام دنیا، سینما و ورزش از سایر حوزه ها مخاطب وسیع تری دارد. درست است که چهره های ورزشی و سلبریتی ها همیشه و همه جا عزیزکرده اند. ولی در جمهوری اسلامی که نباید وضع بر این منوال باشد! آیا درست است که در کشور ما این همه نخبه و ادیب و هنرمند، خانه نشین باشند، اما امثال آقای حاتمی کیا که هماره قدر می بینند و در صدر می نشینند، باز هم با این همه حرارت، فریاد مظلومیت سر دهند؟!
🔸 ایشان که با کنایه ای رندانه، خود را هنرمند "وابسته به نظام" معرفی می کنند و برای جبران پیامدهای این "خودزنی" بلافاصله پشت اعتبار و محبوبیت حاج قاسم سلیمانی پنهان می شوند، دیگر چرا فریاد مظلومیت سر می دهند؟ چه می خواستید از مردم و از دستگاه های فرهنگی نظام که به شما ندادند؟!
🔸 از ایشان و سایر هنرمندانی که هم دولت ها حمایت شان می کنند، هم نهادهای قدرتمند غیررسمی، توقع داریم به احترام خیل بی شمار هنرمندان صاحبدل، دردمند، ساکت و بی ادعا، لااقل سکوت کنند و به کار پررونق خود مشغول باشند.
🔸 از دستگاه های دولتی، مؤسسات وابسته به نهادهای ارزشی و نظامی، و چهره های سیاسی هم انتظار می رود یا به حیطه ی هنر ورود نکنند یا قدردان همه باشند و فقط سراغ عزیزکرده ها نروند و این چهره ها را چنان پرتوقع نکنند که با دیدن کوچک ترین ناملایمات از کوره در بروند.
🔸 از انبوه مخاطبان عام و طرفداران چهره ها نیز انتظار می رود در شناخت نیات و انگیزه های مدعیان، تیزبین تر باشند و به صرف شنیدن هر صدای بلندی کف نزنند و هورا نکشند. آنانی که حق شان ادا نشده و مورد بی مهری قرار گرفته اند، از جنسی دیگرند. نباید به خاطر غرور و مناعت طبع و سکوت شان، ناشناخته باقی بمانند.
🔸 بد نیست حرف آخرم عین جمله ای باشد که از زبان "حاج کاظم" در فیلم دوست داشتنی آژانس شیشه ای جناب حاتمی کیا شنیده ایم: "خیبری ساکته، دود نداره، سوز داره!"
✍ افشین علا، ۲۲ بهمن ۱۳۹۶
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
🔻در حاشیه ی سخنان اخیر آقای حاتمی کیا🔻
⚡️خیبری ساکته! دود نداره، سوز داره...⚡️
🔸ما که نفهمیدیم علت داد و بیدادهای آقای حاتمی کیا در اختتامیه ی جشنواره ی فیلم فجر چه بود؟! واقعا کسی باور می کند این بزرگواران در نهادهای رسمی نظام، مظلوم واقع شده باشند؟!
🔸 درست است که در تمام دنیا، سینما و ورزش از سایر حوزه ها مخاطب وسیع تری دارد. درست است که چهره های ورزشی و سلبریتی ها همیشه و همه جا عزیزکرده اند. ولی در جمهوری اسلامی که نباید وضع بر این منوال باشد! آیا درست است که در کشور ما این همه نخبه و ادیب و هنرمند، خانه نشین باشند، اما امثال آقای حاتمی کیا که هماره قدر می بینند و در صدر می نشینند، باز هم با این همه حرارت، فریاد مظلومیت سر دهند؟!
🔸 ایشان که با کنایه ای رندانه، خود را هنرمند "وابسته به نظام" معرفی می کنند و برای جبران پیامدهای این "خودزنی" بلافاصله پشت اعتبار و محبوبیت حاج قاسم سلیمانی پنهان می شوند، دیگر چرا فریاد مظلومیت سر می دهند؟ چه می خواستید از مردم و از دستگاه های فرهنگی نظام که به شما ندادند؟!
