@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
فقر سبب می شود که زندان ها از دزدان و جنایتکاران پر شود. فقر انسان ها را به سوی اعتیاد و فساد و فحشا و خودکشی سوق می دهد. از کودکان پاک و با استعداد و باهوش، مجرم و بزهکار می سازد. باعث می شود مردم به کارهایی دست بزنند که اگر فقیر نبودند به فکرشان هم خطور نمی کرد...عواقب معصیت بار فقر بی انتها است...
بیشتر بیمارستان های روانی پر از بیمارانی است که سال ها زیر فشار مالی بوده اند و این تنش، ذهن و جسم آنها را از کار انداخته است. چنین برآورد کرده اند که نُه دهم بیماری هایِ انسان، ناشی از فشار و محنت و نکبت، زاییده از فقر است...
#کاترین_پاندر
#قانون_توانگری
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
فقر سبب می شود که زندان ها از دزدان و جنایتکاران پر شود. فقر انسان ها را به سوی اعتیاد و فساد و فحشا و خودکشی سوق می دهد. از کودکان پاک و با استعداد و باهوش، مجرم و بزهکار می سازد. باعث می شود مردم به کارهایی دست بزنند که اگر فقیر نبودند به فکرشان هم خطور نمی کرد...عواقب معصیت بار فقر بی انتها است...
بیشتر بیمارستان های روانی پر از بیمارانی است که سال ها زیر فشار مالی بوده اند و این تنش، ذهن و جسم آنها را از کار انداخته است. چنین برآورد کرده اند که نُه دهم بیماری هایِ انسان، ناشی از فشار و محنت و نکبت، زاییده از فقر است...
#کاترین_پاندر
#قانون_توانگری
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
ما ايرانى ها يك ترسى داريم كه همزاد ما است، يعنى از روزى كه بدنيا ميائيم با ما همراه است. و وقتى خارج از كشور ميائيم اين ترس بيشتر به چشم ميايد، و تا مدتى اذيت مان ميكند، بعد كم كم با زندگى در فرهنگ جديد اين ترس برطرف ميشود. اين ترس يك نگرانى كلى از عدم پيشرفت كارها، احتمال وقوع مشكلات و مسائل پيش بينى نشده، بروز ايراد در سيستم كارى، عدم دريافت بموقع نامه هاى مهم، از دست دادن مهلت هاى مهم، كمبود منابع، بدشانسى، و دهها مورد ديگر است. استرس در چهره مان موج ميزند، نكند فلان اتفاق بيفتد، نكند فلان كس در مورد فلان مسئله فلان جور فكر كرده باشد،،، و بيشتر اين ترسها فارغ از منشأهاى روانى درونى ناشى از زندگى در شرايط نابسامان و لرزان فرهنگى-اقتصادى محلى است كه در آن رشد كرده ايم و بزرگ شده ايم.
يكى از كارهايى كه غربى ها كرده اند اين است كه: ترس را بطور كلى از جامعه حدف كرده اند. بچه چهار ساله نميترسد كه اگر در سوپر ماركت دستش خورد به باكس شكلاتها و ريخت كف زمين كسى دعوايش كند، يا اگر روى لبه قفسه ها رفت كسى نگاه بدى به او بكند، همين بچه بزرگ ميشود، بدون احساس گناه. وقتى نوجوان است باب ميلش لباس ميپوشد و مدل مويش را آرايش ميكند، جامعه به بهانه هاى واهى با آدمها درگير نميشود. اين نوجوان رشد ميكند، در دانشگاه هيچ ترسى ندارد، حرفش را و هنرش را ارائه ميدهد، و باز رشد ميكند. ترسى ندارد كه بايد مؤاخذه شود، خودش است، نقش بازى نميكند. عاشق كه ميشود به طرف مقابل ميگويد دوستت دارم، واهمه اى ندارد، اگر فقط بخواهد با او باشد نميگويد دوستت دارم و وانمود نميكند به عشقى كه وجود ندارد. همين دختر يا پسر وارد جامعه ميشود، خودش را نشان ميدهد، مسئوليت ميپذيرد، و وقتى پدر يا مادر شد بچه اش را هم بدون ترس تربيت ميكند.
جامعه اى كه آدمهايش ميترسند جلو نميرود، در جا ميزند. ما اما به بچه ميگوييم: نكن ! اون بالا نرو ! دست نزن ! ندو ! داد نزن ! شوخى نكن ! نگاه نكن ! نوجوان كه ميشود باز به همين شكل، و باز،،، در نتيجه احساس گناه تقويت ميشود، با خودمان فكر ميكنيم ما مقصر هستيم، هميشه اين ترس با ما هست، در خانواده محدود بوده ايم، در مدرسه زده اند توى سرمان، در دانشگاه نگذاشته اند حرفمان را بزنيم، در جامعه مورد توهين و تحقير بوده ايم،،، اين آدمها معلوم است كه رشد نميكنند، اين جامعه معلوم است كه تغيير نميكند.
براى همين است كه با ديدن پليس ميترسيم، انگار خلافى يا جرمى مرتكب شده ايم، موقع سفر انواع دعا و نذر و نياز را بدرقه مان ميكنند انگار قرار است حادثه اى پيش بيايد، در همه كارها استرس داريم، حتى وقتى براى تفريح و خوشگذرانى جايى ميرويم. يك كار معمولى ادارى يا بانكى ميخواهيم انجام دهيم همه اش نگرانيم، نكند به مشكلى برخورم ! و حتى با ترك كشور و ورود به فرهنگ جديد سالها طول ميكشد كه خودت را پيدا كنى، بفهمى كه تو گناهكار نيستى، تو مقصر نبودى، براى حرفهايت، براى عاشقى كردنت، براى نفس كشيدن. تو درست بودى، و خودت قربانى جنگ و تحريم و ركود و،،، همه اينها بوده اى بدون اينكه هيچ تقصيرى داشته باشى.
