@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#بابک_خرمدین
#بخش_هفتم
آغاز قیام خرمدینان به رهبری بابک
در بیشتر منابع، شروع شورش بابک از سال ۲۰۱ هجری قمری و در دوران حکمرانی مأمون بوده که #خرمدینان شروع به رخنه در #آذربایجان کردهاند.
قبل یا همزمان با آن، بر طبق برخی منابع؛ حاتم بن هرمثه #حکمران_ارمنستان، فهمید که پدرش هرمثه بن اعین، علیرغم اینکه به مأمون وفادار بود، به دستور #مأمون زندانی شد و به دستور "فضل بن سهل" وزیر در زندان به قتل رسید. از اینرو حاتم بن هرمثه نقشهای برای شورش کشید و به فرماندهان محلی نوشت تا آنها را به نافرمانی علیه مأمون وادارد؛ ولی در این لحظه او درگذشت. یکی از مخاطبین نامه نویسی حاتم بن هرمثه، بابک (یا شاید جاویدان) بود که او را بسیار تشویق کرده بود.
نخستین اقدام #بابک؛ تهاجم وسیع به یک روستای مسلمان نشین بود.
تمامی ناحیه بذ در اختیار بابک بود و اعراب به #مراغه عقب نشستند.
در آغاز، #مأمون به شورش #بابک کم توجهی کرد. از قرار معلوم دلیل این امر این بود که او در #خراسان حضور داشت که فاصله زیادی با بابک داشت و درگیر موضوعهای مهمتری مثل انتصاب جانشینی اش، اقدامات فضل بن سهل، و شورش بغداد بود.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#بابک_خرمدین
#بخش_هفتم
آغاز قیام خرمدینان به رهبری بابک
در بیشتر منابع، شروع شورش بابک از سال ۲۰۱ هجری قمری و در دوران حکمرانی مأمون بوده که #خرمدینان شروع به رخنه در #آذربایجان کردهاند.
قبل یا همزمان با آن، بر طبق برخی منابع؛ حاتم بن هرمثه #حکمران_ارمنستان، فهمید که پدرش هرمثه بن اعین، علیرغم اینکه به مأمون وفادار بود، به دستور #مأمون زندانی شد و به دستور "فضل بن سهل" وزیر در زندان به قتل رسید. از اینرو حاتم بن هرمثه نقشهای برای شورش کشید و به فرماندهان محلی نوشت تا آنها را به نافرمانی علیه مأمون وادارد؛ ولی در این لحظه او درگذشت. یکی از مخاطبین نامه نویسی حاتم بن هرمثه، بابک (یا شاید جاویدان) بود که او را بسیار تشویق کرده بود.
نخستین اقدام #بابک؛ تهاجم وسیع به یک روستای مسلمان نشین بود.
تمامی ناحیه بذ در اختیار بابک بود و اعراب به #مراغه عقب نشستند.
در آغاز، #مأمون به شورش #بابک کم توجهی کرد. از قرار معلوم دلیل این امر این بود که او در #خراسان حضور داشت که فاصله زیادی با بابک داشت و درگیر موضوعهای مهمتری مثل انتصاب جانشینی اش، اقدامات فضل بن سهل، و شورش بغداد بود.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
🔺چرا شب را بیرون از خانه ماندیم و هوای آلوده تنفس کردیم؟/ بی دخالت آمریکا و اسرائیل، می ترسیم و خفه می شویم/ «هوا» و «بنا»، معدل عملکرد ملی یک کشور است
آنچه در پایان پاییز 1396 در تهران رخ داد، تصویری تمام عیار از وضعیتی بود که ما مردم ایران برای خود ساخته ایم: آسمان، پر از دود بود و مردم در پی یک زمین لرزه 5.2 ریشتری، از بیم جان به خیابان ها ریخته بودند و تن شان می لرزید که مبادا زمین لرزه ای شدیدتر از راه برسد و هستی شان را فنا کند.
رنگ آسمان را می توان معدلی از عملکرد ملی کشور دانست؛ سوخت غیراستاندارد، خودروهای فرسوده و فقدان زیرساخت های حمل و نقل عمومی، هر چند عوامل این آلودگی اند اما خود، معلول یک جریان ناکارآمد، غیرعقلانی یا حتی خیانت بار مدیریتی هستند.
گاهی اوقات، مشکلی وجود دارد که تا پیش از آن در هیچ جای جهان سابقه نداشته است و باید اندیشید و آزمون و خطا کرد تا شاید به حل مسأله رسید. اما آلودگی هوا، پدیده ای است که دهها سال در دنیا سابقه دارد و راه حل هایش نیز دقیقاً تعریف شده اند؛ ایرانی ها هم می دانند که راه گذر از این بحران مرگبار ملی چیست؛ اما چرا سال به سال، هوای مان آلوده تر می شود؟
چون سیستم ها ناکارآمد هستند، چون بسیاری از کسانی که این سیستم ها را هدایت می کنند، رسماً دزد هستند یادر خوشبینانه ترین حالت، نالایق.
وقتی به خاطر وجود رشوه و تبانی سیستماتیک، مثلاً ساخت یک پالایشگاه برای تولید بنزین استاندارد، 2 برابر حد معمول هزینه و زمان بر می دارد ،معلوم است که در تولید بنزین مناسب، عقب می مانیم. وقتی به دلیل سیاست های نادرست خارجی، با دشمن تراشی راه های ارتباطی مان با دنیا را قطع می کنیم، معلوم است که برای انجام یک تراکنش ساده و معمولی بانکی، باید چند برابر بیش از بقیه دنیا هزینه کنیم و کلی معطل شویم و پروژه هایمان عقب بمانند.
خودروی نامناسب هم محصول تصمیم هیأت مدیره یک کارخانه نیست بلکه نتیجه فرایند فاسدی است که می خواهد از یک بازار انحصاری، برای همیشه ارتزاق کند.
مگر می توان بدون مشارکت مجلس و دولت، 80 میلیون ایرانی را محکوم کرد که باید بخش عمده خودروهای خود را از دو خودروساز خاص و با چند برابر قیمت جهانی بخرند و صدایشان هم در نیاید؟!
وقتی در شهرداری ها، سیستم به حدی آلوده به رشوه، سند سازی و اختلاس شده است که بخش عمده ای از منابع درآمدی شهرها به جیب باندهای فاسد می رود، مگر پولی می ماند که زیرساخت حمل و نقل عمومی را درست کنند؟
زمین لرزه نیز حکایت مشابهی دارد؛ از ژاپن نمی گویم که بسیار پیشتر از ما در مسیر توسعه قرار گرفته است اما در همین کره جنوبی که زمانی آرزویشان رسیدن به جایگاه ایران بود، زلزله های بالای 7 ریشتر اساساً اتفاق خاصی محسوب نمی شود ولی در ایران، مردم پایتخت، تن و بدن شان می لرزد که نکند سقف بالای سرمان، بر سرمان آوار شود! چرا؟ چون نه شهرداری ها و دولت ها آنقدر وجدان و مردم دوستی داشته اند که اجازه ندهند روی گسل ها خانه سازی شود، نه بسیاری از مهندسان آنقدر شرافت داشته اند که خانه های محکم بسازند، نه اغلب تولید کنندگان مصالح ساختمانی به فکر تولید مصالحی بوده اند که مستحکم باشند، نه نظارت کنندگان درست به وظیفه خود عمل کرده اند و ... نتیجه نیز این شده است که از هر لرزه کوچکی می ترسیم و شب تا صبح را ترسان و سرگردان در خیابان ها سر می کنیم.
تعارف را بگذاریم کنار؛ همه مان مقصر هستیم؛ فرقی هم نمی کند دولت تدبیر و امید باشد یا دولت مهرورزی یا اصلاحات یا سازندگی یا ... وضعیت زمین و آسمان مان محصول عقل گریزی جمعی همه ما مردم ایران است با همه دولت هایمان؛ پس ناراحت نشویم و برنخورد، اگر کسی زل بزند به چشم مان و بگوید حق تان است این همه مصیبت و ترس!
راهی که می رویم بی هیچ تردیدی به نابودی ملت و مملکت می انجامد بی آن که نیازی به حمله آمریکا یا توطئه اسرائیل و دسیسه انگلیس باشد؛ ما خودمان داریم با دست خودمان، خودمان را نابود می کنیم.
مدیران ارشد کشور که آینده ایران، مردم و نظام برای شان مهم است، باید رویکردهای نوینی برای کشور چه در سیاست داخلی و چه در سیاست خارجی تعریف کنند؛ ایران هنوز آنقدر توان دارد که بتواند خود را بسازد و شکوهی که شایسته اش است برسد؛ اما یادمان نرود که هر لحظه که دیرتر تصمیم به تحول گرفته شود، هم هزینه های اصلاح کشور بالا می رود و هم در رقابت بین المللی عقب تر و عقب تر می افتیم.
