ورود اولین خانمهای ایرانی به دانشگاه تهران در سال ۱۳۲۵ با حضور ملک الشعراء بهار
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
خسرو و شیرین"1_نظامی گنجوی
@archivebooks
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
خسرو و شیرین"2_نظامی گنجوی
@archivebooks
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
خسرو و شیرین"3_نظامی گنجوی
@archivebooks
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان سی و سوم
#رستم_شهریار_نیمروز (1)
آنگاه کاوس به شاه مازندران نامه ای نوشت و فرهاد آن را نزد شاه مازندران برد. شاه مازندران جوابی قهر آلود به کاوس داد. این بار کاوس نامه ای تند نوشت و رستم آن را برای شاه مازندران برد. شاه مازندران لشکری به طرف رستم فرستاد و رستم چون لشکر را دید درخت تنومندی را از ریشه کند و به طرف لشکریان بهت زده مازندران پرتاپ کرد. یکی از پهلوانان مازندران که نامش کلاهور بود جلو آمد و دست رستم را به سختی فشرد. رستم خندید و دست کلاهور را آنچنان فشرد که ناخن او مانند برگ درخت فرو ریخت. سپس رستم به دربار شاه مازندران رسید. شاه مازندران به دژخیم دستور داد تا گردن این فرستاده را بزند ولی رستم به یک حرکت او را از هم درید و به شاه مازندران گفت : باش تا سزای این بدخوئی را ببینی.
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان سی و سوم
#رستم_شهریار_نیمروز (1)
آنگاه کاوس به شاه مازندران نامه ای نوشت و فرهاد آن را نزد شاه مازندران برد. شاه مازندران جوابی قهر آلود به کاوس داد. این بار کاوس نامه ای تند نوشت و رستم آن را برای شاه مازندران برد. شاه مازندران لشکری به طرف رستم فرستاد و رستم چون لشکر را دید درخت تنومندی را از ریشه کند و به طرف لشکریان بهت زده مازندران پرتاپ کرد. یکی از پهلوانان مازندران که نامش کلاهور بود جلو آمد و دست رستم را به سختی فشرد. رستم خندید و دست کلاهور را آنچنان فشرد که ناخن او مانند برگ درخت فرو ریخت. سپس رستم به دربار شاه مازندران رسید. شاه مازندران به دژخیم دستور داد تا گردن این فرستاده را بزند ولی رستم به یک حرکت او را از هم درید و به شاه مازندران گفت : باش تا سزای این بدخوئی را ببینی.
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
پرواز فکر و اندیشه
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️ #شاهنامه داستان صد و سی و سوم #بیژن_و_منیژه سه روز از رنج و اندیشه آزاد ، در خانه رستم ماندند و روز چهارم با صد سوار زابلی رو به سوی ایران نهادند. گرگین چون از آمدن رستم باخبر شد برایش پیغام فرستاد و از کار خود اظهار پشیمانی…
سلام عصر بخیر
یاران همراه عذر خواهی میکنم بنده به اشتباه داستان صد وسی سه رو به جای داستان سی سه ارسال کردم 🙏🙏🙏
یاران همراه عذر خواهی میکنم بنده به اشتباه داستان صد وسی سه رو به جای داستان سی سه ارسال کردم 🙏🙏🙏
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
*قبل از خواندن متن، عکس را مشاهده بفرمایید.
روی دیوار نوشتهاند : «وطن مال ثروتمندان است و #میهنپرستی، مال فقرا».
#مسعود_ریاحی : در فقدان ثروت و قدرت است که مکانیسمهای دفاعی بیشتر از همه به کمک فرد فاقد آنها میآید تا بتواند همچنان زنده بماند و از هویت خود دفاع کند و زندگی را با آن بگذراند.
