کانال پروازفکرواندیشه
@flith
💥وقتی توهم تکثیر میشود!
✍دکتر امیر ناظمی
در سال ۱۹۹۵، یک مرد میانسال به نام «مک ارتور ویلر» (McArthur Wheeler) در روز روشن بدون ماسک یا پوشاندن صورتش، به دو بانک Pittsburgh در یکی از شهرهای امریکا دستبرد میزند. او حتی صورتش را رو به دوربین می گیرد و لبخند میزند.
عصر همانروز وقتی پلیس به خانهاش میریزد و دستگیرش میکند، ناباورانه میگوید «ولی من به صورتم آبلیمو زده بودم!» او ایمان داشت با زدن آبلیمو به صورتش دوربینها نمیتوانند تصاویرش را ضبط کنند.
ایمان ویلر به معجزهی آبلیمو و عدم تصویربرداری، نوعی از تعصب است که امروز به نام «توهم توانمندی» (illusion of competence) شناخته میشود. نوعی از توهم که در آن فرد به توانمندیهای خود یا دیگری (مانند آبلیمو) ایمان دارد و آن را میستاید.
«توهم توانمندی» هم ویلر را در انجام ماموریتاش ناموفق میکرد و هم فرصت یادگیری و آموختن را از او میربود. این توهم یکی از گستردهترین و رایجترین توهمها و موانع رشد، هم در سطح فردی و هم سطح جمعی است.
⭕️نمونههایی از توهم توانمندی
◀️ توهم دانش:
زمانی که مدرک دانشگاهی برابر با دانش دانسته میشود، این توهم دوچندان میشود. در این وضعیت فردی که دارای مدرک دانشگاهی باشد، خود را دارای تخصص در آن زمینه و احتمالا زمینههای مشابه میداند. توهم دانش آفت دنیای مدرن آموزش و اصلیترین مانع یادگیری است.
◀️ توهم مدیریت:
توهمی که در آن فرد تمامی موفقیتها را به توانمندی خودش نسبت میدهد و شکستها را حاصل شرایط و وضعیت جامعه میداند. استارتآپهایی که خود را اپل و مدیری که خود را استیو جابز فرض میکند تا کارگردانی که خود را اسکورسیزی میبیند، آیینههای توهمی یکسانی دارند.
◀️ توهم کنترل:
فردی که مجموعه، سازمان یا جامعه را تحت کنترل خویش میداند. این توهم همان پاشنهی آشیل دیکتاتورها در تاریخ بوده است. دیکتاتورها توهم کنترل جامعهی خود را پیشفرض اصلی داشتهاند.
تمامی این توهمهای توانمندی در هر شکلی که باشند، راه یادگیری و اصلاح را میبندند.
⭕️رهایی از توهم توانمندی
سه روش پیشنهادی برای رهایی از توهمهای توانمندی عبارتند از:
1️⃣رقابت: رقابت با دیگران اصلیترین ابزاری است که انسانهای متوهم را درمان میکند.
انسانی که توهم دانش دارد، در زمان شکست از دیگران، در آزمونها، ممکن است از توهم دست بکشد، همانطور که مدیر متوهم در رقابت در بازار آزاد است که میتواند خود را در محک ارزیابی قرار دهد. مدیر متوهم هیچ تمایلی ندارد تا هیچ بازار آزادی یا اساسا هیچ رقابتی شکل بگیرد. او دوست دارد تا در دنیای مصنوعی و متوهم خویش یگانه مدیر توانمند جهان بماند.
2️⃣ مقایسه با دیگران:
مقایسهی یک سازمان با استانداردهای جهانی و یک سازمان در قیاس با سازمانهای دیگر است که به مدیر متوهم نشانه میدهد. هر چند همواره انسان متوهم با استدلال اینکه «شرایط ما فرق دارد» تلاش دارد تا راه مقایسه را ببند تا از توهم توانمندی خویش محافظت کند.
3️⃣ نقد: تنها نقد است که میتواند فرد متوهم توانمندی را در مقابل واقعیت پرسشهای سخت قرار دهد.
نقد حتی اگر حاوی هیچ پیشنهاد جایگزینی نباشد، میتواند توهم توانمندی را به چالش بکشاند. نقد به انسانی در هر جایگاهی کمک میکند تا از افتادن در دام توهم توانمندی رها شود. نقد هم البته خوشایند فرد متوهم توانمندی نیست. او راه نقد را به بهانههای مختلف میبندد.
هر سه ابزار فوق راههای نجات یک جامعه از توهم است. جامعهای که این راهها را ببند سرشار از بازندگان متوهمی خواهد شد که در جایگاههای مختلف از خود تصویر قهرمانان بزرگ دارند. ارتباط جهانی اگر هیچ فایدهای نباشد، از شکلگیری انسانهای متوهم توانمندی جلوگیری میکند. وقتی بازندگان در کنار توانمندها قرار میگیرند، هم فرد و هم جامعه هستند که نجات مییابند.
شرکت نوپایی که توهمهای بزرگ دارد، هرچه زودتر شکست بخورد به نفع خودش و جامعهاش هست، همانطور که مدیر دولتی و سیاستگذار متوهم هر چه سریعتر شکست بخورد. وقتی توهم تکثیر میشود؛ شکست یک هدیه الهی است.
بزرگترین دشمنان نقد، رقابت و مقایسه، بدون شک متوهمان توانمندی هستند که از کاریکاتوری شدن عکسهایشان میهراسند.
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
💥وقتی توهم تکثیر میشود!