وقتی هوای شهرهایمان همیشه پاک باشد و مردم از ترس زلزله، آواره خیابان ها نباشند، آنگاه بدانید که کشور اصلاح شده است چرا که "هوای پاک و بنای ایمن"، خروجی یک سیستم منزه و کارآمد است و برعکس.
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
🔺چرا شب را بیرون از خانه ماندیم و هوای آلوده تنفس کردیم؟/ بی دخالت آمریکا و اسرائیل، می ترسیم و خفه می شویم/ «هوا» و «بنا»، معدل عملکرد ملی یک کشور است
آنچه در پایان پاییز 1396 در تهران رخ داد، تصویری تمام عیار از وضعیتی بود که ما مردم ایران برای خود ساخته ایم: آسمان، پر از دود بود و مردم در پی یک زمین لرزه 5.2 ریشتری، از بیم جان به خیابان ها ریخته بودند و تن شان می لرزید که مبادا زمین لرزه ای شدیدتر از راه برسد و هستی شان را فنا کند.
رنگ آسمان را می توان معدلی از عملکرد ملی کشور دانست؛ سوخت غیراستاندارد، خودروهای فرسوده و فقدان زیرساخت های حمل و نقل عمومی، هر چند عوامل این آلودگی اند اما خود، معلول یک جریان ناکارآمد، غیرعقلانی یا حتی خیانت بار مدیریتی هستند.
گاهی اوقات، مشکلی وجود دارد که تا پیش از آن در هیچ جای جهان سابقه نداشته است و باید اندیشید و آزمون و خطا کرد تا شاید به حل مسأله رسید. اما آلودگی هوا، پدیده ای است که دهها سال در دنیا سابقه دارد و راه حل هایش نیز دقیقاً تعریف شده اند؛ ایرانی ها هم می دانند که راه گذر از این بحران مرگبار ملی چیست؛ اما چرا سال به سال، هوای مان آلوده تر می شود؟
چون سیستم ها ناکارآمد هستند، چون بسیاری از کسانی که این سیستم ها را هدایت می کنند، رسماً دزد هستند یادر خوشبینانه ترین حالت، نالایق.
وقتی به خاطر وجود رشوه و تبانی سیستماتیک، مثلاً ساخت یک پالایشگاه برای تولید بنزین استاندارد، 2 برابر حد معمول هزینه و زمان بر می دارد ،معلوم است که در تولید بنزین مناسب، عقب می مانیم. وقتی به دلیل سیاست های نادرست خارجی، با دشمن تراشی راه های ارتباطی مان با دنیا را قطع می کنیم، معلوم است که برای انجام یک تراکنش ساده و معمولی بانکی، باید چند برابر بیش از بقیه دنیا هزینه کنیم و کلی معطل شویم و پروژه هایمان عقب بمانند.
خودروی نامناسب هم محصول تصمیم هیأت مدیره یک کارخانه نیست بلکه نتیجه فرایند فاسدی است که می خواهد از یک بازار انحصاری، برای همیشه ارتزاق کند.
مگر می توان بدون مشارکت مجلس و دولت، 80 میلیون ایرانی را محکوم کرد که باید بخش عمده خودروهای خود را از دو خودروساز خاص و با چند برابر قیمت جهانی بخرند و صدایشان هم در نیاید؟!
وقتی در شهرداری ها، سیستم به حدی آلوده به رشوه، سند سازی و اختلاس شده است که بخش عمده ای از منابع درآمدی شهرها به جیب باندهای فاسد می رود، مگر پولی می ماند که زیرساخت حمل و نقل عمومی را درست کنند؟
زمین لرزه نیز حکایت مشابهی دارد؛ از ژاپن نمی گویم که بسیار پیشتر از ما در مسیر توسعه قرار گرفته است اما در همین کره جنوبی که زمانی آرزویشان رسیدن به جایگاه ایران بود، زلزله های بالای 7 ریشتر اساساً اتفاق خاصی محسوب نمی شود ولی در ایران، مردم پایتخت، تن و بدن شان می لرزد که نکند سقف بالای سرمان، بر سرمان آوار شود! چرا؟ چون نه شهرداری ها و دولت ها آنقدر وجدان و مردم دوستی داشته اند که اجازه ندهند روی گسل ها خانه سازی شود، نه بسیاری از مهندسان آنقدر شرافت داشته اند که خانه های محکم بسازند، نه اغلب تولید کنندگان مصالح ساختمانی به فکر تولید مصالحی بوده اند که مستحکم باشند، نه نظارت کنندگان درست به وظیفه خود عمل کرده اند و ... نتیجه نیز این شده است که از هر لرزه کوچکی می ترسیم و شب تا صبح را ترسان و سرگردان در خیابان ها سر می کنیم.
تعارف را بگذاریم کنار؛ همه مان مقصر هستیم؛ فرقی هم نمی کند دولت تدبیر و امید باشد یا دولت مهرورزی یا اصلاحات یا سازندگی یا ... وضعیت زمین و آسمان مان محصول عقل گریزی جمعی همه ما مردم ایران است با همه دولت هایمان؛ پس ناراحت نشویم و برنخورد، اگر کسی زل بزند به چشم مان و بگوید حق تان است این همه مصیبت و ترس!
راهی که می رویم بی هیچ تردیدی به نابودی ملت و مملکت می انجامد بی آن که نیازی به حمله آمریکا یا توطئه اسرائیل و دسیسه انگلیس باشد؛ ما خودمان داریم با دست خودمان، خودمان را نابود می کنیم.
مدیران ارشد کشور که آینده ایران، مردم و نظام برای شان مهم است، باید رویکردهای نوینی برای کشور چه در سیاست داخلی و چه در سیاست خارجی تعریف کنند؛ ایران هنوز آنقدر توان دارد که بتواند خود را بسازد و شکوهی که شایسته اش است برسد؛ اما یادمان نرود که هر لحظه که دیرتر تصمیم به تحول گرفته شود، هم هزینه های اصلاح کشور بالا می رود و هم در رقابت بین المللی عقب تر و عقب تر می افتیم.
وقتی هوای شهرهایمان همیشه پاک باشد و مردم از ترس زلزله، آواره خیابان ها نباشند، آنگاه بدانید که کشور اصلاح شده است چرا که "هوای پاک و بنای ایمن"، خروجی یک سیستم منزه و کارآمد است و برعکس.
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
...خداوندا،
امید به تو .
مرا اگر فقیر کردی، به دیگران #بخشندگی ببخش!
دست های مرا اگر بستی، به دل دیگران #فراخی ببخش...
#جای_خالی_سلوچ
#محموددولت_آبادی
صفحه ۸۰
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
...خداوندا،
امید به تو .
مرا اگر فقیر کردی، به دیگران #بخشندگی ببخش!
دست های مرا اگر بستی، به دل دیگران #فراخی ببخش...
#جای_خالی_سلوچ
#محموددولت_آبادی
صفحه ۸۰
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
از این که #مهربانی خود را بنمایاند، #شرمنده بود. مرگان، چنین بود. مهر خود را نمی توانست به سادگی بازگو کند. عادت نداشت. شاید چون بروز دادن #عشق، فرصت می خواهد. گهگاه هم اگر مرگان گرفتار قلب خود می شد، ثقل خشک و خشنی سد راهش بود. پس، بیان مهر، گویی خود بیگانه ترین خصلت او شده بود. گرچه جوهر مهر، عمیق ترین خصلت مرگان بود. به جای هرچه، زبری و خشونت، به جای هرچه، چنگ و دندان و خشم. و این، عادت شده بود. عادت پرخاش و واکنش های سخت، به هرچه. احساس مهربانی مرگان، غصب شده بود. شاید بشود گفت: تاراج! و این حس تنها هنگامی جلوه می کرد که جان او، آرام گرفته باشد. دریا که آرام بگیرد، #مروارید دست می دهد:
#تبلور_مهر
#جای_خالی_سلوچ
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
از این که #مهربانی خود را بنمایاند، #شرمنده بود. مرگان، چنین بود. مهر خود را نمی توانست به سادگی بازگو کند. عادت نداشت. شاید چون بروز دادن #عشق، فرصت می خواهد. گهگاه هم اگر مرگان گرفتار قلب خود می شد، ثقل خشک و خشنی سد راهش بود. پس، بیان مهر، گویی خود بیگانه ترین خصلت او شده بود. گرچه جوهر مهر، عمیق ترین خصلت مرگان بود. به جای هرچه، زبری و خشونت، به جای هرچه، چنگ و دندان و خشم. و این، عادت شده بود. عادت پرخاش و واکنش های سخت، به هرچه. احساس مهربانی مرگان، غصب شده بود. شاید بشود گفت: تاراج! و این حس تنها هنگامی جلوه می کرد که جان او، آرام گرفته باشد. دریا که آرام بگیرد، #مروارید دست می دهد:
#تبلور_مهر
#جای_خالی_سلوچ
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه 📚
داستان دوم
#پادشاهی_سیامک
سیامک بدش نام و فرخنده بود
کیومرث را دل بدو زنده بود
در دوران عدل وداد کیومرث هیچکس با او دشمن نبود مگر اهریمن وشیطان رانده شده از درگاه خداوند که در پنهان با او دشمنی میکرد. اهریمن فرزند بسیار داشت. یکی از فرزندانش چون گرگی بزرگ سخت جنگاور، خونریز و بی باک بود. اهریمن سپاهی گرد آورد و در آرزوی آن شد که اهریمن زاده خود را بر تخت سلطنت بنشاند. کیومرث که دل با خداوند داشت در بن دل خود از عاقبت سیامک خبر یافت. سیامک به جنگ با فرزند اهریمن رفت و همانطور که سروش خجسته،پیام آور ایزدی گفته بود،سیامک کشته شد.
