پرواز فکر و اندیشه
1.18K subscribers
4.12K photos
2.03K videos
84 files
963 links
‏جاویدشاه فقط یه شعار نیست…

عهد ما با ایران و هزاران سال پادشاهی‌ست…
Download Telegram
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


هیچ‌ چیز به اندازه‌ یِ غم مشترک، آدم‌ها را به این سرعت و سهولت، گرچه اغلب به گونه‌ای کاذب و فریبنده، به هم نزدیک نمی‌کند. جوّ همدردی بی‌توقعانه انواع حالات بیم و احتیاط را از بین می‌برد؛ فرزانه و عامی، دانشمند و بی‌سواد به آسانی آن را درک می‌کنند؛ در حالی که ساده‌ترین وسیله‌ی نزدیک شدن آدم‌ها به یکدیگر است، فوق‌العاده کمیاب هم هست…!

#شوخی
#میلان_کوندرا

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#خودمرکب_بینی #زهرا_ایت_اللهی

کاری از #مانا_نیستانی


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


💢 واکنش رئیس فراکسیون زنان مجلس به اظهارات زهرا آیت اللهی

🔸صحبت‌های «زهرا آیت اللهی» انگار اظهارات یک مرد ضد زن خشونت‌طلب است/ آیا پدری که دخترش را مجبور به روسپی‌گری می‌کند، حامی خانواده است؟/ به بحث خشونت علیه زنان نگاه سیاسی نداشته باشید.

🔸 «پروانه سلحشوری» رئیس فراکسیون زنان مجلس درباره اظهارات زهرا آیت اللهی رییس شورای‌فرهنگی اجتماعی زنان و خانواده که در انتقاد به لایحه منع خشونت علیه زنان گفته بود «تجربه نشان داده که بهترین نوع حمایت از زنان آن است که حمایت از آنها را به مردان خانواده بسپاریم»، اظهار کرد: این حرف خوبی است، اما زمانی که مرد خانواده از زن حمایت نمی کند و متوسل به خشونت می شود، آن زن باید چه کند؟ این صحبت ایشان درباره خانواده هایی با وضعیت عادی صحیح است، اما زنی که در خانه با خشونت همسر، پدر یا برادر خود مواجه است و حتی از سوی آنها مجبور به روسپی گری می‌شود، چه باید کند؟

🔸عضو کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی با تاکید بر اینکه «باید نگاه سیاسی به زن را کنار بگذاریم»، گفت: اگر به زن به عنوان یک انسان که دارای حق اجتماعی است، نگاه کنیم و نگاه سیاسی مان را هم وارد موضوع زنان نکنیم و نگوئیم این طرح را معاونت زنان ریاست جمهوری و خانم مولاوردی یا فراکسیون زنان تهیه کرده، پس باید با آن مخالفت کرد، چنین مواضعی بروز نمی کند./ برنا


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
Baadbaadakbaaz [www.audiolib.ir]
Written By: Khaled Hoseini
بادبادک باز
خالد حسینی
قسمت بیست و سوم

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
Iman Biyavarim Be Aghaaze Fasle Sard
Forough Farrokhzad
🎼 ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد...

🎙شعر و اجرا: فروغ فرخزاد

۸ دی ماه زادروزِ #فروغ_فرخزاد


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پروازفکرواندیشه
@flith


تناقض روح و حیات
؟؟؟؟؟؟؟؟


ﻭﺍﺑﺴﺘﻪ ﺩﺍﻧﺴﺘﻦ ﺭﻭﺡ ﻭ ﺣﯿﺎﺕ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﻪ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺁﻥ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺭﺍ ﻣﺎﺷﯿﻨﯽ ﻓﺮﺽ ﮐﻨﯿﻢ ﮐﻪ ﺗﺎ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺭﻭﺡ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺍﺳﺖ ﮐﺎﺭ ﻣﯿﮑﻨﺪ ﻭ ﺑﻪ ﻣﺠﺮﺩ اینکه ﺭﻭﺡ ﺍﺯ ﺑﺪﻥ ﺧﺎﺭﺝ ﺷﻮﺩ ﺍﺯ ﮐﺎﺭ ﻣﯽ ﺍﻓﺘﺪ. ﺍﯾﻦ ﺩﯾﺪﮔﺎﻩ ﺍﻟﺒﺘﻪ ﺩﺭ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﻣﻮﺭﺩ ﺗﺎﯾﯿﺪ ﺑﺴﯿﺎﺭﯼ ﺍﺯ ﻓﻼﺳﻔﻪ ﻭ ﺩﺍﻧﺸﻤﻨﺪﺍﻥ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﺍﻣﺎ ﺍﻣﺮﻭﺯﻩ ﺩﯾﮕﺮ ﭼﻨﺪﺍﻥ ﺍﺭﺯﺵ ﻋﻠﻤﯽ ﻧﺪﺍﺭﺩ. ﻫﻤﺎﻧﻄﻮﺭ ﮐﻪ ﮔﻔﺘﻪ ﺷﺪ ﺧﺪﺍﺑﺎﻭﺭﺍﻥ ﺑﺴﯿﺎﺭﯼ ﻣﻌﺘﻘﺪﻧﺪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﻣﺮﮒ ﺭﻭﺡ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺍﺯ ﺑﺪﻧﺶ ﺧﺎﺭﺝ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﻭ ﺑﻪ ﺩﻧﯿﺎﯼ ﺩﯾﮕﺮ ﻣﯿﺮﻭﺩ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺧﺎﺭﺝ ﺷﺪﻥ ﺭﻭﺡ ﺍﺯ ﺑﺪﻥ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﭘﺮﺳﺸﻬﺎﯼ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﻣﻄﺮﺡ ﻣﯿﺸﻮﺩ.
ﺭﻭﺡ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﻪ ﮐﺪﺍﻡ ﯾﮏ ﺍﺯ ﺍﺭﮔﺎﻧﻬﺎﯼ ﺑﺪﻥ ﺩﺭ ﺍﺭﺗﺒﺎﻁ ﺍﺳﺖ ﻭ ﭼﻪ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﺑﺪﻥ ﺭﺍ ﺗﺮﮎ ﻣﯿﮑﻨﺪ؟ ﺧﺪﺍﺑﺎﻭﺭﺍﻥ ﻣﻌﺘﻘﺪﻧﺪ ﭘﺲ ﺍﺯ ﻣﺮﮒ ﺭﻭﺡ ﭘﯿﻮﻧﺪ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺑﺪﻥ ﻗﻄﻊ ﻣﯿﮑﻨﺪ ﻭ ﯾﺎ ﺍﺯ ﺑﺪﻥ ﺧﺎﺭﺝ ﻣﯿﺸﻮﺩ، ﭘﺮﺳﺶ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺁﯾﺎ ﺭﻭﺡ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﻗﻠﺐ ﺍﺯ ﮐﺎﺭ ﺑﺎﯾﺴﺘﺪ ﺑﺪﻥ ﺭﺍ ﺗﺮﮎ ﻣﯿﮑﻨﺪ؟ ﯾﺎ ﺩﺭ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﻣﻐﺰ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺍﺯ ﮐﺎﺭ ﺑﺎﯾﺴﺘﺪ؟ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﭘﯿﺶ ﺁﻣﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﻓﺮﺍﺩﯼ ﻣﺮﮒ ﻣﻐﺰﯼ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺍﻧﺪ ﺍﻣﺎ ﻗﻠﺐ ﺁﻧﻬﺎ ﻫﻨﻮﺯ ﮐﺎﺭ ﻣﯿﮑﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ. ﺁﯾﺎ ﺩﺭ ﭼﻨﯿﻦ ﺷﺮﺍﯾﻄﯽ ﺭﻭﺡ ﺍﺯ ﺑﺪﻥ ﺧﺎﺭﺝ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﯾﺎ ﻧﻪ؟ ﺁﯾﺎ ﺭﻭﺡ ﺻﺒﺮ ﻣﯿﮑﻨﺪ ﺗﺎ ﺑﺒﯿﻨﺪ ﻗﻠﺐ ﯾﺎ ﻣﻐﺰ ﮐﯽ ﺍﺯ ﮐﺎﺭ ﻣﯽ ﺍﻓﺘﺪ ﺗﺎ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺯﻣﺎﻥ ﺑﺪﻥ ﺭﺍ ﺗﺮﮎ ﮐﻨﺪ؟ ﺩﺭ ﺑﺮﺧﯽ ﺍﺯ ﻣﻮﺍﻗﻊ ﺍﻓﺮﺍﺩﯼ ﺑﻪ ﮐﻤﺎ ﻣﯿﺮﻭﻧﺪ ﻭ ﭼﻨﺪﯾﻦ ﺳﺎﻝ ﻣﻐﺰ ﺁﻧﻬﺎ ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ ﻧﻤﯿﮑﻨﺪ ﻭﻟﯽ ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺍﻋﻀﺎﯼ ﺑﺪﻧﺸﺎﻥ ﺑﻄﻮﺭ ﻋﺎﺩﯼ ﮐﺎﺭ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ، ﺍﯾﻦ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺑﺎ ﺗﻐﺬﯾﻪ ﺧﻮﻧﯽ ﺯﻧﺪﻩ ﻧﮕﺎﻩ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﻣﯿﺸﻮﻧﺪ ﻭ ﺍﮔﺮ ﺍﯾﻦ ﺗﻐﺬﯾﻪ ﺧﻮﻧﯽ ﻗﻄﻊ ﺷﻮﺩ ﺑﻪ ﺳﺮﻋﺖ ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺍﻋﻀﺎﯼ ﺑﺪﻧﺸﺎﻥ ﺍﺯ ﮐﺎﺭ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺍﻓﺘﺎﺩ، ﺁﯾﺎ ﺭﻭﺡ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺍﺳﺖ ﺗﺎ ﺑﺒﯿﻨﺪ ﮐﯽ ﺳﺮﻡ ﺍﺯ ﺑﺪﻥ ﺍﯾﻦ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻗﻄﻊ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﺗﺎ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺑﺪﻥ ﺍﻭ ﻣﻬﺎﺟﺮﺕ ﮐﻨﺪ؟ ﺍﮔﺮ ﺩﺭ ﭼﻨﯿﻦ ﺷﺮﺍﯾﻄﯽ ﻣﻐﺰ ﺷﺨﺼﯽ ﻋﻮﺽ ﺷﻮﺩ، ﺍﻭ ﺑﻪ ﺣﯿﺎﺕ ﺧﻮﺩ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺩﺍﺩ.

ﺯﯾﺮﺍ ﺗﻨﻬﺎ ﻣﺸﮑﻞ ﺑﺪﻥ ﺍﻭ ﻣﻐﺰ ﺍﻭ ﺍﺳﺖ. ﺍﻣﺎ ﺍﮔﺮ ﺍﯾﻦ ﻣﺸﮑﻞ ﺣﻞ ﻧﺸﻮﺩ ﺍﻭ ﺑﻼﻓﺎﺻﻠﻪ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻗﻄﻊ ﺷﺪﻥ ﻣﻨﺒﻊ ﺗﻐﺬﯾﻪ ﺑﺪﻧﺶ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﻣﺮﺩ. ﺗﮑﻠﯿﻒ ﮐﺴﺎﻧﯿﮑﻪ ﮐﻪ ﻗﻠﺒﺸﺎﻥ ﺑﺎ ﻗﻠﺐ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﻋﻮﺽ ﺷﻮﺩ ﭼﯿﺴﺖ؟ ﺁﯾﺎ ﺭﻭﺡ ﺍﯾﻦ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺑﺎ ﻫﻢ ﻋﻮﺽ ﻣﯿﺸﻮﺩ؟ ﺍﺣﺘﻤﺎﻻً ﺩﺭ ﭼﻨﺪ ﺩﻫﻪ ﺁﯾﻨﺪﻩ ﭘﺰﺷﮑﺎن ﻗﺎﺩﺭ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻣﻐﺰ ﺍﻧﺴﺎﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﻧﯿﺰ ﺑﺎ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ ﻋﻮﺽ ﮐﻨﻨﺪ. ﺩﺭ ﺁﻥ ﺷﺮﺍﯾﻂ ﺑﺮ ﺳﺮ ﺭﻭﺡ ﭼﻪ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ؟ ﺍﮔﺮ ﻣﻐﺰ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺍﺯ ﮐﺎﻟﺒﺪﯼ ﺑﻪ ﮐﺎﻟﺒﺪ ﺩﯾﮕﺮ ﻭﺍﺭﺩ ﺷﻮﺩ ﺁﯾﺎ ﺭﻭﺡ ﺁﻧﺪﻭ ﺷﺨﺺ ﻧﯿﺰ ﺑﯿﻦ ﺍﯾﻦ ﺩﻭ ﺑﺪﻥ ﺟﺎﺑﺠﺎ ﻣﯿﺸﻮﺩ؟ ﺍﮔﺮ ﺗﻤﺎﻡ ﺍﻋﻀﺎﯼ ﺑﺪﻥ ﯾﮏ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺍﺯ ﺟﻤﻠﻪ ﻣﻐﺰ ﺍﻭ ﺑﻪ ﺍﺷﺨﺎﺹ ﺩﯾﮕﺮ ﭘﯿﻮﻧﺪ ﺯﺩﻩ ﺷﻮﻧﺪ ﺑﺮ ﺳﺮ ﺭﻭﺡ ﺍﻭ ﭼﻪ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺁﻣﺪ؟ ﺁﺷﮑﺎﺭ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ مسأله ﺧﺎﺭﺝ ﺷﺪﻥ ﺭﻭﺡ ﺍﺯ ﺑﺪﻥ ﺑﺎ ﭘﯿﺸﺮﻓﺖ ﻋﻠﻮﻡ ﭘﺰﺷﮑﯽ ﻭ ﻗﺎﺑﻠﯿﺖ ﺗﻌﻮﯾﺾ ﺍﻋﻀﺎﯼ ﺑﺪﻥ ﺗﻨﺎﻗﻀﺎﺕ ﺑﺴﯿﺎﺭﯼ ﺩﯾﺪﻩ ﻣﯿﺸﻮﺩ.

آیا حیات انسان به روح وابسته است؟
ﺁﯾﺎ ﺩﻭﻗﻠﻮﻫﺎﯼ ﺑﻪ ﻫﻢ ﭼﺴﺒﯿﺪﻩ ﺩﻭ ﺭﻭﺡ ﺩﺍﺭﻧﺪ؟
ﺍﮔﺮ ﯾﮏ ﺭﻭﺡ ﺩﺍﺭﻧﺪ، ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺟﺪﺍﺳﺎﺯﯼ ﺁﻧﻬﺎ ﺩﺭ ﺻﻮﺭﺗﯿﮑﻪ ﺟﺮﺍﺣﯽ ﻣﻮﻓﻘﯿﺖ ﺁﻣﯿﺰ ﺑﺎﺷﺪ ﭼﻪ ﺑﺮ ﺳﺮ ﺭﻭﺣﺸﺎﻥ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺁﻣﺪ؟
ﺁﯾﺎ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺡ ﻧﯿﺰ ﺟﺮﺍﺣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ؟ ﻭ ﺍﮔﺮ ﺩﻭ ﺭﻭﺡ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺭﻓﺘﻦ ﺭﻭﺡ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺁﻧﻬﺎ ﺍﺯ ﮐﺎﻟﺒﺪﺷﺎﻥ ﻣﻌﻤﻮﻻ ﺑﺎﻋﺚ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺭﻓﺘﻦ ﺭﻭﺡ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﻧﯿﺰ ﻣﯿﺸﻮﺩ؟ ﺁﯾﺎ ﻣﯿﺘﻮﺍﻥ ﺩﻭ ﺭﻭﺡ ﺭﺍ ﺩﺭ ﯾﮏ ﺑﺪﻥ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩ؟ ﺍﻣﺮﻭﺯﻩ ﻣﯿﺪﺍﻧﯿﻢ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﺑﺎ ﯾﮏ ﺟﺴﻢ ﺑﺮﻧﺪﻩ، ﺟﺴﻢ ﭘﯿﻨﻪ ﺍﯼ، ﺗﻮﺩﻩ ﺍﯼ ﺍﺯ ﻋﺼﺒﻬﺎﯼ ﻣﻐﺰﯼ ﮐﻪ ﺩﻭ ﻧﯿﻤﮑﺮﻩ ﻣﻐﺰ ﺭﺍ ﺑﻪ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ ﻭﺻﻞ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ ﺭﺍ ﺑﺒﺮﯾﻢ ﺩﻭ ﺫﻫﻦ ﻣﺘﻔﺎﻭﺕ ﻭ ﻣﺴﺘﻘﻞ ﺧﻮﺍﻫﯿﻢ ﺩﺍﺷﺖ. ﺁﯾﺎ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺯﻣﺎﻥ ﺭﻭﺡ ﺷﺨﺺ ﻧﯿﺰ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺑﻪ ﺩﻭ ﺭﻭﺡ ﻣﯿﺸﻮﺩ؟ ﺗﺎ ﺯﻣﺎﻥ ﻣﻌﯿﻨﯽ ﭘﺲ ﺍﺯ ﻣﺮﮒ ﺑﺴﯿﺎﺭﯼ ﺍﺯ ﺍﻋﻀﺎﯼ ﺑﺪﻥ ﻫﻨﻮﺯ ﻣﯿﺘﻮﺍﻧﻨﺪ ﮐﺎﺭ ﮐﻨﻨﺪ، ﻭ ﻣﯿﺘﻮﺍﻥ ﺍﯾﻦ ﺍﻋﻀﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺑﻘﯿﻪ ﺑﯿﻤﺎﺭﺍﻥ ﭘﯿﻮﻧﺪ ﺯﺩ، ﺍﮔﺮ ﺭﻭﺡ ﺑﺎ ﻣﺮﮒ ﺑﺪﻥ ﺭﺍ ﺗﺮﮎ ﻣﯿﮑﻨﺪ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺴﯿﺎﺭﯼ ﺍﺯ ﺍﻋﻀﺎﯼ ﺑﺪﻥ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺗﺮﮎ ﺭﻭﺡ ﺍﺯ ﺑﺪﻥ ﻫﻤﭽﻨﺎﻥ ﮐﺎﺭ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ؟ ﭼﺮﺍ ﻧﺎﺧﻨﻬﺎ ﻭ ﻣﻮﻫﺎﯼ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﻣﺮﺩﻩ ﺗﺎ ﻣﺪﺗﯽ ﭘﺲ ﺍﺯ ﻣﺮﮒ ﺁﻥ ﺷﺨﺺ ﻧﯿﺰ ﺑﻪ ﺭﺷﺪ ﺧﻮﺩ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﻣﯿﺪﻫﻨﺪ؟ ﺣﺘﯽ ﺩﺭ ﺑﺴﯿﺎﺭﯼ ﺍﺯ ﻣﻮﺍﻗﻊ ﻣﯿﺘﻮﺍﻥ ﺍﻋﻀﺎﯼ ﺑﺪﻥ ﺭﺍ ﺑﺪﻭﻥ ﺩﺍﺧﻞ ﮐﺮﺩﻥ ﺁﻧﻬﺎ ﺩﺭ ﺑﺪﻧﯽ ﺩﯾﮕﺮ، ﺑﺎ ﺍﯾﺠﺎﺩ ﺷﺮﺍﯾﻂ ﻣﺼﻨﻮﻋﯽ ﺁﺯﻣﺎﯾﺸﮕﺎﻫﯽ ﺯﻧﺪﻩ ﻧﮕﺎﻩ ﺩﺍﺷﺖ، ﺑﻌﻨﻮﺍﻥ ﻣﺜﺎﻝ ﺗﻘﺮﯾﺒﺎً ﻫﻤﻪ ﻣﯿﺪﺍﻧﻨﺪ ﮐﻪ ﺳﻠﻮﻟﻬﺎﯼ ﺧﻮﻧﯽ ﺭﺍ ﻣﯿﺘﻮﺍﻥ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺍﺯ ﺑﺪﻥ ﻧﯿﺰ ﺯﻧﺪﻩ ﻧﮕﻪ ﺩﺍﺷﺖ، ﺑﺪﻥ ﺑﻪ ﻏﯿﺮ ﺍﺯ ﺳﻠﻮﻝ ﭼﯿﺰ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﻭ ﺳﻠﻮﻝ ﺑﺮﺍﯼ ﺯﯾﺴﺘﻦ ﺑﻪ ﻋﻮﺍﻣﻞ ﻣﺸﺨﺼﯽ ﻫﻤﭽﻮﻥ ﺍﮐﺴﯿﮋﻥ ﻭ ﻣﻮﺍﺩ ﻏﺬﺍﯾﯽ ﻧﯿﺎﺯﻣﻨﺪ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﯿﺘﻮﺍﻥ ﺑﺎ ﺍﯾﺠﺎﺩ ﻣﺼﻨﻮﻋﯽ ﺁﻥ ﻋﻮﺍﻣﻞ ﻫﺮ ﺳﻠﻮﻝ ﺭﺍ ﺯﻧﺪﻩ ﻧﮕﺎﻩ ﺩﺍﺷﺖ، ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﯾﻦ ﺩﺭ ﺗﺌﻮﺭﯼ ﺯﻧﺪﻩ ﻧﮕﻪ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺍﻋﻀﺎﯼ ﺑﺪﻥ ﻣﻤﮑﻦ ﺍﺳﺖ، ﺍﻣﺎ ﺩﺭ ﻋﻤﻞ ﺍﯾﺠﺎﺩ ﺷﺮﺍﯾﻂ ﻣﺼﻨﻮﻋﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﺮﺧﯽ ﺍﺯ ﺁﻧﻬﺎ ﻫﻨﻮﺯ ﺑﻪ ﺩﻟﯿﻞ ﺿﻌﻒ ﻓﻦ ﺁﻭﺭﯼ ﭘﺰﺷﮑﯽ ﻣﯿﺴﺮ ﻧﺸﺪﻩ ﺍﺳﺖ. ﺑﺮﺍﯼ ﭘﺰﺷﮑﺎﻥ ﺍﯾﻦ مسأله ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺭﻭﺯ ﺭﻭﺷﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺁﯾﻨﺪﻩ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﺑﺎﻧﮑﻬﺎﯼ ﺍﻋﻀﺎﯼ ﺑﺪﻥ ﺍﯾﺠﺎﺩ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ ﺗﺎ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺑﺘﻮﺍﻧﻨﺪ ﺍﻋﻀﺎﯼ ﺑﺪﻥ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺩﭼﺎﺭ ﻣﺸﮑﻼﺗﯽ ﻣﯿﺸﻮﻧﺪ ﺑﺎ ﺍﻋﻀﺎﯼ ﺑﺪﻥ ﻣﺮﺩﮔﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺍﻋﻀﺎﯼ ﺑﺪﻧﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﺯﻧﺪﻩ ﻧﮕﻪ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺍﻧﺪ ﻋﻮﺽ ﮐﻨﻨﺪ. ﺩﺭ ﺗﺌﻮﺭﯼ ﺍﮔﺮ ﺑﺘﻮﺍﻥ ﭼﻨﯿﻦ ﮐﺎﺭﯼ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺍﻋﻀﺎﯼ ﺑﺪﻥ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﺍﺩ، ﻣﯿﺘﻮﺍﻥ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺭﺍ ﺑﻄﻮﺭ ﻣﻮﻗﺖ ﮐﺸﺖ ﻭ ﺩﺭ ﺁﯾﻨﺪﻩ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺯﻧﺪﻩ ﮐﺮﺩ. ﺍﻋﻀﺎﯼ ﺑﺪﻥ ﺍﻧﺴﺎﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﻣﯿﺘﻮﺍﻥ ﺑﮕﻮﻧﻪ ﺍﯼ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺷﺒﯿﻪ ﺍﺯ ﺭﻭﯼ ﺳﺎﺧﺘﺎﺭ ﺳﻠﻮﻟﯽ ﻫﻤﺎﻧﻨﺪ ﺳﺎﺯﯼ (Cloning) ﮐﺮﺩ. ﺍﯾﻦ ﻣﺴﺎﺋﻞ ﻫﻤﮕﯽ ﺑﯿﺎﻧﮕﺮ ﺁﻥ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﺍﻃﻼﻋﺎﺕ ﭘﺰﺷﮑﯽ ﻭ ﺩﺍﻧﺶ ﺑﺸﺮ ﺍﺯ ﺁﻧﺎﺗﻮﻣﯽ ﺑﺪﻧﺶ ﺑﺎﻋﺚ ﺑﻮﺟﻮﺩ ﺁﻣﺪﻥ ﺗﻨﺎﻗﻀﺎﺕ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺩﺭ ﻭﺟﻮﺩ ﺭﻭﺡ ﺑﻌﻨﻮﺍﻥ ﺟﻮﻫﺮ ﺣﯿﺎﺕ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ.


⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith


فردوسی #معمار_فرهنگ_ایرانی

قهرمانان #شاهنامه هم چون شخصیت هایی هنرمند، سروده های فردوسی را رنگی از نقش و نگار بخشیده اند. اگرچه او برای سرودن منظومه بی مثالش رنج های زیادی را از سر گذرانده است، اما با این وجود افتخار دارد که با #بهره‌گیری از دانش، آگاهی و شعور، معمار #فرهنگ_ملی_ایرانی باشد.
شاید یکی از مهم ترین ویژگی های بیانی فردوسی دعوت او به آرمان گرایی، ستم ستیزی، حکمت و اخلاق است. قهرمانان شاهنامه هر کدام با خلق زیباترین، دلنشین ترین و تاثیرگذارترین لحظات، یک صدا #نوای_آزادی_و_اخلاقی را بر زبان می رانند.

بی شک این شخصیت ها می توانند #الگو_و_سرمشقی برای همه دوران ها باشند. فردوسی با توجه به زمانی که در آن می زیسته و نیز شرایطی که اثرش را به رشته نظم کشیده است، به خوبی #ویژگی های #ملی_ایران_زمین را بازتاب داده است. کم تر اثر ادبی را سراغ داریم که هم پای رعایت الگوها و بیان ادبی، مروج #ارزش های اخلاقی و انسانی باشد.
نمی توان منکر این شد که #فردوسی_وشاهنامه اش، فقط نقطه عطفی در عرصه ادبیات ایران نیست، زیرا با تاثیرگذاری بر نویسندگان، شاعران و نظریه پردازان غربی و اروپایی #سبب_خلق_آثاری در دیگر نقاط جهان شده است که تا حد زیادی توانسته اند بدرخشند.

آن چه بیشتر شاهنامه پژوهان و شاعران شیفته اثر ارزشمند فردوسی، به عنوان ویژگی های  منحصر به فرد به آن اشاره دارند، #خردورزی،
#خویشتن شناسی،
#گذشت،
#همدلی
و
#حرمت_نهادن به مقام انسان است.

فردوسی در شاهنامه، #یگانه_اثر_سترگ و ارزشمند خویش، غنای زبان فارسی را به بیانی شیوا، رسا و فصیح به نمایش می گذارد.

اگرچه فردوسی در شاهنامه از تاریخ سخن به میان می آورد اما در حقیقت او به این طریق، با بهره گیری از اسطوره های ملی و میهنی، با مخاطبش سخن می گوید.
باید اذعان کرد که شاهنامه فردوسی، نمایه ای از #هویت و فرهنگ ملی- میهنی ایران است. هر کدام از شخصیت‌های داستان های شاهنامه به خصلتی اخلاقی آراسته اند. شاهنامه بیش از آن که داستان قهرمان پردازی باشد، آیینه تمام نمای حقیقت است.

یوزف گورس (مترجم آلمانی شاهنامه)


⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith

#برشی‌از‌کتاب #پندار‌خدا
در منظره ی شبانگاهی، نور مصنوعی يک پديده‌ی نورس است. تا همين اواخر، شب فقط با نور ماه و ستارگان روشن می شد. نور اين اشياء نورانی در بينهايت اپتيکی است، يعنی پرتوهای گسيل شده از آنها به طور موازی به زمين می رسند. به همين سبب اين نورها مانند قطب نما برای جهت يابی مناسب اند. معلوم شده که حشرات از نور اجرام آسمانی مانند خورشيد و ماه برای جهت يابی و حرکت در خط مستقيم استفاده می کنند، و می توانند پس از گشت و گذار، به کمک عکس کردن علائم همين قطب نما به خانه باز گردند. شبکه ی عصبی حشره می تواند برای جهت يابی توسط نور از يک سری قاعده ی سرانگشتی استفاده کند. گيريم اين قاعده که: "در مسيری حرکت کن که پرتو نور همواره با زاويه‌ی ۳۰ درجه به چشم برسد." چون حشرات چشمان مرکب دارند (با مجراهای مستقيم برای هدايت نور که از مرکز چشم شان مانند خارهای جوجه تيغی بيرون زده) در عمل برايشان آسان است که با تعقيب نور در مسير يک مجرا، يا اوماتيديوم، جهت يابی کنند.
اين قطب نمای نوری حشرات کاملا متکی به اجرام آسمانی است که در بينهايت نوری قرار دارند. اما اگر جرم نورانی در دوردست نباشد، پرتوهايش ديگر موازی نيستند بلکه مانند پره های چرخ واگرا می‌شوند. يک سيستم عصبی که قاعده‌ی سرانگشتی ۳۰ درجه (يا هر مقدار ديگر) را در مورد شمع مجاور اعمال کند، و آن شمع را مانند ماه در بينهايت اپتيکی بپندارد، مانند شب پره مسيری مارپيچی را به دور شعله طی می کند. برای خودتان مسير حرکت با زاويه ی معين، گيريم زاويه ی ۳۰ درجه، به سوی پرتوهای واگرا از يک شمع را رسم کنيد و ببينيد که در يک مسير لگاريتمی فريبنده به شمع می رسيد.
اگرچه اين قاعده ی سرانگشتی در اين مورد خاص برای شب پره مرگبار است، اما به طور ميانگين، قاعده‌ی سودمندی است چون شب پره بيشتر ماه را می بيند تا شمع را. ما متوجه صدها شب پره ای نمی شويم که در سکوت مسيرشان را با ماه يا ستارگان درخشان، يا حتی روشنايی دوردست شهرها، پيدا می کنند. ما فقط شب پره هايی را می بينيم که جذب نور چراغ هايمان می شوند، و به خطا از خود می پرسيم که: چرا همه ی شب پره ها خودکشی می کنند؟ اما پرسش درست اين است که چرا شب پره ها سيستم عصبی ای دارند که آنان را با زاويه ای معين نسبت به پرتوهای نور هدايت می کند. ما فقط هنگامی متوجه اين راهکار می شويم که به خطا می رود. هنگامی که پرسش را بازنويسی کنيم، راز رخت برمی بندد. اصلا درست نيست که اين رفتار را خودکشی بخوانيم. اين رفتار محصول فرعی عملکرد قطب نمايی است که معمولا سودمند است.
حال، اين درس درباره ی محصول فرعی بودن را به رفتار دينی انسان اعمال کنيم. ما مردمان بسياری را – در خيلی جاها و تقريبا در همه جا – مشاهده می کنيم که کاملا معلوم است باورهايشان در تضاد تام با حقايق علمی، و نيز در تضاد با باورهای ديگر مؤمنان است. مردم نه تنها با شور و حّدت تمام باورهای دينی شان را حفظ می کنند بلکه وقت و منابع شان را هم صرف فرايض پرهزينه ی ناشی از آن باورها می کنند. برای اعتقادات شان می کشند، يا کشته می شوند. ما از اين رفتارها انگشت به دهان می مانيم، همان طور که از رفتار "خود-نابودگر" شب پره حيران می شويم. شگفت زده می پرسيم چرا چنين می کنند. اما حرف من اين است که چه بسا سؤال مان اشتباه باشد. چه بسا رفتار دينی تنها يک کجروی، يا محصول فرعی نامطلوب از يک گرايش روانی عميق تر باشد که در شرايط ديگر مفيد است، يا زمانی مفيد بوده است. با اين ديدگاه، گرايشی که در اوضاع و احوال خاصی به طور طبيعی نزد نياکان ما انتخاب شده است، فی نفسه دين نبوده است؛ بلکه مزايای ديگری داشته، و فقط برحسب تصادف به شکل رفتار دينی بروز کرده است. ما فقط هنگامی می توانيم رفتار دينی را بشناسيم که آن را باز-نامگذاری کرده باشيم.
خوب، اگر دين محصول فرعی چيزی ديگر باشد، آن چيز ديگر چيست؟ همتای بشری عادت جهت يابی شب پره چيست؟ کدام ويژگی مفيد بدوی بوده که بعدها به کجراهه رفته و دين را ايجاد کرده است؟ من فقط موردی را به عنوان مثال بيان می کنم، اما فقط برای ارائه ی نمونه ای از اينکه چه قسم اموری مورد نظرم است. مقصود اصلی ام تأکيد بر اين اصل عام است که پرسش درباره ی منشاء دين را بايد به نحو درست مطرح کرد، و در صورت لزوم آن را بازنويسی کرد، نه اينکه بر پاسخ مشخصی پافشاری کنم. فرضيه ی خاص من درباره ی کودکان است. بقای گونه ی ما بيش از هر گونه ی ديگر متکی بر تجارب اندوخته شده ی نسل های پيشين مان است. برای بقا و بهزيستی کودک، اين تجارب بايد به او منتقل شوند. به لحاظ نظری، ممکن است کودک به تجربه ی شخصی دريابد که نبايد خيلی به لبه ی يک پرتگاه نزديد شود، يا گياهان سرخ رنگ ناآزموده را بخورد، يا در رودخانه ای که مأوای کروکوديل هاست شنا کند.

⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith

امامسلمامغزکودک یک قاعده ی سرانگشتی دارد که برايش مزیتی درانتخاب طبیعی ایجاد می کند: هرچه را که بزرگترهایت گفتند باورکن.
از والدين ات پيروی کن؛ حرف پيران قبيله ات را گوش کن، به ويژه وقتی با لحنی جدی و تهديدآميز سخن می گويند. بدون چون و چرا به بزرگ ترها اعتماد کن. اما درست مانند قاعده ی شب پره، اين قاعده نيز می تواند به خطا رود.
اگر مقدمه چينی خود را به خوبی انجام داده باشم، اکنون خود شما می توانيد استدلالم درباره ی مغز کودکان و دين را کامل کنيد. انتخاب طبيعی مغز کودک را چنان ساخته که هر چه را که والدين و بزرگان قبيله به او بگويند باور کند: نظير جهت يابی شب پره توسط نور ماه. اما روی ديگر اين اعتماد مطيعانه، ساده لوحی برده وار است. محصول فرعی و اجتناب ناپذير زودباوری، آسيب پذيری در مقابل عفونت ويروسی ذهن است. از ديدگاه بقای داروينی، دلايلی عالی برای زودباوری کودک و اعتمادش به والدين و بزرگ ترهای معتمد والدين هست. يک پيامد مستقيم زودباوری اين است که کودک به هيچ رو نمی تواند ميان توصيه های خوب و بد تمايز قائل شود. کودک نمی تواند بداند که "در رودخانه ی ليمپوپو که کروکوديل ها زندگی می کنند، قايقرانی نکن" توصيه ی خوبی است اما "بايد هنگامی که قرص ماه کامل است ُبزی قربانی کنی، و گرنه باران می بارد"، حداکثر اتلاف وقت و ُبز است. نزد کودک، هر دوی اين هشدارها به يک ميزان قابل اعتماد می نمايند. هر دو توصيه از منبع محترمی می آيند و با جديتی بيان شده اند که احترام و اطاعت می طلبد. همين مطلب در مورد گزاره های مربوط به جهان، کيهان، اخلاقيات و سرشت بشر نيز صادق است. و بسيار محتمل است که وقتی کودک بزرگ شد و بچه دار شد، طبعا با همان جديت همه ی آموخته هايش را – چه مهمل و چه مفيد – به فرزندان خود منتقل کند.

⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith

📃برشی از کتاب جهان دیو زده
👤نوشته ی کارل ساگان
👈تفاوت علم و شبه علم

Plainly there is no way back. Like it or not, we are stuck with science. We had better make the best of it. When we finally come to terms with it and fully recognize its beauty and its power, we will find, in spiritual as well as in practical matters, that we have made a bargain strongly in our favour. But superstition and pseudoscience keep getting in the way, distracting all the 'Buckleys' among us, providing easy answers, dodging sceptical scrutiny, casually pressing our awe buttons and cheapening the experience, making us routine and comfortable practitioners as well as victims of credulity. Yes, the world would be a more interesting place if there were UFOs lurking in the deep waters off Bermuda and eating ships and planes, or if dead people could take control of our hands and write us messages. It would be fascinating if adolescents were able to make telephone handsets rocket off their cradles just by thinking at them, or if our dreams could, more often than can be explained by chance and our knowledge of the world, accurately foretell the future. These are all instances of pseudoscience. They purport to use the methods and findings of science, while in fact they are faithless to its nature - often because they are based on insufficient evidence or because they ignore clues that point the other way. They ripple with gullibility. With the uninformed cooperation (and often the cynical connivance) of newspapers, magazines, book publishers, radio, television, movie producers and the like, such ideas are easily and widely available. Far more difficult to come upon, as I was reminded by my encounter with Mr 'Buckley', are the alternative, more challenging and even more dazzling findings of science.

آشکار است که راه برگشتی وجود ندارد. خوشمان بیاید یا خیر، علم با ما عجین شده است. بهتر است به بهترین وجه ممکن از آن بهره ببریم. آنگاه که نهایتاً با آن همراه شویم و بطور کامل به زیبایی و قدرت آن پی ببریم، خواهیم دانست، چه از نگاه معنا گرایانه و چه از نگاه عمل گرایانه، که این داد و ستد کاملا به مصلحت ما بوده است. اما خرافات و شبه علم مانع می‌شود، توجه «ویلیام باکلی»‌ها را به خود جلب می‌کند، جوابهای سطحی و ساده فراهم می‌کند، از مشاهده دقیق و شک می‌گریزاند، بطور معمول ترس را در وجود ما پدیدار می‌کند و تجربیات را ناچیز می‌شمرد، ما را به روزمرگی و همچنین به قربانیانی ساده لوح تبدیل می‌کند. بله، دنیا مکان جالب تری می‌شد اگر یوفو‌ها دزدکی در اعماق برمودا در تکاپو می‌بودند و کشتی‌ها و هواپیما‌ها را می‌ربودند، و یا اگر مردگان می‌توانستند دستانمان را به کنترل بگیرند و برای ما پیغام بنویسند. شگفت انگیز بود اگر بچه‌ها در گهواره خود تنها با قدرت تمرکز خود بر اشیا آنها را پرتاب می‌کردند، و یا خواب‌های ما می‌توانستند به جای آنکه صرفا تصادفی وبا آگاهی ما از وقایع روز توضیح داده شوند، بطور دقیق خبر از آینده بدهند. اینها همه نمونه‌هایی از شبه علم هستند. آنها ادعا می‌کنند که از روش‌ها و دستاورد‌های علمی استفاده می‌کنند اما در حقیقت به بنیاد و سرشت علم پایبند نیستند- غالبا به این علت که بر مبنای شواهد ناکافی مطرح می‌شوند و یا به این علت که از سرنخ‌ها و حقایقی که ما را به نتایج دیگری رهنمون می‌سازد، چشم می‌پوشند. ساده لوحی و زودباوری در آنها موج می‌زند. با همکاری نا آگاهانه ی (و اغلب با اغماض خود پسندانه) روزنامه ها، مجله ها، ناشرین کتاب ها، برنامه‌های رادیویی، برنامه‌های تلویزیونی، تهیه کنندگان فیلم‌هاو امثال آنها، چنین ایده‌هایی به راحتی و بطور گسترده ای در دسترس هستند. ارائه ویافتن جایگزین برای این ایده‌ها کار به مراتب دشوارتری است، همانطور که من در رویارویی با اقای باکلی متوجه شدم، جایگزین آنها نظریه‌های چالش برانگیز و حتی جالب تر بر مبنای دستاورد‌های علمی هستند. شبه علم راحت تر از علم طرح ریزی می‌شود، چرا که ما را از مواجهه با واقعیت دور می‌کند- به شکلی که نتوانیم نتایج مقایسه{با واقعیت} را کنترل کنیم- و راحت تر از زیر بار واقعیات شانه خالی می‌کند. الگوهای استدلالی که از شواهد می‌گذرد سست تر هستند. تا حدودی به همین دلیل است که که ارائه شبه علم به جامعه آسان تر از ارائه تحقیقات علمی است. هر چند این شهرت آن را در بین عموم توضیح نمی‌دهد .

مترجم : رضا شعبانی
کارل ساگان

⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کتاب جهان دیو زده نوشته ی کارل ساگان ( تفکیک علم از شبه علم )

کانال پروازفکرواندیشه
@flith
قانون اساسی هر کشوری هر 19 سال یکبار باید عوض و بازنویسی شود؛ چون هیچ نسلی حق ندارد و نباید برای نسل های بعدی تعیین تکلیف کند.

#توماس_جفرسون

کانال پروازفکرواندیشه
@flith
حق با شماست که به این ملت فحش می دهید، تحقیرش می کنید و مخصوصاً لختش می کنید. اگر ملت غیرت داشت امثال شما را سر به نیست کرده بود.

#حاجی_آقا
#صادق_هدایت

کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


#شاهنامه 📚
داستان نهم
#سلم_تور_ایرج

سالها گذشت و خداوند به فریدون سه پسر داد، ولی بر آنها نامی نگذاشت. چون پسران به سن کدخدایی رسیدند ،یعنی زمان همسر گرفتنشان ،فریدون از پادشاه یمن سه دختر را برای پسرانش خواستگاری کرد. پادشاه یمن پسران را به یمن دعوت کرد وبعد از آزمایش آنها، با ازدواجشان موافقت کرد. بعد از ازدواج وبازگشت به سرزمین خودشان فریدون نیز آزمایشی از پسرانش کرد. آزمایش از این قرار بود که با افسون اژدهایی درست کرد و به پسر بزرگ گفت به جنگ او برود و خلق خدا را از شر اژدها رها کند. پسر بزرگ گفت آدم عاقل با اژدها نمی جنگد. پسر میانی فرار کرد وپسر کوچک فریاد برآورد و به اژدها حمله کرد ولی فریدون با افسون دیگر اژدها را ناپدید کرد.
فریدون به فرزندانش گفت آن اژدها من بودم که برای آزمایش شما این کار را کردم و اکنون نامتان را میگویم. فرزند بزرگم ،نام تو سلم است. چه سلامت از چنگ اژدها گریختی. وتو فرزند دومی که کمان به زه کردی و گریختی تو را تور (شغال) نام نهادم. اما فرزند کوچک من که دلیر و جوان و آگاه بود شایسته ستایش است و او را ایرج نام نهادم. اکنون همسران شما را نام میگذارم. زن سلم را آرزو و زن تور را ماه و زن ایرج را سهی که ستاره ناهید به زیبایی او نیست نام نهادم. ستاره شناسان طالع سلم را ستاره مشتری، طالع تور را شیر و طالع ایرج را هرچه جستند معلوم نشد، چه در جنگ وآشوب بود. فریدون چون راز کیهان را می دانست از سرنوشت ایرج اندوهگین شد. اما با خواست خداوند دلیری نتوان کرد.

📚 منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
وقتی غمگین هستید ، دنیا شما را به مسخره می­ گیرد
وقتی خوشحالید ، دنیا به شما لبخند می­زند
اما وقتی دیگران را خوشحال می­ کنید ، دنیا به شما تعظیم می­ کند.

#چارلی_چاپلين

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
⁣اگر افراد می‌توانستند یاد بگیرند که آنچه برای من خوب است لزومی ندارد برای دیگران هم خوب باشد، آن‌گاه دنیای شاد و خوشایندتری می‌داشتیم.

#تئوری_انتخاب
#ویلیام_گلاسر

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️


کسی که فقط چکُش در اختیار دارد، همه ی دنیا را میخ می‌بیند.

تماشای مداومِ یک رسانه یا شبکه ی خبری خاص، مطالعه ی پیوسته ی کتاب‌ها یا نشریات خاص، گوش کردنِ مداومِ یک سخنرانیِ خاص، شرکت کردنِ مداوم در یک گروه سیاسی یا فکری یا مذهبیِ خاص، و به تعبیر بهتر، مسدود کردن ورودی‌های مغز به روی تنوعات فکریِ عالَم، و فقط یک مَجرا را برای طرز فکر خاصی باز گذاشتن، به تدریج و چه‌بسا ناخواسته و نادانسته، فرد را به یک رُباتِ برنامه‌ریزی شده توسط دیگران (به ویژه صاحبان زَر و زور) تبدیل می‌کند.

زندگیِ انسانی، یعنی باز کردنِ مجراهای مختلف در ذهن، و مواجه ی آگاهانه و فعالانه و نقادانه با طرز تفکرات مختلف ...

#آبراهام_مزلو

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@Avazsonnati
داریوش اقبالی _ نیاز
داریوش
نیاز

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️

#بابک_خرمدین
#بخش_دهم

قیام در زمان خلافت #معتصم

در سال ۲۱۸ هجری #بابک پس از چند جنگ، کنترل بیشتر #آذربایجان و #جبال را به دست گرفت. خطر خرمدین‌ها، نگرانی جدی معتصم در آغاز خلافتش در این سال بود.

#طبری چنین میگوید:

و فيها دخل جماعة كثيرة من أهل الجبال من همذان و أصبهان و ماسبذان و مهرجان قذُق في دين الخرّمية، و تجمّعوا، فعسكروا في عمل همذان. فوجّه المعتصم إليهم عساكر فكان آخر عسكر وجّه إليهم عسكرٌ وجهه مع إسحاق بن إبراهيم بن مصعب، و عقد له علي الجبال. و قتل في عمل همذان ستين ألفاً، و هرب باقيهم إلي بلاد الروم.

در این سال (۲۱۸ هجری) گروهی بسیار از مردم جبال، از #همدان و #اصفهان و ماسبذان ( #لرستان) و مهرگان کدک (دره شهر در #استان_ایلام) به دین خرمیان گرویدند و در ولایت #همدان اردو زدند.
معتصم سپاهیانی به مقابله آنها فرستاد. آخرین سپاهی که به سویشان فرستاد سپاهی بود که با "اسحاق بن ابراهیم" روانه کرد و فرمان جبال را به او داد. در ولایت همدان شصت هزار نفر کشته شدند و بقیه به دیار روم گریختند.

در جمادی‌الاول ۲۱۹ هجری قمری، خرمدین‌های زندانی توسط اسحاق بن ابراهیم به بغداد فرستاده شدند.


@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
💢تیتر روزنامه همشهری ورزشی در ارتباط با حضور زنان در ورزشگاه ها با پوشش وگریم مردانه

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
Baadbaadakbaaz [www.audiolib.ir]
Written By: Khaled Hoseini
بادبادک باز
خالد حسینی
قسمت بیست و پنجم

@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️