✍دکتر امیر ناظمی
در سال ۱۹۹۵، یک مرد میانسال به نام «مک ارتور ویلر» (McArthur Wheeler) در روز روشن بدون ماسک یا پوشاندن صورتش، به دو بانک Pittsburgh در یکی از شهرهای امریکا دستبرد میزند. او حتی صورتش را رو به دوربین می گیرد و لبخند میزند.
عصر همانروز وقتی پلیس به خانهاش میریزد و دستگیرش میکند، ناباورانه میگوید «ولی من به صورتم آبلیمو زده بودم!» او ایمان داشت با زدن آبلیمو به صورتش دوربینها نمیتوانند تصاویرش را ضبط کنند.
ایمان ویلر به معجزهی آبلیمو و عدم تصویربرداری، نوعی از تعصب است که امروز به نام «توهم توانمندی» (illusion of competence) شناخته میشود. نوعی از توهم که در آن فرد به توانمندیهای خود یا دیگری (مانند آبلیمو) ایمان دارد و آن را میستاید.
«توهم توانمندی» هم ویلر را در انجام ماموریتاش ناموفق میکرد و هم فرصت یادگیری و آموختن را از او میربود. این توهم یکی از گستردهترین و رایجترین توهمها و موانع رشد، هم در سطح فردی و هم سطح جمعی است.
⭕️نمونههایی از توهم توانمندی
◀️ توهم دانش:
زمانی که مدرک دانشگاهی برابر با دانش دانسته میشود، این توهم دوچندان میشود. در این وضعیت فردی که دارای مدرک دانشگاهی باشد، خود را دارای تخصص در آن زمینه و احتمالا زمینههای مشابه میداند. توهم دانش آفت دنیای مدرن آموزش و اصلیترین مانع یادگیری است.
◀️ توهم مدیریت:
توهمی که در آن فرد تمامی موفقیتها را به توانمندی خودش نسبت میدهد و شکستها را حاصل شرایط و وضعیت جامعه میداند. استارتآپهایی که خود را اپل و مدیری که خود را استیو جابز فرض میکند تا کارگردانی که خود را اسکورسیزی میبیند، آیینههای توهمی یکسانی دارند.
◀️ توهم کنترل:
فردی که مجموعه، سازمان یا جامعه را تحت کنترل خویش میداند. این توهم همان پاشنهی آشیل دیکتاتورها در تاریخ بوده است. دیکتاتورها توهم کنترل جامعهی خود را پیشفرض اصلی داشتهاند.
تمامی این توهمهای توانمندی در هر شکلی که باشند، راه یادگیری و اصلاح را میبندند.
⭕️رهایی از توهم توانمندی
سه روش پیشنهادی برای رهایی از توهمهای توانمندی عبارتند از:
1️⃣رقابت: رقابت با دیگران اصلیترین ابزاری است که انسانهای متوهم را درمان میکند.
انسانی که توهم دانش دارد، در زمان شکست از دیگران، در آزمونها، ممکن است از توهم دست بکشد، همانطور که مدیر متوهم در رقابت در بازار آزاد است که میتواند خود را در محک ارزیابی قرار دهد. مدیر متوهم هیچ تمایلی ندارد تا هیچ بازار آزادی یا اساسا هیچ رقابتی شکل بگیرد. او دوست دارد تا در دنیای مصنوعی و متوهم خویش یگانه مدیر توانمند جهان بماند.
2️⃣ مقایسه با دیگران:
مقایسهی یک سازمان با استانداردهای جهانی و یک سازمان در قیاس با سازمانهای دیگر است که به مدیر متوهم نشانه میدهد. هر چند همواره انسان متوهم با استدلال اینکه «شرایط ما فرق دارد» تلاش دارد تا راه مقایسه را ببند تا از توهم توانمندی خویش محافظت کند.
3️⃣ نقد: تنها نقد است که میتواند فرد متوهم توانمندی را در مقابل واقعیت پرسشهای سخت قرار دهد.
نقد حتی اگر حاوی هیچ پیشنهاد جایگزینی نباشد، میتواند توهم توانمندی را به چالش بکشاند. نقد به انسانی در هر جایگاهی کمک میکند تا از افتادن در دام توهم توانمندی رها شود. نقد هم البته خوشایند فرد متوهم توانمندی نیست. او راه نقد را به بهانههای مختلف میبندد.
هر سه ابزار فوق راههای نجات یک جامعه از توهم است. جامعهای که این راهها را ببند سرشار از بازندگان متوهمی خواهد شد که در جایگاههای مختلف از خود تصویر قهرمانان بزرگ دارند. ارتباط جهانی اگر هیچ فایدهای نباشد، از شکلگیری انسانهای متوهم توانمندی جلوگیری میکند. وقتی بازندگان در کنار توانمندها قرار میگیرند، هم فرد و هم جامعه هستند که نجات مییابند.
شرکت نوپایی که توهمهای بزرگ دارد، هرچه زودتر شکست بخورد به نفع خودش و جامعهاش هست، همانطور که مدیر دولتی و سیاستگذار متوهم هر چه سریعتر شکست بخورد. وقتی توهم تکثیر میشود؛ شکست یک هدیه الهی است.
بزرگترین دشمنان نقد، رقابت و مقایسه، بدون شک متوهمان توانمندی هستند که از کاریکاتوری شدن عکسهایشان میهراسند.
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کتابخانهٔ «ونسلا» در کشور نروژ همانند داخل بدن یک نهنگ طراحی شده و تمام صفحات جداکننده آن در واقع قفسه های کتاب و محل مطالعه بازدید کنندگان را تشکیل میدهند.
