@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
مکاتبات اداری یک روز عادی عرش کبریایی
(منتشر شده در سایت طنز حلزون/ پنجشنبه 30 آذر 1396 )
نامه اول:
از: اتاق فرمان عرش کبریایی
به: ذات اقدس رحمان الهی
موضوع: تعیین تکلیف دعاهای واصله در مورد باد
احتراما طی ۲۴ ساعت گذشته تعداد ۷۵۴۸۱۲ دعا برای وزش باد از موقعیت جغرافیایی ۳۵ درجه شمالی و ۵۱ درجه شرقی به این مرکز واصل گشته است. مراتب جهت استحضار و هرگونه اقدام مقتضی به حضور تقدیم میگردد.
پاراف ذات اقدس زیر نامه:
بلا مانع است… با مشخصات زیر اقدام شود:
سرعت ۲۵کیلومتر در ساعت
جهت غرب به شرق
نامه دوم:
از: اتاق فرمان عرش کبریایی
به: ذات اقدس عادل الهی
موضوع: تعیین تکلیف دعاهای جدید
نظر به اینکه دعاهای مستجاب شده قبلی مربوط به رفع آلودگی هوا بوده است و باد مرحمتی این آلودگی را به ناحیه همجوار انتقال داده، از ساعاتی پیش مجددا دعاهای زیادی مبنی بر ارسال باد از ناحیه مجاور موسوم به رودهن همراه با تعداد زیادی ناله و نفرین نسبت به باعث و بانی این وضعیت، به این مرکز واصل شده است.
مراتب جهت اطلاع و هرگونه اقدام مقتضی به حضور اعلام گردید.
پاراف ذات اقدس زیر نامه:
در آینده قبل از ارسال دعاها، علت دعا را هم درنامه حتما قید بفرمائید.
فورا آلودگی منتقل شده به محل قبلی بازگردانده شود و در جهت تنبیه کسانی که آلودگی را تولید کرده و بعد با دعا از ما خواسته بودند آن را با باد به جای دیگری و بر سر دیگران بفرستیم، یک زلزلهی ملو (حدودا پنج ریشتر) برایشان ارسال نمائید…باشد که پند گیرند و آدم شوند.
نامه سوم:
از اتاق فرمان عرش کبریایی
به ذات اقدس منتقم الهی
موضوع: گزارش وضعیت
حسب الامر آلودگی به محل تولید آن بازگردانده شد و متعاقبا زلزلهای با قدرت ۴.۹دهم در مقیاس ریشتر به عنوان اخطار بر ایشان نازل گردید… گرچه زلزله تخریبی به بار نیاورده و صدماتی نداشته و فقط حالت اخطار داشته اما در حال حاضر میلیونها نفر با خودروهای خود در خیابانها هستند و وضعیت آلودگی هر لحظه بدتر میشود و تمامی مسیرهای ارتباطی بسته شده است. وضعیت در پمپ بنزینهای سطح شهر بحرانیست و موارد متعدد درگیری و ضرب و شتم برای تهیه بنزین گزارش شده است و فضا تا حدودی شبیه وضعیت آخر الزمان است.
ضمنا مردم سایر نواحی و بعضا مردم خود این مناطق فعلا در حال جوک ساختن از این اتفاقات در اینترنت هستند و در کل شرایط و فضا کاملا غیر عادی و موجب نگرانیست.
پاراف ذات اقدس:
اینها اصلا یه چیزیشون میشه ها…!
تا ده سال آینده مردم این ناحیه را بلاک کرده و هیچ دعا، درخواست، نفرین، گزارش و مانند آن را از ایشان برای من ارسال ننمائید. در این مدت ایشان یا خود به خود منقرض خواهند شد و یا به فکر چاره افتاده و میتوانند بالاخره سر و سامانی به وضعیت خود بدهند.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
http://halazoonmag.com/2017/12/%D9%85%DA%A9%D8%A7%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D8%AA-%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%B9%D8%B1%D8%B4-%DA%A9%D8%A8%D8%B1%DB%8C%D8%A7%DB%8C%DB%8C/
مکاتبات اداری یک روز عادی عرش کبریایی
(منتشر شده در سایت طنز حلزون/ پنجشنبه 30 آذر 1396 )
نامه اول:
از: اتاق فرمان عرش کبریایی
به: ذات اقدس رحمان الهی
موضوع: تعیین تکلیف دعاهای واصله در مورد باد
احتراما طی ۲۴ ساعت گذشته تعداد ۷۵۴۸۱۲ دعا برای وزش باد از موقعیت جغرافیایی ۳۵ درجه شمالی و ۵۱ درجه شرقی به این مرکز واصل گشته است. مراتب جهت استحضار و هرگونه اقدام مقتضی به حضور تقدیم میگردد.
پاراف ذات اقدس زیر نامه:
بلا مانع است… با مشخصات زیر اقدام شود:
سرعت ۲۵کیلومتر در ساعت
جهت غرب به شرق
نامه دوم:
از: اتاق فرمان عرش کبریایی
به: ذات اقدس عادل الهی
موضوع: تعیین تکلیف دعاهای جدید
نظر به اینکه دعاهای مستجاب شده قبلی مربوط به رفع آلودگی هوا بوده است و باد مرحمتی این آلودگی را به ناحیه همجوار انتقال داده، از ساعاتی پیش مجددا دعاهای زیادی مبنی بر ارسال باد از ناحیه مجاور موسوم به رودهن همراه با تعداد زیادی ناله و نفرین نسبت به باعث و بانی این وضعیت، به این مرکز واصل شده است.
مراتب جهت اطلاع و هرگونه اقدام مقتضی به حضور اعلام گردید.
پاراف ذات اقدس زیر نامه:
در آینده قبل از ارسال دعاها، علت دعا را هم درنامه حتما قید بفرمائید.
فورا آلودگی منتقل شده به محل قبلی بازگردانده شود و در جهت تنبیه کسانی که آلودگی را تولید کرده و بعد با دعا از ما خواسته بودند آن را با باد به جای دیگری و بر سر دیگران بفرستیم، یک زلزلهی ملو (حدودا پنج ریشتر) برایشان ارسال نمائید…باشد که پند گیرند و آدم شوند.
نامه سوم:
از اتاق فرمان عرش کبریایی
به ذات اقدس منتقم الهی
موضوع: گزارش وضعیت
حسب الامر آلودگی به محل تولید آن بازگردانده شد و متعاقبا زلزلهای با قدرت ۴.۹دهم در مقیاس ریشتر به عنوان اخطار بر ایشان نازل گردید… گرچه زلزله تخریبی به بار نیاورده و صدماتی نداشته و فقط حالت اخطار داشته اما در حال حاضر میلیونها نفر با خودروهای خود در خیابانها هستند و وضعیت آلودگی هر لحظه بدتر میشود و تمامی مسیرهای ارتباطی بسته شده است. وضعیت در پمپ بنزینهای سطح شهر بحرانیست و موارد متعدد درگیری و ضرب و شتم برای تهیه بنزین گزارش شده است و فضا تا حدودی شبیه وضعیت آخر الزمان است.
ضمنا مردم سایر نواحی و بعضا مردم خود این مناطق فعلا در حال جوک ساختن از این اتفاقات در اینترنت هستند و در کل شرایط و فضا کاملا غیر عادی و موجب نگرانیست.
پاراف ذات اقدس:
اینها اصلا یه چیزیشون میشه ها…!
تا ده سال آینده مردم این ناحیه را بلاک کرده و هیچ دعا، درخواست، نفرین، گزارش و مانند آن را از ایشان برای من ارسال ننمائید. در این مدت ایشان یا خود به خود منقرض خواهند شد و یا به فکر چاره افتاده و میتوانند بالاخره سر و سامانی به وضعیت خود بدهند.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
http://halazoonmag.com/2017/12/%D9%85%DA%A9%D8%A7%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D8%AA-%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%B9%D8%B1%D8%B4-%DA%A9%D8%A8%D8%B1%DB%8C%D8%A7%DB%8C%DB%8C/
مجلهی حلزون
مکاتبات اداری عرش کبریایی! - مجلهی حلزون
مکاتبات اداری یک روز عادی عرش کبریایی نامه اول: از: اتاق فرمان عرش کبریایی به: ذات اقدس رحمان الهی موضوع: تعیین تکلیف دعاهای واصله در مورد باد احتراما طی ۲۴ ساعت گذشته تعداد ۷۵۴۸۱۲ دعا برای وزش باد از موقعیت جغرافیایی ۳۵ درجه شمالی و ۵۱ درجه…
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
ایدئولوژیهایی که «ما» را به من و تو و او تقسیم میکند مبلغ نابودی انسان است. اندیشهای که جمع شریف انسانی را به پراکندگی میخواند اندیشهای شیطانی است. عروج انسان و جلوسش بر تخت حرمت خویش تنها با نفی تفرقه میسر است: تو برای وصل کردن آمدی! آن حکایت مثنوی میتواند اشارهی ظریفی به همین معنا باشد.