🔸 از ایشان و سایر هنرمندانی که هم دولت ها حمایت شان می کنند، هم نهادهای قدرتمند غیررسمی، توقع داریم به احترام خیل بی شمار هنرمندان صاحبدل، دردمند، ساکت و بی ادعا، لااقل سکوت کنند و به کار پررونق خود مشغول باشند.
🔸 از دستگاه های دولتی، مؤسسات وابسته به نهادهای ارزشی و نظامی، و چهره های سیاسی هم انتظار می رود یا به حیطه ی هنر ورود نکنند یا قدردان همه باشند و فقط سراغ عزیزکرده ها نروند و این چهره ها را چنان پرتوقع نکنند که با دیدن کوچک ترین ناملایمات از کوره در بروند.
🔸 از انبوه مخاطبان عام و طرفداران چهره ها نیز انتظار می رود در شناخت نیات و انگیزه های مدعیان، تیزبین تر باشند و به صرف شنیدن هر صدای بلندی کف نزنند و هورا نکشند. آنانی که حق شان ادا نشده و مورد بی مهری قرار گرفته اند، از جنسی دیگرند. نباید به خاطر غرور و مناعت طبع و سکوت شان، ناشناخته باقی بمانند.
🔸 بد نیست حرف آخرم عین جمله ای باشد که از زبان "حاج کاظم" در فیلم دوست داشتنی آژانس شیشه ای جناب حاتمی کیا شنیده ایم: "خیبری ساکته، دود نداره، سوز داره!"
✍ افشین علا، ۲۲ بهمن ۱۳۹۶
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
زمانی که حوا سیب ممنوع را چید ،
" گناه " پدید نیامد ؛
آن روز قدرتی باشکوه
زاده شد که به آن می گویند
" نافرمانی "
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
" گناه " پدید نیامد ؛
آن روز قدرتی باشکوه
زاده شد که به آن می گویند
" نافرمانی "
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
«بخوان به نام گُل سرخ»
بخوان به نام گُل سرخ در صحاری شب
که باغها همه بیدار و بارور گردند
بخوان، دوباره بخوان، تا کبوتران سپید
به آشیانه خونین دوباره برگردند.
بخوان به نام گُل سرخ در رواق سکوت
که موج و اوج طنیناش ز دشتها گذرد
پیام روشن باران
ز بام نیلی شب
که رهگذار نسیماش به هر کرانه برد.
ز خشک سال چه ترسی
که سد بسی بستند
نه در برابر آب
که در برابر نور
و در برابر آواز
و در برابر شور.
در این زمانه ی عسرت
به شاعران زمان برگ رخصتی دادند
که از معاشقه ی سرو و قمری و لاله
سرودها بسرایند ژرفتر از خواب
زلال تر از آب.
تو خامشی که بخواند؟
تو میروی که بماند؟
که بر نهالک بی برگ ما ترانه بخواند؟
از این گریوه به دور
در آن کرانه ببین
بهار آمده
از سیم خاردار گذشته
حریق شعله ی گوگردی بنفشه چه زیباست.
هزار آینه جاری ست
هزار آینه
اینک
به همسرایی قلب تو میتپد با شوق
زمین تهی ست ز رندان
همین تویی تنها
که عاشقانه ترین نغمه را دوباره بخوانی.
بخوان به نام گُل سرخ و عاشقانه بخوان
حدیث عشق بیان کن بدان زبان که تو دانی.
#محمدرضا_شفیعی_کدکنی
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
«بخوان به نام گُل سرخ»
بخوان به نام گُل سرخ در صحاری شب
که باغها همه بیدار و بارور گردند
بخوان، دوباره بخوان، تا کبوتران سپید
به آشیانه خونین دوباره برگردند.
بخوان به نام گُل سرخ در رواق سکوت
که موج و اوج طنیناش ز دشتها گذرد
پیام روشن باران
ز بام نیلی شب
که رهگذار نسیماش به هر کرانه برد.
ز خشک سال چه ترسی
که سد بسی بستند
نه در برابر آب
که در برابر نور
و در برابر آواز
و در برابر شور.
در این زمانه ی عسرت
به شاعران زمان برگ رخصتی دادند
که از معاشقه ی سرو و قمری و لاله
سرودها بسرایند ژرفتر از خواب
زلال تر از آب.