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
🔹اونهایی که همیشه توی فضای مجازی حرفای خوب میزنید، یک زوج #معلول_کرجی و البته با #غیرت برای امرار معاش کتاب چاپ کردن، ولی اونهایی که قرار بوده حمایتشون کنن و کتابها رو بخرن زیرش زدن.
🔹یه کمپين تشکیل دادیم برای خرید این کتابها، اصلا هم نیاز نیست پولی به حساب کسی بریزید و شماره حساب واسه هم کپی کنید.
🔹کافیه مثل یه مشتری بريد هم کتابفروشی این دو عزیز رو ببینید، هم با خودشون گپی بزنید، هم کتابی که مدتها زحمت کشیده بودن رو بخرید.
🔹باور کنید راه دوری نميره.
🔸آدرس: کرج، جهانشهر، باغ فاتح، جنب زمین تنیس
♦️اگر پیامهای قشنگ زیاد به هم میدید، این پیام رو هم ارسال کنید برای دوستانتون، هیچ اجباری هم نیست، دوست نداشتید پاک کنید.
تصویر درادامه به پیوست ارسال می گردد. 👇👇👇👇👇👇👇
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
🔹اونهایی که همیشه توی فضای مجازی حرفای خوب میزنید، یک زوج #معلول_کرجی و البته با #غیرت برای امرار معاش کتاب چاپ کردن، ولی اونهایی که قرار بوده حمایتشون کنن و کتابها رو بخرن زیرش زدن.
🔹یه کمپين تشکیل دادیم برای خرید این کتابها، اصلا هم نیاز نیست پولی به حساب کسی بریزید و شماره حساب واسه هم کپی کنید.
🔹کافیه مثل یه مشتری بريد هم کتابفروشی این دو عزیز رو ببینید، هم با خودشون گپی بزنید، هم کتابی که مدتها زحمت کشیده بودن رو بخرید.
🔹باور کنید راه دوری نميره.
🔸آدرس: کرج، جهانشهر، باغ فاتح، جنب زمین تنیس
♦️اگر پیامهای قشنگ زیاد به هم میدید، این پیام رو هم ارسال کنید برای دوستانتون، هیچ اجباری هم نیست، دوست نداشتید پاک کنید.
تصویر درادامه به پیوست ارسال می گردد. 👇👇👇👇👇👇👇
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
Telegram
attach 📎
من و این تصویر هردو
درد کشیدیم...
او با دیدن اون چیزها
و من با دیدن او....!
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
درد کشیدیم...
او با دیدن اون چیزها
و من با دیدن او....!
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
در دنیایی که هیچ کس مجبور نباشد بیش از چهار ساعت کار کند، هر فرد شیفته کنجکاوی علمی می تواند این میل خود را ارضا کند و هر نقاشی می تواند بدون گرسنگی کشیدن نقاشی کند، پزشکان فرصت خواهند داشت که در مورد پیشرفت های پزشکی مطالعه کنند، آموزگاران دیگر خسته و ذله با روش های متداول کلنجار نخواهند رفت تا چیزهایی را یاد بدهند که خود در جوانی آموخته اند، چیزهایی که ممکن است در این فاصله نادرست بودنشان اثبات شده باشد. مقدار کار مطلوب آنقدر است که فراغت را سرورانگیز سازد نه آنقدر که موجب از پا افتادن شود و از آنجا که مردم در اوقات فراغتشان خسته نخواهند بود فقط به دنبال سرگرمی های منفعل نخواهند رفت. دست کم یک درصد مردم وقتی را که صرف کار حرفه ای نمی کنند، احتمالا به پیگیری اموری اختصاص خواهند داد که اهمیت اجتماعی دارند... وقتی مردان و زنان معمولی از موهبت زندگی خوش برخوردار باشند نرمخو تر می شوند. جنگ افروزی به کلی از میان خواهد رفت. نیک طبعی از میان همه سجایای اخلاقی تنها چیزی است که جهان بیشتر از هرچیز به آن نیاز دارد و نیک طبعی ماحصل امنیت و آرامش است و نه ماحصل یک عمر کشمکش شاق و توانفرسا.
برگرفته از کتاب #در_ستایش_بطالت #برتراند_راسل
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
در دنیایی که هیچ کس مجبور نباشد بیش از چهار ساعت کار کند، هر فرد شیفته کنجکاوی علمی می تواند این میل خود را ارضا کند و هر نقاشی می تواند بدون گرسنگی کشیدن نقاشی کند، پزشکان فرصت خواهند داشت که در مورد پیشرفت های پزشکی مطالعه کنند، آموزگاران دیگر خسته و ذله با روش های متداول کلنجار نخواهند رفت تا چیزهایی را یاد بدهند که خود در جوانی آموخته اند، چیزهایی که ممکن است در این فاصله نادرست بودنشان اثبات شده باشد. مقدار کار مطلوب آنقدر است که فراغت را سرورانگیز سازد نه آنقدر که موجب از پا افتادن شود و از آنجا که مردم در اوقات فراغتشان خسته نخواهند بود فقط به دنبال سرگرمی های منفعل نخواهند رفت. دست کم یک درصد مردم وقتی را که صرف کار حرفه ای نمی کنند، احتمالا به پیگیری اموری اختصاص خواهند داد که اهمیت اجتماعی دارند... وقتی مردان و زنان معمولی از موهبت زندگی خوش برخوردار باشند نرمخو تر می شوند. جنگ افروزی به کلی از میان خواهد رفت. نیک طبعی از میان همه سجایای اخلاقی تنها چیزی است که جهان بیشتر از هرچیز به آن نیاز دارد و نیک طبعی ماحصل امنیت و آرامش است و نه ماحصل یک عمر کشمکش شاق و توانفرسا.
