پرواز فکر و اندیشه
1.18K subscribers
4.13K photos
2.04K videos
84 files
964 links
‏جاویدشاه فقط یه شعار نیست…

عهد ما با ایران و هزاران سال پادشاهی‌ست…
Download Telegram
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️

#حکایت

گربه ای از خانه شیخی مرغی به دندان گرفت، در حال فرار شنید که زن شیخ فغان سر داد و گفت: حاج آقا گربه مرغ را برد...

شیخ با خونسردی گفت: ملالی نیست زن، قرآن را بیاور.

گربه با شنیدن این سخن بلافاصله مرغ را رها کرد و گریخت...

از او پرسیدند: تو را چه پیش آمد که مرغ را رها کردی؟!

گفت: شما اینان را نمیشناسید اکنون یک آیه از قرآن پیدا میکند و فردا بالای منبر گوشت گربه را حلال اعلام میکند!

#عبید_زاکانی

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مصاحبه محمدرضا شاه پهلوی در پاناما بعد از خروج از ایران :
شما فکر میکنید خمینی که هیچ سواد وتحصیلاتی نداشت توانست این اتفاقات را طراحی کند؟
من میدانم شبکه #بی_بی_سی چطور علیه ما برنامه ساخت

@flith❄️
Baadbaadakbaaz [www.audiolib.ir]
Written By: Khaled Hoseini
بادبادک باز
خالد حسینی
قسمت سی و یکم

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پروازفکرواندیشه
@flith


‌‌در بابِ اهل فضل

با مشاهده‌ی شمار و تنوع مؤسساتی که به هدف آموزش و پرورش تأسیس شده‌اند و با توجه به گروه انبوه اساتید و دانشجویان، احتمالاً این تصور به وجود خواهد آمد که نوع بشر به‌شدت به حقیقت و خرد علاقه‌مند است. اما اینجا هم ظواهر امر فریب‌آمیزند. اساتید برای تحصیل پول درس می‌دهند، و نه برای خرد، که ظاهر و تفاخر و اشتهار به آن با یکدیگر رقابت کنند و دانشجویان هم نه برای خاطر دانش و معرفت، بلکه برای روده‌درازی و باد به غبغب انداختن درس می‌خوانند. در هر سی سال نسلی جدید به دنیا می‌آید. پسر بچه‌ای که درباره هیچ‌چیز هیچ چیز نمی‌داند و پس از مختصر بلع شتابزده‌ی میوه‌های دانش بشری که طی هزاران سال به بار نشسته‌اند، خیال دارد خردمندتر از همه‌ی گذشتگان بشود. او با این هدف به دانشگاه می‌رود و شروع به خواندن کتابها می‌کند. کتابهای جدید و مشهور دوران خودش. هرچه می‌خواند باید مختصر و مفید و تازه باشد! او خودش تازه کار است. آن‌گاه شروع به پرده دری و انتقاد می‌کند و از این رو است که من کمترین ارزشی برای مطالعاتی که صرفاً به قصد امرار معاش باشد، قائل نیستم.

📙آرتور شوپنهاور - جهان وتاملات فیلسوف

⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


روایت ابن خلکان: ابوالحسن اشعری از استادش ابوعلی جبائی سوال می کند: «سه برادر، که یکی مومن نیکوکار پرهیزکار، دومی کافر فاق بدکار، و سومی خردسال بودند، و مردند. عاقبتشان چه خواهد بود؟» جبائی پاسخ می دهد: «زاهد در درجات، کافر در درکات و کودک از اهل سلامت است.» اشعری می گوید: «اگر کودک بخواهد به درجات زاهد برسد، به وی اذن داده می شود؟» جبائی جواب می دهد: «نه. زیرا گفته می شود برادرت فقط در اثر طاعات کثیره است که بدین درجات نائل آمده است و تو را آن طاعت نیست.» اشعری می گوید: «اگر آن کودک بگوید: تقصیر از من نبوده، تو مرا زنده نگذاشتی و بر طاعت توانا نکردی.» جبائی جواب می دهد: «خداوند می فرماید: من می دانستم اگر تو می ماندی معصیت می کردی و مستوجب عذاب الیم می شد، پس مصلحتت را رعایت کردم.» اشعری می گوید: «اگر برادر کافر بگوید: ای خدای عالمیان، همچنانکه حال او را می دانستی حال مرا هم می دانستی، چرا مصلحت وی را رعایت کردی و مصلحت مرا رعایت نکردی؟» در این حال، جبائی جوابی نمی یابد و به اشعری می گوید «تو دیوانه ای.» اشعری می گوید: «نه من دیوانه نیستم، بلکه خر شیخ در گردنه مانده است.»