دفاعی که با انکار و سرکوب ضعف، و تخیل روایتهای آرام کننده که خاصیتی افیونی دارد بدست میآید. یکی از این روایتها که همواره مورد سوءاستفاده قدرت قرار گرفته و همچنان هم میگیرد، «میهنپرستی» است. گویی افیون ضعیفانی است که تخیل کنند میهن مال آنها نیز هست؛ در بازی راهشان دادهاند و بخشی از معادلهاند. با این ساز و کارها است که ضعیفان و محذوفان، سربازانی خوب و گوشتهایی مرغوب برای تیرها نیز هستند.
تفاوت است میان پرستش و دوست داشتن. پرستش خاصیتی افیونی دارد و آرامکننده.
#مسعود_ریاحی
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
*قبل از خواندن متن، عکس را مشاهده بفرمایید.
روی دیوار نوشتهاند : «وطن مال ثروتمندان است و #میهنپرستی، مال فقرا».
#مسعود_ریاحی : در فقدان ثروت و قدرت است که مکانیسمهای دفاعی بیشتر از همه به کمک فرد فاقد آنها میآید تا بتواند همچنان زنده بماند و از هویت خود دفاع کند و زندگی را با آن بگذراند.
دفاعی که با انکار و سرکوب ضعف، و تخیل روایتهای آرام کننده که خاصیتی افیونی دارد بدست میآید. یکی از این روایتها که همواره مورد سوءاستفاده قدرت قرار گرفته و همچنان هم میگیرد، «میهنپرستی» است. گویی افیون ضعیفانی است که تخیل کنند میهن مال آنها نیز هست؛ در بازی راهشان دادهاند و بخشی از معادلهاند. با این ساز و کارها است که ضعیفان و محذوفان، سربازانی خوب و گوشتهایی مرغوب برای تیرها نیز هستند.
تفاوت است میان پرستش و دوست داشتن. پرستش خاصیتی افیونی دارد و آرامکننده.
#مسعود_ریاحی
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
💥وقتی توهم تکثیر میشود!
✍دکتر امیر ناظمی
در سال ۱۹۹۵، یک مرد میانسال به نام «مک ارتور ویلر» (McArthur Wheeler) در روز روشن بدون ماسک یا پوشاندن صورتش، به دو بانک Pittsburgh در یکی از شهرهای امریکا دستبرد میزند. او حتی صورتش را رو به دوربین می گیرد و لبخند میزند.
عصر همانروز وقتی پلیس به خانهاش میریزد و دستگیرش میکند، ناباورانه میگوید «ولی من به صورتم آبلیمو زده بودم!» او ایمان داشت با زدن آبلیمو به صورتش دوربینها نمیتوانند تصاویرش را ضبط کنند.
ایمان ویلر به معجزهی آبلیمو و عدم تصویربرداری، نوعی از تعصب است که امروز به نام «توهم توانمندی» (illusion of competence) شناخته میشود. نوعی از توهم که در آن فرد به توانمندیهای خود یا دیگری (مانند آبلیمو) ایمان دارد و آن را میستاید.
«توهم توانمندی» هم ویلر را در انجام ماموریتاش ناموفق میکرد و هم فرصت یادگیری و آموختن را از او میربود. این توهم یکی از گستردهترین و رایجترین توهمها و موانع رشد، هم در سطح فردی و هم سطح جمعی است.
⭕️نمونههایی از توهم توانمندی
◀️ توهم دانش:
زمانی که مدرک دانشگاهی برابر با دانش دانسته میشود، این توهم دوچندان میشود. در این وضعیت فردی که دارای مدرک دانشگاهی باشد، خود را دارای تخصص در آن زمینه و احتمالا زمینههای مشابه میداند. توهم دانش آفت دنیای مدرن آموزش و اصلیترین مانع یادگیری است.
◀️ توهم مدیریت:
توهمی که در آن فرد تمامی موفقیتها را به توانمندی خودش نسبت میدهد و شکستها را حاصل شرایط و وضعیت جامعه میداند. استارتآپهایی که خود را اپل و مدیری که خود را استیو جابز فرض میکند تا کارگردانی که خود را اسکورسیزی میبیند، آیینههای توهمی یکسانی دارند.