برگرفته از کتاب #در_ستایش_بطالت #برتراند_راسل
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
ای قوم به حج رفته کجایید کجایید
معشوق همین جاست بیایید بیایید
معشوق تو همسایه و دیوار به دیوار
در بادیه سرگشته شما در چه هوایید
گر صورت بیصورت معشوق ببینید
هم خواجه و هم خانه و هم کعبه شمایید
ده بار از آن راه بدان خانه برفتید
یک بار از این خانه بر این بام برآیید
آن خانه لطیفست نشانهاش بگفتید
از خواجه آن خانه نشانی بنمایید
یک دسته گل کو اگر آن باغ بدیدید
یک گوهر جان کو اگر از بحر خدایید
با این همه آن رنج شما گنج شما باد
افسوس که بر گنج شما پرده شمایید
حضرت مولانا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
ای قوم به حج رفته کجایید کجایید
معشوق همین جاست بیایید بیایید
معشوق تو همسایه و دیوار به دیوار
در بادیه سرگشته شما در چه هوایید
گر صورت بیصورت معشوق ببینید
هم خواجه و هم خانه و هم کعبه شمایید
ده بار از آن راه بدان خانه برفتید
یک بار از این خانه بر این بام برآیید
آن خانه لطیفست نشانهاش بگفتید
از خواجه آن خانه نشانی بنمایید
یک دسته گل کو اگر آن باغ بدیدید
یک گوهر جان کو اگر از بحر خدایید
با این همه آن رنج شما گنج شما باد
افسوس که بر گنج شما پرده شمایید
حضرت مولانا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
Telegram
attach 📎
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
📝 برای سعادت فکری بشر ( که تمام خوشیهای دیگرش به آن بستگی دارد ) ، آزادی عقیده و آزادی بیانِ آن عقیده ، به چهار علت مهم و اساسی لازم است:
🔸الف - اگر عقیده ای را به زور خاموش کنند ، آن عقیده ، تا جائی که مسلما میدانیم ، ممکن است صحیح باشد و تکذیب این حقیقت ، مفهومی جز این ندارد که خفه کنندگانِ آن، خود را اشتباه ناپذیر میشمارند.
🔸ب- حتی به فرض اینکه عقیده ی خاموش شده ، اشتباه باشد، باز هم ممکن است که پارهای از حقیقت را در بر گرفته باشد (چنانکه غالباً هم میگیرد) و چون عقیده رایج زمان ( درباره هر موضوعی) ، هیچوقت حقیقت کل نیست ، و اگر هم باشد برحسب تصادف است، در این صورت تنها در اثر برخورد عقیدههای متضاد است که میتوان بازماندهی حقیقت را به دست آورد.
🔸ج- حتی به فرض اینکه عقیده ی پذیرفته شده، نه تنها حقیقت بلکه « کل حقیقت » باشد ، مادام که نتواند به سختی مورد تعرض و چون و چرا قرار گیرد ، مادام که عملا در معرض چون و چرا قرار نگرفته است ، نحوهی قبول شدنش بیطرفانه نیست به این معنی که اکثریت کسانی که آنرا میپذیرند به اصول و معتقداتی ایمان پیدا میکنند که مبانی منطقی اش را درک و احساس نکردهاند و نه تنها این نقص ، دامنگیر عقیده است ، بلکه:
🔸د - مفهوم خود آن عقیده ، در معرض اضمحلال کلی یا لااقل در معرض این خطر قرار دارد که به تدریج از باقی گذاشتنِ اثر حیاتی در رفتار و خصلت بشری محروم گردد. اصول و فروع عقیده کمکم به صورت محفوظات رسمی در میآیند یعنی در حقیقت به اندیشهای تبدیل می شوند که خود، منشاء اثری نیست ، در حالی که صحن تفکر بندگان را همچنان اشغال کرده و مانع از نموّ هر گونه اعتقاد حقیقی که از آب و گلِ برهان بشری میروید ، گردیده است.
🖋جان استوارت میل
📖کتاب رسالهای درباره آزادی
🖍ترجمه جواد شیخ الاسلامی
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
📝 برای سعادت فکری بشر ( که تمام خوشیهای دیگرش به آن بستگی دارد ) ، آزادی عقیده و آزادی بیانِ آن عقیده ، به چهار علت مهم و اساسی لازم است:
🔸الف - اگر عقیده ای را به زور خاموش کنند ، آن عقیده ، تا جائی که مسلما میدانیم ، ممکن است صحیح باشد و تکذیب این حقیقت ، مفهومی جز این ندارد که خفه کنندگانِ آن، خود را اشتباه ناپذیر میشمارند.
🔸ب- حتی به فرض اینکه عقیده ی خاموش شده ، اشتباه باشد، باز هم ممکن است که پارهای از حقیقت را در بر گرفته باشد (چنانکه غالباً هم میگیرد) و چون عقیده رایج زمان ( درباره هر موضوعی) ، هیچوقت حقیقت کل نیست ، و اگر هم باشد برحسب تصادف است، در این صورت تنها در اثر برخورد عقیدههای متضاد است که میتوان بازماندهی حقیقت را به دست آورد.