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎈 سخنان اعتراضی #مریلا_زارعی به صدا و سیما و حمایت از اعتراضات مردم

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


تنها یک مساله ی فلسفی واقعا جدی وجود دارد و آن هم خودکشی است. تشخیص اینکه زندگی ارزش دارد یا به زحمت زیستنش نمی ارزد درواقع پاسخ صحیح است به مساله ی اساسی فلسفه. باقی چیزها، مثلا اینکه جهان دارای سه بعد و عقل دارای نه یا دوازده مقوله است مسائل بعدی و دست دوم را تشکیل می دهند. این ها بازی است. نخست باید پاسخ قبلی را داد.

#افسانه_سیزیف
#آلبر_کامو

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📌خوشحالی زنان عربستان از اولین ورودشان به استادیوم فوتبال

#به_عقب_برگشتیم

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
🔴 صدیقی امام جمعه تهران: «معترضین آشغال بودند» (کاری از: مانا نیستانی)

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
ما کشتی صبر خود در بحر غم افکندیم

تا آخر از این طوفان هر تخته کجا افتد

#حافظ

🖤و ایران نام زنی‌ست که هر روز به یک زبان، در داغ فرزندانش مرثیه می‌سراید🖤

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
Baadbaadakbaaz [www.audiolib.ir]
Written By: Khaled Hoseini
بادبادک باز
خالد حسینی
قسمت سی و دوم

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
ما این‌جا پیراهن‌های سیاه‌مان را نباید دربیاوریم...
این‌جا سرزمین مرگ‌های بی‌انتهاست.
ما هر روز می‌میریم.
‌
👤رحمان نقیزاده
‌
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️

#شاهنامه
داستان چهاردهم
#خونخواهی_نریمان (پدرسام)

چندین دایه به رستم شیر می دادند اما کودک هرگز سیری نداشت. به ناچار از شیرش باز گرفتند و غذایش نان وگوشت شد. در هشت سالگی کودکی بمانند خود سام شده بود.
روزی زال رستم را بخواست و گفت بهتر است دوستانی از مردم گردن فراز برگزینی و آماده باشی که در آینده حکومت را به تو واگذارم. این بگفت و زال به شبستان خود رفت و رستم هم به خوابگاه خود. پاسی از شب گذشته بود که پیل سفیدی از بند رها شده بود و همه از جلوی راه پیل فرار می کردند . رستم گرز سام را در دست گرفت ولی بزرگان ایوان راه را بر او بستند چه او هنوز کودکی بیش نبود. ولی رستم با یک ضربه نگهبان را بیهوش کرده و بر سر راه پیل سپید ایستاد. چون پیل رسید خرطومش را بلند کرد ولی رستم آنچنان بر سرش کوفت که پیل نقش زمین شد. روز بعد زال گفت : دریغ از آن پیل که در جنگهای زیادی مرا یار بود.
زال رستم را نصیحت کرد که بر خود غره مشو وپیش از آنکه آوازه پهلوانی تو به جایی برسد سپاهی بردار و به کوه سپند برو و تازیان را به خونخواهی نریمان پدر سام تنبیه کن. رستم با لباس بازرگان و با یک کاروان بار نپک به آن دژ وارد شد و بعد از فروش نمک ها روانه ایوان فرمانده دژ گردید و هرکس سر راه بود ار میان برداشت. رستم دژ را جستجو کرد ودید در میان آن دژ خانه ای از سنگ خارا ساخته اند که دری آهنی دارد. در را با گرز سام در هم کوبید و وارد خانه شد و درکمال شگفتی گنجینه ای از طلا دید. نامه ای به زال نوشت و به فرمان او گنجینه را از دژ خارج کرده و دژ را آتش زد که بعدا به دست دشمن نیفتد.
زال فرمان داد نامه ای به سام سوار نوشته وبنگارند که کشتدگان نریمان را رستم به خون خواهی از میان برد وهدایای فراوانی برای سام فرستادند. سام خوشحال و رستم را مورد لطف قرار داد.

