پرواز فکر و اندیشه
1.18K subscribers
4.12K photos
2.03K videos
84 files
964 links
‏جاویدشاه فقط یه شعار نیست…

عهد ما با ایران و هزاران سال پادشاهی‌ست…
Download Telegram
خسرو و شیرین"2_نظامی گنجوی
@archivebooks
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
خسرو و شیرین"3_نظامی گنجوی
@archivebooks
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


#شاهنامه
داستان سی و سوم
#رستم_شهریار_نیمروز (1)


آنگاه کاوس به شاه مازندران نامه ای نوشت و فرهاد آن را نزد شاه مازندران برد. شاه مازندران جوابی قهر آلود به کاوس داد. این بار کاوس نامه ای تند نوشت و رستم آن را برای شاه مازندران برد. شاه مازندران لشکری به طرف رستم فرستاد و رستم چون لشکر را دید درخت تنومندی را از ریشه کند و به طرف لشکریان بهت زده مازندران پرتاپ کرد. یکی از پهلوانان مازندران که نامش کلاهور بود جلو آمد و دست رستم را به سختی فشرد. رستم خندید و دست کلاهور را آنچنان فشرد که ناخن او مانند برگ درخت فرو ریخت. سپس رستم به دربار شاه مازندران رسید. شاه مازندران به دژخیم دستور داد تا گردن این فرستاده را بزند ولی رستم به یک حرکت او را از هم درید و به شاه مازندران گفت : باش تا سزای این بدخوئی را ببینی.

منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پروازفکرواندیشه
@flith


‍ *قبل از خواندن متن، عکس را مشاهده بفرمایید.


روی دیوار نوشته‌اند : «وطن مال ثروتمندان است و #میهن‌پرستی، مال فقرا».

#مسعود_ریاحی : در فقدان ثروت و قدرت است که مکانیسم‌های دفاعی بیشتر از همه به کمک فرد فاقد آنها می‌آید تا بتواند همچنان زنده بماند و از هویت خود دفاع کند و زندگی را با آن بگذراند.
دفاعی که با انکار و سرکوب ضعف، و تخیل روایت‌های آرام کننده که خاصیتی افیونی دارد بدست می‌آید. یکی از این روایت‌ها که همواره مورد سوء‌استفاده قدرت قرار گرفته و همچنان هم می‌گیرد، «میهن‌پرستی» است. گویی افیون ضعیفانی است که تخیل کنند میهن مال آنها نیز هست؛ در بازی راه‌شان داده‌اند و بخشی از معادله‌اند. با این ساز و کارها است که ضعیفان و محذوفان، سربازانی خوب و گوشت‌هایی مرغوب برای تیرها نیز هستند.
تفاوت است میان پرستش و دوست داشتن. پرستش خاصیتی افیونی دارد و آرام‌کننده.

#مسعود_ریاحی


⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith

‍
سعی می‌کنم فکر نکنم یا اقلا کمتر فکر کنم تا بتوانم زنده بمانم، تا به سرم نزند و پاک خودم را نبازم.
نشسته‌ایم و تماشا می‌کنیم. می‌ترسم که آخرِ کار چیزی به اسمِ ایران فقط در تاریخ بماند و نه در جغرافیا..(روزها در راه ،شاهرخ مسکوب)


⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith


💥وقتی توهم تکثیر می‌شود!

✍دکتر امیر ناظمی


در سال ۱۹۹۵، یک مرد میانسال به نام «مک ارتور ویلر» (McArthur Wheeler) در روز روشن بدون ماسک یا پوشاندن صورتش، به دو بانک Pittsburgh در یکی از شهرهای امریکا دستبرد می‌زند. او حتی صورتش را رو به دوربین می گیرد و لبخند می‌زند.

عصر همانروز وقتی پلیس به خانه‌اش می‌ریزد و دستگیرش می‌کند، ناباورانه می‌گوید «ولی من به صورتم آبلیمو زده بودم!» او ایمان داشت با زدن آبلیمو به صورتش دوربین‌ها نمی‌توانند تصاویرش را ضبط کنند.

ایمان ویلر به معجزه‌ی آبلیمو و عدم تصویربرداری، نوعی از تعصب است که امروز به نام «توهم توانمندی» (illusion of competence) شناخته می‌شود. نوعی از توهم که در آن فرد به توانمندی‌های خود یا دیگری (مانند آبلیمو) ایمان دارد و آن را می‌ستاید.