◀️ توهم کنترل:
فردی که مجموعه، سازمان یا جامعه را تحت کنترل خویش میداند. این توهم همان پاشنهی آشیل دیکتاتورها در تاریخ بوده است. دیکتاتورها توهم کنترل جامعهی خود را پیشفرض اصلی داشتهاند.
تمامی این توهمهای توانمندی در هر شکلی که باشند، راه یادگیری و اصلاح را میبندند.
⭕️رهایی از توهم توانمندی
سه روش پیشنهادی برای رهایی از توهمهای توانمندی عبارتند از:
1️⃣رقابت: رقابت با دیگران اصلیترین ابزاری است که انسانهای متوهم را درمان میکند.
انسانی که توهم دانش دارد، در زمان شکست از دیگران، در آزمونها، ممکن است از توهم دست بکشد، همانطور که مدیر متوهم در رقابت در بازار آزاد است که میتواند خود را در محک ارزیابی قرار دهد. مدیر متوهم هیچ تمایلی ندارد تا هیچ بازار آزادی یا اساسا هیچ رقابتی شکل بگیرد. او دوست دارد تا در دنیای مصنوعی و متوهم خویش یگانه مدیر توانمند جهان بماند.
2️⃣ مقایسه با دیگران:
مقایسهی یک سازمان با استانداردهای جهانی و یک سازمان در قیاس با سازمانهای دیگر است که به مدیر متوهم نشانه میدهد. هر چند همواره انسان متوهم با استدلال اینکه «شرایط ما فرق دارد» تلاش دارد تا راه مقایسه را ببند تا از توهم توانمندی خویش محافظت کند.
3️⃣ نقد: تنها نقد است که میتواند فرد متوهم توانمندی را در مقابل واقعیت پرسشهای سخت قرار دهد.
نقد حتی اگر حاوی هیچ پیشنهاد جایگزینی نباشد، میتواند توهم توانمندی را به چالش بکشاند. نقد به انسانی در هر جایگاهی کمک میکند تا از افتادن در دام توهم توانمندی رها شود. نقد هم البته خوشایند فرد متوهم توانمندی نیست. او راه نقد را به بهانههای مختلف میبندد.
هر سه ابزار فوق راههای نجات یک جامعه از توهم است. جامعهای که این راهها را ببند سرشار از بازندگان متوهمی خواهد شد که در جایگاههای مختلف از خود تصویر قهرمانان بزرگ دارند. ارتباط جهانی اگر هیچ فایدهای نباشد، از شکلگیری انسانهای متوهم توانمندی جلوگیری میکند. وقتی بازندگان در کنار توانمندها قرار میگیرند، هم فرد و هم جامعه هستند که نجات مییابند.
شرکت نوپایی که توهمهای بزرگ دارد، هرچه زودتر شکست بخورد به نفع خودش و جامعهاش هست، همانطور که مدیر دولتی و سیاستگذار متوهم هر چه سریعتر شکست بخورد. وقتی توهم تکثیر میشود؛ شکست یک هدیه الهی است.
بزرگترین دشمنان نقد، رقابت و مقایسه، بدون شک متوهمان توانمندی هستند که از کاریکاتوری شدن عکسهایشان میهراسند.
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
💥وقتی توهم تکثیر میشود!
✍دکتر امیر ناظمی
در سال ۱۹۹۵، یک مرد میانسال به نام «مک ارتور ویلر» (McArthur Wheeler) در روز روشن بدون ماسک یا پوشاندن صورتش، به دو بانک Pittsburgh در یکی از شهرهای امریکا دستبرد میزند. او حتی صورتش را رو به دوربین می گیرد و لبخند میزند.
عصر همانروز وقتی پلیس به خانهاش میریزد و دستگیرش میکند، ناباورانه میگوید «ولی من به صورتم آبلیمو زده بودم!» او ایمان داشت با زدن آبلیمو به صورتش دوربینها نمیتوانند تصاویرش را ضبط کنند.
ایمان ویلر به معجزهی آبلیمو و عدم تصویربرداری، نوعی از تعصب است که امروز به نام «توهم توانمندی» (illusion of competence) شناخته میشود. نوعی از توهم که در آن فرد به توانمندیهای خود یا دیگری (مانند آبلیمو) ایمان دارد و آن را میستاید.