تو خامشی که بخواند؟
تو میروی که بماند؟
که بر نهالک بی برگ ما ترانه بخواند؟
از این گریوه به دور
در آن کرانه ببین
بهار آمده
از سیم خاردار گذشته
حریق شعله ی گوگردی بنفشه چه زیباست.
هزار آینه جاری ست
هزار آینه
اینک
به همسرایی قلب تو میتپد با شوق
زمین تهی ست ز رندان
همین تویی تنها
که عاشقانه ترین نغمه را دوباره بخوانی.
بخوان به نام گُل سرخ و عاشقانه بخوان
حدیث عشق بیان کن بدان زبان که تو دانی.
#محمدرضا_شفیعی_کدکنی
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان سی و ششم
#پرواز کاوس
چون جهان آرامش گرفت دیوان تصمیم گرفتند گمراهش کنند. روزی که شاه به قصد شکار بیرون رفته بود دیوی به صورت غلامی آراسته و نیکو سخن به او نزدیک شد و دسته گلی تقدیم کاوس نمود و گفت : اکنون که سراسر گیتی در دست توست، آسمان ها نیز باید رام تو گردند. از آن پس تنها آرزوی کاوس پرواز بودو بس. از دانشمندان فاصله زمین تا ماه را میپرسید تا سرانجام چاره ای اندیشید. چهار عقاب را بر چهار پایه تختی بستند و بالای سر عقابها بر سر نیزه ران بره ای آویختند و خود بر تخت نشست. چون عقابها گرسنه شدند به طرف گوشت بال زدند و تخت به سوی آسمان بالا رفت. عقاب ها بعد از مدتی بال زدن خسته شده و به گوشت نرسیدند.
نگونسار گشتند ز ابر سیاه
کشان بر زمین از هوا تخت شاه
در بیشه ای نزدیک آمل تنها خوار و پشیمان از کرده خود به در گاه یزدان نیایش کرد. چون خبر به رستم و گیو و طوس رسید با لشکر و پیل به جستجوی شاه پرداختند . گودرز پیر به رستم گفت : من از آغازعمرم تاکنون شاهان و بزرگان بسیارب دیده ام ولی کسی را درمیان آنها به خودکامگی کاوس نیافته ام.
خرد نیست او را نه دانش نه رای
نه هوشش بجا یست ونه دل بجای
در این میان پهلوانان او را یافتند و نکوهش فراوان کردند. کاوس اندوهگین که در پاسخ فرو مانده بود چهل روز در را به روی خود بست و به درگاه ایزد تقاضای بخشش نمود.
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان سی و ششم
#پرواز کاوس
چون جهان آرامش گرفت دیوان تصمیم گرفتند گمراهش کنند. روزی که شاه به قصد شکار بیرون رفته بود دیوی به صورت غلامی آراسته و نیکو سخن به او نزدیک شد و دسته گلی تقدیم کاوس نمود و گفت : اکنون که سراسر گیتی در دست توست، آسمان ها نیز باید رام تو گردند. از آن پس تنها آرزوی کاوس پرواز بودو بس. از دانشمندان فاصله زمین تا ماه را میپرسید تا سرانجام چاره ای اندیشید. چهار عقاب را بر چهار پایه تختی بستند و بالای سر عقابها بر سر نیزه ران بره ای آویختند و خود بر تخت نشست. چون عقابها گرسنه شدند به طرف گوشت بال زدند و تخت به سوی آسمان بالا رفت. عقاب ها بعد از مدتی بال زدن خسته شده و به گوشت نرسیدند.
نگونسار گشتند ز ابر سیاه
کشان بر زمین از هوا تخت شاه
در بیشه ای نزدیک آمل تنها خوار و پشیمان از کرده خود به در گاه یزدان نیایش کرد. چون خبر به رستم و گیو و طوس رسید با لشکر و پیل به جستجوی شاه پرداختند . گودرز پیر به رستم گفت : من از آغازعمرم تاکنون شاهان و بزرگان بسیارب دیده ام ولی کسی را درمیان آنها به خودکامگی کاوس نیافته ام.
خرد نیست او را نه دانش نه رای
نه هوشش بجا یست ونه دل بجای
در این میان پهلوانان او را یافتند و نکوهش فراوان کردند. کاوس اندوهگین که در پاسخ فرو مانده بود چهل روز در را به روی خود بست و به درگاه ایزد تقاضای بخشش نمود.