🔸ج- حتی به فرض اینکه عقیده ی پذیرفته شده، نه تنها حقیقت بلکه « کل حقیقت » باشد ، مادام که نتواند به سختی مورد تعرض و چون و چرا قرار گیرد ، مادام که عملا در معرض چون و چرا قرار نگرفته است ، نحوهی قبول شدنش بیطرفانه نیست به این معنی که اکثریت کسانی که آنرا میپذیرند به اصول و معتقداتی ایمان پیدا میکنند که مبانی منطقی اش را درک و احساس نکردهاند و نه تنها این نقص ، دامنگیر عقیده است ، بلکه:
🔸د - مفهوم خود آن عقیده ، در معرض اضمحلال کلی یا لااقل در معرض این خطر قرار دارد که به تدریج از باقی گذاشتنِ اثر حیاتی در رفتار و خصلت بشری محروم گردد. اصول و فروع عقیده کمکم به صورت محفوظات رسمی در میآیند یعنی در حقیقت به اندیشهای تبدیل می شوند که خود، منشاء اثری نیست ، در حالی که صحن تفکر بندگان را همچنان اشغال کرده و مانع از نموّ هر گونه اعتقاد حقیقی که از آب و گلِ برهان بشری میروید ، گردیده است.
🖋جان استوارت میل
📖کتاب رسالهای درباره آزادی
🖍ترجمه جواد شیخ الاسلامی
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
بعد از اتمامِ جنگ جهانی دوّم، کارگری آلمانی، کاری در سیبری پیدا می کند. او می داند که سانسورچی ها، همه ی نامه ها را می خوانند. به دوستانش می گوید: "بیایید یک رمز تعیین کنیم؛ اگر نامه ای که از طرفِ من دریافت می کنید، با مرکّبِ آبی معمولی نوشته شده باشد، بدانید که هرچه نوشته ام درست است، اگر با مرکّبِ قرمز نوشته شده باشد، سراپا دروغ است."
یک ماه بعد، دوستانش اوّلین نامه را که با خودکارِ آبی نوشته شده بود، با این مضمون، دریافت می کنند:
" اینجا همه چیز عالی است، مغازه ها پر، غذا فراوان، آپارتمانها بزرگ و گرم و نرم، سینماها فیلم های غربی نمایش می دهند و تا بخواهی، دخترانِ زیبای مشتاقِ دوستی، تنها چیزی که نمی توان پیدا کرد، مرکّبِ قرمز است..."
#اسلاوی_ژیژک
به برهوت حقیقت خوش امدید
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
بعد از اتمامِ جنگ جهانی دوّم، کارگری آلمانی، کاری در سیبری پیدا می کند. او می داند که سانسورچی ها، همه ی نامه ها را می خوانند. به دوستانش می گوید: "بیایید یک رمز تعیین کنیم؛ اگر نامه ای که از طرفِ من دریافت می کنید، با مرکّبِ آبی معمولی نوشته شده باشد، بدانید که هرچه نوشته ام درست است، اگر با مرکّبِ قرمز نوشته شده باشد، سراپا دروغ است."
یک ماه بعد، دوستانش اوّلین نامه را که با خودکارِ آبی نوشته شده بود، با این مضمون، دریافت می کنند:
" اینجا همه چیز عالی است، مغازه ها پر، غذا فراوان، آپارتمانها بزرگ و گرم و نرم، سینماها فیلم های غربی نمایش می دهند و تا بخواهی، دخترانِ زیبای مشتاقِ دوستی، تنها چیزی که نمی توان پیدا کرد، مرکّبِ قرمز است..."
#اسلاوی_ژیژک
به برهوت حقیقت خوش امدید
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#درگذشت_نویسنده
نهم فوریه
#داستایفسکی
اگر می خواهید دیگران به شما احترام بگذارند، بهترین کار آن است که به خود احترام بگذارید، تنها اینگونه دیگران مجبور می شوند به شما احترام بگذارند.
@flith ❄️
نهم فوریه
#داستایفسکی
اگر می خواهید دیگران به شما احترام بگذارند، بهترین کار آن است که به خود احترام بگذارید، تنها اینگونه دیگران مجبور می شوند به شما احترام بگذارند.
@flith ❄️
داستایفسکی #جنایت_و_مکافات را ابتدا به صورت راوی اول شخص نگاشت اما خیلی زود متوجه شد شخصیتی که خلق کرده فراتر از توانای های نویسندگیش است در نتیجه شکل روایت را سوم شخص کرد.
@flith ❄️
@flith ❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان سی و چهارم
#رستم_شهریار_نیمروز (2)
دیری نگذشت که سپاهی گران در مقابل لشکر ایران قرار گرفت. دیو پهلوان مبارز طلبید که رستم با او روبرو شد. همچون مرغی که بر سیخ کشند، رستم با نیزه ، او را از زین کند و بر زمین کوبید و سپاه مازندران بهت زده بر جای ماندند. پس شاه مازندران دستور حمله داد. هفت روز جنگ به همین گونه ادامه یافت. روز هشتم رستم به سوی شاه مازندران تاخت و نیزه را بر کمر او زد و در برابر چشمان حیرت زده رستم ، شاه با جادو تبدیل به تخته سنگی گردید. رستم تخته سنگ را بر دوش گرفت و در دامنه کوه بر زمین افکند و به سنگ گفت اگر بیرون نیایی تو را با تیرو تیغ سراسر خواهم برید. ناگهان شاه دیوان با چهره زشت و بالایی دراز و دندانی چون گرار از میان سنگ بیرون آمد. رستم به خنده افتاد. دست او را گرفت و نزد کاوس برد. کاوس شاه دیوان را به دژخیم سپرد. رستم از کاوس تقاضا کرد به پاس خدمات و راهنمایی اولاد، شهریاری مازندران را به او بدهد.