کیومرث سالی سوگوار در کنار غار نشست تا خدای بزرگ پیامی برایش فرستاد.
سروش خجسته گفت : "پروردگارت سلام میرساند و می فرماید پیش از این زاری مکن. سپاهی بساز و بفرمان من آن دیو بدنهاد وبدکاران را نابود کن."
سیامک فرزندی داشت به نام هوشنگ که نزد کیومرث بسیار عزیز و بجای وزیر و دستیار او مقامی گرانمایه داشت. هوشنگ دیو بدکار را از بین برد و کیومرث بعد از سی سال سلطنت،پادشاهی را به او سپرد.
📚 منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه 📚
داستان دوم
#پادشاهی_سیامک
سیامک بدش نام و فرخنده بود
کیومرث را دل بدو زنده بود
در دوران عدل وداد کیومرث هیچکس با او دشمن نبود مگر اهریمن وشیطان رانده شده از درگاه خداوند که در پنهان با او دشمنی میکرد. اهریمن فرزند بسیار داشت. یکی از فرزندانش چون گرگی بزرگ سخت جنگاور، خونریز و بی باک بود. اهریمن سپاهی گرد آورد و در آرزوی آن شد که اهریمن زاده خود را بر تخت سلطنت بنشاند. کیومرث که دل با خداوند داشت در بن دل خود از عاقبت سیامک خبر یافت. سیامک به جنگ با فرزند اهریمن رفت و همانطور که سروش خجسته،پیام آور ایزدی گفته بود،سیامک کشته شد.
کیومرث سالی سوگوار در کنار غار نشست تا خدای بزرگ پیامی برایش فرستاد.
سروش خجسته گفت : "پروردگارت سلام میرساند و می فرماید پیش از این زاری مکن. سپاهی بساز و بفرمان من آن دیو بدنهاد وبدکاران را نابود کن."
سیامک فرزندی داشت به نام هوشنگ که نزد کیومرث بسیار عزیز و بجای وزیر و دستیار او مقامی گرانمایه داشت. هوشنگ دیو بدکار را از بین برد و کیومرث بعد از سی سال سلطنت،پادشاهی را به او سپرد.
📚 منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
مکاتبات اداری یک روز عادی عرش کبریایی
(منتشر شده در سایت طنز حلزون/ پنجشنبه 30 آذر 1396 )
نامه اول:
از: اتاق فرمان عرش کبریایی
به: ذات اقدس رحمان الهی
موضوع: تعیین تکلیف دعاهای واصله در مورد باد
احتراما طی ۲۴ ساعت گذشته تعداد ۷۵۴۸۱۲ دعا برای وزش باد از موقعیت جغرافیایی ۳۵ درجه شمالی و ۵۱ درجه شرقی به این مرکز واصل گشته است. مراتب جهت استحضار و هرگونه اقدام مقتضی به حضور تقدیم میگردد.
پاراف ذات اقدس زیر نامه:
بلا مانع است… با مشخصات زیر اقدام شود:
سرعت ۲۵کیلومتر در ساعت
جهت غرب به شرق
نامه دوم:
از: اتاق فرمان عرش کبریایی
به: ذات اقدس عادل الهی
موضوع: تعیین تکلیف دعاهای جدید
نظر به اینکه دعاهای مستجاب شده قبلی مربوط به رفع آلودگی هوا بوده است و باد مرحمتی این آلودگی را به ناحیه همجوار انتقال داده، از ساعاتی پیش مجددا دعاهای زیادی مبنی بر ارسال باد از ناحیه مجاور موسوم به رودهن همراه با تعداد زیادی ناله و نفرین نسبت به باعث و بانی این وضعیت، به این مرکز واصل شده است.
مراتب جهت اطلاع و هرگونه اقدام مقتضی به حضور اعلام گردید.
پاراف ذات اقدس زیر نامه:
در آینده قبل از ارسال دعاها، علت دعا را هم درنامه حتما قید بفرمائید.
فورا آلودگی منتقل شده به محل قبلی بازگردانده شود و در جهت تنبیه کسانی که آلودگی را تولید کرده و بعد با دعا از ما خواسته بودند آن را با باد به جای دیگری و بر سر دیگران بفرستیم، یک زلزلهی ملو (حدودا پنج ریشتر) برایشان ارسال نمائید…باشد که پند گیرند و آدم شوند.
نامه سوم:
از اتاق فرمان عرش کبریایی
به ذات اقدس منتقم الهی
موضوع: گزارش وضعیت
حسب الامر آلودگی به محل تولید آن بازگردانده شد و متعاقبا زلزلهای با قدرت ۴.۹دهم در مقیاس ریشتر به عنوان اخطار بر ایشان نازل گردید… گرچه زلزله تخریبی به بار نیاورده و صدماتی نداشته و فقط حالت اخطار داشته اما در حال حاضر میلیونها نفر با خودروهای خود در خیابانها هستند و وضعیت آلودگی هر لحظه بدتر میشود و تمامی مسیرهای ارتباطی بسته شده است. وضعیت در پمپ بنزینهای سطح شهر بحرانیست و موارد متعدد درگیری و ضرب و شتم برای تهیه بنزین گزارش شده است و فضا تا حدودی شبیه وضعیت آخر الزمان است.
ضمنا مردم سایر نواحی و بعضا مردم خود این مناطق فعلا در حال جوک ساختن از این اتفاقات در اینترنت هستند و در کل شرایط و فضا کاملا غیر عادی و موجب نگرانیست.
پاراف ذات اقدس:
اینها اصلا یه چیزیشون میشه ها…!
تا ده سال آینده مردم این ناحیه را بلاک کرده و هیچ دعا، درخواست، نفرین، گزارش و مانند آن را از ایشان برای من ارسال ننمائید. در این مدت ایشان یا خود به خود منقرض خواهند شد و یا به فکر چاره افتاده و میتوانند بالاخره سر و سامانی به وضعیت خود بدهند.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
http://halazoonmag.com/2017/12/%D9%85%DA%A9%D8%A7%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D8%AA-%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%B9%D8%B1%D8%B4-%DA%A9%D8%A8%D8%B1%DB%8C%D8%A7%DB%8C%DB%8C/
مکاتبات اداری یک روز عادی عرش کبریایی
(منتشر شده در سایت طنز حلزون/ پنجشنبه 30 آذر 1396 )
نامه اول:
از: اتاق فرمان عرش کبریایی
به: ذات اقدس رحمان الهی
موضوع: تعیین تکلیف دعاهای واصله در مورد باد
احتراما طی ۲۴ ساعت گذشته تعداد ۷۵۴۸۱۲ دعا برای وزش باد از موقعیت جغرافیایی ۳۵ درجه شمالی و ۵۱ درجه شرقی به این مرکز واصل گشته است. مراتب جهت استحضار و هرگونه اقدام مقتضی به حضور تقدیم میگردد.
پاراف ذات اقدس زیر نامه:
بلا مانع است… با مشخصات زیر اقدام شود:
سرعت ۲۵کیلومتر در ساعت
جهت غرب به شرق
نامه دوم:
از: اتاق فرمان عرش کبریایی
به: ذات اقدس عادل الهی
موضوع: تعیین تکلیف دعاهای جدید
نظر به اینکه دعاهای مستجاب شده قبلی مربوط به رفع آلودگی هوا بوده است و باد مرحمتی این آلودگی را به ناحیه همجوار انتقال داده، از ساعاتی پیش مجددا دعاهای زیادی مبنی بر ارسال باد از ناحیه مجاور موسوم به رودهن همراه با تعداد زیادی ناله و نفرین نسبت به باعث و بانی این وضعیت، به این مرکز واصل شده است.
مراتب جهت اطلاع و هرگونه اقدام مقتضی به حضور اعلام گردید.