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
24 بهمن 45
پرواز فروغ
پرنده مردنیست
پرواز را به خاطر بسپار
مراسم تشییع پیکر بانو فروغ فرخزاد با حضور مشاهیر شعر و ادب وصدای جاودانه ی استاد شاملو
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
پرواز فروغ
پرنده مردنیست
پرواز را به خاطر بسپار
مراسم تشییع پیکر بانو فروغ فرخزاد با حضور مشاهیر شعر و ادب وصدای جاودانه ی استاد شاملو
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
"در جوامع استبدادی همیشه زن و مرد از هم جدا می شوند تا مرد ها و زن ها چیزی که بینشان جریان داشته باشد، شهوت بیمار گونه ناشی از توهم شناخت از هم باشد، تا هیچ زنی و مردی زیبایی و زشتی واقعی را نتواند تشخیص بدهد و زن ها و مرد ها در انتخاب هم به اندازه شهوت برانگیز بودن توجه داشته باشند و بس ، نه چیز دیگری ..چرا؟؟
چون اگر در جامعه روابط زن و مرد آزاد باشد آن دیوار شهوت فرو می ریزد و زن ها و مرد ها زیبایی و زشتی واقعی را تشخیص می دهند و خانواده هایی که تشکیل می دهند بر دوست داشتن انسانی بنا می کنند و فرزندان سالم تربیت می کنند که تاب استبداد را ندارد و به عبارتی استبداد با وجود آنها بیگانه است، چرا که آزاد پرورش می یابند."
وقتی مردان حرمت مرد بودنشان را بدانند و زنان شوکت زن بودنشان را
مردان همیشه مرد میمانند و زنان همیشه زن و آنگاه هر روز
نه روز “زن” و نه روز “مرد” که روز “انسان” است …
(مقدمه کتاب #ضیافت_افلاطونی)
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
"در جوامع استبدادی همیشه زن و مرد از هم جدا می شوند تا مرد ها و زن ها چیزی که بینشان جریان داشته باشد، شهوت بیمار گونه ناشی از توهم شناخت از هم باشد، تا هیچ زنی و مردی زیبایی و زشتی واقعی را نتواند تشخیص بدهد و زن ها و مرد ها در انتخاب هم به اندازه شهوت برانگیز بودن توجه داشته باشند و بس ، نه چیز دیگری ..چرا؟؟
چون اگر در جامعه روابط زن و مرد آزاد باشد آن دیوار شهوت فرو می ریزد و زن ها و مرد ها زیبایی و زشتی واقعی را تشخیص می دهند و خانواده هایی که تشکیل می دهند بر دوست داشتن انسانی بنا می کنند و فرزندان سالم تربیت می کنند که تاب استبداد را ندارد و به عبارتی استبداد با وجود آنها بیگانه است، چرا که آزاد پرورش می یابند."
وقتی مردان حرمت مرد بودنشان را بدانند و زنان شوکت زن بودنشان را
مردان همیشه مرد میمانند و زنان همیشه زن و آنگاه هر روز
نه روز “زن” و نه روز “مرد” که روز “انسان” است …
(مقدمه کتاب #ضیافت_افلاطونی)
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
چند روز پیش نامه ای در فضای مجازی منتشر شد مبنی بر آنکه یکی از اعضای هیئت امنای دانشگاه آزاد در استان خوزستان پس از برکناری از این شغل خطاب به آقای ولایتی نامه ای نوشته که با این وضعیت دانشگاه آزاد در مسیر سقوط قرار دارد.
سوالی پیش می آید که آیا این آقا پیش از برکناری هم به این امر واقف بوده یا خیر؟
اگر واقف بوده پس چرا هیچ واکنشی نشان نداده است؟ اگر واقف نبوده چطور می شود که بلافاصله بعد از برکناری به این موضوع وقوف می یابد.
ضمن اینکه این ماجرا در کشور ما سابقه ی طولانی دارد، بسیاری از وزرای آقای احمدی نژاد پس از برکناری از مسئولیت زبان انتقاد را گشودند و از خطرات ایشان برای کل نظام سخن گفتند.
