@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
در پی حقیقت بودن ، لزوما به معنای این نیست که به دنبال چیز با ارزشی هستی.
#افسانه_سیزیف و سایر مقالات
#آلبرکامو
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
در پی حقیقت بودن ، لزوما به معنای این نیست که به دنبال چیز با ارزشی هستی.
#افسانه_سیزیف و سایر مقالات
#آلبرکامو
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
یهودی از نصرانی پرسید:
موسی برتر است یا عیسی؟
گفت: عیسی مردگان را زنده می کرد، ولی موسی مردی را بدید و او را به ضربت مشتی بیفکند و آن مرد بمرد؛ عیسی در گهواره سخن می گفت، اما موسی در چهل سالگی میگفت: خدایا! گره از زبانم بگشای تا سخنم را دریابند.
#حکایت
#عبیدزاکانی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
یهودی از نصرانی پرسید:
موسی برتر است یا عیسی؟
گفت: عیسی مردگان را زنده می کرد، ولی موسی مردی را بدید و او را به ضربت مشتی بیفکند و آن مرد بمرد؛ عیسی در گهواره سخن می گفت، اما موسی در چهل سالگی میگفت: خدایا! گره از زبانم بگشای تا سخنم را دریابند.
#حکایت
#عبیدزاکانی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
هر چه بیشتر و بیشتر عمر کنید با وضوح بهتری خواهید دریافت که زندگی سراسر جز نومیدی، جز یک فریب نیست..
#جهان_و_تاملات_فیلسوف
#آرتور_شوپنهاور
#رضا_ولیاری
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
هر چه بیشتر و بیشتر عمر کنید با وضوح بهتری خواهید دریافت که زندگی سراسر جز نومیدی، جز یک فریب نیست..
#جهان_و_تاملات_فیلسوف
#آرتور_شوپنهاور
#رضا_ولیاری
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
موفق ترين روابط عاطفي چه روابطي هستند؟
موفقترین روابط عاطفی، روابطی هستند که در آنها استقلال و فردیت افراد حفظ میشود. به بیانی دیگر، روابطی که به وابستگی و تجاوز به حریم یکدیگر آلوده میشوند به سرعت فرسوده شده و از بین میروند.
از طرفی دیگر، اگر این استقلال از حد خود فراتر رود و بهجایی برسد که دو نفر نتوانند با هم صمیمیت سالم داشته باشند و به وحدت و یگانگی برسند، آن وقت رابطه آسیب میبیند و از بین میرود.
همچنین، اگر دو نفر آنقدر به هم وابسته باشند که بخشهای دیگر زندگی و نقشهای دیگرشان در زندگی را کنار بگذارند نیز دیری نمیگذرد که رابطه آسیب دیده و از بین میرود.
بنابراین، آنچه در کنار حفظ استقلال و فردیت مهم است، تعادل، عشق، احترام و امنیت است.
#دکتر_فرهنگ_هلاکویی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
موفق ترين روابط عاطفي چه روابطي هستند؟
موفقترین روابط عاطفی، روابطی هستند که در آنها استقلال و فردیت افراد حفظ میشود. به بیانی دیگر، روابطی که به وابستگی و تجاوز به حریم یکدیگر آلوده میشوند به سرعت فرسوده شده و از بین میروند.
از طرفی دیگر، اگر این استقلال از حد خود فراتر رود و بهجایی برسد که دو نفر نتوانند با هم صمیمیت سالم داشته باشند و به وحدت و یگانگی برسند، آن وقت رابطه آسیب میبیند و از بین میرود.
همچنین، اگر دو نفر آنقدر به هم وابسته باشند که بخشهای دیگر زندگی و نقشهای دیگرشان در زندگی را کنار بگذارند نیز دیری نمیگذرد که رابطه آسیب دیده و از بین میرود.
بنابراین، آنچه در کنار حفظ استقلال و فردیت مهم است، تعادل، عشق، احترام و امنیت است.
#دکتر_فرهنگ_هلاکویی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
اغلب فکر میکنیم اینکه به یاد کسی هستیم منتی است بر گردن آن شخص! غافل از اینکه اگر به یاد کسی هستیم این هنر اوست نه ما.
«به یاد ماندنی بودن» بسیار مهمتر از به یاد بودن است.
#بهومیل_هرابال
#اندوه_زیبا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
اغلب فکر میکنیم اینکه به یاد کسی هستیم منتی است بر گردن آن شخص! غافل از اینکه اگر به یاد کسی هستیم این هنر اوست نه ما.
«به یاد ماندنی بودن» بسیار مهمتر از به یاد بودن است.
#بهومیل_هرابال
#اندوه_زیبا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
🎤دکتر رضا بابایی در گفتگو با شفقنا می گوید:
ماهیت روحانی در نسبت با قدرت و سیاست، ماهیت انتقادی بود، نه مسئولیتپذیری؛ اگر روحانیت در موضع داور و منتقد باقی میماند، بهتر میتوانست خدمت کند تا اکنون که در مسئولیتهای مختلف قرار گرفته و باید پاسخگو باشد؛ ورود به مسائل سیاسی، هزار راه دارد که به نظر من شأن و هنر و مهارت روحانی، ورود غیر مستقیم بود، نه از طریق تصدیگری مستقیم.