سپرد آن زمان تخت شاهی بدوی
وز آنجا سوی پارس بنهاد روی
آنگاه رستم از کاوس خواست تا اجازه دهد به زابلستان نزد زال باز گردد. کاوس خلعتی شایسته برایش تدارک دید و همچنین با فرمانی نوشته بر حریر شهریاری نیمروز را به رستم سپرد. کیکاوی طوس را سپهبد ایران زمین کرد و اصفهان را به گودرز سپرد.
جهان چون بهشتی شد آراسته
پر از داد و آکنده از خواسته
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان سی و چهارم
#رستم_شهریار_نیمروز (2)
دیری نگذشت که سپاهی گران در مقابل لشکر ایران قرار گرفت. دیو پهلوان مبارز طلبید که رستم با او روبرو شد. همچون مرغی که بر سیخ کشند، رستم با نیزه ، او را از زین کند و بر زمین کوبید و سپاه مازندران بهت زده بر جای ماندند. پس شاه مازندران دستور حمله داد. هفت روز جنگ به همین گونه ادامه یافت. روز هشتم رستم به سوی شاه مازندران تاخت و نیزه را بر کمر او زد و در برابر چشمان حیرت زده رستم ، شاه با جادو تبدیل به تخته سنگی گردید. رستم تخته سنگ را بر دوش گرفت و در دامنه کوه بر زمین افکند و به سنگ گفت اگر بیرون نیایی تو را با تیرو تیغ سراسر خواهم برید. ناگهان شاه دیوان با چهره زشت و بالایی دراز و دندانی چون گرار از میان سنگ بیرون آمد. رستم به خنده افتاد. دست او را گرفت و نزد کاوس برد. کاوس شاه دیوان را به دژخیم سپرد. رستم از کاوس تقاضا کرد به پاس خدمات و راهنمایی اولاد، شهریاری مازندران را به او بدهد.
سپرد آن زمان تخت شاهی بدوی
وز آنجا سوی پارس بنهاد روی
آنگاه رستم از کاوس خواست تا اجازه دهد به زابلستان نزد زال باز گردد. کاوس خلعتی شایسته برایش تدارک دید و همچنین با فرمانی نوشته بر حریر شهریاری نیمروز را به رستم سپرد. کیکاوی طوس را سپهبد ایران زمین کرد و اصفهان را به گودرز سپرد.
جهان چون بهشتی شد آراسته
پر از داد و آکنده از خواسته
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#مطهری_و_نقد_یک_تاریخ
#دکتر_محمد_رضا_پور_غلام
💠ادامه انتشار مجموعه یادداشتهای آیت الله مرتضی مطهری٬ از نظریهپردازان بزرگ جمهوری اسلامی، در انتقاد از آن چه «انحراف»٬ «تنبلی» و «ریاستطلبی» روحانیت شیعه و «مخالفت» آنها با پدیدههای مدرن مینامد، بحثبرانگیز شده است.
💠انتشار این یادداشتها که از سال ۱۳۹۵ و از جلد ۱۳ مجموعه آثار مرتضی مطهری آغاز شده٬ انتقادهایی نیز در حوزههای علمیه قم برانگیخته است.
💠اما علی مطهری، نماینده مجلس و فرزند مرتضی مطهری، به عنوان مدیر علمی انتشارات «صدرا» و ناشر این یادداشتها به دفاع از آن پرداخته است.
💠عباس صالحی آشتیانی٬ معاون فرهنگی وزیر ارشاد، نیز روز ۹ فروردین در توییتر خود به این موضوع واکنش نشان داده و تایید کرد که انتشار این یادداشتها «گفتوگوبرانگیز» شده است.
💠به گفته آقای صالحی آشتیانی، در این یادداشتها «شهید مطهری نقدهای صریحی به روحانیت دارند که برخی انتشار آن یادداشتهای شخصی را نادرست میدانند.»
💠مطهری در این یادداشتها از این که روحانیت شیعه به تقلید سلاطین و فراعنه برای خود «دربار» راهاندازی کرده انتقاد کرده و مینویسد که «همین وضع ریاستمآبی این آقایان است که اخلاق عمومی طلاب را فاسد کرده است.»
💠وی در بخش دیگری از یادداشتهای خود از «روح گریز از کار» در میان روحانیون سخن به میان آورده و آنها را «پیشنمازهای بیکار و تنبل» میخواند که «عاطل و مانع و سد پیشرفتهای دینی هستند.»
💠مطهری میافزاید: «شما اگر به روحیه ملاهای تهران آشنا باشید میدانید که فقط چشمشان به چهارتا بازاری قدیمی است که تا کی این سرمایه تمام شود.»
💠این روحانی منتقد در ادامه میگوید: «همه علمای بزرگ و مراجع فقط چشمشان به سرمایههای موجود [اسلامی] است که با رساله و تقلید آشنا هستند و هیچ توجه ندارند که آخر این سرمایه پدری [سرمایه انبیاء] دارد از بین میرود.»
💠این نظریهپرداز نظام جمهوری اسلامی همچنین آن دسته از روحانیونی را که به «دین و روحانیت چسبیده» و منتقدان خود را به ضدیت به دین و روحانیت متهم میکنند به باد انتقاد گرفته و درباره آنها نوشته است: «وای به حال اجتماعی که واعظ و هادیهای حقیقی ضعیف بشوند ولی انگلهایی از آخوندهای بیکاره و بیسواد، چاق دارای بهترین زندگیها بشوند.»