نمونه ی دیگر اصلاح طلبانی هستند که تا پیش از دوره ی روحانی همه چیز را تیره و تار می دیدند و احساس نگرانی زیادی نسبت به کشور داشتند اما حالا که به مراکز قدرت تا حدودی دست یافتند دیگر نگاه های تند و تیز گذشته را ندارند و کاستی ها و ضعف ها به چشمشان جزئی می نماید.
سوال مطروحه این است که آیا این اتفاق کاملا هشیارانه رخ می دهد و صرفا سیاسی کاریست یا آنکه بخشی از آن ناهشیار است و توسط سازو کارهای دفاع های روانی ایجاد می شود.
تحلیلی این مسئله از منظر روانشناسی چگونه است؟
روانشناسی اجتماعی می گوید انسان ها نمی توانند ناهماهنگی شناختی را در خود تحمل بیاورند. نمی توانند کاری انجام دهند که با نظام اخلاقی_اعتقادی _ شناختی آنها ناهماهنگی داشته باشد. یعنی نمی شود فرد حقوق و مزایای ارگانی را دریافت کند و در عین حال ببیند که چقدر نقطه ضعف وجود دارد، چقدر خطاهای اساسی رخ می دهد، اینجا بخشی از مغز برای بخش دیگر توضیح می دهد که اینگونه هم که تو فکر می کنی نیست، بلاخره مشکلات در همه جای دنیا وجود دارد، مگر می شود کاری انجام داد و خطاهایی در آن رخ ندهد و ...خلاصه قسمتی از مغز عهده دار پر کردن خلا میان عمل فرد و اعتقاد او می شود و به گونه ای اعجاب انگیز پرده ای از غفلت بر جلوی چشمان فرد قرار می دهد که این پرده فقط بعد از برکناری از جلوی چشمان فرد کنار می رود. البته قصد نگارنده این نیست که بگوید تمام این فرآیند ناخودآگاه است اما بخش های ناخودآگاهی زیادی هم در تفکرات و قضاوت های اجتماعی و سیاسی انسان دخیل هستند.
روانشناسان اجتماعی آزمایش های زیادی انجام می دهند که نشان می دهند چگونه آدمی این ناهماهنگی شناختی را از بین می برد، مثلا فردی پول زیادی برای یک کنسرت بی ارزش پرداخته است و بعد از کنسرت می گوید کنسرت خیلی عالی بود و دلایل عجیبی می آورد که پول زیادی که پرداخته است را توجیه کند. خلاصه آنکه به طور ناخودآگاه نگاه انسانی که در قدرت است با کسی که دور از قدرت است زمین تا اسمان به مسائل متفاوت است. انسان های در قدرت خطاها و نارسایی ها را جزیی و پیش پا افتاده می بینند، آنها همیشه کشور را در مسیر رشد و پیشرفت ارزیابی می کنند و انتقادها را نوعی سیاه نمایی تلقی می کنند.
البته ناگفته نماند انسان های صادق و آگاه و سالم به کمترین میزان در معرض این پرده ی غفلت قرار می گیرند و همواره حقایق را می بینند.
#ناصر_سبزیان_پور
#روان_درمانگر
#روانشناسی_سیاسی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
چند روز پیش نامه ای در فضای مجازی منتشر شد مبنی بر آنکه یکی از اعضای هیئت امنای دانشگاه آزاد در استان خوزستان پس از برکناری از این شغل خطاب به آقای ولایتی نامه ای نوشته که با این وضعیت دانشگاه آزاد در مسیر سقوط قرار دارد.
سوالی پیش می آید که آیا این آقا پیش از برکناری هم به این امر واقف بوده یا خیر؟
اگر واقف بوده پس چرا هیچ واکنشی نشان نداده است؟ اگر واقف نبوده چطور می شود که بلافاصله بعد از برکناری به این موضوع وقوف می یابد.
ضمن اینکه این ماجرا در کشور ما سابقه ی طولانی دارد، بسیاری از وزرای آقای احمدی نژاد پس از برکناری از مسئولیت زبان انتقاد را گشودند و از خطرات ایشان برای کل نظام سخن گفتند.