این محقق و پژوهشگر معتقد است که روحانیت باید منتقد ظلم باقی بماند، نه اینکه رفتاری داشته باشد که مردم بگویند روحانیت با برخی از ظلمها مخالفاند و بر برخی چشم میپوشند و بستگی دارد که ظالم چه کسی باشد! شما برای اینکه در کنار مردم باشید، چارهای ندارید جز اینکه بر قدرت باشید نه در قدرت. وقتی در کنار مردم نبودید، هر قدر هم از اخلاق بگویید، اثری ندارد.
بابایی یکی از مشکلات اساسی را تفاوت دغدغه های مردم با دغدغه های روحانیت می داند و اظهار می کند: تفاوت میان دغدغه های مردم و روحانیت باعث شده که مردم به سراغ کسانی بروند که درد آنها را میگویند و رنج آنها را میفهمند. من واقعا در حیرتم که چرا حوزه گمان میکند که مشکل اسلام و جامعۀ اسلامی، دراویش و چند کتاب عرفانی یا چند روشنفکر است که جز قلم هیچ امکاناتی ندارند؛ چرا علیه تصوف همایش میگذارد، اما مثلا برای بررسی مشکل ناکارآمدیها و دینگریزیهای عمومی در سرتاسر کشور، حاضر نیست که گردهمایی تشکیل بدهد! حوزه خطرهای کوچک را میبیند، اما متوجه خطر اصلی نشده است.
متن گفت وگوی کتبی خبرنگار شفقنا زندگی با دکتر رضا بابایی را می خوانید:
متن کامل گفتگو را در لینک زیر بخوانید:
http://fa.shafaqna.com/news/497852/
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
🎤دکتر رضا بابایی در گفتگو با شفقنا می گوید:
ماهیت روحانی در نسبت با قدرت و سیاست، ماهیت انتقادی بود، نه مسئولیتپذیری؛ اگر روحانیت در موضع داور و منتقد باقی میماند، بهتر میتوانست خدمت کند تا اکنون که در مسئولیتهای مختلف قرار گرفته و باید پاسخگو باشد؛ ورود به مسائل سیاسی، هزار راه دارد که به نظر من شأن و هنر و مهارت روحانی، ورود غیر مستقیم بود، نه از طریق تصدیگری مستقیم.
این محقق و پژوهشگر معتقد است که روحانیت باید منتقد ظلم باقی بماند، نه اینکه رفتاری داشته باشد که مردم بگویند روحانیت با برخی از ظلمها مخالفاند و بر برخی چشم میپوشند و بستگی دارد که ظالم چه کسی باشد! شما برای اینکه در کنار مردم باشید، چارهای ندارید جز اینکه بر قدرت باشید نه در قدرت. وقتی در کنار مردم نبودید، هر قدر هم از اخلاق بگویید، اثری ندارد.
بابایی یکی از مشکلات اساسی را تفاوت دغدغه های مردم با دغدغه های روحانیت می داند و اظهار می کند: تفاوت میان دغدغه های مردم و روحانیت باعث شده که مردم به سراغ کسانی بروند که درد آنها را میگویند و رنج آنها را میفهمند. من واقعا در حیرتم که چرا حوزه گمان میکند که مشکل اسلام و جامعۀ اسلامی، دراویش و چند کتاب عرفانی یا چند روشنفکر است که جز قلم هیچ امکاناتی ندارند؛ چرا علیه تصوف همایش میگذارد، اما مثلا برای بررسی مشکل ناکارآمدیها و دینگریزیهای عمومی در سرتاسر کشور، حاضر نیست که گردهمایی تشکیل بدهد! حوزه خطرهای کوچک را میبیند، اما متوجه خطر اصلی نشده است.
متن گفت وگوی کتبی خبرنگار شفقنا زندگی با دکتر رضا بابایی را می خوانید:
متن کامل گفتگو را در لینک زیر بخوانید:
http://fa.shafaqna.com/news/497852/
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
خبرگزاری بین المللی شفقنا
رضا بابایی در گفت وگو با شفقنا: روحانیت به داد اجتهاد برسد؛ مردم از عهدۀ مدیریت کشور برمیآیند/ با تصدی گری روحانیت، هم مردم زیان…
ساختار و مسئولیتهای روحانیت، به طوری سنتی تناسبی با قدرت سیاسی ندارد پس از پیروزی انقلاب، روحانیت باید در مسیر کشورسازی قرار میگرفت و پاسخگو میبود در ماجرای زلزله کرمانشاه دیدیم که گروههای مرجع در میان مردم ایران، چه تغییراتی کرده تا پیش از انقلاب،…
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#بابک_خرمدین
#بخش_چهارم
آیین خرمدینان
در تمام منابع؛ بدون استثنا خرمدینان را از پیروان #مزدک (بنیانگذار جنبش اجتماعی دوران #ساسانی ) شمرده اند و ویژگی های ناروایی به آنان نسبت داده اند.
ابن ندیم در الفهرست از قول #ابن_اسحاق در مورد عقاید #خرمدینان نقل میکند:
و هولا اهل المجوس فی الاصل.... و صاحبهم مزدک القدیم، امرهم بتناول اللذات، والانعکاف علی بلوغ الشهوات.... و لهم مشارکه فی الحرم و الاهل، لا یمتنع الواحد منهم من حرمه الآخر. و لا یمنعه...
و مجوسیانی بودند که به این کیش گرویده بودند... و رئیسشان مزدک باستانی است، و او آنان را وادار کرد به شهوترانی... و در زن و خانواده با یکدیگر شرکت کنند و کسی را از آمیزش با زن مرد دیگر باز ندارند.