#ابوذر_مريخ پور
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
ما ايرانى ها يك ترسى داريم كه همزاد ما است، يعنى از روزى كه بدنيا ميائيم با ما همراه است. و وقتى خارج از كشور ميائيم اين ترس بيشتر به چشم ميايد، و تا مدتى اذيت مان ميكند، بعد كم كم با زندگى در فرهنگ جديد اين ترس برطرف ميشود. اين ترس يك نگرانى كلى از عدم پيشرفت كارها، احتمال وقوع مشكلات و مسائل پيش بينى نشده، بروز ايراد در سيستم كارى، عدم دريافت بموقع نامه هاى مهم، از دست دادن مهلت هاى مهم، كمبود منابع، بدشانسى، و دهها مورد ديگر است. استرس در چهره مان موج ميزند، نكند فلان اتفاق بيفتد، نكند فلان كس در مورد فلان مسئله فلان جور فكر كرده باشد،،، و بيشتر اين ترسها فارغ از منشأهاى روانى درونى ناشى از زندگى در شرايط نابسامان و لرزان فرهنگى-اقتصادى محلى است كه در آن رشد كرده ايم و بزرگ شده ايم.
يكى از كارهايى كه غربى ها كرده اند اين است كه: ترس را بطور كلى از جامعه حدف كرده اند. بچه چهار ساله نميترسد كه اگر در سوپر ماركت دستش خورد به باكس شكلاتها و ريخت كف زمين كسى دعوايش كند، يا اگر روى لبه قفسه ها رفت كسى نگاه بدى به او بكند، همين بچه بزرگ ميشود، بدون احساس گناه. وقتى نوجوان است باب ميلش لباس ميپوشد و مدل مويش را آرايش ميكند، جامعه به بهانه هاى واهى با آدمها درگير نميشود. اين نوجوان رشد ميكند، در دانشگاه هيچ ترسى ندارد، حرفش را و هنرش را ارائه ميدهد، و باز رشد ميكند. ترسى ندارد كه بايد مؤاخذه شود، خودش است، نقش بازى نميكند. عاشق كه ميشود به طرف مقابل ميگويد دوستت دارم، واهمه اى ندارد، اگر فقط بخواهد با او باشد نميگويد دوستت دارم و وانمود نميكند به عشقى كه وجود ندارد. همين دختر يا پسر وارد جامعه ميشود، خودش را نشان ميدهد، مسئوليت ميپذيرد، و وقتى پدر يا مادر شد بچه اش را هم بدون ترس تربيت ميكند.
جامعه اى كه آدمهايش ميترسند جلو نميرود، در جا ميزند. ما اما به بچه ميگوييم: نكن ! اون بالا نرو ! دست نزن ! ندو ! داد نزن ! شوخى نكن ! نگاه نكن ! نوجوان كه ميشود باز به همين شكل، و باز،،، در نتيجه احساس گناه تقويت ميشود، با خودمان فكر ميكنيم ما مقصر هستيم، هميشه اين ترس با ما هست، در خانواده محدود بوده ايم، در مدرسه زده اند توى سرمان، در دانشگاه نگذاشته اند حرفمان را بزنيم، در جامعه مورد توهين و تحقير بوده ايم،،، اين آدمها معلوم است كه رشد نميكنند، اين جامعه معلوم است كه تغيير نميكند.
براى همين است كه با ديدن پليس ميترسيم، انگار خلافى يا جرمى مرتكب شده ايم، موقع سفر انواع دعا و نذر و نياز را بدرقه مان ميكنند انگار قرار است حادثه اى پيش بيايد، در همه كارها استرس داريم، حتى وقتى براى تفريح و خوشگذرانى جايى ميرويم. يك كار معمولى ادارى يا بانكى ميخواهيم انجام دهيم همه اش نگرانيم، نكند به مشكلى برخورم ! و حتى با ترك كشور و ورود به فرهنگ جديد سالها طول ميكشد كه خودت را پيدا كنى، بفهمى كه تو گناهكار نيستى، تو مقصر نبودى، براى حرفهايت، براى عاشقى كردنت، براى نفس كشيدن. تو درست بودى، و خودت قربانى جنگ و تحريم و ركود و،،، همه اينها بوده اى بدون اينكه هيچ تقصيرى داشته باشى.
#ابوذر_مريخ پور
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
◀️در باب مزایای نابرابری درآمد!
✍🏻امیر حسین خالقی
✏️خیلی از متفکران جهان معتقدند که نابرابری درآمدها در جامعه همیشه بد است و باید با مداخله دولت ها از شر آنها رها شد؛ اما انگس دیتون، نوبلیست اقتصاد، می گوید درست است که نابرابری می تواند نشانه ای از برخی معضلات اجتماعی باشد، ولی از آن سو می تواند نشانه پیشرفت هم تلقی شود و گاهی برخی راهکارهایی که برای درمان آن پیشنهاد می کنند از خود بیماری بدتر است!
✏️ قضیه سوی دیگری هم دارد، این نابرابری می تواند از کارآفرینی و تجارت و فعالیت های مفیدی از این دست حاصل شده باشد، کارآفرینان جوان و کسانی مانند زاکربرگ، گیتس و جابز هم "یکشبه" ثروتمند شدند، ولی این ثروت زندگی بسیاری دیگر را هم بهتر کرده است.
✏️ضریب جینی چین در 1980 برابر با 0.16 بود، در سال 2014 به 0.55 رسید و نابرابری شدیدی را تجربه کرد، ولی کیست که ندارد نابرابری در ثروت چقدر بهتر از برابری در فقر است!
✏️صحبت این نیست که افزایش نابرابری چیز خوبی است، بلکه باید بین نابرابری خوب و بد تفاوت گذاشت و علت ها را از هم تفکیک کرد. مسئله اصلی نابرابری نیست، بلکه "ناعادلانه" بودن آنست. با گرفتن اموال همه ثروتمندان یک کشور و تبعید آنها البته جامعه برابرتر می شود، ولی آیا مطلوب است؟
✏️نابرابری های "خوب" برای رشد هر جامعه لازم اند؛ دولت های به جای فضولی در توزیع ثروت و رابین هود بازی بهتر است برای عملکرد بازار و رقابت جا را خالی کنند؛ بازار منطق کارایی با هدف بالا بردن استانداردهای زندگی بسیار بهتر از بوروکرات های دولتی عمل می کند.
✏️خلاصه که نابرابری شاید چیز خوبی نباشد، ولی وسواس زیادی به کاهش آن به هر طریقی بی تردید چیز بدتری است، والله اعلم.
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
◀️در باب مزایای نابرابری درآمد!
✍🏻امیر حسین خالقی
✏️خیلی از متفکران جهان معتقدند که نابرابری درآمدها در جامعه همیشه بد است و باید با مداخله دولت ها از شر آنها رها شد؛ اما انگس دیتون، نوبلیست اقتصاد، می گوید درست است که نابرابری می تواند نشانه ای از برخی معضلات اجتماعی باشد، ولی از آن سو می تواند نشانه پیشرفت هم تلقی شود و گاهی برخی راهکارهایی که برای درمان آن پیشنهاد می کنند از خود بیماری بدتر است!
✏️ قضیه سوی دیگری هم دارد، این نابرابری می تواند از کارآفرینی و تجارت و فعالیت های مفیدی از این دست حاصل شده باشد، کارآفرینان جوان و کسانی مانند زاکربرگ، گیتس و جابز هم "یکشبه" ثروتمند شدند، ولی این ثروت زندگی بسیاری دیگر را هم بهتر کرده است.
✏️ضریب جینی چین در 1980 برابر با 0.16 بود، در سال 2014 به 0.55 رسید و نابرابری شدیدی را تجربه کرد، ولی کیست که ندارد نابرابری در ثروت چقدر بهتر از برابری در فقر است!
✏️صحبت این نیست که افزایش نابرابری چیز خوبی است، بلکه باید بین نابرابری خوب و بد تفاوت گذاشت و علت ها را از هم تفکیک کرد. مسئله اصلی نابرابری نیست، بلکه "ناعادلانه" بودن آنست. با گرفتن اموال همه ثروتمندان یک کشور و تبعید آنها البته جامعه برابرتر می شود، ولی آیا مطلوب است؟
✏️نابرابری های "خوب" برای رشد هر جامعه لازم اند؛ دولت های به جای فضولی در توزیع ثروت و رابین هود بازی بهتر است برای عملکرد بازار و رقابت جا را خالی کنند؛ بازار منطق کارایی با هدف بالا بردن استانداردهای زندگی بسیار بهتر از بوروکرات های دولتی عمل می کند.
✏️خلاصه که نابرابری شاید چیز خوبی نباشد، ولی وسواس زیادی به کاهش آن به هر طریقی بی تردید چیز بدتری است، والله اعلم.
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
واکنش عباس معروفی نویسنده نامی ایران به مرگ کودکان زلزله زده سرپل ذهاب بر اثر سرما؛
«این چه جور مملکتداری و حکومتی است؟ چرا این ملت بیچاره را رها نمیکنید؟
«محمد، نوزاد ۴ماهه دیگر قربانی سرمازدگی در منطقه زلزلهزده کرمانشاه است.» «سارینا، دختربچه دو ساله کرمانشاهی همراه با مادر و پدرش در چادر زندگی میکرد كه سرما چنان او را به تب و لرز انداخت که هیچ کسی نتوانست برایش کاری بکند.»
چرا با گلآرایی یک حرم در سوریه با ۲۰ هزار شاخه گل مقام نخست را کسب میکنید؟ ولی برای کودکان بیپناه زلزله در کشور خودمان وجدان و شرف و انسانیت ندارید؟ شماها کی هستید؟ از کجا آمدهاید؟»
https://t.me/IRANNEDA/1428
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
«این چه جور مملکتداری و حکومتی است؟ چرا این ملت بیچاره را رها نمیکنید؟
«محمد، نوزاد ۴ماهه دیگر قربانی سرمازدگی در منطقه زلزلهزده کرمانشاه است.» «سارینا، دختربچه دو ساله کرمانشاهی همراه با مادر و پدرش در چادر زندگی میکرد كه سرما چنان او را به تب و لرز انداخت که هیچ کسی نتوانست برایش کاری بکند.»
چرا با گلآرایی یک حرم در سوریه با ۲۰ هزار شاخه گل مقام نخست را کسب میکنید؟ ولی برای کودکان بیپناه زلزله در کشور خودمان وجدان و شرف و انسانیت ندارید؟ شماها کی هستید؟ از کجا آمدهاید؟»
https://t.me/IRANNEDA/1428
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
Telegram
IranNeda
سارینا، دختربچه دو ساله کرمانشاهی همراه با مادر و پدرش در چادر زندگی میکرد كه سرما چنان او را به تب و لرز انداخت که هیچ کسی نتوانست برایش کاری بکند...
@IranNeda
@IranNeda
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#دکتر_ساموئل_مارتین_جردن
یکی از خان های بختیاری هر روز که فرزندانش را به مدرسه میفرستاد، خدمتکار خانه به نام ابوالقاسم را با فرزندانش میفرستاد تا مراقب آنها باشد. ابوالقاسم هر روز فرزندان خان را به مدرسه میبرد و همان جا میماند تا مدرسه تعطیل میشد و دوباره آنها را به منزل میبرد. دبیرستانی که فرزندان خان در آن تحصیل میکردند یک کالج آمریکایی (دبیرستان البرز) بود که مدیریت آن بر عهده دکتر جردن بود.
دکتر جردن قوانین خاصی وضع کرده بود. مثلا برای دروغ، ده شاهی کفاره تعیین کرده بود. اگر در جیب کسی سیگار پیدا میشد یک تومان جریمه داشت! میگفت "سیگار لوله بی مصرفی است که یک سر آن آتش و سر دیگر آن احمقی است!" القصه.. دکتر جردن از پنجره دفتر کارش میدید که هر روز جوانی قوی هیکل، چند دانش آموز را به مدرسه می آورد. یک روز که ابوالقاسم در شکستن و انبار کردن چوب به خدمتگذار مدرسه کمک کرد، دکتر جردن از کار ابوالقاسم خوشش آمد و او را به دفتر فرا خواند و از او پرسید که چرا ادامه تحصیل نمیدهد؟ ابوالقاسم گفت چون سنم بالا رفته و پول کافی برای تحصیل ندارم و با داشتن سه فرزند قادر به انجام دادن این کار نیستم.
دکتر جردن با شنیدن این حرفها، پذیرفت که خودش شخصا، آموزش او را در زمانی که باید منتظر بچه های خان باشد بر عهده بگیرد! او بعلت استعداد بالا ظرف چند سال موفق به اخذ دیپلم شد و با کمک دکتر جردن برای ادامه تحصیل به آمریکا رفت و سرانجام در سن ۵۵ سالگی مدرک دکترای پزشکی خود را از دانشگاه نیویورک گرفت.
دکتر ابوالقاسم بختیار، اولین پزشک ایرانی است که تا سن ٣٩ سالگی تحصیلات ابتدایی داشت!! جالب اینکه فرزندان اون نیز پزشک شدند!
دکتر ساموئل مارتین جردن معلم آمریکایی از سال ١٨٩٩ تا ١٩۴٠ ریاست کالج آمریکایی را در تهران بر عهده داشت. او ايران را وطن دوم خود می ناميد و همواره از آن به نيكی ياد میكرد. جردن به دانش آموزانش میگفت من میلیونر هستم زیرا هزارها فرزند دارم که هر کدام برای من، برای ایران و برای دنیا میلیونها ارزش دارند. به پاس خدمات بی حد این مرد بزرگ، خیابانی در تهران بنام خیابان جردن برای بزرگداشت و زنده نگاه داشتن نام او نامگذاری شد.
سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز
مرده آن است که نامش به نکویی نبرند
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#دکتر_ساموئل_مارتین_جردن
یکی از خان های بختیاری هر روز که فرزندانش را به مدرسه میفرستاد، خدمتکار خانه به نام ابوالقاسم را با فرزندانش میفرستاد تا مراقب آنها باشد. ابوالقاسم هر روز فرزندان خان را به مدرسه میبرد و همان جا میماند تا مدرسه تعطیل میشد و دوباره آنها را به منزل میبرد. دبیرستانی که فرزندان خان در آن تحصیل میکردند یک کالج آمریکایی (دبیرستان البرز) بود که مدیریت آن بر عهده دکتر جردن بود.
دکتر جردن قوانین خاصی وضع کرده بود. مثلا برای دروغ، ده شاهی کفاره تعیین کرده بود. اگر در جیب کسی سیگار پیدا میشد یک تومان جریمه داشت! میگفت "سیگار لوله بی مصرفی است که یک سر آن آتش و سر دیگر آن احمقی است!" القصه.. دکتر جردن از پنجره دفتر کارش میدید که هر روز جوانی قوی هیکل، چند دانش آموز را به مدرسه می آورد. یک روز که ابوالقاسم در شکستن و انبار کردن چوب به خدمتگذار مدرسه کمک کرد، دکتر جردن از کار ابوالقاسم خوشش آمد و او را به دفتر فرا خواند و از او پرسید که چرا ادامه تحصیل نمیدهد؟ ابوالقاسم گفت چون سنم بالا رفته و پول کافی برای تحصیل ندارم و با داشتن سه فرزند قادر به انجام دادن این کار نیستم.
دکتر جردن با شنیدن این حرفها، پذیرفت که خودش شخصا، آموزش او را در زمانی که باید منتظر بچه های خان باشد بر عهده بگیرد! او بعلت استعداد بالا ظرف چند سال موفق به اخذ دیپلم شد و با کمک دکتر جردن برای ادامه تحصیل به آمریکا رفت و سرانجام در سن ۵۵ سالگی مدرک دکترای پزشکی خود را از دانشگاه نیویورک گرفت.
دکتر ابوالقاسم بختیار، اولین پزشک ایرانی است که تا سن ٣٩ سالگی تحصیلات ابتدایی داشت!! جالب اینکه فرزندان اون نیز پزشک شدند!
دکتر ساموئل مارتین جردن معلم آمریکایی از سال ١٨٩٩ تا ١٩۴٠ ریاست کالج آمریکایی را در تهران بر عهده داشت. او ايران را وطن دوم خود می ناميد و همواره از آن به نيكی ياد میكرد. جردن به دانش آموزانش میگفت من میلیونر هستم زیرا هزارها فرزند دارم که هر کدام برای من، برای ایران و برای دنیا میلیونها ارزش دارند. به پاس خدمات بی حد این مرد بزرگ، خیابانی در تهران بنام خیابان جردن برای بزرگداشت و زنده نگاه داشتن نام او نامگذاری شد.
سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز
مرده آن است که نامش به نکویی نبرند
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
من در لحظه لحظه ی زندگیم خوشبختی را حس میکنم و خیال دارم تا عمر دارم، همین طور خوشبخت بمانم. هر اتفاق ناخوشایندی که روی دهد، مهم نیست.
من به همه ی اتفاقات؛ به چشم یک تجربه جالب مینگرم و از اینکه میتوانم آنها را حس کنم، خوشحال هستم.
زندگی هر چهره ای که داشته باشد شهامت پذیرفتن سرنوشتم را دارم .
#بابا_لنگ_دراز
#جین_وبستر
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
من در لحظه لحظه ی زندگیم خوشبختی را حس میکنم و خیال دارم تا عمر دارم، همین طور خوشبخت بمانم. هر اتفاق ناخوشایندی که روی دهد، مهم نیست.
من به همه ی اتفاقات؛ به چشم یک تجربه جالب مینگرم و از اینکه میتوانم آنها را حس کنم، خوشحال هستم.
زندگی هر چهره ای که داشته باشد شهامت پذیرفتن سرنوشتم را دارم .
#بابا_لنگ_دراز
#جین_وبستر
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
گلِ خوبی زیباست
ای دریغا
که همه مزرعهی دلها را
علف هرزهی کین پوشاندست
هیچ کس فکر نکرد
که در این آبادیِ ویران شده دیگر نان نیست
و همه مردم شهر
بانگ برداشتهاند که چرا سیمان نیست
و کسی فکر نکرد که چرا ایمان نیست
و زمانی شده است
که به غیر از انسان
هیچ چیز
ارزان نیست...!
#حمید_مصدق
۹ بهمن زادروز "حمید مصدق "شاعر ایرانی گرامی باد🌹
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
ای دریغا
که همه مزرعهی دلها را
علف هرزهی کین پوشاندست
هیچ کس فکر نکرد
که در این آبادیِ ویران شده دیگر نان نیست
و همه مردم شهر
بانگ برداشتهاند که چرا سیمان نیست
و کسی فکر نکرد که چرا ایمان نیست
و زمانی شده است
که به غیر از انسان
هیچ چیز
ارزان نیست...!
#حمید_مصدق
۹ بهمن زادروز "حمید مصدق "شاعر ایرانی گرامی باد🌹
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان بیست و ششم
#هفت_خوان_رستم (خوان اول)
رستم بعد از چندین شبانه روز به دشت پر از گوری رسید. گوری شکار کرده آن را کباب کرد و خورد. لگام رخش را رها کرد و خود به نیستانی که در آن نزدیکی بود رفت و بستری از نی گسترده و به خواب رفت. این نیستان بیشه شیر بود . نیمه شب شیر به خیال از پای در آوردن اسب به رخش حمله کرد. رخش دو دست خود را بلند کرد و محکم برسر شیر زد و آنگاه با دندانهای تیز خود پشت او را گرفته آنقدر بر زمین زد تا شیر را از هم درید. رستم که از خواب بیدار شد به رخش گفت: ای اسب هوشیار چرا با شیر پیکار کردی. اگر کشته میشدی من چگونه میتوانستم این کمند و کمان و گرز گران را تا مازندران ببرم. رستم این را گفت و در دم به خواب رفته و تا بامداد خوابید.
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان بیست و ششم
#هفت_خوان_رستم (خوان اول)
رستم بعد از چندین شبانه روز به دشت پر از گوری رسید. گوری شکار کرده آن را کباب کرد و خورد. لگام رخش را رها کرد و خود به نیستانی که در آن نزدیکی بود رفت و بستری از نی گسترده و به خواب رفت. این نیستان بیشه شیر بود . نیمه شب شیر به خیال از پای در آوردن اسب به رخش حمله کرد. رخش دو دست خود را بلند کرد و محکم برسر شیر زد و آنگاه با دندانهای تیز خود پشت او را گرفته آنقدر بر زمین زد تا شیر را از هم درید. رستم که از خواب بیدار شد به رخش گفت: ای اسب هوشیار چرا با شیر پیکار کردی. اگر کشته میشدی من چگونه میتوانستم این کمند و کمان و گرز گران را تا مازندران ببرم. رستم این را گفت و در دم به خواب رفته و تا بامداد خوابید.
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
خائنانه ترین خیانت ها این است که وقتی یک جلیقه ی نجات در کمدت آویزان است، به خودت دروغ می گویی که احتمالا اندازه ی کسی که دارد غرق می شود نیست.
اینجوری است که نزول می کنیم و همینطور که به قعر می رویم تقصیر همه ی مشکلات دنیا را می اندازیم گردن دیگران ولی لازم نیست برای تقصیر اسم خاص درست کرد.
ریشه ی سقوط ما همین است:نفع شخصی
این هم در اتاق هیئت مدیره و اتاق جنگ
شروع نمی شود، در خانه آغاز می شود.
#استیو_تولتز
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
اینجوری است که نزول می کنیم و همینطور که به قعر می رویم تقصیر همه ی مشکلات دنیا را می اندازیم گردن دیگران ولی لازم نیست برای تقصیر اسم خاص درست کرد.
ریشه ی سقوط ما همین است:نفع شخصی
این هم در اتاق هیئت مدیره و اتاق جنگ
شروع نمی شود، در خانه آغاز می شود.
#استیو_تولتز
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
برای واژگون کردن اساس یک مملکت، هیچ وسیله ای ظریف تر و مطمئن تر از کاهش ارزش پول رایج نیست.
تنزل ارزش پول رایج، تمام نیروهای پنهان اقتصادی را در راستای نابودی به کار می گیرد و این عمل را به گونه ای انجام می دهد که حتی یک نفر از میلیون ها نفر نیز متوجه آن نمی شود.
#جان_مینارد_کینز
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
برای واژگون کردن اساس یک مملکت، هیچ وسیله ای ظریف تر و مطمئن تر از کاهش ارزش پول رایج نیست.
تنزل ارزش پول رایج، تمام نیروهای پنهان اقتصادی را در راستای نابودی به کار می گیرد و این عمل را به گونه ای انجام می دهد که حتی یک نفر از میلیون ها نفر نیز متوجه آن نمی شود.
#جان_مینارد_کینز
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#لینک_آلوده_در_تلگرام
🔹از ساعات گذشته لینک آلودهای با عنوان «سرویس تماس صوتی و تصویری تلگرام منتشر شد» در تلگرام در حال گسترش است. در صورت کلیک روی این لینک سیستم شما آلوده شده و این لینک برای سایر افراد در دفترچه تلفن شما ارسال می شود
🔹به هیچ وجه روی این لینک کلیک نکنید. /ایران #فناوری
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
🔹از ساعات گذشته لینک آلودهای با عنوان «سرویس تماس صوتی و تصویری تلگرام منتشر شد» در تلگرام در حال گسترش است. در صورت کلیک روی این لینک سیستم شما آلوده شده و این لینک برای سایر افراد در دفترچه تلفن شما ارسال می شود
🔹به هیچ وجه روی این لینک کلیک نکنید. /ایران #فناوری
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
لری ناصر، سعید طوسی و صادق لاریجانی!
(منتشر شده در سایت طنز حلزون / دوشنبه 9 بهمن 1396)
واقعا مسئولین قوه قضائیه نمیدانند باید به کدام ساز بعضی از این به اصطلاح مردم برقصند… از آن سو وقتی که سفت میگیرند و مرتکبین جرایم جنسی را به اشد مجازات محکوم میکنند صدای همه در میآید که دستگاه قضایی وحشی ست و خشن است و جنایتکار است… از این سو وقتی با مسامحه برخورد میکنند و رأفت اسلامی نشان میدهند و یک معلم قرآن – که اتفاقا انسان خوبی هم بوده و فقط شیوه درس دادنش کمی سوء تفاهم ایجاد کرده – را تبرئه میکنند باز صدای این به اصطلاح افکار عمومی درمی آید که آی مجرم جنسی آزاد شد و وامصیبتا و واعدالتا!
بعضی حتی پا را فراتر گذاشته و حکم ۱۷۰ سال زندان دکتر پدوفیل تیم ملی ژیمناستیک نوجوانان آمریکا یعنی «لری ناصر» را ربط میدهند به این نرمش قهرمانانه قوه قضائیه در برابر حاج سعید طوسی معلم قرآن ولایتمدار ما، در حالی که این دو موضوع کاملا بی ربط و متفاوت هستند.
اولا پدوفیلی و این کثافتکاریها مختص غرب است و ما بحمدلله در جمهوری اسلامی از این چیزها نداریم… در آمریکا اتفاقی که افتاده این بوده که پزشک هوسران و کثیف که خود مولود فرهنگ فاسد غرب بوده، به تعدادی کودک ژیمناست که پوشش مناسبی نداشتند و با لباسهای استرچ و چسبان زمینه ارتکاب جرم را فراهم کرده بودند تجاوز کرده است. از هر طرف به این ماجرا نگاه کنیم فاجعه است و مطمئن باشید اگر این جرم در جمهوری اسلامی اتفاق افتاده بود علاوه بر اعدام پزشک، این به اصطلاح ژیمناست ها هم نفری ۷۴ ضربه تازیانه میخوردند.
اما چیزی که در ایران واقع شده یک دوره ویژه آموزش قرآن بوده که یک مربی خوش ذوق و صاحب سبک با آمیختن آیات الهی با ماساژ و حمام، سعی داشته زمینه جذب بیشتر معنویت در عمق وجود شاگردان خویش را افزایش دهد. اصلا یکی از درسهای اصلی این کودکان آموزش تلاوت قرآن با صوت بوده و کیست که نداند داخل حمام که صدا در آن به زیبایی طنین انداز میشود مناسب ترین مکان برای چنین آموزش هایی ست؟
همین دو روز پیش رئیس محترم دستگاه قضا حاج صادق لاریجانی فرمودند که خدمت صادقانه تنها راه صیانت از افکار عمومی و مقابله با شایعات است.
کلا در مملکت ما صداقت حرف اول را میزند… معلم قرآن شاگردان خود را صادقانه به حمام میبرد و مشت و مال میدهد. دانش آموزان صادقانه دچار سوء تفاهم میشوند و صادقانه شکایت میکنند. از آن سو قوه قضائیه صادقانه پرونده تشکیل میدهد و بعد هم صادقانه تبرئه میکند.
ما هم بهتر است به جای اینکه چشمهایمان را به روی اینهمه صداقت ببندیم و همصدا با بوقهای استکبار جهانی سعی کنیم وجهه قوه قضائیه و این معلم دلسوز و زحمتکش قرآن را خدشه دار کرده و پای لری ناصر پزشک شیطان صفت آمریکایی را هم وسط بکشیم، بیائیم آدم باشیم و جاج را به جاج دان بسپاریم… در غیر این صورت باید منتظر برخوردی صادقانه از سوی مراجع قضایی باشیم.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
http://halazoonmag.com/2018/01/%D8%B9%D9%86%D9%88%D8%A7%D9%86-%D9%84%D8%B1%DB%8C-%D9%86%D8%A7%D8%B5%D8%B1%D8%8C-%D8%B3%D8%B9%DB%8C%D8%AF-%D8%B7%D9%88%D8%B3%DB%8C-%D9%88-%D8%B5%D8%A7%D8%AF%D9%82-%D9%84%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AC/
لری ناصر، سعید طوسی و صادق لاریجانی!
(منتشر شده در سایت طنز حلزون / دوشنبه 9 بهمن 1396)
واقعا مسئولین قوه قضائیه نمیدانند باید به کدام ساز بعضی از این به اصطلاح مردم برقصند… از آن سو وقتی که سفت میگیرند و مرتکبین جرایم جنسی را به اشد مجازات محکوم میکنند صدای همه در میآید که دستگاه قضایی وحشی ست و خشن است و جنایتکار است… از این سو وقتی با مسامحه برخورد میکنند و رأفت اسلامی نشان میدهند و یک معلم قرآن – که اتفاقا انسان خوبی هم بوده و فقط شیوه درس دادنش کمی سوء تفاهم ایجاد کرده – را تبرئه میکنند باز صدای این به اصطلاح افکار عمومی درمی آید که آی مجرم جنسی آزاد شد و وامصیبتا و واعدالتا!
بعضی حتی پا را فراتر گذاشته و حکم ۱۷۰ سال زندان دکتر پدوفیل تیم ملی ژیمناستیک نوجوانان آمریکا یعنی «لری ناصر» را ربط میدهند به این نرمش قهرمانانه قوه قضائیه در برابر حاج سعید طوسی معلم قرآن ولایتمدار ما، در حالی که این دو موضوع کاملا بی ربط و متفاوت هستند.
اولا پدوفیلی و این کثافتکاریها مختص غرب است و ما بحمدلله در جمهوری اسلامی از این چیزها نداریم… در آمریکا اتفاقی که افتاده این بوده که پزشک هوسران و کثیف که خود مولود فرهنگ فاسد غرب بوده، به تعدادی کودک ژیمناست که پوشش مناسبی نداشتند و با لباسهای استرچ و چسبان زمینه ارتکاب جرم را فراهم کرده بودند تجاوز کرده است. از هر طرف به این ماجرا نگاه کنیم فاجعه است و مطمئن باشید اگر این جرم در جمهوری اسلامی اتفاق افتاده بود علاوه بر اعدام پزشک، این به اصطلاح ژیمناست ها هم نفری ۷۴ ضربه تازیانه میخوردند.
اما چیزی که در ایران واقع شده یک دوره ویژه آموزش قرآن بوده که یک مربی خوش ذوق و صاحب سبک با آمیختن آیات الهی با ماساژ و حمام، سعی داشته زمینه جذب بیشتر معنویت در عمق وجود شاگردان خویش را افزایش دهد. اصلا یکی از درسهای اصلی این کودکان آموزش تلاوت قرآن با صوت بوده و کیست که نداند داخل حمام که صدا در آن به زیبایی طنین انداز میشود مناسب ترین مکان برای چنین آموزش هایی ست؟
همین دو روز پیش رئیس محترم دستگاه قضا حاج صادق لاریجانی فرمودند که خدمت صادقانه تنها راه صیانت از افکار عمومی و مقابله با شایعات است.
کلا در مملکت ما صداقت حرف اول را میزند… معلم قرآن شاگردان خود را صادقانه به حمام میبرد و مشت و مال میدهد. دانش آموزان صادقانه دچار سوء تفاهم میشوند و صادقانه شکایت میکنند. از آن سو قوه قضائیه صادقانه پرونده تشکیل میدهد و بعد هم صادقانه تبرئه میکند.
ما هم بهتر است به جای اینکه چشمهایمان را به روی اینهمه صداقت ببندیم و همصدا با بوقهای استکبار جهانی سعی کنیم وجهه قوه قضائیه و این معلم دلسوز و زحمتکش قرآن را خدشه دار کرده و پای لری ناصر پزشک شیطان صفت آمریکایی را هم وسط بکشیم، بیائیم آدم باشیم و جاج را به جاج دان بسپاریم… در غیر این صورت باید منتظر برخوردی صادقانه از سوی مراجع قضایی باشیم.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
http://halazoonmag.com/2018/01/%D8%B9%D9%86%D9%88%D8%A7%D9%86-%D9%84%D8%B1%DB%8C-%D9%86%D8%A7%D8%B5%D8%B1%D8%8C-%D8%B3%D8%B9%DB%8C%D8%AF-%D8%B7%D9%88%D8%B3%DB%8C-%D9%88-%D8%B5%D8%A7%D8%AF%D9%82-%D9%84%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AC/
مجلهی حلزون
لری ناصر، سعید طوسی و صادق لاریجانی! - مجلهی حلزون
واقعا مسئولین قوه قضائیه نمیدانند باید به کدام ساز بعضی از این به اصطلاح مردم برقصند… از آن سو وقتی که سفت میگیرند و مرتکبین جرایم جنسی را به اشد مجازات محکوم میکنند صدای همه در میآید که دستگاه قضایی وحشی ست و خشن است و جنایتکار است… از این سو وقتی…
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان بیست و هفتم
#هفت_خوان_رستم (خوان دوم)
رستم در بیابانی سوزان و بی آب وعلف همراه رخش زبانش از شدت تشنگی خشک شده و تن رخش از تاب رفته بود. رستم پیاده و با تکیه به نیزه با یزدان راز ونیاز کرد و در این حال میشی را دید که از کنار او گذشت. رستم دنبال میش رفت و به آبشخوری رسید و دانست که آن میش بخشایش کردگار بوده است. گوری شکار کرد .آن را کباب کرد و خورد و دوباره از آب چشمه نوشید و همانجا خوابید. قبل از خوابیدن به رخش گفت: ای اسب مهربان مبادا تا من در خوابم با دیوی یا شیری بجنگی . اگر دشمنی دیدی مرا بیدار کن.
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه
داستان بیست و هفتم
#هفت_خوان_رستم (خوان دوم)
رستم در بیابانی سوزان و بی آب وعلف همراه رخش زبانش از شدت تشنگی خشک شده و تن رخش از تاب رفته بود. رستم پیاده و با تکیه به نیزه با یزدان راز ونیاز کرد و در این حال میشی را دید که از کنار او گذشت. رستم دنبال میش رفت و به آبشخوری رسید و دانست که آن میش بخشایش کردگار بوده است. گوری شکار کرد .آن را کباب کرد و خورد و دوباره از آب چشمه نوشید و همانجا خوابید. قبل از خوابیدن به رخش گفت: ای اسب مهربان مبادا تا من در خوابم با دیوی یا شیری بجنگی . اگر دشمنی دیدی مرا بیدار کن.
منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
مهران مدیری نماد فرهنگی است که طنز را با لودگی و نقادی را با میانمایگی اشتباه گرفته است.
مدیری در برنامه های خود عادت دارد با لحنی تمسخر آمیز هر موضوع اجتماعی را به عاملی برای خندیدن بدل نماید، عاملی که باعث می شود از فاجعه حساسیت زدایی شده و به مسئله ای پیش پا افتاده تبدیل شود.
مسئله زلزله زدگان و وضعیت معیشتی معلمان دو موضوعی بود که اخیرا به آنها پرداخت و به صورت اتفاقی قسمت هایی از آن را تماشا کردم.
مواجه او با لزله زدگان به هیچ وجه مواجه یک فرد با انسانهایی درگیر با فاجعه نبود.
مدیری در این حادثه اندوهبار دنبال سوژه هایی برای دست انداختن و تبدیل کردن آن به موضوعی جذاب و شاد بود، موضوعی که با آن بتواند هم یک استند آپ کمدی موفق را اجرا کرده و هم خود را به عنوان یک دانای کل بالاتر و دلسوزتر از دیگران قرار داده و افرادی مانند جواد خیابانی را که به کمک زلزله زدگان شتافته اند را به خود نمایی و جلب توجه متهم کند و مورد تمسخر قرار دهد.
او در مواجه با وضعیت بد معیشتی معلمان نیز از رویکردی شبیه رویکرد به زلزله زدگان استفاده کرد، او ابتدا با معلمان همدلی کرده و از ایثار و از خودگذشتگی آنها سخن می گفت و در لحظه ای که احساس می کرد توجه مخاطب را به شرایط معلمان جلب کرده است با یک روایت تمسخر آمیز یا کنایه هایی آمیخته با لودگی همیشگی معلمان را دست می انداخت و از بی سوادی و اتلاف وقت سر کلاس های درس سخن می گفت، سخنانی که از معلم چهره ای عصبی، دگم و احمق را به اذهان متبادر می کرد و در نهایت اینگونه وانمود می شد که انگار همین وضعیت معیشتی هم از سرشان زیادی است.
البته این روش بیان معضلات اجتماعی به صورت استند آپ کمدی و آمیخته با زبان لودگی روش همیشگی مدیری است، روشی که از دغدغه های جدی در جامعه معنا و هویت زدایی می کند.
مهران مدیری نماد جامعه ای است که در کنار فاجعه ، سلفی می گیرد و لبخند می زند.
#فرهاد_قنبری
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
مهران مدیری نماد فرهنگی است که طنز را با لودگی و نقادی را با میانمایگی اشتباه گرفته است.
مدیری در برنامه های خود عادت دارد با لحنی تمسخر آمیز هر موضوع اجتماعی را به عاملی برای خندیدن بدل نماید، عاملی که باعث می شود از فاجعه حساسیت زدایی شده و به مسئله ای پیش پا افتاده تبدیل شود.
مسئله زلزله زدگان و وضعیت معیشتی معلمان دو موضوعی بود که اخیرا به آنها پرداخت و به صورت اتفاقی قسمت هایی از آن را تماشا کردم.
مواجه او با لزله زدگان به هیچ وجه مواجه یک فرد با انسانهایی درگیر با فاجعه نبود.
مدیری در این حادثه اندوهبار دنبال سوژه هایی برای دست انداختن و تبدیل کردن آن به موضوعی جذاب و شاد بود، موضوعی که با آن بتواند هم یک استند آپ کمدی موفق را اجرا کرده و هم خود را به عنوان یک دانای کل بالاتر و دلسوزتر از دیگران قرار داده و افرادی مانند جواد خیابانی را که به کمک زلزله زدگان شتافته اند را به خود نمایی و جلب توجه متهم کند و مورد تمسخر قرار دهد.
او در مواجه با وضعیت بد معیشتی معلمان نیز از رویکردی شبیه رویکرد به زلزله زدگان استفاده کرد، او ابتدا با معلمان همدلی کرده و از ایثار و از خودگذشتگی آنها سخن می گفت و در لحظه ای که احساس می کرد توجه مخاطب را به شرایط معلمان جلب کرده است با یک روایت تمسخر آمیز یا کنایه هایی آمیخته با لودگی همیشگی معلمان را دست می انداخت و از بی سوادی و اتلاف وقت سر کلاس های درس سخن می گفت، سخنانی که از معلم چهره ای عصبی، دگم و احمق را به اذهان متبادر می کرد و در نهایت اینگونه وانمود می شد که انگار همین وضعیت معیشتی هم از سرشان زیادی است.
البته این روش بیان معضلات اجتماعی به صورت استند آپ کمدی و آمیخته با زبان لودگی روش همیشگی مدیری است، روشی که از دغدغه های جدی در جامعه معنا و هویت زدایی می کند.
مهران مدیری نماد جامعه ای است که در کنار فاجعه ، سلفی می گیرد و لبخند می زند.
#فرهاد_قنبری
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
هر آن کس که بهشت این دنیا را برایت جهنم کرده مجبور است متقاعدت کند که #بهشت جای دیگری است!
#كارل_پوپر
#سارینا کودک دوساله ای که در اثر تب و نبود سرپناه در کرمانشاه جان خود را از دست داد
@flith❄️
#كارل_پوپر
#سارینا کودک دوساله ای که در اثر تب و نبود سرپناه در کرمانشاه جان خود را از دست داد
@flith❄️