نمونه ی دیگر اصلاح طلبانی هستند که تا پیش از دوره ی روحانی همه چیز را تیره و تار می دیدند و احساس نگرانی زیادی نسبت به کشور داشتند اما حالا که به مراکز قدرت تا حدودی دست یافتند دیگر نگاه های تند و تیز گذشته را ندارند و کاستی ها و ضعف ها به چشمشان جزئی می نماید.
سوال مطروحه این است که آیا این اتفاق کاملا هشیارانه رخ می دهد و صرفا سیاسی کاریست یا آنکه بخشی از آن ناهشیار است و توسط سازو کارهای دفاع های روانی ایجاد می شود.
تحلیلی این مسئله از منظر روانشناسی چگونه است؟
روانشناسی اجتماعی می گوید انسان ها نمی توانند ناهماهنگی شناختی را در خود تحمل بیاورند. نمی توانند کاری انجام دهند که با نظام اخلاقی_اعتقادی _ شناختی آنها ناهماهنگی داشته باشد. یعنی نمی شود فرد حقوق و مزایای ارگانی را دریافت کند و در عین حال ببیند که چقدر نقطه ضعف وجود دارد، چقدر خطاهای اساسی رخ می دهد، اینجا بخشی از مغز برای بخش دیگر توضیح می دهد که اینگونه هم که تو فکر می کنی نیست، بلاخره مشکلات در همه جای دنیا وجود دارد، مگر می شود کاری انجام داد و خطاهایی در آن رخ ندهد و ...خلاصه قسمتی از مغز عهده دار پر کردن خلا میان عمل فرد و اعتقاد او می شود و به گونه ای اعجاب انگیز پرده ای از غفلت بر جلوی چشمان فرد قرار می دهد که این پرده فقط بعد از برکناری از جلوی چشمان فرد کنار می رود. البته قصد نگارنده این نیست که بگوید تمام این فرآیند ناخودآگاه است اما بخش های ناخودآگاهی زیادی هم در تفکرات و قضاوت های اجتماعی و سیاسی انسان دخیل هستند.
روانشناسان اجتماعی آزمایش های زیادی انجام می دهند که نشان می دهند چگونه آدمی این ناهماهنگی شناختی را از بین می برد، مثلا فردی پول زیادی برای یک کنسرت بی ارزش پرداخته است و بعد از کنسرت می گوید کنسرت خیلی عالی بود و دلایل عجیبی می آورد که پول زیادی که پرداخته است را توجیه کند. خلاصه آنکه به طور ناخودآگاه نگاه انسانی که در قدرت است با کسی که دور از قدرت است زمین تا اسمان به مسائل متفاوت است. انسان های در قدرت خطاها و نارسایی ها را جزیی و پیش پا افتاده می بینند، آنها همیشه کشور را در مسیر رشد و پیشرفت ارزیابی می کنند و انتقادها را نوعی سیاه نمایی تلقی می کنند.
البته ناگفته نماند انسان های صادق و آگاه و سالم به کمترین میزان در معرض این پرده ی غفلت قرار می گیرند و همواره حقایق را می بینند.
#ناصر_سبزیان_پور
#روان_درمانگر
#روانشناسی_سیاسی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
🌺 زمانیکه ﻫﻤﺴﺮﻡ مُرد، آدمهای زیادی پیشم آمدند و از من پرﺳﯿﺪﻧﺪ؛ ﺁﯾﺎ ﮐﺎﺭﻝ ﺩﺭ لحظهٔ آخر ﺗﻐﯿﯿﺮ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺑﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﭘﺲ ﺍﺯ ﻣﺮﮒ ایمان آورد. آنها ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ مدام ﺍﺯ ﻣﻦ ﻣﯽﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ؛ ﺁﯾﺎ ﻣﻦ ﻓﮑﺮ میکنم دﻭﺑﺎﺭﻩ ﺍﻭ ﺭﺍ خواهم دید.
ﮐﺎﺭﻝ ﺑﺎ شهامتی مثال زدنی ﺑﺎ ﻣﺮﮒ ﺭﻭﺑﺮﻭ ﺷﺪ ﻭ ﻫﺮﮔﺰ سعی نکرد به موهمات پناه ببرد.