اشتراکی بودن #زن و عبارتی؛ زن در حکم کالای جنسی، اتهامی است که بیشتر مورخان اسلامی هم کم و بیش به همین صورت به #خرمدینان به عنوان پیروان #مزدک وارد کرده اند.
اما این اتهام را بررسی میکنیم:
مزدکی بودن خرمدینان و عقاید مزدک یک بحث جداگانه است.
چرا که یک فاصله چند قرنی با خود مزدک دارد.
ممکن است عقاید مزدکیان دستخوش تغیرات شده یا با توجه به این فاصله و آشنا نبودن کامل مورخان اسلامی به عقاید دین زرتشتی؛ متاسفانه نمیتوان تمام این سخنان را مال مزدکیان نامید، و برای درک درست، باید به عقاید مزدک که بر پایه #گاتها بوده مراجعه کرد بعد میتوان این پازل را حل کرد.
صرف رجوع کردن به کتابهای مورخان اسلامی جواب حل مسئله نیست و کار باید از #منبع_اصلی بررسی شود.
عقاید #مزدک که بر دو پایه اصلی سازگار بوده:
تقسیم مساوی #ثروت، بدون در نظر گرفتن تهیدست یا توانگر بودن افراد.
#برابری زن و مرد و حقوق مساوی آنان.
که همه برگرفته از آیین زرتشت است.
چطور ممکن است کسی که برابری زن و مرد از اصول عقایدش باشد زن را کالای جنسی بداند؟
البته نمیتوان فقط مورخان اسلامی را مقصر نا آگاهی دانست.
#روحانیان_زرتشتی نیز در بد جلوه دادن مزدک هم از مقصران اصلی هستند در ترویج اطلاعات نادرست.
مزدک به عنوان یک موبد اصلاح طلب قصد تغیرات داشت نه تغیراتی از جنس من درآوردی بله برگشت به اصل آیین زرتشت؛ که متاسفانه توسط روحانیون زرتشتی بلند پایه ساسانی دستخوش تغیرات شده بود؛ تغیراتی از جنس منافع شخصی.
به همین دلیل، تبلیغات ضد مزدکی گسترده ای را انجام دادند.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#بابک_خرمدین
#بخش_چهارم
آیین خرمدینان
در تمام منابع؛ بدون استثنا خرمدینان را از پیروان #مزدک (بنیانگذار جنبش اجتماعی دوران #ساسانی ) شمرده اند و ویژگی های ناروایی به آنان نسبت داده اند.
ابن ندیم در الفهرست از قول #ابن_اسحاق در مورد عقاید #خرمدینان نقل میکند:
و هولا اهل المجوس فی الاصل.... و صاحبهم مزدک القدیم، امرهم بتناول اللذات، والانعکاف علی بلوغ الشهوات.... و لهم مشارکه فی الحرم و الاهل، لا یمتنع الواحد منهم من حرمه الآخر. و لا یمنعه...
و مجوسیانی بودند که به این کیش گرویده بودند... و رئیسشان مزدک باستانی است، و او آنان را وادار کرد به شهوترانی... و در زن و خانواده با یکدیگر شرکت کنند و کسی را از آمیزش با زن مرد دیگر باز ندارند.
اشتراکی بودن #زن و عبارتی؛ زن در حکم کالای جنسی، اتهامی است که بیشتر مورخان اسلامی هم کم و بیش به همین صورت به #خرمدینان به عنوان پیروان #مزدک وارد کرده اند.
اما این اتهام را بررسی میکنیم:
مزدکی بودن خرمدینان و عقاید مزدک یک بحث جداگانه است.
چرا که یک فاصله چند قرنی با خود مزدک دارد.
ممکن است عقاید مزدکیان دستخوش تغیرات شده یا با توجه به این فاصله و آشنا نبودن کامل مورخان اسلامی به عقاید دین زرتشتی؛ متاسفانه نمیتوان تمام این سخنان را مال مزدکیان نامید، و برای درک درست، باید به عقاید مزدک که بر پایه #گاتها بوده مراجعه کرد بعد میتوان این پازل را حل کرد.
صرف رجوع کردن به کتابهای مورخان اسلامی جواب حل مسئله نیست و کار باید از #منبع_اصلی بررسی شود.
عقاید #مزدک که بر دو پایه اصلی سازگار بوده:
تقسیم مساوی #ثروت، بدون در نظر گرفتن تهیدست یا توانگر بودن افراد.
#برابری زن و مرد و حقوق مساوی آنان.
که همه برگرفته از آیین زرتشت است.
چطور ممکن است کسی که برابری زن و مرد از اصول عقایدش باشد زن را کالای جنسی بداند؟
البته نمیتوان فقط مورخان اسلامی را مقصر نا آگاهی دانست.
#روحانیان_زرتشتی نیز در بد جلوه دادن مزدک هم از مقصران اصلی هستند در ترویج اطلاعات نادرست.
مزدک به عنوان یک موبد اصلاح طلب قصد تغیرات داشت نه تغیراتی از جنس من درآوردی بله برگشت به اصل آیین زرتشت؛ که متاسفانه توسط روحانیون زرتشتی بلند پایه ساسانی دستخوش تغیرات شده بود؛ تغیراتی از جنس منافع شخصی.