«توهم توانمندی» هم ویلر را در انجام ماموریت‌اش ناموفق می‌کرد و هم فرصت یادگیری و آموختن را از او می‌ربود. این توهم یکی از گسترده‌ترین و رایج‌ترین توهم‌ها و موانع رشد، هم در سطح فردی و هم سطح جمعی است.

⭕️نمونه‌هایی از توهم توانمندی

◀️ توهم دانش:

زمانی که مدرک دانشگاهی برابر با دانش دانسته می‌شود، این توهم دوچندان می‌شود. در این وضعیت فردی که دارای مدرک دانشگاهی باشد، خود را دارای تخصص در آن زمینه و احتمالا زمینه‌های مشابه می‌داند. توهم دانش آفت دنیای مدرن آموزش و اصلی‌ترین مانع یادگیری است.

◀️ توهم مدیریت:

توهمی که در آن فرد تمامی موفقیت‌ها را به توانمندی خودش نسبت می‌دهد و شکست‌ها را حاصل شرایط و وضعیت جامعه می‌داند. استارت‌آپ‌هایی که خود را اپل و مدیری که خود را استیو جابز فرض می‌کند تا کارگردانی که خود را اسکورسیزی می‌بیند، آیینه‌های توهمی یکسانی دارند.

◀️ توهم کنترل:

فردی که مجموعه، سازمان یا جامعه را تحت کنترل خویش می‌داند. این توهم همان پاشنه‌ی آشیل دیکتاتورها در تاریخ بوده است. دیکتاتورها توهم کنترل جامعه‌ی خود را پیش‌فرض اصلی داشته‌اند.

تمامی این توهم‌های توانمندی در هر شکلی که باشند، راه یادگیری و اصلاح را می‌بندند.

⭕️رهایی از توهم توانمندی
سه روش پیشنهادی برای رهایی از توهم‌های توانمندی عبارتند از:

1️⃣رقابت: رقابت با دیگران اصلی‌ترین ابزاری است که انسان‌های متوهم را درمان می‌کند.

انسانی که توهم دانش دارد، در زمان شکست از دیگران، در آزمون‌ها، ممکن است از توهم دست بکشد، همان‌طور که مدیر متوهم در رقابت در بازار آزاد است که می‌تواند خود را در محک ارزیابی قرار دهد. مدیر متوهم هیچ تمایلی ندارد تا هیچ بازار آزادی یا اساسا هیچ رقابتی شکل بگیرد. او دوست دارد تا در دنیای مصنوعی و متوهم خویش یگانه مدیر توانمند جهان بماند.

2️⃣ مقایسه با دیگران:

مقایسه‌ی یک سازمان با استانداردهای جهانی و یک سازمان در قیاس با سازمان‌های دیگر است که به مدیر متوهم نشانه می‌دهد. هر چند همواره انسان متوهم با استدلال اینکه «شرایط ما فرق دارد» تلاش دارد تا راه مقایسه را ببند تا از توهم توانمندی خویش محافظت کند.

3️⃣ نقد: تنها نقد است که می‌تواند فرد متوهم توانمندی را در مقابل واقعیت پرسش‌های سخت قرار دهد.

نقد حتی اگر حاوی هیچ پیشنهاد جایگزینی نباشد، می‌تواند توهم توانمندی را به چالش بکشاند. نقد به انسانی در هر جایگاهی کمک می‌کند تا از افتادن در دام توهم توانمندی رها شود. نقد هم البته خوشایند فرد متوهم توانمندی نیست. او راه نقد را به بهانه‌های مختلف می‌بندد.

هر سه ابزار فوق راه‌های نجات یک جامعه از توهم است. جامعه‌ای که این راه‌ها را ببند سرشار از بازندگان متوهمی خواهد شد که در جایگاه‌های مختلف از خود تصویر قهرمانان بزرگ دارند. ارتباط جهانی اگر هیچ فایده‌ای نباشد، از شکل‌گیری انسان‌های متوهم توانمندی جلوگیری می‌کند. وقتی بازندگان در کنار توانمندها قرار می‌گیرند، هم فرد و هم جامعه هستند که نجات می‌یابند.

شرکت نوپایی که توهم‌های بزرگ دارد، هرچه زودتر شکست بخورد به نفع خودش و جامعه‌اش هست، همانطور که مدیر دولتی و سیاست‌گذار متوهم هر چه سریع‌تر شکست بخورد. وقتی توهم تکثیر می‌شود؛ شکست یک هدیه الهی است.

بزرگترین دشمنان نقد، رقابت و مقایسه، بدون شک متوهمان توانمندی هستند که از کاریکاتوری شدن عکس‌هایشان می‌هراسند.


⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith


🔹در جامعه‌ای که بر پایه‌ی روحانیون شکل گرفته باشد، وجود گناه امری ضروری است.

آنان اهرم قدرت هستند و از گناه "گذران زندگی "می‌کنند.


👤 فردریش_نیچه


⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کتابخانهٔ «ونسلا» در کشور نروژ همانند داخل بدن یک نهنگ طراحی شده و تمام صفحات جداکننده آن در واقع قفسه های کتاب و محل مطالعه بازدید کنندگان را تشکیل می‌دهند.

کانال پروازفکرواندیشه
@flith
#فرداکاتور: سی‌ و‌ نهمین سالگرد انقلاب ۵۷
طرح از اسد بیناخواهی

کانال پروازفکرواندیشه
@flith
‍ کانال پروازفکرواندیشه
@flith


‍ ‌ ‌ 🔹اونهایی که همیشه توی فضای مجازی حرفای خوب میزنید، یک زوج #معلول_کرجی و البته با #غیرت برای امرار معاش کتاب چاپ کردن، ولی اونهایی که قرار بوده حمایتشون کنن و کتابها رو بخرن زیرش زدن.

🔹یه کمپين تشکیل دادیم برای خرید این کتابها، اصلا هم نیاز نیست پولی به حساب کسی بریزید و شماره حساب واسه هم کپی کنید.

🔹کافیه مثل یه مشتری بريد هم کتابفروشی این دو عزیز رو ببینید، هم با خودشون گپی بزنید، هم کتابی که مدتها زحمت کشیده بودن رو بخرید.

🔹باور کنید راه دوری نميره.

🔸آدرس: کرج، جهانشهر، باغ فاتح، جنب زمین تنیس

♦️اگر پیامهای قشنگ زیاد به هم میدید، این پیام رو هم ارسال کنید برای دوستانتون، هیچ اجباری هم نیست، دوست نداشتید پاک کنید.

تصویر درادامه به پیوست ارسال می گردد. 👇👇👇👇👇👇👇


⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@Avazsonnati
فرهاد مهرداد _ برف
فرهاد مهرداد
برف

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
من و این تصویر هردو
درد کشیدیم...

او با دیدن اون چیزها
و من با دیدن او....!

کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith


در دنیایی که هیچ کس مجبور نباشد بیش از چهار ساعت کار کند، هر فرد شیفته کنجکاوی علمی می تواند این میل خود را ارضا کند و هر نقاشی می تواند بدون گرسنگی کشیدن نقاشی کند، پزشکان فرصت خواهند داشت که در مورد پیشرفت های پزشکی مطالعه کنند، آموزگاران دیگر خسته و ذله با روش های متداول کلنجار نخواهند رفت تا چیزهایی را یاد بدهند که خود در جوانی آموخته اند، چیزهایی که ممکن است در این فاصله نادرست بودنشان اثبات شده باشد. مقدار کار مطلوب آنقدر است که فراغت را سرورانگیز سازد نه آنقدر که موجب از پا افتادن شود و از آنجا که مردم در اوقات فراغتشان خسته نخواهند بود فقط به دنبال سرگرمی های منفعل نخواهند رفت. دست کم یک درصد مردم وقتی را که صرف کار حرفه ای نمی کنند، احتمالا به پیگیری اموری اختصاص خواهند داد که اهمیت اجتماعی دارند... وقتی مردان و زنان معمولی از موهبت زندگی خوش برخوردار باشند نرمخو تر می شوند. جنگ افروزی به کلی از میان خواهد رفت. نیک طبعی از میان همه سجایای اخلاقی تنها چیزی است که جهان بیشتر از هرچیز به آن نیاز دارد و نیک طبعی ماحصل امنیت و آرامش است و نه ماحصل یک عمر کشمکش شاق و توانفرسا.

برگرفته از کتاب #در_ستایش_بطالت #برتراند_راسل



کانال پروازفکرواندیشه
@flith
‍ @flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


ای قوم به حج رفته کجایید کجایید
معشوق همین جاست بیایید بیایید

معشوق تو همسایه و دیوار به دیوار
در بادیه سرگشته شما در چه هوایید

گر صورت بی‌صورت معشوق ببینید
هم خواجه و هم خانه و هم کعبه شمایید

ده بار از آن راه بدان خانه برفتید
یک بار از این خانه بر این بام برآیید

آن خانه لطیفست نشان‌هاش بگفتید
از خواجه آن خانه نشانی بنمایید

یک دسته گل کو اگر آن باغ بدیدید
یک گوهر جان کو اگر از بحر خدایید

با این همه آن رنج شما گنج شما باد
افسوس که بر گنج شما پرده شمایید

حضرت مولانا

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پروازفکرواندیشه
@flith


📝 برای سعادت فکری بشر ( که تمام خوشی‌های دیگرش به آن بستگی دارد ) ، آزادی عقیده و آزادی بیانِ آن عقیده ، به چهار علت مهم و اساسی لازم است:

🔸الف - اگر عقیده ای را به زور خاموش کنند ، آن عقیده ، تا جائی که مسلما می‌دانیم ، ممکن است صحیح باشد و تکذیب این حقیقت ، مفهومی جز این ندارد که خفه کنندگانِ آن، خود را اشتباه ناپذیر می‌شمارند.

🔸ب- حتی به فرض اینکه عقیده ی خاموش شده ، اشتباه باشد، باز هم ممکن است که پاره‌ای از حقیقت را در بر گرفته باشد (چنانکه غالباً هم می‌گیرد) و چون عقیده رایج زمان ( درباره هر موضوعی) ، هیچوقت حقیقت کل نیست ، و اگر هم باشد برحسب تصادف است، در این صورت تنها در اثر برخورد عقیده‌های متضاد است که میتوان بازمانده‌ی حقیقت را به دست آورد.



🔸ج- حتی به فرض اینکه عقیده ی پذیرفته شده، نه تنها حقیقت بلکه « کل حقیقت » باشد ، مادام که نتواند به سختی مورد تعرض و چون و چرا قرار گیرد ، مادام که عملا در معرض چون و چرا قرار نگرفته است ، نحوه‌ی قبول شدنش بی‌طرفانه نیست به این معنی که اکثریت کسانی که آنرا می‌پذیرند به اصول و معتقداتی ایمان پیدا می‌کنند که مبانی منطقی اش را درک و احساس نکرده‌اند و نه تنها این نقص ، دامن‌گیر عقیده است ، بلکه:

🔸د - مفهوم خود آن عقیده ، در معرض اضمحلال کلی یا لااقل در معرض این خطر قرار دارد که به تدریج از باقی گذاشتنِ اثر حیاتی در رفتار و خصلت بشری محروم گردد. اصول و فروع عقیده کم‌کم به صورت محفوظات رسمی در می‌آیند یعنی در حقیقت به اندیشه‌ای تبدیل می شوند که خود، منشاء اثری نیست ، در حالی که صحن تفکر بندگان را همچنان اشغال کرده و مانع از نموّ هر گونه اعتقاد حقیقی که از آب و گلِ برهان بشری می‌روید ، گردیده است.

🖋جان استوارت میل
📖کتاب رساله‌ای درباره آزادی
🖍ترجمه جواد شیخ الاسلامی


⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


بعد از اتمامِ جنگ جهانی دوّم، کارگری آلمانی، کاری در سیبری پیدا می کند. او می داند که سانسورچی ها، همه ی نامه ها را می خوانند. به دوستانش می گوید: "بیایید یک رمز تعیین کنیم؛ اگر نامه ای که از طرفِ من دریافت می کنید، با مرکّبِ آبی معمولی نوشته شده باشد، بدانید که هرچه نوشته ام درست است، اگر با مرکّبِ قرمز نوشته شده باشد، سراپا دروغ است."
یک ماه بعد، دوستانش اوّلین نامه را که با خودکارِ آبی نوشته شده بود، با این مضمون، دریافت می کنند:
" اینجا همه چیز عالی است، مغازه ها پر، غذا فراوان، آپارتمانها بزرگ و گرم و نرم، سینماها فیلم های غربی نمایش می دهند و تا بخواهی، دخترانِ زیبای مشتاقِ دوستی، تنها چیزی که نمی توان پیدا کرد، مرکّبِ قرمز است..."

#اسلاوی_ژیژک
به برهوت حقیقت خوش امدید

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️