ﺗﺮﺍﮊﺩﯼ ﺍﯾﻨﺠﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﻦ ﻭ ﺍﻭ میدانستیم ﮐﻪ ﻫﺮﮔﺰ دوباره همدیگر ﺭﺍ نمیبینیم، من هرگز ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﻧﺪﺍﺭﻡ ﮐﻪ مجددن ﺑﻪ ﮐﺎﺭﻝ ﺑﭙﯿﻮﻧﺪﻡ. ﺍﻣﺎ نکتهٔ ﺍﺭﺯﺷﻤﻨﺪ این است، زمانیکه ﻣﺎ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺑﻮﺩﯾﻢ؛ یعنی ﻧﺰﺩﯾﮏ ﺑﻪ ﺑﯿﺴﺖ ﺳﺎﻝ، ما با ﺩﺭﮎ این موضوع که حیات بسیار ﮐﻮﺗﺎﻩ ﻭ ﺍﺭﺯﺷﻤﻨﺪ ﺍﺳﺖ با طراوت زندگی کردیم. ﻣﺎ هرگز تظاهر به بیاهمیتی ﻣﻌﻨﺎﯼ ﻣﺮﮒ ﺑﺎ این تعریف که ﭼﯿﺰﯼ ﺟﺰ فراق نهایی نیست، نکردیم. جوری ﮐﻪ وی ﺑﺎ ﻣﻦ ﺭﻓﺘﺎﺭ میکرﺩ و طوری ﮐﻪ ﻣﻦ ﺑﺎ ﺍﻭ برخورد میکردﻡ؛ شیوهای بود ﮐﻪ ﺑﺎ ﺁﻥ ﺍﺯ یکدیگر ﻭ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩهٔ ﺧﻮد مراقبت میکردیم، او همیشه اینگونه زندگی کرد. ﺍﯾﻦ ﺧﯿﻠﯽ ﺧﯿﻠﯽ ﻣﻬﻢﺗﺮ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ نظریه است که من او را یکروز ﻣﻼﻗﺎﺕ ﮐﻨﻢ.
ﻣﻦ ﻓﮑﺮ نمیکنم ﺩﯾﮕﺮ ﻫﯿﭻ ﻭﻗﺖ ﮐﺎﺭﻝ ﺭﺍ ﺑﺒﯿﻨﻢ. ﺍﻣﺎ ﻣﻦ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺩﯾﺪﻡ. ﻣﺎ ﻫﻤﺪﯾﮕﺮ ﺭﺍ ﺩﯾﺪﯾﻢ. ﻣﺎ یکدیکر ﺭﺍ ﺩﺭ ﮐﯿﻬﺎﻥ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩﯾﻢ ﻭ ﺍﯾﻦ ﺷﮕﻔﺖﺍﻧﮕﯿﺰ ﺑﻮﺩ.
نوشته ای از آنا درویان
(همسر کارل سیگن)
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
🌺 زمانیکه ﻫﻤﺴﺮﻡ مُرد، آدمهای زیادی پیشم آمدند و از من پرﺳﯿﺪﻧﺪ؛ ﺁﯾﺎ ﮐﺎﺭﻝ ﺩﺭ لحظهٔ آخر ﺗﻐﯿﯿﺮ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺑﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﭘﺲ ﺍﺯ ﻣﺮﮒ ایمان آورد. آنها ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ مدام ﺍﺯ ﻣﻦ ﻣﯽﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ؛ ﺁﯾﺎ ﻣﻦ ﻓﮑﺮ میکنم دﻭﺑﺎﺭﻩ ﺍﻭ ﺭﺍ خواهم دید.
ﮐﺎﺭﻝ ﺑﺎ شهامتی مثال زدنی ﺑﺎ ﻣﺮﮒ ﺭﻭﺑﺮﻭ ﺷﺪ ﻭ ﻫﺮﮔﺰ سعی نکرد به موهمات پناه ببرد.