پاراف ذات اقدس زیر نامه:
در آینده قبل از ارسال دعاها، علت دعا را هم درنامه حتما قید بفرمائید.
فورا آلودگی منتقل شده به محل قبلی بازگردانده شود و در جهت تنبیه کسانی که آلودگی را تولید کرده و بعد با دعا از ما خواسته بودند آن را با باد به جای دیگری و بر سر دیگران بفرستیم، یک زلزلهی ملو (حدودا پنج ریشتر) برایشان ارسال نمائید…باشد که پند گیرند و آدم شوند.
نامه سوم:
از اتاق فرمان عرش کبریایی
به ذات اقدس منتقم الهی
موضوع: گزارش وضعیت
حسب الامر آلودگی به محل تولید آن بازگردانده شد و متعاقبا زلزلهای با قدرت ۴.۹دهم در مقیاس ریشتر به عنوان اخطار بر ایشان نازل گردید… گرچه زلزله تخریبی به بار نیاورده و صدماتی نداشته و فقط حالت اخطار داشته اما در حال حاضر میلیونها نفر با خودروهای خود در خیابانها هستند و وضعیت آلودگی هر لحظه بدتر میشود و تمامی مسیرهای ارتباطی بسته شده است. وضعیت در پمپ بنزینهای سطح شهر بحرانیست و موارد متعدد درگیری و ضرب و شتم برای تهیه بنزین گزارش شده است و فضا تا حدودی شبیه وضعیت آخر الزمان است.
ضمنا مردم سایر نواحی و بعضا مردم خود این مناطق فعلا در حال جوک ساختن از این اتفاقات در اینترنت هستند و در کل شرایط و فضا کاملا غیر عادی و موجب نگرانیست.
پاراف ذات اقدس:
اینها اصلا یه چیزیشون میشه ها…!
تا ده سال آینده مردم این ناحیه را بلاک کرده و هیچ دعا، درخواست، نفرین، گزارش و مانند آن را از ایشان برای من ارسال ننمائید. در این مدت ایشان یا خود به خود منقرض خواهند شد و یا به فکر چاره افتاده و میتوانند بالاخره سر و سامانی به وضعیت خود بدهند.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
http://halazoonmag.com/2017/12/%D9%85%DA%A9%D8%A7%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D8%AA-%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%B9%D8%B1%D8%B4-%DA%A9%D8%A8%D8%B1%DB%8C%D8%A7%DB%8C%DB%8C/
مجلهی حلزون
مکاتبات اداری عرش کبریایی! - مجلهی حلزون
مکاتبات اداری یک روز عادی عرش کبریایی نامه اول: از: اتاق فرمان عرش کبریایی به: ذات اقدس رحمان الهی موضوع: تعیین تکلیف دعاهای واصله در مورد باد احتراما طی ۲۴ ساعت گذشته تعداد ۷۵۴۸۱۲ دعا برای وزش باد از موقعیت جغرافیایی ۳۵ درجه شمالی و ۵۱ درجه…
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
ایدئولوژیهایی که «ما» را به من و تو و او تقسیم میکند مبلغ نابودی انسان است. اندیشهای که جمع شریف انسانی را به پراکندگی میخواند اندیشهای شیطانی است. عروج انسان و جلوسش بر تخت حرمت خویش تنها با نفی تفرقه میسر است: تو برای وصل کردن آمدی! آن حکایت مثنوی میتواند اشارهی ظریفی به همین معنا باشد.
من خویشاوند نزدیک هر انسانی هستم که خنجری در آستین پنهان نمیکند، نه ابرو در هم میکشد نه لبخندش ترفند تجاوز به حق و نان و سایبان دیگران است. نه ایرانی را به انیرانی ترجیح میدهم نه انیرانی را به ایرانی. من یک لرِ بلوچِ کردِ فارسم، یک فارسیزبان تُرک، یک افریقایی اروپایی استرالیایی آمریکایی آسیاییام، یک سیاهپوست زردپوست سرخپوست سفیدم که نه تنها با خودم و دیگران کمترین مشکلی ندارم، بلکه بدون حضور دیگران، وحشت تنهایی و مرگ را زیر پوستم احساس میکنم. من انسانی هستم در جمع انسانهای دیگر بر سیارهی مقدس زمین، که بدون دیگران معنایی ندارم.
■ از گفتوگو دربارهی هنر و ادبیات؛ گفتگوی احمد شاملو و ناصر حریری |
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
ایدئولوژیهایی که «ما» را به من و تو و او تقسیم میکند مبلغ نابودی انسان است. اندیشهای که جمع شریف انسانی را به پراکندگی میخواند اندیشهای شیطانی است. عروج انسان و جلوسش بر تخت حرمت خویش تنها با نفی تفرقه میسر است: تو برای وصل کردن آمدی! آن حکایت مثنوی میتواند اشارهی ظریفی به همین معنا باشد.
من خویشاوند نزدیک هر انسانی هستم که خنجری در آستین پنهان نمیکند، نه ابرو در هم میکشد نه لبخندش ترفند تجاوز به حق و نان و سایبان دیگران است. نه ایرانی را به انیرانی ترجیح میدهم نه انیرانی را به ایرانی. من یک لرِ بلوچِ کردِ فارسم، یک فارسیزبان تُرک، یک افریقایی اروپایی استرالیایی آمریکایی آسیاییام، یک سیاهپوست زردپوست سرخپوست سفیدم که نه تنها با خودم و دیگران کمترین مشکلی ندارم، بلکه بدون حضور دیگران، وحشت تنهایی و مرگ را زیر پوستم احساس میکنم. من انسانی هستم در جمع انسانهای دیگر بر سیارهی مقدس زمین، که بدون دیگران معنایی ندارم.
■ از گفتوگو دربارهی هنر و ادبیات؛ گفتگوی احمد شاملو و ناصر حریری |
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه 📚
داستان سوم
#پادشاهی_هوشنگ
جهاندار هوشنگ با رای و داد
به جای نیا تاج بر سر نهاد
درست کردن آتش از زدن دوسنگ به یکدیگر وجداکردن آهن از سنگ و ذوب آهن به هوشنگ نسبت داده شده است.
جشن سده که در دهم بهمن ما برگزار میشود یادگار هوشنگ است.
هوشنگ چهل سال با شادکامی سلطنت کرد.
ایرانیان اعتقاد داشتند که پیامبری بر ایشان از سوی خداوند آمده است به نام "داد" و نخستین پیروان آن رسول را پیشدادیان میگویند . وباز میگویند ادریس پیامبر همان هوشنگ بود. قنات ها را او ساخت وگفته های بسیار پیامبر گونه از هوشنگ و کیومرث بجا مانده .
هوشنگ در زمان پیری بعد از نصیحت زیاد به فرزندش طهمورث اورا به جای خود نشاند.
📚 منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه 📚
داستان سوم
#پادشاهی_هوشنگ
جهاندار هوشنگ با رای و داد
به جای نیا تاج بر سر نهاد
درست کردن آتش از زدن دوسنگ به یکدیگر وجداکردن آهن از سنگ و ذوب آهن به هوشنگ نسبت داده شده است.
جشن سده که در دهم بهمن ما برگزار میشود یادگار هوشنگ است.
هوشنگ چهل سال با شادکامی سلطنت کرد.
ایرانیان اعتقاد داشتند که پیامبری بر ایشان از سوی خداوند آمده است به نام "داد" و نخستین پیروان آن رسول را پیشدادیان میگویند . وباز میگویند ادریس پیامبر همان هوشنگ بود. قنات ها را او ساخت وگفته های بسیار پیامبر گونه از هوشنگ و کیومرث بجا مانده .
هوشنگ در زمان پیری بعد از نصیحت زیاد به فرزندش طهمورث اورا به جای خود نشاند.
📚 منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
- چرا سرگذشت و افکارت را نمی نویسی که هم اسباب سرگرمی خودت باشد و هم یادگار خوبی از تو باقی بماند؟
- بعد از آنکه ما مردیم چه اهمیتی دارد که یادگار موهوم ما در کله ی یکدسته میکروب که روی زمین میغلطند بماند یا نه و از کار ما دیگران کیف ببرند یا نبرند.
- ولی شاید چیزهایی هم که نوشته ای بدرد کسی بخورد و بتوانی از این راه خدمتی به مردم و جامعه بکنی.
- اصلا من از کسانی که مبتلا به جنون خدمت به جامعه هستند و به قول فرنگیها گرفتار جنون social servisomanie میباشند و از اینجور چیزها بدم می آید. وانگهی من خود را از آن پرنده ای که درتاریکی شبها ناله میکند سرگشته تر و آواره تر حس میکنم. بااینحال چه راهی میتوانم جلوی پای دیگران بگذارم: این شعر سعدی را شنیده ای که میگوید:
"پرسید کسی ز من که در دور جهان
بهتر ز بهان که بود و مهتر ز مهان؟!