به همین دلیل، تبلیغات ضد مزدکی گسترده ای را انجام دادند.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
🔴آقای احمدینژاد، کار ۷۰ ساله را ظرف ۸ سال انجام داد!!
✔️ از زمان تأسیس دانشگاه تهران در سال 1313 تا پایان دوره اصلاحات که 71 سال طول میکشد، مجموعاً چیزی نزدیک به 65 دانشگاه داریم. اما در بازه 84 تا 92 یعنی 8 سال دوره آقای احمدینژاد، ما کار 70 ساله را ظرف 8 سال انجام دادیم؛ یعنی تعداد دانشگاهمان 140 تا شد؛ یعنی یکدفعه با یک گسترش نجومی مواجه شدیم.
✔️ بدون اینکه توجه کنیم این دانشگاهها نیاز به زیرساخت دارند، نیاز به عضو هیئتعلمی مجرب دارند، نیاز به تجهیزات دارند، و اینکه اصلاً تأسیس این دانشگاهها نیاز بهنوعی آمایش سرزمین داشتند.
✔️ مثلاً در شهر بجنورد الآن چیزی حدود 28 دانشگاه داریم! آیا این جامعه کشش این تعداد دانشگاه را دارند؟ این رقم که عرض کردم تنها در عرصه دانشگاههای دولتی بود.
✔️ ما تا پایان سال 84 حدود 75 دانشگاه غیرانتفاعی داریم که در پایان سال 92 این رقم به 350 میرسد، یعنی 5 برابر گسترش پیدا کرد، بدون هیچ برآورد دقیق که ما اصلاً اینهمه دانشگاه برای چه میخواهیم؟
✔️ درعینحال که خیلی از استادها اخراج میشدند و یا بازنشسته، تعداد دانشجویان دکتری را بهیکباره چند برابر کردیم و تعداد دانشجویان دکتری را به رقم 150 هزار نفر رساندیم؛ یعنی دقیقاً 5/2 برابر تعداد دانشجویان دکتری ژاپن! درحالیکه ما استاد لازم برای تقویت اینها نداشتیم. چون استادی میتواند در این مقطع تدریس کند که 20 سال سابقه داشته باشد.
✔️ وقتی 70 درصد، 80 درصد دوره دکتری تحقیق است، برای گسترش دکتری باید یک نسبتی منطقی باشد بین تولید ناخالص ملی و سهم پژوهش؛ در بسیاری از کشورهای درحالتوسعه مانند کره، ترکیه و برزیل این نسبت چیزی بین 1.7 تا 2.5 درصد GDP یا تولید ناخالص ملی است. در کشورهای توسعهیافته به سمت 3 و 4 درصد میرود؛ یعنی 4 درصد تولید ناخالص ملی سهم پژوهش است، اما در ایران این رقم کمتر از زیر 1 درصد است. این در حالی است که بخشی از آن هم صرف پژوهش نمیشود و صرف حواشی پژوهش میشود.
✔️ ما دو برابر ژاپن دانشجوی دکتری تولید میکنیم درصورتیکه اعتبار پژوهش ما یکششم یا یکهفتم ژاپن است. نتیجه میشود، بحران کیفیت؛ انبوه افراد مدرکداری که از کیفیت لازم برخوردار نیستند. ما بهیکباره 600 هزار دانشجوی کارشناسی ارشد پیدا کردیم. نتیجه همه اینها این شده است که شما از خیابان 16 آذر تا سر وصال اگر بروید، حدود 600 – 700 متر است، حدود 20 نفر تابلو بلند کردند که پایاننامه مینویسیم.
#دکتر_غلامرضا_ظریفیان
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
🔴آقای احمدینژاد، کار ۷۰ ساله را ظرف ۸ سال انجام داد!!
✔️ از زمان تأسیس دانشگاه تهران در سال 1313 تا پایان دوره اصلاحات که 71 سال طول میکشد، مجموعاً چیزی نزدیک به 65 دانشگاه داریم. اما در بازه 84 تا 92 یعنی 8 سال دوره آقای احمدینژاد، ما کار 70 ساله را ظرف 8 سال انجام دادیم؛ یعنی تعداد دانشگاهمان 140 تا شد؛ یعنی یکدفعه با یک گسترش نجومی مواجه شدیم.
✔️ بدون اینکه توجه کنیم این دانشگاهها نیاز به زیرساخت دارند، نیاز به عضو هیئتعلمی مجرب دارند، نیاز به تجهیزات دارند، و اینکه اصلاً تأسیس این دانشگاهها نیاز بهنوعی آمایش سرزمین داشتند.
✔️ مثلاً در شهر بجنورد الآن چیزی حدود 28 دانشگاه داریم! آیا این جامعه کشش این تعداد دانشگاه را دارند؟ این رقم که عرض کردم تنها در عرصه دانشگاههای دولتی بود.
✔️ ما تا پایان سال 84 حدود 75 دانشگاه غیرانتفاعی داریم که در پایان سال 92 این رقم به 350 میرسد، یعنی 5 برابر گسترش پیدا کرد، بدون هیچ برآورد دقیق که ما اصلاً اینهمه دانشگاه برای چه میخواهیم؟
✔️ درعینحال که خیلی از استادها اخراج میشدند و یا بازنشسته، تعداد دانشجویان دکتری را بهیکباره چند برابر کردیم و تعداد دانشجویان دکتری را به رقم 150 هزار نفر رساندیم؛ یعنی دقیقاً 5/2 برابر تعداد دانشجویان دکتری ژاپن! درحالیکه ما استاد لازم برای تقویت اینها نداشتیم. چون استادی میتواند در این مقطع تدریس کند که 20 سال سابقه داشته باشد.