ﺗﺮﺍﮊﺩﯼ ﺍﯾﻨﺠﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﻦ ﻭ ﺍﻭ میدانستیم ﮐﻪ ﻫﺮﮔﺰ دوباره همدیگر ﺭﺍ نمیبینیم، من هرگز ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﻧﺪﺍﺭﻡ ﮐﻪ مجددن ﺑﻪ ﮐﺎﺭﻝ ﺑﭙﯿﻮﻧﺪﻡ. ﺍﻣﺎ نکتهٔ ﺍﺭﺯﺷﻤﻨﺪ این است، زمانیکه ﻣﺎ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺑﻮﺩﯾﻢ؛ یعنی ﻧﺰﺩﯾﮏ ﺑﻪ ﺑﯿﺴﺖ ﺳﺎﻝ، ما با ﺩﺭﮎ این موضوع که حیات بسیار ﮐﻮﺗﺎﻩ ﻭ ﺍﺭﺯﺷﻤﻨﺪ ﺍﺳﺖ با طراوت زندگی کردیم. ﻣﺎ هرگز تظاهر به بیاهمیتی ﻣﻌﻨﺎﯼ ﻣﺮﮒ ﺑﺎ این تعریف که ﭼﯿﺰﯼ ﺟﺰ فراق نهایی نیست، نکردیم. جوری ﮐﻪ وی ﺑﺎ ﻣﻦ ﺭﻓﺘﺎﺭ میکرﺩ و طوری ﮐﻪ ﻣﻦ ﺑﺎ ﺍﻭ برخورد میکردﻡ؛ شیوهای بود ﮐﻪ ﺑﺎ ﺁﻥ ﺍﺯ یکدیگر ﻭ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩهٔ ﺧﻮد مراقبت میکردیم، او همیشه اینگونه زندگی کرد. ﺍﯾﻦ ﺧﯿﻠﯽ ﺧﯿﻠﯽ ﻣﻬﻢﺗﺮ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ نظریه است که من او را یکروز ﻣﻼﻗﺎﺕ ﮐﻨﻢ.
ﻣﻦ ﻓﮑﺮ نمیکنم ﺩﯾﮕﺮ ﻫﯿﭻ ﻭﻗﺖ ﮐﺎﺭﻝ ﺭﺍ ﺑﺒﯿﻨﻢ. ﺍﻣﺎ ﻣﻦ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺩﯾﺪﻡ. ﻣﺎ ﻫﻤﺪﯾﮕﺮ ﺭﺍ ﺩﯾﺪﯾﻢ. ﻣﺎ یکدیکر ﺭﺍ ﺩﺭ ﮐﯿﻬﺎﻥ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩﯾﻢ ﻭ ﺍﯾﻦ ﺷﮕﻔﺖﺍﻧﮕﯿﺰ ﺑﻮﺩ.
نوشته ای از آنا درویان
(همسر کارل سیگن)
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
🌺 زندگی کنیم
🔻مشکل اصلی زندگی های مشترک امروزی، این است که همسران همدیگر را کنترل کنند و این کنترل گری، دیگر جایی برای عشق باقی نمی گذارد.
🔻عشق هم که نباشد، این طلاق است که سکه رایج می شود، بعضی ها با طلاق قانونی از هم جدا می شوند و بسیار بیشتر از آنها، با طلاق عاطفی، دل هایشان را از هم جدا می کنند و در خانه های مشترک شان، سنگر بندی می کنند تا روزی که مرگ، آنها را از هم جدا که نه ، "رها" سازد.
#ویلیام_گلاسر
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
🌺 زندگی کنیم
🔻مشکل اصلی زندگی های مشترک امروزی، این است که همسران همدیگر را کنترل کنند و این کنترل گری، دیگر جایی برای عشق باقی نمی گذارد.
🔻عشق هم که نباشد، این طلاق است که سکه رایج می شود، بعضی ها با طلاق قانونی از هم جدا می شوند و بسیار بیشتر از آنها، با طلاق عاطفی، دل هایشان را از هم جدا می کنند و در خانه های مشترک شان، سنگر بندی می کنند تا روزی که مرگ، آنها را از هم جدا که نه ، "رها" سازد.
#ویلیام_گلاسر
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
آپديت شدن کتاب های درسی ایران با پیشرفت تکنولوژی!
دانش آموزان ایرانی با مطالعه ی این کتاب ها برای رسیدن به مرزهای تکنولوژی تلاش میکنند!😕
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
دانش آموزان ایرانی با مطالعه ی این کتاب ها برای رسیدن به مرزهای تکنولوژی تلاش میکنند!😕
کانال پروازفکرواندیشه
@flith