📚 منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


چرا آدما گریه میکنن ؟
تو نمیدونی ؟ تو هیچوقت گریه نکردی ؟
_ فقط یه بار خیلی وقت پیش .
وقتی که اونا ولت کردن رفتن ؟ مردم به دلالیل مختلفی گریه میکنن
وقتی کسی میمیره ، وقتی تنها میشن ، وقتی که دیگه تحمل ندارن ...
_ تحمل چیو ؟
تحمل زندگی کردنو ، وقتی که درد میکشن ...
_ میشه بر درد غلبه کرد ؟
یه بار مارتین دندون درد داشت اتو رو زد به برق و صبر کرد ، بعد اونو گذاشت روی شونش و دندون دردشو فراموش کرد!

فیلمی کوتاه درباره عشق
#کریستوف_کیشلوفسکی


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


در این دنیا تو به میزان فهمیدنت عذاب میکشی و محاکمه خواهی شد,
و در آن دنیا هم میگویند تو را به میزان نفهمیدنت محاکمه و عذاب میدهند..
هر جور حسابش را میکنم میبینم که فهم بکار هیچ دنیایی نمی آید جز عذاب کشیدن و عذاب دادن!!...

#قانونهای_نانوشته
#شهرام_شریف_پیران


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
🔴بی اعتنایی چینی (سانحه آتش‌سوزی نفتکش سانچی)

کاری از : مانا نیستانی

#بایدخون_گریست

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
Baadbaadakbaaz [www.audiolib.ir]
Written By: Khaled Hoseini
بادبادک باز
خالد حسینی
قسمت سی و سوم

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پروازفکرواندیشه
@flith


🖋در جهان هیچ چیز خطرناک‌تر از جهالت مخلصانه و حماقت وظیفه‌شناسانه نیست.

دکتر مارتین لوتر کینگ جونیور،

"Nothing in the world is more dangerous than sincere ignorance and conscientious stupidity.”

-Martin Luther King Jr. 1963


⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️

#شاهنامه 📚
داستان پانزدهم
#پادشاهی_نوذر

منوچهر بعد از یکصد و بیست سال از مرگ خود آگاهی یافت. او نوذر را نصیحت فراوان کرد و به او گفت : آنچه فریدون گفت همان کردم. جهان را از بدکاران پاک کردم ، شهر ها ساختم و اکنون پس از آن همه رنج حکومت را به تو میسپارم و نصیحت میکنم جز نیکی با خلق خدا کاری مکن و بدان که قانون خدا در جهان تازه خواهد شد. دیری نمی گذرد که مردی به نام موسی پیامبر خواهد شد. مبادا با او کینه ورزی کنی. اگر به تو دین را تبلیغ کردند قبول کن چه آن دین ،دین یزدان است.
فرزند پشنگ دشمن تو خواهد شد و تورانیان کار را بر تو تنگ خواهند کرد. چون کار به سختی رسید از سام و زال کمک بگیر.
منوچهر بدون هیچگونه بیماری و درد و آزاری، دو چشم کیانی بهم بر نهاد و آهی سرد از سینه اش بیرون شد.

چو سوگ پدر شاه نوذر بداشت
ز کیوان کلاه کیی بر فراشت

چون نوذر به شاهی رسید یکباره آیین منوچهر را فراموش کرد. از مردم برید و دلش بنده گنج و دینار شد. مملکت رو به خرابی گذاشت و دیری نگذشت که از تمامی کشور خروش مردم به گوش رسید . نوذر از آه مردم ترسیده و نامه به سام سوار نوشت و کمک خواست . سام سپاهی عظیم آراست و دو منزل یکی خود را به نوذر رسانید . مردم از سام استقبال کرده و خواستند سام خود بر تخت نشیند.

بدیشان چنین گفت سام سوار
که این کی پسندد زمن روزگار

حال اگر دل نوذر از راه پدر بازگشته من او را نصیحت میکنم و براه راست باز خواهم آورد.

منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
  به کوشش : سهراب چمن آرا

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️