✔️ وقتی 70 درصد، 80 درصد دوره دکتری تحقیق است، برای گسترش دکتری باید یک نسبتی منطقی باشد بین تولید ناخالص ملی و سهم پژوهش؛ در بسیاری از کشورهای درحالتوسعه مانند کره، ترکیه و برزیل این نسبت چیزی بین 1.7 تا 2.5 درصد GDP یا تولید ناخالص ملی است. در کشورهای توسعهیافته به سمت 3 و 4 درصد میرود؛ یعنی 4 درصد تولید ناخالص ملی سهم پژوهش است، اما در ایران این رقم کمتر از زیر 1 درصد است. این در حالی است که بخشی از آن هم صرف پژوهش نمیشود و صرف حواشی پژوهش میشود.
✔️ ما دو برابر ژاپن دانشجوی دکتری تولید میکنیم درصورتیکه اعتبار پژوهش ما یکششم یا یکهفتم ژاپن است. نتیجه میشود، بحران کیفیت؛ انبوه افراد مدرکداری که از کیفیت لازم برخوردار نیستند. ما بهیکباره 600 هزار دانشجوی کارشناسی ارشد پیدا کردیم. نتیجه همه اینها این شده است که شما از خیابان 16 آذر تا سر وصال اگر بروید، حدود 600 – 700 متر است، حدود 20 نفر تابلو بلند کردند که پایاننامه مینویسیم.
#دکتر_غلامرضا_ظریفیان
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#داستان_کوتاه
#از_دست_این_زن_ها
نویسنده: تهمینه بروجردی
مژه هایش، روی چشمی "سیمینوف" مثل برف پاک کن می رفت و می آمد. یک برگ قهوه ای طلایی، لای سنگ های آنطرف سنگر به پشت گرمی باد ملایم تقلا می کرد تا پرواز کند. نسیم کمی تکانش می داد و دوباره سرجایش می گذاشت. اما آنقدر غبار از روی زمین بلند می کرد که دید محمد را چند ثانیه تار کند.
خوابش می آمد. باید سنگر آنطرف خط مرزی را می پایید. وقتی فرمانده شان بیرون می آمد، فقط چند ثانیه وقت داشت او را بزند. تنش را روی زمین سفت خاکریز جا به جا کرد. با آرنج بالش کوچک زیر دستش را به سمت سینه اش سراند. اگر فرمانده خودشان، بالش را می دید توبیخ می شد. اما اینطوری سنگریزه ها کمتر توی تنش می رفت. دیرتر خسته می شد.
زری دوزی های زبر حاشیه بالش، کمی ساق دستش را قلقلک داد. دم آمدن به ساجده گفته بود:" این ها چیه بهش دوختی؟" و خندیده بود. تفنگ را دوباره روی هدف میزان کرد و فکر کرد:" از دست این زن ها. آخه پارچه اش رو چرا صورتی چرک خریدی؟" ساجده روی بالش را با گلهای بنفش و سرخابی گلدوزی کرده بود. در آن دنیای مردانه خاکی رنگ، یک چیز صورتی بنفش سو سو می زد.
دو سه تایی از بچه ها که بالش را دیده بودند سر به سرش گذاشته بودند:" نه به اون نمره بیست تک تیراندازیت، نه به این بالش صورتی دخترونه." سرخ شده بود.
اگر می خواست هم نمی توانست بالش را کنار بگذارد. بوی دست های ساجده را می داد. بوی نخ هایی که مال جاقرقره ای مخمل سفید توی کمد اتاق خواب بودند. صورت ساجده را با همه نازهایش می دید و رازهای زنانه اش لای سفیدی پنبه های بالش با دل محمد قایم باشک بازی می کرد. همه اینها نمی گذاشت یادش برود بعد از جنگ خانه ای هست.
نفس بلندی کشید و چشم هایش را بست. لبخند روی لب، بدنش را کش داد. خستگی چند ساعت بی حرکت ماندن داشت در می رفت. حس سرخوشی از نرمی نازبالش های خانه، تنش را مور مور کرد و دلش از خیال نوازش های ساجده وقتی بغلش می کرد، غنج رفت.
سه ثانیه بعد قطره های خون از سرش، روی زمین خاکستری ریخت. فرصت نکرد چشمهایش را باز کند و همانطور روی بالش به خواب رفت.
تک تیرانداز سنگر رو به رو، بازی را برده بود. لابد زنی توی زندگی اش نبود.
#تهمینه_بروجردی
#داستان_جنگ_تک_تیرانداز
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#داستان_کوتاه
#از_دست_این_زن_ها
نویسنده: تهمینه بروجردی
مژه هایش، روی چشمی "سیمینوف" مثل برف پاک کن می رفت و می آمد. یک برگ قهوه ای طلایی، لای سنگ های آنطرف سنگر به پشت گرمی باد ملایم تقلا می کرد تا پرواز کند. نسیم کمی تکانش می داد و دوباره سرجایش می گذاشت. اما آنقدر غبار از روی زمین بلند می کرد که دید محمد را چند ثانیه تار کند.
خوابش می آمد. باید سنگر آنطرف خط مرزی را می پایید. وقتی فرمانده شان بیرون می آمد، فقط چند ثانیه وقت داشت او را بزند. تنش را روی زمین سفت خاکریز جا به جا کرد. با آرنج بالش کوچک زیر دستش را به سمت سینه اش سراند. اگر فرمانده خودشان، بالش را می دید توبیخ می شد. اما اینطوری سنگریزه ها کمتر توی تنش می رفت. دیرتر خسته می شد.
زری دوزی های زبر حاشیه بالش، کمی ساق دستش را قلقلک داد. دم آمدن به ساجده گفته بود:" این ها چیه بهش دوختی؟" و خندیده بود. تفنگ را دوباره روی هدف میزان کرد و فکر کرد:" از دست این زن ها. آخه پارچه اش رو چرا صورتی چرک خریدی؟" ساجده روی بالش را با گلهای بنفش و سرخابی گلدوزی کرده بود. در آن دنیای مردانه خاکی رنگ، یک چیز صورتی بنفش سو سو می زد.
دو سه تایی از بچه ها که بالش را دیده بودند سر به سرش گذاشته بودند:" نه به اون نمره بیست تک تیراندازیت، نه به این بالش صورتی دخترونه." سرخ شده بود.
اگر می خواست هم نمی توانست بالش را کنار بگذارد. بوی دست های ساجده را می داد. بوی نخ هایی که مال جاقرقره ای مخمل سفید توی کمد اتاق خواب بودند. صورت ساجده را با همه نازهایش می دید و رازهای زنانه اش لای سفیدی پنبه های بالش با دل محمد قایم باشک بازی می کرد. همه اینها نمی گذاشت یادش برود بعد از جنگ خانه ای هست.
نفس بلندی کشید و چشم هایش را بست. لبخند روی لب، بدنش را کش داد. خستگی چند ساعت بی حرکت ماندن داشت در می رفت. حس سرخوشی از نرمی نازبالش های خانه، تنش را مور مور کرد و دلش از خیال نوازش های ساجده وقتی بغلش می کرد، غنج رفت.
سه ثانیه بعد قطره های خون از سرش، روی زمین خاکستری ریخت. فرصت نکرد چشمهایش را باز کند و همانطور روی بالش به خواب رفت.
تک تیرانداز سنگر رو به رو، بازی را برده بود. لابد زنی توی زندگی اش نبود.
#تهمینه_بروجردی
#داستان_جنگ_تک_تیرانداز
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
رفتم که رفتم
مرضیه
تصنیف #رفتم_که_رفتم "
آواز #مرضیه
آهنگی از #علی_تجویدی
شعر #معینی_کرمانشاهی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
آواز #مرضیه
آهنگی از #علی_تجویدی
شعر #معینی_کرمانشاهی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
موبد:
باید به سراسرایران پندنامه بفرستیم
زن آسیابان:
پندنامه بفرست ای موبد،اما اندکی نان نیز به آن بیافزای
ما مردمان ازپند سیر آمدهایم و بر نان گرسنهایم
مرگ یزدگرد
بهرام بیضایی
@flith❄️
باید به سراسرایران پندنامه بفرستیم
زن آسیابان:
پندنامه بفرست ای موبد،اما اندکی نان نیز به آن بیافزای
ما مردمان ازپند سیر آمدهایم و بر نان گرسنهایم
مرگ یزدگرد
بهرام بیضایی
@flith❄️
بوستان سعدی و مثنوی مولوی در بین 50کتاب برتر دنیا
گاردین ۵۰ کتاب برتر تاریخ دنیا را معرفی کرد که در این میان، «بوستان سعدی» و «مثنوی مولوی» در رتبه ۱۳ و ۱۴ قرار دارند.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄
گاردین ۵۰ کتاب برتر تاریخ دنیا را معرفی کرد که در این میان، «بوستان سعدی» و «مثنوی مولوی» در رتبه ۱۳ و ۱۴ قرار دارند.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
۲۶ آذر سالروز عروج #مولانا
بزرگداشت #مولانا با صدای #حمید_هیراد
رقص سماع در ده مولانا در #قونیه در خانه شماره ۲۵
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
بزرگداشت #مولانا با صدای #حمید_هیراد
رقص سماع در ده مولانا در #قونیه در خانه شماره ۲۵
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
طی چهل سال ، عمل و رفتار آدم ها به من یاد داد که
آن ها میانه ای با عقل ندارند . ذ
دُم سرخ رنگ ستاره ی دنباله داری را به آن ها نشان بده ،
دلشان را از ترس پر کن ، می بینی که آشفته و سراسیمه،
از خانه هاشان بیرون می ریزند ،
و در هم بر هم چنان می دوند که قلم پاشان بشکند .
ولی بیا و به آن ها حرف معقولی بزن ،
و به هزار دلیل ثابتش کن ،
می بینی که فقط به ریشت می خندند .
📕زندگی گالیله
✍برتولت برشت
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
طی چهل سال ، عمل و رفتار آدم ها به من یاد داد که
آن ها میانه ای با عقل ندارند . ذ
دُم سرخ رنگ ستاره ی دنباله داری را به آن ها نشان بده ،
دلشان را از ترس پر کن ، می بینی که آشفته و سراسیمه،
از خانه هاشان بیرون می ریزند ،
و در هم بر هم چنان می دوند که قلم پاشان بشکند .