گفتم که کسی نبوده ور بوده کسی
آن بوده که کرده نام نامی پنهان..."
یقین دانسته باش که در این دنیا خاموشی بهترین چیزهاست و آدم باید مثل پرندگان کنار دریا بال و پر خود را بگشاید و تنها بنشیند.
- دراینصورت پس چرا این همه چیز نوشته ای؟!
- من اگر چیزی نوشته ام فقط برای احتیاج نوشتن بوده و محتاج بوده ام. از طرف دیگر فکر میکنم شاید بشود از این راه قدری خودم را بشناسم چون میترسم فردا بمیرم و هنوز خود را نشناخته باشم.
#دارالمجانین
#محمدعلی_جمالزاده
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
- چرا سرگذشت و افکارت را نمی نویسی که هم اسباب سرگرمی خودت باشد و هم یادگار خوبی از تو باقی بماند؟
- بعد از آنکه ما مردیم چه اهمیتی دارد که یادگار موهوم ما در کله ی یکدسته میکروب که روی زمین میغلطند بماند یا نه و از کار ما دیگران کیف ببرند یا نبرند.
- ولی شاید چیزهایی هم که نوشته ای بدرد کسی بخورد و بتوانی از این راه خدمتی به مردم و جامعه بکنی.
- اصلا من از کسانی که مبتلا به جنون خدمت به جامعه هستند و به قول فرنگیها گرفتار جنون social servisomanie میباشند و از اینجور چیزها بدم می آید. وانگهی من خود را از آن پرنده ای که درتاریکی شبها ناله میکند سرگشته تر و آواره تر حس میکنم. بااینحال چه راهی میتوانم جلوی پای دیگران بگذارم: این شعر سعدی را شنیده ای که میگوید:
"پرسید کسی ز من که در دور جهان
بهتر ز بهان که بود و مهتر ز مهان؟!
گفتم که کسی نبوده ور بوده کسی
آن بوده که کرده نام نامی پنهان..."
یقین دانسته باش که در این دنیا خاموشی بهترین چیزهاست و آدم باید مثل پرندگان کنار دریا بال و پر خود را بگشاید و تنها بنشیند.
- دراینصورت پس چرا این همه چیز نوشته ای؟!
- من اگر چیزی نوشته ام فقط برای احتیاج نوشتن بوده و محتاج بوده ام. از طرف دیگر فکر میکنم شاید بشود از این راه قدری خودم را بشناسم چون میترسم فردا بمیرم و هنوز خود را نشناخته باشم.
#دارالمجانین
#محمدعلی_جمالزاده
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
سازنده بشریت ، فقط بشر است.
اگزیستانسیالیسم معتقد است که بشر بدون هیچ اتکا و دستاویزی، بدون هیچ گونه مددی، محکوم است که هر لحظه، بشریّت را بسازد.
"پونژ" در مقاله جالبی می گوید: بشر، آینده بشر است.
این گفته کاملا درست است. ولی اگر از این جمله استنباط شود که چنین آیندهای بر آسمان نقش بسته است، چنین استنباطی غلط است. زیرا به این مفهوم دیگر اطلاق لفظ آینده ممکن نیست. اگر این جمله چنین معنی شود که بشر به هر گونه که به وجود آید ، آینده ای دارد که خود باید بسازد و آینده ای بکر در انتظار اوست، آنگاه به کار بردن کلمه آینده درست است. اما در این حال ، بشر "وانهاده" است.
#اگزیستانسیالیسم_و_اصالت_بشر
#ژان_پل_سارتر
#مصطفی_رحیمی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
سازنده بشریت ، فقط بشر است.
اگزیستانسیالیسم معتقد است که بشر بدون هیچ اتکا و دستاویزی، بدون هیچ گونه مددی، محکوم است که هر لحظه، بشریّت را بسازد.
"پونژ" در مقاله جالبی می گوید: بشر، آینده بشر است.
این گفته کاملا درست است. ولی اگر از این جمله استنباط شود که چنین آیندهای بر آسمان نقش بسته است، چنین استنباطی غلط است. زیرا به این مفهوم دیگر اطلاق لفظ آینده ممکن نیست. اگر این جمله چنین معنی شود که بشر به هر گونه که به وجود آید ، آینده ای دارد که خود باید بسازد و آینده ای بکر در انتظار اوست، آنگاه به کار بردن کلمه آینده درست است. اما در این حال ، بشر "وانهاده" است.
#اگزیستانسیالیسم_و_اصالت_بشر
#ژان_پل_سارتر
#مصطفی_رحیمی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
یک روز "وینستون" متوجه جمعیتی شد که با سر و صدای زیادی در وسط چهارراه تجمع کرده بودند. با خودش گفت شروع شد شروع شد انقلاب شروع شد ، مردم بالاخره طغیان کردند. نزدیک شد، دو زن چاق بر سر یک قابلمه با هم درگیر شده بودند و هریک سعی داشت آن را از دست دیگری درآورد و موهای یکی از آنها بهشدت پریشان شده بود.
یک لحظه هر دو قابلمه را کشیدند و دسته قابلمه کنده شد. وینستون با تنفر آنها را تماشا می کرد. با این حال صدایی که در آن لحظه از حنجره چندصد زن برخاسته بود به طور عجیبی قدرتمند به نظر می رسید! چرا آنها نمیتوانستند همین فریاد را برای موضوعی واقعا مهم سر دهند؟ آنها تا به آگاهی نرسند، طغیان نخواهند کرد، و تا طغیان نکنند به آگاهی نخواهند رسید...
#نوزده_هشتاد_و_چهار ۱۹۸۴
#جورج_اورول
#سیروس_نورآبادی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
یک روز "وینستون" متوجه جمعیتی شد که با سر و صدای زیادی در وسط چهارراه تجمع کرده بودند. با خودش گفت شروع شد شروع شد انقلاب شروع شد ، مردم بالاخره طغیان کردند. نزدیک شد، دو زن چاق بر سر یک قابلمه با هم درگیر شده بودند و هریک سعی داشت آن را از دست دیگری درآورد و موهای یکی از آنها بهشدت پریشان شده بود.
یک لحظه هر دو قابلمه را کشیدند و دسته قابلمه کنده شد. وینستون با تنفر آنها را تماشا می کرد. با این حال صدایی که در آن لحظه از حنجره چندصد زن برخاسته بود به طور عجیبی قدرتمند به نظر می رسید! چرا آنها نمیتوانستند همین فریاد را برای موضوعی واقعا مهم سر دهند؟ آنها تا به آگاهی نرسند، طغیان نخواهند کرد، و تا طغیان نکنند به آگاهی نخواهند رسید...
#نوزده_هشتاد_و_چهار ۱۹۸۴
#جورج_اورول
#سیروس_نورآبادی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#بابک_خرمدین
#بخش_هشتم
قیام در زمان خلافت #مأمون
در سال ۲۰۴ هجری، #مأمون به بغداد رفت و "یحیی بن معاذ" را مأمور سرکوب شورش #بابک کرد. این فرمانده در چندین نبرد خود با بابک هیچ موفقیتی کسب نکرد.
#طبری در فهرست حوادث این سال؛ از شکست های یحیی بن معاذ از بابک یاد کرده است:
"و فی هذه السنة واقع یحیی بن معاذ بابک، فلم یظفر واحد منهما بصاحبه."
پس از آن مأمون نگرانی بیشتر خود را با اعزام پیاپی لشکرهای مجهز به #آذربایجان نشان داد. در ۲۰۵ هجری، "عیسی بن محمد بن ابی خالد" به حکمرانی #ارمنستان و #آذربایجان؛ با مسئولیت سرکوب بابک منصوب شد.
ثم دخلت سنة خمس و مائتین :
..."و فیها ولی المأمون عیسی بن محمد بن أبی خالد أرمينية و أذربيجان و محاربة بابك.. "
اما لشکرش در گذرگاه باریک توسط مردان بابک به دام افتاد و متلاشی شد و ناگزیر به ارمنستان بازگشت.
شکست عیسی از بابک به قول #طبری در ۲۰۶ هجری بوده است.
ثم دخلت سنة ست و مائتين
..."و فيها نَكَبَ بابک بعیسی بن محمد بن أبی خالد."
در ۲۰۹ هجری، #مأمون، "علی بن صدقه" که لقب زریق را داشت به حکمرانی #آذربایجان و #ارمنستان و فرماندهی جنگ علیه بابک منصوب کرد و "احمد بن جنید اسکافی" را به فرماندهی لشکرکشی علیه بابک منصوب کرد.