«توهم توانمندی» هم ویلر را در انجام ماموریتاش ناموفق میکرد و هم فرصت یادگیری و آموختن را از او میربود. این توهم یکی از گستردهترین و رایجترین توهمها و موانع رشد، هم در سطح فردی و هم سطح جمعی است.
⭕️نمونههایی از توهم توانمندی
◀️ توهم دانش:
زمانی که مدرک دانشگاهی برابر با دانش دانسته میشود، این توهم دوچندان میشود. در این وضعیت فردی که دارای مدرک دانشگاهی باشد، خود را دارای تخصص در آن زمینه و احتمالا زمینههای مشابه میداند. توهم دانش آفت دنیای مدرن آموزش و اصلیترین مانع یادگیری است.
◀️ توهم مدیریت:
توهمی که در آن فرد تمامی موفقیتها را به توانمندی خودش نسبت میدهد و شکستها را حاصل شرایط و وضعیت جامعه میداند. استارتآپهایی که خود را اپل و مدیری که خود را استیو جابز فرض میکند تا کارگردانی که خود را اسکورسیزی میبیند، آیینههای توهمی یکسانی دارند.
◀️ توهم کنترل:
فردی که مجموعه، سازمان یا جامعه را تحت کنترل خویش میداند. این توهم همان پاشنهی آشیل دیکتاتورها در تاریخ بوده است. دیکتاتورها توهم کنترل جامعهی خود را پیشفرض اصلی داشتهاند.
تمامی این توهمهای توانمندی در هر شکلی که باشند، راه یادگیری و اصلاح را میبندند.
⭕️رهایی از توهم توانمندی
سه روش پیشنهادی برای رهایی از توهمهای توانمندی عبارتند از:
1️⃣رقابت: رقابت با دیگران اصلیترین ابزاری است که انسانهای متوهم را درمان میکند.
انسانی که توهم دانش دارد، در زمان شکست از دیگران، در آزمونها، ممکن است از توهم دست بکشد، همانطور که مدیر متوهم در رقابت در بازار آزاد است که میتواند خود را در محک ارزیابی قرار دهد. مدیر متوهم هیچ تمایلی ندارد تا هیچ بازار آزادی یا اساسا هیچ رقابتی شکل بگیرد. او دوست دارد تا در دنیای مصنوعی و متوهم خویش یگانه مدیر توانمند جهان بماند.
2️⃣ مقایسه با دیگران:
مقایسهی یک سازمان با استانداردهای جهانی و یک سازمان در قیاس با سازمانهای دیگر است که به مدیر متوهم نشانه میدهد. هر چند همواره انسان متوهم با استدلال اینکه «شرایط ما فرق دارد» تلاش دارد تا راه مقایسه را ببند تا از توهم توانمندی خویش محافظت کند.
3️⃣ نقد: تنها نقد است که میتواند فرد متوهم توانمندی را در مقابل واقعیت پرسشهای سخت قرار دهد.
نقد حتی اگر حاوی هیچ پیشنهاد جایگزینی نباشد، میتواند توهم توانمندی را به چالش بکشاند. نقد به انسانی در هر جایگاهی کمک میکند تا از افتادن در دام توهم توانمندی رها شود. نقد هم البته خوشایند فرد متوهم توانمندی نیست. او راه نقد را به بهانههای مختلف میبندد.
هر سه ابزار فوق راههای نجات یک جامعه از توهم است. جامعهای که این راهها را ببند سرشار از بازندگان متوهمی خواهد شد که در جایگاههای مختلف از خود تصویر قهرمانان بزرگ دارند. ارتباط جهانی اگر هیچ فایدهای نباشد، از شکلگیری انسانهای متوهم توانمندی جلوگیری میکند. وقتی بازندگان در کنار توانمندها قرار میگیرند، هم فرد و هم جامعه هستند که نجات مییابند.