ولی بیا و به آن ها حرف معقولی بزن ،
و به هزار دلیل ثابتش کن ،
می بینی که فقط به ریشت می خندند .
📕زندگی گالیله
✍برتولت برشت
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
«#تعصب» که در ادبیات دینی به آن «جاهلیت» هم میگویند، شایعترین بیماری فکری در جوامع عقبافتاده است. درمان آن نیز بسیار دشوار است؛ چون هیچ کس خود را متعصب نمیداند. تعصب، چیزی است که ما آن را همیشه در دیگری میبینیم و دیگری در ما. ما نمیتوانیم به او ثابت کنیم که متعصب است و او نیز نمیتواند تعصب ما را به ما نشان دهد. اما دو ویژگی مهم در انسانهای متعصب وجود دارد که خوشبختانه تا حدی قابل اندازهگیری است و از این راه میتوان میزان و مقدار تعصب را در انسانها حدس زد:
1 — غلبۀ کمّی و کیفی باورهای متافیزیکی بر دانشهای زمینی.
باورهای متافیزیکی انسان متعصب، بسیار بیش از دانشهای دنیوی او است. او بیش از آنکه بداند و بشناسد و بخواند، باورمند است و آن اندازه که اقیانوس باورهای او سرشار است، کاسۀ دانشش پر نیست. باورهای متافیزیکی در غیبت دانشهای زمینی، از سنگ و چوب، بت میسازند و از زمین و زمان، مقدسات. اگر نیوتن یا زکریای رازی متعصب نبودند، از آن رو است که دانستههای علمی آنان، بسیار بیش از باورهای فراعلمی و فرازمینی ایشان بود. به همین دلیل است که دیو تعصب، معمولا قربانیان خود را از میان جوانان و مردم کمسواد میگیرد.
2 — ناآشنایی با «دیگر»ها، متعصب معمولا شناختی ژرف از دیگران و باورهایشان ندارد. بیخبری از اندیشهها و باورهای دیگران، او را به آنچه دارد، دلبستهتر میکند. مثلا انسانها هر چه با شهرها و کشورهای بیشتر و بزرگتری آشنا باشند، دلبستگی کمتری به روستای خود دارند.
بنابراین، انسان متعصب، بیش از دانش، گرایش به باور دارد و بیش از آنکه عقیدهشناس باشد، عقیدهپرست است. حاضر است در راه عقیدهاش جان بدهد ولی حاضر نیست دربارۀ عقیدهاش بیندیشد و بخواند و بپرسد.
متعصبان را بهراحتی میتوان سازماندهی کرد و به کارهای سخت واداشت. آنان، کنشگر و سراپا غیرت و ارادهاند، و هیچ نیرویی در برابرشان تاب مقاومت ندارد، مگر حکومت قانون. برای مهار خشونت و زیادهخواهی متعصبان، در کوتاهمدت هیچ راهی وجود ندارد، جز تقدیس و تقویت قانون و استوارسازی پایههای آن. تعصب، تا آنجا که قانون را نقض نکند، خطری برای جامعه ندارد. اما گرفتاری از وقتی آغاز میشود که قانون در برابر متعصبان و خشونتطلبان کوتاه بیاید و دست آنان را باز یا نیمهباز بگذارد. از همین رو است که زنان و مردان تعصبمدار، قانونگریزترین مردم روزگارند. آنان خود را تافتههای جدابافته میدانند و عقیدۀ خود را مقدستر از هر قانونی. قانون را تا آنجا گردن میگذارند که پشتیبانشان باشد؛ نه بیش از آن.
کشوری که درآن سخن از عقیده بیش از قانون و حقوق باشد ، بهشت متعصبان است.
#رضا_بابایی
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
«#تعصب» که در ادبیات دینی به آن «جاهلیت» هم میگویند، شایعترین بیماری فکری در جوامع عقبافتاده است. درمان آن نیز بسیار دشوار است؛ چون هیچ کس خود را متعصب نمیداند. تعصب، چیزی است که ما آن را همیشه در دیگری میبینیم و دیگری در ما. ما نمیتوانیم به او ثابت کنیم که متعصب است و او نیز نمیتواند تعصب ما را به ما نشان دهد. اما دو ویژگی مهم در انسانهای متعصب وجود دارد که خوشبختانه تا حدی قابل اندازهگیری است و از این راه میتوان میزان و مقدار تعصب را در انسانها حدس زد:
1 — غلبۀ کمّی و کیفی باورهای متافیزیکی بر دانشهای زمینی.
باورهای متافیزیکی انسان متعصب، بسیار بیش از دانشهای دنیوی او است. او بیش از آنکه بداند و بشناسد و بخواند، باورمند است و آن اندازه که اقیانوس باورهای او سرشار است، کاسۀ دانشش پر نیست. باورهای متافیزیکی در غیبت دانشهای زمینی، از سنگ و چوب، بت میسازند و از زمین و زمان، مقدسات. اگر نیوتن یا زکریای رازی متعصب نبودند، از آن رو است که دانستههای علمی آنان، بسیار بیش از باورهای فراعلمی و فرازمینی ایشان بود. به همین دلیل است که دیو تعصب، معمولا قربانیان خود را از میان جوانان و مردم کمسواد میگیرد.
2 — ناآشنایی با «دیگر»ها، متعصب معمولا شناختی ژرف از دیگران و باورهایشان ندارد. بیخبری از اندیشهها و باورهای دیگران، او را به آنچه دارد، دلبستهتر میکند. مثلا انسانها هر چه با شهرها و کشورهای بیشتر و بزرگتری آشنا باشند، دلبستگی کمتری به روستای خود دارند.