من خویشاوند نزدیک هر انسانی هستم که خنجری در آستین پنهان نمیکند، نه ابرو در هم میکشد نه لبخندش ترفند تجاوز به حق و نان و سایبان دیگران است. نه ایرانی را به انیرانی ترجیح میدهم نه انیرانی را به ایرانی. من یک لرِ بلوچِ کردِ فارسم، یک فارسیزبان تُرک، یک افریقایی اروپایی استرالیایی آمریکایی آسیاییام، یک سیاهپوست زردپوست سرخپوست سفیدم که نه تنها با خودم و دیگران کمترین مشکلی ندارم، بلکه بدون حضور دیگران، وحشت تنهایی و مرگ را زیر پوستم احساس میکنم. من انسانی هستم در جمع انسانهای دیگر بر سیارهی مقدس زمین، که بدون دیگران معنایی ندارم.
■ از گفتوگو دربارهی هنر و ادبیات؛ گفتگوی احمد شاملو و ناصر حریری |
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
ایدئولوژیهایی که «ما» را به من و تو و او تقسیم میکند مبلغ نابودی انسان است. اندیشهای که جمع شریف انسانی را به پراکندگی میخواند اندیشهای شیطانی است. عروج انسان و جلوسش بر تخت حرمت خویش تنها با نفی تفرقه میسر است: تو برای وصل کردن آمدی! آن حکایت مثنوی میتواند اشارهی ظریفی به همین معنا باشد.
من خویشاوند نزدیک هر انسانی هستم که خنجری در آستین پنهان نمیکند، نه ابرو در هم میکشد نه لبخندش ترفند تجاوز به حق و نان و سایبان دیگران است. نه ایرانی را به انیرانی ترجیح میدهم نه انیرانی را به ایرانی. من یک لرِ بلوچِ کردِ فارسم، یک فارسیزبان تُرک، یک افریقایی اروپایی استرالیایی آمریکایی آسیاییام، یک سیاهپوست زردپوست سرخپوست سفیدم که نه تنها با خودم و دیگران کمترین مشکلی ندارم، بلکه بدون حضور دیگران، وحشت تنهایی و مرگ را زیر پوستم احساس میکنم. من انسانی هستم در جمع انسانهای دیگر بر سیارهی مقدس زمین، که بدون دیگران معنایی ندارم.
■ از گفتوگو دربارهی هنر و ادبیات؛ گفتگوی احمد شاملو و ناصر حریری |
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه 📚
داستان سوم
#پادشاهی_هوشنگ
جهاندار هوشنگ با رای و داد
به جای نیا تاج بر سر نهاد
درست کردن آتش از زدن دوسنگ به یکدیگر وجداکردن آهن از سنگ و ذوب آهن به هوشنگ نسبت داده شده است.
جشن سده که در دهم بهمن ما برگزار میشود یادگار هوشنگ است.
هوشنگ چهل سال با شادکامی سلطنت کرد.
ایرانیان اعتقاد داشتند که پیامبری بر ایشان از سوی خداوند آمده است به نام "داد" و نخستین پیروان آن رسول را پیشدادیان میگویند . وباز میگویند ادریس پیامبر همان هوشنگ بود. قنات ها را او ساخت وگفته های بسیار پیامبر گونه از هوشنگ و کیومرث بجا مانده .
هوشنگ در زمان پیری بعد از نصیحت زیاد به فرزندش طهمورث اورا به جای خود نشاند.
📚 منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه 📚
داستان سوم
#پادشاهی_هوشنگ
جهاندار هوشنگ با رای و داد
به جای نیا تاج بر سر نهاد
درست کردن آتش از زدن دوسنگ به یکدیگر وجداکردن آهن از سنگ و ذوب آهن به هوشنگ نسبت داده شده است.
جشن سده که در دهم بهمن ما برگزار میشود یادگار هوشنگ است.
هوشنگ چهل سال با شادکامی سلطنت کرد.
ایرانیان اعتقاد داشتند که پیامبری بر ایشان از سوی خداوند آمده است به نام "داد" و نخستین پیروان آن رسول را پیشدادیان میگویند . وباز میگویند ادریس پیامبر همان هوشنگ بود. قنات ها را او ساخت وگفته های بسیار پیامبر گونه از هوشنگ و کیومرث بجا مانده .
هوشنگ در زمان پیری بعد از نصیحت زیاد به فرزندش طهمورث اورا به جای خود نشاند.
📚 منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
- چرا سرگذشت و افکارت را نمی نویسی که هم اسباب سرگرمی خودت باشد و هم یادگار خوبی از تو باقی بماند؟
- بعد از آنکه ما مردیم چه اهمیتی دارد که یادگار موهوم ما در کله ی یکدسته میکروب که روی زمین میغلطند بماند یا نه و از کار ما دیگران کیف ببرند یا نبرند.
- ولی شاید چیزهایی هم که نوشته ای بدرد کسی بخورد و بتوانی از این راه خدمتی به مردم و جامعه بکنی.
- اصلا من از کسانی که مبتلا به جنون خدمت به جامعه هستند و به قول فرنگیها گرفتار جنون social servisomanie میباشند و از اینجور چیزها بدم می آید. وانگهی من خود را از آن پرنده ای که درتاریکی شبها ناله میکند سرگشته تر و آواره تر حس میکنم. بااینحال چه راهی میتوانم جلوی پای دیگران بگذارم: این شعر سعدی را شنیده ای که میگوید:
"پرسید کسی ز من که در دور جهان
بهتر ز بهان که بود و مهتر ز مهان؟!
گفتم که کسی نبوده ور بوده کسی
آن بوده که کرده نام نامی پنهان..."
یقین دانسته باش که در این دنیا خاموشی بهترین چیزهاست و آدم باید مثل پرندگان کنار دریا بال و پر خود را بگشاید و تنها بنشیند.
- دراینصورت پس چرا این همه چیز نوشته ای؟!
- من اگر چیزی نوشته ام فقط برای احتیاج نوشتن بوده و محتاج بوده ام. از طرف دیگر فکر میکنم شاید بشود از این راه قدری خودم را بشناسم چون میترسم فردا بمیرم و هنوز خود را نشناخته باشم.
#دارالمجانین
#محمدعلی_جمالزاده
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
- چرا سرگذشت و افکارت را نمی نویسی که هم اسباب سرگرمی خودت باشد و هم یادگار خوبی از تو باقی بماند؟
- بعد از آنکه ما مردیم چه اهمیتی دارد که یادگار موهوم ما در کله ی یکدسته میکروب که روی زمین میغلطند بماند یا نه و از کار ما دیگران کیف ببرند یا نبرند.
- ولی شاید چیزهایی هم که نوشته ای بدرد کسی بخورد و بتوانی از این راه خدمتی به مردم و جامعه بکنی.
- اصلا من از کسانی که مبتلا به جنون خدمت به جامعه هستند و به قول فرنگیها گرفتار جنون social servisomanie میباشند و از اینجور چیزها بدم می آید. وانگهی من خود را از آن پرنده ای که درتاریکی شبها ناله میکند سرگشته تر و آواره تر حس میکنم. بااینحال چه راهی میتوانم جلوی پای دیگران بگذارم: این شعر سعدی را شنیده ای که میگوید:
"پرسید کسی ز من که در دور جهان
بهتر ز بهان که بود و مهتر ز مهان؟!
گفتم که کسی نبوده ور بوده کسی
آن بوده که کرده نام نامی پنهان..."
یقین دانسته باش که در این دنیا خاموشی بهترین چیزهاست و آدم باید مثل پرندگان کنار دریا بال و پر خود را بگشاید و تنها بنشیند.
- دراینصورت پس چرا این همه چیز نوشته ای؟!
- من اگر چیزی نوشته ام فقط برای احتیاج نوشتن بوده و محتاج بوده ام. از طرف دیگر فکر میکنم شاید بشود از این راه قدری خودم را بشناسم چون میترسم فردا بمیرم و هنوز خود را نشناخته باشم.
#دارالمجانین
#محمدعلی_جمالزاده
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
سازنده بشریت ، فقط بشر است.
اگزیستانسیالیسم معتقد است که بشر بدون هیچ اتکا و دستاویزی، بدون هیچ گونه مددی، محکوم است که هر لحظه، بشریّت را بسازد.
"پونژ" در مقاله جالبی می گوید: بشر، آینده بشر است.
این گفته کاملا درست است. ولی اگر از این جمله استنباط شود که چنین آیندهای بر آسمان نقش بسته است، چنین استنباطی غلط است. زیرا به این مفهوم دیگر اطلاق لفظ آینده ممکن نیست. اگر این جمله چنین معنی شود که بشر به هر گونه که به وجود آید ، آینده ای دارد که خود باید بسازد و آینده ای بکر در انتظار اوست، آنگاه به کار بردن کلمه آینده درست است. اما در این حال ، بشر "وانهاده" است.
#اگزیستانسیالیسم_و_اصالت_بشر
#ژان_پل_سارتر
#مصطفی_رحیمی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
سازنده بشریت ، فقط بشر است.
اگزیستانسیالیسم معتقد است که بشر بدون هیچ اتکا و دستاویزی، بدون هیچ گونه مددی، محکوم است که هر لحظه، بشریّت را بسازد.
"پونژ" در مقاله جالبی می گوید: بشر، آینده بشر است.
این گفته کاملا درست است. ولی اگر از این جمله استنباط شود که چنین آیندهای بر آسمان نقش بسته است، چنین استنباطی غلط است. زیرا به این مفهوم دیگر اطلاق لفظ آینده ممکن نیست. اگر این جمله چنین معنی شود که بشر به هر گونه که به وجود آید ، آینده ای دارد که خود باید بسازد و آینده ای بکر در انتظار اوست، آنگاه به کار بردن کلمه آینده درست است. اما در این حال ، بشر "وانهاده" است.
#اگزیستانسیالیسم_و_اصالت_بشر
#ژان_پل_سارتر
#مصطفی_رحیمی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
یک روز "وینستون" متوجه جمعیتی شد که با سر و صدای زیادی در وسط چهارراه تجمع کرده بودند. با خودش گفت شروع شد شروع شد انقلاب شروع شد ، مردم بالاخره طغیان کردند. نزدیک شد، دو زن چاق بر سر یک قابلمه با هم درگیر شده بودند و هریک سعی داشت آن را از دست دیگری درآورد و موهای یکی از آنها بهشدت پریشان شده بود.
یک لحظه هر دو قابلمه را کشیدند و دسته قابلمه کنده شد. وینستون با تنفر آنها را تماشا می کرد. با این حال صدایی که در آن لحظه از حنجره چندصد زن برخاسته بود به طور عجیبی قدرتمند به نظر می رسید! چرا آنها نمیتوانستند همین فریاد را برای موضوعی واقعا مهم سر دهند؟ آنها تا به آگاهی نرسند، طغیان نخواهند کرد، و تا طغیان نکنند به آگاهی نخواهند رسید...
#نوزده_هشتاد_و_چهار ۱۹۸۴
#جورج_اورول
#سیروس_نورآبادی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
یک روز "وینستون" متوجه جمعیتی شد که با سر و صدای زیادی در وسط چهارراه تجمع کرده بودند. با خودش گفت شروع شد شروع شد انقلاب شروع شد ، مردم بالاخره طغیان کردند. نزدیک شد، دو زن چاق بر سر یک قابلمه با هم درگیر شده بودند و هریک سعی داشت آن را از دست دیگری درآورد و موهای یکی از آنها بهشدت پریشان شده بود.
یک لحظه هر دو قابلمه را کشیدند و دسته قابلمه کنده شد. وینستون با تنفر آنها را تماشا می کرد. با این حال صدایی که در آن لحظه از حنجره چندصد زن برخاسته بود به طور عجیبی قدرتمند به نظر می رسید! چرا آنها نمیتوانستند همین فریاد را برای موضوعی واقعا مهم سر دهند؟ آنها تا به آگاهی نرسند، طغیان نخواهند کرد، و تا طغیان نکنند به آگاهی نخواهند رسید...
#نوزده_هشتاد_و_چهار ۱۹۸۴
#جورج_اورول
#سیروس_نورآبادی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#بابک_خرمدین
#بخش_هشتم
قیام در زمان خلافت #مأمون
در سال ۲۰۴ هجری، #مأمون به بغداد رفت و "یحیی بن معاذ" را مأمور سرکوب شورش #بابک کرد. این فرمانده در چندین نبرد خود با بابک هیچ موفقیتی کسب نکرد.
#طبری در فهرست حوادث این سال؛ از شکست های یحیی بن معاذ از بابک یاد کرده است:
"و فی هذه السنة واقع یحیی بن معاذ بابک، فلم یظفر واحد منهما بصاحبه."
پس از آن مأمون نگرانی بیشتر خود را با اعزام پیاپی لشکرهای مجهز به #آذربایجان نشان داد. در ۲۰۵ هجری، "عیسی بن محمد بن ابی خالد" به حکمرانی #ارمنستان و #آذربایجان؛ با مسئولیت سرکوب بابک منصوب شد.
ثم دخلت سنة خمس و مائتین :
..."و فیها ولی المأمون عیسی بن محمد بن أبی خالد أرمينية و أذربيجان و محاربة بابك.. "
اما لشکرش در گذرگاه باریک توسط مردان بابک به دام افتاد و متلاشی شد و ناگزیر به ارمنستان بازگشت.
شکست عیسی از بابک به قول #طبری در ۲۰۶ هجری بوده است.
ثم دخلت سنة ست و مائتين
..."و فيها نَكَبَ بابک بعیسی بن محمد بن أبی خالد."
در ۲۰۹ هجری، #مأمون، "علی بن صدقه" که لقب زریق را داشت به حکمرانی #آذربایجان و #ارمنستان و فرماندهی جنگ علیه بابک منصوب کرد و "احمد بن جنید اسکافی" را به فرماندهی لشکرکشی علیه بابک منصوب کرد.
"و فی هذه السنة ولی المأمون صدقة بن علی المعروف بزریق ارمینیه و اذربیجان و محاربة بابک، و انتدب للقیام بأمره أحمد بن الجنید بن الفرزندی الإسکافی"
"احمد بن جنید" بدست #بابک اسیر شد و در ادامه آن "زریق هم شکست خورد" و #مأمون، ابراهیم لیث بن فضل را مسئول سرکوب شورش بابک کرد.
"ثم رجع احمد بن الجنید بن فرزندي إلی بغداد، ثم رجع إلی الخرمیه، فأسره بابک، فولّی إبراهيم بن الليث بن التجيبي أذربيجان."
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#بابک_خرمدین
#بخش_هشتم
قیام در زمان خلافت #مأمون
در سال ۲۰۴ هجری، #مأمون به بغداد رفت و "یحیی بن معاذ" را مأمور سرکوب شورش #بابک کرد. این فرمانده در چندین نبرد خود با بابک هیچ موفقیتی کسب نکرد.
#طبری در فهرست حوادث این سال؛ از شکست های یحیی بن معاذ از بابک یاد کرده است:
"و فی هذه السنة واقع یحیی بن معاذ بابک، فلم یظفر واحد منهما بصاحبه."
پس از آن مأمون نگرانی بیشتر خود را با اعزام پیاپی لشکرهای مجهز به #آذربایجان نشان داد. در ۲۰۵ هجری، "عیسی بن محمد بن ابی خالد" به حکمرانی #ارمنستان و #آذربایجان؛ با مسئولیت سرکوب بابک منصوب شد.
ثم دخلت سنة خمس و مائتین :
..."و فیها ولی المأمون عیسی بن محمد بن أبی خالد أرمينية و أذربيجان و محاربة بابك.. "
اما لشکرش در گذرگاه باریک توسط مردان بابک به دام افتاد و متلاشی شد و ناگزیر به ارمنستان بازگشت.
شکست عیسی از بابک به قول #طبری در ۲۰۶ هجری بوده است.
ثم دخلت سنة ست و مائتين
..."و فيها نَكَبَ بابک بعیسی بن محمد بن أبی خالد."
در ۲۰۹ هجری، #مأمون، "علی بن صدقه" که لقب زریق را داشت به حکمرانی #آذربایجان و #ارمنستان و فرماندهی جنگ علیه بابک منصوب کرد و "احمد بن جنید اسکافی" را به فرماندهی لشکرکشی علیه بابک منصوب کرد.
"و فی هذه السنة ولی المأمون صدقة بن علی المعروف بزریق ارمینیه و اذربیجان و محاربة بابک، و انتدب للقیام بأمره أحمد بن الجنید بن الفرزندی الإسکافی"
"احمد بن جنید" بدست #بابک اسیر شد و در ادامه آن "زریق هم شکست خورد" و #مأمون، ابراهیم لیث بن فضل را مسئول سرکوب شورش بابک کرد.
"ثم رجع احمد بن الجنید بن فرزندي إلی بغداد، ثم رجع إلی الخرمیه، فأسره بابک، فولّی إبراهيم بن الليث بن التجيبي أذربيجان."
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
خشونت علیه مردان، در جامعهی مردسالار!
قسمت اول
تیتر بالا شاید کمی اغراقگونه به نظر برسد. شاید بسیاری بر این باور باشند که جامعهی مردسالار، بهشت مردها است و دوزخی برای زنها و لاجرم نوشتاری که با تیتر خشونت علیه مردان در چنین جوامعی آغاز شود، یا طنز به نظر برسد و یا به اصطلاح سوسولبازی! البته برای بیشتر مردانی که در ساختن جامعهای با قالب مردسالارانه مشارکت و همسویی دارند، آنقدرها هم دور از واقعیت نیست که جامعه با تمام احکام فرهنگی و قوانین عرفی و شرعی و حقوقیاش جای خوب و ایدهالی است. اما شاید داستان برای تمامی مردانی که در چنین فرهنگ و جامعهای زندگی میکنند اینگونه نباشد. به عبارتی شاید عدهای خارج از این معادله عمومی باشند (گیرم تعدادشان زیاد هم نباشد)، که خودشان در عین زن نبودن، به نحوی قربانی جو حاکم بر مناسبات جنسیتی باشند و فشارهای متنوعی را بابت این عدم همراهی با اکثریت تحمل کنند. شاید تا بهحال حدس زده باشید منظور کدام نوع مردانند: مردانی که پای روی حقوق برحق زنان نمیگذارند.
بیشتر مطالب و مباحثی که تبعیض جنسیتی و پایمال شدن حقوق ِ حداقلی ِ زن در جامعه مردسالار را پیش میکشند، دو سمت یا دو وجه برای بحث خود دارند: زنی که استثمار میشود و حقوق و مطالباتش پایمال میشود و مردی که استثمار میکند و از شرایط و موقعیت و فرهنگ اجتماعی که بر ضد زن است، استفاده یا سواستفاده میکند. اما افراد غایب و فراموش شده در این معادله، مردانی هستند که جزو پایمال کنندهگان حقوق زنان به حساب نمیآیند. کسانی که یا جزو معادله "ظالم- مظلوم" نیستند، و یا آنهایی که نه تنها در این معادله مشارکتی ندارند که به راههای مختلف به این تبعیض و اجحاف واکنش نشان میدهند. دسته اول چنین افرادی، بیشتر مواقع با عنوانهایی چون زنذلیل، بی جربزه، سیبزمینی(کنایه از بیرگ بودن) و ... مورد تمسخر و حتا ترد و نادیده گرفته شدن قرار میگیرند که همگی جلوههایی از خشونت هستند. دسته دوم نیز بیشتر مواقع به عنوان کسانی تحت فشار قرار میگیرند که نیتشان خودشیرینی و تظاهر به روشنفکری است و بیشتر این تلاش و تظاهر را به عنوان توجیهی برای ضعف خود در قدرت قلمداد میکنند!
گمان میکنم مردانی که نقش مرد سلطهگر را، گیرم از روی تواناییهای خاص شخصیتی و فکری و یا عدم توانایی در بازی کردن نقش اجتماعی مردی با ویژگیهای متعارف در جامعه مردسالار گردن نمیگیرند، مقادیر متفاوتی از فشارهای روانی و اجتماعی را متحمل میشوند. و طنز تلخ ماجرا آنجاست که این فشارها گاهی از طرف زنان چنین جامعهای هم صورت میگیرد! پنداری عده قابل توجهی از زنان بارآمده در سیستمهایی که زن را موجود درجه دوم و تحت نظارت و سرپرسی و قیممآبی مردان جا زده است، خود حافظین این تبعیض و اختلاف فاحش حقیقی و حقوقی هستند و هر اقدامی در جهت برهم خوردن وضعیت حاکم را، تهدیدی در جهت ماهیت جا افتاده و هویت شکلگرفته خود میپندارند! چقدر این تصویر کلیشهای در ادبیات داستانی و فیلمهای چنین جوامعی آشنا به نظر میرسد: مادری که فرزند پسرش را به باد نصیحت و انتقاد میگیرد تا در برابر همسرش شدت عمل و به اصطلاح مردانگی بیشتری به خرج دهد و پدری که دخترش را به کرنش و مطیع بودن و شوهرداری پند میدهد!
ادامه دارد...
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
خشونت علیه مردان، در جامعهی مردسالار!
قسمت اول
تیتر بالا شاید کمی اغراقگونه به نظر برسد. شاید بسیاری بر این باور باشند که جامعهی مردسالار، بهشت مردها است و دوزخی برای زنها و لاجرم نوشتاری که با تیتر خشونت علیه مردان در چنین جوامعی آغاز شود، یا طنز به نظر برسد و یا به اصطلاح سوسولبازی! البته برای بیشتر مردانی که در ساختن جامعهای با قالب مردسالارانه مشارکت و همسویی دارند، آنقدرها هم دور از واقعیت نیست که جامعه با تمام احکام فرهنگی و قوانین عرفی و شرعی و حقوقیاش جای خوب و ایدهالی است. اما شاید داستان برای تمامی مردانی که در چنین فرهنگ و جامعهای زندگی میکنند اینگونه نباشد. به عبارتی شاید عدهای خارج از این معادله عمومی باشند (گیرم تعدادشان زیاد هم نباشد)، که خودشان در عین زن نبودن، به نحوی قربانی جو حاکم بر مناسبات جنسیتی باشند و فشارهای متنوعی را بابت این عدم همراهی با اکثریت تحمل کنند. شاید تا بهحال حدس زده باشید منظور کدام نوع مردانند: مردانی که پای روی حقوق برحق زنان نمیگذارند.
بیشتر مطالب و مباحثی که تبعیض جنسیتی و پایمال شدن حقوق ِ حداقلی ِ زن در جامعه مردسالار را پیش میکشند، دو سمت یا دو وجه برای بحث خود دارند: زنی که استثمار میشود و حقوق و مطالباتش پایمال میشود و مردی که استثمار میکند و از شرایط و موقعیت و فرهنگ اجتماعی که بر ضد زن است، استفاده یا سواستفاده میکند. اما افراد غایب و فراموش شده در این معادله، مردانی هستند که جزو پایمال کنندهگان حقوق زنان به حساب نمیآیند. کسانی که یا جزو معادله "ظالم- مظلوم" نیستند، و یا آنهایی که نه تنها در این معادله مشارکتی ندارند که به راههای مختلف به این تبعیض و اجحاف واکنش نشان میدهند. دسته اول چنین افرادی، بیشتر مواقع با عنوانهایی چون زنذلیل، بی جربزه، سیبزمینی(کنایه از بیرگ بودن) و ... مورد تمسخر و حتا ترد و نادیده گرفته شدن قرار میگیرند که همگی جلوههایی از خشونت هستند. دسته دوم نیز بیشتر مواقع به عنوان کسانی تحت فشار قرار میگیرند که نیتشان خودشیرینی و تظاهر به روشنفکری است و بیشتر این تلاش و تظاهر را به عنوان توجیهی برای ضعف خود در قدرت قلمداد میکنند!
گمان میکنم مردانی که نقش مرد سلطهگر را، گیرم از روی تواناییهای خاص شخصیتی و فکری و یا عدم توانایی در بازی کردن نقش اجتماعی مردی با ویژگیهای متعارف در جامعه مردسالار گردن نمیگیرند، مقادیر متفاوتی از فشارهای روانی و اجتماعی را متحمل میشوند. و طنز تلخ ماجرا آنجاست که این فشارها گاهی از طرف زنان چنین جامعهای هم صورت میگیرد! پنداری عده قابل توجهی از زنان بارآمده در سیستمهایی که زن را موجود درجه دوم و تحت نظارت و سرپرسی و قیممآبی مردان جا زده است، خود حافظین این تبعیض و اختلاف فاحش حقیقی و حقوقی هستند و هر اقدامی در جهت برهم خوردن وضعیت حاکم را، تهدیدی در جهت ماهیت جا افتاده و هویت شکلگرفته خود میپندارند! چقدر این تصویر کلیشهای در ادبیات داستانی و فیلمهای چنین جوامعی آشنا به نظر میرسد: مادری که فرزند پسرش را به باد نصیحت و انتقاد میگیرد تا در برابر همسرش شدت عمل و به اصطلاح مردانگی بیشتری به خرج دهد و پدری که دخترش را به کرنش و مطیع بودن و شوهرداری پند میدهد!
ادامه دارد...
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
خشونت علیه مردان در جامعه مردسالار!
قسمت دوم
کوتاه سخن؛ به گمان من برای اصلاح فرهنگی که شکلهای مختلفی از تبعیض و ستم را به زنها تحمیل میکند، توجه به کاستن از تعداد مردان متجاوز به حقوق انسانی و برحق زنها، لازم است اما کافی نیست. در کنار توجه به افزودن بر توان و جسارت زن برای برهم زدن این معادله که دیگر نقش قربانی و مظلوم را بازی نکند، توجه و حمایت از مردانی که وارد این معادله نمیشوند، میتواند توان حرکتی ِ این مبارزههای اصلاحطلبانه را قوت و توان بیشتری ببخشد.
به عبارتی باید خودمان را به عنوان شهروندی که شاید مقیم جامعهای مردسالار است، جوری تربیت کنیم که نه تنها جزوی از این فرهنگ متجاوز و ستمگرانه که جنسیت را سنگ محک قضاوت درباره میزان ارزش انسانی قلمداد میکند نباشیم، که در صورت مواجه شدن با مردی که در خانه ظرف میشوید و غذا میپزد و سفره جمع میکند و کهنه بچه عوض میکند و گاهی به نفع تمایل و خواسته همسرش از خواسته و منافع خودش چشم میپوشد و به طور کلی در تمامی جنبهها حقوقی و حقیقی، خود را برابر و مساوی با همسر و مادر و خواهر و دختر خود قلمداد میکند، نه زبانی به تمسخر و شوخی باز کنیم و نه حتا در فکرمان تعجب کنیم و صحنه برایمان غیرعادی جلوه کند. که اگرهم چنین کردیم و چنان اندیشیدیم، یادمان باشد که ویروسهای فرهنگی به سادگی قابل زدوده شدن و از بین رفتن کامل نیستند و تغییر الگوهای قدیمی فکری و عادتهای دیرپای رفتاری نیاز به ممارست و گوش به زنگی و تمرین دارد. گاهی شاید بد نباشد که حواسمان به زنجیرهایی که بر فکر و اندیشه داریم باشد. زنجیرهایی که بسیار نامرئیتر و نامحسوستر از آنند که اثرگذاری و تعیینکنندگی واقعی و قابل توجهشان را حس کنیم.
اگر طالب جهانی زیستنیتر و زندگیای بامعناتر باشیم، و اگر شما هم چون من به شعار"زندگی کن و بگذار زندگی کنند" باور دارید، نه تنها خارج شدن از بازی تبعیض آمیز مرد- زن و جزوی از دو نقش"ظالم – مظلوم" نبودن، که عدم بیتفاوتی و انفعال دربرابر حقوق پایمال شدهی زنان که بعد از حقوق بر حق کودکان، بیشتر ظلم و ستم را در تاریخ بشری متحمل شدهاند، یکی از اصلیترین تغییراتی است که باید در فرهنگ جمعی و نظام باورهای فردیمان ایجاد کنیم.
#سعید_صدقی
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
خشونت علیه مردان در جامعه مردسالار!
قسمت دوم
کوتاه سخن؛ به گمان من برای اصلاح فرهنگی که شکلهای مختلفی از تبعیض و ستم را به زنها تحمیل میکند، توجه به کاستن از تعداد مردان متجاوز به حقوق انسانی و برحق زنها، لازم است اما کافی نیست. در کنار توجه به افزودن بر توان و جسارت زن برای برهم زدن این معادله که دیگر نقش قربانی و مظلوم را بازی نکند، توجه و حمایت از مردانی که وارد این معادله نمیشوند، میتواند توان حرکتی ِ این مبارزههای اصلاحطلبانه را قوت و توان بیشتری ببخشد.
به عبارتی باید خودمان را به عنوان شهروندی که شاید مقیم جامعهای مردسالار است، جوری تربیت کنیم که نه تنها جزوی از این فرهنگ متجاوز و ستمگرانه که جنسیت را سنگ محک قضاوت درباره میزان ارزش انسانی قلمداد میکند نباشیم، که در صورت مواجه شدن با مردی که در خانه ظرف میشوید و غذا میپزد و سفره جمع میکند و کهنه بچه عوض میکند و گاهی به نفع تمایل و خواسته همسرش از خواسته و منافع خودش چشم میپوشد و به طور کلی در تمامی جنبهها حقوقی و حقیقی، خود را برابر و مساوی با همسر و مادر و خواهر و دختر خود قلمداد میکند، نه زبانی به تمسخر و شوخی باز کنیم و نه حتا در فکرمان تعجب کنیم و صحنه برایمان غیرعادی جلوه کند. که اگرهم چنین کردیم و چنان اندیشیدیم، یادمان باشد که ویروسهای فرهنگی به سادگی قابل زدوده شدن و از بین رفتن کامل نیستند و تغییر الگوهای قدیمی فکری و عادتهای دیرپای رفتاری نیاز به ممارست و گوش به زنگی و تمرین دارد. گاهی شاید بد نباشد که حواسمان به زنجیرهایی که بر فکر و اندیشه داریم باشد. زنجیرهایی که بسیار نامرئیتر و نامحسوستر از آنند که اثرگذاری و تعیینکنندگی واقعی و قابل توجهشان را حس کنیم.
اگر طالب جهانی زیستنیتر و زندگیای بامعناتر باشیم، و اگر شما هم چون من به شعار"زندگی کن و بگذار زندگی کنند" باور دارید، نه تنها خارج شدن از بازی تبعیض آمیز مرد- زن و جزوی از دو نقش"ظالم – مظلوم" نبودن، که عدم بیتفاوتی و انفعال دربرابر حقوق پایمال شدهی زنان که بعد از حقوق بر حق کودکان، بیشتر ظلم و ستم را در تاریخ بشری متحمل شدهاند، یکی از اصلیترین تغییراتی است که باید در فرهنگ جمعی و نظام باورهای فردیمان ایجاد کنیم.
#سعید_صدقی
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه 📚
داستان چهارم
#پادشاهی_طهمورث
پسر بد مر او را یکی هوشمند
گرانمایه طهمورث دیو بند
طهمورث اندیشه ای تازه آورد ،نخست اینکه به آیین کسی کار نداشت. همه در کیش خود آزاد بودند و می بایست پیمان میکردند که از راه راستی پا بیرون ننهند. در زمان او خشکسالی بزرگی رخ داد ولی دستور داد دارایان به ندارها کمک کند.
او شهر اصفهان را بنیاد کرد.
طهمورث حیوانات را اهلی کرد و دیوان به او حسد کردند و با سپاهی به جنگش آمدند. او دیوان را شکست داد و دیوان اسیر را مجبور کرد که خواندن و نوشتن را به مردم یاد بدهند.
طهمورث از خود سرزمینی به جا گذاشت که زیستن در آن آرزوی هر انسان نیک بود. چون طهمورث در گذشت جمشید فرزند او برجای پدر نشست.
📚 منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه 📚
داستان چهارم
#پادشاهی_طهمورث
پسر بد مر او را یکی هوشمند
گرانمایه طهمورث دیو بند
طهمورث اندیشه ای تازه آورد ،نخست اینکه به آیین کسی کار نداشت. همه در کیش خود آزاد بودند و می بایست پیمان میکردند که از راه راستی پا بیرون ننهند. در زمان او خشکسالی بزرگی رخ داد ولی دستور داد دارایان به ندارها کمک کند.
او شهر اصفهان را بنیاد کرد.
طهمورث حیوانات را اهلی کرد و دیوان به او حسد کردند و با سپاهی به جنگش آمدند. او دیوان را شکست داد و دیوان اسیر را مجبور کرد که خواندن و نوشتن را به مردم یاد بدهند.
طهمورث از خود سرزمینی به جا گذاشت که زیستن در آن آرزوی هر انسان نیک بود. چون طهمورث در گذشت جمشید فرزند او برجای پدر نشست.