شرکت نوپایی که توهمهای بزرگ دارد، هرچه زودتر شکست بخورد به نفع خودش و جامعهاش هست، همانطور که مدیر دولتی و سیاستگذار متوهم هر چه سریعتر شکست بخورد. وقتی توهم تکثیر میشود؛ شکست یک هدیه الهی است.
بزرگترین دشمنان نقد، رقابت و مقایسه، بدون شک متوهمان توانمندی هستند که از کاریکاتوری شدن عکسهایشان میهراسند.
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کتابخانهٔ «ونسلا» در کشور نروژ همانند داخل بدن یک نهنگ طراحی شده و تمام صفحات جداکننده آن در واقع قفسه های کتاب و محل مطالعه بازدید کنندگان را تشکیل میدهند.
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
🔹اونهایی که همیشه توی فضای مجازی حرفای خوب میزنید، یک زوج #معلول_کرجی و البته با #غیرت برای امرار معاش کتاب چاپ کردن، ولی اونهایی که قرار بوده حمایتشون کنن و کتابها رو بخرن زیرش زدن.
🔹یه کمپين تشکیل دادیم برای خرید این کتابها، اصلا هم نیاز نیست پولی به حساب کسی بریزید و شماره حساب واسه هم کپی کنید.
🔹کافیه مثل یه مشتری بريد هم کتابفروشی این دو عزیز رو ببینید، هم با خودشون گپی بزنید، هم کتابی که مدتها زحمت کشیده بودن رو بخرید.
🔹باور کنید راه دوری نميره.
🔸آدرس: کرج، جهانشهر، باغ فاتح، جنب زمین تنیس
♦️اگر پیامهای قشنگ زیاد به هم میدید، این پیام رو هم ارسال کنید برای دوستانتون، هیچ اجباری هم نیست، دوست نداشتید پاک کنید.
تصویر درادامه به پیوست ارسال می گردد. 👇👇👇👇👇👇👇
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
🔹اونهایی که همیشه توی فضای مجازی حرفای خوب میزنید، یک زوج #معلول_کرجی و البته با #غیرت برای امرار معاش کتاب چاپ کردن، ولی اونهایی که قرار بوده حمایتشون کنن و کتابها رو بخرن زیرش زدن.
🔹یه کمپين تشکیل دادیم برای خرید این کتابها، اصلا هم نیاز نیست پولی به حساب کسی بریزید و شماره حساب واسه هم کپی کنید.
🔹کافیه مثل یه مشتری بريد هم کتابفروشی این دو عزیز رو ببینید، هم با خودشون گپی بزنید، هم کتابی که مدتها زحمت کشیده بودن رو بخرید.
🔹باور کنید راه دوری نميره.
🔸آدرس: کرج، جهانشهر، باغ فاتح، جنب زمین تنیس
♦️اگر پیامهای قشنگ زیاد به هم میدید، این پیام رو هم ارسال کنید برای دوستانتون، هیچ اجباری هم نیست، دوست نداشتید پاک کنید.
تصویر درادامه به پیوست ارسال می گردد. 👇👇👇👇👇👇👇
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
Telegram
attach 📎
من و این تصویر هردو
درد کشیدیم...
او با دیدن اون چیزها
و من با دیدن او....!
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
درد کشیدیم...
او با دیدن اون چیزها
و من با دیدن او....!
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
در دنیایی که هیچ کس مجبور نباشد بیش از چهار ساعت کار کند، هر فرد شیفته کنجکاوی علمی می تواند این میل خود را ارضا کند و هر نقاشی می تواند بدون گرسنگی کشیدن نقاشی کند، پزشکان فرصت خواهند داشت که در مورد پیشرفت های پزشکی مطالعه کنند، آموزگاران دیگر خسته و ذله با روش های متداول کلنجار نخواهند رفت تا چیزهایی را یاد بدهند که خود در جوانی آموخته اند، چیزهایی که ممکن است در این فاصله نادرست بودنشان اثبات شده باشد. مقدار کار مطلوب آنقدر است که فراغت را سرورانگیز سازد نه آنقدر که موجب از پا افتادن شود و از آنجا که مردم در اوقات فراغتشان خسته نخواهند بود فقط به دنبال سرگرمی های منفعل نخواهند رفت. دست کم یک درصد مردم وقتی را که صرف کار حرفه ای نمی کنند، احتمالا به پیگیری اموری اختصاص خواهند داد که اهمیت اجتماعی دارند... وقتی مردان و زنان معمولی از موهبت زندگی خوش برخوردار باشند نرمخو تر می شوند. جنگ افروزی به کلی از میان خواهد رفت. نیک طبعی از میان همه سجایای اخلاقی تنها چیزی است که جهان بیشتر از هرچیز به آن نیاز دارد و نیک طبعی ماحصل امنیت و آرامش است و نه ماحصل یک عمر کشمکش شاق و توانفرسا.
برگرفته از کتاب #در_ستایش_بطالت #برتراند_راسل
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
در دنیایی که هیچ کس مجبور نباشد بیش از چهار ساعت کار کند، هر فرد شیفته کنجکاوی علمی می تواند این میل خود را ارضا کند و هر نقاشی می تواند بدون گرسنگی کشیدن نقاشی کند، پزشکان فرصت خواهند داشت که در مورد پیشرفت های پزشکی مطالعه کنند، آموزگاران دیگر خسته و ذله با روش های متداول کلنجار نخواهند رفت تا چیزهایی را یاد بدهند که خود در جوانی آموخته اند، چیزهایی که ممکن است در این فاصله نادرست بودنشان اثبات شده باشد. مقدار کار مطلوب آنقدر است که فراغت را سرورانگیز سازد نه آنقدر که موجب از پا افتادن شود و از آنجا که مردم در اوقات فراغتشان خسته نخواهند بود فقط به دنبال سرگرمی های منفعل نخواهند رفت. دست کم یک درصد مردم وقتی را که صرف کار حرفه ای نمی کنند، احتمالا به پیگیری اموری اختصاص خواهند داد که اهمیت اجتماعی دارند... وقتی مردان و زنان معمولی از موهبت زندگی خوش برخوردار باشند نرمخو تر می شوند. جنگ افروزی به کلی از میان خواهد رفت. نیک طبعی از میان همه سجایای اخلاقی تنها چیزی است که جهان بیشتر از هرچیز به آن نیاز دارد و نیک طبعی ماحصل امنیت و آرامش است و نه ماحصل یک عمر کشمکش شاق و توانفرسا.
برگرفته از کتاب #در_ستایش_بطالت #برتراند_راسل
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
ای قوم به حج رفته کجایید کجایید
معشوق همین جاست بیایید بیایید
معشوق تو همسایه و دیوار به دیوار
در بادیه سرگشته شما در چه هوایید
گر صورت بیصورت معشوق ببینید
هم خواجه و هم خانه و هم کعبه شمایید
ده بار از آن راه بدان خانه برفتید
یک بار از این خانه بر این بام برآیید
آن خانه لطیفست نشانهاش بگفتید
از خواجه آن خانه نشانی بنمایید
یک دسته گل کو اگر آن باغ بدیدید
یک گوهر جان کو اگر از بحر خدایید
با این همه آن رنج شما گنج شما باد
افسوس که بر گنج شما پرده شمایید
حضرت مولانا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
ای قوم به حج رفته کجایید کجایید
معشوق همین جاست بیایید بیایید
معشوق تو همسایه و دیوار به دیوار
در بادیه سرگشته شما در چه هوایید
گر صورت بیصورت معشوق ببینید
هم خواجه و هم خانه و هم کعبه شمایید
ده بار از آن راه بدان خانه برفتید
یک بار از این خانه بر این بام برآیید
آن خانه لطیفست نشانهاش بگفتید
از خواجه آن خانه نشانی بنمایید
یک دسته گل کو اگر آن باغ بدیدید
یک گوهر جان کو اگر از بحر خدایید
با این همه آن رنج شما گنج شما باد
افسوس که بر گنج شما پرده شمایید
حضرت مولانا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
Telegram
attach 📎