بنابراین، انسان متعصب، بیش از دانش، گرایش به باور دارد و بیش از آنکه عقیدهشناس باشد، عقیدهپرست است. حاضر است در راه عقیدهاش جان بدهد ولی حاضر نیست دربارۀ عقیدهاش بیندیشد و بخواند و بپرسد.
متعصبان را بهراحتی میتوان سازماندهی کرد و به کارهای سخت واداشت. آنان، کنشگر و سراپا غیرت و ارادهاند، و هیچ نیرویی در برابرشان تاب مقاومت ندارد، مگر حکومت قانون. برای مهار خشونت و زیادهخواهی متعصبان، در کوتاهمدت هیچ راهی وجود ندارد، جز تقدیس و تقویت قانون و استوارسازی پایههای آن. تعصب، تا آنجا که قانون را نقض نکند، خطری برای جامعه ندارد. اما گرفتاری از وقتی آغاز میشود که قانون در برابر متعصبان و خشونتطلبان کوتاه بیاید و دست آنان را باز یا نیمهباز بگذارد. از همین رو است که زنان و مردان تعصبمدار، قانونگریزترین مردم روزگارند. آنان خود را تافتههای جدابافته میدانند و عقیدۀ خود را مقدستر از هر قانونی. قانون را تا آنجا گردن میگذارند که پشتیبانشان باشد؛ نه بیش از آن.
کشوری که درآن سخن از عقیده بیش از قانون و حقوق باشد ، بهشت متعصبان است.
#رضا_بابایی
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
📜سگِ کیخسرو (نکته ای اساطیری در یکی از گزارشهای شفاهی- مردمیِ داستانِ غیبتِ کیخسرو)
🖋#سجاد_آیدنلو
🔍چکیده: کیخسرو، پادشاه نامدار و دادگرِ کیانی، در شاهنامه پس از پیروزیِ نهایی بر افراسیاب از فرمانروایی دست می کشد و به کوهی می رود و غایب می شود. این سرانجامِ شگفت در سنّتِ شفاهی- مردمیِ ایران مورد توجّه قرار گرفته و روایتهای متعدّدی در این باره پرداخته و نقل شده است. در یکی از این گزارشها کیخسرو همراه «سگی» به غار می رود و ناپیدا می شود و مردم معتقدند که او با آن «سگ» در غار، زنده و جاویدان است. بررسیِ بعضی نمونه-های مشابه یا تقریباً همانندِ این داستان نشان می دهد که در آنها نیز در کنار کسانی که زنده به آسمان عروج می-کنند یا در مَغاک زمین (غار، جهان زیرین و...) جاویدانند و یا به جهانِ دیگر می روند و باز می آیند «سگ» به نوعی نقش و حضور دارد و چون این جانور در روایات و معتقداتِ باستانیِ بسیاری از مللِ جهان به شیوه های مختلف با آن دنیا مرتبط است و راهنما و نگهبانِ ارواح انگاشته می شود احتمالاً ملازمتِ آن با کیخسرو در روایتِ شفاهی- عامیانۀ ایرانی نیز برخاسته از همین باورِ مردمی است و در واقع «سگ کیخسرو» راهنما و محافظ او در غار و جهانِ دیگر دانسته می شده است.
📚منابع (نشریه):
فرهنگ و ادبیات عامه سال پنجم مرداد و شهریور 1396 شماره 15
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
📜سگِ کیخسرو (نکته ای اساطیری در یکی از گزارشهای شفاهی- مردمیِ داستانِ غیبتِ کیخسرو)
🖋#سجاد_آیدنلو
🔍چکیده: کیخسرو، پادشاه نامدار و دادگرِ کیانی، در شاهنامه پس از پیروزیِ نهایی بر افراسیاب از فرمانروایی دست می کشد و به کوهی می رود و غایب می شود. این سرانجامِ شگفت در سنّتِ شفاهی- مردمیِ ایران مورد توجّه قرار گرفته و روایتهای متعدّدی در این باره پرداخته و نقل شده است. در یکی از این گزارشها کیخسرو همراه «سگی» به غار می رود و ناپیدا می شود و مردم معتقدند که او با آن «سگ» در غار، زنده و جاویدان است. بررسیِ بعضی نمونه-های مشابه یا تقریباً همانندِ این داستان نشان می دهد که در آنها نیز در کنار کسانی که زنده به آسمان عروج می-کنند یا در مَغاک زمین (غار، جهان زیرین و...) جاویدانند و یا به جهانِ دیگر می روند و باز می آیند «سگ» به نوعی نقش و حضور دارد و چون این جانور در روایات و معتقداتِ باستانیِ بسیاری از مللِ جهان به شیوه های مختلف با آن دنیا مرتبط است و راهنما و نگهبانِ ارواح انگاشته می شود احتمالاً ملازمتِ آن با کیخسرو در روایتِ شفاهی- عامیانۀ ایرانی نیز برخاسته از همین باورِ مردمی است و در واقع «سگ کیخسرو» راهنما و محافظ او در غار و جهانِ دیگر دانسته می شده است.
📚منابع (نشریه):
فرهنگ و ادبیات عامه سال پنجم مرداد و شهریور 1396 شماره 15
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith