کانال پروازفکرواندیشه
@flith
نوشته اي از نادر گراميان
حتما بخوانيد :
روزی سیاست ارزشی داشت و سیاستمدار آبرو داشت در آنروزگاران خوب هر چیزی جای خودش بود آری سیاست و سیاستمدار کثیف بود اما کثافت نبود وقتی بوریس پاسترناک از درد دکتر ژیواگو میگفت که لارا رفت همه میگریستیم وقتی لئون تولستوی جنگ و صلح را نوشت درست زمانی بود که لک لک ها پرواز کرده بودند وقتی کتاب سرنوشت یک انسان و آخرین نامه یک سرباز را خواندم تازه فهمیدم کمونیست و بلشویک ها چه بروز مردم شوروی آوردند آیا کمونیست غبر فقرو جنگ درد ارمغانی برای مردم شوروی داشت ؟ خلق را تقلیدشان برباد داد اما ملت من را حماقت برباد داد .
اوائل سال 1325 بود که نوشین و خواشه و خیر خواه از پشت سن تئاتر دهقان به سفارت شوروی پناهنده شدند واز آنجا به کشور معبود خود اتحاد جماهیر شوروی رفتند مانوک ترو خدا یک لحظه فکر کن هنرمندانی که در ایران ارزش داشتند ومردم دوستشان داشتند من نمیدانم چه دردی داشتند که پناهنده شوروی شدند و در آنجا به عملگی و بیکاری مشغول شدند میدانی درد کجا بود ؟ حال اگر توده ای های ایران الگوی زندگیشان کشور امریکا و آلمان و فرانسه و کانادا بود دلم نمیسوخت این توده ای های بدبخت ایده آلشان کشور های کمونیستی بود که نون نداشتند بخورند خاطرم هست سال 1970 چون در کشور اطریش تحصیل میکردم گاهی وقت ها که درس نداشتم بیشتر تابستان ها برای تفریح به کشور های بلوک شرق که کمونیستی بود میرفتم ....رومانی . مجارستان . بلغارستان . چکسلواکی . آلمان شرقی در کشور هائی که قیمت یک شب دختر یک جوراب نایلون پا بود و یا یک رژ لب مدتی در بلغارستان زندگی کردم چون کار تحقیق داشتم آنچه که من در یک سال در بلغارستان دیدم از زندگی بیزار شدم ملت افسرده و بدبختی که زنها کنار پارک ها بافتنی میبافتند و مرد ها ودکا میخوردند تا فراموش کنند انسانند ...غذای مردم آنکشور برش بود برش مقداری آبجوش بود با قلم گاو و پیاز و سیب زمینی با نانی که اگر به گاو میدادی نمیخورد این تمام آن چیزی بود که من در کشورهای بلوک شرق دیدم .
سال 1972 به ایران برگشتم هنوز باور نمیکنم چاتانوگا و کاربلانکاو سورنتو . کاباره ونک و کاباره باکارا وکاباره میامی و ........ تازه فهمیدم چقدر فرق دارد مردمی که زنده هستند و دارند مثل آدم زندگی میکنند با مردم بدبختی که زیر چکمه های کمونیسم سالهاست که مرده اند این تنها درد من نبود درد جای دیگر بود ...هرجا که رفتم توده ای بود هرکه را دیدم چریک بود در دانشگاه چگوارا بت دانشجویان کشورم بود وقتی دادگاه خسرو گلسرخی را از تلویزیون دیدم برای ملتی گریستم که او بت نسل جوان کشورم بود شاملو شعر میگفت بزرگ علوی کتاب مینوشت پرویز نیکخواه ترور میکرد گروه بیژن جزنی مسلسل دست گرفته بود سعید محسن و حنیف نژادو برادارا رضائی بمب کار میگذاشتند اینها تمام تلاششان رسیدن جامعه آنروز ایران به کمونیسم بود ؟ آیا براستی حتا یک نفر از اینها به یک کشور کمونیستی سفر کرده بودند ؟ اساسا میدانستند فلسفه کمونیست چیست ؟ یا ما طوطی واری شعر میگفتیم و کتاب مینوشتیم ؟ استاد دانشگاه ما مائوئیست بودکارمندان شرکت نفت توده ای بودند عیر از سپور های شهرداری و پاسبان های شهربانی بقیه همه کمونیست بودند مانوک عزیز اگر بخواهم از آنروزها بنویسم بطول و عرض 37 سال باید بنویسم .....وای بر ملتی که آن موجودات دوپا ناراضیان کشور من بودند
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
نوشته اي از نادر گراميان
حتما بخوانيد :
روزی سیاست ارزشی داشت و سیاستمدار آبرو داشت در آنروزگاران خوب هر چیزی جای خودش بود آری سیاست و سیاستمدار کثیف بود اما کثافت نبود وقتی بوریس پاسترناک از درد دکتر ژیواگو میگفت که لارا رفت همه میگریستیم وقتی لئون تولستوی جنگ و صلح را نوشت درست زمانی بود که لک لک ها پرواز کرده بودند وقتی کتاب سرنوشت یک انسان و آخرین نامه یک سرباز را خواندم تازه فهمیدم کمونیست و بلشویک ها چه بروز مردم شوروی آوردند آیا کمونیست غبر فقرو جنگ درد ارمغانی برای مردم شوروی داشت ؟ خلق را تقلیدشان برباد داد اما ملت من را حماقت برباد داد .
اوائل سال 1325 بود که نوشین و خواشه و خیر خواه از پشت سن تئاتر دهقان به سفارت شوروی پناهنده شدند واز آنجا به کشور معبود خود اتحاد جماهیر شوروی رفتند مانوک ترو خدا یک لحظه فکر کن هنرمندانی که در ایران ارزش داشتند ومردم دوستشان داشتند من نمیدانم چه دردی داشتند که پناهنده شوروی شدند و در آنجا به عملگی و بیکاری مشغول شدند میدانی درد کجا بود ؟ حال اگر توده ای های ایران الگوی زندگیشان کشور امریکا و آلمان و فرانسه و کانادا بود دلم نمیسوخت این توده ای های بدبخت ایده آلشان کشور های کمونیستی بود که نون نداشتند بخورند خاطرم هست سال 1970 چون در کشور اطریش تحصیل میکردم گاهی وقت ها که درس نداشتم بیشتر تابستان ها برای تفریح به کشور های بلوک شرق که کمونیستی بود میرفتم ....رومانی . مجارستان . بلغارستان . چکسلواکی . آلمان شرقی در کشور هائی که قیمت یک شب دختر یک جوراب نایلون پا بود و یا یک رژ لب مدتی در بلغارستان زندگی کردم چون کار تحقیق داشتم آنچه که من در یک سال در بلغارستان دیدم از زندگی بیزار شدم ملت افسرده و بدبختی که زنها کنار پارک ها بافتنی میبافتند و مرد ها ودکا میخوردند تا فراموش کنند انسانند ...غذای مردم آنکشور برش بود برش مقداری آبجوش بود با قلم گاو و پیاز و سیب زمینی با نانی که اگر به گاو میدادی نمیخورد این تمام آن چیزی بود که من در کشورهای بلوک شرق دیدم .
سال 1972 به ایران برگشتم هنوز باور نمیکنم چاتانوگا و کاربلانکاو سورنتو . کاباره ونک و کاباره باکارا وکاباره میامی و ........ تازه فهمیدم چقدر فرق دارد مردمی که زنده هستند و دارند مثل آدم زندگی میکنند با مردم بدبختی که زیر چکمه های کمونیسم سالهاست که مرده اند این تنها درد من نبود درد جای دیگر بود ...هرجا که رفتم توده ای بود هرکه را دیدم چریک بود در دانشگاه چگوارا بت دانشجویان کشورم بود وقتی دادگاه خسرو گلسرخی را از تلویزیون دیدم برای ملتی گریستم که او بت نسل جوان کشورم بود شاملو شعر میگفت بزرگ علوی کتاب مینوشت پرویز نیکخواه ترور میکرد گروه بیژن جزنی مسلسل دست گرفته بود سعید محسن و حنیف نژادو برادارا رضائی بمب کار میگذاشتند اینها تمام تلاششان رسیدن جامعه آنروز ایران به کمونیسم بود ؟ آیا براستی حتا یک نفر از اینها به یک کشور کمونیستی سفر کرده بودند ؟ اساسا میدانستند فلسفه کمونیست چیست ؟ یا ما طوطی واری شعر میگفتیم و کتاب مینوشتیم ؟ استاد دانشگاه ما مائوئیست بودکارمندان شرکت نفت توده ای بودند عیر از سپور های شهرداری و پاسبان های شهربانی بقیه همه کمونیست بودند مانوک عزیز اگر بخواهم از آنروزها بنویسم بطول و عرض 37 سال باید بنویسم .....وای بر ملتی که آن موجودات دوپا ناراضیان کشور من بودند
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
دهه 70 شاید در 100 سال گذشته دوران طلائی قرن بیستم بود هنوز خرابی و ویرانی های جنگ جهانی اول تمام نشده بود که مردم دنیا در گیر جنگ جهانی دوم شدند 5 سال جنگ جهانی دوم دوباره فقر و ویرانی گرسنگی برای مردم دنیا به ارمغان آورد 20 سال گذشت تا کم کم کشور ها ساخته شد کارخانه ها راه اندازی شد مردم به رفاه نسبی رسیدند در این میان سود کشور های نفتی خاورمیانه بیشتر از کشور های صنعتی 5+1 بود واین دوباره سیاستی را بدنبال داشت تا جنگ جهانی سوم اینبار از خاورمیانه آغاز گردد بعد از سپتامبر 1973 و اشغال صحرای سینا و بلندی های جولان اسرائیل عملا بخاک مصر و سوریه حمله کرد شاه فقید ایران بعنوان ژاندارم خلیج فارس سعی داشت که دامنه این تعرض و جنگ در منطقه فراگیر نشود به تمام کشور های منطقه خلیج فارس سفر کرد و اکثر رهبران کشور های منطقه را به ایران دعوت کرد تا پیامد های جنگ جهانی سوم را به آنان تفهیم کند ....اما همیشه سیاست کثیف تر از تعقل است از اول ژانویه 1979 قرار بود دلار اوپک جایگزین دلار امریکا در نظام پولی دنیا شود در ایران انقلاب شد واوپک عقاب خود را از دست داد زمانیکه در ایران 52 امریکائی را به گروگان گرفتیم آمریکا بجای حمله به ایران 21 ملیارد دلار پول ایران را بلوکه کرد کشور های نفتی فورا دلار های خود را در بانک های جهان تبدیل به طلا کردند قیمت هر اونس طلا 151 دلار بود با هجوم اعراب برای تبدیل دلار به طلا قیمت هر اونس طلا از 151 دلار به 850 دلار افزایش یافت وپس از آزادی گروگان ها طلا بشدت سقوط کرد و اعراب طلا را به دلار تبدیل کردند آمریکا در این جابجائی طلا با دلار 186 ملیارد دلار سود برد با جنگ ایران و عراق وسپس حمله عراق به کویت زنگ جنگ جهانی سوم در خاورمیانه بصدا در آمد ملک فیصل و انور سادات ترور شدند صدام اعدام شد معممر قذافی را در لوله فاضلاب پیدا کردند مصر با اخوان المسلمین درگیر شد شعبه القائده بنام داعش در عراق و سوریه افتتاح شدشعبه خوثنی ها دریمن افتتاح شد در جنگ جهانی سوم اروپا بعد دو جنگ عاقل شد خودش را کنار کشید وما را بجان هم انداخت سران کشورهای 5+1 کنفرانس برگزار میکنند آنکه آواره میشود ما هستیم تا اینجای قضیه زیاد مهم نیست آنچه حائز اهمیت است اینکه بعد 62 سال نشسته ایم ببینیم 28 مرداد 32 کودتا بود یا قیام بالاخره گروه تروریست بیژن جزنی در حال فرار ترور شدند یا دست بسته به قبرستان رفتند ؟ اردوگاه اشرف با پول مسعود و مریم ساخته شد یا اسرائیل برایشان اردوگاه زد احمد شاملو بعد از مصرف هروئین شعر میگفت یا قبلش دکتر عباس میلانی مائوئیست بود یا کمونست ؟ خسرو گلسرخی بعد تجاوز از خود دفاع کرد یا قبل از تجاوز ؟ خاورمیانه دارد در جنگ خانمام سوز نابود میشود و ملیونها نفر انسان بیگناه آواره میشوند ما در پی آنیم که اول کشور خود را نابود کنیم بعد دوباره بسازیمش حتا با استخوان خویش ....ملتی که از تاریخ خود چیزی نمیداند در تاریخ گرفتار میشود ...ما گرفتار بی سواد ها و بد سواد های تاریخ خود شدیم
برگرفته از فیس بوک مانوک خدابخشیان
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
دهه 70 شاید در 100 سال گذشته دوران طلائی قرن بیستم بود هنوز خرابی و ویرانی های جنگ جهانی اول تمام نشده بود که مردم دنیا در گیر جنگ جهانی دوم شدند 5 سال جنگ جهانی دوم دوباره فقر و ویرانی گرسنگی برای مردم دنیا به ارمغان آورد 20 سال گذشت تا کم کم کشور ها ساخته شد کارخانه ها راه اندازی شد مردم به رفاه نسبی رسیدند در این میان سود کشور های نفتی خاورمیانه بیشتر از کشور های صنعتی 5+1 بود واین دوباره سیاستی را بدنبال داشت تا جنگ جهانی سوم اینبار از خاورمیانه آغاز گردد بعد از سپتامبر 1973 و اشغال صحرای سینا و بلندی های جولان اسرائیل عملا بخاک مصر و سوریه حمله کرد شاه فقید ایران بعنوان ژاندارم خلیج فارس سعی داشت که دامنه این تعرض و جنگ در منطقه فراگیر نشود به تمام کشور های منطقه خلیج فارس سفر کرد و اکثر رهبران کشور های منطقه را به ایران دعوت کرد تا پیامد های جنگ جهانی سوم را به آنان تفهیم کند ....اما همیشه سیاست کثیف تر از تعقل است از اول ژانویه 1979 قرار بود دلار اوپک جایگزین دلار امریکا در نظام پولی دنیا شود در ایران انقلاب شد واوپک عقاب خود را از دست داد زمانیکه در ایران 52 امریکائی را به گروگان گرفتیم آمریکا بجای حمله به ایران 21 ملیارد دلار پول ایران را بلوکه کرد کشور های نفتی فورا دلار های خود را در بانک های جهان تبدیل به طلا کردند قیمت هر اونس طلا 151 دلار بود با هجوم اعراب برای تبدیل دلار به طلا قیمت هر اونس طلا از 151 دلار به 850 دلار افزایش یافت وپس از آزادی گروگان ها طلا بشدت سقوط کرد و اعراب طلا را به دلار تبدیل کردند آمریکا در این جابجائی طلا با دلار 186 ملیارد دلار سود برد با جنگ ایران و عراق وسپس حمله عراق به کویت زنگ جنگ جهانی سوم در خاورمیانه بصدا در آمد ملک فیصل و انور سادات ترور شدند صدام اعدام شد معممر قذافی را در لوله فاضلاب پیدا کردند مصر با اخوان المسلمین درگیر شد شعبه القائده بنام داعش در عراق و سوریه افتتاح شدشعبه خوثنی ها دریمن افتتاح شد در جنگ جهانی سوم اروپا بعد دو جنگ عاقل شد خودش را کنار کشید وما را بجان هم انداخت سران کشورهای 5+1 کنفرانس برگزار میکنند آنکه آواره میشود ما هستیم تا اینجای قضیه زیاد مهم نیست آنچه حائز اهمیت است اینکه بعد 62 سال نشسته ایم ببینیم 28 مرداد 32 کودتا بود یا قیام بالاخره گروه تروریست بیژن جزنی در حال فرار ترور شدند یا دست بسته به قبرستان رفتند ؟ اردوگاه اشرف با پول مسعود و مریم ساخته شد یا اسرائیل برایشان اردوگاه زد احمد شاملو بعد از مصرف هروئین شعر میگفت یا قبلش دکتر عباس میلانی مائوئیست بود یا کمونست ؟ خسرو گلسرخی بعد تجاوز از خود دفاع کرد یا قبل از تجاوز ؟ خاورمیانه دارد در جنگ خانمام سوز نابود میشود و ملیونها نفر انسان بیگناه آواره میشوند ما در پی آنیم که اول کشور خود را نابود کنیم بعد دوباره بسازیمش حتا با استخوان خویش ....ملتی که از تاریخ خود چیزی نمیداند در تاریخ گرفتار میشود ...ما گرفتار بی سواد ها و بد سواد های تاریخ خود شدیم
برگرفته از فیس بوک مانوک خدابخشیان
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
کانال پروازفکرواندیشه
@flith
🌺 انسانها مراسم دینی را به خصایل اخلاقی ترجیح میدهند زیرا خصایل اخلاقی دشوار و پرزحمتاند و انسانها پیوسته و هرلحظه بایستی مراقب آنها باشند؛
بدینجهت ایشان در زندگی خویش نظامی از مراسم را بهوجود میآورند و دین مینامندش و از آن بهعنوان تسکیندهندهی احساساتشان استفاده میکنند یعنی این مراسم را جبران گناهانی تلقی کرده که در مقابل خداوندگار مرتکب شدهاند؛ ریشهی ابداع مراسم دینی اینگونه است؛
انسانها هرقدر از لحاظ اخلاقی فاقد دقتاند درعوض در اجرای مراسم دینی دقيق میباشند زیرا میخواهند از طریق این مراسم، خلاء اخلاقی خویش را پُر نموده و تثبیتاش نمایند.
"امانوئل کانت"
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith
🌺 انسانها مراسم دینی را به خصایل اخلاقی ترجیح میدهند زیرا خصایل اخلاقی دشوار و پرزحمتاند و انسانها پیوسته و هرلحظه بایستی مراقب آنها باشند؛
بدینجهت ایشان در زندگی خویش نظامی از مراسم را بهوجود میآورند و دین مینامندش و از آن بهعنوان تسکیندهندهی احساساتشان استفاده میکنند یعنی این مراسم را جبران گناهانی تلقی کرده که در مقابل خداوندگار مرتکب شدهاند؛ ریشهی ابداع مراسم دینی اینگونه است؛
انسانها هرقدر از لحاظ اخلاقی فاقد دقتاند درعوض در اجرای مراسم دینی دقيق میباشند زیرا میخواهند از طریق این مراسم، خلاء اخلاقی خویش را پُر نموده و تثبیتاش نمایند.
"امانوئل کانت"
⚜کانال پروازفکرواندیشه
@flith
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#بابک_خرمدین
#بخش_سوم
📕 تبار / نژاد بابک
در این باره، به ذکر دو سند بسنده میکنیم.
سند نخست از #ابن_حزم، مورخ عربتبار است.
"الفصل فی الملل والأهواء والنِحَل"
«أن #الفرس کانوا من سعه الملک وعلو الید على جمیع الأمم وجلاله الخطیر فی أنفسهم حتى أنهم کانوا یسمون أنفسهم الأحرار والأبناء وکانوا یعدون سائر الناس عبیداً لهم فلما امتحنوا بزوال الدوله عنهم على أیدی العرب وکانت العرب أقل الأمم عند #الفرس خطراً تعاظمهم الأمر وتضاعفت لدیهم المصیبه وراموا کید الإسلام بالمحاربه فی أوقات شتى ففی کل ذلک یظهر الله سبحانه وتعالى الحق وکان من قائمتهم سنباده واستاسیس والمقنع و #بابک و غیرهم »
«پارسیان(ایرانیان) از نظر وسعت و ممالک و فزونی نیرو بر همهی ملتها برتری داشتند٬ و خود را برترین ذات بشری می دانستند و خود را آزادگان نام نهاده و اقوام دیگر را بندگان میشمردند. چون دولتشان بر افتاد و عرب که نزد آنها دو نپایه ترین قوم جهان بود بر آنها مستولی گردید این امر بر آنها گران آمد و خود به مصیبت تحمل نشدنی روبرو یافتند٬ و بر آن شدند که با راههای مختلف به جنگ اسلام برخیزند. ولی هربار خدای تعالی حق را نصرت داد. از جمله رهبران آنان (= ایرانیان) سنباد٬ مقنع٬ استادسیس٬ #بابک و دیگران بودند».
سند دوم:
سرزمینی که #بابک خرم دین در آن سالها فرمانروایی داشته از سوی مغرب همسایه ی #ارمنستان بوده و بابک در ارمنستان نیز تاخت و تازهایی کرده است به همین جهت با شاهان ارمنستان رابطه داشته و تاریخ نویسان ارمنی آگاهیهای چندی درباره وی داده اند. از آن جمله یکی از کشیشان به نام #وارتان_آرولتسی که در ۱۲۷۱ میلادی و ۶۷۰ قمری در گذشته در کتابی که بنام «تاریخ عموم» نوشته است؛ مطالبی درباره او دارد.
ارمنیان نام بابک را گاهی «باب»، گاهی «بابن» و گاهی «بابک» ضبط کرده اند.
وارتان در حوادث سال ۸۲۶ میلادی و ۲۱۱ قمری مینویسد: «درین روزها مردی از نژاد ایرانی به نام باب که از بغتات (بغداد) بیرون آمده بود بسیاری از نژاد اسماعیل (ارمنیان در آن زمان به عربها اسماعیلی میگفتند) را به شمشیر از میان برد و بسیاری از ایشان را برده کرد و خود را جاودان میدانست. در جنگی که با اسماعیلیان کرد به یکبار سی هزار تن را نابود کرد…»
در این قطعه به صراحت به نژاد (یعنی تبار) ایرانی بابک خرمدین اشاره شده است.
این منبع در سال ۱۹۱۹ میلادی به فرانسوی نیز برگردانده شده است و استاد #نفیسی بخشهایی از آن را به فارسی از فرانسه ترجمه کرده است. مشخصات اصل فرانسوی این منبع چنین است:
La domination arabe en Armènie, extrait de l’ histoire universelle de Vardan, traduit de l’armènian et annotè , J. Muyldermans, Louvain et Paris, 1927.
در کتاب یاد شده، قطعهی ارمنی مذکور چنین ترجمه شده است (ص116):
“En ces jours-lá, un homme de la race PERSE, nomm é Bab, sortant de Baltat, faiser passer par le fil de l’épée beaucoup de la race d’Ismayēl tandis qu’il..”
https://books.google.com/books?id=dVIbAAAAIAAJ&focus=searchwithinvolume&q=+Bab
گزارش این منبع ارمنی، سندی آشکار دیگری مبنی بر ایرانی تبار بودن بابک خرمدین است.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#بابک_خرمدین
#بخش_سوم
📕 تبار / نژاد بابک
در این باره، به ذکر دو سند بسنده میکنیم.
سند نخست از #ابن_حزم، مورخ عربتبار است.
"الفصل فی الملل والأهواء والنِحَل"
«أن #الفرس کانوا من سعه الملک وعلو الید على جمیع الأمم وجلاله الخطیر فی أنفسهم حتى أنهم کانوا یسمون أنفسهم الأحرار والأبناء وکانوا یعدون سائر الناس عبیداً لهم فلما امتحنوا بزوال الدوله عنهم على أیدی العرب وکانت العرب أقل الأمم عند #الفرس خطراً تعاظمهم الأمر وتضاعفت لدیهم المصیبه وراموا کید الإسلام بالمحاربه فی أوقات شتى ففی کل ذلک یظهر الله سبحانه وتعالى الحق وکان من قائمتهم سنباده واستاسیس والمقنع و #بابک و غیرهم »
«پارسیان(ایرانیان) از نظر وسعت و ممالک و فزونی نیرو بر همهی ملتها برتری داشتند٬ و خود را برترین ذات بشری می دانستند و خود را آزادگان نام نهاده و اقوام دیگر را بندگان میشمردند. چون دولتشان بر افتاد و عرب که نزد آنها دو نپایه ترین قوم جهان بود بر آنها مستولی گردید این امر بر آنها گران آمد و خود به مصیبت تحمل نشدنی روبرو یافتند٬ و بر آن شدند که با راههای مختلف به جنگ اسلام برخیزند. ولی هربار خدای تعالی حق را نصرت داد. از جمله رهبران آنان (= ایرانیان) سنباد٬ مقنع٬ استادسیس٬ #بابک و دیگران بودند».
سند دوم:
سرزمینی که #بابک خرم دین در آن سالها فرمانروایی داشته از سوی مغرب همسایه ی #ارمنستان بوده و بابک در ارمنستان نیز تاخت و تازهایی کرده است به همین جهت با شاهان ارمنستان رابطه داشته و تاریخ نویسان ارمنی آگاهیهای چندی درباره وی داده اند. از آن جمله یکی از کشیشان به نام #وارتان_آرولتسی که در ۱۲۷۱ میلادی و ۶۷۰ قمری در گذشته در کتابی که بنام «تاریخ عموم» نوشته است؛ مطالبی درباره او دارد.
ارمنیان نام بابک را گاهی «باب»، گاهی «بابن» و گاهی «بابک» ضبط کرده اند.
وارتان در حوادث سال ۸۲۶ میلادی و ۲۱۱ قمری مینویسد: «درین روزها مردی از نژاد ایرانی به نام باب که از بغتات (بغداد) بیرون آمده بود بسیاری از نژاد اسماعیل (ارمنیان در آن زمان به عربها اسماعیلی میگفتند) را به شمشیر از میان برد و بسیاری از ایشان را برده کرد و خود را جاودان میدانست. در جنگی که با اسماعیلیان کرد به یکبار سی هزار تن را نابود کرد…»
در این قطعه به صراحت به نژاد (یعنی تبار) ایرانی بابک خرمدین اشاره شده است.
این منبع در سال ۱۹۱۹ میلادی به فرانسوی نیز برگردانده شده است و استاد #نفیسی بخشهایی از آن را به فارسی از فرانسه ترجمه کرده است. مشخصات اصل فرانسوی این منبع چنین است:
La domination arabe en Armènie, extrait de l’ histoire universelle de Vardan, traduit de l’armènian et annotè , J. Muyldermans, Louvain et Paris, 1927.
در کتاب یاد شده، قطعهی ارمنی مذکور چنین ترجمه شده است (ص116):
“En ces jours-lá, un homme de la race PERSE, nomm é Bab, sortant de Baltat, faiser passer par le fil de l’épée beaucoup de la race d’Ismayēl tandis qu’il..”
https://books.google.com/books?id=dVIbAAAAIAAJ&focus=searchwithinvolume&q=+Bab
گزارش این منبع ارمنی، سندی آشکار دیگری مبنی بر ایرانی تبار بودن بابک خرمدین است.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
Google Books
La domination arabe en Arménie
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
در پی حقیقت بودن ، لزوما به معنای این نیست که به دنبال چیز با ارزشی هستی.
#افسانه_سیزیف و سایر مقالات
#آلبرکامو
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
در پی حقیقت بودن ، لزوما به معنای این نیست که به دنبال چیز با ارزشی هستی.
#افسانه_سیزیف و سایر مقالات
#آلبرکامو
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
یهودی از نصرانی پرسید:
موسی برتر است یا عیسی؟
گفت: عیسی مردگان را زنده می کرد، ولی موسی مردی را بدید و او را به ضربت مشتی بیفکند و آن مرد بمرد؛ عیسی در گهواره سخن می گفت، اما موسی در چهل سالگی میگفت: خدایا! گره از زبانم بگشای تا سخنم را دریابند.
#حکایت
#عبیدزاکانی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
یهودی از نصرانی پرسید:
موسی برتر است یا عیسی؟
گفت: عیسی مردگان را زنده می کرد، ولی موسی مردی را بدید و او را به ضربت مشتی بیفکند و آن مرد بمرد؛ عیسی در گهواره سخن می گفت، اما موسی در چهل سالگی میگفت: خدایا! گره از زبانم بگشای تا سخنم را دریابند.
#حکایت
#عبیدزاکانی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
هر چه بیشتر و بیشتر عمر کنید با وضوح بهتری خواهید دریافت که زندگی سراسر جز نومیدی، جز یک فریب نیست..
#جهان_و_تاملات_فیلسوف
#آرتور_شوپنهاور
#رضا_ولیاری
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
هر چه بیشتر و بیشتر عمر کنید با وضوح بهتری خواهید دریافت که زندگی سراسر جز نومیدی، جز یک فریب نیست..
#جهان_و_تاملات_فیلسوف
#آرتور_شوپنهاور
#رضا_ولیاری
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
موفق ترين روابط عاطفي چه روابطي هستند؟
موفقترین روابط عاطفی، روابطی هستند که در آنها استقلال و فردیت افراد حفظ میشود. به بیانی دیگر، روابطی که به وابستگی و تجاوز به حریم یکدیگر آلوده میشوند به سرعت فرسوده شده و از بین میروند.
از طرفی دیگر، اگر این استقلال از حد خود فراتر رود و بهجایی برسد که دو نفر نتوانند با هم صمیمیت سالم داشته باشند و به وحدت و یگانگی برسند، آن وقت رابطه آسیب میبیند و از بین میرود.
همچنین، اگر دو نفر آنقدر به هم وابسته باشند که بخشهای دیگر زندگی و نقشهای دیگرشان در زندگی را کنار بگذارند نیز دیری نمیگذرد که رابطه آسیب دیده و از بین میرود.
بنابراین، آنچه در کنار حفظ استقلال و فردیت مهم است، تعادل، عشق، احترام و امنیت است.
#دکتر_فرهنگ_هلاکویی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
موفق ترين روابط عاطفي چه روابطي هستند؟
موفقترین روابط عاطفی، روابطی هستند که در آنها استقلال و فردیت افراد حفظ میشود. به بیانی دیگر، روابطی که به وابستگی و تجاوز به حریم یکدیگر آلوده میشوند به سرعت فرسوده شده و از بین میروند.
از طرفی دیگر، اگر این استقلال از حد خود فراتر رود و بهجایی برسد که دو نفر نتوانند با هم صمیمیت سالم داشته باشند و به وحدت و یگانگی برسند، آن وقت رابطه آسیب میبیند و از بین میرود.
همچنین، اگر دو نفر آنقدر به هم وابسته باشند که بخشهای دیگر زندگی و نقشهای دیگرشان در زندگی را کنار بگذارند نیز دیری نمیگذرد که رابطه آسیب دیده و از بین میرود.
بنابراین، آنچه در کنار حفظ استقلال و فردیت مهم است، تعادل، عشق، احترام و امنیت است.
#دکتر_فرهنگ_هلاکویی
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
اغلب فکر میکنیم اینکه به یاد کسی هستیم منتی است بر گردن آن شخص! غافل از اینکه اگر به یاد کسی هستیم این هنر اوست نه ما.
«به یاد ماندنی بودن» بسیار مهمتر از به یاد بودن است.
#بهومیل_هرابال
#اندوه_زیبا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
اغلب فکر میکنیم اینکه به یاد کسی هستیم منتی است بر گردن آن شخص! غافل از اینکه اگر به یاد کسی هستیم این هنر اوست نه ما.
«به یاد ماندنی بودن» بسیار مهمتر از به یاد بودن است.
#بهومیل_هرابال
#اندوه_زیبا
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
🎤دکتر رضا بابایی در گفتگو با شفقنا می گوید:
ماهیت روحانی در نسبت با قدرت و سیاست، ماهیت انتقادی بود، نه مسئولیتپذیری؛ اگر روحانیت در موضع داور و منتقد باقی میماند، بهتر میتوانست خدمت کند تا اکنون که در مسئولیتهای مختلف قرار گرفته و باید پاسخگو باشد؛ ورود به مسائل سیاسی، هزار راه دارد که به نظر من شأن و هنر و مهارت روحانی، ورود غیر مستقیم بود، نه از طریق تصدیگری مستقیم.
این محقق و پژوهشگر معتقد است که روحانیت باید منتقد ظلم باقی بماند، نه اینکه رفتاری داشته باشد که مردم بگویند روحانیت با برخی از ظلمها مخالفاند و بر برخی چشم میپوشند و بستگی دارد که ظالم چه کسی باشد! شما برای اینکه در کنار مردم باشید، چارهای ندارید جز اینکه بر قدرت باشید نه در قدرت. وقتی در کنار مردم نبودید، هر قدر هم از اخلاق بگویید، اثری ندارد.
بابایی یکی از مشکلات اساسی را تفاوت دغدغه های مردم با دغدغه های روحانیت می داند و اظهار می کند: تفاوت میان دغدغه های مردم و روحانیت باعث شده که مردم به سراغ کسانی بروند که درد آنها را میگویند و رنج آنها را میفهمند. من واقعا در حیرتم که چرا حوزه گمان میکند که مشکل اسلام و جامعۀ اسلامی، دراویش و چند کتاب عرفانی یا چند روشنفکر است که جز قلم هیچ امکاناتی ندارند؛ چرا علیه تصوف همایش میگذارد، اما مثلا برای بررسی مشکل ناکارآمدیها و دینگریزیهای عمومی در سرتاسر کشور، حاضر نیست که گردهمایی تشکیل بدهد! حوزه خطرهای کوچک را میبیند، اما متوجه خطر اصلی نشده است.
متن گفت وگوی کتبی خبرنگار شفقنا زندگی با دکتر رضا بابایی را می خوانید:
متن کامل گفتگو را در لینک زیر بخوانید:
http://fa.shafaqna.com/news/497852/
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
🎤دکتر رضا بابایی در گفتگو با شفقنا می گوید:
ماهیت روحانی در نسبت با قدرت و سیاست، ماهیت انتقادی بود، نه مسئولیتپذیری؛ اگر روحانیت در موضع داور و منتقد باقی میماند، بهتر میتوانست خدمت کند تا اکنون که در مسئولیتهای مختلف قرار گرفته و باید پاسخگو باشد؛ ورود به مسائل سیاسی، هزار راه دارد که به نظر من شأن و هنر و مهارت روحانی، ورود غیر مستقیم بود، نه از طریق تصدیگری مستقیم.
این محقق و پژوهشگر معتقد است که روحانیت باید منتقد ظلم باقی بماند، نه اینکه رفتاری داشته باشد که مردم بگویند روحانیت با برخی از ظلمها مخالفاند و بر برخی چشم میپوشند و بستگی دارد که ظالم چه کسی باشد! شما برای اینکه در کنار مردم باشید، چارهای ندارید جز اینکه بر قدرت باشید نه در قدرت. وقتی در کنار مردم نبودید، هر قدر هم از اخلاق بگویید، اثری ندارد.
بابایی یکی از مشکلات اساسی را تفاوت دغدغه های مردم با دغدغه های روحانیت می داند و اظهار می کند: تفاوت میان دغدغه های مردم و روحانیت باعث شده که مردم به سراغ کسانی بروند که درد آنها را میگویند و رنج آنها را میفهمند. من واقعا در حیرتم که چرا حوزه گمان میکند که مشکل اسلام و جامعۀ اسلامی، دراویش و چند کتاب عرفانی یا چند روشنفکر است که جز قلم هیچ امکاناتی ندارند؛ چرا علیه تصوف همایش میگذارد، اما مثلا برای بررسی مشکل ناکارآمدیها و دینگریزیهای عمومی در سرتاسر کشور، حاضر نیست که گردهمایی تشکیل بدهد! حوزه خطرهای کوچک را میبیند، اما متوجه خطر اصلی نشده است.
متن گفت وگوی کتبی خبرنگار شفقنا زندگی با دکتر رضا بابایی را می خوانید:
متن کامل گفتگو را در لینک زیر بخوانید:
http://fa.shafaqna.com/news/497852/
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
خبرگزاری بین المللی شفقنا
رضا بابایی در گفت وگو با شفقنا: روحانیت به داد اجتهاد برسد؛ مردم از عهدۀ مدیریت کشور برمیآیند/ با تصدی گری روحانیت، هم مردم زیان…
ساختار و مسئولیتهای روحانیت، به طوری سنتی تناسبی با قدرت سیاسی ندارد پس از پیروزی انقلاب، روحانیت باید در مسیر کشورسازی قرار میگرفت و پاسخگو میبود در ماجرای زلزله کرمانشاه دیدیم که گروههای مرجع در میان مردم ایران، چه تغییراتی کرده تا پیش از انقلاب،…
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#بابک_خرمدین
#بخش_چهارم
آیین خرمدینان
در تمام منابع؛ بدون استثنا خرمدینان را از پیروان #مزدک (بنیانگذار جنبش اجتماعی دوران #ساسانی ) شمرده اند و ویژگی های ناروایی به آنان نسبت داده اند.
ابن ندیم در الفهرست از قول #ابن_اسحاق در مورد عقاید #خرمدینان نقل میکند:
و هولا اهل المجوس فی الاصل.... و صاحبهم مزدک القدیم، امرهم بتناول اللذات، والانعکاف علی بلوغ الشهوات.... و لهم مشارکه فی الحرم و الاهل، لا یمتنع الواحد منهم من حرمه الآخر. و لا یمنعه...
و مجوسیانی بودند که به این کیش گرویده بودند... و رئیسشان مزدک باستانی است، و او آنان را وادار کرد به شهوترانی... و در زن و خانواده با یکدیگر شرکت کنند و کسی را از آمیزش با زن مرد دیگر باز ندارند.
اشتراکی بودن #زن و عبارتی؛ زن در حکم کالای جنسی، اتهامی است که بیشتر مورخان اسلامی هم کم و بیش به همین صورت به #خرمدینان به عنوان پیروان #مزدک وارد کرده اند.
اما این اتهام را بررسی میکنیم:
مزدکی بودن خرمدینان و عقاید مزدک یک بحث جداگانه است.
چرا که یک فاصله چند قرنی با خود مزدک دارد.
ممکن است عقاید مزدکیان دستخوش تغیرات شده یا با توجه به این فاصله و آشنا نبودن کامل مورخان اسلامی به عقاید دین زرتشتی؛ متاسفانه نمیتوان تمام این سخنان را مال مزدکیان نامید، و برای درک درست، باید به عقاید مزدک که بر پایه #گاتها بوده مراجعه کرد بعد میتوان این پازل را حل کرد.
صرف رجوع کردن به کتابهای مورخان اسلامی جواب حل مسئله نیست و کار باید از #منبع_اصلی بررسی شود.
عقاید #مزدک که بر دو پایه اصلی سازگار بوده:
تقسیم مساوی #ثروت، بدون در نظر گرفتن تهیدست یا توانگر بودن افراد.
#برابری زن و مرد و حقوق مساوی آنان.
که همه برگرفته از آیین زرتشت است.
چطور ممکن است کسی که برابری زن و مرد از اصول عقایدش باشد زن را کالای جنسی بداند؟
البته نمیتوان فقط مورخان اسلامی را مقصر نا آگاهی دانست.
#روحانیان_زرتشتی نیز در بد جلوه دادن مزدک هم از مقصران اصلی هستند در ترویج اطلاعات نادرست.
مزدک به عنوان یک موبد اصلاح طلب قصد تغیرات داشت نه تغیراتی از جنس من درآوردی بله برگشت به اصل آیین زرتشت؛ که متاسفانه توسط روحانیون زرتشتی بلند پایه ساسانی دستخوش تغیرات شده بود؛ تغیراتی از جنس منافع شخصی.
به همین دلیل، تبلیغات ضد مزدکی گسترده ای را انجام دادند.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#بابک_خرمدین
#بخش_چهارم
آیین خرمدینان
در تمام منابع؛ بدون استثنا خرمدینان را از پیروان #مزدک (بنیانگذار جنبش اجتماعی دوران #ساسانی ) شمرده اند و ویژگی های ناروایی به آنان نسبت داده اند.
ابن ندیم در الفهرست از قول #ابن_اسحاق در مورد عقاید #خرمدینان نقل میکند:
و هولا اهل المجوس فی الاصل.... و صاحبهم مزدک القدیم، امرهم بتناول اللذات، والانعکاف علی بلوغ الشهوات.... و لهم مشارکه فی الحرم و الاهل، لا یمتنع الواحد منهم من حرمه الآخر. و لا یمنعه...
و مجوسیانی بودند که به این کیش گرویده بودند... و رئیسشان مزدک باستانی است، و او آنان را وادار کرد به شهوترانی... و در زن و خانواده با یکدیگر شرکت کنند و کسی را از آمیزش با زن مرد دیگر باز ندارند.
اشتراکی بودن #زن و عبارتی؛ زن در حکم کالای جنسی، اتهامی است که بیشتر مورخان اسلامی هم کم و بیش به همین صورت به #خرمدینان به عنوان پیروان #مزدک وارد کرده اند.
اما این اتهام را بررسی میکنیم:
مزدکی بودن خرمدینان و عقاید مزدک یک بحث جداگانه است.
چرا که یک فاصله چند قرنی با خود مزدک دارد.
ممکن است عقاید مزدکیان دستخوش تغیرات شده یا با توجه به این فاصله و آشنا نبودن کامل مورخان اسلامی به عقاید دین زرتشتی؛ متاسفانه نمیتوان تمام این سخنان را مال مزدکیان نامید، و برای درک درست، باید به عقاید مزدک که بر پایه #گاتها بوده مراجعه کرد بعد میتوان این پازل را حل کرد.
صرف رجوع کردن به کتابهای مورخان اسلامی جواب حل مسئله نیست و کار باید از #منبع_اصلی بررسی شود.
عقاید #مزدک که بر دو پایه اصلی سازگار بوده:
تقسیم مساوی #ثروت، بدون در نظر گرفتن تهیدست یا توانگر بودن افراد.
#برابری زن و مرد و حقوق مساوی آنان.
که همه برگرفته از آیین زرتشت است.
چطور ممکن است کسی که برابری زن و مرد از اصول عقایدش باشد زن را کالای جنسی بداند؟
البته نمیتوان فقط مورخان اسلامی را مقصر نا آگاهی دانست.
#روحانیان_زرتشتی نیز در بد جلوه دادن مزدک هم از مقصران اصلی هستند در ترویج اطلاعات نادرست.
مزدک به عنوان یک موبد اصلاح طلب قصد تغیرات داشت نه تغیراتی از جنس من درآوردی بله برگشت به اصل آیین زرتشت؛ که متاسفانه توسط روحانیون زرتشتی بلند پایه ساسانی دستخوش تغیرات شده بود؛ تغیراتی از جنس منافع شخصی.
به همین دلیل، تبلیغات ضد مزدکی گسترده ای را انجام دادند.
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
🔴آقای احمدینژاد، کار ۷۰ ساله را ظرف ۸ سال انجام داد!!
✔️ از زمان تأسیس دانشگاه تهران در سال 1313 تا پایان دوره اصلاحات که 71 سال طول میکشد، مجموعاً چیزی نزدیک به 65 دانشگاه داریم. اما در بازه 84 تا 92 یعنی 8 سال دوره آقای احمدینژاد، ما کار 70 ساله را ظرف 8 سال انجام دادیم؛ یعنی تعداد دانشگاهمان 140 تا شد؛ یعنی یکدفعه با یک گسترش نجومی مواجه شدیم.
✔️ بدون اینکه توجه کنیم این دانشگاهها نیاز به زیرساخت دارند، نیاز به عضو هیئتعلمی مجرب دارند، نیاز به تجهیزات دارند، و اینکه اصلاً تأسیس این دانشگاهها نیاز بهنوعی آمایش سرزمین داشتند.
✔️ مثلاً در شهر بجنورد الآن چیزی حدود 28 دانشگاه داریم! آیا این جامعه کشش این تعداد دانشگاه را دارند؟ این رقم که عرض کردم تنها در عرصه دانشگاههای دولتی بود.
✔️ ما تا پایان سال 84 حدود 75 دانشگاه غیرانتفاعی داریم که در پایان سال 92 این رقم به 350 میرسد، یعنی 5 برابر گسترش پیدا کرد، بدون هیچ برآورد دقیق که ما اصلاً اینهمه دانشگاه برای چه میخواهیم؟
✔️ درعینحال که خیلی از استادها اخراج میشدند و یا بازنشسته، تعداد دانشجویان دکتری را بهیکباره چند برابر کردیم و تعداد دانشجویان دکتری را به رقم 150 هزار نفر رساندیم؛ یعنی دقیقاً 5/2 برابر تعداد دانشجویان دکتری ژاپن! درحالیکه ما استاد لازم برای تقویت اینها نداشتیم. چون استادی میتواند در این مقطع تدریس کند که 20 سال سابقه داشته باشد.
✔️ وقتی 70 درصد، 80 درصد دوره دکتری تحقیق است، برای گسترش دکتری باید یک نسبتی منطقی باشد بین تولید ناخالص ملی و سهم پژوهش؛ در بسیاری از کشورهای درحالتوسعه مانند کره، ترکیه و برزیل این نسبت چیزی بین 1.7 تا 2.5 درصد GDP یا تولید ناخالص ملی است. در کشورهای توسعهیافته به سمت 3 و 4 درصد میرود؛ یعنی 4 درصد تولید ناخالص ملی سهم پژوهش است، اما در ایران این رقم کمتر از زیر 1 درصد است. این در حالی است که بخشی از آن هم صرف پژوهش نمیشود و صرف حواشی پژوهش میشود.
✔️ ما دو برابر ژاپن دانشجوی دکتری تولید میکنیم درصورتیکه اعتبار پژوهش ما یکششم یا یکهفتم ژاپن است. نتیجه میشود، بحران کیفیت؛ انبوه افراد مدرکداری که از کیفیت لازم برخوردار نیستند. ما بهیکباره 600 هزار دانشجوی کارشناسی ارشد پیدا کردیم. نتیجه همه اینها این شده است که شما از خیابان 16 آذر تا سر وصال اگر بروید، حدود 600 – 700 متر است، حدود 20 نفر تابلو بلند کردند که پایاننامه مینویسیم.
#دکتر_غلامرضا_ظریفیان
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
🔴آقای احمدینژاد، کار ۷۰ ساله را ظرف ۸ سال انجام داد!!
✔️ از زمان تأسیس دانشگاه تهران در سال 1313 تا پایان دوره اصلاحات که 71 سال طول میکشد، مجموعاً چیزی نزدیک به 65 دانشگاه داریم. اما در بازه 84 تا 92 یعنی 8 سال دوره آقای احمدینژاد، ما کار 70 ساله را ظرف 8 سال انجام دادیم؛ یعنی تعداد دانشگاهمان 140 تا شد؛ یعنی یکدفعه با یک گسترش نجومی مواجه شدیم.
✔️ بدون اینکه توجه کنیم این دانشگاهها نیاز به زیرساخت دارند، نیاز به عضو هیئتعلمی مجرب دارند، نیاز به تجهیزات دارند، و اینکه اصلاً تأسیس این دانشگاهها نیاز بهنوعی آمایش سرزمین داشتند.
✔️ مثلاً در شهر بجنورد الآن چیزی حدود 28 دانشگاه داریم! آیا این جامعه کشش این تعداد دانشگاه را دارند؟ این رقم که عرض کردم تنها در عرصه دانشگاههای دولتی بود.
✔️ ما تا پایان سال 84 حدود 75 دانشگاه غیرانتفاعی داریم که در پایان سال 92 این رقم به 350 میرسد، یعنی 5 برابر گسترش پیدا کرد، بدون هیچ برآورد دقیق که ما اصلاً اینهمه دانشگاه برای چه میخواهیم؟
✔️ درعینحال که خیلی از استادها اخراج میشدند و یا بازنشسته، تعداد دانشجویان دکتری را بهیکباره چند برابر کردیم و تعداد دانشجویان دکتری را به رقم 150 هزار نفر رساندیم؛ یعنی دقیقاً 5/2 برابر تعداد دانشجویان دکتری ژاپن! درحالیکه ما استاد لازم برای تقویت اینها نداشتیم. چون استادی میتواند در این مقطع تدریس کند که 20 سال سابقه داشته باشد.
✔️ وقتی 70 درصد، 80 درصد دوره دکتری تحقیق است، برای گسترش دکتری باید یک نسبتی منطقی باشد بین تولید ناخالص ملی و سهم پژوهش؛ در بسیاری از کشورهای درحالتوسعه مانند کره، ترکیه و برزیل این نسبت چیزی بین 1.7 تا 2.5 درصد GDP یا تولید ناخالص ملی است. در کشورهای توسعهیافته به سمت 3 و 4 درصد میرود؛ یعنی 4 درصد تولید ناخالص ملی سهم پژوهش است، اما در ایران این رقم کمتر از زیر 1 درصد است. این در حالی است که بخشی از آن هم صرف پژوهش نمیشود و صرف حواشی پژوهش میشود.
✔️ ما دو برابر ژاپن دانشجوی دکتری تولید میکنیم درصورتیکه اعتبار پژوهش ما یکششم یا یکهفتم ژاپن است. نتیجه میشود، بحران کیفیت؛ انبوه افراد مدرکداری که از کیفیت لازم برخوردار نیستند. ما بهیکباره 600 هزار دانشجوی کارشناسی ارشد پیدا کردیم. نتیجه همه اینها این شده است که شما از خیابان 16 آذر تا سر وصال اگر بروید، حدود 600 – 700 متر است، حدود 20 نفر تابلو بلند کردند که پایاننامه مینویسیم.
#دکتر_غلامرضا_ظریفیان
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#داستان_کوتاه
#از_دست_این_زن_ها
نویسنده: تهمینه بروجردی
مژه هایش، روی چشمی "سیمینوف" مثل برف پاک کن می رفت و می آمد. یک برگ قهوه ای طلایی، لای سنگ های آنطرف سنگر به پشت گرمی باد ملایم تقلا می کرد تا پرواز کند. نسیم کمی تکانش می داد و دوباره سرجایش می گذاشت. اما آنقدر غبار از روی زمین بلند می کرد که دید محمد را چند ثانیه تار کند.
خوابش می آمد. باید سنگر آنطرف خط مرزی را می پایید. وقتی فرمانده شان بیرون می آمد، فقط چند ثانیه وقت داشت او را بزند. تنش را روی زمین سفت خاکریز جا به جا کرد. با آرنج بالش کوچک زیر دستش را به سمت سینه اش سراند. اگر فرمانده خودشان، بالش را می دید توبیخ می شد. اما اینطوری سنگریزه ها کمتر توی تنش می رفت. دیرتر خسته می شد.
زری دوزی های زبر حاشیه بالش، کمی ساق دستش را قلقلک داد. دم آمدن به ساجده گفته بود:" این ها چیه بهش دوختی؟" و خندیده بود. تفنگ را دوباره روی هدف میزان کرد و فکر کرد:" از دست این زن ها. آخه پارچه اش رو چرا صورتی چرک خریدی؟" ساجده روی بالش را با گلهای بنفش و سرخابی گلدوزی کرده بود. در آن دنیای مردانه خاکی رنگ، یک چیز صورتی بنفش سو سو می زد.
دو سه تایی از بچه ها که بالش را دیده بودند سر به سرش گذاشته بودند:" نه به اون نمره بیست تک تیراندازیت، نه به این بالش صورتی دخترونه." سرخ شده بود.
اگر می خواست هم نمی توانست بالش را کنار بگذارد. بوی دست های ساجده را می داد. بوی نخ هایی که مال جاقرقره ای مخمل سفید توی کمد اتاق خواب بودند. صورت ساجده را با همه نازهایش می دید و رازهای زنانه اش لای سفیدی پنبه های بالش با دل محمد قایم باشک بازی می کرد. همه اینها نمی گذاشت یادش برود بعد از جنگ خانه ای هست.
نفس بلندی کشید و چشم هایش را بست. لبخند روی لب، بدنش را کش داد. خستگی چند ساعت بی حرکت ماندن داشت در می رفت. حس سرخوشی از نرمی نازبالش های خانه، تنش را مور مور کرد و دلش از خیال نوازش های ساجده وقتی بغلش می کرد، غنج رفت.
سه ثانیه بعد قطره های خون از سرش، روی زمین خاکستری ریخت. فرصت نکرد چشمهایش را باز کند و همانطور روی بالش به خواب رفت.
تک تیرانداز سنگر رو به رو، بازی را برده بود. لابد زنی توی زندگی اش نبود.
#تهمینه_بروجردی
#داستان_جنگ_تک_تیرانداز
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️
#داستان_کوتاه
#از_دست_این_زن_ها
نویسنده: تهمینه بروجردی
مژه هایش، روی چشمی "سیمینوف" مثل برف پاک کن می رفت و می آمد. یک برگ قهوه ای طلایی، لای سنگ های آنطرف سنگر به پشت گرمی باد ملایم تقلا می کرد تا پرواز کند. نسیم کمی تکانش می داد و دوباره سرجایش می گذاشت. اما آنقدر غبار از روی زمین بلند می کرد که دید محمد را چند ثانیه تار کند.
خوابش می آمد. باید سنگر آنطرف خط مرزی را می پایید. وقتی فرمانده شان بیرون می آمد، فقط چند ثانیه وقت داشت او را بزند. تنش را روی زمین سفت خاکریز جا به جا کرد. با آرنج بالش کوچک زیر دستش را به سمت سینه اش سراند. اگر فرمانده خودشان، بالش را می دید توبیخ می شد. اما اینطوری سنگریزه ها کمتر توی تنش می رفت. دیرتر خسته می شد.
زری دوزی های زبر حاشیه بالش، کمی ساق دستش را قلقلک داد. دم آمدن به ساجده گفته بود:" این ها چیه بهش دوختی؟" و خندیده بود. تفنگ را دوباره روی هدف میزان کرد و فکر کرد:" از دست این زن ها. آخه پارچه اش رو چرا صورتی چرک خریدی؟" ساجده روی بالش را با گلهای بنفش و سرخابی گلدوزی کرده بود. در آن دنیای مردانه خاکی رنگ، یک چیز صورتی بنفش سو سو می زد.
دو سه تایی از بچه ها که بالش را دیده بودند سر به سرش گذاشته بودند:" نه به اون نمره بیست تک تیراندازیت، نه به این بالش صورتی دخترونه." سرخ شده بود.
اگر می خواست هم نمی توانست بالش را کنار بگذارد. بوی دست های ساجده را می داد. بوی نخ هایی که مال جاقرقره ای مخمل سفید توی کمد اتاق خواب بودند. صورت ساجده را با همه نازهایش می دید و رازهای زنانه اش لای سفیدی پنبه های بالش با دل محمد قایم باشک بازی می کرد. همه اینها نمی گذاشت یادش برود بعد از جنگ خانه ای هست.
نفس بلندی کشید و چشم هایش را بست. لبخند روی لب، بدنش را کش داد. خستگی چند ساعت بی حرکت ماندن داشت در می رفت. حس سرخوشی از نرمی نازبالش های خانه، تنش را مور مور کرد و دلش از خیال نوازش های ساجده وقتی بغلش می کرد، غنج رفت.
سه ثانیه بعد قطره های خون از سرش، روی زمین خاکستری ریخت. فرصت نکرد چشمهایش را باز کند و همانطور روی بالش به خواب رفت.
تک تیرانداز سنگر رو به رو، بازی را برده بود. لابد زنی توی زندگی اش نبود.
#تهمینه_بروجردی
#داستان_جنگ_تک_تیرانداز
@flith کانال پروازفکرواندیشه❄️