"و فی هذه السنة ولی المأمون صدقة بن علی المعروف بزریق ارمینیه و اذربیجان و محاربة بابک، و انتدب للقیام بأمره أحمد بن الجنید بن الفرزندی الإسکافی"
"احمد بن جنید" بدست #بابک اسیر شد و در ادامه آن "زریق هم شکست خورد" و #مأمون، ابراهیم لیث بن فضل را مسئول سرکوب شورش بابک کرد.
"ثم رجع احمد بن الجنید بن فرزندي إلی بغداد، ثم رجع إلی الخرمیه، فأسره بابک، فولّی إبراهيم بن الليث بن التجيبي أذربيجان."
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#بابک_خرمدین
#بخش_هشتم
قیام در زمان خلافت #مأمون
در سال ۲۰۴ هجری، #مأمون به بغداد رفت و "یحیی بن معاذ" را مأمور سرکوب شورش #بابک کرد. این فرمانده در چندین نبرد خود با بابک هیچ موفقیتی کسب نکرد.
#طبری در فهرست حوادث این سال؛ از شکست های یحیی بن معاذ از بابک یاد کرده است:
"و فی هذه السنة واقع یحیی بن معاذ بابک، فلم یظفر واحد منهما بصاحبه."
پس از آن مأمون نگرانی بیشتر خود را با اعزام پیاپی لشکرهای مجهز به #آذربایجان نشان داد. در ۲۰۵ هجری، "عیسی بن محمد بن ابی خالد" به حکمرانی #ارمنستان و #آذربایجان؛ با مسئولیت سرکوب بابک منصوب شد.
ثم دخلت سنة خمس و مائتین :
..."و فیها ولی المأمون عیسی بن محمد بن أبی خالد أرمينية و أذربيجان و محاربة بابك.. "
اما لشکرش در گذرگاه باریک توسط مردان بابک به دام افتاد و متلاشی شد و ناگزیر به ارمنستان بازگشت.
شکست عیسی از بابک به قول #طبری در ۲۰۶ هجری بوده است.
ثم دخلت سنة ست و مائتين
..."و فيها نَكَبَ بابک بعیسی بن محمد بن أبی خالد."
در ۲۰۹ هجری، #مأمون، "علی بن صدقه" که لقب زریق را داشت به حکمرانی #آذربایجان و #ارمنستان و فرماندهی جنگ علیه بابک منصوب کرد و "احمد بن جنید اسکافی" را به فرماندهی لشکرکشی علیه بابک منصوب کرد.
"و فی هذه السنة ولی المأمون صدقة بن علی المعروف بزریق ارمینیه و اذربیجان و محاربة بابک، و انتدب للقیام بأمره أحمد بن الجنید بن الفرزندی الإسکافی"
"احمد بن جنید" بدست #بابک اسیر شد و در ادامه آن "زریق هم شکست خورد" و #مأمون، ابراهیم لیث بن فضل را مسئول سرکوب شورش بابک کرد.
"ثم رجع احمد بن الجنید بن فرزندي إلی بغداد، ثم رجع إلی الخرمیه، فأسره بابک، فولّی إبراهيم بن الليث بن التجيبي أذربيجان."
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
خشونت علیه مردان، در جامعهی مردسالار!
قسمت اول
تیتر بالا شاید کمی اغراقگونه به نظر برسد. شاید بسیاری بر این باور باشند که جامعهی مردسالار، بهشت مردها است و دوزخی برای زنها و لاجرم نوشتاری که با تیتر خشونت علیه مردان در چنین جوامعی آغاز شود، یا طنز به نظر برسد و یا به اصطلاح سوسولبازی! البته برای بیشتر مردانی که در ساختن جامعهای با قالب مردسالارانه مشارکت و همسویی دارند، آنقدرها هم دور از واقعیت نیست که جامعه با تمام احکام فرهنگی و قوانین عرفی و شرعی و حقوقیاش جای خوب و ایدهالی است. اما شاید داستان برای تمامی مردانی که در چنین فرهنگ و جامعهای زندگی میکنند اینگونه نباشد. به عبارتی شاید عدهای خارج از این معادله عمومی باشند (گیرم تعدادشان زیاد هم نباشد)، که خودشان در عین زن نبودن، به نحوی قربانی جو حاکم بر مناسبات جنسیتی باشند و فشارهای متنوعی را بابت این عدم همراهی با اکثریت تحمل کنند. شاید تا بهحال حدس زده باشید منظور کدام نوع مردانند: مردانی که پای روی حقوق برحق زنان نمیگذارند.
بیشتر مطالب و مباحثی که تبعیض جنسیتی و پایمال شدن حقوق ِ حداقلی ِ زن در جامعه مردسالار را پیش میکشند، دو سمت یا دو وجه برای بحث خود دارند: زنی که استثمار میشود و حقوق و مطالباتش پایمال میشود و مردی که استثمار میکند و از شرایط و موقعیت و فرهنگ اجتماعی که بر ضد زن است، استفاده یا سواستفاده میکند. اما افراد غایب و فراموش شده در این معادله، مردانی هستند که جزو پایمال کنندهگان حقوق زنان به حساب نمیآیند. کسانی که یا جزو معادله "ظالم- مظلوم" نیستند، و یا آنهایی که نه تنها در این معادله مشارکتی ندارند که به راههای مختلف به این تبعیض و اجحاف واکنش نشان میدهند. دسته اول چنین افرادی، بیشتر مواقع با عنوانهایی چون زنذلیل، بی جربزه، سیبزمینی(کنایه از بیرگ بودن) و ... مورد تمسخر و حتا ترد و نادیده گرفته شدن قرار میگیرند که همگی جلوههایی از خشونت هستند. دسته دوم نیز بیشتر مواقع به عنوان کسانی تحت فشار قرار میگیرند که نیتشان خودشیرینی و تظاهر به روشنفکری است و بیشتر این تلاش و تظاهر را به عنوان توجیهی برای ضعف خود در قدرت قلمداد میکنند!
گمان میکنم مردانی که نقش مرد سلطهگر را، گیرم از روی تواناییهای خاص شخصیتی و فکری و یا عدم توانایی در بازی کردن نقش اجتماعی مردی با ویژگیهای متعارف در جامعه مردسالار گردن نمیگیرند، مقادیر متفاوتی از فشارهای روانی و اجتماعی را متحمل میشوند. و طنز تلخ ماجرا آنجاست که این فشارها گاهی از طرف زنان چنین جامعهای هم صورت میگیرد! پنداری عده قابل توجهی از زنان بارآمده در سیستمهایی که زن را موجود درجه دوم و تحت نظارت و سرپرسی و قیممآبی مردان جا زده است، خود حافظین این تبعیض و اختلاف فاحش حقیقی و حقوقی هستند و هر اقدامی در جهت برهم خوردن وضعیت حاکم را، تهدیدی در جهت ماهیت جا افتاده و هویت شکلگرفته خود میپندارند! چقدر این تصویر کلیشهای در ادبیات داستانی و فیلمهای چنین جوامعی آشنا به نظر میرسد: مادری که فرزند پسرش را به باد نصیحت و انتقاد میگیرد تا در برابر همسرش شدت عمل و به اصطلاح مردانگی بیشتری به خرج دهد و پدری که دخترش را به کرنش و مطیع بودن و شوهرداری پند میدهد!
ادامه دارد...
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
خشونت علیه مردان، در جامعهی مردسالار!
قسمت اول
تیتر بالا شاید کمی اغراقگونه به نظر برسد. شاید بسیاری بر این باور باشند که جامعهی مردسالار، بهشت مردها است و دوزخی برای زنها و لاجرم نوشتاری که با تیتر خشونت علیه مردان در چنین جوامعی آغاز شود، یا طنز به نظر برسد و یا به اصطلاح سوسولبازی! البته برای بیشتر مردانی که در ساختن جامعهای با قالب مردسالارانه مشارکت و همسویی دارند، آنقدرها هم دور از واقعیت نیست که جامعه با تمام احکام فرهنگی و قوانین عرفی و شرعی و حقوقیاش جای خوب و ایدهالی است. اما شاید داستان برای تمامی مردانی که در چنین فرهنگ و جامعهای زندگی میکنند اینگونه نباشد. به عبارتی شاید عدهای خارج از این معادله عمومی باشند (گیرم تعدادشان زیاد هم نباشد)، که خودشان در عین زن نبودن، به نحوی قربانی جو حاکم بر مناسبات جنسیتی باشند و فشارهای متنوعی را بابت این عدم همراهی با اکثریت تحمل کنند. شاید تا بهحال حدس زده باشید منظور کدام نوع مردانند: مردانی که پای روی حقوق برحق زنان نمیگذارند.
بیشتر مطالب و مباحثی که تبعیض جنسیتی و پایمال شدن حقوق ِ حداقلی ِ زن در جامعه مردسالار را پیش میکشند، دو سمت یا دو وجه برای بحث خود دارند: زنی که استثمار میشود و حقوق و مطالباتش پایمال میشود و مردی که استثمار میکند و از شرایط و موقعیت و فرهنگ اجتماعی که بر ضد زن است، استفاده یا سواستفاده میکند. اما افراد غایب و فراموش شده در این معادله، مردانی هستند که جزو پایمال کنندهگان حقوق زنان به حساب نمیآیند. کسانی که یا جزو معادله "ظالم- مظلوم" نیستند، و یا آنهایی که نه تنها در این معادله مشارکتی ندارند که به راههای مختلف به این تبعیض و اجحاف واکنش نشان میدهند. دسته اول چنین افرادی، بیشتر مواقع با عنوانهایی چون زنذلیل، بی جربزه، سیبزمینی(کنایه از بیرگ بودن) و ... مورد تمسخر و حتا ترد و نادیده گرفته شدن قرار میگیرند که همگی جلوههایی از خشونت هستند. دسته دوم نیز بیشتر مواقع به عنوان کسانی تحت فشار قرار میگیرند که نیتشان خودشیرینی و تظاهر به روشنفکری است و بیشتر این تلاش و تظاهر را به عنوان توجیهی برای ضعف خود در قدرت قلمداد میکنند!
گمان میکنم مردانی که نقش مرد سلطهگر را، گیرم از روی تواناییهای خاص شخصیتی و فکری و یا عدم توانایی در بازی کردن نقش اجتماعی مردی با ویژگیهای متعارف در جامعه مردسالار گردن نمیگیرند، مقادیر متفاوتی از فشارهای روانی و اجتماعی را متحمل میشوند. و طنز تلخ ماجرا آنجاست که این فشارها گاهی از طرف زنان چنین جامعهای هم صورت میگیرد! پنداری عده قابل توجهی از زنان بارآمده در سیستمهایی که زن را موجود درجه دوم و تحت نظارت و سرپرسی و قیممآبی مردان جا زده است، خود حافظین این تبعیض و اختلاف فاحش حقیقی و حقوقی هستند و هر اقدامی در جهت برهم خوردن وضعیت حاکم را، تهدیدی در جهت ماهیت جا افتاده و هویت شکلگرفته خود میپندارند! چقدر این تصویر کلیشهای در ادبیات داستانی و فیلمهای چنین جوامعی آشنا به نظر میرسد: مادری که فرزند پسرش را به باد نصیحت و انتقاد میگیرد تا در برابر همسرش شدت عمل و به اصطلاح مردانگی بیشتری به خرج دهد و پدری که دخترش را به کرنش و مطیع بودن و شوهرداری پند میدهد!
ادامه دارد...
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
خشونت علیه مردان در جامعه مردسالار!
قسمت دوم
کوتاه سخن؛ به گمان من برای اصلاح فرهنگی که شکلهای مختلفی از تبعیض و ستم را به زنها تحمیل میکند، توجه به کاستن از تعداد مردان متجاوز به حقوق انسانی و برحق زنها، لازم است اما کافی نیست. در کنار توجه به افزودن بر توان و جسارت زن برای برهم زدن این معادله که دیگر نقش قربانی و مظلوم را بازی نکند، توجه و حمایت از مردانی که وارد این معادله نمیشوند، میتواند توان حرکتی ِ این مبارزههای اصلاحطلبانه را قوت و توان بیشتری ببخشد.
به عبارتی باید خودمان را به عنوان شهروندی که شاید مقیم جامعهای مردسالار است، جوری تربیت کنیم که نه تنها جزوی از این فرهنگ متجاوز و ستمگرانه که جنسیت را سنگ محک قضاوت درباره میزان ارزش انسانی قلمداد میکند نباشیم، که در صورت مواجه شدن با مردی که در خانه ظرف میشوید و غذا میپزد و سفره جمع میکند و کهنه بچه عوض میکند و گاهی به نفع تمایل و خواسته همسرش از خواسته و منافع خودش چشم میپوشد و به طور کلی در تمامی جنبهها حقوقی و حقیقی، خود را برابر و مساوی با همسر و مادر و خواهر و دختر خود قلمداد میکند، نه زبانی به تمسخر و شوخی باز کنیم و نه حتا در فکرمان تعجب کنیم و صحنه برایمان غیرعادی جلوه کند. که اگرهم چنین کردیم و چنان اندیشیدیم، یادمان باشد که ویروسهای فرهنگی به سادگی قابل زدوده شدن و از بین رفتن کامل نیستند و تغییر الگوهای قدیمی فکری و عادتهای دیرپای رفتاری نیاز به ممارست و گوش به زنگی و تمرین دارد. گاهی شاید بد نباشد که حواسمان به زنجیرهایی که بر فکر و اندیشه داریم باشد. زنجیرهایی که بسیار نامرئیتر و نامحسوستر از آنند که اثرگذاری و تعیینکنندگی واقعی و قابل توجهشان را حس کنیم.
اگر طالب جهانی زیستنیتر و زندگیای بامعناتر باشیم، و اگر شما هم چون من به شعار"زندگی کن و بگذار زندگی کنند" باور دارید، نه تنها خارج شدن از بازی تبعیض آمیز مرد- زن و جزوی از دو نقش"ظالم – مظلوم" نبودن، که عدم بیتفاوتی و انفعال دربرابر حقوق پایمال شدهی زنان که بعد از حقوق بر حق کودکان، بیشتر ظلم و ستم را در تاریخ بشری متحمل شدهاند، یکی از اصلیترین تغییراتی است که باید در فرهنگ جمعی و نظام باورهای فردیمان ایجاد کنیم.
#سعید_صدقی
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
خشونت علیه مردان در جامعه مردسالار!
قسمت دوم
کوتاه سخن؛ به گمان من برای اصلاح فرهنگی که شکلهای مختلفی از تبعیض و ستم را به زنها تحمیل میکند، توجه به کاستن از تعداد مردان متجاوز به حقوق انسانی و برحق زنها، لازم است اما کافی نیست. در کنار توجه به افزودن بر توان و جسارت زن برای برهم زدن این معادله که دیگر نقش قربانی و مظلوم را بازی نکند، توجه و حمایت از مردانی که وارد این معادله نمیشوند، میتواند توان حرکتی ِ این مبارزههای اصلاحطلبانه را قوت و توان بیشتری ببخشد.
به عبارتی باید خودمان را به عنوان شهروندی که شاید مقیم جامعهای مردسالار است، جوری تربیت کنیم که نه تنها جزوی از این فرهنگ متجاوز و ستمگرانه که جنسیت را سنگ محک قضاوت درباره میزان ارزش انسانی قلمداد میکند نباشیم، که در صورت مواجه شدن با مردی که در خانه ظرف میشوید و غذا میپزد و سفره جمع میکند و کهنه بچه عوض میکند و گاهی به نفع تمایل و خواسته همسرش از خواسته و منافع خودش چشم میپوشد و به طور کلی در تمامی جنبهها حقوقی و حقیقی، خود را برابر و مساوی با همسر و مادر و خواهر و دختر خود قلمداد میکند، نه زبانی به تمسخر و شوخی باز کنیم و نه حتا در فکرمان تعجب کنیم و صحنه برایمان غیرعادی جلوه کند. که اگرهم چنین کردیم و چنان اندیشیدیم، یادمان باشد که ویروسهای فرهنگی به سادگی قابل زدوده شدن و از بین رفتن کامل نیستند و تغییر الگوهای قدیمی فکری و عادتهای دیرپای رفتاری نیاز به ممارست و گوش به زنگی و تمرین دارد. گاهی شاید بد نباشد که حواسمان به زنجیرهایی که بر فکر و اندیشه داریم باشد. زنجیرهایی که بسیار نامرئیتر و نامحسوستر از آنند که اثرگذاری و تعیینکنندگی واقعی و قابل توجهشان را حس کنیم.
اگر طالب جهانی زیستنیتر و زندگیای بامعناتر باشیم، و اگر شما هم چون من به شعار"زندگی کن و بگذار زندگی کنند" باور دارید، نه تنها خارج شدن از بازی تبعیض آمیز مرد- زن و جزوی از دو نقش"ظالم – مظلوم" نبودن، که عدم بیتفاوتی و انفعال دربرابر حقوق پایمال شدهی زنان که بعد از حقوق بر حق کودکان، بیشتر ظلم و ستم را در تاریخ بشری متحمل شدهاند، یکی از اصلیترین تغییراتی است که باید در فرهنگ جمعی و نظام باورهای فردیمان ایجاد کنیم.
#سعید_صدقی
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه 📚
داستان چهارم
#پادشاهی_طهمورث
پسر بد مر او را یکی هوشمند
گرانمایه طهمورث دیو بند
طهمورث اندیشه ای تازه آورد ،نخست اینکه به آیین کسی کار نداشت. همه در کیش خود آزاد بودند و می بایست پیمان میکردند که از راه راستی پا بیرون ننهند. در زمان او خشکسالی بزرگی رخ داد ولی دستور داد دارایان به ندارها کمک کند.