💠بخش دیگری از این یادداشتها مربوط به انتقاد از رابطه مردم و روحانیت است که مطهری در این خصوص مینویسد: «تا وقتی رابطه مسلمان با ملاها، رابطه دست بوسی و پابوسی و پول تحویل دادن و دست به سینه ایستادن باشد، کار مسلمانی درست نمیشود.»
💠انتقاد از تفاخر به گذشته و احساسات مذهبی در ماههای محرم و رمضان از دیگر محورهای این یادداشتهای انتقادی در جلد سیزدهم مجموعه آثار مرتضی مطهری است.
💠مطهری در این یادداشتها ماه «محرم و رمضان و مسافرتهای کربلا و مکه و مشهد و پولهای وجوهات و اوقاف» را به رودی تشبیه کرده که به دریا میریزد٬ اما «یک وجب زمین را مشروب» نمیکند.
💠این روحانی منتقد در بخش دیگری از یادداشتهای خود نحوه تربیت روحانیت شیعه را به باد انتقاد گرفته و نوشته است: «اصول تربیت روحانی بر شخصسازی و طبقهسازی و استخدام احساسات مذهبی و عمل اسلامی مردم به نفع اشخاص و افراد و طبقه معینه است، نه بر تعظیم و توقیر و تحکیم اصول و مبانی.»
💠مرتضی مطهری درباره تبدیل روحانیت به یک طبقه اجتماعی هم نوشته که «روحانیت در میان ما به صورت یک طبقه درآمده است. جانشین طبقه مترف و ظالم و شریک و سهیم و همکار و همگام با آنها، طبقهای به نام عمامهبهسر و یا عرقچینبهسر.»
💠مطهری در جای دیگری از رواج القاب برای روحانیون انتقاد کرده و افزوده است: «در جامعه ما رواج القاب مطنطن دولتی و روحانی، نشانهای از شیوع ظاهرپرستی و روح تملق در میان ماست.»
💠وی همچنین به وجود چند خصلت منفی در میان روحانیت شیعه اشاره کرده و نوشته که روحانیت شیعه «اصول چاکری» را خوب آموخته و «کمتر روح حریت و آزادی و آزادمنشی» دارد.
💠این روحانی در جای دیگری از فرهنگ اسراف و تبذیر یاد کرده و نوشته است: «امروز بودجه روحانیت نیز با اسراف و تبذیر خرج میشود... در بودجه روحانیت اسراف و تبذیر میکنند.»
💠در واکنش به انتقاد از نشر آنها علی مطهری٬ فرزند مرتضی مطهری، روز هفتم فروردینماه نوشت که «عدم انتشار این یادداشتها محروم کردن مردم از یک سرمایه بزرگ علمی و معنوی منحصر به فرد است.» علی مطهری مثل پدرش یکی از منتقدان برخی روحانیون شیعه و عملکردها و سیاستهای دینی و سیاسی نظام جمهوری اسلامی است.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#مطهری_و_نقد_یک_تاریخ
#دکتر_محمد_رضا_پور_غلام
💠ادامه انتشار مجموعه یادداشتهای آیت الله مرتضی مطهری٬ از نظریهپردازان بزرگ جمهوری اسلامی، در انتقاد از آن چه «انحراف»٬ «تنبلی» و «ریاستطلبی» روحانیت شیعه و «مخالفت» آنها با پدیدههای مدرن مینامد، بحثبرانگیز شده است.
💠انتشار این یادداشتها که از سال ۱۳۹۵ و از جلد ۱۳ مجموعه آثار مرتضی مطهری آغاز شده٬ انتقادهایی نیز در حوزههای علمیه قم برانگیخته است.
💠اما علی مطهری، نماینده مجلس و فرزند مرتضی مطهری، به عنوان مدیر علمی انتشارات «صدرا» و ناشر این یادداشتها به دفاع از آن پرداخته است.
💠عباس صالحی آشتیانی٬ معاون فرهنگی وزیر ارشاد، نیز روز ۹ فروردین در توییتر خود به این موضوع واکنش نشان داده و تایید کرد که انتشار این یادداشتها «گفتوگوبرانگیز» شده است.
💠به گفته آقای صالحی آشتیانی، در این یادداشتها «شهید مطهری نقدهای صریحی به روحانیت دارند که برخی انتشار آن یادداشتهای شخصی را نادرست میدانند.»
💠مطهری در این یادداشتها از این که روحانیت شیعه به تقلید سلاطین و فراعنه برای خود «دربار» راهاندازی کرده انتقاد کرده و مینویسد که «همین وضع ریاستمآبی این آقایان است که اخلاق عمومی طلاب را فاسد کرده است.»
💠وی در بخش دیگری از یادداشتهای خود از «روح گریز از کار» در میان روحانیون سخن به میان آورده و آنها را «پیشنمازهای بیکار و تنبل» میخواند که «عاطل و مانع و سد پیشرفتهای دینی هستند.»
💠مطهری میافزاید: «شما اگر به روحیه ملاهای تهران آشنا باشید میدانید که فقط چشمشان به چهارتا بازاری قدیمی است که تا کی این سرمایه تمام شود.»
💠این روحانی منتقد در ادامه میگوید: «همه علمای بزرگ و مراجع فقط چشمشان به سرمایههای موجود [اسلامی] است که با رساله و تقلید آشنا هستند و هیچ توجه ندارند که آخر این سرمایه پدری [سرمایه انبیاء] دارد از بین میرود.»