📚 منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
تفاوت مدیریت و مدیریت کاسبان دین
جمعیت
ژاپن : ١۴٨ میلیون ( 1.62 برابر )
ایران : ٨٠ میلیون
پرونده های قضایی
ژاپن : ٩٠٠ هزار پرونده
ایران : ١۵ میلیون پرونده ( 16 برابر )
تعداد زندانیان
ژاپن : ٦٣ هزار نفر
ایران : ٢۵٠ هزار نفر ( 4 برابر )
با این که جمعیت ژاپن نزدیک به دو برابر ماست اما تعداد پروندههای قضایی و زندانیان در ایران چندین برابر ژاپن است این در حالیست که ما در طول ۴٠ سال اخیر نزدیک به ١۵ میلیارد دلار صرف تبلیغات اسلامی کردیم تا مردم دزدی نکنند ولی آنجا نیازی به این بودجهها نیست چون وقتی مسئولان کشور دزد و فاسد نیستند قاعدتا مردم کشورشان هم از آنها الگوبرداری رفتاری می کنند
تولید ناخالص داخلی
ژاپن : ۵ تریلیون دلار ( 10 برابر )
ایران : نیم تریلیون دلار
تمام اقتصاد کشور ژاپن به بخش خصوصی واگذار شده است و دولتها فقط مسئول برقراری امنیت و نظم اجتماعی هستند . سپاه و یا شرکت های وابسته به حکومت نیز رقیب بخش خصوصی نبوده که اقتصاد تنها در دست عده ای محدود باشد.
تعداد مدیران دولتی
ژاپن : ١٢ هزار نفر
ایران : ٢۴٧ هزار نفر ( 20 برابر )
اقتصاد ژاپن ١٠ برابر اقتصاد ماست اما تعداد مدیران دولتی در ایران ٢٠ برابر ژاپن است . یعنی در ژاپن به ازای هر ١٠ هزار نفر یک مدیر دارند ولی در ایران به ازای هر 320 نفر یک مدیر داریم
نمره شاخص فساد از ١٠٠
ژاپن : ٩١ نمره
ایران= ١٢ نمره
بهترين و پيشرفتهترين راهكار مبارزه با فساد از هر نوع و توسط هر مقامی آزادی بيان و آزادی مطبوعات است ، درباره مبارزه با مفاسد اجتماعی و اقتصادی بسيار گفتند اما تصور کنید به جای این همه سمینار مبارزه با فساد ، مسئولين خود را در یک اتاق شيشهای و در معرض تماشای ميليونها چشم احساس کنند آنگاه قطعا دیگر دست از پا خطا نخواهند کرد و با همین راهکار ساده اقتصاد ژاپن یکی از 20 اقتصاد شفاف و سالم جهان است اما آقایان که سالانه هزاران میلیارد صرف بودجۀ حوزههای علمیه و دین شناسی و اسلام شناسی میکنند یکی از 15 اقتصاد فاسد جهان هستند!!
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
تفاوت مدیریت و مدیریت کاسبان دین
جمعیت
ژاپن : ١۴٨ میلیون ( 1.62 برابر )
ایران : ٨٠ میلیون
پرونده های قضایی
ژاپن : ٩٠٠ هزار پرونده
ایران : ١۵ میلیون پرونده ( 16 برابر )
تعداد زندانیان
ژاپن : ٦٣ هزار نفر
ایران : ٢۵٠ هزار نفر ( 4 برابر )
با این که جمعیت ژاپن نزدیک به دو برابر ماست اما تعداد پروندههای قضایی و زندانیان در ایران چندین برابر ژاپن است این در حالیست که ما در طول ۴٠ سال اخیر نزدیک به ١۵ میلیارد دلار صرف تبلیغات اسلامی کردیم تا مردم دزدی نکنند ولی آنجا نیازی به این بودجهها نیست چون وقتی مسئولان کشور دزد و فاسد نیستند قاعدتا مردم کشورشان هم از آنها الگوبرداری رفتاری می کنند
تولید ناخالص داخلی
ژاپن : ۵ تریلیون دلار ( 10 برابر )
ایران : نیم تریلیون دلار
تمام اقتصاد کشور ژاپن به بخش خصوصی واگذار شده است و دولتها فقط مسئول برقراری امنیت و نظم اجتماعی هستند . سپاه و یا شرکت های وابسته به حکومت نیز رقیب بخش خصوصی نبوده که اقتصاد تنها در دست عده ای محدود باشد.
تعداد مدیران دولتی
ژاپن : ١٢ هزار نفر
ایران : ٢۴٧ هزار نفر ( 20 برابر )
اقتصاد ژاپن ١٠ برابر اقتصاد ماست اما تعداد مدیران دولتی در ایران ٢٠ برابر ژاپن است . یعنی در ژاپن به ازای هر ١٠ هزار نفر یک مدیر دارند ولی در ایران به ازای هر 320 نفر یک مدیر داریم
نمره شاخص فساد از ١٠٠
ژاپن : ٩١ نمره
ایران= ١٢ نمره
بهترين و پيشرفتهترين راهكار مبارزه با فساد از هر نوع و توسط هر مقامی آزادی بيان و آزادی مطبوعات است ، درباره مبارزه با مفاسد اجتماعی و اقتصادی بسيار گفتند اما تصور کنید به جای این همه سمینار مبارزه با فساد ، مسئولين خود را در یک اتاق شيشهای و در معرض تماشای ميليونها چشم احساس کنند آنگاه قطعا دیگر دست از پا خطا نخواهند کرد و با همین راهکار ساده اقتصاد ژاپن یکی از 20 اقتصاد شفاف و سالم جهان است اما آقایان که سالانه هزاران میلیارد صرف بودجۀ حوزههای علمیه و دین شناسی و اسلام شناسی میکنند یکی از 15 اقتصاد فاسد جهان هستند!!
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
وقتی پای صحبت کله گنده ها می نشینی به این فکر می افتی که منظور از جنگ، حفظ خداپرستی، حفظ عفت و عصمت، حفظ خوبی و از این حرفاست؛ اما وقتی خوب فکر میکنی، می بینی که آنها هم دیوانه تر از من و تو نیستند. "برای جیب می جنگند."
اگر غیر از این بود، اگر جنگ هیچ منفعتی نداشت، مردم بیچاره ای مثل من دیگر جنگ نمی کردند.
#ننه_دلاور_و_فرزندان_او
#برتولت_برشت
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
وقتی پای صحبت کله گنده ها می نشینی به این فکر می افتی که منظور از جنگ، حفظ خداپرستی، حفظ عفت و عصمت، حفظ خوبی و از این حرفاست؛ اما وقتی خوب فکر میکنی، می بینی که آنها هم دیوانه تر از من و تو نیستند. "برای جیب می جنگند."
اگر غیر از این بود، اگر جنگ هیچ منفعتی نداشت، مردم بیچاره ای مثل من دیگر جنگ نمی کردند.
#ننه_دلاور_و_فرزندان_او
#برتولت_برشت
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
اینکه گفته اند : «ملا شدن آسان است و آدم شدن مشکل» حقیقتی است؛ خصوصاً از جهت زندگی استادان و مربیان و معلمان. چون تنها سواد نیست که آدمی را برتری میدهد و مقبول خلق میسازد؛ بلکه آن خوی آدمی و انسانیت و مردمی است که شخصیت استاد را در جامعه بالا میبرد و چیزی به او میبخشد که «فضیلت» نام دارد، نه «دانش» !
استاد باستانی پاریزی
از کتاب آسیای هفت سنگ
سوم دی ماه زاد روز استاد پاریزی گرامی باد 😊❤️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
اینکه گفته اند : «ملا شدن آسان است و آدم شدن مشکل» حقیقتی است؛ خصوصاً از جهت زندگی استادان و مربیان و معلمان. چون تنها سواد نیست که آدمی را برتری میدهد و مقبول خلق میسازد؛ بلکه آن خوی آدمی و انسانیت و مردمی است که شخصیت استاد را در جامعه بالا میبرد و چیزی به او میبخشد که «فضیلت» نام دارد، نه «دانش» !
استاد باستانی پاریزی
از کتاب آسیای هفت سنگ
سوم دی ماه زاد روز استاد پاریزی گرامی باد 😊❤️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
📖 آلبرت انیشتن و خدا
⬅ انیشتن به مذهب و خدای ادیان بزرگ هیچ اعتقادی نداشت.
⬅ انیشتن معتقد بود رشد علم به کاهش موهوم پرستی منجر خواهد شد.
پژوهش های محققان بر روی مغز انیشتن که در آزمایشگاه صورت گرفت نشان داد که وی از لحاظ هوشی نمره ی 162 از 164 را داشته و در واقع از نوادر تاریخ علم است. این سطح از هوش، بسیاری از متفکران عالم را بر این داشته است که درباره ی اعتقادات شخصی انیشتن در مورد خدا و ماوراالطبیعه کنجکاوی کنند.
انیشتن در کتاب "جهانی که من میبینم" ( The world as i see it (1949 باورهای شخصی اش درباره ی مذهب را به وضوح بیان کرده است. چیزی که مسلم است این است که این نابغه ی فیزیک، اصولا تصوری کاملا متفاوت از مذاهب نسبت به جهان داشته است. انیشتن در کتابش درباره ی مذهب چنین مینویسد:
"برای یک انسان اولیه ترس از مرگ، ترس از گرسنگی، ترس از بیماری و ترس از حیوانات وحشی ایجاد کننده ی زمینه ی مذهبی است. در این مرحله از درک حیات وابستگی های سببی انسان اولیه به خوبی توسعه نیافته است و برای خود کمابیش موجودات مشابهی میسازد که آرزوها و عملکردهایش این ترس را به شادی تبدیل میکند. این مسئله با انجام اعمالی نظیر قربانی کردن و تقدیم هدایا(صدقه) حل میشود. این رسوم از نسلی به نسل دیگر میرسد و با توجه به شرایط زمانی و مکانی تغییر می یابد، گاهی هم تعدیل میشود تا بیشتر با زندگی فانی بشری توافق داشته باشد. اکنون بحث من راجع به مذهب ترس است. این مذهب...توسط گروه کاهنان فرقه ی مخصوصی و با اهمیت زیادی پابرجاست. پیشوایان مذهبی و قانون گذاران سیاسی سبب عمومی برای ذینفع بودن خودشان درست میکنند. در واقع، منبع دیگری از خصیصه ی اجتماعی بشر، تبلورات مذهب است. پدران، مادران و رهبران جوامع بشری بزرگ، فناپذیر و جایزالخطا هستند." (انیشتن، 1395، 42-43)
انیشتن با تصور خدایی که بشر را تهدید میکند یا وعده ی پاداش و عذاب میدهد موافق نیست و در انتقاد به این نوع دیدگاه مینویسد:
"کسی که به گردش جهان از نظر قانون علمی معتقد است، برای یک لحظه هم نمیتواند تصور کند که شاید موجودی در بستر حوادث مانعی ایجاد کند و به همین علت قانون علیت را جدی و مهم تلقی میکند. فردی با این طرز تفکر و عقیده، نه به درد مذهب ترس میخورد و نه برای مذاهب اجتماعی و اخلاقی استفاده ایی دارد. خدایی که پاداش و جزا میدهد، اصولا به فهم چنین فردی راه نمی یابد زیرا او به سادگی تمام باور دارد که اعمال بشر از ملزومات و عوامل داخلی و خارجی سرچشمه می گیرد بنابراین در پیشگاه خدا مسول نمی باشد." (انیشتن، 1395، 45)
انیشتن با تاکید بر اینکه انسانها باید فرهنگ اخلاقی و انسان دوستی را در بین خود پرورش دهند و از روشهای ضعیف دینی فاصله بگیرند مینویسد:
"رفتار اخلاقی مردم، باید بر اساس همدردی، فرهنگ و آموزش باشد. رفتار انسانی که به امید پاداش یا بیم از عقاب پس از مرگ باشد، براستی که روش خیلی ضعیفی دارد." (انیشتن، 1395، 45)
دانیل اسمیت در کتاب "چطور مثل انیشتن فکر کنیم؟How to think like Einstein 2013 درباره ی اعتقادات شخصی انیشتن درباره ی خدا چنین مینویسد:
"چیزی که انیشتن باور نداشت خدایی بود که بر فراز ابرها نشسته و در همه چیز حتی به فعالیتهای بشر نظارت میکند." (اسمیت، 1395، 130)
اسمیت در ادامه ی این کتاب به یکی از نامه های انیشتن اشاره میکند که در آن چنین نوشته است: "من نمیتوانم به یک خدای شخصی باور داشته باشم که مستقیما در اعمال همه ی انسانها دخالت میکند و در مورد آنچه توسط مخلوقاتش انجام میشود به قضاوت مینشیند." (اسمیت، 1395، 130)
اسمیت در ادامه ی کتابش، به دوری روزافزون انیشتن از باورهای مذهبی و امید وی به پیشرفت علم اشاره کرده و مینویسد:
"انیشتن روز به روز از مذهبی که در کتابهای دینی بر آن تکیه میشد و درباره ی ترس از زندگی پس از مرگ اغراق میکرد فاصله میگرفت...انیشتن باور داشت که دانش بشری گام به گام به کشف اسرار این دنیای مرموز نزدیک تر خواهد شد. در واقع انیشتن معتقد بود پژوهش های علمی میتوانند با تشویق مردم به اندیشیدن و توجه بیشتر به روابط علی و معلولی حاکم به آنچه مشاهده میکنند موجب کاهش موهوم پرستی مردم شوند." (اسمیت، 1395، 132-133)
#منابع:
📙جهانی که من می بینم، آلبرت انیشتن، ترجمه ی طاهره عباسی، انتشارات یوبان، 1395
📙چگونه مثل انیشتن فکر کنیم؟، دانیل اسمیت، ترجمه ی دکتر سیامک دشتی، انتشارات ایران بان، 1395
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
📖 آلبرت انیشتن و خدا
⬅ انیشتن به مذهب و خدای ادیان بزرگ هیچ اعتقادی نداشت.
⬅ انیشتن معتقد بود رشد علم به کاهش موهوم پرستی منجر خواهد شد.
پژوهش های محققان بر روی مغز انیشتن که در آزمایشگاه صورت گرفت نشان داد که وی از لحاظ هوشی نمره ی 162 از 164 را داشته و در واقع از نوادر تاریخ علم است. این سطح از هوش، بسیاری از متفکران عالم را بر این داشته است که درباره ی اعتقادات شخصی انیشتن در مورد خدا و ماوراالطبیعه کنجکاوی کنند.
انیشتن در کتاب "جهانی که من میبینم" ( The world as i see it (1949 باورهای شخصی اش درباره ی مذهب را به وضوح بیان کرده است. چیزی که مسلم است این است که این نابغه ی فیزیک، اصولا تصوری کاملا متفاوت از مذاهب نسبت به جهان داشته است. انیشتن در کتابش درباره ی مذهب چنین مینویسد:
"برای یک انسان اولیه ترس از مرگ، ترس از گرسنگی، ترس از بیماری و ترس از حیوانات وحشی ایجاد کننده ی زمینه ی مذهبی است. در این مرحله از درک حیات وابستگی های سببی انسان اولیه به خوبی توسعه نیافته است و برای خود کمابیش موجودات مشابهی میسازد که آرزوها و عملکردهایش این ترس را به شادی تبدیل میکند. این مسئله با انجام اعمالی نظیر قربانی کردن و تقدیم هدایا(صدقه) حل میشود. این رسوم از نسلی به نسل دیگر میرسد و با توجه به شرایط زمانی و مکانی تغییر می یابد، گاهی هم تعدیل میشود تا بیشتر با زندگی فانی بشری توافق داشته باشد. اکنون بحث من راجع به مذهب ترس است. این مذهب...توسط گروه کاهنان فرقه ی مخصوصی و با اهمیت زیادی پابرجاست. پیشوایان مذهبی و قانون گذاران سیاسی سبب عمومی برای ذینفع بودن خودشان درست میکنند. در واقع، منبع دیگری از خصیصه ی اجتماعی بشر، تبلورات مذهب است. پدران، مادران و رهبران جوامع بشری بزرگ، فناپذیر و جایزالخطا هستند." (انیشتن، 1395، 42-43)
انیشتن با تصور خدایی که بشر را تهدید میکند یا وعده ی پاداش و عذاب میدهد موافق نیست و در انتقاد به این نوع دیدگاه مینویسد:
"کسی که به گردش جهان از نظر قانون علمی معتقد است، برای یک لحظه هم نمیتواند تصور کند که شاید موجودی در بستر حوادث مانعی ایجاد کند و به همین علت قانون علیت را جدی و مهم تلقی میکند. فردی با این طرز تفکر و عقیده، نه به درد مذهب ترس میخورد و نه برای مذاهب اجتماعی و اخلاقی استفاده ایی دارد. خدایی که پاداش و جزا میدهد، اصولا به فهم چنین فردی راه نمی یابد زیرا او به سادگی تمام باور دارد که اعمال بشر از ملزومات و عوامل داخلی و خارجی سرچشمه می گیرد بنابراین در پیشگاه خدا مسول نمی باشد." (انیشتن، 1395، 45)
انیشتن با تاکید بر اینکه انسانها باید فرهنگ اخلاقی و انسان دوستی را در بین خود پرورش دهند و از روشهای ضعیف دینی فاصله بگیرند مینویسد:
"رفتار اخلاقی مردم، باید بر اساس همدردی، فرهنگ و آموزش باشد. رفتار انسانی که به امید پاداش یا بیم از عقاب پس از مرگ باشد، براستی که روش خیلی ضعیفی دارد." (انیشتن، 1395، 45)
دانیل اسمیت در کتاب "چطور مثل انیشتن فکر کنیم؟How to think like Einstein 2013 درباره ی اعتقادات شخصی انیشتن درباره ی خدا چنین مینویسد:
"چیزی که انیشتن باور نداشت خدایی بود که بر فراز ابرها نشسته و در همه چیز حتی به فعالیتهای بشر نظارت میکند." (اسمیت، 1395، 130)
اسمیت در ادامه ی این کتاب به یکی از نامه های انیشتن اشاره میکند که در آن چنین نوشته است: "من نمیتوانم به یک خدای شخصی باور داشته باشم که مستقیما در اعمال همه ی انسانها دخالت میکند و در مورد آنچه توسط مخلوقاتش انجام میشود به قضاوت مینشیند." (اسمیت، 1395، 130)
اسمیت در ادامه ی کتابش، به دوری روزافزون انیشتن از باورهای مذهبی و امید وی به پیشرفت علم اشاره کرده و مینویسد:
"انیشتن روز به روز از مذهبی که در کتابهای دینی بر آن تکیه میشد و درباره ی ترس از زندگی پس از مرگ اغراق میکرد فاصله میگرفت...انیشتن باور داشت که دانش بشری گام به گام به کشف اسرار این دنیای مرموز نزدیک تر خواهد شد. در واقع انیشتن معتقد بود پژوهش های علمی میتوانند با تشویق مردم به اندیشیدن و توجه بیشتر به روابط علی و معلولی حاکم به آنچه مشاهده میکنند موجب کاهش موهوم پرستی مردم شوند." (اسمیت، 1395، 132-133)
#منابع:
📙جهانی که من می بینم، آلبرت انیشتن، ترجمه ی طاهره عباسی، انتشارات یوبان، 1395
📙چگونه مثل انیشتن فکر کنیم؟، دانیل اسمیت، ترجمه ی دکتر سیامک دشتی، انتشارات ایران بان، 1395
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
انیشتن در1929درمصاحبه ایی با روزنامه ی نیویورک تایمز گفت:من به خدای اسپینوزا اعتقاد دارم یعنی خدایی که درقوانین هماهنگ، جهان های خودرا می نمایاند،نه به یک خدای شخصی که تنها نگران اعمال بشر است.
@flith
@flith
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه 📚
داستان پنجم
#پادشاهی_جمشید
گرانمایه جمشید فرزند او
کمر بست یکدل پر از پند او
درخت نیکی و دانش که طهمورث کاشته بود در زمان جمشید ببار نشست و میوه های گوناگون خوشبختی را برای مردم ببار آورد.
جمشید پنجاه سال دست به آهن داشت و آنرا چون موم نرم بهر سو گردانید و به مردم در عصر شکوفایی آهن،آهنگری آموخت. پنجاه سال دیگر کار جامه تافتن و بافتن به مردم آموخت.
پنجاه سال دیگر دستور داد که کار دین را کاتوزیان سامان دادند،جمشید آنها را به کوه برد ، از مردم جدایشان کرد وگفت: کارتان پرستش خدا باشد. وبدین ترتیب دین را از حکومت جدا کرد. جنگاوران را بنام نیساریان سازمان داد و گروه دیگر را به سه بخش کرد تا بکارند و خود کشاورزی کرده و خود بدروند.
گروه دیگر صاحبان پیشه که کارشان نه تعطیل بردار ونه تنبلی پذیر بود.
سپس دیوان را فرمان داد تا خاک را با آب گل کنند ،خشت زنند و با سنگ و گچ دیوار درست کنند . برای اولین بار که انسان در بناسازی از هندسه بهره گرفت در دوران جمشید بود.
مردمان غار نشین،خانه و گرمابه ساختند و کم کم کاخ های بلند و ایوانهای بی گزند ایجاد کردند.
خداوند جمشید را یاری کرد تا از لابه لای سنگ گوهر،
سیم وزر استخراج کند و بوی خوش وعطر بسازد. پزشکی ودرمان را به مردم آموخت. کشتی ساخت و از کشوری به کشور دیگر از آب گذر کرد.
چون به یاری خدا تمام این کارها را انجام داد و نبودها را پدید آورد خودپسندی بر او چیره شدو به گیتی جز از خویشتن کس ندید.
این بود که پایش را از گلیم خود فراتر نهاده فرمان داد تختی از زر و گوهر برایش ساختند . هر زمانکه اراده میکرد بر آن می نشست و دیو ها تخت او را بدوش گرفته و بر آسمان بلند پرواز میکردند.
یکی از همین روزها در بازگشت به زمین مردم به پای او جواهر نثار کردند و جشن گرفتند وآن رور را "نوروز" نام نهادند و پس از آن هر سال آن روز را تا به امروز جشن گرفتند.
از آن روز سیصد سال مردم در ناز و نعمت و رفاه بودند. دیوان و بدکاران از راه کج برگشته و به مردم خدمت میکردند. جمشید سراپا نشانه ای از پاکی و خوبی شده بود.
اما اهریمن اورا وسوسه کرد تا آنجا که جمشید خود را خدا دانست .
بیست وسه سال گذشت، بیست وسه سالی که جمشید از پروردگار گسست و خود را "خدایگان" جهان آفرین خواند و در آن مدت تمام سپاه از اطراف او پراکنده شدند و کار ها در هم ریخت. بلاخره روز به روز فره ایزدی از او بیشتر کناره میگرفت و همان سپاهیان از اطراف او پراکنده شده بودند و ضحاک تازی عرب را کمک کردند که بر او چیره شود.
📚 منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه 📚
داستان پنجم
#پادشاهی_جمشید
گرانمایه جمشید فرزند او
کمر بست یکدل پر از پند او
درخت نیکی و دانش که طهمورث کاشته بود در زمان جمشید ببار نشست و میوه های گوناگون خوشبختی را برای مردم ببار آورد.
جمشید پنجاه سال دست به آهن داشت و آنرا چون موم نرم بهر سو گردانید و به مردم در عصر شکوفایی آهن،آهنگری آموخت. پنجاه سال دیگر کار جامه تافتن و بافتن به مردم آموخت.
پنجاه سال دیگر دستور داد که کار دین را کاتوزیان سامان دادند،جمشید آنها را به کوه برد ، از مردم جدایشان کرد وگفت: کارتان پرستش خدا باشد. وبدین ترتیب دین را از حکومت جدا کرد. جنگاوران را بنام نیساریان سازمان داد و گروه دیگر را به سه بخش کرد تا بکارند و خود کشاورزی کرده و خود بدروند.
گروه دیگر صاحبان پیشه که کارشان نه تعطیل بردار ونه تنبلی پذیر بود.
سپس دیوان را فرمان داد تا خاک را با آب گل کنند ،خشت زنند و با سنگ و گچ دیوار درست کنند . برای اولین بار که انسان در بناسازی از هندسه بهره گرفت در دوران جمشید بود.
مردمان غار نشین،خانه و گرمابه ساختند و کم کم کاخ های بلند و ایوانهای بی گزند ایجاد کردند.
خداوند جمشید را یاری کرد تا از لابه لای سنگ گوهر،
سیم وزر استخراج کند و بوی خوش وعطر بسازد. پزشکی ودرمان را به مردم آموخت. کشتی ساخت و از کشوری به کشور دیگر از آب گذر کرد.
چون به یاری خدا تمام این کارها را انجام داد و نبودها را پدید آورد خودپسندی بر او چیره شدو به گیتی جز از خویشتن کس ندید.
این بود که پایش را از گلیم خود فراتر نهاده فرمان داد تختی از زر و گوهر برایش ساختند . هر زمانکه اراده میکرد بر آن می نشست و دیو ها تخت او را بدوش گرفته و بر آسمان بلند پرواز میکردند.
یکی از همین روزها در بازگشت به زمین مردم به پای او جواهر نثار کردند و جشن گرفتند وآن رور را "نوروز" نام نهادند و پس از آن هر سال آن روز را تا به امروز جشن گرفتند.
از آن روز سیصد سال مردم در ناز و نعمت و رفاه بودند. دیوان و بدکاران از راه کج برگشته و به مردم خدمت میکردند. جمشید سراپا نشانه ای از پاکی و خوبی شده بود.
اما اهریمن اورا وسوسه کرد تا آنجا که جمشید خود را خدا دانست .
بیست وسه سال گذشت، بیست وسه سالی که جمشید از پروردگار گسست و خود را "خدایگان" جهان آفرین خواند و در آن مدت تمام سپاه از اطراف او پراکنده شدند و کار ها در هم ریخت. بلاخره روز به روز فره ایزدی از او بیشتر کناره میگرفت و همان سپاهیان از اطراف او پراکنده شده بودند و ضحاک تازی عرب را کمک کردند که بر او چیره شود.
📚 منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️