او شهر اصفهان را بنیاد کرد.
طهمورث حیوانات را اهلی کرد و دیوان به او حسد کردند و با سپاهی به جنگش آمدند. او دیوان را شکست داد و دیوان اسیر را مجبور کرد که خواندن و نوشتن را به مردم یاد بدهند.
طهمورث از خود سرزمینی به جا گذاشت که زیستن در آن آرزوی هر انسان نیک بود. چون طهمورث در گذشت جمشید فرزند او برجای پدر نشست.
📚 منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#شاهنامه 📚
داستان چهارم
#پادشاهی_طهمورث
پسر بد مر او را یکی هوشمند
گرانمایه طهمورث دیو بند
طهمورث اندیشه ای تازه آورد ،نخست اینکه به آیین کسی کار نداشت. همه در کیش خود آزاد بودند و می بایست پیمان میکردند که از راه راستی پا بیرون ننهند. در زمان او خشکسالی بزرگی رخ داد ولی دستور داد دارایان به ندارها کمک کند.
او شهر اصفهان را بنیاد کرد.
طهمورث حیوانات را اهلی کرد و دیوان به او حسد کردند و با سپاهی به جنگش آمدند. او دیوان را شکست داد و دیوان اسیر را مجبور کرد که خواندن و نوشتن را به مردم یاد بدهند.
طهمورث از خود سرزمینی به جا گذاشت که زیستن در آن آرزوی هر انسان نیک بود. چون طهمورث در گذشت جمشید فرزند او برجای پدر نشست.
📚 منبع: گفتار شورانگیز فردوسی
به کوشش : سهراب چمن آرا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
تفاوت مدیریت و مدیریت کاسبان دین
جمعیت
ژاپن : ١۴٨ میلیون ( 1.62 برابر )
ایران : ٨٠ میلیون
پرونده های قضایی
ژاپن : ٩٠٠ هزار پرونده
ایران : ١۵ میلیون پرونده ( 16 برابر )
تعداد زندانیان
ژاپن : ٦٣ هزار نفر
ایران : ٢۵٠ هزار نفر ( 4 برابر )
با این که جمعیت ژاپن نزدیک به دو برابر ماست اما تعداد پروندههای قضایی و زندانیان در ایران چندین برابر ژاپن است این در حالیست که ما در طول ۴٠ سال اخیر نزدیک به ١۵ میلیارد دلار صرف تبلیغات اسلامی کردیم تا مردم دزدی نکنند ولی آنجا نیازی به این بودجهها نیست چون وقتی مسئولان کشور دزد و فاسد نیستند قاعدتا مردم کشورشان هم از آنها الگوبرداری رفتاری می کنند
تولید ناخالص داخلی
ژاپن : ۵ تریلیون دلار ( 10 برابر )
ایران : نیم تریلیون دلار
تمام اقتصاد کشور ژاپن به بخش خصوصی واگذار شده است و دولتها فقط مسئول برقراری امنیت و نظم اجتماعی هستند . سپاه و یا شرکت های وابسته به حکومت نیز رقیب بخش خصوصی نبوده که اقتصاد تنها در دست عده ای محدود باشد.
تعداد مدیران دولتی
ژاپن : ١٢ هزار نفر
ایران : ٢۴٧ هزار نفر ( 20 برابر )
اقتصاد ژاپن ١٠ برابر اقتصاد ماست اما تعداد مدیران دولتی در ایران ٢٠ برابر ژاپن است . یعنی در ژاپن به ازای هر ١٠ هزار نفر یک مدیر دارند ولی در ایران به ازای هر 320 نفر یک مدیر داریم
نمره شاخص فساد از ١٠٠
ژاپن : ٩١ نمره
ایران= ١٢ نمره
بهترين و پيشرفتهترين راهكار مبارزه با فساد از هر نوع و توسط هر مقامی آزادی بيان و آزادی مطبوعات است ، درباره مبارزه با مفاسد اجتماعی و اقتصادی بسيار گفتند اما تصور کنید به جای این همه سمینار مبارزه با فساد ، مسئولين خود را در یک اتاق شيشهای و در معرض تماشای ميليونها چشم احساس کنند آنگاه قطعا دیگر دست از پا خطا نخواهند کرد و با همین راهکار ساده اقتصاد ژاپن یکی از 20 اقتصاد شفاف و سالم جهان است اما آقایان که سالانه هزاران میلیارد صرف بودجۀ حوزههای علمیه و دین شناسی و اسلام شناسی میکنند یکی از 15 اقتصاد فاسد جهان هستند!!
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
تفاوت مدیریت و مدیریت کاسبان دین
جمعیت
ژاپن : ١۴٨ میلیون ( 1.62 برابر )
ایران : ٨٠ میلیون
پرونده های قضایی
ژاپن : ٩٠٠ هزار پرونده
ایران : ١۵ میلیون پرونده ( 16 برابر )
تعداد زندانیان
ژاپن : ٦٣ هزار نفر
ایران : ٢۵٠ هزار نفر ( 4 برابر )
با این که جمعیت ژاپن نزدیک به دو برابر ماست اما تعداد پروندههای قضایی و زندانیان در ایران چندین برابر ژاپن است این در حالیست که ما در طول ۴٠ سال اخیر نزدیک به ١۵ میلیارد دلار صرف تبلیغات اسلامی کردیم تا مردم دزدی نکنند ولی آنجا نیازی به این بودجهها نیست چون وقتی مسئولان کشور دزد و فاسد نیستند قاعدتا مردم کشورشان هم از آنها الگوبرداری رفتاری می کنند
تولید ناخالص داخلی
ژاپن : ۵ تریلیون دلار ( 10 برابر )
ایران : نیم تریلیون دلار
تمام اقتصاد کشور ژاپن به بخش خصوصی واگذار شده است و دولتها فقط مسئول برقراری امنیت و نظم اجتماعی هستند . سپاه و یا شرکت های وابسته به حکومت نیز رقیب بخش خصوصی نبوده که اقتصاد تنها در دست عده ای محدود باشد.
تعداد مدیران دولتی
ژاپن : ١٢ هزار نفر
ایران : ٢۴٧ هزار نفر ( 20 برابر )
اقتصاد ژاپن ١٠ برابر اقتصاد ماست اما تعداد مدیران دولتی در ایران ٢٠ برابر ژاپن است . یعنی در ژاپن به ازای هر ١٠ هزار نفر یک مدیر دارند ولی در ایران به ازای هر 320 نفر یک مدیر داریم
نمره شاخص فساد از ١٠٠
ژاپن : ٩١ نمره
ایران= ١٢ نمره
بهترين و پيشرفتهترين راهكار مبارزه با فساد از هر نوع و توسط هر مقامی آزادی بيان و آزادی مطبوعات است ، درباره مبارزه با مفاسد اجتماعی و اقتصادی بسيار گفتند اما تصور کنید به جای این همه سمینار مبارزه با فساد ، مسئولين خود را در یک اتاق شيشهای و در معرض تماشای ميليونها چشم احساس کنند آنگاه قطعا دیگر دست از پا خطا نخواهند کرد و با همین راهکار ساده اقتصاد ژاپن یکی از 20 اقتصاد شفاف و سالم جهان است اما آقایان که سالانه هزاران میلیارد صرف بودجۀ حوزههای علمیه و دین شناسی و اسلام شناسی میکنند یکی از 15 اقتصاد فاسد جهان هستند!!
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
وقتی پای صحبت کله گنده ها می نشینی به این فکر می افتی که منظور از جنگ، حفظ خداپرستی، حفظ عفت و عصمت، حفظ خوبی و از این حرفاست؛ اما وقتی خوب فکر میکنی، می بینی که آنها هم دیوانه تر از من و تو نیستند. "برای جیب می جنگند."
اگر غیر از این بود، اگر جنگ هیچ منفعتی نداشت، مردم بیچاره ای مثل من دیگر جنگ نمی کردند.
#ننه_دلاور_و_فرزندان_او
#برتولت_برشت
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
وقتی پای صحبت کله گنده ها می نشینی به این فکر می افتی که منظور از جنگ، حفظ خداپرستی، حفظ عفت و عصمت، حفظ خوبی و از این حرفاست؛ اما وقتی خوب فکر میکنی، می بینی که آنها هم دیوانه تر از من و تو نیستند. "برای جیب می جنگند."
اگر غیر از این بود، اگر جنگ هیچ منفعتی نداشت، مردم بیچاره ای مثل من دیگر جنگ نمی کردند.
#ننه_دلاور_و_فرزندان_او
#برتولت_برشت
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️