💠این نظریهپرداز نظام جمهوری اسلامی همچنین آن دسته از روحانیونی را که به «دین و روحانیت چسبیده» و منتقدان خود را به ضدیت به دین و روحانیت متهم میکنند به باد انتقاد گرفته و درباره آنها نوشته است: «وای به حال اجتماعی که واعظ و هادیهای حقیقی ضعیف بشوند ولی انگلهایی از آخوندهای بیکاره و بیسواد، چاق دارای بهترین زندگیها بشوند.»
💠بخش دیگری از این یادداشتها مربوط به انتقاد از رابطه مردم و روحانیت است که مطهری در این خصوص مینویسد: «تا وقتی رابطه مسلمان با ملاها، رابطه دست بوسی و پابوسی و پول تحویل دادن و دست به سینه ایستادن باشد، کار مسلمانی درست نمیشود.»
💠انتقاد از تفاخر به گذشته و احساسات مذهبی در ماههای محرم و رمضان از دیگر محورهای این یادداشتهای انتقادی در جلد سیزدهم مجموعه آثار مرتضی مطهری است.
💠مطهری در این یادداشتها ماه «محرم و رمضان و مسافرتهای کربلا و مکه و مشهد و پولهای وجوهات و اوقاف» را به رودی تشبیه کرده که به دریا میریزد٬ اما «یک وجب زمین را مشروب» نمیکند.
💠این روحانی منتقد در بخش دیگری از یادداشتهای خود نحوه تربیت روحانیت شیعه را به باد انتقاد گرفته و نوشته است: «اصول تربیت روحانی بر شخصسازی و طبقهسازی و استخدام احساسات مذهبی و عمل اسلامی مردم به نفع اشخاص و افراد و طبقه معینه است، نه بر تعظیم و توقیر و تحکیم اصول و مبانی.»
💠مرتضی مطهری درباره تبدیل روحانیت به یک طبقه اجتماعی هم نوشته که «روحانیت در میان ما به صورت یک طبقه درآمده است. جانشین طبقه مترف و ظالم و شریک و سهیم و همکار و همگام با آنها، طبقهای به نام عمامهبهسر و یا عرقچینبهسر.»
💠مطهری در جای دیگری از رواج القاب برای روحانیون انتقاد کرده و افزوده است: «در جامعه ما رواج القاب مطنطن دولتی و روحانی، نشانهای از شیوع ظاهرپرستی و روح تملق در میان ماست.»
💠وی همچنین به وجود چند خصلت منفی در میان روحانیت شیعه اشاره کرده و نوشته که روحانیت شیعه «اصول چاکری» را خوب آموخته و «کمتر روح حریت و آزادی و آزادمنشی» دارد.
💠این روحانی در جای دیگری از فرهنگ اسراف و تبذیر یاد کرده و نوشته است: «امروز بودجه روحانیت نیز با اسراف و تبذیر خرج میشود... در بودجه روحانیت اسراف و تبذیر میکنند.»
💠در واکنش به انتقاد از نشر آنها علی مطهری٬ فرزند مرتضی مطهری، روز هفتم فروردینماه نوشت که «عدم انتشار این یادداشتها محروم کردن مردم از یک سرمایه بزرگ علمی و معنوی منحصر به فرد است.» علی مطهری مثل پدرش یکی از منتقدان برخی روحانیون شیعه و عملکردها و سیاستهای دینی و سیاسی نظام جمهوری اسلامی است.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
این بانو کشورش را هزار برابر بیشتر از عالمان بی عمل دوست داره
این بانو روکش پاره شده اتوبوس رو در مسیر حرکت رفو کرده
سکوت میکنم
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
این بانو روکش پاره شده اتوبوس رو در مسیر حرکت رفو کرده
سکوت میکنم
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
پیرو صحبتهای محمدحسین مهدویان درباره شاهنامه در برنامه هفت همایون شجریان خواستار عذرخواهی رسمی شد.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
هيچ اشكالي ندارد كه وقتي شواهدي له يا عليه يك مدعا نداريم، #لاادري_گري پيشه كنيم. در اين حالت لاادري گري #موضع_معقولي است. وقتي از كارل ساگان پرسيدند كه آيا در جهان هاي ديگر حيات وجود دارد، با افتخار جواب داد كه در اين مورد لاادري [اگنوستيك] است. وقتي ساگان از پاسخ قاطع امتناع كرد، مصاحبه گر باز به او اصرار كرد كه "توي دل" اش در اين باره چه فكر مي كند. و او پاسخي فراموش نشدني داد: "اما من سعي نمي كنم با دلم فكر كنم. همين قدر كافي است كه قضاوت را تا زمان حصول شواهد به تعويق بياندازيم."
#مطالعه_گروهی
#پندار_خدا
#ریچارد_داوکینز
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
هيچ اشكالي ندارد كه وقتي شواهدي له يا عليه يك مدعا نداريم، #لاادري_گري پيشه كنيم. در اين حالت لاادري گري #موضع_معقولي است. وقتي از كارل ساگان پرسيدند كه آيا در جهان هاي ديگر حيات وجود دارد، با افتخار جواب داد كه در اين مورد لاادري [اگنوستيك] است. وقتي ساگان از پاسخ قاطع امتناع كرد، مصاحبه گر باز به او اصرار كرد كه "توي دل" اش در اين باره چه فكر مي كند. و او پاسخي فراموش نشدني داد: "اما من سعي نمي كنم با دلم فكر كنم. همين قدر كافي است كه قضاوت را تا زمان حصول شواهد به تعويق بياندازيم."
#مطالعه_گروهی
#پندار_خدا
#ریچارد_داوکینز
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith